بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 228

این صفحه فاقد متن است


صفحه 229

درباره جمهری اسلامی


صفحه 230

این صفحه فاقد متن است


صفحه 231

بخش پنجم:درباره جمهوری اسلامی

مصاحبه مطبوعاتی*[1]

بسم اللَّه الرحمن الرحیم

سؤال: آینده انقلاب اسلامی را چگونه میبینید؟

استاد: در مسائل اجتماعی برای آینده نمیتوان به صورت قطعی پیشبینی کرد؛ یعنی مسائل اجتماعی پیچیدهتر از آن است که یک نفر آن طوری که مثلا یک منجم و متخصص ستارهشناسی خسوف و کسوف را پیشبینی میکند، بتواند وضع جامعه را پیشبینی کند. البته یک مطلب دیگر هست که درباره آن هم بدون تکیه بر یک نوع دید الهی یعنی جهانبینی الهی نمیشود نظر داد و آن این است که آینده جامعه بشریت چه آیندهای است؟ ما معتقدیم که حرکت جامعهها و حرکت انسانها به سوی استقلالِ هر چه بیشتر فکری و آزادی بیشتر از جبر محیط طبیعی و محیط اجتماعی و وابستگی بیشتر به ایمان و ایدئولوژی است. و البته ما آینده را پیشبینی میکنیم که آینده بشریت آینده جامعه توحیدی است؛ جامعه توحیدی، هم به مفهوم فکری و اعتقادی و هم به مفهوم اجتماعی.

و اما آینده بالخصوص انقلاب اسلامی ایران؛ در این مورد نیز به اصطلاح معروف

[1]* این مصاحبه دو هفته قبل از شهادت آیتاللَّه مطهری انجام شده است.


صفحه 232

«تنبّؤ» یعنی پیامبریگری نمیشود کرد که به طور جزم آیندهای را پیشبینی نمود. ولی به صورت امیدواری، برای ما وضع حاضر بسیار بسیار امیدوار کننده است که انقلاب اسلامی در آن جهتِ خودش به آن ثمر اسلامیای که باید برسد، در آینده انشاءاللَّه خواهد رسید.

- یعنی منظورتان این است که انقلاب اسلامی ایران در آینده میتواند الگویی برای کشورهای دیگر باشد؟

استاد: ما اینچنین فکر میکنیم؛ فکر میکنیم که میتواند الگویی باشد، البته بعد از آن که وضع داخلی خودش را سامان بدهد و خود را از یک نوع نابسامانیها و برخی رگههای بیگانهای که در آن وجود دارد خالص کند.

- استاد! به نظر شما چه شرایطی برای تداوم انقلاب لازم است؟ آیا همان طور که در یک سری از سخنرانیهایتان فرمودید، عدالت و آزادی، معنویت و استقلال کافی به نظر میرسد؟

استاد: نه، همانطوری که توجه کردید آنچه که من در آن سخنرانیها گفتهام، به عنوان شرایط است. شرایط یعنی چیزهایی که بدون آنها مشروط امکانپذیر نیست، اما معنیاش این نیست که حتما وجود آنها کافی است و هیچ شرط دیگری در کار نیست. معمولا وقتی که میگویند شرایط، به اصطلاح شرط لازم را بیان میکنند نه شرط کافی. آنچه که من در آنجا گفتم یک سلسله از شرایط لازم بود. مقصود من این بود که این انقلاب اسلامی اگر بخواهد سلب کننده آزادیها باشد، این یک آفتی است در آن، و اگر بخواهد نسبت به عدالت اجتماعی به معنی دقیق کلمه حساسیت کافی نداشته باشد به خطر خواهد افتاد. اگر تحت تأثیر مکتبهای ماتریالیستی معنویت را کوچک و ضعیف بشمارد و گرایش مادی زیاد پیدا کند، باز به خطر خواهد افتاد. اگر استقلال را، چه استقلال سیاسی، چه استقلال اقتصادی و چه استقلال مکتبی (یعنیاین که اسلام را به عنوان یک مکتب مستقل بشناسد و معرفی کند نه این که از مکتبهای دیگر قسمتهایی را بگیرد و مخلوط کند) کوچک بشمارد،


صفحه 233

باز در خطر است.

