قضيه اينجور مطرح نمىشود. قضيه اين طور مطرح مىشود كه امريكا، مثل همهى كشورهاى ديگر، در تهران سفارتخانهاى داشت و عدهاى از روى بىتربيتى و عدم اعتناء به موازين بينالمللى ريختند و اين سفارتخانه را- كه خانهى امريكاييها بود- تسخير كردند و اعضاى آن را دستگير كردند. امروز، قضيهى تسخير لانهى جاسوسى را در دنيا اينجور منعكس مىكنند؛ در حالى كه طرح قضيه به اين شكل، خلاف واقع و غلط است.
قضيه اينجور نيست. قضيه اين است كه دولت امريكا در جريان كودتاى 28 مرداد 32 يك رژيم جبار را در ايران بر سر كار آورد و در طول 25 سال، انواع پشتيبانىها را از آن نظام جبار ظالم غاصب خائن و فاسد انجام داد. ... امريكاييها بعد از مدتى، در مثل چنين روزى يك مشت دانشآموز نوجوان و گلهاى نشكفته ما را پرپر كردند و در خيابانهاى تهران ريختند.
پس ضربه اول را امريكاييها وارد آوردند؛ در عين حال ملت ايران نجابت كردند و وقتى انقلاب پيروز شد، هيچ كس به امريكاييها صدمهاى نزد.
مردم ايران آنها را اذيت نكردند و سفارت آنها را- كه در واقع مركز توطئه بود- از آنها نگرفتند. ملت ما آنها را با احترام به سوى خانهشان روانه كردند و عدهاى از آنها هم اينجا در سفارتشان ماندند؛ ليكن در عين حال، توطئه را ادامه دادند، با مخالفين انقلاب تماس گرفته، به عناصر پسمانده و واماندهى رژيم سابق- كه از ادامهى حيات مأيوس شده بودند- درس خرابكارى دادند و آنها را وادار به اقدام عليه ملت كردند. طبيعى است كه ملت ايران هوشيار است، ملت ايران غافل نيست و مىفهمد كه قضيه چيست؛ لذا جوانهاى دانشجو در روز سيزدهم آبان سال 58 راهپيمايى كردند، رفتند اين ماده فساد و لانهى جاسوسى و توطئه را از بين بردند.
حقيقت قضيه اينجور است. «1» 6- نتيجه تصرف لانه جاسوسى 1/ 6- تحقير آمريكا ... تسخير لانهى توطئه و جاسوسى كه با الهام از فرمان امام خطاب به دانشجويان و دانش آموزان دربارهى گسترش اعتراضات انجام گرفت، اگر چه عكس العملى در قبال تهاجم جبههى استكبار عليه انقلاب بشمار مىرفت، ليكن در عين حال جهادى ابتدايى بود عليه استكبار و علامتى از فرا رسيدن نوبت سر بر كشيدن جبههى حق و به هم خوردن موازنههاى استعمارى و در هم شكستن صولت امريكا و بطلان تلقينات دهها سالهى آنان براى مرعوب كردن ملتها. «2» ... جوانان ما و دانشجويان مسلمان پيرو خط امام- همان اسمى كه خودشان آن را انتخاب كرده بودند و گويا بود و جهت را روشن مىكرد- به سفارت امريكا حمله كردند و آن حادثهى عجيب تاريخى اتفاق افتاد.
مسأله، مسألهى سفارت و اعضاى آن و اين قبيل مسايل نبود؛ مسأله اين بود كه امپراطورى عظيم زر و زور و تزوير با اين عرض و طول در دنياى
معاصر كه تمام ملتها و رهبرانشان را در مواجهه با قدرت استكبارى خود تحقير مىكند و دولتهاى بر خواسته از ملتها را به چيزى نمىانگارد و هر وقت اراده كند، آنها را برمىدارد و يا به آنها تهاجم مىكند، يكجا تحقير بشود و به دنيا نشان داده شود كه زور زورگويان، يك چيز مطلق نيست و ارادهى مستكبران، امر غالب بر فطرت جهان نيست. آنها خواستند اين باور غلط در ذهن مردم واقع بشود؛ در حالى كه اين باور واقعيت ندارد.
