بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 184

اشتباه يا عمداً از آن كاسته شده است.

شبهه تحريف در قرآن به سه معنى اخير است و بيشتر بحث درباره مسأله تحريف در همين‌جاست. دليل مطرح شدن مسأله كاستن از قرآن برخى روايات اهل سنت و نيز رواياتى از شيعه است؛ ولى اين موضوع مورد اجماع است كه هرگز بر قرآن چيزى افزوده نشده است.

منشأ قول به تحريف‌

منشأ قول به تحريف، رواياتى است كه در كتب حديثى اهل سنت و شيعه آمده است. ظاهر اين روايات به تحريف كتاب دلالت دارد؛ اما يا سندهاى آنها ضعيف و فاقد اعتبار است، يا دلالتهاى آنها نارسا و قابل تأويل است؛ به همين دليل در كتب اصولى و كلامى، اين روايات به طور كلى مردود شناخته شده است.

علامه شيخ محمد جواد بلاغى در مقدمه تفسير «آلاءالرحمان» درباره اين‌گونه روايات مى‌گويد: «برخى [از اين روايات‌] از نظر مفهوم، اختلاف بسيار دارند و به تنافى و تعارض منتهى مى‌گردند؛ به‌علاوه سند بيشتر اين روايات به كسانى باز مى‌گردد كه علما آنان را به ضعف گفتار، فساد مذهب و جفا در روايت وصف كرده‌اند و برخى از آنها نيز به دروغ‌گويى و دروغ‌پردازى شهرت دارند و هرگز نقل روايت از آنان جايز نيست؛ گروهى حتى امامت ائمه را قبول نداشتند و با آنان دشمنى مى‌كردند. اين اوصاف كافى است كه روايت اين افراد قابل اعتماد نباشد»[1].

اينجانب با بررسى تمام اين روايات- چه منقول از اهل سنت و چه منقول از شيعه- چنين يافتم كه اين قبيل روايات- كه طعن بر شريعت است- غالباً يا

[1]. تفسير آلاء الرحمان؛ ج 1، ص 25.


صفحه 185

مجعول و به دست دشمنان دين ساخته و پرداخته شده است و يا آنكه قابل تأويل به وجوه ديگر است و ربطى به مسأله تحريف ندارد.[1]

دلايل نفى تحريف‌

دلايل نفى تحريف بسيار و مبسوط است؛ آنچه در اينجا مى‌آوريم خلاصه‌اى از اين دلايل است:

1. گواهى تاريخ‌

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله شخصاً محافظ قرآن بود و پيوسته به حفظ، ثبت و ضبط آن دستور مى‌داد و مسلمانان موظّف بودند آن‌را ثبت و حفظ كنند و بدين منظور از آن نسخه‌هاى متعدد تهيه مى‌كردند و در خانه‌هاى خود در ميان صندوق يا كيسه‌هاى مخصوص نگهدارى مى‌كردند و لحظه‌اى از آن غافل نمى‌ماندند.

علاوه بر ثبت و ضبط قرآن در مصاحف، نسخه‌هاى متعددى تهيه و در گستره قلمرو اسلامى پخش كردند. مسأله حفظ قرآن نيز از همان زمان رواج يافت و عدّه بى‌شمارى به عنوان «حافظان قرآن» در ميان جوامع اسلامى منزلت يافتند.

علاوه بر توده مردم، نقش بزرگان و دانشمندان اسلامى در عنايت به اين كتاب قابل توجه است. اين كتاب همواره در شؤون گوناگون و سرنوشت ساز مسلمين نقش اول داشته و در علوم مختلف اسلامى پايه و اساس شمرده شده است. راهنما و هدايت كننده هر دانشمندى- كه در رشته‌اى از علوم اسلامى مطالعه مى‌كرد- قرآن بود. بسيارى از علوم اسلامى صرفاً به جهت رسيدن به حقايق قرآن به‌وجود آمده است و دانشهاى بسيارى در ميان مسلمانان از قرآن نشأت گرفته است؛ بنابراين همواره دانشمندان علوم اسلامى نيازمند به‌

[1]. براى آگاهى از ادله ر. ك: علوم قرآنى؛ ص 479- 460.


صفحه 186

قرآن بودند و با آن سروكار داشتند و اگر چيزى از آن كم يا به آن افزوده مى‌شد مورد شناسايى قرار مى‌گرفت.

