بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 197

آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، ص : 1 97

روحانیون پست اجرایی دولتی نپذیرند

دایره امر به معروف و نهی از منکر زیر نظر روحانیت

در روزنامهها خواندید و همیشه جزو طرحهای امام است، اصرار میکنند که باید ما یک دایره امر به معروف و نهی از منکر مستقل از دولت (حتی همین دولت جمهوری اسلامی) و وابسته به روحانیت تشکیل بدهیم. الان از بس گرفتاریهای دیگر زیاد است فعلا به این مسئله نمیرسند والّا در برنامه هست. باید دایره عظیم و وسیعی به نام امر به معروف و نهی از منکر یعنی دایره ارشاد، هدایت و راهنمایی مردم، دایره تبلیغ اسلام، دایره رفع شبهات از مردم، دایره ساختن اسلامی مردم به وجود بیاید ولی وابسته به روحانیت باشد و مستقل از دولت، حتی دولت اسلامی. و این بسیارطرح عالی و فکر خوبی است؛ هم این که روحانیت تا حد امکان نباید جزو دولت بشود ولو دولت اسلامی، و هم این که باید روحانیت زمام امر به معروف و نهی ازمنکر و در حقیقت ارشاد و هدایت مردم و تأمین معنویت مردم را بر عهده بگیرد.


صفحه 198

آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، ص : 1 98

لزوم اصلاح عزاداریها

مسجدها باید محفوظ بماند، امامت جماعتها باید محفوظ بماند، منبرها باید محفوظ بماند، روضهها باید محفوظ بماند، ذکر مصیبتها باید محفوظ بماند اما باید اصلاح شود. تحریفات در ذکر مصیبتها الی ماشاءاللَّه است. جعل، دروغ، وضع در این قضایا الیماشاء اللَّه است و اینهاست که روضهها و ذکر مصیبتها را کم اثر کرده والّا اصل روضه و ذکر مصیبت باید باقی بماند و مسئله امام حسین و اشک ریختن برای امام حسین و محرّم و عاشورا و تظاهرات برای محرّم و دسته بیرون آمدن، تمام اینها باید محفوظ بماند ولی البته من نمیگویم حتما باید به آن شکلی که از زمان قاجاریه معمول شده که بیشتر از قفقاز به این طرف آمده انجام شود و حتما اینها هم باید باشد. اینها کارهای جدیدی است که بیرون آمده، بسیاری از اینها درست نیست و باید عزاداریها را اصلاح کنیم. شیعه قسمتی از کیان خودش را با همین حَنینها و نالهها و فریادها و شکایت کردن از ظلمها حفظ کردهاست.روضههایی که تا حالا بوده، آیا خیال میکنید نقشی در این انقلاب نداشت؟ همینها بود که از یزید و ابن زیاد و عمر سعد چنین چهرههایی ساخت، بعد ظالمها را در چهره یزیدها و ابن زیادها و عمر سعدها نشان داد و همین خودش منشأ حرکت در میان مردم شد.

ریان بن شبیب میگوید در روز اول محرّم رفتم خدمت ثامنالحجج (علیه آلاف التحیة و الثناء) امام رضا علیه السلام، دیدم حال حضرت منقلب است و دارد در خانه اشک میریزد. من هم غافل و بی خبر، تعجب کردم که چرا حضرت این طور است.پرسیدم: آقا چرا حالتان این طور است، آیا حادثهای پیش آمده؟ فرمود: مگر نمیدانی امروز روز اول محرم و روز مصیبت ما اهل بیت است؟! بعد حضرت به من رو کرد و فرمود: پسر شبیب! هرگاه بر چیزی خواستی بگریی بر جدّ ما حسین بن علی علیه السلام گریه کن.چرا ائمه ما ذکر مصائب مادرشان زهرا را میکردند و میگریستند؟ اصلا چرا حضرت زهرا دستور داد شبانه دفنش کنند؟ چرا فرمود نمیخواهم کسی از کسانی که به من ظلم کردهاند در تشییع جنازهام شرکت کنند؟ برای این که میخواست این


صفحه 199

آیندۀ انقلاب اسلامی ایران، ص : 1 99

ظلم در جهان لوث نشود، زیرا لوث شدن ظلم گناه است. میخواست تا بعد از چهارده قرن هم بیایند و بگویند:

فَلِأَی الْامورِ تُدْفَنُ لَیلا

بَضْعَةُ الْمُصْطَفی وَ تُعْفی ثَریها

چرا پاره جگر پیغمبر شبانه باید دفن شود؟ چرا باید محل قبرش مخفی بماند؟

میخواستند این علامت سؤال همیشه باقی بماند، میخواستند این ظلم و این مظلومیت فراموش نشود.

