شوراى امنيت به وظيفهى خود در اين قضيه (فاجعهى الخليل) به هيچ وجه عمل نكرده است. علت را در چه مىبينيم؟ در نفوذ قدرتهاى بزرگ- و در رأس آنها امريكا- بر شوراى امنيت و بر شخص دبير كل. «1» حادثهى ديگرى كه اوج رذالت و دنائت دشمن را نشان داد، سرنگون شدن هواپيماى ايرانى به وسيلهى مزدوران امريكايى بود. با آن كه امريكاييها مىدانستند هواپيماى ما مسافربرى و بىدفاع و غيرنظامى است؛ ولى با كمال وقاحت آن را سرنگون كردند و قعر آبهاى دريا فرستادند. دنيا با اين جنايت چگونه برخورد كرد؟ وسعت دامنهى دشمنى با اسلام را، اين جا مىشود فهميد. عظمت دشمنى آنها، نشان دهندهى عظمت پيام ماست. «2» 5- مخالفت با اسلام بدانيد كه اگر خداى متعال- العياذ باللَّه و نستجير باللَّه- به جلاد پهلوى- محمد رضاى بدبخت ذليل- مهلت مىداد كه صد مرتبهى ديگر مثل 17 شهريور و مثل 15 خرداد را راه بيندازد و هزاران هزار از اين مردم را بكشد، از اين امريكا و از اين سازمانهاى دروغين حقوق بشر، يك كلمه حرف جدى عليه او صادر نمىشد؛ هيچ كارى نمىكردند! اينها با كشتار انسانهايى كه در راه اهداف دينى قيام و حركت كردهاند، مخالفتى ندارند؛ مشوق اينگونه كشتارها نيز هستند! اين، به خاطر چيست؟ به خاطر عمق
دشمنى آنها با دين و بخصوص با اسلام است. چرا؟ چون اسلام در خدمت تودههاى مظلوم است؛ چون اسلام با قلدرى مخالف است؛ چون اسلام با سلطهى امريكا و امثال امريكا مخالف است؛ چون اسلام طرفدار استقلال ملتهاى مظلوم است. «1» 6- نقض قوانين بين المللى (بشرى)
دولت امريكا با تمام ادعاهاى بزرگ خود و تظاهر به رعايت قوانين بينالمللى، جلو چشم همهى خلايق دنيا و در ديد رادارها و دوربينها، از داخل ناو خود، هواپيماى مسافربرى ما را ساقط مىكند؛ فقط به اين خاطر كه هواپيما متعلق به ايران اسلامى است! «2» من هميشه به كسانى كه احساس ضعف مىكردند، مىگفتم: چرا شما فريب تبليغات را مىخوريد؟ چرا بايد خيال كنيد كه وقتى امريكا از حقوق بشر مىگويد، واقعاً نگران ضايع شدن حقوق بشر است؟ آنها براى بشر دل نمىسوزانند. آنها خودشان بزرگترين نقضكنندهى حقوق بشرند. آنها كسانى هستند كه در روز روشن هشتاد نفر آدم را در يكى از شهرهاى امريكا، زنده زنده، در يك خانه مىسوزانند و خم به ابروشان نيامد. آنها به بشر و حقوق بشر چكار دارند؟ حقوق بشر را چه مىشناسند؟ «3» شما معتقد به حقوق بشر نيستيد؛ شما معتقد به حقوق كمپانيها و سرمايهداران بزرگ امريكايى هستيد؛ شما معتقد به منافع نامشروع رژيم
امريكا در سراسر دنيا هستيد. شما با حقوق بشر كارى نداريد. آن عملكرد ديروزتان و اين كارهاى امروزتان. شما همين قضاياى داخل امريكا و مسألهى سياهان را ملاحظه كنيد: دهها و شايد پنجاه ميليون و حتى بيشتر از اين، سياهان امريكا از حقوق انسانى محروماند. در داخل شهرهاى امريكا و زير سايه حكومتى كه خود را پرچمدار حقوق بشر مىداند و انسانهاى عاقل و هوشمند دنيا را به لبخند تمسخر وادار مىكند، آنها امنيت و آزادى ندارند. هزاران انسان- كه همين روزها در سى و چند شهر امريكا سر بلند كرده و خشم خود را ابراز كردند- به چه كسى اعتراض داشتند؟ جز به رژيم امريكا؟! «1» ديديد كه در امريكا، مأموران دولتى، براى انجام فرايض مذهبى، مسلمانى را در جلوى چشم مردم كتك مىزنند، كه چرا در فرودگاه نماز خواندى! «2» 7- اعمال قدرت امريكا و شوراى امنيت سازمان ملل متحد به چه حق و مجوزى به خود اجازه مىدهند كه بر امور داخلى ملتهايى كه مىخواهند انتخابات آزاد انجام دهند، دخالت كنند؟! شوراى امنيت سازمان ملل و در واقع كشورهايى كه داراى حق وتو در اين شورا هستند و در حقيقت امريكا، مىخواهند هيأت رئيسهاى براى تصميمگيرى در مسايل جهانى ايجاد
كرده و بر دنيا سرورى كنند. «1» 8- فريب مردم جهان طرح قضيهى حقوق بشر از طرف سردمداران امريكا، چه حالا و چه در روزهاى قبل، يك دكان و يك وسيله براى استفادهى بيشتر است. اينها به حقوق بشر اعتقاد ندارند. «2» امريكا و بسيارى از قدرتهاى بزرگ، اصلًا به حقوق بشر اعتقاد ندارند؛ دروغ مىگويند. طرح مسألهى حقوق بشر، براى فريب و وسيلهى فشار است. «3» هر جا جنگ است، پاى آنها در ميان است. هر جا توطئههاى امنيتى عليه ملتها و حكومتهاى مردمى است، پاى امريكا و امثال آن در ميان است. آن جايى كه محل سخن حق و حرف حساب است، از اينها خبرى نيست. آن وقت- خجالت نمىكشند- ادعاى حقوق بشر هم مىكنند.
