آشنايى با بنياد دائرةالمعارف اسلامى
در پى نياز جامعه فرهنگى به دائرةالمعارفى از علوم و معارف و تمدن اسلامى، در اواخر سال 1362 به دعوت حضرت آيةاللَّه خامنهاى عدهاى از علما و استادان براى تدوين دائرةالمعارف گرد آمدند. پس از تأسيس بنيادى بدين منظور و تشكيل هيأت امنا و سازمان دهى، كار بنياد از اواخر سال 1363 آغاز شد. اعضاى هيأتِ امناى اين بنياد عبارتند از: آقايان مهندس سيد مصطفى ميرسليم، دكتر سيد جعفر شهيدى، دكتر ابوالقاسم گرجى، دكتر مهدى محقق، حجةالاسلام والمسلمين رضا استادى، جمال الدين شيرازيان، دكتر عبدالكريم سروش، دكتر غلامعلى حداد عادل، دكتر نصراللَّه پورجوادى و دكتر احمد طاهرى عراقى. رياست هيأت امنا به عهده آقاى مهندس ميرسليم است. مدير عامل در آغاز آقاى دكتر مهدى محقق بودند و پس از دو سال آقاى دكتر پور جوادى به اين سمت برگزيده شدند.
دائرةالمعارفى كه اين بنياد تدوين مىكند، تحت عنوان دانشنامه جهان اسلام منتشر خواهد شد و حوزه وسيعى را از علوم و معارف در بر مىگيرد. كليه اصطلاحات علوم دينى و ادبى و هنرى و معمارى، سيره انبياء و اوليا و ائمه(ع) و نيز شرح حال فلاسفه بزرگ اسلام و فقها و عرفا و شعرا و خطاطان و نقاشان در آن مىآيد. همچنين تاريخ سلسلههاى حاكم در جهان اسلام و زندگى خلفا و سلاطين و وزرا و تاريخ شهرهاى اسلامى و ابنيه تاريخى و مذهبى، وصف انواع پوشاكها و اغذيه و داروهاى سنّتى و ابزارها و جنگ افزارها و... را در آن مىتوان يافت.
دائرةالمعارفها عموماً دو گونه است: يكى دائرة المعارفهاى تخصصى موضوعى است و ديگر دائرةالمعارفهاى عمومى. دانشنامه جهان اسلام از سنخ دائرةالمعارفهاى نوع اول است. بنياد دائرةالمعارف اسلامى در تأليف مقالات يك اصل را پذيرفته است و در تحقق اين هدف مىكوشد و آن اينكه مقالات توسط متخصصان نوشته شود. ولى مشكل اين است كه به سبب وسعت و تنوع موضوعى دانشنامه جهان اسلام، به متخصصان بسيارى نياز هست كه بتوانند مقالات مختلف دانشنامه را كه در حوزههاى گوناگون است بنويسند. ما در ايران اين تعداد متخصص نداريم. مؤلفان و محققان ايران، چه در حوزههاى علميه و چه در دانشگاهها، تخصصشان عمدتاً در علوم اسلامى و تاريخ اسلام و ايران، فلسفه و عرفان و ادبيات فارسى و پارهاى از هنرهاى اسلامى است. ولى در بخشهايى ديگر (مثلاً درباره ادبيات تركى، تاريخ و جغرافياى شبه قاره، فرهنگ و تاريخ اندونزى، تاريخ و ادبيات اندلس، تاريخ اقوام بربر، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى اسلامى، معمارى و باستانشناسى كشورهاى عربى، اقوام اوزبك و قرقيز و تاتار و...) مطلقاً متخصص نداريم و اگر در بخشى يكى - دو تن متخصص يافت شود، منابع و مصادر تحقيق آن موضوع وجود ندارد.
دانشنامه جهان اسلام، مقالات مربوط به دين اسلام و علوم دينى اسلامى و نيز تاريخ اسلام و ايران و زبان و ادبيات فارسى را با استفاده از محققان ايرانى (چه از حوزهها و چه از دانشگاهها) تأليف مىكند. در اين زمينهها هم محقق وجود دارد و هم منابع كار در دسترس هست. اما در موضوعات ديگر كه نمونههايى از آنها ذكر شد و متخصصى در ايران ندارد؛ يكى از دو كار را مىتوان كرد: يكى آنكه با استفاده از نوشتههاى ديگران، شخصى متفنّن مقالهاى بپردازد. ولى اين كار با آن اصل پذيرفته شده كه مقاله را شخصى متخصص بنويسد، *67* منافات دارد. درست است كه مقاله شخص غير متخصص هم مىتواند داراى اطلاعات مفيدى براى خواننده ايرانى باشد و در سطوحى خاص مفيد هم باشد؛ ولى گذشته از اينكه آن مقاله در عالم علم و در حوزه متخصصان حجيّت ندارد؛ گاه به سبب عدم توغّل مؤلف در موضوع، مىتواند منقصتهاى بسيار داشته باشد. به هر حال، فرق است ميان كسى كه چندين سال در موضوعى مطالعه و تأمل كرده و منابع را ديده و موضوع (و موضوعات هامشى آن) را به نيكى دريافت و بر آنها مسلط شده باشد؛ با كسى كه بخواهد با يك بررسى دو - سه ماهه موضوعى را بنويسد. پس راه دوم آن است كه در موضوعاتى كه متخصص نداريم، از متخصصان كشورهاى ديگر استفاده كنيم.
بنابراين اگر ما بخواهيم مقالات تخصصى محققانه منتشر كنيم، به سبب كمبود محققان در برخى رشتهها، نيازمند به تخصصهاى خارجى نيز هتسيم. همان گونه كه ما درباره ادبيات فارسى و تاريخ ايران و فقه و اصول و كلام شيعه و عرفان و فلسفه در ايران محققان برجستهاى داريم؛ در كشورهاى اسلامى ديگر نيز درباره تاريخ و جغرافيا و فرهنگ و مذهب خودشان محققان دانشمندى هست و ما بايد از آنان استفاده كنيم. همان طور كه مثلاً مقاله صائب تبريزى را بايد يك محقق ادب فارسى و متخصص سبك هندى بنويسد، مقاله فضولى (شاعر ترك) هم بايد توسط متخصصى در همان سطح نوشته شود. اگر تاريخ و جغرافياى شهرهاى نيشابور و شيراز و كرمان را محققان ايرانى بايد بنويسند؛ مقالات قونيه و قاهره و رباط و قرطبه را هم متخصصان آن شهرها بايد بنويسند. همچنان كه در تأليف مقالات مربوط به فقه جعفرى از علماى محقق حوزههاى ايران بايد استفاده شود، در تحرير مقالات مربوط به فقه حنفى و مالكى و... بايد از متخصصان اين مذاهب بهره جست. همچنين است مباحث مختلف تاريخ و جغرافيا و ادب و فرهنگ هند و اندونزى و مالزى و اوزبكستان و قرقيزستان و داغستان و... .
پس ما ناچار بايد از متخصصان غير ايرانى نيز براى تدوين دائرةالمعارف اسلامى استفاده كنيم و جز اين راهى نيست. مگر اينكه سطح توقع خود را اندكى فروتر آوريم. اصولاً همه دائرةالمعارفهاى تخصصى كشورهاى ديگر نيز به همين گونه عمل مىكنند. هيچ دائرة المعارفى نيست كه فقط متكى باشد به مؤلفان كشور خودش (ولو اينكه تعدادشان اندك هم نباشد). در تأليف دائرةالمعارفهاى تخصصى بزرگى مانند دائرةالمعارف اسلام (چاپ هلند)، كه دائرةالمعارف دين (الياده)، دائرة المعارف كاتوليك، دائرةالمعارف يهود و دائرةالمعارف اسلام تركيه (چاپ جديد) و... دانشمندان كشورهاى مختلف مشاركت دارند.
و اما استفاده از متخصصان غير ايرانى در موضوعاتى كه ما متخصصى نداريم به دو گونه ممكن است: اول آنكه از متخصصان بخواهيم مقالهاى در حوزه تخصص خود براى ما بنويسند. دوم آنكه آنچه را به صورت مقاله تحقيقى در دائرةالمعارفهاى ديگر نوشتهاند، ترجمه كنيم. دانشنامه جهان اسلام به هر دو شيوه عمل كرده است، يعنى در موضوعاتى كه متخصصى در ايران ندارد، يا امكان تأليفش حاصل نمىشده است، اوّلاً به دائرةالمعارفهاى اسلامى ديگر مراجعه كرده است و چنانچه محققان كشورهاى ديگر در آن موضوع مقالهاى داشتهاند، آن را به فارسى ترجمه كرده است. و اگر درباره يك موضوع در چند دائرةالمعارف چند مقاله بوده است، بهترين را برگزيده و ترجمه كرده و پس از ويراستارى دقيق، آن را در كنار مقالات تأليفى نهاده است. و اگر در هيچ يك از دائرةالمعارفها چنان مقالهاى يافت نشد، و يا اگر بود، اطلاعاتش كهنه و نارسا بود، سعى شده است، از متخصصانى كه در كشورهاى *68* ديگر هستند درخواست شود مقالهاى در آن باره بنويسند.
پس به طور خلاصه بايد گفت كه مقالات دانشنامه جهان اسلام دو گونه است: مقالاتى كه تأليف علما و محققان ايرانى است و درباره عقايد اسلامى و تاريخ ايران و ادبيات فارسى است. و مقالاتى كه تأليف محققان غير ايرانى درباره تاريخ و فرهنگ سرزمينهاى ديگر اسلامى، يا درباره مذاهب و فرق غير شيعى است. مقالات اخير يا ترجمه است از دائرةالمعارفهايى مانند دائرةالمعارف اسلام (چاپ هلند)، دائرةالمعارف اسلام تركيه (چاپ قديم و جديد)، دائرةالمعارف اسلام اردو (چاپ پاكستان) و دائرةالمعارف ايرانيكا. و يا مقالاتى است كه به سفارش دانشنامه جهان اسلام در خارج از ايران تأليف شده است.
در مورد مقالات ترجمهاى كه تقريباً 40% مقالات دانشنامه را تشكيل مىدهد، اين نكته قابل ذكر است كه ترجمه دقيق و طبع و نشر اين گونه مقالات تحقيقى در اعتلاى فرهنگ جامعه اثر مهمى دارد؛ و چون توسط متخصصان نوشته شده است، مىتواند مرجع و مستند اهل فن باشد. و يقيناً ارزش چنين مقالات ترجمهاى بسيار والاست و آن توهّم موجود در جامعه كه گاه هر تأليفى را برتر از ترجمه مىشمرد، نبايد موجب گمراهى شود. اصولاً اگر در موضوعى خاص (تاريخى، جغرافيايى، ادبى، فلسفى) محققى در كشورى ديگر كار عالمانه و دقيق و كاملى كرده باشد، بايد آن را ترجمه و منتشر كرد. ديگر نيازى نيست دوباره ما در اينجا (احياناً با قلّت عِدّه و عُدّه) به تأليف درباره آن موضوع بپردازيم. علاوه بر اين، سياست دانشنامه جهان اسلام در مورد ترجمه مقالات، گزينش بهترين است. پش از اين در برخى كشورهاى اسلامى، يعنى در مصر و تركيه و پاكستان (و نيز ايران قبل از انقلاب) دائرةالمعارف اسلام (چاپ هلند) را گرفتهاند و آن را عيناً ترجمه كردهاند. ولى شيوه دانشنامه جهان اسلام چنين نيست. با جستجو در چندين منبع، بهترين و جامعترين انتخاب مىشود. و گاه اگر يك مقاله جامع و كافى نباشد، با استفاده از منبعى ديگر تكميل مىشود تا شكلى جامعتر بيايد. ديگر اينكه در مقالات ترجمهاى، با ملاحظه موازين اسلامى و مصالح ملى، اگر احياناً سخنى ناروا ديده شود، تغييراتى در آن داده مىشود و اصلاح مىگردد.
نكته ديگر اين است كه در دائرةالمعارفهاى اسلامى موجود (چه آنهايى كه در اروپا چاپ شده است و چه آنهايى كه در كشورهاى مختلف اسلامى) دو نقص عمده هست:
نقص اوّل اين است كه اين دائرةالمعارفها عمدتاً به تاريخ و تراجم و جغرافياى عالم اسلام پرداختهاند. مصطلحات علوم اسلامى در آنها بسيار بسيار اندك است. از آن همه اصطلاحات علم اصول و علم الحديث و كلام و فلسفه و علوم بلاغى و ادبى و... جز اندكى ذكر نشده است.
نقص دوّم اين است كه در مقالات تاريخى و جغرافيايى آن، رعايت توازن نشده است. يعنى درباره چند منطقه از جهان اسلام كه در آن بيشتر تحقيق شده است، مقالات متعدد و دقيق و مفصّل هست؛ ولى درباره مناطقى از عالم اسلام كه به علل مختلف كمتر محل توجه بوده، مقالات اندكى وجود دارد. مثلاً درباره مصر و تركيه و هند و پاكستان، مقالات متعدد و خوب بسيار است. ولى شمار مقالاتى كه درباره ايران و افغانستان و آسياى مركزى (ماوراءالنهر) و قفقاز و يمن است، نسبتاً كم است. البته اين كمبودها مربوط به تراجم علماى يك مذهب نيز هست. يعنى هم علماى شيعه ايران و افغانستان مورد اين بىتوجّهى واقع شدهاند؛ و هم علماى اهل سنّت اين بلاد. از هزاران عالم سنّى كه در بخارا و رى و نيشابور و طوس و بلخ و... در قرن سوّم تا ششم مىزيستهاند، و از صدها دانشمند *69* شيعى كه در اصفهان و تبريز و قم و نجف در قرن دهم تا چهاردهم حافظ سنّت علمى اسلام بودهاند، فقط تراجم تعداد اندكى آمده است. در قرن سوّم تا ششم، ايران يكى از مركز مهم ادب عربى بوده است؛ بخصوص از دو منطقه خراسان و عراق عجم، شعرا و نويسندگان بزرگى برخاستهاند كه از مفاخر ادب عرب هستند. ولى شرح حال بسيارى از آنان را در دائرةالمعارفها نمى يابيم. علّت اين نقص و عدم توازن آن است كه دائرةالمعارفهاى كشورهاى اسلامى بيشتر صبغه ملّى دارد و توجه مؤلّفان آنان (خود آگاه يا ناخودآگاه) بيشتر معطوف به بزرگان كشور خود بوده است. در نتيجه از سرزمينهاى اسلامى ديگر غافل ماندهاند. همچنين دائرةالمعارفهاى اسلامى چاپ اروپا نيز به علّت آنكه تحقيقات مستشرقان (به انگيزههاى مختلف) متمركز در شبه قاره و مصر و تركيه بوده است، به تفصيل مطلوب به بلاد اسلامى ديگر نپرداختهاند.
نبايد دائرةالمعارف اسلامى با آگاهى بر اين نقصها كوشيده است تا حد مقدور دانشنامه جهان اسلام از اين دو منقصت خالى باشد. طبعاً تهيه و تدوين يك دائرةالمعارف اسلامى مثالى (ايده آل) عجالتاً ميسّر نيست. مهم، شناخت راه و مضايق و منقصتهاست و كوشش براى رفع آنها و سير در راهى كه به هدفى مطلوب بينجامد. به هر حال بنياد دائرةالمعارف اسلامى براى حل مشكل اوّل، يعنى مسأله مصطلحات، كوشيده است تا با همكارى عدهاى از علما و فضلاى محترم حوزه براى مصطلحات علوم اسلامى از فقه و حديث تا فلسفه و عرفان مقالاتى تهيّه شود. نخست با جستجو و بررسى امهات كتب اسلامى، اصطلاحات استخراج شود و سپس براى هر يك مقالهاى درخور نوشته شود. و اين يكى از دشوارترين قسمتهاى تأليفى است، بخصوص كه درباره بسيارى از اين زمينهها قبلاً تحقيقى نشده و مقالهاى نوشته نشده است. كتابهايى مانند كشّاف تهانوى و موسوعه فقه عبدالناصر و مانند اينها نيز بسط كافى را ندارد و گذشته از كمبود، موجز است.
امّا براى حل مشكل دوّم، يعنى حفظ توازن، كوشش شده است به دو طريق، آن نقص دائرةالمعارفها در دانشنامه جهان اسلامى تا حد امكان راه نيابد: يكى از طريق تأليف ملاقات درباره تراجم علماى شيعه و دانشمندان ايران و افغانستان و عراق و ماوراءالنهر؛ مثلاً براى بسيارى از علما كه ذكرشان به اجمال در رياض و روضات و طبقات مرحوم شيخ آقا بزرگ و اعيان الشيعه و كتب رجال آمده، مقالات مفصّل نوشته خواهد شد. و ديگر از طريق ترجمه از دائرةالمعارفهاى كشورهاى ديگر. چنان كه گفتيم بسيارى از آن دائرةالمعارفها به علماى كشورهاى خود بيشتر پرداختهاند. و ما با ترجمه مقالات آنها و استفاده از همه آنها مىتوانيم تأليفى جامع تدوين كنيم.
اين را هم بايد بيفزاييم كه رسيدن به توازن كلى مطلوب در مضوعات گوناگون و درباره مناطق مختلف بسيار دشوار است. البته تا حدى هم طبيعى است كه مثلاً در دائرةالمعارف اسلام چاپ تركيه، مطالب مربوط به تاريخ ترك و عثمانى بيشتر باشد. يا مثلاً دائرةالمعارف اسلام چاپ پاكستان به علماى شبه قاره بيشتر پرداخته باشد. اين را در آثار ديگر هم مىبينيم: مثلاً در اعيان الشيعه درباره علماى شام و لبنان بيشتر مطلب هست تا علماى ايران. همچنان كه طبقات مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى مطالب بيشترى درباره علماى ايران دارد. در كتب تراجم و طبقات قدما هم مىبينيم آنچه در مشرق اسلامى تأليف شده است (مثلاً الانساب سمعانى)، تراجم علماى مشرق بالنسبه بيشتر است از آثارى كه در شام و مصر تأليف شده است. به هر حال رسيدن به آن توازن كلّى مطلوب فعلاً دشوار است؛ ولى تا حد مقدور و ميسور بايد كوشيد.
چگونگى تدوين و انتشار دائرةالمعارف با هر كتاب *70* ديگرى متفاوت است. گذشته از رعايت روشهاى خاص دائرةالمعارف نويسى در تأليف مقالات، از نظر شيوه نگارش و يكسانى علائم و اختصارات و دقّت و صحّت در حروف چينى، انتشار دائرةالمعارف كارى دشوار و زمان گير است. چون دائرةالمعارف مورد مراجعه بسيارى خواهد بود؛ چه براى اطلاع بر موضوعى خاص و چه حتّى براى ضبط نامى يا تاريخ حادثهاى. بنابراين بايد دقيقترين و صحيحترين اطلاع را به درستترين و سادهترين شكل در اختيار خواننده قرار دهد.
براى تأليف هر مقاله كارهاى بسيارى انجام مىشود. نخست متخصّصان علوم مختلف، عناوين مقالاتى را كه بايد در دائرةالمعارف بيابد، تهيه مىكنند. آنگاه پس از تصويب عناوين مقالات (مدخلها) در شوراى دائرةالمعارف، كار تأليف و ترجمه مقالات شروع مىشود. هر مقاله را پس از تأليف؛ از نظر موضوعى متخصّصان امر مىبينند. و پس از تصويب به مرحله ويراستارى مىرود و اصلاحات مختلف لفظى و صورى در آن انجام مىشود تا از جهت صورى، يك نوع همسانى با مقالات ديگر داشته باشد. مقالاتى هم كه بايد ترجمه شود، پس از بررسى در دائرةالمعارفهاى مختلف اسلامى انتخاب مىشود. آنگاه پس از ترجمه، از نظر موضوعى و بخصوص موازين عقيدتى بررسى مىشود. اگر مقاله ايراد اسلاسى نداشت، كار ويراستارى آن شروع مىشود. در مقالات ترجمهاى در يك مرحله تطابق متنِ ترجمه شده با متن انجام مىشود. متخصّصان زبانهاى مختلف از نظر دقّت و صحّت و امانت، متن ترجمه شده را بررسى مىكنند. و سپس ويراستارى صورى و لفظى آن انجام مىشود.
