بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 475

مقدّمه

در بخش خداشناسى1دانستيم كه اراده الهى اصالتاً به خيرات و كمالات، تعلق مى‌گيرد و شرور و نقايص، بالتّبَع مورد اراده الهى، واقع مى‌شوند. طبعاً در مورد انسان هم اراده اصلى الهى، بر تكامل وى و رسيدن به سعادت ابدى و بهره مندى از نعمتهاى جاودانى، تعلّق گرفته است و عذاب و بدبختى تبهكاران كه در نتيجه سوء اختيار خودشان حاصل مى‌شود بالتّبع مشمول اراده حكيمانه الهى مى‌گردد، و اگر ابتلاء به عذاب و شقاوت اخروى، لازمه سوء اختيار خود انسانها نبود رحمت واسعه الهى اقتضاء مى‌كرد كه هيچ مخلوقى مبتلا به عذاب نشود2.

ولى همان رحمت فراگير الهى است كه اقتضاى آفرينش انسان با ويژگى اختيار و انتخاب را داشته، و لازمه انتخاب هر يك از دو مسير ايمان و كفر، رسيدن به سرانجام نيك يا بد آن است با اين تفاوت كه رسيدن به فرجام نيك، متعلّق اراده اصلى، و سرانجام دردناك، متعلّق اراده تَبَعى است و همين تفاوت، اقتضاء دارد كه هم در تكوين و هم در تشريع، جانب خير، ترجيح داده شود يعنى انسان تكويناً طورى آفريده شده كه كارهاى خير آثار عميق ترى در تكوين شخصيّت او بگذارد و تشريعاً به تكاليف سهل و آسانى مكلّف شود تا براى پيمودن راه

[1]ر. ك: خداشناسى، درس يازدهم.[2]در دعاى كميل مى‌خوانيم:

«فَبِالْيقينِ اَقْطَعُ لَوْ لا ما حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِيبِ جاحِديكِ وَ قَضَيْتَ بِهِ مِنْ اِخْلادِ مُعانِدِيكَ لَجَعلْتَ النّارَ كُلّها بَرْدَاً وَ سَلاماً وَ ما كَانَتْ لِاَحد فِيها مَقَرَّاً وَ لا مُقاما».


صفحه 476

سعادت و نجات از عذاب ابدى، نياز به تكاليف شاقّ و طاقت فرسايى نداشته باشد1و در مقام پاداش و كيفر هم كفه پاداش، ترجيح داده شود و رحمت الهى بر غضبش سبقت گيرد2و اين تقدّم و رجحان رحمت، در امورى تبلور مى‌يابد كه به چند نمونه از آنها اشاره مى‌شود:

افزايش ثواب

نخستين مزيّتى كه خداى متعال براى طالبان راه سعادت در مقام پاداش، قائل شده اين است كه تنها معادل ثواب عمل را به ايشان نمى‌دهد بلكه بر آن مى‌افزايد. اين مطلب در آياتى از قرآن مجيد صريحاً آمده است از جمله در آيه (89) از سوره نمل مى‌فرمايد:

«مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها».

كسى كه كار نيكى انجام دهد بهتر از آن برايش خواهد بود.

و در آيه (22) از سوره شورى مى‌فرمايد:

«وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْنا».

و كسى كه كار نيكى را انجام دهد بر نيكى آن بيفزائيم.

و در آيه (26) از سوره يونس مى‌فرمايد:

«لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَة».

براى كسانى كه نيكى كرده‌اند نيك ترين است با افزايشى. و در آيه (40) از سوره نساء مى‌فرمايد:

«إِنَّ اللّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّة وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيما».

تحقيقاً خدا به اندازه يك ذرّه هم ستم نمى‌كند و اگر كار، نيك باشد آن را دو چندان مى‌كند و از نزد خود پاداشى بزرگ مى‌دهد. و در آيه (160) از سوره انعام مى‌فرمايد:

«مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلاّ مِثْلَها وَ هُمْ لا يُظْلَمُون».

كسى كه كار نيكى انجام دهد ده برابر آن را خواهد داشت و كسى كه كار بدى انجام دهد

[1]«يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ»(بقره / 158)«وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَج»(حج / 78).[2]«سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَصَبهُ».


صفحه 477

جز مانند آن كيفر نخواهد داشت و به ايشان ستم نمى‌شود.

آمرزش صغائر

امتياز ديگر اين است كه اگر مؤمنان از گناهان بزرگ، اجتناب كنند خداى مهربان گناهان كوچكشان را مى‌بخشد و اثر آنها را محو مى‌كند چنانكه در آيه (31) از سوره نساء مى‌فرمايد:

«إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَرِيماً».

اگر از منهيّات بزرگ، دورى كنيد بديهاى شما را محو مى‌كنيم و به جايگاه ارجمندى شما را وارد مى‌كنيم.

روشن است كه آمرزش گناهان كوچك براى چنين كسانى مشروط به توبه نيست زيرا توبه، موجب آمرزش گناهان كبيره نيز مى‌باشد.

استفاده از اعمال ديگران

ديگر از مزاياى مؤمنان اين است كه خداى متعال استغفار فرشتگان و بندگان برگزيده خود را درباره آنها مى‌پذيرد1و نيز دعا و استغفار ساير مؤمنان را در حق ايشان مستجاب مى‌كند و حتى ثواب اعمالى را كه ديگران براى شخص مؤمن، هديّه كنند به او مى‌رساند.