زهرا از دنیا رفت[1]. خبر در گذشت زهرا در مدینه پیچید. مردم ریختند جلو خانه علی و زهرا، آماده تشییع جنازه زهرا. یکی از اصحاب (ابوذر یا مقداد) بیرون آمد و گفت: ایهاالناس متفرق شوید، امروز زهرا دفن نمیشود. (البته نگفت که زهرا وصیت کرده که من باید شب دفن شوم، بلکه این حرف راست را گفت: زهرا امروز دفن نمیشود.) مردم متفرق شدند به خیال این که زهرا فردا دفن خواهد شد و فردا در تشییع جنازه زهرا شرکت خواهند کرد. علیالقاعده کسانی که زهرا از آنها بیشتر ناراضی بود بیشتر خودشان را آماده میکردند که در تشییع جنازه زهرا بیتابی کنند، برای این که گذشته لوث شود؛ همان کاری که مأمون در تشییع جنازه حضرت رضا کرد. ولی همین که هوا تاریک شد و همه در خانهها رفتند و خوابیدند علی مقدمات غسل و کفَن و دفن کردن زهرا را فراهم کرد. به دست خودش زهرا را غسل داد.

مطابق روایتی که در بحارالانوار هست اولاد زهرا (حسن، حسین، زینب و امّکلثوم) و خادمه خانه فضّه همه در آن دل شب بیدار بودند. علی وقتی که جنازه زهرا را در اتاق برد، خودش به تنهایی زهرا را کفن کرد. بعد از کفن، فریاد علی بلند شد، اطفال کوچک زهرا از هشت ساله تا سه چهار ساله و فضّه را صدا زد: یا حسن، یا حسین، یا زینب، یا امّ کلثوم، یافضّه! هَلُمّوا تَزَوَّدوا مِنْ امِّکمْ بیایید با مادر خودتان وداع کنید. آنها از ناحیه علی اجازه یافتند. حسنین آمدند خود را به روی سینه زهرا انداختند. فریاد یا امّا یا امّا به آسمان بلند شد. زینب و ام کلثوم که کوچکتر از آنها بودند خودشان را روی پاهای زهرا انداختند. علی در کناری ایستاده است، مثل ابر بهار اشک میریزد و این منظره دلسوز را تماشا میکند. علی

[1]. [این سخنرانی در شب شهادت حضرت زهرا علیها السلام ایراد شده است.]


صفحه 200

ولی خدا آنجا ایستاده است. بچههای زهرا، حسنین، دو سبط پیغمبر، سَیدَی شَبابِ اهْلِ الْجَنَّة هستند. روح زهرا در این اتاق است. بنابراین اگر حادثه معجزهآمیز رخ میدهد هیچ جای تعجب نیست. علی در اینجا شهادت میدهد و قسم میخورد که در آن حال وضع عجیبی را به چشم خود مشاهده کردم و به گوش خود شنیدم: اشْهِدُ اللَّهَ انَّها حَنَّتْ وَ انَّتْ وَ مَدَّتْ یدَیها. میگوید من خدا را گواه میگیرم که در همان حال صدای ناله زهرا را شنیدم، زهرا دستها را از کفن بیرون آورد و فرزندان خود را در بغل گرفت. صدایی آسمانی شنیدم که به من گفت: علی! اولاد زهرا را از روی بدن زهرا بردار که ملکوتیان به فغان آمدهاند.


صفحه 201

وظایف حوزههای علمیه*[1]

بسم اللَّه الرحمن الرحیم

حوزههای علمیه و محیطهای روحانی ما مسئول پاسداری ایمان جامعه اسلامی و دفاع از اصول و فروع دین مقدس اسلام از دیدگاه مذهب شیعه و تعلیم و تبلیغ آنها و عهدهدار پاسخگویی به نیازهای مذهبی مردم مسلماناند.

دشواری و سنگینی این مسئولیتها در همه زمانها یکسان نیست؛ بستگی دارد به درجه تمدن و سطح فرهنگ جامعه و میزان آگاهی مردم به مسائل مختلف از یک طرف، و درجه فعالیت نیروهای مخالف از طرف دیگر.

همان طور که در حدیث شریف کافی آمده است: الْعالِمُ بِزَمانِهِ لا یهْجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِسُ. آشنایی با اوضاع و جریانات زمان و شناخت عوامل دست اندرکار اجتماع، امکان پیشبینی میدهد و با پیشبینیها میتوان به مقابله با حوادث ناگوار شتافت، همچنانکه امکان بهرهبرداری از فرصتهای مساعدی که تحولات زمان پیش میآورد به وجود میآورد. بدیهی است که مفهوم مخالف جمله گرانقیمت فوق این است: الْجاهِلُ بِزَمانِهِ یهْجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِسُ. آن که نمیداند در جهانی که زندگانی میکند چه میگذرد، چه

[1]* این مقاله در اصل به عنوان برنامه برای یکی از مدارس در حال تأسیس علوم دینی حوزه علمیه قم، توسط شهید آیتاللَّه مطهری نگارش یافته است. مناسب دیده شد که بعد از گفتار «روحانیت و انقلاب اسلامی» درج گردد.


صفحه 202

عواملی دست اندرکار ساختن جامعه به میل خود هستند، چه تخمهایی در زمان حاضر پاشیده میشود که در آینده سر برخواهند آورد، روزگار آبستن چه حوادثی است، هرگز نمیتواند به مقابله با نیروهای مهاجم برخیزد و یا از فرصتهای طلایی زودگذر اغتنام جوید.

واضح است که توجه و بیتوجهی قشری که مسئولیت هدایت و رهبری و رعایت و پاسداری جامعه خود را دارند، از نظر آگاهی به اوضاع، اهمیت فوقالعاده بیشتری دارد.

اگر وضع امروز خود را با هشتاد سال پیش (پیش از مشروطیت ایران) مقایسه کنیم میبینیم روحانیت آنروز مواجه بوده با جامعهای بسته و راکد، با جامعهای که هیچگونه واردات فکری نداشته جز آنچه از حوزه علمی دینی صادر میشده است.

فرضا از آن حوزهها جز رسالهای عملی یا کتابهایی در حدود جلاء العیون و حلیةالمتقین و معراجالسعاده صادر نمیشده است آن جامعه نیز مصرف فکری جز اینها نداشته است.

ولی امروز این توازن به شدت بههم خورده است. امروز به طور مستمر از طریق دبستانها، دبیرستانها، دانشگاهها، مؤسسات آشکار و پنهان نشر کتاب، وسایل ارتباط جمعی از قبیل رادیو، تلویزیون، سینماها، روزنامهها، مجلات هفتگی و ماهانه و سالانه، کنفرانسها، سخنرانیها و از طریق برخورد با مردمی که ازسرزمینهای دیگر به کشور ما آمدهاند و از طریق مسافرتها به کشورهای خارج هزاران نوع اندیشه به این جامعه صادر میشود که اگر اندیشههایی که از حوزههای علمی دینی و یا وسیله شخصیتهای مبرّز مذهبی در خارج این حوزهها صادر میشود- با این که نسبت به گذشته در سطح بالاتری قرار گرفته است- با آنچه از جاهای دیگر صادر میشود مقایسه شود، رقم ناچیزی را تشکیل میدهد و میتوان گفت نزدیک به صفر است. حتی خود حوزههای علمیه ما هم اکنون یکی از بازارهای پر رونق اندیشههایی است که از کانونهای غیرمذهبی و یا ضد مذهب صادر میشود. اینجاست که هر فرد متدین آگاه ضرورت تجدید نظر در برنامههای حوزههای علمیه را شدیدا احساس میکند.

نکتهای که ضرورت دارد از آغاز مورد توجه قرار گیرد این است که هرگونه تجدید نظر و تحول در برنامههای حوزههای علمیه باید بر اساس همان فرهنگ


صفحه 203

غنی و قدیم اسلامی و ادامه همان راه و تسریع در حرکت آن و آفتزدایی از آن بوده باشد. همین فرهنگ که از جوهر حیاتی نیرومندی برخوردار است و متأسفانه در اثر غفلت پاسداران آن، قسمتهای مهمی از آن به فراموشی سپرده شده و دچار زنگزدگی شده و قسمتهایی از آن به نوعی آفتها دچار شده، باید از نو احیاء شود و از عناصری که فرهنگهای جدید به وجود آوردهاند تغذیه کند و مسیر رشد و توسعه و تکامل خود را طی نماید.

