چو لا تأسوا على ما فات ، گفته است نمى ارزد به رنج دام و دانه .[1]امام حسن مجتبى عليه السلام فرمود: يا ابنَ آدمَ إنّكَ لَم تَزَل في هَدمِ عُمُرِكَ مُنذُ سَقَطتَ مِن بَطنِ أُمِّكَ فَخُذ مِمّا في يَديكَ لِما بَينَ يَديكَ فَإنَّ المُؤمِنَ يَتَزَوَّدُ والكافِرَ يَتَمَتَّعُ .[2]اى فرزند آدم! تو از روزى كه شكم مادرت را ترك گفتى و به زمينْ قدم گذاردى، پيوسته سرگرم نابود ساختن عمر خويش هستى. از فرصت زندگى ، استفاده كن و از آنچه اكنون در دست دارى، براى منزلگاه هايى كه در پيش دارى ، بهره بردار كه افراد با ايمان، از دنيا زاد و توشه براى فرداى خود تهيه مى كنند و افراد بى ايمان، تنها از آن ، لذّت و كامروايى مى خواهند .انسان با ايمان ، عقيده دارد كه زندگى موقّت و گذراى دنيا مانند زندگى موقّت جَنين در رحم مادر است و مرگ، به منزله تولّد دومى است كه در پايان زندگى دنيا به آدمى دست مى دهد. نه ولادت جنين ، به معناى نابودى نوزاد است، نه مرگ آدمى، به معناى نابودى انسان ؛ بلكه هر دو به معناى تغيير محيط زندگى و دگرگون شدن شرايط حيات است. همان طور كه جنين ، با فرا رسيدن ولادت، از جفت خود ـ كه وسيله زندگى اش در شكم مادر بوده ـ جدا مى شود ، جفت در گوشه اى متلاشى مى گردد و نوزاد ، با شرايط تازه اى در دنيا به زندگى خود ادامه مى دهد ، آدمى نيز با فرا رسيدن مرگ ، از بدن خود ـ كه وسيله زندگى اش در رحم مادرِ روزگار است ـ جدا مى شود؛ بدن ما در قبر ، متلاشى مى گردد و آدمى با
[1]غزليات شمس ، ص 875 .[2]سفينة البحار ، ص 671 .
شرايط نوينى در جهان برزخ، به حيات خويش ادامه مى دهد.
ح ـ كار و كوشش
بهترين راه مبارزه با حسرت، كار و تلاش است. يكى از علل عدم پيروزى افراد ، اين است كه روحيه كار كردن و فعّاليت ، در بعضى از آنها كشته شده است. قرآن كريم مى فرمايد:«وَ أَن لَّيْسَ لِلاْءِنسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى .[1]سعادت هر كس ، در گرو عملش است». همه مى خواهد كه زندگى كنند و از آن لذّت ببرند. انسان، موجودى نيازمند آفريده شده و براى ارضاى نيازهاى خود ، ناچار از كوشش و تلاش است. شما هر وقت در زندگى تان، كمبودى احساس مى كنيد، طبعا به تلاش برمى خيزيد و در سايه اين تلاش، به آرامش دست مى يابيد. حال ، در اختيار شماست و آينده ، براساس حال ، ساخته مى شود. پس نبايد ترديدى به دل راه داد. تنها انجام دادن كار است كه فرد را از ترديد و بى تكليفى و ترس نجات مى دهد. در حقيقت ، كار و تلاش و تحمّل سختى ها ، براى رسيدن به لذّت هاى ارزشمند است و هيچ خوشى اى نيز بدون تحمّل سختى ها و كار و تلاش به دست نمى آيد . زحمت هايى كه كارگران و كشاورزان ، در زندگى روزانه خود تحمّل مى كنند ، به خاطر اين است كه راحتى و رفاه خود و خانواده شان را در آينده تأمين كنند ، وگرنه هيچ گاه حاضر نيستند كه تن به رنج و زحمت بدهند و بار سنگين اين زندگى را بر خود هموار سازند. بنا بر اين ، تحمّل رنج و زحمت ، براى رسيدن به لذّت بيشتر ، بهتر، عميق تر و پايدارتر ، امرى است كه به طور فطرى و خدادادى در بين همه
[1]سوره نجم ، آيه 39 .
