نشانده و مستبد بوده است. رژيم خودكامه پهلوى بهعنوان واپسين سلسله اين حكومتها، با دسيسه استعمار پير، انگلستان، و حمايت استعمارگر نو، آمريكا، بيش از نيم قرن سايه سياه استبداد، را بر ايران گستراند. دولت آمريكا بهعنوان بزرگترين پشتيبان اين رژيم، براى تثبيت پايههاى استبداد وابستگى همهجانبه ملّت و تاراج هر چه بيشتر منابع غنىّ ايران، از هيچ تلاش و توطئهاى فروگذار نكرد. كودتاى ننگين 28 مرداد، راهاندازى انقلاب سفيد و نابودى كشاورزى ايران، تحميل هزاران مستشار نظامى، تبديل ايران به انبار تسليحاتى خود به بهانه مقابله با نفوذ كمونيسم، ترويج فرهنگ مبتذل آمريكايى و پشتيبانى از جنايتهاى رژيم در سركوب مبارزات عزّتطلبانه ملّت مسلمان ايران، از عمدهترينِ اين تلاشها و توطئههاست.
اين دولت پس از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى نيز، انواع توطئهها را براى ناكام گذاشتن انقلاب اسلامى آزمود. مصادره اموال، تبديل سفارتخانه خود به مركز فعاليتهاى جاسوسى، تحريم و محاصره اقتصادى، كودتا، تحميل جنگ، تصويب بودجه براى براندازى جمهورى اسلامى، تلاش براى به انزوا كشاندن جمهورى اسلامى در عرصه بينالملل و محصور كردن پيام رهايى بخش انقلاب اسلامى از آن جملهاند. اين دولت، همچنين، در سالهاى پايانى جنگ، افزون بر حمايت گسترده تسليحاتى و بينالمللى از عراق، عملًا به نفع اين كشور وارد جنگ شد و با سرنگون كردن هواپيماى مسافربرى جمهورى اسلامى ايران و به شهادت رساندن 290 مسافر بيگناه، برگ سياه ديگرى بر دفتر قطور جنايتهاى خود افزود.
دولت آمريكا در دوران سازندگى نيز، تلاش فراوان كرد تا در روند سازندگى كشور و بازسازى ويرانىهاى جنگ وقفه ايجاد كند و با تطميع و تهديد و حتّى تصويب قوانين مستكبرانه فرامرزى مانند قانون داماتو، كشورهاى ديگر را از گسترش و تعميق روابط اقتصادى با جمهورى اسلامى باز دارد. امّا همه اين توطئهها، ناكام ماند و كشتى انقلاب اسلامى با لطف بيكران خداوند متعال، رهبرى حكيمانه حضرت امام (ره) پس از ايشان مقام معظم رهبرى و نيز، حمايت گسترده ملت مسلمان ايران همچنان استوار و با صلابت در درياى پرتلاطم جامعه جهانى به راه روشن خود ادامه مىدهد و تا رسيدن به ساحل امن اهداف و آرمانهاى بلندش، هيچ مانعى را برنمىتابد و از حركت نمىايستد.
دولت آمريكا پس از اين ناكامىها، هر چند، مزوّرانه به انجام مذاكره و گفتگو با ايران تمايل نشان مىدهد امّا حقيقت اين است كه همچنان بر خصومت ديرين خود با انقلاب اسلامى اصرار مىورزد. بىگمان، تا جمهورى اسلامى ايران در دفاع از ملّت مظلوم فلسطين و مخالفت با صلح ناعادلانه خاور ميانه و نظم نوين جهانى آمريكايى بر مواضع ا صولى و سازش ناپذيرش استوار است و تا دولتمردان آمريكا به حمايت گسترده از رژيم اشغالگر قدس و دشمنى با انقلاب اسلامى ادامه مىدهند و بهدنبال تحميل خواستههاى بناحق خود بر جامعه جهانىاند، گفتگو و عادىسازى روابط جمهورى اسلامى و آمريكا امكانپذير نخواهد بود.
آشنايى نسل دوم انقلاب با ماهيّت و اهداف استكبارى دولت آمريكا و ستمهايى كه در ساليان گذشته بر ملّت ايران روا داشته است، وظيفهاى
بس خطير است كه بر دوش پژوهشگران و انديشمندان و نيز مراكز پژوهشى و فرهنگى سنگينى مىكند. سخنان و مواضع حضرت امام خمينى (ره) و مقام معظم رهبرى، حضرت آيتاللّه خامنهاى بهعنوان پيشروان مبارزه با آمريكا در عصر حاضر، مهمترين و غنىترين منبع شناخت اين رژيم مستكبرن است.
