بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 12

مركز پژوهش تاريخ و فرهنگ و هنر اسلامى وابسته به سازمان كنفرانس اسلامى اُ. آى. سى.
رحمتى‌ محمدرضا


در اولين كنفرانس اعتلاى اسلامى كه در سال 1969 م. در رباط مراكش برگزار شد، زمامداران، رؤساى جمهور و رؤساى دولت كشورهاى اسلامى خواست خويش را مبنى بر گردهم آيى جهت افزايش روابط دوجانبه و همكارى نزديك در بين خويش، در زمينه‌هاى اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى علمى و سياسى، بر اساس اصول جاودانه اسلام، بيان داشتند، پس از پايه ريزى شالوده‌هاى كنفرانس، و به دنبال تشكيل دبيرخانه عمومى آن در سال 1970 م. و تصويب منشورَش در سال 1972 م. سازمان كنفرانس، اسلامى رسماً تأسيس يافت. در انجام كارهاى خود و در نظر داشتن اهدافش در زمينه‌هاى متعدد فعاليت خويش، اُ. آى. سى. با ميتينگهاى منظم در سطوح مختلف به خود شكل بخشيده، و به تشكيل ارگانهاى مُعين و تعيين نمايندگيهايى پرداخته كه با تشريك مساعى و هماهنگى، زير نظر دبيرخانه عمومى، به كار ادامه مى‌دهند. IRCICA (مركز پژوهش تاريخ، هنر و فرهنگ اسلامى) يكى از اين ارگانهاى معين ميباشد. تشكيلات و سازمان‌هاى اصلى اُ. آى. سى. ذيلاً معرفى مى‌گردند. ارگانهاى اصلى‌
كنفرانس اعتلاى اسلامى - كنفرانس سلاطين، رؤساى جمهور و رؤساى دولت (هر سه سال يكبار برگزار مى‌شود) كنفرانس اسلامى وزراى امور خارجه كشورهاى عضو (سالانه برگزار مى‌شود).
دبيرخانه عمومى اُ. آى. سى.
دادگاه بين المللى اسلامى (در حال تأسيس ميباشد).
كميسيونهاى تخصّصى‌
كميته قدس (اورشليم)
كميته دائمى مالى‌
- كميسيون اسلامى امور اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى.
- كميته دائمى همكارى علمى و فنى.
*75* - كميته دائمى همكارى اقتصادى و تجارى.
- كميته دائمى اطّلاعات و امور مسائل فرهنگى.
دبيرخانه عمومى اُ. آى. سى. ارگانهاى مُعين‌
- صندوق تعاون اسلامى (آى. اس. اف.، جدّه).
- مركز پژوهش تاريخ، هنر و فرهنگ اسلامى (IRCICA، استانبول).
- كميسيون بين المللى حفظ ميراث فرهنگى اسلام (ICPICH)، دايره هماهنگى در رياض، دبيرخانه: IRCICA)
- كميته اسلامى صليب سرخ بين المللى (ICIC، بن غازى).
- صندوق قدس (اورشليم) (در جده).
- كميسيون اسلامى حقوق بين الملل (تأسيس آن در شانزدهمين كنفرانس اسلامى در سال 1986 م به تصويب رسيد).
- مركز پژوهش و آموزش آمارى، اقتصادى و اجتماعى كشورهاى اسلامى (SESRTCIC، آنكارا).
- مركز اسلامى آموزش و پژوهش فنى و حرفه‌اى (ICTVTR، داكا).
- شوراى اسلامى هواپيمائى كشورى (ICAC، تونس).
- مركز اسلامى گسترش بازرگانى (ICDT، كازابلانكا).
- بنياد اسلامى دانش، تكنولوژى و توسعه (IFSTAD، جدّه).
- دانشكده فقه اسلامى (جدّه).
- مركز جهانى آموزش و توجيه اسلامى (مكّه).
نمايندگيهاى تخصّصى‌
- سازمان سخن پراكنى كشورهاى اسلامى (ISBO، جدّه).
- خبرگزارى بين المللى اسلامى (IINA، جدّه).
- سازمان اسلامى علمى، آموزشى و فرهنگى (ISESCO، رباط).
- بانك توسعه اسلامى (IDB، جدّه).
- اتاق بازرگانى، صنعت و تبادل كالاى [كشورهاى‌] اسلامى (ICCICE، كراچى).
- انجمن اسلامى كشتى داران (جدّه).
- سازمان شهرها و پايتختهاى اسلامى (جدّه).
گزيده‌اى از تاريخ مختصر و اهداف IRCICA
مركز پژوهش تاريخ، هنر و فرهنگ اسلامى در استانبول (كه به اختصار مركز استانبول، IRCICA، خوانده مى‌شود) بر اساس مصوّبه هفتمين كنفرانس اسلامى وزراى امور خارجه، كه در مى(ماه مه) 1976 در استانبول برگزار گرديد، تشكيل شد.
مركز مزبور از همان ابتداى تشكيل، از حمايت و كمك مستمر دبيرخانه عمومى سازمان كنفرانس اسلامى (اُ. آى. سى.) و كشورهاى عضو بهره‌مند بوده است. واضح است كه چنين حمايت و كمكى عوامل اجتناب‌ناپذير در كاميابى مركز به حساب ميآيد. اهداف‌
اهداف عمده مركز در اساسنامه آن به صراحت قيد شده‌اند.
اين اهداف اختصاراً عبارتند از:
- قبول مسئوليّت در تحقيق و انتشار كتب در زمينه‌هاى تاريخ، هنر و فرهنگ اسلامى.
- مركز، محل ملاقاتى براى دانشمندان، مورخان، نويسندگان و هنرمندان كشورهاى اسلامى باشد، و اين به هنگامى است كه ايشان در حال پژوهش در ميراث مشترك اسلامى هستند.
- تشكيل سمينارها و جلسات ملاقات دوره‌اى در مركز يا كشورهاى عضو.
- افزايش همكارى نزديك ميان مورخان و نويسندگان مسلمان به منظور پايان بخشيدن به پيش داوريها و حب و بغضهاى منبعث از منابع غير مسلمان در مورد تاريخ، هنر و *76* فرهنگ مسلمين.
- تشويق به اصلاح مطالب نادرست موجود در كتب درسى برخى كشورهاى اسلامى.
- ترتيب انجام ملاقات بين دانشمندان، روشنفكران و پژوهشگران كشورهاى عضو.
- افزايش همكارى و تبادل تأليفات بين دانشگاهها و مؤسسات پژوهشى در زمينه‌هاى تاريخ، هنر و فرهنگ.
- انتشار يك فصلنامه درباره تاريخ، هنر و فرهنگ اسلامى.
شوراى ناظر بر مركز متشكل از دانشمندان و كارشناسان است كه نمايندگى كشورهاى عضو اُ. آى. س. را نيز به عهده دارند. اين اعضا در اجلاس وزراى امور خارجه [كشورهاى عضو] كنفرانس اسلامى و بنا به پيشنهاد دبير كل اُ. آى. سى.، براى يك دوره سه ساله انتخاب شده‌اند. [گزيده‌اى از] فعاليّتهاى مركز
انتشارات
در اين بخش ابتدا انتشاراتى كه تا كنون به چاپ رسيده‌اند، ليست شده، و اين انتشارات نمايانگر نتايج پروژه‌هاى تكميل شده تحقيقاتى مى‌باشد. سپس آثارى كه پس از انجام مطالعات مربوطه انتشار خواهند يافت، معرفى مى‌شوند.
(توضيح آنكه اينجانب تنها به ترجمه برخى از اين تأليفات پرداخته و براى شناخت همه آنها به خود اين نشريه مراجعه فرمائيد مترجم.)
آثارى كه در گذشته منتشر شده‌اند
1- يك كتابى راهنما درباره مؤسّسات فرهنگى - اسلامى، 1981، 288 ص، انگليسى. (جزو موجودى است). اين كتاب شامل نام و آدرس 445 مؤسسه فرهنگى در كشورهاى عضو اُ. آى. سى. بوده و درباره 110 عدد آنها اطّلاعاتى ارائه مى‌دهد.
2- بنيادهاى خيريّه اسلامى و اموال غير منقول در فلسطين، 1982 م.، 235 ص.، به عربى و انگليسى. (جزو موجودى است) مركز، بر اساس اسناد موجود در آرشيوهاى عثمانى در استانبول، و به منظور دسترسى به املاك اسلامى در سرزمين فلسطين، تحقيقى را به انجام رساند. كتاب اطلاعات كاملى درباره موقوفات و املاك موجود در استانهايى چون قدس، شريف، غزه، صفه، نابلس و عجلون ارائه مى‌دهد.
3- آدرس مؤسسات فرهنگى در كشورهاى عضو اُ. آى. سى. 1982م، 12 + 4 + 150 + 5 ص. انگليسى، (جزو موجودى است).
4- سالنامه‌هاى عثمانى، 1982 م.، 142 ص، به زبانهاى عربى و انگليسى. (جزو موجودى است).
يك اثر كتابنامه‌اى درباره سالنامه‌هاى ايالات و استانهاى عثمانى است كه بين سالهاى 1847 م. تا 1918م. منتشر شده‌اند. اين اسناد به عنوان منابع اطلاعاتى دست اوّل، در مورد اماكن و دوره‌هايى كه [اسناد مزبور] بدان مربوط ميباشند، به حساب مى‌آيند.
5- راهنماى بين المللى مؤسسات فرهنگى - اسلامى، 1984م.، 350 ص.، انگليسى.
اين راهنما دربردارنده نام و آدرس 3579 مؤسسه فرهنگى - اسلامى در 106 كشور عضو و غير عضو ميباشد.
[گزيده‌اى از] طرحهاى در حال انجام و آثار آينده‌
1- راهنماى آرشيوهاى عثمانى، به زبانهاى عربى و انگليسى.
آرشيوهاى عثمانى در استانبول داراى ارجاعات تاريخى مهمى هستند كه مورد نياز پژوهشگران است. اين كتاب راهنما اطّلاعاتى درباره خود اسناد و دستورات و شيوه به كارگيرى آنها ارائه مى‌دهد.
2- ابعاد فرهنگى توسعه در كشورهاى اُ. آى. سى.، به زبان انگليسى.
هدف از اين تحقيق ارائه يك تحليل انتقادى در مورد چشم انداز فرهنگى در كشورهاى عضو اُ. آى. سى.، ميباشد. وضع آموزش و پرورش، تحقيق و توسعه، وسايل ارتباط جمعى، كتابخانه‌ها، موزه‌ها و سينماها و تئاترها در كشورهاى عضو بررسى شده و پيشنهاداتى در مورد حل مشكلات موجود در اين زمينه‌ها ارائه مى‌گردد.
*76* 3- مجموعه تاريخ اسلام‌
ضرورت بازنويسى و تحليل مجدد تاريخ ملّتهاى مسلمان در موارد گوناگون مورد تأكيد قرار گرفته و در اساسنامه مركز نيز قيد شده است. حقيقت تأسف آور آنكه امروزه ملتهاى مسلمان تاريخ يكديگر را از منابع غير اسلامى و حتى ضد اسلامى فرا ميگيرند. اين به برخى سوء تفاهمات و انديشه‌هاى گمراه مى‌انجامد. بودن ترديد، بهترين شيوه اصلاح چنين اشتباهاتى بازنويسى تاريخ با ارائه اطّلاعات درست و دقيق خواهد بود.
مركز بلافاصله پس از تشكيل، تحقيقات درباره تاريخ اسلام را آغاز نمود. اوّلين مجلد از مجموعه مربوط به «تاريخ تركها»، كه شامل تاريخ مسلمانان ترك تا تأسيس دولت عثمانى است، به زودى منتشر خواهد شد. مجلد دوم درباره تاريخ عثمانى در دست تأليف است.
پس از انتشار مجموعه مربوط به تاريخ تركها، مركز تحقيقات درباره تاريخ قلمروهاى اسلامى در آفريقا، جنوب آسيا و جنوب شرقى آسيا را تقبل خواهد نمود. در چارچوب اقدامات مربوط به تحقيقات درباره تاريخ جنوب آسيا، مركز اجلاسى را در مورد «تاريخ، هنر و فرهنگ اسلامى در جنوب آسيا»، با همكارى دانشگاه اسلامى اسلام آباد، تشكيل داد.
4- كتابنامه كتب اسلامى كه در خارج استانبول به چاپ رسيده‌اند. بناها و عمليّات بازسازى‌
مركز لافاصله اقدامات فنى و مالى لازم را جهت طرح بازسازى آغاز نمود. كار بازسازى عملاً در آوريل 1985 م. آغاز گشت و در پى افزايش كمكهاى مؤسسات و شخصيتهاى اسلامى به خوبى پيشرفت نمود... در نقاطى كه دوره‌هاى آموزشى جهت آموزش هنرهاى اسلامى خوش نويسى، تذهيب، كاغذ ابرى كارى، صحافى و... به جوانان با استعداد سراسر جهان، گشايش خواهد يافت، كارگاههاى هنر اسلامى تشكيل خواهند شد.
واحدهاى مركز و ويژگيهاى خاص آنها
... امروزه 17000 جلد كتاب، 500 عنوان نشريه دوره‌اى و 3000 مقاله از روزنامه‌ها يا مجلات در كتابخانه مركز موجود است. 10000 عنوان كتاب به ثبت رسيده، 6800 عدد آن فهرست، طبقه بندى و در قفسه گزارده شده است. / 10000 عنوان از كل عناوين به كامپيوتر سپرده است... كتابخانه يا نشريات دوره‌اى متعددى كه در كشورهاى مختلف منتشر شده و براى اهداف مركز سودمند بوده و مورد نياز پژوهشگران ميهمان ميباشد، مشترك است. اين اشتراك دائماً در حال گسترش است. فهرستى از اين نشريات به زودى براى استفاده محقّقين تهيّه خواهد شد. علاوه بر كتب و نشريات، نقشه‌ها، تصاوير و ديگر منابع تحقيق موجود است. مركز در سال گذشته ميكروفيلم و ميكروفيش حدود 400 رساله دكترا را كه توسط دانشجويان مسلمان در دانشگاههاى اروپا و آمريكا در موضوعات اسلامى نوشته شده بود، به دست آورد. از سوى ديگر كتابخانه يا مجموعه كتبى كه توسط شخصيّتهاى مسلمان به مركز هديه شده است [و مى‌شود]، غنى مى‌گردد يكى از فعاليّتهاى مهم كتابخانه مركز، تبادل برنامه‌هاى تهيه شده توسط كتابخانه‌ها و مؤسسات كشورهاى مختلف ميباشد... سرويس دهى ديگر كتابخانه تدوين فصلنامه‌اى تحت عنوان «ليست تحصيلات كتابخانه» ميباشد. اين فصلنامه دربردارنده آثار و نشرياتى است كه جديداً در اختيار كتابخانه قرار گرفته، و در نتيجه پژوهشگران ميتوانند از امهات منابع موجودى كه ميتواند بر ايشان مفيد باشد، آگاه شوند...
كتابخانه همچنين با مؤسساتى كه ميكروفيلم و ديگر مطالب سمعى - بصرى تهيّه مى‌نمايند، رابطه برقرار كرده تا مجموعه كاملى از اين قبيل منابع كه براى همه گونه تحقيق مفيد ميباشند، فراهم سازد. كامپيوتر
مركز از سال 1983 م. براى تمام كارهاى پژوهشى و انتشاراتى خود، كتابخانه‌اش و نيز حفظ ليستهاى پستى خود، از كامپيوتر استفاده مى‌نمايد...
واحد كامپيوتر روند آسان سازى زبان را در مورد تمام *78* زبانهاى ملى كشورهاى عضو انجام مى‌دهد. اين واحد طبيعتاً و به طور عمده با سه زبان رسمى مركز، يعنى انگليسى فرانسه و عربى فعاليت مى‌نمايد. كامپيوتر علاوه بر سرعت بخشيدن به تمام فعاليّتهاى مركز، كار پژوهشگران ميهمان را كه جهت استفاده از كتابخانه و ديگر امكانات مركز از آن ديدار مى‌نمايند، نيز آسان مى‌نمايد. با استفاده از كامپيوتر دسترسى به كتابها و اسناد كتابخانه آسان‌تر و سريعتر انجام مى‌شود... تحقيقات‌
... مركز موضوعات پژوهشى را در كشورهاى اسلامى آگهى نموده و درخواستهاى واصله [جهت انجام تحقيقات ]را به مقامات مربوطه ارجاع مى‌دهد. كنفرانسها، سمينارها و خطابه‌ها
كنفرانسهاى بين المللى‌
1- هنر عربى - اسلامى و آسيا.
2- سمپوزيوم بين المللى در «مبانى، اشكال و مفاهيم مشترك هنرهاى اسلامى».
3- سمينار به كارگيرى كامپيوتر در كتابخانه.
