ولی خدا آنجا ایستاده است. بچههای زهرا، حسنین، دو سبط پیغمبر، سَیدَی شَبابِ اهْلِ الْجَنَّة هستند. روح زهرا در این اتاق است. بنابراین اگر حادثه معجزهآمیز رخ میدهد هیچ جای تعجب نیست. علی در اینجا شهادت میدهد و قسم میخورد که در آن حال وضع عجیبی را به چشم خود مشاهده کردم و به گوش خود شنیدم: اشْهِدُ اللَّهَ انَّها حَنَّتْ وَ انَّتْ وَ مَدَّتْ یدَیها. میگوید من خدا را گواه میگیرم که در همان حال صدای ناله زهرا را شنیدم، زهرا دستها را از کفن بیرون آورد و فرزندان خود را در بغل گرفت. صدایی آسمانی شنیدم که به من گفت: علی! اولاد زهرا را از روی بدن زهرا بردار که ملکوتیان به فغان آمدهاند.
وظایف حوزههای علمیه*[1]
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
حوزههای علمیه و محیطهای روحانی ما مسئول پاسداری ایمان جامعه اسلامی و دفاع از اصول و فروع دین مقدس اسلام از دیدگاه مذهب شیعه و تعلیم و تبلیغ آنها و عهدهدار پاسخگویی به نیازهای مذهبی مردم مسلماناند.
دشواری و سنگینی این مسئولیتها در همه زمانها یکسان نیست؛ بستگی دارد به درجه تمدن و سطح فرهنگ جامعه و میزان آگاهی مردم به مسائل مختلف از یک طرف، و درجه فعالیت نیروهای مخالف از طرف دیگر.
همان طور که در حدیث شریف کافی آمده است: الْعالِمُ بِزَمانِهِ لا یهْجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِسُ. آشنایی با اوضاع و جریانات زمان و شناخت عوامل دست اندرکار اجتماع، امکان پیشبینی میدهد و با پیشبینیها میتوان به مقابله با حوادث ناگوار شتافت، همچنانکه امکان بهرهبرداری از فرصتهای مساعدی که تحولات زمان پیش میآورد به وجود میآورد. بدیهی است که مفهوم مخالف جمله گرانقیمت فوق این است: الْجاهِلُ بِزَمانِهِ یهْجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِسُ. آن که نمیداند در جهانی که زندگانی میکند چه میگذرد، چه
[1]* این مقاله در اصل به عنوان برنامه برای یکی از مدارس در حال تأسیس علوم دینی حوزه علمیه قم، توسط شهید آیتاللَّه مطهری نگارش یافته است. مناسب دیده شد که بعد از گفتار «روحانیت و انقلاب اسلامی» درج گردد.
عواملی دست اندرکار ساختن جامعه به میل خود هستند، چه تخمهایی در زمان حاضر پاشیده میشود که در آینده سر برخواهند آورد، روزگار آبستن چه حوادثی است، هرگز نمیتواند به مقابله با نیروهای مهاجم برخیزد و یا از فرصتهای طلایی زودگذر اغتنام جوید.
واضح است که توجه و بیتوجهی قشری که مسئولیت هدایت و رهبری و رعایت و پاسداری جامعه خود را دارند، از نظر آگاهی به اوضاع، اهمیت فوقالعاده بیشتری دارد.
اگر وضع امروز خود را با هشتاد سال پیش (پیش از مشروطیت ایران) مقایسه کنیم میبینیم روحانیت آنروز مواجه بوده با جامعهای بسته و راکد، با جامعهای که هیچگونه واردات فکری نداشته جز آنچه از حوزه علمی دینی صادر میشده است.
فرضا از آن حوزهها جز رسالهای عملی یا کتابهایی در حدود جلاء العیون و حلیةالمتقین و معراجالسعاده صادر نمیشده است آن جامعه نیز مصرف فکری جز اینها نداشته است.
