دوستانه و صميمانه باشد، آنها هم براى رفع اين جور مشكلات و از جمله براى رفع اين حس خجالت درونى ، به شما كمك خواهند كرد. خيلى هم ايده آل گرا نباشيد! قرار نيست با هر جوكى كه شما تعريف مى كنيد، همه اطرافيان ، غش و ريسه بروند. قرار نيست با هر حرفى كه مى زنيد، همه به به و چه چه كنند! براى هيچ كس ديگرى هم قرار نيست چنين اتفاقى بيفتد. مطمئن باشيد كه ديگران هم استانداردهايشان را اين قدر دست بالا تعريف نمى كنند. وقتى در يك جمع حضور داريد، كسى از شما انتظار ندارد كه فوق العاده باشيد. براى جمع، اين مهم است كه شما با آنها همراه باشيد، فقط همين! اين را هم يادتان باشد كه خيلى از خانم ها و آقايان اصلاً با آدم هاى پُرحرف و شوخ و مجلس آرا ، ميانه خوبى ندارند. يك خبر خوب ديگر براى خجالتى هاى عزيز: سكوت و كم حرفى شما را معمولاً به پاى فروتنى، حجب و حيا و بزرگ منشى تان مى گذارند و چه صفتى بهتر از اين چند صفت؟ راستى يادتان باشد كه در ملاقات اوّلتان با هيچ كس ، زياد حرف نزنيد و اطلاعات شخصى تان را رو نكنيد. چه لزومى دارد؟ متأسّفانه بعضى ها براى پنهان كردن آن حس خجالت درونى شان ، اين كار را انجام مى دهند ؛ غافل از اين كه ديگران، اين كار را غالبا اين طور تفسير و تعبير مى كنند كه فاعلان اين فعل، آدم هاى كم ظرفيت و سرخورده يا آدم هاى گوشه گير و تنهايى هستند. ارتباط چشمى ، در برقرارى يك ارتباط مؤثر ، خيلى مهم است. حتما به چشم طرف مقابلتان نگاه كنيد؛ چه وقتى كه داريد صحبت مى كنيد و چه وقتى كه دارند با شما صحبت مى كنند. اين ارتباط چشمى را ترجيحا با يك لبخند ملايم و حالت دوستانه همراه كنيد. اگر به هر دليلى ، از برقرارى يك ارتباط چشمى مناسب ناتوانيد، سعى كنيد به پيشانى طرف مقابلتان نگاه كنيد. از
معجزه نفس هاى عميق هم غافل نشويد؛ چون به هنگام حملات استرس ، واقعا سودمند است. عادت كنيد كه با نفس هاى عميق، آرامش را به وجودتان برگردانيد. اين تمرين را مى توانيد خيلى راحت در حضور جمع، بارها و بارها انجام بدهيد. مطمئن باشيد كه هيچ كس نمى فهمد اين كار شما چه معنايى دارد. باور كنيد كه اصلاً كسى حواسش به شما نيست. راحت باشيد! اگر خجالتى باشيد، احتمالاً تنهايى را به فعاليت هاى جمعى ترجيح مى دهيد. خُب! مى توانيد از اين فرصت مغتنم استفاده كنيد و چيزى ياد بگيريد. آدم هايى كه تنهايى را دوست دارند، معمولاً روحيه شان با هنرآموزى ، جور است. تا مى توانيد كتاب و روزنامه بخوانيد و اطلاعات كسب كنيد به زودى، روزى مى آيد كه بايد حرفى براى گفتن داشته باشيد. خودتان را براى آن روز ، آماده كنيد! شكست هايتان را تدبير كنيد. وقتى داريد براى كسب مهارت هاى ضد خجالت تلاش مى كنيد، يادتان باشد كه مثل هر تلاش ديگرى، ممكن است شكست هايى هم در سر راهتان باشد ؛ ولى قرار نيست كه شما از ميدان فرار كنيد. تا رسيدن به پيروزى نبايد دست از تلاش برداريد. فراموش نكنيد كه نابغه ها هم بارها و بارها در مسير تلاش هايشان شكست خورده اند؛ امّا دست از كار نكشيده اند. اين را هم يادتان باشد كه شكست شما ممكن است ناشى از شرايط باشد، نه ناشى از اشتباه شما. مثلاً ممكن است شما نتوانيد در ميان بحث دو نفر ديگر وارد شويد و آنها را همراهى كنيد ، تنها به اين علّت كه بحث آنها خصوصى بوده و يا ممكن است سر صحبت را با كسى باز كرده باشيد كه او در آن لحظه ، به گرفتارى ها و مشكلات ديگر زندگى اش فكر مى كرده و اصلاً دل و دماغ صحبت كردن با شما را نداشته است و... به هر حال، سعى كنيد از هر شكستتان، مثل نابغه ها، درس تازه اى بگيريد و آن درس تازه
