قلمداد كرده است و در آيات فراوانى بطور اجمال، عامل سعادت اخروى را «ايمان و عمل صالح»1و عامل شقاوت ابدى را «كفر و گناه»2معرفى كرده است.
پرسش
1- انكار رابطه بين دنيا و آخرت، چه اشكالى دارد؟
2- معناى مزرعه بودن دنيا براى آخرت را توضيح دهيد.
3- چه نسبتى بين نعمتهاى دنيا و نعمتهاى آخرت، وجود دارد؟
4- چه نسبتى بين نعمتهاى دنيا و عذابهاى آخرت، وجود دارد؟
5- ميان چه امورى از دنيا و سعادت و شقاوت آخرت، رابطه حقيقى برقرار است؟
[1]بقره / 25، 38، 62، 82، 103، 112، 277، آل عمران / 15، 57، 114، 115، 133، 179، 195، 198، نساء / 13، 57، 122، 124، 152، 162، 173، مائده / 9، 65، 69، انعام / 48، توبه / 72، يونس / 4، 9، 63، 64، رعد / 29، ابراهيم / 23، نحل / 97، كهف / 2، 29، 30، 107، طه / 75، حج / 14، 23، 50، 56، فرقان / 15، عنكبوت / 7، 9، 58، روم / 15، لقمان / 8، سجده / 19، سبأ / 4، 37، فاطر / 7، ص / 49، زمر / 20، 33، 35، غافر / 40، فصّلت / 8، شورى / 22، 26، جاثيه / 30، فتح / 17، حديد / 12، 21، تغابن / 9، طلاق / 11، انشقاق / 25، بروج / 11، تين / 6، بيّنه / 7-8.[2]بقره / 24، 39، 81، 104، 161، 162، آل عمران / 21، 56، 86، 88، 91، 116، 131، 176، 177، 196، 197، نساء / 14، 56، 121، 145، 151، 161، 168، 169، 173، مائده / 10، 36، 72، 86، انعام / 49، توبه / 3، 68، يونس / 4، 8، رعد / 5، كهف / 32، غافر / 6، شورى / 26، جاثيه / 11، فتح / 13، 17، حديد / 19، مجادله / 5، تغابن / 10، ملك / 6، انشقاق / 22، 24، غاشيه / 23-24، بيّنه / 6.
درس پنجاه و سوّم
نوع رابطه بين دنيا و آخرت
ـ مقدمه
شامل: رابطه حقيقى يا قراردادى؟
ـ شواهد قرآنى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
مقدّمه
دانستيم كه ميان ايمان و عمل صالح از يك سو، و قرب الهى و نعمتهاى اخروى از سوى ديگر؛ و همچنين ميان كفر و گناه از يك سو، و دورى از خدا و محروميّت از نعمتهاى ابدى از سوى ديگر، تناسب مستقيم وجود دارد. و نيز به ايمان و عمل صالح با عذابهاى اخروى، و بين كفر و گناه با نعمتهاى ابدى، تناسب معكوسى برقرار است. و درباره اصل اين تناسبها از ديدگاه قرآن كريم، جاى هيچ گونه شكّ و شبههاى نيست و انكار آنها به مثابه انكار قرآن است.
اما پيرامون اين مطلب ضرورى، مسائلى مطرح مىشود كه نياز به بحث و توضيح دارد. مانند اينكه: آيا روابط مذكور، روابطى حقيقى و تكوينى است يا صرفاً تابع وضع و قرارداد است؟ و چه رابطهاى بين ايمان و عمل صالح و نيز بين كفر و گناه، وجود دارد؟ و آيا ميان خود اعمال نيك و بد هم تأثير و تأثرى وجود دارد يا نه؟
در اين درس، نخستين مسأله را مورد بحث قرار داده توضيح خواهيم داد كه روابط فوق الذكر، امورى جعلى و قراردادى نيستند.
رابطه حقيقى يا قراردادى
چنانكه بارها اشاره كرديم رابطه بين اعمال دنيوى و نعمتها يا عذابهاى اخروى، از قبيل روابط مادّى و معمولى نيست و نمىتوان آن را براساس قوانين فيزيكى يا شيميايى يا... تفسير و تبيين كرد. و حتى تصوّر اينكه انرژى مصرف شده در اعمال انسانى، براساس نظريه تبديل ماده و انرژى به يكديگر تجسّم مىيابد و به صورت نعمتها يا عذابهاى اخروى، ظاهر
مى شود تصوّر نادرستى است، زيرا:
اولاانرژى مصرف شده در گفتارها و كردارهاى يك انسان، شايد به اندازهاى نباشد كه تبديل به يك دانه سيب شود چه رسد به نعمتهاى بى شمار بهشتى!
ثانياًتبديل مادّه و انرژى به يكديگر بر طبق عوامل خاصّى انجام مىگيرد و ربطى به نيكى و بدى اعمال و نيّت فاعلى ندارد و براساس هيچ قانون طبيعى نمىتوان بين اعمال خالصانه و اعمال رياكارانه، فرق گذاشت تا انرژى يكى تبديل به نعمت، و انرژى ديگرى تبديل به عذاب شود.
ثالثاًانرژيى كه يكبار در راه عبادتى صرف مىشود ممكن است بار ديگر در راه عصيان بكار رود.
