بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 333

است و از فرزندان او قائم منتَظَر مى‌باشد. و هنگامى كه ظهور كند زمين را پر از عدل و داد مى‌سازد چنانكه پر از ظلم و جور شده است1.

غيبت و راز آن

از ويژگيهاى امام دوازدهم عجلّ اللّه فرجه الشريف كه در روايات وارده از اهل بيت (عليهم السلام)، مورد تأكيد واقع شده غيبت آن حضرت است. و از جمله، عبدالعظيم حسنى از امام محمد تقى از پدرش اميرمؤمنان (عليهم السلام) نقل كرده است كه فرمود: قائم ما غيبتى درازمدت دارد، و گويا شيعيان را مى‌بينيم كه در زمان غيبت او همانند حيوان گرسنه‌اى كه دنبال چراگاه مى‌گردد در جستجوى اويند ولى او را نمى‌يابند. آگاه باشيد كه هر كس از ايشان كه بر دينش ثابت بماند و در اثر طول غيبت امامش دچار قساوت قلب نگردد در روز قيامت با من در درجه من خواهد بود. سپس فرمود: هنگامى كه قائم ما قيام مى‌كند بيعتى از هيچكس بر گردن او نخواهد بود (و هيچ حاكم ستمگرى تسلطى بر او نخواهد داشت) و بدين منظور، مخفيانه متولد مى‌شود و از چشم مردم، غايب مى‌گردد2.

و از امام سجاد از پدرش از اميرمؤمنان (عليهم السلام) روايت شده كه فرمود: قائم ما دو غيبت دارد كه يكى طولانى‌تر از ديگرى است، و تنها كسانى كه يقين قوى و معرفت صحيح داشته باشند بر امامت او ثابت مى‌مانند3.

براى روشن شدن راز غيبت، بايد نظرى به سرگذشت ائمه اطهار (عليهم السلام) بيفكنيم.

چنانكه مى‌دانيم بعد از رسول خدا(ص) اكثريت مردم با ابوبكر و بعد با عمر و سپس با عثمان بيعت كردند، و در اواخر حكومت وى كه نابسامانيهاى فراوانى در اثر تبعيضات ناروا پديد آمد دست به شورش زده او را به قتل رسانيدند و با اميرمؤمنان على(ع) بيعت كردند.

آن حضرت كه خليفه منصوب از طرف خدا و رسول(ص) بود در طول حكومت خلفاء سه گانه براى رعايت مصالح جامعه نوبنياد اسلامى دم فروبست و جز از سر اتمام حجت،

[1]ر. ك: ينابيع المودة، ص 494.[2]ر. ك: منتخب الاثر، ص 255.[3]ر. ك: منتخب الاثر، ص 251.


صفحه 334

سخنى نگفت و در عين حال، از هيچ اقدامى به نفع اسلام و مسلمين دريغ نورزيد. اما دوران حكومت چند ساله خودش به جنگ با اصحاب جمل و معاويه و خوارج، سپرى شد و سرانجام بدست يكى از خوارج به شهادت رسيد.

امام حسن مجتبى(ع) نيز به دستور معاويه مسموم شد. و پس از مرگ معاويه فرزندش يزيد كه اعتنايى به ظواهر اسلام هم نداشت بر اريكه سلطنت اموى تكيه زد. و با اين روند نزولى مى‌رفت كه نام و نشانى از اسلام باقى نماند. از اينروى، امام حسين(ع) چاره‌اى جز قيام نديد و با شهادت مظلومانه‌اش مسلمانان را تا اندازه‌اى هوشيار و بيدار كرد و اسلام را از نابودى، نجات داد. ولى شرايط اجتماعى براى تشكيل حكومت عدل اسلامى فراهم نگرديد. و از اين جهت ساير ائمه اطهار(ع) به تحكيم مبانى عقيدتى و نشر معارف و احكام اسلام و تربيت و تهذيب نفوس مستعد پرداختند و در حدودى كه شرايط، اجازه مى‌داد مخفيانه مردم را به مبارزه با ظالمان و جبّاران، دعوت مى‌كردند و ايشان را به تحقق حكومت الهى جهانى، اميدوار مى‌ساختند. و بالاخره يكى پس از ديگرى به شهادت رسيدند.