را در تمرين هاى بعدى به كار ببنديد. هميشه ، آماده و به روز باشيد ، آگاه و گوش به زنگ. كتاب و مجله بخوانيد . اخبار روز دنيا را پيگيرى كنيد مثل اخبار هنرى، فرهنگى، علمى، سياسى و... . داشتن اين اطلاعات ، به شما كمك مى كند كه هميشه حرف هاى شنيدنى در آستين داشته باشيد. سؤال هاى حاضر و آماده هم غنيمت اند . از اين قبيل سؤال ها هميشه همراه داشته باشيد. طرح يك سؤال صميمانه و مؤدّبانه ، معمولاً نقطه شروع مناسبى براى ورود به بحث ديگران است و هر قدمى هم كه براى چنين هم كلامى هايى برداريد، مطمئنا قدم بعدى ، آسان تر و آسان تر مى شود. از سليقه ها و علاقه هاى دوروبرى هايتان هم بايد باخبر باشيد. اين طورى ، راحت تر مى توانيد هم صحبتشان شويد. وقتى مى خواهيد سر صحبت را با يك جماعتى باز كنيد يا وقتى كه مى خواهيد در يك بحث گروهى شركت كنيد، بايد اين مطلب را ارزيابى كنيد كه آيا آنها هم مايل اند حرف هاى شما را بشنوند؟ و اصلاً آيا شما خوب به حرف هاى آنها گوش داده ايد يا نه؟ بى محابا حرفشان را قطع نكنيد. بهتر است مؤدّبانه و آرام آرام ، به هر بحثى وارد شويد. خودتان را درست كنيد. به ديگران (لااقل فعلاً) كارى نداشته باشيد. نمى توانيد همه را مجبور كنيد همان طورى كه شما دلتان مى خواهد ، رفتار كنند. نمى توانيد همه را وادار كنيد نسبت به حرف ها و رفتارهاى شما همان طورى واكنش نشان بدهند كه شما دوست داريد ؛ چرا كه اولاً همه آدم ها مثل هم نيستند و مثل هم ، فكر نمى كنند ؛ ثانيا آنچه مهم است، تلاش و تمرين شماست و توجّه به اين نكته كه آيا شما داريد كارتان را درست انجام مى دهيد يانه؟ انتظار نداشته باشيد وقتى كه در يك ميهمانى، كُنجى نشسته ايد و با هيچ كس حرف نمى زنيد، ديگران بيايند و شما را از پوسته تنهايى تان
بيرون بياورند. خودتان هم بايد كمك كنيد. انجام دادن تمرين هايى كه از آنها حرف مى زنيم، به عهده خودتان است، نه ديگران. ضمنا حواستان به اين نكته هم باشد كه سطح توقعتان را از ديگران تصحيح كنيد. در هر مهمانى، ممكن است بغل دستى شما هم خودش خجالتى باشد. قرار نيست كه يك شبه ، متحوّل شويد و ناگهان تبديل بشويد به آدم بذله گو و پُرحرفى كه مجلس آرايى مى كند و... اين حتى با تلاش شما هم به سرعت به دست نمى آيد. آدم ها ذاتشان با همديگر فرق دارد ؛ امّا معاشرتى شدن، يك مهارت است كه با تمرين به دست مى آيد. به مهارت هاى ضد خجالت هم بايد يكى يكى برترى يافت . وقتى انرژى تان را در هر مقطع زمانى ، روى يك يا دو مهارت بخصوص مى گذاريد ، خيلى زودتر به نتيجه مى رسيد. مثلاً پيش دستى گرفتن در سلام گفتن را بايد تمرين كرد. وقتى به آن تسلط پيدا كرديد، شروع به صحبت با لبخند را تمرين كنيد. ارتباط چشمى، دويدن به دنبال كمك به ديگران، كمك به ديگر خجالتى هاى جمع، تعريف هاى به جا و... هم همين طور. به دست آوردن يك مهارت ، ممكن است يك سال طول بكشد، در حالى كه به دست آوردن يك مهارت ديگر، ممكن است فقط دو روز وقتتان را بگيرد. هر چه سخت تر به دست بياوريد، سخت تر از دست مى دهيد. اين ، يادتان باشد! {-8-}
[1]براى اطلاعات بيشتر ، ر.ك: روان شناسى خجالت، پى داكو ؛ كم رويى چيست؟ چه بايد كرد؟ فليپ جى زيمباردو .[2]غرر الحكم ، ح 7678 .[3]پژوهشى در فرهنگ حيا، ص 327 .[4]غرر الحكم ، ح 274 .[5]حال برتر، ص 128 .[6]همان ، ص 130 .[7]امام على عليه السلام : لكلّ داخل دهشة فابدؤا بالسلام (عيون الحكم والمواعظ ، ص 402) .[8]همشهرى، جوانان، ش 31 (شنبه ، 22 مرداد 1384) .