اين مضامين در آيات و روايات فراوانى بيان شده است ولى نظر به اينكه اين موضوع، ارتباط مستقيم با مسأله شفاعت دارد و بايد با تفصيل نسبى به بحث درباره آن بپردازيم از اينرو در اينجا به همين اشاره بسنده مى‌كنيم.

پرسش

1- راز سبقت رحمت الهى چيست؟

2- تبلور اين سبقت را در تكوين و تشريع، بيان كنيد.

3- موارد آن را در پاداش و كيفر انسان، شرح دهيد.

[1]ر. ك: غافر / 7، آل عمران / 159، نساء / 64، ممتحنه / 12، ابراهيم / 41 و...


صفحه 478

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 479

درس پنجاه و نهم

شفاعت

ـ مقدمه

شامل: مفهوم شفاعت

ـ ضوابط شفاعت


صفحه 480

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 481

مقدّمه

يكى از مزايايى كه خداى متعال به مؤمنان، اختصاص داده اين است كه اگر شخص مؤمن، ايمان خودش را تا هنگام مرگ حفظ كند و مرتكب گناهانى نشود كه سلب توفيق و سوء عاقبت و سرانجام شك و ترديد يا انكار و جحود را به بار مى‌آورد، و در يك جمله «اگر با ايمان از دنيا برود» به عذاب ابدى، مبتلا نخواهد شد. گناهان كوچكش به واسطه اجتناب از كبائر، بخشوده مى‌شود و گناهان بزرگش به وسيله توبه كامل و مقبول، آمرزيده مى‌گردد، و اگر موفق به چنين توبه‌اى نشد تحمّل گرفتاريها و مصائب دنيا بار گناهانش را سبك مى‌كند و سختيهاى برزخ و مواقف آغازين رستاخيز، ناخالصى هايش را مى‌زدايد و اگر باز هم از آلودگيهاى گناهان پاك نشد به وسيله شفاعت كه تجلّى بزرگترين و فراگيرترين رحمت الهى در اولياء خدا به ويژه رسول اكرم و اهل بيت كرامش (عليهم الصّلوة و السّلام) مى‌باشد از عذاب دوزخ نجات خواهد يافت1. و برحسب روايات فراوان «مقام محمود»2كه در قرآن كريم به رسول اكرم(ص) وعده داده شده همين مقام شفاعت است و نيز آيه شريفه:

[1]عن النبىّ (ص):«اِدّخَرتُ شَفاعَتى لِاَهْلِ الْكَبائِرِ مِنْ اُمَّتى».شفاعتم را براى ارتكاب كنندگان گناهان كبيره از امتّم ذخيره كرده ام. (بحارالانوار، ج 8، ص 37-40)[2]ر. ك: اسراء / 79.


صفحه 482

«وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى»1.

و همانا پروردگارت (آنقدر) به تو عطا خواهد كرد كه خشنود شوى.

اشاره به آمرزش الهى است كه به واسطه شفاعت آن حضرت شامل حال كسانى كه استحقاق دارند مى‌شود.

بنابراين، بزرگترين و نهائى ترين اميد مؤمنان گنهكار، شفاعت است ولى در عين حال نبايد از «مكر الهى» ايمن شوند و بايد هميشه بيمناك باشند كه مبادا كارى از آنها سر زده باشد يا سر بزند كه موجب سوء عاقبت و سلب ايمان، در هنگام مرگ گردد و مبادا علاقه به امور دنيوى به حدّى در دلشان رسوخ يابد كه (العياذباللّه) با بغض خداى متعال از اين جهان بروند بدان جهت كه مى‌بينند اوست كه به وسيله مرگ، بين ايشان و محبوبها و معشوقهايشان جدايى مى‌افكند.

مفهوم شفاعت

شفاعت كه از ريشه «شفيع» به معناى «جفت» گرفته شده در محاورات عرفى بدين معنى به كار مى‌رود كه شخص آبرومندى از بزرگى بخواهد كه از كيفر مجرمى در گذرد يا بر پاداش خدمتگزارى بيفزايد. و شايد نكته استعمال واژه شفاعت در اين موارد، اين باشد كه شخص مجرم به تنهايى استحقاق بخشودگى را ندارد يا شخص خدمتگزار به تنهايى استحقاق افزايش پاداش را ندارد ولى ضميمه شدن و جفت شدن درخواست «شفيع» چنين استحقاقى را پديد مى‌آورد.

در موارد متعارف، علت اينكه كسى شفاعت شفيعى را مى‌پذيرد اين است كه مى‌ترسد اگر نپذيرد شفاعت كننده رنجيده شود و رنجش خاطر وى موجب محروميّت از لذّت مؤانست و خدمت و يا حتى موجب ضررى از ناحيه شفيع گردد. مشركانى كه آفريدگار جهان را داراى اوصاف انسانى و از جمله نياز انس با همسر و نديمان و كمك ياران و همكاران و يا ترس از انبازان و همتايان مى‌پنداشتند براى جلب توجّه خداى بزرگ يا مصونيّت از خشم وى دست به دامن خدايان پندارى مى‌زدند و به پرستش فرشتگان و جنّيان و كرنش در برابر بتها و تنديسها

[1]ر. ك: الضحى / 5.