احسانها و صدقات خود را با منّتگذارى و آزار دادن، باطل مكنيد.
ولى تعيين انواع و مقدار تأثير و تأثر اعمال نيك و بد در يكديگر را بايد از طريق وحى و سخنان معصومين (عليهم السلام) به دست آورد و قاعده كلّى براى همه آنها نمىتوان تعيين كرد.
در پايان اين درس، جا دارد اشاره كنيم كه اعمال نيك و بد، گاهى آثارى در خوشيها و ناخوشيها يا توفيق و سلب توفيق براى كارهاى ديگر را در همين جهان دارد چنانكه احسان به ديگران به ويژه به پدر و مادر و خويشاوندان، موجب طول عمر و دفع آفات و بليّات مىشود يا بى احترامى به بزرگان به ويژه معلّمين و اساتيد، موجب سلب توفيق مىگردد ولى ترتّب اين آثار به معناى دريافت كامل پاداش و كيفر نيست و جايگاه اصلى پاداشها و كيفرها جهان ابدى است.
پرسش
1- معناى حبط و تكفير را توضيح دهيد.
2- رابطه بين ايمان و كفر به چند صورت، تصوّر مىشود؟ و كداميك از آنها صحيح است.
3- رابطه بين اعمال نيك و بد به چه صورت، فرض مىشود؟ و كدام صورت از آنها صحيح است؟
4- آيا آثار دنيوى اعمال نيك و بد، جاى پاداش و كيفر اخروى آنها را مىگيرد يا نه؟
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس پنجاه و هشتم
امتيازات مؤمنان
ـ مقدمه
ـ افزايش ثواب
شامل: آمرزش صغائر
ـ استفاده از اعمال ديگران
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
مقدّمه
در بخش خداشناسى1دانستيم كه اراده الهى اصالتاً به خيرات و كمالات، تعلق مىگيرد و شرور و نقايص، بالتّبَع مورد اراده الهى، واقع مىشوند. طبعاً در مورد انسان هم اراده اصلى الهى، بر تكامل وى و رسيدن به سعادت ابدى و بهره مندى از نعمتهاى جاودانى، تعلّق گرفته است و عذاب و بدبختى تبهكاران كه در نتيجه سوء اختيار خودشان حاصل مىشود بالتّبع مشمول اراده حكيمانه الهى مىگردد، و اگر ابتلاء به عذاب و شقاوت اخروى، لازمه سوء اختيار خود انسانها نبود رحمت واسعه الهى اقتضاء مىكرد كه هيچ مخلوقى مبتلا به عذاب نشود2.
ولى همان رحمت فراگير الهى است كه اقتضاى آفرينش انسان با ويژگى اختيار و انتخاب را داشته، و لازمه انتخاب هر يك از دو مسير ايمان و كفر، رسيدن به سرانجام نيك يا بد آن است با اين تفاوت كه رسيدن به فرجام نيك، متعلّق اراده اصلى، و سرانجام دردناك، متعلّق اراده تَبَعى است و همين تفاوت، اقتضاء دارد كه هم در تكوين و هم در تشريع، جانب خير، ترجيح داده شود يعنى انسان تكويناً طورى آفريده شده كه كارهاى خير آثار عميق ترى در تكوين شخصيّت او بگذارد و تشريعاً به تكاليف سهل و آسانى مكلّف شود تا براى پيمودن راه
[1]ر. ك: خداشناسى، درس يازدهم.[2]در دعاى كميل مىخوانيم:
«فَبِالْيقينِ اَقْطَعُ لَوْ لا ما حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِيبِ جاحِديكِ وَ قَضَيْتَ بِهِ مِنْ اِخْلادِ مُعانِدِيكَ لَجَعلْتَ النّارَ كُلّها بَرْدَاً وَ سَلاماً وَ ما كَانَتْ لِاَحد فِيها مَقَرَّاً وَ لا مُقاما».
سعادت و نجات از عذاب ابدى، نياز به تكاليف شاقّ و طاقت فرسايى نداشته باشد1و در مقام پاداش و كيفر هم كفه پاداش، ترجيح داده شود و رحمت الهى بر غضبش سبقت گيرد2و اين تقدّم و رجحان رحمت، در امورى تبلور مىيابد كه به چند نمونه از آنها اشاره مىشود:
افزايش ثواب
نخستين مزيّتى كه خداى متعال براى طالبان راه سعادت در مقام پاداش، قائل شده اين است كه تنها معادل ثواب عمل را به ايشان نمىدهد بلكه بر آن مىافزايد. اين مطلب در آياتى از قرآن مجيد صريحاً آمده است از جمله در آيه (89) از سوره نمل مىفرمايد:
«مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها».
كسى كه كار نيكى انجام دهد بهتر از آن برايش خواهد بود.
و در آيه (22) از سوره شورى مىفرمايد:
«وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْنا».
و كسى كه كار نيكى را انجام دهد بر نيكى آن بيفزائيم.
و در آيه (26) از سوره يونس مىفرمايد:
«لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَة».
براى كسانى كه نيكى كردهاند نيك ترين است با افزايشى. و در آيه (40) از سوره نساء مىفرمايد:
«إِنَّ اللّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّة وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيما».
تحقيقاً خدا به اندازه يك ذرّه هم ستم نمىكند و اگر كار، نيك باشد آن را دو چندان مىكند و از نزد خود پاداشى بزرگ مىدهد. و در آيه (160) از سوره انعام مىفرمايد:
«مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلاّ مِثْلَها وَ هُمْ لا يُظْلَمُون».
كسى كه كار نيكى انجام دهد ده برابر آن را خواهد داشت و كسى كه كار بدى انجام دهد
[1]«يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ»(بقره / 158)«وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَج»(حج / 78).[2]«سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَصَبهُ».
جز مانند آن كيفر نخواهد داشت و به ايشان ستم نمىشود.
آمرزش صغائر
امتياز ديگر اين است كه اگر مؤمنان از گناهان بزرگ، اجتناب كنند خداى مهربان گناهان كوچكشان را مىبخشد و اثر آنها را محو مىكند چنانكه در آيه (31) از سوره نساء مىفرمايد:
«إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَرِيماً».
اگر از منهيّات بزرگ، دورى كنيد بديهاى شما را محو مىكنيم و به جايگاه ارجمندى شما را وارد مىكنيم.
روشن است كه آمرزش گناهان كوچك براى چنين كسانى مشروط به توبه نيست زيرا توبه، موجب آمرزش گناهان كبيره نيز مىباشد.
استفاده از اعمال ديگران
ديگر از مزاياى مؤمنان اين است كه خداى متعال استغفار فرشتگان و بندگان برگزيده خود را درباره آنها مىپذيرد1و نيز دعا و استغفار ساير مؤمنان را در حق ايشان مستجاب مىكند و حتى ثواب اعمالى را كه ديگران براى شخص مؤمن، هديّه كنند به او مىرساند.
اين مضامين در آيات و روايات فراوانى بيان شده است ولى نظر به اينكه اين موضوع، ارتباط مستقيم با مسأله شفاعت دارد و بايد با تفصيل نسبى به بحث درباره آن بپردازيم از اينرو در اينجا به همين اشاره بسنده مىكنيم.
پرسش
1- راز سبقت رحمت الهى چيست؟
2- تبلور اين سبقت را در تكوين و تشريع، بيان كنيد.
3- موارد آن را در پاداش و كيفر انسان، شرح دهيد.
[1]ر. ك: غافر / 7، آل عمران / 159، نساء / 64، ممتحنه / 12، ابراهيم / 41 و...