انسان ها در حوزه محدود لذّت هاى مادى و معنوى ، رواج و عموميت دارد ؛ امّا با كمال تأسّف، وقتى نوبت به مسائل اخروى و لذّت هاى معنوى مى رسد ، غالبا، سستى و كوتاهى مى كنند و حاضر نيستند براى رسيدن به لذّت هاى اُخروى ، رنج هاى اين جهانى را تحمّل كنند.حضرت على عليه السلام مى فرمايد: أسعَدُ النّاسِ مَن تَرَكَ لَذّةً فانيَةً لِلذَّةٍ باقيَةٍ.[1]رستگارترين مردم ، كسى است كه لذّت زودگذر را به خاطر لذّت هميشگى ترك كند.اكنون ممكن است پرسيده شود: با اين كه انسان ، فطرتا لذّت هاى بهتر و پايدارتر را بر لذّت هاى پست تر و كوتاه تر ترجيح مى دهد و وضع زندگى نوعى انسان در دنيا ، اين حقيقت را به روشنى نشان مى دهد، پس چگونه است كه بسيارى از مردم در ارتباط با زندگى و لذّت هاى اُخروى، اين قاعده را رعايت نمى كنند و زندگى زودگذر و خوشى هاى كوتاه دنيوى را بر زندگى ابدى و لذّت هاى هميشگى آخرتْ ترجيح مى دهند؟ در پاسخ به اين پرسش بايد بگوييم: منشأ اصلى و عامل روانى اين گونه ترجيح ها و گزينش هاى نادرست و نامعقول، ضعف «معرفت (شناخت)» و به دنبال آن، ضعف «ايمان» است . اگر كسى واقعا باور كرد كه زندگى دنيا با زندگى آخرت ، قابل مقايسه نيست، لذّت ها و آرزوهاى انسان در دنيا سطحى تر ، ادراكش در اين جهان ، نسبت به ادراكى كه در آخرت دارد ، ضعيف تر ، و آثار حيات در دنيا نسبت به آثار حيات آخرت ، ناچيزتر است؛ و اگر باورش شد كه دنيا محدود و متناهى است و آخرت ، نامحدود و نامتناهى، و زندگى دنيايى انسان نسبت به زندگى
[1]سوره نجم ، آيه 39 .[2]عيون الحكم والمواعظ ، ص 122 .[3]اخلاق در قرآن ، ج 2 ، ص 198 .[4]تعليم و تربيت اسلامى، ص 424 .
اخروى او ، از يك چشم به هم زدن نسبت به يك عمر هزار ساله هم كمتر است و باور نمود كه تحمّل بعضى از زحمت ها و سختى ها و ناكامى ها در اين جهان، خوش بختى و لذّت ابدى را به دنبال دارد، براى چنين شخصى، تحمّل اين رنج ها سهل آسان ، و كناره گيرى از اين لذّت ها قابل تحمّل و حتى شيرين خواهد بود. بنا بر اين ، توجّه به لذّت هاى والاتر و بهتر و بادوام تر، انگيزه اى نيرومند است كه مى تواند انسان را به تحمّل رنج هاى كوچك تر و گذشتن از لذّت هاى پست تر و كمتر وادار سازد . لذّت هاى اخروى نيز از اين قاعده ، خارج نيستند. افراد با ايمان و معتقد ، براى رسيدن به لذّت هاى معنوى و اخروى، بسيارى از رنج ها و سختى ها را تحمّل مى كنند و از بسيارى از لذّت هاى پست مادى و دنيوى در مى گذرند ، به طورى كه بسيارى از آنان تا سرحد شهادت و جانبازى و چشيدن تلخى مرگ و گذشتن از كلّ دنيا و هر آنچه در آن است ، به پيش مى روند .[1]در پايان ، به برخى از آثار كار و تلاش ، بر شخصيت انسان مى پردازيم: 1 . شكوفايى استعدادها: وجود آدمى ، سرشار از استعدادهاى مختلف است كه بايد با دست خودش شكوفا شوند. اين استعدادها وقتى ظهور مى كنند كه آدمى از جاى خود برخيزد، حركت كند ، با سختى ها درگير شود و در كوران حوادث قرار گيرد. انسان در لابه لاى كار، خود را مى آزمايد، كشف مى كند و به توانايى هاى وجودى خود پى مى برد. 2 . لطافت احساس: بيكارى و تنبلى و سستى، قساوت و سنگ دلى مى آورد ؛ امّا كار، مس وجود انسان را زر مى كند. كسى كه اهل كار است، قدر زحمت و تلاش را مى داند، از رنج مردم ، به رنج مى افتد و شادمانى مردم ، او
[1]سوره نجم ، آيه 39 .[2]عيون الحكم والمواعظ ، ص 122 .[3]اخلاق در قرآن ، ج 2 ، ص 198 .[4]تعليم و تربيت اسلامى، ص 424 .
