آشنايى با دارالكتب مصر
دارالكتب المصريه يكى از مظاهر و نمادهاى بارز تمدن و فرهنگ مصر به شمار مى رود و در بين كتابخانه هاى جهان از منزلت و مكانت خاصى برخوردار است. اين كتابخانه, مرجع بسيارى از علاقمندان به كتاب و كتابخوانى در سراسر مصر, و در برگيرنده مجموعه هاى نفيس خطى و كتابهاى مرجع در رشته هاى مختلف است و كتابهاى آن به دوازده ميليون نسخه بالغ مى گردد.
اين كتابخانه به مثابه تاريخ و حافظه و ميراث اجدادى مردم مصر تلقى مى شود و نما و كلكسيونى از بى نظيرترين مجموعه هاى خطى و كتيبه هاى با ارزش فرهنگى طى قرون متوالى مصر است و درتربيت و آموزش و مساعدتهاى فكرى به نسل كتابخوان و پژوهشگر مصر, چون مدرسه اى موفق عمل كرده است. تأسيس كتابخانه
اين كتابخانه به سال 1870 ميلادى توسط وزير معارف وقت مصر تأسيس شد و بيدرنگ كليه كتابهاى موجود در مساجد و اماكن دينى و اسلامى و كتابخانه هاى ديوانها و خزائن اداره اوقاف, به ضميمه نقشه هاى عربى و شرقى و كتابهاى انگليسى, بويژه اهدايى انجمن مصرى در سال 1872 و… جمع آورى و در كتابخانه جاى داده شد. تا اينكه در سال 1876 ميلادى كتابخانه مصطفى فاضل كه داراى 3458 جلد كتاب بى نظير خطى بود, يكجا به اين كتابخانه اهدا و افزوده شد. كتابها پيوسته در حال افزايش بود و در سال 1904 ميلادى نسخه هاى آن به پنجاه و چهارهزار رسيد و پس از افزوده شدن كتابخانه هاى پراكنده ديگر, سرمايه آن به 88796 جلد ـ به اكثر زبانها ـ افزايش يافت. در لابلاى اين كتابها مجموعه هاى با ارزش قرآنى و مصحفهاى خطى و پوستى و كتابهاى زبانشناسى و قانون و تاريخ عرب و مخطوطات و علوم فقه و شريعت اسلامى, از جمله كتابهاى آورده شده توسط فرانسويها و انگليسيها و ايتالياييها موجود است.
قابل توجه است كه استعمارگران به هنگام حملات نظامى خود به اين منطقه در كنار لشكركشى و اشغال, در صدد تحميل و ترويج و گسترش فرهنگ خود نيز بودند. از اين رو لشكرى از نويسندگان و محققين نيز در اين اشغالها شركت داشتند.
ساختمان كتابخانه ملى واقع در (باب الخلق), در قصر محمد ثاقب پاشا, وزير كار مصر در دوره محمدعلى بود تا اينكه دولت اين ساختمان را خريدارى و به محل (محكمه استيناف) تبديل كرد و در سال 1900, محكمه به محل كنونى آن نقل مكان كرد و قصر تخريب شد و ساختمان دارالكتب مصرى در محل آن به سبك عربى و اسلامى بنا و پس از يك سال (سال 1902) كتابخانه بازگشايى و افتتاح گرديد.
نخستين كتاب چاپ دارالكتب به نام صبح الاعشى, در سال 1911 منتشر شد. يادآورى مى شود از ابتداى گشايش تاكنون, كاركنان كتابخانه از ميان ادباى برجسته مصر گزينش شده اند و رؤساى آن به ترتيب زمان عبارتند از: احمد لطفى السيد, عبدالحميد ابوهيف, منصور فهمى, حافظ ابراهيم, احمد نسيم, احمد رامى, توفيق الحكيم و امين الخولى. سالن قرآن عثمان
اين سالن در مدخل ورودى دارالكتب واقع است و كتابهايى در آن نگاهدارى مى شود كه قيمتى براى آنها نمى توان گذاشت. تاريخ برخى از اين آثار به سالهاى اوليه اسلام برمى گردد. يكى از بارزترين و مهمترين آنها, قرآنى موسوم به قرآن عثمان است و تاريخ آن به سال 77 برمى گردد و كتابت آن بر روى پوست آهو انجام شده و با خط قديمى كوفى بدون نقطه و حركت صورت گرفته است. و از ديگر ميراث فرهنگى, قرآن امام جعفر صادق (ع) است و در كنار اين مجموعه نفيس, قرآنهاى فراوان و ارزشمند ديگرى, مانند قرآن اهدايى از سوى هند به طول 175 و عرض 65 سانتيمتر است و محفظه آن از نقره آميخته با طلا و ياقوت است. همچنين دهها قرآن اهدا شده به خلفا و سلاطين و پادشاهان مصر, بويژه در دوره مماليك و عثمانيها. مختصر اينكه مجموعه قرآنهاى خطى فوق, مهمترين و با ارزشترين قرآنهاى خطى باقيمانده و موجود است.
در كنار اين قرآنها, دهها كتاب خطى, از جمله به زبان فارسى, موجود است. مثلاً البخارى و مسلم و كتاب العين و الطب از ابن سينا و نسخه اصلى كليله و دمنه. سالن مطالعه
اين سالن در اطراف ساختمان كشيده شده است, خواننده به آسانى مى تواند از كتابها استفاده كند و سپس به محل خود بازگرداند. بخش فهرستها در اين سالن قرار گرفته است كه فهرست مؤلفين, عناوين و موضوعات مصنفين است. ايجاد تسهيلات ويژه براى اعضاى كتابخانه به صورت اتاقكهاى مخصوص مطالعه و دور از سر و صدا و شلوغى كتابخانه, از جمله مزاياى كتابخانه است و خواننده مى تواند كتابهاى مورد نياز خود را تا فرداى آن روز در آن اتاقك گذاشته و به كرات استفاده كند.
از جمله واحدهاى اين سالن, قسمت ويژه مطبوعات ادوارى مصر است كه از ابتدا آرشيو شده است. در اين قسمت قديميترين روزنامه عربى به نام الوقائع المصريه به سال 1847 به چشم مى خورد. همچنين اين قسمت به چاپ نمايه اى از كليه مطبوعات مصر بر حسب تاريخ نشر اقدام كرده است. سالن مخطوطات
چنانكه قبلاً ذكر شده, اين كتابخانه مشتمل بر مخطوطات ارزشمندى است كه تعداد آنها به بيش از پنجاه و دو هزار نسخه مى رسد. از جمله آنها مى توان به دست نوشته هاى اصلى امام غزالى و صدها نسخه خطى فارسى و تركى مطلا شده اشاره كرد.
كتيبه هايى كه تاريخ آنها به سال 86 و 90 و 91 هجرى برمى گردد, در كنار اين مخطوطات خودنمايى مى كند. اين كتابخانه به منظور حفظ كتابهاى خطى از نابودى و گزند حوادث, اقدام به تهيه ميكروفيلم كرده كه تاكنون بالغ بر چهل و هشت هزار نسخه آن موجود است. قابل توجه است كه اين فيلمها در دسترس پژوهشگران و متخصصين قرار داده مى شود. مخطوطات عربى توأم با نقاشى, مانند البطره لابن الاحنف به تاريخ 560 قمرى و الاغانى از ابوالفرج اصفهانى و نيز صدها كتاب خطى ارزشمند, از جمله نسخه خطى بوستان سعدى كه براى آن دو ميليون دلار قيمتگذارى شده, در اين بخش نگهدارى مى شود. كتابخانه مذكور در مقابل ارسال ميكروفيلمهاى مورد نياز به كشورهاى خارجى, نسخه هاى خطى مورد نياز خود را از آنها دريافت مى كند. سالن هنر و موسيقى
اين سالن مشتمل است بركتابهاى تخصصى كه به نحوى به هنر مربوط مى شود و نيز نمايشگاه دائمى از هنرهاى مختلف. اما سالن موسيقى كه بزرگترين كتابخانه موسيقى مصر تلقى مى شود, دربرگيرنده قديميترين صفحه هاى موسيقى مصر و صفحه هاى كلاسيك جهان, چون بتهون و باخ و چايكوفسكى و فاكنر و… است. همچنين صفحات قديمى هنرمندان برجسته مصرى, از قبيل سيد درويش و عبده الحامولى و… در اين مجموعه نگهدارى مى شود. در اين سالن بسيارى از قاموسها و فرهنگها و كتابهاى هنرى و بيش از پنجهزار صفحه گرام (ترانه) و ده هزار نوار كاست موسيقى و دستگاههاى ضبط موزيك, براى استفاده و امكانات جانبى ديگر موجود است. در سالن مذكور بخشى به نام توفيق الحكيم, تقريباً نيم نمايشگاهى از لوازم شخصى و برخى از كتابهاى ادباى برجسته مصر, از قبيل توفيق الحكيم, عباس محمود عقاد, طه حسين, عبدالرحمن الرافعى و احمد زكى است. بخش تحقيق
دارالكتب, صرفاً يك كتابخانه عادى نيست; بلكه به مثابه مؤسسه تحقيقاتى نيز عمل مى كند و در برگيرنده مراكز علمى مصر, از قبيل مركز تحقيق التراث, مركز تاريخ معاصر مصر, مركز توسعه كتاب, مركز ترميم و پژوهشهاى شيميايى است. از اين رو بخش تحقيق آن تاكنون بسيارى از كتابهاى مادر و مهم را از قبيل اغانى ابوالفرج اصفهانى, صبح الاعشى از قلقشندى, نهاية الادب از نويرى و تفسير قرطبى و ديوان مهيار ديلمى و دهها نسخه اصلى ديگر را تصحيح و منتشر كرده است.
دارالكتب داراى بيست و شش كتابخانه عمومى و فرعى در سراسر قاهره است كه تحت نظارت مديريت اين كتابخانه كار مى كند و سه كتابخانه آمريكايى با هشت هزار نسخه كتاب از جمله آنهاست. خاطرات
از نكات خاطره آميز اين كتابخانه به هنگامى كه در باب الخلق قاهره واقع شده بود, اين بود كه تا دهه 1930 پاى هيچ زنى به آن نرسيده و وارد نشده بود. در آن زمان دانشكده ادبيات افتتاح شد و با ورود دختران به اين دانشكده, كتابخانه مذكور نيز در انتهاى سالن مطالعه خود فقط چهار صندلى براى استفاده بانوان اختصاص داد.
در مقابل كتابخانه, قهوه خانه مشهورى قرار داشت كه افراد و شاعرانى چون حافظ ابراهيم و برخى از دوستانش امثال منفلوطى, عقاد, مازنى, طه حسين, توفيق البكرى, احمد شوقى, احمد زكى و… در آن رفت و آمد مى كردند.
با افزوده شدن كتابهاى جديد, مسؤولين مجبور شدند آنها را در فقسه هايى كه بدين منظور تهيه كرده بودند, انتقال و نگهدارى كنند. در پايان دهه پنجاه ميلادى طى صدور حكمى از سوى دولت, تأسيس ساختمان جديدى براى دارالكتب در منطقه رملة بولاق در ساحل رود نيل در مساحتى قريب به پانزده هزار متر مربع صادر شد كه مجموعه اى از كارشناسان و مهندسان مشهور جهان و مصرى بر ساخت آن نظارت داشتند.
كلنگ سنگ بناى اين ساختمان در سالگرد انقلاب در 1961 زده شد و پس از پايان در سال 1969 كليه كتب و… به آنجا نقل مكان داده شد.
در سال 1971 طى حكمى, اين كتابخانه به هيأت عمومى كتاب ضميمه شد. از اين رو دارالكتب ساختمان را مشتركا با هيأت عمومى تقسيم كردند. اما ساختمان قديمى كتابخانه در باب الخلق به كتابخانه مركزى و عمومى شهر قاهره تبديل گرديد.
در خلال سالهاى اخير دكتر سمير سرحان, رئيس شوراى عمومى كتاب, تلاشها و مساعى فراوانى در زمينه نشر و بسط كتاب و گسترش كتابخانه ها مبذول داشته است.
چنانكه ياد شد, كليه كارمندان و پرسنل ادارى و ديگر كاركنان اين كتابخانه ها از ميان تحصيل كرده ها و مشتاقان به كتاب و تحقيق برگزيده مى شوند و آقاى دكتر امين عبدالمجيد, برنده جايزه ايرانى موقوفات دكتر محمود افشار در زمينه نشر و بسط زبان فارسى در خارج, از جمله كاركنان اين كتابخانه است. منبع: روزنامه الحياه شماره 10278 مورخ 26/2/1991.
معرفيهاى اجمالى
كلام جاودانه
محمدرضا حكيمى. (چاپ اول: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 264ص, رقعى.
(كلام جاودانه), نگاهى است به نهج البلاغه و آفاق آن. مؤلف در پيشگفتار كتاب از دوگونه انسان سخن مى گويد: انسان هادى و انسان هابط; كه به تعبير وى انسان هادى (همان نفسِ قدسيِ معصوم است كه از سرادق عالم ربوبى براى هدايت انسان, بدين جهان مى آيد… و….) آنگاه سخن از نهج البلاغه است; كه شمه اى است از تعاليم (انسان هادى). و عليّ لكلِّ قومٍ هاد.
كتاب در يك (مدخل) و هشت (شناخت) و سپس يك (تذييل) سامان يافته است. مدخل و شناختها پيشتر و به عنوان مقاله اى بلند در يادنامه استاد محمدتقى شريعتى مزينانى, مفسر و شارح بزرگ قرآن و نهج البلاغه ـ رضوان الله عليه ـ چاپ شده بود و اكنون با افزوده اى, منتشر شده است.
در (مدخل), جايگاه بلند كلام علوى نمايانده شده و دشوارى رسيدن به ستيغ اين معارف والا نشان داده شده و آنگاه لزوم بهره ورى ـ در حد امكان ـ اين حقايق مطرح شده و مظلوميت نهج البلاغه, خطب فاطميه تعاليم عاشورا, صحيفه سجاديه و… خاطر نشان گرديده و با عباراتى بلند و تعبيرهاى بيدارگر, لزوم در نگريستن جدّى به آموزه هاى درياوار و سپيدى آفرين آنها ياد كرده شده است.
در (شناخت) نخست, گونه هاى كلام (كلام وحى, كلام حاملان وحى و كلام طبيعى) تبيين شده و كلام على ـ ع ـ به عنوان نمونه والاى كلام حاملان وحى و انسان هادى معرفى شده است. شناخت دوّم, عهده دار توضيح عنوان (انسان هادى) و (انسان هابط) است و در شناخت سوّم, سخن از نور است و انسان هادى به عنوان نور انوار و (نورالله). در شناخت چهارم از گستره دانش انسان هادى سخن مى رود و رؤيت حقايق به عنوان لازم وجود (انسان هادى) توضيح داده مى شود و جايگاه آموزگارى و حكمت آموزى وى تبيين مى شود. در شناخت پنجم, (ظلمت) به عنوان مشكل اساسى انسان مطرح شده و براى رهايى از تنگناها و پوچيها, ضرورت قرار گرفتن وى در جهت تعاليم و هدايت (انسان هادى), بيان گرديده است. آنگاه در شناخت ششم از انسان هادى به عنوان (مهبط كتاب) سخن رفته و با توجه به اصل وصايت, جايگاه بلند انسان هادى در هدايت جامعه نشان داده شده و عظمت و والايى انسان هادى كه (نقطه تجسم تام معرفت الهى و محبت الهى است), تبيين گرديده است. سپس شناخت هفتم است در جهت تبيين چهره انسان هادى به عنوان (لطف بزرگ) و نعمت عظيم و مورد سئوال و مسائل ديگرى در اين زمينه كه آموزنده و خواندنى است.
