بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 418

اضطراب مى‌افزايد1، قيافه ها عبوس و درهم كشيده و سياه و زشت و چروكيده است2و حتّى در چهره فرشتگان دوزخيان هم اثرى از مهر و عطوفت و نرمى ديده نمى‌شود3.

دوزخيان با غل و زنجير و بندهاى آهنين، بسته شده اند4و آتش، سراپاى آنان را فراگرفته5، و خودشان آتش گيره آنند6. در فضاى دوزخ جز آه و ناله و ضجّه و فرياد دوزخيان و نهيب دوزخيان، صدايى به گوش نمى‌رسد7. بر سر و روى تبهكاران، آب جوشان مى‌ريزند كه اندرون آنان را نيز ذوب مى‌كند8، و هر گاه از فرط عطش و التهاب، درخواست آب كنند، آب داغ و آلوده و گنديده‌اى به آنان داده مى‌شود كه آن را با حرص و ولع مى‌نوشند9، و غذايشان از درخت «زقّوم» است كه از آتش مى‌رويد و خوردن آن بر سوزش اندرونشان مى‌افزايد10، و لباسشان از ماده سياه و چسبنده‌اى است كه خود، موجب عذابشان مى‌گردد11و همنشينان شياطين و جنّيان گنهكارند كه آرزوى دورى از آنان را مى‌كنند12، و نسبت به يكديگر نيز لعن و نفرين مى‌فرستند13.

همين كه بخواهند زبان عذرخواهى به درگاه الهى گشايند فرمان دورباش و ساكت باش، خاموششان مى‌كند14پس به دوزخبانان پناه مى‌برند كه شما از خدا بخواهيد كه اندكى از عذاب ما بكاهد، پاسخ مى‌شنوند: مگر خداى متعال، پيامبرانش را مبعوث نفرمود و حجت را بر شما تمام نكرد15؟

بار ديگر، درخواست مرگ مى‌كنند و جواب مى‌شنوند كه شما براى هميشه در دوزخ خواهيد

[1]هود / 106، انبياء / 100، فرقان / 12، مُلك / 7-8.[2]آل عمران / 106، مُلك / 27، مؤمنون / 104، زمر / 60.[3]تحرير / 91.[4]رعد / 5، ابراهيم / 49، سبأ / 33، غافر / 71، 72، الحاقّه / 32، دهر / 4.[5]ابراهيم / 50، فرقان / 13، انبياء / 98، جنّ / 15، تحريم / 6.[6]بقره / 24، آل عمران / 10، انبياء / 98، جنّ / 15، تحريم 6.[7]فرقان / 13-14، انشقاق / 11.[8]حج / 19، 20، دخان / 48.[9]انعام / 70، يونس / 4، كهف / 29، واقعه / 42-44، 55، محمد / 15.[10]صافّات / 62-66، ص / 57، دخان / 45-46، واقعه / 52، 53، نبأ / 25، غاشيه / 6-7.[11]ابراهيم / 17، طه / 74، فاطر 36.[12]زخرف / 38-39، شعراء / 94-95، ص / 85.[13]اعراف / 38-39، عنكبوت / 25، مرسلات / 35-36.[14]مؤمنون / 108، روم / 57، غافر / 52، مرسلات / 35-36.[15]غافر / 49-50.


صفحه 419

ماند1. و با اينكه مرگ از هر سوى برايشان مى‌بارد نمى‌ميرند2و هر چه پوست بدنشان بسوزد بار ديگر پوست نو مى‌رويد و عذابشان ادامه مى‌يابد3.

از بهشتيان درخواست اندكى آب و خوراك مى‌كنند و پاسخ مى‌شنوند كه خداى متعال نعمتهاى بهشتى را بر شما حرام كرده است4. و بهشتيان از آنان مى‌پرسند: چه چيز موجب بدبختى شما شد و به دوزختان كشاند؟ مى‌گويند: ما اهل نماز و عبادت خدا نبوديم و به مستمندان كمك نمى‌كرديم و با تبهكاران همسو مى‌شديم و روز قيامت را تكذيب مى‌كرديم5.

آنگاه به ستيز با يكديگر مى‌پردازند6، گمراه شدگان به گمراه كنندگان مى‌گويند: اين شما بوديد كه ما را گمراه كرديد، آنان پاسخ مى‌دهند: شما به دلخواه از ما پيروى كرديد7.

