بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 59

وسايل آزمايشگاهي و تغيير شرايط و كنترل متغيرات، علت هستي‌بخش آنها را شناخت. علاوه بر اينكه رفع و نفي مجردات امكان ندارد تا به‌وسيلهٔ وضع و رفع و تغيير شرايط، تأثير آنها شناخته شود. پس تنها راه اين است كه خواص عقلي چنين علت و معلول‌هايي از راه برهان عقلي خالص اثبات شود و به‌وسيلهٔ آنها مصاديق هريك تعيين گردد. به‌خلاف علت و معلول‌هاي مادي كه شناختن آنها با روش تجربي تا حدودي امكان‌پذير است.

نتيجه آنكه براي شناختن رابطهٔ عليت، به‌طور كلي سه راه وجود دارد: يكي علم حضوري در مورد آنچه در دايرهٔ نفس و پديده‌هاي رواني تحقق مي‌يابد، و ديگري برهان عقلي محض در مورد علت‌هاي ماوراء طبيعي، و سومي برهان عقلي مبتني بر مقدمات تجربي در مورد علت و معلول‌هاي مادي.


مشخصات علت و معلول

فلاسفهٔ پيشين بحث مستقلي را دربارهٔ كيفيت شناختن علت و معلول مطرح نكرده‌اند و تنها چيزي كه از بيانات ايشان به‌دست آورده‌ايم، اين است كه علت نخستين يا علتي كه معلول نباشد داراي ماهيت نخواهد بود، برعكس ساير موجودات كه داراي ماهيت مي‌باشند، و چون ماهيت، خودبه‌خود اقتضايي نسبت به وجود و عدم ندارد، طبعاً محتاج به علتي خواهد بود كه آن را از حد تساوي خارج سازد. به ديگر سخن، هر موجودي كه داراي ماهيت باشد و مفهوم ماهوي از آن انتزاع شود، ممكن‌الوجود و محتاج به علت خواهد بود.

ولي اين بيان علاوه بر اينكه با اصالت ماهيت مناسب است، چندان كارساز و مشكل‌گشا نيست؛ زيرا فقط مي‌تواند معلول بودن همهٔ ممكنات را اثبات كند و از ارائهٔ معياري براي تشخيص عليت بعضي از آنها نسبت به بعضي ديگر قاصر است.

اما براساس اصولي كه صدرالمتألهين اثبات كرده است، مي‌توان معيار روشن‌تري براي شناختن علت ايجاد‌كننده و معلول آن به‌دست آورد، و آن اصول عبارت‌اند از: اصالت وجود، رابط بودن معلول نسبت به علت هستي‌بخش، و تشكيكي بودن مراتب وجود.


صفحه 60

براساس اين اصول سه‌گانه كه هريك در جاي خودش ثابت شده است، نتيجه گرفته مي‌شود كه هر معلولي مرتبهٔ ضعيفي از علت ايجاد‌كنندهٔ خودش مي‌باشد و علت آن نيز به نوبهٔ خود، مرتبهٔ ضعيفي از موجود كامل‌تري است كه علت ايجاد‌كنندهٔ آن مي‌باشد، تا برسد به موجودي كه هيچ ضعف و قصور و نقص و محدوديتي نداشته باشد و بي‌نهايت كامل باشد كه ديگر معلولِ چيزي نخواهد بود.

پس مشخصهٔ معلوليت، ضعف مرتبهٔ وجود نسبت به موجود ديگر، و متقابلاً مشخصهٔ عليت، قوت و شدت مرتبهٔ وجود نسبت به معلول است، چنان‌كه مشخصهٔ علت مطلق، نامتناهي بودن شدت و كمال وجود است. اگر ما نتوانيم فرد‌فرد علت و معلول‌هاي ايجادكننده را بشناسيم، ولي مي‌توانيم بفهميم كه هر علت ايجادکننده‌اي نسبت به معلول خودش كامل‌تر، و نسبت به علت ايجاد‌كننده‌اش ناقص‌تر است و تا ضعف و محدوديتِ وجودي باشد، معلوليت هم ثابت خواهد بود، و چون در جهان طبيعت هيچ موجود نامتناهي وجود ندارد، همگي موجودات جسماني، معلول ماوراء طبيعت خواهند بود.