مركز تحقيقات اسلامى پس از گردآورى و تنظيم موضوعى ديدگاههاى حضرت امام (ره) درباره آمريكا، اينك اقدام به گردآورى و تنظيم موضوعى سخنان و مواضع مقام معظم رهبرى در اين باره كرده است. اين مجموعه كه در پانزده فصل و يك ضميمه سامان يافته، سخنان انتشار يافته معظمله در كتاب «حديث ولايت» و «روزنامه جمهورىاسلامى» از آغاز رهبرى تا پايان سال 1377 است. اميدواريم، خوانندگان محترم كمال استفاده را از اين اثر گرانبها بنمايند.
در پايان از زحمات بىدريغ آقايان مسلم مهدىزاده و اكبر مظفرى در گردآورى مطالب و حسين شيدائيان در تنظيم اين اثر صميمانه قدردانى مىنماييم.
فصلاولّ: كليات 1- روحيه استكبارى متأسفانه محيط زندگى بشر از تصرفات و عملكرد گروههاى استكبارى در سرتاسر دنيا سرشار است. البته، در رأسشان امريكاست.
اين كه دولتى در آن سر دنيا به خود حق مىدهد على رغم منافع ملتهاى منطقه، منافع خودش را تأمين بكند، اين همان روح استكبار است و چيز ديگرى نيست. اين كه دولتى به خود حق مىدهد كه اگر دولتى مخالف او بود، صريحاً و علناً و بدون هيچ خجالتى بگويد: من او را برمىاندازم، اين روح استكبار است؛ همين چيزى كه امروز از امريكا نسبت به بسيارى از دولتهاى امريكاى لاتين و بعضى جاهاى ديگر دنيا سر مىزند. استكبار، چون جوابى ندارد و منافعش در خطر است و منفعتش با سقوط آن دولت، بيشتر تأمين مىشود، اين موضع را مىگيرد. ... اين كه امروز مشاهده مىكنيد امريكاييها با خونسردى تمام، از كشتار هزاران انسان حرف مىزنند و انفجار بمب در هيروشيما و كشتار هزاران انسان را عادى تلقى مىكنند و مىگويند: آن اقدام به مصلحت بود و ما چنين كارى را لازم دانستيم!، همان روح استكبار است. اگر هواپيمايى را با سرنشينانش ساقط
مىكنند و مورد اعتراض قرار مىگيرند، مىگويند: قضيهيى بود كه تمام شد، صحبتش را نكنيد! «1» مسأله، مسأله مبارزه با استكبار است. مبارزه با امريكا، به خاطر اين است كه امروز مظهر استكبار در دنيا، رژيم امريكاست، و الا اگر امريكا به عنوان يك دولت، روشها و هدفهاى استكبارى را نداشت، براى ما مثل بقيه دولتها بود، لكن امروز دولت و رژيم امريكا، در اين دوره از زمان، مظهر كامل استكبار است. «2» اگر بخواهيم در بين دولتهاى دنيا مستكبر را پيدا كنيم، دچار مشكل نمىشويم؛ يعنى دولت امريكا- كه امام به او لقب شيطان بزرگ دادند- در مقابل نداى حقطلبانهى ملت ايران مستكبر بود. استكبارى كه در زمان ما شكل گرفت، استكبار امريكايى بود. قبل از انقلاب هم اين طور بود. در دوران انقلاب و تا امروز هم همين طور است. «3» قدرتهاى مستكبر جهانى و در رأس آنها ايالات متحدهى امريكا براى ملتهاى ديگر حق حرف زدن و اظهار نظر كردن هم قايل نيستند و هر كارى را كه براى سياست خودشان مفيد و لازم بدانند- و لو به ضرر ملت يا ملتها باشد- انجام مىدهند. «4»
2- مظهر سلطه رئيس جمهور امريكا در سخنرانى چند روز قبل خود در پاسخ كسانى كه معتقدند رژيم امريكا بيش از اندازه در امور كشورهاى ديگر دخالت مىكند، گفته است: ما به خاطر منافع امريكا، در امور داخلى كشورها دخالت مىكنيم. اين توسعهطلبى و فزونخواهى را صريحاً اعلام و ابراز مىكنند. آنچه براى آنها حايز اهميت است، مصلحت كشور خودشان است و براى تأمين آن، در امور داخلى كشورهاى ديگر دخالت مىكنند و خودشان را ذيحق مىدانند. كشور و نظامى مثل جمهورى اسلامى كه در مقابل خواست غير مشروع مىايستد، از نظر آنها دشمن به حساب مىآيد. در اظهارات جهانى خود اين سخن را تكرار مىكنند كه دولت ايران با منافع امريكا مخالفت مىكند. شما اگر اين منافع را در داخل كشور خودتان محصور كنيد، ما به شما چكار داريم؟ اگر شما نخواهيد به امور كشورهاى ديگر- و از جمله ايران- دستاندازى كنيد، ما با شما كارى نداريم؛ اما شما افزون طلب هستيد و در خارج از مرزهاى خود آن را مىجوييد.