فصل چهارم : روش شناسى درمان حسرت
بدون ترديد ، اجتناب از هر يك از عوامل يادشده در فصل قبل ، مايه نجات از حسرت است و انسان مى تواند با مراقبت و رها شدن از هر يك از اين عوامل، خود را از حسرت ناشى از همان عامل برهاند. بدين ترتيب ، مى توان به تعداد عوامل حسرت، عوامل نجات از حسرت نيز شماره كرد . اساسا هدف ائمه معصوم عليهم السلام از يادآورى عوامل حسرت، نشان دادن راه هاى عملى نجات از حسرت بوده است ، وگرنه شمارش عوامل ايجاد حسرت ، به تنهايى مشكلى را حل نمى كند و ارزشى ندارد. بنا بر اين ، آنچه بايد به طور جدّى بر آن تأكيد شود ، راه كارهايى است كه بتواند ريشه هايى را كه در بخش عوامل حسرت مطرح گرديد ، بخشكاند و در نتيجه ، زمينه هاى بروز حسرت را از بين ببرد. در اين جا به طور نمونه ، به چند راه كار اساسى جهت اين امر اشاره مى شود. همچنين از تكنيك هايى استفاده خواهيم كرد كه فرد را از گير افتادن در گذشته و در نتيجه ، نپرداختن به وظايف حال و آينده خود رهايى بخشد و شادى و نشاط را جايگزين غم و رنج وى نمايد و فرد را در مسير جبران گذشته خويش برانگيزاند.
الف ـ درك مثبت از خويشتن
در حالى كه رفتار ظاهرى اشخاص، ملاك ارزش هاى واقعى آنها نيست، مردم
هميشه به موفّقيت هاى خود فكر مى كنند و عدم موفّقيت را نشانه هاى ضعف و ناتوانى مى دانند. معمولاً ميزان توقّع هر فرد ، بالاتر از حدّ توانايى اش است. به عنوان مثال، فردى در بازى تنيس بازنده مى شود، در حالى كه از قبل ، خود را برنده تصوّر مى كرد، به همين علّت ، ناراحت مى شود ؛ چرا كه توقّع او بالاتر از حدّ توانايى اش است . برعكس ، فردى در يك مسابقه تنيس بين المللى ، با موفّقيت چشمگيرى رو به رو مى شود و آن را ملاك لياقت و ارزشمندى خود مى شمارد . در حقيقت ، همين گونه نيز هست ؛ امّا با كمى دقّت، قضاوت در هر دو مورد ، اغراق آميز است و ملاك منطقى ندارد. اگر پندار شما در مورد خويشتن ، در حدّ بسيار بالايى است و خود را از هر جهت از ديگران بالاتر مى دانيد، رفتار شما تحت تأثير اين تصوّر (بزرگ پندارى) قرار خواهد گرفت و هميشه در معرض نگرانى خواهيد بود كه مبادا به اين پندار شما خللى وارد شود. در هر حال، چه خود را وجودى شايسته و بالاتر از ديگران بدانيد و چه كمتر از آنچه هستيد تصوّر كنيد، در هر دو صورت، نگرانى به سراغ شما خواهد آمد و چنين بينشى خطاست. اعتماد به نفس، شما را از خشم، پريشانى، بيزارى از خود و افسردگى نجات داده ، باعث مى شود كه به توانايى هاى ذاتى خود آگاهى يابيد و بر زندگى تان مسلّط شويد. ما براى ارزيابى و شناخت خود ، سه منبع داريم كه عبارت اند از: 1 . خود مشاهده گرى: ما از طريق مشاهده حالات، رفتار، كردار و گفتار خويش ، نسبت به خود، آگاه مى شويم. نقص ها و كمبودهايمان را مى شناسيم و رفتارها و شناخت هاى خود را تحت كنترل در مى آوريم. هدف از خودمشاهده گرى، بررسى خود ، براى پى بردن به معايبمان است. وقتى فردى به طور معقول و منطقى ، در خود فرو مى رود و زواياى وجود خود را خوب