در ذيل هر مقاله دانشنامه جهان اسلام، منابع آن نوشته مىشود تا اگر نياز به جستجو و تحقيق بيشترى باشد به آنها مراجعه شود. كوشش شده است از تحقيقات تازه و از مقالهها و كتابهاى جديد هم استفاده شود.
دانشنامه جهان اسلام به صورت جزوههاى 160 صفحهاى منتشر خواهد شد و در آينده نزديك، نخستين جزوه آن از چاپ خارج مىشود. اين جزوه و چند جزوه پس از آن شامل مقالاتى است كه با حرف «ب» آغاز مىگردد. چون قبلاً در اين زمينه كارهايى انجام شده است؛ بنياد دائرةالمعارف اسلامى تصميم گرفت كه عجالتاً روى حرف «ب» كار شود.
بنياد دائرةالمعارف اسلامى در حاشيه فعاليت اصلى خود در تدوين و نشر دانشنامه جهان اسلام، براى ترويج و تشويق تحقيقات اسلامى، مجلّه علمى به نام تحقيقات اسلامى منتشر مىكند. اين مجله كه هر شش ماه يك بار منتشر مىشود و تا كنون سه دوره آن منتشر شده است؛ مجلهاى است تحقيقى و شامل مقالات اصيل در حوزه مطالعات اسلامى و نيز اخبار مجامع علمى و معرفى كتابهاى تازه كه در خارج از ايران چاپ شده است. از ديگر فعاليّتهاى اين بنياد، نشر جداگانه مقالات بلند دانشنامه جهان اسلام است. برخى از مقالات دانشنامه جهان اسلام، به اقتضاى موضوع و يا گستردگى تحقيقات در آن باب، از مقالات ديگر بلندتر است، چندان كه مىتوان آنها را رسالههاى تحقيقى مستقل به شمار آورد. چون اين گونه مقالات، غير از خوانندگان دانشنامه خواستاران ديگرى نيز دارد؛ بنياد در نظر گرفته است كه اين گونه مقالات را - اعم از تأليف و ترجمه - به صورت جداگانه نيز منتشر كند. و چون بسيارى از مقالات بلند قبل از انتشار جزوههاى دانشنامه منتشر مىشود، انتشار آنها فرصتى است براى بهرهورى از اظهار نظر و انتقاد خوانندگان. از اين مجموعه تا كنون چهار كتاب منتشر شده است: 1) احزاب در كشورهاى اسلامى؛ 2) بيت المقدّس؛ 3) قيام باسماچيان؛ 4) تاريخچه جغرافيا در تمدن اسلامى. چند كتاب ديگر نيز زير چاپ است.
معرفيهاى اجمالى
تفسير القرآن الكريم. ج 7 (سورةالواقعه و الجمعه و الطارق والأعلى والزلزال)
محمّد بن ابراهيم صدرالدّين الشيرازى. تحقيق محسن بيدارفر. (قم، انتشارات بيدار، 1411). 512 ص، وزيرى.
از جمله آثار گرانقدر و عظيم صدرالمتألّهين، سلسله تفاسيرى است كه در توضيح و تبيين برخى از سورهها نگاشته است. اين تفسير با ابعاد گونه گونى كه دارد، اگر به فرجام مىرسيد از مهمترين وگستردهترين تفاسير شيعه تلقّى مىگشت. در اهميّت اين تفسير و شيوه نگارش و روش تفسيرى مرحوم آخوند، در مقامى ديگر به اجمال سخن گفتهام (شناسايى برخى از تقاسير شيعه». حوزه. شماره 20، ص 78). در اين مجال، اظهار نظر استاد سيّد جلال الدّين آشتيانى كه از آشنايان ژرفنگر فلسفه صدرايى و از مدافعان جدّى مكتب صدرالمتألهين است، ياد كردنى است:
ملاصدرا در اين تفسير، متعرّض اقوام مفسّرين و روايات وارده از طريق اهل بيت عصمت و طهارت گرديده و به ذكر تحقيقات كثيرهاى از مبانى حكميّه و اصول عرفانيّه دست زده است. اين كتاب، حاوى عمده مبانى و مسائل راجع به مبدأ و معاد و معارف حقّه است. آراء و افكار عرفانى آخوند، بيشتر در اين كتاب موجود است. (رسائل فلسفى صدرالمتألهين. ص 48).
آنچه اينك نشر مىيابد، جلد هفتم و آخرين بخش از تفسير موجود ملاصدرا، و شامل سورههاى ياد شده است. محقق محترم افزون بر مقابله چندين نسخه خطّى، به بازيابى كليه روايات و اقوال از منابع همّت گماشته است. و گاه توضيحاتى در توضيح و تشريح لغات و مطالب متن افزوده است. كتاب، همراه است با حواشى دقيق و لطيف مرحوم آخوند ملاّ على نورى كه از اهميّت ويژهاى برخوردار است. پايان بخش كتاب، فهرست آيات، روايات، اعلام و موضوعات است. محقق محترم فهرستى از اصطلاحات و مفاهيم نيز سامان دادهاند كه براى جستجوگران معارف الهى و جويندگان ديدگاههاى صدرالمتألهين بسيار سودمند و كارآمد تواند بود.
حروفچينى، چاپ و تجليد كتاب، همه چشم نواز، زيبا و كمال شايستگى است. تلاش محقّق كتاب مشكور باد.
موسوعة اطراف الحديث النبوى الشّريف
فراهم آمده ابو هاجر محمّد السعيد بن بسيونى زغلول. (بيروت، عالم التراث، 1410). 11 ج، 6891 ص، رحلى.
فهرست نگارى احاديث و تنظيم معجمهاى الفبايى براى سهل الوصول ساختن متون حديثى، پيشينه بسيار كهنى دارد. در ميان اين مجموعهها، كهنترينشان مجموعههايى است با عنوان الأطراف كه احاديث را بر اساس حروف آغازين آنها ترتيب داده است. در ميان اين دسته آثار، بايد از اطراف الصحيحين، از خَلَف بن حمدون واسطى (متوفاى 401) ياد كرد. در سالهاى اخير كه پژوهشهاى گونه گون در ابعاد فرهنگ اسلامى گستره درخورى يافته است، معجم نگارى و تدوين كتابهاى كليدى نيز دامنه وسيعى يافته است. (رك: علم فهرس الحديث نشأته و تطوره و اشهر مادون فيه. يوسف مرعشلى. بيروت، دارالمعرفه، 1406). آنچه اينكه به معرّفى آن مىپردازيم، فهرست الفبايى دقيق و كارآمدى است از اطراف حديث و مقاطع آن بر اساس 150 كتاب حديث، سيره، فقه، رجال و تفاسير.
مؤلف كه سالها مشغول فهرست نگارى از متون حديثى بوده است، اينك با يارى كامپيوتر، اين طرح عظيم و اعجاب آفرين را پى نهاده و سامان داده است. دكتر عبدالغفّار، سليمان البندارى در مقدّمه مفصّل و سودمند خود از آثار و فوائد معجم نگارى به طور اعم در شناخت متن، اسناد احاديث و شناخت چگونگيهاى روايات، و نقش اين معجم به طور اخصّ در ضمن هجده فصل سخن گفته است. آنگاه شيوه تدوين و بهره رسانى آن را به دقّت نشان داده است. (ج 1، ص 16 - 28). وى در اين مقدّمه به گونه عينى نشان داده است كه چگونه با يارى اين گونه معجمها مىتوان تصحيفها و تحريفها را از اسناد و متون حديث زدود؛ مشابهات و همگونيهاى روايات را استخراج كرد و منابع مختلف حديثى، تفسيرى و تاريخى را در شناخت دقيق هر يك به كار گرفت. (ج 1، ص 39). با همراه داشتن اين مجموعه به راحتى مىتوان به روايات در متون تفسيرى، تاريخى، حديثى و غير آن آگاهى يافت. همچنين از نقد و تحليل محدّثان و نقادان متون حديثى و شارحان آن درباره حديثى، و نيز از چگونگى سند آن در متون رجالى آگاه شد.
به هر حال، اين مجموعه خدمتى است بزرگ و براى پژوهشگران كليد و راهنمايى است كارآمد. اميد است پژوهشيان ما با دقّتى *72* بيشتر و حسّاسيتى فزونتر به تدوين و عرضه اين گونه آثار دست يازند. تحليلى از زندگانى امام كاظم(ع)
باقر شريف قرشى. ترجمه محمدرضا عطائى. (چاپ اوّل: مشهد، كنگره جهانى حضرت رضا (ع)، 1368). 2 ج، 585 + 680 ص، وزيرى.
پيشتر و به مناسبتهايى، ضرورت تبيين دقيق ابعاد گونه گون زندگانى امامان(ع) و تحليل سياسى و فرهنگى حيات سراسر اقدام و تعهّد آن بزرگواران را مطرح كردهايم. (آينه پژوهش، شماره 1، ص 82). و يادآورى كرديم كه گرچه در اين باب نيز گاهى سخن به تفصيل رفته است؛ امّا سخنهاى بسيارى گفته نشده است. ميدان پژوهشهاى دقيق اين مباحث، بايد عرصه حضور متفكّران، فقيهان و عالمان بزرگى باشد كه افزون بر شناخت وسيع مبانى مكتب، از آگاهيهاى تاريخى و دانش روز بهره وافى داشته باشند. و پندار ناصواب شخصيّت اجتماعى تنها در گرو مايههاى فقهى است را از صفحه ذهن و صحنه زندگى به در كنند. محقق گرانقدر و فقيه وارسته، استاد باقر شريف قرشى، از اين نادرههاى دوران است. او سالهاى سال در حوزههاى درسى فقه و اصول حضور يافته و مجلدات فراوانى از مباحث فقه و اصول فراهم آورده است. (تحليلى از زندگانى امام كاظم (ع). ج 1، مقدّمه، ص 6؛ ماضر النجف و حاضرها. ج 3، ص 77). امّا زمانشناسى و درك اجتماعى او، قلم و انديشهاش را در بازشناسى ابعاد ناشناخته فرهنگ اسلامى به كار انداخته است. و بايد از ميان آثار بلند وى، به سلسله عظيم و گرانقدر «حياةالأئمة» اشاره كرد كه بخش عظيمى از آن با عناوين مستقل چاپ و نشر شده است. كتاب مورد گفتگو، ترجمه حياةالأمام موسى بن جعفر(ع) است كه در دو جلد تدوين يافته است. اين ترجمه بر اساس چاپ دوّم كتاب انجام گرفته و مقدّمهاى سودمند دارد در تبيين مقاومت منفى و مثبت امامان(ع) در مقابل جبّاران. كتاب با نگرشى بر دوران ولادت و رشد امام (ع) مىآغازد و آنگاه به شخصيّت و نبوغ آن بزرگوار مىپردازد. تبيين محيط پرورشى امام (ع) با عنوان در دانشگاه امام صادق(ع) بحث بعدى است. پس از آن به امتيازات امام و تصريح و نص بر امامت امام موسى بن جعفر(ع) اشاره رفته است. ويژگيهاى امام در مرحله بعدى آمده و سپس ديدگاههاى عالمان و چهرههاى گونه گون سياسى و علمى درباره امام(ع) عرضه شده است. آنگاه عنوان شمّهاى از آثار فكرى امام (ع) گزارشى است تحليلى از روايات امام در موضوعات مختلف. سقوط حكومت اموى، فصل بعدى است كه مؤلف ژرفنگر با دقّت تمام ابعاد بحث را كاويده و از نهضتها و حركتهاى زمان امام(ع) به گستردگى سخن رانده و موضع حماسى نهضت آفرينان را در مقابل جبّاران تبيين كرده است.
جلد دوّم كتاب با تحليل ابعاد مختلف حكومت هارون الرشيد عبّاسى مىآغازد و با بحث همه جانبهاى پستيها و زشتيهاى وى را مىنماياند. آنگاه از مواضع امام(ع) و رنجها و سختكوشيها و مصائب آن حضرت در ژرفناى زندانها و تاريكناى سياهچالها، با نگرشى عالمانه شخن رانده است. در فصلى ديگر با عنوان عصر امام، از حركتهاى فكرى و جريانهاى فرهنگى گفتگو كرده و بخشهايى از بحثهاى روياروى ائمّه (ع) را با رهبران انديشههاى مختلف تبيين كرده است. اين بخش نيز آكنده است از اطلاعات فرقهشناسى و آگاهيهاى سودمند تاريخى و فرهنگى. سپس به گزارش اصحاب امام(ع) پرداخته شده و در ضمن آن از 319 صحابى و راوى ياد شده است. در بخش بعدى از فرزندان امام (ع) سخن رفته است. آنگاه گزارش زندانهاى امام و شهادت آن بزرگوار است.
اقدام مسؤولان كنگره جهانى حضرت رضا (ع) را بايد ستود و تلاشهاى سودمند و گرانقدرشان را بايد ارج نهاد و توفيقشان را در عرضه ابعاد مختلف زندگانى امامان (ع) از خداوند مسئلت نمود. مقالات حقوقى
ابوالقاسم گرجى. (تهران. دانشگاه تهران، 1369). 325ص، وزيرى.
گردآورى مقالات و پژوهشهاى پراكنده محققان كه گاه به وسيله دوستان و گاه توسط خودشان انجام مىپذيرد، كارى است سودمند. آقاى گرجى استاد ممتاز دانشگاه تهران و از تحصيل كردههاى سختكوش و انديشهور حوزههاى علوم اسلامى، مدتى پيش جلد اوّل از مجموعه مقالات حقوقى خويش را منتشر ساخت. اثر حاضر جلد دوّم اين مجموعه است.
بحثها و تحقيقات استاد در عين گزيده گويى، از موشكفاى و دقّت ويژهاى برخوردار است. در اين مجموعه، مقاله اوّل نگاهى است گذرا به برخى از مهمترين موارد اختلاف بين شيعه و ديگر مذاهب اسلامى دراصول عقايد، اصول فقه و فقه. در مقاله دوّم با دقّت تمام از تأثير منطق در علم اصول سخن رفته است كه پژوهشى است سودمند و تنبه آفرين و نشانى از ترابط و تعاطى علوم. استاد اظهار اميدوارى كردهاند كه در فرصتى از تأثير فلسفه در اصول نيز سخن بگويند كه يقيناً پژوهشى است لازم و سودمند؛ و اميد آنكه *73* جامه عمل بپوشد. مقاله سوّم به تاريخچه علم اصول و تطور آن پرداخته و با گزيدهگويى و استوارى، مطالب مهمّى را مطرح كرده است. موضوع اين مقاله، بسيار مهم و شايان دقّت و توجّه است. در اين مقاله، بحث پيدايش علم اصول جاى گفتگو دارد. مقاله چهارم عهدهدار بحث از قياس استنباط است كه مسألهاى است بحثانگيز و استاد با دقّت به ابعاد آن رسيدگى كردهاند. در مقاله پنجم از آراء اصولى غزالى و جايگاه كتاب مهم وى (المستصفى) سخن رفته است. اين مقاله نيز آكنده است از آگاهيهاى سودمند در زمينه آراء اصولى غزالى و مآلاً بينش استنباطى عامّه. با اين مقاله، بخش اصول فقه كتاب پايان مىپذيرد و بخش فقه آن با مقاله يد مالكى و يد ضمانى مىآغازد. ضمان عاقله مقاله بعدى است كه در ضمن آن، ضمان و تقسيمات آن آمده و سپس ضمان عاقله بحث شده است. مقاله قانون و حكومت در اسلام، نكات سودمندى دارد و در آن اشارهاى به جايگاه مجلس شوراى اسلامى در نظام حكومتى اسلام شده است. در مقاله ديگر با عنوان ولايت و حكومت به اختصار از حكم، حكومت و ولايت سخن رفته است. و سرانجام پايان بخش كتاب، مقاله مالكيّت است؛ با توجّه به اقسام مختلف آن. كتاب حاضر در مجموع سودمند و خواندنى است و نكات ذيل براى مجلدات بعدى و چاپهاى بعدى اين مجلدات گفتنى: خوب است پيشينه مقالات در ابتدا ياد شود و منابع مقالات در ذيل صفحات آورده شود. همچنين لازم است هر مجلدى فهرستهاى فنى را به همراه داشته باشد. نهج البلاغه، الثانى
گردآورى و ترتيب جعفر الحائرى. (چاپ اوّل: قم، مؤسسه دارالهجرة، 1410) 383 ص، وزيرى.
پيشواى راستين امّت، صداى رساى عدالت، على بن ابى طالب (ع) كه در دوران رسالت پيامبر بزرگوار اسلام خود را چونان ستارهاى در پرتو خورشيد مىانگاشت و رُخ نمىنمود و سخن نمىگفت؛ پس از رحلت رسول اللَّه (ص) لب به سخن گشود و براى آنكه در تاريكزار يخ زده محيط انسانى، فروغى پيشتر و بيشتر افكند؛ اينجا و آنجا به تبيين معارف الاهى همّت گماشت.
امام در دوران بيست و پنج ساله سكوت پندآموز و تنبّه آفرين خود، از توضيح جايگاه خود و جلوگيرى از انحراف تفسير مكتب در حدّ توان، تبيين برخى از حقايق الهى در قالب پاسخ به سؤالها و اظهار نظر در مقابل مشورتها فراتر نرفت. امّا در دوران خلافت، براى هدايت امّت و تفسير راستين مكتب، به تفصيل در مناسبتهاى مختلف سخن گفت.
دامنه حقايق گزارش شده از آن بزرگوار در محدوده ميدانهاى نبرد، فراز منابر، اجتماعهاى عمومى و جايگاه خطبههاى نماز، از محدوده هدايتهاى خصوصى فراتر رفته و تا گستره تمام مناسبتها و موقعيتهاى پيش آمده را فرا گرفته است. اوج بلاغت و بلنداى فصاحت بيان امام، زيبايى تعبير و عذوبت كلام، چون با محتواى ژرفِ حقايق ناب در هم مىآميخت؛ اقبال گسترده و عظيم مردم را براى شنيدن و حفظ كردن و به خاطرهها سپردن انگيزه مىگشت. كسان بسيارى به هنگام ارشادها و هدايتها و ايراد خطبههاى امام جمع مىشدند و كوير دلهاى تشنه خود را از سرچشمه زلال انديشههاى علوى سيراب مىكردند؛ و بسيارى براى حراست اين حقايق والا، و نهادن اين معارف آفتابگون در پيش ديد نسلها و عصرها، آنها را در مجموعههايى گرد مىآوردند. اينك نتيجه آن تلاشها و پايمرديها، بخش عظيمى از منابع شناخت مكتب و تفسير درست و استوار اسلام را تشكيل مىدهد.
سخن از پيشنيه جمع و تدوين كلمات و آثار آن بزرگوار، در فسحت اين گفتار كوتاه نيست (ر.ك: مصادر نهج البلاغه. ج 1، ص 51؛ تراثنا. سال اوّل، شماره 5، ص 27؛ فهرست نسخههاى خطّى دانشگاه تهران. ج 2، ص 299)؛ امّا يادكردنى است كه بلند آوازهترين اين مجموعهها، يادرگار ماندنى و جاويدان فقيه، محدّث و متكلّم گرانقدر، محمّد بن الحسين، مشهور به سيّد رضى است.
پس از مرحوم سيّد رضى، عالمان و محدّثانى بر شيوه وى اقتدا كردند و برخى از خطبهها، كلمات و نامههاى امام(ع) را گرد آوردند (مصادر نهج البلاغه. ج 1، ص 269)؛ كه كتاب مورد گفتگو نيز در همين رده است. مؤلف آن را چونان نهج البلاغه، در سه بخش تنظيم كرده است: 1) خطبهها 2) نامهها 3)كلمات قصار. در بخش اوّل، 139 خطبه و در بخش دوّم، 71 نامه و در بخش سوّم، 336 سخن كوتاه آورده شده است.