بهرحال، ائمه اطهار (عليهم السلام) در مدت دو قرن و نيم توانستند با تحمل مشكلات و فشارهاى فوق العاده حقايق اسلام را براى مردم بيان كنند: بخشى را بصورت عمومى، و بخشى را بصورت خصوصى براى شيعيان و اصحاب خاصّ خودشان. و بدين ترتيب، معارف اسلامى در ابعاد گوناگونش در جامعه، انتشار يافت و بقاء شريعت محمدى، تضمين شد. و ضمناً در گوشه و كنار كشورهاى اسلامى گروههايى براى مبارزه با حاكمان ستمگر تشكيل گرديد و دست كم توانستند تا حدودى جلو ستمها و خودسريهاى جبّاران را بگيرند.

ولى آنچه وحشت و اضطراب حاكمان خودكامه را برمى انگيخت وعده ظهور حضرت مهدى(عج) بود كه هستى آنان را تهديد مى‌كرد. از اينروى معاصرين امام حسن عسگرى(ع) به شدت ايشان را تحت نظر قرار دادند كه اگر فرزندى براى آن حضرت متولد شود او را به قتل برسانند و خود آن بزرگوار را در عنفوان جوانى به شهادت رساندند. ولى اراده خداى متعال بر اين، قرار گرفته بود كه حضرت مهدى(عج) متولد و براى نجات جامعه بشرى، ذخيره شوند. و به همين جهت بود كه در زمان حيات پدرشان تا سن پنج سالگى جز افراد معدودى از خواصّ شيعه، كسى آن حضرت را زيارت نمى‌كرد و بعد از وفات پدر بزرگوارشان تماسّ امام با


صفحه 335

مردم بوسيله چهار نفر1كه يكى پس از ديگرى به سمت نيابت خاصّ، مفتخر مى‌شدند برقرار مى‌گرديد. و از آن پس، براى مدت نامعلومى «غيبت كبرى» واقع شد تا روزى كه جامعه بشرى، آماده پذيرش حكومت الهى جهانى شود و به امر خداى متعال ظهور فرمايد.

بنابراين، راز اصلى غيبت آن حضرت اين است كه از شرّ جبّاران و ستمگران محفوظ بماند. و در بعضى از روايات به حكمت هاى ديگرى نيز اشاره شده كه از جمله آنها آزمايش مردم است كه بعد از اتمام حجّت، چه اندازه پايدار و استوار مى‌مانند.

البته در زمان غيبت هم مردم بكلّى از فيوضات آن حضرت بى بهره نيستند و به تعبيرى كه در روايات آمده همانند خورشيدى كه پشت ابر باشد2. كمابيش از نور او استفاده مى‌كنند چنانكه افراد بى شمارى هر چند بصورت ناشناس به زيارت ايشان مشرّف شده و براى رفع گرفتاريهاى مادّى و معنوى، از آن بزرگوار، بهره‌مند شده اند. و اساساً حيات آن حضرت، عامل مهمى براى دلگرمى و اميدوارى مردم است تا خود را اصلاح و آماده ظهور كنند.

پرسش

1- هدف نهايى از بعثت پيامبر اسلام(ص) چيست؟

2- چگونه اين هدف، تحقق پذير است؟

3- كدام آيات، بشارت برپايى حكومت الهى جهانى را مى‌دهد؟

4- نمونه‌اى از روايات اهل سنّت درباره حضرت مهدى(عج) را ذكر كنيد.

5- نمونه‌اى از روايات اهل بيت(ع) درباره غيبت آن حضرت را بيان كنيد.

6- غيبت صغرى و كبرى و فرق ميان آنها را شرح دهيد.

7- راز غيبت امام زمان(عج) را توضيح دهيد.

8- در زمان غيبت، مردم چه بهره هايى مى‌توانند از آن حضرت ببرند؟

[1]عثمان بن سعيد، محمد بن عثمان بن سعيد، حسين بن روح و على بن محمد سمرى.[2]ر. ك: بحارالانوار، ج 52، ص 92.


صفحه 336

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 337

درس چهل و يكم

اهميت فرجام‌شناسى

ـ مقدمه

ـ اهميّت اعتقاد به معاد

شامل: اهتمام قرآن به مسأله

ـ نتيجه


صفحه 338

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 339

مقدمه

در آغاز اين كتاب، اهميّت تحقيق درباره دين و مبانى عقيدتى آن (توحيد، نبوت، معاد) را بيان كرديم و توضيح داديم كه انسانى بودنِ زندگى، در گرو حلّ صحيح اين مسائل است. و در بخش اول، مسائل خداشناسى؛ و در بخش دوم، مسائل راه و راهنماشناسى (نبوت و امامت) را مرود بحث قرار داديم و اينك به طرح مهمترين مباحث معاد، تحت عنوان «فرجام شناسى» مى‌پردازيم.

