6/ 1- سازماندهى ساواك كمترين انتقادى از رژيم ظالم و سفاك با برخوردهاى خشن و خونين روبرو مىشد و ساواك جهمنى شاه كه بوسيلهى سياى امريكا و صهيونيستهاى ضد بشر سازماندهى و تجهيز شده بود، سختترين شكنجهها و مخوفترين زندانها را براى سركوب كسانى كه جرأت مقابله با آن رژيم را به خود مىدادند، آماده داشت. «1» 2- اقدامات رژيم پهلوى 1/ 2- اجراى سياستهاى آمريكا امروز هيچگونه تسلطى- نه امريكا و نه هيچ قدرت ديگرى- بر اين كشور و بر سياستهاى اين كشور و بر دولت اين كشور ندارد. در اين كشور، سفير امريكا و سفير انگليس، هر چه مىخواستند به روساى اين كشور ديكته مىكردند! يك روزى آنها همان گونه كه انجام مىدادند. آن روز اگر سفير امريكا در مهمترين مسايل جهانى و داخلى نظرى داشت، آن نظر را به محمد رضا پهلوى كه شاه ايران بود، و يا به نخست وزير او و يا به هر يك از وزرا مىگفت؛ محال بود آنها بر طبق آن عمل نكنند! حتى اگر بر خلاف منافع شخصى آنها هم بود، ناچار بودند عمل بكنند. مدتى تلاش مىكردند، دست و پايى مىزدند، ليكن مجبور بودند عمل كنند. تسلط
بيگانهها در اين كشور اين طورى بود. «1» رژيم پهلوى، كه سرسپردهى اين دولتها بود. محمد رضا واقعاً مثل يك مأمور امريكا در ايران عمل مىكرد؛ يك عامل امريكا. فلان نخست وزير را بگذار؛ فلان نخست وزير را بردار؛ هر كارى مىخواستند، مىكرد. اگر يك وقتى خود او مىخواست يك نخست وزير بردارد و امريكاييها راضى نبودند، بلند مىشد و به امريكا مىرفت- اين را ببين؛ آن را ببين؛ به اين بگو؛ به آن بگو- تا آنها اجازه بدهند كه او فلان نخست وزير را بردارد و يا بگذارد. وضع، اين طورى بود. سفير امريكا و سفير انگليس در تهران تعيين كنندهى خطوط اساسى اين مملكت بودند. «2» 2/ 2- اصلاحات آمريكايى رژيم پهلوى با نابود كردن كشاورزى ملى و وابسته كردن صعنت ناقص و معيوب، و باز گذاشتن دست بيگانگان حريص و نوكران دربار و غارت منافع نفتى و بذل و بخشش ثروت ملى به اربابان امريكايى و اروپايى و ويران كردن روستاها و تبديل ايران با بازار كالاهاى بىارزش خارجى و پسماندهى محصولات كشاورزى امريكا و برنامههاى خائنانهى ديگرى از اين قبيل، اقتصاد كشور را دچار انحطاط مزمن و وابستهى به ارادهى قدرتهاى خارجى كرده و رگ حيات ملت را به دست دشمنان سپرده بود. «3» جوانان- مخصوصاً بچهها كه از گذشته يادشان نيست و خبر ندارند-
بدانند كه در گذشته، نوكران امريكا بر اين مملكت حكومت مىكردند و نگذاشتند اين كشور آباد بشود. «1» 3/ 2- سر سپردگى تا پانزده سال پيش، در اين سرزمين، رژيم منحوسى حاكميت داشت كه براى انتصاب نخستوزير و يا رئيس شركت نفت از امريكاييها اجازه مىگرفت و از آنان كسب تكليف مىكرد و منابع اين كشور؛ نظير نفت، فولاد، زغال سنگ، كشاورزى، دانشگاه و ارتش تحت اراده و اختيار امريكا قرار داشت. «2» 3- نتيجه سلطه آمريكا 1/ 3- بى دينى و فساد كشورى كه مأمن استكبار و پايگاه امريكا بود، سرانش، نوكران حلقه به گوش قدرتهاى جهانى بودند، ثروتش در بين خانوادههاى حاكم تقسيم مىشد، از دين، روز به روز كاسته مىشد، مردم روز به روز و به زور به بد اخلاقى و فساد اخلاقى و فساد جنسى سوق داده مىشدند. «3» 2/ 3- تملق گويى در برابر بيگانه در اين كشور، ايرانى در داخل خانهى خود، بايد تملق خارجى را مىگفت! رئيس ايرانى، نظامى ايرانى، مدير و وزير ايرانى در داخل خانهى خود،
