بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 146

بسيار بى‌ارزش است. اينها براى ملت ايران تجربه است. «1» 10- سرنوشت انقلابها بعد از ايجاد رابطه‌ ... اين سرنوشت آن انقلابها بود. عامل اين برگشتن‌ها چه بود؟
مهمترين عامل، اين بود كه آن پيوند تحميلى ميان قدرت فائقه حكومت متجاوز و مستبد امريكا با اين كشورها منقطع نشده بود. وجود رابطه‌ى بين آن دو موجب مى‌شد تا طرف قوى‌تر از آن رابطه استفاده كند و به طرف ضعيف‌تر فشار بياورد. امريكاييها در مجالس، در مذاكره در پشت ميزها و در معاملات گوناگون آن قدر فشار مى‌آوردند تا بالاخره طرف مقابل را وادار كنند كه ميدان را به نفع امريكاييها خالى كنند و آنها هم مى‌كردند. «2» 11- شرايط ايجاد مناسبات‌ 1/ 11- تحقق شرايط پيشنهادى امام (ره)
امريكا از مصاديق و مواردى است كه ما ارتباط با او را قبول نداريم و رد مى‌كنيم. سؤال مى‌شود تا كى؟ پاسخ اين پرسش را، هم امام رحمه الله و هم همه‌ى كسانى كه در اين باره صحبت كرده‌اند، گفته اند: تا وقتى كه سياستهاى مبنى بر زور و ظلم و فشار و خصومت با جمهورى اسلامى و


صفحه 147

حمايت از دشمنان جمهورى اسلامى و پشتيبانى بى‌قيد و شرط از دولت صهيونيستى خاتمه پيدا كند. امام فرمودند: «تا وقتى كه آدم بشود». يعنى اين روشهاى غلط را اصلاح بكند. «1» 2/ 11- تغيير سياستهاى خصمانه‌ تا وقتى كه نظام جمهورى اسلامى در خط صحيح حركت مى‌كند، تا وقتى كه آرمانها و اهداف قرآنى و الهى و اسلامى بر ما و بر اين نظام حاكم است، اين نفرت و مقابله با سردمداران استكبار جهانى- و در رأس همه امريكا- به قوت خود باقى است. اگر آنها رفتارشان را عوض بكنند، اين عوض خواهد شد، كه البته ما چنين گمانى را نداريم و بعيد مى‌دانيم. «2» تا وقتى كه امريكا در چنين مواضعى قرار دارد، ما رابطه با او را رد مى‌كنيم. تا وقتى كه سياست امريكا بر دروغ و فريب و جنايت و حمايت از دولت پليدى مثل اسرائيل و ظلم به ملتهاى مستضعف استوار است و تا وقتى كه خاطره‌ى جنايتهايى كه از طرف سردمداران امريكايى نسبت به ملت ايران انجام گرفته، در ذهن ملت ماست و جبران نشده- مثل خاطره‌ى سقوط هواپيما، مثل مسدود كردن داراييها و اموال ملت ايران در امريكا- امكان ندارد ما با دولت امريكا مذاكره كنيم يا با او رابطه‌يى برقرار نماييم. «3» (ملت ايران) امريكا را كه شيطان بزرگ و رأس فتنه‌ى استكبار است، تا وقتى به روشهاى كنونى خود پاى‌بند است، دشمن خود به حساب خواهد


صفحه 148

آورد و دست دوستى به سوى او دراز نخواهد كرد. «1» 3/ 11- حذف خوى سلطه‌طلبى‌ جمهورى اسلامى، رابطه با رژيم امريكا را كه رمز و نشانه‌ى قلدرى و سلطه‌ى ناحق و مظهر ستم به ملتهاى ضعيف عالم است، مردود مى‌داند و تا وقتى آن رژيم، مستكبرانه به ملتها ظلم مى‌كند، در دولتها و كشورها دخالت مى‌كند، از رژيمهاى نامشروعى چون رژيم منفور صهيونيستى حمايت مى‌كند، با نهضتهاى آزاديخواهانه و بيدارى ملتها ستيزه مى‌كند و بخصوص با ملت مسلمان پيشگام ايران و ملتهاى به پا خواسته‌ى مسلمان دشمنى مى‌ورزد، هرگز با آن رژيم رابطه برقرار نخواهد كرد. «2» تا وقتى كه مسلمانان در هر نقطه‌يى از عالم، در هر منطقه‌ى ما، در خليج فارس در كشور عراق و در نقاط مختلف مستقيم و غير مستقيم، از قِبل سياستهاى امريكا فشار و محنت مى‌بينند، مگر ممكن است كه يك لحظه نسبت به آن رژيم زورگوى قدّار انسان‌كشِ نسل‌كش، حسن ظن پيدا كنيم؟ مگر چنين چيزى مى‌شود؟ «3» 4/ 11- احترام متقابل‌ در ايران، هيچ كس طرفدار و متمايل به مذاكره و ارتباط با امريكا نيست. اين حرفهايى كه گفته مى‌شود، حرفهاى ديگرى است كه اصلًا