در متن كتاب، خطبهها، نامهها و كلمات قصار بدون سند آمده و در پانوشتها، گاهى كلمات مشكل توضيح داده شده است. و در پايان در ضمن فهرست منابع و مصادر، تمام آنچه در متن كتاب آمده است، به دقّت نشان داده شده است.
متن كتاب، با خطّ خوش و زيبايى نگاشته شده و چاپ و صحافى آن، زيبا و چشم نواز است. ناشر كتاب اظهار اميدوارى كرده است كه در چاپهاى آينده، كتاب را به فهرستهاى گونه گون و فنّى مزيّن كند و به ترجمه كتاب به زبان فارسى نيز دست يازد. توفيق ناشر محترم را در اين خدمت گرانقدر در پيشگاه مكتب علوى از خداوند خواهانيم.
*74* الطفل، نُشوؤهُ و تربيته
بخش كودك و نوجوان مؤسّسه بعثت. (چاپ اوّل: تهران، مؤسسه بعثت، 1410). 390 ص، وزيرى.
گردآورى و تبويب موضوعى احاديث، از جمله تلاشهاى سودمندى است كه بى گمان در تحليل و عرضه انديشه اسلامى سودمند تواند بود. فراهم آمدن تمام يا بخش عمده روايات يك موضوع، به پژوهشيان اين امكان را مىدهد كه در پرتو تحليل و بررسى مجموعه آنها و مقارنه احاديث با يكديگر، از عام و خاص، مطلق و مقيد و مجمل و مبيّن آنها اطلاع يابند و با دست يافتن به چند روايت، نظر قطعى صادر نكنند. به هر حال، كتاب مورد گفتگو از جمله اقدامهاى سودمندى است كه بخش كودك بنياد بعثت بدان همّت گماشته است. محققان، كتاب را بر اساس مجموعههاى حديثى وسائل الشيعه و مستدرك الوسائل و بحارالأنوار در پانزده بخش تدوين كردهاند.
كتاب حاضر با عنوان طلب الوالد مىآغازد و با روايات مربوط به ايّام حمل ادامه مىيابد. برخى ديگر از بخشهاى آن بدين قرار است: آداب مربوط به ولادت، روز هفتم، نامگذارى، عقيقه، ايّام شيرخوارى، مسائل مربوط به سلامت جسمى و رشد فكرى، احاديث مربوط به پسران و دختران و چگونگى رفتار با آنها، يتيم و مسائل مربوط به آن، آموزش فرزندان و...
در ذيل روايات، نشانى آن از سه كتاب ياد شده آمده است و در پايان بخشها، بر اساس شماره روايات و ذيل عناوين، منابع اصلى روايات و اختلاف نسخهها ياد گرديده است. جناب دكتر سيّد محمّدباقر حجّتى - كه در زمينه تعليم و تربيت آثار سودمندى تدوين كردهاند - به اين كتاب مقدمهاى كوتاه نگاشتهاند و در ضمن آن از اهميّت تعليم و تربيت و چگونگى كتاب به اجمال سخن گفتهاند.
كتاب حاضر در مجموع اثرى است سودمند و بى گمان پژوهشگران مسائل تربيتى را كارآمد خواهد بود. براى پژوهنده در مسائل تربيتى البتّه جاى اين نكته باقى است كه چه بخش از اين روايات را مىتوان به عنوان دستور كلّى تلقّى كرد و چه بخش از آن با توجّه به چگونگى موارد ويژهاى صادر شده است. امّا در نگريستن و تأمّل در اين روايات، دقّت شگرف رهبران الهى را در تربيت نسلى مؤمن، انديشهور، سالم و استوار، به گونهاى اعجابانگيز نشان مىدهد و لزوم توجه به آن را از لحظههاى آغازين شكلگيرى فرزند در دوران حمل فراياد مىآورد. قطعاً ترجمه روان و كارآمد آن براى پژوهشگران مسائل تربيتى كه احياناً از متون عربى آگاهى ندارند، سودمند است. اميد كه ناشر محترم بدان نيز همّت بگمارند و متخصّصان مؤمن و مسلمان مسائل تربيتى نيز شايسته است در آن به دقّت بنگرند و از رهنمودهاى آن بهره گيرند و با توجه به اين رهنمودها و در پرتو اين آگاهيها، با يارىگيرى از دادههاى دانش بشرى و پژوهش مقارنهاى، آثار كارآمدى پديد آورند.
الحقائق فى تاريخ الأسلام والفتن و الأحداث
حسن المصطفوى. (قم، مركز نشر الكتاب، 1410). 495، وزيرى.
از همان روزى كه مسير خلافت پس از پيامبر در خلاف مسير تعيين شده الهى شكل گرفت، و تصريحها و نصوص روشنگر پيامبر نسبت به جايگاه بلند على(ع) در اسلام به فراموشى سپرده شد؛ افزون بر على - كه ضمن چشم پوشى از حقّ مسلّم خلافت و سكوت تلخ بيست و پنج ساله از ابلاغ حق و تبيين جايگاهش سخن مىگفت و مسكوت ماندن حق را روا نمىدانست - رهياران بيدار و همگامان استوار او نيز بارهاى بار حقّ على را بر سرِ كويها و برزنها فرياد كردند و سكوت در مقابل كتمان حق را بر نتابيدند.
بعدها و در دوران نگارش آثار و تدوين روايات، سنّت شناسان علوى در قالبهاى گونه گون به احقاق حقّ على و گزارش درست رويدادهاى تاريخى پرداختند و براى نمايش جايگاه والاى آن امام انسانيّت، آثار گرانقدرى پديد آوردند.
در سدههاى واپسين، دامنه اين نگارشها بگسترد و مجموعههايى از اين دست، بخش عظيمى از ميراث فرهنگى ما را شكل داد. اين گونه آثار به لحاظ محتوا و نيز سبك نگارش و شيوه پرداخت و موضوع، گونه گون هستند و غالباً ابعاد بحث در اين نگاشتهها به تمام موضوعات تاريخى، عقيدتى، تفسيرى و... كه به گونهاى در جهت هدف ياد شده سودمند تواند بود، كشيده شده است. بدون هيچ گونه ترديدى توان گفت كه اگر نوشتههايى از اين دست آميخته با روح علمى و به انگيزه تحرّى حقيقت و به دور از لحن گزنده و پيراسته از عصبيتهاى مسلكى باشد، سودمند و كارآمد تواند بود. چرا كه - بدان گونه كه مصلحان و فرياد گران وحدت نيز تأكيد كردهاند - وحدت راستين نيز جز در پرتو شناخت راستين تاريخ اسلام، حوادث، و جريانهاى جارى در آن ميسّر نخواهد بود.
كتاب ياد شده از جمله آثارى است كه در اين جهت و با اين آهنگ تدوين يافته تا حقايقى از تاريخ اسلام را عرضه كند، و از چگونگى حوادث و بدعتهاى جارى در آن پرده برگيرد.
*75* مؤلف بزرگوار سعى بليغى به كار بسته تا محتواى آن از گزندگى و طعن به دور باشد. از اين روى، بارها در لابلاى صفحات كتاب تنبّه داده و تصريح كرده است كه آهنگ طعن بر هيچ مسلمانى را ندارد و براى ايجاد تفرقه و تجديد جداييها و تحريك عواطف قلم نمى زند؛ بلكه مىكوشد تا حقايقى را روشن سازد و بر تاريكيها و ابهامها پرتوى افكند.
كتاب حاضر پس از مقدّمهاى در چگونگى تدوين آن، به تبيين جايگاه والاى على(ع) و فرزندانش از زبان پيامبر پرداخته است. آنگاه مفهوم «اهل البيت» بازشناسى شده و فضايل منقول درباره آنان عرضه گرديده است. سپس با عنوان «رسول اللَّه و على بن ابيطالب»، فضايل و مناقب على(ع) از گفتار پيامبر(ص) آمده است، و پس از آن، رواياتى درباره شخصيّت حضرت زهرا(س) ياد شده است. چگونگى خلافت خلفاء ثلاثه، حوادث و فتنهها و بدعتهاى آن روزگاران، ماجراى جمل، صفيّن، نهروان و زمينههاى اين فتنهها، بخشهاى بعدى كتاب را تشكيل مىدهد. در فصول بعدى از فضايل و مناقب فرزندان على و ائمه طاهرى (ع) سخن رفته است و روايات مربوط به امام زمان(ع) نيز ياد شده است.
پايان بخش كتاب، مشتمل بر اشاراتى است در چگونگى احاديث، جعل و كذب در روايات، و لزوم غور در بازشناسى سره از ناسره و اهميّت و استوارى آنچه در اين كتاب آمده است.
مطالب كتاب مستند است بر منابع معتمد اهل سنّت از ميان كتابهاى حديثى، ادبى، تاريخى، تفسيرى و رجالى نگاشته شده در پنج قرن اوّل اسلام. گاهى از كتابهاى سدههاى واپسين نيز به عنوان تأييد و تكميل - و نه استناد - مطالبى آمده است. مؤلف غالباً پس از نقل روايات، به توضيح و تبيين آنها مىپردازد و در پرتو درايتى هوشمندانه، نكات ارزندهاى را يادآورى مىكند. التحرير الطاووسى
حسن بن شهيد ثانى. تحقيق فاضل جواهرى. (چاپ اوّل: قم، كتابخانه آيت اللَّه العظمى المرعشى النجفى، 1411). 850 ص، وزيرى.
يكى از منابع مهم رجالى، كتاب شيخ ابوعمرو، محمّد بن عمربن عبدالعزيز الكشى است كه از آن در برخى منابع به معرفة الناقلين عن الأئمةالصادقين ياد شده است. مرحوم محمّد بن الحسن (شيخ طوسى) به گزينش و پيرايش اثر ياد شده دست يازيده و كتاب معروف و بسيار مهم اختيار معرفة الرجال را سامان داده است. مرحوم سيّد احمد بن طاووس، از رجاليون، محدثين و محققين به نام قرن هشتم هجرى، متن اختيار الرجال را با گزينش و پيرايش و برخى جرح و تعديلها، با متن اصول سه گانه ديگر (فهرست و رجال شيخ و فهرست نجاشى) به اضافه متن كتاب الضعفاء از ابن الغضائرى، در كتابى گردآورده و اين مجموعه را حلّ الاشكال فى معرفة الرجال ناميده است. مرحوم شيخ حسن، فرزند برومند شهيد ثانى (معروف به صاحب معالم) اختيار الرجال گنجانيده شده در حلّ الاشكال را از مجموعه ياد شده استخراج كرده و آن را التحرير الطاووسى لكتاب الأختيار من كتاب أبى عمرو الكشى ناميده است. بدين سان، تحرير طاووسى همان اختيار است؛ با اين تفاوت كه عناوين آن بر نسق حلّ الاشكال ترتيب يافته و نه به شيوه اصل كشىّ و كتاب شيخ.
محقق محترم، كتاب را بر اساس سه نسخه و مقارنه و تطبيق با متون ديگر، مقابله و تصحيح كرده و در پانوشتهاى بسيار مفصّل و سودمند خود، افزون بر ضبط اختلاف نسخهها جايگاه ياد كرد رجال را در منابع مختلف رجالى نشان داده و غالباً متن اظهار نظر رجاليون درباره رجال آورده و به مقارنه و مقايسه آراء آنان با متن كتاب پرداخته است. اين پانوشتها و توضيحات كه بسيار مفصّل و گسترده است، بهرهرسانى كتاب را افزون ساخته است.
در پايان، محقّق سختكوش كتاب، فهرستهاى فنى و كارآمدى ترتيب داده است بدين قرار: فهرست اعلام رجال، اماكن، روايات و طبقات.
تحقيق كتاب در مجموع گسترده و سودمند و دقيق است و چاپ و صحافى آن نيز شايسته و ستودنى است. فطرت
مرتضى مطهرى. (چاپ اوّل: تهران و قم، انتشارات صدرا، 1369). 275 ص، رقعى.
اثر حاضر مشتمل بر سلسله بحثهايى است از استاد مطهرى كه در سالهاى 55 - 56 تحت عنوان فطرت ايراد گرديده است. استاد مطهرى - به روى هم - در چهار نوبت، مسأله فطرت را مورد مطالعه و بحث قرار داده است: در انجمن اسلامى پزشكان، در حوزه علميه قم، در جلساتى در تهران، و در جمع دبيران مدرسه نيكان. همچنين از وى يادداشتهايى نيز در اين زمينه باقى مانده است.
كتاب ياد شده شامل سخنرانيهاى آن مرحوم در جمع دبيران مدرسه نيكان است كه در طى ده جلسه ايراد گرديده و سپس ادامه نيافته است. ديگر سخنرانيها و يادداشتهاى استاد مطهرى درباره فطرت، در اين اثر آورده نشده و نشر آن به مجموعه آثار وى موكول شده است. بنابراين با مطالعه كتاب حاضر نيز نمىتوان به كليّه *76* نظريّات استاد مطهرى درباره فطرت دست يافت و مىبايست چشم انتظار انتشار مجموعه آثار بود.
در نخستين بخش كتاب، واژه فطرت كالبدشناسى شده و مفهوم آن با واژههاى «صبغه» و «حنيف» مقايسه گرديده است. سپس تفاوت طبيعت و غريزه و فطرت از يكديگر نمايانده شده است. در ادامه بخش اوّل و در سراسر بخش دوّم كتاب به اثبات اين نكته پرداخته شده كه انسان داراى فطرياتى است. آنگاه فطريات انسان در «شناختها» و «خواستها» مورد مداقه قرار داده شده است. در بخش سوّم از گرايشهاى مقدّس آدمى سخن رفته و پنج پديده به عنوان فطريّات احساسى آدمى بر شمرده شده است:
1. حقيقت جويى 2. گرايش به خير و فضيلت 3. گرايش به جمال و زيبايى 4. گرايش به خلاقيّت و ابداع 5. عشق و پرستش.
در بخش بعدى كتاب به تفصيل از عشق و پرستش سخن رفته است و ضمن پژوهش در مفهوم لغوى عشق و تبيين نظريات مختلف درباره آن، نظريه حسيّون مورد سنجش قرار گرفته است. بخش بعدى كتاب عهده دار بحث از ماهيّت عشق روحانى است و ثبات و اطلاقِ اخلاق و ارزشهاى انسانى مورد تكيه و تأكيد قرار داده شده است.
بحث بعدى اين اثر به فلسفه تاريخ نزديك مىشود و تكامل اصالتهاى تاريخ و انواع تكامل جامعه بشرى (تكامل در رابطه انسان با طبيعت، تكامل در روابط ساختمانى اجتماع و تكامل در انسانيّت) مورد اشاره قرار گرفته شده است. جمع ثبات ارزشهاى اخلاقى و انسانى - كه در بخش پيشين اين اثر مطرح گرديده - با تكامل اصالتهاى انسانى - كه در اين بخش مطرح شده است - از معضلاتى است كه پژوهش گستردهاى را مىطلبد و در اين اثر نيز اشارات مهمّى به آن شده است.
آنچه گذشت، دورنمايى از ريزِ مباحثِ شش بخش از كتاب ياد شده است. پنج بخش بعدى كتاب (مبنا و منشأ مذهب، عشق و عبادت، فطرى بودن دين، نظريّه دوركيم و نظر قرآن درباه منشأ دين)، پژوهشى است عالمانه در «جامعهشناسى مذهب»، و به تعبير دقيقتر جامعهشناسى دين. در اين پژوهش، «تعصبهاى لامذهبى» مورد اشاره و نقد قرار گرفته شده و جهل و ترس و ديگر پديدههايى كه به عنوان منشأ و انگيزه پيدايى دين از جانب نظريّه پردازان غير دينى مطرح گرديده، نقض و نقد شده است.
چنين مىنمايد بخشهاى نخستين كتاب سابق الذكر كه درباره فطرت است، چنان تجانس و سنخيّت موضوعى با بخشهاى واپسين كتاب كه در جامعهشناسى دين است، نخواهد داشت. حاليا كه چنين نيست؛ زيرا فطرى بودن دين و به هم آميختگى دين و فطرت سائق آن گرديده كه بحث از فطرت به دينشناسى آميخته شود. و در پرتور آميختگى دين و فطرت (فطرى بودن دين و دينى بودن فطرت) است كه استاد مطهرى «اصل موضوع» جامعهشناسى جديد مذهب را - كه جهل و ترس و استثمار را منشأ مذهب مىداند - به تيغ بى دريغ نقد علمى گردن مىزند.
با عنايت به آنچه رفت، بخشهاى پايانى اين كتاب (جامعهشناسى مذهب)، دقيقاً تكمله كتاب علل گرايش به مادّيگرى است. به اين توضيح بسنده كنيم كه اساساً استاد مطهرى بحث از علل گرايش به دين را گمراه كننده و بيراهه مىدانسته است. زيرا «گرايش دينى نيازى به پرسش ندارد. آن، كشش فطرت است، بلكه بايد كاوش كرد كه چرا بشر گرايش به بى دينى پيدا كرد؟» (ر.ك: علل گرايش به مادّيگرى. ص 58). از اين رو حضرتش به پى جويى علل گرايش به مادّيگرى پرداخت. (گذشته از اثر سابق الذكر؛ ر.ك: اصوف فلسفه و روش رئاليسم. ج 5، ص 9 و 10؛ امدادهاى غيبى در زندگى بشر. ص 16 - 47؛ و جز ايشان، به نظريّات همگون استاد محمّدتقى شريعتى در: وحى و نبوّت در پرتو قرآن. ص 161؛ تفسير نوين. ص 404 رجوع شود.)
بنابراين مىنگريم كه استاد مطهرى از سويى به پژوهش در علل گرايش به مادّيگرى مىپردازد و از سوى ديگر در اين اثر، اصلِ موضوع جامعهشناسى جديد مذهب را مخدوش مىكند و فرضيههاى اقتصادى، ترس، جهل، غريزه جنسى و... را به عنوان منشأ پيدايى دين، مورد نقض قرار مىدهد.
كتاب حاضر دربردارنده كلّياتى است از مباحث فطرت و اثبات فطرى بودن دين. مداقه و تأمل در آن، سودمند است و مفيد. از چشم برادر
شمس آل احمد. (چاپ اوّل: قم، انتشارات كتاب سعدى، 1369). 575 ص، وزيرى. مصوّر.
در پى سالها مرارت و كوشش، شمس آل احمد را توفق نصيب گشت كه زيستنامهاى دراز دامن و گرانسنگ از روانشاد جلال آل احمد، فرا چنگ خوانندگان و دل سپردگان آن مرحوم دهد.
«جلال آل احمد»، نامى آشنا و يادمان براى مردم ماست. وى را جلال «آل احمد» و جمال «اهل قلم» خواندهاند. همو كه «خسى در ميقات» شد و «كسى در ادبيات». خود - در مثلاً شرح احوالات - مىگفت:
در خانوادهاى روحانى (مسلمان - شيعه) برآمدهام. پدر و برادر *77* بزرگ و يكى از شوهر خواهرهام در مسند روحانيّت مردند. و حالا برادر زادهاى و يك شوهر خواهر ديگر روحانىاند. و اين تازه اوّل عشق است. كه الباقى خانوادهام همه مذهبى اند. با تك و توك استثنايى.
بارى جلال از خانوادهاى برآمد كه همه قبيله او عالمان دين بودند و ليك يك چند از دين قبيله خود روى برتافت. آنك پا به جريانهاى فكرى و سياسى ديگر گذارد. از آنان نيز روى برتافت و سپس به جانب دين شتافت. امّا اين بار دين را «انتخاب» كرد؛ دينى آگاهانه، نجات دهنده و تعالى بخش. سهل است كه خود را در دين «خسى» كرد؛ امّا «كسى» شد.
