آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، ص : 1 80
تفسیر معنویت به مادیت!
متأسفانه گاهی دیده میشود که در بعضی از نوشتههای امروزی و در برخی از تفسیرهایی که درباره قرآن نوشته میشود، آنچه که معنویت است تفسیر به مادیت میکنند و با این کار به حساب خودشان برای اسلام فرهنگ انقلابی تدوین میکنند.
در قرآن بارها و بارها کلمات «آخرت» و «قیامت» به کار رفته است و بدون شک در همه جا مقصود این بوده که بعد از این دنیایی که در آن زندگی میکنیم عالم دیگری وجود دارد. اما گویا به نظر این آقایان این که در قرآن از عالم دیگری اسم برده میشود ضعف قرآن است. لذا هرجا که اسم آخرت آمده میگویند مقصود سرانجام است: سرانجام هر کار، سرانجام هر مبارزه. این افراد میخواهند پایههای معنویت قرآن را از میان ببرند و متأسفانه صرفا بر روی عدالت فکر میکنند، تصور میکنند بدون معنویت عدالت امکانپذیر است.
ولی اولا از یک سو معنویت در قرآن قابل توجیه و تأویل نیست، و از سوی دیگر بدون بال معنویت از بال عدالت کاری ساخته نیست. از نظر قرآن، معنویت پایه تکامل است. این همه عبادات که در اسلام بر روی آن تکیه شده است برای تقویت جنبه معنوی روح انسان است. زندگی پیامبر را ببینید، با آن همه گرفتاری و مشغلهای که دارد باز در همان حال قرآن میگوید:
انَّ رَبَّک یعْلَمُ أنَّک تَقومُ أدْنی مِنْ ثُلُثَی اللَّیلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذینَ مَعَک وَ اللَّهُ یقَدِّرُ اللَّیلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أنْ لَنْتُحْصوهُ فَتابَ عَلَیکمْ[1].
خدا آگاه است که تو در حدود دو ثلث شب را به عبادت قیام میکنی، گاهی حدود نصف آن و لااقل ثلثی از شب، و گروهی از کسانی که با تو هستند [نیز چنین میکنند] ...
و یا خدا به پیامبرش تأکید میکند که: قسمتی از شب را برای عبادت برخیز، تهجّد کن، نماز شب بخوان تا به مقام محمود برسی[2].
[1]. مزّمّل/ 20.
[2]. اسراء/ 79.
آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، ص : 1 81
و یا در مورد علی علیه السلام اگر عدالت اجتماعی او را میبینیم و کارکردنها و بیلزدنها و عرق ریختنهایش را مشاهده میکنیم، باید آن در دل شب غش کردنهایش را هم ببینیم، آن از خوف خدا بیهوش شدنهایش را هم نظاره کنیم.
اینها واقعیات تاریخ اسلام هستند و آنها هم صریح آیات قرآن. این مسائل را نمیتوان توجیه و تأویل کرد. هرگونه تفسیر و تعبیر مادی این مسائل خیانت به قرآن است. انقلاب ما در آینده در کنار عدالت اجتماعی به مقیاس اسلامی، نیاز به معنویتی گسترده و شامل دارد، معنویتی از آن نمونه که در پیامبر و ائمه دیدهایم.
این صفحه فاقد متن است
آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، ص : 1 83
روحانیت و انقلاب اسلامی
امشب در نظر دارم درباره روحانیت و انقلاب اسلامی ایران بحث کنم. این مسئله از دو جنبه قابل بحث است؛ یکی مربوط به گذشته و آن این که روحانیت در این انقلاب چه سهمی داشته و چطور شده که به قول بعضی از آقایان، روحانیت اینچنین انقلابی شد و انقلابی از کار درآمد، و دیگر درباره نقش روحانیت در آینده انقلاب اسلامی ایران.
