بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 194

آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، ص : 1 94

ریشه قدرت روحانیت شیعه

گفتیم بسیاری از جامعهشناسان از قدرت روحانیت در ایران که یک نظام سیاسی 2500 ساله را ساقط کرد غافل بودند. چرا روحانیت در ایران چنین قدرتی را دارد؟در جزوهای که خودم در چند ماه پیش به نام نهضتهای اسلامی در صدساله اخیر منتشر کردهام مقایسهای میان روحانیت شیعه و روحانیت تسنن کردهام که با این که در میان روحانیون و علمای اهل تسنن سخنان اصلاحی بیشتر از علمای شیعه زده


صفحه 195

آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، ص : 1 95

شده است و آنها حرف اصلاح را بیشتر گفتهاند و طرح اصلاحی بیشتر دادهاند ولی آنها نتوانستهاند یک حرکت اصلاحی به وجود بیاورند. بر عکس، علمای شیعه با این که کمتر در این زمینهها حرف زدهاند ولی در طول این صد سال حرکتهایی را رهبری کردهاند که هیچ کدام از اینها در میان اهل تسنن وجود نداشته تا چه رسد به روحانیت مسیحی و امثال آن.

چرا روحانیت شیعه توانسته در طول تاریخ منشأ حرکتها و انقلابهای بزرگ بشود ولی روحانیتهای دیگر حتی روحانیت اسلامی تسنن نتوانسته است؟ این، دو ریشه دارد: یکی این که فرهنگ این روحانیت فرهنگ شیعی است. خود فرهنگ شیعی یک فرهنگ زنده حرکتزا و انقلابخیز است، فرهنگی است که از روش علی، از افکار و اندیشه علی و از نهجالبلاغه علی تغذیه میشود، دیگران که چنین چیزی ندارند. فرهنگی است که در تاریخ خودش عاشورا دارد، دیگران که عاشورا ندارند. فرهنگی است که صحیفه سجادیه دارد، دیگران صحیفه سجادیه ندارند.

فرهنگی است که دوره امامت 250 ساله و دوره عصمت 273 ساله دارد، دیگران چنین دورهای ندارند.

دوم این که روحانیت شیعه که به دست ائمه شیعه پایهگذاری شده است، از اول، اساسش بر تضاد با قدرتهای حاکمه بوده است. حامد الگار در کتاب نقش روحانیت پیشرو در نهضت مشروطیت میگوید: «اساس روحانیت بر انکار حقانیت پادشاهان است.» روحانیت شیعه همیشه از نظر معنوی متکی به خدا بوده و از نظر روابط اجتماعی متکی به مردم. هیچ وقت جزو دولت نبوده. روحانیت سنی از آنجا باخت که آقای ابویوسف آمد قاضی القضاة هارون شد، هم مفتی اعظم دینی و هم نوکر هارون. آدمْ مفتی اعظم باشد و نوکر خلیفه، دیگر نمیتواند پایگاه مردمی داشته باشد. فردی نظیر شیخ محمد عبده از روشنفکران روحانیین اهل تسنن وقتی میخواهد رئیس جامع ازهر بشود آقای خدیو عباس باید ابلاغ به نامش صادر کند، اگرنه مردم مصر میگویند مفتی بودنش باطل است چون خلیفه به او اجازه نداده.آقای شیخ محمود شلتوتِ مصلح باید جمال عبدالناصر برایش ابلاغ صادر کند،وقتی هم در اتاقش مینشیند عکس جمال عبدالناصر باید بالاسرش باشد. او قهرا دیگر نمیتواند پایگاه مردمی داشته باشد، نمیتواند علیه همان عبدالناصر قیام کند، چنان که شیخ محمد عبده نمیتواند علیه خدیو عباس قیام کند.


