بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 401

مركب از چند صورت متراكب و داراي چند حركت جوهريه باشد، چنان‌كه در درس پنجاه و چهارم به اثبات رسيد؛

ثانياً، پيوستگي دو حركت جوهريهٔ متوالي، در صورتي به‌معناي وحدت حقيقي آنها مي‌باشد كه مرز مشخصي ميان آنها وجود نداشته باشد؛ در صورتي كه تبدل موجوداتِ مادي به يكديگر، چنين نيست و دليل آن، آثار مختلفي است كه بر هريك از آنها مترتب مي‌شود؛ مثلاً آثار نباتي، يعني نمو و توليد مثل، آثار جديدي است كه در ماده پديد مي‌آيد و اصلاً سابقه‌اي در مادهٔ بي‌جان ندارد و از هنگامي شروع مي‌شود كه صورت نباتي در ماده تحقق يابد، و گرچه صورت نباتي عين حركت جوهريهٔ نباتي است، اما داراي مرز معيّني است كه آن را از حركت جوهريهٔ مادهٔ سابق جدا مي‌كند. به ديگر سخن، در امتداد حركت جوهريهٔ ماده، نقطه‌اي رسم مي‌شود كه مرز بين جماد و نبات به‌شمار مي‌رود و از آن نقطه، حركت جوهريهٔ جديدي پديد مي‌آيد كه مي‌توان آن را با يك خط منحني نمايش داد كه در دو نقطه، خط مستقيم زيرين را قطع مي‌كند. بنابراين حركات جوهريهٔ متوالي، پاره‌خط‌هاي پيوسته‌اي هستند كه نقاط خاصي آنها را از يكديگر متمايز مي‌سازد و هركدام از آنها ويژگي‌هاي خاص خود را دارند.

ولي چون اين نقاط به‌وسيلهٔ خط‌هاي فوقاني رسم مي‌شوند، مي‌توان خط مستقيمِ زيرين را كه در امتداد زمان پيش مي‌رود، خط واحدي دانست كه نمودار وحدتِ اتصالي مادهٔ اوليهٔ جهان در طول زمان مي‌باشد، و تنها به اين معنا مي‌توان وحدتي را براي جهان مادي اثبات كرد.


پيوستگي عرْضي

دربارهٔ پيوستگي عرْضي موجودات مادي و حركات جوهريهٔ آنها مي‌توان گفت كه چون ميان اجزاء ماده، عدمي فاصله نشده و خلأ محضي وجود ندارد، همگي آنها داراي وحدتي اتصالي خواهند بود و چنين موجود واحدي حركت جوهريهٔ واحدي خواهد داشت.


صفحه 402

اما صرف‌نظر از اينكه در اين بيان پيوستگي حركات جوهريه از وحدت ماده استنتاج شده، نه اينكه وحدت جهان از راه وحدت حركت جوهريه اثبات شود، اشكال ديگري بر آن وارد است، و آن اينكه: وحدت اتصالي مادهٔ جهان، دليلي بر وحدت صورت‌هاي آن و وحدت حركات جوهريهٔ آنها نمي‌شود؛ زيرا بديهي است كه هركدام از صورت‌ها داراي مرز مشخص و آثار ويژه‌اي است كه ربطي به آثار مادهٔ مشترك ندارد.

بنابراين پيوستگي عرْضي موجودات مادي و حركات جوهريهٔ آنها هم تنها به لحاظ وحدت اتصالي مادهٔ آنها صحيح است و چنين وحدت و پيوستگي، منافاتي با كثرت صورت‌ها و كون و فساد آنها ندارد.


صفحه 403


خلاصه

1. حركت جوهريه نوبه‌نو شدن دمادمِ وجود جوهر است و ربطي به حركات اتم‌ها و اجسام كلان ندارد.

2. وجود اعراض ساكن هم نوشونده است و سكون مطلق در اعراض هم يافت نمي‌شود.

3. ممكن است موجود واحدي داراي چند حركت اصلي و تَبَعي باشد، و وحدت متحرك، نشانهٔ وحدت حركت نيست ولي وحدت حركت، نشانهٔ وحدت متحرك مي‌باشد.

4. گاهي حركتي به‌واسطهٔ حركت ديگري به متحرك نسبت داده مي‌شود و مي‌توان آن را «حركت بر حركت» ناميد.

5. گذشت زمان هميشه به يك منوال است و تندشدن و كندشدن دربارهٔ آن معنا ندارد.