لازم به تأکید است که هر گونه تجدید نظر مبنی بر جایگزین ساختن یک فرهنگ دیگر به جای فرهنگ اصیل هزار و سیصد ساله اسلامی، خیانت به اسلام و مسلمین است و نتیجهای جز کشاندن امت اسلامی به دامن فرهنگ و تفکر بیگانه شرقی یا غربی، چپ یا راست ندارد.خوشبختانه تحولات جدید و پیشرفتهای علوم جدید ضمن این که مسئولیتها را دشوارتر و سنگینتر کرده، فرصتهای بسیار مناسبی نیز به وجود آورده و اصالت فرهنگ اسلامی را روشنتر و زمینه شکوفایی آن را فراهمتر کرده است.

حوزههای علمیه ما اگر از محدودیتهای مصنوعی که خود برای خود به وجود آوردهاند خارج گردند و با استفاده از پیشرفت علوم انسانی جدید به احیای فرهنگ کهن خود و آراستن و پیراستن آن بپردازند و آن را تکمیل نمایند و به پیش سوق دهند (که آمادگی تکامل و پیشروی دارد) میتوانند از این انزوای حقارتآمیز علمی خارج شوند و کالاهای فرهنگی خود را در زمینههای مختلف معنوی، فلسفی، اخلاقی، حقوقی، روانی، اجتماعی، تاریخی با کمال افتخار و سربلندی به جهان دانش عرضه نمایند.

بدیهی است که انجام چنین رسالت مقدسی نیازمند به شوراها و طرحهای متعدد، هر کدام برای مدت معین است. آنچه در این اوراق ذکر میشود ارزش این که نام طرح به آن داده شود ندارد، یک سلسله تذکرات است که به نظر نویسنده از نظر وظایف و مسئولیتها رسیده است و در این اوراق یادداشت میشود.

این وظایف را در دو بخش ذکر میکنیم: بخش اول تحت عنوان وظایف اصلی و بخش دوم تحت عنوان وظایف فعلی.

منظور از وظایف اصلی مجموع اموری است که ایدهآل و کمالمطلوب در حوزههای علمیه محسوب میشود، که اگر این حوزهها در صدد برآمدند و امکانش


صفحه 204

وظایف اصلی

1. احیای همه علومی که هم اکنون جزء علوم اسلامی محسوب میشود از تفسیر، حدیث، درایه، رجال، فقه، اصول، ادبیات، تاریخ اسلام، تاریخ ملتهای مسلمان، کلام اسلامی، فلسفه اسلامی، عرفان اسلامی، اخلاق اسلامی، منطق اسلامی، با توجه به سیر تحولی و تاریخی آنها و مشخص ساختن نقش شخصیتهایی که در پیشبرد این علوم موثر بودهاند؛ یعنی علاوه بر این که خود این علوم مشمول احیاء و اصلاح و آرایش و پیرایش قرار میگیرند، تاریخ تحول این علوم نیز دقیقا مشخص میشود.2. حفظ و نگهداری و نگهبانی مواریث فرهنگی اسلامی، اعم از علمی و فنی، از طریق فهرست کردن و گردآوردن در حد امکان.

3. برقراری رابطه علمی با همه مراکز علمی اسلامی در کشورهای عربی، آفریقایی، آسیایی، اروپایی و اطلاع از فعالیتهای اسلامی در آن مراکز.

4. تقویت و ترویج زبان عربی در حد مکالمه کامل و استفاده وافی از هر نوع کتاب عربی به زبان معاصر.

5. آشنایی هر فرد لااقل با یک زبان خارجی در حد استفاده از کتابها و سخنرانیها.

6. ادبیات فارسی در جنبههای ارتباط با فرهنگ اسلامی و شناختن زبان فارسی به عنوان زبان دوم اسلامی.

7. آشنایی با علوم انسانی جدید از قبیل روانشناسی، جامعهشناسی، جغرافی جهانی، تاریخ جهانی، در حد بیگانه نبودن.

8. اطلاع بر فلسفه اخلاق، تعلیم و تعلّم مکاتب اخلاقی گوناگون قدیم و جدیدو مقایسه با اخلاق اسلامی، در حد اجتهاد و تخصص.

9. اطلاع بر فلسفه تاریخ و تعلیم مکاتب مختلف این فلسفه و روشن ساختن