طرحى در باب تدوين كتابشناسى كتب شيعه
مختارى رضا
نزديك به يك قرن و نيم است كه عالمان شيعه به تدوين كتابشناسى كتب شيعه به سبكى نو توجه جدّى مبذول داشتهاند و آثارى - اغلب گرانسنگ - در اين زمينه عرضه كردهاند كه عمده آنها عبارتند از:
1) كشف الحجب و الأستار عن احوال الكتب والأسفار، تأليف سيد اعجاز حسين نيشابورى كنتورى، متوفاى 1286 ق در لكنهو.
2) مرآة الكتب، تأليف ثقة الاسلام شهيد تبريزى، مستشهد عاشوراى سال 1330 ق در تبريز.
3) كشف الأستار عن وجه الكتب و الأسفار، تأليف مرحوم آيةاللَّه سيد احمد حسينى خوانسارى مشهور به صفائى، متوفاى 1359 ق در خوانسار و مدفون در همانجا.
4) الذريعة إلى تصانيف الشيعة، تأليف شيخ آقا بزرگ تهرانى، متوفاى 1389 و مدفون در نجف اشرف.
توضيحى اندك درباره هر يك از اين چهار كتاب:
1) سيد اعجاز حسين مشهور به كنتورى (متولّد 1240 در لكنهو)، برادر بزرگترِ صاحب «عبقات» بود. وى در كار تدوين «استقصاء الإفحام و استيفاء الانتقام فى ردّ منتهى الكلام» كه به اسم برادرش ميرحامد حسين شهرت يافته، به وى كمك كرد.
كشف الحجب، فهرست كتابهاى شيعه به ترتيب الفبايى است و در آن 3414 كتاب معرفى شده است كه البته برخى كتابها به دو نام يا بيشتر ذكر شده و همه شماره مستقل دارد. گرچه مؤلّف غالباً متذكّر شده كه مثلاً نام اصلى اين كتاب، فلان است (بخصوص در مورد كتابهايى كه هم تحت عنوان اصلى خود آمدهاند و هم تحت عناوين عامى مانند رسالهاى در فلان موضوع، يا حاشيه فلان كتاب يا شرح بهمان) با اين حال شايد اسامى تكرارى، كمتر از سيصد عنوان باشد. بنابراين در اين كتاب بيش از سه هزار كتاب از شيعه معرفى شده است.
اين كتاب از منابع مهم مرآة الكتب و الذريعه بوده است. ثقةالإسلام و نيز شيخ آقا بزرگ به اين نكته تصريح كرده و آن را در رديف منابع خود ذكر كردهاند و الذريعه به طور بسيار محسوس از آن متأثّر است و حتى برخى اشتباهات آن به الذريعه هم راه يافته است.
كشف الحجب، نخستين بار حدود پنجاه سال بعد از رحلت مؤلّف در سال 1330 ق در كلكته به همّت محمد هدايت حسين با فهرست اعلام و اماكن چاپ شد و ،چنان كه از مقدمّه وى بر مىآيد، چون نسخه اصل به خط مؤلف در اختيارش نبوده بعيد نيست برخى اغلاط كتاب، ناشى از همين امر باشد. مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى مىنويسد:
«مؤلف نسخهاش را به استاد ما مرحوم محدّث نورى هديه كرد و الآن [زمان تأليف الكرام البررة] در كتابخانه نوه دخترى استاد يعنى آقا ضياءالدين فرزند شهيد شيخ فضل اللَّه نورى - قدّس سرّه - موجود است.»(1) الكرام البررة فى القرن الثالث بعد العشرة، ج 1، ص 149. براى آگاهى بيشتر درباره كشف الحجب رجوع شود به مقالهاى كه نگارنده چند سال پيش نوشته و در مجله نشر دانش، سال دهم، شماره دوّم، بهمن و اسفند 1368، ص 51 - 54، با عنوان «از بلاد هند» چاپ شده است.
2) كتاب مرآة الكتب، نوشته ثقةالإسلام شهيد تبريزى، تا مدتها به صورت نسخه خطى باقى مانده بود تا اينكه چند سال پيش نسخه دستنويس مؤلّف عيناً در چهار مجلد به صورتى نازيبا چاپ شد، ولى مدتى است كه جناب مستطاب آقاى شيخ محمد على حائرى به تصحيح آن همت گماشتهاند كه در سال گذشته (1372/1414) يك مجلّد تصحيح شده آن در قم به وسيله كتابخانه مرحوم آيةاللَّه مرعشى -طاب ثراه - چاپ شده است. بخشى از «مرآة الكتب» شرح حال مؤلفان و علماىِ شيعه است، ولى بخش عمده موجود آن اختصاص به كتابشناسى كتب شيعه دارد. مؤلف در آغاز آن، انگيزه تأليف اين اثر را چنين بيان مىكند:
«امّا بعد، فيقول العبد الذليل...: إنّي لمّا تتبّعتُ الكتب الرجالية التي وضعها علماؤنا السالفون في تحقيق حالاتهم و تراجمهم... رأيت كتبهم الشريفة و رسائلهم المنيفة أكثر من أن يحصى، و أوفر من أن يستقصى، و لكن أسماؤها لم تكن على ترتيب مخصوص، و لم يُبالوا على نظم شتاتها بالخصوص؛ بل ذكروها تطفّلاً لترجمة مؤلّفيها الثقات من غير أن يرتّبوها ترتيب اللغات، حتى يكون مرجعاً لمن سأل عن كتاب معلوم الاسم مجهول الصفة والرسم، إلاّ ما سمعت من وجود تأليف لبعض علماء الهند في هذا المعنى، و قد ظفرتُ بنسخةٍ منه أخيراً...»(2) مرآةالكتب، چاپ جديد، ج 1، ص 15 - 17. مقصودِ ثقةالاسلام از بعضى علماى هند، سيد اعجاز حسين، صاحب كشف الحجب است.
ثقةالإسلام در آغاز كتاب، نكات جالبى - از جمله روش كار خود را - متذكّر شده و گفته است: «مدّعى نيستم كه به اكثر مؤلّفات شيعه احاطه يافتهام چه رسد به همه آنها» و از نداشتن وسيله براى چنين كارى شكوه كرده است.(3) همان، ج 1، ص 16 - 17. همچنين افزوده است:
«... و لم يتكامل فنّ من الفنون إلاّ بتوارد المُشتغلين، و تراكم الفاحصين، فهذا القاصر يسعى سعيه، و يبذل جهده بحسب الطاقة البشرية... فلعلّ المتأخِّر ممّن يقف على تأليفى هذا يُشيّعنى بخالص الدعاء، و يكلمه بذكر مافات منّي قضاءً لحقّ المروّة والإخاء... .»(4) همان، ج 1، ص 73.
«... و ليس من عزمي ذكر جميع مؤلّفات الإمامية من لدن أوّل أمرهم إلى يومنا هذا؛ بل المهمّ ذكر مؤلّفات أصاب وقعوا في... المائة الخامسة و مابعدها...»(5) همان، ج 1، ص 77.
از سخن شيخ آقا بزرگ - طاب ثراه - در معرفى مرآة الكتب در الذريعه استفاده مىشود كه وى مرآة الكتب را - حداقل هنگام نوشتن اين قسمت الذريعه - در اختيار نداشته است. وى مىگويد:
«مرآة الكتب فى ذكر اسماء الكتب التي ألّفها الشيعة للميرزا على آثا ثقةالإسلام... كما ذكر بهذا العنوان في مقدمة كتابه «إيضاح الإنباء في تعيين مولد خاتم الانبياء»... و يظهر منه انّه موجود فى مكتبته و لم يطبع بعده. و فيه مقدار وافٍ من اسماء الكتب. و هو فارسي(6) مرآةالكتب عربى است نه فارسى، و همين جمله هم دليل است كه تهرانى اين كتاب را نديده است. على ما نقل عنه بعض عباراته فى «داستان دوستان فى تذكرة ادباء و شعراء آذربايجان» للميرزا محمد على صفوت.»(7) الذريعه، ج 20، ص 282 - 283. براى آگاهى بيشتر درباره مرآة الكتب رك: نشر دانش، سال هفتم، شماره پنجم، ص 57 به بعد، مقاله «فهرست كتابهاى شيعه پيش از الذريعه».
3) كتاب كشف الأستار عن وجه الكتب و الأسفار را مرحوم آيةاللَّه صفائى حدود نيم قرن پيش در گوشهاى از شهر خوانسار با كمبود منابع تدوين كرده و سه مجلّد از آن به تازگى (از سال 1409 تا كنون) به كوشش مؤسسه آل البيت - عليهم السلام - در قم چاپ شده است. اين كتاب به ترتيب حروف الفبا (البته تنها با رعايت حرف اول، كه اين هم خيلى جاها عملى نشده است) تنظيم شده ولى ناتمام است و تا آخر حروف الفبا نگاشته نشده است. مؤلف در نامهاى خطاب به مرحوم آيةاللَّه مرعشى - رضوان اللَّه عليهما - نوشته است:
«... كتابى كه اشتغال به تأليف آن فعلاً دارم در ضبط اسامى كتب اماميّه به ترتيب حروف تهجّى نظير «كشف الظنون» است، با اشاره به اسم مؤلف هر كتاب، و وثاقت آن و مشايخ ايشان، و بعضى نوادر حالات به هر اندازه كه موفّق به تحصيل آن بشوم، و اشاره به طبقه و مواليد و وفيات ايشان اگر ميسّر شود. *106* لكن به واسطه قلت اسباب و كتب متعلّقه به اين امر، بزحمت فوق العادة بايد مرتّب شود... در بلد [يعنى خوانسار] هم شخص مُعين و مُساعدى كه مضايقه از دادن كتب [نكند]، ولو به اعاره باشد يا به جهات اخرى، وجود ندارد...» (8) كشف الاستار، ج 1، ص 14، مقدمه مرحوم آية اللَّه مرعشى.
مؤلف بزرگوار در مقدمهاش گويد:
«و بعد، فقد كنت كثيراً ما يشوّقنى قلبى و تبعثنى نفسي على جمع مصنّفات علماء الشيعة، خاصّةً الاثنى عشرية منهم، إحياءً لمآثرهم الخالدة، و إبقاءً لآثارهم العائدة، و في ذلك... فوائد جمّة وعوائد مهمّة... و طال تفكّري في هذا المرام اُقدّم رجلاً و اوخّر اخرى، لعلمى ببضاعتى المزجاة... مع فقد الأسباب و الكتب المعينة فى هذا الباب، و عدم الناصر و المعين، و بُعد داري و بلدى من العلماء العاملين و المبرّزين في ذلك المضمار... فتوكّلتُ على اللَّه تعالى... و شرعتُ فى المقصود، بعناية ربّي المقصود المعبود، فأقول:
أعتذر إلى إخوانى المؤمنين أنّ الاطّلاع على أحوال العلماء و مصنّفاتهم أمر عسير، لا يتيسّر لكلّ أحد فضلاً من هذا العبد الفقير الحقير، لانتشارهم في كلّ قرن في مشارق الأرض و مغاربها... بحيث يعدُّ ذلك من المحالات العادية... فلا يبادر أحد إلى انتقادي و ملامتي فى قصوري و تقصيري في مرحلة التتبّع و الاستقصاء...»(9) كشف الاستار، ج 1، ص 3 - 5. براى آگاهى بيشتر از چگونگيهاى اين اثر رك: نشر دانش، سال دهم، شماره دوم، بهمن و اسفند 1368، ص 54 - 55، مقاله «از گوشه خوانسار».
شيخ آقا بزرگ به هنگام تأليف الذريعه اين اثر را در اختيار نداشته است، زيرا در الذريعه در وصفش فرموده است:
«كشف الأستار عن وجه الكتب و الأسفار، للسيد أحمد بن محمدرضا الحسينى الخوانسارى الصفائيالعبيدلي المعاصر، المولود في 1291، خرج إلى حرف الكفاف فى زهاء مجلّدات، ذكره السيد شهاب الدين بقم.»(10) الذريعه، ج 18، ص 11.
گويند شيخ آقا بزرگ پس از اطّلاع از چگونگى آن از اينكه هنگام نگارش الذريعه به آن دسترسى نداشته اظهار تأسف كرده است.(11) نشر دانش، سال دهم، شماره دوم، ص 55 - 56.
4) الذريعة إلى تصانيف الشيعة كه دربارهاش واقعاً بايد گفت: «كلّ الصيد فى جوف الفَرا». اين اثر عظيم و گرانسنگ در 25 جلد - كه جلد نهم آن خود چهار مجلّد است - طىّ حدود نيم قرن در سالهاى 1355 تا 1398 در نجف و تهران به چاپ رسيد(12) الذريعة، ج 25، ص 309 - 310. و مستدركات و بازيافتههاى مؤلّف نيز در سال 1405 در مشهد به همت مؤسسه طبع و نشر آستان قدس رضوى، طىّ مجلدى جداگانه (مجلد 26) منتشر شد. هيچ آدم منصف مطّلعى نيست كه در برابر عظمت اين كار لب به تحسين نگشايد و مؤلّف و همت بلند و اخلاصِ كم مانند و تلاش پيگير او را نستايد. در ارزيابى هر كتابى، نكاتى چند بايد مدّ نظر *107* باشد، از جمله شرايط مكانى، زمانى و اجتماعى اى كه آن كتاب در آن پديد آمده است. با توجه به اين نكته، چه بسا كتابى امروزه و با توجه به شرايط ما نقاط ضعف فراوان داشته باشد، امّا در «ظرف زمانى» خود واقعاً شاهكار محسوب مىشده است. الذريعه نيز از اين حكم مستثنى نيست، يعنى چه بسا آدمى كم اطّلاع و از خود راضى چند خطا در آن بيابد و بپندارد كه شقّ القمر كرده است، و به شيخ آقا بزرگ - طيّب اللَّه رمسه - نسبت بى اطلاعى و بى دقّتى دهد، ولى چون از سر انصاف بنگرد خواهد ديد: وى در دورانى به چنين كارى دست يازيد كه هيچ يك از فهرستهاى نسخههاى خطى آثار شيعه به شكل امروزى وجود نداشت (بجز چند مجلّد فهرست رضوى و مانند آن كه آنها هم بعد از شروع به تأليف الذريعه نوشته شد) و بسيارى از كتابهاى رجال و تراجم و تذكره چاپ نشده بود يا اگر چاپ شده بود، مغلوط و غير قابل اعتماد بود. از سوى ديگر كتابها فاقد فهرستهاى راهنما، و گاه حتى فاقد شماره صفحه بود و وسايل ارتباطى و بسيارى از ابزار تحقيق هرگز در اختيار ايشان و امثال ايشان نبود؛ مضافاً بر اينها چاپ و نشر كتاب از «نقل الصخر من قلل الجبال» مشكلتر و طاقت فرساتر بود. از سوى ديگر، اين گونه كارها در آن زمان نه خريدارى داشت و نه مروّجى! بلكه زخم زبان و رَمى به «بيسوادى» و مانند آن را نيز به دنبال داشت. خلاصه آنكه اين گونه كارها نه آبى داشت و نه نانى و نامى. در چنين روزگارى شيخ آقا بزرگ، ضرورت كار را درك، و يك تنه به آن اقدام كرد، و بيش از نيم قرن عمر خود را بدان اختصاص داد. ولى در زمان ما كه وسايل كار مهيّا، فهرستهاى گوناگون نسخ خطى منتشر و بسيارى از آثار خطّى و چاپى مغلوطِ آن دوره همراه با تص
حيح و فهرستهاى راهنما چاپ شده است، طبيعى است كه آدمى در الذريعه لغزشهايى بيابد و چه بسا به چند صد خطا در يك مجلّد آن برخورد، ولى اين، به هيچ روى مايّه تنقيص الذريعه يا كوچك جلوه دادن كار تهرانى نشود.(13) ر.: آينه پژوهش، سال سوم، شمارههاى 5 و 6، ص 58.
پژوهشگر رجالى معاصر حضرت آيت اللَّه شبيرى زنجانى - دامت افاضاته - گويد:
آيةاللَّه حاج شيخ آقا بزرگ تهرانى (1293 - 1389) هشتاد سال مداوم در رشتههاى متنوع علوم اسلامى، مخصوصاً علم تراجم و كتابشناسى، با زحمتى طاقت فرسا اشتغال داشت و حدو شصت سال يا بيشتر است كه كتب ايشان مرجع بسيار مهم اهل تحقيق است و بسيارى از رجال اسلامى، اماميه و غير اماميه، از اين دانشمند عالى مقام اجازه روايى و تحصيل كردهاند، حتى مرجع على الاطلاق اماميه در عصر اخير، مرحوم آيةاللَّه بروجردى - اعلى اللَّه مقامه - از ايشان اجازه روايت داشتند. به اين جانب نيز... اجازه روايى مرحمت فرمودهاند - رحمةاللَّه عليه رحمةً واسعة.(14) يادنامه علاّمه امينى: مجموعه مقالات تحقيقى، به اهتمام سيد جعفر شهيدى و محمدرضا حكيمى، تهران مؤسسه انجام كتاب، [چاپ دوم]، 1361 / 1403، ص 72، مقاله «فهرست شيخ منتجب الدين».
در اهميت الذريعه و وصف شيخ آقا بزرگ سخن بسيار گفتهاند و نگارنده قصد ندارد بتفصيل در اين موضوع وارد شود.(15) شمهاى سخنان بزرگان درباره تهرانى و ذريعه و نيز منابعى در اين باب را مىتوانيد در كتاب شيخ آقا بزرگ اثر استاد محمدرضا حكيمى( تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى) و نيز در مقاله «آية اللَّه شيخ آقا بزرگ تهرانى» (نور علم، شماره 38، اسفند 69، ص 34 - 56) ببينيد. تنها اشاره مىشود كه تا كنون درباره الذريعه كارهايى انجام شده است كه اهم آنها عبارت است از:
1) تبويب الذريعة؛ از شهيد سيد احمد ديباجى اصفهانى. اين اثر فهرست موضوعى كتابهايى است كه در الذريعه آمده، و يك جلد از آن در سال 1393 / 1352 ش در تهران چاپ شده است.
2) معجم مؤلّفي الشيعة؛ از على فاضل قائينى نجفى؛ اين اثر نيز به چاپ رسيده است (تهران، وزارت ارشاداسلامى، 1405 ق [1363 ش].)(16) درباره چگونگيهاى اين اثر رك: نشر دانش، سال پنجم، شماره ششم، مهر و آبان 1364، مقاله «معجم مؤلّفى الشيعة و پيوند آن با الذريعه» ص 47 - 49.
3) فهرست اعلام ذريعه؛ تأليف فرزند مؤلّف. اين اثر هنوز چاپ نشده و از چند و چون آن اطلاع دقيقى ندارم.
4) تكميل و تتميم الذريعه كه برخى از معاصران به آن مشغولند و هنوز كامل و چاپ نشده است.(17) رك: «نور علم»، پيشگفته، ص 44.
*108* 5) مع موسوعات رجال الشيعة الإمامية؛ تأليف سيد عبداللَّه سيد عبدالحسين شرف الدين، كه اخيراً چاپ شده است. (بيروت، الإرشاد للطباعة والنشر، 1411، 3 ج). مجلّد اول اين اثر به بحث درباره مطالب الذريعه و طبقات اعلام الشيعة (نيز تأليف شيخ آقا بزرگ تهرانى) اختصاص دارد.(18) درباره اين اثر رك: آيه پژوهش، شماره 24، فروردين و ارديبهشت 1373، مقاله «همراه با دايرةالمعارفهاى رجال الشيعه» ص 63 - 66.
6) آقاى نجيب مايل هروى اظهار داشته است كه درباره الذريعه «گفتارى مفصّل پرداخته است كه در آتيه عرضه خواهد شد» و نيز گفته است:
«مرحوم آقاى بزرگ تهرانى در ذكر مؤلّفات و نگاشههاى مؤلفان غير شيعى - كه آثار و آراى شيعى داشتهاند و از خواصّ محقّقان اهل سنت و جماعت بودهاند - معيار و ملاكى داشته است كه نگارنده در گفتار «نكاتى چند پيرامون ادامه حيات الذريعه» خواهم كوشيد تا آن را بنمايانم.(19) نشر دانش، پيشگفته، مقاله «معجم مؤلفى الشيعة و پيوند آن با الذريعة»، ص 47، 49.
اين اثر ظاهراً تا كنون چاپ نشده است.
علاوه بر اينها دو كتابشناسى مهم شيعه كه شيخ آقا بزرگ هنگام تأليف الذريعه در اختيار نداشته، يعنى «مرآةالكتب» و «كشف الأستار» در دست تحقيق و نشرند و چنانكه گذشت تا كنون از مرآة الكتب يك مجلّد محقَّق (علاوه بر اينكه تمامش بدون تحقيق منتشر شده بود) و از كشف الأستار سه مجلد محقَّق منتشر شده است. و از سوى ديگر در ايران و غير ايران فهرستهاى بسيارى از نسخههاى خطى كتابخانهها منتشر شده است.(20) رك: آينه پژوهش، شماره 5، بهمن و اسفند 69، ص 27 - 33، مقاله «نسخه شناختهاى عكسى» از راقم اين سطور. همچنين ميكروفيلمها و عكسهايى از نسخههاى خطى موجود در خارج از ايران نيز تهيه و فهرست شده است.(21) رك: همان. و خلاصه، همه امكانات و شرايط مادى معنوى و انسانى، براى «طرح پيشنهادى اين مقاله» آماده شده است. پيش از ورود در بيان چگونگيهاى طرح، يادكرد اين نكته مناسب است كه الذريعه را نياز زمان و دفاع از تشيع به وجود آورد، زيرا:
در فهرستهاى مشابه از آثار دانشمندان مسلمان، كه به قلم پژوهشگران ديگر مذاهب تدوين مىگشت، آثار بزرگان شيعه مورد بى اعتنايى قرار مىگرفت. در همين اواخر، جرجى زيدان اديب مسيحى عرب، در كتاب «تاريخ آداب اللغة العربية»، نقش شيعه را در بناى فرهنگ اسلامى بسيار اندك شمرده بود. اين امر بر علماى شيعهگران افتاد و تنى چند از آنان گردهم آمدند و سه تن از ايشان به قصد معرفى دانشمندان اين مذهب و آثار آنان و دفع دعوى باطل جرجى زيدان و امثال او، تصميم گرفتند كه اين مهم را انجام دهند. تبيين نقش شيعيان در علوم اسلامى به سيد حسن صدر واگذار شد و وى كتاب «تأسيس الشيعة الكرام لفنون الإسلام» را به اين منظور نوشت... شيخ محمد حسين كاشف الغطاء، در بيان نادرستيها و لغزشهاى كتاب جرجى زيدان، نگارش «المراجعات الريحانية» و «النقود والردود» را آغاز كرد و اثبات نمود كه عقايد شيعه نسبت به عقايد ديگر فرق اسلامى از استحكام بيشترى برخوردار است، و آقا بزرگ، تأليف «الذريعه» را بر عهده گرفت و براى تدوين و تكميل بزرگترين دايرةالمعارف كتابشناسى شيعى به سفرهاى طولانى پرداخت. از بيشتر كتابخانههاى عمومى عراق و ايران و سوربه و فلسطين و مصر و حجاز و بسيارى از كتابخانههاى خصوصى در اين كشورها ديدن كرد و به بررسى آنها پرداخت. وى در شصت و دو كتابخانه شخصاً كاوش كرد و فهرستهاى بسيارى از كتابخانههاى ديگر را نيز مورد مطالعه قرار دارد.(22) نور علم، پيشگفته، ص 39 - 40. نيز ر.ك: شيخ آقاى بزرگ، ص 23 - 24.
حدود هزار سال پيش نيز سلف صالح تهرانى يعنى نجاشى، رجالى بزرگ شيعه فهرست معروف خود - معروف به رجال نجاشى - را به همين منظور سامان داد. وى در آغاز اين اثر گرانسنگ گويد:
*109* «امّا بعد، فإنّي وقفتُ على ما ذكره السيد الشريف - أطال اللَّه بقاءَه و أدام توفيقه - من تعيير قومٍ من مخالفينا: أنّه لا سلف لكم و لا مصنَّف. و هذا قول من لا علم له بالناس و لا وقف على اخبارهم. و لاعرف منازلهم و تاريخ أخبار أهل العلم، و لالقي أحداً فيعرف منه، و لا حجّة علينا لمن لم يعلم و لاعرف.
و قد جمعتُ من ذلك ما استطعته، و لم أبلغ غايته؛ لعدم أكثر الكتب، و أنّما ذكرت لك عذراً إلى من وقع إليه كتاب لم أذكره.»(23) رجال النجاشى. تأليف ابوالعباس نجاشى، تحقيق سيد موسى شبيرى زنجانى، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ اول، 1407، ص 3.
حقيقت آن است كه امروز نيز دنياى غير شيعى با آثار شيعه اماميه بيگانه است و آن را نشناخته است. بنگريد كه دكتر وهبه زحيلى، كه به ايران هم رفت و آمد دارد و فىالجمله با شيعه آشناست در كتاب معروفش «الفقه الإسلامى و ادلّته» درباره شيعه ومؤسّس مكتب فقهى شيعه اماميه چه گفته است:
سابعاً - أبو جعفر، محمد بن الحسن بن فرّوخ الصفار الأعرج القمّى المتوفى سنة 290 ه - مؤسّس مذهب الشيعة الأمامية فى الفقه.
والإمامية يقولون بإمامة اثني عشر إماماً معصوماً، أولهم الأمام أبوالحسن على المرتضى، و آخرهم محمد المهدى الحجة؛ الذين زعموا أنه مستور و أنه هو الأمام القائم.
و ابن فرّوخ هو المؤسس الحقيقي لفقه الشيعة الإمامية فى فارس في كتابه «بشائر [كذا] الدرجات في علوم آل محمد، وماخصهم اللَّه به» طبع سنة 1285 ه .
و قد تقدمه أول كتاب للإمامية في الفقه لموسى الكاظم الذي مات فى السجن سنة 183 ه ، كتبه إجابة عن مسائل و جهت إليه، تحت اسم «الحلال و الحرام».
ثم كتب ابنه علي الرضا كتاب «فقه الرضا» طبع عام 1274 ه- فى طهران.
ثم جاء بعد ابن فرّوخ الأعرج في القرن الرابع: محمد بن يعقوب بن إسحاق الكليني الرازي، شيخ الشيعة، المتوفى سنة 328 ه-، فألف كتاب «الكافي في علم الدين» وفيه 16099 ستّة عشر ألفاً و تسعة و تسعون حديثاً من طرق آل البيت، و هو رقم يزيد على ماجاء في كتب الصحاح الستة (البخاري و مسلم...).
و به تكون عمدة مذهب الإمامية: هذه الكتب الأربعة الأساسية للشيعة، و هم كالزيدية لا يعتمدون في الفقه بعد القرآن إلا على الأحاديث التى رواها أئمتهم من آل البيت، كما أنهم يرون فتح باب الاجتهاد، و يرفضون القياس، و ينكرون الإجماع. و مرجع الأحكام الشرعية هم الأئمة دائماً لا غيرهم.
و فقه الإمامية و إن كان أقرب إلى المذهب الشافعي، فهو لا يختلف في الأمور المشهورة عن فقه أهل السنة إلا في سبع عشرة مسألة تقريباً، من أهمها إباحة نكاح المتعة، فاختلافهم لايزيد عن اختلاف المذاهب الفقهية كالحنفية والشافعية مثلاً. و ينتشر هذا المذهب إلى الآن فى إيران و العراق. والحقيقة أن اختلافهم مع أهل السنة لايرجع إلى العقيدة أو إلى الفقه، و إنما يرجع لناحية الحكومة والإمامة. و لعل أفضل ما أعلنت عنه ثورة الخميني في إيران عام 1979 م، هو تجاوز الخلاف مع أهل السنة، و اعتبار المسلمين جميعاً أمة واحدة راجين تحقيق ذلك.
و من أهم المسائل الفقهية التي افترقوا بها عن أهل السنة: القول بإباحة الزواج المؤقف أو زواج المتعة، و إيجاب الإشهاد على الطلاق، و تحريمهم كاليدية ذبيحةالكتابي و الزواج بالنصرانية أو اليهودية، و تقديمهم فى الميراث ابن العمّ الشقيق على العم لأب، و عدم مشروعية المسح على الخفين، و مسح الرجلين فى الوضوء، و يضيفون في الأذان و التشهد: «أشهد أن علياً ولي اللَّه».(24) الفقه الإسلامى و أدلّته. وهبه زحيلى، چاپ سوم، بيروت، دارالفكر، 1404، ج 1، ص 43 - 44.
من از مفصّل اين نكته مجملى گفتم،
تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل
با ذكر اين مقدمه، وارد اصل مطلب مىشوم.
يك: اين بزرگان در زمان خود وظيفه خويش را به *110* نحو احسن انجام دادند و اينك بر ماست كه اين وظيفه را بخوبى انجام دهيم و در معرفى شيعه اماميه به دنياى غير شيعى از اين راه - كه مهمترين راههاست - گامهاى تازه و متناسب با اين زمان برداريم.
دو: بهترين معرِّف مذهب ما و بيان كننده حقيقت و چگونگيهاى آن، آثارى است كه بزرگان اين مذهب سامان دادهاند، و براى دفع تهمتهاى مخالفان و نشان دادن اصالت اين مكتب، هيچ راهى بهتر از عرضه و شناساندن درست و فنّى و همه جانبه آثار اين مكتب نست. از سوى ديگر، ما امروزه رُكنهاى ركين مذهب خود را با آثارشان مىشناسيم. شيخ مفيد، طوسى، سيد مرتضى، محقق، علامه حلى و شهيد اول و ثانى را آثارشان به ما شناسانده است نه چيز ديگر.
سه: آثارى كه در اين مقاله معرفى شد، و از همه مهمتر اثر گرانسنگ الذريعه، با همه عظمت و محاسنى كه دارند، و ما همگى وامدار زحمات و كوششهاى خالصانه مؤلّفان آنهاييم، براى اين منظور كافى نيست؛ هر چند بايد از همه آنها در پى ريزى بناى عظيم كتابشناسى كتب شيعه استفاده كرد و آنها را در حقيقت پيش نويس اين امر بزرگ دانست. يكى از معاصران درباره الذريعه گفته است:
«... اثر مزبور براى ادامه حيات و كاركرد مؤثرّش نياز به تسنيد و تحريرى دقيق و روشدار (متديك) دارد. به طورى كه نخست از نظر زبانى، كتابها ممتاز گردد، و پس از آن از نظر تاريخى و موضوعى مرتب شود، و يافتههاى تازه ومفيدى كه پس از مرحوم مؤلّف دستياب شده، ضميمه گردد، و لغزشها و اشتباهات موجود رفع شود، و نيز بخشهاى دوگانه كتابشناسى و نسخهشناسى عنوانها، با استناد به اسناد معتبر نموده شود، نسخههاى شناخته شدهاى كه در آن اثر مذكور نيست ذكر شود، و ديگر تناقضها و نقصها مرتفع گردد.»(25) نشر دانش، سال پنجم، شماره ششم، ص 47، «معجم مؤلفى الشيعة و پيوند آن با الذريعه».
براى تكميل الذريعه عملى شدن اين پيشنهادها لازم است، ولى آنچه مدّنظر نگارنده است، پى ريزى و ساماندهى بنايى عظيم در اين مقوله است كه بايد همه اين پيشنهادها، به اضافه نكاتى ديگر، در آن اعمال شود.
چهار: به سامان آمدن اين طرح، كار يك يا دو نفر نيست؛ حداقل بايد صد نفر اهل خبره در علوم مختلف، كه با چگونگيهاى كار نيز آشنا باشند، اين اثر را تدوين كنند و هر كدام به معرفى كتابهايى بپردازند كه مربوط به رشته خودشان است.
پنج: ريزه كاريهاى تأليف چنان اثرى، مستلزم صرف ماهها وقت افراد خبره و نيازمند تدوين كتابى در شيوه نامه تأليف آن است، ولى آنچه عجالةً مىتوان گفت، اينكه:
الف) طبيعى است كه همه آثار بزرگان شيعه بايد معرفى شود، ولى نبايد هر اثر بسيار كوچك و تنك مايهاى *111* را به بهانه اينك مؤلفش شيعه است، معرفى كرد.
ب) تدوين هر مدخلى را - حداقلّ - يك نفر كه در آن رشته متخصص است، به عهده بگيرد - مانند دايرة المعارفها - و چه بسا نياز افتد كه معرفى يك اثر مهم، حدود يك ماه وقت نويسنده اهل خبره آن را بگيرد.
ج) مىتوان تنها آن دسته از آثار شيعه را كه تا آغاز قرن پانزدهم هجرى (1400) تأليف شدهاند معرفى كرد (به استثناى آثار بسيار مهمى كه پس از اين تاريخ تأليف شدهاند). و براى آثار تأليف شده پس از اين تاريخ چارهاى انديشيد.
د) بااستفاده از ارجاعات دقيق و روشمند و نظم و انسجامى شايسته، از تكرار مطالب مطلقاً پرهيز شود.
ه) در ذكر شروح، حواشى، ترجمهها، تلخيصها و نظمها لازم است روش واحد، منسجم و كارآمدى اتّخاذ و اعمال شود.
و) محاسن و نقاط قوّت كارهايى امثال «تاريخ التراث العربى» از «سزگين» - به رغم اختلاف در هدف و سبك و روش - بررسى و در تدوين چنين اثرى اعمال شود.
ز) از تجربيات اصحات و بانيان و دست اندركاران سه دايرةالمعارفى كه در ايران منتشر مىشود (دايرةالمعارف بزرگ اسلامى، دايرةالمعارف تشيع و دانشنامه جهان اسلام) استفاده شود.
ح) سرگذشت كوتاه، متقن و مستند هر مؤلّفى تنها يك بار ذكر شود و در مواضع ديگر به آن ارجاع شود.
ط) معرفى بسيارى از آثار، تفصيلى و گسترده و مشتمل بر اين نكات باشد:
1- موضوع، زبان و نام دقيق و كامل كتاب، و نيز نامهايى كه به آن مشهور است يا با آن نامها از آن اثر ياد مىشود، گرچه مؤلف آن نامها را بر آن ننهاده باشد.
2- تاريخ دقيق تأليف كتاب، تاريخ شروع در تأليف و تاريخ ختم آن، و اينكه آيا پس از تأليف به وسيله مؤلف مجدّداً كم و زياد و اصلاح شده است يا نه؟
3- ارزش علمى كتاب و سخنان اهل فن درباره آن، و نيز روش مؤلف در تأليف.
4- كتابهايى كه مؤلف در تأليف اثر از آنها به نحو محسوس و ملموس تأثير پذيرفته است، اعم از آنچه نام برده يا نبرده باشد.
5- كتابهايى كه از اثر مورد بحث به نحو محسوس و ملموس تأثير پذيرفتهاند.
6- ذكر همه نسخههاى خطى و در مواردى عمده و اهم نسخههاى خطى كتاب. (26) از آنجا كه بسيارى از فهرستهاى نسخههاى خطى مغلوطند، نبايد به رجوع به آنها اكتفا كرد و در مواقع زيادى لازم است خود نسخهها بررسى شود.
7- تعداد چاپهاى كتاب و ذكر اوصاف و مشخصات دقيق آنها.
8- ذكر اجمالى شروح، حواشى، ترجمهها، تلخيصها و نظم كتاب.
9- ذكر ديگر آثار مؤلف كه در اثر مورد بحث از آنها نام برده يا به آنها ارجاع داده است؛ نيز تصريح به عدم آن در صورتى كه نامى از ديگر آثارش نبرده باشد.
10- ذكر مواردى كه مؤلف در ديگر آثارش از اثر مورد بحث ياد كرده است. (27) پيداست كه اين دو كار در صحّت انتساب كتابها نقش اساسى دارد. صاحب اين قلم در معرفى دو اثر ارزنده؛ يعنى منيةالمريد از شهيد ثانى، و غاية المراد از شهيد اول در مقدمه آنها، تا آنجا كه ميسور بوده است، به اين نكات يازده گانه پرداخته است.
