نه پردهنشینی و نه اختلاط، بلکه حریم
ولی ما باید کوشش کنیم که این را از دست ندهیم. صراط مستقیم باریک است. کمی از این طرف برویم پرت میشویم، کمی از آن طرف برویم هم پرت میشویم. اندکی به نام عفت و عصمت و پاکی، زن را به گوشه صندوقخانهها بکشانیم پرت شدهایم، یک ذره به نام دخالت خانمها در اجتماعات و فعالیتها حریم[1]را بشکنیم نیز از آن طرف افتادهایم. شرکت ملازم با اختلاط نیست. شرکت ملازم با نوعی التذاذ جنسی از یکدیگر بردن نیست. پیغمبر اکرم در مسجد مدینه، زنها را اجازه میداد میآمدند، مردها را هم اجازه میداد میآمدند. زنها را منع نکرد. ولی یک دفعه فرمود: ای کاش ما برای خانمها درِ دیگری از مسجد باز کنیم (دلش نمیخواست که زنها و مردها از یک در داخل و خارج شوند؛ به یکدیگر تنه میزنند، فساد از همین جا پیدا میشود) که بعد «باب النساء» را ساختند و الان هم در همان محل در مسجد مدینه دری هست به نام «باب النساء» که مخصوص زنهاست. زنها و مردها میآمدند در مسجد پیغمبر پای وعظ پیغمبر مینشستند، وقتی که خارج میشدند چون کوچههای مدینه تنگ بود ازدحام جمعیت میشد، زن و مرد با یکدیگر مخلوط میشدند، مردِ جوان بود زن جوان بود، احیانا به یکدیگر تنه میزدند. فرمود: بهتر این است که زنها از کنار حرکت کنند، مردها از وسط. پیغمبر اکرم خوش نداشت که این حرکت به صورت اختلاط باشد. منطق صحیح همین است.
بنابراین شرکت زن در فعالیتهای اجتماعی ملازم این است که در شرایطی که فتنهانگیز است مثل ازدحامها [اختلاط نباشد و حریم رعایت شود.] البته در غیر ازدحام اشکالی ندارد. مثلا در اتوبوس زنها نشستهاند، مردها هم نشستهاند، ازدحام نباشد اشکالی ندارد. من همیشه حتی در کتاب مسئله حجاب به طرز زیارت رفتن در اعتاب مقدسه- که از قدیم معمول بوده- اعتراض کردم. زن و مرد قاطی میروند،
[1]. در مسئله حجاب، این حدود کاملا مشخص شده.
رسول اکرم و نقش زن در اجتماع
زن در جمهوری اسلامی
منطق اسلام یک منطق معتدل است. بعد از این هم جامعه اسلامی و جمهوری اسلامی بدون شرکت زنها قابل دوام نیست. در پیشنویس قانون اساسی برای زنهاموقع بسیار بجا و مناسبی پیشبینی شده است. در آنجا عناوین اولیه با عناوین
ثانویه اشتباه نشده است. من هنوز آن پیشنویس را ندیدهام که بخواهم از روی دیده خودم اظهار نظر کنم. هنوز فرصت نکردهام ببینم ولی اجمالا میدانم که چنین است.
من در پاریس وقتی که در جلسه خلوتی در خدمت امام بودم و صحبت میکردم، داشتم مسائلی را که امروز مطرح است و بالخصوص برای فرنگیها نسبت به حکومت آینده مطرح است یک یک بیان میکردم؛ تا یکی دو تایش را گفتم، فرمودند: مسئله زن. دیدم خود ایشان بیش از این که من توجه داشته باشم، به این مسئله توجه دارند. در کمال صراحت در مصاحبههایشان که در روزنامهها هم چاپ شد، همان وقت اظهار نظر کردند که «زنها حق رأی دادن و حق رأی گرفتن دارند» که یک دفعه در یک مصاحبه که خبرنگاران اطلاعات و کیهان هر دو رفته بودند پاریس و با ایشان مصاحبه کرده بودند، این قسمت افتاده بود. بعد، از آنجا به خود من تلفن شد که این قسمت را حتما در آنجا بگنجانید. منتها چون گفتند به اطلاعات بگو، من به اطلاعات گفتم و در اطلاعات چاپ شد ولی در کیهان چون از آنجا غفلت شد که به من گفته شود، این قسمت چاپ نشد. این که این قسمت در اطلاعات بود، به خاطر این بود که خود آقا پیغام دادند که حتما این قسمت باید چاپ شود.
