معرفيهاى گزارشى
كليّات
* سى مقاله. رضا استادى. (چاپ اوّل: قم, دفتر انتشارات اسلامى, 1373) 470ص, وزيرى.
اين كتاب مجموعه اى است از سى مقاله فقهى, اخلاقى, اجتماعى, اصولى و حديثي…
مقالات در زمانهاى مختلف به قلم به رشته تحرير درآمده و برخى پيشتر منتشر شده اند كه مؤلف در مقدمه بدانها اشاره كرده است. نوع اجتهاد مطلوب, حق الله و حق الناس, عدم تحريف قرآن آزادانديشى, سيماى پيامبر در قرآن, على بر فراز قله ايمان, ده فنون مذهبى و سياسى حوزه از وضع موجود تا وضع مطلوب, عناوين برخى از مقالات اين كتاب است.
مقالات غالباً با تحقيق, تتبع و دقت نوشته شده اند و در اين ميان مقاله (نوع اجتهاد مطلوب), (مسجد يا زمينه تكامل), (حق الله و حق الناس), (علم پيامبر و امامان به تأويل قرآن), (ده فتواى مذهبى, سياسى), برجستگى ويژه اى دارند.
اخلاق و تعليم و تربيت
* اوصاف الأشراف. خواجه نصيرالدين طوسى به اهتمام سيد مهدى شمس الدين. (چاپ سوم: تهران, وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى, 1373) 108ص, رقعى.
اوصاف الأشرافِ خواجه در اخلاق عرفانى از ديرباز در ميان علما مورد توجّه بوده و آقاى سيد مهدى شمس الدين با بذلِ همّت خويش در مقابله نسخ خطى و چاپى و آوردن نسخه بدلها در پاورقى و نيز مآخذ آيات و روايات ـ البتّه غيركامل ـ كتاب را براى بهره گيرى عموم آماده ساخته است. كتاب مجموعاً شش باب دارد در باب اوّل به امور لازم براى آغازگرِ سلوكِ راه الهى پرداخته شده, در باب دوم موانع سلوك و راه ازاله آن, در باب سوم احوال سالك, در باب چهارم احوال مقارن سلوك, در فصل پنجم احوال اهل وصول و در باب ششم مبحث فنا مطرح گرديده است.
* سازمان و قوانين آموزش و پرورش ايران. احمد صافى. (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1373) 273ص, وزيرى.
كتاب در سيزده فصل تدوين شده است. به گفته مؤلف سعى بر آن بوده تا پاسخى باشد براى مفهوم و اهميّت سازمانهاى آموزشى و روشهاى اداره اين سازمانها, سير تحول و شـكل گـيرى آمـوزش و پرورش, اهداف و سازمان و وظايف مديران هر دوره آمـوزش و پـرورش, مسؤوليـتهاى فعـلى سازمانها, مبـانى قـانونى و اهـم قوانين ادارى, آموزشى و استخدامى و در نهايت مطالعات انجام شده در تغيير نظام آموزش و پـرورش و طـرح جـديد آمـوزش متوسطه بعد از انقلاب اسلامى.
* آداب زندگى. موسى خسروى. (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم, 1373) 439ص, وزيرى.
اين كتاب در بيست و دو درس بر پايه زندگانى بانوى اطهر حضرت فاطمه(س) آداب زندگى, و روشهاى مطلوب معيشت را گزارش كرده است. عناوين برخى از درسها چنين است: آداب تربيتى در خانه و خانواده, آداب رضاعى به شيرخوارگى, حضانت و تربيت فرزند, اطاعت شوهر و ديگر مسائل مرتبط با زندگي…
مؤلف در درسهاى 1ـ10 به شخصيت حضرت زهرا(ع) پرداخته است. فلسفه و كلام
* آينه حريم. آيت الله عباس ايزدى. (چاپ اوّل: تهران, مؤسسه فرهنگى هنرى ضريح, 1373) 320ص, وزيرى.
آيينه حريم, مجموعه دروس مرحوم آيت الله ايزدى در تفسير و تبيين خطبه اوّل نهج البلاغه است كه در سال 68 ـ 69 ايراد شده است. نويسنده به پيروى از خطبه مزبور مباحث مهمّى در ارتباط با دين, توحيد, شناخت خدا, چگونگى آفرينش اعم از آفرينش انسان و غيرانسان, زندگى حضرت آدم(ع) و شبهاتى در اين باره, جريان گزينش پيامبران به رسالت و در نهايت بحثى در خصوص حج انجام داده است كه براى خوانندگان بسيار آموزنده و آگاهى بخش است.
* فلسفه. محمّدعلى گرامى. (چاپ چهارم: قم, دفتر تبليغات اسلامى, 1373) 382ص, وزيرى.
مقدمات و كليات فلسفه, شناخت و اقسام شناخت, ديالكتيك و سير تطوّر معناى آن و نقد ماترياليسم ديالكتيك, ادراكات حقيقى و اعتبارى و بررسى مسائل اساسى اعتباريات, از مسائلى است كه در كتاب حاضر به آن پرداخته شده است. اين اثر پيشتر در چهار جلد منتشر شده بود و اينك همراه با تجديدنظر و اصلاحات و اضافاتى (بويژه در بحث ادراكات) تجديد چاپ شده است.
* آغاز و انجام. خواجه نصيرالدين طوسى/ آيت الله حسن زاده آملى. (چاپ سوم: تهران, وزارت ارشاد اسلامى, 1373) 232ص, رقعى.
كتاب متن نوشته خواجه نصيرالدين طوسى به همراه شرح و تعليقاتى از آيت الله حسن زاده آملى در فنّ (معرفت نفس) است. اين كتاب يكى از منابع اسفار صدرالمتألهين به شمار مى رود. به تعبير شارح محترم, كتاب در واقع سخن از شرح حال انسان در هر عالم است) تعليقات آيت الله حسن زاده كتاب را خواندنى تر كرده و بر اهميّت آن افزوده است.
* شرح مناجات شعبانيه. محمدى گيلانى. (چاپ اوّل: تهران, نشر سايه, 1373)271ص, رقعى.
مناجات شعبانيه پرواز سيمرغ نياز است بر فراز قلّه بى نيازى. نويسنده شرح مناجات شعبانيه تلاش كرده است جرعه اى ازاين جام نياز در كام فارسى زبانان ريزد تا آنان نيز در اين وادى گام نهند و از اين لذّت بيكران بهره گيرند. اجتماعى
* تحول فرهنگى در جامعه پيشرفته صنعتى. دونالد اينگلهارت/مريم وتر. (چاپ اوّل: تهران, انتشارات كوير, 1373) 562ص, وزيرى.
فرهنگ همچون ديگر ويژگيهاى زندگى اجتماعى انسانى دستخوش تغيير و تحوّل است و همان گونه كه نقش اصولى در تحول و تغيير ابعاد زندگى بشرى دارد, خود نيز تحوّل مى پذيرد و در واقع داد و ستدى است كه بين جوانب مختلف زندگى اجتماعى به وقوع مى پيوندد. پيشرفتهاى صنعتى در جوامع صنعتى موجب تحوّل و دگرگونى فرهنگى در آن جوامع شده است; باورهايى را از جامعه گرفته و باورهايى ديگر به آن داده است. آداب و سننى را تغيير, اصلاح, حذف و يا تخريب كرده است. اينكه اين فـرايند چـگونه به وقـوع پيوسته است و چه آثـارى بر آن متـرتب شده است, در كتاب (تحول فرهـنگى در جـامعه پيشرفته صـنعتى) پـاسخ منـاسب خود را مى يابد. حديث
* آموزش نهج البلاغه. محمدمهدى جعفرى. (چاپ اوّل: تهران, وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى, 1373) 209ص, وزيرى.
آموزش نهج البلاغه به انگيزه تدوين كتابى براى آموزش نهج البلاغه در رشته هاى عمومى علوم و مهندسى دانشگاههاى ايران نگاشته شده است. نويسنده در اين كتاب بر آن است تا على(ع) را از لابلاى نهج البلاغه شناخته و بشناساند و در واقع تلاشى است براى تبيين شخصيت واقعى اميرالمؤمنين بر پايه نهج البلاغه و كوششى است جهت معرّفى معارف اسلامى از ديدگاه امام على(ع). فقه وحقوق
* حقوق تجارت. دكتر ربيحا اسكينى. (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1373) 257ص, وزيرى.
كتاب درخصوص مسايل حقوقى تجارت است و به طور عمده مباحث مربوط به برات, سفته, قبض انبار, اسناد در وجه حامل و چك را تبيين و تشريح كرده است. از نكات جالب كتاب, ريشه يابى مباحث در حقوق ملل ديگر است و اين ريشه يابى از اين اصل نشأت مى گيرد كه ريشه بسيارى از مباحث حقوق تجارت ايران نه در منابع فقهى كه از قوانين ملل ديگر اخذ شده است.
* جُعاله. مصطفى رئيسى. (چاپ اوّل: قم, دفتر تبليغات اسلامى, 1373) 248ص, وزيرى.
اين كتاب, مبحث (جُعاله) را در قالبِ مطالعه تطبيقى ميان مذاهب فقهى مختلف و حقوق ايران به بحث كشيده است. نويسنده مبحث مزبور را به انگيزه اثبات مدعاى اسلام مبنى بر توانمندى آن براى اعصار و قرون, دست كم در يك بخش نگاشته است. و در طى شش بخش (كليّات بحث), (شرايط و اركان جعاله), (احكام جعاله), (فسخ جعاله), (موارد وقوع اختلاف بين جاعل و عامل) و (مقايسه آن با ساير عقود) را مطرح ساخته است. به رغم آنكه كتاب فارسى است و بايد روان و ساده باشد, بيانى سنگين و نااستوار دارد. گرچه بخشى از اين سنگينى به طبيعت بحث مربوط مى شود, امّا پيداست كه نويسنده از توان روان نويسى برخوردار نيست.
* مقارنه و تطبيق در حقوق جزاى عمومى اسلام. دكتر عليرضا فيض. (چاپ سوم: تهران, وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى, 1373) 580ص, وزيرى.
نويسنده برپايه تصميم آغازين خويش مبنى بر درآوردن پلاسِ كهنه و ژوليده از قامت مطالبِ علمى و اسلامى و نيز پوشاندن (جامه اى نو و پوششى خوش آيندِ ذوق و سليقه توده مردم) تلاش كرده است حقوق جزايى اسلام را با مقارنه و تطبيق آراى انديشمندان اسلامى و گزينش مستندترين و بهترين آنها, معرفى كند. مؤلف كتاب خود را در چهارده بخش تنظيم كرده است كه هر بخش آن شامل يكى از مباحث مهمّ حقوق جزايى از قبيل; مسؤوليت جنايى, رفع مسؤوليت جنايى, تعريف مجرم, انواع جرم, قانونى حدود و غيره مى شود.
* مجموعه قوانين و مقررات خدمات ادارى و بازرگانى. رضا پاكدامن. (چاپ اوّل: تهران, مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى, 1373) 469ص, وزيرى.
كتاب دربر گيرنده مجموعه قوانين و مقررات مربوط به خدمات اقتصادى و بازرگانى است كه با هدف ارتقاى آگاهيهاى قانونى در بخش اقتصادى و بازرگانى سامان يافته است. تفسير
* شوق ديدار. آيت الله ايزدى. (چاپ اوّل: تهران, مؤسسه فرهنگى و هنرى ضريح, 1373) 272ص, وزيرى.
شوق ديدار, مجموعه 46درس از دروس آيت الله ايزدى است درباره حضرت موسى(ع) و بر پايه برداشت از آيات قرآنى, كه پس از پياده كردن از نوار به صورت كتاب ارائه شده است. در ضمن اين دروس, مباحث گوناگون اجتماعى, سياسى, فلسفى, كلامى و تفسيرى به تناسب بحث مطرح شده است و خواننده افزون بر آگاهى از زندگى حضرت موسى(ع) به مطالب و معارف فراوانى در ديگر جنبه هاى معرفتى دست مى يابد. كتاب در واقع تفسيرى موضوعى است كه موضوعات فرعى فراوانى را دربر دارد.
* شناخت سوره هاى قرآن. هاشم هاشم زاده هريسى. (چاپ اوّل: تهران, انتشارات كتابخانه صدر, 1373) 637ص, وزيرى.
در اين كتاب مؤلف كوشيده است آگاهيهاى لازم از نامهاى سوره, موضوعات آنها و چگونگى نزول سوره ها را با بيانى روان عرضه كند.
آمار و شمارش آيات, كلمه ها و حروف سوره ها, مكان, زمان و چگونگى نزول, ترتيب نزولى و ترتيب تدوينى سوره ها, شأن نزول سوره ها, ويژگيها و برجستگيهاى سوره, احكام فقهى در سوره ها, پيامها و مطالب مهم و محورى در سوره ها, مسائل متفرقه و جنبى كه در شناخت آيات سوره, به خواننده يارى مى رساند و بالأخره ارتباط و تناسب در آيات سوره ها در اين كتاب مورد گفتگو قرار گرفته است.
كتاب گامى است مؤثر و ارجمند در عمومى سازى فرهنگ قرآن و آشنا ساختن نسل جوان با آيات و سور كتاب الهى. مطلب به گونه اى تنظيم شده است كه آغازگران مطالعات قرآنى از آن بهره گيرند و براى آنها ملال آور نباشد, و از سوى ديگر براى ديگر مراجعه كنندگان از فايده تهى نباشد.
* تفسير راهنما. اكبر هاشمى رفسنجانى. (چاپ اوّل: قم, مركز فرهنگ و معارف قرآنى, 1373) ج2, 638ص, وزيرى.
اين تفسير روشى است نو و كارآمد در ارائه مفاهيم و موضوعات قرآنى. اين مجموعه بر پايه يادداشتهاى تفسيرى حجت الاسلام و المسلمين هاشمى رفسنجانى و با تحقيق و تدقيق و تتبع گروهى از محققان در مركز يادشده تدوين مى گردد.
از چگونگى كتاب, محتواى و بهره گيرى از آن پيشتر سخن گفته ايم. (آينه پژوهش, شماره81/19)
* معارف قرآن در الميزان. سيد مهدى امينى. (چاپ اوّل: تهران, سازمان تبليغات اسلامى, 1373) ج3, 344ص, وزيرى.
مؤلف برآن است كه با بهره گيرى از تفسير پرارج الميزان, دوره اى از معارف قرآن را تنظيم كند. از اين سلسله كه طبق پيش بينى مؤلف چندين جلد خواهد شد, جلد سوم آن به مباحثِ شناخت ملائكه, جن و شيطان اختصاص دارد و در هر مورد از چگونگى, رابطه انسان با آنان, وظايف هر كدام و محدوده كار آنان به بحث كشيده شده است. تاريخ و شرح حال
* زندگانى حضرت عبدالعظيم(ع). احمد صادق اردستانى. (چاپ دوم: تهران, انتشارات حافظ نوين, 1373) 224ص, رقعى.
نويسنده كتاب را در فهم مردمى كه علاقه مند زيارت حضرت عبدالعظيم(ع) مى باشند, تدوين كرده است تا زايران آن بزرگوار, اجمالى از تاريخ زندگى, عظمت مقام, موقعيّت علمى و محدّثى, آداب و فضيلت زيارت آن بزرگوار را بدانند و با آگاهى و خلوص به زيارت حضرت مشرّف شوند. دو فصل از دوازده فصل كتاب به امامزاده هاى معروف شهر رى و علما و بزرگانى اختصاص يافته كه در آن مكان مقدس دفن شده اند. كتاب در مجموع براى زايران آن حضرت مفيد و آموزنده است.
* صفحاتى از زندگى امام جعفر صادق(ع). محمدحسين مظفّر سيد ابراهيم سيد علوى. (چاپ دوم: تهران, انتشارات رسالت قلم, 1372) 448ص, وزيرى.
اين كتاب ترجمه (حياة الامام الصادق(ع)) نوشته محمدحسين مظفّر است.
در اين كتاب افزون بر تبيين زندگانى شخصى, علمى, رفتارى امام صادق(ع), گزيده اى از بيانات آن بزرگوار, مبحثى در تقيّه, علّت نام گذارى تشيّع به مذهب جعفرى, مناظرات امام(ع), امامت و رهبرى و راويان و شاگردان آن حضرت نيز مطرح گشته است. خواننده در بخش زندگى علمى امام صادق(ع) با معارف گوناگونى چه در زمينه علوم طبيعى و چه علوم انسانى و نيز بعضى از علوم غريبه آشنا خواهد شد.
* تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا). رسول جعفريان. (چاپ اوّل: تهران, وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى, 1373) 650ص, وزيرى.
مؤلف كه از ديرباز تدوين يك دوره تاريخ سياسى اسلام را در نظر داشته است, اينك جلد اوّلِ اين دوره از تاريخ اسلام را به چاپ رسانيده است. شيوه مؤلف بيشتر تأكيد بر تحليل حوادث تاريخى است تا نقل حوادث كه ميان نويسندگان گذشته متداول بود. در كتاب بحثهاى مقدماتى نظير, خاستگاه تاريخ نگارى در ميان مسلمانان, گونه هاى مختلف تاريخنگارى, آشنايى با مورخان مشهور مسلمان, سهم شيعه در تاريخنگارى, به عنوان بخش نخست آورده شده, تاريخ دوره جاهلى در بخش دوّم و آغاز اسلام در بخش سوم آمده است. بخش چهارم كتاب به اسلام در برابر فشار مشركين; بخش پنجم, اسلام در مدينه; بخش ششم, جنگهاى پيامبر تا سال پنجمِ هجرت و آخرين بخش آن به پيروزى بر حجاز اختصاص يافته است.
* معمارى اسلامى در چين. ليوجى پينك/مترجم مريم خرم. (چاپ اوّل: تهران, وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى, 1373) 299ص, وزيرى.
(معمارى اسلامى در چين) با يادكرد 51مسجد از مساجد چين ضمن بررسى تاريخچه هر مسجد و بنيانگذارى آن, با ارائه عكسهايى به همراه توضيحات مفيد تلاش مى كند نمايى كلّى از حضور معمارى اسلامى در چين را ارائه كند. فصل دوم كتاب را معمارى حوزه علميه كاشمر و فصل سوّم آن را معمارى چند بناى اسلامى و آخرين فصل آن را معمارى مقابر تشكيل مى دهد.
كتاب افزون بر تبيين معمارى اسلامى, خواننده را با تاريخ اسلام و مسلمانان و نيز چگونگى گسترش اسلام در آن ديار و نقش تجّار و سلسله ها در اين تلاش آشنا مى كند. براى خواننده فارسى زبان افزون بر همه, وسيله اى است جهت آشنايى وى با تلاش هم ميهنانش در گسترش اسلام در خاور دور.
* شيخ عبدالكريم حائرى, نگهبان بيدار. سعيد عباس زاده. (چاپ اوّل: تهران, سازمان تبليغات اسلامى, 1373) 108ص, رقعى.
