بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 51

از ميان نام‌هاى گفته شده، چهار نام است كه در خود قرآن به عنوان اسم به كار رفته است كه عبارتند از:

1. قرآن،«بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ؛[1]آرى اين قرآنى ارجمند است»؛

2. فرقان،«تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‌ عَبْدِهِ ...؛[2]بزرگ [و خجسته‌] است كسى كه بر بنده خود، فرقان [/ كتاب جداسازنده حق از باطل‌] را نازل فرمود ...»؛

3. كتاب،«إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ ...؛[3]ما اين كتاب را به حق بر تو نازل‌كرديم ...»؛

4. ذكر،«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ؛[4]ما اين قرآن را به تدريج نازل كرده‌ايم و قطعاً نگهبان آن خواهيم بود».

اشتقاق واژه قرآن‌

اين واژه از ريشه «قَرَأَ» به معناى خواندن گرفته شده است. همزه در اصل واو بوده و از ماده قَرَوَ به معناى گرد آوردن است؛ زيرا قارى در هنگام تلاوت، كلمات و حروف را گرد هم مى‌آورد، نظير كتاب و كتابت كه در اصل به معناى جَمَعَ بوده، چنانچه راغب مى‌گويد.

قرآن مصدر است همچون غفران، رجحان و كفران. مثل؛«أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‌ غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً؛[5]نماز را از زوال آفتاب تا نهايت تاريكى شب بر پا دار، و [نيز] نماز صبح را، زيرا نماز صبح همواره [مقرون با] حضور [فرشتگان‌] است».

در اشتقاق كلمه قرآن اختلاف نظر وجود دارد؛ بيشتر بر آنند كه از ريشه قَرَأَ

[1]. بروج، 21.

[2]. فرقان، 1.

[3]. نساء، 105.

[4]. حجر، 9.

[5]. اسراء، 78.


صفحه 52

در اصل قَرَوَ گرفته شده است. ابن‌فارس (متوفاى 395 ه. ق) مى‌گويد: «قاف، راء و حرف معتل واو، اصل صحيحى است كه بر جمع و اجتماع دلالت كند.

قريه (روستا) از همين ريشه است به اين جهت كه مردم در آن گرد آيند ...

مى‌گويند: قرآن نيز از همين ريشه است به آن جهت كه احكام و قصص و جز آن را در خود گرد آورده است».[1]راغب اصفهانى (متوفاى 502 ه. ق) در ماده قرو مى‌گويد: «قرآن در اصل مصدر است مانند كفران و رجحان، چنانچه در آيه آمده است:«إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ؛[2]چرا كه جمع كردن و خواندن آن بر عهده ماست! پس هرگاه آن را خوانديم، از خواندن آن پيروى كن!» و به گونه اختصاص، نام كتاب آسمانى است كه بر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نازل گرديده و به اصطلاح عَلَم بر آن است و بدان جهت قرآن گفته شده كه نتايج و ثمرات تمامى كتب آسمانى را جامع است».[3]بنابراين قرآن در اصل مصدر و مبنىٌ للمفعول و به معناى مايُقْرَأُ بوده و اسم علم براى كتاب آسمانى نازل شده بر پيامبر اسلام است.

اين واژه اصالت عربى دارد و بسى اشتباه است گفتار برخى كه آنرا واژه دخيل دانسته و اصالت عربى آن‌را منكرند و مى‌گويند از اصل سريانى گرفته شده كه قريانه بوده است و به معناى تلاوت آيات و نصوص آسمانى است.

پوشيده نيست كه لغت‌هاى شرقى احياناً مشتركاتى دارند، ولى اين دليل نمى‌شود كه لغتى از لغت ديگر گرفته شده باشد، بلكه دليل بر آن است كه اين لغات اصل مشتركى دارند. به‌علاوه از كجا معلوم كه سريانى از عربى نگرفته‌

[1]. معجم مقاييس اللغه؛ ج 5، ص 78- 79.

[2]. قيامه، 17- 18.

[3]. مفردات؛ ص 401- 402.


