بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 510

خداي متعالي، عين ربط و تعلق و وابستگي است و هيچ‌كدام هيچ‌گونه استقلالي از خودشان ندارند.

به بيان ديگر، كار اختياري انسان با وصف اختياريت مورد قضاي الهي است، و اختياري بودن آن از مشخصات و از شئون تقدير آن است. پس اگر به‌صورت جبري تحقق يابد قضاي الهي تخلف يافته است.

خاستگاه اصلي اشكال اين است كه توهم مي‌شود كه اگر كاري متعلق قضا و قدر الهي باشد ديگر جايي براي اختيار و انتخاب فاعل نخواهد داشت. در صورتي كه كار اختياري، صرف‌نظر از ارادهٔ فاعل ضرورت نمي‌يابد و هر معلولي تنها از راه اسباب خودش متعلق قضا و قدر الهي قرار مي‌گيرد.

حاصل آنكه، تقدير و قضاي علمي، دو مرتبهٔ از علم فعلي است كه يكي (تقدير علمي) از انكشاف رابطهٔ معلول با علل ناقصه‌اش انتزاع مي‌شود و ديگري (قضاي علمي) از انكشاف رابطهٔ معلول با علت تامه‌اش، و برحسب آنچه از آيات و روايات استفاده مي‌شود، مرتبهٔ تقدير علمي، به «لوح محو و اثبات» و مرتبهٔ قضاي علمي به «لوح محفوظ» نسبت داده مي‌شود، و كساني كه بتوانند از اين الواح آگاه شوند، از علم مربوط به آنها مطلع مي‌گردند.

و اما تقدير عيني عبارت است از تدبير مخلوقات به‌گونه‌اي كه پديده‌ها و آثار خاصي بر آنها مترتب گردد و طبعاً به‌حسب قرب و بُعد به هر پديده‌‌اي متفاوت خواهد بود، چنان‌كه نسبت به جنس و نوع و شخص و حالات شخص نيز تفاوت خواهد داشت؛ مثلاً تقدير نوع انسان اين است كه از مبدأ زماني خاصي تا سرآمد معيّني در كرهٔ زمين زندگي كند و تقدير هر فردي اين است كه در مقطع زماني محدود و از پدر و مادر معيّني به‌وجود بيايد، و همچنين تقدير روزي و ساير شئون زندگي و افعال اختياريش عبارت است از فراهم شدن شرايط خاص براي هريك از آنها.

و اما قضاي عيني، عبارت است از رسيدن هر معلولي به حد ضرورت وجودي از راه تحقق علت تامه‌اش، و از جمله، رسيدن افعال اختياري به حدضرورت از راه ارادهٔ فاعل


صفحه 511

قريب آنها، و چون هيچ مخلوقي استقلالي در وجود و آثار وجودي ندارد، طبعاً ايجاب همهٔ پديده‌ها مستند به خداي متعالي خواهد بود كه داراي غنيٰ و استقلال مطلق است.

لازم به تذكر است كه قضا به اين معنا، قابل تغيير نخواهد بود و بنابراين آنچه در روايات شريفه دربارهٔ تغيير قضا وارد شده، به‌معناي قضاي مرادف با تقدير است كه حتمي بودن و نبودن آن نسبي مي‌باشد.

ضمناً روشن شد كه تقدير عيني از آن جهت كه مربوط به روابط امكاني پديده‌‌هاست، قابل تغيير مي‌باشد و همين تغيير در تقديرات است كه در متون ديني به‌نام «بداء» ناميده شده و به لوح محو و اثبات نسبت داده شده استيَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ.[1]و نيز تقدير علمي به تبع تقدير عيني تغييرپذير است؛ زيرا تقدير علمي، علم به نسبت امكاني و تحقق پديده به‌طور مشروط است، نه علم به نسبت ضروري و تحقق پديده‌ به‌طور مطلق.


