درس پنجاه و يكم
مقايسه دنيا با آخرت
ـ مقدمه
ـ فناپذيرى دنيا و ابديّت آخرت
شامل: تفكيك نعمت از عذاب در آخرت
ـ اصالت آخرت
ـ نتيجه انتخاب زندگى دنيا
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
مقدّمه
باشناختى كه درباره عالم آخرت از راه عقل و نقل به دست آوردهايم مىتوانيم دنيا و آخرت را از جهات مختلفى مورد مقايسه و سنجش قرار دهيم. خوشبختانه اين مقايسات در خود قرآن كريم هم انجام گرفته است و ما مىتوانيم با استفاده از بيانات قرآنى، زندگى دنيا و آخرت را مورد ارزيابى صحيح قرار دهيم و برترى عالم آخرت را تبيين كنيم.
فناناپذيرى دنيا و ابديّت آخرت
نخستين اختلاف بارز بين عالم دنيا و عالم آخرت، محدوديّت عمر دنيا و جاودانگى آخرت است. عمر هر انسانى در اين جهان، سرآمدى دارد كه دير يا زود فرا مىرسد و حتّى اگر كسى صدها و هزاران سال هم در دنيا زندگى كند سرانجام با دگرگونى نهائى جهان طبيعت و هنگام «نفخ صور اوّل» پايان خواهد يافت چنانكه در درسهاى پيشين دانسته شد، از سوى ديگر، قريب هشتاد آيه قرآن، دلالت بر ابديّت و جاودانگى جهان آخرت دارد1. و روشن است كه متناهى هر قدر هم طولانى باشد نسبتى با نامتناهى نخواهد داشت.
پس عالم آخرت از نظر بقاء و دوام، برترى عظيمى بر دنيا دارد و اين، مطلبى است كه در
[1]رجوع كنيد به آيات خلود و جاودانگى بهشت و دوزخ.
آيات متعدّدى با تعبير«ابقى»1بودن آخرت و «قليل» بودن دنيا2، خاطر نشان شده، و در آيات ديگرى با تشبيه زندگى دنيا به گياهى كه تنها چند روزى سبز و خرم است و سپس به زردى و پژمردگى مىگرايد و سرانجام، خشك و نابود مىشود3مورد تأكيد قرار گرفته است، و در آيهاى بطور كلّى مىفرمايد: آنچه نزد خداى متعال است باقى مىماند4.
تفكيك نعمت از عذاب در آخرت
تفاوت اساسى ديگر بين زندگى دنيا و زندگى آخرت اين است كه خوشيهاى دنيا و زندگى دنيا آميخته با رنج و زحمت است و چنان نيست كه دستهاى مردم هميشه و از هر جهت متنعم و شاد و آسوده، و دسته ديگرى همواره معذّب و غمگين و ناراحت باشند بلكه همه مردم كمابيش از لذّتها و شاديها و آسايشهايى برخوردارند و نيز رنجها و غمها و نگرانيهايى دارند. ولى جهان ديگر، داراى دو بخش مجزّى (بهشت و دوزخ) است و در يك بخش، اثرى از عذاب و رنج و ترس و اندوه نيست و در بخش ديگر جز آتش و درد و حسرت و اندوه يافت نمىشود و طبعاً لذّتها و رنجهاى دنيوى خواهد بود.
اين مقايسه نيز در قرآن كريم انجام گرفته و برترى نعمتهاى اخروى و جوار و قرب الهى بر نعمتهاى دنيا مورد تأكيد واقع شده5، چنانكه سختتر بودن عذاب آخرت از رنجها و مصيبتهاى دنيا خاطر نشان شده است6.
اصالت آخرت
فرق مهم ديگر بين دنيا و آخرت اين است كه زندگى دنيا، مقدّمه آخرت و وسيلهاى براى
[1]كهف / 46، مريم / 76، طه / 73، 131، قصص / 60، شورى / 36، غافر / 39، اعلى / 17.[2]آل عمران / 197، نساء / 77، توبه / 38، نحل / 117.[3]يونس / 24، كهف / 45-46، حديد / 20.[4]نحل / 96.[5]آل عمران / 15، نساء / 77، انعام / 32، اعراف / 32، يوسف / 109، نحل / 30، كهف / 46، مريم / 76، طه / 73، 131، قصص / 60، شورى / 36، اعمى / 17.[6]رعد / 34، طه / 127، سجده / 21، زمر / 26، فصّلت / 16، قلم / 33، غاشيه / 24.
كسب سعادت ابدى است، و زندگى آخرت، زندگى نهائى و اصيل مىباشد و هر چند زندگى دنيا و نعمتهاى مادّى و معنوى آن، مطلوب آدمى است ولى با توجه به اينكه همه آنها ابزار آزمايش و وسيله تكامل حقيقى و تحصيل سعادت ابدى است، اصالتى نخواهد داشت و ارزش واقعى آنها وابسته به توشهاى است كه شخص براى زندگى ابديش برمى دارد1.