4- سوّمين كنفرانس طب اسلامى.
5. سمپوزيوم اماكن ملى در تركيه‌
6- سمينار تحقيقات اسلامى.
7- شركت در كنفرانس روابط اعراب و تركان، عمّان.
8- سمينار زن و خانواده در اسلام.
9- سمپوزيوم بين المللى در ترجمه‌هاى مفهوم قرآن كريم.
10- سمينار بين المللى تاريخ، هنر و فرهنگ اسلامى در جنوب آسيا. نمايشگاههاى مركز
مركز در فرصتهاى گوناگون به برپائى چند نمايشگاه پرداخت تا به معرفى فعاليّتهاى خود پرداخته يا هنرهاى اسلامى را رونق بخشيده و هنرمندان مسلمان را تشويق نمايد.
(اينجانب دو نمايشگاه مهم را معرفى مى‌نمايم. مترجم.)
1- نمايشگاه انتشارات مركز كه طى برگزارى سمينار اساس هنرهاى اسلامى در فارنهام كاسل انگليس در ژوئيه 1985 م. برپا گرديد.
2- نمايشگاه انتشارات مركز و نيز اسناد، پوسترها و بروشورهاى گوناگون كه در معرفى فعاليتهاى مركز، همزمان با برگزارى سمينار بين المللى درباره تاريخ، هنر و فرهنگ اسلامى در جنوب شرق آسيا، از 26، 28 مارس 1986 م. در اسلام آباد پاكستان برپا گرديد. شركت در نمايشگاههاى بين المللى كتاب‌
[از جمله نمايشگاههاى كتابى كه مركز در آنها شركت مى‌نمايد نمايشگاه بين المللى كتاب قاهره است:]... مركز از سه سال پيش تا كنون در نمايشگاه بين المللى كتاب قاهره، كه همه ساله از سوى سازمان عمومى كتاب مصر برپا مى‌گردد، شركت مى‌جويد. و سرانجام در هيجدهمين نمايشگاه بين المللى كتاب قاهره كه از 21 ژانويه تا 3 فوريه 1986 م. برپا بود؛ انتشارات مركز به نمايش گزارده شد. تنظيم و نگارش: م - ع - م


صفحه 13

تازه هاي نگارش و نشر



محققان، نويسندگان، مترجمان و مراكز تحقيقى و پژوهشى، كه مى‌خواهند آثارشان در اين بخش از مجله معرفى شود، يك نسخه از آثار خود را به دفتر مجله ارسال دارند. ارشاد الأذهان الى احكام الايمان‌
ج 1، حسن بن يوسف بن مطهّر (علاّمه حلّى) تحقيق: فارس حسّون مؤسسة النشر الإسلامى، قم، 1410، قطع وزيرى 510 ص 1900 ريال.
كارنامه فقهى فقيه بلند پايه تشيّع، مرحم علاّمه حلّى، پربرگ است و پربار. تنوع، ابتكار، استناد، استوارى، استقصاء و انصاف علمى در آثار آن بزرگوار جلوه‌اى ستودنى دارد. ارشاد الأذهان الى احكام الايمان، كتاب فتوائى و فقهى كاملى است كه مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى از آن به «گرانقدرترين آثار فقهى شيعه» ياد كرده است (الذريعة، ج 1 / 510). گزيده گوئى علاّمه حلّى و استوار نگارى آن بزرگوار در اين كتاب انگيزه آن شد كه كتاب مزبور مورد توجّه فقيهان و عالمان قرار گيرد و نسخه‌هاى فراوانى از آن پديد آيد (مقدّمه / 193)؛ و شرحها و تعليقات بسيارى بر آن نوشته شود. (ج 1 / 185؛ الذريعة، ج 6 / 14؛ ج 13 / 74). محقق محترم اين اثر از ميان نسخه‌هاى فراوان آن، سه نسخه را كه كهنترين و معتمدترين آنها بوده، برگزيده و كتاب را بر اساس آنها مقابله و تصحيح كرده است (مقدمه / 199). تفصيل چگونگى تصحيح را در جاى ديگرى آورده‌ام (حوزه، شماره 30 / 167)؛ و اينك يادآورى مى‌كنم كه افزون بر آنچه در آن ياد كرد آمده است، محقق كتاب مقدّمه‌اى بر آن نگاشته‌اند بسيار دراز دامن در شرح زندگانى و گزارش آثار علاّمه حلّى. اين بحث كه / 220 صفحه از كتاب را گرفته، از مفصلترين شرح حالهايى است كه تا كنون از علاّمه حلّى نگاشته شده است. در بخش معرّفى آثار افزون بر شناسائى كتابها، مهمترين نسخه‌هاى آنها نيز معرّفى گرديده است. درباره مقدّمه نكاتى ياد كردنى است؛ از جمله:
*80* در صفحه 66 آمده است كه شهيد از جبل عامل به حلّه هجرت كرد تا از محضر علاّمه بهره گيرد. اين مطلب از اغلاط فاحش قصص العلماء است و گويا از آنجا به اعيان الشيعه منتقل شده است. چرا كه علاّمه به سال 726 رحلت كرده و شهيد در سال 734، يعنى هشت سال پس از رحلت وى به دنيا آمده است.
در صفحه 184 آمده است: «فرغ منه سنة 676 أو 696». اين نيز يقيناً غلط است. چرا كه علاّمه تصريح مى‌كند كتاب را به درخواست فرزندش نوشته است (ص 217 همين كتاب)؛ و روشن است كه تولد فخرالدين 682 است. از اين لغزشها در مقدّمه فراوان است و گاه بين صفحات آن تناقض آشكار است؛ مانند معرّفى مجمع الفائده در صفحات 192 و 201 و...
محقق محترم براى نگارش و تدوين اين مقدّمه به منابع بسيارى مراجعه كرده و صفحات مصادر فراوانى را در نورديده؛ ولى در گزارشها و نقلها هرگز دقّت نكرده و آنچه را يافته، عرضه كرده است. به هر حال، بخش مهم و قابل توجّه مقدّمه، كتابشناسى آن است كه با گزارش مهمترين نسخه‌هاى آنها به كارآمدى آن افزوده است. الأنس الجليل بتاريخ القدس و الخليل‌
قاضى القضاة أبواليمن القاضى محبرالدين الحنبلى، دو جلد، انتشارات الشريف الرضى، قم 1410ق، قطع وزيرى، 880 ص / 3000 ريال.
در جريان تاريخ نگارى اسلامى، شيوه تاريخ نگارى شهرها و آباديها از ديرينه بسيار كهنى برخوردار است، و در مجموعه مؤلفات مورخان اسلامى بخش عظيمى را به خود اختصاص داده است. اين آثار را غالباً مؤلفان و مورّخان با عشق و علاقه‌اى به ديار خود مى‌نگاشتند و گاهى هم عالمانى به انگيزه‌هاى مختلف به نگارش تاريخ شهرها و مناطق ديگران مى‌پرداختند. انس الجليل به همّت مردى نگارش يافته كه در ديار قدس به سال 860 به دنيا آمده و به سال 928 در همانجا زندگى را بدرود گفته است. كتاب در موضوع خود كم نظير و از آثار سودمند اين موضوع است. مؤلف در كتاب گزيده گويى را پيشه ساخته، امّا در گزارش از هيچ مطلب و حادثه مهم و شايسته ياد، غفلت نورزيده است. او كتاب را با نگاهى به تاريخ بيت المقدس، نامها، و آغاز بناى آن مى‌آغازد، و با ياد كرد پيامبرانى كه در مسجد بيت المقدس اثرى داشته‌اند، ادامه داده است. او در اين بخش از معراج پيامبر، تحويل قبله و جز اينها سخن گفته است. ياد كرد حاكمان و خلفايى كه مرزهاى بيت المقدس را گشوده‌اند و يا در آن حكومت كرده‌اند، از مطالب ديگر كتاب است. گزارشى از عالمان، فقيهان، زاهدان و كليّه كسانى كه به گونه‌اى با بيت المقدس در ارتباط بوده‌اند، به گونه گذرا و يا به عنوان مقيم زندگى كرده، و نيز تاريخ كوتاه و مختصر شهر الخليل و مشاهد و اماكن متبركه آن، از ديگر مباحث كتاب است. مؤلف به مناسبتى در ضمن كتاب از امام زمان(ع) ياد مى‌كند و رواياتى را كه نشانگر آن هستند كه حضرت مهدى (عج) به بيت المقدس خواهد رفت، مى‌آورد (ج 1 / 267). به هر حال، كتاب مزبور در مجموع اثرى است سودمند و خواندنى كه جستجوگران آگاهيها و اطلاعات شايسته درباره بيت المقدس را بهره‌هاى فراوانى خواهد رساند. ايران و جهان اسلامى‌
دكتر عبدالهادى حائرى، انتشارات آستان قدس رضوى 1368، قطع وزيرى، 280 ص 1150 ريال.
كتاب حاضر مجموعه تحقيقات و بررسيهايى است كه مؤلف در طول سالهاى 50 - 63 و در مناسبتهاى مختلف سامان داده است. مؤلف پس از عنوان كلّى كتاب در توضيح آن آورده است «پژوهشهايى تاريخى پيرامون چهره‌ها، انديشه‌ها و جنبشها». كتاب در بردارنده سه فصل كلّى است: در فصل اوّل و با عنوان «همسازگرى و ناهسمازگرى در جهان اسلام»، به پيشينه تاريخى موضوع مورد بحث باز مى‌گردد و ريشه‌ها و روندهاى اختلافها و ناهمسازگريها را در دورانهاى مختلف به نقد و بررسى مى‌گذارد. قسمت دوّم اين فصل، كاوشى است در جهت پاسخ به اين سؤال كه آيا خواجه نصير الدين طوسى در يورش مغولان به بغداد نقشى داشته است يا نه؟ در فصل دوّم كه عهده‌دار نقد و بررسى انديشه‌ها و جنبشهاست، به بحث در موضع سيد جمال الدين اسدآبادى در برابر واپس‌گرايى در جهان اسلام پرداخته و ضمن آن متن كامل يكى از مقالات وى را براى نخستين بار آورده و به تبيين و توضيح آن *81* پرداخته است. سخنى پيرامون درگيرى نيروها و برخورد ديدگاهها در انقلاب مشروطيت ايران، ايران و ليبى در جبهه ستيز با امپرياليسم غرب، عناوين ديگر اين بخش است. در فصل سوّم و با عنوان «واژه‌ها و مفاهيم سياسى و تاريخى» به توضيح و تشريح واژه «مشروطه»، «استبداد» و... پرداخته است.
مؤلف در سامان دادن به اين مقاله‌ها به منابع بسيارى به زبانهاى مختلف مراجعه كرده، و در مجموع اثرى سودمند، كارآمد، و آگاهى ده سامان داده است. اين كتاب چونان ديگر آثار مؤلف از فارسى نگارى، بلكه فارسى‌گرايى افراطى برخوردار است كه گاه سر از تعقيد و نامفهومى درآورده است. به هر حال، كتاب خواندنى و مفيد است. بيان المفاخر
سيد مصلح الدّين مهدوى، انتشارات كتابخانه مسجد سيّد، اصفهان، 1368 قطع وزيرى 412 + 412، 4000 ريال.
مرحوم آيةاللَّه سيد محمد باقر شفتى بيد آبادى معروف به «حجة الاسلام شفتى»، از عالمان و فقيهان بزرگ، توانمند، و صاحب نفوذ قرن سيزدهم هجرى است. مرحوم سيّد در زهد و تقوا، خداترسى و معادباورى، فقاهت و درايت، تدبير و اقدام كم نظير بود. كسانى كه بزرگى و صلابت و تصلّب در اجراى حدود شرعى را از آن بزرگوار برنتابيده‌اند، ياوه‌هاى فراوانى درباره شخصيّت وى بافته، تا مگر اندكى از آن شكوه و عظمت را بكاهند. مؤلف محترم در اين كتاب كه به طور گسترده زندگانى، آثار و چگونگيهاى مربوط به حيات علمى و فقهى و سياسى و اجتماعى آن بزرگوار را آورده است، به اين گونه مسائل به دقّت پاسخ داده است. اثر مزبور با مقدّمه‌اى كوتاه در انگيزه نگارش اين كتاب و كتابهايى از اين دست شروع مى‌شود. فصل اوّل بيانگر نام و نسب مرحوم حجةالاسلام است. در فصل دوّم اقوال مؤلّفان درباره وى؛ و در فصل سوّم چگونگى شهرت او به «حجةالاسلام» و مسائلى در زمينه ألقاب آمده است.
ادامه كتاب بررسى زندگانى مرحوم شفتى است در دوره دوّم آن، يعنى مهاجرت به عتبات مقدّسه و ادامه تحصيل در آن حوزه كهنسال عالم پرور. فصل چهارم ياد كردى است از استادان مرحوم سيّد؛ و فصل پنجم گفتارى است در ورود دوباره مرحوم سيّد به اصفهان و مسائل مربوط به آن. فصل ششم عوامل شهرت وى را بيان مى‌كند؛ و فصل هفتم ثروت و دارايى او را گزارش داده است و به داوريهاى ناپسند در اين باره پاسخ مى‌گويد. در فصول بعدى، از اجراى حدود شرعى توسط وى، عبادت و زهد او و از معاصرانش و نيز چگونگى تدريس و شاگردانش سخن به ميان آمده است.
جلد دوّم با اجازات سيد آغاز مى‌شود، و با گزارشى از تأليفات آن بزرگوار ادامه مى‌يابد، و در ادامه آن از مسجد سيّد و چگونگى بناى آن گفتگو مى‌شود. در ادامه كتاب از فرزندان و معاصران آن مرحوم سخن به ميان آمده و به بسيارى از حوادث تاريخى اشاره رفته است. مؤلف محترم كه سالهاست در شرح حال‌نگارى قلم مى‌زند، و آثار سودمند و گرانقدرى در اين زمينه بر جاى نهاده است، در اين كتاب نيز خواننده را با انبوهى از اطلاعات تاريخى، رجالى و جز اينها آشنا مى‌كند؛ و خواننده با خواندن اين اثر ضمن شناخت حوزه اصفهان، با بسيارى از عالمان آن ديار آشنا مى‌گردد. تاريخ عثمانى‌
ج 1، (از تشكيل دولت عثمانى تا فتح استانبول) پروفسور اسماعيل حقى اوزون چارشى لى، ترجمه: دكتر ايرج نوبخت، انتشارات كيهان، 1368، 660 ص، 3200 ريال.
شناخت تاريخى تحوّلات و چگونگى‌هاى كشورهاى همسايه براى مردم ما يك ضرورت است. بويژه برخى از كشورها كه جريانها و حركتهاى حاكم بر آنها نقش مستقيمى در تحوّلات ايران داشته است. تاريخ و تحوّلات امپراطورى عثمانى كه روزگارى از قدرتى شگرف و وسعتى عظيم برخوردار بود، در ارتباط با كشور ما از اين دست است. امّا در ميان آثار تحقيقى تاريخى ما، هنوز منبعى قابل توجّه، مستند و دقيق به زبان فارسى نداريم كه روابط تنگاتنگ سياسى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى و اجتماعى را كه در طول تاريخ با آن داشته‌ايم، و گاهى جريان‌هاى حاكم بر آن تأثير مستقيم در اوضاع ايران داشته است، به نقد و بررسى نهاده باشد. كتاب ياد شده كه نخستين جلد از دوره چهار جلدى تاريخ عثمانى است، تا حدود زيادى اين خلأ را پر خواهد كرد. كتاب را يكى از *82* اعظاى برجسته مؤسسه تاريخ ترك تأليف كرده است. در اين مجلّد ضمن نگرشى كوتاه به دوره سلجوقيان آناتولى و شرايط پيش از تشكيل حكومت عثمانى، اصل و نسب عثمانيها و پيدايش آنان را از روزگاران عشيره‌اى، تشكيل اميرنشين عثمانى و فتوحات مقدّماتى تا فتح استانبول را به دست سلطان محمّد فاتح مورد بررسى قرار داده است.
كتاب در نوع خود از آثار كم نظيرى است كه در آن دقّت و وسواس علمى با استناد دقيق به منابع متعدّد همراه است. مؤلف پژوهشگر آن در شرح همه وقايع و حوادث تاريخى و نيز در بيان ديدگاههاى خود از استناد به منابع بسيار و معتمد روى بر نمى‌تابد؛ و از اين روى خواننده تنها در همين جلد با بيش از يك هزار و چهارصد زيرنويس متكى به سند روبروست. به هر حال، شخصيّت صلاحيّت علمى نويسنده كتاب، با بهره ورى گسترده او از منابع تاريخى معتبر ترك و غير ترك و دقّت و ژرفكارى در مسائل و مباحث، اثر او را در جايگاه اثرى معتمد و خواندنى قرار خواهد داد. حقائق هامة حول القرآن الكريم‌
السيد جعفر مرتضى عاملى، مؤسسة النشر الإسلامى، قم 1410، قطع وزيرى 440 ص، 18000 ريال.