ولی امروز این توازن به شدت بههم خورده است. امروز به طور مستمر از طریق دبستانها، دبیرستانها، دانشگاهها، مؤسسات آشکار و پنهان نشر کتاب، وسایل ارتباط جمعی از قبیل رادیو، تلویزیون، سینماها، روزنامهها، مجلات هفتگی و ماهانه و سالانه، کنفرانسها، سخنرانیها و از طریق برخورد با مردمی که ازسرزمینهای دیگر به کشور ما آمدهاند و از طریق مسافرتها به کشورهای خارج هزاران نوع اندیشه به این جامعه صادر میشود که اگر اندیشههایی که از حوزههای علمی دینی و یا وسیله شخصیتهای مبرّز مذهبی در خارج این حوزهها صادر میشود- با این که نسبت به گذشته در سطح بالاتری قرار گرفته است- با آنچه از جاهای دیگر صادر میشود مقایسه شود، رقم ناچیزی را تشکیل میدهد و میتوان گفت نزدیک به صفر است. حتی خود حوزههای علمیه ما هم اکنون یکی از بازارهای پر رونق اندیشههایی است که از کانونهای غیرمذهبی و یا ضد مذهب صادر میشود. اینجاست که هر فرد متدین آگاه ضرورت تجدید نظر در برنامههای حوزههای علمیه را شدیدا احساس میکند.
نکتهای که ضرورت دارد از آغاز مورد توجه قرار گیرد این است که هرگونه تجدید نظر و تحول در برنامههای حوزههای علمیه باید بر اساس همان فرهنگ
غنی و قدیم اسلامی و ادامه همان راه و تسریع در حرکت آن و آفتزدایی از آن بوده باشد. همین فرهنگ که از جوهر حیاتی نیرومندی برخوردار است و متأسفانه در اثر غفلت پاسداران آن، قسمتهای مهمی از آن به فراموشی سپرده شده و دچار زنگزدگی شده و قسمتهایی از آن به نوعی آفتها دچار شده، باید از نو احیاء شود و از عناصری که فرهنگهای جدید به وجود آوردهاند تغذیه کند و مسیر رشد و توسعه و تکامل خود را طی نماید.
لازم به تأکید است که هر گونه تجدید نظر مبنی بر جایگزین ساختن یک فرهنگ دیگر به جای فرهنگ اصیل هزار و سیصد ساله اسلامی، خیانت به اسلام و مسلمین است و نتیجهای جز کشاندن امت اسلامی به دامن فرهنگ و تفکر بیگانه شرقی یا غربی، چپ یا راست ندارد.خوشبختانه تحولات جدید و پیشرفتهای علوم جدید ضمن این که مسئولیتها را دشوارتر و سنگینتر کرده، فرصتهای بسیار مناسبی نیز به وجود آورده و اصالت فرهنگ اسلامی را روشنتر و زمینه شکوفایی آن را فراهمتر کرده است.
حوزههای علمیه ما اگر از محدودیتهای مصنوعی که خود برای خود به وجود آوردهاند خارج گردند و با استفاده از پیشرفت علوم انسانی جدید به احیای فرهنگ کهن خود و آراستن و پیراستن آن بپردازند و آن را تکمیل نمایند و به پیش سوق دهند (که آمادگی تکامل و پیشروی دارد) میتوانند از این انزوای حقارتآمیز علمی خارج شوند و کالاهای فرهنگی خود را در زمینههای مختلف معنوی، فلسفی، اخلاقی، حقوقی، روانی، اجتماعی، تاریخی با کمال افتخار و سربلندی به جهان دانش عرضه نمایند.
بدیهی است که انجام چنین رسالت مقدسی نیازمند به شوراها و طرحهای متعدد، هر کدام برای مدت معین است. آنچه در این اوراق ذکر میشود ارزش این که نام طرح به آن داده شود ندارد، یک سلسله تذکرات است که به نظر نویسنده از نظر وظایف و مسئولیتها رسیده است و در این اوراق یادداشت میشود.