از اينرو، اگر كسى زندگى اخروى را فراموش كند و چشم خود را به زرق و برق دنيا بدوزد و لذايذ آن را نشناخته و براى آن، ارزشى پندارى قائل شده است زيرا وسيله را بجاى هدف گرفته است. و چنين كارى جز بازى و سرگرمى و فريب خوردگى نخواهد بود. و به همين جهت، قرآن كريم زندگى دنيا را بازى و سرگرمى و ابزار فريب ناميده2،و زندگى آخرت را زندگى حقيقى دانسته است3. ولى بايد توجّه داشت كه همه نكوهشهايى كه از دنيا شده، مربوط به نوع نگرش و جهت گيرى انسانهاى دنياطلب است و گرنه، زندگى دنيا براى بندگان شايسته خدا كه حقيقت آن را مىشناسند و به نظر وسيله به آن مىنگرند و از هر لحظه عمر خود، براى سعادت ابديشان بهره مىگيرند نه تنها نكوهشى ندارد بلكه داراى ارزش فوق العادهاى مىباشد.
نتيجه انتخاب زندگى دنيا
با توجه به امتيازات عالم آخرت و برترى زايدالوصف نعمتهاى بهشتى و رضوان و قرب الهى بر لذايذ دنيا، جاى ترديد نيست كه برگزيدن زندگى دنيا بر آخرت، كارى نابخردانه خواهد بود4و نتيجهاى جز حسرت و ندامت نخواهد داشت. ولى زشتى و نادرستى چنين گزينشى هنگامى بيشتر ظاهر مىشود كه بدانيم انتخاب دنيا و دلبستگى به لذايذ آن، نه تنها موجب محروميّت از سعادت ابدى مىشود بلكه عامل مهمى براى شقاوت جاودانگى جاودانى نيز مىباشد.
توضيح آنكه: اگر انسان مىتوانست به جاى سعادت ابدى، لذايذ زودگذر دنيا را انتخاب كند اما به گونهاى كه پى آمد سوئى براى جهان ابدى نداشته باشد چنين كارى با توجه به رجحان
[1]قصص / 77.[2]آل عمران / 185، عنكبوت / 64، محمد / 36، حديد / 20.[3]عنكبوت / 64، فجر / 24.[4]اعلى / 16، فجر / 24.
فوق العاده سعادت اخروى، كارى ابلهانه مىبود ولى هيچ كس را گريزى از جهان ابدى نيست و كسى كه تمام نيروى خود را صرف زندگى دنيا كرده و عالم آخرت را به دست فراموشى سپرده و يا اساساً آن را انكار كرده است نه تنها از نعمتهاى بهشتى، محروم مىشود بلكه براى هميشه گرفتار عذابهاى دوزخى خواهد شد و زيان مضاعفى خواهد كرد1.
اين است كه قرآن كريم، از يك سو، برترى نعمتهاى اخروى را گوشزد مىكند و هشدار مىدهد كه مبادا زندگى دنيا، شما را بفريبد2، و از سوى ديگر، زيانهاى دلبستگى به دنيا و فراموش كردن آخرت و انكار جهان ابدى يا شك درباره آن را برمى شمرد و تأكيد مىكند كه چنين امورى موجب شقاوت و بدبختى جاودانى مىشود3. و چنان نيست كه انتخاب كننده دنيا تنها از پاداش اخروى، محروم شود بلكه علاوه بر آن، به كيفر ابدى نيز محكوم خواهد شد.
و راز آن اين است كه شخص دنياپرست، استعدادهاى خداداد را ضايع كرده و درختى كه مىبايست ميوه سعادت ابدى به بار آورد را خشكانده و بى ثمر ساخته است و حقّ مُنعم حقيقى (پرستش) را رعايت نكرده و نعمتهاى او را در راهى كه مورد رضايت وى نبوده صرف كرده است و چنين كسى است كه هنگام ديدن نتايج سوء گزينش خود، آرزو مىكند كهاى كاش خاك مىبودم و به چنين سرنوشت شومى مبتلا نمىشدم4.
پرسش
1- وجوه تفاوت بين دنيا و آخرت را بيان كنيد.
2- جهت نكوهش از دنيا را شرح دهيد.
3- زيانهاى دنياگرايى را شرح دهيد.
4- چرا عدم ايمان به آخرت، موجب عذاب ابدى مىشود؟
[1]هود / 22، كهف / 104-105، نمل / 4-5.[2]بقره / 102، 200، توبه / 38، روم / 33، فاطر / 5، شورى / 20، زخرف / 34-35.[3]اسراء / 10، بقره / 86، انعام / 130، يونس / 7-8، هود / 15-16، ابراهيم / 3، نحل / 22، 107، مؤمنون / 74، نمل / 4-5، 66، روم / 7، 16، لقمان / 4، سبأ / 8، 21، زمر / 45، فصّلت / 7، نازعات / 38-39.[4]نبأ / 40.
درس پنجاه و دوّم
رابطه دنيا با آخرت
ـ مقدمه
ـ دنيا مزرعه آخرت است
شامل: نعمتهاى دنيا موجب سعادت اخروى نمىشود
ـ نعمتهاى دنيا موجب شقاوت اخروى هم نمىشود
ـ نتيجه
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة