بىايمانى و بى بندوبارى، خلأ معنويت و تفكر مكتبى در داخلجامعهى امريكايى و گسسته شدن رشتهى «مبارزه با كمونيسم» كه همواره سردمداران امريكا مىخواستند با آن، خلأ يك عقيدهى وحدتبخش را در ميان ملت خود پر كنند و نيز از سويى ديگر، بر هم ريختن محاسباتى كه بر روابط اروپا و امريكا حاكم بود، موجب نفوذ دولت امريكا حتى بر كشورهاى اروپايى مىشد، بشدت احساس خطر مىكند و موقعيت خود را در جهان متزلزل مىبيند. «1» 5/ 1- ناتوانى در اعمال تحريمها در همين ايام نزديك به اين هفته قدرتهاى بزرگ- و به طور مشخص امريكا- در سه ماجرا با انقلاب و ملت و كشور ما درگير شدهاند و به لحاظ سياسى در هر سه ماجرا شكست خوردند؛ اول قضيهى قرارداد هستهاى ايران با روسيه و سپس مسألهى تلاش براى حصر اقتصادى كشور و نهايتاً قرارداد ما با كشور آفريقاى جنوبى بود كه امريكا با تمام توان عليه ما وارد ميدان شد؛ ولى عملًا مجبور به عقبنشينى شد. هر سه قضيه را خداى متعال پيش آورد و دولت امريكا با داعيهى ابرقدرتى و با امكانات فراوان تبليغاتى و سياسى خود جنجال را در دنيا عليه جمهورى اسلامى به راه انداخت و با نظام جمهورى اسلامى سينه به سينه شد؛ ولى در هر سه مورد به نتيجهى مورد نظر خود نرسيد. «2» امريكاييها با هياهو و جنجال، قانونى را عليه دولتها و شركتهاى طرف
معامله با ايران تصويب كردند. اما سرانجام آن را پس گرفتند. تا آبرويشان بيش از اين نرود. «1» امروز امريكا تمام تواناييهاى خود را عليه ايران در زمينههاى سياسى، اقتصادى و تبليغاتى به كار گرفته است؛ اما- به رغم تمامى اين تلاشها- پيوندهاى جمهورى اسلامى ايران به لحاظ فنى، اقتصادى، ارتباطات جهانى و اقتصادى مستحكمتر مىشود. «2» 6/ 1- نفوذ سياسى فرهنگى انقلاب در جهان امريكا به عنوان ابرقدرت، يك روز امريكا بود؛ اما امروز ديگر نيست.
امروز شما ببينيد كه در چند نقطه از نقاط عالم، مردم عكس رئيس جمهور امريكا را آتش مىزنند، يا پرچم آنها را به آتش مىكشند؟ چند جا از نقاط عالم، ملتها و تودههاى مردم، مشت گره مىكنند و «مرگ بر امريكا» مىگويند. يك روز فقط شما اين شعار را مىگفتيد، ديگران مىگفتند كه چرا مىگوييد؛ اما امروز نيز در اروپا و اقصاى آسيا و كشورهاى تحت نفوذ امريكا و كشورهايى كه با نظامى شبيه خود امريكا اداره مىشوند، «مرگ بر امريكا» مىگويند. اين، نه به خاطر آن است كه آن ملتها از رژيم عراق پشتيبانى مىكنند. خير، اصلًا رژيم عراق را نمىشناسند و نمىدانند كه قضيه چيست. اينها چون امريكا را متجاوز شناختهاند و چهرهى او برايشان آشكار شده است، «مرگ بر امريكا» مىگويند. انقلاب شما اين
كار را كرد؛ يعنى حريم دروغين قلدرهاى جهانى و ابرقدرتها را شكست. «1» جمهورى اسلامى، به اخراج امريكا از كشور اكتفا نكرده و كارى بزرگتر از اقدام اول صورت داده است و آن اينكه نور اميدى در دل يك ميليارد مسلمان در سطح جهان به وجود آورده و امريكا را در اين سطح تهديد كرده است. امروز، امريكا به آسانى گذشته نمىتواند در كشورهاى مسلمان اعمال نفوذ كند؛ چون مسلمانهاى كشورهاى ديگر هم بيدار شدهاند. «2» ... اينكه شما مىبينيد برخى از كشورها در مناطق گوناگون دنيا اين جرأت را به خودشان مىدهند كه در مقابل زيادهطلبيهاى امريكا بايستند، اين الگوگيرى از ايران اسلامى است. اين جسارتها و شجاعتها در گذشته نبود. حتى آن دورانى كه دو بلوك قدرتمند در دنيا وجود داشت و يك بلوك در مقابل ديگرى خصمانه برخورد مىكرد، كسانى كه وابستگى به بلوك شرق نداشتند- ولو ادعاى استقلال مىكردند- جرأت اينكه در مقابل امريكا بايستند، نداشتند، با اينكه امريكا در دنياى آن روز رقيب داشت؛ ولى امروز در دنيا رقيب هم ندارد. در عين حال شما مىبينيد كشورهايى هم در آسيا و آفريقا هستند كه در مقابل خواستههاى امريكا با گستاخى و قدرت تمام مىايستند. اين امر ناشى از الگوگيرى از ايران اسلامى است. «3»
