بمانيم تا فلان كشور، فلان دولت، فلان وزير خارجه يا رئيس جمهور، به ما توصيه كند كه شما چارهاى نداريد، جز اين كه با امريكا رابطه برقرار كنيد! نه آقا، چاره داريم؛ چاره اين است كه بر روى مواضع سرشار از عزت، كه ناشى از اسلام، ناشى از ملت ايران و از قدرت اسلامى و ملى ماست، محكم بايستيم. «1» دشمنان ما- اين قلدرهاى معروف جهانى و در رأسشان امريكا- جز زبان زور و قلدرى هيچ چيز ديگر را نمىدانند و درك نمىكنند. اين طور نيست كه ملايمت كردن در مقابل آنها و روى خوش نشان دادن، موجب جلب همكارى يا محبت و يا انصراف آنها از خصومتها و خباثتها شود.
روح فرعونى خبيثى كه در طول تاريخ، ملتها و انسانها را همواره لگدمال كرده و مورد ظلم قرار داده، امروز در كالبد همين قدرتها حلول كرده است. آنها هر گونه نرمشى را دليلى بر اقتدار خودشان مىگيرند. چرا ما در مقابل قدرتهاى زورگو و مستبد و ظالم كه از بن دندان با اسلام و ارزشهاى اسلامى و حقوق و قيام ملتها مخالفند، نرمش به خرج دهيم و احساس ضعف كنيم؟ «2» جمهورى اسلامى موظف است كوچكترين تغييرى در چهرهى با صلابت و موضع با عزت خود در مناسبات بينالمللى ايجاد نكند؛ با قلدران، از موضع قدرت و با دولتهاى ضعيف، از موضع حمايت و با ملتهاى بپاخاسته، از موضع رعايت و هدايت سخن بگويد و عمل كند؛
دولت امريكا را به مثابهى رأس فتنه و استكبار و رمز غدارى و شيطنت و به خاطر ستمش به كشورهاى ضعيف و حمايتش از صهيونيسم غاصب و دشمنيش با بيدارى و آزادى ملتها و خصومت عميق و جنايتبارش با ملت ايران، محكوم و منفور و مطرود دانسته، هيچ فرصتى را براى افشاى چهرهى تزويرآلود و رسوا كردن آن مدعيان آزادى و غيره و بيان اين حقايق از دست ندهد. «1» 4/ 6- حمايت از مسلمانان جهان ما نسبت به ملتهاى مسلمان هم احساس مسؤوليت مىكنيم. هر جا كه مسلمانى هست، ما در آن جا وظيفه داريم. ما نمىتوانيم نسبت به سرنوشت مسلمانان بىتفاوت باشيم. امروز در منطقهى خليج فارس، آرزومندان و تشنگان قدرت روزافزون- و پيشقراول، همه امريكا- راه افتادهاند و مىخواهند در اين جا براى خودشان جاى پا درست كنند. اين جا منطقهى اسلامى است و براى امريكا و اذناب امريكا جايى نيست. اين جا پايگاه اسلام است. اين خليج فارس، يك مركز اسلامى است و ثروتهاى آن متعلق به ملتهاى اسلامى مىباشد. «2» ما نمىتوانيم چشممان را ببنديم و نسبت به مصيبتهاى دنياى اسلام و تجاوز دشمنان اسلام، ساكت بنشينيم. اين ملت سرباز اسلام است. اين ملت براى اسلام قيام كرد و دشمنان اسلام را از اين مملكت بيرون كرد و پاى امريكا را قطع نمود. ما كه از اسلام رو بر نگرداندهايم؛ اسلام وجود ما و همه چيز ماست. دشمن از اين مسألهى عصبانى است و عليه ما تهديد
مىكند. «1» 5/ 6- پشتيبانى از نهضتهاى آزاديبخش ما به عنوان انقلاب اسلامى و به عنوان اولين ملتى كه با اين انقلاب توانسته است بينى استكبار را به خاك بمالد و با قدرت و شجاعت، قلعهى مستحكم استكبار را در اين كشور ويران كند و استكبار و امريكا را بيرون نمايد، اعلام مىكنيم كه از مردم و مسلمانان مظلوم فلسطينى حمايت و دفاع مىكنيم. «2» ما بايد براى مقابله با تلاشهاى توطئهآميز شيطان بزرگ براى حمايت رژيم اشغالگر قدس، از همه جهت آماده باشيم. «3» امريكا پشتيبان رژيمهاى نژادپرست است و ما به حمايت خود از مبارزات عدالتخواهانه ملتها ادامه خواهيم داد. «4» 6/ 6- بهرهگيرى از فريضه حج امريكا از اين ملت مىترسد. نبايد سادهلوحان گمان كنند كه شعار «مرگ بر امريكا» در مراسم حج، مگر چيست؛ اين شعار و فريادى كه از حنجرهها خارج مىشود، مگر بر پايههاى سلطهى غاصبانهى امريكا و اسرائيل چه اثرى مىگذارد. اگر تأثير شكنندهى اين شعارها نبود، اگر تأثير تعيين كنندهى فرياد بحق ملت ما عليه سلطههاى جهانى نبود، با ملت ما