بحث امشب بیشتر ناظر به قسمت دوم خواهد بود. درباره قسمت اول گروههای به اصطلاح چپ، چه آنهایی که در اظهار عقاید خود صریح هستند و رک و بیپرده سخن میگویند و چه آنهایی که یک پوشش اسلامی بر روی افکار خود کشیدهاند، در نوشتهها و نشریهها و جزوات خود مینوشتند که امکان ندارد روحانیت انقلابی شود زیرا بر اساس اصول مارکسیسم- که البته دسته دوم میگفتند بر اساس اصول قرآنی- انقلاب از ناحیه طبقه محروم و به دلیل محرومیت آنها علیه طبقه مرفه و حاکم انجام میگیرد. بر اساس همین بینش، آنها عقیده داشتند که امکان ندارد از ناحیه گروههای وابسته به طبقه حاکم انقلاب صورت گیرد و از آنجا که روحانیت در طول تاریخ وابسته به طبقه حاکم بوده است نمیتواند علیه همین طبقه انقلاب کند و اگر امروز میبینید که روحانیت روحیه انقلابی به خود گرفته، اینصرفا دسیسه طبقه حاکم برای حفظ موجودیت خودش است. در واقع این طبقه حاکم است که در گوش روحانیت خوانده است که: چهره انقلابی به خود بگیر تا به موقع
آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، ص : 1 84
بتوانی انقلاب را ترمز کنی و به این ترتیب، هم خودت را حفظ کنی و هم ما را.حتی در نشریهای که در اسفند 1356 از طرف یک گروه مخفی منتشر شده بود[1]
سخن یک نویسنده غیر مذهبی درباره روحانیت
یکی از نویسندگان غیر مذهبی که سالها قبل جزو ایدئولوگهای حزب توده بود و
[1]. [رجوع شود به ماهنامه توفان، ارگان حزب کمونیست کارگران و دهقانان ایران، شماره 15، دورهچهارم، تحت عنوان «نه خدا، نه شه، نه قهرمان» و به کلیه نشریات گروه «فرقان» در جریان انقلاب و بخصوص بهمن 1357.]
آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، ص : 1 85
بعدها تا حد زیادی در نظراتش تحول پیدا شد، چندی قبل در یکی از مجلات مقالهای نوشته بود و نهضت فعلی ایران را با دید نسبتا بیطرفانهای تحلیل کرده بود.
این نهضت را با نهضت تنباکو و نهضت مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران مقایسه کرده بود و علت شکست خوردن نهضت مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت را ذکر کرده بود و در اغلب اینها گناه این شکستها را به گردن- به قول خودش- لائیکها یعنی غیر مذهبیها[1]انداخته بود. در تحلیلهای خودش رسیده بود به اینجا که مشروطیت به این دلیل شکست خورد که با دو نیرو، نیروی روحانیت و نیروی لائیکها، راه افتاد ولی موقع بهرهبرداری که شد لائیکها به فکر افتادند که روحانیت تا همین جا که آمده کافی است، باید عقبشان زد. همین سبب شکست مشروطیت شد. در باره نهضت ملی نفت ایران هم تقریبا همین طور اظهار نظر کرده بود. تا رسیده بود به این نهضت. این مردی که خیال نمیکنم به خدا اعتقادی داشته باشد نوشته بود قبل از این نهضت همه خیال میکردند در ایران دو نیرو وجود دارد: نیروی سیاسی، نیروی اقتصادی. هیچ کس فکر نمیکرد که نیروی دیگری هم در جامعه ایران وجود دارد. هیچ کس فکر نمیکرد که در بطن این جامعه نیروی دیگری وجود دارد که اگر بجنبد هر دو نیرو را سخت تحتالشعاع قرار میدهد و دنبالهرو خودش میکند و آن نیروی روحانیت است.
نوشته بود این یک امر غیرقابل پیشبینی در ایران بود. نه جامعهشناسان ایرانی اینچنین پیشبینی میکردند و نه دیگران. روحانیت را دکوری برای سیاست یا اقتصاد امروز ایران خیال میکردند و به هر حال به عنوان نیرویی مقتدرتر و اصیلتر از همه نیروها به طوری که حاکم بر همه نیروها بشود و همه نیروها را در جهت خودش حرکت بدهد احدی در این کشور پیش بینی نمیکرد.
منصفها نقش روحانیت را در نهضت انقلابی ایران انکار نمیکنند و قابل انکار هم نیست و من در این جهت نمیخواهم زیاد بحث کنم، بیشتر میخواهم راجع بهآینده
[1]. البته «غیرمذهبیها» نه معنایش ضد مذهبهاست؛ یعنی آنهایی که سیاستشان از مذهب انگیختهنمیشود.
بحث کنم.
آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، ص : 1 86
نقش روحانیت در نهضتهای گذشته
نقش روحانیت در نهضت مشروطیت البته به اندازه نقش آن در انقلاب اسلامی امروز ایران نیست ولی نقش غیر قابل انکاری دارد.