زيردستان به زبردستان مى‌گويند: اين شما بوديد كه ما را به اين بدبختى كشانديد، آنان پاسخ مى‌دهند: مگر ما به زور، شما را از راه راست بازداشتيم8؟

سرانجام، به شيطان مى‌گويند: اين تو بودى كه موجب گمراهى ما شدى، و او پاسخ مى‌دهد: خدا به شما وعده راستين داد و نپذيرفتيد، و من وعده دروغ دادم پذيرفتيد، پس به جاى سرزنش من، خويشتن را سرزنش كنيد، و امروز هيچ كدام نمى‌توانيم به فرياد ديگرى برسيم9. و بدين سان، چاره‌اى جز تن دادن به كيفر كفر و نافرمانى خودشان نمى‌بينند و جاودانه در عذاب مى‌مانند10.

[1]زخرف / 77.[2]ابراهيم / 17، طه / 74، فاطر / 36.[3]نساء / 56.[4]اعراف / 50.[5]مدّثر / 39-47.[6]ص / 59-64.[7]اعراف / 38-39، صافّات / 27-33، ق / 27-28.[8]ابراهيم / 21، سبأ / 31-33.[9]ابراهيم / 22.[10]بقره / 39، 81، 162، 217، 257، 275، آل عمران / 88، 116، نساء / 169، مائده / 37، 80، انعام / 128، اعراف / 36، توبه / 17، 63، 68، يونس / 27، 52، هود / 107، رعد / 5، نحل / 29، كهف / 108، طه 101، سجده / 20، مؤمنون / 103، احزاب / 65، زمر / 72، غافر / 76، زخرف / 74، مجادله / 17، تغابن / 10، جنّ / 23، بيّنه / 6.


صفحه 420

پرسش

1- وضع زمين و آسمان به هنگام رستاخيز را شرح دهيد.

2- كيفيت آغاز رستاخيز و اوصاف آن را بيان كنيد.

3- محكمه عدل الهى را شرح دهيد.

4- حركت مؤمنان و كافران بسوى اقامتگاه ابديشان را توضيح دهيد.

5- نعمتهاى بهشتى را شرح دهيد.

6- وضع دوزخ و دوزخيان را بيان كنيد.

7- گفتگوهاى دوزخيان را شرح دهيد.


صفحه 421

درس پنجاه و يكم

مقايسه دنيا با آخرت

ـ مقدمه

ـ فناپذيرى دنيا و ابديّت آخرت

شامل: تفكيك نعمت از عذاب در آخرت

ـ اصالت آخرت

ـ نتيجه انتخاب زندگى دنيا


صفحه 422

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 423

مقدّمه

با‌شناختى كه درباره عالم آخرت از راه عقل و نقل به دست آورده‌ايم مى‌توانيم دنيا و آخرت را از جهات مختلفى مورد مقايسه و سنجش قرار دهيم. خوشبختانه اين مقايسات در خود قرآن كريم هم انجام گرفته است و ما مى‌توانيم با استفاده از بيانات قرآنى، زندگى دنيا و آخرت را مورد ارزيابى صحيح قرار دهيم و برترى عالم آخرت را تبيين كنيم.

فناناپذيرى دنيا و ابديّت آخرت

نخستين اختلاف بارز بين عالم دنيا و عالم آخرت، محدوديّت عمر دنيا و جاودانگى آخرت است. عمر هر انسانى در اين جهان، سرآمدى دارد كه دير يا زود فرا مى‌رسد و حتّى اگر كسى صدها و هزاران سال هم در دنيا زندگى كند سرانجام با دگرگونى نهائى جهان طبيعت و هنگام «نفخ صور اوّل» پايان خواهد يافت چنانكه در درسهاى پيشين دانسته شد، از سوى ديگر، قريب هشتاد آيه قرآن، دلالت بر ابديّت و جاودانگى جهان آخرت دارد1. و روشن است كه متناهى هر قدر هم طولانى باشد نسبتى با نامتناهى نخواهد داشت.

پس عالم آخرت از نظر بقاء و دوام، برترى عظيمى بر دنيا دارد و اين، مطلبى است كه در

[1]رجوع كنيد به آيات خلود و جاودانگى بهشت و دوزخ.


صفحه 424

آيات متعدّدى با تعبير«ابقى»1بودن آخرت و «قليل» بودن دنيا2، خاطر نشان شده، و در آيات ديگرى با تشبيه زندگى دنيا به گياهى كه تنها چند روزى سبز و خرم است و سپس به زردى و پژمردگى مى‌گرايد و سرانجام، خشك و نابود مى‌شود3مورد تأكيد قرار گرفته است، و در آيه‌اى بطور كلّى مى‌فرمايد: آنچه نزد خداى متعال است باقى مى‌ماند4.

