الصفحات من 1 الی14 فارغة فی النسخة المطبوعة/صفحات 1 الی 14 در مأخذ اصلی خالی است
آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، ص : 15
دیباجه
شعری از شهید آیتاللَّه مطهری در غم فراق امام خمینی
بعد از 15 خرداد که در زندان شهربانی بودیم آقای بکائی تبریزی اشعار ذیل را که از مردی به نام «ذوالقدر» میباشد در پشت مثنوی من به عنوان یادگار نوشتند:
نشد ابرو خم از سنگینی بار قفس ما را
که این سنگین سبکتر باشد از بال مگس ما را
به رغم عدل و آزادی خلاف هر چه در عالم
به جرم راستی افکنده در زندان عسس ما را
تُنُک پر مایگان توبه فرما را ز ما برگو
گرانجانیم و نتواند خریدن هیچ کس ما را
خود آزادی به دست آور که کس نفرستد این گوهر
از آن سوی بحار و ساحل رود ارس ما را
دموکراتش لقب بخشند هر خود رأی و خودکامی
در این مکتب که معنی واژگون گردیده اسما را
ز بیتالمال ملت گنجها سهم تبه کاران
بیات آجر و صبحانه آب و عدس ما را
نام کتاب :آیندۀ انقلاب اسلامی ایران ط-صدرانویسنده :مطهری، مرتضیجلد :1صفحه :15««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»فرمت PDFشناسنامهفهرست
متن خیر مقدم بازگشت امام خمینی به ایران که در فرودگاه مهرآباد تهران قرائت شد(به قلم استاد مطهری)
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ انَّ الْباطِلَ کانَ زَهوقاً[1]. فَانَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبونَ[2].
ای روح خدا و ای ابراهیم بت شکن اسلام و ای بنده پاکباز حق و ای جان عزیز ملت ایران! به عرض برسانم که:
رواق منظر چشم من آشیانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
ملت ایران چه چیزی از جان عزیزتر دارد که نثار مقدم فرخنده رهبر فداکار و روشن بینش نماید، و چه ثنایی بالاتر از این سراغ دارد که او را بنده پاکباز حق بخواند.
ای بنده پاکباز خدا! ای مسلمان محمدی! ای شیعه صادق! ای آیت خدا! ملت ایران در شخصیت شما و از تجربه زندگی شما بالاخص در شانزده سال اخیر
[1]. اسراء/ 81.
[2]. مائده/ 56.
زعامت امت که به شما سپرده شد مصداق عینی وعده خدا به رزمندگان و پویندگان راهش را مشاهده میکند که اگر به یاری خدا بشتابید به یاری شما میشتابد و شما را ثابت قدم نگاه میدارد، و هر کسی از آنِ خدا باشد خدا از آن اوست.
هجرت شما از وطن عزیز در 14 سال پیش تحت فشار و اجبار سمبلهای استبداد و استعمار، یادآور هجرت جدّ مکرمتان رسول خدا صلی الله علیه و آله و یاران بزرگوار
اوست که به گناه خواستاری جامعه توحیدی از شهر و دیار خود رانده شدند(الَّذینَ اخْرِجوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیرِ حَقٍّ الّا انْ یقولوا رَبُّنَا اللَّهُ)[1]و بازگشت امروزتان یادآور فتح مبین و عظیم مکه است که سمبلهای زر و زور و بتهای فلزی و گوشتی یکی پس از دیگری از مقرّ حکمرانی به زیر آورده شدند و حکومت خدایی جایگزین حکومت طاغوتی گردید.لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسولَهُ الرُّؤْیا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ انْ شاءَ اللَّهُ امِنینَ[2].
ملت ایران، جان بر کف در انتظار فرمان رهبر عظیمالشأن خویش است و تا برقراری جامعه توحیدی، جامعهای که در آن، انسان از قید بندگی انسان آزاد باشد و بهرهکشی انسان از انسان ملغی گردد و از ناهمواریها و نابرابریهای مصنوعی اثری نماند و بتهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یکسره سرنگون گردند و مساوات، برابری و برادری به معنی واقعی کلمه برقرار شود و آثار استبداد 2500 ساله و استعمار 400 ساله محو گردد و در یک کلمه، بندگی از آن خدا و حکومت، حکومت الهی باشد، از پای نخواهد نشست.
جای چندین هزار شهید، شهیدان 15 ساله اخیر که حرکت انقلاب مقدس اسلامی ما را با خون خود سرعت بخشیدند، خالی است که بازگشت مظفرانه رهبر خود و شکوفههای به ثمر رسیده نهال انقلاب را به چشم خود ببینند. اگر امروز در میان ما نیستند ارواح پاکشان ناظر و شاهد خواهد بود.
وَ السَّلامُ عَلَیک وَ عَلَی الْارْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِک وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُه.
برقرار باد جامعه توحیدی و جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی.
[1]حج/ 40.
[2]فتح/ 27.
این صفحه فاقد متن است
بخش اول
اهداف روحانیت در مبارزات
این صفحه فاقد متن است
اهداف روحانیت در مبارزات*[1]
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
خدایا به یاد تو و به نام تو و به امید تو. موضوع سخن «اهداف روحانیت در مبارزات» است. من در این جلسه ضمن این که به اهداف کلی روحانیت در مبارزات خود در طول تاریخ اشاره میکنم، بیشتر میخواهم هدفهای روحانیت را در نهضت اسلامی معاصر موجود تشریح کنم.
ما امروز نهضتی اسلامی و تاریخی و عظیم و کم سابقه- اگر نگوییم بیسابقه- داریم موجود که از بطن جامعه ما برخاسته است و ما در متن آن قرار گرفتهایم و روحانیت ما این نهضت را رهبری میکند. میخواهیم هدفهای این نهضت را بشناسیم. اگر میگوییم هدفهای روحانیت یعنی هدفهای این نهضت، چون میدانیم که امروز تمام قشرها و طبقات مختلف ملت ایران در روحانیت تجسم پیدا کرده است و روحانیت در آن شخص بسیار بسیار بزرگ تاریخی (گریه استاد) که نامش و یادش قلب مرا به لرزه میآورد یعنی استاد بزرگوار ما آیتاللَّه العظمی آقای خمینی تجسم یافته است.
[1]* این سخنرانی در آبان 1357 (حدود سه ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی) در دانشگاه صنعتی شریف در همایشی تحت عنوان «همبستگی» ایراد شده است.