4- تذكر به دولتمردان آمريكا آيا سردمداران امروز امريكا مىتوانند ادعا كنند كه بيست سال ديگر، ملت امريكا مجبور نخواهد شد از ملتهاى پاناما و گرانادا و ايران و فلسطين و دهها ملتى كه زخم امريكا را خوردهاند، عذرخواهى كند؟ آيا آن كسانى كه امروز سياست امريكا را در چنگ دارند و با تكيه به قدرت، احمقانه كار دزدان سرگردنه بگير و گردن كلفتهاى قديمى محلهها را انجام مىدهند- كه با نيش چاقو حرفشان را به كرسى مىنشاندند و هر كارى مىخواستند، انجام مىدادند- مطمئنند كه چند سال بعد، ملتشان بر خود آنها يا بر نام آنها يا بر گور آنها، لعنت نخواهد فرستاد و لگد نخواهد زد؟! «1»
فصل سوم: آمريكا و رژيم پهلوى 1- دخالتها و فعاليتهاى آمريكا 1/ 1- تحميل و تقويت رژيم پهلوى كشور عزيز و ملت بزرگ و منطقهى تاريخى ما، آزمايشگاه چه تجربههاى بزرگى است. اتفاقاً اولين بارى هم كه امريكاييها، دخالت مستقيمى در اجراى يك كودتاى نظامى در يك كشور كردند، در 28 مرداد 1332 بود كه آن كودتاى ننگين را مستقيماً با پول و عوامل و نقشه و نيروهاى نظامى و شبهنظاميشان در تهران به راه انداختند. متأسفانه در آن روز، غفلتها موجب شد كه توطئهى امريكاييها به نتيجه برسد. «1» عزيزان من! سياست دولت امريكا از سالهاى 1320 به بعد- تقريباً سالهاى بيستويك و بيستودو وارد كشور ما شد؛ بتدريج آمدند و نفوذ پيدا كردند و يواش يواش جاى انگليسها را گرفتند- در طول اين تقريباً بيست و هفت- هشت سالى كه امريكاييها در اين كشور حضور قدرتمندانه داشتند، همهى اهانتها و بديها و ستمگريهايى كه يك دولت
مستكبر با يك مظلوم مىتواند انجام بدهد، انجام دادند؛ منابع را بردند، رژيم مستبد پهلوى را تقويت كردند، به مسؤولان ما اهانت كردند، كاپيتولاسيون را آوردند، حكومتهاى ملى را سرنگون كردند، و خيلى جنايات كه واقعاً اگر كسى بخواهد جنايات امريكا را در طول مدت تقريباً بيست و هفت- هشت سال قبل از انقلاب بنويسد، يقيناً يك كتاب قطور خواهد شد. «1» 2/ 1- سلطه سياسى اقتصادى امريكا از حضور در ايران، استفادههاى سياسى و اقتصادى و نظامى مىبردهاست. او در مرزهاى ما حضور داشت تا رقيب جهانى خود را زير نظر داشته باشد. او از منابع ما براى فربهتر كردن امكانات مالى و كمپانيهاى عظيم خود استفاده مىكرد. او از دولت ايران به عنوان يك نوچه و آلت دست، در تمام قضاياى جهانى و دشمنى با اعراب در اوپك و ايجاد حلقهى امنيتى دور اسرائيل، استفاده مىكرد. اين، معناى آلت دست است كه امريكا امروز ديگر در اختيار ندارد و به همين خاطر، زخم خورده است. «2» اين مجموعه حساس (ايران) كه از لحاظ جغرافيايى، طبيعى، تاريخى، فرهنگى، منابع طبيعى و ثروت، چيز برجستهاى بود، يكجا در دست امريكا بود. چند صدهزار امريكايى در اين كشور- عمدتاً در تهران- در حساسترين مراكز بودند، حقوقهاى كلان از كيسهى اين ملت مىگرفتند،
مىخوردند و ملت را تحقير مىكردند. «1» 3/ 1- حمايت از جنايات رژيم پهلوى از سال 1341 يك مبارزهى همهگير، به رهبرى علماى بزرگ و در رأس همه، امام بزرگوار (ره) شروع شد و تا سال 1357 هم ادامه داشت تا اينكه در اين سال به پيروزى رسيد. اين مبارزهى شانزده ساله در واقع يك مبارزهى ضد امريكايى بود. اگر چه مبارزه با رژيم شاه بود؛ اما رژيم شاه را اساساً امريكاييها در سال 1332 سر كار آورده بودند. آنها پشتيبانىاش مىكردند؛ آنها همه كارهى اين كشور بودند؛ آنها او را قدرت بخشيده بودند؛ آنها پشتوانه بودند كه او بتواند مردم را آن جور قتل عام كند و شكنجه كند و افراد را در زندان، غريبانه، زير شكنجه بكشد و يا در خيابانها و ميدانها مثل 15 خرداد و 17 شهريور قتل عام كند يا در مدرسه فيضيه و دانشگاه به جان دانشجو و طلبه بيفتد. همهى اين گناهان بزرگ را ملت ما از چشم امريكا مىديد و معتقد بود دست او در كار است. «2» 4/ 1- عياشى و فساد ... ملت ايران تجربهى رابطهى دوستانه با امريكا را سالهاى متمادى- دههاسال- در اين كشور داشته است. اين كشور، مأمن صهيونيستها و سرمايهداران امريكايى شده بود كه به اينجا بيايند و خوش بگذرانند، نه اينكه علم بياورند، نه اينكه سطح دانشگاههاى كشور را ارتقاء بدهند، نه
اينكه جوانان اينجا را با معلومات و با دانش تربيت كنند. «1» در رژيم گذشته، آن چند سالى كه مستشاران نظامى امريكا در كشور ما بودند، با اين كه مزدور و كارمند و حقوقبگير دولت ايران بودند، در عين حال در موارد زيادى، بر تمام اركان نظامى و حتى غيرنظامى دولت حاكميت داشتند و آقايى و فساد مىكردند و جان و مال و ناموس مردم، آن جاهايى كه اينها حضور داشتند، در اختيارشان بود. يك درجهدار پست، يا يك افسر جزء امريكايى، در نقطهيى كه مأموريت داشت، رياست هم داشت و هر كارى دلش مىخواست، مىكرد و هيچ چيز مانعش نبود.
وقتى كه همين نيرو، به عنوان دفاع از يك دولت يا يك كشور، وارد آن سرزمين بشود، مگر مردم و نواميس آن كشور ديگر حرمتى دارند؟ «2» 5/ 1- سياستگذارى ما ملت ايران، نعمت بزرگى را به دست آورديم كه عبارت از جمهورى اسلامى و حاكميت دين و آزادى از زورگويى قدرتهاى بزرگ بود. يك روز بود كه در اين كشور، سفير امريكا و انگليس، با سران كشور ملاقات مىكردند و سياست خارجى و نفتى و اقتصادى را به آنها ديكته مىكردند و خارج مىشدند! در اين صد سال اخير- مخصوصاً پنجاه سال اخير- روزى بر كشور ما گذشت كه ملت ايران در سرنوشت خود و تعيين آن، كمترين قدرت و ارادهاى نداشت. «3»
6/ 1- سازماندهى ساواك كمترين انتقادى از رژيم ظالم و سفاك با برخوردهاى خشن و خونين روبرو مىشد و ساواك جهمنى شاه كه بوسيلهى سياى امريكا و صهيونيستهاى ضد بشر سازماندهى و تجهيز شده بود، سختترين شكنجهها و مخوفترين زندانها را براى سركوب كسانى كه جرأت مقابله با آن رژيم را به خود مىدادند، آماده داشت. «1» 2- اقدامات رژيم پهلوى 1/ 2- اجراى سياستهاى آمريكا امروز هيچگونه تسلطى- نه امريكا و نه هيچ قدرت ديگرى- بر اين كشور و بر سياستهاى اين كشور و بر دولت اين كشور ندارد. در اين كشور، سفير امريكا و سفير انگليس، هر چه مىخواستند به روساى اين كشور ديكته مىكردند! يك روزى آنها همان گونه كه انجام مىدادند. آن روز اگر سفير امريكا در مهمترين مسايل جهانى و داخلى نظرى داشت، آن نظر را به محمد رضا پهلوى كه شاه ايران بود، و يا به نخست وزير او و يا به هر يك از وزرا مىگفت؛ محال بود آنها بر طبق آن عمل نكنند! حتى اگر بر خلاف منافع شخصى آنها هم بود، ناچار بودند عمل بكنند. مدتى تلاش مىكردند، دست و پايى مىزدند، ليكن مجبور بودند عمل كنند. تسلط
بيگانهها در اين كشور اين طورى بود. «1» رژيم پهلوى، كه سرسپردهى اين دولتها بود. محمد رضا واقعاً مثل يك مأمور امريكا در ايران عمل مىكرد؛ يك عامل امريكا. فلان نخست وزير را بگذار؛ فلان نخست وزير را بردار؛ هر كارى مىخواستند، مىكرد. اگر يك وقتى خود او مىخواست يك نخست وزير بردارد و امريكاييها راضى نبودند، بلند مىشد و به امريكا مىرفت- اين را ببين؛ آن را ببين؛ به اين بگو؛ به آن بگو- تا آنها اجازه بدهند كه او فلان نخست وزير را بردارد و يا بگذارد. وضع، اين طورى بود. سفير امريكا و سفير انگليس در تهران تعيين كنندهى خطوط اساسى اين مملكت بودند. «2» 2/ 2- اصلاحات آمريكايى رژيم پهلوى با نابود كردن كشاورزى ملى و وابسته كردن صعنت ناقص و معيوب، و باز گذاشتن دست بيگانگان حريص و نوكران دربار و غارت منافع نفتى و بذل و بخشش ثروت ملى به اربابان امريكايى و اروپايى و ويران كردن روستاها و تبديل ايران با بازار كالاهاى بىارزش خارجى و پسماندهى محصولات كشاورزى امريكا و برنامههاى خائنانهى ديگرى از اين قبيل، اقتصاد كشور را دچار انحطاط مزمن و وابستهى به ارادهى قدرتهاى خارجى كرده و رگ حيات ملت را به دست دشمنان سپرده بود. «3» جوانان- مخصوصاً بچهها كه از گذشته يادشان نيست و خبر ندارند-
بدانند كه در گذشته، نوكران امريكا بر اين مملكت حكومت مىكردند و نگذاشتند اين كشور آباد بشود. «1» 3/ 2- سر سپردگى تا پانزده سال پيش، در اين سرزمين، رژيم منحوسى حاكميت داشت كه براى انتصاب نخستوزير و يا رئيس شركت نفت از امريكاييها اجازه مىگرفت و از آنان كسب تكليف مىكرد و منابع اين كشور؛ نظير نفت، فولاد، زغال سنگ، كشاورزى، دانشگاه و ارتش تحت اراده و اختيار امريكا قرار داشت. «2» 3- نتيجه سلطه آمريكا 1/ 3- بى دينى و فساد كشورى كه مأمن استكبار و پايگاه امريكا بود، سرانش، نوكران حلقه به گوش قدرتهاى جهانى بودند، ثروتش در بين خانوادههاى حاكم تقسيم مىشد، از دين، روز به روز كاسته مىشد، مردم روز به روز و به زور به بد اخلاقى و فساد اخلاقى و فساد جنسى سوق داده مىشدند. «3» 2/ 3- تملق گويى در برابر بيگانه در اين كشور، ايرانى در داخل خانهى خود، بايد تملق خارجى را مىگفت! رئيس ايرانى، نظامى ايرانى، مدير و وزير ايرانى در داخل خانهى خود،