اين كتاب چهل و ششمين شماره از مجموعه (ديدار با ابرار) است كه پژوهشكده باقرالعلوم قم به پشتيبانى سازمان تبليغات اسلامى براى معرّفى چهره هاى دينى و خدمت گذار به جامعه مى پردازد. اين كتاب به شيخ عبدالكريم حائرى مؤسس حوزه علميه قم با صفت (نگهبان بيدار) اختصاص دارد. در كتاب افزون بر شرح زندگى شيخ, اطلاعاتى نيز درخصوص تاريخچه شهر قم و نيز حوزه هاى علميه شيعه گرچه گذرا و نيز بعضى اطلاعات تاريخى در مورد حركات ضددينى رضاخان پهلوى وجود دارد.
* علامه حلّى, رايت ولايت. محمد حسن امانى. (چاپ اوّل: تهران, سازمان تبليغات اسلامى, 1373) 155ص, رقعى.
اين كتاب شصت و يكمين شماره از سلسله ديدار با ابرار است كه اختصاص به شرح حال علاّمه حلّى دارد و در آن افزون بر شرح حال علامه, اساتيد و آثار علمى وى, به مباحثى نظير بررسى عصر زندگى علاّمه, نيز توجه شده است.
* صاحب جواهر, فقيه جاودانه. ابراهيم اسلامى. (چاپ اوّل: تهران, سازمان تبليغات اسلامى, 1373) 113ص, وزيرى.
كتاب حاضر, چهل و دومين شماره از مجموعه (ديدار با ابرار) است كه به زندگى شيخ محمدحسن نجفى, مشهور به صاحب جواهر مى پردازد. در كتاب به شرح زندگى بيان حوادث, خصوصيات فردى, جايگاه علمى, اساتيد وى پرداخته شده و در نهايت بحثى در مورد ولايت و بويژه ولايت فقيه انجام گرفته است.
* سيماى قم. عبدالوحيد وفايى. (چاپ اوّل: تهران, سازمان تبليغات, 1373) 171ص, رقعى.
اين كتاب دهمين شماره از مجموعه ديار ابرار است كه به معرفى شهر قم مى پردازد. در كتاب به تاريخ پيدايش و اسامى شهر قم در طول تاريخ, جغرافياى آن, قطعه هاى برجسته تاريخى آن و به طور عمده به انقلاب اسلامى در قم پرداخته شده است. ارزش قم در ديد ائمه اطهار و حوادث مقدسى كه در آن اتفاق افتاده, زندگى حضرت معصومه, مساجد و مراكز علمى و تحقيقى و در نهايت عالمان و محدثان قمى به بحث كشيده است.
* احياء كاپيتولاسيون و پيامدهاى آن. مسعود الهى. (چاپ اوّل: تهران, سازمان تبليغات اسلامى, 1373). 184ص, رقعى.
موضوع كتاب كاپيتولاسيون در ايران و پيامدهاى آن است, كه در نهايت به پيروزى انقلاب اسلامى ايران منجرشد.در آغاز زمينه ها و تاريخ حضور نظامى بيگانگان در ايران و سپس تاريخچه كاپيتولاسيون در جهان از پيدايش تا الغاء را به بحث مى كشد, آن گاه به احياى آن در ايران و سپس پيامد آن را در دو بخش سياسى و حقوقى و تأثير آن بر رفتار مستشاران امريكايى مى پردازد و در نهايت به اختصار الغاى مجدّد آن را پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران توضيح مى دهد.
* از آوگوستن تا گاليله. آ.سى. كرومبى ـ مترجم احمد آرام. (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1373) ج2, 445ص, وزيرى.
كتاب تاريخچه علم از اوگوستن تا گاليله است و در آن به تاريخچه علوم گوناگون نظير, شيمى, گياهشناسى, نجوم, فيزيولوژى و غيره پرداخته شده است. كتاب صرفاً گزارشى تاريخى نيست, بلكه در جاى جاى آن مبانى و زمينه هاى پيدايش پيشرفتهاى علمى نيز طرح شده است.
ادبيات
*گلشن كمال. احمد كمال پور (كمال). (چاپ اوّل: مشهد, اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان خراسان, 1372) 254ص, وزيرى.
در آغاز كتاب ذيل عنوان (كمال شعر و ادب) به قلم آقاى دكتر محمد جعفر ياحقى, به برخى از جوانب شعر فارسى و چگونگى اشعار آقاى كمال پور, اشاره رفته است. سپس اشعار ايشان آمده است: قصايد, غزليات, مراثى, اخوانيات و مثنويات. اين كتابها عمدتاً شامل قصايد آقاى كمال است و ايشان با اين كتاب نشان داده كه به رغم آنچه گروهى مى پندارند, مى توان از قالب قصيده براى اداى معانى امروزين سود جست.
* نغمه هاى قدسى. غلامرضا قدسى. (چاپ اوّل: مشهد, اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان خراسان, 1370) 306ص, وزيرى.
كتاب حاضر شامل مجموعه اشعار استاد شادروان غلامرضا قدسى خراسانى است كه با مقدمه مرحوم مهرداد اوستا و به كوشش آقاى محمد قهرمان منتشر شده است. در آغاز كتاب شرح حال مرحوم قدسى به قلم آقاى قهرمان آمده و سپس از كيفيت تدوين اشعار او سخن رفته است. اشعار اين مجموعه شامل غزليات, مدايح و مراثى, قصايد, مثنويات, مقطعات, منظومه ها, اخوانيات, رباعيات و اشعار پراكنده است. در مقدّمه كتاب آمده است كه بيشتر, بلكه نزديك به همه اشعار مرحوم قدسى, مربوط به سال 1355 به بعد است. چه اينكه در دوره شاه چندين بار ساواك به خانه آن روانشاد دستبرد زد و نوشته ها و اشعار او را به غارت برد. به هرحال اينك كه مجموعه اشعار ايشان, آن هم از سال 1355 به بعد, منتشر شده است, بايد دست مريزاد به گردآورنده اين اشعار و خانواده مرحوم قدسى گفت. اميد است ديگر آثـار و اشعار ايشان نيز بزودى منتشر شود. در همين جا بايد يادآورى شود كه توزيع اين كتاب چندان گسترده نبوده و به بسيارى از شهرها و كتابفروشيها راه نيافته است.
اقتصاد
* اقتصاد كلان. يوسف فرجى. (چاپ اوّل و دوّم: تهران, انتشارات كوير, 1373) 2ج, 289 « 308ص, وزيرى.
كتاب در دو جلد و شانزده فصل, بحثهاى اصلى اقتصاد كلان را جهت دانشجويان دوره كارشناسى رشته هاى اقتصاد, مديريت و حسابدارى به رشته تحرير كشيده است.
فصول كتاب به قرار زير است: تعريف اقتصاد كلان, حسابهاى ملّى, اجزاى تقاضاى كل و تعيين سطح درآمد در مدل ساده, تئوريهاى مصرف, تئوريهاى سرمايه گذارى, تعميم مدل تعيين درآمد, عرضه پول, تقاضاى پول, روشهاى جبرى استخراج معادلات LM و IS, نظريه تعيين درآمد محاسبه, ضريب فزاينده در مدلهاى فوق, نظريه تعيين درآمد, سياست مالى, عرضه و تقاضاى كل, تئوريهاى عمومى تورّم, تورّم و بيكارى, اقتصاد كلان و اقتصاد بين الملل, رشد اقتصادى, حل المسائل اقتصاد كلان.
* سالنامه آمار بازرگانى جمهورى اسلامى ايران. گمرگ جمهورى اسلامى ايران. (چاپ اوّل: تهران, مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى, 1373) 3ج, 1788ص, وزيرى.
كتاب دربر گيرنده آمار بازرگانى خارجى جمهورى اسلامى ايران در سال 1372 است كه جلد اوّل و دوم آن به واردات و جلد سوم آن به صادرات تعلّق دارد. از نكات قابل تأمل در اين كتب افزونى بيش از 16ميليارد دلار واردات بر صادرات است.
* سالنامه آمار بازرگانى خارجى ج11. مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى. (چاپ اوّل: تهران, مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى, 1373) 774, 190ص, وزيرى.
كتاب دربرگيرنده آمار بازرگانى خارجى جمهورى اسلامى ايران در بخش واردات است كه توسط مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى برپايه اطلاعات گمرك جمهورى اسلامى ايران تنظيم شده است.
* نظام اقتصادى اسلام. حسن سبحانى. (چاپ اوّل: تهران, سازمان تبليغات اسلامى, 1373) 142ص, وزيرى.
مؤلف در اين كتاب, نظام اقتصادى اسلامى, شرح نظام اقتصادى, مبانى فلسفى و فكرى نظام اقتصادى اسلامى و نهادها و معيارهاى نظام اقتصادى اسلام را طى چند فصل به طور تفصيل مطرح كرده است و در پايان نكاتى را يادآور شده است كه به گمان وى جاى عرضه در فصول قبل نداشت. علمى ـ آموزشى
* آزمون در زبان انگليسى. فرهادى, جعفرپور و بيرجندى. (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1373)320ص, وزيرى.
كتاب براى دانشجويان رشته هاى آموزش و دبيرى زبان انگليسى در مقطع كارشناسى به منزله منبع اصلى درس (آزمون سازى زبان) تدوين شده است و در آن به بررسى آزمون زبان از مرحله تئورى تا مرحله عمل پرداخته شده است.
* مديريت استراتژيك. دكتر محب على و دكتر رحمان سرشت. (چاپ اوّل: تهران, دانشگاه علامه طباطبايى, 1372) 193ص, وزيرى.
كتاب در صدد تحليل و تبيين چگونگى ايجاد رابطه مناسب و منطقى بين (سازمان) و (محيط) در يك تلاش مديريتى است. ايجاد چنين رابطه اى كه از آن تعبير به (تصميمات استراتژيك) مى كنند, نيازمند مديريتى استراتژيك است و كتاب در پيرامون همين موضوع به تحرير درآمده است.
* سيستمهاى آموزشى. بلا. اچ. نبتى/ انور صمدى راد. (چاپ اوّل: تهران, دانشگاه علامه طباطبايى, 1372) 123ص, وزيرى.
كتاب در صدد تبيين چگونگى به كارگيرى سيستم در آموزش و پرورش است. راه حلّى كه كتاب ارائه مى دهد مبتنى بر اين اصل است كه نيروى نهفته در سيستمها بسيار بالاست; بنابراين براى بهره گيرى از آن در آموزش و پرورش بايد (سيستم) را به كار گرفت. از اين رو چگونگى به كارگيرى آن را از طريق بحث در عناوينى چند از قبيل (سيستمها و آموزش و پرورش) (سيستمها براى يادگيرى), (تنظيم هدفهاى آموزشى), (تجزيه و تحليل تكاليف يادگيرى), (طراحى سيستم) و (اجراء و كنترل كيفيت) به خوانندگان ارائه مى دهد.
* انگليسى براى دانشجويان رشته مهندسى نساجى. دكتر اكبر دليلى. (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1373) 355ص, وزيرى.
كتاب جهت دانشجويان مهندسى نساجى تدوين شده تا آنان را با اصطلاحات ويژه آن رشته در زبان انگليسى, آشنا سازد.
* آب و هواى كره زمين. كيث بوشر/هوشنگ قائمى. (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1373) 265ص, وزيرى.
اين كتاب همان گونه كه از نامش پيداست, درباره آب و هـواى كره زمين, بحث مى كند و اين جلد به بررسى آب و هواى مناطق حاره و نيمه حاره جهان اختصاص يافته است.
* جغرافيا تركيبى نو. پيتر هاگت/شاپور گودرزى نژاد. (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1373) 420ص, وزيرى.
كتاب به جغرافياى تركيبى و تلفيقى مى پردازد. در اين جلد به چالش محيطى و پاسخ اكولوژيكى انسان پرداخته شده است.
* تاريخچه جامعه شناسى اسلامى. سروستانى, رجبى, سليمان پناه و ميرسپاه. (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1373) 415ص, وزيرى.
كتاب در پنج فصل تدوين شده است و بنا دارد مبانى جامعه شناسى اسلامى را كشف كند. در فصل نخست به پيشينه بحث مى نگرد, در فصل دوم انديشه هاى دينى و باستانى را به بحث مى كشد در فصل سوم كه مهمترين فصل است به آراى انديشمندان اسلام در مباحث جامعه شناسى و مبانى آنان مى پردازد و در فصل چهارم به رنسانس در اروپا و در فصل پنجم درباره تاريخچه جامعه شناسى جديد بحث مى كند.
* مديريت مالى. سيموند پى. نوو ـ مترجم جهانبانى و پارسائيان. (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1373) 474ص, وزيرى.
اين كتاب ترجمه و اقتباسى است كه جهت دانشجويان دوره كارشناسى رشته حسابدارى و مديريت تدوين شده و در آن مباحث مهم مربوط به مديريت مالى در نُه فصل به بحث كشيده شده است.
* پژوهشهاى عملياتى. منصور مؤمنى. (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1373) 386ص, وزيرى.
مؤلف كوشيده است انواع گوناگون مدلهاى احتمالى را در تحقيقات عملياتى به بحث كشد و در آن به مباحثى چون احتمال و فرايندهاى تصادفى, تكنيكهاى تصميم گيرى, برنامه ريزى پويا, تجزيه و تحليل ماركوف, نظريه صف و شبيه سازى پرداخته شده است.
* حقوق ادارى. دكتر منوچهر طباطبائى مؤتمنى. (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1373) 516ص, وزيرى.
مؤلف كوشيده است مباحث مربوط به حقوق ادارى را در شش فصل به طور مبسوط به بحث كشد.
*
مجله هاى پژوهشى
* آزادگان
سال چهارم, شماره سوم, پاييز73.
مولود كعبه, نماز در اسارت, حديث رويش, خط اصلى و رمز موفقيت خط ولايت فقيه است, (آموختن) عنصر اوليه تربيت و….
* بصائر
سال اول, شماره سوم, آبان73.
استفتائاتى از مقام معظم رهبرى, سيماى فاطمه(ع) از ديدگاه امام خمينى (قدس سره), همبستگى اجتماعى و مفهوم آن در قرآن, زمينه هاى وحدت جهانى اسلام, نقدى بر ترجمه الهى قمشه اى از قرآن مجيد و….
* پيام يونسكو
سال بيست وچهارم, شماره 275, مهرماه73.
در جستجوى زبانى نو, پشت پرده سينما, دون ژوان و جستجوى مطلق, قمار عاشقانه نزد مولوى و….
* پيام يونسكو
سال بيست وپنجم, شماره 281, مهرماه73.
تلاش براى خلع سلاح, فعاليتهاى يونسكو, (گوته) انسانى براى تمام جهان, كتابهاى جهان و….
* پاسدار اسلام
شماره 156, آذر73.
پديده وحى, ملاكهاى ارزشى در جامعه دينى, نگرشى بر نظام حمايتى, زهرا(س) در آينه هدى, اسلام و تنظيم خانواده, مدرس ديانت در عرصه سياست و….
* پيام زن
سال سوم, شماره نهم (پياپى33), آذر73.
كتابشناسى مادر, دانشگاه از اين سو تا آن سو؟, كدام الگو؟, ثبات اخلاقى و….
* پيام زن
سال سوم, شماره دهم (پياپى34), دى73.
اسلام, زن و كنكاشى نوين(3), تشبيب از ديدگاه شيخ انصارى, گزارشى از اولين جشنواره فرهنگى هنرى خواهران, (رابعه) شكوه ادب پارسى(2), تازه هاى پژوهش و….
* تراثنا
الثانى و الثالث [35و36], السنة التاسعة, ربيع الاخر ـ رمضان1414هـ.
تدوين السُنة أم تزييف الشريعة؟, حكم الجمع بين الصلاتين على ضوء المذاهب الفقهية, تشييد المراجعات و تفنيد المكابرات, (نهج البلاغه) عبر القرون, احياء التراث(1), مصطلحات نحويه(1), ديوان الاجارات المنظومة, الرُّد على الوهّابية ـ للشيخ محمد جواد البلاغى و أنباء التراث.
* حضور
دوره دوم, شماره 8, پاييز73.
امام خمينى منادى حق و احياگر تفكر دينى, (امام) فيلسوف بزرگ تربيتى, وحدت از ديدگاه امام خمينى, چهار انفجار در بستر تاريخ, نقش ولايت در تاريخ اسلام و جهان, (ياد او) حديث بيدارى, توبه از ديدگاه امام خمينى, خداوند از همه چيز بالاتر است, كوثر تاريخ زنده انقلاب اسلامى و….
* دانشگاه انقلاب
دوره جديد, شماره 100, زمستان72.
آشنايى با پژوهشگران, تأثير نظريه هاى فيزيكى بر افكار فلسفى, تحول نگرشها و روشها, نگاهى به وضعيت و اهداف شوراى عالى انقلاب فرهنگى, نقدى بر مبانى منطق, نقدى بر (ترجمه باب حادى عشر), ترجمه يا تأليف؟! معرفى پاره اى از مراكز تحقيقاتى فيزيك و….
* دانشگاه انقلاب
بمناسبت هفته كتاب و كتابخوانى, آذر73.
انتشارات دانشگاهى ـ دستاوردها و كاستيها, ترجمه و دريچه هاى نو, اقتراح, بررسى وضعيت انتشارات علوم انسانى, سوبسيد, مميزى كتاب و كتاب سال, كـتابخانه هاى دانشـگاهى در فرايند توسعـه, حـق آفرينش انديشه, توزيع كتاب ـ مشكلات و راهبردها, ما و كتابخانه هاى سرد و ساكت, چگونه رساله بنويسيم؟, كتاب در قرآن كريم, كتابشناسى نقد داستان در ادبيات فـارسى, تازه هاى كتاب حقوقى, جايگاهى بـراى بررسى كتاب و….
* رسالة الثقلين
العدد التاسع, السنة الثالثة, محرم ـ ربيع الاول1415هـ.
فلسفه عاشورا, كيف تفهم القرآن؟, دور اهل البيت(ع) فى بناء الكتلة الصالة(8) الاطار السياسى و الاجتماعي, تغيير الاحكام الشرعية وقعاً لمقتضيات الزمان و المصالح الاجتماعية, الخطوط الاعلامية العريضة لتوحيد العمل التبليغى فى العالم الاسلامي, مدى تأثر علماء الفقه و الاصول بالفلسفة(1), اهتمام الشيعة بنقل و ترجمة آثار و اقوال السيد المسيح 1, العدالة الاجتماعية فى النـظرية الغربية(1), فـلسفه الحـكم و نـظامـه عند اهل البيت(ع) و….
* راهبرد
شماره 4, پاييز73.
نظريه هاى دولت در فقه شيعه, عدم تقارن اطلاعات منبع رانت, احكام حكومتى و مصلحت, تحليل طبقاتى و ديالكتيكهاى نوسازى در خاورميانه, تأملى بر حقوق بشر, ضمانت اجراهاى قانونى در حقوق ايران در زمينه رعايت حقوق بشر.
* رسانه
سال پنجم, شمارٌ3, پاييز73.
تحليل محتواى مطبوعات كودكان, اعتبار يا مشروعيت در ارتباطات ميان فردى, سيماى روابط عمـومى در ايران, باورسازى مثبت تلويزيونى, كتابشناسى و….
* زنان
سال سوم, شماره 20, مهر و آبان73.