2. ضرورت تواتر قرآن‌

شرط پذيرفتن قرآن اين است كه در هر حرف و هر كلمه و حتى در حركات و سكنات، متواتر باشد؛ يعنى همگان (جمهور مسلمين) آن‌را دست به دست و سينه به سينه، به طور همگانى نقل كرده باشند. آنچه در زمينه تحريف گفته‌اند كه «فلان كلمه يا فلان جمله از قرآن بوده»؛ چون خبر واحد[1]مى‌باشد، قابل قبول نيست و طبق اصل «لزوم تواتر قرآن»- كه يكى از مسائل ضرورى اسلام و مورد اتفاق علماست- مردود شمرده مى‌شود. اساساً خبر واحد در مسائل اصولى و كلامى فاقد اعتبار است و صرفاً در مسائل فرعى اعتبار دارد.

3. مسأله اعجاز قرآن‌

يكى ديگر از مسائلى كه قاطعانه، شبهه تحريف را نفى مى‌كند، مسأله اعجاز قرآن است و علما آن‌را بزرگترين دليل بر ردّ شبهه تحريف دانسته‌اند؛ چراكه لازمه افزودن، امكان هماوردى با قرآن است و مى‌دانيم كه هيچ كس قدرت آن‌را ندارد كه آيه‌اى همانند قرآن بياورد به گونه‌اى كه از جهت فصاحت، بلاغت، بيان و محتوا با قرآن تفاوتى نداشته باشد:

«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‌ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً؛[2]بگو اگر تمامى انس و جنّ گرد هم آيند و بخواهند همانند اين قرآن را بياورند، هرگز نتوانند، گرچه همگى پشت در پشت يكديگر قرار گيرند».

[1]. منظور از خبر واحد، روايتى است كه به حد تواتر نرسيده باشد.

[2]. اسراء، 88.


صفحه 187

همچنين كم نمودن از قرآن نيز موجب مى‌گردد تا نظم اوّلى كلام به هم بخورد و از بين برود و درنتيجه سبك و اسلوب بلاغى كلام تغيير يابد؛ بنابراين نمى‌توان گفت كه نظم جديد- كه بعد از كاستن حاصل شده است- همان نظم الهى و وحى است.

همين‌گونه است «احتمال تبديل كلمات قرآن»؛ زيرا هرگونه تبديل و تغيير در نظم و جمله بندى كلمات قرآن موجب مى‌شود كه صورت قرآن تبديل شده و از صورت وحى بودن خارج شود؛ و در اين صورت، نسبت دادن كلام تغيير يافته به تبديل كننده اولويّت دارد- تا اينكه به خداوند نسبت داده شود- پس هرگونه گمان زيادت، نقص يا تبديل در كلمات قرآن، با مسأله اعجاز منافات دارد.

4. ضمانت الهى‌

يكى از روشنترين دلايل بر سلامت قرآن، ضمانتى است كه خداوند عهده‌دار شده تا قرآن را پيوسته مورد عنايت خود قرار دهد و از گزند آفات مصون بدارد:

«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ؛[1]ما اين قرآن را به تدريج نازل كرده‌ايم و قطعاً نگهبان آن خواهيم بود». اين آيه سلامت قرآن را كاملًا تضمين مى‌كند. مقتضاى «لطف» نيز چنين است؛ زيرا قرآن سند زنده اسلام و دليل صحت نبوّت است و بايد همواره از گزند آفات مصون و محفوظ بماند.

5. عرضه روايات بر قرآن‌

از دلايل ديگر سلامت قرآن و عدم تغيير آن در طول تاريخ، رواياتى است كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است. از جمله فرموده است: «براى رسيدن به هر حقى، حقيقتى است كه آن حق را آشكار مى‌كند و براى پى بردن به هر درستى و

[1]. حجر، 9.


صفحه 188

راستى، نورى وجود دارد كه به آن راهنمايى مى‌كند [و قرآن همان حقيقت و نورى است كه روشنگر حقيقت‌ها و صواب‌هاست‌] پس هر چه [از احاديث‌] با قرآن موافق است آن‌را برگزينيد و هرچه با آن مخالف است را واگذاريد»[1].

اكنون اين پرسش مطرح مى‌شود كه اگر احتمال آن مى‌رفت كه قرآن مورد دستبرد قرار گيرد و از اعتبار ساقط شود، آيا جاى آن بود كه معيار سنجش قرار گيرد و دليل روشن بر صحت و سقم روايات باشد؟ هرگز! قرآن بايد همواره راه سلامت را در پيش داشته باشد تا بتواند اعتبار خويش را ثابت نگه داشته و معيار سنجش حق و باطل باشد.

