دست اينها را قطع كرد. «1» رژيم امريكا ضربه خ آمريكا از ديدگاه رهبرى 173 1 - توطئههاى سياسى فرهنگى ص : 171 ورد، لكن به فكر افتاد، حالا با اين واقعيت خودش را وفق بدهد؛ چه كار كنيم! نقشه اين شد كه كارى كنند كه كسانى در اين كشور با عنوان انقلاب سر كار بيايند، كه رسماً انقلابى باشد، اما باطناً همان ارتباطات و روابط حسنه و به تدريج همان سلطهپذيرى را داشته باشند. اول كار، همين هم شد و داشت بيشتر مىشد. اگر حضور قوى و تعيين كنندهى امام نمىبود، همان طور هم مىشد. حادثهى 13 آبان 58 هم البته ضربهى محكمى زد، امام هم مثل كوه استوار ايستادند. آنچه را كه آنها فكر مىكردند، بعكس شد؛ يعنى نه فقط انقلاب به رنگ امريكايى در نيامد، بلكه روح استقلالطلبى و جدايى از نفوذ روزافزون امريكا در مردم تقويت شد. «2»
فصل دوازدهم: موضعگيريهاى مقام معظم رهبرى 1- تصرف لانه جاسوسى تأييد تصرف من امروز عرض مىكنم كه اين كار دانشجويان ما در سال 58 يكى از بهترين كارهايى بود كه در اين انقلاب انجام گرفت. «1» 2- حضور آمريكا در منطقه 1/ 2- اخطار امريكا هيچ حقى ندارد كه در منطقه بماند، يا در امور منطقه دخالت بكند. امريكا يك متجاوز است؛ بايد هر چه زودتر از منطقه خارج بشود و برود و بداند كه تاوان آنچه را كه انجام داده، خواهد داد. «2» 2/ 2- ممانعت از نفوذ ما هرگز نخواستهايم و نمىخواهيم كه ژاندارم منطقه باشيم و به هيچ
قدرتى هم اعم از منطقهاى و خارج از آن و بخصوص امريكا- كه امروز در تلاش است تا نقش ژاندارمى منطقه را به خود اختصاص دهد- نيز اجازه نمىدهيم ژاندارم اين منطقه باشند. «1» در منطقهيى كه ما حضور و نفوذ داريم و در هر جا كه سخن ما- كه سخن اسلام است- به گوش مسلمانى مىرسد، نخواهيم گذاشت كه امريكاييها جاى پا درست كنند و آن جا را به منطقهى اقتدار خودشان تبديل نمايند؛ و تدبير امور مسلمانان، بخصوص تدبير مناطق مقدس در نظر مسلمانان و حرمين شريفين را به عهده بگيرند. مگر مسلمانان مردهاند؟! مگر جوانان مسلمان و هستههاى حزب اللَّه در سرتاسر عالم مردهاند؟! «2» 3/ 2- نفرت امريكاييها بدانند كه حضور آنها در منطقهى خليج فارس و در كشورهاى اسلامى حول و حوش خليج فارس، امروز از نظر تمام ملتهاى مسلمان جهان، يك امر منفور و مورد انزجار است. «3» 4/ 2- محكوميت امريكاييها در اين منطقه، مسايلى خواهند داشت. آن طورى كه اينها
آمدند، بخصوص با اين اظهارات اخير «1»، محققاً با ملتهاى مسلمان در اين منطقه، اصطكاكهايى پيدا خواهند كرد. طبيعى است، خيلى از مسايلى را كه ديگران تحمل مىكنند، ما تحمل نمىكنيم و برخورد مىنماييم. ما اين گونه مسايل را رد و محكوم مىكنيم. «2» 3- تقاضاى رابطه 1/ 3- تسليم ناپذيرى امريكاييها دارند تلاش مىكنند، حرص و جوش مىخورند، يقه درانى مىكنند، با همهى مردم دولتهايى كه دستشان مىرسد و ممكن است، خط و نشان مىكشند تا بلكه بتوانند ملت ايران را زير فشار قرار دهند؛ بلكه بتوانند دولت ايران را وادار به تسليم كنند؛ بلكه بتوانند اين مقاومت 16 ساله را مخدوش كنند. من در حضور جمعيت عظيمى كه الان در نماز جمعهى تهران شركت كردهاند و آحاد ملت ايران، از زبان ملت ايران، مىگويم: اى دشمنان ملت ايران! بدانيد با اين ترفندها و با هيچ ترفندى شما نمىتوانيد ملت ايران را به زانو درآوريد. «3» ملت ما بدانند- كه بحمداللَّه مىدانند- ما راه درستى را انتخاب كردهايم كه با شيطان استكبار، يك لحظه كنار نيامديم و نساختيم. ما به