را شاد مى كند. كار، كارخانه سازندگى و تربيت و تعالى بخش احساسات انسانى است. 3 . تمركز قوّه خيال: در هنگام بيكارى، پرنده خيال ، به هر سو پرواز مى كند و انسان را به دنبال خود مى كشاند و چه بسا كه او را به سمت افكار و اوهام فاسد و شيطانى رهنمون شود. چنان كه گفته اند ، اگر نفس خود را به كارى مشغول نكنى، او تو را مشغول مى كند. امّا آن كس كه به كارى مشغول است، اگر فكر خويش را در آن كار متمركز كند ، خيال خود را نيز متمركز مى سازد. 4 . احساس عزّت نفس: كسى كه كار مى كند و دستش را به روى ديگران دراز نمى كند ، احساس عزّت و كرامت نفس مى كند، هر چند درآمد او اندك باشد و يك زندگى معمولى اى داشته باشد. امام على عليه السلام به كارهاى سخت ، تن مى داد . چاه و قنات حفر مى كرد، باغبانى مى كرد، حتى به ازاى دريافت مزد و اجرت ، براى ديگران كار مى كرد . اين كارها را انجام مى داد تا عزّت نفس خود را حفظ كند و دست نياز ، به سوى ديگران دراز نكند . {-4-}
[1]سوره نجم ، آيه 39 .[2]عيون الحكم والمواعظ ، ص 122 .[3]اخلاق در قرآن ، ج 2 ، ص 198 .[4]تعليم و تربيت اسلامى، ص 424 .
منابع و مآخذ
1 . اخلاق در قرآن ، محمّد تقى مصباح يزدى ، تحقيق و نگارش ، محمّد حسين مصباح يزدى ، قم : مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى ، 1380 ش . 2 . الأمالى، محمّد بن الحسن الطوسى (م 460 ق)، تحقيق: مؤسسة البعثة، قم: دارالثقافة، 1414 ق، اوّل. 3 . الأمالى ، محمّد بن على ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م 381 ق ) ، تحقيق : مؤسسة البعثة ، قم : مؤسسة البعثة ، 1407 ق ، اوّل. 4 . ايران (روزنامه) ، تهران : مؤسسة ايران . 5 . أحسن الحديث ، على اكبر قرشى ، تهران : بنياد بعثت ، 1374 ش . 6 . أطيب البيان في تفسير القرآن ، عبد الحسين طيّب ، (م 1370 ش) ، قم : بنياد فرهنگ اسلامى ، 1352 ش ، اوّل . 7 . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمّة الأطهار عليهم السلام ، محمّد باقر بن محمّد تقى المجلسى (العلاّمة المجلسى) (م 1111 ق ) ، بيروت : مؤسسة الوفاء ، 1403 ق ، دوم . 8 . پرتوى از قرآن ، سيد محمود طالقانى (م 1358 ش) ، تهران : شركت سهامى انتشار ، 1362 ش . 9 . پژوهشى در فرهنگ حيا ، عباس پسنديده ، قم : دارالحديث ، 1383 ش . 10 . التبيان فى تفسير القرآن ، محمّد بن الحسن الطوسى (الشيخ الطوسى) (م 460 ق) ، نجف : مكتبة الأمين ، 1381ق . 11 . تحف العقول عن آل الرسول صلى الله عليه و آله ، الحسن بن على الحَرّانى (ابن شُعبة) (م 381 ق ) ، تحقيق : على أكبر الغفّارى ، قم : مؤسسة النشر الإسلامى ، 1404 ق ، دوم . 12 . التحقيق فى كلمات القرآن الكريم ، حسن المصطفوى ، تهران : وزارة الإرشاد الإسلامى ، 1416 ق ، اوّل . 13 . ترجمه تاريخ يمينى ، محمّد بن عبد الجبار عُتْبى (م 427 ق) ، ترجمه : ابوالشرف ناصح بن ظفر جُرفادقانى ، مصحح : جعفر شعار ، تهران : علمى فرهنگى ، 1374 ش .