رئيس جمهور كنونى امريكا، در تبليغات انتخاباتىاش و بعد از انتخاب شدن، جزو اولويتهاى حكومت و دولت خودش يكى اين را قرار داده است كه به مسايل حقوق بشر رسيدگى كند. واقعاً دست مريزاد با اين همه وقاحت! اصلًا شما مىفهميد كه بشر و حقوق بشر يعنى چه؟ اينها مىخواهند تكليف حقوق بشر را نسبت به ملتها معيين كنند! واى بر كسى
كه تبليغات هوچىگرانهى امريكا و ايادى امريكا و صهيونيزم در دنيا او را به اين طرف و آن طرف بكشاند! «1»
فصل پنجم: آمريكا و جهان سوم 1- تحميل سلطه امروز امريكاييها كه در شعار با استبداد مخالفند، اگر يك جا حكومت استبدادى باشد، شعار مىدهند كه ما مخالف استبداديم. حالا به اين قضيه كارى نداريم كه در مواردى كشورهايى- كه شما مىشناسيد و من نمىخواهم اسم بياورم- زشتترين استبدادها در حكومتها را هم خود آنها زير بال مىگيرند و با زشتترين استبدادها هم مىسازند؛ اما در سطح جهان خود آنها قايل به استبدادند؛ استبداد امريكايى. آنچه كه آنها مىخواهند، مىگويند در دنيا بايد انجام بگيرد؛ نه آنچه كه ملتها مىخواهند؛ نه آنچه كه دولتهاى مردمى مىگويند و مىخواهند. «1» آنچه كه مستكبرين و در رأس آنها امريكا در ارتباط با كشورهاى در حال توسعه و جهان سوم دنبال مىكنند، واداشتن آنها به تسليم شدن دستگاههاى حاكم بر اين كشورها در برابر سياستهاى امريكاست. معيار در نظر آنها تسليم و سرسپردگى است. «2»
... سياستهاى نظام سرمايهدارى امريكا به گونهاى است كه به كسى رحم نمىكند. امريكا هميشه در پى برقرارى رابطهى يكجانبه و استعمارى با كشور است و هرگز اجازهى صدور دانش و تكنولوژى اساسى خود را به كشور مقابل نخواهد داد. «1» 2- ايجاد وابستگى نگاه كنيد به كشورهايى كه به اصطلاح- به آنها كشورهاى در حال توسعه، يا عقب افتاده، يا كشورهاى جهان سوم مىگويند- كدام يك از آنها توانستهاند از ناحيهى دخالت امريكا، دخالت بانك جهانى، دخالت مراكز و اقطاب سياسى عالم، طرفى ببندند و كارى بكنند و سعادتى براى خودشان درست كنند؟ ملت مستقل و آزاد، آن ملتى است كه بتواند روى پاى خود بايستد. «2» 3- سيطره سياسى اقتصادى اين حكومت شيطانى، بنا بر مقتضاى طبيعت ضد فطرى و ضد انسانى خود، از درون دچار معضلات لاينحلى است؛ ليكن به اقتضاى همان طبيعت استكبارى و جهانخوارى، مىكوشد كه مشكلات خود را به كل جهان منتقل كند و با تسلط بر همهى مراكز حساس و ثروتخيز عالم، از جمله خاورميانه و مخصوصاً خليج فارس، به حيات قدرتمندانهتر از پيش
ادامه دهد. اگر اين رؤياى شوم به تحقق بپيوندد، روزگار سياهى بر ملتهاى منطقه خواهد گذشت كه در گذشته نظير نداشته است. رژيم امريكا، اينك از هر وسيلهيى براى رسيدن به آن هدف شيطانى استفاده مىكند. «1» امروز دخالت قدرت شيطانى و طاغوتى امريكا در زندگى ملتها، از هميشه بيشتر است. در همهى شؤون عمده و اساسى ملتها دخالت مىكنند و اين دخالت، منحصر به مسايل اقتصادى ملتها نيست؛ بلكه در فرهنگ و سياست و ادارهى امور و تعيين مديران امور كشورها نيز دخالت مىكنند. اگر كسانى در جوامع گوناگون اوضاع را نفهمند و ندانند، راحت زندگى مىكنند؛ اما صاحبان فكر و افراد هوشمند و روشنفكر و كسانى كه مىفهمند قدرتهاى طاغوتى با زندگى و سرنوشت آنها چه مىكنند، حقيقتاً دنيا براى آنها تيره و تار است و زندانى بيش نيست. «2» امروز در رأس قدرتهاى دنيا قدرتى قرار دارد كه به هيچ فضيلت انسانى حقيقى پاىبند نيست. امروز سردمداران رژيم امريكا فقط و فقط در صدد آن هستند كه سلطهگرى خودشان را در دنيا توسعه بدهند. هيچ اصلى از اصول انسانى براى اينها معتبر نيست. هيچ ارزشى از ارزشهاى والاى انسانى در نظر اينها اعتبار ندارد. «3» 4- ايجاد قرنطينه سياسى امپراطورى انگليس دهها سال، در كنار او دولتهاى استعمارى ديگر،