ولی این را هم توجه داشته باشید که اینها به معنی اختلاط نیست. وارد شدن زن در اجتماع به معنی این که اجتماع محیط شهوترانی بشود نیست و نخواهد بود. این به معنی این است که زن و مرد دو انساناند و در انسانیت متساوی و متشابه؛ یعنی در آنچه که به انسانیت انسان مربوط میشود برابر و همانند یکدیگرند ولی در عین حال مرد انسان مذکر است و زن انسان مؤنث. در خود طبیعت، میان مرد و زن تفاوتهایی هست. زن چیزهایی از احساسات، عواطف، طرز تفکر، طرز برداشتها، تواناییها و استعدادهای بدنی دارد که مرد ندارد و مرد خصوصیاتی دارد که زن ندارد. در عین حال که در انسانیت با یکدیگر متشابه و متساوی هستند، این جهت را هم نباید فراموش کنیم که در متن خلقت و فطرت، مدار زن و مدار مرد تفاوتهایی دارند. ما نباید تحت تأثیر فرنگیها اختلافات و تفاوتهایی را که میان زن و مرد هست- که دست خلقت و دست خدا گذاشته است برای این که ایندو مکمّل یکدیگر باشند- نادیده بگیریم. اگر زنها در خلقت جسمی و خلقت روحی عینا مانند مردهابودند نقص بود و اگر مردها عینا مانند زنها بودند نیز نقص بود. ایندو
طوری خلق شدهاند که مکمّل یکدیگر هستند. ما این حساب را نباید فراموش کنیم. من در کتاب نظام حقوق زن در اسلام گفتهام که تساوی حقوق زن و مرد یک مسئله است، تشابه حقوق زن و مرد مسئله دیگر است. اینها از نظر حقوق متساویاند ولی متشابه نیستند. تساوی توجه به کمّیت است. ارزش کمّی حقوق زن و مرد برابر با یکدیگر است، بلکه من ثابت میکنم که ارزش کمّی حقوق زن بیشتر از مرد است و باید هم به یک دلیل خاص بیشتر باشد. ولی از نظر کیفی چطور؟ از نظر کیفی این طور نیست.
وظایف کیفی ایندو در قسمتهایی متفاوت است، حقوق اینها از نظر کیفیت از جنبههایی متفاوت است، مجازاتهای اینها از نظر کیفی در مواردی متفاوت است.
تساوی حقوق زن و مرد و تشابه حقوق زن و مرد نباید یا یکدیگر اشتباه شود. یکی از افتخارات حقوق اسلامی این است که حقوق زن و مرد را متساوی میداند ولی متشابه نمیداند.
قانون اساسی پیشنویسی دارد که عدهای از علما و مدرسین قم دیدهاند و قرار است عده زیاد دیگری از صاحبنظران ببینند و بعد در اختیار همه مردم قرار داده شود و همه صاحبنظران در آینده روی آن اظهار نظر کنند. تصویب قانون اساسی غیر از رفراندوم است. در رفراندوم فعلا ما رژیم را تعیین میکنیم که آیا رژیم ما جمهوری اسلامی باشد، یعنی رژیمی باشد که شکل رژیم جمهوری است و محتوای آن اسلامی. اما این که مواد قانون اساسی بر اساس رژیم جمهوری اسلامی چگونه باید باشد، همه صاحبنظران باید اظهار نظر کنند که در کادر اسلامی چگونه باید نظر داد. الان ما قانون اساسی تمامشده نداریم. روی این پیشنویس همه مردم میتوانند اظهار نظر کنند ولی بر طبق معیارهای اسلامی. به هر حال در قانون اساسی آینده[1]آنچه که من فکر میکنم همین است: از ویژگیهای جمهوری اسلامی در آینده این است که زن و مرد دارای حقوق متساوی و نه حقوق متشابه هستند. در کتاب نظام حقوق زن در اسلام فرق ایندو را با یکدیگر تا حدود زیادی توضیح دادهام.
و صلّی اللَّه علی محمّد و آله الطّاهرین
[1]متأسفانه آیت الله مطهری چند ماه قبل از تاسیس؟ «مجلس خبرگان قانون اساسی» به شهادت رسیدند
نقش بانوان در تاریخ معاصر ایران*[1]
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
از چاپ اول کتاب مسئله حجاب ده سال و اندی و از چاپ اول کتاب نظام حقوق زن در اسلام در حدود شش سال میگذرد. در این دو کتاب وضع و موقع زن، نقش زن در زندگی، وظایف زن، حقوق زن بررسی شد و منطق اسلام در این مسائل روشن گشت. در فاصله این ده سال تحولی شگرف در زندگی ما ایرانیان پدید آمد، انقلابی عظیم و خیرهکننده رخ داد که چشم جهانیان را خیره کرد، همه را به اعجاب و تحسین واداشت، کشور ایران وارد مرحله نوینی از تاریخ خود شد، رژیم کهن شاهنشاهی را به دور افکند و دستاندرکار تحقق بخشیدن نظامی اسلامی است و سر آن دارد حوزه وسیع منطقه اسلامی را که صدها میلیون مسلمان را در بر گرفته است به راه خود بکشاند و جهان سومی به نام «جهان اسلامی» بیافریند.