نقش هنر, (فقه, زن, ارزشها), تحول هويت جنسى در دختران, حسادت, اين حس دردناك و تحقيرآميز, معرفى كتاب و….
* سياست خارجى
سال هشتم, شماره سوم, پاييز73.
نـظريه هاى مـذهب و قيام: تجربه آمريكاى مركزى, معرفى و نقد كتاب: ايران و آمريكا در آثار دانشگاه و اجرايى, سيـاست امـنيت مـلى ايران, رنسانس ايران, مرز حاكميت ملى, ايـدئولوژى و فرهنگ مدرن و….
* فرهنگ توسعه
سال سوم, شماره13و14, مرداد ـ شهريور, مهرـ آبان73.
عرفان و توسعه, ايران و نظام بين الملل, روش شناسى دين, مديريت دولت و استراتژيهاى خصوصى سازى و….
* الفكر الاسلامى
العدد السادس, السنة الثانية, ربيع الثانى ـ جمادى الثانية1415هـ.
السمات المطلوبة للمجتهد فى الحكومة الاسلامية, التعايش الفقهى بين المذاهب و الاديان المختلفة, وظيفة الفلسفة فى تأسيس النهفته, التفسير الاسلامى للتاريخ, من الفكر السياسى الاسلامي, البرنامج المقترح لتطوير الدراسة فى الحوزة العلمية.
* فقه
شماره اول, پاييز73.
فقه و بازتابها, استاد فقيهان, ولايت فقيه از ديدگاه شيخ انصارى, پايه هاى فكرى شيخ انصارى, نوآوريهاى شيخ انصارى در اصول, هنرهاى تصويرى و تجسمى در…, اكل مال به باطل در بينش فقهى شيخ, خريد و فروش خون, خريد و فروش مردار, بهره ورى از اشياء نجس, پيوند و خريد وفروش اجزاى بدن, ضمان از ديدگاه شيخ انصارى, اراضى دولتى در نگاه شيخ انصارى, حكم شطرنج در نظرگاه شيخ انصارى, نٍقدى بر مكاسب با تصحيح و تحشيه…, بدعت در فقه اسلامى.
* كلام اسلامى
سال سوم, شماره 2 (مسلسل10), تابستان73.
برهان نظم در قلمرو نقد و تحليل, جوهر و عرض, تئوريهاى شناخت در ساختار و مبانى استقراء, خاستگاه دين, بعثت, دين شناسى, رساله خلق الاعمال, مايه هاى فقهى پيشوايان اهل سنت, قصيده توحيد و….
* كلمه
شماره11, آبان73.
ديالوگ با مسيحيت, دين شناسى تطبيقى, تصوير زن در پرتو قرآن و كتب مقدس, نظريه تسامح در برابر سوداى توطئه, گذرى بر گفتگوهاى بين اديان, الهيات سياسى, مأخذشناسى, دين و فلسفه, از خود بيگانگى و بازگشت به خدا و….
* كيان
سال چهارم, شماره21, شهريور و مهر73.
دين و دموكراسى. مدارا و مديريت مؤمنان, مردم سالارى و دين سالارى, غسل تعميد سكولاريزم يا نجات دين, فرآيند عرفى شدن شريعت مسيح, ادبيات داستانى عاميانه و…
* كيهان انديشه
شماره 56, مهر و آبان73.
توحيد صمدى, درآمدى بر فلسفه رياضى, اعتبار عقل در نظر دكارت, نقد ادله مسلك اصولى, مودودى همچنان مى درخشد, درآمدى بر فلسفه دين, فلسفه علوم اسلامى, تاريخ و تطور كلام اسلامى, فتوحات مسلمانان در عصر خلفا و نقش امام على(ع), امالى شيخ طوسى و….
* كيهان فرهنگى
سال يازدهم, شماره 8, آبانماه73.
تحول نظام قضايى; گره ها و راه حل ها, سيرى در يك غزل عطار, مبانى و منابع مشترك اجتهادى لمس مرگ, جذبه شورانگيز تلاوت, تيغ زبان ماست كه عالم گرفته است, بررسى كتابهاى: در قلمرو آفتاب, (فقه) تكاپوى انديشه ها, اروپايى ها و لباس ايرانيان, غبارنويسى اشعار امام(ره), گسترش يا تجديد زبان فارسى, سفرنامه نسيم و….
* مطالعات آسياى مركزى و قفقاز
سال سوم, دوره دوم, شماره 6, پاييز73.
بحرانهاى منطقه اى و تلاشهاى سازنده جمهورى اسلامى ايران, نظم نوين جهانى و ضرورت همكارى هاى نفتى منطقه اى در آسياى مركزى, خاستگاه ارمنى ها به روايت مورخان كهن, تنوع زبانها, گويشهاى ايرانى, تيغ برنده پارسى, معرفى و نقد كتاب و….
* مسجد
سال سوم, شماره 16, مهر و آبان73.
مقدمه اى بر حقوق اسلامى تطبيقى, دين شناسى و دين آموزى كودكان و نوجوانان, كاوشى در علل و عوامل تورم و گرانى, ره آورد مسجد در فرهنگ اسلامى, تاريخ آموزش در مساجد و….
* ميراث جاويدان
سال دوم, شماره دوم, تابستان73.
شرحى بر رسالة الولاية, فرهنگ اصطلاحات وقف, الاسعاف فى احكام الاوقاف, سير تاريخى هنر تذهيب, نقدى بر يكى از ترجمه هاى قرآن كريم, وقف و سوگوارى, اراضـى وقفى در قانون زمين, ملا عبدالوهاب قزوينى, تثبيت نظريه امامت شيعى, بازخوانى يك سند و….
* نشر دانش
سال چهاردهم, شماره ششم, مهر و آبان73.
مشاركت ملى و توسعه فرهنگى, زبان فارسى مميز ذيروح از غير ذيروح(2), (درست) و (غلط) از زبان بلومفيلد, (آن) و (آنى) پسوندهاى مركب و دوگانه, واژه گزينى علمى با استفاده از (شاهنامه), فارسى بنويسيم, كتاب و تلويزيون: مشاركتى تازه, سفرنامه (مرآت الاحوال), تاريخ مختصر زبان فارسى, ادبيات و دستـور زبان پهلوى, چند كتاب چاپ خارج, كتابهاى تازه و….
* نمايه
سال چهارم, شماره 7, (پياپى35), آيان73.
* نمايه
سال چهارم, شماره 8, (پياپى36), آذر73.
* النور
السنة الرابعة, العدد الواحد والاربعون, ربيع الثانى ـ جمادى الاولى1415هـ.
السلطة و الدولة فى الاسلامى, مؤتمر السكان و التنمية فى القاهرة, من عوامل الانقسام داخل الحركة الاسلامية المعارصة, التراث القصصى العربى و نشأة القصة الحديثة و….
* النور
السنة الرابعة, العدد الثالث والاربعون, (جمادى الثانى ـ رجب1415هـ)
الثـابت و المتغير فى الاسلام, حرب المسيرات تحت سقف الانتخـابات, اسلام فى ظل المفاعلات النووية و….
* هگمتانه
شماره 40, آذر73.
نامآوران همدان, لاله هاى عطرآگين خمينى(ره), نويسندگان همدان, معرفى ديدنيهاى استان و….
*
مير غلام على آزاد بلگرامى و آثار عربى او
عباس سيد حسن
مير غلامعلى آزاد بلگرامى (1116 ـ 1200ق) از تذكره نويسان بنام و علماى متبحّر هندوستان در قرن دوازده هجرى به شمار مى آيد. او از ستارگانى است كه در قرن دوازدهم بر افق علمى شبه قاره درخشيد و شعاع تابناك علم و فضل او از هندوستان فراتر رفت و گوشه هايى از ديار عرب را نيز منور كرد.
در عرب ديوانِ ما هم شورها افكنده است
گرم دارد بزمها را شعله الحان ما1
آزاد در شـاعرى خود را بحق (حسان الهند) لقب داده است.
چون مدح رسول، كام من شد
حسّان الهند نام من شد2
او در فارسى و عربى تحقيقاتى ارزنده انجام داده و در اين دو زبان تأليفات زيادى به يادگار گذاشته است.3
ديوان عربى او داراى سه هزار و هفتصد بيت است. علاوه بر اين، مثنويات، قصايد و ماده تاريخهايى نيز دارد. صاحب (اتحاف النّبلا) تعداد اشعار عربى آزاد را ده هزار بيت نوشته است.4 دكتر زبيد احمد5 و دكتر فضل الرحمن ندوى6 درباره آثار عربى آزاد تحقيقات شايانى انجام داده اند. نمونه هايى از شعر عربيِ آزاد در كتابهاى زير آمده است:
1. نزهة الخواطر، ج6، ص204 ـ 205.
2. اتحاف النبلا، ص331 ـ 335.
3. خزانه عامره، ص140 ـ 145.
در اين گفتار كوتاه، سعى ما تنها معرفى آثار عربى آزاد است، اميدواريم بتوانيم در اين نگاه كوتاه به اهميت آثار عربى آزاد و همچنين وسعت مطالعه و مشاهده و شخصيت علمى و ادبى او پى ببريم.
1ـ سبحة المرجان فى آثار هندوستان7
اثر يادشده، يكى از معروفترين و مهمترين تأليفات آزاد بلگرامى است كه آن را به سال 1177ق/ 1763م تأليف كرده است. چنان كه از عنوان كتاب آشكار است، موضوع اصلى آن هندوستان است. اين كتاب در چهار فصل تأليف شده است: فصل اوّل
به بيان عظمت و بزرگى هند و اشارات نسبت به اين كشور در تفاسير قرآن و احاديث اختصاص دارد. مؤلف احاديث و نظريات متعددِ مفسّرين قرآن را در مورد داستان آدم و حوّا و هبوط آنان از بهشت به كوهى در سرى لنكا كه (آدم) نام دارد، نقل كرده است. فصل دوم
شامل شرح حال 44نفر از علما و ادباى مسلمان هندى است كه يا در هند متولّد شده، يا از جاى ديگر رو به هند آورده و در آنجا سكونت گزيده اند. فصل سوم
به محسنات كلام اختصاص دارد و در آن از صنايع و بدايع كه هنديان و نيز خود مؤلف اختراع و استخراج كرده اند، بحث مى شود. لازم به ذكر است كه مؤلف كتاب، دو بخش اخير، يعنى فصل سوم و چهارم، را به نام (غزلان الهند) در 1178ق به فارسى برگردانيده است. فصل چهارم
درباره (نَايكابهيد) يا (فى بيان المعشوقات و العشّاق) است.
سبحة المرجان نخستين بار در بمبئى به سال 1303ق/ 1886م در 298 صفحه به طبع رسيد. سپس در عليگر در سال 1976 و 1980م به تصحيح و با مقدمه اى فاضلانه از دكتر محمد فضل الرحمن ندوى سِيوانى در دو مجلد به چاپ رسيد. و بار ديگر در مصر نيز چاپ شده است.
نسخه هاى خطى سبحة المرجان
* هند، دهلى، موزه ملّى، به خط مؤلف.
* پاكستان، لاهور، دانشگاه پنجاب، ، نستعليق، حسين بن محمد علوى، 1253ق، 392 ورق.8
* هند، لكهنؤ، ندوة العلما، 1795 نسخ، عباس بن احمد يمانى، 1292ق در بهوپال، 432ص.9
* هند، پَتنا، كتابخانه خدابخش، بانكى پور، 653، نستعليق، 112 ورق.10
* هند، حيدرآباد، آصفيه، ش2135.11
* هند، كلكته، مدرسه عاليه، ش88 (فقط خلاصه دارد).
* لندن، موزه بريتانيا، ج3، ص1022ب و 1055ب.
* منچستر، كتابخانه جان ريلاندس، شماره [463] 292. در فهرست نسخه هاى خطى عربى اين كتابخانه سهواً اسم مؤلف (جلال الدين آزاد…) آمده است.12
* هند، عليگر، دانشگاه اسلامى، ذخيره احسن، شماره ، نستعليق خوش، 406گ.
ترجمه فارسى سبحة المرجان
فصل اول و دوم اين كتاب را سيد شمس الدين حسنى الحسينى بنارسى به دستور راجااِيسَر پَرساد در سده نوزدهم به فارسى برگردانده است و نسخه منحصر به فرد اين ترجمه در كتابخانه خدابخش پَتنا (هند) موجود است. شماره 653، نستعليق خوش، تاريخ ترجمه 1286ق، 112ورق. مظهر آدم،ترجمه سبحة المرجان (به زبان اردو)
مولوى شمس الدين، مترجم فارسى، دو فصل از سبحة المرجان را به زبان اردو نيز ترجمه كرده كه در 1295ق/ 1878م در 123 صفحه از مطبع نامى منشى نولكشور لكهنؤ (هند) به طبع رسيده است. (مظهر آدم) به حروف ابجد نام تاريخى است كه از آن 1295ق به دست مى آيد.
2ـ ضؤ الدّرارى شرح صحيح البخارى13
آزاد، صحيح بخارى را تا كتاب الزّكات شرح كرده است. وى اين شرح را در 1151ق در حرمين شريفين به انجام رسانيده است. كتاب، حاوى متن و شرح است و نسخه منحصر به فرد آن در كتابخانه ندوة العلما لكهنؤ با مشخصات زير موجود است:
شماره 364، نستعليق، به خط مؤلف، 1151ق در مدينه، 146ص، 23سطر. نواب صديق حسن، صاحب ابجد العلوم، نسخه مؤلف را به دست آورده بود و حكيم عبدالحئى، صاحب نزهة الخواطر، نيز در كتاب خود، الحطّة فى ذكر الصّحاح الستّة، ص226 شرح صحيح بخارى، آزاد بلگرامى را معرّفى كرده است.
3ـ شفاء العليل فى اصلاح كلام ابوالطيب المتنبّى14
آزاد بر اشعار المتنبّى شاعر معروف عرب نقدى زده است و اشتباهات معانى و بيان در كلام وى را نشان داده و اصلاح نموده است. نسخه هاى خطى اين رساله در كتابخانه هاى زير موجود است:
* حيدرآباد، كتابخانه آصفيه، در فن دواوين عربى، شماره1113.
* حيدرآباد، كتابخانه سيدعلى حسين بلگرامى.15
* لكهنؤ، كتابخانه ندوة العلما، شماره1445، نستعليق، مكتوبه سيد نورالحسن قَنّوجى (فرزند نواب صديق حسن خان). 50ص، 25سطر.16
* حيدرآباد، موزه سالار جنگ (2نسخه).17
پروفسور نثار احمد فاروقى، دو نسخه كتابخانه موزه سالار جنگ را مقابله و تصحيح كرده و با حواشى مفيد در مجله (ثقافت الهند)، چاپ دهلى، جلد35، ش4/3 و جلد36، ش1ـ2 به طبع رسانيده است.18
4ـ شمامة العنبر فى ماورد فى الهند من سيد البشر
مؤلف دراين رساله مختصر، احاديث منقول از رسول خدا(ص) را در باب فضايل كشور هند جمع آورى كرده است. پيش از او كسى به چنين كار دست نزده بود. او اين رساله را در شهر اَركات در 1162ق تأليف كرد19 و در سبحة المرجان (سال تأليف 1177ق) از آن نقل قول كرده است. فهرستنويس كتابخانه آصفيه، سال تأليف رساله مذكور را 1196ق و محل تأليف آن را شهر تُونك نوشته است كه درست نيست. سه نسخه خطى آن در كتابخانه آصفيه حيدرآباد به شماره هاى 853 ـ 857 و 859 مضبوط است.20
5ـ مثنوى مظهر البركات21
آزاد، مظهر البركات را به تقليد از مثنوى مولوى سروده و در دفترهاى مختلف اين مثنوى خيالات و افكار فلسفى و كلامى و عرفانى را در قالب داستانهاى ساده ارائه داده است. مظهر البركات در بحر خفيف سروده شده و آزاد مدعى است كه پيش از او هيچ كس در اين بحر براى سرودن مزدوجه سعى ننموده است. او در آغاز، اين مثنوى را در چهار دفتر سروده بود، اما بعداً به درخواست نوه خود، اميرحيدر بن نورالحسين سه دفتر ديگر نيز بدان افزود.
دفتر اول در سال 1193ق/ 1779م در اورنگ آباد به مدت يك سال سروده شد.
دفتر دوم در سال 1194ق/ 1780م در حيدرآباد در مدتى حدود پنج ماه فراهم آمد.
دفتر سوم و چهارم كه در جمادى الآخر 1195 در اورنگ آباد بدان پرداخته شد، در شعبان 1195 به اتمام رسيد.
دفتر پنجم و ششم و هفتم در سال 1196ق/ 1782م سروده شده اند. البته در دفتر اول (حمد) نيست، ولى در آغاز ديگر دفترها، (حمد) موجود است و بعد از هر دفتر يك خاتمه وجود دارد.
اين مثنوى تاكنون به چاپ نرسيده و نسخه هاى خطى آن در كتابخانه هاى مختلف موجود است كه شرح آن به قرار زير است:
* هند، حيدرآباد، كتابخانه آصفيه، به خط مؤلف.22
* منچستر، كتابخانه جان ريلاندس منچستر، 481الف (از ص3ب ـ 174الف).23 اينجا نادرست (مُظهِر البركات) نوشته شده است.
* كتابخانه پرنستن.24
* هند، عليگر، دانشگاه اسلامى، گنجينه احسن، شماره 891/71، نستعليق خوش، محمد قاسم على، 1302ق، 368ورق، (از 369 تا 375 قصيده مرآة الجمال آمده است.)
* هند، لكهنؤ، كتابخانه ندوة العلما، شماره 307/5020.25
* پَتنا، كتابخانه خدابخش، شماره 2641، از ورق1 الف ـ 127ب. در آخر اين نسخه از ورق 128الف ـ 132ب مرآة الجمال آمده است.26
6ـ ديوانها
آزاد، ده ديوان دارد كه هفت جلد از آنها در (السبعه السياره) گرد آمده است.
ديوان اول: در مطبع كنزالعلوم، حيدرآباد دكن، به سال 1187ق و در 61 صفحه چاپ شده است.
ديوان دوم: در مطبع لوح محفوظ حيدرآباد به سال 1187ق در 58صفحه، به چاپ رسيده است.
ديوان سوم: در مطبع كنزالعلوم، حيدرآباد دكن به سال 1187ق در 48صفحه چاپ شده است.
ديوان چهارم: به سال 1190ق به چاپ رسيده است.27
ديوان پنجم28 و ششم و هفتم: در سال 1194ق، نسخـه خطى هفـت ديـوان مذكور عـربى آزاد در كـتابخانه نواب نورالحسين بن نواب صديق حسن خان در لكهنؤ موجود بوده است و صاحب نزهة الخواطر آنها را در آنجا ديده بود. (نزهة الخواطر 202/6)
ديوان هشتم29: نسخـه اى از ايـن ديـوان در 55ورق در كـتـابخـانه مكتبة شيخ السلام عـارف حـكمت در شهـر مدينه موجود است. مورخ 990 كه اشتباه است.