مؤلف محقق كتاب در ضمن نگارش اثر گرانقدر خود (الصحيح من سيرةالنبى الأعظم) به برخى از رواياتى در جريان سريه بئر معونة بر مى‌خورد كه به گونه‌اى نشانگر تحريف قرآن بوده‌اند. اين گونه روايات او را به نگرشى ژرفتر در اين موضوع وا مى‌دارد. اين نگرش وسيع به موضوع و ديگر موضوعات مربوط، بالأخره به حدّى مى‌رسد كه كتابى مستقل را تشكيل مى‌دهد. كتاب پس از مقدّماتى با عرضه رواياتى از منابع فريقين كه نشانگر تحريفند مى‌آغازد، و با نقد و بررسى اين روايات ادامه مى‌يابد. مؤلف در پايان اين بخش مى‌گويند كه احاديث تحريف در منابع اهل سنّت به مراتب بيشتر از منابع شيعه است؛ امّا از سر انصاف علمى به كوششهاى برخى از عالمان در جهت نقد و ردّ اين گونه روايات ارج مى‌نهند. در فصل سوّم از جمله سياستهاى پليد را در اشاعه افسانه تحريف نشان مى‌دهند، و در باب دوّم به تفصيل از ادله جمع قرآن در زمان پيامبر و چگونگى آن در عهد خلفاء سخن مى‌گويد. فصل چهارم اين باب سخن از چگونگى مصحف على - ع - و باب سوّم (با عنوان الرسم القرآنى و القراآت)، رسيدگى عالمانه به مباحث مربوط به قرائت است و نيز قرائتهاى شاذّ و چگونگيهاى آنها. در باب چهارم بحث با رسيدگى به مسأله «نسخ تلاوت» آغاز شده است. مى‌دانيم كه در بسيارى از روايات اهل سنّت سخن از سوره‌ها و آياتى است كه اينك از آنها اثرى در قرآن نيست. برخى از عالمان و مفسّران و اصوليان آنان معتقد شده‌اند كه تلاوت اين سوره‌ها و آيه‌ها نسخ شده است. در اين باب مؤلف محترم اين پندار را چونان سرابى فريبا تلقى كرده و با نقد و بررسى منابع بسيارى، پوچى و تهى مايگى اين پندارها را به اثبات رسانده است. و بالأخره در خاتمه كتاب، خلاصه كتاب مرحوم محدّث نورى با نقد و ردّ ادله آن آمده است. طرفه اينكه محدّث نورى نيز در اين كتاب بيشتر و پيشتر از آنكه متّكى به روايات و احاديث شيعه باشد، متكى به احاديث و روايات منقوله از اهل سنّت بوده است؛ و اين مطلب در خاتمه كتاب به وضوح نشان داده شده است.
به هر حال، كتاب در موضوع خود از جمله آثار سودمند و كارآمدى است كه خوانند ه با در نگريستن به آن با بسيارى از حقايق آشنا خواهد شد. و اعتماد و اتكاء مؤلّف محترم بر منابع و مصادر بسيار و نقد و تحليل هوشمندانه آنها، قطعاً بر اعتماد خواننده خواهد افزود. حياةالإمام على الهادى، دراسة و تحليل‌
باقر شريف القرشى، دارالكتاب الأسلامى، بى تا، 352 قطع وزيرى.
بحث و بررسى زندگانى ائمه (ع) و نقد و تحليل چگونگيهاى دشمنان آن بزرگواران و مسائل مربوط به جامعه و محيط آن عزيزان، از جمله مباحث و مسائلى است كه اگر بدرستى صورت پذيرد و مبتنى بر استناد صحيح و شيوه كارآمد باشد؛ در تصحيح موضع، وسعت ديد، و طرز نگرش معتقدان و شيفتگان آنان سهم بسزايى خواهد داشت. سوگمندانه كتابهايى از اين دست و با معيارها و محتواى ياد شده، بويژه درباره زندگانى برخى از امامان - ع - بسيار *83* اندك است و جاى پژوهشهاى عميق، گسترده و دقيق بسيار خالى است. محقق انديشور و پژوهشگر سختكوش، جناب آقاى باقر شريف قرشى، در ضمن نگارش آثارى گرانسنگ در ابعاد مختلف فرهنگ اسلامى، به تحليل و بررسى زندگانى ائمه اطهار - ع - نيز پرداخته‌اند؛ كه از جمله آنهاست كتاب ياد شده. جناب قرشى با نگارش اين اثار نشان داده‌اند كه از يكسوى از حسن انتخاب و گزينش دقيق بهره مندند، و از سوى ديگر از آگاهيهاى ژرف و عرضه دقيق و تحليل استوار.
بارى، آنچه اينك به اجمال به شناساندن آن مى‌پردازيم، كتابى است در تحليل زندگانى حضرت على بن محمد الهادى - ع -. در فصل اوّل كتاب به تاريخ ولادت و رشد آن بزرگوار در بيت امامت، و ديدگاه مؤلفان درباره وى پرداخته است؛ و در فصل دوّم مظاهر شخصيّت و حضور عينى امام - ع - را در جامعه بررسى كرده است. فصل سوّم با عنوان «علومه و معارفه»، بيانگر بخشى از روايات امام - ع - است در موضوعات مختلف، كه در ضمن آن به سند و متن و شرحهاى زيارت جامعه رسيدگى كرده است. در فصل بعدى به گزارش اصحاب و راويان امام - ع - پرداخته و از 177 راوى ياد كرده است.
فصلهاى بعدى كتاب زندگانى امام - ع - را در سامرّاء اوضاع سياسى و اجتماعى و اقتصادى دوران امامت امام به نقد و بررسى نهاده شده؛ و در ضمن آن چهره‌هاى پليد حاكمان زمان آن حضرت را ترسيم كرده، و بخوبى موضع اصولى امام - ع - را در مقابل آنان تبيين كرده است. در همين فصل اشاراتى است گويا به حركتهاى ستم ستيزانه تشيع، و نقش شعر و شاعرى در آن زمان. گزارش تحليلى جريانهاى فكرى انحرافى و موضع امام - ع - در مقابل آنها نيز از فصول خواندنى و تنبّه آفرين كتاب است. كتاب در مجموع اثرى است خواندنى و سودمند. سعى مؤلف محترم مشكور باد. روش‌هاى تحقيق در اسناد و مدارك نهج البلاغه‌
محمد دشتى، نشر امام على (ع)، قم، قطع وزيرى، 488 ص، 1450 ريال.
فقيه بزرگوار و ممتكلّم گرانقدر، مرحوم محمّد بن الحسين، مشهور «سيد رضى»، در قرن چهارم به گزينش و تنظيم برخى از خطبه‌ها، نامه‌ها و كلمات قصار امام على - ع - پرداخت و آن را نهج البلاغة نام نهاد. بى گمان سيد رضى اوّلين كسى نبود كه به جمع و تدوين كلمات آن بزرگوار دست يازيده باشد، بلكه پيشتر از وى نيز كسان بسيارى در اين جهت گام برداشته بودند (ر.ك: مجله تراثنا، شماره مسلسل 5/27؛كيهان فرهنگى، سال ششم، شماره 10/32 و منابعى كه در پانوشتهاى 1-7 آمده است). مرحوم رضى از يكسوى به جمع و تدوين گزينشى از خطبه‌ها و... پرداخته، و از سوى ديگر اسناد آنچه را آورده، افكنده است. نقل خطبه‌ها و نامه‌ها به گونه ارسال و بدون منبع و سند، زمينه‌اى شده است كه برخى بپندارند كه مثلاً قسمتى از كتاب از آن امام - ع - نيست. اين سخن كه قطعاً گمان بى بنيادى بيش نيست، از سوى پژوهشيان و محققانى به نقد كشيده شده است و پاسخهاى بسيارى به آن داده‌اند؛ و در اين راستاست نگارش آثارى در منابع و مآخذ كار مرحوم سيّد رضى در نهج البلاغة.
كتاب ياد شده نيز از آثارى است كه به جستجو در منابع خطبه‌ها، نامه‌ها و كلمات نهج البلاغه پرداخته و تمام آن را منبع يابى كرده است. چنانكه گفتيم پيشتر نيز كارهايى از اين دست سامان يافته بود (مانند مصادر نهج البلاغة و اسانيده، السيد عبد الزهراء الحسينى؛ مصادر نهج البلاغة، عبد اللَّه نعمة؛ مدارك نهج البلاغة و دفع الشبهات عنه، و...) برخى از شارحان نيز در ضمن شرح خطبه‌ها به اين مهم پرداخته‌اند؛ از جمله علاّمه شيخ محمّد تقى شوشترى در شرح گرانقدر بهج الصباغة فى شرح نهج البلاغة. مؤلف محترم در تدوين اين كتاب به كليّه آثار ياد شده مراجعه كرده و آنچه را در اين منابع آمده، تنظيم نموده و آنگاه جستجو را در منابع ديگر ادامه داده و به نتايج شايسته‌اى دست يافته. در آغاز مقدّمه‌اى آورده‌اند در ضرورت مستند كردن نهج البلاغة، و نقد و بررسى آثار موجود در اين زمينه، و روش تحقيق در اسناد و مدارك نهج البلاغة. در ياد كرد منابع به آوردن قسمتى از خطبه و... بسنده كرده‌اند، وآنگاه جايگاه آنچه را آمده، در چاپها و شرحهاى متعدّد نهج البلاغة نشان داده و سپس منابع را بدون ترتيب زمانى و با ياد كرد سال وفات مؤلف آن، با دقّت آورده است.
بهره‌گيرى از شيوه‌اى كارآمد (كه در مقدمه توضيح داده شده است)، و آشنايى چندين ساله جناب دشتى اين امكان را به او داده است كه اثرش از جمله جامعترين آثار در اين زمينه باشد.
*84* شمع جمع‌
(شرح و تفسيرى بر بخشى از غزليّات حضرت امام خمينى (قدس سرّه الشريف) محسن بينا، مؤسسه اطلاعات، تهران، 1369، قطع وزيرى، 172 ص، 700 ريال.
انتشار برخى از غزليّات حضرت امام - رضوان اللَّه تعالى عليه - چهره عرفانى آن عارف واصل را نمايانتر ساخت و بعدى ديگر از ابعاد وجودى آن ابر مرد اجتهاد و فقاهت را به گونه‌اى دلپذير و شورانگيز در پيشديد امّت عاشق امام نهاد. صاحبدلان بسيارى از همان روزهاى نشر اين اشعار به شرح و تفسير آن پرداختند و با آگاهى از راز و رمز عارفانه‌ها، به تبيين و توضيح اين غزليّات پرداختند.
آقاى محسن بينا كه ساليان درازى را در شرح و تفسير متون عرفانى گذرانده و در اين ميدان سختكوشانه قلمزده است، به شرح برخى از اين غزليات پرداخت و مجموعه آنچه را در مناسبتهاى گونه‌گون نگاشته بودند، يكجا گرد آورد. و منتشر ساخته است. كتاب با مقدّمه‌اى در چگونگى كار آغاز مى‌شود و با دستخط مبارك حضرت امام - قدّس سره - ادامه مى‌يابد و آنگاه شرح و تفسير غزلى از امام آغاز مى‌شود با اين مطلع:
در حلقه درويش نديدم صفائى‌
در صومعه از او نشنيدم ندائى‌
آقاى بينا در اثر مزبور كليه اصطلاحات عرفانى به كار رفته در غزليّات را به دقّت تبيين كرده‌اند و در پرتو آگاهيهاى عرفانى و آثار و اشعار و سخنان عارفان بزرگ، به شرح و تفسير غزليّات حضرت امام پرداخته‌اند. در اين مجموعه هشت غزل شرح و تفسير شده است كه پيشتر متن آنها با عنوان «سبوى عشق» - كه برگرفته از چهارمين بيت غزل هفتم است - منتشر شده بود.
گر از سبوى عشق دهد يار جرعه‌اى‌
مستانه جان ز خرقه‌ى هستى درآوردم‌
پايان بخش كتاب فهرستهاى فنّى آن است؛ مانند فهرست آيات، احاديث، اصطلاحات، اعلام و... فرهنگ فرق اسلامى‌
محمد جواد مشكور، (با مقدّمه كاظم مدير شانه چى) بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، 1368، قطع وزيرى، 582ص.
كتاب با مقدّمه‌اى مى‌آغازد در تاريخ مذاهب واديان، و با ياد كردى از مؤلفان و مؤلفات ملل و نحل و فرق و مذاهب. آنگاه پيشگفتار مؤلف است در تبيين و توضيح چرايى و چگونگى انشعابات فرقه‌اى و مذهبى حوزه فرهنگ اسلامى؟... متن كتاب است بر اساس حروف الفبا. مؤلف در ذيل هر عنوان اطلاعات مهم و اساسى و لازم هر فرقه را با توجّه به منابع مصادر ياد كرده و در پايان مأخذ آن را ثبت كرده است. دامنه مطالعات مؤلف محترم بسيار گسترده است و سعى و تلاش وى مشكور. امّا ياد كردنى است كه منبع و مصادر ملل و نحل غالباً به تنهايى مورد اعتماد نيستند. فرقه سازى ارباب ملل و نحل بر آگاهان - و حتماً بر جناب مشكور پوشيده نيست - و بايد به اين نكته اشاره مى‌رفت؛ تا چنان پنداشته نشود كه كليّه اين فرقه‌ها روزى وجود خارجى هم داشته‌اند. دو ديگر آنكه دانسته نيست مؤلف محترم مثلاً «بابيّه» را چگونه در ضمن فرق اسلامى آورده است. سه ديگر آنكه معلوم نيست بر اساس چه تلقّى و برداشتى جناب مؤلف آيه «بلغ ما انزل...» را به ضميمه شأن نزول از مناقب على - ع - مى‌داند، و نه از ادله خاصّه امامت!! «فهارس كتاب العين»
اعداد: الشيخ محسن آل عصفور، مؤسسة دارالهجرة، قم، 1410، قطع وزيرى 403 ص، 220 تومان.
عبد الرحمان خليل بن احمد فراهيدى (م 175)، بنيان گذار دانش عروض، كتابى نگاشت با عنوان العين كه كهنترين مجموعه لغوى در فرهنگ اسلامى به شمار است. العين ترتيبى ويژه دارد: با حروف حلق آغاز مى‌شود و از ميان آنها با حرف «عين». واژه يابى در العين كارى است دشوار؛ و از اين روى محققان آن در پايان مجلّدات كتاب، فهرست واژه‌ها را آورده‌اند. مؤلف العين اديبى است مبتكر و مرتبتى شايسته در علوم اسلامى دارد و كتاب او اثرى است عظيم و منبع و مرجعى است معتمد و مهم و در مجموعه آثار لغوى فرهنگ اسلامى در جايگاه بلندى قرار دارد كه اينك مجال سخن گفتن از وى و كتابش نيست (رك: مهدى المخزومى، *85* الخليل بن احمد فراهيدى، اعماله و منهجه؛ لغتنامه دهخدا، (مقدمه) 228 - 240؛ مجله شماره 13/169، مقاله «معرّفى كتاب العين».
اهميّت محتواى كتاب، آكندگى آن از شواهد قرآنى، حديثى و امثال و اشعار، و ديگر فوائد موجود در آن، فهرستهاى گويا و كارآمدى را مى‌طلبيد كه اينك به همّت آقاى محسن آل عصفور فراهم آمده و ناشر كتاب العين، آن را بعنوان جلد نهم كتاب منتشر كرده است.
فهرستهاى كتاب عبارتند از: فهرس الآيات، فهرس الحديث و الآثار، فهرس المواد اللغوية، فهرس الاشعار، فهرس اشطار الأبيات و الأرجاز، فهرس الأعلام، فهرس الأمثال فهرس المواضع و البلدان، فهرس القبائل و الأحياء، فهرس المعادن و الأحجار و الرمال.
با توجّه به اهميّت كتاب و قدمت آن، فهرستهاى مذكور در بهره ورى از كتاب در جهات مختلف بسيار سودمند و كارآمد است. مجموعه رسائل خطّى فارسى‌
دفتر اوّل، تحقيق: جمعى از محققان، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، 1368، قطع وزيرى، 200 ص، 800 ريال.
