سلاح دعوت مىكند؛ برادر را در مقابل برادر قرار مىدهد و عراق را به طور غير مستقيم تحريك مىكند كه به كويت حمله كند. از آن طرف، خودشان به عراق حمله مىكنند، احساسات حيوانى را در افراد بيدار مىنمايند و خودشان هم با همان احساسات وارد ميدان مىشوند. جنگ و خونريزى و آدمكشى و زوال و نابودى نتيجهى شيطنت است. بيخود نيست كه شيطان بزرگ لقب بالاستحقاق نظام امريكاست. امروز هم كه به دنيا نگاه كنيد، هر جا كه جنگ و خونريزى و برادركشى است، اگر كاوش كنيد دست امريكا و بقيهى شيطانهاى دنيا را در آن خواهيد ديد. «1» 7- ترويج فساد اخلاقى كشورهاى توليدكنندهى نفت، ثروت خدادادى متعلق به همهى مردم را كه بايد صرف عمران و آبادى كشورشان بشود؛ مىدهند و در مقابل، وسايلى مىگيرند كه جز انحطاط و فساد در زندگى، تأثير ديگرى ندارند.
همهى اينها صادرات فرهنگ غربى و امريكا و اروپا به كشورهاى جهان سوم است. امريكا و اروپا و كشورهاى غربى، در لابلاى فرآوردههاى خوب تمدن خود، مثل صنعت و علم و تحقيق- كه متعلق به همهى بشريت است و براى گروه خاصى نيست- انواع و اقسام بديها و فسادها و انحطاطها را وارد كشورهاى جهان سوم كردند و مردم و جوانها و دولتها و ملتها را مبتلا و ذليل نمودند و به خاك سياه نشاندند. آنها از كارهاى خود، شرم نمىكنند و خجالت نمىكشند و به صادرات پليد خودشان به
كشورهاى ديگر، افتخار هم آمريكا از ديدگاه رهبرى 98 3 - سياستهاى آمريكا در منطقه خاورميانه ص : 87 مىكنند! «1»
فصل ششم: آمريكا و منطقه خاورميانه 1- علت فعاليتهاى آمريكا در منطقه 1/ 1- وحشت از اتحاد اسلامى دشمنان جهانى اسلام يعنى استكبار جهانى و شرق و غرب متجاوز و امريكاى تجاوزكار و غارتگر كه از اعماق وجود با اسلام مخالفند؛ از وحدت اسلامى و آشنايى ملتهاى مسلمان با يكديگر، دچار وحشت شدهاند. «1» 2/ 1- سهل انگارى دولتهاى منطقه كوتاهى دولتهاى اسلامى در مبارزه با رژيم غاصب اسرائيل، امريكا را به راهانداختن مذاكرات مستقيم اعراب و اسرائيل تشويق كرد و متأسفانه برخى از سران عرب، بى آن كه به ابعاد بسيار وسيع اين ضربه استكبارى توجه كنند، تن به اين خفت دادند. «2»
3/ 1- ضعف و غفلت مسلمانان غفلت مسلمانان از اين نيروى لايزال، همواره موجب آن شده است كه دشمنان اسلام و غارتگران ثروتهاى مسلمين بتوانند حيلهگرانه بر سرنوشت ملتهاى اسلامى تسلط يابند و در اين مقطع زمان، دست پليد اردوگاه كفر و استكبار و در رأس آن رژيم جبار و عنود امريكا، در سرزمينهاى اسلامى با همين وسيله به هر تصرف دلخواه خود دست زده، در جان و مال مسلمين دست تطاول گشوده است. «1» امروز امريكا در رأس يك مجموعهى استكبارى، در اين منطقه از ضعف مسلمانان استفاده مىكند. چرا بايد در منطقه اسلامى محض بيايند و به بهانهى تأمين منافع خودشان چنين وضعيت رقتبار و فاجعه آميزى را به وجود بياورند؟ چرا بايد امريكا جرأت كند كه چنين كارى را انجام بدهد؟ اگر همهى مسلمانان- ملتها و دولتها با هم- مىايستادند، اين حادثهى فجيع به وقوع نمىپيوست. «2» 2- شيوههاى حضور در منطقه 1/ 2- ارعاب و تطميع امريكا آنها (كشورها) را وابسته به خود كرد؛ از چه راه؟ از راه مرعوب كردن، تطميع كردن، محتاج كردن و فشار. امريكاييها انواع فشارها را روى
اين كشورها و ملتهاى مستقل وارد آوردند. آنها هم رابطهشان را با امريكا بكلى قطع نكرده بودند؛ در امريكا سفير داشتند و امريكاييها هم در كشور آنها بودند. آنها مرتب وسوسه مىكردند؛ مىرفتند؛ مىآمدند و حتى دل رهبران انقلاب ملت را خالى مىكردند و آنها را مىترساندند. بعد كه مرعوب شدند، آنها را از صحنه خارج كردند؛ چرا كه وقتى كسى مرعوب شد، با اندك چيزى مىشود او را از ميدان خارج كرد. اين سرنوشت اغلب انقلابهاست. «1» 3- سياستهاى آمريكا در منطقه خاورميانه 1/ 3- تسلط بر منافع امريكا قصد دارد منطقهى مهم و حساس و حياتى خليج فارس- كه تا چند سال ديگر تمام دنيا محتاج آن خواهد بود- را تحت نظر خود داشته باشد. امريكاييها علىرغم آن كه قبلًا گفته بودند قصد باقى ماندن در كويت را ندارند، امروز در حال ساختن پايگاه و طرح ريزى براى حضور طولانى در منطقه هستند. آنها دروغ مىگفتند و امروز هم در ادعاى طرفدارى از حقوق بشر، دوستى با ايران و ملتهاى منطقه و طرف نبودن با اسلام دروغ مىگويند. «2»