ديوان نهم30: معروف به (تحفة الثقلين) در مطبع نور الانوار در آره (بيهارـ هند) در 1294ق چاپ شده و نسخه خطى آن در دانشگاه عليگر (هند) موجود است. شماره 711ع 298/892ع1/
ديوان دهم:
نسخه هاى ديوان نهم و دهم در ذخيره سبحان الله در دانشگاه عليگر (هند) موجود است. همچنين در كتابخانه هاى زير نيز نسخه هاى از آن ديوان موجود است.
* هند، حيدرآباد، كتابخانه آصفيه، شماره109.
* هـند، رامپـور، كـتابخـانه رضا586/1 (فهرست عربى).
* هند، پتنا، كتابخانه خدابخش، شماره 3370 و 3959، به نام (ديوان آزاد، صفحه آخر به خط مؤلف، 1170ق، 56ورق.31
* ايران، تهران، كتابخانه مركزى دانشگاه تهران، شماره 10475 (فهرست نشده است).
* لندن، موزه بريتانيا، شماره، OR 8269 (فهرست نشده است).
7ـ السّبعه السّياره
هفت ديوان شعر است كه در سالهاى 1179 ـ 1194ق تأليف شده اند. گزيده هايى از اشعار اين مجموعه به نام (مختاراتِ ديوان آزاد، در 1328ق/ 1910م در آسى پريس لكهنؤ (هند) به چاپ رسيده است. نسخه اى نيز از اين كتاب در كتابخانه نورالحسن در شهر لكهنؤ بود، به خط تعليق شكسته آميز.32
8ـ تسلية الفؤاد فى قصايد الآزاد33
مجموعه اى است مشتمل بر چند قصيده آزاد كه نسخه خطى آن در كتابخانه عارف حكمت در مدينه موجود است.
9ـ مرآة الجمال
منظومه عربى داراى 105 بيت در تعريف زيباييهاى محبوب از سرتاپا. آزاد اين منظومه را در 1187ق/ 1773م سروده است. استورى مثنوى سراپاى معشوق (فارسى) و مرآة الجمال را يكى دانسته است.34
لازم به ذكر است كه مولوى محمد باقر آگاه مدارسى نيز قصيده اى در 105بيت در تعريف و توصيف سراپاى معشوق به عربى به نام مرآة الجمال سروده است كه در پايان نسخه آن، نقد و نظر آزاد بلگرامى آمده است. نسخه خطى اين قصيده در ديوان آگاه در كتابخانه سالار جنگ حيدرآباد، شماره 2164 ـ A/N.M/258 وجود دارد.35
10ـ كشكول
شامل مطالبى پراكنده و اكثر به خط مؤلف است. نسخه خطى آن در كتابخانه آصفيه حيدرآباد زير عنوان محاضرات عربى موجود است.36
11ـ الأمثله المترشحة من القريحة37
12ـ قصيده همزاليه
نسخه خطى اين قصيده در كتابخانه ندوة العلماى لكهنؤ، به شماره 1496، خط نسخ، 4ص، مضبوط است.38
13ـ اوج الصبا فى مدح المصطفى
قصيده اى است در مدح پيامبر اكرم(ص) و نسخه خطى اين قصيده در كتابخانه ندوة العلماى لكهنؤ به شماره 1423 موجود است، به خط نستعليق و در 96 صفحه.39
14ـ نصاب القصيده فى التغزّل40
15ـ مكتوبات حضرت مجدّد.
ترجمه عربى برخى از نامه هاى شيخ مجدّد سرهندى است كه آزاد انجام داده است.41
* مصنفات حكيم ميرزا حسن لاهيجى
على صدرائى خوئى
بنيان گذارى حكمت متعاليه توسط صدرالمتألهين آخوند ملاصدرا شيرازى (متوفاى 1050هـ.ق) صورت گرفت، ولى در زمان حيات وى رغبت چندانى به آن نشان داده نشد. بعد از او پيروان وى كمر همت بستند و با تدريس و تأليف مبانى قويم حكميِ آخوند، توانستند آن را به جايگاه حقيقى خود برسانند و حكمت مشايى و اشراقى را تحت الشعاع آن قرار دهند. يكى از اين انديشمندان فاضل حكيم متأله ميرزا حسن بن عبدالرزاق لاهيجى گيلانى قمى حفيد ملاصدرا بود. پدر وى ملا عبدالرزاق فياض لاهيجى با وجود اينكه داماد ملاصدرا بود و رتبه والايى در علوم داشت با شدّت عناد مخالفين مانند ساير اقران خود نتوانست حكمت متعاليه را بسطى بدهد و مشى علمى او مدارا با قشريين بود و مباحث غامض مبانى استادش را گاه در مطاوى شوارق و مشارقش و گاه در اثناى حواشى بر شروح تجريد بيان كرده و بنابر مصالحى كه بر ارباب علم پوشيده نيست، پرده تقيّه را هيچ وقت كنار نيانداخت. اما پسر او ميرزا حسن ظاهراً شرايط بهترى از پدر داشت و تا آنجا كه توانست در اين وادى قلم فرسايى كرد. او ضمن اينكه متشرعى كاملاً متعبّد بود و تأليفاتى در ادعيه، فقه، اخلاق و اصول دين داشت، در مسائل فلسفى نيز پركار بود و حدود شش كتاب مستقل در بيان مسائل آن و رد ايرادهاى مخالفين نگاشته است. متأسفانه حق اين حكيم چنانچه بايد ادا نشده و مانند صدها عالم شيعى در پرده هاى ضخيم فراموشى و عدم اعتنا گم گشته است.
تأليفات حكيم لاهيجى در موضوعات مختلف از تنوع بسيار برخوردار است كه اجمالاً ذكر مى شود:
او در بيان مسائل اعتقادى و اصول دين (كتاب شمع يقين يا آيينه دين) و (اصول دين يا اصول خمسه) را پرداخته و در رد شبهه اى پيرامون امامت كتاب (درّ مكنون) و در اثبات رجعت و رد شبهات پيرامون آن (سرّ مخزون يا اثبات الرجعه) را به فارسى تأليف كرده است.
در مسائل فروع دين و فقهى نيز رساله هاى (تقيّه)، (زكاة)، (هدية المسافر) در احكام مسافر از قبيل قصر و اتمام و…، (رسالة فى بعض مسائل الغيبة) را نگاشته است.
او در دعا سه كتاب تأليف نموده كه نشانه اهتمام وى به دعاهاى ائمه معصومين(ع) است.(جمال الصالحين) شامل دوازده باب در ادعيه و زيارات و (شرح صحيفه سجاديه) كه به فرموده شيخ آغابزرگ با اينكه به اتمام نرسيده، ولى سه مجلد كبير است و ديگر (تحفة المسافر) كه خلاصه جمال الصالحين است.
وى در اخلاق، رساله شهيد ثانى پيرامون غيبت را به فارسى و به نام (تزكية الصحبة يا تأليف المحبة) درآورده است.
در مورد حكمت متعاليه نيز دو نوع تأليف دارد:
الف. در بيان مسائل غامض حكمى، كتابهاى (روايع الكلم)، (زواهر الحكم)، (مصابيح الهدى)، (مصباح الدرايه) كه همه را به عربى پرداخته است.
ب. در دفاع از حكمة متعاليه و دفع شبهات مخالفين (آيينه حكمت) را به فارسى و (الفة الفرقه) و (ابطال التناسخ) و (النفس الناطقة الانسانيه) را به عربى تأليف نموده است.
به لحاظ تنوع آثار اين حكيم و اهميت آنها، نگارنده بنا دارد تمامى مصنفات اين حكيم ربانى را با همكارى سازمان ميراث مكتوب وابسته به وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامى، تصحيح و منتشر سازد.
در اين مقال آثار شناخته شده آن حكيم ارائه مى گردد. با اين اميد كه اگر انديشمندى بر آثار ديگرى از او يا نسخه هاى ديگرى از آثار او دست يافت از اعانت و مساعدت دريغ نفرمايد.
مصنفات وى به ترتيب حروف الفبا عبارتند از:
1ـ آيينه حكمت، فارسى. در حقيقت حكميّت و آشتى دهنده حكمت و شريعت اسلام است، شامل سه باب:
اول: تعريف حقيقت حكمت و بيان فضيلت آن در سه فصل.
دوم: در ذكر مسائل چند كه بر سر آنها همه نزاع كنند در ده فصل.
سوم: در ذكر بعضى اخبار… و ذكر بعضى اقوال و احوال جمعى از علما كه صديع يا مشعر است به فضل و مدح حكمت و حكما در دو فصل.
نسخه ها:
الف. قم، كتابخانه حضرت آيت الله مرعشى نجفى، ش6389، (فهرست345/17)
ب. دانشگاه تهران، ضمن مجموعه ش2267 تحرير 8رمضان 1277 (فهرست دانشگاه917/9)
ج. دانشگاه تهران، ضمن مجموعه ش2295 تحرير سال 1168 (فهرست دانشگاه 1265/9)
د. دانشكده الهيات و معارف اسلامى تهران، ضمن مجموعه ش [2526ج] تحرير دهه اوّل شعبان1070 (فهرست ص193)
هـ. آستان قدس رضوى مشهد، ش351 ،بدون تاريخ تحرير
و. آستان قدس رضوى مشهد، ش6987، بدون تاريخ تحرير
2ـ ابطال التناسخ با سه برهان. مرحوم آغابزرگ از اين رساله در الذريعه 67/1 نام برده و فرموده كه نسخه آن در ضمن كتب شيخ جعفر سلطان العلماء در تهران موجود است. نسخه اى از آن پيدا نشد.
3ـ اصول دين معروف به اصول خمسه، فارسى. اصول دين را در پنج فصل (1ـ توحيد 2ـ عدل 3ـ نبوت 4ـ امامت 5ـ معاد) بيان كرده است.
آغاز: (الحمدلله رب العالمين… اما بعد، بدانكه اصول دين يعنى چيزهايى كه بناى دين مبين بر آنهاست…)
نسخه ها:
الف.كتابخانه جامع گوهرشاد مشهد، ش998، (فهرست كتابخانه 1365/3)
ب. دانشگاه تهران، ضمن مجموعه ش2636، تحرير سال1105 (فهرست دانشگاه1511/10) اين كتاب در اين فهرست با عنوان (الخوف والرجاء) معرفى شده، امّا بعد از مقابله عناوين فصول و آغاز كتاب معلوم شد كه همان كتاب اصول دين است.
4ـ الفة الفرقه فى الكلام الحكمة. عربى، در آشتى دادن ميان حكمت و شريعت و سازش ميان مسائل فلسفى و اخبار شيعى و قرآن، در دوازده فصل.
نسخ:
الف. كتابخانه حضرت آيت الله مرعشى نجفى، ش6658، فهرست(221/17)
ب. دانشگاه تهران، ش2495 (فهرست1263/9)
ج. دانشگاه تهران، ش7698، تحرير1208 (فهرست675/16)
د. دانشكده الهيات تهران، با عنوان (تأليف الفرقه) (فهرست109/1)
هـ. آستان قدس رضوى، ش6431
و. جامع گوهرشاد مشهد، ش734 (فهرست845/2)
5ـ تحفة المسافر. اين كتاب تلخيص كتاب (جمال الصالحين) خود مؤلف است. نسخ:
الف. مسجد اعظم قم، ش2754 (فهرست ص586)
ب. كتابخانه حضرت آيت الله مرعشى نجفى، ش7505 (فهرست 305/19) و ش6177 (فهرست176/16)
6ـ تزكية الصحبة يا تأليف المحبة. فارسى، ترجمه اى است از كتاب (كشف الريبه عن احكام الغيبة) تأليف شهيد ثانى در يك مقدمه و ده فصل.
آغاز: (حمد و ثناى سزاى كبريايى كريم بى همتايى است كه اقلام السنه اوليا را از ريش و نيش سخنان باطل تراشيده…)
نسخه: دانشگاه تهران، ش2495، تحرير حسن بن علاءالدين تنكابنى، سال 1149 (فهرست1263/9)
7ـ تقيه. شاگرد او شيخ محمدعلى حزين در سوانح خود از اين كتاب نام برده، ولى نسخه اى از آن پيدا نشد. [رك: الذريعه 404/4 ـ نجوم السماء ص184، سوانح حزين، مندرج در اول ديوان حزين، ص16]
8ـ جمال الصالحين. در دعا و زيارات، شامل ديباچه و دوازده باب مشتمل بر يكصد و سى ودو فصل. اين كتاب به طبع رسيده و نسخ خطى آن فراوان است.
9ـ جواب الاعتراض. اين كتاب همان (درّ مكنون) است كه در الذريعه 173/5 با اين عنوان ذكر شده است.
10ـ حقيقة النفس يا رسالة در تجرد نفس ناطقه يا النفس الناطقه. عربى، در ردّ گفتار كسانى كه تجرد نفس را نفى مى كند و ردّ ادله آنها و اثبات تجرد نفس. اين رساله با عنوانهاى مختلف در فهارس ذكر شده است. نسخه ها:
الف. دانشگاه تهران، ش2495 تحرير 1148، با عنوان (رساله در تجرد نفس ناطقه) (فهرست 1264/9)
ب. دانشكده الهيات تهران، ش811 تحرير شوال 1222، با عنوان (النفس الناطقة الانسانيه) (فهرست ص109)
ج. دانشگاه تهران، ش7698 تحرير 1208، (فهرست 675/16)
11ـ حاشيه بر وافى فيض كاشانى. در الذريعه 229/6 از آن نامبرده شده، امّا نسخه اى از آن به دست نيامد.
12ـ درّ مكنون. فارسى، در ردّ اعتراض بر شيعه مبنى بر آنكه اگر حضرت على(ع) به سبب يار و انصار قيام نكرد پس چرا امام حسين(ع) چنين كرد. اين كتاب در الـذريعه 173/5 با عـنوان (جـواب الاعتراض) ذكـر شده است.
آغاز: (الحمدلله رب العالمين… اما بعد يكى از برادران جانى و دوستان روحاني… التماس نمود كه اعتراض بعضى از سنيان به شيعه كه شما مى گوييد…). نسخ:
الف. دانشگاه تهران، ش4250 (فهرست 3220/13)
ب. دانشكده الهيات تهران، ش[811د]، (فهرست ص108)
13ـ رسالة فى بعض مسائل الغيبه. در رياض العلماء از آن نام برده شده است.
[رك: رياض العلماء 207/1 ـ الذريعه76/16]
14ـروايع الكلم و بدايع الحكم. عربى، مؤلف مباحث و مسائل فلسفه را پس از يك مقدمه، در سه باب و در چندين مقصد با عنوان (مشكوة) بيان كرده است. گويا آن را در سال 1110 تأليف نموده است. [رك: الذريعه259/11]
نسخه: دانشكده الهيات تهران، ش[702د]، (فهرست ص555) فقط باب اول را دارد.
آغاز: (الحمدلله خالداً مع خلوده حمده يوافى دوام وجوده و يكافى العظيم من برّه وجوده).
15ـ زكاة. مرحوم آغابزرگ در الذريعه 197/11 از آن نام برده و فرموده كه به فارسى است و داراى هفت فصل است.
16ـ زواهر الحكم. عربى، شامل مسائل فلسفه، در يك مقدمه و سه مقصد و سه باب، هر كدام داراى چند مطلب.
آغاز: (الحمدلله الذى انزل من السماء وجوب وجوده ماء فيض فضل وجوده… و سميتها زواهر الحكم لزهور نجومها فى غياهب الظلم…). نسخ:
الف. كتابخانه مرعشى نجفى، ش668 و 5019 و7131
ب. دانشگاه تهران، ش1835، تحرير1206، (فهرست 283/5)
ج. دانشگاه تهران، ش1808، (فهرست 284/5)
د. آستان قدس رضوى، ش661، تحرير1206
هـ. دانشكده حقوق تهران ،ش [255ج]، تحرير سال 1265، (فهرست ص363 و364)
17ـ سرّ مخزون. فارسى، مسأله رجعت و بازگشت مردگان در اين جهان در يك مقدمه و چهار فصل (1ـ اثبات وقوع رجعت 2ـ كدام جماعت رجعت مى كنند 3ـ مدت دولت اهل رجعت 4ـ كيفيت رجعت) مورد بررسى و اثبات قرار گرفته است. نسخ:
الف. دانشگاه تهران، ش2495، تحرير 12ذيقعده1148، (فهرست1264/9)
ب. جامع كبير يزد، تحرير 9شوال1101
ج. تبريز، نزد سيد محمد مولانا و نوه او سيد ابوالحسن مولانا
د. كتابخانه حضرت آيت الله مرعشى نجفى، ش6658
18ـ سؤالات يورد لبطلان الحكمة و جوابان شافيه اوردها اهل الحكمة. فارسى، دو پرسش است در دفاع از فلسفه، كه در ضمن مجموعه ش7698 دانشگاه تهران در دو صفحه قرار دارد و فهرست نوشته گويا از حسن بن عبدالرزاق لاهيجى باشد (فهرست دانشگاه تهران 675/16). چون به اصل نوشته دسترسى نبود، بررسى آن ممكن نشد ولى به احتمال زياد قسمتى از فصل اولِ (آيينه حكمت) مؤلف مى باشد كه در آن چند سؤال عليه فلسفه را مطرح و جواب داده است.
19ـ شرح صحيفه سجاديه. در الذريعه 349/13 ازآن نام برده و گفته كه در سه جلد قطور است ولى به پايان نرسيده.
20ـ شمع يقين يا آيينه دين. فارسى، مسائل اعتقادى را در پنج باب بيان كرده است. اين كتاب در سال 1303هـ.ش در تهران به طبع رسيده و نسخ خطى آن فراوان است.
21ـ فهرس ابواب قطعة من الوافى. مرحوم آغابزرگ در الذريعه 399/16 از آن نام برده و گفته كه فهرست زيبايى است بر قسمتى از ابواب وافى فيض كاشانى، شوهرخاله مؤلف.
22ـ قِدَم و حدوث عالم. در مجموعه ش[811د] دانشكده الهيات تهران، اين بخش درفصل پنجم از كتاب (آيينه حكمت) مؤلف ذكر شده. فهرستنگار گمان كرده كه اين رساله مستقلى است و آن را با اين عنوان ذكر كرده و مرحوم آغابزرگ آن را به نقل از فهرست دانشكده در الذريعه ذكر نموده است. رك: فهرست دانشكده الهيات تهران، ص110 ـ الذريعه 51/17
23ـ مصباح الدرايه. آغابزرگ در الذريعه 106/21 آن را ذكر نموده و گفته كه موضوع آن در حكمت مى باشد و مؤلف در كتاب (مصابيح الهدى) به آن ارجاع داده است. نسخه اى از آن شناسايى نگرديد.
24ـ مصابيح الهدى و مفاتيح المنى. عربى، مسائل فلسفه در يك مقدمه و سه باب با عناوين (مصباح) بيان شده است.
آغاز: (و سبحانك اللهم يا من دلّنا على ذاته بذاته و بحكمته على صفاته تنزه عن مشابهة مخلوقاته).