ممكن است گفته شود آنچه از اصول يادشده به‌دست مي‌آيد، اين است كه هرگاه دو موجود داشته باشيم كه يكي پرتو ديگري باشد و از مراتب وجود آن به‌شمار آيد، معلول آن ديگري خواهد بود، ولي سخن در اين است كه ما از كجا ثابت كنيم كه موجود كامل‌تري از موجودات مادي هست كه اين موجودات، مرتبهٔ ضعيفي از وجود آن به‌شمار ‌آيند تا بفهميم كه معلول آن مي‌باشند؟

پاسخ ­اين ­سؤال­ از قاعده‌اي­ كه ­قبلاً به ­آن ­اشاره ­شد به‌‌دست مي‌آيد و آن قاعده عبارت است از اينكه معلوليت، ذاتيِ وجود معلول و غيرقابل‌تخلف از آن است. پس چنان نيست كه تحقق موجودي دو فرض داشته باشد: يكي‌ معلولِ موجود كامل‌تري باشد، و ديگري آنكه بي‌‌نياز از علت بوده مستقلاً تحقق يابد. بلكه اگر چيزي امكان معلوليت داشت، حتماً معلول­خواهد بود، و هر موجودي­ كه ­بتوان ­كامل‌تر از آن­ را فرض­ کرد، امكان معلوليت­ را دارد پس­ حتماً معلول ­مي‌باشد و ديگر امكان ­عدم ­معلوليت ­را نخواهد داشت؛ زيرا اگر


صفحه 61

امكان عدم معلوليت هم در آن فرض شود، معنايش اين است كه ذاتاً اقتضايي نسبت به معلوليت و عدم معلوليت ندارد؛ يعني اگر معلول باشد، معلوليت آن ذاتي نيست، در صورتي كه در بحث سابق روشن شد كه معلوليت، ذاتيِ وجود معلول است. پس چيزي كه قابل معلوليت باشد، يعني بتوان موجودي كامل‌تر از آن فرض كرد، ضرورتاً معلول خواهد بود.

در پايان اين درس خاطرنشان مي‌كنيم كه ضعف مرتبهٔ وجود، آثار و نشانه‌هايي دارد كه به‌وسيلهٔ آنها مي‌توان معلوليت موجودي را شناخت، و از جملهٔ آنها محدوديت زماني و مكاني و محدوديت آثار و تغييرپذيري و حركت‌پذيري و فناپذيري را مي‌توان به‌شمار آورد.


صفحه 62


خلاصه

1. رابطهٔ عليت تنها يك اضافهٔ ذهني نيست كه مصداقي در خارج نداشته باشد.

2. قبل از تحقق معلول، نمي‌توان رابطه‌اي عيني بين علت و معلول فرض كرد؛ زيرا هنوز يك طرف آنكه معلول باشد تحقق نيافته است.

3. بعد از تحقق معلول يا همراه آن، همچنين اضافه‌اي نمي‌تواند مبيّن كيفيت ارتباط معلول با علت باشد؛ زيرا اضافهٔ مزبور به فرض اينكه امر عيني هم باشد، غير از ذات طرفين است و لازمه‌اش اين است كه صرف‌نظر از آن، وجود معلول ارتباطي با علت نداشته باشد. به‌علاوه اگر آن را امر عيني بدانيم، ناچار بايد وجود آن را معلول ديگري بشماريم و بار ديگر رابطه‌اي بين آن و علتش در نظر بگيريم و همچنين تا بي‌نهايت.

