بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 149

ربطى به رابطه و مذاكره ندارد. ما از امريكا طلبكاريم كه بايد آن را به ما پس بدهد. شكى نيست كه اموال ما در آن جا مسدود است و بايستى آنها را باز كند و حق را به حقدار بدهد. طلب ما از امريكا و مسدود بودن اموالمان در آن‌جا، ربطى به ارتباط سياسى ندارد. بايد حق را به صاحبش بدهند. غير از اين استثناها، ما در ايجاد ارتباط باز عمل مى‌كنيم و هيچ شرطى جز ارتباط سالم مبتنى بر منافع طرفين و عدم ابتنا بر زورگويى و سلطه‌گرى نداريم. «1» 5/ 11- عدم حمايت از مخالفان نظام‌ امريكا بايد به خاطر حمايت خود از ضد انقلابيون و منافقان و قاتلان مردم، توبه كند. مادامى كه اين توبه‌هاى سياسى انجام نگيرد؛ دشمنى و خشم ملت ايران نسبت به ابرقدرتها- خصوصاً شيطان بزرگ؛ امريكا- به هيچ وجه كم نخواهد شد. «2»


صفحه 150

اين صفحه در کتاب اصلي بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 151

فصل يازدهم: امام خمينى و آمريكا 1- رهبرى مبارزه‌ در بحبوحه‌ى تلاشهاى استعمار- امريكا و غير امريكا- و در اوج پيروزى استكبار، ناگهان در يك نقطه‌ى بسيار حساس، يك انقلاب عظيم همراه با رهبرى فوق العاده و بى نظير، در ميان احساسات و عواطف و آگاهيها و نيروهاى مخلصانه و صادقانه‌ى يك ملت قهرمان- كه اسلام بكلى آنها را منقلب كرده و ترس را از وجودشان ريخته- سر مى‌كشد. تمام نقشه‌هايشان به هم ريخت. «1» در هنگامه‌ى پر شور پيروزى، آن گاه كه كشتى انقلاب، با حكمت و توكل كشتيبان، بر روى امواج متلاطم حوادث، با صلابت و قدرت پيش رفته و به ساحل نجات رسيده بود، دست نيرومند انقلاب گريبان استكبار را گرفت و


صفحه 152

آن را از مسند موهوم شكست ناپذيرى- كه از تبليغات دروغين خود و اوهام توده‌هاى غافل جهان ساخته بود- به زير كشيد و با تحقير دولت مستكبر امريكا، دل ملتهاى تحقير شده‌ى جهان را شاد كرد. «1» مقاومت و قيام و روحيه‌ى پولادين و سخن حق و مشت گره كرده‌ى شما، مسلمانان دنيا را زنده كرد. استكبار نمى‌تواند اين را علاج كند. ما ضربه و شكست را بر امريكا و استكبار وارد كرديم. امام؛ اين بذر را پاشيد. «2» امام بزرگوار ما اين بذر را پاشيده و امريكا چه بخواهد و چه نخواهد، نهال اسلام و انقلاب اسلامى در حال رشد است. مرتجعان و وابستگان به امريكا، چه بخواهند و چه نخواهند، اين حركت رو به ادامه و استمرار است. «3» 2- نجات ايران اسلامى‌ اين جا، همان مملكتى است كه رئيس جمهور امريكا، كمك چند ده ميليونى خود به دولت ايران را متوقف به تعيين فردى كه وابسته به امريكاست؛ كرده بود. اين جا، همان مملكتى است كه امريكا- قدرت زورگو و گردن كلفت جهانى- رئيس آن را، رعيت خود مى‌دانست و با او،


صفحه 153

مثل يك رعيت رفتار مى‌كرد. اين جا، همان مملكتى است كه آرا و افكار و ايمان و دلبستگيها و خواست مردم، هيچ تأثيرى در تعيين سرنوشت اقتصادى و سياسى آنها نداشته است. دست قدرتمند معمار انقلاب و پدر جمهورى اسلامى، اين كشور و ملت را به كشور و ملتى تبديل كرد كه در طول اين ده سال، بزرگترين و سنگين‌ترين تحقيرها را نسبت به همان قدرتهاى گردن كلفت و قلدر دنيا روا داشت و تاكنون هيچ ملتى مثل ملت ما، رژيم مستكبر و زورگوى امريكا را اين گونه تحقير نكرده است. همه‌ى دنيا هم به اين موضوع اعتراف كرده‌اند. «1» ملت بزرگ ايران با رهبرى و هدايت امام عظيم الشأن (ره) كار بزرگى را انجام داد كه در واقع يك افسانه و باور نكردنى بود. سرزمين بزرگ ايران با ذخاير عظيم طبيعى- از جمله نفت- و با اين موقعيت حساس و جايگاه مهم جغرافيايى از دست امريكا خارج شد و حكومت دست نشانده، مطيع، گوش به فرمان، مخلص و مريد امريكا از ميان رفت؛ آنچه كه امريكا براى حفظ كشورهاى كوچكى چون هائيتى، پاناما و كويت انجام داد، بوضوح نشان مى‌دهد كه خارج كردن ايران از دست امريكا و استقرار نظامى مستقل و اسلامى در آن تا چه حد به يك افسانه شبيه است. «2»