11- فوايد گوناگون تاريخى و كتابشناختى كه از آثار استفاده مىشود؛ مانند:
نام بردن و نقل كردن از كتابهايى كه اكنون مفقودند؛ كسانى كه مؤلّف به عنوان استاد يا شيخ روايت خود نام برده است و نيز نحوه دعا كردن در حق آنان كه دالّ بر حيات يا عدم حيات آنان است، اصطلاحات يا مباحثى كه مؤلّف نخستين بار مطرح كرده است و مانند اينها.
12- اگر مؤلّف در باب مسائل اعتقادى و نيز مسائل مهم ديگر، نظرى ويژه دارد كه با نظر رايج و پذيرفته شده نزد اكثر علماى مذهب مباين است، تذكر داده شود كه نظر شخصِ مؤلّف است نه نظر مشهور مذهب؛ مثلاً اگر مؤلّف، قائل به سهو النبى - صلّى اللَّه عليه و آله - يا تحريف قرآن است، تذكر داده شود كه نظر مشهور علماى شيعه برخلاف اين است و اين نظر، اعتبارى ندارد.
13- نمونههايى از دستخط علماى شيعه، يا تصوير صفحه يا صفحاتى از نسخههاى مهمّ و معتمد كليشه شود.
روشن است كه همه اين نكتهها درباه همه كتابها مصداق ندارد، وچه بسا لازم افتد در معرّفى اثرى مطالب ديگرى جز اينها ياد شود.
براى اينكه تنها به كلى گويى نپرداخته باشيم اشاره مىكنيم كه آنچه اينك مدّنظر است، شناسايى آثار شيعه بطور دقيق است و مقاله «فهرست منتجب الدين» نوشته پژوهشگر رجالى معاصر، حضرت آيتاللَّه شبيرى زنجانى - دامت افاضاته - كه سالها پيش در يادنامه علامه امينى در صفحاغت 32 - 73 چاپ شده است، نمونه بسيار عالى از اين دست است و در كتاب مورد نظر، آثار شيعه بايد اين گونه دقيق و همه جانبه معرفى شود.
بارى، شايسته است بنياد پژوهشهاى آستان قدس رضوى بانى و دست اندر كار چنين خدمت بزرگى شود. پيش بينى مىشود حجم چنان اثرى حدود سى جلد رحلىِ كوچك (قطع مجلهاى، و به اندازه چاپ جديد اعلام زركلى) هر جلدى 700 صفحه شود. نيز شايسته است چنين اثرى به زبان عربى يا فارسى تأليف، و بلافاصله به زبانهاى زنده دنيا ترجمه، و به صورتى آراسته و پاكيزه و متناسب با اهميت آن، عرضه و منتشر شود.
دو تذكر: 1- براى اينكه ذكر خيرى از پيشگام بزرگ اين فن، يعنى شيخ آقا بزرگ و اثر جاودانهاش الذريعه شده باشد مناسب است نامى بر آن انتخاب شود كه تداعى كننده ياد شيخ آقا بزرگ باشد؛ مثلاً: «الوسيلة إلى تصانيف الشيعة».
2- الذريعه از بدو تأليف و نشر تا كنون همواره مورد مراجعه محققان و پژوهشگران و نويسندگان بوده است و بسيارى از آنها نقصها و اشتباهاتى در آن يافتهاند كه معمولاً در حاشيه نسخه خود يادداشت كردهاند و جاى منتشر نشده، يا اگر منتشر شده بطور پراكنده بوده است نه يكجا و منسجم؛ از اين رو پيشنهاد مىشود مجله «آينه پژوهش: فصلى ويژه اين كار بگشايد تا هم نويسندگان و پژوهشگران نظريات و طرحهاى خود را در باب تدوين كتابشناسى كتب شيعه، مطرح كنند، و هم نقصها و اشتباهاتى كه در الذريعه يافتهاند، بنويسند تا آغازى باشد براى تدوين كتابشناسى مذكور.(28)، راقم اين سطور تا كنون به مطالب زيادى در ذريعه برخورده است كه نيازمند اصلاح است و اگر آنها تدوين شود مقالهاى طولانى خواهد شد. ما مطمئنيم كه روح مطهّر و منوّر شيخ آقا بزرگ از اين كار خرسند خواهد شد، چرا كه جز حقجويى و حقگويى نظرى نداشت.(29) رك: نور علم، پيشگفته، شماره 38، ص 40 - 43. و از سوى ديگر، الذريعه اكنون به درخت تناورى تبديل شده است كه اين گونه نقدها «غبار ملالى بر خاطر آن» نخواهد نشاند.
سلام و درود بيكران الهى بر همه خادمان وعاشقان حق و فضيلت، بخصوص عالمان پاك نهاد شيعه و بالاخص شيخ المشايخ، شيخ آقا بزرگ تهرانى.
معرفىهاى اجمالى
جلوههايى از يك روح سركش: پيامبر و چند اثر ديگر. جبران خليل جبران. ترجمه مجيد شريف، يَوله (GAVLE) سوئد، نشر مشعل، تابستان 1372 / اوت 1993، 172 ص، رقعى.
«پيامبر» از آثار مشهور اديب مسيحى و نويسنده نامدار لبنانى جبران خليل جبران (1883 - 1931) و بلكه شاهكار اوست، كه پيشتر با ترجمه دكتر مصطفى اعلم به فارسى طبع و نشر شده است (تهران، انتشارات نقش، مهر ماه 1361) و جز اين نيز ترجمههاى ديگرى دارد. امّا اين ترجمه تازه، به نثرى آهنگين و از سوى نويسنده هم ميهن مقيم خارج از كشور صورت گفته است. آثار قلمى آقاى «مجيد شريف» پيشتر در ايران جزو «انتشارات تشيّع» چاپ شده است؛ از جمله: اسلام راستين تولّدى دوباره مىيابد (1358) يا سرمايه دارى از خودبيگانگى و انقلاب فرهنگى (1359) و چند اثر ديگر او در سوئد انتشار يافته، از جمله: سيرى در قلمرو درون (استكلهم، 1370) و جز اينها، كه امكانات طبع و نشر اين آثار را انجمن ايرانيان مقيم يوله (سوئد) فراهم نموده است.
اما ترجمه كتاب مورد بحث از روى ترجمههاى فرانسه و انگليسى صورت پذيرفته و سپس با متن عربى و ترجمه فارسى پيشگفته نيز مقابله شده است. بر روى هم، نثر كتاب متين و امين، اديبانه و آهنگين، رسا و دلنشين است و بخوبى توانسته پيامبر «پيامبر» جبران خليل جبران را به خواننده فارسى زبان انتقال دهد (ص 23 - 113). همچنين نقل معانى و برگردان ادبى چند اثر ديگر او از متن انگليسى به فارسى درست و روان بديده مىآيد، كه عبارتند از: شاعر تبعيدى، گزينهاى از گفتارهاى معنوى، شهر گذشته، انديشه شما و انديشه من، لبنان شما و لبنان من، فينه و استقلال، نمايشنامه الصلبان (ص 115 - 172).
پيامبر چنين فتح باب مىكند: «المصطفى، مرد برگزيده و محبوب، كه سپيده دم روزگار خويش بود... (الخ) و انجامش چنين است: «لحظهاى بس كوتاه، بُرههاى ز آرامش بر سر باد، و يكى مام دگر، خواهم زاييدن» (ص 113). اينك بهره «زمان» از زبان پيامبر نمونه گزينه وارى است از لحاظ معنا و محتواى فلسفى، هم روايت و نقل به فارسى:
«و يك ستاره شناس پرسيد: استاد، و زمان چطور؟ و او پاسخ داد: قصد داريد زمان را - كه نه دارد مرزى، نهپذيرد مقياس - تابع سنجش و ميزان سازيد؛ و به آهنگ فصول و ساعات شيوه خويش هماهنگ كنيد؛ سير جان را، حتى، با همين نظم، برانيد به پيش. از زمان ساخته شطّى كه برِ ساحل آن، مىنشينيد و نظر برگذرش مىفكنيد. ليك با اين همه، باز، بى زمانى كه درونتان داريد، باشدش عين يقين: بى زمانى حيات؛ و بداند ديروز - خاطره امروز است، و كه فردا، تنها، خواب امروز بُوَد. وانكه در جان شما - مىسُرايد نغمه، و كند كشف و شهود، همچنان جا دارد - خود به محدوده آن لحظه آغازينى - كاختران را به فضا پاشيده است.» (ص 81) پرويز اذكائى
***
*114* گفتگوى اسلام و مسيحيت (ضرورتها و مشكلات). علامه محمد حسين فضل اللَّه. فى آفاق الحوار الاسلامى المسيحى. الطبعة الاولى، لبنان، دارالملوك، 464 ص.
از آنجا كه خداى متعال، نازل كننده اديان بزرگ الهى است، بديهى است كه اديان آسمانى داراى مشتركات بسيارى باشند. آنها همه از سوى مبدأ هستى، براى هدايت بشر نازل شدهاند و وجود اختلافات، يا در اثر تحريفها و توجيههايى است كه متوليان دين به اديان تحميل كردهاند و يا به خاطر تكامل اديان است، بدين معنا كه مباحثى براى انسانهاى ادوار بعد، به اصول اديان اوليه اضافه شده است.
تكيه بر اين مشتركات و بحث و گفتگو و ايجاد فضاى مودّتآميز علمى و اجتماعى ميان اديان، آرزوى همه اديان بوده و هر دينى، اديان ماقبل خود را به آن دعوت مىكرده است.
انجيل و قرآن از پيشتازان اين دعوت بودهاند و هر دو بر محور گفتگو و مذاكره بر روى مشتركات، يكديگر را به وحدت فرا خواندهاند. واقعيت اين است كه روح اديان در مشتركات، اصلى است كه خداوند براى جوامع بشرى در همه اعصار نازل كرده و آن مجموعه، مىتواند هميشه و در همه حال، جوهر دين تلقى گردد.
صرف نظر از مباحث لاهوتى، گفتگو بر محور مشتركات اديان در مباحث ناسوتى نيز ضرورى است. از يك سو، شرايط جهانى خصوصاً در دهه اخير مسايل و مشكلات مهم و جديدى را به جامعه دينى عرضه كردهاند و براى آنان پاسخ مىخواهد و از سوى ديگر، قدرتهاى بزرگ در نظام جديد جهانى، به شدت با ديانت و حضور دين در صحنههاى اجتماعى به ستيز برخاستهاند و در صدد طرد آن به انزواى مساجد و معابد هستند. مشكلات اسلامى كه متديّنان جهان - خصوصاً مسلمانان - عليه منافع قدرتهاى جهانى سازماندهى كرده اند و نقش و سهمى كه در بحرانهاى جهانى به عهده گرفتهاند، دشمنان را مانند مارِ زخمى كرده كه اين بار به همه وجود و با به كارگيرى تمامى قدرت سياسى، نظامى، اقتصادى و خصوصاً تبليغاتى، به جنگ اديان آمدهاند و به عنوان پرونده فرهنگى نظام نوين جهانى، بحث حذف ديانت از صحنه اجتماعى را مطرح مىكنند.
در چنين شرايطى است كه مباحث لاهوتى و ناسوتىِ گفتگو و نزديكى اديان بزرگ الهى، از ضروريات اصلى فرهنگى همه معتقدان به ديانت مىشود و بايد در اين مهم مطالعات فرهنگى و همكاريهاى علمى و عملى صورت پذيرد.
از كسانى كه در ابعاد مختلف، موضوع گفتگوى اسلامى - مسيحى را مطرح مىكند، «علامه محمد حسين فضل اللَّه» محقق، نويسنده و شخصيت برجسته لبنانى است كه در كتاب «فى آفاق الحوار الاسلامى المسيحى» (با 464 صفحه و در مجموعه انتشارات «دارالملوك» لبنان) مسأله را پى گرفته است.
نويسنده با آشنايى عميق به فقه، تفسير، مبانى اسلامى و مباحث سياسى - اجتماعى و از آن رو كه در مقام رهبرىّ معنوى جامعه شيعى لبنان در ارتباط مستمر با رهبران دينى ساير اديان بوده است، توانسته است به مطالب عميق و قابل توجهى در اين كتاب بپردازد.
مقدمه كتاب با بحث نسبتاً مفصلى در مورد ضرورت گفتگو بين اديان بحث، و در دو فصل، به دلايل فكرى و عقيدتى و به دلايل اجتماعى و سياسى اشاره مىكند و از صاحب نظران مسيحى و مسلمانى كه به اين امور اهتمام داشتهاند، ياد مىكند. در بخش ديگرى از مقدمه كتاب، حوادث اجتماعى و سياسى دهه اخير و در رأس آن، انقلاب دينى امام خمينى (ره) را ذكر و آن را از دلايل ضرورت گفتگو مىشمرد.
در فصل اول كتاب كه از بهترين و پرمحتواترين بخشهاى كتاب است، به مسأله «حوار» در اسلام و در سايه اين بحث، به مباحث اجتماعى مورد نياز جوامع اسلامى نيز توجه شده است. عناوين اين فصل، نشان دهنده موضوعات مورد نياز جامعه اسلامى است:
- تفاوت ميان «حوار» و «جدل»؛ گفتگو با انسانهاى ديگر بى هيچ محدوديت و اينكه هيچ كس نيست كه گفتگو با او ممنوع باشد، زيرا نفوذ مباحث عقلى و نظرى تنها از راه گفتگو است.
*115* - ضرورتهاى حوار (در اين قسمت، بحث آزادى انديشه و آداب گفتگو در سيره ائمه و انبيا - عليهم السلام - مطرح شده است)؛ اسلوبهاى گفتگو و شيوه «بالتى هى احسن».
- در منهج اسلامى حوار، پيشداورى نسبت به حوار كننده، وجود ندارد.
- در اسلام، گفتگوى همراه با تهمت و فحش و بى ادبى وجود ندارد.
- در گفتگوهايى كه اثر مصرفى دارند و تنها براى حل مشكلات سياسى و مقطعى هستند، هيچ يك از طرفين سودى نمىبرند. اسلام نيز اين نوع گفتگو را رد مىكند.
- مباحثى كه مىتوانند موضوع گفتگو باشند، اصل ايمان وشرك نيست، بلكه نمونههايى از اين دست است: مباحث اخلاقى، امر شريعت، مسأله اهل ذمه، مباحث مشترك اجتماعى. - موضوعات گفتگو در حوزه لبنان.
فصل اول، با بحث درباره ويژگيهاى افراد مورد حوار و منافع گفتگو، پايان مىيابد.
در فصل دوم كتاب، گفتگو در بُعد عقيدتى بررسى شده است. در اين فصل، عمدتاً مباحث نظرى، كلامى و تاريخى مورد بحث قرار گرفته و علامه محمدحسين فضلاللَّه نقطه و نظرات اسلام را در مورد مسايل مورد توجه جامعه مسيحى مطرح كرده و بيشتر سعى كرده تا حرمت گذارى اسلام بر افكار و عقايد مسيحى را مطرح سازد و نتيجه بگيرد كه اختلافات موجود، اختلافات عقيدتى نيست بلكه وسايل ارتباط جمعى غرب به مسأله دامن مىزنند و بحث سياسى، اختلاف ميان اديان را با نماى اختلافات فكرى جلوه مىدهد. طبعاً با اين مقدمه، عالمانى كه از هر دو دين در اين دام گرفتار مىآيند، واقعيت را درك نكردهاند. قصه مريم، معجزه طفل، صلح، بندگى خدا و زندگى و ولادت عيسى در اين فصل مورد بحث قرار گرفتهاند.
بحث لبنان و مشكلاتى كه مسيحيان با نظام طايفه گرى لبنان دارند، خصوصاً اينكه پس از انقلاب، مسيحيان همواره در حال خوف از برقرارى جمهورى اسلامى در لبنان هستند و گمان مىكنند حقوق مسيحيت ناديده گرفته خواهد شد، مورد توجه نويسنده در فصل سوم قرار گرفته و نسبت به زندگى مسالمتآميز مسيحيان و مسلمانان در لبنان وضرورت حرمتگذارى اديان به يكديگر در منطقهاى كه تنوع دينى هست، روشنگريهايى شده و در نهايت آرزو شده كه در آينده، انسانيت در لبنان حكومت كند و هيچ كس حق ديگرى را دچار خدشه نكند.
مباحث فكرى و عقيدتى از نظر اسلام در فصل چهارم و زير عنوان روابط اسلام و مسيحيت در واقعيت و در آينده مطرح شده است. طرد ستيزههاى خشونتآميز و توجه به مناهج عقلى جهت تحقيق از انديشه عميق ديگران و اينكه گفتگوها بايد جدى و با چهارچوب مشخص و با آرامش انجام گيرد، از ديگر مطالب مطرح شده در اين فصل است.
مبانى معنوى و اخلاقى در اسلام و مسيحيت و اينكه منطق حضرت رسول اكرم (ص) و حضرت مسيح(ع) بر يك نهج استوار بوده، اساس روابط اسلام و مسيحى را سازمان مىدهد. بحث حكومت در اسلام هنگامى كه در چهارچوب روابط اسلام و مسيحيت قرار مىگيرد، موضوعات نو و جديدى را مىآفريند:
مسيحيت به حكمت معتقد نيست و اين را نقطه قوت خود مىداند و به همه بشريت و نوع حكومت مختارشان احترام مىگذارد. وقتى قرار باشد اسلام به حكمت اعتقاد داشته باشد، آيا معناى طبيعى آن اين است كه مسيحيان بايد در زير سيطره سياسى مسلمانان باشند و يا اگر قرار است مسلمانان حاكم باشند، آيا اجازه مباحث نظرى مانند نقد تاريخى قرآن داده مىشود؟
مسيحيت معتقد به تبليغات بيشترى است و بنيادگرايان اسلامى آن را حركتى استعمارى مىپيندارند و احياناً به قتل و كشتار مسيحيان به عنوان يك حركت سياسى و جهادى مىانديشند.
اين مباحث، مشكلات جدى است كه در برابر زندگى مشترك اجتماعى اسلام و مسيحيت قرار گرفته است.
نويسنده كتاب در پاسخ مىگويد: اگر چه بعضى از اين موارد عملاً مشكل آفرين بوده، اما بايدعالمان روشنفكر و معتقد از دو طايفه خصوصاً علماى اسلامى، بر اساس مشتركات كه جمع شدن دور محور توحيد خداوندى و وحدت انسانيت بر ضد مستكبران است اجتماع كرده و مشكلات تعصبآميز را برطرف نمايند.
بحث پايانى كه در واقع جمع بندى كتاب است، به تاريخچه حكومت مسيحيان و يهوديان اشاره كرده كه چون به قدرت رسيدند، وجود مسلمانان را بر نتافتند و آنان *116* را به طور كلى از صحنه حذف كردند. براى نمونه حكومت مسيحى در اندلس، اسلام را از اسپانيا برچيد يا در بعضى موارد، مسلمانان را به دريا انداختند؛ اما در همه مجتمعات اسلامى كه اسلام به قدرت رسيد، مسيحيان با امنيت در آن زندگى كردند و تنها مالياتى را كه همه مىبايست بپردازند، مىپرداختند. اين ماليات، همان جزيه است كه بسيارى از مسيحيان از آن مىترسند و يا آن را به عنوان نكته مشكل آفرين در اسلام مىپندارند كه جزيه گرفتن از مسيحيان - بنا به تعبير آيه شريفه «قاتلو الذين لا يؤمنون باللَّه ولا باليوم الاخره و لا يحرمون ما حرم اللَّه و رسوله و لا يؤمنون دين الحق من الذين اوتوالكتاب حتى يعطوا الجزيه عن يدوهم صاغرون» نوعى اقرار به ذلت است.
بايد توجه داشت كه اين آيه قرآن در مقام بيان وضعيت مسالمتآميز نيست، بلكه در شأن كسانى كه تمرد مىكنند و به قانون احترام نمىگذارند. در شرايط عادى، جزيه گرفتن حرمتگذارى به غير مسلمانان است كه آنان را مانند يك هموطن مىپذيرند و از آنان ماليات مىگيرند.
علامه سيد محمدحسين فضل اللَّه ادامه كتاب را به چند سخنرانى و مصاحبه و گفتگو با رهبران مسيحيت اختصاص داده كه موضوع همه آنها، حوار اسلام و مسيحى است.
كتاب «فى آفاق الحوار الاسلامى المسيحى» كليات موضوع گفتگوى اسلام و مسيحيت را به خوبى بيان كرده است، اما آيت اللَّه سيد فضل اللَّه با اشرافى كه در طول مدت زندگى خود در كشور طايفه گرى لبنان به حوادث سياسى دارند (كه عمده اختلافات بين اديان را رقم مىزند)، اگر به بحث درباره توطئههاى سياسى در جهت اختلاف اندازى ميان مسلمانان و مسيحيان و يا ضرورت سياسى اتفاق نظر و ديالوگ اديان بزرگ الهى به تفصيل بحث مىكردند، حوار بين اسلام و مسيحى از نظر سياسى جدىتر تلقى مىشد.
نكته ديگرى كه بايد متذكر شد، اينكه كتاب تنها از نگاه اسلام مباحث را مطرح كرده است و البته جايگاه رفيع اسلامى فضل اللَّه نيز چنين اقتضايى را دارد؛ اما اگر كسى از عالم مسيحيت و يا مسلمانى با اطلاع از مباحث مسيحى، در كتاب مستقل همين نهج مسايل را از ديدگاه مسيحى بررسى كند، كتاب كاملتر و براى جامعه فرهنگى مفيدتر خواهد شد.
مباحث حوار اسلام و مسيحى در اين كتاب، در واقع آغاز كارى است براى محققان مسلمان و مسيحى تا در ادامه اين حركت فرهنگى بتوانند مشتركات اين دو دين بزرگ الهى در مسايلى مانند توحيد، نبوت، روز جزا، عبادت خدا، روزه، ماليات و صدقات، تعاون اجتماعى، خانواده، محيط زيست، صلح، شرور و موعود الهى را بيان كنند و هر يك را با توجّه به منابع دو دين مستنداً در اختيار قرار دهند. در اين صورت است كه مىتوان گفت حركتى اساسى و زيربنايى در جهت نزديك سازى دو دين الهى به يكديگر انجام پذيرفته است. سيد محمّد على ابطحى
*** غلو و اعتدال در اسلام
تندرويهاى دينى و افراط در تقدس بخشيدن به برداشتهاى شخصى، از مطرحترين مشكلاتى است كه همواره ساحت اديان را مخدوش ساخته و موجب شده تا بسيارى از معتقدان دينى از دين مصطلح دست بردارند و تازه باوران يا بى باوران به دين، هرگز سراغى از ديانت نگيرند.
شريعتهاى سمحه و سهلهاى كه خداوندگار، آنها را چونان دستورالعملى براى زندگى بشر زمينى فرو فرستاده بود، وقتى به مجموعهاى از تعصبها و تحجرها تبديل شد و بدون داشتن كمترين تناسبى با زندگى بشرى، چونان حربهاى در اختيار صاحبان انديشه دينى با تمام تفاوتهايشان قرار گرفت، وضعيت همگانى و تأسف آورى در سطح جهان و اديان گوناگون به وجود آورد.
گرچه انگيزه هر يك از اين افراطها در مسايل دينى مختلف بوده و در بسيارى از موارد، دو ديدگاه متفاوت دينى، براى رويارويى هر چه بيشتر با رقيب، به افراطهاى خود افزودهاند؛ براى نمونه مىتوان افراط را در دو فرقه وهابيگرى و اخباريگرى شيعى، ذكر كرد. بارى در نگاهى كلى، مىتوان گفت در اين افراطها جوهره دين بيشترين آسيب را تحمل كرده است.
البته در اين جدلهاى اعتقادى و ايدئولوژيك، و در كنار بيشتر افراطهاى دينى، متأسفانه ردپاى آشكار و پنهان *117* قدرتهاى سياسى نيز ديده مىشود. ردّپاى سياستمدارانى كه همواره علاقمند بودهاند براى حذف رقباى منطقهاى، قومى و سياسى خود، از قويترين حربه - يعنى دين - استفاده كنند.
تشويق و تحريص عالمان در ارائه نظريات هرچه افراطىتر در جهت منابع حكومتى، تحت فشار قرار دادن مصلحان و آزادانديشان دينى و بهرهورى از امكانات تبليغى براى بيان آراى افراطيگرى دينى، بخشى از ابزار تكميل كننده اين سناريو است كه همواره از طرف قدرتهاى سياسى طراحى شده است.
غلو همچنين در مقولات مختلف اجتماعى و فكرى اثرات قابل توجهى باقى گذاشته است و باعث به وجود آمدن اديان و مذاهب و گرايشهاى گوناگون دينى (به تناسب روحيات و خصوصيات قومى) در نقاط مختلف جهان شده است. در حقيقت، مسأله غلو با صرف نظر از جنبههاى دينى، از گذرگاه تاريخى، روانشناختى جوامع و بررسى زمينههاى رشد و نمو آن قابل مطالعه است.
از سوى ديگر، دعوت اسلام به ميانه روى و معرفى اسلام به عنوان دين وسط و بررسى ابعاد علمى و تاريخى، آن، از ديگر زمينههايى است كه مىتواند به شكل ايجابى و مثبت به حلّ مُعضل غلو و افراطگرى دينى كمك كند.
در باب اين دو مسأله مهم، دو كتاب تحقيقى در دنياى عرب منتشر شده كه به اختصار به بررسى آنها مىپردازيم.
الغلوّ فى الدين و فى حياة المسلمين المعاصر. عبدالرحمن بن معلّى اللويحق. الطبعه الاولى: بيروت، مؤسسةالرسالة، 602 ص.
كتاب الغلو فى الدين المعاصر، به اين مهم پرداخته و نگاهى علمى به مظاهر غلو و مفاهيم تندرويها واصول گراييهاى دينى انداخته و اين مهم را به خوبى تحليل كرده است.
اينكتاب رساله پايان نامه «عبدالرحمن بن معلى اللويحق» است كه آن را براى بخش فرهنگ اسلامى دانشكده شريعت جامعه اسلامىِ امام محمد بن مسعود نوشته و اساتيد راهنماى او، زين العابدين الركابى، دكتر عبدالرحمن صالح المحمود و فتحى بن محمد الزعبنى بودهاند. نويسنده در پايان كتاب، هشت صفحه فهرست آيات، ده صفحه فهرست احاديث، دو صفحه فهرست اصطلاحات والفاظ عربى، يك صفحه فهرست فِرَق و مذاهب، يك صفحه فهرست ابيات شعرى، هشت صفحه فهرست اعلام، بيست و شش صفحه فهرست مراجع، يك صفحه فهرست مدارك و كتب خطى، يك صفحه فهرست جرايد و مطبوعات و يك صفحه فهرست مراجع خارجى را به عنوان مدارك كتاب ذكر كرده است.
آنچه به طور اساسى در اين كتاب پرحجم مورد توجه قرار دارد، در وحله نخست، مسأله غلو است. نويسنده در اين باب، با اشاره به نصوص، به مفهوم ميانه روى در اسلام، مظاهر غلو و افراطيگرى دينى كه مورد نهى اسلام، پرداخته است.
نكته ديگر، اشاراتى است كه كتاب به تاريخچه غلو و افراطيگرى در جوامع مختلف اسلامى دارد و اينكه در كشورهاى مختلف و فرهنگهاى گوناگون، سير غلو، متفاوت و مغاير بوده است.
در اين فصل، نويسنده اين اعتقاد را در تاريخ رديابى كرده كه غلوهاى موجود اعم از افراطها و تفريطها كه جناحهاى مختلف را به خود مشغول داشته و احياناً درگيريهاى خونينى نيز به وجود آوردهاند، داراى يك تسلسل تاريخى هستند و همه از يك منشأ افراطيگرى در دين به وجود آمدهاند؛ مانند خوارج و غاليان در حق على عليه السلام.
مفهوم لغوى و سير تطور و ريشههاى لغت غلو، تسامح، وسطيت، افراط و تفريط از مباحث راهگشايى است كه مستنداً در كتاب ذكر شده است و خواننده را به مبادى جديدى راهنمايى مىكند. در پايان، فهرستى از برخى افراطهاى دينى در جوامع مختلف آورده شده كه اشاره به بعضى از آنها مفيد است:
*118* افراط و تفريط در نظرات اسلام براى اعتنا به مردم، افراط در برائت جستن از ساير مذاهب مسلمان، تكفيرهاى فراوان به خاطر معاصى، افراط در شأن رهبران، تكفير كسانى كه رفتارهاى غير جمعى دارند، تكفيرهاى بدون ضابطه، تكفير كسانى كه ديگران را تكفير نمىكنند، افراط در توصيف منفى جوامع غير اسلامى، افراط در اعتقاد به اجتهاد و يا نفى هر نوع اجتهاد، مخالفت با فلسفه اسلامى و يا نفى صددرصد آن و... .
پيدا كردن ريشههاى تاريخى هر يك از اين افراطها و نتايج خونينى كه گاه در جوامع اسلامى به وجود آوردهاند، مبحث مهمى است كه مىتواند نظر هر محققِ آگاهى را در اين كتاب به خود جلب كند.
* الوسطية فى الاسلام. محمد عبداللطيف صالح الفرخور. الطبعة الاولى: بيروت، دارالنفائس، 175 ص.
مؤلف محترم، در مدخل بحث و باب اوّل كتاب، واژه وسط و جايگاه ميانه روى را در مباحث منطقى و فلسفى پيگيرى كرده است و پس از اشاره به تعريف عام از حدود و حقايق اشيا، نتيجه مىگيرد كه از نظر فلسفى و منطقى وقتى همه اشيا داراى آغاز و پايانى هستند، مطلوب عمومى، ميانه آنها ست كه اساس اسلام بر آن بنا شده و قرآن به همين دليل، اسلام را دين وسط نام داده است.
مؤلف در بخشهاى ميانى كتاب، به تفصيل نظرات تعدادى از عالمان علوم مختلف در مورد ميانه روى و وسطيت را نقل كرده و در آن، اشعار شاعران معروف، نظرات جامعه شناسان، فلاسفه اسلامى، روانشناسان معروف و عرفا را در اين مورد آورده است. بخش اساسى ديگرى كه مؤلف به آن اشاره دارد، مسأله وسطيت در اسلام است كه در اين بخش، وسطيت در تصور اسلامى، سيره، علما و ائمه مسلمان، در نصوص اسلامى اعم از كتاب، سنت و... در ايدئولوژى اسلامى بررسى شده و به قوانين و احكام مربوط به اين بحث در اصول و فروع دين - به طور مجزا و با ذكر مورد - اشاره شده و افراطها و تفريطهاى مردود، ذكر شده است.
در بحث مربوط به وسطيت امت اسلامى نيز به اين مطالب اشاره رفته است: مطلوبيّت ميانه روى براى امت اسلامى؛ اسلام، شريعت ميانه؛ نتايج وسطيت در تشكل جامعه بشرى؛ ضرورت خودسازى و ايجاد عرف وسطيت در جوامع اسلامى.
در پايان، دكتر محمد عبداللطيف الفرخورى مطالب كتاب را چنين جمع بندى كرده است:
1- ميانه روى از نظر عقل مقبول است.
2- اصول فضايل سه چيز است: حكمت و عفت و شجاعت كه ميانه روى در آنها مطلوب و افراط و تفريط مشكل آفرين است.
3- وسطيت در همه احكام شرعى حضور دارد و در همه جا مورد توجه قرار گرفته است.
4- امت اسلامى، تمدن و نفوذ خود را به خاطر وسطيت به دست آورده است.
5- ميانه روى امت اسلامى توانسته دنيا را مجذوب خود كند.
اين دو كتاب، گرچه به دو موضوع بسيار مهم در جوامع اسلامى پرداختهاند و مباحث محققانهاى را ارائه دادهاند و به همين خاطر بر ديگران در ارائه ابعاد اين موضوع حياتى، فضل تقدّم دارند، اما چند نكته را بايد مورد توجه قرار داد:
1- كتاب «الغلو فى الدين» نتوانسته است محققانه *119* مباحث عقيدتى را ريشه يابى كند و يا براى اثبات حقانيّت پرهيز از غلو، تحت تأثير جو سياسى قرار نگيرد؛ زيرا مؤلف در بخشى از نوشتههاى خويش، شيعه را فرقهاى ناشى از افراط دينى شناخته كه البته با واقعيت تاريخى و علمى مغايرت دارد. با اين وجود، اين كتاب كه در عربستان سعودى تأليف شده، هيچ اشارهاى به فرقه وهابيت كه نمونه بارز افراطيگرى دينى است، ندارد.
2- مطلب ديگرى كه جايش در كتاب الغلو فى الدين خالى است، رابطه پرهيز از غلو و مسأله غيرت دينى است كه اين دو، به رغم آن هيچ منافاتى با يكديگر ندارند، ولى ريشهيابى آن مىتواند، مفيد مطالب مهم و قابل توجهى باشد.
3- به نظر مىرسد بايد مشابه مباحثى كه در كتابهاى الغول فى الدين والوسطية فى الاسلام به خوبى مطرح شده، در جوامع شيعى نيز كه خود، شاهد مصائب فروانى از اين مشكل فرهنگى بودهاند، ريشهيابى و تحقيق شود و عناوين افراطيگرى فكرى و دينى و ضربات و صدمات شيعه از فتاواى گوناگون افراطى بخشى از رهبرانش جمع آورى و درباره آنها توضيح داده شود.
4- با توجه به اينكه مسأله غلو در بيشتر جوامع وجود داشته و بيشتر داراى ريشه تاريخى است و منشأ آن به مسايل قومى و يا شخصى بر مىگشته، توجه به مباحث جامعهشناسى و روانشناختى براى پيدا كردن ريشه و تاريخچه تطور آن، ضرورى است. اگر ابعاد تاريخى مسأله از نگاه روانشناسانه و نيز جامعهشناسانه مورد توجه قرار گيرد، مىتواند دلايل آغاز بسيارى از اين مباحث را روشن كند و از طرفى، هواداران آن افكار را مىتواند قانع كند و از سوى ديگر، با توجه به آن مشكل مىتوان از موارد مشابه آن نيز پيشگيرى كرد. علاوه بر آن كه اصل مسأله به عنوان يك تحقيق قابل توجه است.
5- در مورد كتاب الوسطية فى الاسلام اگر منصفانه به آن نگريسته شود، بايد گفت:
كتاب به عناوين قابل توجهى اشاره دارد، اما اگر همين عناوين با تحقيقات بيشتر و عميقترى آورده مىشد، اشارات مبسوط به نمونههاى عملى و علمى در تاريخ اسلام ممكن بود. نقطع ضعف ديگر كتاب، اين است كه به مباحث تاريخى و اثراتى كه ميانه روى در ساختارِ حيات جوامع اسلامى داشته، اشاره نشده است؛ اين مبحث، مكمل و مؤيد مباحث نظرى مىتوانست باشد، اما درعين حال توجّه به الوسطية فى الاسلام از ضروريات علمى و اجتماعى جامعه ماست. سيد محمّد على ابطحى
*** كتاب در پويه تاريخ. الكساندر استيپچويچ. ترجمه حميدرضا آژير و حميدرضا شيخى.
ويراسته محمد رضا مرواريد. (چاپ اول: مشهد، آستان قدس رضوى، 1373). 612 ص، وزيرى.
در دهههاى گذشته كتابهاى متعددى درباره تاريخ كتاب و كتابخانهها نوشته شده است؛ تا آنجا كه اگر همه اين كتابها گردآورده شود، خود كتابخانه كوچكى را تشكيل مىدهد.
حقيقت اين است كه به گفته ظريفى، آنچه جهان را روشنايى بخشيده، رنگ سياه است؛ رنگ مركب سياه. و همين رنگ مركب سياه در صفحات كتابهاست كه در روايات ما با خون شهيدان مقايسه شده و برترى به مركب داده شده است. اين نيز گفته شود كه از ائمه معصومين(ع) توصيههاى بليغى به نوشتن شده و از امام صادق(ع) منقول است: احتفظوا بكتبكم فانّه سيأتى على الناس زمان لا يأنسون بكتبهم. يعنى نوشتههاى خود را حفظ كنيد. زيرا بزودى زمانى فرا مىرسد كه مردم جز با كتابهايشان انس نمىگيرند.