امريكاييها، در آن حادثه تحقير شدند كه هنوز هم غبار ملالتش از چهرهى سردمداران مستكبر امريكا زدوده نشده است. «1» 7- سياست آمريكا در آسياى ميانه پيشگيرى از نفوذ انقلاب اسلامى الان در جمهوريهاى آسياى ميانه و جمهوريهاى سابق شوروى، صرف اسلام است، اعتقادات اسلامى و عمل اسلامى مردم است كه بروز مىكند و امريكاييها دستپاچه شدند. حركت و قيامى در بسيارى از اين جمهوريها براى پيدايش نظام جمهورى اسلامى به سبك ما كه نبود؛ صرف همين بود كه اسلام آن جا هست. امريكاييها دستپاچه شدند و قوايشان و عواملشان را بسيج كردند، دولتهاى نزديك به خودشان را وادار كردند كه نگذارند ايران در اين كشورها پيش برود. «2»
8- سياستهاى آمريكا در شبه جزيره بالكان 1/ 8- پشتيبانى از جنايات صربها همين دولت امريكا كه در كشورهاى امريكاى لاتين و كشورهاى گوناگون دنيا و در آسيا هزار نوع فاجعه انجام داده است؛ امريكايى كه از كشتار هزاران انسان مؤمن در «سربرنيتسا» و در مناطق بوسنى و هرزهگوين اندكى اظهار ناراحتى نكرد. الان هم كه تظاهر مىكنند، واقع نمىگويند؛ به طور جدى دنبال نمىكنند. آن روز ايستادند و همين طور نگاه كردند تا مسلمانها را قتل عام كردند و از بين بردند. هزار هزار را نابود كردند، ما مرتب فرياد كشيديم؛ ولى آنها گفتند: نه، اصلًا خبرى نيست. «1» شما مىبينيد كه چه فاجعهاى را همين امريكا و بعضى از كشورهاى اروپايى، به پشتيبانى از قصّابان و ستمگران صرب و كروات، دارند در اطراف دنيا انجام مىدهند. «2» 2/ 8- ممانعت از كمك به مسلمانان بوسنى غرب و امريكا، نه تنها هيچ كمكى به آنان (مردم بوسنى) نكرده و هيچ ممانعتى از جنات صربها نشان ندادهاند؛ بلكه با استفاده از امكانات شوراى امنيت، از رسيدن سلاح به مسلمانان مظلوم نيز جلوگيرى كرده و با اعزام نيروهاى سازمان ملل محاصرهى آنان را كامل كردهاند. مسلمانان
امروز و آينده بدانند كه امريكا و دول بزرگ اروپايى در فاجعهى بىنظير بوسنى مقصّر و مسؤول مستقيماند. «1» 3/ 8- خيانت به مسلمانان بالكان حوادث تكان دهندهى «سربرنيتسا» و ديگر شهرهاى بوسنى و هرزگوين دروغ بودن ادعاهاى امريكا در طرفدارى از حقوق بشر را ثابت مىكند. «2» آمريكا از ديدگاه رهبرى 200 1 - شكست سياسى نظامى ص : 193 خيانت و فاجعه آفرينى قدرتهايى كه امروز به ظاهر دم از دلسوزى براى مردم بوسنى مىزنند؛ مثل همين امريكاييها و بعضى از اروپاييها در تاريخ خواهد ماند. «3» چنين ننگى (قتل عام مسلمانان بوسنى) امروز بر نظام نوينى كه مىخواهند در دنيا به وجود آورند، حاكم است. آن رفتار امريكاييهاست و آن هم وعدههاى دروغشان نسبت به مسألهى مسلمانان بوسنى و هرزگوين و آن مطلقاً كمك نكردنشان. «4» 9- توطئههاى فرامنطقهاى آمريكا 1/ 9- مبارزه با حاكميت دينى امريكا و اذنابش خوب فهميدهاند كه با حاكميت و شيوع دين و معرفت دينى، نخواهند توانست نظام سلطهى عالمى و جهانى را حفظ
