بدانند كه در گذشته، نوكران امريكا بر اين مملكت حكومت مىكردند و نگذاشتند اين كشور آباد بشود. «1» 3/ 2- سر سپردگى تا پانزده سال پيش، در اين سرزمين، رژيم منحوسى حاكميت داشت كه براى انتصاب نخستوزير و يا رئيس شركت نفت از امريكاييها اجازه مىگرفت و از آنان كسب تكليف مىكرد و منابع اين كشور؛ نظير نفت، فولاد، زغال سنگ، كشاورزى، دانشگاه و ارتش تحت اراده و اختيار امريكا قرار داشت. «2» 3- نتيجه سلطه آمريكا 1/ 3- بى دينى و فساد كشورى كه مأمن استكبار و پايگاه امريكا بود، سرانش، نوكران حلقه به گوش قدرتهاى جهانى بودند، ثروتش در بين خانوادههاى حاكم تقسيم مىشد، از دين، روز به روز كاسته مىشد، مردم روز به روز و به زور به بد اخلاقى و فساد اخلاقى و فساد جنسى سوق داده مىشدند. «3» 2/ 3- تملق گويى در برابر بيگانه در اين كشور، ايرانى در داخل خانهى خود، بايد تملق خارجى را مىگفت! رئيس ايرانى، نظامى ايرانى، مدير و وزير ايرانى در داخل خانهى خود،
بايستى تملق سفير امريكا و سفير انگليس و مأموران طمّاع بيگانه را- كه صدها هزار مأمور بيگانه در اين كشور بودند- مىگفت! بايد زير دست آنها كار مىكرد! بايد از آنها دستور مىگرفت! بايد ملاحظهى ميل آنها را مىكرد! «1» 4- نقش روحانيت در مبارزات ضد آمريكايى امام بزرگوار ما، سخنرانى تاريخى و تعيين كنندهى خودشان را دربارهى مصونيت قضايى مستشاران و عناصر امريكايى در ايران، ابتدا در ميان يك جمع جوان ايراد كردند، و جوانان بودند كه ابتدائاً در حوزهى علميهى قم و سپس در همه كشور اين پيام را منتشر كردند و به گوش همه رساندند و در طول سالهاى متمادى بتدريج آن را به صورت يك مسأله اصلى در مبارزه بزرگ ملت ايران در آوردند، و الّا مردم از قضيه مصونيت قضايى مستشاران امريكايى در ايران اطلاعى نداشتند؛ اهميت اين مسأله را هم- كه در فرهنگ سياسى رايج روز به آن «كاپيتولاسيون» گفته مىشود- نمىدانستند چقدر است و براى حيثيت ملى چقدربزرگ و مضر است. «2» نيروى طلبگى و نيروى روحانيت با همين وضع رسمى و با همين سازمان و با استفاده از اعتقاد مردم به اينها در سراسر كشور راه افتادند و نهضت و امام و مبارزه و جمهورى اسلامى و ضديت با استكبار را تبليغ
كردند، و الّا مردم چه مىفهميدند كه امريكا چيست؟ «1» 5- بركت انقلاب اسلامى به بركت انقلاب اسلامى، ملت ايران از فساد روزافزون و انحطاط علمى و اخلاقى و استبدادسياسى و وابستگى به امريكا نجات يافت. «2» اين توفيق بزرگى كه ملت ايران در نجات دادن خود از چنبره و از دام استعمار و از زير سلطهى سنگين و سياه استكبار امريكايى پيدا كرد، به بركت بازگشت به خود بود؛ بازگشت به دين خود، بازگشت به اعتقادات و فرهنگ خود و اعتقاد و اعتماد به خود. «3»
اين صفحه در کتاب اصلي بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل چهارم: آمريكا و سازمانهاى بين المللى 1- معيار حقوق بشر در آمريكا امريكاييهايى كه ادعاى طرفدارى از حقو آمريكا از ديدگاه رهبرى 84 7 - ترويج فساد اخلاقى ص : 83 ق بشر مىكنند و با رژيمهايى كه اولين پايههاى دمكراسى و آزادى و حقوق انسان در كشورشان وجود ندارد، صميميترين دوستيها را دارند و به آنها انتقاد نمىكنند؛ كشورهايى كه حتى پارلمان ندارند و در كشورشان از حضور سياسى مردم خبرى نيست و چنين پديدهيى از نظر سردمداران امريكا عيب محسوب نمىشود؛ با اسلام مخالف هستند و در حقيقت، آنچه كه آنها با او روبهرو مىباشند، اسلام است. «1» دفاع امثال امريكا از حقوق بشر، براى ملتها و مظلومان دنيا، هم خندهآور و هم گريهآور است. از طرفى، خندهآور و مضحكه است؛ چون خود نقض كنندگان درجهى اول حقوق بشر، سنگ حقوق بشر را به سينه مىزنند! چه كسانى داعيهى حقوق بشر دارند؟ كسانى كه همين امروز از پنجههايشان، خون مردم فلسطين مىچكد. حالا هر چه در سالهاى