فايدهٔ اين بحث

با توجه به تأكيدي كه در تعاليم ديني در مورد اعتقاد به قضا و قدر شده است، اين سؤال مطرح مي‌شود كه راز اين تأكيدها چيست؟

پاسخ اين است كه اعتقاد به قضا و قدر، دو نوع فايدهٔ مهم علمي و عملي دارد: اما فايدهٔ علمي آن، بالا رفتن سطح معرفت انسان نسبت به تدبير الهي، و آمادگي براي درك توحيد افعالي به‌معناي توحيد در افاضهٔ وجود، و توجه به حضور الهي در مقام تدبير همهٔ شئون جهان و انسان است كه تأثير بسزايي در كمال نفس در بُعد عقلاني دارد، و اساساً هرقدر معرفت انسان نسبت به صفات و افعال الهي عميق‌تر و استوارتر شود، بر كمالات نفساني او افزوده مي‌گردد.

و اما از نظر عملي، دو فايدهٔ مهم بر اين اعتقاد مترتب مي‌شود: يكي آنكه هنگامي كه

[1]رعد (13)، 39.


صفحه 512

انسان دانست كه همهٔ حوادث جهان براساس قضا و قدر و تدبير حكيمانهٔ الهي پديد مي‌آيد، تحمل سختي‌ها و دشواري‌هاي زندگي براي او آسان مي‌شود و در برابر مصائب و حوادث ناگوار خود را نمي‌بازد، بلكه آمادگي خوبي براي كسب ملكات فاضله‌اي مانند صبر و شكر و توكل و رضا و تسليم پيدا مي‌كند.

دوم آنكه به خوشي‌ها و شادي‌هاي زندگي نيز سرمست و مغرور نمي‌شود و مبتلا به شيفتگي و دلدادگي نسبت به لذايذ دنيا و غفلت از خدا نمي‌گردد:لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلي ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَاللّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُور.[1]

با اين همه بايد توجه داشت كه مسئلهٔ قضا و قدر به‌صورت نادرستي تفسير نشود و بهانه‌اي براي تنبلي و راحت‌طلبي و سلب مسئوليت قرار نگيرد؛ زيرا اين‌گونه برداشت‌هاي غلط از معارف ديني، نهايت آرزوي شياطين انس و جن، و موجب سقوط در خطرناك‌ترين دره‌هاي شقاوت و بدبختي دنيا و آخرت است؛ و شايد به‌همين سبب باشد كه در بسياري از روايات، از ورود اشخاص كم‌استعداد در اين‌گونه مسائل منع شده است.

[1]حديد(57)، 23.


صفحه 513


خلاصه

1. قضا به‌معناي گذراندن و به پايان رساندن، و تقدير به‌معناي اندازه‌گيري است و ازاين‌رو مرتبهٔ تقدير قبل از مرتبهٔ قضا خواهد بود.

2. تقدير و قضا از صفات فعليهٔ الهي است و براي تعيين جايگاه آنها بايد مراتب فعل را مورد توجه قرار داد.

3. عقل با توجه به تساوي نسبت ماهيت به وجود و عدم، مفهوم امكان (ذاتي) را انتزاع مي‌كند و آن را ملاك احتياج به علت مي‌شمارد تا آن را از حد تساوي خارج، و به حد وجوب و ضرورت برساند و آن‌گاه آن را ايجاد كند تا به‌وجود بيايد. اما ترتب اين مفاهيم، عقلي است نه خارجي.

4. اگر علت مركب باشد، در صورتي مي‌تواند معلول را ايجاب كند كه همهٔ اجزايش تحقق يافته باشد وگرنه نسبت معلول به علل ناقصه، نسبت امكاني (امكان بالقياس معلول نسبت به علل ناقصه) خواهد بود.

5. يكي از اجزاء علت تامه در مورد فعل قصدي، ارادهٔ فاعل است كه معلول بدون آن ضرورت نخواهد يافت.

6. حصول اراده به نوبهٔ خود، منوط به تصور و تصديق و شوق است كه ترتب ديگري را بايد در ميان آنها در نظر گرفت.

7. با تجريد اين مفاهيم از جهات نقص مي‌توان نتيجه گرفت كه هر فاعل مختاري بايد علم به‌كار و نتيجهٔ آن و كيفيت ترتيب مقدمات به‌گونه‌اي كه نتيجه بدهد و نيز محبت اصلي به نتيجهٔ كار و محبت فرعي به‌كار داشته باشد.

8. تعيين حدود و مشخصات كار و نيز تعيين مقدمات و شرايطي كه براي انجام آن لازم است، «تقدير» و قطعيت يافتن آن، «قضاء» ناميده مي‌شود كه هركدام از آنها به «علمي» و «عيني» قابل تقسيم است.