اما نقش روحانیت در انقلاب عراق. عراق را انگلیسها بعد از جنگ بینالمللی اول رسما احتلال و اشغال کرده بودند. عراق را چه کسی از چنگال انگلیسها نجات داد؟ روحانیت شیعه، روحانیت نجف به رهبری مرحوم آیتاللَّه میرزا محمد تقی شیرازی، مردی که در زهد و تقوا در حالتی بود که احدی نمیتوانست احتمال بدهد که از این آدم یک رهبر انقلابی به وجود میآید. همین طوری که آن مرد نوشته بود که در بطن جامعه ایران کسی پیشبینی نمیکرد چنین نیرویی نهفته است، احدی پیشبینی نمیکرد که آقا میرزا محمدتقی شیرازی در موقع خودش تبدیل میشود به چنان رهبر انقلابی و چنان فرمانی میدهد و با انگلیسها آنچنان میجنگد که بالاخره آنها را از عراق بیرون میکند. مرحوم آیتاللَّه آقا سید محمدتقی خوانساری از مراجع قم که بیست و چند سال پیش فوت کردند و ما افتخار شاگردی ایشان را هم داریم از کسانی بود که در انقلاب عراق و آن جنگ شرکت داشت و مدتها اسیر شده بود. ایشان و عده دیگری را به هند برده بودند و مدتها در هند در زندان اسیر بودند و بعد آزاد شدند. مرحوم آیتاللَّه آقا سید ابوالقاسم کاشانی از کسانی است که در جوانی در همان جنگ شرکت کرده بود، او هم مدتها اسیر و در زندان انگلیسها بوده، و عده خیلی زیاد دیگر.
شما شبیه نهضت تنباکو را در میان روحانیینِ هیچ مذهبی پیدا نمیکنید، نه مسیحی نه یهودی نه زردشتی نه بودایی نه مذهب دیگری و نه مسلمانان اهل تسنن.
در شیعه است که این نهضتها واقع شده.
کتابی است از یک نفر آمریکایی که مسلمان شده به نام حامد الگار و به فارسی ترجمه شده به نام نقش روحانیت پیشرو در نهضت مشروطیت ایران. کتاب خواندنی و جالبی است. من همه این کتاب را خواندهام. اگرچه موضوع این کتاب نقش روحانیت در مشروطیت ایران است ولی تاریخ را از اول قاجاریه شروع کرده و چقدر این مرد کتاب مطالعه کرده! او، هم مسلمان است و هم شیعه و در ایامی که ما در پاریس بودیم صحبت بود که قرار است به زیارت آقا بیاید، بعد شنیدم آمده و مایل است به ایران بیاید و چه خوب است که زمینه مسافرت این آدم را به ایران
آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، ص : 1 87
فراهم کنند، دعوتش کنند که به ایران بیاید. زبان فارسی را هم یاد گرفته. آن کتاب را که آدم میخواند میبیند که در طول حدود 250 سال دوره قاجاریه علمای شیعه همیشه با سلاطین درگیر بودهاند و نهضتهای ضد سلاطین را اینها رهبری میکردهاند. کتابش البته نقطه ضعفهای کوچکی هم دارد که ناشی از این است که بالاخره هرچه باشد یک آدم بیگانه است و به محیط ایران خیلی وارد نبوده. ولی در مجموع چون بیطرفانه و بیغرضانه نوشته است آدم احساس میکند که چطور روحانیت شیعه همیشه در کنار مردم بوده و به سود مردم قیام و حرکت میکرده است و این تهمتهایی که به روحانیت شیعه میزنند صرفا تهمت است و هیچ حقیقت ندارد.
در همین نهضت ملی ایران هم که خودمان دیدیم، روحانیت، مرحوم آیتاللَّه خوانساری و مرحوم آیتاللَّه کاشانی نقش عظیم داشتند، فدائیان اسلام نقش زیاد داشتند. اصلا ابتدای این نهضت را اینها راه انداختند. اگر تلاش اینها نبود محال بود که نفت ایران ملی شود، یعنی اینها این نهضت را در میان همه قشرها و طبقات نفوذ دادند.
در نهضتی که از 15 خرداد به این طرف شد، روحانیت تنها نیرویی بود که پیش افتاده بود و پیشتاز بود و به گونهای وارد عمل شد که فساد را از ریشه کند. دیگر مسئله این نبود که نفت را مثلا خارجیها میبرند، دست خودمان باشد، یا ما میخواهیم امتیاز تنباکو لغو شود، بلکه دست انداخت روی آن ریشه اصلی: استبداد داخلی، استعمار خارجی. یک درخت 2500 ساله را که احدی خیال نمیکرد بکند، کند و دور انداخت، یک امر باورنکردنی برای دنیا.آنچه گفتیم مربوط به گذشته این انقلاب و رابطه روحانیت با گذشته انقلاب بود.
برای ما کافی نیست که پیوسته بیاییم درباره روحانیت و گذشته انقلاب بحث کنیم و خودمان را سرگرم کنیم که روحانیت چنین نقشی در گذشته داشته است.
گذشته گذشت. فکر برای آینده باید کرد. در آینده، این انقلاب نیاز زیادی به روحانیت دارد به شرط آن که روحانیت وظایف خودش را در آینده انقلاب خوبدرک کند. کارش را باید ده برابر کند، تحقیق علمیاش را باید ده برابر کند، تبلیغش را باید ده برابر کند. رابطهاش را با مردم، در جمع مردم آمدن، به میان مردم رفتن، درد مردم را از نزدیک لمس کردن و احساس کردن، اینها را باید چندین برابر کند.