آن زمانى كه اين انقلاب عظيم پيش نيامده بود و اين ملت اين طور رها و آزاد و بانشاط و پرتوان وارد صحنه نشده بود، آن روز خيلى از كشورهايى كه امروز فرياد اسلامخواهى بلند كردهاند، فرياد دشمنى با امريكا بلند كردهاند، از دخالتهاى امريكا در كشورشان بيزار شدهاند، اين طور نبودند؛ سرهاشان را پايين انداخته بودند و زندگى مىكردند. اگر يك وقت هم روشنفكر و عالمى در ميان آنها پيدا مىشد و به آنها يك كلمه حرف مىزد مىگفتند: آقا نمىشود، فايدهاى ندارد؛ مگر مىشود از زير سلطهى امريكا كسى خودش را نجات بدهد؟ مىگفتند نمىشود، مأيوس بودند. انقلاب اسلامى ايران اين ابر يأس را از افق زندگى و ديد ملتها زدود؛ بسيارى از ملتها بيدار و اميدوار شدند و جوانان به سمت اسلام گرايش پيدا كردند. «1» 7/ 1- انزجار ملتهاى منطقه از آمريكا امروز براى امريكاييها و همپيمانان و نيز رقباى آنها در اروپا و آسيا و حتى دولتهاى وابسته و ضعيف روشن شده است كه نه امريكا و نه هيچ قدرت ديگرى نمىتواند زمام رياست ملتهاى ديگر را به دست بگيرد؛ زيرا ديگر ملتها هرگز زير بار ظلم و قدرتهاى تحميلى نمىروند و حادثهى فلسطين و حوادث آفريقا و اروپا نشان داد كه غربيها- و بخصوص امريكاييها- نمىتوانند آقايى دنيا را به خود اختصاص دهند. «2» همان احساس بغضى را كه شما ملت ايران بحق نسبت به امريكا داشتيد و شعار «مرگ بر امريكا» در اين دوازده سال از زبان شما نيفتاده
است، همين احساس بغض را امروز ملتهاى آمريكا از ديدگاه رهبرى 216 1 - بهرهگيرى از عوامل معنوى ص : 214 عرب و مسلمان نسبت به امريكا دارند. اينها به خيال خودشان خواستند ملتها را با تجربهى سختى مواجه كنند؛ ولى نتوانستند و عكس آن شد. «1» 8/ 1- عجز دولتمردان آمريكا تحليلگران بخشهاى سياسى امروز كشور امريكا، در سمينارهاى تخصصى و در جلسات ويژه، اين كلمه را بر زبان آرودهاند كه امروز بزرگترين مشكل براى ما، «انقلاب اسلامى» است. چرا بزرگترين مشكل است؟
حداكثر اين است كه ملتى راه خودش را از راه اين دولت زورگو جدا كرده است. «2» امريكا از مسلمانان اصولگرا وحشت دارد؛ زيرا مىداند كه جهاد و شهادتطلبى آنها نيز امرى اصولى و اسلامىاست. امروز امريكا از ما مىترسد و بايد هم بترسد. «3» از اول سال 76 تا همين اواخر پىدرپى اظهارات جهانى از سوى خود امريكاييها و ديگران، حتى عناصر و رجال خود امريكا، بارها بر زبان آوردند كه در مقابل جمهورى اسلامى نتوانستند موفقيتى كسب كنند. و جمهورى اسلامى در همهى ميدانها، در ميدان اقتصادى و سياسى، در جذب دوستان و در مواجهه با دشمنان، توانست قدرت و عظمت و عزت
خودش را نشان بدهد و به دشمن بفهماند كه جمهورى اسلامى را نمىتوان ناديده و غير جدى گرفت. «1» چرا از دشمن مىترسيد؟ دشمن ضعيف و ناتوان است. همين امروز هم امريكاييها براى اينكه ايران را تحت فشار قرار بدهند، دريوزگى اروپا را مىكنند. سراغ اين كشور و آن كشور اروپايى مىروند كه بياييد با ما همدست بشويد، شايد بتوانيم به ايران فشار بياوريم. آيا اين دليل اين نيست كه امريكا نمىتواند ما را تحت فشار قرار دهد؟! «2» اينكه رؤساى امريكا به هم افتادهاند و بين خود مسابقه گذاشتهاند تا عليه جمهورى اسلامى و نظام اسلامى حرف بزنند و طرح بدهند و تصميمگيرى بكنند، نشانهى احساس شكست آن ابرقدرت از انقلاب اسلامى است و بيانگر ايستادگى و پيروزى ملت ايران در اين صحنهى عظيم هفده ساله از اول تا حالا مىباشد. «3» 9/ 1- وابستگى به صهيونيسم و سرمايه داران ... امريكا هم اين استقلال را ندارد. لابد بعضى تعجب خواهند كرد.