اين قدر دشمنى نمىشد. «1» 7/ 6- خنثى سازى توطئهها ملت ايران كه مىگويد: ما با استكبار مبارزه مىكنيم، مقصودش اين است كه ما لشكركشى مىكنيم تا در خليج فارس ناوگان امريكا را- مثلًا- بمباران كنيم؟! مبارزهى ما اين نيست. حتىملت ايران و مسولان كشور نمىگويند كه ما كارى مىكنيم كه به دست امريكاى قلدر بهانه بدهيم تا در موقعيتى حركت تند مجنونانهاى عليه جمهورى اسلامى بكند؛ پس معناى مبارزه مبارزهى نظامى به آن شكل نيست. البته اگر روزى تهاجم نظامى و تعرض بشود، ملت ايران جواب سختى خواهد داد. ملت ايران كه در مقابل دشمن در نمىماند. مقصود از مبارزه اين است كه ملت ايران در مقابل كيد و تعرض و دستاندازى و تلاشهاى سياسى دشمن و انواع و اقسام كارهايى كه مىكند تا دوباره كشور ايران را به يكى از اقمار خود تبديل نمايد، با شدت و قدرت خواهد ايستاد. «2» 8/ 6- هوشيارى و ظرافت مىبينيد كه در شوراى امنيت، قطعنامهى محكوميت امريكا در ورود به پاناما وتو مىشود. امروز، سياستهاى جهانى اين است. جمهورى اسلامى بايد در مقابله با اين سياستها، قدرت را با ظرافت و هوشيارى
همراه كند. «1» 7- ارائه سياستهاى راهبردى به دولتهاى منطقه 1/ 7- بازگشت به اسلام ناب دولتهاى وابسته به استكبار جهانى و امريكا و غرب، تا كى بايد بدون در نظر گرفتن مصالح ملتها، هر كارى كه مىخواهند، با ملتهاى خودشان بكنند؟ راه نجات چيست؟ آيا راه نجاتى نيست؟ راه نجات وجود دارد.
راه نجات در كشورهاى اسلامى، بازگشت به اسلام است. «2» ملتها و دولتها در قبال روحيهى گرايش به اسلام ناب محمدى صلى الله عليه و آله- اسلامى كه سرلوحهاش، قطع نفوذ شيطان بزرگ و بقيهى شياطين از زندگى ملتهاست- به يك اندازه مسؤولند. دولتهاى اسلامى اگر به كشور و ملت خود علاقهمندند، بايد بدانند اين آن چيزى است كه زندگى و شرف و استقلال ملتها و كشورها و قدرت دولتها را تأمين مىكند. «3» انتظار از دولتهاى مسلمان آن است كه به جاى ترس و واهمه از اسلام- كه امريكا و ديگر سردمداران استكبار سعى فراوان بر القاء چنين ترس و واهمهاى در سران كشورهاى اسلامى دارند- به اين آيين الهى، به چشم نجاتبخش ملتهاى خود و به مثابهى پيوندى ميان ملتهاى مسلمان؛ يعنى:
اجزاء ملت اسلامى نظر كنند و با آن براى خود قدرت و عزت فراهم آورند. «1» 2/ 7- اتحاد اسلامى آمريكا از ديدگاه رهبرى 256 9 - ارائه سياستهاى راهبردى به جهان سوم ص : 253 امروز دولتهاى مسلمان بايد احساس تكليف كنند؛ قدرت دولتهاى مسلمان، اگر متفق و همصدا باشند، از قدرت امريكا بيشتر است. امريكا به اين منطقه محتاجتر است تا اين منطقه به امريكا. دولتها بايد بدانند كه خواست ملتهاى مسلمان آن است كه همهى آنها با هم به خواست مستكبرانهى امريكا و اسرائيل پاسخ «نه» بگويند؛ اين مطمئنترين اقدام براى حفظ خود دولتها و حفظ شرف و عزت كشورهاى اسلامى است.