با اين مقدمات, نوبت مى رسد تا نويسنده در آستانه (معبد خورشيد) بايستد و از (كارنامه خورشيد), (حماسه انقلاب) و (كلام جاودانه) على سخن بگويد. پس شناخت هشتم نگاهى است به امواج خروشان دريا, و با رقه اى از تشعشع انوار سپيدى آفرين آفتاب كلام علوى. در اين بخش پس از اشاراتى به جايگاه والاى على ـ ع ـ براى هر چه بيشتر روشنتر شدن ابعاد كلام شگرف آن بزرگوار, نهج البلاغه توصيف شده است; با تعبيرهايى بلند, عباراتى هيجانبار, كلماتى نورانى و جملاتى دلپذير كه همه و همه نشانگر شيدايى و شيفتگى عظيم نويسنده است نسبت به (چشمه خورشيد). اكنون برخى از جملات كتاب را در توصيف محتوى نهج البلاغه مى آورم:
ـ شناخت ابعادى عظيم از قرآن كريم.
ـ محو شدن خود كامگان جبّارتاريخ, در نابودى نابودستان دنيا….
ـ درخشش پر رمز و راز پديده ها….
ـ شگرفى موج گستر اقيانوسها….
ـ ترسيم چهره واقعى انقلاب, با بيان تحرّكهاى مهلت ناشناس انقلابى, در اجراى حق و عدل….
ـ صلابت ستيغ وار دفاع از عدالت.
ـ نگرش تمسخرآميز تهديدگر به سفره ها و رفاههاى رنگ يافته از خون مستضعفان ….
ـ و…. (ص162 ـ 165).
و اين هم اندكى از تعاليم هيجانبار علوى در نهج البلاغه:
ـ آنان كه نتوانند در فضاى عدالت زندگى كنند, زندگى در فضاى ستم برايشان دشوارتر خواهد بود.
ـ به هنگام قبول مسئوليت هديه نپذيريد, و اگر همه جهان را به شما بدهند تا به مورى ستم كنيد, نكنيد.
ـ مسئولان بايد به مردم چنان به يك چشم نگاه كنند كه نه قدرتمندان و توانگران جرأت ظلم كردن بيابند و نه ضعيفان و ناتوانان از اجراى عدالت نااميد گردند.
ـ مسئولان بايد به توده ها تكيه كنند نه به اشراف و اعيان و طبقات ممتاز.
ـ قاضى بايد در كار خويش توانا باشد, و در برخورد با مراجعان بر سر لج نيفتد. و هر گاه اشتباه كرد زود بپذيرد و از تسليم شدن در برابر حق سرباز نزند.
ـ قاضى بايد سرسوزنى طمع نداشته باشد, و درباره موضوع پرونده تا آخرين مرحله ممكن تحقيق كند. ـص 168 ـ 179).
اينها همه بر گرفته از نهج البلاغه است; و اندكى است از تعاليم فروغ گستر علوى.
افزوده اين چاپ, تذييل است كه نويسنده به پاسخى جدّى به سؤالات خوانندگان آثارش پرداخته و در ضمن آن تصويرى زيبا و شورانگيز از اسلام ناب محمّدى و تشيع سرخ درگير علوى و تعاليم ستم ستيز و طاغوت ستيز الهى ـ در دو بعد طاغوت اقتصادى و سياسى ـ ارائه داده است.
در اين بخش به دقت تمام از چرايى روى گردانى نسل جوان از مذهب سخن رفته و دغدغه خاطر رهبران الهى نسبت به فرودستان نموده شده و درگيرى مستمر حاملان وحى با زراندوزان و زورگويان عرضه شده, و عدالت و لزوم گسترش آن به عنوان اصلى بنيادين در تعاليم الهى مطرح گرديده و تبعيضها و چند گونگيهاى فسادآفرين و فاصله هاى وحشتناك معيشتى بشدت طرد و نفى شده است. در بخش ديگر از اين مبحث, به نكته اى حساس اشاره رفته است و آن, چگونگى تحقق (تهاجم فرهنگى) است. استاد با هوشمندى توجه داده اند كه تهاجم, تنها و تنها در (خلأ) امكان پذير است: خلأ فكرى, عبادى, اسلامى, عملى و… و آنگاه ضمن توجه دادن به اهميت و سرنوشت سازى مسئله, به برخى از زمينه هاى اين (خلأ) توجه داده اند.
معرفى دقيق و گسترده اين اثر گرانقدر و تنبّه آفرين در اين سطور محدود ممكن نيست. اكنون ضمن فراخوانى خوانندگان به خواندن, در نگريستن و بهره گرفتن ازاين كتاب, بخشى ديگر ازعبارات بلند و زيباى آن را مى آورم:
بايد انديشه اى كرد … بايد بيدار شد… بايد تكانى خورد… بايد چشم را باز كرد و گوش را تيز… بايد خِرَد را به كار گرفت و تعهد را زنده كرد… بايد لحظاتى فكر كرد كه ما انقلاب كرده ايم و مدّعى انقلاب هستيم… آنهم انقلاب اسلامي… در يك كشور اسلامى شيعي… يعنى پايگاه تعاليم على و آل على (ع)… بايد به ياد آورد كه:
ـ ما, وارثان (نهج البلاغه) ايم در تاريخ…
ـ ما, تلاوت كنندگان خطبه هاى فاطميّه و واژه هاى خروش آفرين آن سخنان آتشينيم در جهان…
ـ ما, پيام گستران خون فجر و شفقيم در روزگار…
ـ ما, صاحبان (جغرافياى معنوى كربلا) و (تقويم روحى عاشورا)ايم…
ـ ما, سرايشگران سرودخوان معبد بزرگ مسئوليّت و تعهّد (صحيفه سجّاديّه)ايم…
ـ ما, سربرآورده از زندانهاى مخوف و تيغهاى آخته و شكنجه هاى خونين بنى اميّه و بنى عبّاسيم…
ـ ما, شاگردان كتابهاى مقدّسى هستيم كه در قفسهاى آهنين, به دست انسانهاى كاملى چون شهيد اول تأليف يافته است…
ـ ما, سربدارانيم و تشيّع شعاران…
ـ و سرانجام ما, منتظران حكومت آسمانى قرآن, در دولت عدل جهانى مهدى آلِ محمّديم…
و آيا سزاوار است كه نتوانيم آنهمه ميراث خورشيدى را زنده كنيم, و جامعه (نهج البلاغه) را بسازيم؟… نه, هرگز سزاوار نيست. و اگر چنين كرديم بخشوده نخواهيم گشت. محمدعلى مهدوى راد فهرست راهنماى ده ساله نشر دانش (1369 ـ 1359)
محمدعلى رونق. نشر دانش: فهرست راهنماى ده ساله (1369 ـ 1359). تهران, مركز نشر دانشگاهى, 1370) 84ص, وزيرى.
گردآورى اطلاعات كتابشناختى مطالب نشر يافته در مطبوعات كه با عنوانهايى چون راهنما, نمايه نامه, چكيده نامه و فهرست به منظور بازيابى سريع و نگهدارى پيشينه نشريات تهيه مى شود, از وظايف اصلى گردانندگان مطبوعات است.
مجله نشر دانش طى ده سال انتشار مستمر (1359 ـ 1369) نياز به فهرستى كامل از مطالب و نوشته هاى ارائه شده در خود داشت. كه اين امر براى مراجعه و استفاده آسانتر و برآوردن هدفهايى كه در بالا ذكر شد, بسيار ضرورى است.
تدوين (فهرست راهنماى ده ساله نشر دانش) كه به همت آقاى محمدعلى رونق, كتابدار با سابقه بخش اسناد كتابخانه مركزى دانشگاه شهيد چمران به انجام رسيده, تا حدى پاسخگوى اين نياز است.
اين فهرست در سه بخش تنظيم شده است: بخش اول سياهه كامل اطلاعات كتابشناختى مقاله ها; بخش دوّم نقد و بررسى كتاب; بخش سوّم فهرست راهنماى عمومى كه نمايه عام به شمار مى آيد و به شيوه فرهنگى تنظيم شده است.
در سياهه مقاله ها و نقدها, اطلاعات كامل كتابشناختى آورده شده است; علاوه بر آن اطلاعاتى اضافه در داخل قلاب آورده شده كه خود بر غناى اين فهرست مى افزايد.
به عنوان نمونه, مقاله زير كه نقد و بررسى يك كتاب است, به اين شكل آورده شده:
ديّانى, محمدحسين. (شبكه براى انتقال دانش فنى و حرفه اى). سال پنجم, شماره ششم (مهر و آبان 1364) ص50 ـ 51.
[نقد و بررسى كتاب شبكه براى انتقال دانش فنى و حرفه اى تأليف عبدالحسين آذرنگ]
نگارنده پس از مطالعه كامل مقدمه و مراجعه به فهرست راهنماى عمومى به اين نتيجه رسيده است كه جاداشت بخش چهارمى به اين فهرست افزوده شود و در آن سياهه كامل اطلاعات كتابشناختى نامه هاى منتشر شده, در مجله نشر دانش بيايد.
تعداد زيادى از نوشته هايى كه در بخش نامه هاى مجله نشر دانش نگارش يافته اطلاعات مفيدى درباره وضعيت نشر كتاب, ويرايش, حق مؤلف و جز آن به خواننده مى دهد كه جاى آن درمتن اصلى فهرست راهنماى ده ساله نشر دانش خالى است.
گردآورنده در فهرست راهنماى عمومى كه نمايه اى عام است, با ذكر عنوان نامه ها و ارجاع به سال و شماره و صفحه در مجلدات ده ساله نشر دانش اكتفا كرده است. اگر چه در جلوى اسامى نويسندگان نيز در رديف الفبايى به همان صورت ارجاع داده شده است; ولى اگر دربخش مجزايى اطلاعات كامل كتابشناختى نامه ها آورده مى شد, با ارجاع به شماره رديف, احتياج مراجعه كننده در بازبينى دوباره مجلات براى پيداكردن اطلاعات كامل كتابشناختى نامه ها, رفع مى گرديد.
شيوه نمايه سازى مقاله ها و انتخاب موضوع معمولاً در تمامى راهنماها, مقاله نامه ها و چكيده نامه ها با بهره گيرى از يك اصطلاحنامه موضوعى انجام مى شود. اين كار به جهت آن است كه مقاله ها بسيار تخصصى تر از كتاب بوده و به مقوله هاى محدودى مى پردازند.
ضمناً زبان اصطلاحنامه بسيار شيواتر از سرعنوانهاى موضوعى مى باشد. تهيه كننده (فهرست راهنماى ده ساله نشر دانش) در انتخاب موضوعات از كتاب (سرعنوانهاى موضوعى فارسى) استفاده كرده است كه اصطلاحهاى آن زياد مناسب محتواى مقاله هاى مجلات نيست.
اميد است در چاپ و نشرهاى آينده فهرست راهنماى ده ساله (1369 ـ 1379) به اين نكته توجه شود.
فهرست راهنماى ده ساله نشر دانش به عنوان يك كتاب مرجع مورد استفاده محققان و دانش پژوهان قرار خواهد گرفت. از آن جا كه اين راهنما در بخش مرجع كتابخانه ها جهت استفاده مكرر تعداد زيادى از مراجعه كنندگان نگهدارى خواهد شد, از اين رو لازم است با جلد محكمتر و قطع مناسب چاپ شود. در غير اين صورت شيرازه آن پس از چند بار استفاده از هم خواهد پاشيد و جلد مقوايى آن نيز سرنوشت بهترى نخواهد داشت.
اميدوارم مركز نشر دانشگاهى كه در به كارگيرى معيارهاى درست و جديد چاپ و نشر شهره بوده است, به اين نكته نيز توجه كند و اين كتاب مرجع را در چاپهاى بعدى با جلد و صحافى مناسب عرضه نمايد. محمد فرح زاد سير بى سلوك
بهاءالدين خرمشاهى. (تهران, انتشارات معين, 1370). 548ص, وزيرى.
اين كتاب مجموعه مقالات نويسنده است در باب دين, فلسفه, زبان, نقد و نشر; همراه با زندگينامه خودنوشت نويسنده در آغاز كتاب. پس از زندگينامه خودنوشت نويسنده كه بسيار دلكش و خواندنى به قلم آمده و از اطلاعات سودمندى نيز برخوردار است, فصل اول با عنوان قرآن پژوهى, شامل مقالاتى است در نقد و تحليل, شناسايى و شناساندن تفسيرها و كتابهايى درباره قرآن. اولين مقاله با عنوان (تفسير پوزيتيويستى قرآن) كه نقد كتاب (دين اركان طبيعت) است, نگاهى است هوشمندانه به چگونگى تفسير علمى قرآن كريم كه از اهم مقالات اين بخش توان شمرد. در مقالات ديگر از تاريخ قرآن مرحوم راميار, تفسير فخر رازى, تفسير كشف الأسرار, ترجمه الإتقان سيوطى, دائرة الفرائد در فرهنگ قرآن, جمع و تدوين قرآن, الميزان و… به تفصيل و اجمال سخن رفته است. يادآورى كنم كه در مقاله تفسير فخر رازى, نتيجه بحث سودمند و نسبتاً مفصل نويسنده در نقص و تكميل تفسير, استوار نيست و قطعاً به دلايلى, چنانكه جاى ديگرى ياد كرده ام (آينه پژوهش, شماره8, ص27), و پژوهشيان ديگر با دقت تمام تصيرح كرده اند, تمام تفسير نگاشته خود فخر رازى است و نه ديگران.
بخش دوم, مباحثى است در حوزه دين پژوهى و شامل مقالاتى است تحت عنوان دايرة المعارف دين, فلسفه دين, خوارق عادات, عدل الهى و مسأله شر, اصول فقه شيعه, بحارالأنوار و…. در اين بخش نيز يادآورى كنم كه تصحيح و نشر الوافى را مؤسسه آل البيت در قم جزو برنامه هاى خود ندارد (ص300), بلكه الوافى به همت مكتب الإمام اميرالمؤمنين على ـ ع ـ اصفهان در حال تحقيق و نشر است كه شانزده جلد آن منتشر شده است. همچنين گفتنى است كه بحارالأنوار, بخش عظيمى از نهج البلاغه را در بردارد و نيز احاديثى از كتب اربعه را. بخشهاى نهج البلاغه اخيراً به همت آقاى على انصاريان جدا شده و به همراه شرحهاى علامه مجلسى نشر يافته است. همچنين موارد بسيارى از نهج البلاغه و كتب اربعه در مقدمه (معجم الفاظ احاديث بحارالأنوار) نشان داده شده است. بنابراين آنچه در صفحه 310 با اندكى ترديد آمده است, بدون ترديد درست است. ديگر اينكه در صفحه 313, در ضمن فهرستهاى بحارالأنوار, (مستدرك سفينة البحار) مرحوم حاج شيخ على نمازى در ده جلد كه اثرى است بسيار رهگشا با فوائدى بسيار كه نيازمند معرفى دقيق است, يادكردنى بود كه ياد نشده است.