6. نصوص اهل بيت (ع)

در زمينه نفى تحريف، روايات خاصّى از ائمه معصومين عليهم السلام در دسترس است كه به‌طور كلى احتمال تحريف يا شبهه تحريف را منتفى مى‌سازد[2]. شيعه اماميه نيز به‌پيروى‌از اهل‌بيت معتقدند كه همواره قرآن ازهرگونه تحريف، مصون و محفوظ بوده است. دراينجا به ذكر يك نمونه از اين روايات اكتفا مى‌كنيم:

امام باقر عليه السلام در نامه‌اى به سعد الخير چنين نگاشته است: «و يك نمونه از پشت سر افكندن قرآن، آن بود كه حروف و كلمات آن‌را ثابت نگاه داشتند، ولى حدود و احكام آن‌را تحريف و تغيير دادند»[3]. در اين روايت شريف، از دستبرد به معانى و تفاسير منحرف سخن به ميان آمده است؛ ولى الفاظ و عبارات قرآن همچنان دست‌نخورده شمرده شده است.

[1]. علوم قرآنى؛ ص 454.

[2]. اصول كافى؛ ج 2، ص 627، شماره 1.

[3]. اصول كافى؛ ج 1، ص 69.


صفحه 189

7. نظر علماى بزرگ شيعه‌

علماى شيعه، همواره قائل به تحريف نشدن قرآن بوده‌اند؛ البته برخى اخباريون افراطى- كه در زمره شاخصين علماى شيعه قرار نگرفته‌اند- در اين زمينه مطالبى را گفته‌اند كه نبايد به حساب عموم شيعه گذاشت. بى مناسبت نيست در اينجا به كلام يكى از بزرگان علماى اماميه درباره نفى تحريف قرآن اشاره كنيم:[1]شيخ‌المحدّثين، ابوجعفر، محمدبن‌على بن‌الحسين بن‌بابويه صدوق (متوفاى 381) در رساله اعتقادات چنين مى‌گويد: «اعتقاد ما بر اين است قرآنى كه بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل گرديده، همين قرآن موجود است كه در دست مردم قرار دارد با 114 سوره، بى كم و كاست؛ و هر كس به ما نسبت دهد كه قرآن را بيش از اين مى‌دانيم، دروغ‌گوست»[2].

ردّ اتهام‌؛ بسيارى از بزرگان علماى اهل سنّت- كه منصفانه مسأله تحريف را بررسى كرده‌اند- شيعه اماميّه را از تهمت قول به تحريف مبرّا دانسته‌اند. اولين كسى كه شهادت به نزاهت موضع شيعه داده است، ابوالحسن على‌بن‌اسماعيل اشعرى (متوفاى 324)- شيخ اشاعره و بنيانگذار مكتب اشعرى- است كه امروزه جهان تسنّن پيرو اين مكتب هستند. وى در اين زمينه چنين مى‌گويد:

«شيعه اماميه دو دسته‌اند: يك دسته كوته نظرانِ ظاهر بين كه فاقد انديشه‌اند و در مسائل دينى داراى نظر و آراى عميق نيستند. اينان قائل به تحريف در جهت نقص برخى كلمات بوده‌اند و دليل آنان رواياتى است كه نزد محققين طائفه فاقد اعتبار است؛ ولى همين دسته نسبت به زيادتى در قرآن، به كلى منكرند و مى‌گويند: هرگز در قرآن زيادتى رخ نداده است. دسته دوم، محققين و صاحبانِ‌

[1]. بيانات بزرگان شيعه را درباره نفى تحريف در كتاب« صيانة القرآن من التحريف» به‌تفصيل آورده‌ايم.

[2]. اعتقادات شيخ صدوق همراه با شرح باب حادى عشر؛ ص 94- 93.


صفحه 190

نظر و اجتهادند كه هر دو جهت زيادت و نقص را منكرند. آنان مى‌گويند: قرآن همچنان كه بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل شده، تاكنون دست نخورده است و از گزند تحريف، به طور مطلق، در امان بوده است و زيادت، نقص و تبديل و تغييرى در آن حاصل نشده است»[1].

همچنين برخى ديگر از علماى بزرگ اهل سنّت همچون استاد شيخ محمد محمد مدنى و محمد عبداللَّه درّاز از موضع شيعه دفاع كرده و به طور كلى اين نسبت را به شيعه ظالمانه دانسته‌اند.[2]

پرسش‌

1. در شبهه تحريف قرآن كدام معانى تحريف مطرح است و بيشتر بحث مربوط به كدام معناست؟

2. به‌طور خلاصه دلايل نفى تحريف قرآن را بيان كنيد.