*120* بنياد پژوهشهاى اسلامى در آستانه برگزارى كنگرهاى در باره كتاب و كتابخانه و همزمان با گشايش ساختمان جديد كتابخانه مركزى و مركز اسناد آستان قدس رضوى، اقدام به انتشار چند كتاب درباره تاريخ كتاب و كتابخانهها كرده كه كتاب حاضر از آن جمله است.
كتاب مزبور در سال 1985 ميلادى به زبان كرواتى نوشته شده و برگردان عربى آن در سال 1993 منتشر گرديده است. ترجمه فارسى اين كتاب بر اساس برگردان عربى آن انجام شده و نشر آن هنگامى صورت مىگيرد كه تا به حال ترجمه آن به زبانهاى آلبانيانى و آلمانى منتشر شده و ترجمه ايتاليايى و انگليسى آن نيز در جريان است.
نويسنده كتاب، پرفسور استيپچويچ، استاد درس تاريخ كتاب و كتابخانهها در دانشگاه زاگرب است. وى در اين كتاب ضمن تبيين تاريخ كتاب در تاريخ، حق مشرق زمين را ملحوظ داشته و فصلى كامل را به مكانت كتاب در نزد مسلمانان اختصاص داده است.
كتاب حاضر با پيشگفتار ويراستارِ ترجمه فارسى كتاب و مقدمه ترجمه عربى آن آغاز شده است. سپس متن كتاب در يازده فصل سامان داده شده و در ضمن آن به تاريخ كتاب و كتابخانهها در چهار گوشه دنيا پرداخته شده است: از تمدنهاى كهن خاور ميانه و خاور دور و جهان يونانى - رومى گرفته تا اروپاى عصر ميانه و سرزمينهاى اسلامى و خاورميانه در سدههاى ميانه و از آنجا تا عصر رنسانس و سپس تا انقلاب فرانسه.
نويسنده با سير آفاقى و انفسى در همه سرزمينها كوشيده است هر ملّتى را در جايگاه خود بنشاند و تاريخ مكتوب هيچ ملّتى را ناديده و ناگفته نگذارد. وى در خلال بررسيهاى خويش به آغاز كتاب، مواد و شكل كتاب، سانسور كتاب، كتابهاى مرجع، بهاى كتاب، عاريه گرفتن و سرقت كتاب، آغاز چاپ كتاب، نمايشگاههاى كتاب، كتابهاى ممنوعه، كتابسوزى و مسائل ديگرى از اين دست، پرداخته است.
نويسنده در پايان هر فصل، منابع آن را آورده است در لابلاى كتاب تصاويرى آورده شده كه بر ارزش آن افزوده است. پايان بخش كتاب، نمايه آن است.
شايد بتوان گفت تنها اشكال اساسى كتاب حاضر در اين است كه نويسنده منابع هر فصل را يكجا در پايان آن آورده است. چه اينكه خواننده در نمىيابد مستند نويسنده در اطلاعاتى كه از كتابخانهها و درباره كتاب مىدهد چيست و مأخذ نقلهاى او در كداميك از منابع و در چه صفحاتى است.
كتاب مزبور اطلاعات گستردهاى از تاريخ كتاب و كتابخانهها به دست خواننده مىدهد. ضمن دست مريزادگويى به مترجمان گرانقدر اين كتاب، توفيق ناشر محترم را در عرضه چنين كتابهاى سودمندى آرزومنديم. عبدالمحمّد نبوى
*** مفاتيح الأسرار لسُلاّك الأسفار. الحكمة المتعالية فى الأسفار العقلية الأربعة، صدرالدين شيرازى. تصحيح و تعليق آيةاللَّه حسن زاده آملى (چاپ اول، تهران، مؤسسه چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1414) ج 1، 705 ص، وزيرى.
حكيم فرزانه صدرالمتألهين ملاصدرا شيرازى (1050 ق) در چهار قرن اخير چنان فلسفه اسلامى را تحت تأثير افكار و ابتكارات خود قرار داده است كه همه فلاسفه متأخر به شرح و تفسير نظرات او پرداختهاند. بيشترين تلاش فلسفى افرادى چون حاج ملاهادى سبزوارى و علامه طباطبائى صرف تبيين و تحليل اسفار شده است.
اسفار اربعه عقليه (الحكمة المتعالية) كه امّ الكتاب صدرالمتألهين است، عاليترين كتاب درسى فلسفه در حوزههاى قديم و جديد فلسفه است. نوآوريهاى اين كتاب مخصوصاً در جمع بين فلسفه و شريعت و بيان ارتباط وثيق و عميق آن دو بالاترين ويژگى اين كتاب است.
اسفار داراى يازده مرحله، ده موقف و يازده باب *121* است. جلد اول كتاب (چاپ رحلى قديم) مشتمل بر ده مرحله است كه سَفَر اول كتاب را تشكيل مىدهد. جلد دوم جواهر و اعراض و مرحله يازدهم است. جلد سوم آن شامل الهيات بالمعنى الاخص، در ده موقف است. جلد چهارم آن در احوال و اطوار نفس و معاد بوده كه داراى يازده باب است.
كتاب اسفار نخستين بار در سال 1282 در تهران در چهار جلد رحلى به چاپ رسيد و در سال 1378 ق در نُه جلد به قطع وزيرى و با حواشى آقا على نورى، حكيم سبزوارى، آقا على مدرس، ملامحمد اسماعيل خواجوى، محمدبن معصوم هيدجى و علامه طباطبائى و با مقدمه محمدرضا مظفر - رضوان اللَّه عليهم - چاپ گرديد. پس از آن نيز چندين بار در ايران و بيروت تجديد چاپ شده است.
در اين چاپ غلط و سقطهاى زيادى وجود دارد كه تصحيح آنها لازم است ولى مهمترين مطلب در تصحيح اسفار آن است كه مطالب زيادى در اين كتاب وجود دارد كه نام گوينده آنها در متن كتاب نيامده و بعضى افراد اين را موجب وهن اسفار قرار دادهاند، اما حدس قوى آن است كه صدرالمتألهين هر كلامى را كه نقل كرده در حاشيه اسفار، نام قائل و مدرك آن را ذكر مىكرده است، ولى هنگام استنساخ و چاپ، اين حواشى نوشته نشده و از بين رفتهاند.
حضرت استاد علامه ذوالفنون آيةاللَّه حسن زاده آملى بهترين و شايستهترين فرد براى تصحيح اين كتاب بودهاند، با وقوف كاملى كه قطعاً به مصادر اقوال و آرا داشتهاند، توانستهاند اين نقيصه را برطرف كنند.
ايشان هنگام تدريس اسفار به تصحيح و مقابله آن با نسخههاى متعدد پرداخته و نسخهاى صحيح و منقّح از اسفار فراهم آوردهاند. چاپ جديد اسفار علاوه بر دقت فراوان در تصحيح متن كتاب، تنها به حواشى حضرت استاد مزيّن است كه با نام «مفاتيح الاسرار لسلاّك الاسفار» در پاورقى صفحات قرار گرفته است. تعليقات آيةاللَّه حسن زاده بر اسفار از مجموع تعليقات چاپ قبلى اسفار كه از فلاسفه بزرگى چون مرحوم سبزوارى و علامه طباطبائى بود، بيشتر است. در اين تعليقات، ارجاعات داخل متن كتاب از قبيل «سيأتى» يا «مضى» مشخص شده است (ر.ك: ص 204 و 205).
از امتيازات ويژه اين تعليقات بيان مصادر و مآخذ بحث است. مصحح محترم در هر مبحث از امّهات كتابهاى فلسفى و عرفان شاهد آورده و به آنها ارجاع مىدهد كه خود كمك قابل توجهى است به پژوهشگران اين رشته از علم.
با وجود آنكه گاه قائل و گوينده كلام مشخص شده (ر.ك: ص 225 و 233) امّا معمولاً مأخذ آيات شريف و احاديث و اشعارى كه در متن كتاب مورد استشهاد قرار گرفتهاند، ذكر نشده است؛ مثل ص 11، 12، 13، 18، 30.
در اين تصحيح بعضى از عناوينى را كه ملاصدرا - رضوان اللَّه عليه - خود در حاشيه كتاب نوشته و در چاپهاى قبلى حذف شدهاند، آورده شده است؛ مثل صفحه 40 و نيز صفحه 42 كه حاوى عنوان بحث در اين چاپ وجود دارد ولى در چاپ قبلى ص (25) وجود نداشت.
اين تصحيح بر اساس نسخههاى زير كه عموماً در كتابخانه شخصى حضرت استاد وجود دارند، انجام شده است:
1- نسخهاى خطى كه 18 سال پس از وفات صدرالمتالهين نوشته شده است.
2- نسخهاى خطى و كامل به خط حاج محمد طهرانى با حواشى «منه».
3- نسخهاى خطى از جواهر و اعراض اسفار.
4- نسخ اى خطى با تعليقات حكيم ملاعلى نورى.
5- نسخهاى چاپى با تصحيح مرحوم جلوه و تعليقات ملاعلى نورى و ملا اسماعيل.
6- نسخهاى چاپى با حواشى سيد حسن شاه آل طعمه.
7- نسخهاى چاپى با حواشى ميرزا محمود آشتيانى.
8- نسخهاى چاپى با حواشى ميرزا محمد عراقى.
9- نسخهاى چاپى با تصحيح و تعليقات مرحوم آيةاللَّه شعرانى.
از آنجا كه جلد اول از اين چاپ، مشتمل بر همان مباحث جلد اول از چاپ قبلى است، حدس زده مىشود كه اين تصحيح نيز در حدود نُه جلد باشد. ضمناً جلد دوم آن نيز حروفچينى شده و آماده چاپ و نشر است. اميد آنكه هر چه زودتر دوره آن تكميل و در اختيار علاقمندان قرار گيرد. احمد عابدى
***
*122* كتابشناسى جهان ترجمهها و تفسيرهاى چاپى قرآن مجيد به شصت و پنج زبان (1515 - 1980 م).
فراهم آورنده: عصمت بنيارق - خالدران، ترجمه و نگارش محمد آصف فكرت. (چاپ اوّل، مشهد، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، 1373)، 359 ص، وزيرى.
سنت الهى بر اين مقرر گرديده است كه رسولان را به زبان قوم خويش ارسال كند تا حقايق الهى را تبيين كنند «سوره ابراهيم / 4»، دارندگان آن زبان كه مخاطبان اوليه پيام هستند در آن انديشه كنند «يوسف / 2»، اتهام كپى سازى از كتب ديگر منتفى گردد «نحل / 103» و با هدايت يافتن مخاطبان اوليه هسته اصلى تحول دينى پى ريزى شود.
قرآن نيز بر پايه همين سنت در منطقهاى عرب زبان بر پيامبرى عرب زبان نزول يافت لكن با هدف هدايت جهان بشرى «سبأ / 28) كه مخاطبانى با زبانها و گويشهاى گوناگون بشمار مىآيند. تحقق چنين هدفى نيازمند ترجمه قرآن به زبانهاى اقوام و ملل ديگر بود و مسلمانان با آگاهى از اين نياز كمر همّت بسته و آن را به زبانهاى گوناگون ترجمه كردند. قدم نخستين در اين راه را چه در حد ترجمه شفاهى آن توسط سلمان فارسى و چه در عرصه ترجمه مكتوب آن توسط ايرانيان برداشته شد و به دستور منصور بن نوح امير سامانى اين امر مهم تحقق يافت «ص 33». اين كار در پى خود بحث مهمى را در خصوص جواز و عدم جواز ترجمه قرآن بوجود آورد كه در نهايت طرفداران انديشه جواز ترجمه فائق آمدند و ترجمهها كم كم آغاز گشت. تا سال 1298 ميلادى ترجمه قرآن به شصت و پنج زبان دنيا مورد شناسايى قرار گرفت و از آن تاريخ به بعد نيز ترجمههايى به زبانهاى ديگر پا به عرصه وجود گذاشت. لكن مسلمانان از گستره اين امر مهم آگاهى چندانى نداشتند تا آنكه مركز بررسيهاى تاريخ، هنر و فرهنگ اسلامى «ارسيكا» در تركيه در صدد ارائه كتابشناسى جامعى در خصوص ترجمههاى معانى قرآن مجيد به زبانهاى گوناگون برآمد كه حاصل آن «كتابشناسى جهانى ترجمهها و تفسيرهاى چاپى قرآن مجيد به شصت و پنج زبان (1515 - 1980 م) است. كتاب بر پايه تاريخ و ترجمهها فهرست بندى و در دو بخش ترجمههاى كامل و ترجمههاى پاره تنظيم گشته است در درآمدى كه بر بحث نگاشته شده است نخستين ترجمهها با توضيح كافى در مورد منبع قول، مترجم و تاريخ نشر آورده شده آنگاه جدول آمارى با تعيين پر انتشارترين ترجمهها ارائه گرديده است و سپس ترجمههاى گوناگون، تاريخ نشر آنها، تعداد صفحه، خط، نام مترجم، محل نشر و ديگر اطلاعات كتابشناسى آن در هر زبان معرفى گرديده است يكى از كارهاى جالب توجه در اين بخشها تعيين محدوده جغرافيايى زبان مترجم، لهجهها و گروه زبان است. مترجم محترم بخش فارسى آن را تكميل كرده است كه جاى تقدير دارد اين كار از آنجائيكه با همكارى افراد گوناگون از كشورهاى مختلف به سامان رسيده است كارى درخور شايسته است. مؤسسه قول تداوم كار تا ده سال از سال 1980 به بعد را داده است كه مقدمه مترجم به تحقق و عدم تحقق اين وعده اشارهاى نكرده است و در صورتيكه چنين وعدهاى تحقق يافته در چه تاريخى ديده فارسى زبانان به جمال اين اثر
خواندنى و جالب روشن خواهد شد. مترجم محترم در مقدمه خويش به شيوه كار و نيز تغييرات لازم كه در تنظيم آن در زبان فارسى گريزى از آن نبود اشاره كرده است. فهرست نام مترجمان در پايان كتاب كمك خوبى براى خوانندگان اين اثر است. توفيق بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى و مترجم محترم را در ارائه آثار مفيدى از اين دست را از خداوند بزرگ خواهانيم. محمّد على سلطانى
*** تاريخ كتاب از كهنترين دوران تا عصر حاضر. سوند دال، مترجم: محمدعلى خاكسارى. (چاپ اول، مشهد، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، 1372)، 420 ص، وزيرى.
انسان موجودى اجتماعى است از آغاز پيدايش در صدد انتقال خواستهها، انديشهها و گفتنيهاى خود بود. اين نياز وى را به ايجاد زبان رهنمود كرد. كم كم در طرق انتقال پيام به شيوههاى جديد و ماندنىترى دست يازيد و خط چه در شكل ابدايى آن و چه در شكل پيشرفته آن بوجود آمد. شكلها و تصاوير پيام رسان به حروفات تبديل و كلمات تشكيل گشت و جمله درست شد. و انسان نوشتن را پيشه ساخت در ادامه، كتاب بوجود آمد و يكى از مهمترين تحوّل در حيات بشرى تحقّق پيدا كرد. اين تحول كى و چگونه بوجود آمد؟ تاريخ كتاب و نگارش پاسخگوى چنين پرسشى است. در خصوص تاريخ كتاب آثارى تدوين يافته است كه از آن جمله نوشته آقاى سوند دال به نام تاريخ كتاب از كهنترين دوران تا عصر حاضر است. اين كتاب در شش بخش تلاش دارد تاريخ كتاب را بررسى و معرفى كند. در بخش نخست تاريخ كتاب در دورانهاى باستان را مطرح مىكند و در آن به كتاب در مصر باستان مىپردازد سپس كتابهاى چين باستان و آنگاه الواح گلى آشوريان را به بحث مىكشد تاريخ كتاب يونان و روم باستان قسمت ديگرى از اين بخش را تشكيل مىدهد و ادامه بحث را تا پيدايش كاغذ در چين پى مىگيرد. در اين بخش ضمن بررسى تاريخ كتاب از ابزارى كه براى اين منظور بكار مىرفته و نيز شيوه و شكل كتابها و كتابخانهها سخن به ميان مىآورد.
بخش دوم كتاب مختص قرون وسطى است كه در آن دوره ميانه اوّل مسيحى، كتابخانههاى بيزانس، تمدن اسلام و تأثير آن بر غرب و اثرى كه ورود كاغذ به غرب توسط مسلمانان داشت مورد بحث قرار مىگيرد اروپاى كاتوليك و فعاليتهاى راهبان در زمينه كتاب نيز از مباحث خواندنى اين بخش است دوره شارلمان، كتابخانههاى قرن دوازدهم تا چهاردهم، كتابخانه كليسايى، وفور كاغذ در قرن پانزدهم، گسترش نسخ خطى و دوره اصلاح قسمتهاى ديگر اين بخش از كتاب است كه در آن افزون بر پيگيرى كتاب فنون و حرف مرتبط به كتاب نيز پىگيرى شده است.
بخش سوم مربوط به پايان قرون وسطى است كه چاپ در چين ظهور و كم كم در اروپا بويژه آلمان و انگلستان گسترش پيدا مىكند. اوضاع اقتصادى ابتداى چاپ، پيشرفت هنر جلد سازى، هنر نويسندگى در دوره رنسانس، هنر جلدسازى و كتاب آرايى در قرن شانزدهم در پارهاى از كشورهاى اروپايى تداوم بخش سوم كتاب است. قرن هفدهم كه تصوير سازى كتاب، چاپخانهها و شركتهاى انتشاراتى تجارب كتاب و كتب چند زبانى پا به عرصه وجود مىگذارند بخش چهارم كتاب آقاى دال را تشكيل مىدهد. قرن هجدهم كه دوران لويى پانزدهم و زمان پيدايش سبكهاى گوناگون در جلدسازى صفحه آرايى، پيدايش كتابخانههاى عمومى، بوجود آمدن دايرة المعارفها و تكميل صنعت كتاب است بخش پنجم كتاب را تشكيل مىدهد كه در آن تأثير انقلاب فرانسه در امر كتاب نيز به بحث كشيده شده است قرن نوزدهم و بيستم فصل پايانى كتاب است پيدايش ماشين، هنرهاى وابسته به كتاب، گسترش كتابخانههاى عمومى، اهميت يافتن تجارب كتاب، تنظيم قوانين مربوط به آن و دهها بحث ديگر در اين بخش از كتاب آمده است مؤلف كتاب را در سال 1933 به زبان فرانسه نگاشته است كتاب به زبان انگليسى و عربى ترجمه شده و گويا مترجم فارسى آن را از متن عربى ترجمه كرده است. ترجمه و ارائه چنين كتابى جاى تقدير دارد. لكن دو نقص بزرگ در كتاب همت انديشمند كتاب آشنا را مىطلبد كه در راستاى رفع آن قدمى بردارد نخست آنكه مؤلف به اقتضاء *124* محدودههاى جغرافيايى تأليف خود را در فصول اخير كتاب به روند امر كتاب در غرب اختصاص داده است و اين امر در زمينه كار مسلمانان بفراموشى سپرده شده است كه مناسب بود مترجم عرب زبان و يا فارسى زبان تا حدودى نقص را برطرف مىكرد و دو ديگر اينكه از تأليف كتاب 62 سال مىگذرد و روند كار در اين مدّت و نيز كشفيات جديد در امر تاريخ كتاب بحتم كار تازهاى مىطلبد كه در راستاى پيرايش كتاب لازم است سامان گيرد و از جمله مباحث جديد تأثير شگفت كامپيوتر و نيز ترقيّات امر چاپ در عرصه كتاب و فراهم آوردن آن است. محمّد على سلطانى
*** كتابخانههاى عمومى و نيمه عمومى در قرون وسطى (بين النهرين، سوريه و مصر). نوشته يوسف العش، ترجمه دكتر اسداللَّه علوى، چاپ اول، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوى، 1372، وزيرى، 448 ص.
از آنجا كه قرآن كريم به قلم و نوشتن اهميت بسيار داده است و به آن قسم ياد مىكند، و احاديث ما نوشته علما را برتر از خون شهدا دانسته و كشته در راه كسب علم و دانش را شهيد قلمداد كرده است. اين نوع تعاليم اثر عميق در روح جامعه اسلامى بجا گذاشته و دستمايه و انگيزه استنساخ و نوشتن و ترجمه شد.
ارتقاء سطح فرهنگ انديشه و تفكر يك جامعه را بايد در تحقيق آن ديد چون بالندگى و رشد و مشى جهت كمال يك ملت در گرو عمل عالمان و قلمِ دانشوران و اهتمام مرشدان آن است. و لا عمل كالتحقيق (غرر الحكم و درر الحلم 6 / 353) را بدون ابزار نشايد چه كه در هر فعلى درصد بالائى از موفقيت سهم ابزار و وسايل كار است؛ از جمله ابزار محقق بهره جستن از ماحصل تجربه و نوشته ديگر دانشمندان است. اشتياق و علاقه دست يابى به آثار ديگران و عدم تمكن تهيه آنها ضرورت ايجاد كتابخانه را مسلم مىسازد. گرچه تاريخچه تأسيس كتابخانه را در اسلام بايد در پى نزول وحى جستجو كرد چه كه با نزول وحى و كتابت و استنساخ آن و بعد روى آوردن به ترجمه و نشر آن افرادى بدين منظور در مكانى گرد هم جمع مىآمدند، كه بعدها اين مكانها به بيت الحكمه، دارالحكمه، دارالكتب، دارالعلم،... و كتابخانه معروف شده شهرت يافتند.
در ابتدا اين مكانها جنبه شخصى و نيمه عمومى داشتند و مؤسسين آن هم سلاطين و امرا بودند، ولى با گسترش فرهنگ اسلامى و تبين احكام وقف؛ وقف كتاب و جايى براى جمع آورى كتاب براى استفاده اهل دانش جزء آرزوها و وصاياى دانش وران و دوستداران دانش گرديد.
تحقيق درباره كتابخانههاى موجود و كشف دُرهاى گرانبها و گوهرهاى شب چراغ و معرفى آنها سند افتخار اشخاص گرديد و موضوع پايان نامهها قرار گرفت. يوسف العش سرپرست سابق مؤسسه فرانسوى تحقيقات عربى در دمشق تحقيق و بررسى كتابخانههاى عمومى و نيمه عمومى عربى در قرون وسطى (بين النهرين، سوريه و مصر) را موضوع پايان نامه دكتراى خود قرار داد. و در سال 1934 م كار تحقيق و استخراج اطلاعات را شروع كرد. وى با صرف وقت بسيار زياد و با همكارى مارك برژه و آندره ريمون و فهد عكام كه از جمله محققان تاريخ اسلام هستند سختى و مشقات راه تحقيق را بر خود هموار كرده و اين اثر نفيس و به جاى ماندنى را به سامان رساند و برگ سبز ديگرى بر لوح زرين تحقيق افزود. سعيش مشكور باد.
كتاب حاضر تحقيقى است پيرامون تاريخچه كتاب و تأسيس كتابخانه در تمدن عربى، مؤلف پس از شرحى درباره علاقه اعراب به كتاب و اهميت آن در حيات تمدن *125* عربى به بررسى نخستين كتابخانهها پرداخته و در همه جا فقط به تمدن و فرهنگ عربى اشاره مىكند! راستى اگر نبود طلوع پر فروغ خورشيد اسلام چه تمدن و فرهنگى بر اعراب حاكم بود؟! پس بجا بود كه نويسنده فرهنگ و تمدن اسلامى مىدانست. (همانگونه كه در مقدّمه مترجم ارجمند نيز آمده است).
كتاب حاضر مشتمل بر مقدمه، دو بخش و چهارده فصل است در مقدمه كتابخانههاى عموم به لحاظ عنوان طبقه بندى شده و اصطلاحات مربوط به آنها مورد بحث واقع مىشوند. بخش اول تاريخچه پيدايش كتابخانهها در سه فصل تدوين يافته است در فصل اول كم و كيف و چگونگى پيدايش دوره بيت الحكمه و نوع فعاليتهاى آن روشن گرديده همتا و نظاير بيت الحكمه و كتابخانههاى نيمه عمومى معاصر آن به بحث كشيده شده است. عصر دارالعلم فصل دوم است كه دارالعلمهاى موجود آن عصر از جمله دارالعلم فاطميان مورد بحث واقع مىشود. و بر تاريخچه وقف كتب نظرى افكنده شده. در فصل سوم كتابخانههاى ضميمه وابسته در بغداد و ديگر شهرهاى بين النهرين سوريه و بغداد از جمله كتابخانه مدرسه نظاميه بررسى شدهاند مؤسسين، كتابداران، كارمندان و... معرفى مىگردند. توصيف، عنوان بخش دوم است كه از خصوصيات و ويژگيهاى مجموعه كتابهاى مناسب براى وقف، ويژگيهاى موجودى كتابخانههاى عمومى، روشهاى وقف كتاب، طبقه بندى علوم، مكان و تجهيزات، كاركنان كتابخانه، عملكرد كتابخانهها و نحوه امانت دادن كتاب بحث مىشود.
پايان بخش كتاب
معرفىهاى گزارشى
كليات
* فهارس مستدرك الوسائى. جمعى از محققان (قم، مؤسسه آل البيت لأحياء التراث، 1414) ج 1 و 2، 400 + 400 ص.
كتاب مستدرك الوسائل سالها پيش با همت مؤسسه ياد شده پس از تحقيق و تصحيح، منتشر گرديد. اكنون محققان همت ورزيدهاند و با تنظيم فهارس فنّى و كارآمد دستيابى به روايات و موضوعات كتاب را سهل الوصول ساختهاند. فهارس تدوين شده، عبارتند از: آيات، نقلهاى كتابهاى آسمانى، احاديث فارسى، احاديث معصومان (ع)، آثار اعلام، قبيلهها، مذهبها، جايها، حادثهها و روزهاى مشهور تاريخى، خوردنيها و آشاميدنيها، پوششها و زينتها، اشعار، حيوانات و مصادر تحقيق و تعليق و پژوهش. آيات بر اساس سورهها و به ترتيب آيات سور فهرست شده و احاديث بر اساس واژههاى آغازين آنها تنظيم شده است. اكنون دو جلد از اين مجموعه نشر يافته است كه فهرست آيات احاديث قدسى و روايات را تا حروف «ل» در بر دارد.
* فرهنگنامه كودكان و نوجوانان. شوراى كتاب كودك (تهران، شركت تهيه و نشر فرهنگنامه كودكان و نوجوانان، 1373) ج 2 (ابابيل - أسيلوگراف) 398 ص، رحلى.
اين مجموعه آثارى است كارآمد كه به آهنگ عرضه معارف و آگاهيهاى لازم براى نوجوانان، بازيابى ساده ولى استوار در حدّ فهم و درك كودكان و نوجوانان بين ده تا شانزده سال، تنظيم و نشر مىيابد. سازمان فرهنگنامه، نگارندگان و مشاوران علمى آن (كه در مقدمه به تفصيل معرفى شدهاند) نشانى است از اينكه پديد آورندگان در اين كار بجدّ نگريسته و با همتى بلند در اين راه نارفته و ناهموار گام نهادهاند. جلد اول كتاب با استقبال بسيار چشمگيرى روبرو شد و اين خود نشانگر كارآمد بودن اينگونه پژوهشهاست. اين جلد بخش عظيمى از مدخلهاى حرف «الف» را در بردارد.
* در آمدى بر رده بندى علوم. محمدباقر مقدم (چاپ اول: قم، كتابخانه آيت اللَّه العظمى نجفى مرعشى، 1373) 596، وزيرى.
در اين كتاب رده بندىهاى موجود براى طبقه بندى كتاب بررسى و نقد شده است و آنگاه رده بندى جديدى براى طبقه بندى علوم و كتابها در كتابخانههاى ارائه گرديده است. كتاب براى اظهار نظر متخصصان و كتابداران اين نظريه را عرضه كرده است. قرآن و تفسير
* تفسير راهنما ج 3، اكبر هاشمى رفسنجانى و جمعى از محقّقان (چاپ اوّل: قم، مركز فرهنگ و معارف قرآن، 1373) 60 ص، وزيرى.
اين تفسير، شيوهاى است نو و گامى است استوار و كارآمد در شناخت معارف قرآن و ارائه مفاهيم و موضوعات آن. پيشتر از چگونگى آن سخن گفتهايم (شماره 19 / 81). حديث
* موسوعة كلمات الأمام الحسين (ع). معهد تحقيقات باقر العلوم. (قم، سازمان تبليغات اسلامى، 1373) 878 ص، وزيرى.
*127* كتاب كوششى است ارجمند در جمع و تدوين كلمات، خطبهها و در ضمن آن حوادث و سوانح زندگانى و سير تاريخى حركت ابا عبداللَّه الحسين (ع) در قيام مقدس و جاودانهاش. كتاب در دو بخش اساسى تدوين يافته است. در بخش اول كلمات امام (ع) بر اساس تاريخ تنظيم شده و در بخش دوم بر اساس موضوعات. در فصول بخش اول كلمات امام (ع) در زمان پيامبر (ص)، على (ع)، امام حسن (ع) و روزگار امامت و در جريان قيام شكوهمندش از مدينه تا كربلا گزارش شده و در فصول بخش دوم ميراث منوّر آن پيشواى عظيم الشأن (ع) بر اساس عناوين كلّى عقايد، قرآن و تفسير قرآن، پيامبر و اهلالبيت (ع)، احكام، اخلاق، دعاها و اشعار، فهرست شده است.
در ذيل موضوعات افزون بر رواياتى كه به طور مستقيم نشانگر عنوانهاست، روايات مرتبط با موضوع را از فصول و بخشهاى ديگر نيز بر اساس شمارههاى روايات نشان دادهاند. جمع و تدوين اين مجموعه نورانى و گرانقدر را آقايان محمود شريفى، سيد حسين زينالى، محمود احمديان و سيد محمود مدنى به عهده داشتهاند.
* مسند الأمام المجتبى أبى محمد الحسن بن على عليهما السلام. جمعه و رتبة الشيخ عزيز اللَّه عطارى (چاپ اوّل: تهران، انتشارات عطارد) 802 ص، وزيرى.
بخشى است از مجموعه عظيم «مسانيد اهل البيت (ع)» كه محقق سختكوش جناب آقاى عطاردى سالهاست به جمع و تدوين و نشر آن همت ورزيده است. در اين مجموعه به شيوه مجموعههاى پيشين، ابتدا از زندگانى، فضايل و مناقب و حوادث روزگار حضرت امام حسن مجتبى (ع) سخن رفته، آنگاه روايات آن حضرت بر اساس تبويب كتب حديثى نقل شده است. پايان كتاب شامل گزارش راويان امام(ع) است با تعيين جايگاه روايات آنان در اين مجموعه.
* جلوههاى حكمت «گزيده موضوعى كلمات امير المؤمنين على عليه السّلام». گردآورى و ترجمه سيد اصغر ناظم زاده قمى (چاپ اوّل: قم، دفتر نشر الهادى، 1373). 4 + 671 ص، وزيرى.
كتاب حاضر شامل گزيده موضوعى پارهاى از احاديث كوتاه امير المؤمنين على (ع) در 225 موضوع است. گردآورنده در ذيل موضوعاتى چون آخرت، اخلاص، استبداد، انصاف، ثواب، دعا، حكمت، فقر، قرآن و... احاديث متعددى از اميرالمؤمنين را با اعراب و ترجمه فارسى آن آورده است. در پايان كتاب منابع يكايك احاديث نشان داده شده است. حروف چينى، صفحه آرايى و قيمت كتاب مناسب است. فقه
* حياة ابن ابى عقيل العمانى و فقهه. مركز المعجم الفقهى فى الحوزة العلميّه بقم المشرّفه (قم، 1413) 556 ص، وزيرى.
ابن ابى عقيل از فقيهان، متكلمان و عالمان بزرگ شيعى و از پيشروان اجتهاد است كه در تكامل و بسط انديشه فقهى جايگاه رفيعى دارد. كتاب عظيم وى با عنوان «المتمسّك بحبل آل الرّسول» همواره مورد توجه و عنايت فقيهان بوده است. علاّمه سيد مهدى بحر العلوم (ره)، ابن ابى عقيل را نخستين كسى دانسته است كه در فقه به ژرفى نگريسته و مسائل آن را پيراسته و راه بحث در اصول و فروع را باز كرده است (رجال السيد بحر العلوم، ج 2 / 229). متأسفانه اين اثر ارجمند در گذرگاه زمان از ميان رفته و يا دست كم تاكنون از آن اثرى يافت نشده است. اكنون مركز معجم فقهى مدرسه آيت اللَّه العظمى گلپايگانى كه به كار سترگ و موضوع نگارى فقه همت ورزيده و برنامههاى كامپيوترى متعدّدى را در اين جهت سامان داده است، مجموعه نقلهاى فقيهان از كتاب ياد شده را گردآورى و بر اساس كتابهاى فقهى تنظيم كرده و نشر داده است. در مقدمه كتاب آراى رجاليان و شرح حالنگاران درباره ابن ابى عقيل و كتاب وى نيز به تفصيل گزارش شده است.
* ولايت فقيه در حكومت اسلام. محسن سعيديان، محمد حسين راجى (چاپ اوّل: مشهد، انتشارات علامه طباطبايى، 1373) 264 + 289 ص، وزيرى.
اين مجموعه ششمين كتاب از دوره علوم و معارف اسلام، كه به تبيين و توضيح ولايت فقيه و ابعاد آن پرداخته است. اين مجموعه به چهار مجلّد خواهد رسيد كه اكنون دو جلد از آن انتشار يافته و حاوى تقرير درسهاى *128* آيت اللَّه حاج سيد محمدحسين حسينى تهرانى است كه مجموعه آن در 48 جلسه القا شده است. همچنين بحث ولايت معصوم در ضمن تفسير آياتى از قرآن و شرح گسترده رواياتى از اهلبيت (ع) تبيين شده است.
آنگاه به تقرير دلايل اثبات ولايت فقيه پرداخته شده و روايات چند مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. در ضمن بحثهاى كتاب مباحث سودمند اصلى و فقهى نيز تشريح و تبيين شده است. تاريخ
* تشيع در هند. جان نورمن هاليستر. ترجمه آذرميدخت مشايخ فريدنى (چاپ اوّل: تهران، مركز نشر دانشگاهى، 1373) 539 ص، وزيرى.
در اين كتاب تاريخ تشيّع در هند از روزگار ورود نخستين موج مهاجران ايرانى به اين سرزمين تا سال 1328 شمسى گزارش شده است. بخش اسماعيليّه اين كتاب به لحاظ دسترسى مؤلف به كتابخانههاى شخصى جماعت بهره و... در آن ديار، از آگاهيهاى درجه اوّل و تازهاى برخوردار است. ما پيشتر از چگونگى اين كتاب سخن گفتهايم (آينه پژوهش، شماره 6 / 60).
* رمضان در آيينه تاريخ. محمدحسن پناهيان (چاپ اوّل: قم، مركز نشر علوم دانشگاهى فاضل، 1373) 160 ص، وزيرى.
مؤلف حوادث تاريخى كه در ماه رمضان اتفاق افتاده مطرح و در هر مورد بحث كوتاهى انجام داده و گاه مطالبى ضعيف نيز در آن ديده مىشود.
* يك بررسى، تحليلى از زندگى سياسى مدرس. سيد صدرالدين طاهرى (چاپ اوّل: تهران، مؤسسه خدمات فرهنگى رسا، 1373) 419 ص، وزيرى.