ولى نفى چنين رابطهاى به معناى انكار مطلق رابطه حقيقى نيست، زيرا دايره روابط حقيقى، شامل روابط ناشناخته و تجربه ناپذير هم مىشود و علوم تجربى همانگونه كه نمىتوانند رابطه عليّت بين پديده هاى دنيوى و اخروى را اثبات كنند قادر به ابطال همه گونه رابطه علّى و معلولى بين آنها هم نيستند، و فرض اينكه اعمال نيك و بد، تأثير واقعى در روح انسانى داشته باشد و همان آثار روحى، موجب پيدايش نعمتها يا عذابهاى اخروى گردد. نظير تأثير بعضى از نفوس در پديده هاى خارق العاده چنين فرضى نامعقول نخواهد بود بلكه مىتوان براساس اصول فلسفى خاصّى آن را اثبات كرد و بيان آنها متناسب با اين كتاب نيست.
شواهد قرآنى
اما بيانات قرآنى، هر چند در غالب موارد به گونهاى است كه رابطه جعلى و قراردادى را به ذهن مىآورد مانند آياتى كه مشتمل بر تعبير اجر و جزاء است1ولى از آيات ديگرى مىتوان استفاده كرد كه رابطه بين اعمال انسان و ثواب و عقاب اخروى، بيش از يك رابطه قراردادى است، بنابراين، مىتوان گفت كه تعبيرات دسته اول براى سهولت تفاهم و رعايت حال اكثريت مردم است كه ذهنشان با اين گونه مفاهيم، آشناتر است.
[1]تعبير «اجر» در حدود نود بار، و تعبير «جزاء» و مشتقاتش بيش از يكصد بار در قرآن كريم بكار رفته است.
همچنين در روايات شريفه، شواهد فراوانى يافت مىشود بر اينكه اعمال اختيارى انسان، داراى صورتهاى ملكوتى گوناگونى است كه در عالم برزخ و قيامت، ظاهر مىشود.
اينك نمونهاى از آياتى را كه دلالت بر وجود رابطه حقيقى بين اعمال انسان و نتايج اخروى آنها دارد ملاحظه مىكنيم.
«وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْر تَجِدُوهُ عِنْدَ اللّهِ»1.
هر خيرى كه براى خودتان پيش فرستيد آن را نزد خداى متعال خواهيد يافت.
«يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْس ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْر مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوء تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً»2.
روزى كه هركس عمل خيرى كه انجام داده است را حاضر شده مىيابد و هر عمل بدى كه انجام داده است (نيز). دوست دارد كه ميان او و اعمال بدش فاصله دورى باشد.
«يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ يَداهُ»3.
روزى كه شخص مىنگرد كه دستانش چه چيزى را پيش فرستاده اند.
«فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة خَيْراً يَرَهُ. وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة شَرًّا يَرَهُ»4.
هركس به اندازه ذرّهاى كار خوب كند آن را خواهد ديد و هر كس به اندازه ذرّهاى كار بدى انجام دهد آن را خواهد ديد.
«هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»5.
آيا جزائى كه به شما داده مىشود جز همان اعمالى است كه (در دنيا) انجام مىداديد؟
«إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً»6.
همانا كسى كه اموال يتيمان را به ستم مىخورند جز اين نيست كه آتشى را در شكمهايشان وارد مىكنند.
بديهى است صرف اينكه انسان در روز قيامت ببيند كه چه كارهايى در دنيا انجام داده است
[1]بقره / 110، و نيز رجوع كنيد به مزمل / 20.[2]آل عمران / 30.[3]نبأ / 40.[4]نمل / 90، و نيز رجوع كنيد به قصص / 84.[5]زلزال / 7-8.[6]نساء / 10.
پاداش و كيفر آنها نخواهد بود بلكه صورتهاى ملكوتى آنهاست كه در شكل نعمتها يا عذابهاى گوناگون، ظاهر مىشود و شخص به وسيله آنها متنعّم يا معذّب خواهد شد. چنانكه از همين آيه اخير، استفاده مىشود كه صورت باطنى خوردن مال يتيم، خوردن آتش است و هنگامى كه در جهان ديگر، حقايق ظاهر مىشود خواهد ديد كه باطن فلان غذاى حرام، آتش بوده و سوزش درونش را خواهد يافت و به او گفته خواهد شد: آيا اين آتش جز همان مال حرامى است كه خورده اى؟!
پرسش
1- فرض اينكه تجسّم اعمال، عبارت است از تبديل انرژيهاى مصرف شده در كارها به موادّ، چه اشكالى دارد؟
2- چگونه مىتوان رابطه حقيقى بين اعمال انسان و نتايج اخروى آنها را به صورت معقولى تصوّر كرد؟
3- چه آياتى دلالت بر تجسّم اعمال دارد؟ و وجه استعمال تعبيراتى مانند اجر و جزاء چيست؟
4- آيا تجسّم اعمال را مىتوان به حضور اعمال با همان صورتهاى دنيوى، تفسير كرد؟ چرا؟
درس پنجاه و چهارم
نقش ايمان و كفر در سعادت و شقاوت ابدى
ـ مقدمه
ـ حقيقت ايمان و كفر
شامل: نصاب ايمان و كفر
ـ تأثير ايمان و كفر در سعادت و شقاوت ابدى
ـ شواهد قرآنى