بايستى تملق سفير امريكا و سفير انگليس و مأموران طمّاع بيگانه را- كه صدها هزار مأمور بيگانه در اين كشور بودند- مىگفت! بايد زير دست آنها كار مىكرد! بايد از آنها دستور مىگرفت! بايد ملاحظهى ميل آنها را مىكرد! «1» 4- نقش روحانيت در مبارزات ضد آمريكايى امام بزرگوار ما، سخنرانى تاريخى و تعيين كنندهى خودشان را دربارهى مصونيت قضايى مستشاران و عناصر امريكايى در ايران، ابتدا در ميان يك جمع جوان ايراد كردند، و جوانان بودند كه ابتدائاً در حوزهى علميهى قم و سپس در همه كشور اين پيام را منتشر كردند و به گوش همه رساندند و در طول سالهاى متمادى بتدريج آن را به صورت يك مسأله اصلى در مبارزه بزرگ ملت ايران در آوردند، و الّا مردم از قضيه مصونيت قضايى مستشاران امريكايى در ايران اطلاعى نداشتند؛ اهميت اين مسأله را هم- كه در فرهنگ سياسى رايج روز به آن «كاپيتولاسيون» گفته مىشود- نمىدانستند چقدر است و براى حيثيت ملى چقدربزرگ و مضر است. «2» نيروى طلبگى و نيروى روحانيت با همين وضع رسمى و با همين سازمان و با استفاده از اعتقاد مردم به اينها در سراسر كشور راه افتادند و نهضت و امام و مبارزه و جمهورى اسلامى و ضديت با استكبار را تبليغ
كردند، و الّا مردم چه مىفهميدند كه امريكا چيست؟ «1» 5- بركت انقلاب اسلامى به بركت انقلاب اسلامى، ملت ايران از فساد روزافزون و انحطاط علمى و اخلاقى و استبدادسياسى و وابستگى به امريكا نجات يافت. «2» اين توفيق بزرگى كه ملت ايران در نجات دادن خود از چنبره و از دام استعمار و از زير سلطهى سنگين و سياه استكبار امريكايى پيدا كرد، به بركت بازگشت به خود بود؛ بازگشت به دين خود، بازگشت به اعتقادات و فرهنگ خود و اعتقاد و اعتماد به خود. «3»
اين صفحه در کتاب اصلي بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل چهارم: آمريكا و سازمانهاى بين المللى 1- معيار حقوق بشر در آمريكا امريكاييهايى كه ادعاى طرفدارى از حقو آمريكا از ديدگاه رهبرى 84 7 - ترويج فساد اخلاقى ص : 83 ق بشر مىكنند و با رژيمهايى كه اولين پايههاى دمكراسى و آزادى و حقوق انسان در كشورشان وجود ندارد، صميميترين دوستيها را دارند و به آنها انتقاد نمىكنند؛ كشورهايى كه حتى پارلمان ندارند و در كشورشان از حضور سياسى مردم خبرى نيست و چنين پديدهيى از نظر سردمداران امريكا عيب محسوب نمىشود؛ با اسلام مخالف هستند و در حقيقت، آنچه كه آنها با او روبهرو مىباشند، اسلام است. «1» دفاع امثال امريكا از حقوق بشر، براى ملتها و مظلومان دنيا، هم خندهآور و هم گريهآور است. از طرفى، خندهآور و مضحكه است؛ چون خود نقض كنندگان درجهى اول حقوق بشر، سنگ حقوق بشر را به سينه مىزنند! چه كسانى داعيهى حقوق بشر دارند؟ كسانى كه همين امروز از پنجههايشان، خون مردم فلسطين مىچكد. حالا هر چه در سالهاى
گذشته، در شرق و غرب عالم- در آفريقا و آسيا و در جاهاى گوناگون- ملتها را نابود كردند و كشتند و بشر و حقوق بشر را به مسخره گرفتند، به جاى خود محفوظ. همين امروز رژيم صهيونيستى، به پشتيبانى امريكا و همپيمانانش، ملت فلسطين را با بدترين و فجيعترين وضعى، زير فشار و شكنجه قرار داده و خون مردم و شهداى فلسطين، به گردن اوست. چنين انسانهايى، دم از حقوق بشر مىزنند! اين، مضحكه و تمسخر نيست؟! از طرف ديگر، گريهآور هم است. براى بشريت، مصيبتى از اين بالاتر نيست كه مفاهيم و ارزشهاى انسانى، اين طور در دست و پاى اين سياستبازان خبيث بيفتد. «1» 2- ابزار زورگويى عنوان حقوق بشر، حربهاى است كه امريكا با آن به جنگ هر دولتى كه مخالف او باشد، مىرود و آن را تحت فشار قرار مىدهد. امروز در كشورهاى تحت سلطهى رژيم امريكا چيزى به نام حقوق بشر وجود ندارد. «2» امريكا سالهاست كه وقتى بخواهد عليه هر دولتى خصومتى بكند، يكى از خصومتهايش همين است؛ يعنى عليه او شعار مىدهد كه اين ضد حقوق بشر و ضد دمكراسى است. «3»