نسخ:
الف. دانشگاه تهران، ش3662، فقط باب اول شامل 111برگ، تحرير جمادى الاول 1228، (فهرست 2672/12)
ب. فهرستنگار كتابخانه سپهسالار چنين گفته كه (نسخه اى از اين كتاب در كتابخانه طاهريه موجود است). (فهرست سپهسالار، ابن يوسف ج20/1)
25ـ هدية المسافر. فارسى، مؤلف وظايف مسافر را در مورد اقسام سفر و اقسام قصر و اتمام و احكام متعلق به نماز و روزه در چهار فصل بيان نموده است. نسخ:
الف. كتابخانه مرعشى نجفى قم، ش7505، (فهرست305/19)
ب. مسجد اعظم قم ش2754، فهرست ص586
ج. دانشگاه تهران، ش1707، تحرير 15رجب 1188، (فهرست 254/8)
پاورقي :
1. كليات آزاد بلگرامى، خطى، ص19.
2. آزاد بلگرامى؛ خزانه عامره، ص4.
3. براى تفصيل اين مطالب رجوع شود به پايان نامه دكتراى نگارنده در دانشگاه تهران (دانشكده ادبيات و علوم انسانى) تحت عنوان بررسى احوال و آثار فارسى مير غلامعلى آزاد بلگرامى.
4. نواب صديق حسن خان: اتّحاف النّبلا، ص331.
5. Zubaid Ahmad: The Contribution Of India To Arabic Literature. Lahore. 1968
6. مقدمة سبحة المرجان فى آثار هندوستان، تأليف آزاد بلگرامى، به كوشش دكتر فضل الرحمن الندوى. عليگر (هند) 1976 و 1980م، در دو مجلد.
7. ر.ك به: Zubaid Ahmad: The Contribution Of India To Arabic Literature. P. 189-191 و مقدمه سبحة المرجان (به انگليسى) از دكتر فضل الرحمن الندوى، ص17 ـ 24.
8. قاضى عبدالنبى كوكب: مخطوطات عربى دانشگاه پنجاب، ص290.
9. فهرست ندوه، 615/3.
10. فهرست بانكى پور، 7/8ـ 8.
11. فهرست آصفيه، 169/1.
12. فهرست نسخه هاى خطى عربى كتابخانه جان ريلاندس منچستر، ص462.
13ـ14. ر.ك: فهرست ندوه116/3 و Zubaid Ahmad: The Contribution Of India To Arabic Literature. P. 304 ، 473
15. . Nazir Ahmad: J.R.A.S. B. Vol XIII pc xxxis 1917
16. فهرست ندوه634/3.
17ـ18. مجله منادى دهلى، جلد67، شماره4ـ5، 1992م.
19. سرو آزاد، 295.
20. فهرست آصفيه493/1؛ نيز ر.ك: زبيد احمد، 191و304.
21. دكتر فضل الرحمن الندوى نسخه عليگر را در دسامبر 1960 در مجله علوم اسلاميه (اردو) معرفى كرده است. ص81 ـ 99 و زبيد احمد، 255و 482.
22. قاموس العلوم، ستون 36.
23. فهرست نسخه هاى خطى عربى كتابخانه جان ريلاندس منچستر، 806.
24. فهرست نسخه هاى عربى كتابخانه پرنستن، 1928، به نقل از تذكره نويسى فارسى در هند و پاكستان، ص270.
25. فهرست ندوه654/3.
26. فهرست بانكى پور 148/23 ـ 151؛ در مفتاح الكنوز 206/1 شماره 1838، سال كتابت مظهر البركات را سال هزار نوشته كه درست نيست.
27 ـ 28. دكتر جميل احمد: حركة التأليف باللغة العربيه فى الاقليم الاشمالى الهند فى القرنين الثامنه عشر و التاسع عشر، ص132؛ نيز ر.ك: Sarkis: Dictionaire encyclopedique de biblio graphic arabe.
29. نسخه هاى خطى دفتر پنجم، 492؛ معارف اعظم گر، ج18، ص339.
30. دكتر جميل احمد: حركة التأليف باللغة العربية…،132؛ و نيز ر.ك: Zubaid Ahmad: The Contribution Of India To Arabic Literature. P. 482 و مقدمه سبحة المرجان (به انگليسى) از دكتر فضل الرحمن ندوى، ص11.
31. مفتاح الكنوز129/3.
32. Nazir Ahmad: Note On Important Arabic And Persian Mss. Found In Various Libraries In India. JRASB New Series Vol XIII p.c xxxis. 1917.
33. . Zubaid Ahmad: The Contribution Of India To Arabic Literature. P. 249 and 482
34. استورى: جلد اول، حصه دوم، 862 و زبيد احمد به تفصيل به ويژگيهاى اين مثنوى پرداخته است. ر.ك: Contribution Of India To Arabic Literature. P.250-254 ؛ براى نسخه خطى آن: فهرست بانكى پور 150/23.
35. فهرست موزه سالار جنگ 322/5.
36. فهرست آصفيه 494/2.
37. ذكر اين رساله در معجم المؤلفين 32/7ـ33 همچنين در ايضاح المكنون 126/1، 483 و هدية العارفين 770/1 و نيز در فهرس دارالكتب المصريه 181/3 و 214/5 آمده است.
38. فهرست ندوه622/3.
39. فهرست ندوه648/3.
40. دكتر جميل احمد: حركة التأليف باللغة العربيه…، 135.
41. مقبول احمد صمدانى: حيات جليل 175/2 (اردو). *
اخبار
در سوگ حضرت آيت الله العظمى اراكى
شامگاه تيره و تار سه شنبه هشتم آذرماه جارى بود كه قلب حق باور يكى از پرچمداران فقاهت شيعه از حركت بازايستاد و همه را در ماتمى بزرگ فرو نشاند. هنوز غم فقدان آيت الله العظمى گلپايگانى بر دلهاى شيعيان سنگينى مى كرد كه در سالروز وفاتش، زعيمى بزرگ و مرجعى سترگ سر بر تيره تراب گذارد. او بقية السلف الماضين و اسوة العلماء الربانيين، شيخ الفقهاء والمجتهدين حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج شيخ محمدعلى اراكى ـ قدس سره ـ بود.
اين مرجع فقيد در 24جمادى الثانى سال1312ق در شهر (اراك)، در بيت تقوا و فضيلت ديده به جهان گشود. پدرش مرحوم حجة الاسلام حاج ميرزا احمد فراهانى از عبّاد، زهّاد و ابرار عصر خويش و مورد وثوق علماى زمان خويش به شمار مى رفت. مرجع اعلاى شيعه در دامان پاك چنين پدرى دوران كودكى را پشت سر نهاد و با طهارت روح و پاكى نفس باليده شد.
در يازده سالگى به شوق فراگيرى علوم اسلامى به درس آقا شيخ جعفر شيئى و شيخ عباس ادريس آبادى شتافت و ادبيات و سطوح را نزد آن دو مرد بزرگ فـراگرفت. پس از آن به درس خـارج حضـرات آيات: آقا سيد نورالدين عراقى صاحب تفسير (القرآن والعقل) و آقا شيخ محمد سلطان العلماء صاحب حاشيه معروف و مفصل بر كفايه حاضر شده و مدّتها از دانش سرشار آنان بهره برد. هنگامى كه بيست ساله بود (1332ق)، حوزه علميّه اراك به دست تواناى مرحوم آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى پى افكنده شد و مرجع فقيد هم به درس فقه و اصول آن رادمرد يگانه حاضر شد و با آيات عظام: حاج سيد محمدتقى خوانسارى و حاج سيد احمد خوانسارى درسها را به مباحثه پرداخت كه تا سال1340ق به طول انجاميد.
با مهاجرت مرحوم آيت الله حائرى به قم و تأسيس حوزه در اين شهر (1340ق/ 1300ش) معظم له به همراه دوستانش به قم آمد و در مدرسه خان سكنى گزيد. در اين زمان بود كه استعداد و دانش و نبوغ او توجه استاد را جلب كرد و مرحوم حائرى، تصحيحِ (متنى و عبارتى) كتاب صلاة خود را به او و مرحوم آيت الله العظمى گلپايگانى سپرد. مرجع بزرگوار تا پايان زندگى استاد (ذيقعده 1355ق/ 1313ش) در درس او حضور داشت (لذا قديمى ترين شاگرد آيت الله حائرى محسوب مى شد كه 23سال، از درس ايشان استفاده برد) و همزمان با آن از انفاس قدسى مرحوم آيت الله ميرزا جوادآقا ملكى تبريزى بهره ها بُرد. پس از آن به درس همدرس و هم بحث خود آيت الله العظمى سيد محمدتقى خوانسارى به مدت 16سال حاضر شده و بهره هاى فراوان برد (شوال 1371ق). پس از وفات ايشان بود كه معظم له به خواهش گروهى بسيار بر كرسى تدريس نشست و در ادامه مباحث مرحوم خوانسارى، تشنگان دانش اهلبيت اطهار را از آبشخور علم خويش سيراب ساخت.
آن بزرگمردِ فخرآفرين در طول حيات پربركت خود، بيش از 35سال به تدريس مباحث: طهارت، صلاة جمعه، اجاره، حج، نكاح، مكاسب محرمه، بيع و خيارات و چند دوره خارج اصول پرداخت و بسيارى از ستارگان فروزان آسمان روحانيت را به جامعه شيعى تقديم كرد كه برخى از آنان عبارتند از:
شيخ محمدتقى ستوده، شيخ على پناه اشتهاردى، شيخ جلال طاهر شمس گلپايگانى، شيخ عزيزالله عليمردانى، مرحوم شيخ عبدالجواد جبل عاملى، شيخ محسن حرم پناهى، محمدحسين مسجد جامعى، مجدالدين محلاتى شيرازى، سيد محمدعلى علوى گرگانى، سيد محسن خرازى تهرانى، سيد محمدباقر موحد ابطحى، سيد محمدباقر خوانسارى، سيد ابوالحسن موسوى زنجانى، سيد حسين موسوى كرمانى، سيد كاظم نورمفيدى، شيخ غلامرضا صلواتى، شهيد شيخ مهدى شاه آبادى، شيخ محمد شاه آبادى، على كريمى جهرمى، عليرضا الهى اراكى، ابوالحسن مصلحى عراقى، رضا استادى، على نيّرى همدانى، على ثابتى همدانى، محمدحسن احمدى يزدى، سيد حسين برقعى قمى، مرتضى مقتدايى، مهدى حائرى تهرانى، محمدتقى مصباح يزدى، محيى الدين حائرى شيرازى، شهيد بهاءالدين محمدى عراقى، مهدى صادقى ملايرى، محيى الدين فاضل هرندى، ابوالقاسم محجوب، شيخ على حيدرى نهاوندى، سيد حاج آقاى عراقى، سيد على موحد ابطحى و….
مرحوم آيت الله العظمى اراكى را بايد به حق برپادارنده مراسم عبادى نماز جمعه در حوزه علميه قم دانست. اين مرد بزرگ پس از درگذشت حضرت آيت الله خوانسارى، نمازجمعه ايشان را بيش از سى سال در مسجد امام حسن عسكرى و سپس در صحن حرم مطهر حضرت معصومه اقامه نمود و با سخنان گهربار خويش روح و جان صدها عالم و پرهيزكار را معطر ساخت. وى با تكيه بر تفسير قرآن و شرح نهج البلاغه، با دلى سوزان آتش خوف الهى را در قلب نمازگزاران برمى انگيخت و اشك شوق و حسرت از ديدگانشان جارى مى ساخت در حقيقت روزهاى جمعه، مسجد امام در قم واعظى متعظ و مستمع سخنان عالمى عامل بود كه سخنانش از دل برمى آمد و بر دل مى نشست.
برخى از ويژگيهاى اخلاقى آن رادمرد فرزانه را شايد بتوان چنين خلاصه كرد:
الف ـ به سادات و فرزندان پيامبر بسيار علاقه مند بوده و برايشان حرمتى فوق العاده مى نهاد. (به گونه اى كه خود خدمت به همسر علويه زمينگيرش را برعهده گرفته و نيز آيت الله خوانسارى را به دامادى خويش برگزيده بود.)
ب ـ به ساحت مقدس امام حسين(ع) علاقه خاصى داشت و به مجرد شنيدن مصائب حضرت، سرشك غم از ديدگانش مى باريد و تحمّل شنيدن كوچكترين اهانت به آن حضرت را نداشت. (برخورد ايشان با كتابى معروف، زبانزد همگان است.)
ج ـ زهد و تقواى فراوان: وى با وجود شرايط مرجعيت، مدّت سى سال از آن دورى گزيد و تنها به تدريس پرداخت.
د ـ تواضع و فروتنى بسيار: به گونه اى كه ايشان به امام راحل ـ با اينكه هشت سال از امام بزرگتر و از نظر درسى نيز از ايشان مقدم بود ـ خطاب كرد: السلام عليك يابن رسول الله و نماز جماعت ظهر خود را در مسجدى كوچك ـ مسجد امام خمينى حرم حضرت معصومه ـ برپا مى ساخت و از انتقال آن به مسجدى بزرگ خوددارى ورزيد و تا آيت الله خوانسارى زنده بود، به احترام استاد، از تدريس و اقامه جماعت پرهيز نمود و هميشه پشت سر ايشان حركت مى كرد.
هـ ـ ساده زيستى: خانه محقّر وى پس از مرجعيت عام همان خانه چهل سال پيش او بود و زندگى او هيچ تغييرى نكرد.
و ـ انس با قرآن: معظم له با قرآن و تفسير جوامع الجامع بسيار مأنوس بود و پنج جزء اول آن را حفظ داشت. روزى يك جزء قرآن و در ماه مبارك رمضان سه جزء تلاوت مى كرد.
ز ـ انصاف در بحث و رعايت امانت در تدريس: مرجع فقيد هر مطلبى را در درس به نام صاحب نظريه و با حفظ آداب و القاب ذكر مى نمود و چه بسا از مطلب خويش برمى گشت و مى فرمود: حق با فلان آقاست.
ح ـ عبادت بسيار: رياضت، تهجد و مداومت بر نوافل از صفات ايشان بود. دعاى كميل را در قنوت نافله شب خود مى خواند و نيمه هاى شب به گريه و مناجات و استغفار مى پرداخت و طول نماز ايشان چه در جماعت و چه فُرادى براى ديگران قابل تحمل نبود.
ط ـ بهره ورى از وقت: او هماره اوقات خود را به آموختن (حدود 50سال)، آموزش (35سال)، تأليف، حفظ و قرائت قرآن، مطالعه و عبادت مصروف مى داشت.
تأليفات آن مرد بزرگ عبارتند از:
* آنچه به چاپ نرسيده است:
1. تقريرات بحث آيت الله سلطان العلماء.
2. تقريرات بحث طهارت آيت الله العظمى حائرى.
3. تقريرات بحث ارث آيت الله العظمى حائرى .
4. تقريرات بحث طهارت آيت الله العظمى خوانسارى.
5. تقريرات اصول آيت الله العظمى حائرى (3دوره).
6. شرح مفصل عروة الوثقى (كتاب الطهارة).
7. كتاب النكاح والطلاق.
8. كتاب البيع.
9. رساله در شرح حال آيت الله العظمى سيد محمدتقى خوانسارى.
* آنچه به چاپ رسيده است:
10. المكاسب المحرمة.
11. كتاب الخيارات.
12. رسالتان فى ارث و نفقة الزوجة.
13. حاشيه بر درر الاصول مرحوم آيت الله حائرى.
14. رسالة فى الولاية (تقرير بحث مرحوم آقاى حائرى كه در جـلد اول (القـرآن والعـقل) به چـاپ رسـيده است).
15. رسالة فى الاجتهاد والتقليد (تقرير بحث مرحـوم حـائرى كه در ضمن (درر الفوائد) به چاپ رسيده است).
16. حاشيه بر عروة الوثقى.
17. توضيح المسائل.
18. مناسك حج.
19. استفتائات.
20. المسائل الواضحة.
آن فقيه سترگ پس از يك قرن تلاش و كوشش در راه بزرگداشت شعائر الهى و ترويج دانش ائمه اطهار(ع)، در سن 103سالگى، پس از يك بيمارى طولانى در روز 25 جمادى الثانى 1415ق (8آذرماه 1373ش) بدرود حيات گفت و جهان اسلام را داغدار ساخت. پيكر پاك آن مرجع بزرگ نخست در تهران ـ با شركت صدها هزار تن از مردم مسلمان و حضور رهبر معظم انقلاب اسلامى ـ و سپس در قم در مسجد بالاسر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ به خاك سپرده شد و مراسم بزرگداشت مقام علمى و عملى ايشان تا مدّتها در سراسر كشور و ديگر كشورهاى اسلامى برگزار گرديد. عاش سعيدا و مات سعيدا. درگذشت آيت الله حاج شيخ عبدالحسين غروى تبريزى
حضرت آيت الله آقاى حاج شيخ عبدالحسين غروى تبريزى از خاندانى بزرگ و روحانى ـ كه سابقه حدود سيصد سال روحانيت و مرجعيت داشتند ـ برخاست. وى در سال 1328ق، در شهر نجف، در بيت علم و فضيلت و تقوا ديده به جهان گشود. پدرش مرحوم آيت الله شيخ مرتضى انزابى از شاگردان آيات عظام: آخوند خراسانى، سيد محمد كاظم يزدى و شريعت اصفهانى و مورد توجه آنان بوده است. فقيد سعيد پس از پشت سر نهادن دوران كودكى، تحصيلات ابتدايى خود را در مدرسه علوى نجف گذرانيد و پس از آن به شوق فراگيرى دانش دينى، به تحصيل علوم حوزوى پرداخت. مكاسب را در محضر آيت الله شيخ ابوالحسن مشكينى ـ صاحب حاشيه بر كفايه ـ و نخستين جلد كفايه را نزد آيت الله آقا محمدباقر زنجانى آموخت. سپس به تبريز آمد و مدتى در بحث ارث آيت الله سيد ابوالحسن انگجى شركت جُست. آنگاه به حوزه علميه قم آمد و جلد دوم كفايه را در محضر مرحوم آيت الله ميرزا محمد همدانى فراگرفت و پس از اتمام سطوح عاليه در درس خارج آيات عظام: حاج شيخ عبدالكريم حائرى و سيد محمد حجت شركت جُست و سالها از خرمن فيض آنان بهره برد. در سال 1362ق به تبريز بازگشت و به بزرگداشت شعائر دينى و خدمات مذهبى از قبيل: امامت جماعت، وعظ و ارشاد، تدريس و تأليف پرداخت. زمانى كه كسروى با دين و مذهب به نبرد برخاست، معظم له از جمله كسانى بود كه به ردّ گفته هاى سخيف او پرداخت كه بعدها بنام (اسلام و شيعه) به چاپ رسيد. ايشان در مبارزات مردم مسلمان تبريز به همراهى علماى ديگر (همچون حضرات آيات: قاضى طباطبايى، محمدعلى انگجى، ميرزا عبدالله مجتهدى) شركت فعّال داشت و نام وى هماره در ذيل اعلاميه هاى عالمان تبريز مشاهده مى شد.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى به عضويت مجلس خبرگان از سوى مردم آذربايجان شرقى برگزيده شد و تا پايان عمر بر اين سِمَت بود.
سرانجام آن مرد بزرگ پس از عمرى سرشار از خدمات دينى در تاريخ 20آذر 1373 (7رجب 1415ق) جان به جان آفرين تسليم نمود و پس از تشييع در تبريز و قم، در قبرستان وادى السلام قم به خاك سپرده شد.