از چشم برادر، مشتمل بر تبيين احوال و افكار و آثار آل احمد، از چشم برادر اوست. كتاب حاضر در يازده بخش سامان داده شده است و در آن از مسائل ذيل به تفصيل سخن رفته است: تولد و زادگاه جلال و شناخت پدر و نياى وى، نشو و نما، آثار و آراء سير و سلوك و فرايند انديشههاى جلال، القاب، جلال در نويسندگى، پاطوقها، مزار و وصيّت، مرگ جلال، و مسائلى ديگر از اين دست.
حسّاسترين و مهمترين بخش كتاب ياد شده، بخش اوّل آن است كه به چگونگى مرگ جلال آل احمد (و به ضرس قاطع مؤلف شهادت وى) اختصاص داده شده است. گو اينكه در شرح حال نگارى، نخست از تولد يك شخص و در فرجام از مرگ او سخن مىرود؛ امّا در اين اثر به سبب اهميّت مرگ جلال و ابهاماتى كه در اين زمينه موجود است، نخست از مرگ وى سخن رفته است. نويسنده در اين بخش كوشيده است كه براى اثبات شهادت جلال، «قرينه» و «بيّنه» نشان دهد و مسائل نگفته و نهفته را در چگونگى مرگ وى، فراچنگ پژوهندگان زندگى جلال دهد.
گرچه اثر حاضر در بيان زندگى جلال آل احمد است؛ امّا نويسنده تنها بدين اقتصار نكرده كه «درباره» وى نكاتى را بنگارد؛ بلكه مسائل فراوانى «در پيرامون» زندگى آل احمد در مطاوى اين اثر گنجانيده شده است. به ديگر بيان مىسزد گفت كه كتاب حاضر مشتمل بر دورهاى از تاريخ سياسى و فكرى ايران معاصر است. گوشههايى از كارنامه نهضت روشنفكرى و جريانات سياسى را در لابلاى اين كتاب مىتوان مورد عنايت قرار داد. اسناد و تصاوير اين اثر نيز - كه گاه يك تصوير آن از هزاران واژه گوياتر است - بر ارزش و اهميّت آن افزوده است.
آنچه گذشت، حاصل تورّقِ شتابانِ كتاب پيشين بود. در اين باره مىماند نكات ديگرى كه «گفته آيد در مقام ديگرى». سعى مؤلف و ناشرِ آن مشكور باد.
معجم الأدوات والضمائر فى القرآن الكريم تكملةالمعجم المفهرس لألفاظ القرآن الكريم
اسماعيل احمد عمايره و عبدالمجيد المصطفى السيد. (قم. انتشارات دارالفكر، 1369). 814 ص، رحلى.
فنّ كشف الآيات نويسى و معجم نگارى را بايد يكى از شعبههاى كارآمد علوم قرآنى تلقّى كرد كه پيشينه چندين صد ساله دارد. در اين گونه آثار، مؤلفان در پى آن بودهاند كه دستيابى به آيات قرآن را سهل الوصول سازند. بر اساس اظهار نظر برخى از پژوهشگران، كهنترين اين آثار، آية الآيات فرقانى است متعلق به قرن نهم و تدوين گشته به همّت شهاب الدّين احمد بن محمد مدونِ نيشابورى. (ر.ك: «آية الآيات فرقانى اوّلين كشف الآيات». نشريه دانشكده علوم معقول و منقول مشهد. 1347، ص 232).
در سدههاى واپسين، دامنه كشف الآياتها و معجمها گسترده گشته و دامنه آن از محدوده راهنماييهاى الفاظ فراتر رفته و معجمهاى موضوعى و راهنماييهاى مطالب نيز فراهم آمده است. تاريخ تطوّر اين شعبه از علوم قرآن در عهده مجال فراختر است؛ امّا اينك بايد يادآورى كرد كه در ميان معجمهاى لفظى، سودمندترين و كارآمدترين آنها، المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الكريم از محمّد فؤاد عبدالباقى است. عبدالباقى در معجم خود، اسماء صريح و افعال قرآنى را بر اساس موادّ كلمات فهرست كرده است كه بهره ورى از آن براى كسانى كه از ادبيّات عربى آگاهى ندارند، مشكل است. گو اينكه اين مشكل به همّت جناب آقاى محسن بيدارفر و با تنظيم و ترتيب آن بر اساس هيئت كلمات و با عنوان ترتيب المعجم حل شده است.
در ادامه معجم نگارى براى الفاظ قرآن كريم، كتاب مورد گفتگو را در پيش رو داريم كه مؤلفان آن را بدين گونه معرّفى كردهاند: «معجم الأدوات والضمائر فى القرآن الكريم تكملةالمعجم المفهرس لألفاظ القرآن الكريم». بدين سان، كتاب ياد شده فهرست حروف و ضمائر در قرآن كريم است. مؤلفان كتاب را در دو بخش تنظيم كردهاند: بخش اوّل حروف و بخش دوّم ضماير. در بخش ضمائر، ابتدا ضمائر رفع، سپس نصب و آنگاه جر را آورده و ضمائر منفصل را مقدم بر متصل داشتهاند. در ضمائر متّصل، ابتدا ضماير متّصل به اسماء آمده است و آنگاه افعال و سپس حروف. در بخش حروف، حروف مشدّد دو حرف تلقّى شده و بدين سان «أين» بر «اىّ» مقدّم شده است. حرفها و ضمائر به دقّت شماره شدهاند و در اوّلين ياد كرد تعدا كلّ آنها در قرآن ضبط شده است. در مقابل هر كلمه، دو عدد *78* وجود دارد: اوّلى نشانگر سوره و دوّمى آيه. در حروف، قسمت مهمّى از آيه آمده است و در ضمائر به كلمه همراه آنها بسنده شده است. كتاب در مجموع با دقّت و وسواس تهيّه شده و از روشمندى و زيبايى و چشم نوازى، بالاترين حد را برخوردار است. پژوهشيان قرآنى با داشتن اين دو معجم (معجم المفهرس و معجم الأدوات)، در دست يافتن به تمام الفاظ قرآن با هيچ مشكلى مواجه نخواهند بود. معجم مورد گفتگو از جهات ديگر نيز بسيار مورد استفاده و قابل توجّه است. به ويژه اديبان و استادان ادبيّات عرب در حوزهها به سهولت مىتوانند شواهد بحث را با مراجعه به اين اثر گرانقدر از كتاب الهى برگيرند و استشهاد به اشعار جاهلى آميخته با ترّهات را به يكسو نهند. الغارات
ابى اسحاق ابراهيم بن محمد بن سعيد بن هلال، معروف به ابن هلال الثقفى. تحقيق و تعليق السيد عبدالزهراء الحسينى. (قم، مؤسسه دارالكتاب الأسلامى، 1411). 500 ص، وزيرى.
در ميان مجموعههاى تاريخى با آثارى روبرو هستيم با عنوان الغارات. اين گونه آثار كه غالباً به قلم و همت سنّت شناسان علوى سامان يافته است، در جهت تبيين و گزارش يورشها و هجومهاى سپاهيان پلشت معاويه به مرزهاى حكومت علوى پس از ماجراى نبردهاى سه گانه است. (الذريعة. ج 16، ص 1). كتاب ياد شده يكى از اين آثار است كه مؤلف آن ابراهيم بن محمد ثقفى (متوفاى 283)، از چهرههاى منوّر تشيع و از محدثان و مورّخان كم نظير فرهنگ اسلامى است. شرح حال نگاران و رجاليون وى را به وسعت اطّلاع، وثاقت در نقل، و استوارى در موضع ستودهاند و كتاب وى را يكى از آثار عديم النظير در مجموعه آثار تاريخى تلقّى كردهاند. مرحوم ارموى - فقيد علم و تحقيق - كه براى اوّلين بار با تلاشى شگرف از چهره كتاب ياد شده غبار گمنامى را ستردهاند؛ درباره چگونگى آن نوشتهاند:
اگر چه غرض اصلى از تأليف اين كتاب ذكر غارات بوده؛ ليكن چون مؤلف بسيار با اطّلاع و پرمايه بوده و در فنّ تصنيف و تأليف مهارت و تبحّر تمام داشته، در مطاوى اين كتاب و لابلاى اوراق آن مطالب بسيار ارزندهتر از اصل موضوع را - كه ذكر غارات مذكور باشد - گنجانده است؛ به طورى كه خواننده از آن مطالب فرعى و تبعى كه به طفيل موضوع اصلى ياد شده است، بيشتر استفاده مىكند. غالب اين مطالب كه مؤلف به عنوان پيش گفتار و تمهيد مقدمه و زمينه سازى براى دخول در اصل موضوع در اختيار خوانندگان گذارده در پيرامون آن است كه مختصرى از وضع حيات و چگونگى زندگانى اميرالمؤمنين(ع) و روش ادارى و سياسى و اخلاقى آن حضرت را كه درسى آموزنده و تأمين كننده سعادت جاودانى براى نوع بشر است، در دسترس خواننده بگذارد تا وى از روى بصيرت از مطالب كتاب بهرهمند شود و بداند كه اين غارتها همانا انگيزه جهل و نادانى و وسيله حق كشى و نابود كردن عدالت و دستاوير تمايلات و أغراض نفسانى و زاييده هوى و هوس مشتى دنيا طلب بوده است تا در نتيجه ظالم و مظلوم خود به خود از همديگر جدا شده و هر يك از حق و باطل روشن و پيدا و آشكار و هويدا گردد. (الغارات. با مقدمه و حواشى و تعليقات ميرجلال الدين حسينى ارموى، ج 1، ص ج - د).
سخن از اهميت و جايگاه الغارات در اين مختصر نمىگنجد؛ فقط يادآورى كنيم كه اين يكى از بهترين و تنبّه آفرينترين و آموزندهترين منابع تاريخى است كه پاسخ بسيارى از چراهاى مربوط به زدگانى سياسى على(ع) را در اختيار مىنهد: چرا مردم در ابتدا آن چنان به آن حضرت روى آوردند و چرا سپس بدان سال روى برگرداندند! آن جداييها از على(ع) چرا و آن روى آوريها به معاويه چرا! هجومهاى معاويه ريشه در كجا داشت و پيروزيهايش معلول چه بود. على(ع) چگونه زندگى مىكرد و با اصحاب چگونه برخورد مىكرد. در اجراى حدود تا چه حد پيش مىرفت و دهها سؤال ديگر.
اين درّ ثمين نخست بار به سال 1395 هجرى قمرى در تهران با تحقيق و تعليق و حواشى مرحوم محدث ارموى از سوى انجمن آثار ملّى در دو جلد و 1123 صفحه نشر يافت. تحقيقات مرحوم محدث بسيار گسترده و مقدمه و پاورقيهاى وى بر اصل افزون شده است. مرحوم محدث كتاب را بر اساس تنها نسخه موجود كه به قول وى بسيار مشوش بوده، تصحيح و تحقيق كرده است.
اينك محقق سختكوش جناب عبدالزهراء حسينى، مؤلف كتاب گرانقدر مصادر نهج البلاغه و اسانيده و ديگر آثار سودمند، با دستيابى به نسخهاى ديگر از آن در كتابخانه ظاهريّه و با توجه به چاپ مرحوم محدث به تحقيق و تصحيح كتاب دست يازيده و مجموعه آن را در يك جلد با توضيحاتى كوتاه در پانوشتها و ضبط نسخه بدلها منتشر كرده است. محقق محترم در مقدمه كتاب از مرحوم محدّث به تجليل ياد كرده و از بهره وريهاى فراوان از تحقيق وى سخن گفته است و در پايان كتاب نيز با جمله «و أقول عودا كما قلت انّى عيال على السيد المحدّث الأرموى نضراللَّه وجهه فى *79* اكثر هذه التعليقات....»، منش والا و صداقت و تعهد پژوهشى خود را نشان داده است. سعيش مشكور باد. تاريخ سياسى اسلام از سال چهل تا سال صد هجرى
رسول جعفريان. (چاپ اوّل: تهران سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامى 1369). 380 ص، رقعى.
نگارشهاى تاريخى درباره اسلام و مسائل مربوط به آن، و چگونگى ظهور و بروز حوادث در قرنهاى آغازين و سدههاى واپسين، حجم عظيمى از مجموعههاى مدوّن فرهنگ اسلامى را تشكيل مىدهد. امّا هنوز جاى نگاشتههاى تحليلى و مستند، به ويژه از منظر شيعى و نگرش اسلام اصيل بسيار خالى است. مؤلّف در اين مجموعه تلاش كرده است كه به اين هدف نزديك گردد. جايگاه بلند امامان (ع) را در اين سير تاريخى به درستى ارائه دهد. پيشتر دو جلد از اين مجموعه، زير عنوان پيش در آمدى بر شناخت تاريخ اسلام و تاريخ سياسى اسلام از آغاز تا سال چهلم هجرى، منتشر شده بود. و اينك جلد سوّم آن با عنوان ياد شده در دسترس خوانندگان قرار گرفته است.
كتاب با تبيين چگونگى مردم عراق در آستانه حكومت امام حسين(ع) مىآغازد و با بررسى و تحليل موقعيّت امام (ع) و ماجراى صلح و وقايع پس از آن ادامه مىيابد.
قيام امام حسين (ع) و علل و پيامدهاى آن، قيام مختار، خيزش توّابين، موضع امام سجاد (ع) در برابر حوادث، صفحات بعدى كتاب را تشكيل دادهاند. تبيين و توضيح جايگاه امام سجاد(ع) در هدايت امّت و بازشناسى چگونگى برخورد امام (ع) با سلطههاى موجود در آن زمان، نگاهى به چرايى دعا و گستردگى آن از امام (ع)، خوارج و مواظع آنان، شكلگيرى عقايد سياسى حكومتى اهل سنّت در قرن اوّل هجرى، از جمله مباحثى است كه در صفحات ديگر كتاب آمده و به راستى خواندنى است.
تبيين وضعيت فرهنگى - سياسى دولت بنى مروان، نشر اسرائيليّات در پناه حكومت آنان، خلافت عمر بن عبدالعزيز و چگونگيهاى آن، بخشهاى پايانى كتاب را فرا گرفتهاند. در پايان فهرست مآخذ كتاب به دست داده شده است.
استناد دقيق مطالب به اغلب منابع دست اوّل، و گزيده گويى و دورى از حشونگارى و دراز نويسى، از جمله ويژگيهاى قابل توجه اين كتاب است. اميد است مؤلّف محترم در سامان بخشيدن به بخشهاى بعدى آن نيز توفيق حاصل نمايند.
معرّفيهاى گزارشى
محققان، نويسندگان، مترجمان، ناشران و مراكز تحقيقى و پژوهشى كه مىخواهند آثارشان در اين بخش از مجلّه معرّفى شود، يك نسخه از آثار خود را به دفتر مجلّه ارسال دارند.
تفسير و علوم قرآن
1. اسلام ديروز و امروز (نگرشى نو به قرآن). محمّد ارغوان. ترجمه علامعبّاس توسّلى. (چاپ اوّل: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1369. 262 ص، وزيرى، 850 ريال.
2. اصطلاحات چهارگانه در قرآن. ابوالاعلى مودودى. ترجمه سعدى بهبودى. (چاپ اوّل: تهران، كميته مركزى جمعيّت اسلامى افغانستان، 1369). 146 ص، رقعى، 400 ريال.
3. تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب. محمّد بن محمد رضا القمى المشهدى. تحقيق حسين درگاهى. (چاپ اوّل: مركز چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1410). ج 3، 603 ص، وزيرى، 2500 ريال.
4. سنّتهاى اجتماعى و فلسفه تاريخ در مكتب قرآن. سيّد محمد باقر صدر. ترجمه و نگارش حسين منوچهرى. مقدّمه و تنظيم و پاورقى جلال الدين على الصغير. (چاپ اوّل: تهران، نشر فرهنگى رجاء، 1369). 288 ص، وزيرى، 1200 ريال.
5. سيماى عبدالرحمن در قرآن. على كريمى جهرمى. (چاپ اوّل: قم، دارالقرآن الكريم، 1411). 212 ص، رقعى، 630 ريال.
*80* 6. فرهنگ قرآن. هاشم هاشم زاده هريسى. (چاپ اوّل: قم، بنياد علوم قرآن، 1369). ج 2، 159 ص، وزيرى، 420 ريال.
7. كاوشهايى در علوم قرآنى 1؛ اسباب النزول. سيّد محمّد باقر حجّتى با همكارى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى. (چاپ دوّم: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1369). 296 ص، وزيرى، 900 ريال.
8. تفسير فرات الكوفى. تحقيق محمّد الكاظم. (چاپ اوّل: مركز چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1410 - 1990). 720 ص، وزيرى، 3000 ريال.
9. الفرقان فى تفسير القرآن. محمّد صادقى. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات فرهنگ اسلامى، 1410). ج 8 و 9، 392 + 406 ص، وزيرى، 2200 ريال (هر جلد).
اخلاق و عرفان
1. اوصاف الاشراف. خواجه نصير الدين محمّد طوسى. تصحيح سيّد مهدى شمس الدين. (چاپ اوّل: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1369). 108 ص، رقعى، 500 ريال.
2. رسالة الاخلاق. مجتبى الموسوى اللارى. (چاپ اوّل: لبنان، الدار الاسلاميّة، 1410 - 1989). 386 ص، وزيرى.
3. مديريت اسلامى. سيد على اكبر افجهاى. (چاپ دوّم: تهران، انتشارات بخش فرهنگى دفتر مركزى جهاد دانشگاهى، 1369). 205 ص، رقعى، 800 ريال.
4. نقش زبان در سونوشت انسانها يا زبان بر سر دوراهى. مهدى فقيه ايمانى. (چاپ اوّل: قم، مؤلّف، 1369). 654 ص، وزيرى، 2500 ريال.
در كتابهاى اخلاقى و در فصل آفات از جمله بحثهاى مهم، بحث آفات زبان است. (احياء العلوم، ج 2، ص 92 - 141 و محجّة البيضاء، ج 5، ص 375). در اين دو كتاب كه از مفصلترين متون اخلاقى هستند، بر روى هم حدود بيست آفت براى زبان آمده است، ولى مؤلّف كوشيده است با تتبّع وسيع در آيات و روايات يك صد و نود گناه و آفت اخلاقى، شرعى و عقيدتى براى زبان برشمارد. و نقش شگرف زبان را در سياهى دل و فساد گسترى باز نمايد.
5. ثقافة الدعوة الاسلامية. حزب الدعوة الاسلامية. (القسم التنظيم: 2). 420 ص، وزيرى، 1000 ريال.
6. اخلاق در خانواده. سيد على اكبر حسينى. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات اسلامى، 1369). 495 ص، رقعى، 2000 ريال.
7. اخلاق كارگزاران. محمّد رضا امين زاده. (چاپ اوّل: قم، انتشارات در راه حق، 1369). 136 ص، رقعى، 300 ريال.
8. ازدواج اسلامى. شهيد سيد عبدالحسين دستغيب. (چاپ دوّم: انتشارات ناس، 1369). 215 ص، جيبى، 800 ريال.
9. توبه. مؤسّسه البلاغ. ترجمه حسين بيرشك. (چاپ اوّل: مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 75 ص، جيبى، 180 ريال.
10. جزاء الاعمال و آثار الاعمال فىدار الدنيا. سيد هاشم بن حسين الموسوى الجزائرى الناجى. (چاپ اوّل: قم، مؤلّف، 1410). ج 3، 462 ص، وزيرى، 1000 ريال.
11. آواى توحيد، پيام امام خمينى سلام اللَّه عليه به گورباچف و شرح نامه آيت اللَّه جوادى آملى. (چاپ اوّل: مؤسّسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى - س، 1369). 107 ص، وزيرى، 300 ريال.
12. اسم مستأثر در وصيّت امام و زعيم اكبر. محمدى گيلانى. (چاپ اوّل: مؤسّسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى - س، 1369). 56 ص، وزيرى، 250 ريال.
13. سرّ الصلوة. امام خمينى. (چاپ اوّل: مؤسّسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى - س، 1369). 169 + 96 ص، وزيرى، 1750 ريال.
