عنوان كمكرسانى به گرسنگان سومالى، وارد اين كشور شده و گرسنگان را مىكشند. «1» 4/ 13- قانون ادبيات و معارف امريكا نشان مىدهد كه قانون به نفع تكتازى سرمايهداران و آزادى بىقيد و بند آنان در تمامى تصرفات زندگى خويش است. «2» 5/ 13- نظم نوين جهانى اين نظام نوينى كه امريكاييها مىگويند، اين است؛ يعنى: كارى كنند كه همهى دنيا آن طور كه آنها مىخواهند، فكر كنند و حقايق را وارونه بفهمند. «3» نظم نوينى كه امريكا در پى استقرار آن است، متضمن تحقير ملتها و به معناى امپراطورى بزرگى است كه در رأس آن امريكا و پس از آن قدرتهاى غربى قرار دارند. «4» بازگشت به جامعهى جهانى- كه امريكا منادى آن است- به معناى پذيرش سلطهى فرهنگ غرب است. «5»
آيا نتيجه تمام شدن درگيرى شرق و غرب چه بايد باشد؟ بايد قدرت مطلقه و روزافزون امريكا بر ملتهاى ضعيف باشد؟! معناى نظم نوين جهانى اين است! «1»
فصل دوم: ملت آمريكا 1- تفاوت ملت آمريكا و دولت آمريكا امريكاييها كه مىگوييم، مرادمان ملت امريكا نيست؛ مراد همان رژيم امريكا و گردانندگان سياستهاى امريكا است. «1» ما با رژيم امريكا مواجهيم؛ نه ملت امريكا. رژيم امريكا با ملت ايران مواجه است؛ نه فقط دولت ايران. «2» بارها گفتهايم كه ما با ملت امريكا دشمنى نداريم؛ با اشخاص كارى نداريم؛ ما با مقاصد و اغراض طرفيم. اين مقاصد و اغراض هر جايى كه باشد و متعلق به هركس كه باشد، براى ما اهميت دارد. «3» در همين جا من بگويم كه قضيه ما، قضيه رژيم امريكاست؛ نه قضيه ملت امريكا. ما با ملت امريكا كارى نداريم؛ دشمنى هم نداريم. مثل بقيه ملتهايند؛ البته در اين سالهاى طولانى، رژيم امريكا با تبليغات پيگير، آن ملت را شستشوى مغزى زيادى داده است. خيلى از افراد ملت امريكا نمىدانند كه در ايران چه خبر است و اصلًا قضيه ايران چيست. يك
چيزهايى شنيدهاند: ارتجاع و اصولگرايى و ضد حقوق بشر! اينها را دولتها و تبليغاتچىهايشان به آنان گفتهاند، مردم هم باور كردهاند، و الا مردم امريكا به خودى خود- ملتى مثل بقيهى ملتها هستند و ما هم هيچ دشمنى با آنها نداريم. ما با هيچ ملتى دشمنى نداريم؛ ما با مردم چه كار داريم؟ قضيهى ما قضيهى رژيم امريكاست. «1» البته بارها گفتهايم و تكرار شده است- من هم گفتهام، مسؤولان هم گفتهاند- كه مسألهى ما، مسألهى دولت امريكاست؛ با ملت امريكا بحثى نداريم. طرف ما ملت امريكا نيست؛ ملت امريكا هم مثل بقيهى ملتهاى ديگر، خوبيهايى دارد، بديهايى دارد؛ مربوط به خودشان است. مسأله، مسألهى دولت امريكا و رژيم امريكاست، و رژيم امريكا دشمن نظام جمهورى اسلامى و دشمن انقلاب و دشمن ملت ايران است. «2» 2- افكار عمومى ملت آمريكا 1/ 2- گرايش به اسلام سياهپوستان امريكا- اعم از مسلمان و مسيحى- در تظاهرات مشتهايشان را گره كردند و فرياد «اللَّهاكبر» سر دادند و به ترجمهى سورهى مباركهى حمد گوش فرا دادند. اين پيام قرآن بود كه زير پرچم رژيم استكبارى امريكا در دنيا پخش شد و اين واقعيت نشان داد كه با وجود مخالفتهاى امريكا پيام انقلاب اسلامى به مخاطبين آن در دورترين نقطهى
جهان رسيده است. «1» 2/ 2- تمجيد از شخصيت امام آن گروگان امريكايى كه چهار صد و چهل و چهار روز در ايران اسير بوده و طبيعتاً همهى آن ماجراها را از چشم امام مىديده است، مصاحبه مىكند و مىگويد: «من از كسانى نيستم كه از فوت امام خوشحال شوم، او ارزشهاى اخلاقى مخصوص خودش را داشت و هيچ كس در حد او نبود». «2» 3/ 2- حقطلبى مردم آمريكا و اروپا هيچ خصومتى با ملت ايران ندارند و براى شنيدن سخن حق، آمادگى دارند. «3» 4/ 2- انزجار از صهيونيستها ترديدى نيست كه ملتهاى امريكا، اروپا، كانادا و برخى از كشورهاى ديگر از وضع موجود و نقش تعيين كنندهى صهيونيستها د آمريكا از ديدگاه رهبرى 69 1 - معيار حقوق بشر در آمريكا ص : 69 ر مسائل زندگى خود به شدت ناراضى هستند. «4»
