بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 187

كنند. راه موفقيت امريكا و ديگر قدرتها و مرتجعان و حكام ظالم و حلقه‌هاى زنجيره‌ى سلطه‌ى جهانى، اين است كه مردم از دين و معرفت و ايمان دينى عارى بشوند؛ بى‌بندوبار، بى‌ايمان، بى‌عقيده، بى‌تعصب و بى‌غيرت دينى بشوند. مردم و ملتها را اين طور مى‌پسندند. «1» يكى از فصول اصلى در نظم نوين پيشنهادى امريكا براى جهان پس از سقوط كمونيسم، فصل اسلام زدايى و مقابله با رشد روزافزون حركتهاى اسلامى است. «2» امريكا و دستيارانش احساس مى‌كنند كه اسلام بزرگترين مانع در مقابل جهانخوارى آنهاست. لذا در نظم نوين جهانى مورد نظر امريكا، مبارزه با اسلام يك عنصر اساسى و اصلى است و بنا دارند با اسلام مبارزه كنند. «3» ارتباطات فشرده امريكا و عواملش با دولتهاى تازه مستقل آسياى ميانه براى ترساندن آنان از گرايشهاى اسلامى و آنچه آنان نام بنيادگرايى بر آن مى‌نهند، موضع‌گيريهاى خصمانه آنان در برابر بيدارى اسلامى در همه جا و به طور نمونه‌ى بارز با حركت سياسى پيروزمندانه مسلمانان در الجزاير، رفتار حيله‌گرانه و غدرآميز آنان با ملت عراق و افكندن آنان در وضعيت غم‌انگيز و مظلومانه كنونى، دشمنى عنادآميز آنان با زمامداران سودان صرفاً عكس‌العمل گرايش اسلامى آنان است و دهها نمونه ديگر در سراسر جهان، مجموعاً، شواهد انكارناپذيرى بر خصومت علنى‌


صفحه 188

امريكا و ديگر سلطه‌گران نسبت به اسلام و بيدارى اسلامى و بازيافتن هويت اسلامى از سوى مسلمين جهان است. «1» 2/ 9- انحراف افكار عمومى‌ وقتى درباره‌ى مشكلات جهان بحث مى‌شود، استكبار جهانى و در رأس آن سياستمداران امريكايى براى اين كه بر دردها و مشكلات اساسى انسانها سرپوش بگذارند، دردها و مشكلاتى همچون خطر جنگ اتمى و محيط زيست را مطرح مى‌كنند، در حالى كه امروز خطر جنگ اتمى براى بشر يك خطر فورى و فوتى نيست؛ بلكه خطرى كه از جنگ اتمى خطرناك‌تر است، قدرت‌نمايى و زورگويى استكبار جهانى است.
آنچه كه امروز ضايعه براى ملتها محسوب مى‌شود و آنها را متضرر مى‌كند، همين قدرت بى‌مهار ابرقدرتها و در رأس آن امريكاست. «2» 3/ 9- فريب مردم جهان‌ امريكا براى حفظ منافع خود، آن جناحى را كه به پارلمان (در روسيه) حمله كرد، مورد حمايت خود قرار داد و نام آن را دموكراسى گذاشت؛ اما اين كار فريب و دروغى بيش نيست. «3» امريكا با ابزار و تكنولوژى گسترده تبليغاتى كه در اختيار دارد، افكار