همچنين در صفحه 315, تصحيح مجدّد بحارالأنوار مانند الوافى, به وسيله مؤسسه آل البيت نويد داده شده است كه درست نيست. آنچه در همين صفحه از اختصاصات چاپ جديد (يعنى طبع سوّم) شمرده شده است, هيچكدام از اختصاصات اين چاپ نيست, و همه اينها در چاپ حروفى كه به عنوان دوميّن چاپ در اين مقاله ياد شده است, وجود دارد. نهايت اينكه ناشران بيروتى در ساختمان كتاب, ديگر سانى روا داشته و شرح حال علامه و… را به عنوان (صغر) آورده اند و…افزون بر اينها ياد كنم كه از مجلدات باقى مانده (28 ـ 34), جلد 32 و 33 با تصحيح علامه محمدباقر محمودى و به همت انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى نشر يافته و جلد 34 در حال نشر است.
بخش بعدى كتاب با عنوان فلسفه و فلسفه علم, با شش مقاله بحثهايى سودمند و درخور نگرش و تأمل دارد. عناوين برخى از آنها چنين است: منطق: يكى از زبانهاى حقيقت, پوپر بزرگترين منتقد ماركسيسم, اتحاد عاقل و معقول و پرسش و پاسخ درباره كتاب (علم و دين), كه قبل از خواندن آن كتاب مهم, خواندن اين مصاحبه لازم مى نمايد.
در بخش كتاب و نقد كتاب, با چهار مقاله به مسائل مهم و جدّيِ كتابخوانى, نقد كتاب و نشر در ايران پرداخته شده است. مقاله آيين نقد كتاب در اين بخش از بهترين مقاله هايى است كه اين موضوع را كاويده است.
در واپسين بخش كتاب, مقالات پنجگانه (كژتابيهاى زبان) به يكى از مسائل مهم زبان, با نثرى طنز آلود و بسيار شيرين و خواندنى پرداخته است. اين مقالات در مطبوعات نقدهايى را نيز برانگيخت. دو مقاله پايانى كتاب با عناوين: زبان خموش و ليكن دهان پر از عربى است) و (روانشناسى نثر) نيزتأمل برانگيز, جدّى و جالب است. موضوع اين دو مقاله, يعنى چگونگى ارتباط فارسى با عربى, هنوز هم زمينه حرف و بحث دارد.
(سير بى سلوك), بر روى هم كتابى متنوع, جذاب و خواندنى است; اما از جناب خرمشاهى در شگفتم كه با همه كتابخوانى و كتابدانى و توجه به اهميت فهرستهاى راهنما, چگونه كتابى با اين همه پر مايگى را بدون فهرست تفصيلى موضوعات و ديگر فهرستها, رها كرده است! محمدعلى مهدوى راد
گزيده تهذيب
ترجمه و تحقيق محمدباقر بهبودى. (چاپ اول: تهران, انتشارات كوير, 1370). 5ج, 410 « 399 « 414 « 412 « 398ص, وزيرى.
كتاب تهذيب الاحكام شيخ طوسى, پس از گذشت هزارسال از تأليف آن, هنوز از مراجع مهم روايى و ازكتب اربعه اماميه به شمار مى آيد. اين اثر از زمان تأليف آن تاكنون, پيوسته مدار استنباط و افتاء مجتهدان بوده و غبار زمان صفحات آن را نپوشانده است.
استاد محمدباقر بهبودى كه سالهاست در احاديث اهل بيت عصمت ـ ع ـ غور مى كند و همّت خود را يكسره به تصحيح و تنقيح جوامع روايى معطوف داشته, مدتى است كه عرضه صحاح احاديث كتب اربعه را در دستور كار خود قرار داده و پيشتر, كتابهاى گزيده كافى و گزيده من لايحضره الفقيه را منتشر كرده است.
آنچه اكنون به معرفى آن پرداخته مى شود, كتاب گزيده تهذيب است كه شامل صحاح كتاب تهذيب الاحكام است و درعين حال, شامل احاديث كتاب استبصار هم خواهد بود. در آغاز كتاب, مقدمه استاد بهبودى ـ به فارسى و عربى ـ آمده و سپس متن كتاب همراه با ترجمه فارسى آن در ذيل صفحه, آورده شده است.
آقاى بهبودى در مقدمه اين اثر از چگونگى كتاب تهذيب الاحكام و اشتمال آن بر احاديث صحيح و ضعيف و علّت آن, سخن گفته و در پايان افزوده است كه: شيخ طوسى به هيچ وجه صحت احاديث تهذيب را ضمانت نكرده است و نه تنها از درج احاديث ضعيف و تقيه آميز پروا و پرهيزى نداشته است, بلكه حتى المقدور و تا آنجا كه در دسترس داشته است, احاديث ضعيف و تقيه آميز را در ذيل مباحث گردآورى كرده است تا هر چه بهتر و بيشتر بتواند غائله اختلاف را حل كند و گويا به همين علت بوده است كه مى بينيم كتاب خود را تهذيب الاحكام مى نامد, نه آنكه تهذيب الاخبار بنامد.
با عنايت به اين مسأله, استاد بهبودى در اين اثر عهده دار استخراج احاديث صحيح تهذيب الاحكام گرديده و 4390 حديث را صحيح شناخته است.
استاد افزون بر گزينش احاديث صحيح به ترجمه روان و استوار احاديث همت گماشته, و گاه توضيحات و شرحهاى سودمندى بدانها افزوده است. و در مجموع كتابى ارجمند و خواندنى عرضه كرده است.
حروفچينى و صفحه آرايى اين اثر, چشمگير و مطلوب است و ناشر در عرضه يك كتاب زيبا و پاكيزه, كوتاهى نكرده است. حسن علوى
بررسى انقلاب ايران
ع. باقى. (قم, نشر تفكر, 1370). ج1, 503ص, وزيرى.
انقلاب اسلامى ايران كه انفجار نور بود در ظلمت متراكم زشتيها و پليديها و تباهيها, ديگر سانى شگرف و عظيمى در صحنه اجتماع و صفحه ذهن جامعه ايران, بلكه جهان به وجود آورد. از آغازين روزهاى پيروزى اين حركت شكوهمند تاكنون, دهها كتاب در قالب تحليل, خاطره, گزارش و… در چگونگى آن نوشته و نشر شده است; كه متأسفانه غالباً به قلم ديگرانديشان بوده و مآلاً آميخته با غرض. به هر حال در نگريستن به زواياى اين موج سترگ و ارزيابى چند و چون آن با واقعنگرى و ارزيابيهاى مستند و متكى بر اسناد, از جمله ضرورتهاى تاريخ معاصر است; و اين كتاب را كه اكنون جلد اول آن منتشر شده است, بايد گامى تلقى كرد در اين زمينه. چهارچوب تحقيق در اين كتاب, زمينه هاى انقلاب و تحليل رويدادها تا سال 57 است. اما از آن روى كه به گفته نويسنده (هيچ رويداد اجتماعى از تجارب و تأثير سابق برخود بدور نيست), به تجزيه و تحليل روندى كه منجر به انقلاب اسلامى شد نيز به گونه اى فشرده بحث شده است.
كتاب با پيشگفتارى آغاز مى شود در تبيين ضرورت بحث, چهارچوب تحقيق, روش تحليل در اين تحقيق و پيشينه كتاب. آنگاه بخش اول كتاب است با شش فصل كه با نگاهى گذرا به پيدايش صفويّه و چگونگى جريانهاى آن روزگار تا قاجاريه شروع مى شود و با بحث از جنبش تحريم تنباكو, جريان مشروطيت و مقدمات و نتايج آن ادامه مى يابد و در فصلهاى بعد از كودتا تا سقوط رضاخان سخن مى رود و نهضت ملى و چگونگى آن و نقش امريكا در كودتاى 28 مرداد ارزيابى مى شود و در نهايت, نگاهى است به قيام سالهاى 41 و 43 و ماجراى اصلاحات ارضى, نقش آيت الله بروجردى در جلوگيرى از اجراى آن, انقلاب سفيد, كاپيتولاسيون و قيام امام ـ رضوان الله عليه ـ و تبعيد آن بزرگوار.
با بخش دوّم, بدنه اصلى تحقيق آغاز مى شود; يعنى بررسى انقلاب اسلامى ايران. فصل اول با عنوان از فضاى باز تا جرقه انقلاب, به ارزيابى فضاى باز مصلحتى دوران حاكميت كارتر و مسأله حقوق بشر پرداخته و با تحليل بحران داخلى امريكا و مسائل حادّ سياسى كه در آن روزگاران در صحنه سياست جهانى مطرح بود, به توضيح و تبيين چگونگى نگارش مقاله (ايران و استعمار سرخ و سياه) پرداخته و از آن به عنوان جرقه انقلاب ياد شده است.
فصل دوّم گزارش چگونگى ظهور دولت و كابينه شريف امامى است و فصل سوّم, كيفيت شكل گرفتن و متلاشى شدن كابينه ازهارى. در فصل چهارم از آخرين تلاشهاى شاه براى حفظ سلطنت ياد شده و چگونگى روى كارآمدن سياستمداران منزوى و نيز سياست بازان حرفه اى تبيين شده است. و بالاخره, فصل پنجم اين بخش است با گزارش چگونگى بازگشت حضرت امام خمينى ـ رضوان الله عليه ـ به كشور تا پيروزى انقلاب در 22 بهمن 57.
در فصول ياد شده, چگونگى رهبريهاى هوشمندانه و مدبرانه رهبر كبير انقلاب تحليل شده و شيوه هايى به كار گرفته شده از سوى سياست حاكم براى خفه كردن انقلاب و روشهاى رهبرى انقلاب براى هر چه بيشتر شعله ور ساختن خشم امت, نموده شده است.
كتاب در كنار گزارش حوادث, از تحليل و ارزيابى رويدادها و روند انقلاب به دور نمانده و جاى جاى آن, چگونگى مواضع مختلف گروهها و جريانها در انقلاب بررسى شده است. چنانكه پيشتر گفتيم, پس از انقلاب دهها كتاب در قالب تحليل, خاطره و واقع نگارى درباره انقلاب اسلامى ايران, به قلم آمده است. از ويژگيهاى برجسته اين كتاب توجه به آن آثار و بهره گيرى از چگونگى تحليل آنان درباره انقلاب و نقد و تحليل ديدگاههاى مختلف درباره اين حركت عظيم است. مؤلف سعى كرده است آنچه را در زمينه هاى انقلاب بر اساس اسناد داراى نقش يافته, از نگاه تاريخى بنگرد و هر چيزى را در جايگاه خود تحليل كند. او هرگز به حذفهاى نامطلوب ـ كه اكنون متأسفانه باب شده است ـ دست نمى يازد. اما از ارزيابى و تحليل و نشان دادن واقعيتهاى آنچه بوده است نيز غفلت نمى كند. به هر حال كتاب بررسى انقلاب ايران, بر روى هم كتابى است سودمند, و خواننده با هر ديدگاهى از خواندن آن سود خواهد جست.
محمدعلى مهدوى راد
معجم الرموز و الإشارات
محمدرضا المامقانى. (قم, بى نا, 1411). 553ص, وزيرى.
از مشكلات خواندن و بهره گرفتن متون كهن, دريافتن رمزها و اشاراتى است كه مؤلفان آنها براى القاى مطالب, مفاهيم و اصطلاحاتى به كار مى گرفتند. اين رموز به هر انگيزه اى به كار گرفته مى شد, اكنون براستى محققان و حتى خبرگان پژوهش نيز از دريافت سريع مفهوم آنها عاجزند. توجه به اين چگونگى باعث مى شود تا جناب مامقانى دامن همت به كمر زنند و با تتبّعى درخور و در حدّ امكان, رموز و اشارات را يافته و مفاهيم آنها را تبيين كنند. پژوهشهاى ديگر در اين زمينه, گويا از محدوده رساله كوچك العلامات و الرموز عندالمؤلفين از دكتر حسين على محفوظ و چند مقاله كوتاه ديگر نمى گذرد. بنابراين تلاش و تحقيق مؤلف ستودنى است.
روشن است كه رمزها و اشاره ها گاه ويژه مؤلفى است در كتابى و گاه روش و شيوه اى است در دانشى و يا نگارش آثار متعدّدى. مؤلف در اين مجموعه به رمزها و اشاره هاى ازنوع دوّم پرداخته است و نه اوّل. وى پس از تبيين شيوه تحقيق درمقدمه كتاب, در ضمن فوائدى از مسائل قابل توجهى در اين باب سخن گفته است. از جمله رمزها در اصطلاح جريانهاى مختلف فرهنگى, مانند استنساخ كنندگان, قاريان, محدثان, رجاليان, لغويان, تبارشناسان, منجمان, شاعران, فيلسوفان و رمزهاى مؤلفان معاصر در نگارشها. مؤلف در پايان اين بخش, نگاهى دارد به رمزهاى ويژه برخى از مؤلفان و نيز رمزها و اشاراتى كه اكنون در نگارشها به كار گرفته مى شود. آنگاه گزارش رمزهاست در دو بخش:
1) حروف رمزى; مانند: آت: رمز مرآت العقول, ئر: بصائر الدرجات, ض: رياض المسائل و… يادآورى اين نكته لازم است كه رمزها گاه مشترك هستند, مانند اينكه (ئر), هم رمز بصائر الدرجات است و هم سرائر. يا (مل), هم رمز (كامل الزيارات) است و هم (أمل الآمل) و…. مؤلف به اين نكته توجه كرده و به چگونگى بازشناسى اين رمزها تنبه داده است.(ص20). اين بخش بر اساس حروف الفبا تنظيم شده و مفهوم رمز كاملاً تبيين شده است. مثلاً: ير= التحرير: (تحرير الأحكام الشرعيه) فى الفقه, للعلامه جمال الدين أبى منصور الحسن بن يوسف بن على بن المطهر الحلّى(648 ـ 726هـ). يا: م.د= الميرزا محمد الأسترابادى, المتوفى سنه 1083, صاحب الرجال الصغير و الوسيط و الكبير و قد يرمز له ب: (مح) كمامر يا: ش= علامة تذكر فى كتب الحديث للإشارة الى اشتراك جميع ما سبق من الحديث فى الروايه. و مانند اينها.
2) علامتهاى رمزى; مثلاً :. = يوضع على الكلمه دالاً على الأهمال, و 7= علامة تصحيح, توضع فى الحاشيه.