صفحه 196

آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، ص : 1 96

ولی روحانیت شیعه از اول بر اساس بینیازی از قدرتهای حاکمه بوده است، همیشه سلاطین مجبور بودند آستان آنها را ببوسند و بر آن پیشانی بسایند و آنها بیاعتنایی کنند. فتحعلیشاه مجبور بود از میرزای قمی کسب حیثیت کند، میرزا احتیاج به او نداشت. میرفت قم، در رکاب میرزا حرکت میکرد. میرزا که از درس مثلا میخواست به منزل برود میرفت رکاب الاغ میرزا را میگرفت. یک دفعه هم در حالی که میرزا سوار الاغ میشد پای میرزا روی ریشش[1]آیتاللَّه بروجردی و مرد بازاری

یادم هست در وقتی که قم بودیم، سالهای اول مرجعیت مرحوم آیتاللَّه بروجردی اعلیاللَّه مقامه بود، یکی از بازاریهای متدین و وجوهات بده و مقدس معروف تهران چشمش افتاده بود به کسی که عازم قم بود، به او گفته بود صبر کن من هم میخواهم حوالهای به آقا بدهم، ببر خدمت آقا. یک تکه کاغذ پارهای دم دستش بوده، همان جا حوالهای نوشته بود، حواله بزرگی هم بود، و گفته بود این را بابت وجوه ببر به آقا بده. آن شخص حواله را آورد و به دست آقا داد. آقا آن را پرت کرد آن طرف و به او گفت دیگر از این وجوهات نگیری. مدتها آمدند خواهش و التماس کردند. ایشان به آن بازاری گفت تو به کی داری پول میدهی؟ تو خیال میکنی به من داری پول میدهی؟ تو پول امام زمان را داری میدهی. تو با این کارت به امام زمان داری بیاحترامی میکنی. در یک کاغذ پاره حواله مینویسی؟! روحانیت عزیزتر از این است که بخواهد امثال شما را تحمل کند. بعد او بارها خواهش، التماس، توبه و انابه

[1]. ریش بلندی داشت که تا پایینتر از نافش میآمد.


صفحه 197

آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، ص : 1 97

روحانیون پست اجرایی دولتی نپذیرند

دایره امر به معروف و نهی از منکر زیر نظر روحانیت

در روزنامهها خواندید و همیشه جزو طرحهای امام است، اصرار میکنند که باید ما یک دایره امر به معروف و نهی از منکر مستقل از دولت (حتی همین دولت جمهوری اسلامی) و وابسته به روحانیت تشکیل بدهیم. الان از بس گرفتاریهای دیگر زیاد است فعلا به این مسئله نمیرسند والّا در برنامه هست. باید دایره عظیم و وسیعی به نام امر به معروف و نهی از منکر یعنی دایره ارشاد، هدایت و راهنمایی مردم، دایره تبلیغ اسلام، دایره رفع شبهات از مردم، دایره ساختن اسلامی مردم به وجود بیاید ولی وابسته به روحانیت باشد و مستقل از دولت، حتی دولت اسلامی. و این بسیارطرح عالی و فکر خوبی است؛ هم این که روحانیت تا حد امکان نباید جزو دولت بشود ولو دولت اسلامی، و هم این که باید روحانیت زمام امر به معروف و نهی ازمنکر و در حقیقت ارشاد و هدایت مردم و تأمین معنویت مردم را بر عهده بگیرد.


