بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 255

گراييده بود خداى متعال آخرين و برترين پيامبران خود را در تاريكترين و منحط ترين جوامع آنروز، برانگيخت تا مشعل پر فروغ وحى را فرا راه همه انسانها و براى هميشه برافروزد. و كتاب الهى جاويدان و مصون از تحريف و نسخ را در دسترس بشر قرار دهد، و معارف حقيقى و حكمتهاى آسمانى و احكام و قوانين الهى را به مردم بياموزد، و همه انسانها را بسوى سعادت دنيا و آخرت، رهبرى كند1.

اميرمؤمنان (عليه السلام) در بخشى از سخنانش در وصف اوضاع و احوال جهان، هنگام ظهور پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) چنين مى‌فرمايد:

«خداى متعال، پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) را هنگامى به رسالت برگزيد كه دير زمانى از بعثت انبياء پيشين گذشته بود، مردمان در خوابى عميق و طولانى فرو رفته بودند، شعله هاى فتنه و آشوب در سراسر دنيا برافروخته، و رشته كارها از هم گسيخته بود. آتش جنگ، شعله ور؛ و تاريكى جهل و گناه، فراگير؛ و نيرنگ و تزوير، آشكار بود. برگهاى درخت زندگى بشر به زردى گراييده، اميد باروبرى از آن نبود. آبها فرو رفته؛ مشعلهاى هدايت، سرد و خاموش گشته؛ پرچمهاى ضلالت و گمراهى برافراشته بود. پستى و بدبختى به بشر، هجوم آورده چهره زشت خود را نمايان ساخته بود. اين فساد و تيره روزى، چيزى جز فتنه و آشوب، ببار نمى‌آورد و مردمى كه بيم و هراس و ناامنى برايشان چيره گشته بود پناهگاهى جز شمشير خون آشام نمى‌ديدند2.

از زمان ظهور پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) مهمترين موضوع براى هر انسان حقيقت جويى (بعد از خداشناسى) تحقيق درباره نبوت و رسالت آن حضرت و حقّانيت دين مقدس اسلام است. و با اثبات اين موضوع كه توأم با اثبات حقّانيت قرآن كريم و اعتبار آن بعنوان تنها كتاب آسمانى موجود در دست بشر و محفوظ از تحريف و تغيير خواهد بود راه تضمين شده‌اى براى اثبات ساير عقايد صحيح و تبيين نظام ارزشى و وظايف عملى همه انسانها تا پايان جهان، شناخته مى‌شود و كليد حلّ ساير مسائل جهان بينى و ايدئولوژى بدست مى‌آيد.

[1]ر. ك: سوره جمعه: آيه 2، 3.[2]ر. ك: نهج البلاغه، خطبه 187.


صفحه 256

اثبات رسالت پيامبر اسلام

در درس بيست و هفتم گفته شد كه پيامبرى پيامبران، از سه راه قابل اثبات است: يكى از راه آشنايى با منش ايشان و استفاده از قرائن اطمينان بخش. دوم از راه پيشگويى پيامبران پيشين. و سوم راه ارائه معجزه.

در مورد پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) هر سه راه، وجود داشت: از سويى مردم مكه، چهل سال زندگى پرافتخار آن حضرت را از نزديك ديده بودند كه كوچكترين نقطه تاريكى در آن، يافت نمى‌شد و آنچنان او را به راستگويى و درست كردارى شناخته بودند كه لقب «امين» به آن حضرت داده بودند. و طبعاً در مورد چنين شخصى احتمال دروغ و ادّعاى كذب، داده نمى‌شد.

از سوى ديگر، پيامبران پيشين، بشارت بعثت آن حضرت را داده بودند1. و گروهى از اهل كتاب، انتظار ظهور او را مى‌كشيدند و نشانه هاى روشن و گويايى از وى در دست داشتند2و حتى به مشركان عرب مى‌گفتند كه از ميان فرزندان حضرت اسماعيل (عليه السلام) (كه قبايلى از عرب را تشكيل مى‌دادند) كسى مبعوث به رسالت خواهد شد كه پيامبران پيشين و اديان توحيدى را تصديق خواهد كرد3. و بعضى از دانشمندان يهود و نصارى، با استناد به همان پيشگوييها، به آن حضرت ايمان آوردند4هر چند بعضى ديگر در اثر انگيزه هاى نفسانى و شيطانى از پذيرفتن دين اسلام سرباز زدند.