در ميان آثار بر جاى مانده از محققان و عالمان گذشته، رساله‌هاى موجز و پربارى مى‌توان يافت كه مجموعاً بخش عظيمى از ميراث فرهنگى ما را تشكيل مى‌دهد. اين گونه رساله‌ها را مى‌توان به مقاله‌هاى زمان ما مانند كرد. پيشينيان ما رهگاه به نوشتن آراء و يافته‌هاى خود به شكلى كوتاه و مختصر دست مى‌يازيده‌اند، و يا نوشته‌اى كوتاه را در پاسخ جوينده‌اى سامان مى‌دادند، و يا در توضيح و تبيين آيه‌اى مطلبى مى‌نگاشتند، و يا از حديثى و... مشكلى را مى‌گشودند؛ رساله‌هايى كوتاه مى‌نگاشتند و گاه آنها را به عناوين ويژه‌اى نامبردار مى‌ساختند. از آنچه آمد به روشنى پيداست كه اين گونه آثار به لحاظ كوتاهى، چاپ و نشر مستقل را بر نمى‌تابد. محققانِ آثار كهن اگر در ميان آثار يكى از مؤلفان تعداد زيادى از اين رساله‌ها را مى‌يافتند؛ با عنوان «مجموعه رسائل» آنان به تحقيق و نشر آن همّت مى‌گماشتند. اين آثار چنانكه آمد بخش عظيمى از ميراث فكرى تمدّن اسلامى است و تحقيق و نشر آن يك ضرورت فرهنگى. بنابراين بايد حسن انتخاب بنياد پژوهشهاى اسلامى را ستود و به دست اندركاران اين تلاش فرهنگى سودمند دست مريزاد گفت. مجموعه حاضر كه دفتر اوّل اين سلسله است و به خواست خداوند ادامه خواهد داشت؛ مشتمل بر يازده رساله فارسى است و عناوين برخى از اينها چنين است: «اسرار الوحى»؛ «حجازيّة»؛ «تحقيق عدالت» از محقق دوانى؛ «الانصاف فى بيان الفرق بين الحق و الاعتساف» از فيض كاشانى؛ «تحفة العباسية» از ميرزاى قمى (كه پرسشها و پاسخهايى است در زمينه جهاد و به هنگام هجوم روسها به شهرهاى ايران، به درخواست عباس ميرزاى قاجار در تحريض و تشويق مردم به جنگ با آنان نوشته است؛ «كشف الاسرار) (كه رساله‌اى است به فارسى در مباحث وجود از نظرگاه حكمت و عرفان) و...
هر كدام از رساله‌ها به همّت يكى از محققان تحقيق شده و چنانچه از يك رساله چندين نسخه متعدّد بوده است، نسخه‌هاى بدل در پا نوشت آمده و گاه توضيحاتى درباره متن و... آورده شده است. هر رساله مشتمل بر مقدّمه‌اى است در شرح حال و آثار مؤلف و چگونگى محتوا و شيوه تصحيح آن. مجموعه سخنرانيها و مقالات‌
(اوّلين كنفرانس تحقيقاتى علوم و مفاهيم قرآن) دارالقرآن الكريم، قم 1410، قطع وزيرى، 566 ص.
از جمله اقدامات سودمند دارالقرآن الكريم - كه با هدف تهيّه و تدوين دائرة المعارف قرآن و نشر آثار مربوط به قرآن كريم و... به سال 1352 و به امر حضرت آيت اللَّه العظمى گلپايگانى بنياد نهاده شده است - تشكيل كنفرانس تحقيقاتى علوم و مفاهيم قرآن است كه در 27 رجب 1410، دومين كنفرانس آن برگزار شد و همزمان با آن، مقالات و سخنرانيهاى اوّلين كنفرانس منتشر گرديد.
موضوع مقالات و سخنرانيهاى چاپ شده در كتاب متنوع است: رسالت قرآن كريم در ابعاد هدايت، معرفت، معاشرت، سياست، ثقافت و... روشهاى تفسيرى، مشكل ترجمه قرآن، عناوين و اسامى قرآن كريم، خدا در قرآن، آينده جامعه از ديدگاه قرآن و... پايان بخش كتاب، گزارشى از كميسيونهاى كنفرانس آمده است.
*86* مدارك الاحكام فى شرح شرائع الاسلام‌
السيد محمّد بن على الموسوى العاملى. تحقيق: مؤسسة آل البيت لإحياء التراث مشهد، 1410، قطع وزيرى، 376 ص، 2000 ريال.
شرايع الاسلام از متداولترين و مهمترين متون فقهى شيعه است كه از هنگام نگارش و نشر در حوزه‌هاى علوم اسلامى مورد توجّه عالمان و فقيهان قرار گرفت؛ از اين روى بسيارى آن را به شرح و تحقيق و پژوهش گرفتند و بدين سان دهها كتاب در شرح و حاشيه و تعليق آن پديد آمد. مدارك الاحكام نيز از جمله شرحهاى آن است كه عالمان و شرح حال نگاران و كتابشناسان بزرگ آن را از بهترين كتابهاى استدلالى فقهى شيعى به شمار آورده‌اند. (رياض العلماء، ج 5/132؛ روضات الجنات، ج 7/45). مدارك به قوّت استدلال، اعتماد بر روايات معتمد و متقن، تكيه بر احاديث روشن و صريح، نقل روايت به دقّت و كمال، معروف است؛ از اين روى در ميان فقيهان به عنوان منبعى معتمد و مصدرى استوار در نقل روايات و تحقيق فقهى مورد توجّه و بهره ورى است. مدارك الاحكام پيشتر بارها، و از جمله به سال 1322، همراه تعليقات وحيد بهبهانى چاپ و منتشر شده است. اغلاط فراوان، تصحيف و تحريف در آن (كه عرض عام كتابهاى چاپ سنگى است)؛ نيازمندى آن را به چاپى منقح و استوار ضرورى مى‌ساخت. خوشبختانه اينك چاپ ارزشمند و چشم نوازى از آن توسط مؤسسه آل البيت لإحياء التراث (شعبه مشهد) عرضه شده است كه در خور ستايش و سپاس است.
كتاب - چونان ديگر آثار پژوهشى اين مؤسسه - به گونه گروهى تحقيق شده است. در اين راه افزون بر مقابله نسخه‌هاى چهارگانه (مقدمه / 40) كليّه روايات منقول و اقوال فقهى استخراج شده و به منابع و مصادر اصلى ارجاع شده است. كتاب مقدّمه‌اى نيز دارد كه در ضمن آن از فقه و جايگاه مدرسه جبل عامل در فقه و فقاهت، و زندگانى مؤلف و آثار وى و شيوه تصحيح آن سخن رفته است. مقدّمه كتاب از نكات سودمندى برخوردار است، ولى متأسفانه غالباً بدون سند و مدرك است.
به هر حال تحقيق كتاب و چاپ و حروفچينى آن دقيق و پاكيزه است. اينك دو جلد از مجموعه كتاب به چاپ رسيده است، و مجلّدات بعدى - كه شايد تا هشت جلد برسد - به زودى منتشر خواهد شد. المزهر فى علوم اللغة و انواعها
ج 1و2 عبدالرحمان جلال الدين السيوطى. شرحه و ضبّطه و عنون موضوعاته و علّق حواشيه: محمد احمد جادالمولى، محمد ابوالفضل ابراهيم، على محمد البجاوى. انتشارات فيروز آبادى، قم 1410 ق، 663+651 ص، قطع وزيرى، 4000 ريال.
اين كتاب از بهترين و جامعترين آثارى است كه درباره علوم لغوى و انواع و اقسام آن به طور گسترده بحث كرده است. مؤلف آن را در پنجاه بخش تنظيم كرده و هر بخش را با عنوان «نوع» ياد كرده است. سيوطى پس از ياد كردن عناوين بحثها، مقدّمه ابن فارس را درباره لغت و مؤلفان آن و لغويان، از فقه اللغة وى آورده است و مى‌گويد ما نيز با آنچه او مى‌گويد هماهنگ هستيم. آنگاه متن كتاب را مى‌آغازد با نوع اوّل درباره لغت اصل آن، وضع آن و واضع بنيانگذاران آن، و اوّلين معجم لغوى كه ضمن آن بحثى است مستوفى درباره «العين» خليل بن احمد فراهيدى و... در باب دوّم از لغاتى سخن رفته است كه در كلام عرب دليلى بر ثبوت آنها نبوده است و... به گفته محققان مجموعه بخشهاى پنجاه گانه درباره لغت از ابعاد أسناد، لفظ، معنى، لطائف زيباييها، لغت و راويان آن و... بحث كرده است. اينك و در اين معرفى اجمالى، از محتواى كتاب گزارشى ولو گذرا ميسر نيست. بخشهاى مهمّ آن، از جمله بخشهاى «معرفة المعرّب»، «معرفة الاشتقاق»، «معرفة المشترك»، «معرفة المترادف»، «معرفة الأشباه و النظائر»، «معرفة التصحيف و التحريف»، «معرفة الطبقات و الحفّاظ و الثقات و الضعفاء» بسيار خواندنى و سودمند است. سيوطى در هر يك از اين بخشها افزون بر جمع مطالب متنوع درباره آن موضوع، از مؤلفان و آثار آن موضوع نيز ياد كرده و كتابش را از اطلاعات وسيع و آگاهيهاى گسترده و كارآمد آكنده است. محققان كتاب كه از مصحّحان و مؤلفان برجسته جهان عرب هستند، متن سراسر كتاب را با منابع آن - كه موجود بوده است - مقابله كرده‌اند، و الفاظ نامأنوس و عبارات مبهم آن را تبيين كرده‌اند. همچنين عناوين كتاب را شماره گذارى كرده و براى مباحث آن تيترهاى مناسبى افزوده‌اند و در پايان فهرستهاى سودمند و كارآمدى نهاده‌اند. كتاب مؤخره‌اى نيز دارد كه در آن از زندگانى مؤلف و چگونگى آثارش سخن گفته شده است.
*87* «تفسير و علوم قرآن»
1- صيانه القرآن من التحريف، محمد هادى معرفة. (قم، دارالقرآن الكريم، 1410). 243 ص. 650 ريال.
2- التحقيق فى نفى التحريف عن القرآن الشريف، على حسينى ميلانى. (قم، دارالقرآن الكريم، 1410). 371 ص، وزيرى. 850 ريال.
3- ذكر در قرآن عباسعلى جهان مهين. (انتشارات ناس «تهران - ايران»، 1368). 70 ص، وزيرى 350 ريال.
4- انسان در قرآن، اسداللَّه بيات. (تهران، بخش فرهنگى دفتر مركزى جهاد دانشگاهى، 1368). 253 ص، وزيرى 1100 ريال.
5- دائرة المعارف قرآن الكريم (8)، جمعى از محققّين. (تهران، گنجينه قرآن كريم كتابخانه چهل ستون مسجد جامع، 1410). 183 ص، وزيرى. 1000 ريال.
6- روض الجنان و روح الجنان فى تفسير القرآن (مجلدهاى 10 و 13)، حسين بن على بن احمد الخزاعى. (انتشارات بنياد پژوهشهاى اسلامى، 1368).
7- مفردات القرآن فى مجمع البيان، الياس كلانترى. (تهران، انتشارات بنياد، 1366). 444 ص. 1500 ريال.
8- بديع القرآن، عبد العظيم بن عبد الواحد بن ابى الاصبع، ترجمه على ميرلوحى فلاورجانى. (مشهد، آستان قدس رضوى، 1368). 530 ص. 2000 ريال.
9- الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن و السنة، محمد الصادقى. (قم، انتشارات فرهنگ اسلام، 1408 ق). وزيرى، 396 ص. 1500 ريال.
10- تفسير البيان تُركى (دو جلد)، مترجم: محمد حسن مولى زاده مشكورى. (قم). 491 + 532 ص. «اخلاق و عرفان»
1- منية المريد فى أدب المفيد و المستفيذ، شهيد ثانى، تصحيح رضا مختارى. (قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1368). 496 ص. 2000 ريال. اين اثر در شماره آينده به طور گسترده معرفى خواهد شد.
2- جهاد اكبر بضميمه مكارم الاخلاق، مرحوم محمد رضا تهرانى. (انتشارات صدوق، 1368). 160+ 75 ص. 210 ريال.
3- هدية الصالحين، آيه اللَّه حاج سيد على علم الهدى. (قم، انتشارات انصاريان، 1368). 138 ص، رقعى. 500 ريال.
4- شمع جمع (شرح و تفسيرى بر بخشى از غزليات حضرت امام - قده)، محسن بينا. (1368). 172 ص. 700 ريال.
5 - الحقايق فى محاسن الاخلاق و قرة العيون فى المعارف و الحكم، العلامة المحدث الفيض الكاشانى، تحقيق: الحاج محسن عقيل. (قم، دارالكتاب الاسلامى، 1409 ق). 536 ص، وزيرى.
6- عرفان حافظ، استاد مطهرى. (قم، انتشارات صدرا، 1368). 161 ص، رقعى، 300 ريال.
7- فرمان به زيستى در آخرين لحظات عمر على (ع)، سيد احمد فقهى. (تهران، كتابخانه صدر، 1368). 237 ص، رقعى. 400 ريال.
8 - توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ميان آيتين علمين حاج سيد احمد كربلائى و حاج شيخ محمد حسين اصفهانى كمپانى به ضميمه تذييلات و محاكمات استاد علامه حاج سيد محمد حسين طباطبائى بر سه مكتوب او سيد (قده) و شيخ (ره) و تذييلات تلميذ علامه آية اللَّه سيد محمد حسين حسينى تهرانى بر چهار مكتوب آخر مرحوم سيد و شيخ. (قم، انتشارات حكمت، 1410 ق). 432 ص، وزيرى. 1600 ريال.
9- بررسى انديشه عرفانى عطار، دكتر احمد محمّدى. (انتشارات اديب، 1368). 295 ص، رقعى، 1850 ريال.
10- جامع الاسرار و منبع الانوار به انضمام رساله نقد النقود فى معرفة الوجود شيخ سيد حيدر آملى. (چاپ دوّم، تهران، انجمن ايرانشناسى فرانسه و شركت انتشارات علمى و فرهنگى، 1368). 825 + 76، وزيرى. 4200 ريال. «فقه و اصول»
1- ايفاح الحجة فى شرح العروة (الجزء الثانى)، الشيخ محمد *88* المظفرى. (قم، 1410 ق). 383 ص، وزيرى. 1800 ريال.
2- درر الفرائد فى شرح الفرائد الجزء الثانى و الثالث [در دو مجلد]، السيّد يوسف المدنى التبريزى. (قم، انتشارات مكتبة بصيرتى، 1410 ق). 400 + 378 ص. 1100 ريال (قيمت هر جزء).
3- رسالة علمية و عملية مسماة بالفقه المأثور و الاصول المتلقاة، آية اللَّه مشكينى. (قم، دفتر نشر الهادى، 1410 ق). 458 ص، وزيرى. 2000 ريال.
4- المعالم المأثورة (الجزء الرابع) تقرير بحث الفقه فى الطهارة لاستاذ الفقهاء آية اللَّه العظمى الحاج ميرزا هاشم الاملى النجفى، محمد على الاسماعيل پور القمشه‌اى مع تذييلات من المقرر. (چاپ اول، قم، الناشر: المؤلف، 1368). 411 ص، وزيرى. 1500 ريال.
5- مدارك الاحكام فى شرح شرائع الاسلام، الجزء الاول و الجزء الثانى، آية اللَّه السيد محمد بن على الموسوى العاملى، تحقيق مؤسسه آل البيت - ع - لاحياء التراث. (چاپ اوّل، مشهد، 1410 ق). 376 + 412 ص، وزيرى. 2000 ريال (قيمت هر مجلد).
6- ملكية الارض فى الأسلام، محمد مهدى الآصفى. (چاپ اوّل، قم، نشر توحيد، 1410 ق). 304 ص، وزيرى. 1200 ريال.
7- مصباح الفقاهة فى المعاملات (الجزء الخامس، الجزء السابع)، مقرر: محمد على التوحيدى. (قم، انتشارات وجدانى، 1368)، 504 + 609 ص، وزيرى 1400 + 1600 ريال.
«حديث و علوم آن»
1- كتاب الوافى (الجزء الخامس [دو جلدى‌]، القسم الثانى و الثالث)، ملا محسن فيض كاشانى، تحقيق: ضياءالدين «العلامة». (اصفهان، مكتبة الامام اميرالمؤمنين على عليه السلام، 1406 ق). 1279 + 1784 ص، وزيرى.
2- ترجمه شرح اصول كافى (كتاب فضل علم و كتاب حجّت)، صدرالدين محمد بن ابراهيم شيرازى، ترجمه محمد خواجوى). تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1367). 635 ص. 2000 ريال (شميز). 2400 ريال. (گالينگور).
3- روشهاى تحقيق در اسناد و مدارك نهج البلاغه، محمد دشتى. (قم، نشر امام على - ع - 1368). 488 ص، وزيرى. 1450 ريال.
4- نهج البلاغه (دو جلدى)، تصحيح عزيراللَّه جوينى. (شركت انتشارات علمى و فرهنگى، 1368). 1235 ص (مجموعاً). 7000 ريال (قيمت دو جلد).
