در صددند نسل بنى آدم را از همهى فضايل انسانى تهىدست كنند. «1» 10- وارونه كردن حقايق آنچه كه به نام دموكراسى در اصطلاحات جهانى تعريف مىشود و غرب خود را مفتخر به آن مىداند، در امريكا، انگليس و حتى فرانسه- كه خود را مهد دموكراسى مىداند- مطلقاً وجود ندارد؛ اما طبيعت و خصوصيت اخلاقى غربيها در اين است كه زشتترين پديدهها را به صورتى بستهبندى شده و زيبا عرضه مىكنند كه امريكا نمونهى روشن آن است. «2» 11- علل دشمنى آمريكا با نظام اسلامى در نظام جمهورى اسلامى چيزهايى كه امريكا و هر مستكبر ديگرى را خشمگين مىسازد، اينها است: اول- جدا نبودن دين از سياست و پايه اسلامى جمهورى اسلامى؛ دوم- استقلال سياسى اين نظام؛ به معناى تسليمناپذيرىاش در برابر زورگوييهاى معمول ابرقدرتها؛ سوم- اعلام راه حل مشخص جمهورى اسلامى دربارهى مسألهى فلسطين كه عبارت است از: انحلال رژيم صهيونيستى و تشكيل دولت فلسطينى متشكل از خود فلسطينيان و همزيستى مسلمانان و مسيحيان و يهوديان در فلسطين؛ چهارم- حمايت معنوى و سياسى از همهى نهضتهاى اسلامى و تقبيح
فشار بر مسلمانان در هر جاى عالم؛ پنجم- دفاع از حيثيت اسلام و قرآن و پيامبر اعظم- صلى الله عليه و آله- و ديگر انبياى الهى و مقابله با توطئهى رواج دادن اهانت به اين مقدسات نظير آنچه در باب نويسنده مهدورالدم آيات شيطانى- و همكارى سياسى و اقتصادى دولتها و كشورهاى اسلامى و حركت در جهت تثبيت اقتدار ملتهاى مسلمان در قالب «امت بزرگ اسلامى»؛ هفتم- رد و نفى فرهنگ تحميلى غرب كه دولتهاى غربى با تنگنظرى و تعصب بر آنند كه همهى ملتهاى عالم را به پذيرش آن وادار سازند، و اصرار بر احياى فرهنگ اسلامى در كشورهاى مسلمان؛ هشتم- مبارزه با فساد و بىبند و بارى جنسى كه بعضى از دولتهاى غربى، بخصوص امريكا و انگليس، اخيراً انحرافىترين شكل آن را بىشرمانه رسميّت داده يا در راه آنند و از دهها سال پيش براى ورود اشكال گوناگون اين فساد به كشورهاى اسلامى برنامهريزى و تلاش مىكنند. اينها است آنچه موجب دشمنى كينهآلود امريكا و همپالكىهايش با جمهورى اسلامى است. «1» 1/ 11- مخالفت ايران با توسعهطلبى آمريكا كشورهاى استكبارى مىخواهند هميشه زور بگويند، بچاپند، ثروت و قدرت عالم در اختيار آنها باشد؛ ملتهايى هم باشند كه كار كنند، زحمت بكشند و منابعشان غارت برود. هر حركتى كه در مقابل آنها بايستد، با آن دشمن مىشوند؛ و اسلام در مقابل آنها مىايستد. علت اين كه استكبار با ايران مخالف است، اين است. علت دشمنى عميق امريكا با انقلاب