قرآن كريم، با اشاره به اين راه مى‌فرمايد:«أَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَماءُ بَنِي إِسْرائِيلَ»5.

شناسايى پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) بوسيله علماء بنى اسرائيل و براساس پيشگوييها و معرّفيهاى پيامبران پيشين، همانگونه كه دليل روشنى بر صحّت رسالت آن

[1]ر. ك: سوره صف، آيه 6.[2]ر. ك: سوره اعراف: آيه 157، سوره بقره: آيه 146، سوره انعام: آيه 20.[3]ر. ك: سوره بقره، آيه 89.[4]ر. ك: سوره مائده: آيه 83، سوره احقاف: آيه 10.[5]ر. ك: سوره شعراء، آيه 197.


صفحه 257

حضرت براى همه اهل كتاب بود حجت قانع كننده اى، هم بر حقّانيت پيامبران بشارت دهنده، و هم بر حقّانيت پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) براى ديگران بشمار مى‌رفت زيرا صدق اين پيشگوييها و انطباق شواهد و علامات معرّفى شده را بر آن حضرت، با چشم خود مى‌ديدند و با عقل خودشان تشخيص مى‌دادند.

و عجيب اين است كه در همين تورات و انجيل تحريف شده، با همه تلاش و كوششى كه براى محو كردن اين گونه بشارتها بعمل آمده نكته هايى يافت مى‌شود كه حجت را بر حق جويان، تمام مى‌كند چنانكه بسيارى از علماء يهود و نصارى كه طالب حق و حقيقت بودند با استفاده از همين نكات و بشارات، هدايت شدند و به دين مقدس اسلام، ايمان آوردند1.

همچنين از پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) معجزات فراوانى ظاهر گشت كه در كتب تاريخ و حديث، ضبط شده و نقل بسيارى از آنها به حد تواتر رسيده است2. اما عنايت الهى در مورد معرّفى آخرين پيامبر و دين جاودانى او، اقتضاء داشت كه علاوه بر معجزاتى كه حجت را بر حاضرين تمام مى‌كرد و ديگران مى‌بايست از راه نقل، از آنها آگاه شوند معجزاتى جاودانى به او بدهد كه براى هميشه، حجت را بر جهانيان تمام كند، و آن قرآن كريم است.

از اينروى، در درس آينده به بيان اعجاز اين كتاب عزيز مى‌پردازيم.

پرسش

1- وضع كتابهاى پيامبران پيشين را شرح دهيد.

2- برخى از نشانه هاى تحريف تورات را بيان كنيد.

3- عدم اعتبار انجيل موجود را ثابت كنيد.

4- اهميت مسأله «رسالت پيامبر اسلام» را بيان كنيد.

5- راههاى اثبات پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) را شرح دهيد.

[1]از جمله مى‌توان از ميرزا محمدرضا (از دانشمندان بزرگ، يهود تهران) صاحب كتاب «اقامه الشهود فى ردّ اليهود» و حاج بابا قزوينى يزدى (از علماء يهود يزد) صاحب كتاب «محضر الشهود فى ردّ اليهود» و پروفسور عبدالاحد داود (اسقف سابق مسيحى) صاحب كتاب «محمد در تورات و انجيل» كه اخيراً از انگليسى به فارسى برگردانده شده ياد كرد.[2]ر. ك: بحارالانوار، ج 17، ص 225، تا آخر 18، و ساير مجامع حديث و كتب معتبر تاريخ.


صفحه 258

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 259

درس سى و دوم

اعجاز قرآن

ـ معجزه بودن قرآن

ـ جهات اعجاز قرآن

شامل: الف فصاحت و بلاغت

ب- امّى بودن آورنده

ج- هماهنگى و عدم اختلاف


صفحه 260

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 261

معجزه بودن قرآن

قرآن كريم، تنها كتاب آسمانى است كه با صراحت و قاطعيّت تمام، اعلام داشته كه هيچكس توان آوردن كتابى همانند آن را ندارد، و حتى اگر همه آدميان و جنّيان با يكديگر همكارى كنند قدرت چنين كارى را نخواهند داشت1. و نه تنها قدرت برآوردن كتاب كاملى مثل كل قرآن را ندارند بلكه قدرت برآوردن ده سوره2و حتى يك سوره يك سطرى را هم نخواهند داشت3.