فقه و اصول
1. ارث. محقق حلى، شهيد ثانى. ترجمه ابوالحسن محمّدى. (چاپ اوّل: تهران، مركز نشر دانشگاهى، 1369). 231 ص، وزيرى، 1100 ريال.
2. تعليم احكام حضرت امام خمينى. كى توضيح المسائل او استفتاآت كا انتخاب با حواشى آية اللَّه العظمى اراكى و آيت اللَّه العظمى گلپايگانى. ترتيب رضا قربانيان. ترجمه سيّد خادم حسين نقوى. تطبيق و حواشى از شعبه اردو بين الاقوامى تعلقات عامه. (روابط بين الملل سازمان تبليغات اسلامى، 1410). 128 ص، وزيرى، 350 ريال.
3. جامع المقاصد. محقق ثانى، شيخ على بن الحسين الكركى. تحقيق مؤسسه آل البيت. (چاپ اوّل: قم، موسسه آل البيت، 1410). ج 6 - 9، 504 + 403 + 388 + 386 ص، وزيرى، 8000 ريال.
4. جواهر الفتاوى. عبدالكريم المدرس. (چاپ اوّل: بغداد، دار البصرى، 1389 ق - 1969 م). 360 + 278 + 468 ص، وزيرى، 6500 ريال.
5. دروس فى فقه الشيعه. السيد محمّد مهدى الموسوى الخلخالى. (چاپ اوّل: چاپخانه پنگوئن، 1410 ق). جزء *81* الخامس 381 ص، وزيرى، 3500 ريال.
6. روضة المتّقين فى شرح من لايحضره الفقيه. محمّدتقى مجلسى. تعليق و اشراف سيد حسين موسوى كرمانى و على پناه اشتهاردى. (چاپ دوّم: بنياد فرهنگ اسلامى حاج محمّد حسين كوشان پور، 1410). ج 5 و 6، 561 + 574 ص، وزيرى.
7. القواعد الفقهيّة. ناصر مكارم شيرازى. (چاپ دوّم: قم، مدرسه امام اميرالمؤمنين، 1410). ج 2، 426 ص، وزيرى، 1000 ريال.
8. قواعد فقهيّه. سيّد محمّد موسوى بجنوردى. (چاپ اوّل: 1368). 272 ص، وزيرى. 2300 ريال.
9. مستند تحرير الوسيلة. كتاب الطاهرة. احمد المطهرى. (چاپ اوّل: قم، مكتبة دارالنشر، 1411 - 1369). ج 2، 480 ص، وزيرى، 2800 ريال.
10. الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر. حسين نورى همدانى. (چاپ اوّل: مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1411 - 1990). 255 ص، رقعى، 700 ريال.
11. التحفة الغرية فى فتح ابواب الجنة. على رضا غزنوى غروى. (چاپ اوّل: احياء الاحياء، 1410). 56 ص، وزيرى، 400 ريال.
12. محاضرات فى شرح العروة الوثقى. شيخ حميد المبارك. (چاپ اوّل: قم، مؤلّف، 1411). 243 ص، وزيرى.
13. مدارك الاحكام فى شرح شرائع الاسلام. سيّد محمّد بن على الموسوى العاملى. (چاپ اوّل: مشهد، مؤسسه آل البيت (عليهم السّلام) لاحياء التراث، 1410). ج 3 و 4، 487 + 499 ص، وزيرى.
15. افاضة العوائد تعليق على درر الفوائد. السيّد محمّدرضا الگلپايگانى. (چاپ اوّل: قم، دارالقرآن الكريم، 1410). 383 ص، وزيرى، 1700 ريال.
16. تمهيد الوسائل فى شرح الرسائل، لأستاذ الفقهاء و المجتهدين الشيخ مرتضى الانصارى. على المروجى القزوينى. (چاپ اوّل: 1410). 476 ص، وزيرى، 1500 ريال.
كتاب، شرحى است مفصل بر فرائد الاصول شيخ انصارى. با توجه به ديدگاه اصوليان بويژه اصوليان متأخّر، اين جلد شامل بحث قطع و ظن است.
17. درر الفوائد فى الحاشية على الفرائد. آخوند خراسانى. تحقيق سيد مهدى شمس الدين. (چاپ اوّل: مركز چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1410 ق - 1990 م). 570 ص، وزيرى، 2500 ريال.
18. مبانى الاعلام فى اصول الاحكام. الياس الشريفى. (چاپ اوّل: مؤلّف، 1410). 284 ص، وزيرى، 1200 ريال.
حديث و علوم آن
1. اربعون حديثاً فى من يملأ الارض قسطاً وعدلاً. هادى النجفى. (چاپ اوّل: نشر الهدية، 1411). 91 ص، وزيرى، 500 ريال.
2. تفصيل وسائل الشيعه. شيخ حر عاملى. تحقيق مؤسسه آل البيت. (چاپ اوّل: قم، مؤسسه آل البيت، 1410). ج 7، 528 ص، وزيرى، 2000 ريال.
3. جامع احاديث الشيعة فى احكام الشريعة. اسماعيل معزى ملايرى. (مؤلف، 1369 - 1410). ج 17 و 18، 520 + 547 ص، وزيرى، 2700 ريال (هر مجلّد).
4. چهل حديث ايمان. تهيّه و تنظيم و ترجمه سيد رضا نقوى دامغانى. (چاپ اوّل: مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 54 ص، جيبى، 150 ريال.
5. چهل حديث وحدت. تهيّه و تنظيم و ترجمه محمّد حسين فلاح زاده. (چاپ اوّل: مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 67 ص، جيبى، 200 ريال.
6. سيناى نياز. جواد محدثى. (چاپ اوّل: سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 248 ص، رقعى، 650 ريال.
7. فضائل القرآن. على اكبر تلافى. (چاپ اوّل: تهران، مؤلف، 1369). 36 ص، جيبى، 125 ريال.
اين كتاب، مجموعه احاديثى است همراه با ترجمه درباره فضايل قرآن و حاملان آن.
8. كتاب المزار. شمس الدين محمّد بن مكى العاملى الجزينى «شهيد اوّل». تحقيق مؤسسة الامام المهدى. با اشراف سيّد محمّد باقر نجل آية اللَّه المرتضى الموحد الابطحى الاصفهانى. (چاپ اوّل: قم، مؤسسة الامام المهدى، 1410). 292 ص، وزيرى، 2000 ريال.
9. مسند الامام العسكرى. گردآورى عزيز اللَّه عطاردى. (چاپ اوّل: مشهد، سمينار جهانى امام رضا - عليه السّلام، 1410). 371 ص، وزيرى، 1800 ريال.
اين كتاب بخشى است از مجموعه ارزشمند و مهم مسانيد الأئمه. بر شيوه ديگر كتابهاى اين مجموعه، ابتدا از زندگانى امام - ع - و موضع وى در مقابل خلفاى زمان سخن رفته است و آنگاه روايات منقول از آن حضرت بر مبناى فصل بندى متون حديثى و در دو بخش اصول و فروع يكجا عرضه گرديده است. در پايان ياد كرد اصحاب و راويان آن بزرگوار است با ارجاع به حديثى كه آنها در اين كتاب نقل كردهاند.
10. ملحقات احقاق الحق. مرحوم آيت اللَّه العظمى السيّد شهاب الدين الحسينى مرعشى النجفى. (چاپ اوّل: قم، كتابخانه آية اللَّه العظمى مرعشى، 1410). ج 23، 668 ص، وزيرى.
اين جلد يكسر استدراك فضايل و مناقب على - ع - و فرزندان آن بزرگوار است كه در مجلّدات پيشين آمده بود؛ از جمله استدراك منابع و مسانيد و طُرُق حديث غدير، ردالشمس، مؤاخاة، و احاديث بسيارى ديگر. تمام آنچه در اين مجلّد و مجلّدات پيشين آمده است بر اساس منابع و مصادر اهل سنّت است.
11. خويشاوندى انسان با زمين. سيّد رضا تقوى دامغانى. (چاپ اوّل: مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 74 ص، رقعى، 220 ريال.
12. ترجمه و شرح كتاب من لايحضره الفقيه. صدر بلاغى. (چاپ اوّل: تهران، نشر صدوق، 1368). ج 3، 580 ص، وزيرى، 25000 ريال. (قيمت دوره 6 جلدى).
13. ترجمه و شرح من لايحضره الفقيه. على اكبر غفّارى. (چاپ اوّل: تهران، نشر صدوق، 1368). ج 4 و5، 526 + 580 ص، وزيرى.
14. درخشان پرتوى از اصول كيافى. حاج سيّد محمّد الحسينى الهمدانى النجفى. (چاپ اوّل: 1410). 412 ص، وزيرى.
15. كشف الاسرار فى شرح الاستبصار. سيّد نعمت اللَّه جزايرى. تحقيق و تعليق السيّد طيب الموسوى الجزائرى. (چاپ اوّل: قم، دارالكتاب، 1408). ج 1، 564 + 8، وزيرى، 2000 ريال.
فلسفه و كلام
1. اديان زنده جهان. رابرت 1. هيوم. ترجمه عبدالرحيم گواهى. (چاپ اوّل: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1369). 389 ص، وزيرى، 1800 ريال.
2. الرسالة السعدية. العلاّمه الحلّى ابو منصور جمال الدين الحسن بن يوسف. اخراج و تعليق و تحقيق عبدالحسين محمّد على بقال. (قم، كتابخانه آية العظمى مرعشى نجفى، 1410). 172 ص، وزيرى، 900 رسال.
كتابى است مختصر در اصول و فروع عقايد اسلام. تنظيم در يك مقدمه و سه بخش بدين سان: مقدمه در تحريم تقليد در اصول، چگونگى اجماع و...، عقايد، عبادات و اخلاقيّات.
كتاب بر اساس دو نسخه تصحيح شده و در پانوشتها افزون بر ضبط اختلاف نسخهها، مقارنهاى با برخى منابع ديگر و نيز آثار علاّمه حلّى به عمل آمده است.
3. فروغ ولايت. جعفر سبحانى. (چاپ اوّل: 1368). 780 ص، وزيرى، 3500 ريال.
4. فطرت. مرتضى مطهرى. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات صدرا، 1369). 275 ص، رقعى، 550 ريال.
5. نجات بخشى در اديان. محمّدتقى راشد محصّل. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1369). 277 ص، وزيرى، 1200 ريال.
6. اسلام دين انسانها. مؤسسة البلاغ. ترجمه رضا ناظميان. (چاپ اوّل: مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 119 ص، جيبى، 180 ريال.
7. ضرروت طرح مسايل اعتقادى. محمّد قاسم دانش. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات دانشجو). 25 ص، جيبى، 100 ريال.
تاريخ و سيره
1. البابيون و البهائيون. همايون همّتى.(چاپ اوّل: معاونت امور بين الملل سازمان تبليغات اسلامى، 1410). 91 ص، جيبى، 180 ريال.
2. ايلها و طايفههاى عشايرى خراسان. سيّد على ميرنيا. (چاپ اوّل: مؤسسه انتشاراتى و آموزشى نسل دانش، 1369). 281 ص، وزيرى، 3200 ريال.
3. ايمان ابى طالب المعروف بكتاب «الحجّة على الذاهب الى تكفير ابى طالب». شمس الدين ابى على فخار بن معد الموسوى. تحقيق السيّد محمّد بحر العلوم. (چاپ اوّل: قم، انتشارات سيّد الشهداء، 1410). 442 ص، وزيرى، 1800 ريال.
4. تاريخ ادبيّات ايران. رضا زاده شفق. (چاپ اوّل: انتشارات آهنگ، 1369). 423 ص، وزيرى، 2100 ريال.
5. تاريخ آيين بودا. هينه يا نه. ترجمه ع. پاشائى. (چاپ اوّل: سازمان انتشاراتى و فرهنگى ابتكار، 1369). ج 1، 358 ص، وزيرى.
6. تاريخ تحوّل دانش تعليم و تربيت تطبيقى. احمد آقازاده. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات بخش فرهنگى دفتر مركزى جهاد دانشگاهى، 1368). 107 ص، رقعى، 400 ريال.
7. تاريخ الفقه الجعفرى، عرض و دراسة. هاشم معروف الحسنى. با مقدمه محمّد جواد مغنيه. (قم، دارالكتاب الاسلامى، 1410). 319 ص، وزيرى، 900 ريال.
هاشم معروف از محققان كم نظير لبنان و از متفكران ژرف انديش شيعى آن ديار است. آثار وى از دقّت و باريك بينيهاى ويژهاى برخوردار است. او در اين كتاب به تاريخ فقه پرداخته و مطالب مهم و قابل توجهى را به دايره نقد ريخته و سره را از ناسره باز شناسانده است. كتاب پس از مقدّمه مرحوم محمّد جواد مغنيه با فصل اوّل كه عهدهدار تبيين ضرورت تشريع و ابعاد آن در زمان پيامبر است، ادامه مىيابد و در فصل دوّم وضع سياسى بعد از پيامبر بازشناسى شده و تشيّع به عنوان جريان ناب فرهنگى اسلامى مورد توجه قرار مىگيرد. ادوار تشريع مبحث بعدى است و فصل چهارم تشريع دوره تابعان و جايگاه شيعه در آن دوران را نشان داده است. نگرش مؤلف عميق است و غالباً بحثها با مقارنه و تطبيق همراه است و كتاب مانند ديگر آثار مؤلف سودمند است و كارآمد.
8. زندگى اجتماعى در حكومت عباسيان. محمّد ناظر أحسن. ترجمه مسعود رجب نيا. (چاپ اوّل: تهران، شركت انتشارات علمى و فرهنگى، 1369). 388 ص، وزيرى، 1900 ريال.
9. زندگانى حضرت امام حسن عسكرى (ع). ابوالقاسم سحاب. به اهتمام على بابا عسكرى. (چاپ اوّل: انتشارات سحاب كتاب، 1369). 158 ص، وزيرى، 630 ريال.
10. سفارتنامههاى ايران. محمدامين رياحى. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات توس، 1368). 442 ص، وزيرى، 3000 ريال.
11. العباس بن على - رائد الكرامة و الفداء فى الاسلام. باقر شريف القرشى. (قم، دارالكتاب الاسلامى، 1410). 214 ص، وزيرى.
كتاب پس از مقدمه با گزارش ولادت و دوران رشد ادامه مىيابد. چهره نگارى آن شخصيّت عظيم در پرتو كلمات ائمه - ع - درباره وى فصل بعدى است و آنگاه تبيين روحيات و خلق و خوى آن بزرگوار. در فصلهاى بعدى نگاهى گذرا به دوران حكومت على - ع - و زندگانى سياسى امام حسن - ع - و آنگاه در فصلى با عنوان مع الثورة الحسينية از قيام امام حسين - ع - و نقش ابوالفضل العباس سخن رفته است. كتاب بر روى هم اثرى است سودمند و خواندنى.
12. الغارات. ابن هلال الثقفى. تعليق و تحقيق عبد الزهراء الحسينى الخطيب. (چاپ اوّل: دارالكتاب الاسلامى، 1411). 500 ص، وزيرى، 2200 ريال.
13. قتل وزير مختار. يوريى تينيانوف. ترجمه اسكندر ذبيحيان. (چاپ اوّل: انتشارات توس، 1368). 748 ص، وزيرى، 5000 ريال.
14. قلعه پرى از كريمخان تا لطفعلى خان. بهرام افراسيابى. (چاپ اوّل: انتشارات سخن و نشر علم، 1369). 739 ص، وزيرى، 5000 ريال.
15. قيام حق (1). محمّدعلى شرقى. (چاپ اوّل: قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1368). 640 ص، وزيرى، 2500 ريال.
16. قيام سالار شهيدان. سيد حسين شيخ الاسلامى. (چاپ اوّل: قم، دفتر انتشارات اسلامى، 1369). 341 ص، وزيرى، 1450 ريال.
17. كارنامه اردشير بابكان. به اهتمام محمّدجواد مشكور. (چاپ اوّل: تهران، دنياى كتاب، 1369). 342 ص، رقعى، 2500 ريال.
18. مجموعه تاريخى مذهبى مشهد اردهال. حسين فرخ يار. (چاپ اوّل: هيأت امناء سلطان على بن محمّد باقر - ع -، 1369). 179 ص، وزيرى، 1000 ريال.
19. المختار من مقتل بحار الانوار. فراهم آمده مجمع الفكر الاسلامى. (چاپ اوّل: دارالكتاب الاسلامى، 1411). 174 ص، رقعى، 700 ريال.
20. آذربايجان در سير تاريخ ايران. رحيم رئيس نيا. (چاپ اوّل: تبريز، انتشارات نيما، 1368). ج 1 و 2، 1132 ص، مصوّر، وزيرى.
21. ايلام سروى كه ايستاد. مجتبى آقايى سربرزه. (چاپ اوّل: انتشارات اديب، 1368). 279 ص، رقعى، 1100 ريال.
22. بابك خرّم دين و سرخ علمها. ناصر نجمى. (چاپ اوّل: انتشارات بخش فرهنگى جهاد دانشگاهى دانشگاه تهران، 1369). 72 ص، مصوّر، رحلى، 1500 ريال.
23. تالشىها كيستند. على عبدلى. (چاپ دوّم: تهران انتشارت ققنوس، 1369). 248 ص، مصوّر، رقعى، 900 ريال.
24. داستانهاى آموزنده. غلامحسين رحيمى اصفهانى. (چاپ اوّل: مؤلّف، 1369). 192 ص، جيبى، 350 ريال.
25. قباله تاريخ. گردآورى ايرج افشار. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات طلايه، 1368). 464 ص، رحلى، 3400 ريال.
كتاب نمونههايى است از اعلاميهها، بيانيهها، شب نامهها، روزنامهها و فوق العادههاى دولتى، حزبى، سياسى، بازرگانى، فرهنگى در دوره مشروطيّت تا پايان سلطنت احمد شاه، گرد آورى شده از مجموعههاى خصوصى.
گرد آورنده در چگونگى اسناد مندرج در كتاب نوشتهاند:
در اين مجموعه مداركى چاپ شده است كه هر يك از آنها چاپى است و مربوط به زمانى كه آن سند در آن وقت صادر و منتشر شده است. آنها را به صورت عكسى در اين مجموعه آوردهايم تا هيچ گونه تصرفى در متن وارد نشده باشد.... اوراق اين مجموعه را در طول مدتى نزديك به سى سال فراهم ساختهام.
تراجم و رجال
1. الامام الخمينى تجسية الخلق الاسلامى. السيّد فاضل النورى. (چاپ اوّل: تهران، معاونت بين الملل سازمان تبليغات اسلامى). 210 ص، رقعى، 600 ريال.
2. تذكرة خط و خطاطان. ميرزا حبيب اصفهانى. ترجمه رحيم چاوش اكبرى. (چاپ اوّل: كتابخانه مستوفى، 1369). 300 ص، وزيرى، 2500 ريال.
3. حضرت معصومه (ع) و شهر قم. محمّد حكيمى. (چاپ دوّم: قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1369). 135 ص، جيبى، 200 ريال.
4. زندگينامه علمى دانشوران. با نظارت احمد بيرشك. (چاپ اوّل: تهران، شركت انتشارات علمى و فرهنگى، 1369). ج 1، رحلى، 2200 ريال.
5. زندگينامه مستوفى الممالك. حميد نيّرى با همكارى س. وحيدنيا. (چاپ اوّل: انتشارات وحيد، 1369). 587 ص، وزيرى، 4100 ريال.
6. سلمان الفارسى فى مواجهة التحدى. السيّد جعفر مرتضى العاملى. (چاپ اوّل: قم، مؤسسة النشر الاسلامى، 1410). 232 ص، وزيرى، 1150 ريال.
7. كارنامه. قدرت اللَّه صلح ميرزائى. (چاپ اوّل: كانون انتشارات پيام نور، 1369). 28 ص، رقعى، 1300 ريال.