تفكيك نعمت از عذاب در آخرت

تفاوت اساسى ديگر بين زندگى دنيا و زندگى آخرت اين است كه خوشيهاى دنيا و زندگى دنيا آميخته با رنج و زحمت است و چنان نيست كه دسته‌اى مردم هميشه و از هر جهت متنعم و شاد و آسوده، و دسته ديگرى همواره معذّب و غمگين و ناراحت باشند بلكه همه مردم كمابيش از لذّتها و شاديها و آسايشهايى برخوردارند و نيز رنجها و غمها و نگرانيهايى دارند. ولى جهان ديگر، داراى دو بخش مجزّى (بهشت و دوزخ) است و در يك بخش، اثرى از عذاب و رنج و ترس و اندوه نيست و در بخش ديگر جز آتش و درد و حسرت و اندوه يافت نمى‌شود و طبعاً لذّتها و رنجهاى دنيوى خواهد بود.

اين مقايسه نيز در قرآن كريم انجام گرفته و برترى نعمتهاى اخروى و جوار و قرب الهى بر نعمتهاى دنيا مورد تأكيد واقع شده5، چنانكه سخت‌تر بودن عذاب آخرت از رنجها و مصيبتهاى دنيا خاطر نشان شده است6.

اصالت آخرت

فرق مهم ديگر بين دنيا و آخرت اين است كه زندگى دنيا، مقدّمه آخرت و وسيله‌اى براى

[1]كهف / 46، مريم / 76، طه / 73، 131، قصص / 60، شورى / 36، غافر / 39، اعلى / 17.[2]آل عمران / 197، نساء / 77، توبه / 38، نحل / 117.[3]يونس / 24، كهف / 45-46، حديد / 20.[4]نحل / 96.[5]آل عمران / 15، نساء / 77، انعام / 32، اعراف / 32، يوسف / 109، نحل / 30، كهف / 46، مريم / 76، طه / 73، 131، قصص / 60، شورى / 36، اعمى / 17.[6]رعد / 34، طه / 127، سجده / 21، زمر / 26، فصّلت / 16، قلم / 33، غاشيه / 24.


صفحه 425

كسب سعادت ابدى است، و زندگى آخرت، زندگى نهائى و اصيل مى‌باشد و هر چند زندگى دنيا و نعمتهاى مادّى و معنوى آن، مطلوب آدمى است ولى با توجه به اينكه همه آنها ابزار آزمايش و وسيله تكامل حقيقى و تحصيل سعادت ابدى است، اصالتى نخواهد داشت و ارزش واقعى آنها وابسته به توشه‌اى است كه شخص براى زندگى ابديش برمى دارد1.

از اينرو، اگر كسى زندگى اخروى را فراموش كند و چشم خود را به زرق و برق دنيا بدوزد و لذايذ آن را نشناخته و براى آن، ارزشى پندارى قائل شده است زيرا وسيله را بجاى هدف گرفته است. و چنين كارى جز بازى و سرگرمى و فريب خوردگى نخواهد بود. و به همين جهت، قرآن كريم زندگى دنيا را بازى و سرگرمى و ابزار فريب ناميده2،و زندگى آخرت را زندگى حقيقى دانسته است3. ولى بايد توجّه داشت كه همه نكوهشهايى كه از دنيا شده، مربوط به نوع نگرش و جهت گيرى انسانهاى دنياطلب است و گرنه، زندگى دنيا براى بندگان شايسته خدا كه حقيقت آن را مى‌شناسند و به نظر وسيله به آن مى‌نگرند و از هر لحظه عمر خود، براى سعادت ابديشان بهره مى‌گيرند نه تنها نكوهشى ندارد بلكه داراى ارزش فوق العاده‌اى مى‌باشد.

نتيجه انتخاب زندگى دنيا

با توجه به امتيازات عالم آخرت و برترى زايدالوصف نعمتهاى بهشتى و رضوان و قرب الهى بر لذايذ دنيا، جاى ترديد نيست كه برگزيدن زندگى دنيا بر آخرت، كارى نابخردانه خواهد بود4و نتيجه‌اى جز حسرت و ندامت نخواهد داشت. ولى زشتى و نادرستى چنين گزينشى هنگامى بيشتر ظاهر مى‌شود كه بدانيم انتخاب دنيا و دلبستگى به لذايذ آن، نه تنها موجب محروميّت از سعادت ابدى مى‌شود بلكه عامل مهمى براى شقاوت جاودانگى جاودانى نيز مى‌باشد.

توضيح آنكه: اگر انسان مى‌توانست به جاى سعادت ابدى، لذايذ زودگذر دنيا را انتخاب كند اما به گونه‌اى كه پى آمد سوئى براى جهان ابدى نداشته باشد چنين كارى با توجه به رجحان

[1]قصص / 77.[2]آل عمران / 185، عنكبوت / 64، محمد / 36، حديد / 20.[3]عنكبوت / 64، فجر / 24.[4]اعلى / 16، فجر / 24.