اکنون ضرورت ایجاب میکند که وضع و موقع زن در این ده سال و در جریان این انقلاب عظیم اسلامی مورد بررسی قرار گیرد که بانوان در این انقلاب چه سهم و
[1]* این مقاله آخرین اثر قلمی شهید آیتاللَّه مطهری است و در زمان شهادت ایشان بر روی تختی که معمولا مینوشتند یافت شد. ظاهرا تصمیم داشتند آن را مقدمه چاپ جدید کتاب مسئله حجاب قرار دهند اما مقاله ناقص ماند. مناسب دیدیم که آن را پس از فصل «نقش زن در جمهوری اسلامی» قرار دهیم.
نقشی داشتهاند و چه عواملی موجب گشت که بانوان در این مقطع تاریخی بینظیر سهم عمدهای به خود اختصاص دهند.
انقلاب اسلامی ایران ویژگیهایی دارد که در مجموع خود آن را در میان همه انقلابات جهان بینظیر و بیرقیب ساخته است. یکی از آن ویژگیها ذیسهم بودن بانوان است.
بانوان سهم بزرگی از انقلاب را به خود اختصاص دادند و این حقیقتی است که جملگی برآنند. رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی ایران بارها با تکریم و تحسین از نقش فعال بانوان یاد کردهاند و احیانا سهم آنان را عظیمتر از سهم مردان شمردهاند.
رهبر انقلاب اسلامی ایران با تیزبینی و تیزهوشی خاص خود دریافته بودند که انقلاب اسلامی ایران بدون شرکت بانوان به ثمر نخواهد رسید. از این رو شرکت آنان را در مراسم انقلابی واجب و لازم شمردند و حتی موافقت پدر یا شوهر را لازم ندانستند.
بانوان باایمان ما پس از آن که از فرمان رهبر آگاه شدند، با حفظ اصول و موازین اسلامی از هیچ گونه فداکاری در راه به ثمر رساندن انقلاب خودداری نکردند، پا به پای مردان راهپیمایی کردند، شعار دادند، در تظاهرات شرکت کردند، شهید دادند، زندان رفتند، شکنجه کشیدند، آواره شدند، در به دری کشیدند، محرومیتها متحمل شدند.
به نظر میرسد اینچنین نقش تاریخی برای زن در جهان بیسابقه است. در تاریخ اسلامِ خودمان تنها در صدر اسلام است که میبینیم بانوان نقش مؤثری از نظر سیاسی یا نظامی یا فرهنگی ایفا کردهاند. در دورههای متأخر تدریجا این نقش ضعیف شده و احیانا به صفر رسیده است و همین جهت ایجاب میکند که تحقیق کنیم چه عواملی موجب گشت که زن بار دیگر در صحنه تاریخ ظاهر شود و تاریخ را از «مذکر» بودن محض خارج کند و آن را «مذنّث» (مذکر- مؤنث) نماید؟
پیش از آن که وارد این بحث شویم یادآوری این نکته ضروری است که منظور ما از نقش داشتن و نقش نداشتن زن در تاریخ، نقش مستقیم و ظاهر شدن زن در صحنه تاریخ است، اما نقش غیر مستقیم و پشت جبهه و صحنه را زن همواره برای خود محفوظ داشته است.
زنان در طول تاریخ تنها مولّد و زاینده مردان و پرورش دهنده جسم آنها نبودهاند، بلکه الهامبخش و نیرو دهنده و مکمّل مردانگی آنها بودهاند. زنان از پشت صحنه و از پشت جبهه جنگ همواره به مردان مردانگی میبخشیدهاند. ما در بسیاری از اشعار حماسی عربی و فارسی میبینیم که دلیران و دلاوران در حماسههای خود زنان را مخاطب قرار داده و از مردانگی و شجاعت و دلاوری خود دادِ سخن دادهاند. گویی مرد، آگاهانه و یا ناآگاهانه، از همه دلیریها و دلاوریهای خود رضایت و تحسین و جلب رضایت زن را منظور میداشته است. اگر فرصتی دست دهد و قطعات ادبی نظم و نثر که در این زمینه انشاء شده یکجا گرد آید، یک فراز جالب و قابل مطالعهای از نظر جامعهشناسی فراهم میگردد. این که میگویند زن آفریننده عشق است و عشق آفریننده مرد و مرد آفریننده تاریخ، ناظر به نقش غیر مستقیم زن در سازندگی تاریخ است.