8. لباب الانساب. ابوالحسن على البيهقى. تحقيق سيّد مهدى رجائى. (چاپ اوّل: قم، كتابخانه آيت اللَّه العظمى مرعشى نجفى، 1410). ج 1 و 2، 431 + 828 ص، وزيرى، 6000 ريال.
9. النجم الزاهر فى أعلام آل صاحب الجواهر. عبدالحسين عباس الجواهرى. (چاپ اوّل: مؤلّف، 1369). 47 ص، وزيرى، 200 ريال.
10. شرح زندگانى غلامحسين درويشى. حسينعلى ملاح. (چاپ اوّل: انتشارات هنر و فرهنگ، 1369). 68 ص، وزيرى، 300 ريال.
اقتصاد
1. نفت، صنعت و توسعه در كشورهاى شوراى همكارى خليج فارس. ايتف كوبوسى. ترجمه گروه مترجمين نشر قومس زير نظر همايون الهى. (چاپ اوّل: نشر قومس، 1369). 170 ص، رقعى، 850 ريال.
2. پيشگامان توسعه. گردآورى جرالدم. مايرو دادلى سيرز. ترجمه سيد على اصغر هدايتى و على ياسرى. (چاپ اوّل: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاهها، 1368). 507، رقعى، 1500 ريال.
حقوق
1. ادله اثبات دعوى در حقوق ايران. سيّد محسن صدرزاده افشار. (چاپ اوّل: تهران، مركز نشر دانشگاهى، 1369). 202 ص، وزيرى، 1100 ريال.
2. حقوق مخاصمات مسلّحانه. شارل روسو. ترجمه سيّد على هنجنى و شيرين نيرنورى. (چاپ اوّل: دفتر خدمات حقوقى بين المللى، 1369). 406 ص، وزيرى، 2200 ريال.
3. حقوق مدنى: عقود معيّن. ناصر كاتوزيان. (چاپ دوّم: تهران، كتابخانه گنج دانش، 1368). ج 2، 400 ص، وزيرى، 3100 ريال.
4. حقوق كودك. شيرين عبادى. (چاپ دوّم: تهران، انتشارات روشنگران، 1369). 171 ص، رقعى، 900 ريال.
5. ادله اثبات دعوى. محمّد عظيمى. (چاپ اوّل: مؤسسه انتشارات هاد، 1369). 204 ص، رقعى، 750 ريال.
سياست
1. افغانستان: آغاز بحران. ترجمه و تنظيم دانشجويان مسلمان پيرو خط امام. (تهران، مركز نشر اسناد لانه جاسوسى آمريكا، 1369). ج 4، 301 ص + 14 مصور + نقشه، وزيرى، 1700 ريال (شوميز)، 2300 ريال (زر كوب).
2. جنايات رژيم بعث عراق. عبدالامير فولاد زاده. (چاپ اوّل: قم، انتشارات دفتر تبليغات جنبش رانده شدگان عراقى، 1410). 400 ص، وزيرى، 1000 ريال.
3. دستور الجمهوريّة الاسلامية فى ايران. (معاونت امور بين الملل سازمان تبليغات اسلامى، 1411 ق - 1990 م). 102 ص، جيبى، 200 ريال.
4. سازمانهاى يهوديان آمريكا و اسرائيل. لى اوبرين. ترجمه ع. *85* ناصرى. (چاپ اوّل: تهران، موسسه تحقيقاتى و انتشاراتى نور، 1369). 453 ص، رقعى، 2000 ريال.
5. صورت مشروح مذاكرات شوراى بازنگرى قانون اساسى جمهورى اسلامى. اداره كل قوانين، اداره تندنويسى. (چاپ اوّل: اداره كل امور فرهنگى و روابط عمومى، اداره تبليغات و انتشارات، 1369). 546 ص، وزيرى.
6. عهدنامه مودّت ايران و شوروى. بهرام نوازى. با مقدّمه باوند. (چاپ اوّل: نشر همراه، 1369). 234 ص، رقعى، 900 ريال.
7. كبوترآن خونين بال حرم. تحليلى بر جنايت وهّابيّت در كشتار 16 زائر بيگناه كويتى. (چاپ اوّل: تهران، نشر شاهد، 1369). 44ص، مصوّر، رقعى، 200 ريال.
8. گورباچف و امنيّت اروپا. گروه استراتژى اروپا. ترجمه عليرضا طيب. (چاپ اوّل: نشر قومس، 1369). 205 ص، رقعى، 800 ريال.
9. مقولاتى در استراتژث ملّى. محمّدجواد لاريجانى. (چاپ اوّل: تهران، مركز ترجمه و نشر كتاب، 1369). 93 ص، رقعى، 450 ريال.
10. راه امام راه ما. (مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى). 53 ص. رقعى، 100 ريال.
11. سياست خارجى آمريكا در خاور ميانه. زبيگنيو برژينسكى. ترجمه حميد احمدى. (چاپ اوّل: تهران، نشر سفير، 1369). 162 ص، رقعى، 800 ريال.
12. سير انديشه ملىگرايى از ديدگاه اسلام و تاريخ. نجاح عطاء الطائى. ترجمه عقيقى بخشايشى. (چاپ اوّل: مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 240 ص، وزيرى، 700 ريال.
13. نقطه عطف. (چاپ چهارم: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1369). 96 ص، وزيرى، 400 ريال.
زبان و ادبيّات
1. اشعارى از شعرا. به كوشش حسام الدين مؤيد محسنى (چاپ اوّل: نشر پارسا، 1369). 772 ص، وزيرى، 3800 ريال.
2. بدايع الافكار فى صنايع الاشعار، ميرزا حسين واعظ كاشفى سبزوارى. ويراسته ميرجلال الدين كزازى. (چاپ اوّل: تهران، نشر مركز). 377 ص، وزيرى، 1800 ريال.
3. تجلى اسطوره در شعر حافظ. محمّد سرور مولايى. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات توس، 1368). شانزده + 432 ص، وزيرى، 3300 ريال.
4. چشمه روشن ديدارى با شاعران. غلامحسين يوسفى. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات علمى، 1369). 863 ص، وزيرى، 5000 ريال.
5. چهار مقاله نظامى عروضى سمرقندى. به اهتمام و تصحيح علامه محمّد بن عبدالوهاب قزوينى. (چاپ اوّل: تهران، كتابخانه طهورى، 1368). 142 ص، وزيرى، 600 ريال.
6. حافظ شيرين سخن. محمّد معين. (چاپ اوّل: انتشارات معين، 1369). ج 1 و 2، 517 + 858 ص، وزيرى.
7. حيدربابا. حسين منزوى. به اهتمام محمّد فتحى. (چاپ اوّل: 1369). 207 ص، رقيعى، 1000 ريال.
8. شرح الشافية فى التصريف. عبداللَّه نقره كار. (چاپ اوّل: سنندج، نشر علوم القرآن). 239 ص، وزيرى.
9. ضرب المثلهاى انگليسى فارسى عربى. محمّد فخر. (چاپ اوّل: تبريز، انتشارات رسالت، 1368). 238 ص، رقعى.
10. ضرب المثلها و اصطلاحات متداول زبان فرانسه. نسرين دخت خطاط وديگران. (چاپ دوّم: 1369). 253 ص، رقعى، 900 ريال.
11. غزليّات حافظ. به اهتمام خطيب رهبر. (چاپ اوّل: 1369). 203 ص، وزيرى، 1700 ريال.
12. ققنوس در شب خاكستر. سيّد على صالحى. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات تهران، 1368). 374 ص، وزيرى، 2200 ريال.
13. گزيده اشعار ميرزاده عشقى.به اهتمام صادق سليمانى. (چاپ اوّل: انتشارات پگاه، 1369). 196 ص، جيبى، 800 ريال.
14. گلچينى از اشعار حافظ. (چاپ اوّل: مؤسّسه انتشارات باقر العلوم، 1369). 218 ص، جيبى، 170 ريال.
15. منتخب رباعيات مولانا. به اهتمام على محمد رضائى كلانترى. (چاپ اوّل: تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و محراب قلم، 1369). 147ص، وزيرى، 550 ريال.
16. المنهاج فى القواعد والإعراب. محمد الانطاكى. (چاپ اوّل: قم، انتشارات مصطفى، 1369). 352 ص، وزيرى، 1500 ريال.
17. واژهشناسى فرانسه. آنهارى موثقى و گيتى ديهيم. (چاپ دوم: 1369). 311 ص، وزيرى، 1100 ريال.
18. دستورات زبان فارسى. نادر وزين پور. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات معين، 1369). 293 ص، وزيرى، 1350 ريال.
19. ديوان شهريار. (چاپ اوّل: تبريز، انتشارات رسالت، *86* 1369، ج 3، 494 ص، وزيرى، 4000 ريال.
20. ديوان عبدالحسين ابوشبع فى رثاءالنبى و آله. گردآورى طاهر الشافعى النجفى. (چاپ اوّل: قم، منشورات الشريف الرضى، 1410). 140 ص، وزيرى، 650 ريال.
21. ساغر مينايى. (چاپ اوّل: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1369). 77 ص، رقعى، 400 ريال.
22. سوگنامه سهراب. به اهتمام محمّدجعفر ياحقى. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات توس، 1368). 176 ص، وزيرى، 700 ريال.
23. غزل، خاك و خاطره. غلامحسين عمرانى. (چاپ اوّل: انتشارات برگ، 1369). 130 ص، رقعى، 490 ريال.
24. گزينه اشعار، فرخ تميمى. (چاپ اوّل: انتشارات مرواريد، 1369). 287 ص، رقعى، 1325 ريال.
25. گلستان سعدى. (چاپ ششم: انتشارات ققنوس، 1369). 195 ص، رقعى، 550 ريال.
26. گلهاى جاويدان. سيد عطاءاللَّه مجدى. (چاپ اوّل: مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 435 ص، وزيرى، 1700 ريال.
جامعه شناسى
1. مبانى جامعهشناسى. عبداالحسين نيك گهر. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات رايزن، 1369). 482 ص، وزيرى، 1500 ريال.
2. مشاركت. حسين سالكى. (چاپ اوّل: تهران، مؤلّف، 1369). 189 ص، رقعى، 1800 ريال.
مجموعهها
1. مجموعه بيانيّههاى روحانيون مبارز تهران از فروردين 1367 تا خرداد 1369. 242 ص، وزيرى.
2. مصنّفات فارسى. علاءالدوله سمنانى. به اهتمام نجيب مايل هروى. (تهران، شركت انتشارات علمى و فرهنگى، 1369). 470 ص، وزيرى، 2000 ريال.
3. يادنامه شهيد آيةاللَّه مطّهرى (مجموعه سخنرانيها). به اهتمام معاونت امور فرهنگى وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى. (چاپ اوّل: انتشارات صحيفه، 1369). 79 ص، رقعى، 250 ريال.
4. مجموعه سخنرانيهاى سوّمين كنفرانس وحدت اسلامى. تهيّه و تنظيم دبيرخانه كنفرانس وحدت اسلامى ستاد منطقه 2 سازمان تبلغات اسلامى. (چاپ اوّل: مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 153 ص، رقعى، 550 ريال.
5. مجموعه مقالاتى پيرامون جهان سوّم. حاتم قادرى. (نشر سفير، 1369). 175 ص، وزيرى، 1200 ريال.
كلّيات
1. آشنايى با مراجع تحقيق. محمّد غلامرضايى. (چاپ اوّل: تبريز، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامى، 1365). 214 ص، وزيرى.
2. شبكه اطلاع رسانى در كشورهاى اسلامى. احسان اوغلو و ديگران. ترجمه آذرنگ و ديگران. (چاپ اوّل: دفتر پژوهشهاى فرهنگى، 1369). 140 ص، وزيرى، 750 ريال.
3. فرهنگ سينمايى. امير اسماعيلى. (چاپ اوّل: مؤلّف، 1369). 464 ص، وزيرى، 2400 ريال.
4. فهرست موضوعى مجموعه آثار دكتر على شريعتى، بر اساس طرح هندسى مكتب. فيروزه صابر و ديگران. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات مدرّس، 1369). 112 ص، رقعى.
كتاب حاضر به تقسيم موضوعى مجموعه آثار دكتر شريعتى بر اساس طرح هندسى او از اسلام در كتاب اسلامشناسى (مجموعه آثار 16 و 17 و 18) پرداخته است.
5. فهرست نسخههاى خطّى كتابخانه عمومى حضرت آيةاللَّه العظمى مرعشى نجفى - ره. سيّد احمد حسينى. (چاپ اوّل: قم، كتابخانه آيت اللَّه مرعشى، 1369). ج 18، 412 ص، وزيرى، 2000 ريال.
اين كتاب ادامه فهارس مخطوطات كتابخانه ياد شده است و شامل نسخههاى شماره 6801 تا 7199 مىباشد.
6. كتابشناسى اوقات فراغت. نوشين عمرانى. (چاپ اوّل: دفتر پژوهشهاى فرهنگى وابسته به مراكز فرهنگى - سينمايى، 1368). 121 ص، رقعى، 600 ريال.
7. كتابشناسى تاريخ ايران در دوران باستان. مريم ميراحمدى. (چاپ اوّل: مؤسسه انتشارات اميركبير، 1369). 175 ص، وزيرى، 800 ريال.
8. كتابشناسى تهران. زير نظر ناصر تكميل همايون. (چاپ اوّل: تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، 1369). 299 ص، وزيرى، 1200 ريال.
9. كتابشناسى جوانان. مريم رعيّت على آبادى و ديگران (چاپ اوّل: دفتر پژوهشهاى فرهنگى، 1369). 219 ص، وزيرى، 850 ريال.
10.كتابشناسى سينما (1358 - 1366). فرخنده سادات *87* مرعشى. (تهران، فيلمخانه ملّى ايران با همكارى دفتر پژوهشهاى فرهنگى، 1368). 518 ص، وزيرى، 1850 ريال.
11. كتابشناسى نقد فيلمهاى ايرانى (1358 - 1366). شهرزاد خاشع. (چاپ اوّل: تهران، فيلمخانه ملّى ايران با همكارى دفتر پژوهشهاى فرهنگى، 1368). 214 ص، رقعى، 780 ريال.
12. كتابشناسى و راهنماى صنايع دستى ايران. فرزانه طاهرى قندهارى و ميترا طاهرى لطفى. (چاپ اوّل: دفتر پژوهشهاى فرهنگى، 1369). 270ص، وزيرى، 1650 ريال.
13. كتابنامه فهرست كتب منتشره تابستان 1368. تهيّه و تنظيم اداره كلّ مطبوعات و نشريات. (چاپ اوّل: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1369). 365 ص، وزيرى، 500 ريال.
14. مقاله نامه زن. مريم رعيّت على آبادى و ديگران. (چاپ اوّل: دفتر پژوهشهاى فرهنگى، 1368). 236 ص، وزيرى، 850 ريال.
دفتر پژوهشهاى فرهنگى، وابسته به مراكز فرهنگى - سينمايى در انديشه آن است كه «با تدوين و انتشار منابع اطّلاعاتى، اعم از كتابشناسى، راهنما، واژه نامه، اصطلاحنامه و ساير مراجع تخصّصى در حوزه فرهنگ و سينما، زمينه و راه مطالعات را هموراتر سازد».
دفتر ياد شده در اين جهت پنج مجموعه منتشر ساخته كه ياد شد. اين مجموعهها دقيق، روشمند و بسيار كارآمد هستند. توفيق ادامه راه و گسترش ابعاد پژوهشى دست اندركاران اين مجموعه را از خداوند بزرگ خواهانيم.
15. كارنامه پژوهشى و انتشاراتى دانشگاه شهيد بهشتى. تهيّه معاونت پژوهشى دانشگاه شهيد بهشتى. (چاپ اوّل: 1369). 192 ص، وزيرى.
16. كتابنامه 66 - 64؛ فهرست كتب منتشر زمستان 68. تهيّه و تنظيم مركز تحقيقات و مطالعات فرهنگى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى. (چاپ اوّل: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1369). 585 ص، وزيرى، 500 ريال.
17. كتابنامه 69؛ فهرست كتب منتشره خرداد 1369. تهيه و تنظيم مركز تحقيقات و مطالعات فرهنگى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى. (چاپ اوّل: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1369). 169 ص، وزيرى، 200 ريال.
18. فرهنگ انديشه نو. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات مازيار، 1369). 1034 ص، وزيرى.
19. فرهنگنامه پزشكى. فرامرز سليمانى و بهمن خالقيان. (چاپ اوّل: تهران، نشر علم، 1369). 718 ص، وزيرى، 5800 ريال.
20. فرهنگ فارسى ايتاليائى. رُزا ماريا گريفونه آزمون. (چاپ اوّل: تهران، انتشارات اشراقى، 1369). 686 ص، وزيرى، 6000 ريال.
21. فن پژوهش. احمد شلبى. ترجمه سيّد جعفر سامى الدبونى. (چاپ اوّل: انتشارات جهاد دانشگاهى دانشگاه تهران، 1369). 192 ص، وزيرى، 850 ريال.
22. لغت نامه جدول. زير نظر پرويز اصفهانى. (چاپ اوّل: سازمان نشر كتيبه، 1367). رقعى، 650 ريال.
خاطرات
1. ده روز محاصره در قله ويزان؛ (خاطرات يك افسر اسير عراقى). به كوشش مرتضى سرهنگى. (چاپ اوّل: تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و نشر جوان، 1369). 61 ص، رقعى، 300 ريال.
2. خاطرات گروميكو. ترجمه جمشيد نوايى. (چاپ اوّل: 1369). 585 ص، مصور، رقعى، 1600 ريال.
هنر
1. طرحهاى هندسى اسلامى (هنر گرهسازى). ج. بورگوان. با مقدّمه جلال الدين سلطان كاشفى. (چاپ دوم: تهران، انتشارات هنر، 1369)، 200 ص، مصوّر، رحلى، 700 ريال.
2. اهتزاز روح؛ مباحثى در زمينه زيبايىشناسى و هنر. گردآورى و تنظيم على تاجدينى. (چاپ اوّل: تهران، حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى، 1369). 483 ص، وزيرى، 1850 ريال.
روانشناسى
1. روانشناسى يادگيرى كودك و نوجوان. مهرناز شهرآراى. (چاپ اوّل: انتشارات رشد، 1369). 177 ص، وزيرى، 700 ريال.
2. روانشناسى تفاوتهاى فردى. حمزه گنجى. (مؤسسه انتشارات بعثت، 1369). 304 ص، وزيرى، 1100 ريال.
گزينه مقالههاى مجلاّت
تفسير و علوم قرآن
* شناخت قرآن. قسمت دوم. محمد رضا امين زاده. نور علم. (دوره سوم، شماره 12، شماره مسلل 36، مرداد 1369، محرّم 1411، اوت 1990).
* آيات ربّانى در آثار عرفانى. محمّد عبادزاده كرمانى. اطلاعات علمى. (سال پنجم، شماره 11، 12، 13، شماره مسلسل 108 - 110 شهريور 1369).
* تفسير سوره رعد، نزول فيض الهى. جوادى آملى. پاسدار اسلام. (شماره 106، مهر 1369).
* تفسير قرآن كريم بر اساس تفسير موضوعى، پرسشهايى پيرامون معاد جسمانى. مكتب اسلام. (سال سى ام، شماره 3 و 4، تير و مرداد 1369، ذوالحجّة 1410 و محرّم 1411).
* تأمّلات قرآنية في بناءالشخصيّة الاسلامية. السيّد محمّد حسين فضل اللَّه. المنطلق (شماره 66 - 67، شوال - ذوالعقده 1410، ايار - حزيران 1990).
* المشكلة الخلقية بين الفلسفة والقرآن. مصطفى الحاج على. همان.
* وقفة فى شاطئ البسلمة. نعمت اللَّه هاشمى نژاد. الطريق الاسلامى. (شماره 56).
* مطالبة القرآن، الانقياد التام و الاستسلام الكامل. الشيخ الندوى. البعث الاسلامى. (مجلّد 35، شماره 2، شوال 1410، مايو 1990).