پس از اين بخش, قسم دوّم كتاب است با عنوان (الإشارات). در مقدمه اوّل كتاب, مفهوم اشاره از نظر لغوى و اصطلاحى توضيح داده شده است. سپس يادآورى شده كه آنچه در اين بخش آمده است, تبيين و توضيح اشاراتى است مربوط به رجال فقه و بعضاً عالمان از اصوليان, مفسّران و… مانند: ابن طى= صاحب المسائل, يا: السبعه و يا: مشايخ السبعه, السّمرى, الشهيد, الشهيدان, صاحب العمده, الغرويون, الفارسى, الأبى, الفاضلان, القدماء, الواسطى, ورام و….
كتاب, خاتمه اى نيز دارد كه در ضمن آن مؤلف برخى از اصطلاحات فقها را مانند الأشهر, الأظهر, الأصلح, الأقوى و… توضيح داده است.
فهرستهاى كتاب كه بخش عظيمى از كتاب را فراگرفته, بسيار كارآمد و سودمند است. در فهرست, اشارات اعلام, كتابها, نويسندگان, اصطلاحات ويژه علوم و رمزها آمده و به صفحات كتاب ارجاع داده شده است. از اين روى خواننده براى سهولت در دستيابى به مطلوب خوب است ابتدا به اين فهرست مراجعه كند و تفصيل و توضيح آن را در متن بيابد.
كتاب معجم الرموز, اثرى است گرانقدر, گره گشا و كارآمد. براى مؤلف توفيق تكميل آن را آرزو داريم.
محمدعلى مهدوى راد
تفسير كلامى قرآن مجيد
محمدحسين روحانى. (تهران, انتشارات توس, 1370). 347ص, وزيرى.
نقد و تحليل جريانهاى تفسيرنگارى و تفحص و تتبع درباره تفسير پژوهى در فرهنگ اسلامى به زبان پارسى, كم برگ است و كم بار. مجموعه نگاشته هاى جدّى در اين زمينه شايد از شمار انگشتان دست نيز تجاوز نكند. از اين روى همت جناب روحانى در نگارش كتابى در بررسى يكى از جريانهاى مهم تفسير نگارى ستودنى است. كتاب با مقدمه اى آغاز مى شود كه مؤلف در ضمن آن از اصول دين, لزوم تحقيق درباره آن, نقش مسائل اصول دين در روياروييهاى جوامع اسلامى, كلام, مفهوم دقيق آن و ارتباط آنچه ياد شد با قرآن و تفسير كلام الهى, بحث كرده و چگونگى تدوين كتاب و شيوه بحث و نگاهش به تفسير كلامى را باز نموده است. آنگاه بخش يكم كتاب آغاز مى شود با دو عنوان: شناسايى تفسير, و تفسير در تاريخ; كه بحثى است دراز دامن در اين زمينه. در ذيل عنوان اول, از معناى تفسير, مقدمات و لوازم تفسير سخن رفته و پس از آن براى آشنايى بيشتر با قرآن مجيد, چندين ديدگاه گوناگونِِ پيشنهاد شده, به توضيح آمده و (نگاه دسته بندى) ـ به تعبير مؤلف ـ و نگرش موضوعى, ناسودمند تلقى شده است كه جاى گفتگوى بسيار دارد. مؤلف در اين بخش ويژگيهاى قرآن را برشمرده و نتيجه گرفته است كه (ويژگى هاى قرآن يك چيز را به سادگى مى تواند نشان دهد: بحث انگيز بودن آيه هاى شريف قرآن مبين). (ص73). در پايان اين بحث نگاه دو تن از عالمان و تفسير پژوهان بزرگ سنّى و شيعى را به قرآن و تفسير آن آورده و نقد و بررسى كرده است كه براستى چنانكه مؤلف نوشته است (شايستگى بارها خواندن و انديشيدن را دارد). اولى از امين الخولى و دوّمى از شهيد علامه محمدباقر صدر (كه اشتباهاً به آقاى سيد محمدباقر حكيم نسبت داده شده است.) (رك: علوم القرآن, المجمع العلمى الإسلامى, ص66 به بعد كه بحثهاى نگاشته شده استاد شهيد است با تدريس آقاى حكيم در دانشكده اصول دين بغداد.)
فصل دوم اين بخش با عنوان (تفسير در تاريخ) به پيدايش و تحوّل تفسير پژوهى مى پردازد و مباحث كلى آن را ذيل عناوين استوارسازى متن, تفسير قرآن به قرآن, تفسير مأثور و تفسير استدلالى پايان مى برد. در ذيل تفسير مأثور, مؤلف به تفصيل از شخصيت على ـ ع ـ و ابن عباس سخن گفته است. و درباره ابن عباس بحث را بسيار گسترده است و مسأله ابن عباس و اموال بصره را به نقد و تحليل كشيده است. البته مؤلف در پايان به نقطه روشنى نمى رسد و مى نويسد: (با ابن عباس, اين چيستان بزرگ آفرين انگيز نگران كننده چه بايد كرد؟…. در زندگى اين مرد بزرگ گرهى هست. گرهى كه گشودن آن بزرگان فرهنگ اسلامى را درمانده كرده است. اگر كسى چنين برآورد كند كه مى تواند اين دشوارى را به كرانه گشايش برساند, چه از اين بهتر). (ص142 ـ 143). اولاً بايد ياد كنم كه بحثى به اين تفصيل درباره اين دو بزرگوار بدون توجه شايسته به جايگاه تفسيرى آنها (كه موضوع رساله است) مناسب نبود, ثانياً اين گره با همه دشوارى گويا با سنجش نقلها و ارزيابى متون كهن و تنبّه در دستهاى جعل و تحريف و… گشودنى است. در اين باره بحث همه سويه و ژرف علامه متتبّع, حضرت جعفرمرتضى عاملى خواندنى است. (ر.ك: ابن عباس و اموال البصره: دراسة و تحليل قم, 1369ق). در ادامه اين بخش, ديدگاه مفسّران و عالمان بزرگ فريقين درباره قرآن, تفسير آن و چگونگى تفسير پذيرى قرآن آمده است.
بخش دوّم كه پايه و بنياد موضوع رساله است, با بحث (تأويل) آغاز مى شود و با عنوانهاى تعريف تأويل از ديدگاه قرآن ـ كه بحثى است مفصل در آيات مشتمل بر واژه تأويل ـ و آنگاه نتيجه گيرى كلى, ادامه مى يابد. در بخش سوّم, موضوع اصلى كتاب مطرح مى شود و با عنوان اصول اعتقادى در قرآن مجيد, به چهار مسأله مهم اعتقادى (غيب, يكتاپرستى, پيامبرى و رستاخيز) رسيدگى مى شود.
مؤلف در اين بخش, ديدگاه مفسّران را با نگرشهاى مختلف آورده و ارزيابى كرده است و در نتيجه گيرى كتاب, به چرايى اختلاف ديدگاهها اشاره كرده و راه حلهايى براى بهره ورى درست از تعاليم قرآن مطرح كرده است. حروفچينى و صحافى كتاب, چشم نواز و دقيق است. اما نه تنها از فهرستهاى فنى تهى است, بلكه فهرست تفصيلى و دقيق مطالب را نيز ندارد.
محمدعلى مهدوى راد
النظام السياسى فى الإسلام: رأى الشيعة, رأى السنّة, حكم الشرع
المحامى احمدحسين يعقوب. (قم, انتشارات انصاريان, 1412). 310ص, وزيرى.
جريان رهبرى در فرهنگ اسلامى و چگونگى شكل گيرى خلافت پس از رسول الله ـ ص ـ از جنجالى ترين بحثهاى كلامى است. تحليل و بررسى چرايى و چگونگى شكل گيرى خلافت و پيامدهاى آن در سده هاى اول و دوم و تأثير آن در تكوين انديشه هاى گونه گون كلامى, فقهى و اجتماعى و سياسى, از جمله تنبّه آفرين ترين حوادث صدر اسلام است. با اين نگرش, هنوز هم اين بحث زنده, جذّاب و رهگشاست. مؤلف اين كتاب با اين نگرش به مسأله خلافت و امامت پرداخته و كوشيده است تئوريهاى خلافت و امامت را از ديدگاه اهل سنّت و تشيع در ميزان شرع ارزيابى كند و براستى در موارد بسيارى, سره را از ناسره به زيبايى بازشناسانده و به نكات ارجمند و گرانقدرى دست يافته است.
مؤلف پس از مقدمه كتاب و اشاره به چگونگى تأليف آن, فصل اوّل را شروع مى كند با عنوان (تولية الإمام) و در بخش اوّل اين فصل از (القاب رئيس حكومت) در فرهنگ اسلامى سخن مى گويد. بحث او از (ولى الأمر) به عنوان لقب رئيس حكومت, دقيق و رهگشاست. پس از آن به تبيين و توضيح امام, به عنوان خليفه و اميرالمؤمنين پرداخته است. يادآورى كنم كه اظهار نظر مؤلف درباره واژه (اميرالمؤمنين) به لحاظ تاريخى درست نمى نمايد. وى معتقد است اين لقب براى اولين بار بر اساس ادعاى وى به عمر اطلاق شده است در حالى كه اين لقب در زمان پيامبر نيز به على ـ ع ـ اطلاق مى شده است. (ر.ك: حلية الأولياء, ج1, ص63).
فصل دوم عهده دار بحث از چگونگى تكوين امامت و انعقاد رهبرى است. مؤلف هوشمندانه ديدگاههاى اهل سنت را در اين باب به نقد مى كشد و هيچكدام از تئوريهاى مطرح شده را برنمى تابد و نظريّه تشيع را (نصب امام) مطرح كرده و بر اساس نصوص غير قابل ترديد, آن را استوارترين رأى مى داند. از نكات قابل توجه اين بحث از يكسوى نمودن تناقضهاى متفكران عامه است و از سوى ديگر توجه دادن به اين نكته حسّاس كه اين تئوريها بيشتر متّكى به تفسير واقعيت بوده است تا مستند به شرع و نصوص دينى. فصل سوم در ادامه بحث فصل دوّم, گزارش دلايل تشيع بر ولايت على ـ ع ـ و اثبات آن است و فصل چهارم راههاى تحقق خلافت مطرح شده و مسأله بيعت و گونه هاى مختلف آن. در ادامه اين بحث در فصل پنجم, به تبيين مفهوم (اهل البيت) و (صحابه) پرداخته و نكات مهمى را مطرح كرده است. فصل ششم با عنوان (نسف النظام السياسى قبل تطبيقه), به عوامل ويرانگر در شكل گيرى صحيح خلافت پرداخته و نشان داده است كه قبل از آنكه خلافت بدان سان كه پيامبر مى خواسته است شكل گيرد, عواملى به تباهى آفرينى پرداخته و زمينه تكوين سالم آن را از بين برد. اين عوامل بر اساس يادكرد مؤلف عبارت است از: جلوگيرى از نگارش وصيتنامه در آستانه رحلت پيامبر, رويارويى با عترت و بيرون راندن آنان از صحنه و جلوگيرى از نقش آفرينى آنها و سپردن زمام امور به دست ابوبكر كه خليفه دوّم از آن به (فلته) ياد كرد. پس از اين, دلايل انصار و مهاجرين براى به دست گرفتن خلافت و نقد و تحليل اين دلائل با تكيه بر حق خلافت و خلافت حق نيز خواندنى و جالب است. فصل هفتم, گزارش روياروئيها و اعتراضها به خلافت است از مهاجران, انصار اهل البيت, على ـ ع ـ و…. فصل هشتم, آثار تثبيت خلافت در ابوبكر است كه مؤلف با عنوان (الآثار السياسيّة للفلته) به بررسى كشيده است و در ضمن آن از باور داشت ولايتعهدى در دين, دور داشتن عترت طاهره از صحنه اجتماع, تئورى خلافت به عنوان ملكى براى فرصت نگران, شرعيت يافتن اصل غلبه و زور…. به عنوان نتايج آن سخن رفته است. در فصل نهم از چگونگى شكل گيرى حكومت خلفا, على ـ ع, بنى اميه, بنى عباس و خلافت عثمانى بحث شده است كه با همه اختصار نكاتى تنبّه آفرين دارد. در فصل دهم از وظائف و اختيارات رهبرى گفتگو شده و در فصل يازدهم از همكاران و همراهان وى در اجراى احكام و اداره دولت و حراست از نظام.
در باب دوم كتاب در ضمن چهارفصل از چگونگى شكل گيرى حكومت در زمان پيامبر و اداره امور بحث شده و در باب سوّم با سه فصل, از مفهوم دولت و طبيعت آن در نظام سياسى اسلام, بحث شده است. و بالاخره باب چهارم بحثى است خواندنى با عنوان احزاب سياسى در اسلام.
بر روى هم كتاب حاضر از تحليل دقيق, نگرشى نكته ياب و ظرافت انديشى ويژه اى برخوردار است كه شايد توان گفت براى اولين بار محققى از اهل سنت از نصوص مهم كهن تاريخى در كتابها كه غالباً در قالب فضائل و مناقب پراكنده است, به يك تحليل سياسى دقيقى پرداخته است. خواننده شيعى شايد با برخى اندك از موارد آن همراه نباشد (كه برخى از اين موارد در مقدمه ناشر آمده است); اما با خواندن آن, قطعاً به آزادانديشى و ژرفنگرى مؤلف آفرين خواهد گفت.
محمدعلى مهدوى راد
معرفيهاى گزارشى
كليات
1. ياد و تجليل: خادمان كتاب و دستياران انتشار آن. كيوان سپهر. (چاپ اول: تهران, نشر پرواز, 1369). 48ص, مصوّر.
در كتاب حاضر به تجليل از خادمان كتاب در ايران پرداخته شده و از شخصيتهاى برجسته در هر رشته كه كارشان در خدمت كتاب و انتشاراست, ياد شده است. ويراستاران, حروفچينها, مصححان, خطاطان, كليشه سازان, چاپگران, جلدسازان, مديران مؤسسه هاى انتشاراتى, كتابفروشان, كتابداران و فهرست نويسان, در شمارخادمان كتاب ياد گريده اند.
2. راهنماى مجله هاى ايران: 1369. پورى سلطانى و رضا اقتدار. (چاپ اول: تهران, كتابخانه ملى, 1370). 195ص, وزيرى.
3. لوح احترام. كيوان سپهر. (چاپ اول: تهران, نشر پرواز, 1370). 65ص, وزيرى.
در سرآغاز كتاب آمده است: (به پيشنهاد و اقدام نشر پرواز, و به منظور تقدير از كار و كارنامه فرهنگى نويسندگان و مترجمان معاصرى كه تراز و حاصل خدماتشان در مجموع ارزش افزوده اى بر خزانه غنى فرهنگ و ادب پارسى بوده است و به احترام ايشان, اين لوح با ثبت نام استاد احمد آرام, استاد احمد بيرشك, خانم سيمين دانشور, آقاى نجف دريابندرى, آقاى اسماعيل سعادت, آقاى احمد سميعى(گيلانى), آقاى محمد قاضى و آقاى سيدفتح الله مجتبائى تهيه شده است كه نسخه اى از آن در مخزن كتابخانه ملى ايران و نسخه ديگر در محل مؤسسه نشر پرواز نگه دارى مى شود.)
