در جمع ، فراموش مى كند. فرد مزبور ، مورد هجوم يك نوع احساسى است كه آن را «ترس از حضور در جمع» مى نامند. خجالت ، مانع از تجلّى افكار عالى است و از پيشرفت افراد ، جلوگيرى مى كند. فرد خجالتى ، هميشه با ترس زندگى مى كند و هرگز شهامت گفتن واقعيت را ندارد. فرد خجالتى ، از ناراحتى تنفّسى رنج مى برد و در نتيجه ، كلمات وى به طور ضعيف و بيمارگونه به گوش مى رسد. انقباض و انبساط رگ هاى بدن، باعث سرخى يا رنگ پريدگى مى شود. خجالتى بودن، عدم توانايى در تطبيق فرد با محيط بيان مى شود. او آسيب پذير است و مانند يك قلعه ، از هزاران راه ، نفوذ دارد و هر كس به آسانى مى تواند صدها تير به سوى او پرتاب كند. بسيارى از افراد كم رو ، با ديگران ، ارتباط دوستى برقرار نمى كنند . برخى از آنها حتّى تا پايان عمر نيز ازدواج نمى كنند. افراد كم رو ، هميشه دچارترديد و دودلى هستند و از اجتماع ، دورى مى كنند ، در نتيجه ، به ناراحتى هايى چون افسردگى ، دچار خواهند شد.[1]موضوع كم رويى، فعل نيك است و پيامد آن، محروميت است. وقتى كسى از انجام دادن كار نيك ، خوددارى مى كند، محروميت را براى خود به ارمغان آورده است. به همين جهت، امام على عليه السلام كم رويى را قرين با محروميت دانسته ، آن را مايه حرمان معرفى كرده است:مَن استَحيا حَرُمَ .[2]هر كه كم رو باشد، محروم خواهد ماند.[3]
[1]براى اطلاعات بيشتر ، ر.ك: روان شناسى خجالت، پى داكو ؛ كم رويى چيست؟ چه بايد كرد؟ فليپ جى زيمباردو .[2]غرر الحكم ، ح 7678 .[3]پژوهشى در فرهنگ حيا، ص 327 .
دامنه اين محروميت ، حتّى به رزق و روزى نيز مى رسد و فرد را از روزى نيز محروم مى سازد. چنانچه امام على عليه السلام فرموده اند :الحَياءُ يَمنَعُ الرِّزقَ .[1]كم رويى ، مانع روزى است.احساس خجالت، ظرفيت هاى انسان را كم مى كند، اعتماد به نفس را از بين مى برد و خوشى ها را خراب مى كند. شخص كم رو ، خود يا بخشى از خودِ واقعيش را پنهان مى كند و يك خودِ تصنّعى مى سازد ؛ چون مى خواهد ديگران را از خود راضى نگه دارد. در هنگام خجالت، عزّت نفس و خوشى شما به تأييد ديگرانْ وابسته است ؛ يعنى مى ترسيد از اين كه مردم ، شما را نپذيرند و تأييد نكنند، لذا دست به كارى نمى زنيد[2]و همين ، عاملى براى حسرت آينده شما شمرده مى شود. دليل عمده احساس خجالت، داشتن عزّت نفس پايين است. اين احساس، بيشتر نتيجه برداشت ما از موقعيت هايى كه پيش مى آيد ، ايجاد مى شود. بعضى موقعيت ها در ما اين باور را ايجاد مى كنند كه ما در حد و اندازه انتظار ديگران نيستيم. احساس خجالت به دليل ارتباطش با انزواى اجتماعى، احساسى عذاب آور و ترسناك است. فرد ، وقتى احساس خجالت مى كند، نه تنها تمايل دارد كه خود را از ديد ديگران پنهان كند، بلكه ديگران هم وقتى مى بينند كه فردى با معيارهاى آنان جور نيست، او را طرد مى كنند و ناديده مى انگارند. در بسيارى از جوامع، افرادى كه در رأس قدرت هستند ، براى مطيع نگه داشتن مردم، اين نوع خجالت را تقويت مى كنند. آنها ايجاد اين احساس را
[1]غرر الحكم ، ح 274 .[2]حال برتر، ص 128 .