* تابع تفسير مشكل القرآن، العذاب فى الآخرة. راشد عبداللَّه فرحان. همان.
* تفسير مشكل القرآن، القضا و القدر. راشد عبداللَّه فرحان. البعث الاسلامى. (مجلّد 35، شماره 4، ذوالحجة 1410، يوليو 1990).
* تعدد الزوجات لسيادة العدالة الاجتماعية كما يتبين من مستهل سورةالنساء. عبدالعزيز العلى المطوع. همان. اخلاق و عرفان
* روانشناسى، تربيت و اخلاق اسلامى، خودخواهى و اختلاف. هادى دوست محمّدى. مكتب اسلام. (سال سى ام، شماره 3، تير 1369، ذوالحجة. 1410).
* فراگيرترين و خطرناكترين بيمارى. هادى دوست محمّدى. مكتب اسلام. (سال سى ام، شماره 4، مرداد 1369، محرّم 1411).
* عرفان اسلامى و عرفان التقاطى. همان.
* ويژگىهاى مقام پليس اسلامى. محسن قرائتى. پليس انقلاب. (سال نهم، شماره 102، مرداد 1369).
* شهود زيبايى و عشق الهى. تقى پور نامداريان. فرهنگ. (شماره 4 - 5، بهار - پاييز 1368).
* آبرو و راههاى حفظ آن. محسن قرائتى. سروش.(شماره 523، 7) مرداد 1369).
* وصيّت نامه امام (قدس سره) و اسم مستأثر الهى. محمّدى گيلانى. پاسدار اسلام. (شماره 106، مهر 1369).
* اخلاق مبلّغ. حوزه. (سال هفتم، شماره 3، شماره مسلسل 39، مرداد و شهريور 1369).
* اصالة الصحة فى اساس التعامل الاجتماعى. محسن عطوى. المنطلق (شماره 66 و 67، شوال - ذوالقعدة 1410، ايار - حزيران 1990).
* الاخوة فى الاسلام. محمّد المقداد. همان.
* الحب و البغض فى اللَّه. السيّد محمّد على فضل اللَّه. همان.
* اخلاقية المطفّفين والتمركز حول الذات. السيّد مالك الموسوى. همان.
* الاخلاف السياسية بين الامام على و مكيافلى. زينب ابراهيم. همان.
* تأمّلات نفدية فى «الاخلاقيّات الاعلامية». د. قاسم صفا. همان.
* الاربعون حديثاً. الامام الراحل آيةاللَّه الخمينى. التوحيد. (سال هشتم، شماره 47، ذوالقعهدة و ذوالحجة 1410، حزيران و تموز 1990). فقه و اصول
* مسائل مستحدثه در فقه اسلامى، انجماد انسان و بيدار شدن بعد از صد سال. ن. م. مكتب اسلام. (سال سى ام، شماره 4، مرداد 1369، محرم 1411).
* مسائل مستحدثه در فقه اسلامى، چگونگى نماز و روزه در سفرهاى فضايى. ن. م. مكتب اسلام (سال سى ام، شماره 3، تير 1369، ذوالحجة 1410).
*89* * نقش شناختهاى بشرى در معرفت دينى. (بررسى بناى عقلا). سيّد عباس حسينى قائم مقامى. كيهان انديشه. (شماره 31، مرداد و شهريور 1369).
* نقد مقدّماتى طريقههاى اصولى و اخبارى. على عابدى شاهرودى. همان.
* جايگاه مصالح مرسله و استصلاح در منابع اجتهاد. محمّد ابراهيم جنّاتى. همان.
* مبانى رهبرى در اسلام. محمّدى رى شهرى. پاسدار اسلام. (شماره 106، مهر 1369).
* الشورى و دورالامّه فى الحكَم. صادق عبداللَّه. المنطلق. (شماره 65، رمضان 1410، نيسان 1990).
* عمل المرأة بين القرآن و السنة و موقف فقهاء الأمس واليوم. شيماء الصراف. منبر الحوار. (سال چهارم، شماره 15، پاييز 1989، 1410).
* الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر، مفهومه و الدليل عليه. البلاد. (سال اوّل، شماره 6، شنبه 26 صفر 1411، 15 ايلول 1990).
* رؤية الاسلام نحو قضية تحديد النسل. سلطان احمد الاصلاحى. تعريب آفتاب عالم الندوى. البعث الاسلامى. (مجلّد 35، شماره 2، شوال 1410، مايو 1990).
* الحج و طواف الفكر. نزيه الحسن و التوحيد. (سال هشتم، شماره 47، ذوالعقدة و ذوالحجة 1410، حزيران و تموز 1990). فلسفه و كلام
* شفاعت روز قيامت. حسين نورى. پاسدار اسلام. (شماره 106، مهر 1369).
* رؤيت ماه در آسمان (5)، ديدار دوست (2). نصراللَّه پورجوادى. نشر دانش. (سال دهم، شماره 5، مرداد و شهريور 1369).
* ارزش و ارزششناسى. سيّد محمّد رضا جمشيدى. فرهنگ. (شماره 4 - 5، بهار - پاييز 1368).
* تأثيرات شرقى در فلسفه يونانى. استفان پانوسى. همان.
* رسالت هرمنوتيك. پل ريكور. ترجمه مراد فرهاد پور، يوسف اباذرى. همان.
* جايگاه منطق در معرفت بشرى. احمد فرامرز قراملكى. همان.
* خدا در فلسفه مسيحى. اتين ژيلسون. ترجمه شهرام پازوكى، اسماعيل بنى اردلان. همان.
* رابطه مقولات فاهمه و استدلال جدلى الطرفين در فلسفه نظرى كانت. كريم مجتهدى. همان.
* مذاكرات ميان اسلام و ديگر اديان جهانى. محمّد مجتهد شبسترى. همان.
* تاريخ، فلسفه و تجربه. صدرالدين سينا. سروش. (شماره 523، 27/5/1369).
* بزرگ نمايى فزون از حد و ويژگيهاى مكتب اشعرى. جعفر سبحانى. مكتب اسلام. (سال سى ام. شماره 2، تير 1369، ذوالحجه 1410).
* تحقيقى پيرامون قاعده لطف، قسمت دوّم. على ربانى خلخالى. نور علم. (دوره سوّم، شماره 12، شماره مسلسل 36، مرداد 1369، محرم 1411، اوت 1990).
* ابعاد حق و باطل در نهج البلاغه. سيد ابراهيم سيد علوى. همان.
* الحرية بين الاطلاق و الترشيد. زينب ابراهيم. المنطلق. (شماره 65، رمضان 1410، نيسان 1990).
* الحرية الفكرية و حرية الاعلام. د. قاسم صفا. همان.
* الحرية فى الاسلام من منظور جديد. غالب حسن. همان.
* الحريّة فى الاسلام، دراسة فى المفهوم و المرتكز و التطبيق. حسن جابر. همان.
* مشكلة الحريّة: قراءة فى سبيل مفهوم. مصطفى الحاج على. همان.
* نصوص مترجمة فى الكرامة الانسانيّة للطوسى، بين الانسان المصنوع و الانسان الاصيل. محمّد صادق فضل اللَّه. المنطلق. (شماره 66 و 67، شوال و ذوالقعده 1410، ايار و حزيران 1990).
* قيمةالانسان فى التوراة. زهير جلول. همان.
* ندوةالحوار: حوار الاسلامية والعلمانية. طارق البشرى و ديگران. منبر الجوار. (سال چهارم، شماره 15، پاييز 1989، 1410).
* وجهة نظر اللاهوت والناسوت او الدينى و الدنيوى. على حرب. همان.
* الحواربين الاسلاميين والعلمانيين. محمّد عماره. همان.
* مسئلة البعث و القيامة عندالشعوب القديمة. البلاد. (سال اوّل، *90* شماره 6، شنبه 26 صفر 1411، 15 ايلول 1990).
* هكذا حرّفوا التوراة، قصه قابيل و هابيل. فوأد حسين مزنّر. البلاد. (سال اوّل، شماره 7، شنبه 4 ربيع الاول 1411، 22 ايلول 1990).
* الاسلام و التحديات. د. محمّد بن سعد الشويعر. البعث الاسلامى. (مجلّد 35، شماره 4، ذوالحجّة 1410، يوليو 1990).
* هكذا حرّفوا التوراة. فؤاد حسين مزنّر. البلاد (سال اوّل، شماره 1، شنبه 20 محرم 1411، 11 آب 1990).
* النصرانية و التبشير الجديد. على التميمى. التوحيد. (سال هشتم، شماره 47، ذوالقعده و ذوالحجّة 1410، حزيران و تموز 1990).
تاريخ
* نهضتهاى اصلاحى در امپراطورى عثمانى. سيّد كاظم روحانى. كيهان انديشه. (شماره 31، مرداد و شهريور 1369)
* پيدايش و گسترش سلسله چشتى دردكن. محمّد سليمان صديقى، محسن مديرشانه چى. همان.
* نقش كتاب در تمدن و فرهنگ اسلامى. ضياءالدين سردار. ترجمه مهيار علوى مقدم. همان.
* ايرانشناسى و شعوبيگرى. صادق آيينه وند. همان.
* نخستين كتاب و كتابخانه در تاريخ اسلام. غلامرضا فدايى. همان.
* پيوندهاى فرهنگى سند و پنجاب با ايران در دوران پيش از تاريخ (1000 - 5000 ق م). محمّد رفيق مغول. ترجمه سيد منصور سيد سجادى. باستانشناسى و تاريخ. (سال چهارم، شماره 1، شهريور 1369).
* تپه قبرستان، يك مركز صنعتى در آغاز شهرنشينى در فلات مركزى ايران. يوسف مجيد زاده. همان.
* جلال الدين متكبرى، صورت ديگر از ضبط نام آخرين حكمران خوارزمشاهى. عبداللَّه قوچانى. همان.
* اشغال جنوب خوزستان به دست اليماييان، طرح يك نظر. عباس عليزاده. ترجمه جعفر تال بلاغى. همان.
* پيامبر(ص) در مسير پى ريزى نظام اسلامى، شكلگيرى اتحاديه احزاب بر عليه مسلمانان. مرزداران. (سال هشتم، شماره 96، شهريور 1369).
* حسين احياگر سنّت پيامبر(ص)، خون حسين(ع) پشتوانه بقاء اسلام. همان.
* مسلمانان آذربايجان و قفقار. از استبداد تزارى تا استبداد بلشويكى. مهدى پيشوايى. مكتب اسلام. (سال سى ام، شماره 3، تير 1369، ذوالحجّة 1410).
* سير تشيّع در ايران، مردى كه نام او در تاريخ شيعه جاويد است. داود الهادى. همان.
* خوارج در ايران. يعقوب جعفرى. همان.
* مسلمانان قفقاز و شوروى، وعدههاى فريبندهاى كه هرگز عملى نشد. مهدى پيشوايى. مكتب اسلام. (سال سى ام، شماره 4، مرداد 1369، محرم 1411).
* سير تشيّع در ايران، انتقام از تبهكاران. داود الهامى. همان.
* خوارج در عمان و بلاد مغرب، الف - عمان. يعقوب جعفرى. همان.
* سوابق آشنايى مسلمانان با سرزمين و مردم ملايو، عبدالعظيم هاشمى نيك. سياست خارجى. (سال چهارم، شماره 1 و 2، بهار و تابستان 1369).
* ايران و انقلاب اسلامى، ايران فراسوى مرزها، داستان انقلاب. ياد. (سال پنجم، شماره 19، تابستان 1369).
* مفهوم تحليل سيستمى. على مدرّسى. همان.
* تاريخ در پرتو خورشيد. عبدالمجيد معاديخواه. همان.
* تاريخچه مدارس جامعه تعليمات اسلامى. مهدى كلهر. همان.
* عناصر اصلى در نهضت حسينى. كميته. (شماره 39، مرداد 1369).
* از كنگره شرق شناسان تا كنگره ايران شناسان. نصراللَّه پورجوادى. نشر دانش. (سال دهم، شماره 5، مرداد شهريور 1369).
* يهود اليوم واكذوبة الصفاء الجنسى. محمّد حمدان. الطريق الاسلامى. (شماره 56).
* الكاظمية المقدّسة، مدينة الامامين الكاظمين عليهم السلام، والحركات الفكريّة فيها. همان.
* هجرة الانبياء و سيرة اليهود. البلاد. (سال اوّل، شماره 2، شنبه *91* 27 محرّم 1411، 18 آب 1990).
* بعد السبى الى بابل ماذا خطط اليهود؟ فؤاد مزنّر. البلاد. (سال اوّل، شماره 3، شنبه 5 صفر 1411، 25 آب 1990).
* المجتمع الاسلامى عبر التاريخ. د. عبدالحليم عويس البعث الاسلامى. (مجلّد 35، شماره 2، شؤال 1410، مايو 1990).
* تأسيس الدولة العراقية 1921 م و الصراع بين مشروعين: تغريبى نخبوى تابع و اسلامى تحررى مقاوم. عبداالحليم الرهيمى. منبر الحوار. (سال چهارم، شماره 15، پاييز 1989، 1410). رجال
* رجايى در مسير شهادت. على مرزبان راد. پيام انقلاب. (شماره 263، نيمه اوّل شهريور 1369).
* نيكولو ماكياولى (1469 - 1527). لئواستراوس. ترجمه فرهنگ رجائى. فرهنگ. (شماره 4 - 5، پاييز 1368).
* هرمس، محمد جواد گوهرى. همان.
* آراء و انديشههاى جان اسكاتس اريگنا. مجيد محمّدى. همان.
* ملاقاتهايى با هايدگر. جاروالعل مهتا، چونگ يوآن چانگ. ترجمه محمد رضا جوزى. همان.
* بينش سياسى ميرزا ملكم خان ناظم الدوله. حجّت اللَّه اصيل. همان.
* مجلسى از ديدگاه مستشرقان و ايرانشناسان. سيد ابراهيم سيد علوى. كيهان انديشه. (شماره 31، مرداد و شهريور 1369).
* زندگينامه آيت اللَّه العظمى مرعشى نجفى. پاسدار اسلام. (شماره 106، مهر 1369).
* رجايى و باهنر. حسين مظفرى نژاد. بيان. (شماره 4، شهريور 1369).
* شهيد رجايى، اسوه دولتمردان خط امام. مير حسين موسوى. همان.
* تاريخ انتشار مسلك اشعرى، آثار و تأليفات وى. جعفر سبحانى. مكتب اسلام. (سال سى ام، شماره 4، مرداد 1369).
* ادوارشناسى رجال. ابوالفضل شكورى. ياد. (سال پنجم، شماره 19، تابستان 1369).
* خطوط اصلى در زندگى و آثار رنه گنون، فيلسوف معاصر فرانسه. ژان بورلا. ترجمه نسرين حكمى. سروش. (سال دوازدهم، شماره 226، شهريور 1369).
* نجوم امت، علامه كبير ملا محمّد باقر مجلسى (قدس سره). ناصر الدين انصارى. نور علم. (دوره سوم، شماره 12، شماره مسلسل 36، مرداد 1369، محرّم 1411، اوت 1990).
* مصاحبه با حجّت الاسلام والمسلمين محمّد على تسخيرى. حوزه. (سال هفتم، شماره 3، شماره مسلسل 39، مرداد و شهريور 1369).
* مصاحبه با حجّت الاسلام والمسلمين محمد عبايى. همان.
* حاج ملا هادى سبزوارى، يكى از فلاسفه بزرگ قرن سيزدهم هجرى. علوى مقدم. دانش. (شماره 20 - 21، زمستان 1368، بهار 1369).
* بيدل دهلوى (عظيم آبادى). احمد تميم دارى. همان.
* بياد استاد اقبال شناس، شادروان سيّد غلامرضا سعيدى. محمد رياض. همان.
* سعد بن على الحظيرى الملقّب ب «دلال الكتب». د. ناظم رشيد. مجلّه معهد المخطوطات العربيه. (مجلّد 33، جزء اوّل، جمادى الاولى 1409، يناير 1989).
* ابوالكلام آزاد بعد استقلال الهند، جهوده البناء فى تاريخ الهند الاسلامى و الثقافى. السيّد احتشام الندوى. البعث الاسلامى. (مجلّد 35، شماره 4، ذوالحجّة 1410، يوليو 1990).
* السطان صلاح الدين الايوبى. ابى الحسن على الحسنى الندوى. همان.
* الشهيد سمية بنت خياط (رضى اللَّه عنها). عبدالغنى يعقوب. همان.
* الامام الخمينى. خط عرفانى فى دائرةالفقه و فقه فى حركة الثورة و ثورة اسلامية فى حجم العالم. محمّد حسين فضل اللَّه التوحيد. (سال هشتم، شماره 47، ذوالقعده و ذوالحجّة 1410، حزيران و تموز 1990).
* الامام الخمينى و نظريةالفكر السياسى الاسلامى المعاصر. يونس حسين. همان.
* ملامح القرآن و ابعاده المختلفة فى رأى الامام الخمينى. جعفر سبحانى. همان.
* الامام و حقوق المرأة فى الاسلام. زهرا مصطفوى. همان.
* ترجمة حميد بن ثور الهلالى. شاكر الفحام. مجلّة مجمع اللغة *92* العربيه بدمشق. (مجلّد 64، جزء 4، ربيع الاوّل 1410، اكتبر 1989). كلّيّات
* نقد و معرّفى كتاب، ترجمه جديد نهج البلاغة. بهاءالدين خرمشاهى. نشر دانش. (سال دهم، شماره 5، مرداد و شهريور 1369).
* فرهنگستانهاى جهان اسلام. وارد نبورگ. ترجمه مرتضى اسعدى. همان.
* نقدى بر ترجمه كتاب لمعه. محمّد رضا بندرچى. كيهان انديشه. (شماره 31، مرداد و شهريور 1369).
* كتاب الفلاكة و المفلوكين. عليرضا ذكاوتى. فرهنگ. (شماره 4 - 5، بهار - پاييز 1368).
* كتابى در توحيد معتزلى از حوزه قاضى عبدالجبار. عليرضا ذكاوتى. همان.
* جامه تهذيب برتن احياء، تطبيق ناقدانه المحجّة البيضاء و احياء علوم الدين. عبدالكريم سروش. همان.
* فتح الرحمن. احمد خان. ترجمه حسن لاهوتى. همان.
* آشنايى با كتابخانه اسد سوريه. حسين سليمى باهر. اطّلاعات علمى. (سال پنجم، شماره 11، 12، شماره مسلسل 108 - 109، شهريور 1366).
* فهرست مطالب مجلّه اشپيگل در رابطه با اسلام و ايران. ياد. (سال پنجم، شماره 19، تابستان 1369).
* نقدى بر كتاب «تاريخ تحليلى اسلام». تأليف محمود طباطبائى اردكانى، جلد اوّل، انتشارات اساطير، سيّد على مير شريفى. نور علم. (دوره سوم، شماره 12، شماره مسلسل 36، مرداد 1369، محرّم 1411، اوت 1990).
* پاسخ مؤسسه «آل البيت» به نقد چاپ «وسائل الشيعة». حوزه. (سال هفتم، شماره 3، شماره مسلسل 39، مرداد و شهريور 1369).
* كتابشناسى تبليغ. همان.
* گواهان غدير. ابوالحسن علوى. همان.
* نگاهى به برخى از مقاتل. همان.
* موضوعات و منابع قيام كربلا. جواد محدّثى. همان.
* حافظشناسى در بنگاله. كلثوم ابوالبشر. دانش. (شماره 20 - 21، زمستان 1368، بهار 1369).
* قرابادين فيض آبادى. پرويز اذكائى. همان.
* كتاب خلاصة الحيات. عصمت نسرى. همان.
* استدراك، همدانيات، منابع اوّليّه تحقيق درباره حضرت ميرسيد على همدانى. سيده اشرف. همان.
* تحقيق خاص عن: مكتبة آيةاللَّه العظمى النجفى المرعشى العامه. البلاد (سال اوّل، شماره 6، شنبه 26 صفر 1411، 15 ايلول 1990).