این وظایف را در دو بخش ذکر میکنیم: بخش اول تحت عنوان وظایف اصلی و بخش دوم تحت عنوان وظایف فعلی.
منظور از وظایف اصلی مجموع اموری است که ایدهآل و کمالمطلوب در حوزههای علمیه محسوب میشود، که اگر این حوزهها در صدد برآمدند و امکانش
وظایف اصلی
1. احیای همه علومی که هم اکنون جزء علوم اسلامی محسوب میشود از تفسیر، حدیث، درایه، رجال، فقه، اصول، ادبیات، تاریخ اسلام، تاریخ ملتهای مسلمان، کلام اسلامی، فلسفه اسلامی، عرفان اسلامی، اخلاق اسلامی، منطق اسلامی، با توجه به سیر تحولی و تاریخی آنها و مشخص ساختن نقش شخصیتهایی که در پیشبرد این علوم موثر بودهاند؛ یعنی علاوه بر این که خود این علوم مشمول احیاء و اصلاح و آرایش و پیرایش قرار میگیرند، تاریخ تحول این علوم نیز دقیقا مشخص میشود.2. حفظ و نگهداری و نگهبانی مواریث فرهنگی اسلامی، اعم از علمی و فنی، از طریق فهرست کردن و گردآوردن در حد امکان.
3. برقراری رابطه علمی با همه مراکز علمی اسلامی در کشورهای عربی، آفریقایی، آسیایی، اروپایی و اطلاع از فعالیتهای اسلامی در آن مراکز.
4. تقویت و ترویج زبان عربی در حد مکالمه کامل و استفاده وافی از هر نوع کتاب عربی به زبان معاصر.
5. آشنایی هر فرد لااقل با یک زبان خارجی در حد استفاده از کتابها و سخنرانیها.
6. ادبیات فارسی در جنبههای ارتباط با فرهنگ اسلامی و شناختن زبان فارسی به عنوان زبان دوم اسلامی.
7. آشنایی با علوم انسانی جدید از قبیل روانشناسی، جامعهشناسی، جغرافی جهانی، تاریخ جهانی، در حد بیگانه نبودن.
8. اطلاع بر فلسفه اخلاق، تعلیم و تعلّم مکاتب اخلاقی گوناگون قدیم و جدیدو مقایسه با اخلاق اسلامی، در حد اجتهاد و تخصص.
9. اطلاع بر فلسفه تاریخ و تعلیم مکاتب مختلف این فلسفه و روشن ساختن
فلسفه تاریخ از نظر قرآن، در حد اجتهاد و تخصص.
10. اطلاع بر مکاتب و سیستمهای اقتصادی جهان و تعلیم و تعلّم آن مکاتب و روشن ساختن اصول اقتصاد اسلامی، در حد تخصص و اجتهاد.
11. شناخت ماهیت تمدن و فرهنگ اسلامی توأم با مقایسه با همه تمدنها و فرهنگهای دیگر و روشن ساختن اصالت آن و ممیزات آن و معرفی روح این فرهنگ.
12. تاریخ ادیان در حد آشنایی و بیگانه نبودن و احیانا در حد تخصص و اجتهاد.
13. تعلیم مکتبهای رایج الحادی معاصر به صورت بسیار دقیق از قبیل مارکسیسم، اگزیستانسیالیسم، نهیلیسم و غیره و نقد آنها با موازین اسلامی.
14. تعلیم مکاتب حقوقی قدیم و معاصر و مقایسه با حقوق اسلامی به عنوان حقوق تطبیقی.
15. فلسفه تطبیقی بر اساس تعلیم زندهترین مکاتب فلسفی معاصر و مقایسه با فلسفه اسلامی.
16. منطق تطبیقی بر اساس تعلیم روشهای منطقی جدید، بالخصوص منطق سمبولیک و مقایسه با منطق اسلامی.
17. سیره نبوی و سیره ائمه اطهار علیهم السلام به صورت تحلیلی و تفسیری.