اين بحث در آغاز به يمن كنگره شناخت و بزرگداشت شهيد جليل القدر آيت اللَّه سيد حسن مدرس به سال 1364 و در ضمن دو جلد كتاب مدرس نشر يافت. اين چاپ كه در سنجش با چاپ پيشين از پيرايشها و افزايشهاى بسيارى برخوردار است، در سه بخش سامان يافته است:
1) نگاهى كوتاه به زندگانى مدرس با عنوان «از ولادت تا شهادت». 2) گزارش و تحليل ديدگاههاى پنجاه تن از شخصيتها درباره مدرس، اين بخش مهمترين قسمت كتاب است، همراه با نقد و بررسى ديدگاهها و نيز شرح حال كسانى كه درباره مدرس اظهار نظر كردهاند. 3) بحثى مستقل درباره مواضع سياسى است كه در ضمن شش فصل به نقد و تحليل و گزارش موضع مدرس در شش موضوع مهم آن روز پرداخته است.
* سده تحريم تنباكو. موسى نجفى، رسول جعفريان. (چاپ اوّل: تهران، مؤسسه انتشارات اميركبير، 1373) 316 + 229 ص، وزيرى.
اين كتاب مجموعه مقالاتى است درباره انديشه و زندگانى فقيه جليل القدر شيعى، آيت اللَّه ميرزا حسن شيرازى - رضوان اللَّه عليه - و قيام عظيم وى در تحريم تنباكو، به ضميمه رسالهاى مستقل درباره تاريخ تحريم تنباكو؛ كه به مناسبت يكصدمين سال قيام تحريم تنباكو نشر يافته است. ما پيشتر نشر اين مجموعه را نويد داده بوديم و چگونگى تصحيح و تحليل «تاريخ دخانيّه» آيت اللَّه شيخ حسن اصفهانى كربلايى را گزارش كرده بوديم (آينه پژوهش، شماره 12 / 60)؛ اكنون يادآور مىشويم كه بخش ياد شده با مقالات يكجا امّا با صفحه شمارى، مقدمه، و فهارس مستقل با عنوان ياد شده نشر يافته است. عناوين برخى از مقالات آن چنين است: ميراث پايدار انديشههاى ميرزاى شيرازى، گزيده كتابشناسى نهضت تنباكو، سخن درباره علل و عوامل قيام تنباكو، بسط حوزه و تحريم اقتصادى به روايت ده سند و اعلاميه تاريخى، نگاه مدرس به واقعه دخانيّه، اصفهان در صحنه مبارزات سياسى، شرح احوال حجت الأسلام ميرزا محمد حسن شيرازى (از يك نسخه قديمى) تقريرات اصول ميرزاى شيرازى، و... .
كتاب صرف نظر از آگاهيهاى ارجمند درباره حادثه تنباكو و زندگانى قهرمان عظيم آن حادثه، بر روى هم اثرى سودمند است.
*129* * ابن تيميّه فى صورته الحقيقيه. الغدير للدرات الاسلامى (چاپ اوّل: قم، الغدير للدرات الأسلاميه، 1418) 153ص، جيبى.
گروه تأليف كوشيدهاند چهره ابن تيميّه را با بررسى موضوع وى در برابر حديث پيامبر(ص)، صفات الهى و اعتقادى وى به تجسيم، دشمنى با اهل بيت، دشمنى با علماى اسلام و اقوال علما درباره وى روشن كنند.
* على بن عيسى اربلى و كشف الضمه. رسول جعفريان (چاپ اوّل: مشهد، آستان قدس رضوى، 1373) 144 ص، رقعى. مؤلف محترم به شرح حال مؤلف كتاب مشهور كشف الضمه فى معرفةالأئمه پرداخته و طى شش فصل افزون بر شرح حال وى، منابع كتاب كشف الضمه، انگيزه مؤلف در نگارش كتاب، نسخه كتاب و اصول كار وى در كشف الضمه را توضيح دادهاند. نويسنده خواستگاه انديشه شيعى اربلى، مشايخ و دوستان وى و نيز آثار بجاى مانده از او را به بحث كشيده است و با دلايل محكمى شيعه بودن مؤلف كتاب را اثبات كرده است.
* شخصيت ادبى سيد مرتضى. عبدالرزّاق محيى الدين (چاپ اوّل: تهران، انتشارات اميركبير، 1373) 206 ص، وزيرى.
كتاب در پنج بخش به تحليل اوضاع سياسى فرهنگى روزگار سيدمرتضى (ره)، زندگانى علمى و سياسى وى، آثار و ادبيات سيد پرداخته است.
مترجم در پانوشتهاى كتاب برخى از اشتباهات مؤلف را تذكر داده است. پيشتر اين اثر به تفصيل معرفى شده است.
* جلاء العيون (تاريخ چهارده معصوم(ع). علاّمه محمدباقر مجلسى (چاپ اوّل: قم، انتشارات سرور، 1373) 1012 ص، وزيرى.
علاّمه جليل، عالم نبيل و فقيه بزرگ تشيع مولى محمدباقر مجلسى، در كنار دهها اثر فخيم فقهى، حديثى، تاريخى به زبان عربى براى عمومى سازى فرهنگ تشيع آثار ارجمندى نيز به فارسى نگاشت و يا ترجمه كرد. نقش آن بزرگوار از اين زاويه درخور لعتنا و ارزيابى است كه متأسفانه بدان توجه نشده است.
«جلاءالعيون» با نام زيباى عربى آن در شمار اين گونه آثار وى است كه يكسر به زندگانى معصومان(ع) پرداخته است. در اين چاپ، كتاب در نهايت نفسات و زيبايى حروفچينى، صحافى و تحقيق شده و نشر يافته است.
در تحقيق كتاب منابع اخبار و آثار استخراج شده و در اين ارجاعها سعى شده است به منابع پيش از علاّمه مجلسى ارجاع شود.
ناشر محترم كوشيده است با اينكه صفحات كتاب زياد است، حجم آن اندك و چشم نواز باشد، امّا بهتر بود كتاب در دو جلد عرضه مىشد و مقدمهاى در شرح حال اجمالى مؤلف و فهرستهايى گويا در پايان آن افزوده مىشد. چگونگى ظاهر كتاب نشان مىدهد كه ناشر با اين اوّلين گام در پى نشر روز آمد و چشم نواز آثار شيعى است. توفيق وى را از خداوند مىخواهيم.
* بزرگان تنكابن. محمد سمامى حائرى. (چاپ اوّل: قم، كتابخانه آيت اللَّه العظمى نجفى مرعشى، 1372) 495 ص، وزيرى.
در اين كتاب ابتدا از حدود جغرافيايى تنكابن سخن رفته است. آنگاه اشارهاى شده است به شرح حال نگاريهاى گونه گون و شيوههاى مختلف؛ از جمله شرح حال نگاريهاى عالمان شهرها و نمونههايى از آنها.
شرح حالها بر اساس نام رجال و به ترتيب حروف الفبا تنظيم شده است. پس از نام رجال، تاريخ تولد و وفات آنان ثبت شده و آنگاه شرح حال و آثار و سوانح زندگانى رجال را گزارش شده است. سياسى - تاريخى
* دور علماء الشيعة فى مواجهة الأستعمار. سليم الحسينى (چاپ اوّل: قم، الغدير للدراسات الاسلاميه، 1415 ه - ق) 244 ص، رقعى.
مؤلف محترم پس از مقدمه، طى پنج فصل به چند حادثه مهم سياسى در جهان اسلام و نقش علماى شيعه در *130* آنها پرداخته است. وى در فصل اوّل جريان مشروطه در ايران، در فصل دوّم برخورد علما با استعمار انگليس و روس، در فصل سوم تجاوز انگليس به عراق در جنگ جهانى اول، در فصل چهارم استقلال عراق و موضع آيت اللَّه يزدى و در فصل پنجم روند حركت استقلال در شهرهاى مختلف عراق و موضع علما شيعه در برابر آن را به بحث كشيده است. كتاب، در مجموع خواندنى است.
* فدك فى التاريخ. شهيد صدر. تحقيق عبدالجبار شرار (چاپ اوّل: قم، الغدير للدراسات الأسلاميه، 1415 ه . ق) 207 ص، وزيرى.
مرحوم شهيد صدر كه اين كتاب را در عنفوان جوانى نگاشته است، به موضوع فدك از ديدگاه تاريخى - اجتماعى و نقشى كه مىتوانست در سرنوشت جامعه اسلامى داشته باشد، پرداخته است. به تعبير ديگر شهيد صدر به عنوان مورّخ به موضوع فدك نپرداخته، بلكه به عنوان تحليلگر مسايل تاريخى موضوع را به گونهاى كه مرتبط با جامعه اسلامى در طول تاريخ آن باشد، بررسى كرده است. اين كتاب مىتواند الگوى خوبى در تحليل مسايل تاريخى باشد. اقتصادى
* انتقال تكنولوژى. كاووس محنك. ترجمه عبدالحسين آژرنگ (چاپ اوّل: تهران، كوير، 1373) 213 ص، رقعى.
موضوع انتقال تكنولوژى چندى است كه مسأله مهم جهان سوم شده است و انديشمندان در تبيين چگونگى انتقال و راههاى آن بحثهاى مهمى ارائه دادهاند. آقاى كاووس محنك طى چهار فصل كه در آن به سياست علم و تكنولوژى براى توسعه، جايگاه مهم و تكنولوژى در خاورميانه، آوردن دانش فنّى براى خوداتكايى و راهبرد توسعه تكنولوژى، پرداخته است، كتابى خواندنى فراهم آورده است.
*سياستهاى اقتصادى كلان و اصلاحات ساختارى. دكتر عليرضا رحيمى بروجردى (چاپ اوّل: تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى بازرگانى، 1373) 327 ص، وزيرى.
مؤلف طى سه فصل ويژگيهاى سياست تعديل ساختارى، خصوص سازى و آزاد سازى اقتصادى را به بحث كشيده است. جريانشناسى
* الوهابيه فى صورتها الحقيقه. گروه تأليف الغدير، للدراسات الأسلاميه (چاپ اوّل: قم، الغدير للدراسات الأسلاميه، 1415 ه- ق) 85 ص، جيبى.
كتاب با تبيين اصول فكرى وهابى، مصادر فكرى آن، عقائد آنان درباره صحابه و صفات الهى، برخوردشان با مسلمانان، سنجش آنان با خوارج و غلات، و شرح چگونگى بهرهگيرى استعمار از آنان به معرفى چهره وهّابيّت پرداخته است. وى در پايان دلايلى در خصوص صحّت زيارت و توسل و... ارائه داده است. معارف اسلامى
حوار فى العمق. صائب عبدالحميد (چاپ اوّل: قم، الغدير للدراسات الأسلاميه، 1415 ه- ق) 118 ص، رقعى.
مؤلف در انديشه تصحيح روند تقريب بين المذاهب و تبيين چرايى تبديل حركتهاى تقريبى به منازعات مذهبى است و بر اين باور است كه خيلى از حركتهاى تقريبى در انديشه دعوت طرف مقابل به دست شستن از عقايد خويش و روى آوردن به عقايد طرف مقابل است و اين روند درستى نيست. بهتر اين است كه در سه مورد اصلى يعنى در خصوص تفسير، سنّت و تاريخ طرفين نخست به پيرايش باورهاى خويش و سپس به گفتگو روى آورند تا گفتگوها به جنگ و جدال تبديل نگردد و تقريب امكانپذير باشد.
* مفهوم التقيه فى فكر الأسلامى. هاشم الموسوى (چاپ اوّل: قم، الغدير للدراسات الأسلاميه، 1414 ه- ق) 55 ص، جيبى.
نويسنده كوشيده مسأله تقيه را كه گاه وسيله انتقاد از *131* شيعه قرار مىگيرد، توضيح دهد و سپس با بهرهگيرى از قرآن و حديث آن را اثبات و نقش آن را در اصلاح جامعه بيان كند.
* مفهوم البداء فى فكر الأسلامى. هاشم الموسوى (چاپ اوّل: قم، الغدير للدراسات الأسلاميه، 1414 ه ق) 64ص، جيبى.
موضوع بداء كه يكى از مباحث اختلافى بين علماى اسلامى است، در اين جزوه به بحث كشيده شده است. مؤلف نخست به تبيين معناى بداء و سپس به بيان مستندات آن از قرآن، حديث پيامبر(ص)، و ائمه معصومين پرداخته و تحليل علما از بدا را نيز توضيح داده است. عقائد
* على خُطى اهل البيت. هاشم الموسوى (چاپ اوّل: قم، الغدير للدراسات الأسلاميه، 1415 ه- ق) 86 ص، جيبى.
مؤلف محترم در اين كتاب به تاريخ پيدايش شيعه، اصول عقايد شيعه، شجاعت، قانونگذارى، شيوه تفسير شيعى پرداخته است. در مجموعه جزوه خواندنى است.
* مع الدكتور موسى الموسوى فى كتابه الشيعة و التصحيح. علاءالدين قزوينى (چاپ دوم: قم، الغدير للدراسات الأسلاميه، 1414) 354 ص، رقعى.
مؤلف در اين كتاب كوشيده است به ايرادهاى عنادآلود دكتر موسى پاسخ گويد. وى نخست ادعاى علمى وى را با دلايلى رد كرده و آنگاه در موضوع خلافت، تقيه، خمس، ولايت فقيه، ازدواج موقّت، نماز جمعه، تحريف قرآن، جمع بيان نماز، رجعت و بداء، ضمن پاسخ به ايرادهاى وى مباحث مبسوطى را در راستاى تبيين عقايد درست شيعه آورده است.
* لأكون مع الصادقين. محمد تيجانى سماوى تونسى (چاپ اوّل: قم، الغدير للدراسات الأسلاميه، 1415 ه- ق) 118 ص، رقعى. (چاپ دوم: المؤسسة الجامعيه اللدراسات الأسلاميه، 1993) 331 ص، رقعى.
مؤلف محترم در پى تشيّع خويش كتبى در راستاى چرايى تغيير عقيده خود نگاشته و كتاب مزبور يكى از آنهاست كه در آن به قرآن در نزد فريقين، سنت در نزد فريقين، عقايد فريقين در مورد توحيد، نبوت، امامت و تبيين دلايل شيعه بر امامت از قرآن و سنّت پرداخته است. همچنين قضا و قدر در نزد اهل سنّت و شيعه، خمس و تقليد را بحث كرده و در نهايت يازده موضوع را كه اهل سنّت بر شيعيان ايراد مىگيرند، طرح و ديدگاه شيعه را بطور مستند تبيين كرده است.
* نشأة التشيع و الشيعة. شهيد صدر. تحقيق عبدالجبار شراره (چاپ اوّل: قم، الغدير للدراسات الأسلاميه، 1414) 152 ص، رقعى.
در اين كتاب مؤلف طى دو فصل به چگونگى پيدايش تشيع و شيعه پرداخته است. در فصل اوّل سه تصوير در مورد برخورد پيامبر با اداره آينده جامعه اسلامى در نظر گرفته شده است: نخست بى توجهى به آن، دوم تعيين نظام شورايى و سوم تعيين رهبر آينده. وى دو فرض نخست را با دلايلى رد و فرض سوم را اثبات كرده است. در فصل دوم، به پيدايش دو طرز فكر يكى تسليم محض در برابر احكام دينى و ديگرى بهرهگيرى از اجتهاد هماهنگ با مصالح در زمان پيامبر اشاره كرده و آنگاه مرجعيت فكرى و سياسى و در نهايت تشيع سياسى و تشيع معنوى را مطرح كرده است. محقّق در پايان بحث تلاش پيامبر براى آمادگى فكرى و تربيتى جامعه براى پذيريش خلافت على (ع) را مطرح مىسازد.
*خدا در انديشه بشر. عبداللَّه نصرى (چاپ اوّل: تهران، دانشگاه علامه طباطبايى، 1373) 422 ص، وزيرى.
مؤلف در اين كتاب كوشيده ريشههاى گرايش انسان به خدا را بكاود و فرضيههاى گوناگون را طرح و نقد و *132* بررسى كند، آنگاه ريشههاى اصيل گرايش به خدا را مىنمايد و در بخش دوّم نقش ايمان در جامعه انسانى و نيز تصوير جانشينيهايى براى نقش خدا در جامعه انسانى را نقد و بررسى مىكند.
* محاورة عقائد. سيد امير محمد كاظمينى قزوينى (چاپ اوّل: قم، الغدير للدراسات الأسلاميه، 1414) 248 ص، رقعى.
مؤلف، كتاب را به انگيزه پاسخ گويى به نوشته دكتر على احمد سالوش در كتاب فقه الشيعة الأمامية كه در آن به انحراف رفته است، نگاشته و در آن مباحث مهمى نظير علم امام، عصمت ائمه(ع)، ازدواج موقّت، بداء، رجعت، صحابه از ديدگاه شيعه و موضوع تحريف قرآن را مطرح و ديدگاه شيعه را به طور مستند بيان داشته است.
مؤلف كوشيده است تا جايى كه مقدور است مطالب خود را از طريق آيات قرآنى و احاديث منقول از طرق عامه اثبات كند.
* لماذا انا شيعى. محمد حسين الفقيه. (چاپ اوّل: قم، الغدير للدراسات الأسلاميه، 1415 ه- ق) 123 ص، رقعى.
مؤلف در اين كتاب كوشيده است چرايى باور به انديشه شيعى را تبيين كند و با بهره گيرى از آيات و روايات و تصريحات پيامبر اكرم، خلافت بلافصل على بن ابى طالب را اثبات كند و در پايان به سيزده ايرادى كه عليه شيعه مطرح مىگردد پاسخ گويد. ادبيات
* گزيده بوستان سعدى. سيد محمد طباطبايى (چاپ اوّل: تهران، دانشگاه علامه طباطبايى، 1372) 262 ص، وزيرى.
مؤلف محترم در آغاز شرح حال كوتاهى از سعدى آورده و سپس از ابواب گوناگون بوستان، داستانهايى را برگزيده و به شرح لغات، اصطلاحات و تبيينِ مراد شاعر پرداخته است.
مؤلف محترم در ضمن اشارات سعدى به آيات قرآنى، احاديث و اشعار عرب را استخراج كرده و ضمن آوردن متن اصلى مستندات، ترجمه آنها را نيز ذكر كرده است. از اين رو، اين گزيده، كتابى است مفيد و خواندنى.
* تاريخ زبان فارسى. دكتر محسن ابوالقاسمى (چاپ اوّل: تهران، سمت، 1373) 350 ص، وزيرى.
مؤلف در سه بخش زبان فارسى را در دوره باستان، دوره ميانه و دوره اخير بررسيده است و در هر بخش طى فصول گوناگون، مباحثى نظير زبانهاى هندو اروپايى، ايران باستان، زبانهاى ايرانى باستان ويژگيهاى دستورى ايرانى باستان، خط در دوره باستان، نمونههاى از نوشتههاى باستانى، واژگان باستانى ايران، شعر و وزن در ايران باستان و نيز باستان و نيز شبيه همين گونه مباحث در دو دوره ديگر را بررسى كرده است.
* فرهنگ بازيافته. قطب الدين فالى (چاپ اوّل: قم، انتشارات بيدار، 1373) 232 ص، وزيرى.
كتاب، شرح قصيده عميديه عميدالدين اسعد فالى است كه توسط شيخ محمود محسنى اقليدى تصحيح و با مقدمه مفصل سيد محمدتقى كراماتى فالى با چاپى نامناسب عرضه شده است.
عميدالدين اسعد فالى يا عميدالدين وزير از شخصيتهاى برجسته اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم بود. كلام
* امامشناسى ج 12. سيد محمدحسين حسينى تهرانى (چاپ اوّل: تهران، انتشارات حكمت، 1373) 415 ص، وزيرى.
دوازدهمين جلد از مجموعه بزرگ امامشناسى كه به بحث از علوم غيبيّه امير المؤمنين (ع) پرداخته است. در اين مجلّد به تفصيل از پنهان آگاهى و علوم غيبيه على (ع) سخن رفته و نمونههاى بسيارى از تاريخ براى اثبات اين موضوع گزارش و شرح شده است.
در ادامه اين بحث گستره دانش آن بزرگوار و نمونههاى آن و سپس آگاهى آن حضرت از تورات و انجيل گزارش شده. اين جلد بحثهاى دلپذير دارد و براى جستجوگران معارف علوى مجموعهاى است خواندنى و شيرين.
*133* * ابن تيميّه حياته - عقائده. صائب عبدالحميد (چاپ اوّل: قم، مركز الغدير للدراسات الاسلاميه، 1414) 463 ص، وزيرى.
ابن تيميه شخصيت جنجالى جهان اسلام است. امروز انديشههاى وى دست مايه بسيارى از عالمان اهل سنت است. تا به حال كسان زيادى از عالمان و مستشرقان به نقد و تحليل ديدگاههاى وى همت ورزيدهاند، امّا اين نگاشته از «لون» ديگر است. مؤلف ارجمند كتاب در چهار باب به تفصيل از زندگانى، انديشه، آرا و مواضع فرهنگى، مذهبى و سياسى ابن تيميه سخن گفته است. در باب اوّل از خانواده، عصر زندگانى وى و تحصيلات او سخن گفته و چگونگى دانش و بينش وى را در پيوند با انديشههاى زمانش كاويده است.
در باب دوّم به تفصيل از حضور ابن تيميه در ميدانهاى انديشه و عقايد بحث كرده و موضع او را در اجتهاد، كلام، تفسير، تصوّف باز گفته و باورهاى وى را درباره توسل و زيارت قبور صالحان گزارش كرده است. در بابهاى سوم و چهارم موضع وى را در برابر شيعه و اهل البيت به بحث نهاده و به تفصيل در اين باره بحث كرده و آراى ابن تيميه را نقد و تحليل كرده است. كتاب بسيار خواندنى و سودمند است. از مؤلف محترم پيشتر كتاب جالب «المنهج فى الأنتحاء المذهبى» را خوانده بوديم كه حكايت دلنشين تحوّل فكرى وى را به آستان اهل البيت (ع) گزارش كرده بود.
* التشيع نشأته... معالمُهُ. هاشم الموسوى (چاپ اوّل: قم، مركز الغدير للدراسات الاسلاميه، 1414) 397 ص، وزيرى.
اين كتاب در نه فصل به خاستگاه تشيع پرداخته و از عقايد شيعه و شيوه متفكران مكتب اهل البيت(ع) در بحث از عقايد سخن گفته است.
فصل اوّل خاستگاه تشيع را به بحث نهاده و در فصل دوم از شيوه بحث و پژوهش در مدرسه اهلبيت (ع) سخن گفته است.
فصل سوم ويژه بحث از توحيد است و در ادامه آن بازكاوى مسأله «غلو» «تجسيم» و «بداء». آنگاه نبوت، عدل الهى و امت در فصول چهارم و پنجم و ششم و بحث از تقيه، در ادامه مباحث امامت آمده است.
فصل هفتم درباره معاد است و فصل هشتم درباره اجتهاد و مصادر احكام شرعى در مدرسه اهلالبيت (ع) گفتگو كرده است.
كتاب با نثرى روان و گزيده نگارى درخور ستايش در نماياندن ابعاد و فرهنگ شيعى، سودمند است و خواندنى. حقوق
* حقوق جنگ. دكتر محمدرضا ضيايى بيگدلى (چاپ اوّل: تهران، دانشگاه علامه طباطبايى، 1373) 415 ص، وزيرى.
مؤلف طى هفت فصل مباحثى نظير مفهوم جنگ، مفهوم حقوق جنگ، آغاز جنگ، هدايت عمليات جنگى، ضمانت اجرايى حقوق جنگ، پايان جنگ و بى طرفى در جنگ را از نظر حقوق بين الملل به بحث نشسته است.
* حقوق جزايى اسلام. عبدالقادر عوده. ترجمه الفت، منصورى و قربانيان (چاپ اوّل: تهران، نشر ميزان، 1373) 421 ص، وزيرى.
كتاب ترجمه كتاب مشهور عبدالقادر عوده در حقوق جزايى اسلام است. در اين جلد، نخست قلمرو نصوص جزا در زمان، مكان و بر اشخاص بحث شده و در باب دوم عنصر مادى جرم طرح و مباحثى نظير شروع به جرم، شركت در جرم و معاونت در جرم بررسى شده است. در باب سوم، عنصر معنوى نظير مسؤوليت كيفرى، موضوع مسؤوليت كيفرى، سبب مسؤوليت، قصد عصيان، اثر خطا و جهل بر مسؤوليت كيفرى و امثال آن طرح شده است. فصل دوم كتاب به رفع مسؤوليت جزايى مىپردازد. منطق
* مسايل منطقى. عباسعلى زارعى سبزوارى (چاپ اوّل: تهران، انتشارات مشكوة، 1373) 298 ص، وزيرى.
كتاب شرح منظومه حكيم سبزوارى در بخش منطق است كه در آن مباحث الفاظ، كلى، كليات خمس، تعاريف، قضايا و احكام آن، قياس و صناعات خمس مورد بحث قرار گرفته است.
***
مجلههاى پژوهشى
* ارغنون سال اول، شماره 3، پاييز 73.
درباره حقيقت و دروغ به مفهوم غير اخلاقى؛ قطعات برگزيده از آثار ماركس؛ داستايوسكى و پدركشى؛ درباره عقلانيت؛ پول در فرهنگ مدرن؛ هرمنوتيك: احياى معنا يا كاهش توهم؛ نيچه و خاستگاه مفهوم مدرنيسم و... .
* اطلاعات خزر
دوره 1، شماره 4، پاييز 73.
مطالب اين شماره عبارتند از: اطلاعات كتابشناختى و كليد واژههاى هزار مدرك در مورد درياى خزر؛ فهرستهاى موضوعى، نامها و سازمانها و... .
* با معارف اسلامى آشنا شويم
سال چهاردهم، شماره 33، بهار و تابستان 74.
تهاجم فرهنگى؛ ائمه و تكيه بر فرهنگ تفكر؛ هدف از زندگى؛ عصر بازگشت به مذهب؛ خواندنيها؛ ممتازين و... .
* بيّنات
سال اول، شماره 4، زمستان 73.
تفسير قرآن كريم، امام خمينى(ره)؛ پژوهشى جديد در تفسير، آيهاى از قرآن؛ زندگى و روش تفسيرى آيةاللَّه سيّد مرتضى شبسترى (ره)؛ شناخت زبان قرآن؛ لغزشگاههاى ترجمه قرآن كريم؛ سير نگارشهاى علوم قرآنى؛ جغرافياى قصص قرآن در نگاه پژوهشگران؛ قرآن قدس؛ داستان پيامبران؛ تفسير راهنما؛ دانشكده تربيت معلم علوم قرآنى؛ بايستههاى پژوهش و نشر؛ تازههاى نگارش و نشر. تازههاى نگارش و نشر.
* بصائر
سال اول، شماره چهارم و پنجم، دى و بهمن 73.
مرجع زهد و جهد وجهاد؛ وحدت حوزه و دانشگاه؛ ضرورت مقابله با تهاجم فرهنگى؛ تبليغات اسلامى، اهداف و ويژگيها؛ قرآن بى زوال؛ مسجد، كانون تبليغات و... .
* پژوهش و سخن
شماره 2 و 3، تابستان و پاييز 73.
نقش رسانهها در تكنولوژى و توسعه؛ جامعهشناسى آينده راهى براى بررسى علمى آينده؛ نظريه فرهنگ سياسى چارچوبى براى تحليل؛ فرهنگ ملى زمينه شكوفايى پاره فرهنگها و... .
* پيام زن
سال سوم، شماره يازدهم (پياپى 35)، بهمن 73.
اسلام، زن و كنكاشى نوين (4)؛ زن در انديشه اجتماعى امام خمينى (ره) (5)؛ فمينيسم، تكرار تجربههاى ناموفق (1)؛ زندگى را جدى بگيريم؛ انتخاب همسر؛ بى ثباتى اخلاقى و... .
*135* * پيام زن
سال سوم، شماره دوازدهم (پياپى 36)، اسفند 73.
زمزمههاى فاطمه (س)؛ اسلام، زن و كنكاشى نوين (5)؛ بانو أروى، روايت تعهد و شجاعت؛ زنان دست فروش؛ انتخاب همسر؛ تازههاى پژوهش؛ فهرست موضوعى سال سوّم مجله و... .
* پيام زن
سال چهارم، شماره اول (پياپى 37)، فروردين 74.
اسلام، زن و كنكاش نوين (6)؛ فمينيسم، تكرار تجربههاى ناموفق (3)؛ گزارش جشنواره فيلم؛ تازههاى پژوهش؛ و... .
* پيام حوزه
سال اول، شماره سوم، پاييز 73.
وظيفه حوزههاى علوم دينى در برابر هجوم همه جانبه استكبار؛ مصوبات شوراى عالى حوزه علميه؛ جلوههايى از حيات آيةاللَّه العظمى اراكى (ره)؛ زندگينامه خود نوشت آيةاللَّه العظمى خوئى (ره)؛ چند نكته در باب وحدت حوزه و دانشگاه؛ دانشگاه دينى نجف اشرف؛ امر به معروف و نهى از منكر از كجا بايد شروع شود؟ حوزه علميه پاكستان؛ نقد ترجمه لمعه؛ معرفى اجمالى چند كتاب و... .
* پيام قرآن
سال دوم، شماره 4، پاييز 73.
يك سال از غروب فقاهت و مرجعيت؛ سيماى پرشكوه فاطمه (ع)؛ تفسيرى كوتاه بر سوره حشر؛ ويژگيهاى قرآن از ديدگاه «بلاغى»؛ اعجاز قرآن؛ بانوان قرآن پژوه و... .
* پيام يونسكو
سال بيست و پنجم، شماره 279 - 278، آذر 73.
مدرن چيست؛ عصر مدرن، رويكردهاى نو؛ معماران بى نظمى؛ نگاه، تصوير، سراب؛ رهبو، دزد آتش و... .
* پيام يونسكو
سال بيست و پنجم، شماره 283، دى 73.
پيشرفت به كجا؛ اسطورهاى غربى؛ استعارهها از دريچههاى گوناگون؛ ارزشهاى نسبى؛ روشنفكران: پيوند گسسته؛ تعهد مسؤوليت؛ فعاليتهاى يونسكو؛ دفاع از عقل و... .
* پيام يونسكو
سال بيست و پنجم، شماره 284، بهمن 73.
بيابانها؛ سرزمينهاى خشك، نداها و سكوت؛ فعاليتهاى يونسكو، معابد عصر حجر مالت؛ كتابهاى جهان و... .
* پيام يونسكو
سال بيست و پنجم، شماره 282، بهمن 73.
سرگذشت اعداد؛ منشأ اعداد؛ جمعهاى سومرى؛ ساختن چيزى از هيچ؛ گذار از فرهنگ جنگ به فرهنگ صلح و... .
* پاسدار اسلام
شماره 157، ديماه 73.
مرجعيت و اعلميت؛ اصول اخلاقى در جامعه دينى؛ خاطرات اسارت؛ شكوه مرجعيت؛ خورشيد فقاهت و... .
* پاسدار اسلام
شماره 158، بهمن 73.
فلسفه روزه؛ آغاز نزول قرآن؛ روزه در علم روز؛ قلب ماه رمضان؛ احكام ويژه رمضان؛ نيايش و... .
* پاسدار اسلام
شماره 159، اسفند 73.
فلسطين، خانه مسلمين؛ الگوهاى رفتارى در خانواده؛ كيفيت وحى؛ آموزش دينى دختر بچگان؛ مصاحبه با حجةالاسام دكتر هاشمى؛ ماجراى جنگ بدر و... .
* پاسدار اسلام
شماره 160، فروردين 74.
پيام انقلاب؛ آيين همسردارى؛ روايت فضيلت؛ آسيبهاى انقلاب؛ پيامبر(ص) و پديده وحى؛ روشها و ابزارهاى آموزش دينى دختر بچگان و... .
* تبليغ
شماره 27، شهريور و مهر 73.
آموزش عقيدتى؛ آموزش حقوقى؛ خصلت آموزشى تبليغ؛ استفتائات مقام معظم رهبرى؛ اخلاق مبلغ؛ رويدادهاى تبليغى و فرهنگى از سراسر جهان و... .
*136* * تحقيقات اسلامى
سال هشتم، شماره 1 و 2، 1372.
سير تحول علم مكانيك نزد مسلمانان؛ مكتب نجومى مراغه؛ محاسبه بُعد معدل از اوقات غروب ماه و خورشيد؛ تاريخ رياضيات دوره اسلامى؛ زندگينامه و آثار ابوالوفاى بوزجانى؛ معرفى و نقد كتاب و... .
* تحول ادارى
دوره دوم، شماره 6 و 7، تابستان 73.
نكاتى پيرامون مديريت ژاپنى و لزوم تحول آن؛ نگاهى به آينده بهبود و بهسازى مديريت؛ معرفى كتاب و... .
* تراثنا
العدد الرابع (37)، السنة التاسعة، شوال 1414 ه. .
علم الائمة بالغيب...والاعتراض عليه بالالقاب الى التهلكة، والاجابات عنه عبر التاريخ؛ «نهج البلاغة» عبر القرون (6)؛ تشييد المراجعات و تفنيد المكابرات (2)؛ احياءالتراث... لمحة تاريخية سريعة حول تحقيق التراث و نشره، و اسهام ايران فى ذلك (2)؛ عروض البلاء على الاولياء - السيد الخراسانى؛ من انباء التراث.
* التوحيد
السنة الثانية عشرة، العدد 72، صفر 1415 ه، آب 1994 م.
المرجعية الدينية في ظل الدولة الاسلامية؛ دور الزمان و المكان في الاجتهاد؛ نظرية التأميم فى الاسلام؛ الدولة و مفهومها السياسي؛ الشائعة، كظاهرة اجتماعية؛ المصلح الكبير الشيخ محمد الحسين كاشف الغطاء؛ نظرة نقدية للديمقراطيات الغربية؛ مستقبل الحضارة الغربية / حوار؛ الخطاب الدينى... رؤية نقدية / مراجعة.
* التوحيد
السنة الثالثة عشرة، جمادى االاخرة 1415 ه، تشرين الثانى 1994 م.
مستقبل العالم الاسلامي رؤية استشرافية؛ الواقع الحضاري للمسلمين و التحديات المعاصرة؛ التحرك الذاتي للفقه الاسلامي؛ العلاقة بين الدين و الفلسفة؛ المشكلة الاقتصادية فى المنظور القرآنى؛ اثيوبيا و الاسلام بين الماضى و الحاضر (استطاع)؛ الشيخ عبدالكريم الحائرى مؤسس الحوزة العلمية في قم؛ الأساليب العلمية التقريب بين المذاهب الاسلامية (حوار).
*جام
سال سوم، شماره 31، آذر 73.
چرا كاركنان در يك سازمان در جا مىزنند؟؛ چالشهاى آن روز و تن آورى امروز انقلاب و... .
* حوزه
شماره 64 - 63، مرداد - شهريور، مهر - آبان 73.
حوزه و حكومت؛ ضرورت تحول و نو انديشى در حوزههاى علوم دينى؛ مصاحبه با آية اللَّه حاج شيخ على غروى عليارى؛ حوزه و حفظ نظام؛ حوزه، نيازها و انتظارات نظام؛ كارآيى علوم در حوزه؛ پيشينه بودجه حوزه؛ حوزه در برخورد با پادشاهان؛ نقش روحانيت در تثبيت انقلاب اسلامى.
* حوزه و دانشگاه
سال اول، شماره 1، زمستان 73.
تفاهم ميان فرهنگى و...؛ دموكراسى و حاكميت اسلامى؛ فرايند شناخت اجتماعى؛ علم و علم كاذب؛ به سوى يك الهيات ناظر به همه اديان و... .
* دانشگاه الزهرا (س)
سال چهارم، شماره 11 و 12.
نقش تقوا در رشد شخصيت انسان؛ فرق مخصص لبى و لفظى در اعتبار عام نسبت به شبهات مصداقيه؛ مزاح از ديدگاه روانشناسى؛ نگرشى بر فرضيه قاموسگرايى در چارچوب دستور گسترده معيار و... .
*137* * الدراسات الاسلامية
العدد الأول، المجلد الثلاثون، الربيع (رجب - رمضان 1415 ه / مارس 1995 م)
الموازنة العامة للدولة الإسلامية؛ مناهج التعليم الدينى العالي في تركيا؛ علوم الحديث النبوي في الأندلس (من القرن الأول إلى القرن السادس) و... .