4. راهنماى تحقيق المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه. (چاپ اول: قم, دفتر نشر امام على, 1370). 168ص, وزيرى. قرآن
1. تعاليم قرآن مجيد. تنظيم و ترجمه از سيد رضا برقعى و محمدجواد باهنر. (چاپ بيست و دوم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 176ص, وزيرى.
كتاب حاضر شامل گزيده آياتى از قرآن مجيد درباره مسائل اعتقادى و اخلاقى و عبادى است. در اين كتاب, آيات قرآن حروفچينى شده و اعراب حروف با رنگ قرمز و حروفى كه خوانده نمى شود با رنگ سبز مشخص شده است. از اين رو قرائت آيات, خاصّه براى نوآموزان, به سادگى و سهولت ممكن مى گردد. حديث
1. آيين كشوردارى از ديدگاه امام على عليه السلام. محمد فاضل لنكرانى. تقرير و تنظيم حسين كريمى. (چاپ سوّم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 206ص, وزيرى.
شرح مختصرى است بر عهدنامه اميرالمؤمنين على ـ ع ـ به مالك اشتر.
2. المقام الاسنى فى تفسير الاسماء الحسنى. تقى الدين ابراهيم كفعمى. تصحيح فارس الحسون. (چاپ اول: قم, مؤسسه قائم آل محمد, 1412). 137ص, وزيرى.
3. دنياى ناشناخته نيايش: نگرشى بر نيايش امام سجاد(ع). عليرضا تقدس. (چاپ هفتم, تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1371). 88ص, رقعى.
4. ترجمه و تفسير نهج البلاغه. محمدتقى جعفرى. (چاپ چهارم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). ج5, 320ص, وزيرى.
ترجمه و تفسير خطبه بيست و يك تا بيست و هفتم نهج البلاغه است و در آن پس از ترجمه هر خطبه, به تفسير آن پرداخته شده است. ويژگى اين تفسير, احتواء آن بر مسائل و مشكلات انسان معاصر و پاسخ يابى آن از نهج البلاغه است.
5. طب الامام الكاظم عليه السلام. شاكر شبع. (چاپ اول: مشهد, المؤتمر العالمى للامام الرضا عليه السلام, 1411). 482ص, وزيرى.
در مقدمه كتاب از اسلام و طب, تفاوت طب قديم و جديد, طب در روايات ائمه طاهرين ـ عليهم السلام ـ و طب در نزد امام موسى كاظم ـ ع ـ سخن رفته است. سپس احاديث آن حضرت درباره طب و بعض مسائل در پيرامون آن و فوائد و مضار برخى از غذاها, به ترتيب موضوعى آورده شده است. فلسفه و كلام
1. طرح كلى انديشه اسلامى در قرآن. سيدعلى خامنه اى. (چاپ چهاردهم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 120ص, رقعى.
2. مناظرة الشيخ حسين بن عبدالصمد الجبعى العاملى مع احد علماء العامّه فى حلب. تصحيح شاكر شبع. (چاپ اول: قم, مؤسسه قائم آل محمد, 1412). 94ص, وزيرى.
3. ما چه مى گوييم. سيدقطب. ترجمه سيد هادى خسروشاهى. (چاپ بيست و دوم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 110ص, رقعى.
كتاب حاضر از آغاز انتشار آن (1346) تاكنون, تقريباً و به طور ميانگين, هر سال يك بار چاپ گرديده و مورد استقبال خوانندگان قرار گرفته است. اين, از آن روست كه خوانندگان فارسى زبان, اشتراكهاى بسيارى با آرمانها و دعوتهاى سيدقطب دارند و اين كتاب او را دلپذير يافته اند. عناوين بحثهاى كتاب عبارت است از: زندگى نو و دنياى نو, اسلام مبارزه مى كند, يا اسلام كامل يا هيچ, دعوت مردم به اسلام, راه و روش ما, در زير پرچم اسلام, فقط يك راه, اسلام آمريكايى, سخن اسلام درباره جنگ و صلح, عقيده و نبرد.
4. اراده خداوند: يهوديان, مسيحيان و مسلمانان در راه تسخير دوباره جهان. ژيل كپل. ترجمه عباس آگاهى. (چاپ اول: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370) 335ص, وزيرى.
گزارش و تفسيرى است ازجنبشهاى دينى يهوديان و مسيحيان و مسلمانان در جهان معاصر و تحولات و رخدادهاى مربوط به اين جنبشها در سطح جهان.
5. دين و دانش. محمدجواد باهنر و عبدالكريم بى آزار شيرازى. (چاپ دهم: تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 27ص, وزيرى. مصور.
6. خدا و علم. ژان گيتون و ديگران. ترجمه عباس آگاهى. (چاپ اول: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 176ص, رقعى.
كتاب حاضر, شامل مباحثه ژان گيتون, عضو فرهنگستان فرانسه و شاگرد و آخرين وارث تفكر هنرى برگسون, با ايگور و گريشكابوگدانف, هر دو دكتر در فيزيك كيهانى و فيزيك تئوريك, درباره وجود خدا و نظام هستى.
7. مفاتيح الجنان. حاج شيخ عباس قمى. (چاپ پنجم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 1133ص, رقعى.
8. امام صادق و مذاهب چهارگانه. اسد حيدر. ترجمه حسن يوسفى اشكورى. (چاپ اول: تهران, شركت سهامى انتشار, 1369). ج1, 455ص, وزيرى.
ترجمه اى است از كتاب الامام الصادق و المذاهب الاربعة, از استاد اسد حيدر, كه مكرراً در سه و شش مجلد, چاپ و افست شده و مورد استقبال قرار گرفته است. نويسنده در اين كتاب از محدوده عنوان كتاب خويش فراتر رفته و در ضمن تحقيق درباره شخصيت و ابعاد علمى امام جعفرصادق ـ ع ـ به بسيارى از مسائل كلامى و تاريخى مربوط به شيعه پرداخته و كتابى محققانه و عالمانه فراهم آورده است. دكتر حامد حفنى داود, در مقدمه بر اين كتاب يادآور شده است كه: (اين كتاب ارزشمند… دائرة المعارف پر ارجى در تاريخ مذهب جعفرى و مذاهب فقهى به شمار مى آيد و هيچ پژوهشگرى از آن بى نياز نيست). (ص37). در مقدمه مترجم نيز به تفصيل از ويژگيها و برجستگيهاى كتاب حاضر سخن رفته است. اميد است كه ترجمه ديگر مجلدات اين اثر هر چه زودتر در دسترس خوانندگان قرار گيرد.
9. فلسفه هاى بزرگ. پير دو كاسه. ترجمه احمد آرام. (چاپ سوّم: تهران, نشر پرواز, 1367). 145ص, رقعى.
تحقيقى است مختصر و مفيد درباره فلسفه يونان, قرون وسطا, فلسفه جديد و فلسفه و فكر معاصر. فقه
1. التقية. شيخ مرتضى انصارى. تصحيح فارس الحسّون. (چاپ اول: قم, مؤسسة قائم آل محمّد, 1412ق). 83ص, وزيرى.
شامل مقدمه اى است از مصحح كتاب درباره زندگى مرحوم شيخ مرتضى انصارى و سپس متن كتاب بر اساس دو نسخه تصحيح شده و اقوال كتاب و روايات از مصادر اصلى استخراج شده و در پايان, چندين فهرست به دست داده شده است.
2. امر به معروف و نهى از منكر. على كورانى. (چاپ پنجم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 87ص, رقعى.
مشتمل است بر: قدرتهاى سه گانه در جامعه اسلامى (قدرت وجدان, قدرت جامعه و قدرت دولت), امر به معروف و نهى از منكر در قرآن و سنت, شرايط امر به معروف و نهى از منكر, اصل تدريج و مرحله اى بودن دعوت, مراحل سه گانه امر به معروف و نهى ازمنكر, برخى از احكام دفاع از اسلام.
3. الاسس السياسية و المذهب الواقعى. ركابى. (چاپ اول: قم, دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم, 1370). 355ص, وزيرى.
4. هشت گفتار. تحقيق ونگارش اكبر ايرانى قمى. (تهران, سازمان تبليغات اسلامى, دفتر مطالعات دينى هنر, 1370). 216ص, وزيرى.
موسيقى از جمله مسائل و مباحثى است كه نه تنها هنوز مصاديقش بروشنى دانسته نيست بلكه توان گفت مفهوم آن نيز كاملاً تبيين نشده است. اكنون پس از سالها كه از حاكميت انديشه اسلامى بر اين مرز و بوم مى گذرد و انسان مسلمان از بام تا شام با آن مى گذراند, گفتگوها و بحثها بر سر موسيقى غالباً از محدوده كليات فراتر نرفته است, بر فقيهان و محققان است كه در اين باب فراتر از شعار به كاوش جدّى بپردازند و ابعاد مسئله را با توجه به واقعيتها روشن سازند, به هر حال اين كتاب در هشت گفتار مى كوشد بر آنچه ياد شد پرتوى افكند و زواياى ابهام آلود آن را روشن كند:
در گفتار اول تعاريف (غناء) است و نقد آنها و سپس ارائه تعريفى جديد و كارشناسانه. در گفتار دوم ترجمه رساله عالمانه مرحوم آية الله حاج شيخ محمدرضا اصفهانى آمده است با عنوان (الروضة الغناء و…). گفتار سوم عهده دار بحث از ديدگاه حضرت امام خمينى رضوان الله عليه است با استناد به مكاسب محرمه و فتاوى جديد آن بزرگوار. در گفتار چهارم از ماهيت غناء سخن رفته است و در گفتار پنجم ديدگاه شيخ انصارى و فيض كاشانى تبيين و مقارنه شده است. گفتار ششم (نقش موسيقى در تلاوت قرآن بحث) شده است و در گفتار هفتم به (سماع و غناء از ديدگاه عرفاء و فقهاء) پرداخته شده است و گفتار هشتم گزيده ديدگاه فارابى است درباره آهنگ موسيقى و تأثير آن. اين كتاب بر روى هم دقيق, سودمند و راهگشاست. توفيق نگارنده را از خداوند خواهانيم. اخلاق
1. رمضان. روحانى. (چاپ دوم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 48ص, رقعى.
2. نغمه هاى مناجاتى. اقتباس و نگارش عليرضا صابرى يزدى. (چاپ اول: قم, دفتر تبليغات اسلامى, 1370). 232ص, رقعى.
مشتمل است بر: گناه و اثرات نامطلوب آن, احاديثى درباره گناه و توبه و استغفار, نمونه هايى از مناجاتهاى ائمه معصومين (ع), داستانهايى از تائبين و مناجات نامه هاى منظوم. تاريخ
1. تاريخ فتوحات مسلمانان در اروپا. شكيب ارسلان. ترجمه على دوانى. (چاپ پنجم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 410ص, وزيرى.
گزارشى است از تاريخ فتوحات مسلمانان در فرانسه, سوئيس, ايتاليا و جزاير درياى مديترانه. در مقدمه كتاب به قلم مترجم, به تفصيل از چگونگى اين كتاب و شرح حال مؤلف سخن رفته است.
2. تاريخ آموزش در اسلام. احمد شلبى. محمدحسين ساكت. (چاپ دوم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 414ص, وزيرى.
كتاب حاضر مشتمل بر يك درآمد و پنج فصل و دو پيوست است. عناوين فصلهاى آن عبارت است از: جايگاههاى آموزشى, كتابخانه ها, استادان, شاگران, پايه گذاران, موقوفه ها و سازمانها. در پيوست دوّم كتاب نقد استاد دكتر مصطفى جواد ازكتابشناسان بزرگ معاصر در باره اين اثر آمده است.
3. الشيعة فى التاريخ. محمدحسين الزين. (چاپ دوم: تهران, مكتبة النجاح). 222ص, وزيرى.
در ضمن يك مقدمه و پنج فصل و يك خاتمه به معرفى و تحليل عقايد كلامى شيعه و سير تاريخ آن پرداخته و شبهات برخى از فرقه ها را نسبت به شيعه پاسخ داده است.
4. ايران. لوك پير. محمدعلى اسلامى ندوشن. (چاپ اول: تهران, نشر پرواز, 1370). 167ص, رقعى. اقتصاد
1. بازار جهانى گوشت قرمز. شهين نصرى. (چاپ اول: تهران, مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى, 1370). 493ص, وزيرى. جدول, نمودار.
2. بررسى اصول و ارزشها و ضوابط حاكم بر تهيه و تنظيم و تصويب قراردادها و موافقتنامه هاى بازرگانى ـ اقتصادى در جمهورى اسلامى ايران. غلامعلى سيفى زيناب. (چاپ دوّم, تهران, مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى, 1370). 821ص, خشتى. زبان وادبيات
1. خروس هزاربال. محمد حقوقى. (چاپ اول: تهران, نشر پرواز, 1368). 110ص, رقعى.
در مقدمه كتاب آمده است: اين كتاب برگزيده اى شد از كتابهاى چاپ نشده شاعر كه جز (خروس هزار بال) كه خود شعر متن است و مستقل, مثنوى, ابياتى است از كتاب (شهرزاد) و (عروسماه مهر) از (خانگى ها) و شعرهاى كوتاه از دو كتاب (شعرهاى برنى) و (مانا).
2. چارده روايت: مجموعه مقاله درباره شعر و شخصيت حافظ. بهاءالدين خرمشاهى. (چاپ اول: تهران, نشر پرواز, 1367). 165ص, رقعى.
مشتمل بر ده مقاله درباره شعر و شخصيت حافظ است. عناوين مقالات عبارت است از: وجوه امتياز و عظمت حافظ, چارده روايت, شرح يك بيت دشوار [در دو بخش], شرح يك غزل, انديشه هاى ملامتى حافظ, نظرى به طنز حافظ, حق سعدى به گردن حافظ, رونق بازار حافظ شناسى و اهتمامى بى اهميت.
3. ديوان الصاحب بن عباد. تصحيح محمدحسن آل ياسين. (چاپ دوّم: قم, مؤسسة قائم آل محمد, 1412). 336ص, وزيرى.
4. مى باقى: شرح و بررسى تطبيقى غزلهاى علامه اقبال. محمد بقائى (ماكان). (چاپ اول: تهران, انتشارات حكمت, 1370). 407ص, وزيرى.
شرح و بررسى غزلها و غزلواره هاى علامه محمداقبال لاهورى, شاعر و اسلام شناس بزرگ معاصر است. شرح غزلها, بسيار كوتاه و در حد روشن ساختن معانى آن است و نه تفسير بيشتر. اميد است و ضرورى كه كليه اشعار اقبال به همين صورت, شرح و بررسى شود و فايده آن بيشتر گردد.
5. واژه نامه همدانى. گردآورى هادى گروسين. (چاپ اول: همدان, انتشارات مسلم, 1370). 186ص, وزيرى. سياسى
1. زندگى در اينجا: گزارشى دست اول از قلب انتفاضه. امتياز دياب. ترجمه مينو اخوان فرد. (چاپ دوّم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 61ص, رقعى, مصور.
2. اسرار جنگ خليج فارس. رولان ژاكار. ترجمه عباس آگاهى. (چاپ اول: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 332ص, رقعى.