بخشى از تنبيه افرادى قرار مى دهند كه از قوانين آنها پيروى نمى كنند .[1]در اين جا به بعضى از تكنيك هاى غلبه بر احساس خجالت و درمان آن اشاره مى كنيم. تسلط بر سازوكار ضد خجالت و كسب مهارت هاى معاشرتى (مثل كسب ديگر مهارت ها) ، نيازمند پشتكار و تمرين مداوم است. به همين سادگى! روى يك هنر ، متمركز شويد و آن را خوب ياد بگيريد. نقّاشى، خطّاطى و هنرهاى ديگر، اعتماد به نفستان را به وضوح افزايش خواهد داد . به ديگران كمك كنيد. منتظر نشويد كه از شما كمك بخواهند. به دنبال كمك كردن به اين و آن، بايد بدويد. اين ، يك دستور العمل است... ماشينِ يك نفر ، وسط خيابان خراب شده و روشن نمى شود . حالا راننده ، منتظر است كه كسى بيايد و كمكش كند و ماشين را هُل بدهد... همسايه تان از بازار بر مى گردد و دستش حسابى پُر است و زنبيل دارد از دستش مى افتد... پيرمرد مغازه دار، زورش نمى رسد كه به تنهايى، كركره مغازه را بالا بدهد... خب، چرا منتظريد؟ مگر نمى خواستيد تمرين هاى ضد خجالتتان را شروع كنيد؟ چه بهتر از اين؟ با اين تير، خيلى بيشتر از يكى دو نشان را خواهيد زد. مطمئن باشيد. خرجش فقط دو كلمه است: كمك نمى خواهيد؟ البته لبخند و ارتباط چشمى را هم هنگام اداى اين دو كلمه ، فراموش نكنيد . نمى دانيد چه قدر مؤثّر است! دلتان مى خواهد وقتى وارد يك جمع مى شويد، با شما چه طور برخورد كنند؟ دوست داريد با لبخند به استقبالتان بيايند؟ به شما توجّه كنند؟ به حرف هايتان صميمانه گوش كنند و صميمانه با شما هم كلام شوند؟ و
[1]براى اطلاعات بيشتر ، ر.ك: روان شناسى خجالت، پى داكو ؛ كم رويى چيست؟ چه بايد كرد؟ فليپ جى زيمباردو .[2]غرر الحكم ، ح 7678 .[3]پژوهشى در فرهنگ حيا، ص 327 .[4]غرر الحكم ، ح 274 .[5]حال برتر، ص 128 .[6]همان ، ص 130 .[7]امام على عليه السلام : لكلّ داخل دهشة فابدؤا بالسلام (عيون الحكم والمواعظ ، ص 402) .[8]همشهرى، جوانان، ش 31 (شنبه ، 22 مرداد 1384) .