9. باتوجه به­اينكه­ همهٔ موجودات امكاني مخلوق بي‌واسطه ياباواسطهٔ خداي متعالي


صفحه 514

هستند، طبعاً ايجاد همهٔ آنها از طرف خداي متعالي هم از نظر عقل مسبوق به مرتبهٔ تقدير و قضا خواهد بود.

10. تقدير علمي الهي عبارت است از انكشاف رابطهٔ امكاني مخلوق با مقدمات و علل ناقصه آن، و قضاي علمي عبارت است از انكشاف رابطهٔ ضروري مخلوق با علت تامه‌اش.

11. تقدير عيني الهي عبارت است از فراهم كردن مقدمات و علل ناقصهٔ يك پديده، و قضاي عيني عبارت است از رساندن پديده به حد ضرورت و وجوب بالغير.

12. تقدير عيني قابل تغيير است و تغيير تقديرات همان است كه به‌نام «بداء» ناميده مي‌شود. اما قضا چون مربوط به مرحله ضرورت فعل است، قابل تغيير نيست. بنابراين آنچه دربارهٔ تغيير در قضا وارد شده، حمل بر قضاي مساوي با تقدير مي‌شود.

13. در لسان شرع تقدير به لوح محو و اثبات، و قضا به لوح محفوظ نسبت داده شده و كسي كه بتواند از اين الواح آگاه گردد، از علوم مربوط به آنها مطلع خواهد شد؛ و چون علوم مكتوب در لوح محو و اثبات مربوط به روابط امكاني و حصولِ مشروط پديده‌‌هاست، قابل تغيير مي‌باشد.

14. قضا و قدر مانند ديگر صفات فعليه از جهت انتساب به خداي متعالي منزه از قيود زماني و مكاني است، اما از نظر انتساب به مخلوقاتِ مادي و متدرج الحصول، متصف به اين امور مي‌گردد.

15. اشكال اصلي در مورد قضا و قدر الهي اين است كه اگر افعال اختياري انسان هم مشمول آنها باشد، جايي براي انتخاب و اختيار وي باقي نمي‌ماند.

16. حل اين اشكال به آن است كه افعال انسان با وصف اختياريت و با شرط صدور از ارادهٔ انسان، مورد قضا و قدر قرار مي‌گيرد و اين اوصاف و شرايط ازجمله تقديرات آنهاست. پس اگر به‌صورت جبري تحقق يابند، خلاف قضا و قدر الهي خواهد بود؛ و در حقيقت، تعلق اراده و قضا و قدر الهي به آنها، در طول تعلق ارادهٔ انسان است و با آن مزاحمتي ندارد.


صفحه 515

17. فايدهٔ علمي اعتقاد به قضا و قدر، بالا رفتن سطح معرفت نسبت به تدبير حكيمانهٔ الهي و توحيد افعالي است.

18. فايدهٔ عملي اين اعتقاد، آسان شدن تحمل سختي‌ها و مصائب، و نيز جلوگيري از سرمستي و غرور از شادي‌ها و كاميابي‌هاست.


صفحه 516


پرسش

1. چه مفاهيمي را عقل دربارهٔ پيدايش يك پديده در نظر مي‌گيرد؟ و ترتب آنها در چه ظرفي است؟

2. نسبت معلول به علل ناقصه و علت تامه را بيان كنيد.

3. اراده چه نقشي در كارهاي قصدي دارد؟

4. مبادي اراده و ترتب بين آنها را شرح دهيد.

5. در ساير فاعل‌هاي مختار چه مفاهيمي را به‌عنوان مبادي فعل مي‌توان در نظر گرفت؟

6. قضا و قدر بر كدام‌يك از مفاهيم فلسفي قابل انطباق است؟ و جايگاه آنها در ميان صفات فعليهٔ الهي در كجاست؟

7. قضا و قدر علمي و عيني را بيان كنيد.

8. بداء چيست؟ و تغيير قضا به چه معنا ممكن است؟

9. چگونه مي‌توان بين قضا و قدر الهي و اختيار انسان جمع كرد؟

10. فوايد اعتقاد به قضا و قدر را شرح دهيد.


صفحه 517


درس هفتادم

خير و شر در جهان

· مقدمه

· مفهوم خير و شر

· تحليل فلسفي خير و شر

· راز شرور جهان