5- مرآة العقول فى شرح اخبار آل الرسول (الجزء الخامس و العشرون)، العلامة مولى محمد باقر المجلسى. (تهران، انتشارات دارالكتب الاسلامية، 1368). 382 ص، وزيرى. 2000 ريال. «فلسفه و كلام»
1- روح الارواح فى شرح اسماء الملك الفتاح، شهاب الدين ابوالقاسم احمد بن ابى المظفر منصور السمعانى. (تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، 1368). صد و نوزده + 917 ص. 4900 ريال.
2- تاريخ فلسفه (جلد اوّل، يونان و روم)، فردريك كاپلستون، ترجمه سيد جلال الدين مجتبوى. (تهران انتشارات علمى و فرهنگى سروش، 1368). 601 ص. 3520 ريال.
3- فلسفه كانت، استفان كورنر، ترجمه عزت اللَّه فولادوند. (انتشارات خوارزمى، 1367). 432 ص. 2800 ريال.
4- بنياد حكمت سبزوارى يا تحليلى تازه از فلسفه حاج ملا هادى سبزوارى، ترجمه سيد جلال الدين مجتبوى. (تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه، 1368). 146 ص، وزيرى. 900 ريال.
5- حسن وقبح عقلى يا پايه‌هاى اخلاق جاودان، استاد جعفر سبحانى، نوشته على ربانى گلپايگانى. (تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1368). 222 ص. 750 ريال.
6- هنر فكر كردن يا شرح منطق كبرى، سيد على حسينى. (قم، انتشارات دارالعلم، 1369). 327 ص، وزيرى. 600 ريال.
7- احسن الاثر فى شرح الباب الحادى عشر، محمد الكرمى. (چاپ سوم، قم، ناشر: مؤلّف، 1410 ق). 256 ص، وزيرى، 800 ريال.
8- المنطق الصورى و الرياضى، عبدالرحمن البدوى. (قم، منشورات دارالذخائر، 1368). 320 ص، وزيرى. 1900 ريال.
9- معاد از ديدگاه حكيم مدرس زنوزى، دكتر غلامحسين ابراهيمى دينانى. (تهران، انتشارات حكمت، 1410 ق). 298 ص، وزيرى.
10- مشعل هدايت، (در مباحث امامت)، شيخ حسين قرنى گلپايگانى. (مشهد، انتشارات برهان، 1368). 778 ص، وزيرى، 3000 ريال.
*89* «تاريخ و سيره»
1- تاريخ جنبشها و تكاپوهاى فراماسونگرى در كشورهاى اسلامى عبدالهادى حائرى، (آستان قدس رضوى، 1368). 251 ص. 850 ريال.
2- قيام مختار ثقفى، به كوشش محمد چنگيزى. (تهران، مركز نشر فرهنگى رجاء، 1368). 490 ص، وزيرى. 1700 ريال.
3- نادرشاه بازتاب حماسه و فاجعه ملى، پناهى سمنانى. (انتشارات كتاب نمونه، 1368). 319 ص. 900 ريال.
4- شاه اسماعيل صفوى، عبدالحسين نوائى. (تهران، انتشارات ارغوان، 1368). 415 ص. 3000 ريال.
5- 50 روز از جنگ (حملات موشكى به تهران) به روايت تصوير، ساسان مؤيدى. (تهران، انتشارات صدا و سيما، 1368). 49 ص. 1420 ريال.
6- طغيان نايبيان در جريان انقلاب مشروطيّت ايران، محمد رضا خسروى. (تهران،انتشارات به نگار، 1368). 559 ص، وزيرى. 3000 ريال.
7- برگزيده داستان‌هاى كوتاه از تاريخ اسلام، هيئت تحريريه مؤسسه انجام كتاب، (تهران، 1368). 159 ص. 400 ريال.
8- فوائد الصفويّه (تاريخ سلاطين و امراى صفوى پس از سقوط دولت صفويّه). ابوالحسن بن ابراهيم قزوينى. (تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1367). پانزده + 196 ص. 600 ريال.
9- تاريخ روابط سياسى ايران و قدرتهاى بزرگ (1925 - 1900)، ايرج ذوقى. (تهران، انتشارات پاژنگ، 1368). 581 ص. 1900 ريال.
10- نغمه مقاومت فلسطين از آغاز اشغال تا خيزش نسل جديد، محمد تقى تقى پور، (تهران، سازمان تبليغات اسلامى، 1368). 95 ص. 350 ريال.
11- سيره علوى، محمد باقر بهبودى. (تهران، ناشر: مؤلّف. 1368). 220 ص، وزيرى. 700 ريال.
12- جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد (جلد دوّم)، ترجمه دكتر محمود مهدوى دامغانى. (تهران، نشر نى، 1368). 467 ص، وزيرى. 2950 ريال.
13- تذكرة الملوك، ميرزا سميعا، به كوشش دكتر سيد محمد صادق دبير ساقى. سازمان ادارى حكومت صفوى يا تعليقات مينورسكى بر تذكرةالملوك، ترجمه مسعود رجب نيا. (انتشارات امير كبير، 1368). 340 + 24 + 140 ص، وزيرى. 220 ريال.
پيشتر كتاب تذكرة الملوك و سازمان ادارى حكومت صفوى كه بر اساس آن و با تتبع در منابع ديگر فراهم آمده است جداگانه نشر يافته بود؛ اينك چاپ دوّم آنها يكجا عرضه مى‌شود. هر دو آنها؛ بويژه كتاب دوّم، بسيار خواندنى و داراى اطلاعات سودمند و ارجمند از نظام حكومتى صفويه است.
14- حياة الامام على الهادى (ع) (دراسة و تحليل)، باقر شريف القرشى. (انتشارات دارالكتاب الاسلامى). 352 ص، وزيرى.
15- حياة الامام الحسن العسكرى (ع) (دراسة و تحليل). باقر شريف القرشى. (انتشارات دارالكتاب الاسلامى). 282 ص.
16- پايدارى تا پاى دار (سيرى در حيات علمى - معنوى - اجتماعى و سياسى شيخ فضل اللَّه نورى)، على ابوالحسنى (مندز). (تهران، مؤسسه تحقيقاتى و انتشاراتى نور، 1368). 575 ص، وزيرى. 2250 ريال.
17- تاريخ نهضتهاى فكرى ايرانيان از آغاز قرن دهم تا پايان قرن دوازدهم هجرى (از دشتكى تا نراقى) بخش دوم، عبدالرضع حقيقت (رفيع). (تهران، شركت مؤلفان و مترجمان ايران، 1368). 1102 ص، وزيرى. 5300 ريال.
18- تاريخ جامع بهائيت (نوماسونى)، بهرام افراسيابى، (تهران، انتشارات سخن، 1368). 791 ص، وزيى.
19- سقوط بغداد و حكمروايى مغولان در عراق، ميان سال‌هاى 1258 و 1335 ميلادى، ترجمه دكتر اسداللَّه آزاد. (مشهد، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوى، 1368). 333 ص، وزيرى 125 ريال.
20- الأنس الجليل بتاريخ القدس و الخليل (الجزء الاوّل والجزء الثانى)، قاضى القضاة ابواليمن القاضى مجير الدين الحنبلى. (چاپ اوّل، قم، انتشارات الشريف الرضى، 1368). 424+424 ص، وزيرى. 3000 ريال (قيمت دوره).
21- چهل سال تاريخ ايران در دوره پادشاهى ناصر الدين شاه (جلد دوم). (تهران، انتشارات اساطير، 1368). 1164 ص، وزيرى. 3500 ريال.
22- تاريخ طبرى (جلد اوّل)، محمد بن جرير طبرى، ترجمه *90* ابوالقاسم پاينده. (تهران، انتشارات اساطير). 365 ص، وزيرى. 2100 ريال.
23- تاريخ هرات در عهد تيموريان، دكتر عبدالحكيم طبيعى. (تهرن، انتشات هيرمند، 1368). 153 ص، وزيرى. 1350 ريال. «تراجم و رجال»
1- معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة (1 - 23)، السيد ابوالقاسم الخوئى. (قم، مركز نشر آثار الشيعة). قيمت هر جزء: 1300 ريال.
2- زندگينامه علمى دانشوران (جلد اوّل جزء سوم)، چارلز جيليسپى، زير نظر احمد بيرشك. (تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، 1368). 255 ص. 1600 ريال.
3- تحليلى از آراى جابربن حيان، زكى نجيب محمود، ترجمه حميد رضا شيخى. (مشهد، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، 1368). 204 ص. 800 ريال.
4- سخن اهل دل؛ شرح احوال و آثار گويندگان بزرگ فارسى زبان از آغاز تا امروز (دوجلدى). (تهران، نشر پاژنگ، 1367). 673 + 261ص. 5000 ريال.
5- ذكاء الملك فروغى و شهريور 1320، باقر عاقلى. (تهران، انتشارات محمد على علمى و سخن، 1367). 3 + 343 ص. 2400 ريال.
6- سيماى احمد شاه قاجار پس از گذشت هفتاد سال از عقد قرارداد 1919 ايران و انگليس (جلد اوّل)، دكتر محمد جواد شيخ الاسلامى. (تهران، نشر گفتار، 1368). 463 ص، وزيرى. 3400 ريال.
7- زندانيان روحانيت تشيع افغانستان، حسين شفائى. (چاپ اوّل، قم، ناشر: مؤلف، 1368). 282 ص، وزيرى. 750 ريال.
8- دعبل بن على الخزاعى، محمد جواد گوهرى. (تهران، انتشارات اميركبير، 1368). 169 ص، رقعى، 800 ريال. «اقتصاد»
1- ملاحظاتى پيرامون پيامهاى اقتصادى قرآن، دكتر سيد جمال الدين موسوى اصفهانى. (چاپ اوّل، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1368). 670 ص، وزيرى. 3300 ريال. «حقوق»
1- خسارات ناشى از عدم انجام تعهّد در حقوق ايران و نظامهاى حقوقى ديگر، حشمت اللَّه سماواتى. (انتشارات مولوى، 1368). 153 ص، رقعى. 650 ريال.
2- ابعاد حقوقى حاكميّت ايران در خليج فارس، على اصغر كاظمى. (تهران، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى، 1368). سيزده + 249 ص. 1000 ريال. «سياست»
1- حزب بعث و جنگ، خالد حسين النقيب، ترجمه محمد حسين زوار كعبه. (تهران حوزه هنرى سازمان تبليغات، 1368). 174 ص. 560 ريال.
2- شوروى گورباچف، ترجمه عباس آگاهى. (تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1368). 190 ص. 950 ريال.
3- نفت، سياست و كودتا در خاورميانه (از جنگ اكتبر 1973 تا سقوط رژيم پهلوى - 4)، پيتر منسفيلد، ماتى گولان و... ترجمه و اقتباس: محمد رفيعى مهرآبادى. (تهران، شركت نشر و پخش ويس، 1368). 426 ص، وزيرى. 2000 ريال.
4- مسائل ژئوپلتيك (اسلام، دريا، افريقا)، ايولاكست، ترجمه دكتر عباس آگاهى. (تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1368). 248 ص، رقعى. 980 ريال.
5- دشمنان بيشمار چهره بى نقاب سياست خارجى، جاناتان كوتين، ترجمه كريم زيانى. (تهران، انتشارات سروش، 1368). 566 ص. 2270 ريال.
6- استالين تزار سرخ (جلد دوم). ايزاك دويچر، ترجمه و


صفحه 14

گزيده كتاب‌شناسى توصيفى فِرق اسلامى‌
جعفريان‌ رسول


جريان‌شناسى تحليل نحله‌ها، مذهبها و گرايشهاى گونه گون در حوزه فرهنگ اسلامى، از جمله مباحث سودمند و كارآمدى است كه نقش عظيم آن در بررسيهاى تاريخى، كلامى، و... انكار ناكردنى است. حوزه اين تحقيق و بررسى به گونه‌اى دقيق، از صدر اسلام است تا سده‌هاى واپسين. دستهاى آلوده و تحريفگر در قالبهاى مختلف و به انگيزه‌هاى گونه گون، نقش بسيار حسّاسى در آلوده سازى متون مذهبى داشته‌اند كه بازشناسى آن‌ها فقط با بررسيهاى بنيادين نحله‌ها، مذهبها، گرايشها و انگيزه‌هاى گوناگون پديد آوردندگان و گروندگان آنان ميسر خواهد بود.
متفكر فقيد و عالم ژرف انديش، مرحوم آيةاللَّه شهيد دكتر محمد حسينى بهشتى، در ضمن مقاله‌اى بيدارگر و ارزشمند با عنوان «طرح كوششى تازه در راه شناخت تحقيقى اسلام»، و در بخش مربوط به «سنّت» از جمله نوشته‌اند:
در سنّت - چه حديث و چه گزارش تاريخيش - دستهاى تحريف كننده فراوانى وجود داشته است. عده زيادى از صاحبان آراء و افكار غير اسلامى يا ضد اسلامى، در ادوار مختلف كوشيده‌اند با جعل حديث يا گزارش تاريخى، آراء و افكار غير اسلامى يا ضد اسلامى خود را به نام اسلام جا بزنند... (مجله حوزه، شماره 15، ص 51).
بارى، شناخت دقيق آنچه ياد شده، به يقين در گروى شناخت گسترده و بنيادين منابعى است كه به گونه‌اى در راه بازشناسى نحله‌ها و مذهبها مفيد خواهد بود.
آنچه در پى مى‌آيد، كتابشناسى توصيفى منابع فرق اسلامى است؛ با اين توضيح كه اوّلاً اين كتابشناسى منابع ده قرن اوّل اسلامى را به گونه‌اى گزينشى در بردارد. و ثانياً برخى از كتابها گو اينكه به گونه‌اى مستقل در موضوع ياد شده نيست؛ امّا به لحاظ آگاهيهاى سودمند و كارآمدى كه دارند؛ در اين فهرست توصيف شده‌اند. آينه پژوهش‌ 1. اعتقادات فِرَق المسلمين و المشركين.
فخرالدّين محمّد بن عمرالخطيب (فخر رازى) متوفى 606، چاپ مصر، مكتبة الكليّات الازهريّه، 1398 ه .
شرح و توضيح: طه عبدالرؤوف سعد، مصطفى الهوارى تحت عنوان «المرشد الأمين» در پاورقى كتاب.
فخر رازى از عالمان مذهب شافعى و از متكلّمان اشعرى مسلك و سختكوش در تأليف و تصنيف است. با اينكه در مجموعه آثارش، گرايش آشكارى به اشعريگرى دارد، امّا گرايشهاى عقلانى قابل توجهى نيز در لابلاى آثارش مى‌توان يافت. كتاب ياد شده بسيار مختصر است و مؤلف، آن را در ابوابى سامان داده است.
باب اوّل شرح فرقه‌هاى معتزله است در سه فصل كه در ضمن آن از مشتركاتِ معتزله در صفات خداوند، مانند علم و قدرت و... و وجه تسميه معتزله سخن گفته است. باب دوّم به گزارش فرقه‌هايى از خواج مى‌پردازد، با ياد كرد بيست و يك فرقه، و تبيين افتراق آنان از يكديگر و به گونه‌اى گذرا. باب سوّم - به تعبير وى - درباره روافض است و وجه تسميه آنان به اين نام، و آنگاه اشاره به همان تقسيم مشهور زيديّه و اماميّه و كيسانيّه شده است. فخر رازى در اين باب، سه فرقه از زيديّه را ياد مى‌كند و آنگاه به گزارش فرق اماميّه مى‌پردازد و غلاة را به عنوان يكى از آنان بر مى‌شمارد. او در ضمن ياد كرد فرقه‌هاى ديگر اماميّه از فرقه سيزدهم به عنوان «اصحاب الانتظار» ياد مى‌كند و در ادامه اين فصل مى‌نويسد: «وهذالذى *96* ذكرناه فى الاماميّة قطرة من بحر...(ص 85) او در اين فصل كيسانيّه، خطابيّه، نبانيّه، سبائيه و... را از فرق غلاه شيعه اماميّه شمرده است!! در باب چهارم از مشبهه سخن گفته است و مانند بسيارى بر اين پندار واهى تكيه كرده است كه هشام بن الحكم از مشبهه بوده است؛ و لذا از فرقه اوّل به نام «الحكميه» ياد كرده است و در ادامه آن سخن معتزله را در نسبت تشبيه به احمد بن حنيل رد كرده است. باب پنجم را ويژه كراميّه ساخته است كه روزگارى در شرق ايران در عهد غزنويان نفوذ داشته‌اند. در باب ششم از جبريان سخن رانده و در ضمن آن گفته است كه عقيده اشاعره اين نيست كه بندگان قادر بر افعال خود نيستند، بلكه بر اين باورند كه آنان خالق افعال خود نيستند؛ در ادامه فصل از جهميّه، نجاريّه، ضراريّه و بكريّه سخن گفته است. باب هفتم درباره فرقه‌هاى مرجئه است، و باب هشتم در احوال صوفيّه و ياد كرد فرقه‌ها و جريان‌هاى آنان.