* رسالة الثقلين
العدد العاشر، السنة الثالثة، ربيع الثانى - جمادى الثانية 1415 ه. ق - 1994 م.
الوحدة بين الحوزات العلمية (الدينية) و الجامعات؛ عبادة اللَّه و عبادة الطاغوت في القرآن الكريم(1)؛ الطعن بالهية القرآن و رسالة النبى محمد (ص) بالاسلام (1)؛ مدنى تأثر علماء الفقه و الاصول بالفلسفة (2)؛ مناهج البحث في العقيدة الاسلامية و تفوق منهج أهل البيت (ع)؛ حول كتاب الايات الشيطانية؛ اسلوب الدعوة فى سيرة أهل البيت (ع)؛ تفسير القرآن و تأويله؛ و... .
* صفا
سال اول، شماره دوم، زمستان 73.
در بهشت راستان؛ شيعه و تشيع در اندلس؛ قانونگذارى، تحول، و ثبات و تغيير؛ نسخ خطى اسلامى، عربى در جهان؛ ضرورت آشنايى با مفاهيم قرآنى و... .
* الفكر الاسلامى
العددالسابع، السنة الثانية، رجب - رمضان 1415 ه.
عدد خاص بالشيخ الانصارى «قدس سره»؛ الشيخ الانصاري: قيمته العلمية و ظروفه الاجتماعية؛ الشيخ الانصاري دائر المدرسة الاصولية المعاصرة؛ لمحات من معالم مدرسة الشيخ الانصاري «قدس سره»؛ تراث الشيخ الانصاري «قدس سره»؛ ولاية الفقية فى كلام الشيخ الانصاري «قدس سره»؛ نظرية التعامل مع الظالمين عند الشيخ الانصاري «قدس سره» و... .
* الفكر الاسلامى
العدد الثامن، السنة الثانية، شوال - ذوالحجة الحرام 1415 ه
التفسير عند اهل البيت (ع)؛ ادوار الفقه الاسلامي الامامي؛ الابعاد العالمية في العقيدة الاسلامية؛ خصائص المدرسة السلوكية للفقيه الهمداني؛ المواظنة في الفكر السياسي الاسلامي؛ القواعد البلاغة فى ضوء المنهج الاسلامي و... .
*فقه
شماره دوم، زمستان 73.
حكم حاكم به ثبوت هلال؛ رؤيت و ثبوت هلال؛ بيّنه و ثبوت هلال؛ تواتر، شياع و ثبوت هلال؛ گذشت سى روز و ثبوت اول ماه؛ نظريه عدد و ثبوت اول ماه؛ اتحاد و اختلاف فقها؛ نگرشى بر تقويم قمرى و رؤيت هلال.
* فرهنگ توسعه
سال سوم، شماره 15، آذر و دى 73.
دين در دنياى معاصر؛ جامعيت مفهوم توسعه و رابطه آن با فرهنگ؛ جايگاه راهنمايى و مشاوره شغلى در توسعه كشور؛ آموزش و پرورش و توسعه؛ آموزش و توسعه؛ جايگاه عوامل فرهنگى در توسعه اقتصادى و... .
* فرهنگ توسعه
سال سوم، شماره 16، بهمن و اسفند 73.
بحثى پيرامون ارتباطات؛ افسانه توحيدى؛ ديالكتيك مثبت و منفى در فرائد توسعه؛ روند تكوين انديشه انتقادى و... .
* كلام اسلامى
سال سوم، شماره 4 (مسلسل 12)، زمستان 73.
نقد و بررسى سخنان معترضان در مسأله شر؛ بررسى انديشههاى كلامى و فلسفى خواجه طوسى (4)؛ خواص و رسوم جوهر؛ تئوريهاى شناخت در ساختار و *138* مبانى استقراء (4)؛ منطق استقرايى و نظريه احتمال؛ دينشناسى علامه طباطبائى (1)؛ يادداشتهايى درباره مرجئه (3)؛ خاستگاه دين (3) «نظريه اريك فروم»؛ اجل؛ شعر در خدمت عقيده و ايمان (2)؛ مبانى حكمت متعاليه از ديدگاه صدر المتألهين؛ رساله خطى: «القضية المهملة هى القضية الطبيعة» و... .
*كلمه
سال دوم، شماره 4، پاييز 73.
مديريت فرهنگى، در رويارويى با دو نگرش؛ نقش فرهنگ در ايجاد و رشد شخصيت؛ بيگانگى اجتماعى، فرهنگى و سياسى؛ جامعهشناسى آمريكايى؛ درآمدى بر تحليل جامعه شناختى فقر؛ تحليل جامعه شناختى از مطبوعات ايران؛ از علم الاجتماع تا جامعهشناسى؛ قرآن در كلام معصومين (عليهم السلام)؛ سير اسلامشناسى در غرب؛ مرثيه سرايى در ادب فارسى و... .
* كيهان انديشه
شماره 57، آذر و دى 73.
تحليل انديشههاى صدر التألهين؛ انديشههاى مارتين هايدگر؛ نقد ملازمات و حل تعارضات؛ ماهيت ايمان از ديدگاه علامه طباطبايى؛ بررسى اشتراك هستى؛ نظريه تناسب سورهها در قرآن؛ انديشههاى كلامى در عصر امام على (ع)؛ علم كلام، تنگناها، پيشنهادها؛ جايگاه عقل و وحى در تفكر پل تيليخ؛ خليفه سلطان و... .
* كيهان فرهنگى
سال يازدهم، شماره 9 و 10 (پياپى 116 و 117) آذر و دى 73.
زبان فارسى، موانع و راه حلها معرفت آموزى و معرفتآموزان؛ طهارت ذاتى مطلق انسان؛ ضيافت و داستانهاى ديگر؛ تاريخ عيان كه داشت با خود؛ دين باورى و رمان غزل رنگها؛ جمال و جلال در هنر؛ بررسى و معرفى كتابهاى؛ المعجم المفهرس لالفاظ احاديث بحار الانوار؛ نگاهى به فلسفههاى جديد و معاصر، سلامان و ابسال، مسكن الشجون فى حكم الفرار من الطاعون و... .
* كيهان فرهنگى
سال يازدهم، شماره 11 و 12، بهمن و اسفند 73.
غربشناسى، شيوه مقابله با غرب زدگى؛ مقايسه آراء امام فخر رازى و ديديد هيوم در نظريه عليت جمع آورى و تدوين قرآن؛ اسلام و سنتهاى ايرانى؛ نگاهى به كتابهاى تازه و... .
* مجلس و پژوهش
سال دوم، شماره دوازدهم، آبان و آذر 73.
ماهواره و نظام اسلامى؛ ثروتهاى بادآورده، زمينهها و هزينهها؛ توسعه پايدار، شناخت مفهوم، شناخت راه؛ «محوريت كشاورزى» چگونه تحقق مىيابد؛ تازههاى نشر درباره موضوعات حكومتى و... .
* مجلس و پژوهش
سال دوم، شماره سيزدهم، دى و بهمن 73.
فرداى ايران از نگاه برنامه دوم - ميز گرد؛ تأملى بر لايحه داورى تجارى بين المللى (1)؛ ديوان محاسبات در آينه حقوق؛ كتابشناسى و مقالهشناسى مدرس؛ نظام قانونگذارى در جمهورى آلمان؛ تازههاى نشر درباره موضوعات حكومتى.
*139* * مشكوة
شماره 44، پاييز 73.
پاسدارى از فرهنگ و تمدن اسلامى؛ معناى نفس در آيه مباهله و معناى مولى در حديث غدير؛ بازار در گذشته و حال؛ ريشههاى گسترش اسلام و تشيّع در ايران؛ مسلمانان برمه؛ دوستان اهل البيت (ع) در مشرق اسلامى؛ ذوالفقار، ميراثى از پيامبران گذشته؛ مزار شيخ ابوالقاسم؛ كتابشناسى امام باقر (ع) و... .
* مشكوة
شماره 45، زمستان 73.
مرجعيت؛ احسن القصص، ترجمه سوره مباركه يوسف از يك نسخه كهن؛ شمهاى از فضايل على (ع) در كتاب «روض الجنان و روح الجنان»؛ نقش ايرانيان در بناى تمدّن اسلامى؛ ريشههاى گسترش اسلام و تشييع در ايران (2)؛ گفتگو با اديب شاعر، جرج جرداق؛ كتابشناسى امام جواد (ع) و... .
* معرفت
سال سوم، شماره 3 (پياپى 11)، زمستان 73.
تهاجم فرهنگى و فرهنگ تهاجم؛ ميزگرد دين و توسعه؛ اخلاق و عرفان اسلامى؛ اعتبار ادراك و شهود عرفانى از ديدگاه كتاب و سنت؛ استقراء و تجربه؛ برهان صديقين از ديدگاه حكماى مشاء اشراق و حكمت متعاليه؛ گزارههاى كلى و وجودى در منطق رياضى و كلاسيك؛ عوامل شرك و موانع توحيد در قرآن؛ بررسى انتقال معكوس تكنولوژى در ايران «پديده فرار مغزها»؛ مشكل آموزش اضافى؛ مسأله شرّ از ديدگاه يهوديت؛ رابطه نهاد حكومت با نهاد آموزش و پرورش؛ پايان فضيلت «نقد تفكر اخلاقى جوامع نوين» و... .
* مسجد
سال سوم، شماره 17، آذر و دى 73.
مسجد در قرآن و حديث؛ نگاهى به تزيين محراب؛ ابعاد شخصيت شيخ انصارى؛ مرجعيت...؛ بحران معنويت در جهان غرب و بازگشت مجدد به مذهب و... .
* مسجد
سال سوم، شماره 18، بهمن و اسفند 73.
درآمدى بر تفسير آيات الاحكام؛ فلسفه شريعت؛ بوسنى، ريشه يابى يك بحران؛ مسجد نخستين پايگاه عبادى - سياسى در جامعه اسلامى؛ گنبد دو پوش تزيينى در آثار تاريخى اسلامى؛ مسلمانان الجزاير، تلاش براى تشكيل دولت اسلامى و... .
* ميقات حج
شماره 10، زمستان 73.
ابراهيم خليل مؤسس ام القرى؛ نگاهى به اسرار حج؛ مشروعيت سفر براى زيارت قبور؛ نقش حج در تحولات دينى غرب آفريقا؛ گزارشى از يك آتش سوزى در مسجد النبى؛ حج نامه؛ وضعيت شيعه در عربستان و... .
* نمايه
سال چهارم، شماره 9 (پياپى 37)، دى 73.
نمايه نشريات علمى و فرهنگى و كتابهاى روز.
* نمايه
سال چهارم، شماره 10 (پياپى 38)، بهمن 73.
* نشر دانش
سال پانزدهم، شمارههاى اول و دوم، آذر - اسفند 73.
كم اعتنايى به ادبيات معاصر؛ كتابخانه مجلس، گنجينهاى كم نظير؛ نظرى به ترجمه كتاب «تاريخ اسماعيليان در ايران»؛ پيدايش قاجارها در صحنه سياسى ايران؛ كتابشناسى ناصر خسرو؛ اسلام و شرقشناسى رمانتيك؛ آزادى بيان در اسلام؛ معرفى كتابهاى تازه و نشريات علمى و فرهنگى و... .
* نور الاسلام
العددان 41 و 42، السنة الرابعة، جمادى الأولى و جمادي الثانية 1414 ه، 1993 م.
حول مهمة تبليغ الاسلام فى الصين؛ الانسان بين العلم و الفلسفة و الدين؛ العلماء ورثة الأنبياء؛ نظرية حفظ النظام الانساني العام؛ ظلال اسلامية على نشأة *140* الكون؛ أستاذ التاريخ فى جامعة أنديانا الأميركية ستيف جو سون يقول؛ لغة القرآن و... .
* نور الاسلام
العددان 43 و 44، السنة الرابعة، رجب و شعبان 1414 ه. .
هل انتشر الاسلام بحد السيف؛ المسلم فى بلاد الكفر؛ العقل و دوره في العلمية الاجتهادية؛ أهمية القرآن؛ احوال المسلمين في أوغندا؛ حوار منتج في بلد شيوعي؛ احكام الحجر؛ لغة القرآن و... .
* نور الاسلام
العددان 47 و 48، السنة الرابعة، ذوالقعدة و ذوالحجة 1414 ه-.
السيرة النبوية فى سطور [من سير الأطهار]؛ العصبيات و آثارها في العصر العباسي؛ الحج و تحقيق هدف الأنبياء؛ مع الحج في القرآن [من هدي القرآن]؛ أمتنا بين قابلية الاستعمار و آثاره؛ حوار كاديثمر لو استمر؛ أخلاقيات الحرب عند الإمام على (ع)؛ كتاب المضاربة؛ الجالية الإسلامية في ديترويت الأميركيه و... .
* نورالاسلام
العددان العددان 49 و 50 السنة الخامسة، تموز و آب 1994 م.
رسالةالحب في ثورة الحسين(ع)؛ حول قضية الإمام الحسين (ع) و شخصه؛ السيرة النبوية فى سطور؛ دور علماء جبل عامل فى بناء الفكر؛ المقام السامي لأهل البيت(ع) (قبسات من نهج البلاغه)؛ حب المدح و الاطراء (مكارم الاخلاق)؛ مصادر المعرفة السليمة فى القرآن الكريم (من هداى القرآن)؛ أحكام التشريح و الترقيع و التلقيح الصناعى و تحديد النسل (فقه ميسر) و... .
* النور
السنةالرابعة، العدد الرابع و الاربعون (رجب - شعبان) 1415 ه.
السلطة و الدولة (3) حول مسائل «السلطة» و «المعارضة» في العالم العربي؛ الحجاب أزمة مجتمعية فرنسية ام صراع غربى - اسلامي؟؛ الأزهر مدرسة العلم و الزاهد والثورة؛ فكر الاسلامي: الولاية بين الحسبة و ولاية الفقيه و... .
* النور
السنة الرابعة، العدد الخامس و الاربعون (رمضان) 1415 ه. شباط (فبراير) 1995 م.
الاقليات و تحديات الوحدة في العالمين العربي و الاسلامي؛ الجزائر: اتفاق روما أحرج السلطة و دعم الانقاذ؛ قمة الاسكندرية قوة للمفاوض العربي؛ سقوط «الروسنة» الشيسشان بين الاتقلال و الفيدرالية و... .
* هگمتانه
شماره 41 - 42، دى و بهمن 73.
آشنايى با قوانين شهرداريها؛ نام آوران همدان؛ الگوهاى مناسب شهر و شهركها؛ لالههاى عطرآگين امام خمينى (ره)؛ نويسندگان همدانى؛ لطائف و ظرائف و... .
* ياد
سال دهم، شمارههاى 36 - 35 پاييز و زمستان 73.
اربعين آيت اللَّه العظمى اراكى؛ حرف اول؛ تاريخ و فلسفه تاريخ در قرآن «فلسفه تايخ»؛ انقلاب اسلامى ايران به روايت خاطره - نجف؛ چهرههاى پرآوازه در تاريخ معاصر ايران - رضا خان؛ جغرافياى سياسى، فرهنگى انقلاب «مساجد سنگرهاى انقلاب»؛ پيش طرح تدوين تاريخ تحليلى انقلاب اسلامى ايران «مبارزات مردم زنجان»؛ تازههاى كتاب؛ حرف آخر.
كتابشناسى كتابخانهها
رفيعى على
تاريخنگارى كتابخانهها سابقهاى كهن و ديرينه به قدمت تأسيس كتابخانهها دارد. در اين رشته از ديرباز كتابها، رسالهها و مقالاتى نگارش يافته كه گرچه بسيار ناقصاند، اما در نوع خود بسيار مفيد هستند. اين نوع كتابها و رسالهها را مىتوان به چند دسته به اين شرح تقسيم كرد:
الف. دستهاى از اين تاريخنگاريها، متون كلاسيك هستند كه اصولاً به صورت مستقل به اين رشته نپرداختهاند، بلكه گه گاهى به معرفى كتابخانه يا كتابخانههايى پرداختهاند و گاهى نيز فصلى خاص را به اين رشته اختصاص دادهاند. اين متون بيشتر، تاريخى، رجالى و جغرافيايى است كه به مناسبتهاى مختلف از كتابخانهها نام بردهاند. قديمترين اثرى كه در جهان اسلام به معرفى كتابخانه اسلامى (و حتى پيش از اسلام) اقدام كرده، كتاب «الفهرست» نوشته ابن نديم است. پس از آن در بيشتر فهرستهايى كه عالمان اسلامى درباره كتابخانههاى اسلام فراهم كردهاند، به صورت ضمنى به معرفى كتابخانهها نيز پرداختهاند؛ مانند: فهرست ابن خير اندلسى؛ فهرست شيخ طوسى؛ معالم العلماء، از ابن شهر آشوب؛ الفرست منتجب الدين؛ كشف الظنون حاجى خليفه؛ ايضاح المكنون؛ هدية العارفين و الذريعة الى تصانيف الشيعه آقا بزرگ تهرانى. در كتابهاى جغرافيايى نيز، ذيل نام شهرهاى مهم و بزرگ جهان اسلام، آنجا كه به معرفى مساجد و مدارس شهرها پرداختهاند، برخى از كتابخانههاى موجود آن شهر را نيز ذكر كردهاند؛ مانند كتاب معجم البلدان، ياقوت حموى. در متون تاريخى رجالى و انساب مانند: الكامل ابن اثير؛ تاريخ الاسلام ذهبى؛ الخطط مقريزى؛ النجوم الزاهره ابن تغرى بردى؛ المتنظم ابن جوزى؛ تاريخ الحكماء قفطى؛ سير اعلام النبلاء ذهبى؛ شذرات الذهب ابن عماد حنبلى؛ الانساب سمعانى، نيز به مناسبتهاى گوناگون به نام بسيارى از كتابخانهها اشاره كردهاند.
ب. برخى از منابع شناخت كتابخانهها كه گاهى به تاريخنگارى مختصر كتابخانهها پرداختهاند، فهرستهايى است كه براى معرفى كتابها و نسخههاى خطى كتابخانهها تهيه شده است. در مقدمه اين فهرستها و يا در طى معرفى نسخهها به نام كتابخانههايى كه آن نسخهها در آن جا استقرار داشته و يا دارد، اشاره شده و گاهى تاريخچه آن كتابخانهها نيز بيان شده است. اين نوع فهرستنويسى از روزگاران كهن مرسوم بوده است، اما چون در آن روزگار كتب چاپى وجود نداشت، تنها به معرفى نسخههاى خطى پرداختهاند. اين گونه فهارس كه با از بين رفتن كتابخانهها، از بين رفتهاند و تنها نامى از آنها باقى مانده، حاوى اطلاعات ذيقيمتى راجع به كتابخانهها نيز بودهاند. به هر حال در فهرستهايى كه در اين دو - سه قرن اخير تهيه شدهاند و اكنون در دسترس قرار دارند، اطلاعات بسيارى راجع به كتابخانه وجود دارد كه براى تاريخنگارى كتابخانهها، اهميت فراوان دارند.
*142* ج. پارهاى از منابع شناخت كتابخانهها، عبارتند از مجموعهها، كتابها، رسالهها و مقالاتى كه اختصاصاً به معرفى كتابخانهها پرداختهاند و اين نوع منابع به چند بخش تقسيم مىگردند:
1. برخى از آنها به صورت عمومى تنظيم شدهاند و اختصاص به كشور يا منطقهاى خاص ندارند و به معرفى كتابخانههاى سراسر جهان نظر دارند مانند: تاريخ المكتبات از آلفرد هيسيل؛ المكتبات العامّة از آندره سون؛ لمحات من تاريخ الكتاب و المكتبات از عبداللطف الصوفى و كتابخانهها و مجموعههاى نسخههاى خطى عربى در جهان، تأليف فؤاد سزگين.
2. شمارى از اين منابع به معرفى كتابخانههايى پرداختهاند كه در حوزه سرزمينهاى اسلامى و يا قارهاى و يا در مشرق زمين قرار دارند؛ مانند: تاريخ دورالكتب في الشرق؛ مشرقى كتاب خانى، سلمان شمس ندوى؛ دور الكتب العربية العامّة و شبه العامّة في بلاد النهرين و في مصر في العصر الوسيط، تأليف يوسف العش؛ انواع المكتبات في العالمين العربى و الأسلامى از احمد سعيد حسن؛ المكتبات في تاريخ الاسلام السياسى و الدينى و الثقافى و الاجتماعى؛ المكتبات في الأسلام نشأتها و تطورها و مصائرها، از محمد ماهر حمادة؛ خزائن الكتب في الخافقين، تأليف فليپ دى طرازى.
3. بعضى از اين منابع به معرفى كتابخانههايى پرداختهاند كه در يك كشور خاص قرار دارند؛ مانند: كتابخانههاى پاكستان، از محمدحسين تسبيحى؛ خزائن الكتب القديمة في العراق، تأليف كوركيس عوّاد؛ دليل المكتبات في الاردن، از يسرى احمد عجميّه و ديگران؛ راهنماى كتابخانههاى ايران، تأليف اباذر سپهرى و كتابخانههاى ايران، اثر ايرج افشار.
4. عدهاى از اين منابع مربوط به شناخت و معرفى كتابخانههاى خاص برخى شهرهاى معروف هستند؛ مانند: كتابخانههاى خراسان از آغاز اسلام تا عصر حاضر از محمد نيك پرور؛ دور الكتب في حلب قديماً و حديثاً، تأليف محمد راغب طبّاخ؛ مكتبات الكاظميّة العامّة و الخاصّة، از خالصى؛ خزائن الكتب في دمشن و ضواحيها، تأليف حبيب الزيّات؛ خزائن كتب كربلاء الحاضره از سلمان هادى طعمة.
5. دستهاى از اين منابع نيز تنها به معرفى يك كتابخانه پرداختهاند؛ مانند: تاريخچه كتابخانه ملى ايران، از محمدتقى پور و احمد جكتاجى؛ مكتبةالاسكندرية، تأسيسها و احراقها، تأليف كوركيس عوّاد؛ مكحتبةالاوقاف العامّة تاريخها و نوادر مخطوطاتها؛ گنج و گنجينه در معرفى كتابخانه آيت اللَّه العظمى مرعشى نجفى در قم، اثر على اكبر خان محمدى.
6. قسمتى از منابع درباره مسائل كتاب و كتابدارى و اصول فهرستنگارى هستند كه گه گاه به معرفى برخى از كتابخانهها نيز پرداختهاند؛ مانند دائرةالمعارف كتابدارى، چاپ آمريكا و يا دائرةالمعارف كتابدارى شوروى و بسيارى از كتابهايى كه در كتابشناسى به آنها اشاره شده است.
7. برخى از منابع تاريخنگارى كتابخانهها، سلسله مقالاتى است كه در مجلههاى مختلف علمى، اجتماعى، تاريخى و ادبى نوشته شدهاند و به معرفى كتابخانهها پرداختهاند؛ مانند: مجله يونسكو؛ مجلة عالم الكتب؛ مجلة المكتبات؛ مجلة عالم الكتاب؛ مجلة المورد؛ مجله پيام كتابخانه و فصلنامه كتاب.
در اروپا و مغرب زمين نيز كتابها، رسالهها، مجلهها و مقالات فراوانى در مورد كتابخانهها نوشته شده كه اسامى آنها در پايان ليست كتابشناسى آمده است.
تفاوتى كه ميان تاريخنگارى كتابخانهها در شرق و غرب وجود دارد به اين شرح است:
يك: منابع و آثارى كه در شرق، بويژه در جهان اسلام راجع به كتابخانهها تهيه شدهاند اصولاً از يك نظم و ترتيب سيستماتيكى برخوردار نيستند. در حالى كه مراجع و مآخذ تاريخنگارى كتابخانهها، در اروپا و غرب داراى نظم و ترتيبى منطقى است گرچه به لحاظ ديگرى ناقص هستند.
*143* دو: در منابع اسلامى و شرقى در اثر عدم ارتباط بين كتابخانه و كشورها، اطلاعات بسيار ناچيز و گاه بى ارزشى در مورد كتابخانهها ارائه گرديده، در صورتى كه در منابع غربى و اروپايى به دليل ارتباط و مبادله، اطلاعات بسيار مهم و با ارزشى ارائه شده است.
سه: در منابع اسلامى و شرقى راجع به كتابخانههاى كهن و گذشته، اطلاعات بسيار مهمى وجود دارد كه در تاريخنگارى كتابخانههاى اين مناطق بسيار ارزنده و مورد استفاده است، در حالى كه اين گونه اطلاعات را در منابع اروپايى و غربى نمىتوان يافت.
چهار: اطلاعاتى كه درباره كتابخانههاى شرقى و اسلامى در منابع اروپايى و غربى وجود دارد، گو اينكه به جاى خود منظم و خوب است، اما بسيار ناقص و گاه اشتباه است.
صرف نظر از اين تفاوتها، منابعى كه در كشورهاى اسلامى راجع به كتابخانههاى اسلامى تهيه شدهاند داراى كاستيهاى بسيارى هستند و در مورد پيدايى، تاريخچه و آمار موجودى كتابخانههاى كهن و حتى كتابخانههاى موجود، بسيار آشفته و نابسامان است، تا آنجا كه برخى از اين گونه منابع را نمىتوان در رديف تاريخ كتابخانههاى جهان اسلام به شمار آورد. با اين حال در مورد كتابخانههاى ديرين جز همين منابع چيز ديگرى وجود ندارد كه بتوان به آن اعتماد كرد.
با توجه به مطالب ياد شده و كمبود منابع شناخت كتابخانهها كه به شكلى درست و كامل به معرفى كتابخانهها و تاريخنگارى آنها پرداخته باشند، همين مقدار از كتابها، رسالهها، مقالات و آثارى كه فعلاً در اختيار داريم، غنيمتى بزرگ است كه با مطالعه آنها به ارزش كتاب و كتابخانه، در جهان اسلام پى مىبريم. از اين رو بر آن شديم كه منابع و مآخذى كه در مورد كتاب، كتابدارى و كتابخانهها در كتابخانه تخصصى دفتر مركزى دايرةالمعارف كتابخانههاى جهان، وابسته به كتابخانه عمومى آيت اللَّه العظمى مرعشى نجفى وجود دارد، طى مقالهاى كوتاه و گزارشگونه ليست شود و با عنوان: «كتابشناسى كتابخانهها» به دوستداران علم و ادب و كتاب و كتابخانه تقديم گردد، باشد كه به سهم خود خدمتى به اين طايفه انجام داده باشيم. در اين ليست تنها به كتب موجود در اين مركز اكتفا شده است و گرنه كتابهايى كه به اين موضوع پرداختهاند بسيارند. نكته دوم آنكه كوشش شده كتابها، مجموعهها و مقالات و رسالهها به ترتيب الفبايى ارائه شوند تا يافتن آنها براى مراجعين آسانتر باشد. نكته سوم آنكه كتابهاى فارسى، عربى، تركى و اردو در يك ليست و كتابها و منابع لاتين نيز در يك ليستى جداگانه تنظيم شده است.
نكته آخر اينكه در اين ليست، كوشش شده تا كتابهايى كه به نحوى به كتابخانهها ارتباط پيدا مىكنند، نيز عرضه شوند و فايده اين مقاله بيشتر باشد. تا كه، قبول افتد و چه، در نظر آيد.
1. آفتها و آسيبهاى مواد كتابخانه
مهرداد نيكنام، تهران، دبيرخانه هيأت امناى كتابخانههاى عمومى كشور، 1371 ش، 244 ص.
2. الاتجاهات الحديثة فى المكتبات و التربية (دراسات فى الكتب و المعلومات)
عبدالتواب شرف الدين، القاهره، العربى للنشر و التوزيع، 1985 م، 259 ص.
3. الاتجاهات الحديثه فى المكتبات و المعلومات (كتاب دورى يصدر موقتاً مرتين في السنه)
رئيس التحرير دكتور شعبان عبدالعزيز خليفه و مدير التحرير احمد امين، القاهرة، المكتبة الآكاديميّة، العدد الاول، الطبعة الاولى، 1994 م، 268 ص.
4. ادارة الاعمال المكتبة المعاصرة (الاصول العلمية و تطبيقات المعلومات و تكنولوجياتها).
محمد محمد الهادى، الرّياض، دارالمريخ للنشر، 1982 م، 390 ص.
5. ادارة العاملين، في المكتبات (دراسات في الكتب و المعلومات) *144* محمد امين البنهاوى، القاهرة، العربى للنشر و التوزيع، 1984 م، 285 ص.
6. الادارةالعلمية للمكتبات و مراكز التوثيق و المعلومات محمد محمد الهادى، الرّياض، دارالمريخ للنشر، 1982 م، 386 ص. الطبعة الثانية، القاهرة، المكتبة الآكاديميّة، 1990 م.
7. ادارة مشاريع التشغيل الآلى في المكتبات
مارلين كلايتون، ترجمة على سليمان الصوينع، الريّاض، معهد الادارةالعامّة، 1412 ق / 1993 م.
8. استخدام المكتبات و مصادر المعلومات
محمد عبدالواحد ضبش، القاهرة، دارالكتب المصرى، بيروت، دارالكتب اللبنانى، الطبعة الاولى، 1404 ق / 1984 م، 119 ص.
9. اسكول كى كتب خانى (نظم، ترتيب و خدمات)
غنى الاكرم سبزوارى، كراچى، انجمن فروغ و ترقى كتب خانه جات، چاپ اول، 1982 م، 179 ص.
10. اصطلاحنامه كتابدارى (فارسى به انگليسى و انگليسى به فارسى)
پورى سلطانى و فروردين راستين، تهران، كتابخانه ملى جمهورى اسلامى ايران، 1372 ش، 470 ص.
11. اصول تدوين و فهرست موضوعى در نوشتههاى زبان فارسى
هوشنگ ابرامى، تهران، دانشگاه تهران، 1352ش، 206 ص.
12. اصول ساده كتابدارى
حسين بنى آدم، هوشنگ اعلم و على اكبر جانا، زير نظر ايرج افشار، تهران، انتشارات اداره كل نگارش وزارت آموزش و پرورش، 1344 ش، 44 ص.
13. اصول فن كتابدارى و تنظيم كتابخانههاى عمومى و خصوصى
محسن صبا، تهران، دانشگاه تهران، 1332 ش، 184 ص.
14. اصول نقد النصوص و نشر الكتب
برچستر اسر، اعاد و تقديم الدكتور محمد حمدى البكرى، الرّياض، دارالمرّيخ للنشر، 1402 ق / 1982 م، 142 ص.
15. الاطروحة و الكتاب (سلسلة المأة كتاب)
ايليانورهارمن و ايان مونتين، ترجمة واثق عباس الداينى، بغداد، دارالشئون الثقافيّةالعامّة، 1988 م، الطبعة الاولى، 182 ص.
16. امام جعفر صادق - عليه السلام - او را اشاعت علوم
سبط الحسن صاحب هنسوى، بنارس، مجلة الجواد بنارس، 1950 م، 14 ص.
17. الانتاج الدولى للكتب، دراسة نوعية و عدديّة (دراسات في الكتب و المعلومات)
شعبان عبدالعزيز خليفه، القاهرة، العربى للنشر و التوزيع، 1978 م، 78 ص.
18. الانتاج الفكرى العربى في مجال المكتبات و المعلومات (فى عشر سنوات، 1976 - 1985 م)
محمد فتحى عبدالهادى، الرياض، دارالمريخ للنشر، 1409 ق / 1989، 578 ص.
19. اوراق الربيع في المكتبات و المعلومات (دراسات في الكتب والمعلومات)
شعبان عبدالعزيز خليفه، القاهرة، العربى للنشر و التوزيع، 1989 م، المجلد الاول 1962 - 1979 م، 284 ص.
20. اوراق الربيع في المكتبات و المعلومات (دراسات في الكتب و المعلومات)
شعبان عبدالعزيز خليفه، القاهرة، العربى للنشر و التوزيع، 1989 م، المجلد الثانى 1979 - 1983 م، 211 ص.
21. اوراق الربيع في المكتبات و المعلومات (دراسات في الكتب والمعلومات)
شعبان عبدالعزيز خليفه، القاهرة، العربى للنشر و التوزيع، 1989 م، المجلد الثالث 1983 - 1984 م، 212 ص.
22. اوراق الربيع في المكتبات و المعلومات (دراسات في الكتب و المعلومات)
شعبان عبدالعزيز خليفه، القاهرة، العربى للنشر و التوزيع، 1989 م، المجلد الرابع 1985 - 1990 م، 241 ص.
23. اوراق الربيع في المكتبات و المعلومات (دراسات في الكتب و المعلومات)
شعبان عبدالعزيز خليفه، القاهرة، العربى للنشر و التوزيع، 1989 م، المجلد الخامس 1991 - 1993 م، 252 ص.
24. ايضاح المكنون (فى الذيل على كشف الظنون عن اسامى الكتب و الفنون)
اسماعيل پاشا بغدادى، استانبول، مطبعة وكالة المعارف، 1945 - 1947 م، جلد اول 624 و جلد دوم 732 ص.
*145* 25. بازديدكتابخانههاى هندوستان
عبدالعزيز جواهر كلام، تهران، وزارت فرهنگ، 1326 ش، 20 ص.
26. بهارت ميى مخطوطات كهى فهرستيى (كتابيات اسلام، 3)
سيد عارف نوشاهى، مغربى پاكستان اردو اكيدمى، لاهور، اسلام آباد، 1987 م، 160 ص.
27. پاكستان ميى مخطوطات كى فهرستيى (كتابيّات اسلام، 1)
سيد عارف نوشاهى، اسلام آباد، مقتدره قومى زبان، 1988 م، 149 ص.
28. تاريخ اصول كتابدارى
جيمز تامپسون، ترجمه محمود حقيقى، تهران، مركز نشر دانشگاهى، چاپ اول، 1366 ش، 234 ص.
29. تاريخ التراث العربى (مجموعات المخطوطات العربيّة في مكتبات العالم)
فؤاد سزگين، نقله الى العربية، محمود فهمى حجازى و عرفه مصطفى، الرّياض، جامعةالامام محمد بن سعود الاسلاميّة، 1402 ق / 1982 م، 282 ص.
30. تاريخچه كتابخانه عمومى فرهنگ و هنر مشهد، در پنجاه سال ر.ع. شاكرى، مشهد، وزارت فرهنگ و هنر، 1357 ش، 130 ص.
31. تاريخچه كتابخانههاى ايران در دوران پس از اسلام
ركن الدّين همايونفرّخ، تهران، 1347 ش، 269 ص.
32. تاريخچه كتابخانههاى ايران و كتابخانههاى عمومى
ركن الدّين همايونفرّخ، تهران 1344 ش، 184 ص.
33. تاريخ دانشگاههاى بزرگ اسلامى
عبدالرحيم غُنَيمه، ترجمه نوراللَّه كسائى، تهران، دانشگاه تهران، 1372 ش، 458 ص.
34. تاريخ الصحافةالعراقيّة
عبدالرزاق الحسنى، نجف، مطبعةالغرّى، 1935 م، چاپ اول، 111 ص.
35. تاريخ الكتاب
الكسندر ستيبتفيتش، ترجمه محمد. م. الارناؤوط، الكويت، عالم المعرفة، المجلس الوطنى للثقافة والآداب، 1413 ق / 1993 م، جلد اول 271 و جلد دوم 285 ص.
36. تاريخ الكتاب (من اقدم العصور الى الوقت الحاضر)
شقند دال (سوند دال)، ترجمة محمد صلاح الدين حلمى و مراجعة توفيق اسكندر، القاهرة، 1985 م، 344 ص.
37. تاريخ الكتابة التاريخيّة
هارى المربارنز، ترجمة محمد عبدالرحمان برج و مراجعة سعيد عبدالفتاح عاشور، القاهرة، الهيئةالمصريّة العامّة للكتاب، 1984 و 1987 م، جلد اول 287 ص و جلد دوم 263 ص.
38. تاريخ مطبعة بولاق (و لمحة في تاريخ الطباعة في بلدان الشرق الاوسط)
ابوالفتوح رضوان و مقدمة محمد شفيق غربال، القاهرة، المطبعة الاميريّة، 1953 م، 523 ص.