سپس با بيشترين تأكيدات، همگان را مورد «تحدّى» قرار داده و به معارضه طلبيده و عدم قدرت ايشان را بر چنين كارى، دليل بر خدايى بودن اين كتاب و رسالت پيامبر گرامى اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) دانسته است4.

پس جاى شكّى نيست كه اين كتاب شريف، ادّعاى معجزه بودن خوش را دارد و آورنده اين كتاب، آنرا بعنوان معجزه‌اى جاودانى و برهانى قاطع بر پيامبرى خودش، به همه جهانيان و براى هميشه، عرضه داشته است. و هم اكنون بعد از گذشتن چهارده قرن، اين نداى الهى هر صبح و شام بوسيله فرستنده هاى دوست و دشمن، به گوش جهانيان مى‌رسد و حجت را بر ايشان تمام مى‌كنند.

[1]ر. ك: سوره اسراء، آيه 88.[2]ر. ك: سوره هود، آيه 13.[3]ر. ك: سوره يونس، آيه 38.[4]ر. ك: سوره بقره، آيه 23، 24.


صفحه 262

از سوى ديگر مى‌دانيم كه پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) از نخستين روز اظهار دعوتش، با دشمنان سرسخت و كينه توزى مواجه شد كه از هيچگونه تلاش و كوششى براى مبارزه با اين آيين الهى، كوتاهى نكردند و پس از نوميد شدن از تأثير تهديدات و تطميعات، كمر به قتل آن حضرت بستند. كه با تدبير الهى، اين توطئه هم از هجرت شبانه و مخفيانه آن بزرگوار بسوى مدينه، خنثى شد. و بعد از هجرت هم بقيه عمر شريفش را در جنگهاى متعدّد با مشركان و همدستان يهودى آنان سپرى كرد. و از هنگام رحلت آن حضرت تا امروز هم همواره منافقين داخلى و دشمنان خارجى درصدد خاموش كردن اين نور الهى بوده و هستند و از هيچ كارى در اين راه، فروگذار نكرده و نمى‌كنند. و اگر آوردن كتابى مانند قرآن كريم، امكان مى‌داشت هرگز از آن، صرف نظر نمى‌كردند.

در اين عصر هم كه همه دولتهاى بزرگ دنيا اسلام را بزرگترين دشمن براى سلطه ظالمانه خودشان شناخته و كمر مبارزه جدّى با آن را بسته‌اند و همه گونه امكانات مالى و علمى و سياسى و تبليغاتى را در اختيار دارند اگر مى‌توانستند اقدام به تهيه يك سطر مشابه يكى از سوره هاى كوچك قرآن مى‌كردند و آنرا بوسيله رسانه هاى گروهى و وسايل تبليغات جهانى عرضه مى‌داشتند. زيرا اين كار، ساده ترين و كم هزينه ترين و مؤثرترين راه براى مبارزه با اسلام و جلوگيرى از گسترش آن است.

بنابراين، هر فرد عاقلى كه جوياى حقيقت باشد با توجه به اين نكات، يقين خواهد كرد كه قرآن كريم، كتابى استثنائى و غيرقابل تقليد است و هيچ فرد يا گروهى با هيچ آموزش و تمرينى نمى‌تواند مانند آنرا بياورد. يعنى همه ويژگيهاى يك معجزه (خارق العاده بودن، الهى و غيرقابل تقليد بودن، و بعنوان دليلى بر صحّت نبوّت ارائه شدن) را داراست. و از اينروى، بهترين دليل قاطع بر صدق دعوت پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) و حقّانيت دين مقدس اسلام مى‌باشد. و از بزرگترين نعمتهاى الهى بر جامعه انسانى همين است كه اين كتاب شريف را به گونه‌اى نازل فرموده كه همواره بصورت معجزه‌اى جاويدان باقى بماند و دليل صدق و صحّتش را با خودش داشته باشد. دليلى كه درك دلالت آن، نيازى به تحصيل و تخصص ندارد و براى هر فردى قابل فهم و پذيرش است.