من در آن جزوهای که به نام نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر منتشر شد، بحثی کردهام تحت عنوان «آفات نهضت». در آنجا مسائلی را ذکر کردهام غیر از شرایط مذکور، و هشدارهایی دادهام. از آن جمله است مسئله رخنه فرصتطلبان. همیشه یک نهضت بعد از آن که پیروز شد و یا قبل از آن که پیروز شود، در وقتی که آثار و علائم پیروزی پیدا میشود و دوران سختیهای محض منقضی میگردد، فورا افراد فرصتطلب که از هر فرصتی استفاده میکنند، خودشان را میاندازند در نهضت و آنچنان تندتر از دیگران شعار میدهند و داد و فریاد میکنند که صدای انقلابیون اول را تقریبا تحتالشعاع قرار میدهند و اگر مراقبت نشود و جلو این فرصتطلبها (اعم از افراد فرصتطلب یا گروههای فرصتطلب) گرفته نشود قهرا نهضت به خطر خواهد افتاد. همچنین در آنجا گفتهام که یک نهضت خدایی یعنی یک نهضت مذهبی ضرورتا باید در آن خلوص حکمفرما باشد و اگر نوعی ناخالصی، هوا، هوس، طمع، بالخصوص در رهبران نفوذ پیدا کند، نهضت مذهبی زود از بین خواهد رفت؛ یعنی نهضتهای مذهبی بالخصوص- همه نهضتها اینچنین است ولی نهضتهای مذهبی بالخصوص- از نظر رخنه کردن هوا و هوسها و مطامع، عجیب آسیبپذیر است. و در همان جزوه این آیه را ذکر کردهام که قرآن میگوید: الْیوْمَ یئِسَ الَّذینَ کفَروا مِنْ دینِکمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ[1]. قرآن به گونهای تهدید میکند که بعد از این از من بترسید، یعنی از این که کاری بکنید که عقوبت الهی طبق سنت الهی شامل حال شما بشود و شما دیگر این لیاقت و استحقاق را از دست بدهید بترسید، که آنوقت طبق سنت الهی که اگر مردمی از نظر اخلاق و روحیه فاسد شدند خدای متعال هم وضع اجتماعی آنها را تغییر میدهد، خداوند وضع اجتماعی شما را تغییر خواهد داد.

همچنین عوامل دیگری در آنجا ذکر کردهام از قبیل کوتاهی کردن در عرضه کردن ایدئولوژی اسلامی به طور کامل و جامع و کوتاهی کردن در پاسخگویی به معترضها و در مقابله کردن با ایدئولوژیها، که زیاد باید جنبید و زیاد باید در این زمینه کار کرد والّا اگر در این جهت کوتاهی شود باز نهضت رخنه پیدا میکند. چیزهای دیگری هم گفتهام که در آن کتاب هست.

[1]. مائده/ 3.


صفحه 234

بنابراین آنچه که من در آن سخنرانیها گفتم قسمتی از شرطهای لازم بوده نه همه شرطها.

- استاد! در حال حاضر به نظر میرسد که نسل جوان نیاز مبرمی به دانستن و فرا گرفتن اسلام دارد و استقبال بینظیری هم میکند. آیا به نظر شما برای اقناع این نسل از نظر فلسفه احکام و دستورات اسلامی صرفا مجالس سخنرانی در محافل و مساجد کافی است و یا بایستی برای این کار مرکزی به همین منظور تأسیس شود؟

استاد: ابدا سخنرانی و مقاله و امثال اینها کافی نیست، بلکه همین طور که توجه دارید مراکزی برای این منظور لازم است. دانشکدهها و احیانا وجود یک دانشگاه که در آن به سبک کلاسیک تدریس شود لازم است؛ دانشگاهی که در آن علوم و معارف اسلامی تدریس شود و علوم دیگر هم تا آنجا که مربوط به علوم و معارف اسلامی میشود مثل مسائل روانشناسی، جامعهشناسی، مکاتب فلسفی و بالخصوص فلسفه مادی در آن آخرین حد و آخرین نظریهاش تدریس شود و اسلام باید به صورت فنی و علمی و کلاسیک رسما تدریس شود والّا سخنرانی که یک کار آزاد و متفرقه است هرگز کافی نخواهد بود.