* درگذشت علامه شيخ محمد جواد شرّى
استاد علامه حضرت حجة الاسلام والمسلمين حاج شيخ محمد جواد شرّى از بزرگترين داعيان اسلام در آمريكا بود. وى در حدود سال 1330ق در لبنان ـ شهر صور ـ به دنيا آمد. پس از پشت سر نهادن دوران كودكى و نوجوانى به حوزه علميه نجف شتافت و در محضر بزرگان و اساتيدى چون حضرات آيات عظام: سيد ابوالحسن اصفهانى، شيخ محمد حسين اصفهانى ـ كمپانى ـ، ميرزاى نائينى، آقا ضياء عراقى، شيخ ابوالحسن مشكينى، فقه و اصول و نزد آيت الله شيخ محمد تقى آملى، فلسفه را فرا گرفت. سپس به لبنان بازگشت و مورد علاقه بسيار علامه بزرگ مرحوم سيد شرف الدين قرار گرفت. پس از چندى براى نشر و گسترش معارف اسلام و ترويج مذهب اهلبيت به آمريكا رفت و در شهر (ديترويت) ـ ايالت شيكاگو ـ به سرپرستى و هدايت شيعيان و تاليف و تصنيف و خدمات مذهبى و سخنرانى پرداخت و اين كار بيش از چهل سال از زندگى او را تشكيل داد. او نخستين كسى بود كه نداى تشيع را در آمريكا به گوش همگان رسانيد و مجالس بزرگداشت و عزادارى حضرت اباعبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ را در آن كشور، رايج ساخت. وى در حمايت از انقلاب اسلامى ايران در آمريكا نقش بسزايى داشت و سخنان وى در جريان تسخير لانه جاسوسى خطاب به كارتر ـ رئيس جمهور وقت آمريكا ـ در حمايت از ايران بسيار مشهور است (رك: اميرالمؤمنين اسوه وحدت 25 ـ 26) وى به اداره 14ساله برنامه هفتگى اسلامى راديو آمريكا، گردشهاى آموزشى اسلامى در مناطق مهاجرنشين آفريقايى در سالهاى 1958و1959م، ايجاد وحدت و روح هميارى مشترك در ميان اعراب، آفريقائيها و لبنانيهاى ساكن در غرب، تاسيس بيمارستان كودكان و ايجاد زمينه در جمال عبدالناصر و شيخ محمود شلتوت پيرامون لغو تعصب مذهبى ميان مسلمانان در 1959م و بحثهاى طولانى با آن دو درباره مذهب تشيع پرداخت.
فقيد سعيد مردى خوش فكر، خوش محضر و با سعه صدر بود. سخنرانيهايش و تأليفات ژرف او به زبان انگليسى براى مسيحيان جلب توجه مى نمود و همين سبب ترويج دين و گرايش بسيارى به اسلام در آن ناحيه شده بود.
از تأليفات او كه به زبانهاى عربى، فارسى و انگليسى منتشر شده اند، مى توان از اينها نام برد:
1ـ اميرالمؤمنين(ع) اسوه وحدت 2ـ شيعه و تهمتهاى ناروا 3ـ بحثهايى پيرامون اسلام و 4ـ الخلافة فى الدستور الاسلامى (به انگليسى). 5ـ عمل يك مسلمان 6ـ تعليمات اسلامى 7ـ امام حسين سيدالشهداء 8ـ برادر پيامبر(ص) و آنها كه به چاپ نرسيده اند، عبارتند از: 9ـ الرياض فى علم اصول الفقه 10ـ كتاب الطهارة 11ـ كتاب الصلاة 12ـ كتاب الصوم 13ـ كتاب الوصايا (اين پنج كتاب پيش از سى سالگى او نگاشته شده است).
سرانجام آن دانشمند خدمتگذار و مروّج صديق مذهب جعفرى، پس از عمرى نزديك به 85 سال در اواخر آبان ماه 1373 سر به تيره تراب سپرد. قدّس سرّه الشريف. ناصرالدين انصارى قمى
* **
كنگره شيخ انصارى(ره)
پويشهاى فرهنگى كشور در راستاى رهنمودهاى مقام معظم رهبرى از 23 تا 27 آذرماه 1373شاهد برگزارى كنگره جهانى شيخ اعظم انصارى، با همكارى سازمان تبليغات اسلامى بود. اين كنگره كه در راستاى شناساندن دستاوردهاى فقهى شيعه به مجامع فرهنگى داخلى و خارجى و معرفى چهره هاى برجسته علوم اسلامى و تجليل از خدمات آنها برگزار شد در سال 1369 به پيشنهاد حجة الاسلام والمسلمين حاج شيخ محسن اراكى، نماينده مقام معظم رهبرى و امام جمعه دزفول شكل گرفت. در همان سال به منظور تحقيق و نشر آثار شيخ، يك گروه علمى متشكل از محققان مبرز حوزه علميه قم تشكيل شد. از اين گروه تابه حال كتابهاى زير منتشر شده است: الصوم، احكام الخلل فى الصلوة، رسائل فقهيه، الزكاة. علاوه بر كتب فوق كتابهاى حاشيه بر استصحاب قوانين، طهارت، الخمس، رساله هاى منجزّات مريض، ارث و وصايا، رساله هاى رضاع، مصاهره، نكاح، كتاب قضاء و شهادت و نيز كتاب قضاء و شهادت و تقليد به زودى منتشر خواهد شد.
هيأت علمى كنگره شيخ اعظم انصارى در سال 1370 به منظور ارزيابى مقالات و فعاليتهاى علمى كنگره تأسيس شد و اعضاى آن عبارتند از: آيات و حجج اسلام موسى شبيرى زنجانى، محمدهادى معرفت، محمد ابراهيم جناتى، حاج شيخ سبط الشيخ، حاج مجتبى محمدى عراقى، طاهرى خرم آبادى، رضا استادى و محسن اراكى. دفتر هيأت علمى از ميان 200مقاله كه از كشورهاى خارجى و داخل كشور دريافت داشته بود، در نهايت 124 مقاله را برگزيد.
دبيرخانه ستاد اجرايى كنگره كه در آغاز سال 1373 تأسيس گرديد متكفل انجام اين برنامه ها بود:
1ـ برگزارى جلسات كنگره به منظور طرح و بررسى و نقد مقالات ارائه شده.
2ـ بازديد از شهرستان دزفول و مدرسه اى كه شيخ مراحل مقدماتى تحصيل خويش را در آن گذرانده است.
3ـ بازديد از آثار تاريخى و كتابخانه هاى شهرستانهاى دزفول، شوش، شوشتر و اهواز.
4ـ برپايى نمايشگاه بزرگ آثار شيخ و اساتيد و شاگردان معظم له در قم.
5ـ برپايى نمايشگاه بزرگ آثار علمى و ادبى علما و ادباى خوزستان در شهرستان دزفول.
6ـ برپايى نمايشگاه دستاوردهاى كنگره شيخ اعظم انصارى در دانشگاه تهران.
7ـ برپايى شب شعر در شهرستان دزفول.
8ـ چاپ و نشر دوره كامل آثار شيخ مشتمل بر 35جلد.
9ـ چاپ و نشر مقالات علمى ارائه شده به كنگره.
كميسيونهاى علمى مقدماتى قبل از برگزارى كنگره به منظور پرداختن هرچه بيشتر به مباحث علمى و بررسى ابعاد گسترده آثار و شخصيت شيخ برگزار شدند و كميسيونهاى تخصصى بطور همزمان با كنگره شروع به كار كردند. * كنفرانس حوزه و دانشگاه
در واپسين روزهاى آذرماه امسال و همزمان با ايام ولادت امير مؤمنان حضرت على(ع)، شهر مقدس قم شاهد برگزارى كنفرانس حوزه و دانشگاه بود. اين كنفرانس به همت (مجمع هماهنگى مراكز پژوهشى و آموزش عالى) و (دفتر همكارى حوزه و دانشگاه) و در دو بخش سمينار علمى و نمايشگاهِ دستاوردهاى مراكز پژوهشى و آموزش عالى برگزار گرديد. در بخش علمى تلاش دست اندركاران براين بود تا ضمن طرح اصلى ترين مسائل مربوط به اين دو نهادِ فكرى ـ فرهنگيِ جامعه و برآورد وضعيت موجود، نظام مطلوب هماهنگى حوزه و دانشگاه و همچنين شيوه ها و الگوهاى همكاريِ مشترك بين آنها را مورد بحث و بررسى قرار دهند. طى دو روز برگزارى اين كنفرانس (26و27 آذرماه 1373)، در روز اول، مسائل كاربردى شامل: پول و بانكدارى، پول آفرينى، سياستگذارى پول، عرضه و تقاضا و… مورد بحث كارشناسان قرار گرفت و مقالات رسيده به دبيرخانه كنفرانس در اين زمينه ارائه گرديد.
روز دوم به مسائل نظرى شامل: مسائل كلان حوزه و دانشگاه و مسائل دين و توسعه اختصاص يافته بود. طى اين نشست، اساتيد و كارشناسان حوزوى و دانشگاهى، رسالتهاى حوزه و دانشگاه در فرآيند توسعه جامعه و نيز عمده ترين موانع و زمينه هاى وحدت و همكارى اين دو نهاد را به بحث و بررسى نهادند و مقالات مربوط به اين بخش نيز ارائه گرديد. در پايان هر نشست ميزگردى با حضور سخنرانان و ارائه دهندگان مقالات برگزار گرديد و به سؤالات حاضران پاسخ داده شد. در نشست پايانى كنفرانس، مقالات ممتاز، معرفى و به نويسندگان آنها هدايايى اعطا شد.
به منظور بالا بردن كيفيت علمى كنفرانس و اطلاع رسانيِ بهينه به شركت كنندگان، دست اندركاران اين هـمايش فرهـنگى، اقدام به انتشار ويژه نامه هايى كرده بودند كه دربردارنده گزارشهاى مربوط به كنـفرانس، چكيده مقالات و مأخذشناسيِ حوزه و دانشگاه در سه بخش توصيفى، هنجارى ـ ارزشى و راهبردى بود.
برگزارى ميزگردهايى با حضور اساتيد حوزه و دانشگاه پيرامون (وحدت حوزه و دانشگاه) و موضوعات مربوط به آن از ديگر اقدامات برگزاركنندگان كنفرانس بود. مجموع اين ميزگردها در مجله گاهنامه، شماره3 به چاپ رسيد و همزمان با برپايى كنفرانس، در اختيار شركت كنندگان قرار گرفت. * معرفى بهترين مؤلفان و مترجمان در هفته كتاب
(هفته كتاب) از 19تا26 آذرماه در سراسر كشور با ارائه سه ميليون جلد كتاب در چهارهزار نمايشگاه برپا شد.
در مراسمى كه با حضور حجت الاسلام هاشمى رفسنجانى رئيس جمهورى و رئيس شوراى عالى انقلاب فرهنگى در تالار وحدت ترتيب يافت، به 25نفر از مؤلفين و مترجمين كتابهاى تشويقى يازدهمين دوره كتاب سال، يك لوح تقدير و سكه بهار آزادى اهدا شد.
اسامى تقديرشدگان به اين شرح است:
دكتر سيد جلال الدين مجتبوى براى ترجمه كتاب (قرآن كريم)، مرتضى قره باغيان براى تأليف كتاب (اقتصاد، رشد و توسعه)، دكتر محمد قويدل سيوكى براى تأليف كتاب (مقدمه اى بر اصول پالينولوژى)، غلامعباس پارسافر و بيژن نجفى براى تاليف كتاب (سينتيك شيميايى و ترموديناميك آمارى)، مهندس رضا نخعى، صفابراهنى، و مازيار كاظمى براى تاليف كتاب
تندآموز لرزشهاى مكانيكى، كريم موسوى نسب براى ترجمه كتاب (مكانيك سيالات) دكتر على اكبر ولايتى، دكتر ابوالحسن ضياء ظريفى، دكتر جواد طباطبائى و دكتر محمدرضا مسجدى براى تاليف كتاب (مبانى سل شناسى)، محمد مهدى سعادتپور براى ترجمه كتاب ديناميك سازه ها (مقدماتى)، مهندس شاپور طاخونى براى ترجمه كتاب اصول مهندسى ژئوتكنيك، دكتر محسن عدالت و مهندس سودابه دليل براى ترجمه كتاب (مهندسى شيمى)، دكتر سيد غلامرضا پناهى براى ترجمه كتاب برنامه نويسى به زبان فرترن77، محمد هاشمى براى تاليف مقدمه اى بر تكنولوژى، شكوه قاسم نيا براى تاليف كتاب (يار حسنى و ننه كوچيكه و دختر نارنج و ترنج)، محمدرضا بايرامى براى تاليف كتاب (قصه هاى سبلان (1و2))، حسين فتاحى براى تاليف كتاب (راهزنها)، هادى سيف براى تاليف كتاب (نقاشى پشت شيشه)، سيروس پرهام براى تاليف كتاب دستبافتهاى عشايرى و روستايى فارس، دكتر بهلول عليجانى براى ترجمه كتاب درآمدى بر روشها و فنون ميدانى جغرافيا.
رئيس جمهورى طى سخنانى در اين مراسم، تعديل و اصلاح قيمت كتاب را يك ضرورت خواند و اظهار اميدوارى كرد با تأمين كامل كاغذ طى برنامه پنج ساله دوم مطالعه و كتابخوانى جزو زندگى و در ليست نيازمندى هاى اقشار مختلف جامعه قرار گيرد. * انتخاب كتاب سال دانشجويى
مراسم انتخاب كتاب سال دانشجويى با حضور رئيس مجلس شوراى اسلامى در دانشگاه تهران برگزار شد.
257دانشجو در چهار زمينه تأليف، ترجمه، نقد و تلخيص كتاب آثار خود را به دبيرخانه انتخاب كتاب سال دانشجويى ارسال كرده بودند كه از اين ميان 167 اثر در زمينه هاى تأليف و ترجمه و 90اثر در زمينه هاى نقد و تلخيص بوده است.
در مرحله ابتدايى 142اثر در زمينه اول و 30اثر در زمينه دوم مورد گزينش قرار گرفت و پس از بررسى هاى كارشناسى توسط هيأت داورانى مركب از پنجاه تن از اساتيد و اعضاى هيأت علمى دانشگاهها، 22اثر واجدِ شرايطِ احرازِ جايزه تشخيص داده شد. * تشكيل پايگاه مركزى اطلاعات فرهنگى
با حضور معاون اوّل رئيس جمهورى و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى در چهارمين جلسه شوراى سازمان مدارك فرهنگى انقلاب، طرح تشكيل پايگاه مركزى اطلاعات فرهنگى به تصويب رسيد. ديگر مصوّبات اين جلسه عبارت بودند از: طرحهاى برنامه ريزى و هماهنگى به منظور تدوين فهرست مقالات فارسى در نشريات ادوارى از ابتداى پيدايش تا سال 1361 توسط مؤسسات فرهنگى برحسبِ حوزه هاى تخصّصى، تدوين فهرستى از عناوين بيانات، احكام و اطلاعيه هاى موجود در كتاب صحيفه نور و تدوين تلخيصى از مجموعه صحيفه نور و ترجمه آن به زبانهاى زنده دنيا و تغيير نامِ (اصطلاحنامه فرهنگى) به (گنجواره فرهنگى) * افتتاح كتابخانه هاى پستى در استان تهران
سيستم كتابخانه هاى پستى براى نخستين بار در ايران با عنوان پيك فرهنگ در كتابخانه مركزى پارك شهر تهران آغاز به كار كرد.
به گزارش خبرنگار واحد مركزى خبر در اين سيستم كه به همت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان تهران و با همكارى شركت پست راه اندازى شده است، علاقه مندان مى توانند بدون مراجعه به كتابخانه، كتابهاى مورد نياز خود را از طريق پست دريافت كرده و پس از مطالعه عودت دهند.
هر عضو سيستم كتابخانه اى پستى در هر بار مى تواند سه كتاب را در يك كيف مخصوص پستى توسط پيك فرهنگ دريافت و پنجاه درصد هزينه پستى آن را بپردازد. پرداخت پنجاه درصد ديگر اين هزينه را كتابخانه به عهده دارد، همچنين درخواست كتاب توسط عضو در سيستم پيك فرهنگ مى تواند به وسيله تلفن پست تصويرى و يا نامه انجام شود.
همچنين به منظور اطلاع اعضاى پيك فرهنگ از كتابهاى موجود در كتابخانه مركزى پارك شهر بزودى كتابنامه اى شامل مشخصات نودهزار كتاب موجود در اين كتابخانه تهيه و در اختيار اعضاى اين سيستم قرار مى گيرد.
براساس اين گزارش همچنين همزمان با افتتاح كتابخانه پستى فاز اول از طرح مكانيزه كردن سيستم كتابخانه هاى عمومى استان تهران شامل تجهيزات انفرادى كتابخانه ها راه اندازى شد.
در فاز اول اين طرح هريك از كتابخانه هاى عمومى استان تهران به صورت مستقل براى امور كتابدارى خود از كامپيوتر استفاده خواهند كرد و در فاز دوم كه بزودى راه اندازى مى شود، كليه كتابخانه ها قادر خواهند بود با هم در ارتباط باشند و اعضاى كتابخانه ها ضمن اطلاع از كتابهاى موجود در ساير كتابخانه ها مى توانند آنها را درخواست و مورد استفاده قرار دهند. * تعويض مديركل مطبوعات داخلى
طى حكمى از سوى مهندس ميرسليم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى، مهندس حسين انتظامى به سمت مديركل مطبوعات داخلى اين وزارتخانه منصوب و مشغول به كار شد.
روابط عمومى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، اعلام كرد اين انتصاب بنا به پيشنهاد معاون امور مطبوعاتى و تبليغاتى اين وزارتخانه صورت گرفته است.
مهندس انتظامى داراى سابقه مطبـوعاتى و مدرك فوق ليسانس مهندسى است و پيش از اين در سمت مشاور و سـپس مـعاونت فرهـنگى مديركـل مطبوعات داخـلى مشغـول بـه كار بود. * هفته كتاب در دانشگاههاى كشور
هفته كتاب كه از نوزدهم تا بيست وششم آذرماه گذشته، ادامه داشت، در دانشگاهها نيز رونقى چشمگير داشت.
دانشگاههاى سراسر كشور و جهاد دانشگاهى با همكارى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، در اين هفته برنامه هاى ويژه اى تربيت داده بودند كه مهمترين آنها، عبارت بودند از:
برگزارى نمايشگاههاى تخصصيِ كتاب، مراسم كتاب سالِ دانشجويى، مسابقه گزينش برترين رساله تحصيلى، برگزارى جشنهاى كتاب و انتشارِ ويژه نامه هاى كتاب.
در نمايشگاههاى تخصصى كتاب كه براى نخستين بار در دانشگاههاى كشور برگزار مى شدند، به تناسب بيشترين رقم دانشجويان هر رشته در دانشگاهها آخرين كتابهاى تخصصى و دانشگاهى هر رشته با تخفيف ويژه دانشجويى ارائه شد.