صفحه 53

باشد؟ عمده آنكه فرق ميان لغات وارده و لغات اصيله وجود اشتقاق است. هر واژه كه اشتقاق دارد اصيل است، به‌ويژه اگر اشتقاق فراوان داشته باشد مانند قرآن و كتاب.

معناى سوره‌

سوره از «سور»- ديوار بلند گرداگرد شهر- گرفته شده‌است؛ زيرا هر سوره آياتى را در بر گرفته‌است و به آن احاطه دارد، مانند حصار شهر كه خانه‌هارا در بر گرفته‌است.

برخى آن‌را به‌معناى «بلنداى شرف» و «منزلتِ رفيع» گرفته‌اند؛ زيرا بنابر گفته ابن‌فارس يكى از معانى سوره، علوّ و ارتفاع است. ابوالفتوح رازى مى‌گويد:

«بدان كه سوره را معنا و منزلت بود از منازل شرف و دليل اين، قول نابغه ذبيانى است:

أَلم‌تر أنّ اللّه أعطاك سُورَةً

تَرى‌ كلَّ ملْكٍ دونَها يتذبذبُ‌

نمى‌بينى كه خداوند به تو شرف و منزلتى رفيع داده‌است كه هر پادشاهى نزد آن متزلزل مى‌نمايد». وى اضافه مى‌كند: «باروى شهر را از آن جهت سُور خوانند كه بلند و مرتفع است».[1]برخى ديگر آن‌را از «سُؤْر» به‌معناى پاره و باقى‌مانده چيزى دانسته‌اند؛ طبق اين نظر، سوره در اصل «سؤره» و به معناى پاره‌اى از قرآن بوده و به‌منظور سهولت در تلفظ، همزه به واو بدل شده‌است.

[1]. الروض الجنان؛ ج 1، مقدمه، ص 9.


صفحه 54

معناى آيه‌

آيه به معناى علامت است و هر آيه از قرآن نشانه‌اى بر درستى سخن حق تعالى است. جاحظ گويد: «خداوند كتاب خود را- كلًا و بعضاً- بر خلاف شيوه عرب نامگذارى كرد. تمام آن‌را قرآن ناميد؛ چنانكه عرب مجموع اشعار يك شاعر را ديوان مى‌گويد. قسمتى از آن‌را سوره ناميد؛ مانند قصيده ديوان و قسمتى از سوره را آيه ناميد؛ همانند هر بيت در قصيده ...».[1]لازم به توضيح است كه اشتمال هر سوره بر تعدادى آيه، يك امر توقيفى است و كم و زياد بودن آيه‌هاى هر سوره با دستور خاص پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله انجام گرفته و همچنان بدون دخل و تصرف باقى است و در اين امر سرّى نهفته‌است كه مربوط به اعجاز قرآن و تناسب آيات مى‌باشد.

همچنين بايد توجه داشت كه نامگذارى سوره براى قسمتى از قرآن و آيه براى قسمتى از سوره، توسط خود قرآن انجام شده است. اين نامگذارى در آيه اول سوره نور كاملًا واضح است:

«سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها وَ أَنْزَلْنا فِيها آياتٍ بَيِّناتٍ؛[2]اين سوره‌اى است كه آن‌را نازل و (عمل به آن‌را) واجب نموديم و در آن آياتى روشن فرو فرستاديم، باشد كه شما پندپذيريد».

اسامى سوره‌ها

اسامى سوره‌ها مانند تعداد آيات هر سوره توقيفى‌است و با صلاحديد شخص پيامبر صلى الله عليه و آله نامگذارى شده‌است. اين نامگذارى به شيوه عرب و با كوچك‌ترين مناسبت انجام مى‌گرفته‌است.[3]وجه تسميه برخى از آنها در جدول‌

[1]. الاتقان؛ ج 1، ص 143.

[2]. نور، 1.

[3]. الف) البرهان؛ ج 1، ص 270. ب) الاتقان؛ ج 1، ص 159.


صفحه 55

زير آمده‌است:


صفحه 56

به‌گونه‌اى كه ملاحظه شد در نامگذارى سوره‌ها مناسبتى وجود دارد. البته عللى كه در اينجا ذكر شد انحصارى نيست و در نامگذارى، كمترين مناسبت كافى است.


