مثل يك رعيت رفتار مىكرد. اين جا، همان مملكتى است كه آرا و افكار و ايمان و دلبستگيها و خواست مردم، هيچ تأثيرى در تعيين سرنوشت اقتصادى و سياسى آنها نداشته است. دست قدرتمند معمار انقلاب و پدر جمهورى اسلامى، اين كشور و ملت را به كشور و ملتى تبديل كرد كه در طول اين ده سال، بزرگترين و سنگينترين تحقيرها را نسبت به همان قدرتهاى گردن كلفت و قلدر دنيا روا داشت و تاكنون هيچ ملتى مثل ملت ما، رژيم مستكبر و زورگوى امريكا را اين گونه تحقير نكرده است. همهى دنيا هم به اين موضوع اعتراف كردهاند. «1» ملت بزرگ ايران با رهبرى و هدايت امام عظيم الشأن (ره) كار بزرگى را انجام داد كه در واقع يك افسانه و باور نكردنى بود. سرزمين بزرگ ايران با ذخاير عظيم طبيعى- از جمله نفت- و با اين موقعيت حساس و جايگاه مهم جغرافيايى از دست امريكا خارج شد و حكومت دست نشانده، مطيع، گوش به فرمان، مخلص و مريد امريكا از ميان رفت؛ آنچه كه امريكا براى حفظ كشورهاى كوچكى چون هائيتى، پاناما و كويت انجام داد، بوضوح نشان مىدهد كه خارج كردن ايران از دست امريكا و استقرار نظامى مستقل و اسلامى در آن تا چه حد به يك افسانه شبيه است. «2»
3- بازگشت به افتخار ملى قدرتهاى خارجى- مدتى انگليسيها و مدتى هم روسها و ديگر دولتهاى اروپايى و پس از آن امريكاييها- ملت ما را تحقير كرده بودند.
ملت ما هم باور كرده بود كه قابليت و لياقت كارهاى بزرگ را ندارد، سازندگى از او بر نمىآيد، ابتكار از او ساخته نيست و ديگران بايد بر او آقايى كنند و به او زور بگويند! بنابراين، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ما كشته بودند؛ ولى امام عزيز ما، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ايران بيدار و زنده كردند. «1» 4- مبارزه با كاپيتولاسيون امام رحمه الله در مقابل اين حادثه، «كاپيتولاسيون» موضع سختى گرفتند.
بيانات ايشان در سرتاسر كشور پخش شد و دستگاه وابستهى به امريكا، احساس خطر كرد و با همان تشخيص غلطى كه معمولًا اصحاب شياطين دارند، اولًا خيال مىكردند فشار روى شخص، مقاومتها را كم مىكند؛ غافل از اين كه فشار بر مؤمنين، استقامتشان را زيادتر مىكند. ثانياً تصور مىكردند كه شخص را بايد از ميان بردارند؛ غافل از اين كه جريان، جريان
الهى بود. آنها امام را تبعيد كردند و همان تبعيد تا هنگام بازگشت آن بزرگوار در دوازدهم بهمن نيز ادامه پيدا كرد. «1» قبل از انقلاب، امام با وسوسه و دخالت امريكاييها در كشور و با مسألهى كاپيتولاسيون مخالفت كردند. به خاطر اين مبارزه، امام را در روز سيزده آبان تبعيد كردند. استكبار يعنى اين. به خيال خودشان حرف حق را در گلوى گويندهى حق شكستند؛ البته اين صدا نشكست و- بحمداللَّه- شجرهى طيبهيى شد. «2» 5- رفتار امام بااتباع آمريكايى پس پيروزى اقلاب 1/ 5- كرامت و بزرگوارى در عين حال، بعد از آن كه انقلاب پيروز شد، انقلاب و مسؤولين و شخص امام بزرگوار، نسبت به امريكاييها در اين كشور حداكثر ارفاق را كردند؛ سفارتشان سر جاى خودش محفوظ بود، اول سفير و بعد كاردار داشتند. در روزهاى اول انقلاب، روزهاى 22 و 23 بهمن، اين جوانهاى پر شور و انقلابى چند نفر از آنها را دستگير كردند و به مدرسهى رفاه و مدرسهى علوى آوردند. بعد، امام به دستاندركاران پيام فرستاد كه مبادا كسى به اينها تعرض كند. هيچ كس به اينها تعرضى نكند، و بعد هم يكى
يكى آنها را آزاد كردند. عدهاى از آنها از كشور خارج شدند؛ ولى سفارتشان در اينجا مشغول كار و فعاليت بود. شما ببينيد رفتار اين انقلاب و اين ملت نجيب و آن امام كريم بزرگوار، در قبال امريكاييها در ايران پر از اغماض بود؛ در حالى- كه عرض كردم- اگر از سوى مردم و انقلابيون پر شور و شخص امام- كه مظهر صلابت و قدرت بود- هر تصميمى نسبت به آنها گرفته مىشد، كسى در دنيا ملامت نمىكرد و نمىتوانست بكند. از آن طرف امريكاييها چه كار كردند؟ به جاى اينكه آنها اين كرامت و بزرگوارى را از امام بزرگوار و مردم مغتنم بشمارند و قدردانى كنند و پاسخ مناسب بدهند، به عكس، شروع به رفتارى شديداً خصمانه كردند. «1» اول انقلاب، مردم به خاطر بغضى كه نسبت به امريكاييها داشتند رفتند عناصرى از سفارت را گرفتند، دستگير كردند و به همين مدرسه رفاه و علوى- كه محل اقامت امام بزرگوار بود- آوردند؛ اما امام دستور دادند، اينها را آزاد كردند و وسايل را فراهم كردند كه اگر مىخواهند از كشور خارج بشوند با سلامت خارج بشوند و رفتند؛ كسى به اينها تعرض نكرد. «2» انقلاب پيروز شد. وقتى انقلاب پيروز شد، يكى از كارهايى كه مردم كردند، همان اول روزهاى 21 و 22 بهمن به سفارت امريكا رفتند و امريكاييها را گرفتند، و در آن روزها، آنجايى كه ما مستقر بوديم، من خودم ديدم كه چشمهاى اعضاى سفارت امريكا را بستند و به آنجا آرودند. من يقين داشتم كه امام دستور خواهند داد اينها را يا اعدام كنند و
يا مثلًا زندانى نمايند. بر خلاف تصور همه و بر خلاف تصور خود امريكاييها، امام دستور دادندكه اينها را آزاد كردند و به سفارتشان رفتند.