نه، تعجب ندارد. دولت امريكا هم به سرمايهدارهاى صهيونيست بينالمللى وابسته است. اگر چه ممكن است از لحاظ مليت، خود آن سرمايهدارها هم امريكايى باشند، اما دولت وابسته است. اگر يك رئيس جمهور در امريكا، آن جايى كه منافع سرمايهدارها ايجاب نمىكند، يك
قدم كج بردارد- مثل كندى و امثال او- پايش را از دايره بيرون مىكنند و پدرش را در مىآورند. «1» 10/ 1- ناتوانى در جنگ خليج فارس جنگ خليج فارس، فاتحى نخواهد داشت. بيهوده گمان نكنند كه اگر امريكا فلان مانور و تاكتيك و شكل جنگى را انتخاب بكند، پيروز خواهد شد. براى امريكا، پيروزى در اين جنگ متصور نيست. ممكن است غلبهى نظامى پيدا بكند؛ اما پيروزى چيز ديگرى است. امريكا تا همين حالا هم شكست خورده است. «2» ... امريكا با ورودش به اين منطقه و با مواجه كردن خود با ملتهاى مسلمان- كه عموماً و يا غالباً او را محكوم كردند- و با فجايعى كه به وجود آورده است و هنوز روى آنها پرده كشاندهاند و بعداً ابعاد اين فجايع، بيشتر آشكار خواهد شد و بيشتر معلوم خواهد گرديد كه چه قدر زن و مرد و كودك و بيمارستان و مدرسه و خانه را نابود كردهاند و از بين بردهاند- تا حالا هنوز نگذاشتهاند دنيا بفهمد كه چه دارد مىگذرد- و با چهرهيى كه از خود در ميان ملتهاى منطقه و دنيا ترسيم كرد و با ناتوانىيى كه در پيشبرد كارهاى خود نشان داد- كه جز اين هم هيچ سرنوشتى منتظر قدرتهاى پوشالى نيست- با اين مقدمات، امريكا شكست خورده است. «3»
11/ 1- ناكامى در توطئهها ملت ايران از روز اول با رژيم مستكبر امريكا مبارزه كرده است باز هم مبارزه مىكند. آن طور كه از قراين به دست مىآيد، هنوز كه هنوز است، رژيم مستكبر امريكا تصميم دارد با اين فكر و اين راه و اين هدف و اين ملت مقابله كند. البته در طول اين هفده سال، چه رژيم مستكبر امريكا چه دشمنان ديگر، در مواجهه با اين ملت هميشه تيرشان به سنگ خورده و بينى شان به خاك ماليده شده است. «1» من اخيراً در مطبوعات امريكايى- همين اواخر- اين را ملاحظه كردم- با اين كه مقيدند كه نگذارند يك كلمه تعريف از پيشرفتهاى ايران وجود داشته باشد- اما دريكى از مطبوعات امريكايى به پيشرفتهاى ايران و نظام جمهورى اسلامى در بخشهاى مختلف اشاره كرده بودند. خودشان هم اعتراف كردند و مجبور شدند. البته نويسندهى آن مقاله امريكايى نيست، لكن چاپ شده است. همه اين پيشرفتها الان علىرغم ميل امريكا انجام گرفته است. اين به معناى ناموفق بودن و غير مؤثر بودن توطئهى امريكاست.
اين به معناى قدرت و عظمت جهاد اين ملت است. «2» حاكمان امريكا به دليل كمتجربگى، خام بودن و بىاطلاعى از حقايق انسانى همواره در برابر نظام اسلامى ناكام ماندهاند و تهديدهاى آنها در اراده و استقامت ملت و مسؤولان ايران اسلامى ذرهاى اثر نكرده است؛ زيرا دشمنان فضيلت بر اساس سنت الهى نمىتوانند در بناى عظيمى كه