4. پس رابطهٔ عليت از خود وجود معلول انتزاع مي‌شود، و به ديگر سخن، وجود معلول عين ربط و تعلق به وجود علت و شعاع و پرتوي از آن است.

5. بدين ترتيب وجود عيني به دو قسم مستقل و رابط منقسم مي‌شود، و هر علتي نسبت به معلول خودش مستقل است و مستقل مطلق منحصر به خداي متعالي مي‌باشد.

6. اين رابطه، مخصوص علت ايجادكننده و معلول آن است و مصداق آن يا با علم حضوري شناخته مي‌شود، مانند عليت نفس نسبت به اراده، يا به‌وسيلهٔ برهان عقلي محض ثابت مي‌گردد. اما رابطهٔ عليت اِعدادي ميان موجودات مادي را مي‌توان با كمك تجارب حسي تشخيص داد.

7. آنچه از سخنان فلاسفهٔ پيشين دربارهٔ مشخصات علت ايجادكننده و معلول آن به‌دست مي‌آيد، اين است كه هر موجود ذي‌ماهيتي، معلول است و علتي كه معلول نباشد، ماهيت نخواهد داشت.

8. اما اين بيان علاوه بر اينكه مناسب با اصالت ماهيت است، چندان كارساز نيست؛ زيرا معياري براي شناختن علت در غير از واجب‌الوجود به‌دست نمي‌دهد.

9. صدرالمتألهين­براساس­اصولي­كه اثبات كرده، مشخصهٔ معلول راضعف وجود، و


صفحه 63

مشخصهٔ هر علت ايجادکننده‌اي را شدت مرتبهٔ وجودي آن نسبت به معلولش، و مشخصهٔ علت‌العلل را نامتناهي بودن مرتبهٔ وجودي وي دانسته است.

10. ممكن است اشكال شود كه از اصول يادشده استفاده نمي‌شود كه موجودي كامل‌تر از موجودات مادي وجود دارد كه علت آن باشد.

11. جواب اين است كه همان‌گونه كه قبلاً اشاره شد، معلوليتْ ذاتيِ وجود معلول است، پس اگر موجودي امكان معلوليت داشت، ديگر امكان عدم معلوليت را نخواهد داشت؛ زيرا لازمهٔ امكان هردو اين است كه ذاتاً اقتضايي نسبت به هيچ‌كدام نداشته باشد، يعني معلوليت ذاتيِ آن نباشد، و چون جهان ماده داراي ضعف و محدوديت وجودي است، معلوليت آن براي ماوراء طبيعت ثابت مي‌شود.

12. محدوديت زماني و مكاني و تغييرپذيري و حركت‌پذيري و فناپذيري، ازجمله نشانه‌هاي ضعف وجود و معلوليت است.


صفحه 64


پرسش

1. حقيقت رابطهٔ عليت را بيان و تحليل كنيد.

2. چرا رابطهٔ عليت را نمي‌توان اضافهٔ مقولي دانست؟

3. فرق بين اضافهٔ مقوليه و اضافهٔ اشراقيه چيست؟

4. رابطهٔ عليت را از چند راه مي‌توان شناخت؟

5. از سخنان فلاسفهٔ پيشين چه مشخصه‌اي براي علت و معلول به‌دست مي‌آيد؟

6. نظر صدرالمتألهين در اين‌باره چيست؟ و بر چه اصولي مبتني است؟

7. چگونه مي‌توان اثبات كرد كه موجودي كامل‌تر از موجودات مادي وجود دارد كه علت ايجاد‌كنندهٔ آنها باشد؟

8. نشانه‌هاي ضعف مرتبهٔ وجود و معلوليت كدام‌اند؟


صفحه 65


درس سي و چهارم

رابطهٔ عليت در ميان ماديات

· منشأ اعتقاد به رابطهٔ عليت در ماديات

· ارزيابي اعتقاد مزبور

· راه شناختن علت‌هاي مادي


صفحه 66