گذشته، در شرق و غرب عالم- در آفريقا و آسيا و در جاهاى گوناگون- ملتها را نابود كردند و كشتند و بشر و حقوق بشر را به مسخره گرفتند، به جاى خود محفوظ. همين امروز رژيم صهيونيستى، به پشتيبانى امريكا و همپيمانانش، ملت فلسطين را با بدترين و فجيعترين وضعى، زير فشار و شكنجه قرار داده و خون مردم و شهداى فلسطين، به گردن اوست. چنين انسانهايى، دم از حقوق بشر مىزنند! اين، مضحكه و تمسخر نيست؟! از طرف ديگر، گريهآور هم است. براى بشريت، مصيبتى از اين بالاتر نيست كه مفاهيم و ارزشهاى انسانى، اين طور در دست و پاى اين سياستبازان خبيث بيفتد. «1» 2- ابزار زورگويى عنوان حقوق بشر، حربهاى است كه امريكا با آن به جنگ هر دولتى كه مخالف او باشد، مىرود و آن را تحت فشار قرار مىدهد. امروز در كشورهاى تحت سلطهى رژيم امريكا چيزى به نام حقوق بشر وجود ندارد. «2» امريكا سالهاست كه وقتى بخواهد عليه هر دولتى خصومتى بكند، يكى از خصومتهايش همين است؛ يعنى عليه او شعار مىدهد كه اين ضد حقوق بشر و ضد دمكراسى است. «3»
3- بازيچه سياسى جهان اسلام در همين هفتههاى اخير شاهد آن بود كه دولت ايالات متحده دو بار پياپى رأى شوراى امنيت سازمان ملل را بر محكوميت رژيم صهيونيستى، براى ويرانسازى خانههاى مسلمانان بخش شرقى بيتالمقدس، وتو كرد، و اين همان امريكاست كه بخش عظيمى از ثروت و قدرت خود را از موجودى كشورهاى عربى مسلمان كسب مىكند و دولتهاى بسيارى از اين كشورها صريحاً دوستى و احترام و ثروت خود را، بلكه بخشهايى از خاك خود را تقديم آن كردهاند. چرا امريكا در مقابل اين دوستيهاى قولى و عملى- حتى يك بار هم- حاضر نيست در مسألهى فلسطين ميل و خواست آنان را رعايت كند؟ «1» حكومت صهيونيستى، با بولدوزر خانههاى مردم را در بيتالمقدس ويران مىكند و زن و مرد و بچهى كوچك و نوعروس و خانوادهى تازه ازدواج كرده و خانوادههايى را كه چند قرن در اين سرزمين زندگى كردهاند، آواره مىكند تا شهرك يهودىنشين بسازد. دنيا در مقابل اين فاجعه- به هر حال- فريادى بلند مىكند، اعتراضهايى مىكند؛ اما تا مىخواهند در شوراى امنيت عليه اين حادثهى ظالمانهى واضح- كه هيچ انسان با انصافى نمىتواند بگويد چقدر اين ظلم بزرگ است- قطعنامهاى بگذرانند، رژيم ايالات متحدهى امريكا اين قطعنامه را وتو مىكند.
قطعنامهاى كه يقيناً يكى از معدود قطعنامههاى عادلانهى شوراى امنيت
است، به وسيلهى امريكاى ظالم زورگوى هيچ چيز نفهم قلدر، وتو مىشود و رد مىگردد! وضعيت سياست بينالمللى اين است. «1» آيا سرنگون كردن هواپيماى مسافرى ايران به وسيلهى امريكا بر فراز خليج فارس يا بىعدالتى نسبت به سياهان در امريكا يا حمايت از كودتاگران در الجزاير يا حمايت از رژيم فاسد مصر يا زنده سوزانيدن دستهجمعى عدهاى در امريكا و امثال آن، شكستن حريم انسانيت و نقض حقوق آن نيست؟ ... تهمتزنندگان و از جمله سردمداران كنونى امريكا كه اخيراً بر سر اين حربهى تبليغاتى زنگزده و قديمى (حقوق بشر) جنجال تازهاى به راه انداختهاند، بخوبى مىدانند كه سخن به گزاف مىرانند. آنچه آنان از جمهورى اسلامى نمىپسندند، اينها نيست؛ چيزهاى ديگرى است كه مصلحت سياسى به آنان اجازه نمىدهد آن را صريحاً اعلام كنند. «2» 4- خدمت به ابرقدرتها سازمان ملل و كميتهى حقوق بشر و سازمانهاى مختلف گوشه و كنار عالم منتظرند ببينند امريكا با چه كسى بد است، تا به بهانهى حقوق بشر، روى او فشار بياورند! «3» سازمانهاى حقوق بشر، سازمان ملل و سازمانهاى كوچك و بزرگى كه