در باب نهم از فِرقى سخن مى‌گويد كه تظاهر به اسلام مى‌كردند و در آغاز از باطنيّه سخن مى‌گويد كه در روزگار وى قدرت فراوانى داشتند. از اوّلين گروه آنان صباحيّه را مى‌شمارد و ضمن نقل عقيده آنان درباره عدم امكان تكيه به عقل، باورهاى آنان را به نقد مى‌كشد. از باب دهم به بعد درباره فرقه‌هاى غير اسلامى است: ماند يهود، نصارى، مجوس و... فوق العاده كتاب مختصر است و مطالب آن به جز اندكى در كتاب‌هاى ديگر فرق وجود دارد؛ گويا فخر رازى آهنگ آن داشته است كه رساله‌اى كوتاه با گزينشى از آثار ديگران در اين زمينه پديد آورد. 2. الافهام لافئدة الباطنيه الطغام‌
يحيى بن حمزه العلوى (669 - 745) تحقيق: فيصل بدير عون - دكتر على سامى النشار. مكتبة المعارم، اسكندريه.
از نام كتاب روشن است كه نقد و رد آراء و انديشه‌هاى اسماعيليّه است. مؤلف از پيشوايانِ زيديّه است كه در اثر تماس با برخى از نوشته‌ها و افراد و عالمان اسماعيلى و مباحثاتى كه با آنان داشته، به نگاشتن اين اثر به عنوان نقد و ردّ آراء آنان پرداخته است.
وى در مقدّمه كتاب آيين اسماعيليّه را بسيار نكوهيده و در جاى جاىِ متن كتاب نيز از اين روش غفلت نورزيده است. كتاب در هفت افحام (= كسى را در پاسخگويى عاجز ساختن) سامان يافته است:
1- در الهيّات، كه مى‌گويد اسماعيليان بر اين باورند كه دو اله وجود دارد، يكى سابق و ديگرى تالى، و اوّلى خالق دوّمى است. پس از توضيحاتى كه در اين زمينه مى‌آورد به نقد و ردّ آن مى‌پردازد، نقض ورد وى در مواردى برهانى و در قسمتهايى به صورت جدل است.
2- در اين بخش به تفسير اسماعيليّه از نبوّت پرداخته و مى‌گويد آنان در اين مورد چونان فلاسفه مى‌انديشند و معتقدند كه نبىّ كسى است كه از «سابق» بر او به واسطه «تالى»، قوه قدسيه‌اى افاضه شده كه بى نقش است و در جريان اتّصال با نفس كلّى بر آن نقش بسته مى‌شود. آنگاه مؤلف با عباراتى آكنده از تحقير به نقد و ردّ آن پرداخته است.
3- در اين قسمت ديدگاه آنان را درباره امامت آورده و گفته است كه آنان معتقدند در هر دوره‌اى بايد امام معصومى باشد كه قائم به حق بوده و در تأويلات ظاهر به او مراجعه شود. امام در عصمت و علم با پيامبر همانند است، ولى به او وحى نمى‌شود او مى‌گويد اسماعيليّه بر اين باورند كه آيين پيامبر(ص) بعد از جعفر بن محمّد (ع) نسخ شده است.(ص 70)
4- در اين فصل به تأويلات اسماعيليان از ظاهر قرآن پرداخته است؛ او مى‌گويد آنان چون پندارهاى خود را در تنافى با آيات ديده‌اند به تأويلات آن دست يازيده‌اند؛ اين تأويلات در جهاتى است: تأويل در عبارات و امور شرعى كه به دگرگونى معانى تيمّم و احتلام و... انجاميده است، و تأويل در معانى فواحش و امور اخروى، مانند، قيامت و... كه در ضمن آن قيام محمّد بن اسماعيل را ناسخ شريعت و به عنوان قيامت ياد كرده‌اند (ص 73)
5- در اين بخش به شيوه‌هاى استدلال و ابطال آنان پرداخته و در حقيقت وجه تعليمى مكتب آنان را نمايانده است.
6- در اين قسمت به نقد و ردّ تمسّك آنان در حوزه فراگيرى علوم شرعى پرداخته است، كه گويند همه بايد از طريق امام باشد.
7- و بالاخره در بخش هفتم به نقد آراء آنان درباره قيامت و مسايل اخروى پرداخته كه يكى از جنجالترين بحث‌هاى مربوط به اسماعيليّه است. كتاب در 126 صفحه سامان يافته و در مجموع اثرى است خواندنى. گرچه معلوم نيست آنچه كه به اسماعيليّه نسبت داده شده چقدر مورد قبول خود آنهاست؛ چنانچه در ساير كتب فرق نيز همين اصل جارى است.
*97* 3. الانتصار، والرد على ابن الراوندى الملحد
(نگاشته شده در نيمه دوم قرن سوّم) ابن الحسين عبدالرحيم بن محمّد بن عثمان الخياط المعتزلى. تحقيق و تعليق: دكتر نيَبرْج، مصر 1344 ق دارالكتب المصريّه.
اين كتاب از آثار مهم معتزله است كه در گذرگاه زمان از دست حوادث مصون مانده و از نقطه نظر شناخت معتزله منبع بسيار قابل توجّهى است. سبب نگارش آن بدين گونه است كه جاحظ كتابى مى‌نگارد؛ با عنوان «فضيحة المعتزله» سپس ابن راوندى كتابى مى‌نويسد به نام «فضيحة المعتزله». كتاب مورد گفتگو در جهت يارى رسانى به آراء جاحظ و نقد و ردّ ابن راوندى است. ابن راوندى بنا به آنچه در مقدّمه انتصار آمده، در آغاز معتزلى بوده و پس از آن به الحاد گراييده است. گو اين كه وى را به رافضى بودن نيز نسبت داده‌اند. گفتنى است كه داورى‌هاى نقل شده درباره ابن راوندى عمدةً از مخالفان معتزلى اوست. خياط نيز كه از پيشوايان معتزله بوده، كتاب انتصار را در ردّ فضيحة المعتزله، ابن راوندى نگاشته است. اغلب مباحث كتاب در الهيّات و طبيعيات بوده و در مواردى نيز بحثهاى جزئى‌تر اعتقادى و احياناً بحثهاى فقهى آمده است. ابن راوندى با احاطه شگفتى كه بر ديدگاههاى كلامى معتزله داشته آن را نقل و نقد كرده است. امّا خياط ابن راوندى را متهم مى‌كند كه از يك سوى در نقل مطالب و عقايد جاحط و سايرين صداقت را رعايت نمى‌كند؛ و از سوى ديگر مطالب معتزله را نفهميده و يا با افراط و تندى برخورد كرده است. بحث درباره علم و قدرت خداوند، مباحث مربوط به عدل، نماز ظهر، استطاعت، امامت، جنگ على(ع) با معاويه و... از نمونه بحثهاى كتاب است.
در موارد متعدّدى از كتاب چنين بر مى‌آيد كه ابن راوندى مى‌كوشد تا از تشيع دفاع كند، امّا مواردى هم به مناسبت بحث از موضع يك سنّى اشكالاتى را مطرح كرده است. خياط در ابتداى كتاب آورده است كه ابن راوندى مى‌گويد بسيارى از حملات تشيع پيراسته از اين مطالب است و اين نكته بسيار، مهم او جالب است. (ص 3)؛ از اين روى مؤلف در پايان كتاب مى‌كوشد كه مطالبى عليه رافضه بياورد؛ بويژه آنجه را درباره هشام بن الحكم آورده است مى‌تواند راهگشاى بسيار خوبى براى تحقيق در اين زمينه باشد. گويا تأكيد مؤلف بر مسايل رافضه به دليل حمايت تقريباً آشكارى است كه ابن راوندى از ديدگاههاى شيعه دارد. ابن راوندى پس از نقد و ردّ كلمات معتزله مى‌گويد اينك مى‌كوشم تا آنچه را به عنوان تشنيع شيعه ياد كرده‌اند، ردّ كنم. (ص 3). ابن راوندى با اشاره به آنچه در كتاب جاحظ آمده است، حملات معتزله عليه تشيع را نقد و ردّ مى‌كند؛ دفاع وى از هشام بن الحكم و مقايسه آراء وى با معتزله و نشان دادن ارزش و والايى آراء او، از موارد آشكار گرايش او به دفاع از تشيع است. مؤلف در اين موارد مى‌كوشد تا گفته‌ها و نقدهاى ابن راوندى بر نظريّات جاحظ را پاسخ دهد. اعتقاد به بداء از طرف شيعه و نقل و نقدهاى درباره آن از موارد مهم كتاب است (ص 127). همچنين در بحث مربوط به رجعت (ص 130). جانبدارى متعصبانه خياط از معتزله باعث شده است تا كمتر حق را بپذيرد و بر اشكالات ابن راوندى معترف شود. از تأكيدات جالب ابن راوندى، نفى عقيده تشبيه به شيعه است و مى‌گويد: عالمان معتزله كلام آنها را نفهميده‌اند. (ص 144) پس از آن جاحظ را متهم مى‌كند كه احاديث بسيارى در تشبيه نقل كرده است (ص 144) تأكيد ابن راوندى بر جدا كردن عقايد غلاة از شيعه نيز قابل توجّه است (ص 148، 156، 157 و 163).
خياط يكسره به دفاع سرسختانه از انديشه معتزله پرداخته و مى‌گويد اصول خمسه (= توحيد، عدل، وعدو وعيد، المنزلة بين المنزلتين، امر به معروف و نهى از منكر)، نزد همه معتزله معتبر است و اگر كسى يكى از اين امور را نپذيرد، خارج از اعتزال خواهد بود (ص 126 - 127). متن اصلى كتاب 127 صفحه است و در ادامه آن تعليقاتى توسّط مصحّح در معرّفى اعلام كتاب و نكاتى ديگر آمده كه سودمند است. كتاب خياط از مصادر اصلى در شناخت عقايد معتزله، اختلاف نظر معتزله متشيّعة و معتزله سنّى مسلك و نيز در وضعيت عقايد شيعه اماميّه است. چاپ ديگرى از اين كتاب همراه با ترجمه فرانسوى آن در مطبعه - ادكاثولبكيه در بيروت به سال 1957 انتشار يافته است. 4. الانصاف فيما يجب اعتقاده و لا يجوز الجهل به‌
القاضى ابى بكر بن الطيب الباقلانى البصرى، متوفاى 403 تحقيق: محمد زاهدبن الحسن الكوثرى، مؤسسة الخانجى / 1963.
باقلانى از متكلمان و نويسندگان پركار و سختكوش اشعرى در *98* قرن چهارم هجرى است او در اين كتاب خلاصه‌اى گويا و سودمند از عقايد مذهب اشعرى را آورده است. باقلانى در اين كتاب افزوده بر گزارش آراء و انديشه‌هاى اشعريان و استدلال براى اثبات آن، به نقل ديدگاههاى مخالفان نيز پرداخته و در ردّ و نقل آنها سخن گفته است.
كتاب با بحثهايى مقدّماتى درباره علومى كه در شناخت بارى تعالى مورد نياز است، آغاز شده و سپس با تقسيم بندى علم به «علم اللَّه» و «علم خلق» ادامه يافته است. او علم دوّم را استدلالى دانسته و آنگاه با اعتقاد به انحصار علم در موجود و معدوم، و موجود در حادث و قديم، و حادث در جسم و عرض و جوهر و... بحث را به اثبات حدوث عالم كشيده و در ادامه آن از صفحات خداوند بحث كرده است.
باقلانى مى‌گويد منابع شناخت حق پنج جيز است: كتاب، سنّت، اجماع امت، قياس، و استدلال عقلانى، آنگاه به تبيين ماهيّت ايمان مى‌پردازد (صص 56 - 57). سپس به شرح و توضيح چگونگى نبوّت و مباحث مربوط به آن و ارسال رسل مى‌پردازد (ص 61). پس از مباحث ياد شده بحث امامت آمده و در آن از خلافت خلفاء سخن گفته و در ضمن آن با تصريح به اينكه اصحاب رسول اللَّه «خير الامّة» هستند به فضيلت اهل بيت نيز تصريح كرده است (ص 68) شرايط امام - كه باقلانى قرشى بودن و اجتهاد و كفايت و درايت و سياسيت را جزء آن آورده - مبحث بعدى است (ص 69). پس از اينهمه، به ياد كرد خوارج و روافض و معتزله پرداخته است (ص 70) ؛ و اظهار مى‌كند كه بدترين آنان معتزله‌اند!
او در اين بخش از كتاب به قدمت كلام خداوند مى‌پردازد و از آن به تفصيل سخن مى‌گويد (ص‌143). و بالاخره با اثبات اراده خداوند در خلق همه افعال و اعمال؛ با مسأله شفاعت و رؤيت خداوند، و نيز اثبات رؤيت در قيامت، كتاب را پايان مى‌دهد.
كتاب در 193 ص سامان يافته و براى اطلاع از چگونگى آن و انديشه‌هاى اشعريان منبعى سودمند و كارآمد است. 5. البحر الزخار
ج 1 (51 - 36) احمد بن يحيى بن المرتضى، متوفاى 860، بيروت مؤسسة الرسالة.
نويسنده از پيشوايان و متفكران زيدى است و كتاب را مانند دايرةالمعارفى از علوم اسلامى سامان داده است. اوّلين بخش كتاب كه در صفحات ياد شده گنجانده شده درباره ملل و نحل است. اين بحث با گزارشى از فرق غير اسلامى آغاز شده و با بحث و بررسى از مذاهب اسلامى ادامه يافته است. او فرق اسلامى را شش گروه دانسته است: شيعه، معتزله، خوارج، مرحبه، عامه، حشويّه (ص 39). داورى او نسبت به اماميّه همراه با انتقاد است، امّا نسبت به زيديّه جانبدارانه بحث كرده است و در اعتبار اخلاقى و علمى آنها سخن گفته و آنان را ستوده است.او باطنيّه را خارج از اسلام شمرده و عقايدشان را نكوهيده است و بالاخره پس از توضحياتى كه درباره فرقه ناجيه آورده است، زيديّه را فرقه ناجيّه معرّفى كرده است (ص 51). و آن را فرقه‌اى نشان مى‌دهد كه متكى به آراء اهل بيت و بدور از جبر و تشبيه است. 6. بيان الاديان‌
(تأليف 485) ابوالمعالى محمّد الحسينى العلوى،تصحيح عباس اقبال تهران انتشارات ابن سينا / 1312.
كتاب بر اساس آنچه مصحّح آن آورده، كهنترين متن فارسى مربوط به ملل و نحل است و در چهارباب (و در چاپ ديگر پنج باب) سامان يافته است: در باب اوّل عقايد مختلف را درباره خداوند آورده است؛ در باب دوّم به اختصار از مذاهب غير اسلامى سخن گفته است؛ در باب سوّم - كه با اشاره به حديث پيامبر درباره اختلاف امّت آغاز شده - به بيان فرق اسلامى پرداخته است و در ذيل هر يك از عناوين به اسامى و انشعابات فرق بسنده كرده و هيچگونه تعريفى از آن به دست نداده است. آنگاه در باب چهارم به تفصيل و تبيين فرق اسلامى پرداخته و بحث را از مذهب سنّت و جماعت شروع كرده است. بيشترين بخش اين قست توضيح مذهب اشعرى و اهل حديث است، با تعريفى كوتاه از آن و ياد كرد فرقه‌ها و وجه تسميه آنها. پس از آن از اهل رأى سخن مى‌گويدو از اين عنوان ابوحنيفه و اصحابش را مراد مى‌كند. از معتزله نيز به عنوان فقه‌اى در اين مجموعه ياد مى‌كند.