گزارشى است خواندنى و تكــان دهنده درباره چگونگى اشغــال كويت توسط نيروهــاى متجاوز عراقى و ميزان خسارات وارده و مسائل مربوط به جنگ خليج فارس. مجموعه ها
1. اقليتهاى مسلمان در جهان: مجموعه مقالات. ترجمه ايرج كرمانى. (چاپ اول: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370).305ص, وزيرى.
مجموعه مقالاتى است درباره چگونگى اعتقادات و وضع زندگى اقليتهاى مسلمان در آمريكا, اتحاد شوروى سابق, انگلستان و برخى ديگر از كشورها.
2. در عين حال. نجف دريابندرى. (ويرايش دوم: تهران, نشر پرواز, 1367). 135ص, رقعى.
شامل چند مقاله متنوع و چند نقد و نظر درباره برخى از كتابها و نمايشنامه هاست.
3. رسالت انقلاب اسلامى ايران در توحيد كلمه. به اهتمــام عبدالكــريم بى آزار شيرازى. (چاپ دوّم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 208ص, رقعى.
مشتمل بر مقالاتى است از مراجع تقليد و دانشمندان شيعه و سنى درباره وحدت اسلامى.
4. مجموعه رسائل. سيد محمدحسين طباطبائى. به كوشش سيد هادى خسروشاهى. (چاپ سوّم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 392ص, رقعى.
كتاب حاضر شامل مقالات و رساله هايى از علامه طباطبائى است كه برخى از آنها به فارسى نوشته شده و برخى ديگر توسط فضلاى حوزه علميه قم به فارسى ترجمه شده است. برخى از اين رساله ها پيشتر مستقلاً منتشر شده و بعضى ديگر براى نخستين بار در اين مجموعه منتشر مى شود. عناوين رساله هاى اين كتاب عبارت است از: رساله اى در اثبات واجب الوجود, رساله اى درباره وحى, رساله اى درباره اعجاز و معجزه, معاد: زندگى پس از مرگ, فلسفه الهى در بينش على (ع), رساله اى در علم و روابط اجتماعى در اسلام. تربيت
1. روانشناسى پيروزى. رموز دهگانه موفقيت. دينس ويتلى. ترجمه ع. شايق. (چاپ اول: تهران, انتشارات كوير, 1370). 186ص, رقعى.
ده راه براى موفقيت, در طى ده فصل كتاب, مورد بررسى قرار گرفته است. از جلمه: خودشناسى, عزت نفس, قبول مسؤوليت, خود انگيزى مثبت, نظم, وسعت نظر و غيره. متفرقه ها
1. تولد و مرگ ستارگان. ايزاك آسيموف. ترجمه محمدرضا غفارى. (چاپ دوم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 32ص, وزيرى, مصور.
2. بيمارى هاى گوارشى: علائم, تشخيص و درمان, مسائل تغذيه اى. بى. تى. كوپر و ديگران. ترجمه سيد محسن برزى. (چاپ اول: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 302ص, رقعى.
3. مراقبتهاى ويژه در بيمارى هاى عروق كرونر. جوزف اس. آلپرت و گرى اس. فرانسيس. ترجمه سيد محسن برزى. (چاپ اول: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 253ص, رقعى.
4. بازيها و اسباب بازيهاى جادويى. اريك كنوى. پرى ناز مرعشى. (چاپ اول: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1370). 131ص, رقعى, مصور.
نامه ها
پيرامون تحريفى در اسناد مشروطيت ايران
دوست عزيز من جناب شكورى در صفحه 28 شماره ده عنوان تحريفى در اسناد مشروطيت ايران با استناد بتلگراف مرحوم آخوند ملاكاظم خراسانى از آرشيو شخصى اين جانب و تلگرافات موجود در كتاب هاى تاريخ مشروطيت ايران درباره مرحوم آخوند ملاقربانعلى حجة الاسلام زنجانى مقاله مبسوطى مرقوم داشته اند. كه تمام كاسه و كوزه اين تحريف را بسر سياستمداران مغرض و غير اصيل مشروطه بخصوص مرحوم محمدعلى فروغى (ذكاءالملك) و يا احمد كسروى شكسته اند و از مقاله مبسوط ايشان با مختصر چشم پوشى از مقدمه آن چنين استنباط ميشود كه اين تلگراف بدست فروغى و يا كسروى و احياناً در طهران بدست سياستمداران مغرض و غير اصيل مشروطه كه متأسفانه هيچگونه رد پائى در مقاله از آنها داده نشده است انجام گرفته است;
حال آنكه اشخاصى چون يپرم خان ارمنى; حيدرخان عمواوغلى; سيدحسن تقى زاده و حتى ذكاءالملك فروعى خيلى كوچكتر از آن بودند كه بتوانند در طهران; تلگراف واصله از طرف مرحوم خراسانى را كه از نجف مخابره شده بود: دخل و تصرفى نمايند تا چه رسد بآن كه تغيير داده و تحريف نمايند. كسروى كه راوى تلگراف از صورت مذاكرات مجلس و اسناد موجود مشروطيت در آرشيو مجلس و دولت بوده اساساً نقشى در تحريف تلگراف نداشته و مسئوليت او در اين مورد در حدّ تطابق دو متن و اختلاف موجود در آن ها مى باشد;
پس رد پاى تفرقه افكنان و توطئه چينان و ايادى مرموز را در تاريخ مشروطيت ايران بايد در همان نجف اشرف در ميان علماء و بزرگان وقت جستجو نمود; نه در ميان سياستمداران مغرض و غير اصيل مشروطه كه قطعاً اينان ايادى آنان در ايران بوده اند و يا مأموران كشورهاى خارجى براى پيشبرد مقاصد آنان.
در همان تاريخ در نجف اشرف جمعيتى با عنوان (هيئت مخفيّه نجف اشرف) با زعامت يكى از علماى مشروطه خواه تندرو فعاليت مينمود و بقول امروزى ها, شب نامه ها منتشر و نامه پراكنى ها مى كرد و مخالفين مشروطه: اعم از مشروعه خواهان و مستبدين و گاهگاهى بيطرف ها را بهر نحوى كه امكان داشت سركوب مينمود و از بين ميبرد; و حتى مسموع شده است كه اين هيئت امضاء و مهر مرحوم خراسانى را نيز جعل نموده و از آن استفاده مينمود; تلگرافات در آن تاريخ از مسير نجف, كرند; قصر; به طهران مخابره ميشده است; هيئت با ايادى خود در نجف, كرند, قصر در هر يك از اين سه مبدأ و مسير تا مقصد كه امكان داشت تلگرافات مخابره شده از مراجع را كه مخالف خواسته هايشان بود تغيير داده و بصورت دلخواه درآورده و مخابره مينمودند بديهى است كه پس از مخابره و افشاء آن تا موضوع با وسايل و امكانات موجوده آن زمان باطلاع مرجع صادر كننده برسد ماهها گذشته و آب ها از آسياب افتاده موضوع منتفى شده و تحريف كنندگان نيز بمقصود خود نايل شده بودند; تلگراف موصوف نيز از جمله همان تلگرافاتى است كه در نجف يا قصر و كرند تغيير داده و مخابره كرده اند;
اى كاش نويسنده نورى در تاريكى; يا يكى از كفائى ها, كمر همّت بر ميان مى بست و بعد از گذشت قريب نودسال, اسناد و مدارك مشروطه, پيش نويس نامه ها و تلگرافات و مكاتبات صادره و گزارشات ايالات و ولايات كشور را كه در آن روزگاران بوسيله اشخاص از اطراف و اكناف كشور و مقامات رسمى مملكت بحضور خراسانى داده شده و يادداشت هائيكه مرحوم خراسانى بخط خود و يا نزديكانش در كنار آنها مرقوم داشته اند و دستورهائيكه صادر كرده اند و تمام آن ها در تصرف مرحوم آقاى ميرزا مهدى آقازاده (پسر بزرگ آخوند خراسانى) بوده جمع آورى و تدوين و منتشر مى نمودند. تا خائنان و خادمان مشروطيت ايران شناخته شوند و سيه روى شود هر كه در اوغش باشد; در آن روز شايد بسيارى از چهره هاى وجيه المله لكه دار گردد. و بسيارى از مظلومان از سر دار بزير كشيده و تجليل و تكريم گردند;
باميد آن روز و با آرزوى موفقيت همه دست اندركاران مجله يوسف محسن اردبيلى
زنجان, اول فروردين ماه سال1371 نقدى بر چاپ و انتشار كتاب
(شرح مقدمه تقويم الايمان)
اخيراً كتابى از مؤسّسه محترم (مهديه ميرداماد اصفهان) به نام فوق انتشار يافته است, كه در شناسنامه كتاب چنين آمده است. الاعداد: الشيخ غلامعلى النجفى و حامد ناجى, به انضمام مقدّمه فارسى از سيدمحمود ميردامادى (ناشر).
با يك نگاه ابتدايى به اين رساله مشاهده مى شود كه كتاب فاقد مقدمه تحقيقى پيرامون نسخه شناسى و اساس تحقيق است, به علاوه اين كه كتاب فاقد هرگونه فهرست تحقيقى مى باشد.
اسامى تحقيق اين كتاب كه بدست نگارنده و دوست فاضل آقاى نجفى صورت گرفته در دو مرحلة كلّى انجام شده است.
1 ـ تحقيق پاره اى از مصادر, و مقابله بانسخه رضوى, توسّط آقاى نجفى.
2 ـ تصحيح و مقابله دو نسخه دانشگاه و مشكوة, به انضمام مقابله با مصادر و مراجعه مجدّد در مرحله اول و استخراج لغات مشكله.
در مقدمه اى كه نگارنده بر اين رساله نوشته بود تمام مراحل تحقيقى آن توضيح داده شده بود, به انضمام اين كه گفتارى انتقادى پيرامون بحث نقليِ صرف در امامت و عدم استفاده از مباحث عقلى بر آن افزون شده بود.
در پى اختلاف نگارنده با ناشر در مورد مقدّمه اى حدود 40 صفحه, و تعلُّل ناشر به عذر حجيم شدن كتاب با افزودن مقدمه مذكور, ناشر با استفاده از بى خبرى اين جانب در مورد چاپ كتاب بدون اجازه از نگارنده, به چاپ كتاب اقدام نموده, و خود نيز مقدّمه اى بيش از هشتاد صفحه كتاب را بصورت مغلوط به چاپ رسانيد, حتى از باب ارائه نمونه كار, يك مجلّد هم به اين جانب واصل نگرديد تا آنكه خود نگارنده براى تهيّه نسخه اى از آن مجبور به ابتياع آن گرديد.
هذا الذى ترك الاوهام فيه حائرة
و صيّر العالم النحرير زنديقاً
و در همين جا فرصت را مُغتنم شمرده, پيشنهادى جهت صدور مجوّز ارشاد اسلامى براى كتب ارائه مى نمايم, مبنى بر اين كه قبل از صدور مجوّز انتشار, قرارداد ناشر و محقّق را مورد بررسى قرار دهد, چه در كتاب مذكور نيز هيچ قراردادى موجود نيست و جز رفاقت و دوستى عاملى براى ارائه دستنويس آن به ناشر نبوده است.حامد ناجى اصفهانى
8/11/1370بسم الله الرحمن الرحيم
مقاله خوب و خواندنى آقاى رضا مختارى را در شماره 8 مجله وزين آينه پژوهش با عنوان (يك دسته گل دماغ پرور) مطالعه كردم و سود بردم. در تكمله مقاله ايشان مطالبى را مى آورم:
در سال 1351 شمسى فهرستى الفبايى از كتابهاى خطى آستان قدس رضوى تأليف آقاى تقى بينش منتشر شده است(1) كه شامل معرفى اجمالى حدود 8500 نسخه خطى است. اين كتاب جلد دوم از (مجموعه فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه هاى شهرستانهاى ايران) (زير نظر محمدتقى دانش پژوه) است. متأسفانه و متعجّبانه دست اندركاران فهرست الفبايى جديد نيز هيچ اسمى از اين فهرست و نويسنده آن نبرده اند كه اگر عمدى در كار بوده, واقعاً بى انصافى است.
نكته ديگر درباره قديم ترين فهرست كتابخانه آستان قدس است. در اين باره مطالبى آقاى بينش در متن و دانش پژوه در حاشيه آن, در همين كتاب (ص563 ـ 564) آورده اند كه به اختصار نقل مى كنم: (تا آنجا كه نگارنده اطلاع دارد فهرستى كه مرحوم اعتمادالسلطنه در آخر جلد دوم مطلع الشمس (از ص 469 ـ 1500) به چاپ رسانده قديم ترين فهرستى است كه از نسخه هاى كتابخانه نشر شده است. ديگر رساله يا مقاله اى از آقاى ايوانف W. ivanow تحت عنوان:
A Notice on the library attached to the shrine of Imam Riza at Meashed.
كه در شماره اكتبر 1920 مجله آسيايى سلطنتى چاپ و جداگانه صحافى و نشر شده است. آقاى ايوانف در صفحه 536 از اين رساله يا مقاله مى نويسد: در تابستان 1919 موفق شدم مدتى در مشهد بمانم و كتابخانه آستانه را از نزديك ببينم. سپس شرحى درباره سوابق تاريخى كتابخانه آستانه مى نويسد و با استفاده از فهرستى كه در كتابخانه در دسترس او قرار داده بوده اند بعضى از نسخ نفيس آستانه را به طور اختصار معرفى مى كند.)
آقاى دانش پژوه نيز در حاشيه همين مطلب چنين نوشته است:
(در دانشگاه فهرستى از اين كتابخانه به شماره 3733 و در دانشكده حقوق فهرستى ديگر مورخ 1300 (شماره 316ج) هست و ايندو گويا كهن تر از فهرست مطلع الشمس (چاپ 1302) مى باشند. در فردوس التواريخ ساخته 1302 … هم فهرست كتابهاى آستان قدس آمده و اين فهرست گويا در سال 1297 برداشته شده. پس اين يكى بايد كهن ترين باشد.)
والسلام عليكم
محسن حسين زاده
پى نوشت:
1 ـ مشخصات كتاب اين است: فهرست نسخه هاى خطى دو كتابخانه مشهد (مدرسه نواب, آستان قدس), كاظم مدير شانه چى, عبدالله نورانى, تقى بينش, تهران, فرهنگ ايران زمين (زير نظر ايرج افشار), 1351. قابل ذكر است كه قسمت فهرست آستان قدسِ اين كتاب را آقاى تقى بينش تدوين كرده است.
مجله هاي پژوهشي
* نامه فرهنگ, سال دوم, شماره 1 و 2, پاييز و زمستان 1370, 234ص.
توسعه و فرهنگ; شريعتى در مصر; ابعاد فرهنگى توسعه; فرهنگ سياسى و توسعه سياسى; نوگرايى و خصيصه هاى فرهنگى; زنان, توسعه و مشاركت سياسى; روشنفكران دهلى, نخبگان; نقدى بر( حيات فعال) هانا آرنت; اخلاق, سياست, انقلاب; عرفان و مولانا; نهرو و ادب ايرانى; مقلدان شاهنامه در شبه قاره هند; منشأ پيدايش هنر; بررسى جنبش هاى مذهبى در تايلند امروز; كتابشناسى گزيده توسعه. *طب و تزكيه. سال اول, شماره 1 و 2, پاييز و زمستان 1370, 122ص.