اسلامى و با اسلام، اين است. «1» امريكاييها توسعه طلبند و مىخواهند در همهى جاى دنيا دستى داشته باشند و حضورى پيدا كنند و استثمار نمايند. منافع ملتها هر چه باشد، براى آنها مهم نيست! منافع آنها نبايد به خطر بيفتد؛ ولو با از بين رفتن منافع ملتهاى ديگر! وقتى اين گونه است، معلوم مىشود حركت اسلامى برايشان مضر است و در صدد بر مىآيند انتقام بگيرند. «2» 2/ 11- اسلام خواهى نظام و پشتيبانى از فلسطين در سفرى كه من به پاكستان مىرفتم، امام امت (رضوان اللَّه عليه) فرمودند كه شما به علماى پاكستان بگوييد: فشارهاى وارده بر ما از سوى امريكا و ارتجاع و شرق و غرب، نه به خاطر ايرانى بودن ماست؛ بلكه به خاطر اسلام است. آن روزى كه دنيا احساس كند- العياذ باللَّه- ما نسبت به اسلام جدى نيستيم، آن روزى كه دنياى مستكبر احساس كند كه ما حاضريم روى اسلام معامله كنيم و بى تفاوت شدهايم، اين فشارها تمام خواهد شد. «3» استكبار جهانى، كه در رأس آن امريكا و در ذيلش همهى دستگاههاى شيطانى مسلط عالم يا حتى دستگاههاى غير مسلط- كه براى منافع استكبار كار مىكنند- قرار دارد، هدفش از مواجههى با ايران اسلامى،
فقط اسلام است و بس. هيچ مسألهى ديگرى در ميان نيست. «1» عمدهى دشمنى امريكا با ايران اسلامى، به خاطر دو چيز است: يكى تمسك به اسلام، ديگر موضعگيرى قاطع در مقابل قضيهى فلسطين. اين را هم شما بدانيد. همه در دنيا بدانند، علت اينكه امريكا در مقابل ايران اسلامى، اينطور گستاخ، جرى، خشمگين و عنود قرار مىگيرد، اين دو مسأله است: اسلام و موضع در مقابل قضيهى فلسطين؛ موضع صريح و قاطع، كه از روز اول انقلاب تا امروز، تغيير نكرده است و روز به روز روشنتر و واضحتر شده است. تمام فشارها بر ايران اسلامى، براى اين دو چيز است: دست برداشتن از اسلام و انصراف از حاكميت احكام مقدس اسلامى، و تغيير موضع در مقابل قضيهى فلسطين و تا اين مواضع ما هست، امريكا دلش با ما صاف نخواهد شد. «2» امريكا با ملت ايران با اهداف اين ملت، با همهى وجود دشمن است؛ ما اين را مىدانيم. اين ملت، حركت قاطع خود را در دربارهى فلسطين زده؛ لذا امريكا از او داغدار است. اين ملت، حرف خود را در باب سلطهى ظالمانهى امريكا زده و ايستاده است؛ لذا امريكا و استكبار جهانى، از اين موضع به شدت ناراحتند. اين ملت، تمسك و اعتصام نهايى و قوى خودش را به اسلام و قرآن ثابت كرده است. امريكا و همهى
دشمنان اسلام، از اين رويكرد به شدت زخم خوردهاند؛ لذاست كه عليه ما تبليغات و تلاش مىكنند. «1» 3/ 11- مخالفت نظام اسلامى با اسرائيل خيلىها در سطح دنيا (كسانى كه با ما در ارتباط تجارى يا سياسى هستند) محرمانه به مأموران و كسان ما مىگويند: علت دشمنى امريكا با شما عبارت از همين مسألهى خاورميانه و قضيهى اسرائيل است.