نخست، ويژگى اين اصل اعتقادى و تأثير خاصّ آن را در رفتارهاى فردى و اجتماعى انسان، بيان مى‌كنيم. سپس توضيح مى‌دهيم كه داشتن تصوّر صحيحى از معاد، منوط به پذيرفتن روح نامحسوس و جاودانى است، و همانگونه كه «هستى شناسى» بدون اعتقاد به خداى يگانه، ناقص است؛ «انسان شناسى» هم بدون اعتقاد به روح جاودانى ناتمام است. آنگاه مسائل اساسى معاد را به شيوه‌اى متناسب با نگارش اين كتاب، مورد بررسى قرار خواهيم داد.

اهميت اعتقاد به معاد

انگيزه فعاليتهاى زندگى، تأمين نيازها و خواسته ها، و نيل به ارزشها و آرمانها، و در نهايت رسيدن به سعادت و كمال نهائى است و چندى و چونىِ كارها و كيفيّت جهت دادن به آنها بستگى به تشخيص اهدافى دارد كه تلاش هاى زندگى براى رسيدن به آنها انجام مى‌گيرد. بنابراين، شناخت هدف نهائى زندگى براى رسيدن، نقش اساسى را در جهت دادن به فعاليتها و


صفحه 340

انتخاب و گزينش كارها ايفاء مى‌كند. و در واقع، عامل اصلى در تعيين خطّ مشى زندگى را نوع نگرش و بينش و شناخت انسان، نسبت به حقيقت خود و كمال و سعادتش تشكيل مى‌دهد و كسى كه حقيقت خود را تنها مجموعه‌اى از عناصر مادّى و فعل و انفعالات پيچيده آنها مى‌پندارد و حيات خود را منحصر به چند روزه زندگى دنيا مى‌انگارد و لذت و سعادت و كمالى را وراى بهره هاى مربوط به همين زندگى نمى‌شناسد، رفتارهاى خود را به گونه‌اى تنظيم مى‌كند كه تنها نيازهاى دنيوى و خواسته هاى اين جهانيش را تأمين كند، اما كسى كه حقيقت خود را فراتر از پديده هاى مادّى مى‌داند و مرگ را پايان زندگى ندانسته، آنرا نقطه انتقال از جهان گذرا به جهان جاودانى مى‌شناسد و رفتارهاى شايسته خود را وسيله‌اى براى رسيدن به سعادت و كمال ابدى مى‌شمارد، برنامه زندگيش را به گونه‌اى طرح و اجراء مى‌كند كه هر چه بيشتر و بهتر براى زندگى ابديش سودمند باشد. و از سوى ديگر، سختيها و ناكاميهاى زندگى دنيا، او را دل سرد و نااميد نمى‌كند و از تلاش در راه انجام وظايف و كسب سعادت و كمال ابدى، باز نمى‌دارد.

تأثير اين دو نوع انسان شناسى، منحصر به زندگى فردى نيست بلكه در زندگى اجتماعى و رفتارهاى متقابل افراد نسبت به يكديگر نيز تأثير بسزائى دارد و اعتقاد به حيات اخروى و پاداش و كيفر ابدى، نقش مهمى را در رعايت حقوق ديگران و احساس و ايثار نسبت به نيازمندان، بازى مى‌كند و در جامعه‌اى كه چنين اعتقادى زنده باشد براى اجراى قوانين و مقررات عادلانه و جلوگيرى از ظلم و تجاوز به ديگران، كمتر نياز به اِعمال زور و فشار خواهد بود. و طبعاً در صورتى كه اين اعتقاد، جهانى و همگانى شود، مشكلات بين المللى هم بصورت چشمگيرى كاهش خواهد يافت.

با توجه به اين نكات اهميّت مسأله معاد و ارزش پژوهش و تحقيق درباره آن، روشن مى‌شود، و حتّى اعتقاد به توحيد، به تنهائى (و بدون اعتقاد به معاد) نمى‌تواند تأثير كامل و گسترده‌اى در بخشيدن جهت مطلوب به زندگى داشته باشد. و از اينجا راز اهتمام اديان آسمانى و بخصوص دين مقدّس اسلام به اين اصل اعتقادى، و تلاش فراوان انبياء الهى براى راسخ كردن اين عقيده در دلهاى مردم، آشكار مى‌گردد.

اعتقاد به زندگى اخروى در صورتى مى‌تواند نقش خود را در جهت دادن به رفتارهاى