گزارش كنفرانس كلينيكال پاتولوژى; بررسى سرگيجه; ايمونولوژى بروسلوز, منشآت امام خمينى(ره) در مورد حضور قلب; عشق چيست و عاشق كيست؟ اصالت روح; شرح غزلى از حافظ. * كيهان انديشه. شماره 40, بهمن و اسفند 1370. 192ص.
ادوار اجتهاد; معرفى ترجمه اى از قرآن; تمهيدى بر ترجمه قرآن; نقش متدولوژى علوم تجربى; نقدى بر تقسيمات وجود; اختر: نخستين روزنامه خارج از ايران; حقيقت موسيقى غنائى, يك كلمه از هزار و يك كلمه. * 15 خرداد. شماره 5 و 6, آذر ـ اسفند 1370. 111ص.
تاريخ نگارى از ديدگاه امام; خاطره هاى مقام معظم رهبرى درباره شهيد نواب صفوى; عوامل پيروزى انقلاب اسلامى; نهضت تنباكو و تحريف گران تاريخ; اسرار قتل رزم آرا؟! آخوند زاده: عالم مؤثر نفوذ انديشه غرب در ايران; نكته هايى درباره كودتاى سوم اسفند 1299. * تراث نامه. سال ششم, شماره 25, شوال ـ ذى الحجه 1411. 254ص.
من معالم الحج و الزيارة: غدير خمّ; من الاحاديث الموضوعة(5): احاديث تحريم النبى متعة النساء; اهل البيت ـ عليهم السلام ـ فى المكتبة العربية; دليل المخطوطات: فهرس مخطوطات المدرسة الباقرية ـ مشهدالمقدس(4); الامامة: تعريف بمصادر الامامة فى التراث الشيعى(8). * حوزه. شماره 5, سال 8, آذر و دى 1370, 197ص.
مصاحبه با آيت الله سيد حسن مدرس هاشمى; مبانى تفاهم اديان توحيدى(2); دستور العملى از عالم متقى, شيخ عباس قمى(قدس سره); جايگاه مجلس در نگاه آيت الله العظمى سيد محمدتقى خوانسارى( قدس سره); نقدى بر (رؤيت هلال از ديدگاه فاطميان). * مشكوة. شماره 32, پاييز 1370. 197ص.
ما بعد الطبيعه صدرالدين شيرازى و فلسفه اسلامى در ايران دوره قاجار; سخنى پيرامون تفسير الميزان; نخستين جامه اى كه خراسانيان بر كعبه پوشانيدند; گذرى بر زندگانى علامه تهرانى; اسلام در اندلس; نگاهى به روش هاى كتاب شناسى در تمدن اسلامى. * نورعلم. دوره 4, شماره 6, آذر و دى 1370. 180ض.
علم و آفريدگار; على( ع) در نهج البلاغه; نجوم امت; حضرت آيت الله العظمى حاج ميرزا حبيب الله رشتى; شب و روز; شورا در حكومت و تقنين; شيخ مفيد و كتاب اختصاص; كاسبى با كتاب مكاسب. * رسالة القرآن. شماره 6, ربيع الثانى ـ جمادى الثانية 1412. 206ص.
حول اعجاز القرآن الكريم: محاولة فهم جديدة; قصة آية: و يقولون هو اذن; فى رحاب سورة الفاتحة; التفسير: نشأته و تطوره: فى الانفاق و ما يتعلق به: ميراثان فى كتاب الله; القرآن و اسرار الكون; حول مصطلح الامام. * نور الاسلام. سال 6, شماره 21 و 22, جمادى الاولى و جمادى الثانية 1412. 129ص.
الغناء: حرمته و مفاسده الاجتماعية; مصادر الاجتهاد فى فقه السنة و الشيعة: الجبر و الاختيار; من صفات المنافقين; المسلمون فى فرنسا; غذاء السّمك; ترويح القلب.
اخبار
برگزارى پنجمين نمايشگاه بين المللى كتاب
پنجمين نمايشگاه بين المللى كتاب تهران به انگيزه برقرارى ارتباط بين ناشران كشورهاى مختلف و ايجاد زمينه تبادل فرهنگى و آشنايى پژوهشگران با آخرين دستاوردهاى فرهنگى و آشنايى پژوهشگران با آخرين دستاوردهاى جهانى كتاب, از پانزدهم تا بيست و پنجم ارديبهشت سال جارى در محل دائمى نمايشگاه هاى بين المللى برگزار گرديد.
بر اساس گزارش مسؤول نمايشگاه بين المللى كتاب, آقاى محمدمهدى كرباسچى, در نمايشگاه امسال حدود 430 ناشر داخلى با 17600 عنوان كتاب و 565 ناشر خارجى با 45 هزار عنوان كتاب و 900 نشريه شركت داشتند. در نمايشگاه امسال, به ناشران آلمانى به دليل برخورد نامناسب با ناشران ايرانى در فرانكفورت اجازه شركت داده نشد. از سوى ديگر غرفه هاى كتاب جمهورى هاى مسلمان نشين آسياى ميانه كه برا ى اولين بار در نمايشگاه بين المللى تهران شركت مى كردند, از جلوه ويژه اى برخوردار بود. شركت مستقيم ناشران مصرى نيز كه براى اولين بار حضور مى يافتند, با عناوين جالب توجه از ويژگى هاى ديگر نمايشگاه امسال بود. تك نگارى ها و پژوهش هاى مستقل و گوناگون در ابعاد مختلف فرهنگ اسلامى و تحقيقات مفرد در شناسايى و شناساندن چهره هاى شاخص تاريخ اسلام و جريان و حركت هاى اسلامى نيز نسبت به سال هاى پيش چشمگير بود.اين گونه آثار در آماده سازى زمينه هاى آشنايى با تحولات فكرى جهان عربى بيشترين تأثير را خواهند داشت.
در مجموع, نمايشگاه امسال به لحاظ كم و كيف از نمايشگاه هاى پيش بهتر بود, اما گرانى كتاب, بهره بردارى شايسته از آن را متأسفانه محدود كرد. در مراسم اختتاميه نمايشگاه لوحه هاى يادبود و تقديرنامه هايى به ناشران داخلى و خارجى و مطبوعات داخلى اهدا گرديد. برگزارى چهارمين كنگره جهانى امام رضا(ع)
چهارمين كنگره جهانى امام رضا(ع) از تاريخ بيست و چهارم تا بيست و ششم ارديبهشت 1371 در دانشگاه علوم اسلامى رضوى با شركت تعداد كثيرى از انديشوران و نويسندگان برگزار گرديد. در اين كنگره بيش از سى و چهار مقاله درباره شخصيت, زندگانى حضرت امام رضا(ع) و حضرت امام موسى بن جعفر(ع) مطرح و ايراد گرديد. در برنامه سه روزه كنگره, پيش از ظهر ها مقالات و تحقيقات محققان عرضه مى شد و بعد از ظهر ها مقالات و تحقيقات پژوهشگران در كميسيون هاى: امامت و ولايت, تخصصى و علمى, آثار ادبى و فرهنگى, سياسى و اخلاق و سيره, به بحث و بررسى نهاده مى شد.
در اين كنگره آقايان دكتر سيد جعفر شهيدى, آيت الله جوادى, دكتر محمدباقر محقق, دكتر صادق آدينه وند, حجت الاسلام محمدعلى مهدوى راد, حجت الاسلام و المسلمين موحدى كرمانى, حجت الاسلام فاضل مالكى و …در باره تاريخ زندگانى, اوضاع سياسى ـ اجتماعى, بررسى و تحليل احاديث امام رضا(ع) و امام موسى بن جعفر(ع) سخنرانى كردند. اين كنگره با سخنرانى پايانى حضرت حجت الاسلام و المسلمين واعظ طبسى, توليت آستان قدس رضوى و صدور قطعنامه اى به كار خود پايان داد. اعلام برگزارى كنگره بين المللى تاريخ پزشكى در اسلام و ايران
دبيرخانه كنگره بين المللى تاريخ پزشكى در اسلام ايران اعلام كرد كه اين كنگره مقارن با آغاز دوازدهمين قرن وفات محمدبن زكرياى رازى, پزشك و دانشمند نامى جهان اسلام و ايران, در هفته اول مهرماه سال 1371 در دانشگاه تهران برگزار مى شود.
اين كنگره توسط سازمان ها و انستيتوهاى زير برنامه ريزى شده است: مؤسسه توسعه دانش و پژوهش ايران, وزارت فرهنگ و آموزش عالى, كميسيون ملى يونسكو در ايران,و با همكارى جهاد دانشگاهى علوم پزشكى تهران, رياست اين كنگره را دكتر مصطفى معين و دبيرى آن را دكتر فرهادى به عهده دارد.
دبيرخانه كنگره با اعلام دوازده موضوع مورد بحث در اين كنگره از دانشمندان و صاحبنظرانى كه مايل به ايراد سخنرانى هستند, دعوت به عمل آورد. انتشار مجله گلچرخ
نخستين شماره مجله گلچرخ, ماهنامه ويژه ادب, هنر, انديشه و ايران شناسى, در فروردين سال جارى منتشر گرديد.( گلچرخ ماهنامه اى است مستقل كه به هيچ دسته, گروه, انجمن, سازمان و نهاد اعم از دولتى يا غير آن بستگى ندارد, و صاحب امتياز, مدير مسؤول و سردبير آن آقاى على موسوى گرمارودى است.
ييادآورى مى شود كه گلچرخ, نخست به صورت ضميمه ادبى روزنامه اطلاعات, از شهريور 64 تا خرداد 65 منتشر مى گرديد كه در مجموع, بيست شماره از آن منتشر شد و سپس متوقف شد و اينك بدون احتساب شماره هاى پيشين, با درج شماره 1, فروردين 1371, منتشر گرديد.
عنوان برخى از مقالات شماره نخست گلچرخ عبارت است از: ارتباط فلسفه و علم; ايران سراى فردوسى; صيدنه ابوريحان;معراج آشكار; نيما: دوستدار بزرگ جكيم نظامى; قلم صُنع; سرماى همدان و مرواريد. گردهمايى كتابداران دانشگاهى
به منظور ارج نهادن به مقام كتاب دار در كتاب خانه هاى دانشگاهى, نخستين گردهمايى كتاب داران دانشگاهى با حضور فعال كليه كتاب داران كتاب خانه هاى دانشگاه فردوسى مشهد در روز بيست و چهارم بهمن ماه 1370 تشكيل شد.
اين گردهمايى به همت كتاب خانه مركزى و مركز اسناد دانشگاه فردوسى مشهد, اعضاى هيئت علمى گروه كتاب دارى دانشكده علوم تربيتى و روان شناسى دانشگاه فردوسى مشهد و شوراى برنامه ريزى و بهسازى كتاب خانه هاى دانشگاه برپا گرديد.
در اين مراسم جمع زيادى از نويسندگان و مترجمان بنام كشور و نيز رئيس دانشگاه فردوسى مشهد به همراه معاونين اين دانشگاه شركت كردند.
پس از تلاوت قرآن مجيد و خير مقدم به كتاب داران و ارائه برنامه سمينار از سوى دبير شوراى برنامه ريزى و بهسازى كتاب خانه هاى دانشگاه, آقاى محمد بنكدار, مقالات و گزارش هاى زير به سمع شركت كنندگان در مراسم رسيد.
سخنرانى معاونت پژوهشى دانشگاه, جناب آقاى دكتر آيتى, درباره عصر اطلاعات و اطلاع رسانى و بيان تجربيات ايشان در سفر به مراكز اطلاع رسانى كشور تركيه; گزارش كوتاه از وضعيت و فعاليت هاى كتاب خانه مركزى و مركز اسناد دانشگاه, توسط آقاى رحمت الله فتاحى; گزارش از گروه كتاب دارى دانشكده علوم تربيتى و روانشناسى توسط آقاى جواد يغمايى; گزارش شوراى برنامه ريزى و بهسازى كتاب خانه هاى دانشگاه توسط دبير اين شورا, آقاى محمد بنكدار; سخنرانى آقاى محمدعلى خاكسارى درباره رسالت كتابداران و اخلاق كتاب دارى; سخنرانى آقاى دكتر اسدالله آزاد درباره كتابدارى و اطلاع رسانى در عصر حاضر.
تجليل از كتابداران بازنشسته دانشگاه فردوسى مشهد توسط رئيس دانشگاه فردوسى مشهد و رئيس كتاب خانه دانشگاه با حضور جمع زيادى از كتابداران دانشگاهى انجام شد كه خود جاى اميد و تشويقى است براى كتابداران در عرصه فعاليت هاى فرهنگى كشور.
در پايان برنامه, گواهينامه هاى دوره كوتاه مدت كتابدارى كه در تابستان 1370 برگزار شده بود, اعطا گرديد و جوايزى توسط برگزاركنندگان گردهمايى براى كتابدارانى كه رتبه هاى اول تا سوّم را كسب كرده بودند, در نظر گرفته شد.