صفحه 198

آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، ص : 1 98

لزوم اصلاح عزاداریها

مسجدها باید محفوظ بماند، امامت جماعتها باید محفوظ بماند، منبرها باید محفوظ بماند، روضهها باید محفوظ بماند، ذکر مصیبتها باید محفوظ بماند اما باید اصلاح شود. تحریفات در ذکر مصیبتها الی ماشاءاللَّه است. جعل، دروغ، وضع در این قضایا الیماشاء اللَّه است و اینهاست که روضهها و ذکر مصیبتها را کم اثر کرده والّا اصل روضه و ذکر مصیبت باید باقی بماند و مسئله امام حسین و اشک ریختن برای امام حسین و محرّم و عاشورا و تظاهرات برای محرّم و دسته بیرون آمدن، تمام اینها باید محفوظ بماند ولی البته من نمیگویم حتما باید به آن شکلی که از زمان قاجاریه معمول شده که بیشتر از قفقاز به این طرف آمده انجام شود و حتما اینها هم باید باشد. اینها کارهای جدیدی است که بیرون آمده، بسیاری از اینها درست نیست و باید عزاداریها را اصلاح کنیم. شیعه قسمتی از کیان خودش را با همین حَنینها و نالهها و فریادها و شکایت کردن از ظلمها حفظ کردهاست.روضههایی که تا حالا بوده، آیا خیال میکنید نقشی در این انقلاب نداشت؟ همینها بود که از یزید و ابن زیاد و عمر سعد چنین چهرههایی ساخت، بعد ظالمها را در چهره یزیدها و ابن زیادها و عمر سعدها نشان داد و همین خودش منشأ حرکت در میان مردم شد.

ریان بن شبیب میگوید در روز اول محرّم رفتم خدمت ثامنالحجج (علیه آلاف التحیة و الثناء) امام رضا علیه السلام، دیدم حال حضرت منقلب است و دارد در خانه اشک میریزد. من هم غافل و بی خبر، تعجب کردم که چرا حضرت این طور است.پرسیدم: آقا چرا حالتان این طور است، آیا حادثهای پیش آمده؟ فرمود: مگر نمیدانی امروز روز اول محرم و روز مصیبت ما اهل بیت است؟! بعد حضرت به من رو کرد و فرمود: پسر شبیب! هرگاه بر چیزی خواستی بگریی بر جدّ ما حسین بن علی علیه السلام گریه کن.چرا ائمه ما ذکر مصائب مادرشان زهرا را میکردند و میگریستند؟ اصلا چرا حضرت زهرا دستور داد شبانه دفنش کنند؟ چرا فرمود نمیخواهم کسی از کسانی که به من ظلم کردهاند در تشییع جنازهام شرکت کنند؟ برای این که میخواست این


صفحه 199

آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، ص : 1 99

ظلم در جهان لوث نشود، زیرا لوث شدن ظلم گناه است. میخواست تا بعد از چهارده قرن هم بیایند و بگویند:

فَلِأَی الْامورِ تُدْفَنُ لَیلا

بَضْعَةُ الْمُصْطَفی وَ تُعْفی ثَریها

چرا پاره جگر پیغمبر شبانه باید دفن شود؟ چرا باید محل قبرش مخفی بماند؟

میخواستند این علامت سؤال همیشه باقی بماند، میخواستند این ظلم و این مظلومیت فراموش نشود.

زهرا از دنیا رفت[1]. خبر در گذشت زهرا در مدینه پیچید. مردم ریختند جلو خانه علی و زهرا، آماده تشییع جنازه زهرا. یکی از اصحاب (ابوذر یا مقداد) بیرون آمد و گفت: ایهاالناس متفرق شوید، امروز زهرا دفن نمیشود. (البته نگفت که زهرا وصیت کرده که من باید شب دفن شوم، بلکه این حرف راست را گفت: زهرا امروز دفن نمیشود.) مردم متفرق شدند به خیال این که زهرا فردا دفن خواهد شد و فردا در تشییع جنازه زهرا شرکت خواهند کرد. علیالقاعده کسانی که زهرا از آنها بیشتر ناراضی بود بیشتر خودشان را آماده میکردند که در تشییع جنازه زهرا بیتابی کنند، برای این که گذشته لوث شود؛ همان کاری که مأمون در تشییع جنازه حضرت رضا کرد. ولی همین که هوا تاریک شد و همه در خانهها رفتند و خوابیدند علی مقدمات غسل و کفَن و دفن کردن زهرا را فراهم کرد. به دست خودش زهرا را غسل داد.