در قسمت بعدى درباره مذهب شيعه بحث كرده و در آغاز گزيده‌اى از آراء و عقايد آنان را آورده و در ضمن آن فهرست گويا و جالبى از تفاوت‌هاى عقايد آنان با اهل سنّت را ياد كرده است. *99* آنگاه به ياد كرد فرق شيعه مى‌پردازد و از گفتگو درباره زيديّه مطلب را مى‌آغازد. سپس از كيسانيّه و غالبه ياد مى‌كند و اهل فرقه اخير را صريحاً كافر مى‌شمارد. از فرقه چهارم با عنوان مشخصى ياد نمى‌كند، ولى ازلابلاى بحث روشن است كه مراد اسماعيليّه و قرامطه هستند؛ چه اينكه دو فرقه ناصريه (پيروان ناصر خسرو) و صباحيه (پيروان حسن صباح) را از آنها مى‌شمارد (صص 37 - 39) شيعه اماميّه را به عنوان فرقه پنجم آورده است وى مى‌گويد: در وقت تأليف كتاب هيچ گروه شيعه به اندازه آنها نباشد. در اين مبحث ابتدا گزيده‌اى از عقايد فقهى آورده شده و به دنبال آن در جدولى، نام، كنيه، لقب، مولد، وفات، عمر، پدر، مادر و قاتلين امامان را به تفصيل آورده است. او در اين بخش به غيبت حضرت مهدى - عج - اشاره كرده و مى‌نويسد در وقت تأليف كتاب، 230 سال از غيبت آن حضرت گذشته است. آنگاه نوبت به خوارج رسيده است كه ابتدا از سابقه تاريخى آنان سخن گفته و شكل‌گيرى آغازين آنها را به بحث گذاشته (صص 44 - 48) ؛ و سپس تفصيل مطلب و انشعابات آنان را آورده است. كتاب با انصاف و بدون تعصب نگاشته شده است و مصحّح تعليقات و توضيحاتى بر آن افزوده‌اند.
چاپ پيش گفته اين اثر بر اساس نسخه‌اى ناقص بوده كه مرحوم عباس اقبال به آن دسترسى داشته و باب پنجم كتاب در آن نيامده است آقاى هاشم رضى به چاپى ديگر از آن همّت گماشته و باب پنجم را بر اساس آنچه محمّد تقى دانش پژوه در فرهنگ ايران زمين (ج 1، صص 283 - 318) آورده، به آن افزوده است. (مؤسسه مطبوعاتى فراهانى، 1342). اين باب گزارشى است از داعيه داران نبوّت كه با بحث درباره مسيلمه شروع مى‌شود و با ياد كرد طليعه، اسود غنسى و... ادامه مى‌يابد. فصول ديگرى نيز در پى اين باب آمده است، مانند «در باب جمعى كه به نوع دعوى‌ها خروج كرده‌اند» يا «حكايت گروهى كه خشكى دماغ بر آن داشته تا از اين جنس دعوى‌ها كرده‌اند» و...
توضيحات و تعليقات آقاى هاشم رضى بسيار مفصل است. متن كتاب در اين چاپ 78 صفحه است و بقيه آن تا صحفه 558 تعليقات ايشان است - بنا به اظهار خود - دايرة المعارفى از مطالب مربوط به فرق و مذاهب است. 7. بيان مذهب الباطنيّه و بطلانه‌
محمّد بن حسن ديلمى (تأليف: 707 ق)
تصحيح: ر. شتر وطمان - الجمعيّة المستشرقين الأمانيه استانبول، مطبعة الدوله 1938.
رساله‌اى است تند و آكنده از تعابير درشت درباره اسماعيليّه و ردّ آنها. مؤلف در مقدّمه كتاب، اسماعيليّه را از غلاه شمرده و مى‌گويد اينان با غلاة و اماميّه در بسيارى مسايل مشتركند و اين است كه گفته‌اند: «الاماميّه دهليز الباطنيه» (ص 2) آنگاه پس از مقدمه‌اى كوتاه درباره غلاة، ابتدا به گونه‌اى گذرا و در 15 صفحه، درباره اسماعيليه سخن گفته، و بعد به تفصيل آن پرداخته است. او مى‌گويد اسماعيليه را مجوس و يهود فلاسفه بنياد نهادند و ميمون قداح ثنوى از آخرين دعوتگران آنان بوده است؛ اينان گو اينكه به ظاهر شيعى هستند، ولى «باطنهم الكفر المحض»!
مؤلف اصلاحاتى درباره ميمون قداح آورده و آنگاه از قرامطه و عقايد آنان درباره توحيد، نبوّت، امامت، شريعت و معاد سخن گفته است. بحثى درباره حيله‌ها و ترفندهاى آنان در جلب مردم آورده كه شيرين است و خواندنى؛ و مانند آن را غزالى در فضائح الباطنيّه آورده است.
در فصل اوّل از فصول تفصيلى كتاب از تاريخ پيدايش اسماعيليّه و زمينه‌هاى آن نوع مردمى كه به آنان جذب مى‌شدند، بحث درباره القاب آنان و وجه تسميه اين القاب سخن به ميان آورده است. در فصل‌هاى بعدى از حيله‌ها و ترفندها و عقايد و باورهاى آنان و نقد و ردّ آن و... بحث شده است. مؤلف در ضمن بررسى عقايد آنان مى‌گويد: اينان به نبوّت پيامبر باور ندارند و منكر معجزات هستند. و پس از بحثى درباره امامت آورده است كه اينان به معاد نيز باور ندارند. فصل پنجم بيانگر چگونگى تأويلات آنان از ظواهر آيات است. در فصل ششم مؤلف به كفر آنها پرداخته است و به بيش از بيست وجه استناد مى‌كند؛ كه برخى از اين دلايل و وجوه خواندنى است و نشانگر تأثير و تعصب در داورى هاست. مؤلف براى نگاشتن اين اثر به مصادر بسيارى مراجعه كرده است؛ مانند «البلاغ» كه گويا از مجموعه‌هاى اسماعيليّه است، المبدء و المنتهى، الجامع، العلم المكنون و... فصل هفتم درباره حكم شرعى آن بحث شده است.
پايان بخش كتاب فهرست‌هاى جامع و گوياى كتاب است. مؤخذ عمده كتاب گويا اثرى است به نام «الحسام التبار فى ردّ على *100* القرامطة و الكفّار» كه مؤلف از آن بسيار مدد جسته است. 8. تبصرة العوام فى معرفة مقالات الانام.
منسوب به سيّد مرتضى بن داعى حسينى رازى - تصحيح عباس اقبال، مطبعه مجلس 1313، انتشار مجدد 1364 انتشارات الماطير.
كتاب به زبان فارسى نگاشته شده است و مؤلف آن مشخص نيست. مصحح كتاب در مقدّمه به تفصيل درباره مؤلف احتمالى سخن گفته است امّا راه به جايى نبرده است. محقق رجالى معاصر، جناب آقاى سيّد موسى شبيرى زنجانى، سالها پيش سه مقاله در نقد مطالب مقدّمه مرحوم اقبال و ابطال قطعى نسبت كتاب به سيّد مرتضى بن داعى حسنى رازى نوشته‌اند كه قابل توجّه است (مكتب اسلام، سال اوّل، شماره 8، ص 47؛ و شماره 9، ص 54؛ و شماره 10، ص 53). به هر حال اين كتاب را بايد پس از بيان الاديان كهنترين متن موجود فارسى در موضوع ملل و نحل دانست. مؤلف ابتدا در 27 صفحه از آراء و انديشه‌هاى فلاسفه، مجوسيان، يهوديان و صائبين بحث كرده است. مؤلف در ضمن گزارش آراء و عقايد مختلف خود نيز اظهار نظر مى‌كند و تنها به نقد بسنده نمى‌كند. از باب چهارم به ياد كرد فرق اسلامى پرداخته و از خوارج شروع كرده است. معتزله، جهم بن صفوان، مرجئه، نجاريّه، كراميه، مشبهة و...از ديگر فرقى است كه از آنها سخن به ميان آمده است. او در ضمن بحث از عقايد و آراء كلامى فرقه‌ها، گاهى به بحث‌هاى فقهى نيز پرداخته است؛ كه چنين شيوه‌اى در كتاب‌هاى فرقه‌شناسى ديگر كمتر ديده مى‌شود.
صفحات پايانى كتاب (از ص 142 به بعد)، بيشتر به بحثهاى اهل سنّت و جماعت و شيعه اماميّه و آراء و انديشه‌هاى اينان پرداخته و ضمن دفاع از شيعه، براى عقايد اهل سنّت طعن زده است. نثر كتاب روان و مطالب تازه در آن فراوان است. و بايد از آن به عنوان يكى از متون اصلى شناخت فرقه‌ها و نحله‌هاى اسلامى ياد كرد.
9. التعرف لمذهب اهل التصوف‌
تاج الاسلام ابوبكر محمّد الكلابادى متوفاى 380 ه .ق تحقيق: الدكتور عبدالحليم محمود، طه عبدالباقى سرور قاهره 1380 ق.
التعرف با همه گزيدگى و ايجازى كه دارد، از مهمترين منابع شناخت تصوف به شمار مى‌رود؛ تا بدانجاكه برخى مشايخ تصوّف گفته‌اند: «لولا التعرف لما عرف التصوف».
مؤلف، كتاب را به انگيزه زدودن برخى از ابهامات از عقايد و آراء صوفيان نگاشته است. كتاب در 75 باب تدوين شده و در هر بابى عنوانى خاص از عناوين مورد اختلاف بين فرق و مذاهب طرح شده و ديدگاه صوفيه در آن زمينه آمده است.
كتاب با تبيين وجه تسميه صوفيه مى‌آغازد و در باب دوّم با ياد كرد رجال تصوّف، بحث ادامه مى‌يابد و مؤلف، على، امام سجاد، امام باقر، امام صادق (عليهم السّلام) و برخى از كبار صحابه و تابعين را جزء آنان به شمار مى‌آورد (ص 27) و در ضمن آن از مصنّفان و مؤلّفان صوفيان سخن گفته است.
آنگاه ديدگاه‌هاى صوفيان در باب عقايد آغاز مى‌شود، و از توحيد، صفات خداوند، قرآن و كلام خدا، مسأله رؤيت - كه ديدگاهى مانند اشعريان دارند - شفاعت، معرفة...، روح ملائكه، انبياء و... بحث شده است.
مؤلف در اين بحثها گاه اجماع صوفيان را نقل مى‌كند و ديگر گاه اختلاف ديدگاهها و آراء آنان را. او گاهى به گفتارى از معصومان استناد مى‌كند (از جمله در صص 93 - 97)؛ و در مسايل فقهى مى‌گويد بايد به آنچه اوثق نزد فقيهان است باور داشت (ص 84). بحث از ماهيت علم تصوف و خود تصوف نيز جزء ابواب ديگر كتاب است (ص 89) و بالأخره به تبيين و توضيح عناوين اخلاقى و سلوكى كه صوفيان از آنها تعبير و تعليمى ويژه دارند پرداخته است، مانند: زهد، جبر، فقر، اتصال، محبّت تجرد، رضا، اخلاص، غيب و شهود، جمع و تفرقه، انس و قرب و... .
گزيده سخن آنكه كتاب مجموعه‌اى است از اقوال برگزيدگانِ از عالمان تصوف، و يا به تعبيرى رساتر اقوال كسانى كه مؤلف آنان را صوفى مى‌پنداشته است. تصوفى كه در اين كتاب عرضه شده است، همراه با شريعت و عقايد سازگار با آراء و انديشه‌هاى اهل سنّت است. جالب توجّه آنكه در مجموع كتاب بحث از امامت - ولو به گونه گذرا - نيست.
التعرف از كتابهاى بلند آوازه تصوف است و از اين روى شرحهاى بسيارى دارد. از جمله شرح مهم و قابل توجّه شرح التعرف لمذهب التصوفِ خواجه امام ابو ابراهيم اسماعيل بن محمد ستملى بخارى .
*101* 10. التبصير فى الدّين و تمييز الفرقة الناجية عن الفرق الهالكين.
ابى المظفر، الاسفراينى متوفاى 471، تحقيق: محمّد زاهدبن الحسن الكوثرى / 1359 ق مطبعة الأنوارى.
با نگاهى گذرا به فهرست و عناوين التبصير فى الدّين،توان دريافت كه اين كتاب با الفرق بين الفرق بغدادى همگونى فراوان و شباهت گسترده‌اى دارد. مؤلف باب اوّل را با بيان شروع اختلاف در امت اسلامى آغاز مى‌كند و در باب دوّم به شمارش فرق مى‌پردازد و هفتاد و سه فرقه را كه همه از اهل سنّت است بر مى‌شمارد در باب سوّم از عقايد روافض سخن گفته است و از زيديّه، اماميّه، كيسانيه طبق آنچه معمول مؤلفان اين كتاب هاست، ياد كرده است. او در اين باب هيچ مطلبى بر آنچه بغدادى آورده نيفزوده است. مطالب وى در اين بخش آميخته با طعن و همراه حملات است. باب چهارم گزارشى است از آراء خوارج كه در ضمن آن اشاره‌اى به پيدايش خواج نيز آمده است (ص 27). در باب پنجم از معتزليه قدريّه سخن گفته و آنچه را به پندارش نادرست بوده، با عنوان فضايح آنان ياد كرده است در فصول بعدى از مرجئه و فرقه‌هاى مربوط به آن، نجاريّه (منتسب به حسين بن محمّد نجار)، ضراريّه، جهميّه، بكريه و كراميه بحث شده است.
مؤلف در ضمن كتاب از مجادلاتى نيز سخن به ميان آورده است، و گاهى گزارش آن را به مطايبه‌اى آميخته كه برخى از آنها خواندنى است. از جمله اينكه وقتى يكى از همشهريهاى اسفراينى وزير سلطان محمد غزنوى در محضر سلطان با عالمى از كراميّه بحث كرد و او را مغلوب ساخت، سلطان محمّد به وزيرش كه - تازه از راه رسيده بود - گفت: «كجا بودى، اين همشهرى تو خداى كراميان را بسر ايشان زد»؛ كه اين جمله اخير در كتاب به فارسى نقل شده است (ص 66). باب دوازدهم درباره مشبهه است و خالى از نسبت‌هاى دروغين نيست. در باب سيزدهم از فرقه‌هايى سخن رانده است كه خود را منتسب به اسلام كرده‌اند و مؤلف آنان را كافر مى‌داند، مانند غلاة شيعه، الحماريه معتزله، الميمونه خوارج و....
در باب چهاردهم از فرقه‌هاى قبل از اسلام و در باب پانزدهم از عقايد اهل سنّت و جماعت سخن گفته است. (ص 91 - 114) در بخشى از اين باب اين آخرين راهمان فرقه ناجيه تلّقى كرده است و از تخصص آنان در علوم اسلامى بحث كرده و مؤلفان آنان را ياد كرده است. كتاب در 121 صفحه رحلى است و مطالب بنيادى و قابل توجّه آن از «الفرق بين الفرق» گرفته شده و لحن وى نيز مانند مؤلف كتاب پيش گفته تند و درشت است. 11. التنبيه والردّ على اهل الاهواء والبدع.
ابى الحسن محمّد بن احمد بن عبدالرحمن الملطى الشافعى (متوفاى 377 ق) تحقيق: محمّد زاهد بن الحسن الكوثرى.
اثر مزبور از كتابهاى كهن فرق و مذاهب است و بر اساس آنچه محققان آن اظهار داشته مطالبى در آن آمده است كه در منابع پيشين، از جمله الفرق بين الفرق بغدادى نيامده است. مؤلف ابتدا از سختكوشى‌ها و رنجهاى پيامبر در راه ابلاغ دين سخن گفته است (تا ص 10). و آنگاه گزيده‌اى از آراء و عقايد اهل سنّت را عرضه كرده است؛ مانند: ايمان به قدر الهى به خير و شرّ آن. مسح بر خفيّن صبر بر سلطان عادل و ظالم. حرمت خروج با شمشير عليه حاكم و...
مؤلف بحث درباره فرق را از فرقه‌هاى رافضه مى‌آغازد و هيجده فرقه را در اين بخش ياد مى‌كند: چهار فرقه سبئيّه، قرامطه، اصحاب تناسخ و.... او به عنوان فرقه دوازدهم از شيعه اماميّه ياد مى‌كند و در ضمن آن از آراء هشام بن الحكم سخن گفته و به نقد و ردّ آن پرداخته است. از اسماعيليّه قم (كه به گفته او در ديدگاهها شبيه اسماعيليّه‌اند!!) قطعيه كبرى و صغرى، زيديّه - كه فرد فرقه‌هايى دارد - نيز به عنوان فرقه‌هاى شيعه ياد شده است؛ و طرفه آنكه معتزله بغداد به عنوان گروه چهارم زيديّه معرّفى شده‌اند.
گروه بعدى معتزله‌اند. مؤلف در اين بحث از وجه تسميه آن به اعتزال، فرقه‌هاى مختلف آن، اصول پنجگانه اعتزال سخن گفته (ص 36) ؛ و بصره را به عنوان اوّلين جايگاه پيدايش اعتزال معرّفى كرده (ص 37)؛ و برخى عالمان معتزلى آن ديار ياد كرده است. اين مطالب از نظر تاريخى داراى اهميّت ويژه‌اى است. مؤلف در اين موارد يادآورى مى‌كند كه اين كتاب جاى طرح اختلافها نيست (ص 42)؛ و از اين قسمت‌ها به اجمال توان فهميد كه كتاب در پاسخ كسى نگاشته شده است كه مى‌خواسته بر مذهب اهل سنّت و جماعت راه يابد و ارشاد شود.
