بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 326

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 327

درس چهلم

حضرت مهدى (عج)

ـ مقدمه

ـ حكومت الهى جهانى

شامل: وعده الهى

ـ نمونه‌اى از روايات

ـ غيبت و راز آن


صفحه 328

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 329

مقدّمه

در ضمن بحثهاى گذشته، چند حديث را كه متضمّن اسماء ائمّة اثناعشر بود آورديم ولى روايات فراوان ديگرى از طرق شيعه و سنّى از پيغمبر اكرم(ص) نقل شده كه در بعضى از آنها فقط به تعداد آن بزرگواران اشاره شد، در بعضى اضافه شده كه همگى ايشان از قريش هستند، و در بعضى ديگر عدد ايشان را عدد نقباء بنى اسرائيل شمرده، و در بعضى ديگر آمده است كه نه نفر ايشان از فرزندان امام حسين(ع) هستند و بالاخره در بعضى از روايات اهل سنّت و روايات متواتر از طرق شيعه، اسماء يكايك ايشان بيان شده است1. و نيز روايات زيادى از طرق شيعه درباره امامت هر يك از ائمه اطهار (عليهم الصلوة و السلام) نقل شده كه در اين مختصر، مجال ذكر نمونه‌اى از آنها هم نيست2. از اينروى، آخرين درس از اين بخش را به بحث درباره امام دوازدهم حضرت صاحب الزمان (عجلّ الله فرجه الشريف) اختصاص مى‌دهيم و براى رعايت اختصار، تنها به ذكر مهمترين نكات مى‌پردازيم.

حكومت الهى جهانى

دانستيم كه هدف الهى و اولى از بعثت انبياء، كامل كردن شرايط براى رشد و تكامل آزادانه و آگاهانه انسانها بوده كه بوسيله قرار دادن وحى الهى در دسترس مردم، تحقق يافته است.

[1]ر. ك: منتخب الاثر فى الامام الثانى عشر، ط 3، ص 10-140.[2]ر. ك: بحارالانوار، غاية المرام، اثبات الهداة، و ساير مجامع حديث.


صفحه 330

همچنين اهداف ديگرى نيز منظور بوده كه از جمله مى‌توان كمك به رشد عقلانى و تربيت روحى و معنوى افراد مستعد را بشمار آورد. و در نهايت، انبياء عظام (عليهم الصلوة و السلام) درصدد تشكيل جامعه ايده آل براساس خداپرستى و ارزشهاى الهى، و گسترش عدل و داد در سراسر زمين بوده‌اند و هركدام در حدّ امكان، قدمى در اين راه برداشته‌اند و بعضى از ايشان توانسته‌اند در محدوده جغرافيايى و زمانى خاصى، حكومت الهى را برقرار سازند. ولى براى هيچكدام از ايشان شرايط تشكيل حكومت جهانى، فراهم نشده است.

البته فراهم نشدن چنين شرايطى به معناى نارسايى تعاليم و برنامه هاى انبياء يا نقصّ مديريّت و رهبرى ايشان نيست و نيز به معناى تحقق نيافتن هدف الهى از بعثت ايشان نمى‌باشد زيرا همچنانكه اشاره شد هدف الهى، فراهم شدن زمينه و شرايط براى سير و حركت اختيارى انسانهاست«لِئَلاّ يَكُونَ لِلنّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُل»1نه الزام و اجبار مردم بر پذيرفتن دين حق و پيروى از رهبران الهى. و اين هدف، تحقق يافته است.

در عين حال، خداى متعال در كتابهاى آسمانيش وعده تحقق حكومت الهى را در پهنه زمين داده است كه مى‌توان آن را نوعى پيشگويى نسبت به فراهم شدن زمينه پذيرش دين حق در سطح وسيعى از جامعه انسانى به حساب آورد كه با استفاده از افراد و گروههاى بسيار ممتاز و از مددهاى غيبى الهى، موانع تشكيل حكومت جهانى از سر راه برداشته شده عدل و داد بر توده هاى ستمديده مردم كه از بيداد ستمگران به ستوه آمده و از همه مكتب ها و رژيم ها نااميد شده‌اند گسترش خواهد يافت. و مى‌توان آن را تحقق هدف نهايى از بعثت پيامبر خاتم(ص) و دين جهانى و جاودانى او به حساب آورد. زيرا درباره وى فرموده است:«لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّه»2.