فضل الهى و با توكل به خدا و با استحكام همبستگى ملتمان و با همبستگى ملتهاى ديگر با انقلابمان، در آينده هم مثل گذشته، يك لحظه با امريكا و زورگوييهايش كنار نخواهيم آمد. «1» ملت ايران با ايمان اسلامى و با فرهنگى كه اين مبارزه و اين انقلاب با آن امام به او بخشيده است، تسليم تسلط قدرتها نمىشود. «2» امروز كه ملت ايران در مقابل دشمنان جهانى و جهانخواران و غارتگران قيام كرده و خودش كشور را در دست گرفته و دست دشمنان را كوتاه كرده است، همان اربابها و چپاولگران ديروز، چون امروز سفرهى آنها در اين جا جمع شده است، از طريق جلو انداختن عراق و كارهايى از اين قبيل، روى ملت ايران فشار مىآورند كه تسليم شود. مگر چنين چيزى مىشود؟! مگر ملت بزرگ ايران قبول مىكند كه ما تسليم زورگويى كسى بشويم؟ به فضل پروردگار، در هيچ مسألهيى ما تسليم زورگويى هيچ دولت و قدرتى- حتى امريكا و ابرقدرتها- نخواهيم شد. «3» 2/ 3- تكيه بر مواضع اصولى ما در پاسخ به ادعاى امريكا و محافل همسو با آن مىگوييم ما مجبور به رابطه نيستيم، بلكه ما بر روى مواضع سرشار از عزت خود كه ملهم از اسلام و قدرت ملى و اسلامى ملت ايران است مىايستيم، تا همهى
كسانى كه بيگانه از ما هستند، احساس كنند كه در مقابل اين ملت، نمىشود با قلدرى حرف زد. «1» 3/ 3- نفى رابطه سياست قطعى جمهورى اسلامى ايران عدم رابطه و مذاكره با امريكاست. «2» براى ملت ايران، چيزى از اين خندهآور و مسخرهتر نيست كه امريكا بيايد مذاكره با ملت ايران را ادعا كند و براى آن شرط قرار بدهد و بگويد ما به شرطى روابطمان را با ايران بر قرار مىكنيم كه چنين و چنان بشود! شما امروز در چشم ملت ايران، منفورترين دولتها بعد از دولت غاصب صهيونيستى هستيد. ملت ايران چه احتياجى به ارتباط و مذاكره با شما دارد؟ چه كسى در نظام جمهورى اسلامى با شما مذاكره كرده است؟
مذاكرهى ما با امريكا همين است كه در تريبونهاى عمومى، به سردمداران آن كشور هشدار مىدهيم و نهيب مىزنيم و مىگوييم شما با اين روشها و با اين تهديدها و تطميعها، نخواهيد توانست ملت بزرگ و انقلابى و مسؤولان كشور ما را تحت تأثير قرار بدهيد. ما امروز هم مثل گذشته مىگوييم: رابطه با امريكا را نمىخواهيم. «3»
4/ 3- حفظ خط امام انقلاب، استقلال را به اين مردم داد. حالا بعد از آنكه اين همه خون در راه اين استقلال ريخته شده است، مدعيان آقايى بر اين كشور، مدعيان مالكيت بر اين كشور- يعنى امريكاييها كه خودشان را مالك اين كشور مىدانستند- بر گردند داخل اين كشور بيايند و خردهفرمايش و دخالت در كارها و نفوذ در دستگاههاى گوناگون و جمع كردن دشمنان انقلاب بكنند.
مگر ملت ايران اجازه خواهد داد كه چنين چيزى انجام بگيرد؟! مگر ملت ايران از انقلاب، از امام، از عظمت و از شوكت خود دست برداشته است كه اجازه بدهد امريكاييها باز پايان در اين مملكت باز بشود؟ «1» بلندگوهاى تبليغاتى استكبار جهانى و صهيونيسم، مىخواهند هم به ملت ايران و هم به افكار عمومى عالم و شايد هم به بعضى از مسؤولان القا كنند كه نظام جمهورى اسلامى، دوران جديدى با جهت گيرى جديدى را آغاز كرده است! اين حرف، مثل همهى حرفهاى القا شده از سوى بوقهاى استكبارى، هم غلط و هم بسيار ناشيانه و ابلهانه است.
دوران جديد، اگر به معناى انصراف از خطوط ترسيم شدهى قطعى به وسيلهى امام عزيزمان باشد- كه همان خطوط انقلاب و اسلام است و چيزى از آن فراتر نيست- هرگز در انقلاب ما پيش نخواهد آمد. «2»
4- تحريم اقتصادى استمرار مبارزه قدرت استكبارى امريكا مىخواهد بر سر استقلال جمهورى اسلامى معامله بكند. جمهورى اسلامى را به تحريم و محاصرهى اقتصادى هم تهديد مىكند. جمهورى اسلامى استقلال خود را با مبارزه حفظ خواهد كرد. «1» 5- زورگويى آمريكا استقامت قدرتهاى استكبارى و در رأس آن امريكا دانش و تكنولوژى پيشرفتهى بشرى را در انحصار خود گرفتهاند و مىخواهند به همهى دنيا زور بگويند؛ اما ما در مقابل آنها ايستادهايم و به هيچ وجه حاضر نيستيم اين قلدرى را نسبت به خودمان و هيچ ملت ديگرى قبول كنيم. «2» 6- تلاش براى مذاكره نفى و محكوميت هر گونه مذاكره من با مذاكرهى با امريكا مخالفم و دولت جمهورى اسلامى، بدون