چيزهايى از اين قبيل؟ بسيار خب. مى گويند خجالتى ها، خجالتى ها را خوب مى شناسند. افراد خجالتى جمع را پيدا كنيد و با آنها همان طورى رفتار كنيد كه دلتان مى خواهد با شما رفتار شود. با سؤال هاى صميمانه خود، آنها را به صحبت كردن وادار كنيد و جواب هايشان را با رغبت بشنويد. اين كار، هم براى معاشرتى شدن آنها مفيد است، هم براى خودتان يك تمرين تمام عيار مجلس آرايى است. شروع كنيد و ببينيد كه چه قدر روى خودتان تأثير مى گذارد! وقتى به يك محفل رودربايستى دار ، مثل يك ميهمانى رسمى، دعوت مى شويد، وقتتان را طورى تنظيم كنيد كه زود برسيد. اين نكته در عين سادگى، بسيار مهم است. كمترين فايده اش اين است كه با سنگينى فضاى جلسه، زودتر آشنا مى شويد و كم كم ، ترس تان از آن جمع مى ريزد. امتحان كنيد! وقتى يك جمع خلوت ، در حضور شما آرام آرام شلوغ مى شود، حسّ خجالتتان خيلى كمتر است ، نسبت به وقتى كه ناگهان به يك مجلس شلوغ وارد مى شويد. معمولاً آنهايى كه ديرتر به چنين محافلى وارد مى شوند، استرس بيشترى را پشت سر مى گذارند و آنهايى كه زودتر مى رسند، راحت تر با تازه واردها ارتباط برقرار مى كنند. در روايت هست كه به تازه وارد ، سلام كنيد ؛ چون او هراس از جمع دارد.[1]از هم صحبت خود تعريف كنيد ؛ اين كه ديگر كارى ندارد. هم آسان است، هم فوق العاده مؤثّر. بيشتر آدم ها وقتى از آنها تعريف مى كنيد، ذوق مى كنند و بيشترشان آن قدر ذوق مى كنند كه به هيچ قيمتى ، حاضر نمى شوند هم صحبتى با شما را از دست بدهند. ضمنا هنگام تعريف و تمجيد از اين و
[1]براى اطلاعات بيشتر ، ر.ك: روان شناسى خجالت، پى داكو ؛ كم رويى چيست؟ چه بايد كرد؟ فليپ جى زيمباردو .[2]غرر الحكم ، ح 7678 .[3]پژوهشى در فرهنگ حيا، ص 327 .[4]غرر الحكم ، ح 274 .[5]حال برتر، ص 128 .[6]همان ، ص 130 .[7]امام على عليه السلام : لكلّ داخل دهشة فابدؤا بالسلام (عيون الحكم والمواعظ ، ص 402) .[8]همشهرى، جوانان، ش 31 (شنبه ، 22 مرداد 1384) .
آن، به هيچ وجه ، لازم نيست دروغ بگوييد. اگر كمى دقّت كنيد، مطمئنا در هر آدمى ، يك چيزى پيدا مى كنيد كه قابل تعريف باشد. البته تعريف هايتان هم نبايد خيلى بى ربط باشد. مثلاً وقتى كسى دارد درباره يك موضوع فلسفى با شما صحبت مى كند، خيلى بى ربط است اگر بگوييد: پيراهنتان چه قدر قشنگ است! بهتر است خودتان را به موضوع بحث، علاقه مند نشان بدهيد و از جالب بودن آن موضوع صحبت كنيد. نقش آفرينى كنيد. نقش آفرينى، يك اسلحه مخفى است كه حتّى مطمئن ترين و با اعتماد به نفس ترين آدم هايى هم كه شما سراغ داريد، از آن بهره مى گيرند. شما دلتان مى خواهد وقتى به يك جمع وارد مى شويد، چگونه رفتار كنيد؟ مطمئن؟ با لبخند باز؟ صميمانه؟ خوش برخورد؟ و...؟ خُب! همه اينها را مى توانيد در خلوت خودتان و در مقابل آينه تمرين كنيد. همه ما آدم ها كمى تا قسمتى بازيگريم. نقش آفرينى جلوى دوربين ، شايد كار آسانى نباشد (من واقعا نمى دانم كه سخت است يا آسان)؛ ولى نقش آفرينى در خلوت و در مقابل آينه را مطمئنم كه كار آسانى است. تمرين هاى پياپى اين چنينى، ناخودآگاهتان را به همان سمتى مى برد كه بيشتر تمرينش را مى كنيد و كم كم ، شما همانى خواهيد شد كه دلتان مى خواهد. هيچ وقت ، هيچ كس را تحقير نكنيد و خصوصا در حضور جمع ، از چنين كارهايى پرهيز كنيد. همه ما آدم ها به آرامش و كمك ديگران احتياج نيازمنديم؛ نه به دشمنى و آزار و اذيتشان. مطمئنا وقتى شما كسى را تحقير يا مسخره مى كنيد، او هم به دنبال بهانه اى خواهد گشت تا اين لطف شما را جبران كند! انرژى منفى براى اين و آن نفرستيد ، تا انرژى منفى برايتان نفرستند. موقع انتقاد كردن از اين و آن هم، يادتان باشد كه نبايد از هيچ كس در حضور جمع ، با تندى و خشونت انتقاد كنيد. وقتى ارتباطتان با دوروبرى ها
دوستانه و صميمانه باشد، آنها هم براى رفع اين جور مشكلات و از جمله براى رفع اين حس خجالت درونى ، به شما كمك خواهند كرد. خيلى هم ايده آل گرا نباشيد! قرار نيست با هر جوكى كه شما تعريف مى كنيد، همه اطرافيان ، غش و ريسه بروند. قرار نيست با هر حرفى كه مى زنيد، همه به به و چه چه كنند! براى هيچ كس ديگرى هم قرار نيست چنين اتفاقى بيفتد. مطمئن باشيد كه ديگران هم استانداردهايشان را اين قدر دست بالا تعريف نمى كنند. وقتى در يك جمع حضور داريد، كسى از شما انتظار ندارد كه فوق العاده باشيد. براى جمع، اين مهم است كه شما با آنها همراه باشيد، فقط همين! اين را هم يادتان باشد كه خيلى از خانم ها و آقايان اصلاً با آدم هاى پُرحرف و شوخ و مجلس آرا ، ميانه خوبى ندارند. يك خبر خوب ديگر براى خجالتى هاى عزيز: سكوت و كم حرفى شما را معمولاً به پاى فروتنى، حجب و حيا و بزرگ منشى تان مى گذارند و چه صفتى بهتر از اين چند صفت؟ راستى يادتان باشد كه در ملاقات اوّلتان با هيچ كس ، زياد حرف نزنيد و اطلاعات شخصى تان را رو نكنيد. چه لزومى دارد؟ متأسّفانه بعضى ها براى پنهان كردن آن حس خجالت درونى شان ، اين كار را انجام مى دهند ؛ غافل از اين كه ديگران، اين كار را غالبا اين طور تفسير و تعبير مى كنند كه فاعلان اين فعل، آدم هاى كم ظرفيت و سرخورده يا آدم هاى گوشه گير و تنهايى هستند. ارتباط چشمى ، در برقرارى يك ارتباط مؤثر ، خيلى مهم است. حتما به چشم طرف مقابلتان نگاه كنيد؛ چه وقتى كه داريد صحبت مى كنيد و چه وقتى كه دارند با شما صحبت مى كنند. اين ارتباط چشمى را ترجيحا با يك لبخند ملايم و حالت دوستانه همراه كنيد. اگر به هر دليلى ، از برقرارى يك ارتباط چشمى مناسب ناتوانيد، سعى كنيد به پيشانى طرف مقابلتان نگاه كنيد. از
معجزه نفس هاى عميق هم غافل نشويد؛ چون به هنگام حملات استرس ، واقعا سودمند است. عادت كنيد كه با نفس هاى عميق، آرامش را به وجودتان برگردانيد. اين تمرين را مى توانيد خيلى راحت در حضور جمع، بارها و بارها انجام بدهيد. مطمئن باشيد كه هيچ كس نمى فهمد اين كار شما چه معنايى دارد. باور كنيد كه اصلاً كسى حواسش به شما نيست. راحت باشيد! اگر خجالتى باشيد، احتمالاً تنهايى را به فعاليت هاى جمعى ترجيح مى دهيد. خُب! مى توانيد از اين فرصت مغتنم استفاده