صفحه 189

عمومى مردم دنيا را نسبت به تجاوز به ملتهاى تحت ستم و غارت ثروت آنان فريب داده و فجايع خود را به گونه‌اى موجه جلوه مى‌دهد و به همين دليل، امريكا نزد ملت ايران و مردم آگاه جهان منفورترين كشور است. «1» 4/ 9- بمباران تبليغاتى و اعمال خشونت‌ امروز در كشورهاى غربى، در امريكا و در كشورهاى على‌الظاهر دمكراتيك اين طورى است. تبليغات انبوه، مثل سيل روى ذهنهاى مردم مى‌ريزد و اصلًا مجال نيست كه مردم بفهمند. اگر شما توانستيد منفذى پيدا كنيد، آن وقت مى‌بينيد كه آن دمكراسى و آن آزاديى هم كه آنها مى‌گويند، فوراً عوض مى‌شود! آنها دمكرات هستند؛ در شرايطى كه بتوانند مردم را با همان تزوير و فريب نگهدارند. آن جايى كه چيزى مى‌آيد و حصار تزوير آنها را مى‌شكند، فوراً داغ و درفشها و روشهاى سخت باز پيدايشان مى‌شود! برخورد دولتهاى امريكا و اروپا را با حركتهاى اسلامى، با حركتهاى آزاديخواهانه در امريكا، با نهضتهاى سياهان- كه با نهايت خشونت با اينها برخورد مى‌شود- ببينيد؛ اين هم يك طور است. «2» 5/ 9- جاسوسى و ترور تروريسم‌دولتى جزو واضح‌ترين كارهاى امريكاييهاست. ... كار تروريستى اين است كه يك دولتى برود و يك دولت از كشور ديگرى را سرنگون‌


صفحه 190

كند؛ كارى كه امريكاييها در «گرانادا» كردند. كار تروريستى اين است كه مردم را در يك كشورى نابود كنند؛ كارى كه امريكاييها در عراق كردند. «1» سازمان جاسوسى امريكاست كه براى ساقط كردن دولتها، وارد صحنه مى‌شود و اسلحه و مواد منفجره و نيرو مى‌برد و به ضد انقلاب در كشورهاى انقلابى، كمك مى‌كند. «2» 6/ 9- توطئه براى سرنگونى دولتها هر جا در كشورهاى فقير، انقلابى پديدار شد و دولتى سر كار آمد كه نخواست به امريكا باج بدهد، امريكا تمام نيرويش را براى اين كه آن دولت را شكست بدهد و از بين ببرد و يك دولت طرفدار خودش بياورد، متمركز كرد. چرا؟ چون مى‌ترسند و مى‌دانند كه با يك دولت انقلابى- ولو در امريكاى لاتين و يا در انتهاى آفريقا- نمى‌توانند منافعشان را تأمين كنند و آن كارى را كه ميخواهند، انجام بدهند. «3» ... و اما حادثه‌ى دوم تهاجم نظامى امريكا به يك كشور كوچك مى‌باشد كه در نقطه‌ى حساسى قرار گرفته است و قدرت استكبارى امريكا در آن كشور منافعى دارد! آنها، تانكها و هواپيماها و نظاميهاى خود را برداشتند و به كشورى ديگر وارد كردند و در آن جا دخالت نمودند. اين حادثه، حادثه‌ى عجيب و حيرت‌آورى است. البته، اين اولين بار نيست كه‌


صفحه 191

دولت امريكا چنين كارى را انجام مى‌دهد. «1» 7/ 9- فعاليت عليه نهضتهاى آزاديبخش‌ امروز همچنين در دانشكده‌ى علوم اطلاعاتى يا جاسوسى در مؤسسه‌ى سياى امريكا هم معلم و شاگردى هستند كه مشغول درس دادن و درس خواند هستند. آيا آن معلم هم همين ارزش والايى را كه ما براى معلمان، قايليم دارد؟ در آن جا محصول تلاش و نمره آوردن شاگرد اين نيست كه از منافع ملى امريكا دفاع كند. اگر اين بود، ما حرفى نداشتيم. امريكاييها بروند براى خود و منافع ملى و در چارچوب كشورشان خود را به شكل معقولى اداره كنند. ما كه بخيل و مانع نيستيم، اما امروز آن آموزش و پرورش و آن تعليم و تربيت در خدمت سياه‌روترين و آلوده‌ترين دستها و انسانهاى سياسى در دنيا و عليه نهضتهاى آزاديبخش و كشورهاى در حال حركت آزاديخواهانه و هر كشور استقلال‌طلب ديگر و نيز به نفع رژيمهاى مرتجع و عليه رژيمهاى مترقى به كار مى‌رود. جهت كار آنها اين است. «2» 8/ 9- استفاده ابزارى از علم‌ آنچه كه امريكا و چند كشور ديگر بر سر ملت عراق و برخى از ملتهاى عربى و آفريقايى آورده‌اند و رفتار ظالمانه‌اى كه بر سر ملت فلسطين‌