3. چگونه رواياتى كه دلالت بر تحريف قرآن دارند، رد مى‌شوند؟

4. چگونه ضرورت تواتر قرآن، شبهه تحريف را برطرف مى‌كند؟

5. توضيح دهيد كه چرا تحريف قرآن با آيه‌«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‌ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ ...»(اسراء، 88) منافات دارد؟

6. سخن شيخ صدوق را درباره نظر شيعه در مورد شبهه تحريف بنويسيد.

[1]. الف) مقالات الإسلاميين؛ ج 1، ص 120- 119. ب) صيانة القرآن من التحريف؛ ص 81- 79.

[2]. صيانة القرآن من التحريف؛ ص 81- 79.


صفحه 191

معرفى آثار علامه معرفت منتشر شده توسط انتشارات تمهيد

1. التمهيد فى علوم القرآن (10 جلد، 4664 صفحه)

التميهد فى علوم القرآن، كامل‌ترين مجموعه علوم قرآنى در جهان اسلام ونخستين مجموعه كامل علوم قرآنى در جهان تشيع است. اين مجموعه ارزشمند وماندگار با آخرين نظريات وديدگاه‌هاى مؤلف، در ده جلد منتشر شده است. عنوان جلدهاى اين مجموعه عبارتند از: تاريخ القرآن، قراءات، المحكم و المتشابه، مقدمة فى الاعجاز القرآنى، الاعجاز البيانى، الاعجاز العلمى والتشريعى، شبهات وردود حول القرآن الكريم، صيانة القرآن من التحريف، تاريخ التفسير، مناهج التفسير.

2. التفسير الاثرى الجامع (6 جلد، 3232 صفحه)

مجموعه التفسير الاثرى الجامع، اثر تفسيرى ارزشمندى است كه با شيوه‌اى نوين، به گردآورى منابع و ميراث تفسير روايى همراه با نگاه نقادانه به منقولات موجود در كتب تفسير روايى فريقين پرداخته است. اين مجموعه تفسيرى ماندگار در زمان حيات علامه معرفت، تا پايان سوره بقره، در شش جلد، به قلم ايشان تدوين شده است.

برخى از ويژگى‌هاى اين تفسير عبارتند از: جمع و تنسيق روايات فريقين در كنار يكديگر، بررسى صحّت و سقم روايات و نقد عالمانه آنها، عرضه روايات تفسيرى اهل بيت عليهم السلام به جهان اسلام و نشان دادن برترى آن بر منقولات ديگران.

3. التفسير و المفسّرون فى ثوبه القشيب (2 جلد، 1060 صفحه)

اين كتاب در دو جلد تنظيم يافته است. جلد اول شامل مباحث مفهوم شناسى واژه تفسير، تاريخ تفسير و روش‌هاى تفسيرى است. اين كتاب شامل بسيارى از مبانى و نظريات استاد معرفت در عرصه‌هاى مختلف تفسير و روش‌هاى تفسيرى و كتب مفسّران است.

4. تفسير و مفسران (2 جلد، 1136 صفحه)

كتاب تفسير و مفسران، ترجمه «التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب» است. اين كتاب، با برخى اضافات واصلاحات ودر پاره‌اى از موارد، با تجديد نظر علامه معرفت منتشر شده است. ويژگى‌هاى اين كتاب عبارتند از:

نقل وبررسى محققانه آراى ديگران، نوآورى و ابتكار، آشكار سازى نقش اهل بيت عليهم السلام در تفسير قرآن، صحابه و تابعان و كتاب‌هاى تفسيرى شيعه، دفاع از حريم مكتب اهل بيت، بررسى كامل دانش تفسير و مكاتب مختلف آن.

5. شبهات و ردود حول القرآن الكريم (608 صفحه)

علامه معرفت در اين كتاب به معروف‌ترين شبهات مطرح پيرامون قرآن كريم پاسخ داده‌اند. اين كتاب در حقيقت جلد هفتم كتاب التمهيد، در موضوع «علوم قرآنى» است كه به دليل اهميت، به طور جداگانه منتشر شده است.

6. نقد شبهات پيرامون قرآن كريم (720 صفحه)

اين كتاب ترجمه «شبهات وردود حول القرآن الكريم» است. فصل‌هاى اين كتاب عبارتند از: آيا قرآن جز وحى منبع ديگرى دارد؛ قرآن و فرهنگ‌هاى زمانه؛ پندار اختلاف و تناقض در قرآن؛ قرآن و واقعيت‌هاى علمى، تاريخى وادبى، قصه‌هاى قرآنى.