كنيد و چيزى ياد بگيريد. آدم هايى كه تنهايى را دوست دارند، معمولاً روحيه شان با هنرآموزى ، جور است. تا مى توانيد كتاب و روزنامه بخوانيد و اطلاعات كسب كنيد به زودى، روزى مى آيد كه بايد حرفى براى گفتن داشته باشيد. خودتان را براى آن روز ، آماده كنيد! شكست هايتان را تدبير كنيد. وقتى داريد براى كسب مهارت هاى ضد خجالت تلاش مى كنيد، يادتان باشد كه مثل هر تلاش ديگرى، ممكن است شكست هايى هم در سر راهتان باشد ؛ ولى قرار نيست كه شما از ميدان فرار كنيد. تا رسيدن به پيروزى نبايد دست از تلاش برداريد. فراموش نكنيد كه نابغه ها هم بارها و بارها در مسير تلاش هايشان شكست خورده اند؛ امّا دست از كار نكشيده اند. اين را هم يادتان باشد كه شكست شما ممكن است ناشى از شرايط باشد، نه ناشى از اشتباه شما. مثلاً ممكن است شما نتوانيد در ميان بحث دو نفر ديگر وارد شويد و آنها را همراهى كنيد ، تنها به اين علّت كه بحث آنها خصوصى بوده و يا ممكن است سر صحبت را با كسى باز كرده باشيد كه او در آن لحظه ، به گرفتارى ها و مشكلات ديگر زندگى اش فكر مى كرده و اصلاً دل و دماغ صحبت كردن با شما را نداشته است و... به هر حال، سعى كنيد از هر شكستتان، مثل نابغه ها، درس تازه اى بگيريد و آن درس تازه
را در تمرين هاى بعدى به كار ببنديد. هميشه ، آماده و به روز باشيد ، آگاه و گوش به زنگ. كتاب و مجله بخوانيد . اخبار روز دنيا را پيگيرى كنيد مثل اخبار هنرى، فرهنگى، علمى، سياسى و... . داشتن اين اطلاعات ، به شما كمك مى كند كه هميشه حرف هاى شنيدنى در آستين داشته باشيد. سؤال هاى حاضر و آماده هم غنيمت اند . از اين قبيل سؤال ها هميشه همراه داشته باشيد. طرح يك سؤال صميمانه و مؤدّبانه ، معمولاً نقطه شروع مناسبى براى ورود به بحث ديگران است و هر قدمى هم كه براى چنين هم كلامى هايى برداريد، مطمئنا قدم بعدى ، آسان تر و آسان تر مى شود. از سليقه ها و علاقه هاى دوروبرى هايتان هم بايد باخبر باشيد. اين طورى ، راحت تر مى توانيد هم صحبتشان شويد. وقتى مى خواهيد سر صحبت را با يك جماعتى باز كنيد يا وقتى كه مى خواهيد در يك بحث گروهى شركت كنيد، بايد اين مطلب را ارزيابى كنيد كه آيا آنها هم مايل اند حرف هاى شما را بشنوند؟ و اصلاً آيا شما خوب به حرف هاى آنها گوش داده ايد يا نه؟ بى محابا حرفشان را قطع نكنيد. بهتر است مؤدّبانه و آرام آرام ، به هر بحثى وارد شويد. خودتان را درست كنيد. به ديگران (لااقل فعلاً) كارى نداشته باشيد. نمى توانيد همه را مجبور كنيد همان طورى كه شما دلتان مى خواهد ، رفتار كنند. نمى توانيد همه را وادار كنيد نسبت به حرف ها و رفتارهاى شما همان طورى واكنش نشان بدهند كه شما دوست داريد ؛ چرا كه اولاً همه آدم ها مثل هم نيستند و مثل هم ، فكر نمى كنند ؛ ثانيا آنچه مهم است، تلاش و تمرين شماست و توجّه به اين نكته كه آيا شما داريد كارتان را درست انجام مى دهيد يانه؟ انتظار نداشته باشيد وقتى كه در يك ميهمانى، كُنجى نشسته ايد و با هيچ كس حرف نمى زنيد، ديگران بيايند و شما را از پوسته تنهايى تان