... آنچه كه امروز دولت امريكا دنبال مىكند، در روح و معنا همان چيزى است كه استعمارگرها در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم دنبال مىكردند. آن روز هم دولتهاى اروپايى حرفشان اين بود كه ما احتياج به منافع اين كشورها داريم. امروز هم امريكا همين حرف را مىزند. امروز هم رئيس جمهور امريكا در مقابل نخبگان دولت صريحاً اعلام مىكند كه ما در امور داخلى كشورهاى ديگر دخالت مىكنيم؛ چون منافع ما آن را
ايجاب مىكند. «1» امروز دولت امريكا به اين قانع نيست كه بر كشور و منافع خود تسلط داشته باشد و خود را به عنوان يك كشور و يك ملت طبق ميل و ارادهى خود اداره كند؛ آنها مىخواهند در هر نقطهاى از عالم كه موقعيت جغرافيايى حساس وجود دارد، حضور داشته باشند؛ هر جا آبراه مهمى وجود دارد، بر آن مسلط باشند؛ هر جا منافع حياتى زيرزمينىاى وجود دارد، زير كليد آنها باشد؛ هر جا پول و قدرت و امكانى هست، آنها بتوانند بر آن تسلط داشته باشند؛ هر جا مجموعهاى از انسانها زندگى مىكنند، تا آنجا كه مىتوانند، ارادهى خودشان را بر آن مجموعهى انسانى تحميل كنند. استكبار يعنى اين. «2» مسألهى بسيار مهم سلطهى روزافزون شيطان بزرگ بر ذخاير كشورهاى اسلامى و حضور بيش از پيش سياسى و اقتصادى و حتّى نظامى آن در اين كشورهاست. اين ابرقدرت ظالم و سلطهطلب، پس از تحولات اخير جهان كه منتهى به فروريختن نظامهاى الحادى كمونيستى شد و شوروى از موضع رقابت با امريكا فرو افتاد، در صدد است كه سراسر جهان و به خصوص مناطق زرخيز اسلامى را به منطقهى نفوذ بىرقيب خود مبدل سازد و پس از فراغت از- به اصطلاح- جنگ سرد به جنگ همه جانبهيى با بيدارى اسلامى- كه مانع مستحكمى در راه اين
نفوذ است- كمر بسته است. «1» امروز مظهر نظام سلطه امريكاست؛ يعنى: هر سيئهاى كه در دنيا بر اساس نظام سلطه به وجود آيد، بخشى از گناه آن حتماً به گردن امريكاست. نظام سلطه معنايش اين است كه اگر رژيم امريكا در نقطهاى از دنيا براى خود منافعى فرض كرد- و لو منافع نامشروع و منافعى بر خلاف همهى پيمانهاى بينالمللى- حق دارد در آن جا حضور قدرتمندانه و نظامى پيدا كند و هر كسى كه با منافع او مخالفت كند، او را بكوبد. يك وقت است كه اين كارها را مخفيانه مىكنند و يك وقت هم هست كه اين كارها را با صراحت و وضوح انجام مىدهند و صريحاً اعلام مىدارند كه فلان سازمان و يا دولت و يا جمعيت با منافع ما تضاد داشته است. اين براى امريكا حقى را ايجاد مىكند كه آن سازمان يا آن شخص يا آن دولت و يا آن ملت را در هر نقطه كه باشد، بكوبد. اين نظام سلطه است؛ يعنى:
قانون جنگل و نظام غير انسانى و خلاف فطرت انسان. «2» 3- توطئه، كودتا، ترور مردم دنيا بايد بدانند كه امروز قدرتهاى بزرگ و قدرت استكبارى امريكا، از چه روشهايى براى پيشبرد كارشان استفاده مىكنند.
سردمداران امريكا، خيلى خونسرد آدم مىكشند، قتل عام مىكنند و به يك كشور ديگر تجاوز مىنمايند. آن كارى را كه امريكا در قديم به وسيلهى دستگاه اطلاعاتى خودش- سازمان سيا- مخفيانه انجام مىداد و كودتا درست مىكرد و دولتها را سرنگون مىنمود، امروز كارش به جايى