و با توجه به اينكه امامت، متمم نبوت، و تحقق بخش حكمت خاتميّت است مى‌توان نتيجه گرفت كه اين هدف بوسيله آخرين امام، تحقق خواهد يافت. و اين همان مطلبى است كه در روايات متواترى كه درباره حضرت مهدى ارواحنافداه وارد شده مورد تأكيد قرار گرفته

[1]ر. ك: سوره نساء، آيه 165.[2]ر. ك: سوره توبه: آيه 33، سوره فتح: آيه 28، سوره صف: آيه 9، و ر. ك: بحارالانوار، ج 51، ص 50، ح 22، و ص 60، ح 58 و 89.


صفحه 331

است.

در اينجا نخست به چند آيه از قرآن كريم كه متضمّن بشارت به تحقق چنين حكومتى است اشاره مى‌كنيم و سپس به ذكر نمونه‌اى از روايات مربوط به اين بحث مى‌پردازيم.

وعده الهى

خداى متعال در قرآن كريم مى‌فرمايد: در تورات و زبور نوشته‌ايم كه صالحان، وارث زمين خواهند بود.«وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحُونَ»1و در آيه ديگرى نظير اين مضمون، از حضرت موسى(ع) نقل شده است.2و بى شك اين وعده، روزى تحقق خواهد يافت.

و در جاى ديگر بعد از اشاره به داستان فرعون كه مردم را به استضعاف كشانده بود مى‌فرمايد:«وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ»3اين آيه هر چند در مورد بنى اسرائيل و به قدرت رسيدن آنان بعد از رهايى از چنگال فرعونيان است ولى تعبير«وَ نُرِيد...»اشاره به يك اراده مستمر الهى دارد و از اينروى در بسيارى از روايات، بر ظهور حضرت مهدى عجلّ الله فرجه الشريف تطبيق شده است4.

همچنين در جاى ديگر خطاب به مسلمانان مى‌فرمايد:

كسانى از شما كه ايمان واقعى و اعمال شايسته داشته باشند به خلافت خواهند رسيد و با امنيت كامل، به پرستش خداى متعال، خواهند پرداخت:«وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَُيمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ»5. و در روايات آمده است كه مصداق كامل اين وعده در زمان ظهور ولى عصر عجلّ اللّه فرجه الشريف تحقق خواهد يافت6.

[1]ر. ك: سوره انبياء، آيه 105.[2]ر. ك: سوره اعراف، آيه 128.[3]ر. ك: سوره قصص، آيه 5.[4]ر. ك: بحارالانوار، ج 51، ص 54، ج 35، ص 63، 64.[5]ر. ك: سوره نور، آيه 55.[6]ر. ك: بحارالانوار، ج 51، ص 58، ح 50، ص 54، ح 34، 64.


صفحه 332

نيز روايات ديگرى در تطبيق چندين آيه1بر آن حضرت وارد شده كه براى رعايت اختصار، از ذكر آنها صرف نظر مى‌كنيم2.

نمونه‌اى از روايات

رواياتى كه شيعه و سنّى از پيامبر اكرم(ص) درباره حضرت مهدى عجلّ اللّه فرجه الشريف نقل كرده‌اند فوق حدّ تواتر است، و تنها رواياتى كه اهل سنت نقل كرده‌اند به تصديق عده‌اى از علماء خودشان به حدّ تواتر مى‌رسد3! و گروهى از علماء ايشان اعتقاد به آن حضرت را مورد اتفاق همه فرقه هاى اسلامى دانسته اند4. و عده‌اى از علماء اهل سنّت، كتابهايى درباره آن حضرت و علائم ظهورشان نوشته اند5. اينكه نمونه‌اى از روايات اهل سنّت:

از جمله چندين روايت از پيامبر اكرم(ص) نقل كرده‌اند كه فرمود: اگر يك روز از عمر جهان، بيشتر نمانده باشد خداى متعال آن روز را چنان طولانى خواهد كرد تا مردى از اهل بيت من و همنام من به حكومت برسد (و زمين را پر از عدل و داد كند آن چنانكه پر از ظلم و جور شده است)6.