- وزارت امر به معروف و نهی از منکر که امام هم راجع به آن اشارهای فرمودند چه خواهد بود و یا چه باید باشد؟ آیا با این دانشگاههایی که شما فرمودید ارتباطی میتواند داشته باشد؟.

استاد: آنچه ایشان فرمودند وزارت امر به معروف نیست (اگر اسمش را وزارت بخواهیم بگذاریم، معنایش این است که دستگاهی وابسته به دولت باشد و از بودجه دولت استفاده کند و قهرا تحت مقررات و ضوابط دولتی باشد و زیر نظر نخستوزیر وقت و وزیری که از ناحیه نخستوزیر تعیین میشود)، بلکه مقصودشان یکمؤسسه مستقل و وابسته به روحانیت است و این نظریه بر اساس نظریه دیگری است که ایشان درباره روحانیت دارند که روحانیت باید مستقل بماند همچنان که


صفحه 235

در گذشته مستقل بوده است، و نهضتهایی که روحانیت کرده به دلیل مستقل بودنش بوده. این که روحانیت شیعه توفیق پیدا کرده که چندین نهضت و انقلاب را در صد ساله اخیر رهبری کند به دلیل استقلالش از دستگاههای حاکمه وقت بوده. حالا هم که حکومت، حکومت اسلامی میشود، با این که حکومت اسلامی است، ایشان معتقدند که روحانیت باید مستقل و به صورت مردمی مانند همیشه باقی بماند و روحانیت آمیخته با دولت نشود. ایشان با این امر که روحانیت به طور کلی وابسته به دولت شود- آنچنان که روحانیت اهل تسنن هست- به شدت مخالفند ولو در دوره حکومت اسلامی، و نیز با این امر که روحانیین بیایند جزء دولت شوند و پستهای دولتی را رسما اشغال کنند مخالفند. این کارهایی که بالفعل کمیتهها[1]دارند که در رأس کمیتهها غالبا روحانیین قرار گرفتهاند، یک امر اضطراری و اجباری است؛ یعنی در شرایطی که قوای انتظامی از هم پاشیده شد و تنها قوّه و قدرتها در مساجد باقی ماند و افراد مسلمان سلاحها را در دست گرفتند، چون این افراد جز از روحانیین محل از کس دیگر معمولا اطاعت نمیکردند، خود به خود بدون این که طرحی برایش ریخته شده باشد به جای مراکز انتظامی و کلانتریها و ... کمیتهها بهوجود آمد و از اول هم این مطلب عنوان شد و همیشه گفته شده، امروز هم گفته میشود که وجود کمیتهها موقت است و باید هرچه زودتر و هرچه بهتر باز دستگاههای انتظامی دولتی بیایند مشغول کارشان بشوند و کمیتهها پستها را تحویل آنها بدهند.

به هر حال روحانیت نه به طور مجموعه و دستگاه روحانیت باید وابسته به دولت شود و نه افرادی از روحانیین بیایند پستهای دولتی را به جای دیگران اشغال کنند، بلکه روحانیت باید همان پست خودش را که ارشاد و هدایت و نظارت و مبارزه با انحرافات حکومتها و دولتهاست حفظ کند. در آینده هم همین پست را باید حفظ کند. البته این به معنی تحریم نیست، به معنی پیشنهاد است. ممکن است زمانی ضرورت ایجاب کند که یک فرد روحانی معینی چون کس دیگری نیست، یک پست دولتی را اشغال کند، دیگر نمیگوییم چون بر روحانیین تحریم شده نباید

[1]. [کمیتههای انقلاب اسلامی که بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای برقراری نظم بابهکارگیری نیروهای مردمی تأسیس شد.]