6. حركت جوهريه را مي‌توان به سه قسم تقسيم كرد:

الف) حركت يك‌نواخت و متشابه‌الاجزاء؛

ب) حركت تكاملي و اشتدادي؛

ج) حركت تضعفي و نزولي.

7. اشتداد و تضعف را مي‌توان مانند شتاب مثبت و منفي، حركت بر حركت قلمداد كرد.

8. موجوداتي كه داراي دو يا چند صورت متراكب باشند، چند حركت جوهريه خواهند داشت.

9. اگر موجودي داراي صورت و حركت جوهريه‌اي باشد و در زمان بعد، صورت و حركت جوهريهٔ ديگري در آن پديد آيد، مي‌توان آن را نسبت به ‌صورت دوم «بالقوه» ناميد؛ زيرا جزئي از صورت و حركت جوهريهٔ آن همراه با حركت دوم باقي مي‌ماند.

10. حركت جوهريه در جسم بسيط را نمي‌توان به «خروج تدريجي از قوه به فعل» تفسير كرد و قوه را مبدأ، و فعليت را منتهاي آن شمرد؛ زيرا نمي‌توان بقاء جزئي از موجود سابق را در آن فرض كرد. بنابراين تعريف مزبور براي حركت كليت ندارد.


صفحه 404

11. اطلاق قوه و فعل بر اجزاء سابق و لاحق حركت، به اصطلاح ديگري است كه به‌حسب آن، بقاء چيزي از موجود سابق لازم شمرده نمي‌شود و تبدل چنين قوه و فعلي، تدريجي و با فاصلهٔ زماني نخواهد بود.

12. پيوستگي حركات جوهريه به دو صورت تصور مي‌شود: پيوستگي حركات متوالي در طول زمان، و پيوستگي حركات هم‌زمان.

13. حركات متوالي هر‌چند بدون فاصلهٔ زماني تحقق مي‌يابند، اما با توجه به مرزهايي كه آنها را از يكديگر متمايز مي‌سازد، نمي‌توان آنها را حركت واحدي قلمداد كرد.

14. وحدت اتصالي اجزاء ماده، دليل وحدت حركات هم‌زمانِ آن نمي‌شود؛ زيرا هر بخشي از آن صورت مستقلي دارد كه حركت جوهريهٔ خاص به خودش را خواهد داشت.


صفحه 405


پرسش

1. چرا نمي‌توان حركت ذرات اتم‌ها را حركتي در جوهر قلمداد كرد؟

2. آيا مي‌توان اعراض را سكوني مطلق تلقي كرد؟ چرا؟

3. بين وحدت حركت و وحدت متحرك چه نسبتي وجود دارد؟ آيا هيچ‌كدام از آنها ملازم با ديگري است؟

4. حركت تَبَعي چيست؟

5. حركت بر حركت را تعريف كنيد.

6. چرا سرعت و شتاب را در زمان نمي‌توان فرض كرد؟

7. اقسام حركت جوهريه را بيان كنيد.

8. كدام‌يك از حركات جوهريه را مي‌توان حركت بر حركت دانست؟

9. در چه موردي مي‌توان دو يا چند حركت جوهريه را اثبات كرد؟

10. دليل كساني كه همهٔ حركات جوهريه را تكاملي دانسته‌اند بيان و نقادي كنيد.

11. آيا مي‌توان همهٔ حركات جوهريه را خروج تدريجي از قوه به فعل دانست، به‌گونه‌اي كه قوه و فعل صفت مبدأ و منتهاي آنها باشند؟ چرا؟

12. نارسايي‌هاي تعريف حركت به «خروج تدريجي از قوه به فعل» را بيان كنيد.

13. به چه معني مي‌توان هر جزئي از حركت را نسبت به جزء بعدي «قوه» دانست؟ و آيا به‌حسب آن معنا مي‌توان تعريف مزبور را بر همهٔ حركات تطبيق كرد؟ چرا؟

14. پيوستگي پديده‌هاي مادي و حركات آنها به چند صورت تصور مي‌شود؟

15. وحدت جهان مادي را به چه معنا مي‌توان پذيرفت؟

16. چگونه مي‌توان وحدت جهان مادي را از حركت جوهريه استنتاج كرد؟

17. وحدت حركات متوالي را بيان و نقادي كنيد.

18. وحدت حركات هم‌زمان را بيان و نقادي كنيد.


صفحه 406

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 407


بخش هفتم

خداشناسي


صفحه 408