3- خيانت دولت آمريكا به ملت آمريكا 1/ 3- فريب ملت آمريكا رئيس جمهور امريكا از حل مشكلات كشورش عاجز است و فشارى كه براى سازش اعراب و اسرائيل وارد مىشود، تلاشى براى قانع كردن مردم امريكاست. «1» 2/ 3- بى اعتنايى رژيم امريكا كه ادعاى سرپرستى و صاحب اختيار بودن در دنيا را دارد، اصلًا ملتها و حتى ملت امريكا را به حساب نمىآورد و براى نفوس بشرى ارزشى قايل نيست. «2» در كشورهايى كه با دمكراسى غربى اداره مىشوند، از جمله در كشور امريكا نقش و حضور مردم در اداره و هدايت كشور به قدر ايران نيست. «3» 3/ 3- سانسور پيام امام قدس سره يك وقت يكى از پيامهاى حضرت امام «ره» را فرستادند به امريكا كه در نشريات آنجا چاپ شود. مىگفتند مطبوعات آنها پرتيراژ است. پيام را فرستادند؛ ولى حتى يكى ازمطبوعات امريكا، همين مطبوعات آزاد، آن
پيام را چاپ نكردند. «1» 4/ 3- سركوب شورش اخير سياهان در امريكا نشان داد كه نظام امريكا، نه فقط نسبت به ملتهاى آسيا و آفريقا و امريكاى لاتين، كه نسبت به ملت خود نيز با بىعدالتى عمل مىكند و در اينجا نيز مانند آن جاها اعتراض را با خشونت و سركوب پاسخ مىدهد. «2» 5/ 3- تبعيض نژادى امروز دنيا، دنياى ظلم و دروغ و فريب است. پرچم دفاع از حقوق بشر را كسانى به عهده گرفتهاند كه بيشترين دشمنان حقوق بشرند. در رأس آنها هم دولت امريكاست. ببينيد در داخل كشورشان با سياهان چه مىكنند! اينكه ديگر خبر از گذشته نيست؛ خبر از پنجاه سال- صد سال پيش نيست كه بگويند: ما حالا اصلاح كردهايم؛ متعلق به همين امروز است. در شهرهاى بزرگ كشور امريكاست. ببينيد هنوز مسألهى تبعيض نژادى در آن كشورى كه مدعى آزادى و حقوق بشر است، حل نشده است. هنوز انسانى، به جرم سياه پوست بودن، پليسى او را تا حد كشتن كتك مىزند. «3» 6/ 3- مخالفت با اظهار عقيده چندى پيش در امريكايى كه ادعا مىكنند عقيده اشكالى ندارد و همه
آزادند، گروهى از مردم را كه عقيدهى انحرافى داشتند- كه البته براى ما دقيقاً هم روشن نيست- آتش زدند و نابود كردند «1» و در همان روز رئيس جمهور و مسؤولين عالى رتبه امريكايى، با وقاحت تمام، ايستادند تا تعقيب كنند كه براى همجنسبازان حقوق رسمى بشناسند و براى آنها حقوقى قايل شدند و ادعا مىكنند كه اين خواستى در جامعه است. اگر اين جور است، پس داشتن يك عقيدهى منحرف و غلط و باطل چه جرمى محسوب مىشود كه جمع شدند و اينها را نابود كردند و در آتش سوزاندند؟! «2» 7/ 3- حفظ منافع سرمايه داران طبيعى است كه امريكا هم صددرصد در جهت منافع قدرتهاى استكبارى خود- نه منافع مردمش- منافع كمپانيها، منافع آن دستهاى پنهان و مرموزى كه نظام امريكايى را تشكيل و به آن خط مىدهند و آن را راه مىبرند، كار مىكند؛ و الا ملت امريكا در حضور چند صد هزار سرباز امريكايى در بيابانهاى عربستان، چه منافعى دارد؟! «3» اين ديكتاتور بينالمللى، جز به منافع ملت امريكا- و آن هم نه همه ملت امريكا، بلكه پشتيبانان رژيم امريكا؛ يعنى كارتلها، تراستها، سرمايهداران بزرگ، سازمانهاى مؤثر در دولت امريكا، به چيز ديگرى نمىانديشد. همهى مسايل جهانى بر اساس مصالح شركتهاى عمده و