مطابق روایتی که در بحارالانوار هست اولاد زهرا (حسن، حسین، زینب و امّکلثوم) و خادمه خانه فضّه همه در آن دل شب بیدار بودند. علی وقتی که جنازه زهرا را در اتاق برد، خودش به تنهایی زهرا را کفن کرد. بعد از کفن، فریاد علی بلند شد، اطفال کوچک زهرا از هشت ساله تا سه چهار ساله و فضّه را صدا زد: یا حسن، یا حسین، یا زینب، یا امّ کلثوم، یافضّه! هَلُمّوا تَزَوَّدوا مِنْ امِّکمْ بیایید با مادر خودتان وداع کنید. آنها از ناحیه علی اجازه یافتند. حسنین آمدند خود را به روی سینه زهرا انداختند. فریاد یا امّا یا امّا به آسمان بلند شد. زینب و ام کلثوم که کوچکتر از آنها بودند خودشان را روی پاهای زهرا انداختند. علی در کناری ایستاده است، مثل ابر بهار اشک میریزد و این منظره دلسوز را تماشا میکند. علی

[1]. [این سخنرانی در شب شهادت حضرت زهرا علیها السلام ایراد شده است.]


صفحه 200

ولی خدا آنجا ایستاده است. بچههای زهرا، حسنین، دو سبط پیغمبر، سَیدَی شَبابِ اهْلِ الْجَنَّة هستند. روح زهرا در این اتاق است. بنابراین اگر حادثه معجزهآمیز رخ میدهد هیچ جای تعجب نیست. علی در اینجا شهادت میدهد و قسم میخورد که در آن حال وضع عجیبی را به چشم خود مشاهده کردم و به گوش خود شنیدم: اشْهِدُ اللَّهَ انَّها حَنَّتْ وَ انَّتْ وَ مَدَّتْ یدَیها. میگوید من خدا را گواه میگیرم که در همان حال صدای ناله زهرا را شنیدم، زهرا دستها را از کفن بیرون آورد و فرزندان خود را در بغل گرفت. صدایی آسمانی شنیدم که به من گفت: علی! اولاد زهرا را از روی بدن زهرا بردار که ملکوتیان به فغان آمدهاند.


صفحه 201

وظایف حوزههای علمیه*[1]

بسم اللَّه الرحمن الرحیم

حوزههای علمیه و محیطهای روحانی ما مسئول پاسداری ایمان جامعه اسلامی و دفاع از اصول و فروع دین مقدس اسلام از دیدگاه مذهب شیعه و تعلیم و تبلیغ آنها و عهدهدار پاسخگویی به نیازهای مذهبی مردم مسلماناند.

دشواری و سنگینی این مسئولیتها در همه زمانها یکسان نیست؛ بستگی دارد به درجه تمدن و سطح فرهنگ جامعه و میزان آگاهی مردم به مسائل مختلف از یک طرف، و درجه فعالیت نیروهای مخالف از طرف دیگر.

همان طور که در حدیث شریف کافی آمده است: الْعالِمُ بِزَمانِهِ لا یهْجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِسُ. آشنایی با اوضاع و جریانات زمان و شناخت عوامل دست اندرکار اجتماع، امکان پیشبینی میدهد و با پیشبینیها میتوان به مقابله با حوادث ناگوار شتافت، همچنانکه امکان بهرهبرداری از فرصتهای مساعدی که تحولات زمان پیش میآورد به وجود میآورد. بدیهی است که مفهوم مخالف جمله گرانقیمت فوق این است: الْجاهِلُ بِزَمانِهِ یهْجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِسُ. آن که نمیداند در جهانی که زندگانی میکند چه میگذرد، چه

[1]* این مقاله در اصل به عنوان برنامه برای یکی از مدارس در حال تأسیس علوم دینی حوزه علمیه قم، توسط شهید آیتاللَّه مطهری نگارش یافته است. مناسب دیده شد که بعد از گفتار «روحانیت و انقلاب اسلامی» درج گردد.