18. مسائل قرآنی شامل تاریخ نزول آیات و سور، اعجاز قرآن، محکم و متشابه قرآن، ناسخ و منسوخ قرآن، معارف قرآن و غیره.
19. نقش اساسی شیعه در علوم و فرهنگ اسلامی.
20. تاریخ جهادهای علمی و اخلاقی و اجتماعی شیعه.
21. بحثهای مربوط به امامت، خصوصا با توجه به انحرافات جدید.
22. اثبات امامت به طور عام و امامت هر یک از ائمه به نحو خاص (جزء کلام است).
23. مسائل مربوط به وحی و نبوت و اثبات علمی بودن وحی (جزء کلام است).
24. مسائل مربوط به معاد (مندرج در کلام است).
25. مسائل مربوط به توحید (مندرج در کلام است).
26. رشتهای شدن و تخصصی شدن [علوم اسلامی] به علوم ادبی، تاریخی، اصول دینی، فروع
وظایف فعلی
آنچه فعلا در امکان آقایان مدرسین است و از هم اکنون باید شروع به کار شود:
1. کلام جدید. با توجه به این که کلام علمی است که دو وظیفه دارد: یکی دفاع و ردّ شبهات و ایرادات به اصول و فروع اسلام، و دیگر بیان یک سلسله تأییدات برای اصول و فروع اسلام (کلام قدیم تماما متوجه این دو قسمت است) و با توجه به این که در عصر ما شبهاتی پیدا شده که در قدیم نبوده و تأییداتی پیدا شده که از مختصات پیشرفتهای علمی جدید است و بسیاری از شبهات قدیم در زمان ما بلاموضوع است همچنان که بسیاری از تأییدات گذشته ارزش خود را از دست داده است، از این رو لازم است کلام جدیدی تأسیس شود.
در کلام جدید حداقل مسائل زیر مورد بحث قرار میگیرد:
الف. فلسفه دین، علل پیدایش آن از نظر روانشناسان و جامعهشناسان، نظریات مختلفی که در این زمینه داده شده و همه نقض و طرد شده است، مسئله فطرت دینی و بحث عمیق انسانی درباره فطرت و فطریات، آینده دین و مذهب، مهدویت در اسلام.
ب. وحی و الهام از نظر علوم روانی جدید (مسئله نبوت).
ج. بررسی مجدد ادلّه توحید با توجه به ایرادات و شبهاتی که مادیین جدید بر براهین توحید از آن جمله برهان نظم و برهان حدوث و برهان وجوب و امکان و غیره کردهاند و با توجه به تأییدات جدید در همه آن زمینهها، و همچنین بحث اساسی درباره شبهات مادیین در همه زمینهها خصوصا در زمینه عدل الهی و عنایت الهی.
د. بحث امامت و رهبری از جنبه اجتماعی با توجه به مسائل مهمی که امروز در مسائل مربوط به مدیریت و رهبری گفته شده است و با توجه به مسائل مربوط به جنبه معنوی امامت و انسان کامل در هر زمان.
ه. مسائل خاص حضرت رسول و قرآن و شبهاتی که در این زمینه شده است..2 فلسفه تاریخ با توجه به مکاتب قدیم و جدید از نظریه ابن خلدون گرفته تا نظریه توینبی در زمان حاضر و مخصوصا نظریه مارکسیسم. در این بخش، از
اسلام و مقتضیات زمان نیز بحث میشود.
3. فلسفه اخلاق مشتمل بر بیان همه فلسفههای اخلاق قدیم و جدید، مذهبی و غیرمذهبی و تدوین یک فلسفه اخلاق متقن اسلامی و به طور کلی بحثی در تعلیم و تربیت اسلامی.
4. اقتصاد اسلامی با تبیین مشخصات اقتصاد سرمایهداری و اقتصاد سوسیالیستی و وجوه اشتراک و افتراق اقتصاد اسلامی با هر یک از آنها.
5. فلسفه اجتماع از نظر تطبیقی و بیان اصول اجتماعی اسلام و جامعه ایدهآل اسلامی.