و از‌ام سلمه روايت كرده‌اند كه رسول خدا(ص) فرمود: مهدى از عترت من و از فرزندان فاطمه است7.

و از ابن عبّاس نقل كرده‌اند كه رسول خدا(ص) فرمود: همانا على امام امت، بعد از من

[1]ر. ك: مانند اين آيات«وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه»،«لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّه»، «بقية الله خَيْرٌ لَكُمْ».[2]ر. ك: بحارالانوار، ج 51، ص 44-64.[3]ر. ك: صواعق ابن حجر: ص 99، نورالابصار شبلنجى: ص 155، اسعاف الراغبين: ص 140، الفتوحات الاسلامية: ج 2، ص 211.[4]ر. ك: شرح ابن ابى الحديد بر نهج البلاغه: ج 2، ص 535، سبائك الذهب سويدى: ص 78، غاية المأمول: ج 5، ص 362.[5]مانند كتاب «البيان فى اخبار صاحب الزمان» تأليف حافظ محمد بن يوسف گنجى شافعى كه در قرن هفتم مى‌زيسته، و كتاب «البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان» تأليف متّقى هندى كه در قرن دهم مى‌زيسته است.[6]ر. ك: صحيح ترمذى: ج 2، ص 46، صحيح ابو داود: ج 2، ص 207، مسند ابن حنبل: ج 1، ص 378، ينابيع المودة: ص 186، 258، 440، 488، 490.[7]ر. ك: اسعاف الراغبين: ص 134، نقل از صحيح مسلم و ابو داود و نسائى و ابن ماجه و بيهقى.


صفحه 333

است و از فرزندان او قائم منتَظَر مى‌باشد. و هنگامى كه ظهور كند زمين را پر از عدل و داد مى‌سازد چنانكه پر از ظلم و جور شده است1.

غيبت و راز آن

از ويژگيهاى امام دوازدهم عجلّ اللّه فرجه الشريف كه در روايات وارده از اهل بيت (عليهم السلام)، مورد تأكيد واقع شده غيبت آن حضرت است. و از جمله، عبدالعظيم حسنى از امام محمد تقى از پدرش اميرمؤمنان (عليهم السلام) نقل كرده است كه فرمود: قائم ما غيبتى درازمدت دارد، و گويا شيعيان را مى‌بينيم كه در زمان غيبت او همانند حيوان گرسنه‌اى كه دنبال چراگاه مى‌گردد در جستجوى اويند ولى او را نمى‌يابند. آگاه باشيد كه هر كس از ايشان كه بر دينش ثابت بماند و در اثر طول غيبت امامش دچار قساوت قلب نگردد در روز قيامت با من در درجه من خواهد بود. سپس فرمود: هنگامى كه قائم ما قيام مى‌كند بيعتى از هيچكس بر گردن او نخواهد بود (و هيچ حاكم ستمگرى تسلطى بر او نخواهد داشت) و بدين منظور، مخفيانه متولد مى‌شود و از چشم مردم، غايب مى‌گردد2.

و از امام سجاد از پدرش از اميرمؤمنان (عليهم السلام) روايت شده كه فرمود: قائم ما دو غيبت دارد كه يكى طولانى‌تر از ديگرى است، و تنها كسانى كه يقين قوى و معرفت صحيح داشته باشند بر امامت او ثابت مى‌مانند3.

براى روشن شدن راز غيبت، بايد نظرى به سرگذشت ائمه اطهار (عليهم السلام) بيفكنيم.

چنانكه مى‌دانيم بعد از رسول خدا(ص) اكثريت مردم با ابوبكر و بعد با عمر و سپس با عثمان بيعت كردند، و در اواخر حكومت وى كه نابسامانيهاى فراوانى در اثر تبعيضات ناروا پديد آمد دست به شورش زده او را به قتل رسانيدند و با اميرمؤمنان على(ع) بيعت كردند.

آن حضرت كه خليفه منصوب از طرف خدا و رسول(ص) بود در طول حكومت خلفاء سه گانه براى رعايت مصالح جامعه نوبنياد اسلامى دم فروبست و جز از سر اتمام حجت،

[1]ر. ك: ينابيع المودة، ص 494.[2]ر. ك: منتخب الاثر، ص 255.[3]ر. ك: منتخب الاثر، ص 251.