مىگويند: چرا شما مخالفت مىكنيد كه اين قضيهى حقوق بشر و محاكمات آنچنانى و حقوق زن و از اين حرفهايى كه عليه جمهورى اسلامى در رسانههاى امريكايى و صهيونيستى گفته مىشود، همهاش حرف است. ما خودمان مىدانستيم كه اين حرف است؛ اما حالا همه اين را اقرار مىكنند. «2» آنها اعتراف مىكنند و به ما مىگويند كه فشارهاى امريكا و محاصرهى اقتصادى و تبليغات خصمانه و رذالتآميز عناصرى از دستگاه قانونگذارى و اجرايى امريكا عليه جمهورى اسلامى همه و همه به قضيهى اسرائيل مربوط است. «3» 4/ 11- طرح بيدارى اسلامى علت اينكه استكبار و در رأس قدرتهاى استكبارى، رژيم ايلات متحدهى امريكا با انقلاب اسلامى و با جمهورى اسلامى مخالف است،
اين است كه جمورى اسلامى و انقلاب اسلامى، يك بيدارى جهانى را طراحى و زمينهسازى كردند. «1» 12- مبارزه با آمريكا بعضى خيال مىكنند كه اگر ملت ايران مىگويد: مبارزه با امريكا يا «مرگ بر امريكا» يا عدم رابطه با امريكا و از اين قبيل حرفها، اين يك مسألهى شعارى و احساسى محض است. نه، اين اشتباه است! اين يك مسألهى متكى بر پايهاى منطقى و كاملًا خردمندانه و درست منطبق بر مصالح ملى اين كشور است. «2» 13- واژه نامه دولتمردان آمريكا 1/ 13- آزادى در يك جامعهى آزاد- حالا آزاد به همان سبك امريكايى- اگر عدالت هم نباشد- كه در آنجاها نيست و همان آزادى هم به نفع يك طبقه و عليه يك طبقه خواهد بود. چند نفر يك سياه پوست معلول را از روى ويلچر بر مىدارند، و به اتومبيل خودشان مىبندند، به بيابانها مىبرند و روى زمين مىكشند! بالاخره آزادى است ديگر! «3»
2/ 13- تروريست آمريكا اين مبارزهى عادلانه را مىگويد «تروريسم» و خباثت صهيونيستها نسبت به مبارزين را تروريسم نمىداند. «1» رئيس جمهور امريكا- كه واقعاً انسان تعجب مىكند- خجالت نمىكشد و روز روشن در مقابل افكار عمومى دنيا مىايستد و با صداى بلند مىگويد كه ما مىخواهيم براى جلوگيرى از تروريسم با اسرائيل همكارى كنيم. «2» قبل از شروع جنگ تحميلى، از نظر امريكا دولت عراق در فهرست دولتهاى حامى تروريسم بود. در سالهاى 61 و 62 رزمندگان سلحشور ما توانستند دشمن را به زانو در بياورند و او را از مرزها عقب برانند، و دشمن بعثى مجبور شد، براى مقابله با ما، از سلاح شيميايى و سلاحهاى كشتار جمعى استفاده بكند؛ يعنى جنايت جنگى بكند. در همان اوقات دولت امريكا احساس كرد كه بايد جبههى عراق را سنگين بكند تا دولت بعثى بتواند نقش خيانتآميز خود را در مقابل نظام جمهورى اسلامى ايفاء كند. در همان سالها كه دولت عراق سلاح شيميايى به كار برد، اينها اسم عراق را از فهرست دولتهاى حامى تروريسم خارج كردند. «3» 3/ 13- صلح و حقوق بشر سلطهگران بينالمللى، امروز به نام صلح، ملتى را قربانى مىكنند و در پوشش حقوق بشر، نسلها را به نابودى مىكشانند. نظاميان امريكا تحت
عنوان كمكرسانى به گرسنگان سومالى، وارد اين كشور شده و گرسنگان را مىكشند. «1» 4/ 13- قانون ادبيات و معارف امريكا نشان مىدهد كه قانون به نفع تكتازى سرمايهداران و آزادى بىقيد و بند آنان در تمامى تصرفات زندگى خويش است. «2» 5/ 13- نظم نوين جهانى اين نظام نوينى كه امريكاييها مىگويند، اين است؛ يعنى: كارى كنند كه همهى دنيا آن طور كه آنها مىخواهند، فكر كنند و حقايق را وارونه بفهمند. «3» نظم نوينى كه امريكا در پى استقرار آن است، متضمن تحقير ملتها و به معناى امپراطورى بزرگى است كه در رأس آن امريكا و پس از آن قدرتهاى غربى قرار دارند. «4» بازگشت به جامعهى جهانى- كه امريكا منادى آن است- به معناى پذيرش سلطهى فرهنگ غرب است. «5»