بايد از تهديد و تطميع امريكا و فشار تبليغاتى مطبوعاتى صهيونيستى نهراسند و به نداى وظيفهى اسلامى و ملى خود پاسخ گويند. «2» 3/ 7- دفع دشمن مشترك اگر امروز دولتهايى كه اين منطقه را دچار تشنجهاى سياسى و نظامى ميان برادران كرده و مجرى سياستهاى امريكا شدهاند، به خود آيند و به جاى برادر آزارى، به فكر دشمنان مشترك باشند و خصوصاً عليه صهيونيسم كه جنايتهاى بىشرمانهاش قلب هر آزادهيى را به درد مىآورد، اقدام كنند، ريشهى اين غدهى سرطانى و بيشتر نابسامانيهاى اين منطقه خواهد خشكيد. «3»
4/ 7- عبرتگيرى از حوادث منطقه حوادث ديروز و امروز خليج فارس، صفحهى عبرت ديگرى است كه هم بطلان افسانهى شكست ناپذيرى امريكا را، و هم ضعف و زبونى دولتهايى را كه به نيرويى جز ملت خويش تكيه مىكنند، و هم بىوفايى و ناتوانى قدرتهاى بزرگ در دفاع از دولتهاى وابسته و دست نشاندهشان را بوضوح نشان داده و در آينده بيشتر نشان خواهد داد. «1» 5/ 7- ارتباط با جمهورى اسلامى امروز هر كشورى كه در مقابل امريكا مىخواهد از خود استقلالى نشان دهد، يكى از واضحترين راههاى آن همكارى و ارتباط با جمهورى اسلامى ايران است. «2» 6/ 7- اعتماد به نفس امريكا و قدرتهاى استكبارى قابل اعتماد نيستند. و دولتهاى اسلامى بايد با اعتماد و اتكاء به توانايىهاى خود، آينده بهترى را براى دنياى اسلام تأمين و تضمين كنند. «3» دولتهاى اسلامى مىتوانند در برابر ابرقدرت امريكا- كه امروز جبههى ضداسلامى استكبار را سرپرستى مىكند- بايستند و از حق ملتهاى خود و نيز از ملتهاى مسلمان مظلوم دفاع نمايند. «4»
7/ 7- هوشيارى در برابر توطئهها مبادا دولتهاى اين منطقه، اين اشتباه بزرگ را مرتكب بشوند كه با اين حرفها و درخواستهاى امريكا، داير بر ماندن مدتى در عراق يا در منطقه، موافقت كنند. ملتها در مقابل چنين كسى خواهند ايستاد و مبارزهى با او را واجب و لازم خواهند شمرد. «1» 8- ارائه دستور العمل به ملتهاى منطقه 1/ 8- هوشيارى ملتهاى مسلمان بيدارى معنوى انسانها- بويژه در مناطق اسلامى- تنها نيروى مبارز و مستحكمى است كه در برابر قدرت سلطهگر امريكا ايستاده و مقاومت مىكند. «2» اگر ملتهاى اسلامى بيدار بودند، مگر كمكهاى امريكا در آن صورت مىتوانست اسرائيل را نجات بدهد؟ ابداً. مسلمانان غافل مىمانند كه دشمن مىتواند اظهار وجود بكند. دشمن چندان قوى نيست؛ ما از قوت خودمان غافليم. «3» اكنون جهانخواران و قدرتهاى استكبارى در صددند با فرصتطلبى، از اوضاع به نفع خود استفاده كرده و نفوذ و سلطه را بر شما تحميل كنند.
همه- بخصوص مسؤولان محترم و سران گروهكها و احزاب مختلف- «4»