39. تاريخ المكتبات
آلفرد هيسيل، ترجمة شعبان عبدالعزيز خليفه، القاهرة، المكتبة الآكاديميّة، 1993 م، 198 ص.
40. تاريخ المكتبات في مصر العصر المملوكى
السيّد السيّد النشّار و مقدمة محمد فتحى عبدالهادى و جوزيف نسيم يوسف، القاهرة، ادار المصريّة اللبنانية، الطبعة الاولى، 1413 ق / 1993 م، 336 ص.
41. تحسيب عمليات الفهرسة في المكتبات و مراكز المعلومات
ايريك ج. هنتر، تعريب جمال الدين محمد الفرماوى و مراجعة و تقديم، سيّد حَسَبُ اللَّه، الرّياض، دارالمريخ للنشر، 1412 ق / 1992 م، 412 ص.
42. التحليل الموضوعى للمكتبات و مراكز المعلومات (دراسات في الكتب و المعلومات)
شعبان عبدالعزيز خليفه و فتحى عبدالهايد، القاهرة، العربى للنشر و التوزيع، بى تاريخ، 210 ص.
43. تراث الاسلام
زكى محمد حسن، القاهرة، مكتبةالأداب و مطبعتها بالجماسر، 1403 ق / 1983 م، جلد اول 364 ص و جلد دوم 180 ص.
44. تزويد المكتبات بالمطبوعات
شعبان عبدالعزيز خليفه، القاهرة، دار الثقافة للنشر و التوزيع، بى تاريخ، 263 ص.
45. تصنيف ديوى العشرى بين النظرية و التطبيق
فؤاد اسماعيل فهمى، الرّياض، دارالمرّيخ للنشر، 1402 ق / 1982 م، 400 ص.
46. التصنيف العشرى (الجلد اول)
(وضع اسسه ملفل ايدى)، فؤاد اسماعيل فهمى، الريّاض، دارالمرّيخ للنشر، 1406 ق / 1986 م، مجلد الاول 966 ص و مجلد الثانى 941 ص.
*146* 47. التصنيف العشرى الموجز (الجداول)
فؤاد اسماعيل فهمى، الرّياض، دارالمرّيخ للنشر، 1403 ق / 1983 م، 239 ص.
48. التصنيف العملى للمكتبات
محمد امين البنهاوى، جدّة، دارالشروق، 1402 ق / 1982 م، الطبعة الثانية، 158 ص.
49. التصنيف فى المكتبات العربيّة (دراسةمقارنة لأنظمة التصنيف العالميّة و مدى صلاحتيها لتصنيف العلوم العربية و الاسلاميّة)
ناصر محمد السويدان، الرّياض، دارالمرّيخ للنشر، 1402 ق / 1982 م، 172 ص.
50. التصنيف و الفهرسة في علم المكتبات
عبدالكريم امين، بغداد، مطبعة المعارف، 1963 م، 114 ص.
51. تعميم الكتاب و انتاجه
فنست بليدين، تعريب محسن شاكر عبدالعال و ماهر محمد قطب، القاهره، دارالنشر للجامعات المصرية، مكتبة الوفاء، الطبعة الاولى 1410 ق / 1989م، 158 ص.
52. تصوير و تجميل الكتب العربية في الاسلام (و نوابغ المصوّرين و الرّسامين من العرب)
محمد عبدالجواد الاصمعى، القاهره، دارالمعارف مصر، 1962 م، 288 ص.
53. تطور الكتب و المكتبات في قطر (دراسات في الكتب و المكتبات)
شعبان عبدالعزيز، القاهرة، العربى للنشر و التوزيع، 1990 م، 250 ص.
54. تقنيّات التوثيق و المعلومات (دراسة في الكتب و المعلومات)
ترجمة و اعداد، حامد الجوهرى، القاهره، العربى للنشر و التوزيع، بى تاريخ، 193 ص.
55. التطورات الحديثة في الفهرسة الوصفيّة (التقنين الدولى للوصف الببليوجرافى مع نماذج بطاقات)
محمد السعيد فودة، الكويت، دارالكتب الحديث، القاهرة، دارالفكر العربى، الطبعة الاولى، 1979 م، 250 ص.
56. التكشيف لأغراض استرجاع المعلومات
محمد فتحى عبدالهادى، القاهرة، مكتبة العلم، بى تاريخ، 214 ص.
57. تكنولوجيا المعلومات و صناعة الاتصال الجماهيرى (دراسة في الاعلام)
محمود علم الدين، القاهرة، العربى للنشر و التوزيع، 1990 م، 144 ص.
58. تنظيم المعلومات فى المكتبات و مراكز التوثيق
ا. س. فوسكت، ترجمة و تقديم، عبدالوهاب عبدالسلام ابوالنور، الرّياض، دارالعلوم، الطبعة الثالثة، 1400 ق / 1980 م، مجلد الاول والثانى، 740 ص.
59. تنظيم المكتبات
ش.ا. رانجاناثان، تعريب، سماءزكى المحاسنى و تقديم، يوسف اسعد داغر، دمشق، الطبعة الثانية، 1405 ق / 1985 م، 256 ص.
60. تنظيم المكتبة المدرسيّة
محمد ماهر حمادّة و على القاسمى، بيروت، مؤسسة الرسالة، 1401 ق / 1981 م، 183 ص.
61. التنظيم الوطنى للمعلومات (دراسة في تخطيط و ادارة مراكز المعلومات العلمية و التكنولوجيّة)
احمد بدر، الرّياض، دارالمرّيخ للنشر، 1408 ق / 1988 م، 326 ص.
62. جامعة الاسكندريّة في العصر الاغريقى الرومانى ابراهيم جمعة، القاهره، المطبعة العالميّة، الطبعة الثانية، 1981 م، 222 ص.
63. جامعة السليمانية (الامانة العامّة للمكتبة المركزيّة، المكتبة فى خدمةالفكر القومى التقدمى)
محمد فاضل محمد عزيز قفطان و عدة من الافاضل، عراق، جامعة السليمانيّة، 1980 م، 327 ص.
64. جامعة الموصل، المكتبة و الشمسيّة القوميّة عدة من الافاضل، عراق، جامعة الموصل، 1976 م، 323 ص.
65.جداول ترقيم اسماء المؤلفين العرب في المكتبات
ابوالفتوح حامد عُودة و مقدمة محمد حمدى البكرى، القاهرة، دارالكاتب العربى للطباعة و النشر، 1967 م، 287 ص.
*147* 66. جمهور الأشرطة الاسلاميّة و مكتباتها في المملكة العربيةالسعوديّة (دراسة ميدانيّة)
اسماعيل احمد النزارى، القاهرة، دارالحقيقة للاعلام الدولى، 1411 ق.
67. جولة فى دور الكتب الامريكيّة
كوركيس عوّاد، بغداد، مطبعة الرابطة، 1951 م، 110 ص.
68. حركة التأليف باللغة العربيّة (فى الاقليم الشمالى الهندى فى القرنين الثامن عشر و التاسع عشر)
جميل احمد، كراچى، جامعة للدراسات الاسلاميّة، بى تاريخ، 647 ص.
69. حركة الترجمة في مصر (دراسة ببليو متريّة للاتجاهات العدديّة و النوعيّة)
هاشم فرحات و تقديم، شعبان عبدالعزيز خليفه، القاهره، العربى للنشر و التوزيع، 1991 م، 190 ص.
70. حركة نشر الكتب فى الدول الناميّة (الاعمال الاساسيّة في علوم المكتبات)
رونالد باركرد و روبرت اسكاربيت، ترجمة، شعبان عبدالعزيز خليفة و احمد حسين الصاوى، القاهرة، دارالثقافة للطباعة و النشر، 1977 - 1978 م.
71. حضارةالعرب فى حفظ وثائقهم
محمد قُبَيسى، بيروت، دارالآفاق الجديدة، الطبعة الثانية، 1401 ق/ 1981 م، 144 ص.
72. خدمات فنّى
ويراستار، پورى سلطانى، ويرايش هفتم، تهران، كتابخانه ملى جمهورى اسلامى ايران، 1371 ش، 220 ص.
73. خدمات المعلومات (مع اشارة خاصة الى الاحاطة الجارية)
محمد محمد أمان، الرّياض، دارالمرّيخ للنشر، 1405 ق / 1985 م، 134 ص.
74. الخدمات المكتبيّة (تاريخ الكتابة و المكتبة)
عبداللَّه انيس الطباع، بيروت، دارالكتاب اللبنانى، اطبعة الرابعة، 1986 م، 216 ص.
75. الخدمة المرجعيّة في المكتبات و مراكز المعلومات (دراسات في الكتب و المعلومات)
السيّد السيّد النشّار، القاهرة، العربى للنشر و التوزيع، 1992 م، 126 ص.
76. الخدمة المكتبة المدرسيّة (مقوماتها، تنظيمها، انشطتها)
مدحت كاظم و حسن عبدالشافى، القاهرة، الدار المصرية اللبنانيّة، الطبعة الرابعة، 1413 ق / 1993 م، 306 ص.
77. خزائن الكتب الشهيرة في العراق
فؤاد جميل، اذاعة پاكستان، 1953 - 1954 م، العدد 49، ص 19 - 24.
78. خزائن الكتب العربية في الخافقين
فليپ دى طرازى، بيروت، منشورات وزرارةالتربية الوطنية و الفنون الجميلة، 1948 م، ثلاث مجلدات، 1088 ص.
79. خزائن الكتب فى دمشق و ضواحيها
حبيب الزيّات، قاهرة، 1902 م، 246 ص.
80. خزائن الكتب القديمة فى العراق (منذ اقدم العصور حتى سنه 1000 للهجرة)
كوركيس عوّاد، بيروت، دارالرائد العربى، الطبعة الثانية، 1406 ق / 1986 م، 345 ص.
81. خزائن كتب الكاظميّة قديماً و حديثاً
حسين على محفوظ، بغداد، مطبعة المعارف، 1959 م، 32 ص.
82. الخطّة العربيّة للتصنيف بين مؤثمرين
عبدالوهاب عبدالسلام ابوالنور، (الرّياض 1393 ق / 1973 م و بغداد 1397 ق / 1977 م).
83. دارالكتب القطرية في 22 عاماً
الدوحة، دارالكتب القطرية، 1405 ق / 1985 م، 186 ص.
84. دارالكتب القوميّة في رحلة النشوء و الارتقاء و التدهور (دراسات في الكتب و المعلومات)
شعبان عبدالعزيز، القاهرة، العربى للنشر و التوزيع، الملف الاول، 1991 م.
85. دانستنيهاى كتابدارى
ناصر مظاهرى تهرانى و محمد هادى فقيهى، تهران، 1348 ش، جلد اول، 272 ص.
86. دراسات في الضبط الببليو جرافى (دراسات في الكتب و المعلومات)
*148* محمد فتحى عبدالهادى، القاهرة، العربى للنشر و التوزيع، 1987 م، 246 ص.
87. دراسات في علم الكتابة العربيّة
محمود عباس حمودّة، القاهرة، مكتبة غريب، بى تاريخ، 236 ص.
88. دراسات في الكتب و المكتبات
عبدالستّار الحلوجى، جدّة، مكتبة مصباح، الطبعة الاولى، 1408 ق / 1988 م، 286 ص.
89. دراسات فى المكتبات المدرسيّة
حسن محمد عبدالشافى، القاهرة، دارالكتاب المهرى و بيروت دارالكتاب اللبنانى، الطبعة الاولى 1410 ق / 1990 م، 222 ص.
90. دراسات في المكتبات و المعلومات
محمد فتحى عبدالهادى، الرّياض، دارالمريخ للنشر، 1988 م، 206 ص.
91. دراسات في الوثائق و مراكز المعلومات الوثائقيّة (دراسات في الكتب و المعلومات)
مصطفى ابوشعيشع، القاهره، العربى للنشر و التوزيع، بى تاريخ، 136 ص.
92. دراسات مختارة (فى المكتبات و التوثيق والاعلام)
عبداللَّه عمر البارودى، بيروت، عالم الكتب، الطبعة الاولى، 1403 ق / 1983 م، مجلد الاول، 560 و مجلد الثانى 492 ص.
93. الدليل الى ترجمة الكتب الأجنبية و مراجعتها و تقويمها
واثق عباس الداينى، مراجعة و تقديم، سلمان داود الواسطى، بغداد، دارالشؤون الثقافة العامّة، الطبعة الاولى، 1986 م، 106 ص.
94. دليل التشريعات المكتبيّة
عبداللَّه الشريف، طرابلس، المنشأة العامّة للنشر و التوزيع و الاعلان، الطبعة الاولى، 1392 ق / 1983م.
95. دليل في المكتبة
حسن البجيرمى و محمد عبدالواحد ضبش، بيروت، دارالكتاب اللبنانى، الطبعة الثانية، 1404 ق / 1984 م، 40 ص.
96. دليل المدرّس فى انشاء مكتبت
مارى جميل فاشة، بيروت، المؤسسة العربيّة للدراسات و النشر، الطبعة الاولى، 1983 م، 178 ص.
97. دليل المكتبات و المكتبييّن فى الاردن (1984 م)
يسرى ابوعجميّة و محمد محمود مهيدات و عمر محمود حمادنة، عمان، 1985 م، 255 ص.
98. دليل المؤسّسات الثقافية و العلمية فى دولة الامارات العربيّة المتّحدة
دارالكتب الوطنية، شعبة الدوريّات، ابوظبى، المجمع الثقافى، 1412 ق / 1991 م، 278 ص.
99. دور الكتب العربية العامّة شبه العامّة (لبلاد العراق و الشام و مصر في العصر الوسيط)
يوسف العش، ترجمة عن افرنسيّة، نزار أباظة و محمد صبّاغ، بيروت، دارالكفر المعاصر و دمشق، دارالفكر، الطبعة الاولى، 1411 ق / 1991 م، 438ص.
100. الدوريّات في المكتبات و مراكز المعلومات (دراسات في الكتب و المعلومات)
شعبان عبد العزيز خليفة، القاهره، العربى للنشر و التوزيع، بى تاريخ، 63 ص.
101. راهنماى طبقه بندى كتابخانه كنگره
ترجمه اصغر دلبرى پور، انتشارات دانشگاه آذر آبادگان، 1357 ش، 32 ص.
102. راهنماى كتاب
ناصر الدين بيدهندى، با همكارى جمعى از نويسندگان، قم، انتشارات 19 دى، 1357 ش، 234 ص.
103. راهنماى كتابداران
فرنگيس شفا (اميد)، تهران، وزارت فرهنگ و هنر، 1347 ش، 154 ص.
104. راهنماى كمك كتابداران
ف. جان چركوين و فيليس الدفيلد، ترجمه فرخنده سعيدى، تهران، مركز نشر دانشگاهى، 1343 ش، 124 ص.
105. راهنماى مراكز اسناد و كتابخانههاى تخصّصى، اختصاصى و دانشگاهى
شيرين تعاونى (خالقى) با همكارى ايراندخت عزيزى، ويرايش دوم، تهران، كتابخانه ملى جمهورى اسلامى ايران، 1370 ش، 288 ص.
106. رحلة الكتاب العربى الى ديار الغرب فكراً و مادّةً
محمد ماهر حمادة، بيروت، مؤسسة الرسالة، الطبعة الاولى، 1412 ق / 1992 م، مجلدين.
107. ردّ على تعليق حول الكتاب الحديقة في العراق كوركيس عوّاد، بغداد، الشعب، 1958 م.
*149* 108. رده بندى دهدهى ديوئى
احمد طاهرى عراقى، ويرايش سوم، تهران، كتابخانه ملى جمهورى اسلامى ايران، 1372 ش، 96ص.
109. الرسائل الجامعيّة و المطبوعات الحكوميّة (دراسات في الكتب و المعلومات)
شعبان عبدالعزيز خليفة، القاهره، العربى للنشر و التوزيع، بى تاريخ، 84 ص.
110. رؤس الموضوعات القياسيّة للمكتبات المدرسيّة
شعبان عبدالعزيز خليفه و محمد عوض العايدى، القاهرة، المكتبة الآكادميّة، الطبعة الاولى، 1993 م، 810 ص.
111. روش استفاده از كتابخانه
نوراللَّه مرادى، تهران، كتابخانه ملّى جمهورى اسلامى ايران، 1363 ش، 29 ص.
112. روشهاى تحقيق در كتابدارى
محمدحسين ديّانى، تهران، مركز نشر دانشگاهى، چاپ اول، 1369 ش، 168 ص.
113. رهنمودهايى براى كتابخانههاى عمومى (به انضام كتابشناسى كتابخانههاى عموى)
ترجمه رحمت اللَّه فتّاحى، مشهد، آستان قدس رضوى، 1368 ش، 114 ص.
114. زنده گانى كتابة و كتب و كتابخانه (او ذكرى الكتب و المكتبات، او كتاب و كتبخانه)
سيّد سبط الحسن، محرّر، عبدالحسين بن احمد الامينى، 1367 ق.
115. ساختمان و تجيهزات آرشيو
ميشل دوشن، مترجمين، شهلا اشرف و رضا مهاجر، تهران، انتشارات سازمان اسناد ملى ايران، 1371 ش، 280 ص.
116. شاهان او ده كى كتاب خانى
مترجمه و مرتبه: محمد اكرام چغتائى، هند، بى تاريخ، 136 ص.
117. شناسنامه كتابخانههاى عمومى كشور (وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى)
دبيرخانه هيأت امناى كتابخانههاى عمومى كشور، چاپ اول، 1370 ش، 1065 ص
118. صحافى سنّتى
(مجموعه پانزده گفتار و كتابشناسى)، ايرج افشار، تهران، دانشگاه تهران، 1357 ش.
119. صحيفة المكتبة
القاهرة، جمعية المكتبات المدرسيّة، المجلد الاول، العدد الثانى، اكتوبر 1969 م.
120. ظهور الكتاب
لوسيان فافر (فاور) و هنرى جان مارتان، ترجمة عن الفرنسيّة، اللّواء محمد السميح السيّد، دمشق، دارطلاس للدراسات و الترجمة و النشر، 1988 م.
121. عالم الكتب و القرائة والمكتبات
محمدامين البنهاوى، جدّة، دارالشروق، الطبعة الاولى، 1400 ق / 1980 م.
122. عالم المكتبات (مجلة)
سنة 1959 م العدد الرابع الى سنة السادس عدد الخامس، 1964 م، قاهرة.
123. علم الاعلام، الوثائق والمحفوظات
عبداللَّه انيس الطبّاع، بيروت، الشركة العالميّة للكتاب، الطبعة الاولى، 1986 م، 640 ص.
124. علم التوثيق والحفظ في الوطن العربى
محمد قبيسى، بيروت، دارالآفاق الجديدة، الطبعة الاولى، 1400 ق / 1980 م.
125. علم فهرسة الحديث (نشأته، تطورّه، اشهر مادوّن فيه)
يوسف عبدالرحمان المرعشلى، بيروت، دارالمعرفة، الطبعة الاولى، 1406 ق / 1986 م، 152 ص.
126. علم المكتبات الادارة و التنظيم
عبداللَّه انيس الطبّاع، بيروت، دارالكتاب اللبنانى، 1982 م.
127. علم المكتبات و المعلومات
محمد ماهر حمّادة، بيروت، مؤسسة الرسالة، الطبعة الثانية 1407 ق/ 1986 م، 214 ص.
128. العلم و صيانة المخطوطات
مصطفى السيّد يوسف، جدّة، دار عكاظ للطباعة و النشر، الطبعة الثانى، 1404 ق / 1984 م، 249ص.
129. العلوم عندالعرب (دراسة في كتبها و مكانتها في الحركة الفكرية في الاسلام)
صالح احمد العلى، بيروت، مؤسسة الرسالة، الطبعة الاولى، 1409 ق / 1989 م، 251 ص.
130. فصلنامه كتاب
تهران، نشريه كتابخانه ملى جمهورى اسلامى ايران، دوره اول شماره اول به بعد، 1368 ش.
*150* 131. فنّ تنظيم المكتبات
نهاد عبدالمجيد الناصرى، بغداد، مطبعة التفيّض، 1947 م، 81 ص.
132. فهرست اسامى و مشخصات 700 مركز فرهنگى و ملى از 48 كشور جهان، تهران، 1349 ش، 140 ص.
133. الفهرست الموضوعيّة (دراسة في رؤس الموضوعات العربيّة)
محمد فتحى عبدالهادى، جدّة دارالشروق للنشر و التوزيع و الطباعة، الطبعة الثانية، 1404 ق / 1981 م، 212 ص.
134. الفهرس المصنّف (اسسه و تطبيقاته)
جيس شير امر جريب ايجان، ترجمة و تقديم، عبدالوهاب ابوالنور، الرّياض شركة مكتبات عكاظ للنشر و التوزيع، الطبعة الاولى، 1403 ق / 1983 م، 213 ص.
135. فهرستهاى نسخههاى خطى فارسى در كتابخانههاى دنيا
ايرج افشار، تهران، دانشگاه تهران، 1337 ش، 88 ص.
136. الفهرسة العربيّة مشاكل و حلول
زاهدة ابراهيم، بغداد، 1971 م، 13 ص.
137. الفهرسة الموضوعيّة للمكتبات و مراكز المعلومات (دراسات في الكتب و المعلومات)
شعبان عبدالعزيز خليفه و محمد فتحى عبدالهادى، القاهرة، العربى للنشر و التوزيع، 1979 م، 144 ص.
138. الفهرسة الوصفيّة للمكتبات (المكتب و المخطوطات)
شعبان عبدالعزيز خليفه و محمد عوض العايدى، الرّياض، دارالمرّيخ للنشر، الطبعة الثانية، 1402 ق / 1982 م، 384 ص.
139. الفهرسة الوصفيّة للمكتبات (المواد السمعيّة و البصريّة و المصغّرات الفيلميّة)
شعبان عبدالعزيز خليفه و محمد عوض العايدى، جدّة، دارالشروق للنشر والتوزيع، بيروت، مكتبة العلم، الطبعة الاولى، 1401 ق / 1981 م، 303 ص.
140. في كتابة البحوث العلميّة و اعداد الرسائل الجامعيّة
محمد عثمان الخشت، القاهرة، مكتبة ابن سينا للنشر والتوزيع، 1409 ق / 1989 م، 160 ص.
141. في مصادر التراث العربى
سعيد الورقى، اسكندرية، دارالمعرفة الجامعيّة، بى تاريخ، 243 ص.
142. قاموس البنهاوى الموسوعى في مصطلحات المكتبات و المعلومات
شعبان عبدالعزيز خليفه، القاهرة، العربى للنشر و التوزيع، 1991 م، 471 ص.
143. قصة الكتابة و الطباعة من الصخرة المنقوشة الى الصفحة المطبوعة
فرانسيس روجرز، ترجمة احمد حسين الصاوى، القاهرة - نيويورك، مؤسسة فرانكلين للطباعة و النشر، 1969 م، 252 ص.
144. قواعد تحقيق المخطوطات العربية و ترجمتها (وجهة نظر الاستعراب الفرنسى)
ريجيس بلا شيروجان سوفاجية، ترجمة، محمود المقداد، دمشق، دارالفكر و بيروت، دارالفكر المعاصر، الطبعة الاولى، 1409 ق / 1988م، 104 ص.
145. قواعد فهرسة المخطوطات العربيّة
صلاح الدّين منجّد، بيروت، دارالكتاب الجديد، الطبعة الثانية، 1396 ق / 1976 م.
146. قواعد و ضوابط چاپ كتاب (ضوابط انتشاراتى، شيوه خط فارسى، كتابنامه نويسى)
ويرايش پورى سلطانى، تهران، كتابخانه ملى، 1367 ش، ويرايش دوم، 44 ص.
147. قياس الاتجاه المكتبى في الدراسة و البحث
(عند طلبة جامعة المستنصرية 1971 - 1972 م مع مستخلص بحث تفسيم الخدمة المكتبة لمكتبات مراكز البحوث في بغداد، 1972 - 1973 م)، بغداد، مطبعة المعارف، 1973 م، 112 ص.
148. كاتب و كتاب
حمد الزيد، الطائف، مطبوعات نادى الطائف الادبى، 1410 ق / 1989 م، 266 ص.
149. كاربرد مينى كامپيوتر و ميكرو كامپيوتر در عمل آورى اطلاعات
ژوزه مارى گريفتيز، ترجمه حسين مختارى معمار، تهران، مركز اسناد و مدارك علمى ايران، 1369 ش، 130 ص.
150. كاربردهاى ريز كامپيوتر در كتابخانه
ريچارد ام. كسنر و كليفتون اچ. جونز، ترجمه حسين مختارى معمار، تهران، اميركبير، چاپ اول، 1370 ش، 366 ص.
*151* 151. كارنامه دو ساله هفته كتاب (سالهاى تحصيلى 46 - 1345 و 47 - 1346 ش)
تهران، وزارت فرهنگ و هنر، 1347 ش.
152. كارنامه سالانه كتابخانه مركزى و مركز اسناد (و كتابخانههاى اختصاصى و مركز كتاب دانشگاه شيراز)
شيراز، معاونت آموزش دانشگاه شيراز، 1366 ش، 28 ص.
153. الكتابات العربيّة على الآثار الاسلاميّة (من القرن الاول حتى اواخر القرن الثانى عشر للهجرة)
مايسه محمود داود، القاهرة، مكتبة النهضة المصريّة، الطبعة الاولى، 1991 م، 251 ص.
154. الكتابات و الخطوط القديمة
تركى عطية الجبورى، بغداد، 1404 ق / 1984 م، 152 ص.
155. الكتاب الاسلامى المخطوط، تدويناً و تحقيقاً ارشيد يوسف، اردن، مطابع المؤسسة الصحفيّة الاردنيّة والرّياض، الادارة العامّة للآثار والمتاحف بى تاريخ، 114 ص.
156. كتابخانهها و كتابداران در عصر الكترونيك
ف. ويلفرد لنكسر، ترجمه اسداللَّه آزاد، مشهد، معاونت فرهنگى آستان قدس رضوى، چاپ اول، 1366 ش، 300 ص.
157. كتابخانههاى ايران از ما قبل تاريخ تا عصر حاضر
عبدالعزيز جواهر كلام، تهران، 1311 ش، 107 ص.
158. كتابخانههاى پاكستان
محمدحسين تسبيحى، اسلام آباد، مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان، 1397 ق / 1977 م، جلد يكم، 513 ص.
159. كتابخانهها و مجموعههاى نسخههاى خطى عربى در جهان
فؤاد سزگين، ترجمه و تنظيم و فهرستها از چنگيز پهلوان، تهران، انتشارات معارف 1366 ش، 542 ص.
160. كتابخانههاى عمومى و نيمه عمومى عربى در قرون وسطى (بين النهرين، سوريّه و مصر)
يوسف العش، ترجمه اسداللَّه علوى، مشهود، بنياد پژوهشهاى آستان قدس رضوى، چاپ اول، 1372 ش، 448 ص.
161. كتاب در پويه تاريخ
الكساندر استيپچويچ، ترجمه حميد رضا آژير و حميدرضا شيخى، مشهد، بنياد پژوهشهاى آستان قدس رضوى، چاپ اول 1373 ش، 612 ص.
162. الكتاب الدولى (دراسة مقارنة فى حركة النشر الحديث - موسوعة النشر الحديث، 1)
شعبان عبدالعزيز خليفة، القاهرة، المكتبة الآكاديميّة، الطبعة الاولى، 1993 م، 826 ص.
163. كتابشناسى نسخ خطى پزشكى ايران
اكرم ارجح، فريده هاديان، صديقه سلطانيفر، زهرا چهره خند، زير نظر رضاخانى جزنى، تهران، كتابخانه ملى جمهورى اسلامى ايران، چاپ اول 1371 ش، 325 ص.
164. الكتاب المدرسى (تاليفه و اخراجه الطباعى)
ترجمة الانجليزية، احمد انور عمر، الرّياض، دارالمرّيخ لنشر، 1400 ق / 1980 م، 102 ص.
165. كتاب و كتابخانههاى شاهنشاهى ايران
ركن الدين همايونفرخ، تهران، وزارت فرهنگ و هنر، 1345 ش، 164 ص.
166. الكتابة الفنّية في مشرق الدولة الاسلامية (فى القرن الثالث الهجرى)
حسنى ناعسة، بيروت، مؤسسة الرسالة، الطبعة الاولى، 1398 ق / 1978 م.
167. الكتب و المكتبات (حصه اول، قبل الاسلام، حصه دوم بعد الاسلام)
سيّد سبط الحسن صاحب هنسوى، لكهنو، ماه نامه العلم، 1954 م، 60 ص.
168. الكتب و المكتبات في ادار التشيّع
سيّد سبط الحسن صاحب هنسوى، لكهنو، رسالة العلم، 1954 - 1955 م، 18 ص
169.كتب و مؤلفون
طه حسين، بيروت، درالعلم للملايين، الطبعة الثانية، 1984 م، 317 ص.
170. كشّاف التصهيف العشى لنظام ديوى
محمد مهدى العجيلى، بغداد، 1971 م، 73 ص.
171. كشاف الفهارس و وصاف المخطوطات العربية فى مكتبات فارس (فهرست موضوعى نسخههاى عربى كتابخانههاى جمهورى اسلامى ايران)
سيد محمدباقر حجّتى، تهران، سازمان مدارك فرهنگ انقلاب اسلامى، چاپ اول، 1370 ش، بخش اول، 600 ص.
*152* 172. كيف تسخدم المكتبة
ترجمة تبصرف، اياد جعفر مرزه، بغداد، مطبعة الارشاد، بى تاريخ، 29 ص.
173. گزيده كتابشناسى توصيفى اسلامى
غلامرضا فدائى (عراقى)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، بى تاريخ، 456 ص.
174. اللاوّرقية او الكتاب الورقى بين البقاء و الزّوال حسنى عبدالرحمان الشيمى، القاهرة، مكتبة التيسير، الطبعة الاولى، 1413 ق / 1992 م، 192 ص.
175. لمحات من تاريخ الكتاب و المكتبات
عبداللطيف الصوفى، دمشق،دار طلاس للدراسات و الترجمة و النشر، الطبعة الاولى، 1987 م، 444 ص.
176. لمحات في المكتبة و البحث و المصادر
محمد عجاج الخطيب، بيروت، مؤسسة الرسالة، الطبعة الحادية عشر، 1417 ق / 1986 م، 408 ص.
177. مأخذشناسى و استفاده از كتابخانه
پروين انوار (استعلامى)، تهران، انتشارات زوّار، ويرايش دوم، 1354 ش، 68 ص.
178. مآئة سؤال عن خدمة الاعارة في المكتبات
سعيد احمدحسن، عمان، مطبعة الخالدى، 1983 م، 110 ص.
179. ماضى النجف و حاضرها (خزائن الكتب فى النجف)
جعفر الشيخ باقر محبوبة، النجف، مطبعة الآداب، 1958 م، مجلد الاول، ص 147 - 174.
180. مبادئ تصنيف المكتبات
ش. ر. رنجاناثان، ترجمة حسن على حسن الحلوة، الرّياض، دارالمرّيخ للنشر، 1416 ق / 1986 م، 270 ص.
181. مجلة اليونسكو للمكتبات
القاهرة، مركز مطبوعات اليونسكو، العدد الاول، السنة الاولى و مابعدها، 1970 م.
182. مجموعات المواد بالمكتبات المدريسيّة (بناؤها و تنميتها و تقييمها)
حسن محمد عبدالشافى، الرّياض، دارالمرّيخ للنشر، 1406 ق / 1986 م، 182 ص.
183. مجموعه مقالات (اولين سمينار كاربردى مراكز و سازمانهاى پژوهش فرهنگى و اطلاع رسانى)
دبيرخانه سمينار، تهران، سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، 1370 ش، 164 ص.
184. المخطوطات العراقية المرسومة فى العصر العباسى خالد الجادر، بغداد، وزارة الاعلام، 1972 م، 110ص.
185. المدخل الى علم الفهرسة
محمد فتحى عبدالهادى، القاهرة، مكتبة غريب، 1979 م، 462 ص.
186. المدخل الى علم المعلومات و المكتبات
احمد بدر، الرّياض، دارالمرّيخ للنشر، 1405 ق / 1985 م، 448 ص.
187. مدخل الى علم الكتب و المكتبات
عبداللَّه الشرف، طرابلس، المنشأة العامّة للنشر و التوزيع و الاعلان، الطبعة الاولى، 1392 ق / 1983 م، 357 ص.
188. مدخل لدراسة المراجع
عبدالسّتار الحلوجى، القاهرة، دارالثقافة و النشر و التوزيع، 1991 م، 179 ص.
189. مدخل لدراسة المكتبات و علم المعلومات
حشمت قاسم، القاهرة، مكتبة غريب، بى تاريخ، 206 ص.
190. مدينة البصرة، مكتباتها و مخطوطاتها
فى مجلة معهد المخطوطات العربيّة، عددالعاشر، 1955 م، ص 163 - 169.
191. مراجع الكتب و المكتبات فى العراق
فؤاد قزانجى و كوركيس عوّاد، بغداد، وزارةالاعلام في الجمهورية العراقية، 1395 ق / 1975 م، 146 ص.
192. المراجع في المكتبة المدرسيّة (معناها، اهميّتها، اشكالها، وظائفها)
احمد عبداللَّه العلى، القاهرة، مركز الكتاب للنشر، الكويت، مكتبة البراق، الطبعة الاولى، 1410 ق / 1990 م، 96 ص.
193. المراجع في الحضارة العربية الاسلامية
ابراهيم سلمان الكردى و عبدالتّواب شرف الدّين، الكويت، ذات السلاسل، الطبعة الثانية، 1407 ق / 1987 م، 512 ص.
194. المرشد الوثيق الى مراجع البحث و اصول التحقيق
جاسم بن محمد بن مهلهل الياسين و عدنان بن سالم *153* الرومى، الكويت، دارالدعوة و مصر، دارالوفاء، الطبعة الثالثة، 1412 ق / 1992 م، 188 ص.
195. المركزيّة و اللاّمركزيّة فى المكتبات
محمد مهدى العجيلى، بغداد، 1971 م، 90 ص.
196. المصادر العربيّة و المعربّة
محمد ماهر حمّادة، بيروت، مؤسسةالرسالة، الطبعة السادسة، 1407 ق / 1987 م، 335 ص.
197. مصادر علم المكتبات و المعلومات
خيال الجواهرى، دمشق، 1989 م، 108 ص.
198. المصادر المرجعيّة المتخصّصة
محمد فتحى عبدالهادى و نعمات سيّد احمد مصطفى و اسامة السيّد محمود، القاهرة، المكتبة الآكاديميّة، 1990 م، 196 ص.
199. مصادر المعلومات (انواعها، اصول استخدامها واتجاهاتها الحديثة)
عبداللطيف الصوفى، دمشق،دار طلاس للدراسات و الترجمة و النشر، الطبعة الولى، 1988 م، 299 ص.
200. مصادر المعلومات في العلوم و التكنولوجيا
احمد بدر، الرّياض، دارالمرّيخ للنشر، 1412 ق / 1992 م، 392ص .
201. مصادر المعلومات في المكتبات
احمد انور عمر، القاهرة، المكتبة الآكايميّة، الطبعةالثالثة، 1990 م، 198 ص.
202. مصادر المعلومات و تنمية مقتضيات المكتبات
حشمت قاسم، القاهرة، مكتبة غريب، الطبعة الثانية، 1409 ق / 1988 م، 400 ص.
203. المصغّرات الفيلميّة في المكتبات و مراكز المعلومات (دراسات في الكتب و المعلومات)
شعبان عبدالعزيز خليفة، القاهرة، العربى للنشر و التوزيع، بى تاريخ، 217 ص.
204. معجم مصطلحات علم المكتبات
شعبان عبدالعزيز خليفة (فى مجلة عالم المكتبات، عدد نياير فبراير 1961 م).
205. معجم المصطلحات المكتبيّة
محمد امين البنهاوى، القاهرة، دارالفكر العربى، 1970 م).