2/ 3- تشكيل دولتهاى وابسته اينها مايلند در ايران و در هر كشور ديگرى رژيمهايى بر سر كار باشند كه از مردم منقطع باشند؛ به آن قدرتها متصل باشند؛ منافع مردم را زير پا لگد كنند؛ منافع كمپانيهاى جهانخواران را تأمين كنند؛ بر طبق تشخيص مردم و به خير و صلاح آنها حركت نكنند و طبق اشارهى انگشت استكبار حركت كنند. رژيمهاى مرتجعى كه شما مىبينيد، اين گونهاند و چه قدر هم براى اين زمامداران امريكا محبوب و مطلوبند؛ اما نظام مقدس اسلامى، نظامى است كه همهى مردم بيدار و هوشيارند؛ با اراده تصميم مىگيرند؛ در صحنهى مسايل زندگى حضور دارند. «1» 3/ 3- استفاده ابزارى از دولتها اين روزها، همهى دنيا متوجه قضاياى خليج فارس و تجاوز عراق به كويت و لشكركشى و حشركشى امريكا به منطقه و جنجال قدرتها و دولتها و همانهايى است كه تا ديروز پشت سر صدام ايستاده بودند؛ كسانى كه به نفع او تحليل مىكردند، مقاله مىنوشتند، بازى سياسى مىكردند و قطعنامه مىدادند؛ چون او در مقابل اسلام ايستاده بود. حالا چهرهى صدام در مجلات و روزنامههاى اينها، يكشبه به يك غول وحشتناك تبديل شده است! «2»
4/ 3- طرح صلح خاورميانه امريكاييها آستينها را بالا زدهاند و به خيال خودشان براى اينكه قضيهى فلسطين را بكلى به فراموشى دچار كنند و به كل، اسم فلسطين را از يادهاى مردم دنيا ببرند، فرمول صلح و مذاكرات صلح و ميز مذاكرات درست كردند. «1» 5/ 3- برترى اسرائيل امريكاييها با فشار بر دستهاى از كشورها مىكوشند آنها را مجبور كنند كه يك ظلم، غصب و جنايت بزرگ؛ يعنى غصب فلسطين را ناديده بگيرند. «2» در فلسطين اشغالى عمدهترين عامل خيرهسرى و گستاخى صهيونيستها و مهمترين عامل به سازش كشانيدن بيشتر دولتهاى عرب در برابر زياده طلبى اسرائيل، امريكا است. بدون پشتيبانى امريكا، دولتهاى مرتجع منطقه- كه به سرسپردگى در برابر امريكا شناخته شدهاند- تبديل به مدافع دولت غاصب و مدعى فلسطينيان ضد سازش نمىشدند و آنهايى كه بايد طبق وظيفهى اسلامى خود با اسرائيل مقابله كنند، لباس مقابله با مخالفان اسرائيل را نمىپوشيدند و بدون حمايت بىقيد و شرط امريكا، دولت غاصب نمىتوانست فاجعهى عظيمى مانند كشتار حرم شريف ابراهيمى (ع) را پديد آورده و آن چنان بىدغدغه خود را از عواقب آن بر كنار دارد. «3»
6/ 3- ثبت اسرائيل امريكا در صدد است با تثبيت رژيم اشغالگر همه سررشتههاى زندگى در اين منطقهى حساس را به دست گيرد و خود را از نگرانى خيزش اسلامى در خاورميانه و آفريقا نجات دهد. «1» از قرائن چنين استنباط مىشود كه سياست آينده امريكا بر تحريك دولتهاى عرب منطقه به تعارض تبليغاتى و لفظى و مبارزه با جمهورى اسلامى ايران تمركز يافته است. امريكا در صدد است تا با دولتهاى عرب منطقه تفهيم كند كه براى برخوردار شدن از حمايتها و كمكهاى تسليحاتى او بايد جبههى خود را به سوى ايران متمايل كنند و ديگر با اسرائيل كارى نداشته باشند. «2» امريكا در بحبوحهى آنچه پيروزيهاى پس از پايان «جنگ سرد» ناميده مىشود و به بركت سكوت رعب آميزى كه بر برخى از كشورهاى اين منطقه حاكم گشته و با تكيه بر حضور نظامى غاصبانه در خليج فارس، در صدد است مشكل خود و مشكلصهيونيستهاى غاصب را حل كند، اسرائيل از سوى اعراب به رسميت شناخته شود و داعيه «فلسطين» براى هميشه پايان يابد. خلاصى اسرائيل از دغدغهى معارضات دولتهاى عربى آن دستآموز امريكا را اولًا وظيفهى اصلىاش؛ يعنى مبارزه با حركتهاى اسلامى در اين منطقه- كه بزرگترين خطر جدى براى امريكاست- آماده مىسازد؛ ثانياً نفوذ امريكا را بر كشورهاى اين منطقهى حياتى قطعى كرده