البته بعضىشان از ايران رفتند؛ چون اوضاع ايران را براى خودشان مناسب ندانستند؛ البته بعضى هم در ايران ماندند. «1» 6- سياست امام در برابر آمريكا 1/ 6- استقامت در مبارزه ما در هيچ مسألهيى از مسايل جهانى، در طول هشت سال جنگ، به خاطر جلب نظر و رضاى امريكا و شوروى، كوتاه نيامديم. همه هم از همه طرف به ما تفهيم مىكردند كه راه مهربان شدن و ملايم شدن امريكا و شوروى با شما، اين است كه از مواضع با صلابت و سرسخت خودتان كوتاه بياييد و عقب نشينى كنيد! اما رهبرى عظيم الشأن ملت ايران و اين ملت بزرگوار و شجاع، يك قدم عقب نشينى نكرد. «2» 2/ 6- قطع نفوذ عوامل و طرفداران آمريكا ... كسانى كه از اول انقلاب هم دلشان با امريكاييها بود. سر سفرهى امام و سر سفرهى انقلاب نشسته بودند، بعضى پستهاى حساس را هم تصرف كرده بودند، اما دلشان با امريكا بود. امام به پشتيبانى اين ملت،
دست اينها را قطع كرد. «1» رژيم امريكا ضربه خ آمريكا از ديدگاه رهبرى 173 1 - توطئههاى سياسى فرهنگى ص : 171 ورد، لكن به فكر افتاد، حالا با اين واقعيت خودش را وفق بدهد؛ چه كار كنيم! نقشه اين شد كه كارى كنند كه كسانى در اين كشور با عنوان انقلاب سر كار بيايند، كه رسماً انقلابى باشد، اما باطناً همان ارتباطات و روابط حسنه و به تدريج همان سلطهپذيرى را داشته باشند. اول كار، همين هم شد و داشت بيشتر مىشد. اگر حضور قوى و تعيين كنندهى امام نمىبود، همان طور هم مىشد. حادثهى 13 آبان 58 هم البته ضربهى محكمى زد، امام هم مثل كوه استوار ايستادند. آنچه را كه آنها فكر مىكردند، بعكس شد؛ يعنى نه فقط انقلاب به رنگ امريكايى در نيامد، بلكه روح استقلالطلبى و جدايى از نفوذ روزافزون امريكا در مردم تقويت شد. «2»
فصل دوازدهم: موضعگيريهاى مقام معظم رهبرى 1- تصرف لانه جاسوسى تأييد تصرف من امروز عرض مىكنم كه اين كار دانشجويان ما در سال 58 يكى از بهترين كارهايى بود كه در اين انقلاب انجام گرفت. «1» 2- حضور آمريكا در منطقه 1/ 2- اخطار امريكا هيچ حقى ندارد كه در منطقه بماند، يا در امور منطقه دخالت بكند. امريكا يك متجاوز است؛ بايد هر چه زودتر از منطقه خارج بشود و برود و بداند كه تاوان آنچه را كه انجام داده، خواهد داد. «2» 2/ 2- ممانعت از نفوذ ما هرگز نخواستهايم و نمىخواهيم كه ژاندارم منطقه باشيم و به هيچ
قدرتى هم اعم از منطقهاى و خارج از آن و بخصوص امريكا- كه امروز در تلاش است تا نقش ژاندارمى منطقه را به خود اختصاص دهد- نيز اجازه نمىدهيم ژاندارم اين منطقه باشند. «1» در منطقهيى كه ما حضور و نفوذ داريم و در هر جا كه سخن ما- كه سخن اسلام است- به گوش مسلمانى مىرسد، نخواهيم گذاشت كه امريكاييها جاى پا درست كنند و آن جا را به منطقهى اقتدار خودشان تبديل نمايند؛ و تدبير امور مسلمانان، بخصوص تدبير مناطق مقدس در نظر مسلمانان و حرمين شريفين را به عهده بگيرند. مگر مسلمانان مردهاند؟! مگر جوانان مسلمان و هستههاى حزب اللَّه در سرتاسر عالم مردهاند؟! «2» 3/ 2- نفرت امريكاييها بدانند كه حضور آنها در منطقهى خليج فارس و در كشورهاى اسلامى حول و حوش خليج فارس، امروز از نظر تمام ملتهاى مسلمان جهان، يك امر منفور و مورد انزجار است. «3» 4/ 2- محكوميت امريكاييها در اين منطقه، مسايلى خواهند داشت. آن طورى كه اينها