فهرست موضوعى سال دوم
نمايه حاضر شامل نام نويسندگان, عنوان مقاله ها, شماره مجلّه و شماره صفحه است. اين نمايه بر اساس ترتيب سرفصل هاى مجله تنظيم شده است. نخستين شماره در برابر هر مدخل, شماره مجله و شماره دوم, شماره صفحه است سرمقاله
آينه پژوهش, تاملى درباره سمينار بررس مسائل حوزه. 12:2
آينه پژوهش. آينه پژوهش در سالى كه گذشت. 7:2
آينه پژوهش. اقتراح. 7: 6 روش ها
اسفنديارى, محمد. عنوان كتاب و آيين انتخاب آن ـ بخش پنجم. 8: 2
حرّى, عباس. آيين بدنويسى. 9: 2
شكورى, ابوالفضل. نگاهى به روش فقهى مصلح بزرگ آيت الله بروجردى ـ ره ـ 7: 7 مقاله
آذرنگ, عبدالحسين. فهرست هاى پايان كتاب در عصر اطلاعات. 11: 2
افشار زنجانى, ابراهيم. آثار وابسته و فهرست نويسى آنها. 12: 16
درايتى, مصطفى. مراكز تحقيقى حوزه علميه قم و چگونگى هماهنگى آنها ـ بخش اول. 12: 5
راستگو, سيدمحمد. مقدمه اى بر معيار هاى ادبيات انقلاب. 10: 2
سيدعلوى, سيدابراهيم. نقد آراء سيره نويسان در داستان شق صدر. 10: 12 نقد و معرفى كتاب
اسفنديارى, محمد. از نهج البلاغه اول تا نهج البلاغه دوم. 7: 44
اسفنديارى, محمد. تاملى در فرهنگ شاعران زبان فارسى. 11: 31
اللهيارى, م. نظرى بر مقدمه ترجمه كتاب( مبادى ما بعدالطبيعى علوم نوين). 12: 45
برادر, رؤيا. نقدى بر مفتاح الميزان. 9: 32
توكلى, محمد. بيست غلط در چهل و شش صفحه.( نقدى بر كتاب تاريخ سال دوم راهنمايى). 7: 60
جاودان, محمدعلى. ابن هشام و سيره او. 11: 9
جعفريان, رسول. درباره تاريخ سياسى امام دوازدهم(ه). 11: 56
حسينى, على. نقد تصحيح معتبر. 10: 21
خرمشاهى, بهاءالدين. شرح مواقف. 12: 32
ذكاوتى قراگوزلو, على رضا. تصوف در آثار ابن تيميه. 9: 30
ذكاوتى قراگوزلو, على رضا, زمخشرى در ربيع الابرار. 9: 26
رفاعى, عبدالجبار. نگاهى به كتاب معجم الدراسات القرآنية عندالشيعة. 10: 34
شكورى, ابوالفضل. تحريفى در اسناد مشروطيت. 10: 48
عابدى, احمد. نجعه كتابى بسيار سودمند در فقه شيعه. 7:31
غرويان, محسن. الهيات شفا و شرح آن. 11: 51
غلامى, محمدعلى. جزيره خضراء در ميزان نقد. 12: 37
فدائى عراقى, غلامرضا. نقد مدخل تاريخ شرق اسلامى. 8:33
گلى زواره, غلامرضا. تفسير ترجمه الخواص. 9: 39
مؤذن جامى, محمدمهدى. نخستين دستور نامه نقد و تصحيح متون, 12: 24
مؤذن جامى, محمدهادى. بررسى فرهنگ آمارى كلمات قرآن كريم. 12: 53
مؤذن جامى, محمدهادى. سنجش واژه ياب نهج البلاغه, 9: 20
مايل هروى, نجيب. نقد و نظر درباره چهار اثر سيدعلى همدانى. 9: 6
مختارى, رضا. يك دسته گل دماغ پرور. 8: 13
موسوى خوئينى, حسين. رشحات كوثريه. 10: 44
مهدوى راد, محمدعلى. كتابى در علوم قرآن. 8: 24 پژوهش هاى در آستانه نشر
آل سيدحيدر كاظمى, سيدمصطفى. بشارة الإسلام فى علامات المهدى عليه السلام. تحقيق علاء آل جعفر. 11: 59
ابن شهر آشوب السروى المازندرانى, عبدالله بن محمدبن على. سوالب القواصب. تحقيق مؤسسه قائم آل محمد(ص). 11: 61
ابو الفواطى. معجم الالقاب. تحقيق محمدكاظم محمودى. 9: 49
السيد الشريف المرتضى. المقنع فى الغيبه. تحقيق السيد محمدعلى حكيم. 12: 66
بحرانى, سيدهاشم. حلية الابرار فى احوال النبى و اوصيائه الأطهار. تحقيق بنياد معارف اسلامى قم. 7: 68
بحرانى, سيدهاشم. الهداية القرآنية الى الولاية الامامية. تحقيق: بنياد بعثت. 7: 68
بكايى, محمدحسن. الدليل الى الفروق فى اللغة العربية اللغويه. 8: 40
بكايى, محمدحسن. ترتيب العين. 8: 40
بلاغى, محمدجواد. آلاء الرحمن فى تفسير القرآن. تحقيق بنياد بعثت. 11: 62 ترقى جاه, حميد. ترجمه (سيرة المصطفى). 10: 3/5
تسترى اصفهانى حائرى, شيخ حسن. تاريخ الدخانيه. تحقيق رسول جعفريان. 12: 65
تيجانى سماوى, محمد. لأكون مع الصادقين. ترجمه بنياد معارف اسلامى قم. 9: 54
جعفر بن محمدبن قولويه. كامل الزيارات. تحقيق مؤسسة آل البيت لإحيا التراث. 11: 62
حائرى, محمدبن اسماعيل. منتهى المقال فى احوال الرجال, معروف به(رجال ابوعلى). تحقيق مؤسسة آل البيت لإحياء التراث. 9: 48
حسين بن محى الدين. الوجيز فى تفسير القرآن العزيز: تحقيق مالك محمودى و سيدجواد جلالى. 12: 69
الحسين استرآبادى, ميرزا محمدبن على بن ابراهيم. منهج المقال فى تحقيق احوال الرجال. تحقيق مؤسسه آل البيت لإحياء التراث. 8: 42
حلّى, يوسف بن مطهر. النافع يوم القيامه فى شرح منهاج الكرامة, تحقيق سيدعلى ميلانى, 12:67
دانشگاه امام صادق, كتاب نامه بزرگ قرآن كريم. 7: 65
رضوى, سيد اطهر عباس. تاريخ اجتماعى ـ فكرى شيعيان اثنى عشرى هند. 7: 65
رفاعى, عبدالجبار. مصادر النظام الاسلامى, معجم ببليو غرافى. 9: 50
سبزوارى, حاج ملا هادى. شرح مثنوى. تحقيق و تعليق مصطفى بروجردى. 10: 53
شريف القرشى, باقر. حياة الأمام زين العابدين. ترجمه محمدرضا عطايى قوچانى. 8: 39
الشهيد ثانى. رسائل الشهيد الثانى. تحقيق گروهى از فاضلان. 7: 71
شهيد ثانى. مسالك الافهام فى شرح شرايع الاسلام. تحقيق بنياد معارف اسلامى. 9: 52
شيخ مفيد. اوائل المقالات فى المذاهب و المختارات. تحقيق دكتر مهدى محقق. 8: 43
صديقى, محمدنجات. بيمه در اقتصاد اسلامى. ترجمه مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى حوزه علميه قم. 9: 53
ضيائى, على اكبر. معجم مصادر الفرق الاسلاميه. 9: 51
الطبرى, ابى جعفر محمدبن جرير بن رستم. دلائل الامامه. تحقيق بنياد بعثت. 12: 67
علايلى, عبدالله. الامام الحسين. ترجمه سيدمحمدمهدى جعفرى. 9: 55
فيض كاشانى, ملامحسن. المحجة البيضاء فى تهذيب الاحياء. تحقيق حميد ترقى جاه. 12: 68
فيض كاشانى, ملا محسن. علم اليقين. ترجمه محسن ترقى جاه. 11: 59
قمى, شيخ عباس. تحفة الأحباب. تحقيق سيدجعفر حسينى.10: 55
قمى, قاضى سعيد. شرح توحيد صدوق. تحقيق نجفقلى حبيبى. 8: 41
كنانى, ابن جماعة. تذكره السامع و المتكلم فى ادب العالم و المتعلم. ترجمه محمدحسين ساكت. 8: 39
محقق, كركى. حاشيه شرايع. تحقيق محمدجعفر طبسى. 10: 54
محقق, كركى. رسائل المحقق الكركى. تحقيق محمد حسّون. 7: 69
صدوق, محمدبن على بن بابويه. تحقيق مؤسسه تحقيقات امام خمينى. عيون اخبار الرضا(ع). 7:70
محمدى, المعجم المفهرس لالفاظ من لا يحضر الفقيه. 7: 67
محمودى, مالك. مجموعه احاديث قصار. 11: 60
مكّى العاملى, (الشهيدالاول). ذكرى الشيعة فى احكام الشريعة. تحقيق مؤسسه آل البيت لإحياء التراث. 8: 42
ميرزاى قمى. جامع الشتاب. تحقيق: سيدجعفر حسينى. 9: 48
ناجى اصفهانى, حامد, الهيات شفا و تعليقه ملا صدرا بر آن. 10: 52
ناجى اصفهانى, حامد. مجموعه الرسائل الحكمية يا رسائل فلسفى صدرالمتألهين. 11: 63
نجفى, شيخ محمدحسن. تحقيق مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى وابسته به دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم. جواهر الكلام فى شرح شرايع الاسلام. 7: 66
همدانى, ملا عبدالصمد. بحرالمعارف. 10: 53 بايسته هاى پژوهشى
جعفريان, رسول. رساله ها و كتاب هايى درباره غنا از ديدگاه اهل سنت. 9: 56
شكورى, ابوالفضل. تاريخ فرشته. 7:3/ 7
مشايخ فريدنى, محمدحسين. ضرورت پى ريزى دايرة المعارف فرهنگ و زبان فارسى در شبه قاره هند. 10: 56 تجربه ها
گفتگو با استاد سيدمحمد حسين فضل الله. 7: 78
گفتگو با استاد جلال الدين فارسى. 8: 44
حكيمى, محمدرضا. نامه ـ بخش اول 9: 58
حكيمى, محمدرضا. نامه ـ بخش دوم. 10:65
حكيمى, محمدرضا. نامه(3) ـ (ادامه مطالب بخش دوم). 11: 66
حكيمى, محمدرضا. نامه ـ (4)(ادامه مطالب بخش سوم). 12: 70 مراكز علمى و فرهنگى
آشنايى با دارالكتب مصر. 12: 78
آشنايى با مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى وابسته به دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم. 7: 90
عظيمى, محمدجواد. آشنايى با مؤسسه آل البيت لإحيا التراث. 8: 57
آشنايى با بنياد معارف اسلامى. 9: 67
آشنايى با بنياد بعثت. 10: 75
آشنايى با مركز فرهنگ و معارف قرآن وابسته به دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم. 11: 74
معرفى بخش پژوهش هاى فرهنگى سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى. 9: 69
تازه هاى نگارش و نشر
معرفى هاى اجمالى: محمدعلى مهدوى راد, عليرضا ذكاوتى قراگزلو, محمد فرح زاد, حسن علوى
آرتور برت, ادوين, مبادى مابعدالطبيعى علوم نوين, ترجمه عبدالكريم سروش. 7: 100
احمد حسين يعقوب. النظام السياسى فى الاسلام: رأى الشيعه, رأى السنه, حكم الشرع. 12: 89
باقى, ع. بررسى انقلاب ايران. 12: 86
بهبودى, محمدباقر. گزيده تهذيب. 12: 85
پريشان زاده, ابوالحسن, ديوان فياض لاهيجى. 11: 81
پژوم, جعفر. يادنامه استاد محمدتقى شريعتى. 7: 102
جعفريان, رسول, دين و سياست در دوره صفوى. 9: 73
جناتى, محمدابراهيم. دروس فى الفقه المقارن. 7: 98
حسّون, محمد و ام على مشكور. اعلام النساء المؤمنات. 8: 67
حكمت يغمايى, عبدالكريم. بر ساحل كوير نمك. 10: 85
حكيمى, محمد. معيارهاى اقتصادى در تعاليم رضوى. 9: 71
حكيمى, محمدرضا. كلام جاودانه. 12: 81
خرمشاهى, بهاءالدين. سير بى سلوك. 12: 84
درگاهى, حسين و على اكبر تلافى داريانى. كتاب شناسى مجلسى. 11: 85
ذكاوتى قراگزلو, على رضا. حافظيات ـ مجموعه مقالات درباره حافظ. 10: 78
رضوى اردكانى, سيدابوفاضل. ماهيت قيام مختار. 9: 74
روحانى, محمدحسين. تفسير كلامى قرآن مجيد. 12:88
رونق, محمدعلى. فهرست راهنماى ده ساله نشر دانش(1369 ـ 1359). 12: 83
سروش, عبدالكريم. قبض و بسط تئوريك شريعت. 9: 77
سمنانى, علاءالدوله. مصنفات فارسى. به اهتمام نجيب مايل هروى. 11: 79
صالحى كرمانى, محمدرضا. درآمدى بر علوم قرآنى. 10: 79
صدر, سيدمحمدباقر. دروس فى علم الأصول. تحقيق و تعليق مجمع الفكر الإسلامى ـ حلقه اول و دوم. 10:84
طبسى, نجم الدين. موارد السجن فى النصوص و الفتاوى. 8: 64
الطوسى, ابى جعفر محمدبن الحسن. الغيبة. تحقيق عبادالله الطهرانى و على احمد ناصح. 7: 98
عادل, محمود. لغتنامه قرآن كريم. با استفاده كلى از معجم الالفاظ القرآن الكريم. 7: 100
عاملى, جعفر مرتضى. الصحيح من سيرة النبى الأعظم. 10: 80
غراوى, محامى عباس. عشائر العراق. 7: 103
علوى, حسن. الشيعة و الدولة القومية فى العراق. 9: 78
فلسفى, محمدتقى. شرح و تفسير دعاى مكارم الاخلاق. 9: 76
مركز ابحاث و الدراسات الاسلامية. قسم المعجم. دليل الآيات المفسّره و اسماء السّور فى احاديث بحار الانوار. 11: 82
قهرمان, محمد. ديوان ابوطالب كليم همدانى. 11: 83
مالكى, فاضل. مسندعلى بن سويد السانى. 8: 70
مامقانى, عبدالله. مقباس الهداية فى علم الدراية. 7: 101
مامقانى, محمدرضا. معجم الرموز و الاشارات. 12: 87
مركز تحقيقات علمى كشور, وزارت فرهنگ و آموزش عالى. يادنامه طبرى(مجموعه مقالات). 9: 75
مركز فرهنگ و معارف قرآن قم. مفتاح التفاسير. 11: 8
مركز مطالعات خليج فارس. مجموعه مقالات خليج فارس. 7: 101
مسكويه رازى, ابوعلى. تجارب الأمم. ترجمه ابوالقاسم امامى. 8: 68
مكى عاملى, حسن محمد. الإلهيات على هدى الكتاب و السنة و العقل(مخاضرات الشيخ جعفر السبحانى). 9: 71
منتظرى, حسينعلى. دراسات فى ولاية الفقيه و فقه الدولة الاسلامية. 7: 99
موسوى مدرس, سيدعلى. حكيم استرآباد: ميرداماد. 10: 82
الميلى, محمد. ابن باديس و الجزاير. ترجمه حسن يوسفى اشكورى. 10: 83
ناظم زاده قمى. سيداصغر. الفصول المائة فى حياة ابى الأئمة اميرالمؤمنين على بن ابى طالب(ع). 11: 78
نور طباطبايى, سيدمجيد. در جستجوى قائم(عج). 11: 84
واعظ زاده خراسانى, محمد. مجموع مقالات فارسى. مجمع بررسى هاى اقتصادى اسلامى. 8:65 معرفى هاى گزارشى
7: 104; 8: 71; 9: 80; 10: 87; 11: 87; 12: 91
فهرست گزينه مقالات علمى و تحقيقى
ميرآقايى, سيدجلال. 7: 111; 8: 79; 9: 92
مجله هاى پژوهشى و فرهنگى. 10: 100; 11: 96; 12: 96 كتاب شناسى موضوعى
رفاعى, عبدالجبار, كتاب شناسى جهاد ـ بخش دوم. 8: 84
مطلبى, ابوالحسن. كتاب شناسى توصيفى اخلاق و آداب اسلامى ـ بخش اول. 10: 102
مطلبى, ابوالحسن. كتاب شناسى اخلاق ـ بخش دوم: 11: 97
گزارش سفرهاى علمى و تحقيقى
محقق, مهدى. بازديد از دانشگاه كمبريج. 11: 108