14 . ترجمه تفسير «الميزان» ، السيّد محمّد حسين الطباطبائى (م 1402 ق ) ، ترجمه : ناصر مكارم شيرازى و ديگران ، تهران : بنياد علمى وفكرى علاّمه طباطبايى ، 1366 ش ، سوم . 15 . ترجمه تفسير «مجمع البيان» ، ابو على فضل بن حسن طَبْرِسى (548 ق) ، ترجمه وتحقيق : على كرمى ، تهران : وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامى ، 1380 ش . 16 . تعليم و تربيت اسلامى ، على شريعتمدارى ، تهران : امير كبير ، 1365 ش ، ويرايش دوّم . 17 . تفسير العيّاشى ، محمّد بن مسعود السُّلَمى السمرقندى (العيّاشى) (م 320 ق ) ، تحقيق : هاشم الرسولى المحلاّتى ، تهران : المكتبة العلميّة ، 1380 ق ، اوّل . 18 . تفسير القمّى ، على بن إبراهيم القمّى (م 307 ق ) ، به كوشش : السيّد طيّب الموسوى الجزائرى ، نجف : مطبعة النجف الأشرف . 19 . تفسير نمونه ، زير نظر : ناصر مكارم شيرازى ، با همكارى : جمعى از نويسندگان ، تهران : دارالكتب الإسلاميه ، 1361 ش . 20 . تفسير نهج البلاغه ، محمّد تقى جعفرى (م 1377 ق) ، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامى ، 1368 ـ 1378 ش . 21 . الجامع الصغير فى أحاديث البشير النذير ، عبد الرحمان بن أبى بكر السيوطى (م 911 ق ) ، بيروت : دار الفكر ، 1401 ق ، اوّل. 22 . جوان از نظر عقل و احساسات ، محمّد تقى فلسفى ، تهران : هيئت نشر معارف اسلامى ، 1345 ش. 23 . حال برتر ، گيل ليندن فيلد ، مترجم : الهه ميرزايى ، تهران : جوانه رشد ، 1383 ش . 24 . الخصال ، محمّد بن على ابن بابويه القمّى (الشيخ الصدوق) (م 381 ق ) ، قم : مؤسسة النشر الإسلامى ، 1414 ق ، چهارم . 25 . خلاصه تفاسير ، عباس پور سيف ، تهران : نيك آيين ، 1379 ش . 26 . ديوان غزليات خواجه حافظ ، تصحيح و توضيح : خليل خطيب رهبر ، تهران : صفى على شاه . 27 . رمز پيروزى مردان بزرگ ، جعفر سبحانى ، قم : نسل جوان ، 1370 ش . 28 . روان شناسى اجتماعى با نگرش به منابع اسلامى ، مسعود آذربايجانى و ديگران ، تهران : سمت ، 1382 ش . 29 . روان شناسى اِهمالكارى ، آلبرت آليس و ويليام جيمز نال ، ترجمه : محمّد على فرجاد ، تهران : رشد ، 1375 ش .
30 . روان شناسى خجالت ، پى داكو ، ترجمه : بهروز آقايى ، تهران : رسام ، 1366 ش . 31 . روضة الواعظين ، محمّد بن الحسن الفتّال النيسابورى (م 508 ق ) ، تحقيق : حسين الأعلمى ، بيروت : مؤسسة الأعلمى ، 1406 ق ، اوّل . 32 . ره توشه ، محمّد تقى مصباح يزدى ، قم : مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى ، 1375 ش . 33 . سفينة البحار ، الشيخ عباس القمى ، (م 1319 ق) ، تحقيق : مجمع البحوث الإسلاميه ، مشهد : بنياد پژوهش هاى اسلامى ، 1416 ق ، اوّل . 34 . شرح چهل حديث ، امام خمينى (قدس سره) ، تهران : مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى (ره) ، 1371 ش . 35 . شرح نهج البلاغة ، ابن أبي الحديد (م 656 ق) ، تحقيق : محمّد أبو الفضل إبراهيم ، بيروت ، دار إحياء التراث ، 1387 ق . 36 . شعله هاى سرد ، محمّد على سروش ، قم : دارالحديث ، 1385 ش . 37 . الصحاح ، إسماعيل بن حمّاد الجوهرى (م 398 ق) ، تحقيق : أحمد بن عبد الغفور عطّار ، بيروت : دارالعلم للملايين ، 1410 ق . 38 . العين ، خليل بن أحمد الفراهيدى (م 175 ق ) ، تحقيق : مهدى المخزومى ، قم : دار الهجرة ، 1409 ق ، اوّل. 39 . عيون الحكم و المواعظ ، على بن محمّد الليثى الواسطى (ق 6 ق ) ، تحقيق : حسين الحسنى البيرجندى ، قم : دار الحديث ، 1376 ش ، اوّل. 40 . غرر الحكم ودرر الكلم ، عبد الواحد الآمِدى التميمى (م 550 ق ) ، تحقيق : مير جلال الدين محدّث اُرمَوى ، تهران : دانشگاه تهران ، 1360 ش ، سوم . 41 . غزليات شمس تبريزى ، به اهتمام : منصور مشفق ، تهران : صفى عليشاه ، 1367 ش . 42 . الفروق اللغوية ، الحسن بن عبد اللّه (أبو هلال) العسكرى (م 400 ق) ، تحقيق: حسام الدين القدسى ، بيروت: دار الكتب العلمية . 43 . الكافى، محمّد بن يعقوب الكلينى الرازى (م 329 ق ) ، تحقيق : على أكبر الغفّارى ، بيروت : دار صعب ودار التعارف ، 1401 ق ، چهارم . 44 . كامل الزيارات ، جعفر بن محمّد بن قولويه (ابن قولويه) (م 367 ق ) ، تحقيق : جواد القيّومى ، قم : نشر الفقاهة ، 1417 ق ، اوّل.