206. معجم المصطلحات المكتبيّة (باللغات العربيّة، الانجليزيّة، الفرنسيّة، الآلمانيّة، الاسبانيّة، الروسيّة)
انتونى طومسون، تعريب، محمدامين حسين، احمد كابش و محمود شنيطى، القاهرة، الشعبة القومية لليونسكو، 1965 م.
207. المعجم المعرّب للمصطلحات المكتبيّة (انكليزى، عربى)
عبداللَّه عمر البارودى، بيروت، عالم الكتب، الطبعة الاولى، 1403 ق / 1983 م.
208. المعجم الموسوى (لعلوم المكتبات و التوثيق والمعلومات)
عبدالتّواب شرف الدّين و عبدالفتاح الشاعر، الكويت، شركة كاظمة للنشر و الترجمة و التوزيع، الطبعة الاولى، 1404 ق / 1984 م، 448 ص.
209. المعجم الموسوعى لمصطلحات المكتبات و المعلومات (انكليزى - عربى)
احمد محمد الشّامى و سيّد حسب اللَّه، الريّاض، دارالمرّيخ للنشر، 1408 ق / 1988 م.
210. المعلومات التربويّة (طبيعتها، مصادرها، خدماتها و مجالات الافادة منها)
حسن محمد عبدالشافى، القاهرة، الدار المصريّة اللبنانيّة، الطبعة الثانية، 1413 ق / 1993 م، 244 ص.
211. معلومات عن خزانة اسرة بلعراف المقيسرة
محمود بن محمد ددب بن سراج سيد الماروانى التنبكتى، عكس از نسخه مخطوط، 500 ص.
212. مع المكتبة العربيّة (دراسة في امهات المصادر و المراجع المتصلة بالتراث)
عبدالرحمان عطبة، بيروت، دارالاوزاعى، الطبعة الثانية، 1404 ق / 1984 م.
213. المعنى الاجتماعى للمكتبة (دراسة لاسس الخدمة المكتبيّة العامة والمدرسيّة)
احمد انور
منبع لاتين:
1. A Catalogue of the Arabic Manuscripts in the Salar Jang library, (2. Vols.) , Nawb Mehdi Nawaz Jung Bahadur, Osmania Oriental publications Burear, India, 1957 - 1962 , 546pp.
2. A Catalogue of the persian Manuscripts in the Salar Jung library, (5, Vols.), Mohammad Ashraf, The Islamic publications Society Troop Bazar, Hyd erabad, India, 1965 - 1969.
3. African libraries, Glenn L. sitzman, The scarecrow press, Inc., Metuchen, N. J., & London, 1988, 486 pp.
4. American library Directory 1989 - 90, 42th Edition, (2, Vols.), R.R. Bowker, New York, 1989 , 2384pp.
5. Arab paper 1887, Joseph von karabacek, Don Baker, 1991, 97 pp.
6. Biblioteca Nazionale Central Vittorio Emanuele II - Roma , #پ…‡# The National Central library, Italy, Roma, 1988, 32 pp.
7. Bibliotecas de Barcelona, Guias de Archivos Y Bibiotecas Madrid, Spain , 1952, 155 pp.
8. Bibioteche d'Italia, Francesco Sicilia, Italy, Roma , Intersiel , 1991 , 539 pp.
9. Bibliotheque d'Etat de litterature etrangere, L. Gvichiani, VGBIL, Moscou, 1978 , 66pp.
10. Bibliotheque Nationale Lienine, Moscou, 1974, 36pp.
11. Bibliotheque Et Systemes documentaires En Argentine, pierre Deransart, France & Bresil, 1974, 145 pp.
12. Catalogo dei Mano
نسخههاى خطى مدرسه صدر بابل
حافظيان ابوالفضل
شهر بابل از زمان حكومت خاندان مرعشى تا كنون مهمترين مركز علمى، مذهبى و اقتصادى استان مازندران محسوب مىشود.
اين شهر كه در قديم به «مامطير» معروف بود، در نيمه دوّم قرن هشتم هجرى پس از اقامت سيد قوام الدين مرعشى در آن و رونق تجارت و بازار به «بار فروش ده» مشهور گشت. در دوران صفويه اين شهر مورد توجه شاهان صفوى قرار گرفت و بدين جهت رو به آبادانى گذاشت و رونق تجارت در آن بيش از پيش گشت. از اين رو بار ديگر نامش به «بارفروش» تغيير يافت و در سال 1311 شمسى، بابل نام گرفت.
به عنايت علما و دانشمندان، در اين شهر نيز مانند ديگر شهرهاى كشور اسلامى ايران، حوزههاى علميه تشيّع از قديم الايام داير و رونق داشته و طالبان علم از شهرهاى مختلف مازندران در مدارس بابل با استفاده از محضر اساتيدى گرانسنگ، مدارج علمى را از مقدمات تا اجتهاد، مىگذرانند.
مدارسى به نامهاى مدرسه كاظم بيك(1) مرحوم كاظم بيك در قرن 11 مسجد و مدرسهاى در بابل ايجاد كرد كه در حال حاضر مسجد كاظم بيك باقى مانده و يكى از مهمترين مساجد بابل است.، قادريه، روحيه و مدرسه صدر در اين شهر وجود داشته كه بر اثر مرور زمان دو مدرسه اوّل از بين رفته است. اكنون تنهامدرسه صدر در كنار دو مدرسه ديگر به نامهاى مدرسه فيضيه مازندران و مدرسه روحيه به كار خود ادامه مىدهند.
مدرسه صدر كه بزرگترين و مهمترين اين مدارس است، در سال 1226 قمرى به همت وزير علم دوست فتحعلى شاه، يعنى محمدشفيع صدر اعظم(2) تجديد بناى مسجد جامع بابل و مدرسهاى در آمل و اصفهان و ديگر مناطق ايران از آثار خير همين وزير علم پرور است. (بارفروشى) تأسيس شد و از بدو تأسيس تا كنون علماى بزرگى در آن تحصيل و تدريس نمودهاند. اين مدرسه همواره مورد توجه بزرگان علمى و مذهبى شهر و مركز تجمع دانشمندان و فضلاى شهر و مأمن مؤمنين بوده است. تجديد بناى اين مدرسه در زمان رهبرى بنيانگذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمينى و با كسب اجازه از محضر شريف ايشان صورت گرفت و مدرسه خاتم الانبيا ناميده شد.
حقير در خلال مطالعه و تنظيم شرح حال علما و بزرگان شهر و بررسى و جستجوى آثارِ به يادگار مانده از آنها متوجه شدم كه گنجينه گوهربارى در مدرسه صدر نگهدارى مىشود.
در ابتداى كار كتابهاى خطى را كه در ميان كتابهاى *160* چاپى به طور پراكنده قرار داشت، شناسايى و فهرست اجمالى از آنها تهيه كردم. در مرحله بعد براى اين نفائس مخزن جداگانهاى در نظر گرفته شد. سپس در مراجعت به قم اين فهرست اجمالى مورد توجه دوستان فاضل قرار گرفته و با راهنماييهاى متخصصين امر، طرح تهيه فهرست تفصيلى ريخته شد.
خوب است در اين جا يادى كنيم از واقفين نيكوكار اين كتابها و به روح پاك آنها درود بفرستيم:
1- شيخ جلال الدين علامه حائرى (ايشان در خاندانى مشهور به علم و تقوا پرورش يافته و پدر و عمو و اجداش از بزرگان علم بودهاند. خود از علماى مشهور بابل بود و كتابهاى نفيس ايشان كه بعضى از آنها از پدرش مرحوم شيح على حائرى و جدش مرحوم شيخ فضل اللَّه مازندرانى به يادگار مانده بود، بعد از رحلت توسط خلف صالحش آقاى على علامه به كتابخانه مدرسه صدر اهدا شد.)
2- سيّد عبدالرسلو صدرايى (از علماى بزرگ شهر و متبحّر در حكمت و فقه كه كتابهاى ايشان بعد از رحلتش و توسط خلف صالحش به مدرسه اهدا شد.)
3- يعقوب بن مقيم درزى (كه از شاگردان شيخ انصارى بوده و شرح بر شرايع الاسلام و حاشيه بر اسفار از تأليفات اوست. شيخ يعقوب اكثر كتابهايى را كه برادرش ملاحمزه شريعتمدار نوشته و خود يا ديگران كتابت نمودهاند، وقف كرده است.)
هم چنين نام ملاعبداللَّه نورى، شيخ محمد سليم مازندرانى و محمدعلى مجتهد و ديگران نيز در ليست واقفين بچشم مىخورد.(3) اسامى واقفين بيش از اين است و براى اين منظور فهرست الفبايى اسامى واقفين تهيه شده كه به همراه فهرست كلى ارائه مىگردد.
اقدامات انجام گرفته جهت تنظيم فهرست تفصيلى نسخ خطى كتابخانه اين مدرسه بدين ترتيب است: الف: شماره گذارى مسلسل كتابها.
ب: تهيه فيش جداگانه براى هر كتاب. اين فيشها در دو قسمت كتابشناسى و نسخهشناسى تنظيم شد. قسمت اوّل شامل كدهاى اطلاعاتى زير است: شماره مسلسل كتاب، عنوان، مؤلف، موضوع، زبان، شماره جلد، آغاز و انجام كتاب، برگهاى افتاده، خصوصيات كتاب، (در بخش خصوصيات كتاب اطلاعاتى شامل تاريخى و محل تأليف كتاب، فصول و ابوابِ آن، كتاب به اسم چه كسى نوشته، نام كسى كه كتاب به نام او آغاز گشته و... يادداشت شده.)
قسمت نسخهشناسى شامل اين مواد است: نوع خط، كاتب، تاريخ كتابت، نوع جلد شامل رنگ، انواع ساخت جلد، شكلهاى روى آن و تزيينات انجام گرفته بر آن و...؛ واقف و تاريخ وقف، اندازه كتاب، تعداد صفحات و سطور و خصوصيات نسخه شامل تزيينات، حواشى، مقابله و تصحيح كتاب تملّكها و مهور. تمامى اين مواد بجز خصوصيات كتابشناسى، با مراجعه مستقيم به نسخ آنها استخراج و در فيشها ثبت گرديد. كتابشناسى نسخ منحصر كتابخانه نيز با بررسيهاى متوالى اين نسخ صورت گرفت و كتابشناسى بقيه نسخ با مراجعه به منابع كتابشناسى خصوصاً «الذاريعه الى تصانيف الشيعه» و فهرست نسخههاى خطى كتابخانه عمومى آيت اللَّه مرعشى - قدس سره - تكميل شد. ج: تنظيم و تحرير فيشها:
مطالب مندرج در فيشها پس از بازنگرى تحرير شده و فهارس فنى شامل فهرست الفبايى مؤلفين، كاتبين، واقفين، كتب، كتب ضمنى، امكنه و فهرست موضوعى كتب است.
اين كتابخانه در حال حاضر داراى 350 جلد كتاب خطى است(4) شمار كتابهاى چاپى اين كتابخانه به دوازده هزار جلد مىرسد و بنا به گفته دوستان تأسيس كتابخانهاى عظيم در جنب مدرسه مذكور در دست اقدام است كه مورد استفاده عمومى طلاب و دانشجويان و محصلين قرار خواهد گرفت. همچنين لازم به تذكر است كه تعداد كتابهاى خطى به همت والاى مدير محترم مدرسه جناب آقاى پوراكبر رو به افزايش است و طرح تأسيس گنجينه آثار خطى علماى مازندران و بابل در دست اجراست. كه از قرن هشتم تا قرن چهاردهم پيرامون عقايد، فقه، اصول، حديث، كلام، اخلاق، ادبيات كتابت شدهاند. برخى از نفايس اين كتابخانه عبارتند از: نهج البلاغه
اين نسخه نفيس در 18 ربيع الاول 1104 كتابت شده و از جهت معنوى اثرى بسيار ارزشمند است كه به خط زيباى محمد سعيد بن محمد صالح مازندرانى (نوه علامه مجلسى) نوشته شده. بعضى از خصوصيات اين نسخه چنين است: نوع خط، نسخ جلى معرب، تمامى *161* صفحات مجدول محرر مذهب، صفحه اوّل سرلوح با كتيبه مذهب با نقش گل و بوته. رضوان (ترجمه اسرار الشهادة)
اين كتاب ترجمه فارسى «اكسير العبادات فى اسرار الشهادات» تأليف مولى آقا دربندى و به قلم عبدالجليل بارفروش (يكى از علماى بابل) نوشته شده است. مترجم آن را در سال 1318 ق. شروع كرده و نخست ده مقدمه مفصل بدان افزوده، آن گاه به ترجمه كتاب پرداخته است. كتابت اين نسخه در ذيحجه 1322 به دست ميرزا احمد حسينى لاله آبادى در قريب به 800 صفحه به پايان رسيده است. قواعد الحكام فى معرفة الحلال والحرام
اين كتاب از تأليفات علامه حلى است. نسخه حاضر به خط نسخ و با كتابت محمد بن على بن حسن در روز دوشنبه 8 جمادى 755 ه.ق در مسجد جامع كوفه به پايان رسيده و مشتمل بر 560 صفحه 29 سطرى است. اين نسخه محشى بوده و در اوّل و آخرش تملكها و مهرهايى موجود است؛ از جمله تملك محمد بن موجد كوبايى عاملى مربوط به سنه 854 ق و تملك محمد بن على بن مؤذن. منهج المقال فى تحقيق احوال الرجال
كتاب تأليف ميرزا محمد بن على حسينى استرآبادى است. اين نسخه به خط عبداللَّه بن عيسى بيك افندى (صاحب رياض العلما) و همراه با حواشىِ مؤلف، كاتب و ديگران است كه در واقع به نوعى تصحيح شده است. در صفحه اوّل تملك مرحوم افندى، و از صفحه دوم تا هفتم فوائد رجالى متفرقه به خطر مرحوم افندى و در آخر كتاب نيز فوائدى از وى موجود است.(5) معرفى تفصيلى اين اثر ارزشمند احتياج به مقالهاى جداگانه دارد كه انشاءاللَّه در فرصتى ديگر انجام خواهد گرفت. مجالس الاخبار و مجالس الاخيار
مؤلف كتاب، محمد مؤمن شيرازى، آن را در هفت مجلس تنظيم كرده: مجلس اوّل در تاريخ انبيا؛ مجلس دوم در مناقب ائمه؛ مجلس سوم در احوال پادشاهان؛ مجلس چهارم در احوال اوليا و علما و شعرا؛ مجلس پنجم درحالاتِ خود مؤلف؛ مجلس ششم در شرح سيصد حديث؛ مجلس هفتم در فوائد متفرقه. براى هر مجلس نيز نامى خاص گذاشته است.
نسخه حاضر مجلس پنجم كتاب است با نام «زهرة الحياة الدنيا» كه در يك مقدمه و هشت جفت و يك خاتمه تهيه شده است. اين نسخه در عصر مؤلف (111 ه. ق) كتابت شده و به خط محمدباقر اويسى ملتانى و شامل حواشى از مؤلف به لفظ «منى عفى عنه» است.
هنوز هم در گوشه و كنار شهرها و روستاهاى اين استانِ عالم پرور، گنجينههاى ناشناخته و ارزشمندى وجود دارد كه اگر زودتر به سراغ آنها نرويم و در احيا آن آثار ارزشمند نكوشيم، خسران جبران ناپذيرى را متحمل خواهيم شد. اميد داريم كه خداوند به ما توفيق احياى آثار شيعه را عنايت فرمايد.
كتب خطى انتشار يافته انستيتو تاريخ علوم عربى - اسلامى
ارجمند مهدى
سرى ج - نسخههاى عكسى(1) منشورات معهد تاريخ العلوم العربيه و الاسلاميه، سلسه ج، عيون التراث.
سرى «ج»(2) نشريات انستيتو تاريخ علوم عربى - اسلامى (3) دربرگيرنده نسخههاى عكسى است كه انتشار آن از سال 1984 م آغاز شده و تاكنون 124 جلداز اين مجموعه شامل 57 عنوان، چاپ شده است.
2. Series C: Facsimile Editions.
3. Institute for the History of Arabic - Islamic Science at the Johann Wolfgang Goethe University, Frankfurt am Main, Germany.
معهد تاريخ العلوم العربية و الإسلاميه فى إطار جامعة فرانكفورت، فرانكفورت، ألمانيا.
اين سرى نسخههاى عكسى از روى نسخههاى خطىِ بسيار نفيسِ موجود در كتابخانههاى مختلف دنيا تهيه شده است. در آغاز هر عنوان شرح نسبتاً كاملى در مورد مشخصات نسخه اصلى، كتابشناسى نسخههاى موجود و نيز نقد و تصحيحات انجام شده در مورد آن به دو زبان انگليسى و عربى آورده شده است. اين مجموعه به همّت پرفسور فؤاد سزگين آماده گرديده كه خود رياست انستيتو تاريخ علوم عربى - اسلامى را نيز به عهده دارد. در مقاله حاضر پس از شماره هر جلد از مجموعه ياد شده، مشخصات كامل كتاب و نيز نسخه خطى مربوطه نوشته شده است.(4) براى اطلاع بيشتر در مورد انستيتو تاريخ علوم عربى - اسلامى ر.ك: ارجمند، مهدى «فهرست مقالات نشريه تاريخ علوم عربى - اسلامى»، آينه پژوهش، سال چهارم، شماره شش (فروردين - ارديبهشت 1373)، ص 117 - 105.
منشورات معهد تاريخ العلوم العربيه و الاسلاميه
*سلسلة ج - عيون التراث
- المجلد 1/1 (C1 , 1 )
جامع المبادئ والغايات في علم الميثات، المراكشى، الجزء الاول، يصدرها فؤاد سزكين. طبع بالتصوير عن مخطوطة أحمد الثالث 3343، مكتبة طوبقابي سراي في استانبول.
- المجلد 1 / 2 (2 , C1)
جامع ا لمبادئ والغايات فى علم الميقات، المراكشى، الجزء الثانى. يصدرها فؤاد سزكين. طبع بالتصوير عن مخطوطة أحمد الثالث 3343، مكتبة طوبقابي سراي في استانبول.
- المجلد 2 (C2)
مصالح الأبدان و الأنفس، ابى زيد البلخى، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة ايا صوفيا 3741 مكتبه السليمانية في استانبول.
- المجلد 3 / 1 (1 , C3)
كتاب الفلاحة النبطية، ترجمة أبي بكرين وحشية، الجزء الاول، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة أحمد الثالث 1989 مكتبة طوب قابو سراى فى استانبول.
- المجلد 3 / 2 - 4 ( 2-4 , C3)
كتاب الفلاحة النبطية، ترجمه أبى بكر بن وحشية، الجزء الثاني و الثالث و الرابع، يصدرها فؤاد سزكين.
*163* طبع بالتصوير عن مخطوطة أحمد الثالث 1989 مكتبة طوبقابي سراي في استانبول.
- المجلد 3 / 5 (C3 ,5)
كتاب الفلاحة النبطية، ترجمه أبى بكر بن وحشية، الجزء الخامس، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة أحمد الثالث 1989 مكتبة طوبقابي سراي في استانبول.
- المجلد 3 / 6 (6 , C3)
كتاب الفلاحة النبطية، ترجمة أبى بكر بن وحشية، الجزء السادس، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة أحمد الثالث 1989 مكتبة طوبقابي سراي في استانبول.
- المجلد 3 / 7 (7 , C3)
كتاب الفلاحة النبطية، ترجمة أبى بكر بن وحشية، الجزء السابع، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة أحمد الثالث 1989 مكتبة طوبقابي سراي في استانبول.
- المجلد 4 (C4)
منثور المنظور للبهائي، تأليف ابى سعد النيرمانى [محمد بن على بن خلف الهمدانى] المتوفى سنة 413 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة رقم 1398 مكتبة كوبريلي في استانبول.
- المجلد 5/1 (1 , C5)
كتاب البيطرة، تأليف الصاحب تاج الدين [أبى عبداللَّه محمّد بن محمّد بن على] المتوفى سنة 707 ه، الجزء الاول، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة فاتح 3608 مكتبة السليمانية في استانبول.
- المجلد 5/2 (2 , C5)
كتاب البيطرة، تأليف الصاحب تاج الدين [أبى عبداللَّه محمد بن محمد علي] المتوفى سنة 707 ه، الجزء الثانى، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة فاتح 3609 مكتبة السليمانية في استانبول.
- المجلد 6 (C6)
كتاب الأدوار، تأليف صفي الدين الأرموى [عبدالمؤمن بن يوسف بن فاخر] المتوفى سنة 693 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة رقم 3653 مكتبة نور عثمانيه في استانبول.
الرساله الشرفيه، تأليف صفى الدين الأرموى [عبدالمؤمن بن يوسف بن فاخر] المتوفى سنة 693ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة أحمد الثالث 3460 مكتبة طوبقابي سراي في استانبول.
- المجلد 7 (C7)
أنس المهج و روض الفرج، تأليف الإدريسى [ابى عبداللَّه محمد بن محمدبن عبداللَّه بن إدريس ]المتوفى نحو سنة 560ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطتى حكيم اوغلى 688 و حسن حسنى 1289، مكتبة السليمانية في استانبول.
- المجلد 8 (C8)
تسهيل السبيل إلى تعلم الترسيل، تأليف الحميدى [أبى عبداللَّه محمد بن فتوح بن عبداللَّه] المتوفى سنة 488 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة أحمد الثالث 2351 مكتبة طوبقابي سراي في استانبول.
- المجلد 9 (C9)
كتاب الأنواء و الأزمنه و معرفة أعيان الكواكب، تأليف ابن عاصم [أبى بكر عبداللَّه بن حسين بن ابراهيم ابن حسين بن عاصم الثقفي] المتوفى سنة 403 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة أحمد الثالث 3508 مكتبة طوبقابي سراي في استانبول.
- المجلد 10 (C01)
كتاب الدلائل، تأليف الحسن بن البهلول (عاش في القرن الرابع الهجرى)، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة حكيم أوغلي 572 مكتبة السلميانية في استانبول.
- المجلد 11 (C11)
كتاب في حلّ شكوك كتاب أقليدس في الأصول و شرح معانيه، تأليف ابن الهيثم [أبي على الحسن بن الحسن بن الهيثم] المتوفى نحو سنة 432 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
*164* طبع بالتصوير عن مخطوطة مكتبة جامعة استانبول القسم العربى، 800 و أكمل بقسم من مخطوطة مكتبة جامعة لايدن رقم: شرقى 516.
- المجلد 12 (C21)
الناسخ و المنسوخ في القرآن، تأليف أبي عبيدالقاسم بن سلام، المتوفى سنة 224 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة أحمد الثالث 143 مكتبة طوبقابي سراي في استانبول.
- المجلد 13 / 1 (1 , C31)
تفسير القصائد التسع المعلقات، تأليف أبى جعفر النحاس [احمد بن محمد بن اسماعيل] المتوفى سنة 338 ه، القسم الأول، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة أحمد الثالث 2366 مكتبة طوبقابي سراي في استانبول.
- المجلد 13 / 2 (2 , C31)
تفسير القصائد التسع المعلقات، تأليف أبي جعفر النحاس [أحمد بن محمد بن اسماعيل] المتوفى سنة 338 ه، القسم الثاني، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة أحمد الثالث 2366 مكتبة طوبقابي سراي في استانبول.
- المجلد 14 (C41)
جوامع العلوم، تأليف ابن فريعون، عاش في القرن الرابع الهجري، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة أحمد الثالث 2768 مكتبة طوبقابي سراي في استانبول.
- المجلد 15 / 1 (1 , C51)
كتاب الروحة (في حرفي الضاد و الظاء) تأليف الجر باذقاني [مهذب الدين محمد بن الحسن ابن محمد بن جعفر ]عاش في النصف الثاني للقرن الرابع الهجرى، القسم الأول، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة فاتح 5195 مكتبة السليمانية في استانبول.
- المجلد 15 / 2 (2 , C51)
كتاب الروحة (فى حرفي الضاد و الظاء) تأليف الجر باذقانى [مهذب الدين محمدبن الحسن ابن محمد بن جعفر ]عاش في النصف الثاني للقرن الرابع الهجرى، القسم الثاني، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة فاتح 5195 مكتبة السليمانية في استانبول.
- المجلد 16 / 1 (1 , C61)
كامل الصناعة الطبية، تأليف على بن العباس المجوسي، عاش في القرن الرابع الهجرى، الجزء الأول، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة رقم 6375، القسم العربى مكتبة جامعة استانبول.
- المجلد 16 / 2 (2 , C61)
كامل الصناعة الطبيعة، تأليف علي بن العباس المجوسي، عاش في القرن الرابع الهجرى، الجزء الثاني - القسم الأول، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة رقم 4713 آ، القسم العربي مكتبة جامعة استانبول.
- المجلد 16 / 3 ( 3 , C61)
كامل الصناعة الطبية، تأليف علي بن العباس المجوسي، عاش في القرن الرابع الهجرى، الجزء الثاني - القسم الثاني، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة رقم 4713 آ، القسم العربي مكتبة جامعة استانبول.
- المجلد 17 (C71)
كناش في الطب، تأليف يعقوب الكشكري، عاش في أوائل القرن الرابع الهجرى، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة اَيا صوفيا 3716 مكتبة السليمانية في استانبول.
- المجلد 18 (C81)
أدب الطبيب، تأليف الرهاوي [إسحاق بن علي الرهاوى] عاش في القرن الثالث للهجرة، يصدرها فؤاد سزگين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة رقم 1658 مكتبة السليمانية في أدرنه.
- المجلد 19 (C91)
جمل الفلسفة، تأليف محمد بن علي بن عبداللَّه بن الهندى، عاش في أوائل القرن السادس الهجري، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة أسعد أفندي 1918 مكتبة السليمانية في استانبول.
*165* - المجلد 20 (C02)
كتاب الاعتماد فى الأدويه المفردة، تأليف ابن الجزار [أبو جعفر أحمد بن إبراهيم أبى خالد الجزار ]المتوفى سنة 369 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة اَيا صوفيا 3564 مكتبة السليمانية في استانبول.
- المجلد 21 (C12)
المدخل الكبير إلى علم أحكام النجوم، تأليف أبي معشر [جعفر بن محمد بن عمر البلخى] المتوفى سنة 272 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة جاراللَّه 1508، مكتبة السليمانية في استانبول.
- المجلد 22 (C22)
تصحيح التصحيف و تحرير التحريف، تأليف الصفدي [صلاح الدين خليل بن أيبك] المتوفى سنة 764 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطتي مكتبةالسليمانية، قسم اَيا صوفيا 4732 و مكتبة طوبقابي سراي، قسم أحمد الثالث 2418 في استانبول.
- المجلد 23 (C32)
كتابان في العمل الأسطرلاب، تأليف عبدالرحمن الصوفي [أبى الحسن عبدالرحمن بن عمو بن محمد] المتوفى سنة 376 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطتى طوبقابي سراي، قسم أحمد الثالث 3509 و مكتبةالسليمانية، قسم اَيا صوفيا 2642 في استانبول.
- المجلد 24 (C42)
كتاب الجبر و المقابله، تأليف أبى كامل [شجاع بن أسلم] عاش في النصف الثاني من القرن الثالث الهجرى، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة قره مصطفى باشا 379 مكتبة بايزيد فى استانبول.
- المجلد 25 (C52)
كتاب ضواري الطير، تأليف الغطريف بن قدامة الغسّاني، عاش في القرن الثانى للهجرة، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة أحمد الثالث 2099 مكتبة طو قابو سراى في استانبول.
- المجلد 26 (C62)
مجلة في الموسيقى، تأليف فتح اللَّه الشرواني، المتوفى حوالى 857 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة أحمد الثالث 3449 مكتبة طوبقابي سراي في استانبول.
- المجلد 27 / 1 (1 , C72)
منتهى الطلب من أشعار العرب، المجلد الأول، تأليف أبى غالب بن ميمون [محمد بن المبارك بن محمد ابن محمد بن ميمون] المتوفى سنة 597 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع با لتصوير عن المخطوطه لاله لى 1941 مكتبة السليمانية في استانبول.
- المجلد 27 / 2 (2 , C72)
منتهى الطلب من أشعار العرب، المجلد الثانى (الجزء الثالث من الكتاب)، تأليف أبى غالب بن ميمون [محمد بن المبارك بن محمد بن ميمون] المتوفى سنة 597ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة س - 53 مكتبة جامعة ييل نيوهافن.
- المجلد 27 / 3 (3 , C72) منتهى الطلب من أشعار العرب، المجلد الثالث، تأليف أبى غالب بن ميمون [محمد بن المبارك بن محمد بن ميمون ]المتوفى سنة 597ه، يصدرها فواد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة س - 54 مكتبة جامعة ييل نيوهافن.
- المجلد 28 (C82)
الزيج المأموني المتحن، تأليف يحيى بن أبى منصور، المتوفى حوالى 215 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة مكتبة اسكوريال رقم عربي 927.
- المجلد 29 (C92)
كتاب صور الكواكبع تأليف عبدالرحمن الصوفى [أبى الحسين عبد الرحمن بن عمر بن محمد ]المتوفى سنة 376 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة مارش 144 مكتبة بودليان في اكسفورد.
- المجلد 30 / 1 (1 , C03)
كتاب الأغذية، الجزء الأول، تأليف إسحاق بن سليمان الإسرائيلي، المتوفى حوالى سنة 325 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
*166* طبع بالتصوير عن مخطوطة فاتح 3604 مكتبة السليمانية في استانبول.
- المجلد 30 / 2 (2 , C03)
كتاب الأغذية، الجزء الثاني، تأليف إسحاق بن سليمان الإسرائيلي، المتوفى حوالى سنة 325 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة فاتح 3605 مكتبة السليمانية في استانبول.
- المجلد 30 / 3 (3 , C03)
كتاب الأغذية، الجز آن الثالث و الرابع، تأليف إسحاق بن سليمان الإسرائيلي، المتوفى حوالى سنة 325 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة فاتح 3606 و 3607 مكتبة السليمانية فى استانبول.
- المجلد 31 / 1 (, 1 C13)
التصريف لمن عجز عن التأليف، القسم الأول، تأليف أبي القاسم الزهراوي [خلف بن عباس ]المتوفى حوالى سنة 400 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة بشير آغا 502 مكتبة السليمانة في استانبول.
- المجلد 31 / 2 (2 , C13)
التصريف لمن عجز عن التأليف، القسم الثاني، تأليف أبي القاسم الزهراوي [خلف بن عباس ]المتوفى حوالى سنة 400 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة بشير آغا 502 مكتبة السليمانة في استانبول.
- المجلد 32 (C23)
كتاب السبعين، تأليف جابر بن حيان، عاش في القرن الثاني للهجرة فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة حسين جبلي 743، مكتبة بورسه في تركيا.
- المجلد 33 / 1 (1 , C33)
بغية الطلب فى تاريخ حلب، المجلد الأول، تأليف ابن العديم [كمال الدين بن أحمد] المتوفى سنة 660 للهجرة، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة اَيا صوفيا 3036، مكتبة السليمانية في استانبول.
- المجلد 33 / 2 (2 , C33)
بغية الطلب في تاريخ حلب، المجلد الثاني، تأليف ابن العديم [كمال الدين عمر بن أحمد] المتوفى سنه 660 للهجرة، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2925 / 1 أحمد الثالث مكتبة طوبقابي سراي، في استانبول.
تراجم أحمد بن جعفر - أحمد بن عبد الوارث.
- المجلد 33 / 3 (3 , C33)
بغية الطلب في تاريخ حلب، المجلد الثالث، تأليف ابن العديم [كمال الدين عمر بن أحمد] المتوفى سنة 660 للهجرة، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2925 / 2 أحمد الثالث مكتبة طوبقابي سراي، استانبول. تراجم أحمد بن محمد - اسحاق بن منصور.
- المجلد 33 / 4 (4 , C33)
بغية الطلب في تاريخ حلب، المجلد الرابع، تأليف ابن العديم [كمال الدين عمر بن أحمد] المتوفى سنة 660 للهجرة، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2925 / 3 أحمد الثالث مكتبة طوبقابي سراي، استانبول. تراجم إسحاق بن منصور - أمية بن عبدللَّه.
- المجلد 33 / 5 (5 , C33)
بغية الطلب في تاريخ حلب، المجلد الخامس، تأليف ابن العديم [كمال الدين عمر بن أحمد] المتوفى سنة 660 للهجرة، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 1404مجموعة فيض اللَّه، مكتبة ملة استانبول. تراجم الحجاج بن هشام - المجلد 33 / 6 (6 , C33)
بغية الطلب في تاريخ حلب، المجلد السادس، تأليف ابن العديم [كمال الدين عمر بن أحمد] المتوفى سنة 660 للهجرة، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2925 / 4 أحمد الثالث *167* مكتبة طوبقابي سراي، استانبول. تراجم الحسين ين عبداللَّه - خالد بن برمك.
- المجلد 33 / 7 (7 , C33)
بغية الطلب في تاريخ حلب، المجلد السابع، تأليف ابن العديم [كمال الدين عمر بن أحمد] المتوفى سنة 660 للهجرة، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2925 / 5 أحمد الثالث مكتبة طوبقابي سراي، استانبول. تراجم خالد بن الحارث - دعلج بن أحمد.
- المجلد 33 / 8 (8 , C33)
بغية الطلب في تاريخ حلب، المجلد الثامن، تأليف ابن العديم [كمال الدين عمر بن أحمد] المتوفى سنة 660 للهجرة، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2925 / 6 أحمد الثالث مكتبة طوبقابي سراي، استانبول. تراجم راجح بن إسماعيل - زنكى بن مودود.
- المجلد 33 / 9 (9 , C33)
بغية الطلب في تاريخ حلب، المجلد التاسع، تأليف ابن العديم [كمال الدين عمر بن أحمد] المتوفى سنة 660 للهجرة، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2925 / 7 أحمد الثالث مكتبة طوبقابي سراي، استانبول. تراجم زهدم بن الحارث - سعيد بن سلاّم.
- المجلد 33 / 10 (01 , C33)
بغية الطلب في تاريخ الطلب، المجلد العاشر، تأليف ابن العديم [كمال الدين عمر بن أحمد] المتوفى سنة 660 للهجرة، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2925 / 8 أحمد الثالث مكتبة طوبقابي سراي، استانبول. تراجم كُنى، ألقاب، نسب).
- المجلد 33 / 11 (11 , C33)
فهرس بغية الطلب في تاريخ لابن العديم (للأعلام المترجم لهم) إعداد ديفيد موري، مراجعة مازن عماوي، يصدرها فؤاد سزكين.
- المجلد 34 (C43)
كتاب الشطرنج مما ألفه العدلى و الصولي و غيرهما، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة لالا اسماعيل أفندي 560، مكتبة السليمانية في استانبول.
- المجلد 35 (C53)
ما اتفق لفظه و افترق مسماه في الأماكن و البلدان المتشبة في الخط، تأليف الحازمي [أبى بكر محمد بن موسى بن عثمان] المتوفى سنة 584 لهجرة، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة لاله لي 2140، مكتبةالسلمانية في استانبول.
- المجلد 36 (C63)
جمهرة الإسلام ذات النثر و النظام، تأليف الشيرزى [أمين الدولة أبي الغنائم مسلم بن محمود ]المتوفى بعد سنة622 للهجرة، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتوصير عن مخطوطة رقم 287، شرقى مكتبة جامعه ليدن في هولندا.
- المجلد 37 (C73)
الإفادة و التصوير لكل رام مبتدىء أو مهير، تأليف عبداللَّه بن ميمون، نحو سنة 700 للهجرة، يصدرها فؤاد سزكين
طبع بالتصوير عن مخطوطة رقم 1213، مكتبة كوبريلي في استانبول.
- المجلد 38 (C83)
المجالسة و جواهر العلم، تأليف أبى بكر الدينوري [احمد بن مروان بن محمد] المتوفى نحو سنة 330 ه، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع بالتصوير عن مخطوطة احمد الثالث 618، مكتبة طوبقابي سراي في استانبول.