صفحه 154

3- بازگشت به افتخار ملى‌ قدرتهاى خارجى- مدتى انگليسيها و مدتى هم روسها و ديگر دولتهاى اروپايى و پس از آن امريكاييها- ملت ما را تحقير كرده بودند.
ملت ما هم باور كرده بود كه قابليت و لياقت كارهاى بزرگ را ندارد، سازندگى از او بر نمى‌آيد، ابتكار از او ساخته نيست و ديگران بايد بر او آقايى كنند و به او زور بگويند! بنابراين، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ما كشته بودند؛ ولى امام عزيز ما، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ايران بيدار و زنده كردند. «1» 4- مبارزه با كاپيتولاسيون‌ امام رحمه الله در مقابل اين حادثه، «كاپيتولاسيون» موضع سختى گرفتند.
بيانات ايشان در سرتاسر كشور پخش شد و دستگاه وابسته‌ى به امريكا، احساس خطر كرد و با همان تشخيص غلطى كه معمولًا اصحاب شياطين دارند، اولًا خيال مى‌كردند فشار روى شخص، مقاومتها را كم مى‌كند؛ غافل از اين كه فشار بر مؤمنين، استقامتشان را زيادتر مى‌كند. ثانياً تصور مى‌كردند كه شخص را بايد از ميان بردارند؛ غافل از اين كه جريان، جريان‌


صفحه 155

الهى بود. آنها امام را تبعيد كردند و همان تبعيد تا هنگام بازگشت آن بزرگوار در دوازدهم بهمن نيز ادامه پيدا كرد. «1» قبل از انقلاب، امام با وسوسه و دخالت امريكاييها در كشور و با مسأله‌ى كاپيتولاسيون مخالفت كردند. به خاطر اين مبارزه، امام را در روز سيزده آبان تبعيد كردند. استكبار يعنى اين. به خيال خودشان حرف حق را در گلوى گوينده‌ى حق شكستند؛ البته اين صدا نشكست و- بحمداللَّه- شجره‌ى طيبه‌يى شد. «2» 5- رفتار امام بااتباع آمريكايى پس پيروزى اقلاب‌ 1/ 5- كرامت و بزرگوارى‌ در عين حال، بعد از آن كه انقلاب پيروز شد، انقلاب و مسؤولين و شخص امام بزرگوار، نسبت به امريكاييها در اين كشور حداكثر ارفاق را كردند؛ سفارتشان سر جاى خودش محفوظ بود، اول سفير و بعد كاردار داشتند. در روزهاى اول انقلاب، روزهاى 22 و 23 بهمن، اين جوانهاى پر شور و انقلابى چند نفر از آنها را دستگير كردند و به مدرسه‌ى رفاه و مدرسه‌ى علوى آوردند. بعد، امام به دست‌اندركاران پيام فرستاد كه مبادا كسى به اينها تعرض كند. هيچ كس به اينها تعرضى نكند، و بعد هم يكى‌


صفحه 156

يكى آنها را آزاد كردند. عده‌اى از آنها از كشور خارج شدند؛ ولى سفارتشان در اينجا مشغول كار و فعاليت بود. شما ببينيد رفتار اين انقلاب و اين ملت نجيب و آن امام كريم بزرگوار، در قبال امريكاييها در ايران پر از اغماض بود؛ در حالى- كه عرض كردم- اگر از سوى مردم و انقلابيون پر شور و شخص امام- كه مظهر صلابت و قدرت بود- هر تصميمى نسبت به آنها گرفته مى‌شد، كسى در دنيا ملامت نمى‌كرد و نمى‌توانست بكند. از آن طرف امريكاييها چه كار كردند؟ به جاى اينكه آنها اين كرامت و بزرگوارى را از امام بزرگوار و مردم مغتنم بشمارند و قدردانى كنند و پاسخ مناسب بدهند، به عكس، شروع به رفتارى شديداً خصمانه كردند. «1» اول انقلاب، مردم به خاطر بغضى كه نسبت به امريكاييها داشتند رفتند عناصرى از سفارت را گرفتند، دستگير كردند و به همين مدرسه رفاه و علوى- كه محل اقامت امام بزرگوار بود- آوردند؛ اما امام دستور دادند، اينها را آزاد كردند و وسايل را فراهم كردند كه اگر مى‌خواهند از كشور خارج بشوند با سلامت خارج بشوند و رفتند؛ كسى به اينها تعرض نكرد. «2» انقلاب پيروز شد. وقتى انقلاب پيروز شد، يكى از كارهايى كه مردم كردند، همان اول روزهاى 21 و 22 بهمن به سفارت امريكا رفتند و امريكاييها را گرفتند، و در آن روزها، آنجايى كه ما مستقر بوديم، من خودم ديدم كه چشمهاى اعضاى سفارت امريكا را بستند و به آنجا آرودند. من يقين داشتم كه امام دستور خواهند داد اينها را يا اعدام كنند و