ادبيات و هنر، كامپيوتر و الكترونيك، كشاورزى، گروه پزشكى، راه و ساختمان و حقوق سياسى و قضايى از جمله مهمترين عناوين نمايشگاههاى تخصصى كتاب دانشگاهها بود.
نتايج مسابقه بزرگ كتاب دانشجويى نيز كه در رشته هاى تأليف، ترجمه و نقد و تلخيص كتاب برگزار شده بود، امسال همزمان با هفته كتاب از طريق روزنامه هاى كشور اعلام شد و مراسم رسمى كتاب سال دانشجويى نيز در همين هفته برپا گرديد.
مسابقات (مرور كتاب)، (سرعت مطالعه و درك متن)، اهداى كتاب به كتابخانه هاى دانشگاهها و تجليل از كتابداران و اساتيد اطلاع رسانى از ديگر برنامه هاى هفته كتاب در دانشگاههاى سراسر كشور بود. * دبيركل هيأت اُمناى كتابخانه هاى كشور: وضع كتابخانه ها مطلوب نيست
دبيركل هيأت امناى كتابخانه هاى عمومى كشور گفت: وضع كتابخانه هاى عمومى كشور نامطلوب است.
مهندس معين فر: هم اكنون 700 كتابخانه عمومى در سطح كشور در حال فعاليت هستند كه از اين تعداد تنها 100 كتابخانه عمومى در سطح استاندارد هستند و اين در حالى است كه براساس معيارهاى اتحاديه انجمن هاى بين المللى كتابداران مى بايست 1600 كتابخانه عمومى در سطح كشور وجود داشته باشد.
وى افزود: براساس استانداردهاى بين المللى ما بايستى براى هر صد نفر يك ونيم صندلى و فضايى در حدود 2/5 مترمربع داشته باشيم و براى رسيدن به اين سطح 68هزار صندلى و 91هزار مترمربع فضا كم داريم.
وى افزود: هر كتابخانه عمومى لازم است براى هر يكهزار نفر 500 جلد كتاب داشته باشد و علاوه بر آن در هر كتابخانه عمومى بايد بيست هزار جلد كتاب مرجع موجود باشد.
وى اظهار داشت: كتابخانه هاى عمومى كشور براى كتابخوانان هيچ جذابيتى ندارد زيرا با اعتبارات محدودى كه براى خريد كتابهاى جديد تخصيص مى يابد، نمى توان كتابخانه ها را تجهيز كرد.
وى گفت: حدود سى ميليون تومان براى خريد كتابهاى جديد براى تجهيز كتابخانه هاى عمومى منظور شده است كه اين رقم به هيچ وجه جوابگوى نياز كتابخانه ها نيست، به طورى كه بيش از 1500عنوان كتاب براى خريد جهت كتابخانه ها گزينش شده است ولى بودجه لازم براى خريد آنها موجود نيست. * فصلنامه (نقدونظر
نخستين شماره فصلنامه (نقدونظر) با مشى فرهنگى، عقيدتى، اجتماعى منتشر گرديد.
شماره اول اين فصلنامه به (مبانى و روش اجتهاد) اختصاص دارد وشامل اين عناوين است: اقتراح درباره مبانى اجتهاد، احكام دين و اهداف دين، بحثى اجتهادى در طهارت و نجاست، كاربرد مآخذ فقهى، حجيت سيره، روش اجتهادى فقها و كتابشناسى فقه مقارن .
در قسمتى از سرمقاله چنين مى خوانيم: مجله نقدونظر آهنگ آن دارد كه ديدگاههاى جديد و نقدهاى علمى را در قلمرو مسائل دينى، در صفحات خويش بگنجاند و آفاق جديد را در مسائل علمى، به خواننده بنماياند و بر كارنامه اسلام پژوهى در اين اقليم، برگ و بارى بيشتر دهد.)
همچنين تأكيد شده است آهنگ مسائل آينده بيشتر كلامى خواهد بود.
مدير مسؤول و سردبيرى فصلنامه را آقاى محمدمهدى فقيهى برعهده دارد.
اين مجله با نمايى چشم نواز وصفحه آرايى مناسب، در قطع خشتى، به چاپ رسيده است.
*
نامه ها
دوست عزيز و همكار سابقم, جناب آقاى محمدعلى طالقانى, پس از (تورّقى) در بخش (الف) اثرناچيز اينجانب يعنى (واژه نامه حقوق اسلامى) نقد مختصرى بر آن مرقوم داشتند كه در شماره 23 (بهمن ـ اسفند 1372) نشريه وزين (آينه پژوهش) به زيور طبع آراسته شد و حقير قريب هفت ماه پس از چاپ, از آن مطلع گشتم.
در آغاز جا دارد از ايشان كه در واقع به درخواست مؤلّف در پيشگفتار چاپ اول پاسخ مثبت داده و با اقدام به نقد كتاب مورد بحث, مؤلف واژه نامه و خوانندگان آن را رهين منّت خود گردانيده اند, صميمانه تشكر و قدردانى نمايم. در عين حال بيان توضيحاتى در مورد نقد مذكور ضرورى به نظر مى رسد كه ذيلاً به اختصار به آنها مى پردازم. جهت تسهيل كار اين مطالب در دو بخش بررسى مى شوند:الف: اشكالات شكلى
بخشى از اشكالاتى كه ايشان به (واژه نامه حقوق اسلامى) وارد دانسته اند, به قول حقوقدانان, اشكالات شكلى است, از قبيل عدم رعايت ترتيب عبارات و گذاشتن پرانتز در موارد غير ضرورى كه به برخى از اين موارد در بخش (ب) نيز اشاره خواهيم كرد. ناقد, جنبه هاى مثبت كتاب را اين گونه خلاصه مى كند:
(واژه نامه حقوق اسلامى روى هم رفته كوششى است براى كسانى كه با مسائل حقوق اسلامى سر و كار دارند و علاقمندند كه بر برابرهاى واژه هاى اسلامى آشنا شوند و احياناً از آن در كار خود استفاده برند…)
منتقد محترم در پايان نقد حداكثر آنچه كه بر قضاوت خود افزوده اند, اضافه كردند واژه (شايان تأمّل) و در نتيجه توصيف واژه نامه تحت عنوان يك (كوشش شايان تأمل) مى باشد كه البته معناى اين عبارت مبهم, چندان براى حقير روشن نيست. به جمله ايشان توجه كنيد:
(واژه نامه حقوق اسلامى در هيأت حاضر, روى هم رفته كوششى است شايان تأمل براى كسانى كه بخواهند با اصلاحات حقوق اسلامى آشنا شوند و براى آنكه مفيد به حال متخصصين فن هم بشود [لازم است] ويراستارى كامل شود.)
بنده حقيقتاً نتوانسته ام بفهمم كه چطور كتابى مى تواند براى كسانى كه مى خواهند با اصلاحات حقوق اسلامى آشنا شوند, مفيد بوده, ولى براى متخصصين فن نياز به ويراستارى آن هم (ويراستارى كامل) داشته باشد! اگر كتابى اشتباه دارد كه اين اشتباهات براى همه هست و در نتيجه براى همه خوانندگان خود ويراستارى لازم است, و اگر هم اشتباه چندانى ندارد كه ديگر سخن گفتن از (ويراستارى كامل) بى مورد است.
همچنين پرداختن به نقد دو فرهنگ از دو نويسنده مختلف طى يك نوشته تنها مى تواند ناشى از كمبود وقت يا حوصله منتقد باشد و باز موجب عدم رعايت انصاف نسبت به نويسندگان آن فرهنگ ها مى شود. بسيارى از خوانندگان مجلات, صفحات مجله را تنها ـ به قول خود ايشان ـ به تورّق مى گيرند و بعضاً به تفكيك بين مطالب نوشته شده در يك نقد از اين جهت كه كدام يك به كدام اثر مورد نقد مربوط است, بى توجه مى باشند. بنابراين چه بسا برخى از خوانندگان اين نقد, با ديدن تصويرى روى جلد اثر اينجانب در صفحه اول نقد و قضاوت صفحه آخرِ نقد ايشان در كم ارزش خواندن فرهنگ دوم مورد نقد, و اشاره به وجود كلماتى چون گنجشك, ترقّه, فشفشه و گاوميش در آن بدون دقت و توجه كافى قضاوت صفحه آخر را به تصوير صفحه اول مربوط بدانند. بدين ترتيب بهتر آن بود كه ايشان دو نوشته مجزا را به نقد اين دو فرهنگ اختصاص مى دادند و هر نوشته در يكى از شماره هاى نشريه به چاپ و منتشر مى گشت.ب. اشكالات ماهوى
جهت پرهيز از اطاله كلام به اين موارد به اختصار اشاره مى كنيم:
1. منتقد محترم بر عنوان كتاب يعنى (واژه نامه حقوق اسلامى) ايراد گرفته اند كه كلمه اول,كلمه اى نو و عبارت بعدى عبارتى جا افتاده و سنگين[!] است و با هم متناسب نمى باشند. البته براى نگارنده اشكالى در افزودن يك واژه نو به يك واژه به قول ايشان جا افتاده و سنگين متصور نيست.
ضمن اينكه عبارت حقوق اسلامى كلمه واژه نامه را ـ كه به قول ايشان به كتابى حاوى واژه ها به طور اعم اشاره دارد ـ تخصيص زده است, و در هر حال نبايد فراموش كرد كه انتخاب عنوان كتاب امرى تا حدودى سليقه اى است و در اين زمينه نگارنده همواره به نوآورى و زيبايى عنوان (به جاى اينكه هميشه به قول ايشان بر اصطلاحات جا افتاده تكيه مى شود) توجه داشته است.
2. در مورد وجود برخى از واژه هاى حقوقيِ غير اسلامى و يا اسلامى غير حقوقى در پيشگفتار واژه نامه توضيح كافى داده شده است.
3. منظور از (روحانيت) كه در مقابل اصطلاح انگليسى clergy قرار داده شده است (نهاد روحانيت) است نه آن گونه كه ايشان تصور كرده اند (حال و مقام منتسب به روح)(!) به هيمن دليل هم اين واژه در كنار واژه روحانيون قرار داده شده است تا مترادف بودن آنها مورد تأكيد قرار گيرد.
4. منتقد محترم بر معادل هاى دو عبارت (اصول محاكمات جزايى) و (اصول محاكمات مدنى) ايراد گرفته و ترجمه كلمه اصول در انگليسى (يعنى كلمه principless) را غير ضرورى دانسته اند.
بديهى است اصول و محاكمات جزايى به معناى آيين دادرسى كيفرى و اصول محاكمات مدنى به معناى آيين دادرسى مدنى است. هيچ يك از اين دو به قوانين موضوعه اشاره نمى كند و ترجمه آنها همان چيزى است كه در واژه نامه آمده است, يعنى به ترتيبCriminal Procedureو principles of Civil Litigation . جهت اطمينان خاطر به ايشان, به عنوان آسانترين راه, توصيه مى كنم كه فهرست دروس دوره فوق ليسانس حقوق دانشگاه لندن را (كه بُعد مسافت چندانى هم با ايشان ندارد) تهيه نموده و اين دو عبارت را عيناً به همين شكل در آنجا بيابند. بعيد است بتوان ادعا كرد كه دانشگاه لندن هم در ذكر اين دو عنوان درسى راه خطا پيموده است.
5. منتقد محترم عبارت Security measures را معادل نادرسى واژه (اقدامات تأمينيه) و آن را بيشتر به معناى (اقدامات امنيتى) دانسته اند. باز مراجعه به هر كتاب راجع به حقوق تجارت انگلستان براى ايشان روشن خواهد كرد كه اين واژه به معناى اقداماتى كه براى حفظ حقوق تاجرِ ورشكسته توسط مدير تصفيه به عمل مى آيد, به كار مى رود. مراجعه به (قانون اعسار) مصوب سال 1986 انگلستان: Isolvency Act, 1986) نيز احتمالاً مفيد خواهد بود.
اشتباه ايشان از آنجا ناشى مى شود كه فكر كرده اند كلمه security هميشه به معناى (امنيت) يا (امنيتى ) به كار مى رود, در حالى كه همواره اين گونه نيست. براى مثال همه روزه در دادگاه هاى انگلستا بحث security for costsمطرح مى شود و اين به معناى تأمين هزينه دعوى توسط يكى از طرفين است.
بنابراين ملاحظه مى شود كه كلمه security بعضاً به معناى تأمين به كار مى رود, نه امنيت و در واژه نامه نيز به همين معنا به كار رفته است.
6. كلماتى مثل كلمه (پاداش) را نه تنها اسلامى كه حتى حقوقى نيز ندانسته اند! در حالى كه پاداش, معادل فارسى همان كلمه جُعل در جُعاله است و مفهوم حقوقى كاملاً جا افتاده اى, هم در حقوق اسلامى وايران و هم در حقوق انگلستان دارد. همين طور كلمه (گمرك) را نه حقوقى و نه اسلامى دانسته اند و آن را (ظاهراً پرتغالى) اعلام فرموده اند! در حالى كه در اينجا بحث بر سر ريشه لغات نيست كه مثلاً آيا كلمه گمرك اصالتاً و ابتداء پرتغالى است يا فارسى و يا ريشه ديگرى دارد. بلكه نكته مهم آن است كه در هر صورت اين واژه امروزه در زبان فارسى مصطلح, چه خود آن و چه مشتقاتش (مثل عبارت (حقوق و عوارض گمركى)) كاملاً بار حقوقى دارند.
7. معادل Consanguine را براى كلمه (آبى) و Collaterals را براى كلمه (اخوه) نادرست و ناشى از عدم توجه به ظرايف حقوقى دانسته اند! در حالى كه اين كلمات در بسيارى از آثار مستشرقين در مورد ارث و وصيت به عنوان معادل اين دو كلمه به كار رفته اند. (براى مثال ر. ك: پروفسور كولسون, كتاب (ارث و وصيت در خانواده مسلمان), انتشار دانشگاه كمبريج, سال 1971, ص 65).
8. وجود حروف فارسى پ, چ, ژ, گ را در واژه نامه, ناهماهنگ با عنوان كتاب و موجب كاسته شدن از اعتبار آن دانسته اند. به نظر اينجانب اگر ايشان به وجود اين چهار حرف غير عربى در واژه نامه معترض هستند, بايد به وجود كلّيه كلمات فارسى اعتراض داشته باشند و نه فقط اين چهار حرف; زيرا در غير عربى بودن فرقى بين كلمه پاداش و مثلاً كلمه نماز نيست. اين هر دو كلمه فارسى بوده و به تبعيت از استدلال ايشان هيچ يك نبايد در (واژه نامه حقوق اسلامى) جايى داشته باشد. به عبارت ديگر, به تبعيت از نظر ايشان, (واژه نامه حقوق اسلامى) هيچ گاه نمى تواند (آنگونه كه بر روى جلد واژه نامه مورد بحث ذكر شده است) (فارسى ـ انگليسى) باشد بلكه همواره بايد از واژه هاى عربى در آن استفاده شود! اينكه تكليف فارسى زبانان چه مى شود مطلبى است كه بايد منتقد محترم پاسخگوى آن باشند.
اين نظرب ه هيچ وجه مورد تأييد نگارنده نيست. نمى توان مدعى شد كه اگر در كتابى واژه هايى چون خواهان, خوانده, داورى, خويشاوندان, بيمه كلاهبردارى, دزدى, نماز, روزه, خودكشى, همسر, دادرس, مهريّه, شلاّق, كيفر, گناه, مرور زمان, گروگذار, قرار داد و نظاير آنها وجود داشته باشد, نبايد آن را واژه نامه حقوق اسلامى دانست, ولى هر گاه معادل هاى عربى اين كلمات يعنى واژه هاى مدّعى, مدّعى عليه, تحكيم, اقارب, تأمين, تدليس, سرقت, صلوة, صوم, انتحار, زوجه, قاضى, صداق, جلد, جزا, ذنب, تقادم, راهن و عقد ذكر گردند, عنوان (واژه نامه حقوق اسلامى) پذيرفتنى خواهد شد.
به نظر اينجانب مسأله مهم آن است كه مفهوم مورد بحث در حقوق اسلامى وجود داشته باشد, خواه اين مفهوم به زبان عربى بيان شود يا فارسى و يا هر زبان ديگرى. از اين گذشته اگر ايشان واقعاً مدعى هستند كه در فرهنگ هاى مربوط به اصطلاحات يا حقوق اسلامى نبايد كلمات فارسى وجود داشته باشد, معلوم نيست چرا خودشان بر روى جلد (چله نشينى) و (گچ بُرى) نيز مى شود!
9. منتقد محترم اظهار داشته اند كه بعضاً در ذكر معادل انگليسى واژه ها, آنچه كه در ابتدا ذكر شده, معادل اقرب نبوده و معادل اقرب در مراحل بعدتر ذكر شده است. در اين مورد دو مثال ذكر مى كنند. در واژه نامه معادل هايى به شكل زير آمده است:
اخفاء مال مسروقه (مداخله در اموال مسروقه) Handling stolen goods
اخلاق حسنه (اخلاق عمومى)Public morals
به نظر ايشان آنچه بين الهلالين آمده است, معادل اقرب واژه هاى انگليسى است و بايد ابتدا آورده مى شد. اشتباه منتقد محترم در اينجا ناشى از توجه به معناى لغوى به جاى معناى اصطلاحى است. براى توضيح بيشتر مطلبى را كه ايشان در نقد خود به آن اشاره مى كنند و به نظر اينجانب نيز مطلب كاملاً درستى است, عيناً مى آوريم.
ايشان مى گويند:
(اصطلاح كلمه اى است كه علاوه بر بار لغوى, معانى و مفاهيم ديگرى را نيز در رشته بخصوصى همراه دارد… اصطلاح چون بار علمى بخصوص را بر دوش دارد, قابل برگرداندن و ترجمه نيست. يافتن اصطلاح معادل در زبان دوم ـ مثلاً انگليسى ـ نيازمند مطالعه در متون مربوط به همان علم يا فنّ در آن زبان است.)
متأسفانه منتقد محترم در اعتراض نسبت به معادل هاى بالا اين نظر خود را ناديده گرفته اند. در دو مورد فوق الذكر كلماتى كه در ابتدا ذكر شده (معادل) واژه هاى انگليسى است و كلمات داخل پرانتز (ترجمه تحت اللفظى) آنها. يعنى آنچه كه در سيستم حقوقى ما, تحت عنوان جرم (اخفاء مال مسروقه) (موضوع ماده 110 (قانون تعزيرات)) از آن ياد مى شود, در حقوق انگلسان تحت عنوان Handling stolen goods و آنچه تحت عنوان (اخلاق حسنه) (مثلاً در بحث جرايم عليه اخلاق) مطرح مى شود, درحقوق انگلستان تحت عنوان public morals مورد بحث واقع شده است.
بنابراين در واقع براى دو واژه فوق (معادل يابى) شده و بهترين معادل كلمات انگليسى همان كلماتى هستند كه در ابتدا ذكر شده اند و نه آنچه كه بين الهلالين آمده است, و بر خلاف نظر ايشان, اين خود نشانگر كمال توجه به (ظرايف حقوقى) است.حسين ميرمحمد صادقى
بسمه تعالى
مدير مسئول محترم مجله آينه پژوهش زيد عزه العالى
پس از اهداء تحيات لطفاً دستور فرماييد اين جوابيه را در آن مجله چاپ نمايند. ممنونم.