- المجلد 39 (C93)
مواد البيان، تأليف على بن خلف بن علي بن عبدالوهاب، عاش فى منتصف القرن الخامس الهجرة، يصدرها فؤاد سزكين.
طبع التصوير عن مخطوطة فاتح 4128، مكتبة السليمانية في استانبول.
- المجلد 40 (C04)
الانتصار للقرآن، المجلد الأول، تأليف الباقلانى [ابى بكر محمد بن الطيب] المتوفى سنة 403 للهجرة، يصدرها فؤاد سزكين.
*168* طبع بالتصوير عن مخطوطة قره مصطفى باشا 6، مكتبة بايزيد في استانبول.
- المجلد 41/1 (C14 , 1)
المغني في أحكام النجوم، الجزءالاول، تأليف ابن هبنتا، المتوفى بعد سنة 317 للهجرة، إصدار فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاء الدين جوخوشا و مازن عماوى و ايكهارد نويباور. طبع بالتصوير عن المخطوطة رقم 9354 عام مكتبة الظاهرية فى دمشق.
- المجلد 41/2 (C14 , 2)
المغني في أحكام النجوم، الجزء الثانى، تأليف ابن هبنتا، المتوفى بعد سنة 317 للهجرة، إصدار فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا ومازن عماوي و ايكهارد نويباور. طبع بالتصوير عن المخطوطة رقم 852 عربي مكتبة الدولة البافارية في ميونيخ.
- المجلد 42 (C24)
كتاب الخراج و صناعة الكتابة، تأليف قدامة بن جعفر، المتوفى نحو سنة 320 للهجرة، يصدرها سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا و مازن عماوى و ايكهارد نويباور. طبع بالتصوير عن مخطوطة رقم 1076 مكتبة كوبريلي في استانبول.
- المجلد 43 (C34)
مجموع في الجغرافيا مما ألّفه ابن الفقيه و ابن فضلان و أبودلف الخزرجى، يصدرها فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوى، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة المكتبة الرضوية في مشهد، 5229.
- المجلد 44 (C44)
كتاب أنوار علو الأجرام في الكشف عن أسرار الأهرام، تأليف أبى جعفر الإدريسي [محمد بن عبدالزيز بن عبدالرحمن] توفي 649 ه، يصدرها فؤاد سزكين، إعداد أرسولا سزكين.
- المجلد 45/1 (C54 , 1)
كتاب الدرالفريد و بيت القصيد، المجلد الأول، تألف محمد بن ايدمر[النصف الثاني من القرن السابع الهجرى]، المجلد الأول و هو النصف الأول من الجزء الأول من نسخة المؤلف، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوى، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 3761، مجموعه فاتح مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 45/2 (C54 , 2)
كتاب الدرالفريد و بيت القصيد، المجلد الثانى، تأليف محمد بن ايدمر [النصف الثانى من القرن السابع الهجرى]، المجلد الثانى و هو النصف من الجزء الأول من نسخه المؤلف، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 3761، مجموعة فاتح مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 45/3 (C54 , 3)
كتاب الدرالفريد و بيت القصيد، المجلد الثالث، تأليف محمد بن ايدمر [النصف الثانى من القرن السابع الهجرى]، المجلد الثالث و هو النصف الأول من الجزء الثانى من نسخة المؤلف، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 23013 مكتبة طوبقابي سراي، قسم أحمد الثالث، استانبول.
- المجلد 45/4 (C54 , 4)
كتاب الدرالفريد و بيت القصيد، المجلد الرابع، تأليف محمد بن ايدمر [النصف الثانى من القرن السابع الهجرى]، المجلد الرابع و هو النصف الثانى من الجزء الثانى من نسخة المؤلف، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2301 مكتبة طوبقابي سراي، قسم أحمد الثالث، استانبول.
- المجلد 45/5 (C54 , 5)
كتاب الدرالفريد و بيت القصيد، المجلد الخامس، تأليف محمد بن ايدمر، توفى 710 ه، المجلد الخامس و هو الجزءالثالث من نسخة المؤلف، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 4401 المكتبة الرضوية، مشهد.
- المجلد 46/1 (C64 , 1)
مسالك الأبصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فصل *169* اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى ]توفي 749 ه، السفر الأول، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاء الدين جوخوشا، مازن عماوى، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2797/1 احمد الثالث، طوبقابي سراي، استانبول.
- المجلد 46/2 (C64,2)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفى 749 ه، السفر الثانى، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2227 يازمه باغشلار، مكتبة السليمانية في استانبول.
- المجلد 46/4 و 3 (C64 , 3_4)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفى 749 ه، السفر الثالث، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2797/2 (ص 178 - 462) أحمد الثالث، طوبقابي سراي، استانبول.
- المجلد 46/5 (C64 , 5)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفى 749 ه، السفر الخامس، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 3418 اَيا صوفيا، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 46/6 (C64 , 6)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل ا العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفى 749 ه، السفر السادس، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2037 لاله لي، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 46/8 و 7 (C64 , 7_8)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفى 749 ه، السفر السابع، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2797/4 (218 - 570) أحمد الثالث، طوبقابي سراي، استانبول.
- المجلد 46/9 (C64 , 9)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفى 749 ه، السفر التاسع، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 3422 اَيا صوفيا، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 46/10 (C64 , 01)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفى 749 ه، السفر العاشر، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 3423 اَيا صوفيا، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 46/11 (C64 , 11)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفى 749 ه، السفر الحادى عشر، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 3423 (ص 422 - 532) و 3424 (ورقة 55 - 121) اَيا صوفيا، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 46/12 (C64 , 21)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفى 749 ه، السفر الثاني عشر، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 3425 اَيا صوفيا، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 46/13 (C64 , 31)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفى 749 ه، السفر الثالث عشر، يصدره فؤاد سزكين، *170* بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 3426 اَيا صوفيا، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 46/14 (C64 , 41)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفى 749 ه، السفر الرابع عشر، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة أدد 9589 اَيا صوفيا، مكتبة البريطانية، لندن.
- المجلد 46/15 (C64 , 51)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفى 749 ه، السفر الخامس عشر، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 3428 اَيا صوفيا، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 46/16 (C64 , 61)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفى 749 ه، السفر السادس عشر، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 3429 اَيا صوفيا، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 46/17 (C64 , 71)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفى 749 ه، السفر السابع عشر، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 12327 اَيا صوفيا، مكتبة الوطنية، باريس.
- المجلد 46/18 (C64 , 81)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفي 749 ه، السفر الثامن عشر، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2797/12 (ص 1 - 267) مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 46/19 (C64 , 91)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفي 749 ه، السفر الثانى، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 3432 اَيا صوفيا، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 46/20 - 21 (C64 , 02 - 12)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفي 749 ه، السفر الثامن عشر، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 1668 (ق 1 - 170 ب)، مجموعة روان كوشكي، طوبقابي سراي، استانبول.
- المجلد 46/22 (C64,22)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفي 749 ه، السفر الثاني والعشرون، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 1668 (ق 170 ب - 210 ب)، مجموعة روان كوشكى، و مخطوطة 2797 / 14 (ص 12 - 171)، احمد الثالث طوبقابي سراي، استانبول.
- المجلد 46/23 (C64,32)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفي 749 ه، السفر الثالث و عشرون، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2797/14 (ص 171 - 650)، أحمد الثالث طوبقابي سراي، استانبول.
- المجلد 46/24 (C64,42)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفي 749 ه، السفر الرابع و العشرون، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
*171* طبع بالتصوير عن مخطوطة 2797/15 (ص 1 - 338)، احمد الثالث طوبقابى سراى، استانبول.
- المجلد 46/25 (C64 , 52)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفي 749 ه، السفر الخامس و العشرون، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 3437 اَيا صوفيا مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 46/26 (C64 , 62)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفي 749 ه، السفر السادس و العشرون، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 1917 يازمه باغشلر، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 46/27 (C64 , 72)
مسالك الابصار في ممالك الأمصار، تأليف ابن فضل اللَّه العمريّ [شهاب الدين احمد بن يحيى] توفي 749 ه، السفر السابع و العشرون، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 3439 اَيا صوفيا مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 47/1 (C74 , 1)
المعالجات البقراطية القسم الاول، تأليف أبى الحسن الطبرى [القرن الرابع الهجرى]، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاء الدين جوخوشا، مازن عماوي.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 4474 مكتبة ملك ملّي، طهران.
- المجلد 47/2 (C74 , 2)
المعالجات البقراطية القسم الثاني، تأليف أبى الحسن الطبرى [القرن الرابع الهجرى]، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاء الدين جوخوشا، مازن عماوي.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 4474 مكتبة ملك ملّي، طهران.
- المجلد 48 (C84)
المختار من المقتبس للمرزباني، لمحمد بن عمران المرزبانى [توفي 384 ه] من عمل علي بن حسن بن معاويه [القرن السادى الهجري؟]، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2515 مجموعة شهيد على باشا، مكتبةالسليمانية، استانبول.
- المجلد 49/1 (1 C94 ,)
مناهج الفكر و مباهج العبر، الجزء الاول، تأليف جمال الدين الوطواط [محمد بن ابراهيم بن يحيى الكتبي] توفى 718 ه، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 4116 مجموعة فاتح، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 49/2 (2 C94 ,)
مناهج الفكر و مباهج العبر، الجزء الثاني، تأليف جمال الدين الوطواط [محمد بن ابراهيم بن يحيى الكتبي] توفى 718 ه، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 4116 مجموعة فاتح، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 50/1 (1 , C05)
أعيان العصر و أعوان النصر، الجزء الاول، تأليف صلاح الدين الصفدي [خليل بن أيبك] توفى 764 ه، الجزء الاول (اَياجى - صير غتمش)، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 1805 مجموعة عاطف أفندي، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 50/2 (2 , C05)
أعيان العصر و أعوان النصر، الجزء الثانى، تأليف صلاح الدين الصفدى [خليل بن أيبك] توفى 764 ه، الجزء الثانى (الضفدع - محمد بن حسينا)، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 1809 مجموعة عاطف أفندي، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 50/3 (C05,3)
أعيان العصر و أعوان النصر، الجزء الثانى، تأليف صلاح الدين الصفدي [خليل بن أيبك] توفى 764 ه، الجزء الثلث (محمد بن الحشيشى - اليونيني)، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي.
*172* طبع بالتصوير عن مخطوطة 1809 مجموعة عاطف أفندي، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 51/1 (C15,1)
قلائد الجمان فى فرائد شعراء هذا الزمان، الجزء الاول (ابراهيم بن محمد - إلياس بن جامع)، تأليف ابن الشَّعار الموصلي [المبارك بن أحمد بن حمدان] توفي 654 ه، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2323 مجموعة أسعد أفندي، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 51/2 (2 , C15)
قلائد الجمان فى فرائد شعراء هذا الزمان، الجزء الثالث (سعد بن خليل - عبدالعزيز بن عثمان)، تأليف ابن الشَّعار الموصلي [المبارك بن أحمد بن حمدان] توفى 654 ه، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2324 مجموعة أسعد أفندي، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 51/3 (3 , C15)
قلائد الجمان فى فرائد شعراء هذا الزمان، الجزء الرابع (عبدالعزيز بن ابراهيم - على بن مسلم)، تأليف ابن الشَّعار الموصلي [المبارك بن أحمد بن حمدان] توفى 654 ه، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2325 مجموعة أسعد أفندي، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 51/4 (4 , C15)
قلائد الجمان فى فرائد شعراء هذا الزمان، الجزء الخامس (على بن يوسف - ابوالقاسم بن أبى جعفر)، تأليف ابن الشَّعار الموصلي [المبارك بن أحمد بن حمدان] توفى 654 ه، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2326 مجموعة أسعد أفندي، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 51/5 (5 , C15)
قلائد الجمان فى فرائد شعراء هذا الزمان، الجزء السادس (قيصر بن عثمان - محمد بن نصراللَّه)، تأليف ابن الشَّعار الموصلي [المبارك بن أحمد بن حمدان] توفى 654 ه، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2327 مجموعة أسعد أفندي، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 51/6 (6 , C15)
قلائد الجمان فى فرائد شعراء هذا الزمان، الجزء السابع (محمد بن حيدر - محمد بن محمد)، تأليف ابن الشَّعار الموصلي [المبارك بن أحمد بن حمدان] توفى 654 ه، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2328 مجموعة أسعد أفندي، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 51/7 (7 , C15)
قلائد الجمان فى فرائد شعراء هذا الزمان، الجزء التاسع (نصربن يوسف - يحيى بن عبدالعظيم)، تأليف ابن الشَّعار الموصلي [المبارك بن أحمد بن حمدان] توفى 654 ه، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2329 مجموعة أسعد أفندي، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 51/8 (8 , C15)
قلائد الجمان فى فرائد شعراء هذا الزمان، الجزء العاشر (يحيى بن عبدالقاهر - يلمان)، تأليف ابن الشَّعار الموصلي [المبارك بن أحمد بن حمدان] توفى 654 ه، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع علاءالدين جوخوشا، مازن عماوي.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 2330 مجموعة أسعد أفندي، مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 51/9 (9 , C15)
فهرس الأعلام المترجم لهم في قلائد الجمان لابن الشعار الموصلي، يصدره فؤاد سزكين، اعداد مازن عماوي.
- المجلد 52 (C25)
حاوى الفنون و سلوة المحزون، تأليف ابن الطحّان *173* الموسيقى [ابوالحسين محمد بن الحسن ]توفى بعد 449 ه، يصدره فؤاد سزكين، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة فنون جميلة 539، دارالكتب المصرية، القاهره.
- المجلد 53 (C35)
كتاب الأمكنه والمياه و الجبال، تأليف أبى الفتح الإسكندري [نصر بن عبدالرحمن] توفى 561 ه، يصدر فؤاد سزكين، بالتعاون مع مازن عماوي.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 23603 مكتبة المتحف البريطانى، لندن.
- المجلد 54/1 (C45,1)
جامع الأدوية المفردة، المجلد الأول (الأحرف زاى، حاء، طاء)، تأليف ابن سمجون [أبي بكر حامد بن سمجون ]توفى فى القرن 4 ه، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع مازن عماوي، فريد بن فغول، ايكهارد نويباور.
طبع التصوير عن مخطوطة اُور. 11614 (ق 1 - 47)، المكتبة البريطانية، لندن و مخطوطة هنت. 159 (ق 1 - 108)، مكتبة بودليانا، أكسفورد.
- المجلد 54/2 (C45,2)
جامع الأدوية المفردة، المجلد الثانى (الأحرف ياء، كاف، لام، ميم)، تأليف ابن سمجون [أبى بكر حامد بن سمجون] توفى فى القرن 4 ه، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع مازن عماوي، فريد بن فغول، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة هنت. 159 (ق 109 - 277) مكتبة بودليانا، أكسفورد.
- المجلد 54/3 (C45,3)
جامع الأدوية المفردة، المجلد الثالث (الأحرف ياء، كاف، لام، ميم)، تأليف ابن سمجون [أبى بكر حامد بن سمجون] توفى فى القرن 4 ه، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع مازن عماوي، فريد بن فغول، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة أحمد الثالث 2121 طوبقابي سراي، استانبول.
- المجلد 54/4 (C45,4)
جامع الأدوية المفردة، المجلد الرابع (الأحرف قاف، راء، سين، تاء، ثاء، خاء، ذال، ظاء، غين، شين)، تأليف ابن سمجون [أبى بكر حامد بن سمجون] توفى فى القرن 4 ه، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع مازن عماوي، فريد بن فغول، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن مخطوطة بروس 48 (ق 33 - 168)، مكتبة بودليانا، أكسفورد.
- المجلد 55 (C55)
التذكرة، تأليف ابن العديم [كمال الدين عمر بن أحمد] توفي 660ه، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع مازن عماوي، فريد بن فغول، ايكهارد نويباور
طبع بالتصوير عن مخطوطة أدب 2042، دارالكتب و الوثائق المصرية، القاهره.
- المجلد 56 (C65)
خطاي نامه (وصف مملكة الصين)، تأليف على أكبر خطائى، توفى بعد 922 ه، يصدره فؤاد سزكين، بالتعاون مع مازن عماوي، فريد بن فغول، ايكهارد نويباور.
طبع بالتصوير عن محفوظة رئيس الكتاب 609 مكتبة السليمانية، استانبول.
- المجلد 57 (C75)
شرح كتاب أرسطو طاليس في السماع و العالم لابن رشد، لابن رشد [محمد بن أحمد بن الحفيد ]توفى 595 ه، يصدره فؤاد سزكين، قدم له جيرهارد إندرس.
طبع بالتصوير عن مخطوطة 11821 المكتبة الوطنية - تونس.
اخبار
*درگذشت حجةالاسلام والمسلمين حاج سيد احمد خمينى
جناب حجة الاسلام و المسلمين آقاى حاج سيد احمد خمينى - طاب اللَّه ثراه و جعل الجنة مثواه - يكى از بازوان تواناى نظام اسلامى و ياوران صديق ولايت فقيه به شمار مىرفت. وى در 24 اسفند 1324ش در شهر قم، در بيت رفيع فقاهت و مرجعيت شيعه ديده به جهان گشود. پدر والا مقامش مرجع و رهبر والاى مسلمانان جهان حضرت آية اللَّه العظمى امام خمينى و مادر مكرّمهاش فرزند حضرت آيت اللَّه حاج ميرزا محمد ثقفى تهرانى (1313 - 1406 ق) صاحب تفسير «روان جاويد» (فرزند علامه سترگ آيت اللَّه حاج ميرزا ابوالفضل تهرانى (1273 - 1316 ق) صاحب «ديوان اشعار» و «شفاء الصدور فى شرح زيارة العاشورا»، فرزند آيت اللَّه العظمى ميرزا ابوالقاسم كلانترى تهرانى (1236 - 1292 ق) صاحب «مطارح الانظار») است. او در دامان پدر و مادرى اين چنين باليد و پس از پشت سر نهادن تحصيلات دبيرستانى به اقتضاى شوق فطرى و سيره خانوادگى به تحصيل علوم دينى روى آورد. وى دروس عالى خويش را نزد اساتيد بنام حوزه علميه قم چون حضرات آيات: حاج شيخ مرتضى حائرى يزدى، حاج سيد محمدباقر سلطانى طباطبايى (ابو الزوجه محترم وى و داماد آيت اللَّه العظمى سيد صدرالدين صدر) و حاج سيد موسى شبيرى زنجانى فرا گرفت. در سال 1356 ش مخفيانه به حوزه علميه نجف شتافت و با رحلت برادر بزرگوارش مرحوم آيت اللَّه حاج آقا مصطفى خمينى، در كنار پدر والا مقامش ماندگار شد. با اوجگيرى مبارزات مردم مسلمان ايران به رهبرى حضرت امام خمينى، وى بسان يار و ياور پدر هماره در كنارش بود و لحظهاى از رهبر جدا نشد. پس از پيروزى انقلاب اسلامى، به عنوان رئيس دفتر امام بخشى از مسؤوليتهاى خطير ايشان را بر عهده گرفت و در خلال اين مدت از ايفاى وظايف محوّله بخوبى برآمد و كوچكترين نقطه ضعفى از او ديده نشد پس از ارتحال اندوهبار حضرت امام به عضويت مجلس خبرگان رهبرى و نمايندگى مقام معظم رهبرى در شوراى عالى امنيت ملّى كشور برگزيده شد و توليت «مؤسسه نشر و تنظيم آثار امام خمينى» را برعهده گرفت و بسيارى از كتابها و نوشتارهاى امام را به زيبايى منتشر نمود و همزمان به تحصيل فلسفه اسلامى پرداخت.
سرانجام آن مرحوم پس از عمرى تلاش و كوشش در راه پيشبرد اهداف اسلام و نظام اسلامى، پس از يك بيمارى در 49 سالگى به تاريخ جمعه *175* 26 اسفند ش (15 شوال 1415 ق) بدرود حيات گفت و همه را در اندوهى عميق فرو برد. به دنبال در گذشت نابهنگام و زودرس آن يادگار امام، يك روز تعطيل عمومى و دو روز عزاى عمومى اعلام شد و بر سر هر كوى و برزن پرچمهاى سياه نصب و آواى قرآن از تمام مأذنههاى تكايا و مساجد كشور پخش گرديد و پس از نماز ميت بر جسم شريف او كه توسط مقام معظم رهبرى حضرت آيت اللَّه خامنهاى - مدظله العالى - اقامه گرديد، پيكر پاكش با حضورِ ميليونى مردم داغدار و سوگمند، از دانشگاه تهران به سوى مرقد حضرت امام خمينى تشييع و پايين پاى پدر بزرگوارش به خاك سپرده شد و مجالس بزرگداشت وى تا مدّتها در ايران و ساير كشورهاى اسلامى برگزار گرديد. عاش سعيدا و مات سعيدا. * درگذشت آيت اللَّه محقق تهرانى
فقيه معظم حضرت آيت اللَّه مرحوم آقاى حاج شيخ محمد رضا محقق تهرانى از فقهاى مشهور تهران به شمار مىرفت. وى در سال 1332 ق در تهران به دنيا آمد و پس از پشت سر نهادن دوران كودكى، به حوزه علميه قم آمد و مقدمات و سطح را نزد اساتيد فنّ فرا گرفت. سپس به مشهد مقدس رفت و سطوح عاليه را نزد حضرات آيات: شيخ هاشم قزوينى، شيخ كاظم دامغانى و شيخ حسن فاضل بُرسى تكميل كرد. پس از آن به درس خارج آيات عظام: ميرزا محمد آقا زاده (فرزند آخوند خراسانى) و حاج آقا حسين طباطبايى قمى و درس معارف قرآن آيت اللَّه ميرزا مهدى اصفهانى حاضر شد و مبانى علمى خويش را استوار ساخت. پس از غائله مسجد گوهرشاد و تعطيلى حوزه علميه مشهد در سال 1314 ش به تهران آمد و در درسهاى اخلاق و عرفان مرحوم آيت اللَّه حاج شيخ محمد على شاه آبادى شركت جست. پس از چندى به قم آمد و در درسهاى آيات ثلاث حضرات آقايان: صدر، خوانسارى و حجت كوهكمرى حاضر شد و بر اندوختههاى علمى خويش بيافزود. با ورود مرحوم آيت اللَّه العظمى بروجردى به قم (سال 1364 ق) به مدّت نه سال در درس فقه و اصول ايشان شركت كرد. پس از آن به مشهد آمد و ساليانى چند به تدريس فقه و اصول پرداخت. سپس به تهران آمد و به تدريس علوم اهلبيت - عليهم السلام - در مدرسه مروى و اقامه جماعت در مسجد خندق آباد و تأليف و تصنيف پرداخت. از آثار ايشان به غير از رساله «توضيح المسائل»، كتاب مهمّ و ارزنده «حقائق الفقه فى شرح شرايع الاسلام» شامل يك دوره كامل فقه استدلالى در بيش از 70 جلد است كه پنجاه جلد آن به چاپ رسيده است. فقيد سعيد پس از پشت سر نهادن عمرى با بركت و سرشار از خدمات مذهبى، سرانجام به سنّ 83 سالگى، در تاريخ دوم شوال المكرم 1415 ق (12 اسفند ماه 1373) بدرود حيات گفت. عاش سعيدا و مات سعيدا.
*176* * درگذشت مرحوم آيت اللَّه روحانى نجفى
حضرت مستطاب آيت اللَّه ميرزا على آقا روحانى در سال 1315 ق (1309 ش) در خانوادهاى سختكوش، متدين و پايبند به شعاير دينى در نجف آباد به دنيا آمد. پس از تحصيلات ابتدايى در دوازده سالگى به آموختن علوم دينى روى آورد و پس از يك سال و نيم به حوزه علميه اصفهان شتافت و در مدرسه جدّه سكونت گزيد. سپس در شانزده سالگى رهسپار حوزه نجف اشرف شد و در محضر اساتيد فن - از جمله درس كفايه مرحوم آيت اللَّه حاج سيد مرتضى فيروز آبادى صاحب «عناية الاصول» - حاضر شد و بهرهها برد. همچنين به درس خارج فقه و اصول حضرات آيات عظام: حكيم، شاهرودى، سيد عبدالهادى شيرازى و سيد ابوالقاسم خويى رفت و توشهها بر گرفت. اين تلاش بيش از سى سال از عمر با بركتش را تشكيل داد. وى در خلال اين مدت به تدريس فقه و اصول و تأليف و تصنيف پرداخت و از اساتيد خويش اجازه اجتهاد دريافت داشت. در سال 1400 ق (1359 ش) به قم كوچيد و يكسره به تكميل مصنفات خويش پرداخت و سرانجام در 64 سالگى، در تاريخ شانزده رجب الخير 1415 ق (29 آذر ماه 1373) بدرود حيات گفت - رحمة اللَّه عليه.
برخى از تأليفات (چاپ شده) او عبارتند از:
1- الفرقان فى تفسير القرآن (2 جلد آن به چاپ رسيده است) 2- فرهنگ يا علم و دانش 3- معارف اسلامى 4- اصول اسلام 5- ترجمه اجوبة موسى جار اللَّه سيد شرف الدين 6- الوصول الى مناقب آل الرسول (2 جلد آن به چاپ رسيده) 7- خلفاء راشدين (4 جلد) 8- الامام الحسين و المناوئون. تأليفات چاپ نشدهاش نيز عبارتند از: 9- الفرقان فى تفسير القرآن (20 جلد)، 10 - 12 - تعليقه بر شرح لمعه، رسائل و مكاسب (كه برخى از آنها در چاپ كلانتر لحاظ شده است) 13- تنقيح المقال در شرح «وسيلة النجاة» - باب طهارت - (3 جلد) 14- ترجمه و تفسير مختصر قرآن مجيد 15- اعجاز القران 16- كشف الاسرار (تطبيق دانش جديد با آيات قرآنى) 16- عبقرية الامام على (ع) 17- المواهب فى ايمان ابى طالب 18- الامام على فى صفين 19- العقيلة الهاشمية 20- السقيفة 21- السيرة الاموية 22- الارهاب فى اتباع محمد بن عبد الوهاب 23- روش خوشبختى 24- عرفان و فلسفه 25- شذرات الذهب (حاوى 2000 حديث مسند و صحيح به حروف الفبا) 26- عقايد الشيعة الامامية 27- قبسات فى علم الاصول 28- يك بحث از موادّ صُلبه (ردّ بر مادى گرايان). ناصر الدين انصارى
*177* * درگذشت دكتر عباس زرياب خويى
عباس زرياب خويى در سال 1298 ش در خوى متولد شد. پس از اتمام تحصيلات ابتدايى و متوسطه به قم رفت. سپس وارد دانشكده الهيات شد و پس از دريافت درجه ليسانس به آلمان رفت و از دانشگاه ماينز در رشته تاريخ دكترا گرفت. آنگاه به ايران آمد و چندى بعد به دعوت پروفسور هنينگ به آمريكا رفت و در دانشگاه بركلى به تدريس پرداخت. وى پس از دو سال به ايران بازگشت و با سمت استادى در دانشگاه تهران به كار پرداخت.
دكتر زرياب محقق، مورخ و مترجمى فى الواقع جامع الاطراف بود و بويژه در معارف ايران و اسلام و فلسفه و تاريخ و ادبيات عرب صاحب نظرى متبحر بود و به سبب آشنايى با زبانهاى عربى، آلمانى، انگليسى و فرانسه به منابع دست اول دسترسى داشت. ترجمههاى او در موضوع فلسفه هم نمونه ترجمه خوب به شمار است و هم سرمشق نگارش براى فارسى زبانان.
دكتر زرياب علاوه بر تأليف و ترجمه وتصحيح چند كتاب - كه معروفترين و معتبرترين آنها الصيدنه بيرونى است - و افزون بر تدريس، سالهاى آخر عمر را به همكارى با دايرة المعارفها گذراند و تعداد قابل توجهى مقاله محققانه براى آنها فراهم آورد. دكتر احمد تفضلى در مقدمه جشن نامهاى كه به مناسبت هفتاد سالگى استاد با عنوان «يكى قطره باران» در سال 1370 انتشار داد، ترجمه مبسوط و دقيقى از احوال و آثار استاد زرياب چاپ كرده است.
وى در بهمن 1373 در 75 سالگى در گذشت. * درگذشت مهندس مهدى بازرگان
مهندس بازرگان به سال 1286 ش در تهران متولد شد. تحصيلات مقدماتى را در همين شهر به پايان رساند و در سال 1307 همراه با نخستين گروه از دانشجويان ايرانى براى تحصيل به خارج رفت و در رشته مهندسى ماشين و مهندسى نساجى در فرانسه تحصيل كرد. او پس از بازگشت به ايران به استخدام دانشگاه درآمد و از 1314 تا 1330 به تدريس پرداخت. او همچنين در سالهاى 1325 تا 1331 رئيس دانشكده فنى بود، اما در عين حال به فعاليت سياسى مىپرداخت و به همين سبب چند بار (در سالهاى 1334 و 1341 و 1357) به زندان افتاد. پس از تحقق انقلاب اسلامى از سوى امام خمينى (ره) به رياست دولت موقت منصوب شد.
از مهندس بازرگان تأليفاتى در زمينههاى علمى و سياسى و مخصوصاً شناخت و معرفى اسلام به جا مانده است كه برخى از آنها عبارتند از: باد و باران در قرآن، مطهرات در اسلام، سير تحوّل در قرآن، آموزش قرآن، علمى بودن ماركسيسم، مذهب در اروپا، يادداشتهايى از سفر حج و... .
وى در آذر ماه 1373 در 88 سالگى در سوئيس در گذشت.
*178* * برگزارى يادواره حكيم آيت اللَّه حاج ميرزا على آقا شيرازى
با پيام وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى، يادواره حكيم متألّه آيت اللَّه حاج ميرزا على آقاى شيرازى با حضور جمعى از علما و مسؤولين در اصفهان برگزار شد.
حضرت آيت اللَّه حاج ميرزا على آقا شيرازى در سال 1294 هجرى قمرى در شهر نجف متولد شد. او در زمانى كه تنها بيست سال از عمرش گذشته بود، ساكن اصفهان شد و در طول عمر خود از محضر عالمانى همچون شيخ الشريعه اصفهانى، آقا سيد محمد كاظم يزدى، آخوند خراسانى، آخوند ملا محمد كاشانى و ميرزا جهانگير خان قشقايى و آقا سيد محمد درچهاى و آيت اللَّه بروجردى بهره برد.
وى علاوه بر آن از درس طب حاج ميرزا آقا باقر حكيم باشى بهره گرفت. حاج ميرزا آقا علاوه بر طب، در فقه، فلسفه و ديگر علوم انسانى استاد بود. در ادامه اين يادواره تعدادى از اساتيد و علماى حوزه و دانشگاه از جمله آيت اللَّه جوادى آملى، سخن گفتند و مقاله ارائه دادند. *كنگره بزرگداشت علامه حاج شيخ محمد تقى شوشترى
حضرت آيت اللَّه علامه حاج شيخ محمدتقى شوشترى كه در حال حاضر در قيد حياتند، يكى از نوابغ و مشاهير بلند آوازه جهان تشيع است كه در سال 1320 ه. ق در نجف اشرف متولد و در سن هفت سالگى در شهرستان شوشتر اقامت گزيد.
كنگره بزرگداشت اين دانشمند فرزانه و نابغه بلند آوازه در روزهاى 17 و 18 و 19 اسفند ماه 73 با شركت بيش از 150 نفر از علما، انديشمندان، پژوهشگران حوزه علميه، محققان و كارشناسان مسائل علمى، با پيام وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى كشورمان در سالن مجتمع فرهنگى شركت كشت و صنعت كارون واقع در شهرك شهيد بهشتى، برگزار شد.
در قسمتى از پيام فرهنگ و ارشاد اسلامى آمده است: شيخ محمدتقى شوشترى به عنوان شخصيتى بزرگوار و عالمى بلند مرتبه توصيف شده كه عمر شريف و گرانبهاى خود را در راه مجد و احياى اسلام عزيز در جبهههاى گوناگون صرف كرده است.
در ادامه كنگره، بعضى از اساتيد حوزه و دانشگاه و معاون فرهنگى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى كشور طى سخنانى پيرامون شخصيت و *179* فضائل والا و آثار علامه شيخ شوشترى مطالبى بيان داشتند.
در طول برگزارى اين كنگره ضمن برپايى نمايشگاه عكس از حضرت آيت اللَّه حاج شيخ محمد تقى شوشترى، كتابخانه اين عالم ربانى نيز افتتاح شد.
معروفترين اثر معظم له قاموس الرجال در علم حديث و رجال (در چهارده جلد) است كه در سال 1371 ش به عنوان كتاب سال معرفى و برگزيده شد. * كتابهاى برگزيده سال
در معرفى بهترين كتابهاى سال 1372، كه در پانزدهم بهمن در تالار وحدت برگزار شد، تعداد سى و چهار كتاب در رشتههاى مختلف بهترين كتابها معرفى شده و نويسندگان يا مترجمان آنها جوايزى شامل لوح تقدير و بيست و دو سكه بهار آزادى از دست آقاى هاشمى رفسنجانى، رئيس جمهورى، دريافت كردند. اسامى برخى از آنها عبارتند از:
* غاية المراد فى شرح نكت الارشاد. تحقيق: مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم. (با اشراف رضا مختارى)؛
* فهرستگان كشاورزى ايران (با اشراف نسرين دُخت عماد خراسانى)؛
* شرح منازل السائرين (عبدالرزاق كاشانى، تحقيق و تعليق از محسن بيدارفر)؛
* نخبگان سياسى ايران از انقلاب مشروطيت تا انقلاب اسلامى (زهرا شجيعى)؛
* فرهنگ مشتقات مصادر فارسى (كامياب خليلى)؛
* تاريخ دامپزشكى و پزشكى ايران (حسن تاج بخش)؛
* اصول و مبانى هنرهاى تجسمى (محمدحسين حليمى)؛
* حديث عشق در شرق (ژان - كلود واده، ترجمه جواد حديدى)؛
* تاريخ خوى (محمدامين رياحى)؛
* و... . * فصلنامه فقه اهل بيت
فقه اسلامى در طول چهارده قرن باليدن و به بار نشستن، فقيهانى قلّه سان و آثارى گرانسنگ به جوامع انسانى عرضه داشته است و انقلاب اسلامى از ثمرات ميمون همين فقه به دست بزرگمردى از قبيله همين فقيهان است.
فقه شيعه آهنگ آن دارد كه جامعهاى علوى در دوره «بسط يد» سازماندهى كند و شاهد اين مدعا حضور فقيهان و مجتهدان بزرگوارى است كه در دامن حوزههاى فقاهت باليدهاند.
*180* رهبر معظّم انقلاب، كه خود از همين قبيله است و از دير زمان دغدغه حراست، تبيين، عرضه و اجراى معارف و احكام ناب علوى را در سر مىپروراندهاند، به اين مهم بارها پاى فشرده است.
معظم له، دايرة المعارف فقه اسلامى را بر مذهب اهل بيت، در انجام همين مهم بنياد نهاد و مجمع فقه اهل بيت را براى تأمين همين هدف سامان داد و بر نشر مجلّهاى در فقه اهل بيت اصرار ورزيد.
آيت اللَّه سيّد محمود هاشمى صاحب امتياز و مدير مسؤول اين مجله است و سردبيرى آن را آقاى عبدالرضا ايزدپناه به عهده دارد.
در اين شماره عناوين زير آمده است:
سر مقاله؛ اهداف فقه و وظيفه فقيهان؛ بيمه؛ روند آينده اجتهاد؛ ذبح با دستگاههاى ماشينى؛ كالبد شكافى در آموزشهاى پزشكى؛ داد و ستد قولنامهاى؛ نگاهى به كتاب «بحوث فقهيه»؛ دائرة المعارف فقه كويتى و... .
اين مجلّه با هدف اطّلاع رسانى فقهى، تبيين مسائل مستحدثه، كاوش در مباحث برون فقهى، مقارنه و تطبيق بين فقه شيعه با مكاتب فقهى و حقوقى ديگر، منتشر شده است.