صفحه 149

ربطى به رابطه و مذاكره ندارد. ما از امريكا طلبكاريم كه بايد آن را به ما پس بدهد. شكى نيست كه اموال ما در آن جا مسدود است و بايستى آنها را باز كند و حق را به حقدار بدهد. طلب ما از امريكا و مسدود بودن اموالمان در آن‌جا، ربطى به ارتباط سياسى ندارد. بايد حق را به صاحبش بدهند. غير از اين استثناها، ما در ايجاد ارتباط باز عمل مى‌كنيم و هيچ شرطى جز ارتباط سالم مبتنى بر منافع طرفين و عدم ابتنا بر زورگويى و سلطه‌گرى نداريم. «1» 5/ 11- عدم حمايت از مخالفان نظام‌ امريكا بايد به خاطر حمايت خود از ضد انقلابيون و منافقان و قاتلان مردم، توبه كند. مادامى كه اين توبه‌هاى سياسى انجام نگيرد؛ دشمنى و خشم ملت ايران نسبت به ابرقدرتها- خصوصاً شيطان بزرگ؛ امريكا- به هيچ وجه كم نخواهد شد. «2»


صفحه 150

اين صفحه در کتاب اصلي بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 151

فصل يازدهم: امام خمينى و آمريكا 1- رهبرى مبارزه‌ در بحبوحه‌ى تلاشهاى استعمار- امريكا و غير امريكا- و در اوج پيروزى استكبار، ناگهان در يك نقطه‌ى بسيار حساس، يك انقلاب عظيم همراه با رهبرى فوق العاده و بى نظير، در ميان احساسات و عواطف و آگاهيها و نيروهاى مخلصانه و صادقانه‌ى يك ملت قهرمان- كه اسلام بكلى آنها را منقلب كرده و ترس را از وجودشان ريخته- سر مى‌كشد. تمام نقشه‌هايشان به هم ريخت. «1» در هنگامه‌ى پر شور پيروزى، آن گاه كه كشتى انقلاب، با حكمت و توكل كشتيبان، بر روى امواج متلاطم حوادث، با صلابت و قدرت پيش رفته و به ساحل نجات رسيده بود، دست نيرومند انقلاب گريبان استكبار را گرفت و


صفحه 152

آن را از مسند موهوم شكست ناپذيرى- كه از تبليغات دروغين خود و اوهام توده‌هاى غافل جهان ساخته بود- به زير كشيد و با تحقير دولت مستكبر امريكا، دل ملتهاى تحقير شده‌ى جهان را شاد كرد. «1» مقاومت و قيام و روحيه‌ى پولادين و سخن حق و مشت گره كرده‌ى شما، مسلمانان دنيا را زنده كرد. استكبار نمى‌تواند اين را علاج كند. ما ضربه و شكست را بر امريكا و استكبار وارد كرديم. امام؛ اين بذر را پاشيد. «2» امام بزرگوار ما اين بذر را پاشيده و امريكا چه بخواهد و چه نخواهد، نهال اسلام و انقلاب اسلامى در حال رشد است. مرتجعان و وابستگان به امريكا، چه بخواهند و چه نخواهند، اين حركت رو به ادامه و استمرار است. «3» 2- نجات ايران اسلامى‌ اين جا، همان مملكتى است كه رئيس جمهور امريكا، كمك چند ده ميليونى خود به دولت ايران را متوقف به تعيين فردى كه وابسته به امريكاست؛ كرده بود. اين جا، همان مملكتى است كه امريكا- قدرت زورگو و گردن كلفت جهانى- رئيس آن را، رعيت خود مى‌دانست و با او،


صفحه 153

مثل يك رعيت رفتار مى‌كرد. اين جا، همان مملكتى است كه آرا و افكار و ايمان و دلبستگيها و خواست مردم، هيچ تأثيرى در تعيين سرنوشت اقتصادى و سياسى آنها نداشته است. دست قدرتمند معمار انقلاب و پدر جمهورى اسلامى، اين كشور و ملت را به كشور و ملتى تبديل كرد كه در طول اين ده سال، بزرگترين و سنگين‌ترين تحقيرها را نسبت به همان قدرتهاى گردن كلفت و قلدر دنيا روا داشت و تاكنون هيچ ملتى مثل ملت ما، رژيم مستكبر و زورگوى امريكا را اين گونه تحقير نكرده است. همه‌ى دنيا هم به اين موضوع اعتراف كرده‌اند. «1» ملت بزرگ ايران با رهبرى و هدايت امام عظيم الشأن (ره) كار بزرگى را انجام داد كه در واقع يك افسانه و باور نكردنى بود. سرزمين بزرگ ايران با ذخاير عظيم طبيعى- از جمله نفت- و با اين موقعيت حساس و جايگاه مهم جغرافيايى از دست امريكا خارج شد و حكومت دست نشانده، مطيع، گوش به فرمان، مخلص و مريد امريكا از ميان رفت؛ آنچه كه امريكا براى حفظ كشورهاى كوچكى چون هائيتى، پاناما و كويت انجام داد، بوضوح نشان مى‌دهد كه خارج كردن ايران از دست امريكا و استقرار نظامى مستقل و اسلامى در آن تا چه حد به يك افسانه شبيه است. «2»