در مجله آينه پژوهش شماره 27 ص 119, سطر 36, در ذيل كتاب زندگانى و شخصيت شيخ انصارى مى نويسد (بايد يادآور شد اين كتاب نيز از حدائق الادب استفاده بسيار برده) جهت روشن شدن اين مطلب مرقوم مى دارد:
1. كتاب حدائق الأدب تأليف مرحوم حاج شيخ اسدالله انصارى معروف به امين الواعظين مى گويند نزد نوه ايشان است كه هيچ زمانى حقير دسترسى به آن نداشته و ندارم.
2. مرحوم آية الله العظمى شيخ ميرزا محمد جعفر انصارى والد اينجانب به يكى از بستگان ساكن در تهران سال 1328 شمسى فرمودند حال كه حدائق الادب را بيرون نمى دهند, اگر ممكن است مقدارياز آن را استنساخ نموده, بفرستيم. ايشان هم 20 صفحه نيمورقى استنساخ نموده, فرستادند كه فعلاً نزد حقير موجود مى باشد.
3. از اين 20 ورق يك ورق آن در شرح حال بسيار مختصر شيخ, دو ورق در نسب شيخ تا جابر, و دو ورق آن شرح حال مؤلف و مرحوم والدش مى باشد.
4. استفاده اينجانب از اين 5 ورق حدود پنج مورد, آن است كه در كتاب زندگانى و شخصيت شيخ انصارى به آنها و مأخذ آن اشاره شده است.
نتيجتاً حقير استفاده بسيارى از اين كتاب نبرده ام. در خاتمه سلامتى و موفقيت شما را از خداوند منان مسألت دارم. و السلام عليكم و رحمةالله و بركاته. فى 2 شهر شعبان المعظم/ 1415الحقير الفانى مرتضى الانصاري
مرآة التحقيق
السلطانى محمدعلى
منهجية نقد الكتب يسعى كاتب المقال الى الالتفات و بلغة بسيطة الى تفحص طرق و منهجيات نقد الكتب. فيشير أولاً الى وجود بعض انواع النقد غير اللائق و الملئ بالاهواء و الاغراض البعيدة كل البعد عن الجوانب العلمية; و يضيف صاحب المقال, ان توصيات بعض التواقين الى امر النقد, دعته الى كتابة هذه المقالة, حيث اوردها فى اربعة اقسام 1ـ اطار العمل 2ـ تعيين الاهداف 3ـ المعيارية 4ـ التقييم الأولي. و يعنى صاحب المقال فى هذا العدد من المجلة, الاشارة الى القسم الاول (اطار العمل) بشكل تفصيلى و يعدد انواع النصوص و الموضوعات التى قد تصادف الناقد, و كيفية التعامل مع كل نص. عناية غير كافية
(وقفه عند معجم بحار الانوار)
عبدالله الابراهيمى
يبدو موضوع هذه المقالة واضحاً من عنوانها, فهى نقد لكتاب ـ معجم بحارالانوار ـ الذى اشرف عليه السيد على رضا البرازش و قامت وزارة الثقافة و الارشاد الاسلامى بطبعه. و ينقد صاحب المقال, المعجم من عدة جوانب, فيبدأ أولاً بالاخطاء الواردة فى انتخاب المواد, و يعدد جانباً منها, و يقول ان الواقفين على المشروع كانوا غير موفقين فى العثور على بعض الاصطلاحات الحديثية.
و فى جانب آخر ينقد صاحب المقال الكتاب من زاوية عدم التناسق فى المنهجية الواردة فيه, حيث يتجلى و يبدو للعيان فى اعلام الكلمات غير العربيه.
ثم يعرّج الناقد على ايراد اشكالية اخرى و هى دخول العديد من الكلمات غير الرئيسية فى المعجم, الامر الذى يدعو الى مضاعفة حجم الكتاب ليس إلا. و يختم الناقد مقالته بتعديد موارد اخرى من الاشكاليات تكمن فى اضطراب الكلمات المتشابهة, و ضعف التشكيل و ضبط الآخر و العلامات, و الاخطاء الطباعيه الواضحة, و دخول جمل غير حديثية الى الكتاب و الابهام الذى يلف الكثير من الجمل. القصيدة اليائية لميرفندرسكى و الشروح عليها
محسن الكديور
يعنى كاتب المقال اولاً, الى ترجمة الفيلسوف الكبير الحكيم ابوالقاسم الموسوى الميرفندرسكى (970 ـ 1050هـ) فيلسوف القرن الحادى عشر ذائع الصيت و بيان موقعيته الفلسفية, فيعدد الكاتب الاثار التى خلّفها الفيلسوف الكبير, و يعرّج على أشهر اثرله ألا و هو القصيدة اليائية, و يستل شرح الحكيم عباس شريف الدارابى و هو من تلامذة الملا هادى السبزوارى باعتباره اوفى و اعمق الشروح و اكثرها تفصيلا. ثم يثنى و بعد اثارة القليل من الاشكاليات على السيد محمد حسين اكبرى الساوى لما بذله من جهود فى تنقيح و تصحيح هذا الشرح (بمعية شرحين آخرين) نقد كتاب (جغرافيا القارات و البلدان)
غلام رضا گلى زواره اى
ينقد صاحب المقال, كتاباً مدرسياً, تولى مكتب برمجة و تخطيط و تأليف الكتب و المناهج الدراسية فى وزارة التربية و التعليم نشره, ـ يهدف الكتاب الى تعزير معلومات طلبة المدارس عن جغرافيا المناطق التى تقطنها اقليات مسلمة ـ و يقول الناقد ان الكتاب لم ينصف الاقليات المسلمة الموجودة فى البلدان المختلفة و لم يعطها حقها.
و اعتبر الناقد فى جانب آخر, المسؤولين عن نشر هذا الكتاب المدرسي, قداخفقوا فى التعريف بمسلمى هذه البلدان, و تتضمن المقاله عناوين ناقدة منها, عجز فى تعريف البلدان, و انعدام الدقة فى طرح اسماء البلدان و الاعلام الجغرافية, و العجز فى منهجية التحرير, و اضطراب فى منهجة المآخذ. منازل السائرين و شرح الكاشانى عليه
احمد العابدى
يعكف كاتب المقال أولاً على شرح احوال و مقامات الخواجه عبدالله الانصارى (396 ـ 481هـ), ثم يعنى بتعريف كتاب (منازل السائرين)الذى يعد من افضل الكتب فى مجال العرفان العملى و السير و السلوك و يقوم باستلال شرح كمال الدين عبدالرزاق الكاشانى (ت 736هـ) و هو من تصحيح السيد محسن بيدارفر على الكتاب من جملة الشروح المطروحة باعتبارها الافضل برأيه. و يعتقد الكاتب ان الشرح المذكور يعد عملاً له شأنه و قيمته و منهجيته التحقيقية. و يختم صاحب المقال مقاله, بايراد بعض الانتقادات و يقدم بعض الاقتراحات المفيدة فى عملية تصحيح الكتاب. دراسة فى كتاب (مبانى العرفان و التصوف)
محمدتقى السبحانى
بعد مقدمة وجيزة فى باب مناهل العرفان و التصوف الاسلامي, يعنى كاتب المقال الى نقد و دراسة كتاب (مبانى العرفان و التصوف) و هو من تأليف السيد ضياء الدين السجادى و المعد لطلبة ليسانس اللغة و الادب الفارسى, فيبدأ أولاً بطريقة تفكير المؤلف و نظرته فأشكل على المنحى الادبى التفنني, و كذلك المنحى الايجابى و الافراط فى عملية التفاءل و النظر الى الدين و التصوف من زاويه واحدة و فى جانب آخر من المقالة, يشير الناقد الى الفهم الخاطيء للكاتب فى بعض الجوانب و ينهى مقاله بتعديد ثلاثين مورداً من الاخطاء المذكورة. وقفة عند كتاب اللغة الفارسية للمرحلة المتوسطه
غلام رضا الزرين چيان
ينقد كاتب المقال الاخطاء الذوقية و النواقص الواردة فى هذا الكتاب المدرسي. و يعتقد الناقد بأن هذا المنهج المدرسى تعامل مع القضايا العلمية تعاملاً عاطفياً خاصة فى جانب قواعد اللغة الفارسية, و تغلب على الكتاب الرغبات الذوقية لمؤلفيه, فيما يعانى أيضاً من التشتت الموضوعي. التسامح فى عملية التأليف
28خطأً فى اربع صفحات
محمدباقر السجادي
تعنى المقالة بنقد كتاب صدر تحت عنوان (التاريخ السياسى و الاجتماعى فى ايران إبان العهد الصفوي) و هو من تأليف السيدة مريم ميرالاحمدي. و قد التفت الناقد فى مقاله الى جانبين الاول, نقد اربع صفحات من نص الكتاب, حيث يعتقد الناقد بأنه ضم 28خطأً صريحاً و غير صريح. و فى الجانب الآخر قارن الناقد بين عدة صفحات من هذا الكتاب و كتاب (نظام الولايات فى العهد الصفوي) لروهربيرن. وقفة عند (مجموعة فرهنگ جبهة)
على السرولايتى
يعد كتاب (سلسلة ثقافة الجبهة) و هو عمل تكفل بتدوينه و اخراجه السيد مهدى الفهيمى باسناد المعاونية الثقافيه و الاعلام الحربى التابعة لهيئة اركان القيادة العامة للقوات المسلحة, و قد صدر من السلسلة حتى الان ستة عناوين عامة كان بعضها فى عدة مجلدات و يعنى كاتب المقال فى وقفته هذه على القاء نظرة اجمالية على العناوين السته, و يعنى تفصيلاً الى نقد جانب (رسائل و عناوين) الواردة فيها, و يعدد جانباً من الاشكالات الواردة فيه. التعريف الاجمالي
فى هذه الزاوية من المجلة, تم التعريف الاجمالى بالكتب التالية:
1ـ تحريرات فى الاصول, للسيد مصطفى الخميني.
2ـ اعلام نهج البلاغه, للمحقق على بن ناصر السرخسى.
3ـ (سلوك العارفين), للميرزا جواد الملكى التبريزي.
4ـ (قصص محبوب القلوب), للميرزا برخوردار الفراهي.
5ـ (معجم اشعار صائب), اعداد احمد گلچين المعاني.
6ـ مجموعة مقالات ندوة تقييم ادب الثورة الاسلامية.
7ـ (العرفان و الادب فى العصر الصفوي) احمد تميم الداري.
8ـ المختار من كلمات الامام المهدي(ع), اعداد الشيخ محمد الغروي.
9ـ اصل الشيعة و اصولها, للشيخ محمد حسين ال كاشف الغطاء.
و فى زاوية التعريف البيبليوغرافى للمجلة, تم التعريف بالاثار المطبوعة و غير المطبوعة لمؤلفين من القرنين الحادى عشر و الثانى عشر الهجريين, فيتم اولاً التعرف على الاثار المتفرقة للحكيم الميرزا حسن اللاهيجى حيث تبلغ اَثاره 25 كتاباً و رسالة. بعدها يتم التعرف على الاثار العربية لميرغلام على آزاد البلگرامى و البالغة اكثر من 15 اثراً نظماً و نثراً.
و فى زاوية التعرف على المراكز العلمية و الثقافية, تم فى هذا العدد من المجلة, التعريف بجامعة دمشق. حيث تم اولاً التعريف بتاريخ الجامعة و من ثم انطلاقتها و مراحل تأسيس الكليات المختلفة فيها, و ماهى عليه اليوم, وذكر ان جامعة دمشق تضم15كلية تستقبل حالياً اكثر من مائة الف طالب جامعي.
*
Methodology of criticizing a book
IN THE NAME OF ALLAH
AYENEH -E- PAZHOOHESH by Moh'd Ali sultani.
The author of the article describes a simple method of analizing the ways of criticizing a book
The auathor wrote the article for two reasons;
First: some dismannered criticism together with inscientific purposes being published and;
Second: responding to the requests of some of the concerned in this field.
The article comprises four well organised sections:-
1- The limitations of the task.
2- Pinpointing the aim.
3- Conclusion.
4- The intial evaluation. The outhor in this issue has explained the first section only where he has enumerated various texts that a critic may face and the way with which he treat each.
A Careless Concern
by Abdulla Ebrahimi.
(A pause over the dictionary of Biharol Anwar)
This treatise - as realized from its name - is a criticism to the dictionary of Biharol Anwar under the supervision of Ali-Riza Barazish.
Published by the ministry of culture and islamic guidance.
The author analysis and criticizes this dictionary from several angles. Initially reviws the book's errors Concerning terminology. He proves his claim with numerous cases showing that the author has not been succesful in finding the roots of some of the terms of narration.
The other angle of criticism is the immodercy in the methodology of the book which is visible in the sections of the famous men , non Arabic words and ather instances.The critic clarifies that in this dictionary numerous inessential terms have been conveyed into this book which have enlargened it only.
Agitation in the simultaneous words, shorteness in flourishes representing the vovels (in Arabic) and the signs, clear printing errors, interferance of the non-traditional terms and ambiguity of numerous terms are among the other faults which the eritic has seen them applicable to the book.
Ya-e-ieh elegy is Mir Fandarski and it's interpretation
by Muhsin Kadivar
The author in this essay idetifies and states the phelosophical rank of the sage Abdul-kassim Moosawi Mir Fandareski (970-1050), the famous philosopher of the eleventh century. He enumerates the maintained compiling of this theological philosopher, then turns to the most famous editing of Mir Fandareski, (i.e. the Ya-e- ieh elegy.)
In this treatise , among the various interpretations written by some sages on this elegy, the author chooses the interpretation of the sage Abbas sharif Darabi one of the Mulla Hadi Subzawari graduates.
this interpretation in the belief the author , is the most detailed and the deepest known interpretation. The author has apprecieated the efforts of Mr. Moh'd Hussain Akbar Sawi, for expurgation and correction of this interpretation and the ather two attached explanation, together with few cavillings.
A criticism on the book of "the geography of the continents and the countries".
by: Gholamreza Goli Zawareh
In this article, a text book has been criticized. this book has been written by the of fice of planning and compiling the school books of the Ministry of education to improve the information leval of the students concerning the geographical situation of the regions of the moslem minorities.
The author thinks that the rights of those moslem minorities have not been fully considerred. He adds that the compilers of these text books have neglected carrying out the full identification of those countries.
Some of the titles of this criticism are:-
Inade quacy in identifging the countries; inaccuracy in expressing the name of the countries and geographical nomenclature, shortness in compiling the book and the agitation in the methodology of coding the references.
Manazelos Sa-erin and the correction of kashani's interrogation on it.
by Ahmad Abidi
The writer of this article explains the biography and the spiritual rank of the sage khaja Abdull -he- Ansari (396-481 A.d.)
The author of this article initally explains the biography and the spiritual rank of khaja Abdullahe Ansari (396-481 A.D). Then he identifies the book of "Manazelos -sa- erin" which is among the best in the field of "Erfan Amali (i.e. practical mysticism) and sair wa solook (i.e. approaching mystical self training)". Among the various interpretaations written on this book, the outhor considers the one of kamoloddin Abdul-Razzaq Kashani (died in 736 A.D.) as the best.
The correction of this interpretation held by Mr. Mohsin Bidarfar is very much praised by the author for it was held in a researching method.
The author terminates his article by presenting some criticism proposals to improve the task of the corrector.
Reviewing the book is Mabani -ie- Erfan wa Tasaw - wof (the pillars of gnosticism and mysticism). by Moh'd Taqi Sobhani.
In this essay, after a short intoduction regarding the islamic sources of gnosticism and mysticism the author criticises and reviews the book compiled by sayyed Zaya- oddin Sajjadi as a text book for university stndents, specializing in persian literature.
The author initially criticizes eviticizas the methodology and the viewpoint of the writer and thinks that he has a belletristic inclination.
The critic also counts being optimistic and affirmative as well as visioning relegion and mysticism a like as other faults of the writter.
In anather part of the essay, the critic enumerates the misconcluded points and terminates his essasy by reviewing more than thircy of such misconcluded cases.
A Pause in the persian text book of intermediate school. by : Gholam - Reza Zarrin - chian.
In this criticism, shorthess and some awkward points of this text book have been raised the critic believes that the scientififc matters have been treated emotionally especially in the grammer section is persian language. The inclination of compilers self taste dominates the book and basicly the book puffers chaos in its subject .
Carelessness in Editing
(Twenty eight errors in four pages)
by: Mah'd Baquer sajjadi.
What has been criticised in this short essay is a book by Mrs. Mariam Mir Ahmadi named: "The political and social history of iran during the safavi's era" . In this ; two point have been considered: first criticising four pages of the book's context from which twenty eight clirect and indirect errors are enumerated.
The next part of the criticism is contemplation and comparison between few pages of this book and another by Rehr Brin named "The seystem of states in the safavis' era.
A Glance at anthology of (War) front culture
by: Ali sari - velayati
Anthology of the (war) front culture, is a task being wpheld by the ambition of sayyed mahdi Fahimi together whit cultural and war propagation affairs headed by the assistance of the general command headquarter.
The print that have been published of this callection up to now are under six general and partial titles and a part under several volumes.
The critic in this glance, in addition to a brief observation over the six titlles all have payed a comprehensive attention to section is "Names and traces" and has enumerated some of the shortnesses.
Summary Introductions:
In this section of the magazine, the following book are introduced brifly:
1- Tahrirat fil osool by sayyad Mustafa Khomaini.
2- A-alam Nahjul - Balagha by the researcher Ali bin Nasser sarakhsi.
3- Solook -e- Arirfan by Haj Mirza Jawad Malaki Tabrizi
4- Dastanha-ye- Mahboobel - Quloob by Mirza Barkhorda-re- Farahi
5- Farhange- Asha-re-sa- eb by: Ahmad Golchin Ma-ani
6- Majmoo-a-ie- Maqualaha-ie Saminare Ber- rasi-ie Adabi- iat-e- Inqilab-e- islami.
7- Erfan wa Adab dar Asr -e- safawi by Ahmad Tamim- Dari
8- Al- Mukhtar min kalimatel Imamel Mahdi (M.F.O) by shaikh Mah'd Gharawi.
9- Aslosh -shi- ahte wa Osooloha by shaik Moh'd Hussain Al-Kashefol - Ghira.
In the Bibliography section of the magazine the published and non published editings of two authors to belonoging the eleventh and the twelfth century are introduced.
First we get introduced to the scattered writings of the sage Mirza Hasan lahigi, numerated to twenty five books and treatises.
Next, arabic compilings of Mir Gholam Ali- Azad-e- Belgrami are introducted which are numerated to over fifteen prose and poetry
In the section of introduction to Scienrific and cultural centres of this issue, we get introducted to Damascus university.
In this letter of introduction, a historical briefing in being reviewed concerning the formation and the establishing stageo of the various faculties and then explains the current situation of this university.
University of Damascus consists of fifteen faculties and the number of overall students exceed one hundred thonsand.
*