بررسى مى كند ، با پيدا كردن نقاط مثبت و منفى و برطرف كردن عيب هاى خود ، اعتماد به نفس بالايى پيدا مى كند ، داراى تفكّر خلاّق مى شود و از بهداشت روانى خوبى برخوردار مى گردد. 2 . عكس العمل هاى اجتماعى: گاهى فرد، آگاهى در مورد خود را از طريق واكنش هاى ديگران به دست مى آورد. ما از طريق مردم و فاميل ، چه اطلاعاتى در مورد خودمان به دست مى آوريم؟ گاهى اوقات انتقاد، سرزنش و تحقير مى كنند و ما براساس واكنش هاى ديگران، خودمان را مى شناسيم. وقتى فردى در روابط با ما درباره رفتار، عقايد و حتى قيافه ظاهرى ما نظرياتش را مى گويد اعتقاد او براى ما نوعى عكس العمل است كه بعضى را قبول و بعضى را رد مى كنيم. 3 . مقايسه اجتماعى: خود بر دو نوع است: يك . مقايسه با بالا دست خود: در اين نوع مقايسه ، حتّى اگر فرد در بهترين شرايط باشد ، وقتى خودش را با بالاتر از خود مقايسه مى كند ، دچار افت اعتماد به نفس و كاهش تفكّر خلاّق مى شود. حسادت، افزايش فشارهاى هيجانى، افزايش چشم و هم چشمى، كاهش انگيزه، حسرت و استرس نيز از پيامدهاى اين نوع مقايسه اند؛ دو . مقايسه با پايين تر از خود: كه باعث رضايت از خود، آرامش، صبر، عبرت آموزى، جلوگيرى از افتادن به گرداب هاى سقوط و شكست و باور كردن توانايى ها و استعدادهاى خود مى شود. با استفاده صحيح و اصولى از اين منابع ، فرد مى تواند به درك درست و مثبتى از خويش برسد و از اعتماد به نفس بالايى برخوردار شود. شما مى توانيد با كمك تفكّرات زير ، اعتماد به نفس خود را افزايش دهيد. وقتى احساس ضعف و زبونى كرديد ، از خود بپرسيد: چه چيزى باعث شده كه من ، به صورت فردى بيچاره و زبون در آمده ام؟
بايد بى درنگ به اين پرسش ، پاسخ دهيد: من آدم ضعيفى نيستم. ممكن است در برخى موارد، رفتارم نشانگر ضعف و ناشيگرى باشد، ولى دليلى وجود ندارد كه براى هميشه اين چنين باشد . حتّى اگر در گذشته ، در رفتارم ضعف و ناتوانى اى وجود داشته، مى توانم در آينده چنان نباشم. اگر در گذشته ، چندين بار دچار شكست شده ام ، دليل قطعى بودن اين پيش داورى نمى شود. من چرا بايد وجود خود و توانايى هاى ذاتى ام را نفى كنم؟ شكست ، موجب بى آبرويى و بى اعتبارى نيست. خود را در هيچ وضعيتى ، زبون و بيچاره تصوّر نكنيد و دست كم نگيريد ؛ چون اگر چنين روحيه اى پيدا كرديد ، نتيجه آن ، جز نگرانى و اضطراب ، چيز ديگرى نخواهد بود. شما داراى توانايى هاى ذاتى هستيد. اين ، اشتباه بزرگى است كه با كمترين شكست در زندگى، خود را ببازيد. در چنين حالى، اگر بتوانيد بدون واهمه و هيجان ، رفتار خود را مورد بررسى قرار دهيد، قطعا به اين نتيجه خواهيد رسيد كه براى انجام دادن آن كار مشخّص، همه توان خود را به كار نگرفته ايد. بنا بر اين ، شما فردى زبون و بيچاره نيستيد. در اين حال ، آن صورت، شخصيت واقعى و با ارزش خود را باز خواهيد يافت. رفتارى پيش بگيريد كه به تثبيت موقعيت اجتماعى و ارزش انسانى شما كمك كند. خلاصه آن كه خود را دست كم نگيريد و هميشه به توانايى هايتان بينديشيد. در درك خويشتن، راه تعادل پيش گيريد. نه زياد به خود باور داشته باشيد و نه خود را دست كم بگيريد. قضاوت شما درباره خودتان نبايد موردى باشد . رفتارتان را به طور منطقى ارزيابى كنيد. استعدادهاى ذاتى تان را از ياد نبريد. عاقلانه و مثبت عمل كنيد و از منفى بافى بپرهيزيد. به ارزش هاى اجتماعى اهميت بدهيد. بين نظرهاى خود و نظرهاى ديگران در باورها، تفاوت قائل شويد و به روش منطقى قضاوت كنيد. در زندگى تان روشى را