كنند. راه موفقيت امريكا و ديگر قدرتها و مرتجعان و حكام ظالم و حلقههاى زنجيرهى سلطهى جهانى، اين است كه مردم از دين و معرفت و ايمان دينى عارى بشوند؛ بىبندوبار، بىايمان، بىعقيده، بىتعصب و بىغيرت دينى بشوند. مردم و ملتها را اين طور مىپسندند. «1» يكى از فصول اصلى در نظم نوين پيشنهادى امريكا براى جهان پس از سقوط كمونيسم، فصل اسلام زدايى و مقابله با رشد روزافزون حركتهاى اسلامى است. «2» امريكا و دستيارانش احساس مىكنند كه اسلام بزرگترين مانع در مقابل جهانخوارى آنهاست. لذا در نظم نوين جهانى مورد نظر امريكا، مبارزه با اسلام يك عنصر اساسى و اصلى است و بنا دارند با اسلام مبارزه كنند. «3» ارتباطات فشرده امريكا و عواملش با دولتهاى تازه مستقل آسياى ميانه براى ترساندن آنان از گرايشهاى اسلامى و آنچه آنان نام بنيادگرايى بر آن مىنهند، موضعگيريهاى خصمانه آنان در برابر بيدارى اسلامى در همه جا و به طور نمونهى بارز با حركت سياسى پيروزمندانه مسلمانان در الجزاير، رفتار حيلهگرانه و غدرآميز آنان با ملت عراق و افكندن آنان در وضعيت غمانگيز و مظلومانه كنونى، دشمنى عنادآميز آنان با زمامداران سودان صرفاً عكسالعمل گرايش اسلامى آنان است و دهها نمونه ديگر در سراسر جهان، مجموعاً، شواهد انكارناپذيرى بر خصومت علنى
امريكا و ديگر سلطهگران نسبت به اسلام و بيدارى اسلامى و بازيافتن هويت اسلامى از سوى مسلمين جهان است. «1» 2/ 9- انحراف افكار عمومى وقتى دربارهى مشكلات جهان بحث مىشود، استكبار جهانى و در رأس آن سياستمداران امريكايى براى اين كه بر دردها و مشكلات اساسى انسانها سرپوش بگذارند، دردها و مشكلاتى همچون خطر جنگ اتمى و محيط زيست را مطرح مىكنند، در حالى كه امروز خطر جنگ اتمى براى بشر يك خطر فورى و فوتى نيست؛ بلكه خطرى كه از جنگ اتمى خطرناكتر است، قدرتنمايى و زورگويى استكبار جهانى است.
آنچه كه امروز ضايعه براى ملتها محسوب مىشود و آنها را متضرر مىكند، همين قدرت بىمهار ابرقدرتها و در رأس آن امريكاست. «2» 3/ 9- فريب مردم جهان امريكا براى حفظ منافع خود، آن جناحى را كه به پارلمان (در روسيه) حمله كرد، مورد حمايت خود قرار داد و نام آن را دموكراسى گذاشت؛ اما اين كار فريب و دروغى بيش نيست. «3» امريكا با ابزار و تكنولوژى گسترده تبليغاتى كه در اختيار دارد، افكار
عمومى مردم دنيا را نسبت به تجاوز به ملتهاى تحت ستم و غارت ثروت آنان فريب داده و فجايع خود را به گونهاى موجه جلوه مىدهد و به همين دليل، امريكا نزد ملت ايران و مردم آگاه جهان منفورترين كشور است. «1» 4/ 9- بمباران تبليغاتى و اعمال خشونت امروز در كشورهاى غربى، در امريكا و در كشورهاى علىالظاهر دمكراتيك اين طورى است. تبليغات انبوه، مثل سيل روى ذهنهاى مردم مىريزد و اصلًا مجال نيست كه مردم بفهمند. اگر شما توانستيد منفذى پيدا كنيد، آن وقت مىبينيد كه آن دمكراسى و آن آزاديى هم كه آنها مىگويند، فوراً عوض مىشود! آنها دمكرات هستند؛ در شرايطى كه بتوانند مردم را با همان تزوير و فريب نگهدارند. آن جايى كه چيزى مىآيد و حصار تزوير آنها را مىشكند، فوراً داغ و درفشها و روشهاى سخت باز پيدايشان مىشود! برخورد دولتهاى امريكا و اروپا را با حركتهاى اسلامى، با حركتهاى آزاديخواهانه در امريكا، با نهضتهاى سياهان- كه با نهايت خشونت با اينها برخورد مىشود- ببينيد؛ اين هم يك طور است. «2» 5/ 9- جاسوسى و ترور تروريسمدولتى جزو واضحترين كارهاى امريكاييهاست. ... كار تروريستى اين است كه يك دولتى برود و يك دولت از كشور ديگرى را سرنگون