در بخش بعدى از مرجئه سخن به ميان آمده است و آراء و عقايدشان مورد بحث قرار گرفته است. خوارج جريان ديگرى است *102* كه مورد گفتگو قرار گرفته (ص 47) و در ضمن بحث از گروههاى مختلف آن، از «محكمة» بحث را آغاز كرده است و با از ارقد ادامه داده و بعد از آن از اصحاب شبيب خارجى ياد كرده است.
در اين بخش نامهايى به عنوان گروههاى خوارج آمده است كه برخى از آنها در منابع ديگر ياد نشده‌اند.
پس از آنچه ياد شد، مؤلف در صفحات 54 - 91، به تفسر آياتى مى‌پردازد كه به گفته او زنادقه آنها را ناقض يكديگر پنداشته‌اند. سپس به بحث و نقد و ردّ آراء فرقه‌هايى مى‌پردازد كه ظاهراً برخى مطالب آن تكرارى است، امّا در ادامه عقايد و آراء مفصلتر از بخشهاى پيشين است. او در اين بخش از معطّله، مانويّه، مزدكيه و... سخن به ميان آورده و در ردّ و نقد آراء جهم بن صفوان به حرفهاى كعب الاحبار و وهب بن منبّه استشهاد مى‌كند (صص 101، 102، 133، 142، 145)؛ و اين نمونه‌اى از دهها نمونه تأثير اسرائيليات در انديشه دانشوران است. پس از آن از دوازده فرقه مرجئه بحث شده و بار ديگر به روافض و قدريه پرداخته و به نقد و ردّ آراء و ديدگاههاى فرقه اخير پرداخته است. (ص 156).
به هر حال اين كتاب از جمله آثار مهم و كارآمد شناخت فرقه‌هاى اسلامى است. 12. الخطط المقريزيه (المواعظ والاعتبار بذكرالخطط والآثار)
ج 2، ص 344 - 362 تقى الدّين، ابى العباس احمد بن على المقريزى، متوفاى 845. بيروت داى صادر.
اين كتاب از منابع مهم شناخت مصر و چگونگى گذر آن در طول تاريخ است؛ و در كنار بحث و گزارش مطالب مربوط به مصر، مسائل و مباحث فراوانى درباره فرق اسلامى مورد بحث قرار گرفته است. در حقيقت خطط مقريزى دايرةالمعارفى از فرهنگ اسلامى است در شكل تاريخ. صفحاتى از اين كتاب در بررسى و گزارش فرقه‌هاى اسلامى است. او ابتدا از حديث پيامبر در اختلاف فرق اسلامى و رسيدن عدد آنها به هفتاد و سه و منابع اين حديث بحث كرده و پس از آن به بيان فرقه‌ها پرداخته است.
مقريزى در يك جمع بندى جديد پيروان برخى از فرق را در شمار هلاك شوندگان شمارده و تعداد آنها را به ده رسانده است. در اين بخش ابتداء از معتزله سخن مى‌گويدو پيدايش آن و يادى از سران اين جربان و انشعابهايش. سپس از مشبهه سخن مى‌گويد كه هفت فرقه‌اند. مقريزى تحت تأثير تبليغات شوم برخى از متلكمان، اماميّه را مانند هشام بن الحكم از اين گروه مى‌شمارد؛ كه كذبى صريح و اتّهامى بى‌بنياد است. آنگاه از قدريه سخن به ميان آورده است كه معمولاً اشاعره از اين فرقه، معتزله را مراد مى‌كنند. فرقه چهارم مجبّره و پنجم مرجئه هستند؛ كه در ضمن آن شرحى درباره ارجاء و گروههاى مختلف مرجئه آمده است. فرقه ششم حروريه هستند، اينان كه همان خوارجند و در «حرور» بر على(ع) شوريدند؛ بر وعيد تأكيد دارند. فرقه هفتم نجاريّه هستند. و فرقه هشتم روافض كه مؤلف آنها را به اماميّه، كيسانيّه، خطابيّه، زيديّه، اماميّه و... تقسيم كرده است. مؤلف فرق شيعه را سيصد عدد مى‌شمارد و مى‌افزايد كه مشهور آنها بيست فرقه است. گويا اين تكثير فرق به نام اماميّه از ابداى قرن دوّم ايجاد شد كه انگيزه‌اش ايجاد فرقه‌هاى مختلف در شيعه است، لذا بنام بسيارى از صحابه امام صادق(ع) فرقه ساخته‌اند. در بيان گزارش مقريزى فرقه‌هايى نيز توان يافت كه ساخته و پرداخته متأخرانند، ماندشريكيّه شاعيه، و... (ص 354) فرقه دهم خوارج است و انشعابات آن كه براى هر كدام از اينها سطورى نوشته است. پس از آنچه ياد شد مقريزى به بررسى تاريخى پيدايش اين فرقه‌ها مى‌پردازد كه قابل توجّه است. در همين بخش در حقيقت مذهب اشعرى آمده كه مذهبى است ين اعتزال و تجسيم. (ص 358). در صفحات بعد گسترش مذهب اشعرى و حمايت حاكمان از آن به عنوان دليل گسترش آن مورد ارزيابى مؤلف قرار گرفته است. و سپس گزارشى از زوال و از بين رفتن بعضى فرقه‌ها آمده است.
شرحى از زندگانى اسعرى و گزيده‌اى از آراء او در آخرين قسمت آمده است.
آنچه در پايان اين معرّفى اجمالى گفتنى است اينكه مقريزى با دشنام و اتهام به تشيع و ساير فِرَقِ مخالف خود، عملاً از ارزش علمى كتاب خود كاسته است.
*103* برخى از پژوهشگران در علوم شرعى و آشنايان به كامپيوتر، توانسته‌اند برنامه ريزى كامپيوترى احاديث صحيح بخارى و 171 كتاب ديگر را كه بگونه‌اى در ارتباط با محتوى صحيح بخارى مى‌باشند سامان دهند. مدير مركز «التراث» وابسته به «الشركة العالميه» گفت:
اين كار محققان را در دست يافتن به موضوعات، راويان و واژه‌هاى احاديث 171 كتاب ياد شده يارى خواهد رساند.
افزون بر اين در اين برنامه: احاديث قدسى، متواتر، مرفوع، موقوف، مقطوع، معلّق و مرسل بگونه‌اى فنّى فهرست مى‌شوند. چنانكه فهرستهايى به القاب پيامبر(ص) و نامهاى انبياء و نامهاى ملائكه، اماكن، قبائل، اشخاص، زنان و نامهاى راويان اختصاص يافته است. شناسايى‌هاى كلى از سيره بخارى، چگونگى كتاب وى و كتابهايى كه بگونه‌اى درباره صحيح بخارى به پژوهش پرداخته‌اند - كه تعدادشان به 434 كتاب مى‌رسد - با اطلاعاتى سودمند از، شرح ألفاظ، راويان و تخريج احاديث با اشاره به مواضع آنها در صحاح سته و «موطّأ» مالك، «سنن» دارمى و «مسند» الإمام أحمد.
اين طرح بعنوان خدمتى در پيشگاه سنت نبوى در مركز «تراث» وابسته به شركت جهانى به سه مرحله تقسيم مى‌شود:
اولين مرحله: صحيح بخارى كه شامل 7563 حديث صحيح است.
دومين مرحله: شامل 32 هزار حديث است كه در برنامه‌اى واحد، در كامپيوتر شخصى جمع خواهد شد و شامل احاديث موجود در صحاح: بخارى، مسلم، أبى داوود، ترمذى، ابن ماجه، موطأ مالك، و سنن ادارمى است.
جمع آورى مواد به پايان رسيده و مرحله «برنامه نويسى» را مى‌گذراند، تا در فرصتى كوتاه به معرض نمايش گذاشته شود.
امّا مرحله سوّم، تنها به مسند احمد بن حنبل - كه مشتمل بر 40 هزار حديث است - محدود مى‌شود و آن مرحله‌اى است كه به دنبال مرحله دوم مى‌آيد.
و با اين مراحل سه گانه، كار جمع آورى 75 هزار حديث كه برحسب أقوال علماء نود درصد از احاديث صحيحى است كه از پيامبر روايت شده است، تمام مى‌شود. در اين ميان فقط ده درصد از احادث صحيح باقى مى‌ماند كه در كتابهاى ديگر حديثى بچشم مى‌خورد.
«گزارش سمينار ديدگاه‌هاى اسلام در پزشكى»
دانشگاه علوم پزشكى مشهد در روزهاى 11 - 8، اسنفد ماه، سال 1368، اقدام به برگزارى سمينارى تحت عنوان «ديدگاه‌هاى اسلام در پزشكى»، در تالار شهيد هاشمى نژاد بيمارستان امام رضا(ع) نمود.
اين سمينار براى هدف‌هاى زير تشكيل گرديد:
ألف - بررسى احكام فقهى در امور پزشكى.
ب - كارشناسى موضوعات پزشكى قابل طرح در فقه.
ج - ارائه‌ى خط مشى براى ارگانهاى اجرايى كشور.
د - اخلاق پزشكى.
ه - بازنگرى بر روند شكوفايى تمدّن اسلامى در امور پزشكى و ارزيابى منابع پزشكى از آن دوران تاكنون.
و - ايجاد زمينه‌هاى وحدت و برادرى در ميان پزشكان مسلمان دنيا.
سرفصل موضوعات مطرح شده در اوّلين سمينار ديدگاههاى اسلام در پزشكى عبارتند از:
1- بررسى احكام فقهى در پزشكى؛ مانند تشريح جسد، سقط جنين، معانيه‌هاى پزشكى، كنترل مواليد، پيوند اعضا و....
2- اخلاق پزشكى؛ شامل بررسى ارزش‌هاى مادى و معنوى. جايگاه اخلاق اسلامى در پزشكى، چگونگى روابط اخلاقى پزشك و بيمار و روش طبابت اطباى اسلامى در گذشته و حال.
3- منابع و مشاهير پزشكى در تمدن اسلامى؛ شامل تاريخ پزشكى، عاملهاى پيشرفت و انحطاط علوم پزشكى در جامعه‌هاى اسلامى و بررسى طرق و شيوه‌هاى پاكسازى پزشكى از پيرايه‌هاى فرهنگ غربى.
در اين سمينار، ابتدا دكتر بهرامى، رياست محترم دانشگاه علوم پزشكى مشهد، طى سخنانى در جلسه ى آغازين، بيان داشتند: «شايد اين سمينار، نخستين گام در جهت ايجاد انگيزه در علاقه مندان - بويژه علما و فضلاى گرانقدر حوزه‌ها و پزشكان و دانشمندان اسلام شناس - باشد؛ تا به مدد و انديشه‌هاى والاى اسلامى، با اشتراك مساعى در همه زمينه‌هاى مربوط، بتوانند براى بسيارى از سؤال‌هاى مطرح شده، پاسخ‌هاى لازم را عرضه نمايند.».
*104* سپس گزارشى از كميسيونهاى سمينار، مقاله‌ها و عناوين سخنرانى‌هاى رسيده به سمينار، كه توسط دكتر فتاحى، دبير سمينار، تهيه شده بود، ارائه شد، در اين گزارش چنين آمده است: «يازده كميسيون براى بررسى مسائل و احكام تشكيل شد و طى آن، سؤالات واصله به سمينار بررسى شد و طبقه بندى گرديد، كه 72 سؤال، براى كارشناسى مورد تصويب قرار گرفت.
در زمينه‌ى اخلاق پزشكى، 46 مقاله و عنوان سخنرانى و در زمينه ى منابع و مشاهير، 43 مقاله و عنوان سخنرانى به سمينار واصل شد، كه از مجموع اين 89 مقاله و عنوان سخنرانى، 32 مقاله و موضوع سخنرانى انتخاب شد.
و در زمينه ى بررسى احكام فقهى در پزشكى، 59 مقاله و عنوان سخنرانى، به سمينار واصل شد».
آنگاه پيام حجةالاسلام والمسلمين آقاى هاشمى رفسنجانى، رياست محترم جمهورى اسلامى و رياست عالى سمينار توسط حجةالاسلام مهاجرى، مشاور اجتماعى رئيس جمهور، قرائت شد. در قسمتى از اين پيام آمده است: «توجه به مبانى اخلاقى اسلام در كاربرد دستاوردهاى علوم پزشكى، مى‌تواند منشأ اجراى عدالت اجتماعى در برخوردارى جوامع و انسان‌هاى محروم وتهيدست از ثمرات كار دانشمندان علوم و فنون مربوط باشد و به آن وضع اسف‌انگيز - كه اقليتى از مرفهان، از همه امكانات بهداشت و درمان، بهره گيرند و اكثريتى وسيع، گرفتار رنجهاى جانكاه امراض گوناگون هستند - خاتمه دهد...»
در بخش پايانى اين پيام، رئيس جمهور بر پيوند حوزه و دانشگاه، به عنوان يكى از هدفهاى اين سمينار تأكيد كرده، اظهار اميدوارى نمودند كه اين سمينار بتواند به وحدت رويه و انتخاب «اصلى» در روش كار و منطبق بر مصالح نظام جمهورى اسلامى، دست يابد.
بعد از قرائت پيام آقاى رفسنجانى، آيت اللَّه جنّتى، نماينده‌ى ولى فقيه و رئيس سازمان تبليغات اسلامى، طى بيانات مبسوطى پيرامون موضوع سمينار، فرمودند: «شناخت ديدگاههاى اسلام در پزشكى، مسئله‌ى مهمى است.
ما در اينجا خيلى مسئله داريم؛ چون تا كنون اين مسئله، مورد بررسى نبوده است، بدليل اينكه مراجعه نمى‌شده است و مثل نماز و روزه نبوده است، كه مرتباً بيايند سؤال كنند و جواب را بگيرند و فقيه ناچار شود جواب بدهد.
انقلاب اسلامى، يكى از خاصيّتهايش همين بود؛ كه اسلام را در همه محيطها، از جمله در محيط پزشكى وارد كرد، خوب، سؤالات شروع مى‌شود، تا حالا، ما نمى‌پرسيديم: كنترل نسل چه حالتى دارد؟ يا چنانچه پزشكى در اثر اشتباه و مسامحه و سهل انگارى، نقص عضو ايجاد كرد، چه حكمى دارد؟
بايد حوزه‌هاى علميه و محافل علمى و محققين، علما و دانشمندان، باى پاسخ به اين سؤالات كمر ببندند، بايد رويش كار شود؛ راه شسته‌اى ندارد...»
در بخشى از قطعنامه‌ى پايانى اين سمينار، كه در جلسه‌ى پايانى قرائت شد، آمده است: «با عنايت به نظر خواهى انجام شده از حضار محترم و تأكيدات مكرر اكثريت قريب به اتفاق آنها در تداوم كار سمينار در مشهد، دانشگاه علوم پزشكى مشهد، اعلام مى‌دارد كه: بار سنگين اين مسئوليت را صميمانه پذيرفته و گشايش دبيرخانه‌ى دائمى سمينار ديدگاه‌هاى اسلام در پزشكى را به آگاهى مى‌رساند، تا - انشاءاللَّه - بتوند با استفسار و جمع آورى نظرات، اطّلاعات و پيشنهادات مشكلات و مسايل موضوعه اسلامى در امور پزشكى در سراسر كشور، بويژه در دانشگاه‌هاى علوم پزشكى، ايفاى نقش نموده و ضمن طبقه بندى و تدوين اين قبيل نظرات و پيشنهادات، آنها را به دفترى، كه - انشاءاللَّه- با كمك علماء اعلام و فضلاى گرام حوزه‌ها در قم و مشهد، به همين منظور تشكيل خواهد شد، برساند».
در بندِ يك قطعنامه، چنين آمده است: «اختصاص ضرورى بخشى از فعّاليّتهاى درسى حوزه‌ها به مطالب مطروحه در سمينار، بويژه در مسائل مستحدثه در زمينه‌هاى پزشكى.»
و نيز در بند دو اين قطعنامه، آمده است: «ايجاد مركز مطالعات اسلامى در امور پزشكى، با همكارى حوزه‌ها و دانشگاهها، جهت مطالعه و بررسى تاريخ طب در اسلام و زندگينامه‌ى مشاهير پزشكى، كتب و مقالات و نظريات پزشكان مسلمان و تدوين آنها در قالب واحدهاى درسى، جهت آموزش در دانشگاه‌هاى علوم پزشكى سراسر كشور».
در بند ديگرى از اين قطعنامه بر رعايت قداست حرفه‌ى پزشكى و حفظ حدود الهى در جامعه‌ى اسلامى و نيز بر زدودن پيرايه‌هاى فرهنگ غربى در شكل‌هاى مختلف از ساحت مقدس علوم پزشكى ميهن اسلامى، تأكيد شده است. تهيّه و تنظيم:
بانك اطّلاعات مركز تحقيقات و پژوهشهاى علوم اسلامى.