صفحه 192

تحميل مى‌شود، نشانه آشكارى از تبديل علم به عنوان يك وسيله‌ى شرّآفرين است و اين از جدايى علم از دين ناشى شده است. «1» 9/ 9- ترويج فساد ... امروز وضع فساد اخلاقى مردم كشورهاى دنيا در آفريقا و امريكاى لاتين، در نهايت درجه است. آنها به خودى خود، اين گونه فاسد نشدند؛ بلكه استعمار و استكبار براى افساد اينها برنامه‌ريزى كردند تا از شر و تعرض و مقابله به مثل و بيدارى آنها جلوگيرى كنند و امپراطورى قدرت شيطانى و اهريمنى دستگاههاى استعمارى و استكبارى خود را حفظ نمايند. «2»


صفحه 193

فصل چهاردهم: شكست آمريكا 1- شكست سياسى نظامى‌ 1/ 1- ناتوانى در ويتنام‌ در گذشته و نيم قرن اخير كه قدرتهاى استعمارى اروپا و امريكا، با ملتها سر ستيز داشتند؛ هر جا ملتها با اين قدرتها در افتادند، آنها مجبور به عقب نشينى شدند. امريكا تا وقتى امريكا بود كه ملت ويتنام با او درگير نشده بود؛ هنگامى كه درگير شد، اين كشور به ظاهر قدرتمند، به يك نيروى شكست خورده كه ظرف مدت چند ماه مجبور شد پانصد هزار نيروى نظامى خود را از صحنه‌ى نبرد عقب بكشد؛ تبديل شد! «1» 2/ 1- قطع نفوذ در ايران‌ اين ملت به بركت اسلام توانسته است يك طلسم غير قابل شكست را بشكند؛ طلسم سلطه‌ى بيگانه، سلطه‌ى امريكا. بعضى از كشورها هستند كه از سلطه‌ى امريكا مى‌نالند؛ اما نمى‌توانند آنرا از بين ببرند. شما خيال نكنيد اين كشورهايى كه زير سلطه‌ى امريكايند، همه‌ى مردم و حتى‌


صفحه 194

دولتهايشان خوشحالند- البته بعضى خوشحالند؛ چون منافعشان در اين است و رشوه مى‌گيرند- خيلى از آنها ناراحتند و نمى‌توانند اين بختكى را كه روى بدن آنها افتاده است، اين لاشه‌ى سنگين تسلط امريكا را از بين ببرند؛ اما اين ملت توانسته است كلًا اين طلسم را بشكند و دست دشمن را كوتاه كند. «1» 3/ 1- تحليلهاى غلط امريكاييها و تحليلگران امريكايى و صهيونيستى و غربى، تاكنون بارها به خاطر اينكه متن ملت را نديدند، در اين كشور دچار اشتباه و معادله‌ى غلط شدند. چهار نفر آدمهاى زباندار مدعى را كه در گوشه و كنار به دست مى‌آورند و منفذ و بوقى پيدا مى‌كنند، بنا مى‌كنند به حرف زدن. آنها را كه مى‌بينند، خيال مى‌كنند ملت همينها هستند، در حالى كه ملت، همان ملت عظيمى است كه بناى نفوذ امريكا را در ايران ويران كرد، خاندان ننگين و فاسد پهلوى را از كشور بيرون كرد، اين ملت، همان ملت است. «2» امريكا در يك تحليل غلط و غيرواقعى- مثل اغلب تحليلهايى كه راجع به ايران دارد- اين طور تصور كرده است كه علت ايستادگى جمهورى اسلامى در مقابل او و اين كه نه در مقابل قوانين زورگويانه‌اش، نه در مقابل تهديداتش، نه در مقابل پيغامهاى گوناگونى كه از طرق مختلف مى‌دهد، نه در مقابل زبان نرم و چربش و نه در برابر زبان فحش و تهديدش تسليم نميشود و از مواضع خود كوتاه نمى‌آيد و استوار ايستاده‌