صفحه 57

تعدد نام برخى سوره‌ها

بيشتر سوره‌ها فقط يك نام دارند؛ اما برخى دو يا سه يا بيشتر كه اين تعدد در نام به جهات خاصى بوده‌است. در اينجا به‌عنوان نمونه به سوره‌حمد اشاره مى‌كنيم. جلال‌الدين سيوطى بيش‌از بيست نام براى اين سوره آورده‌است؛ اما اين سوره علاوه بر حمد، سه نام معروف دارد كه در ذيل به آنها و وجه تسميه هر كدام مى‌پردازيم:

الف) فاتحةالكتاب: از آن جهت بدين نام خوانده شده كه نخستين سوره قرآن است، نه آنكه فقط در مصحف شريف به‌عنوان اولين سوره ثبت شده، بلكه اولين سوره كاملى است كه از آسمان فرود آمد.

ب) أمّ‌الكتاب: أمّ به‌معناى مقصد و هدف است و سوره حمد بدين جهت امّ‌الكتاب خوانده شده كه تمام اهداف و اغراض قرآنى در اين سوره كوتاه فراهم شده‌است. ازاين‌رو اين سوره را افضل سُوَر قرآنى به‌شمار آورده‌اند.

ج) السبع المثانى: چون سوره حمد مشتمل بر هفت آيه و از سوره‌هاى كوتاه است- كه به آنها مثانى گفته‌مى‌شود- السبع المثانى خوانده شده است. مثانى به معناى قابل تكرار است كه سوره‌هاى كوتاه بيش از سوره‌هاى بلند تلاوت مى‌شوند.

نمونه‌هايى از نام‌هاى متعدّد سوره‌ها در زير ارائه مى‌شود:

توبه (برائت) نبأ (عمّ)

اسراء (سبحان، بنى‌اسرائيل) بيّنه (لم يكن)

نمل، (سليمان) ماعون (دين، أرأيت)

غافر (مؤمن) مسد (تبّت)

فصّلت (سجده) توحيد (إخلاص)


صفحه 58

محمد (قتال) دهر (إنسان، هل أتى)

قمر (إقتربت) قريش (إيلاف)

ملك (تبارك) شرح (إنشراح)

معارج (سأل، واقع)

نام‌هاى گروهى سوره‌هاى قرآن‌

براى برخى سوره‌ها، نام‌هاى گروهى نهاده شده كه به شرح زير است:

1. سبع طِوال:هفت سوره طولانى بقره، آل عمران، نساء، أعراف، أنعام، مائده و دو سوره انفال و برائت كه به‌جاى يك سوره شمرده شده‌اند.

2. مئين:سوره‌هايى كه عدد آيات آنها از صد متجاوز است، ولى از لحاظ حجم به سبع طوال نمى‌رسند. دوازده سوره با اين وصف وجود دارد كه عبارتند از: يونس، هود، يوسف، نحل، اسراء، كهف، مريم، طه، انبيا، مؤمنون، شعراء و صافات.

3. مثانى:سوره‌هايى كه عدد آيات آنها زير صد قرار دارد. از اين جهت به آنها مثانى گفته مى‌شود كه قابل تكرارند و به جهت كوتاه بودن، بيش از يك مرتبه تلاوت مى‌شوند. اين گروه نزديك به بيست سوره هستند.

4. حواميم:هفت سوره‌اى كه با حروف «حم» شروع مى‌شوند و عبارتند از:

مؤمن، فصّلت، شورى، زخرف، دخان، جاثيه و أحقاف.

5. ممتحنات:نزديك به بيست سوره‌اند و عبارتند از: فتح، حشر، سجده، طلاق، قلم، حجرات، تبارك، تغابن، منافقون، جمعه، صف، جن، نوح، مجادله، ممتحنه و تحريم.

6. مفصّلات:به سوره‌هايى گفته مى‌شود كه فواصل آيات آنها كوتاه است.

اين سوره‌ها از سوره الرحمن تا آخر قرآن هستند (به جز چند سوره كه از