زن نقش سازندگی غیر مستقیم تاریخی خود را مدیون اخلاق ویژه جنسی خویش یعنی حیا و عفاف و تقوا و دورباش زنانه خویش است. آنجا که زن، دورباش حیا و عفاف را حفظ نکرده و خود را به ابتذال کشانده این نقش تاریخی را از دست داده است. بحق در مورد حیا و عفاف زن گفته شده است:
حیا پاداشهای خود را پسانداز میکند و در نتیجه نیرو و شجاعت مرد را بالا میبرد و او را به اقدامات مهم وا میدارد، قوایی را که در زیر سطح آرام حیات ما ذخیره شده است بیرون میریزد[1].
از این رو گویی نوعی تضاد و تعارض میان این دو نقش وجود دارد: یا نقش غیر مستقیم و از صحنه بیرون بودن و یا نقش مستقیم و پشت جبهه را رها کردن و نقش غیر مستقیم نداشتن. اما در حقیقت تضاد و تعارض غیر قابل جمعی در کار نیست. یک راه باریک و ظریف وجود دارد که زن اگر از آن راه برود هر دو نقش را در آنِ واحد میتواند ایفا کند. آن راه باریک و ظریف همان است که بانوان ما در ده ساله اخیر طی کردند. ویژگی دخالت زن در انقلاب اسلامی ایران در این است که زن
[1]. لذات فلسفه، ویل دورانت، ص 133.
مسلمان ایرانی در عین این که در صحنه تاریخ ظاهر شد و مستقیما در کار سازندگی تاریخ با مرد شرکت کرد، پشت جبهه را رها نکرد، حیا و عفاف و پوشش لازم را از کف نداد، دورباش خویش و کرامت و عزت زنانه خویش را محفوظ داشت و خویشتن را مانند زن غربی و زن مدل پهلوی به ابتذال نکشانید.
زنان از نظر نقش تاریخی، دورههای سه گانهای را طی کردهاند. در برخی دورهها و بر اساس برخی طرز تفکرها دخالت مستقیم زن در ساختن تاریخ منفی است. در این دورهها زن جز در اندرون خانه کاری ندارد و نمیتواند داشته باشد و صرفا یک کالای اندرونی است. طبعا در چنین شرایطی هیچ یک از استعدادهای انسانیاش یعنی تفکر، آگاهی، بیداری، آزادگی، اراده و اختیار و انتخاب، هنر و خلاقیت و ابداع و حتی عبادت و سلوک عارفانه الی اللَّه رشد لازم را طی نمیکند.
در این گونه جوامع در حکم یک وسیله و ابزار زندگی خانوادگی است، یک «شئ» است و به حکم این که محیط زندگی زن محدود است به درون خانواده و در بازارِ به اصطلاح آزاد دسترسی به او میسر نیست، برای مرد عزیز و گرانبهاست. از این رو زن در چنین دورهها و چنین محیطها یک «شئ گرانبها» است مانند هر شئ نفیس و گرانبهای دیگر از قبیل برلیان و الماس و غیره. در این گونه دورهها تاریخ طبعا «مذکر» است، زنان نقش مستقیم و محسوس و ملموس در ساختن تاریخ ندارند.
اگر ما به تاریخ گذشته پیش از نیم قرن اخیر خودمان برویم عینا همین وضع را میبینیم؛ میبینیم زن وجود دارد اما به صورت یک «شئ عزیز و نفیس و گرانبها» و معمولا بیدخالت در تاریخ و حوادث تاریخی.
در برخی جوامع زن خانه را رها کرده و وارد اجتماع شده است؛ در شئون علمی، هنری، فکری، سیاسی شریک مرد شده است و به صورت «شخص» درآمده است؛ اما نظر به این که مدار خویش را بکلی رها کرده و حریم را به کنار زده و خود را رایگان در دسترس مرد قرار داده و در اماکن عمومی، کابارهها، دانسینگها، حاشیه خیابانها حضور و آمادگی خود را اعلام داشته است، ارزش و بهای خود را از دست داده است. در این جوامع زن شخص است اما «شخص بیبها». در این گونه جوامع زن حضور خود را در صحنه تاریخ ثابت کرده در حالی که پشت جبهه را رها کرده