* كتابات جبران ليست الاتسربات باللغة الانگليزية لمقولات الامام على «ع». اسعد على. البلاد (سال اوّل، شماره 7، شنبه 4 ربيع الاول 1411، 22 ايلول 1990).
* من مخطوطات البيطرة و البيزرة بدار الكتب الوطنيه (تونس)، فهرس تحليلى. عبدالحفيظ منصور. مجلّة معهد المخطوطات العربية. (مجلّد 33، جزء 1، جمادى الاولى 1409، يناير 1989).
* مخطوطات كوركيس عواد فى المتحف العراقى. اسامه ناصر النقشبندى. همان.
* كتب الانساب العربية. احسان النّص. مجلّة مجمع اللغة العربية بدمشق. (مجلّد 64، جزء 4، ربيع الاول 1410، اكتبر 1989).
* الموسوعة العربية الاسلامية. جعفر الخليلى. المنتقى. (مجلّد 5، 15 - 16، شماره 2 و 3، پاييز و زمستان 1409 - 1410؛ 1989 - 1990).
* مراجعة فى المقالات الاسلامية. همان.
* كشاف المقالات الاسلامية. همان.
* مراجعة كتاب: عبداللَّه بلقزيز، القومية والعلمانية، الايديولوجيا و التاريخ، الرباط، 1989، رؤية مغربية للفكر السياسى فى المشرق العربى. محمّد حسين دكروب. منبر الحوار. (سال چهارم، شماره 15، پاييز 1989، 1410). اقتصاد
* استقراض و نقش آن در برنامههاى توسعه اقتصادى. عبدالحميد سميعى. مديريّت دولتى. (دوره جديد، شماره 7، زمستان 1368).
* تحوّلات و نوآوريهاى مديريت دولتى و سازگار ساختن آن با محيطهاى اجتماعى و اقتصادى گوناگون. سيد امين اللَّه علوى. همان.
*93* * استراتژى توسعه و تكنولوژى مناسب. ابوالحسن فقيهى. همان.
* ارزشيابى عملكرد، شايستگى مبتنى بر كار و رفتار مديران. اكبر مهدويان. همان.
* حركتى در حاشيه حل نابسامانيهاى اقتصادى. بيان. (شماره 3، مرداد 1369).
* آثار مخرّب تضعيف ارزش ريال بر اقتصاد كشور. همان.
* گزارش كارشناسان صندوق بين المللى پول از اقتصاد ايران. همان.
* صندوق بين المللى پول و اقتصاد ايران. بيان. (شماره 4، شهريور 1369).
* بازار جهانى نفت، تحولات و پى آمدها. همان.
* ديدگاههاى گوناگون در معانى خراج. حسين حقانى زنجانى. مكتب اسلام. (سال سى ام، شماره 3، تير 1369، ذوالحجة 1410).
* مقاسمه و مقاطعه دو نوع ماليات اسلامى، حسين حقانى زنجانى. مكتب اسلام (سال سى ام، شماره 4، مرداد 1369، محرّم 1411).
* نفت، سلطانى كه همچنان حكومت مىكند. فيروزه ديلمقانى. سروش. (سال دوازدهم. شماره 526، 17 شهريور 1369).
* تصوير كلان برنامه اوّل توسعه اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى جمهورى اسلامى ايران. اطلاعات سياسى اقتصادى. (سال چهارم، شماره 6، شماره مسلسل 36، خرداد - تير 1369).
* بررسى علل و موانع تاريخى رشد صنعتى در ايران. محسن نظرى. همان.
* صنايع ماشين سازى كشور. مقتد الانام روان بخش. همان.
* بحران خليج فارس و اقتصاد جهان. تازههاى اقتصاد. (سال اوّل، شماره 11، مرداد 1369).
* نهضت فرهنگى لازمه توسعه روستايى. اسماعيل شهبازى. همان.
* جمعيّت و عوامل رشد اقتصادى. احد فلاح وزير آباد. همان.
* بازسازى ايران و كشورهاى حوزه خليج فارس. سهراب شهابى. سياست خارجى. (سال چهارم، شماره 1 - 2، بهار - تابستان 1369).
* المال و السلطة والعذاب. محمد مهدى شمس الدين. منبر الحوار. (سال چهارم، شماره 15، پاييز 1989، 1410).
* الشرع و اللاشرع، قوتا الضغط الرئيسيتين فى صناعة النظام الاقتصادى فى التجربة التاريخية الاسلامية. عادل عبدالمهدى. المنتقى. (مجلّد 5، 15، 16؛ شماره 2 - 3، پاييز و زمستان 1409 - 1410، 1989 - 1990).
* مارأى علماء الاسلام بقضيتى توزيع الثروات و استثمارها و احتجاز الوهائن. العالم. (سال هفتم، شماره 347، شنبه 6 اكتبر 1990، 15 ربيع الاوّل 1411).
* فى حرمة ربا القرض. حسن الجواهرى. التوحيد. (سال هشتم، شماره 47، ذوالقعهده و ذوالحجة 1410، حزيران و تموز 1990).
* الاقتصاد الامريكى و السوفينى. د. زهير سليمان. همان. حقوق
* شورا در حكومت و تقنين. اسماعيل دارابكلابى. نور علم. (دوره سوّم، شماره 12، شماره مسلسل 36، مرداد 1369، محرّم 1411، اوت 1990).
* حقوق جزاى اختصاصى. جواد ميرفندرسكى. كميته. (شماره 39، مرداد 1369)
* «حقوق بشر»، بيانيّه ليبراليسم. رضا داورى. بيان. (شماره 4، شهريور 1369).
* آيا توافق الجزيره و عهدنامه بغداد 1975 هنوز لازم الاجرا هستند. پل تاورنيه. ترجمه كامياب منافى. سياست خارجى. (سال چهارم، شماره 1 و 2، بهار و تابستان 1369).
* حقوق اسيران جنگى در اسلام. كنوانسيون ژنو درباره اسيران جنگى. على اكبر حسنى. مكتب اسلام. (سال سى ام، شماره 3، تير 1369، ذوالحجّة 1410).
* نقض حقوق اسيران در جهان امروز. على اكبر حسنى. مكتب اسلام. (سال سى ام، شماره 4، مرداد 1369، محرّم 1411). سياست
* استراتژى و مسائل سياسى و نظامى. فضل اللَّه آشورى. پيام انقلاب. (شماره 263، نيمه اوّل شهريور 1369).
* انتخابات خبرگان، معيارها و ملاكهاى اساسى. بيان. (شماره 4، *94* شهريور 1369).
* تحليل جغرافيائى بحران اخير خليج فارس. محمّد رضا حافظ نيا. پاسدار اسلام. (شماره 106، مهر 1369).
* ارزشهاى اسلام و انقلاب را پاسدارى كنيم (14)، آزادى در اسارت. محمّدتقى رهبر. همان.
* حكومت انتخابى. جان استوارت ميل. ترجمه على رامين. فرهنگ. (شماره 4 - 5، بهار - پاييز 1368).
* شيوههاى تحقيق در قدرت سياسى. فرانتس نويمان. ترجمه عزّت اللَّه فولادوند. همان.
* نقش تاريخى بانوان. سيّد حميد روحانى. شاهد بانوان. (شماره 168، تير 1369)
* وحدت و برادرى در شعار يا عمل. پاسدار اسلام. (شماره 106، مهر 1369).
* جاودانگى راه امام، تفاوتهاى ملّت ايران با ملّتهاى دوران صدر اسلام. اسداللَّه بيات. همان.
* انگيزه و پيامدهاى تجاوز عراق به كويت. جليل جبارى. صف. (شماره 126، شهريور 1369).
* چين بعد از «تين. آن. من». بهزاد شاهنده. اطلاعات سياسى اقتصادى. (سال چهارم، شماره 6، شماره مسلسل 36، خرداد و تير 1369).
* سياست چيست و چگونه تعريف ميشود؟ بخش دوّم، بحثى پيرامون قدرت. فرهنگ رجايى. سياست خارجى. (سال چهارم، شماره 1 و 2، بهار و تابستان 1369).
* مطالعات بين المللى از دهه 1970 به بعد. جيمز دافرتى و روبرت خالز گراف. ترجمه وحيد بزرگى. همان.
* بازتابهاى پروسترويكا در سياستهاى عربى سوريه. زامل سعيدى. همان.
* تهاجم عراق به كويت، زمينهها و پى آمدها. سروش. (شماره 523، شنبه 27 مرداد 1369).
* هويت و ايدئولوژى در پاكستان - مصاحبه با «اكبر. س. احمد». اطلاعات سياسى اقتصادى. (سال چهارم، شماره 6، شماره مسلسل 36، خرداد، تير 1369).
* دكترين امنيّت ملّى شوروى در دوره گورباچف، عدم كفايت ابزارهاى نظامى براى حفظ امنيّت ملّى. كورش احمدى. همان.
* نظريّههاى اقتصادى درباره امپرياليسم و جنگ. جيمز. اى. دورتى، رابرت. ال پغالتزگراف. ترجمه وحيد بزرگى. همان.
* افزايش نفوذ سياسى روس و انگليس در ايران در عصر قاجار و تأثير آن در پيدايش رسم سرسپردگى. جواد شيخ الاسلامى. همان.
* خليج فارس، جدال براى گنج، برنده نهايى كيست؟ كيومرث ملكى. سروش. (سال دوازدهم، شماره 525، شنبه دهم شهريور 1369).
* بوش - گورباچف: توافقها، نگرانيها و اختلافات دو ابر قدرت، نقشههاى جديد يالتا. آلكساندر آدله. ترجمه فيروزه ديلمقانى. همان.
* بحران كويت، افشاگر انگيزهها. آينده سازان. (شماره 212، شهريور 1369).
* بحران خليج فارس، پيامدهاى جهانى. سروش. (سال دوازدهم، شماره 527، شنبه 24 شهريور 1369).
* اهميّت ژئوپليتيكى خليج فارس. دوره ميرحيدر (مهاجرانى). سياست خارجى. (سال چهارم، شماره 1 و 2، بهار و تابستان 1369).
* دورنماى يك امنيّت جمعى در خليج فارس. منصور رحمانى. همان.
* سياست آمريكا و متحدانش در مورد صدور فنون و تسليحات پيشرفته به چين. محمّدجواد اميدوارنيا، همان.
* مراسم حج، ارتباط با عربستان و وظائف ما. موسوى خوئينىها. بيان. (شماره 3، مرداد 1369).
* اجلاس هشتم خبرگان، مصوّبات، بازتابها. همان.
* ايدئولوژى اسلام آمريكائى. اسماعيل خراسانى. همان.
* پشتوانه تجاوز عراق به كويت. همان.
* امل و حزب اللَّه، تلاش براى استحكام. همان.
* بحران خليج فارس و آينده آن. بيان. (شماره 4، شهريور 1369).
* اعترافات بهبهانى، روابط نهضتىها با سيا. همان.
* آينده خاورميانه و اتّحاد اروپا. همان.
* انديشه بى دينى و راه مقابله با آن. همان.
*95* * پاكستان، بحران منطقه و بركنارى بوتو. همان.
* آمريكا، 250 ميليارد دلار براى مداخله. همان.
* مقاومت اسلامى، مظلوم اما پايدار. مصاحبه با برادر ابوشهيد يكى از فرماندهان مقاومت اسلامى لبنان. بيان. (شماره 3، مرداد 1369).
* الجزاير و غربيها. همان.
* عراق، تسليح سرسام آور. همان.
* ديدگاهها و تحولات بلوك شرق. همان.
* واين برگر و ماجراى مك فارلين. همان.
* مديريت استراتژيك. حسام الدين بيان. مديريت دولتى. (دوره جديد، شماره 7، زمستان 1368).
* استراتژى و مسائل سياسى و نظامى (قسمت نهم)، قدرت (1)، پيام انقلاب. (شماره 263، نيمه اوّل شهريور 1369).
* تهاجم فرهنگى استكبار عليه انقلاب اسلامى (9)، سياسى كاريهاى معاندين در دو مجلّه. همان.
* تونس، انفراج سياسى يستثنى الاسلاميين. العالم. (سال هفتم، شماره 347، شنبه 6 اكتبر 1990، 15 ربيع الاوّل 1411).
* طلبت من البابا الالتزام بالمسيحيّة الاصليّة لاالمسيحية الاميركية. جوادى آملى. همان.
* الحرم الأمن و بغى الطغاه. على المؤمن. التوحيد. (سال هشتم، شماره 47، ذوالقعدة و ذوالحجّة 1410، حزيرات و تموز 1990).
* الثورة الاسلامية. كوثر نيازى. همان.
* قراءة اسلامية سريعة لمفهومى الحرية و الديموقراطية فى الجانب الكفرى الحضارى. السيّد محمد حسين فضل اللَّه. المنطلق. (شماره 65، رمضان 1410، نيسان 1990).
* الحركات الثورية فى العالم الاسلامى. سليم الحسنى. همان.
* دراسة فى الاحزاب، الاحزاب مناهل العطاء الجماهيرى. شاكر مسعود. الطريق الاسلامى. (شماره 56).
* عودة العلاقات الدبلوماسية بين ايران و بريطانيا، اقرار بالدور الاقليمى لايران. عبدالمنعم حسن. همان.
* الصحوة الاسلامية فى مواجهة التخلف السياسى. محمّد عبدالجبّار. همان.
* بعد عشر سنوات على اندلاع الحرب العراقية - الايرانية ازمة الخليج الثانية تبدأ من حيث انتهت الاولى. حسن امين. العالم. (سال هفتم، شماره 346، شنبه 29 سپتامبر 1990، 8 ربيع الاوّل 1411).
* ايران و ازمة الخليج. عبدالمنعم حسن. همان.
* خامنئى والاسد، العدو الصهيونى مصدر الخطر فى المنطقه. طراد حماده. همان.
* الحكم فى فهم الاسلامى ثمرة لثبوت الاسلام و ليس العلكس. محمّد سعيد رمضان، همان.
* عودة الى القومية الاسلامية. د. فهمى الشناوى. العالم. (سال هفتم، شماره 345، شنبه 22 سپتامبر 1990، اربيع الاوّل 1411).
* حركة الانتفاضة فى عامها الثالث، نحو مزيد من الانجازات و التلاحم. البعث الاسلامى مجلّد 35، شماره 2، شوال 1410، مايو 1990).
* رفع مستوى التعاون الاستراتيجى مع واشنطن، التدخل «الاسرائيلى» فى الخليج بانتظار الأوامر من واشنطن. قاسم على. البلاد. (سال اوّل، شماره 1، شنبه 20 محرّم 1411، 11 آب 1990).
* الاجتياح العراقى للكويت سابقة عربية خطيرة، صدام يحقق بالقوة ماعجزت عنه القمّة. نجيب نورالدين. همان.
* الهجرة اليهودية بين الأمل الضائع و القدر المحتوم. محمّد شرى. البلاد. (سال اوّل شماره 3، شنبه 5 صفر 1411، 25 آب 1990).
* الابعاد الستراتيجية للاجتياح العراقى للكويت. محمّد صادق الحسينى. البلاد. (سال اوّل، شماره 2 و 3، محرّم - صفر 1411، آب 1990).
* قمّة ترتيب الاوراق، هل تنجح قمّة طهران فى استعادة المبادرة فى المنطقه. م. ف. البلاد. (سال اوّل، شماره 8، شنبه 11، ربيع الاوّل 1411، 29 ايلول 1990).
زبان و ادبيّات
* روانشناسى زبان. محمّد رضا باطنى. ربانشناسى. (سال ششم، شماره 2، پاييز - زمستان 1368).
* يك قاعده آوايى زبان فارسى. على اشرف صادقى. همان.
* نگاهى به زبانشناسى لايهاى. سيّد على ميرعمادى. همان.
* گرايشهاى آوايى و واجى فارسى گفتارى تهران. گيتى ديهيم. همان.
*96* * چامسكى و روانشناسى. بهروز غربدفترى. همان.
* وجه اشتقاق چند واژه كردى. گارنيك آساطريان. همان.
* زين قصه دراز، حرفهايى ديگر درباره «تأثير پيشينيان بر حافظ» 2. سيد على مرافضلى. نشر دانش. (سال دهم، شماره 5، مرداد و شهريور 1369).
* شاهنامه بر دروديوار. فرامرز طالبى. همان.
* درباره ادب معاصر. محمد على اسلامى ندوشن. بيان. (شماره 3 و 4، مرداد و شهريور 1369)
* خطابه در عصر اموى و عباسى. على اكبر ضيائى. كيهان انديشه. (شماره 31، مرداد - شهريور 1369).
* تعهد اجتماعى در هنر و عرفان حافظ. حسن مبينى. همان.
* شرح غزلى از حافظ. رحيم نژاد سليم. همان.
* نگاهى به سبوى عشق. سيّد مرتضى نجومى. نور علم. (دوره سوّم، شماره 12، شماره مسلسل 36، مرداد 1369، محرّم 1411، اوت 1990).
* نقد واژهها. حسن عرفان. همان.
* استعاره در غزلى از حافظ. آصف نعيم. دانش. (شماره 20 - 21، زمستان 1368، بهار 1369).
* اختلاف نظر ادبى ميان شعرا و نويسندگان هندى و ايرانى در عهد پادشاهان تيمورى مغول. محمود هاشمى. همان.
* فالهاى حافظ. مهدى درخشان. همان.
* الابداع الشعرى يقوم على الموهبة و الاحداث المثيرة. نادر نظام الطهرانى. العالم. (سال هفتم، شماره 345، شنبه 22 سپتامبر 1990، 1 ربيع الاول 1411).
* اضواء على الشعر الصوفى. نوال هاشم. البداد. (سال اوّل، شماره 8، شنبه 11 ربيع الاول 1411، 29 ايلول 1990).
* دورالأدب الاسلامى فى واقعنا المعاصر. عدنان على رضا النحوى. البعث الاسلامى. (مجلّد 35، شماره 4، ذوالحجّة 1410، يوليو 1990).
* ذكر معانى ابنية الاسماء الموجودة فى المفصّل، لابن مالك. تحقيق و تعليق عبداللَّه نبهان. مجلّه معهد المخطوطات العربيّة. (مجلّد 33، جزء 1، جمادى الاولى 1409، يناير 1989).
* قصيدة فى مشكل اللغة و شرححها، لابى بكر محمّد بن القاسم الانبارى (271 - 328). تحقيق عزالدين البدوى النجار. مجلّه مجمع اللغة العربية بدمشق. (مجلّد 64، جزء 4، ربيع الاوّل 1410، اكتبر 1989).
* اللغة العربية بين الانتشار و الاندثار وسط مجتمعات عرب الشوافى ولاية برنو. عبدالرزاق حسن محمّد. المنتقى. (مجلّد 5، 15 - 16، شماره 2 و 3، پاييز و زمستان 149 - 1410، 1989 - 1990). جامعه شناسى
* تقدم وجودى و تاريخى تكنولوژى بر علم. دون ايد. ترجمه شاپور اعتماد. فرهنگ (شماره 4 - 5، بهار و پاييز 1368).
* نگاهى گذرا به مديريّت كمك رسانى در مصائب جمعى. پرويز پيران. اطلاعات سياسى اقتصادى. (سال چهارم، شماره 6، شماره مسلسل 36، خرداد - تير 1369).
* خودكشى در سرزمين موعود. رامين مجتبايى. نشر دانش. (سال دهم، شماره 5، مرداد - شهريور 1369). خاطرات
* يادداشتها و خاطراتى از زندگانى امام خمينى «قدس سرّه». رحيميان. پاسدار اسلام. (شماره 106، مهر 1369).
* شهيد اسماعيل دقايقى، فرمانده مدبّر. همان.
* انقلاب اسلامى به روايت خاطره. غلامرضا كرباسچى. ياد. (سال پنجم، شماره 19، تابستان 1369).
* به ياد برادرم، با خاطره رجائى. آينده سازان. (شماره 212، شهريور 1369).
* خواطر حوال الحج. د. توفيق محمّد شاهين. البعث الاسلامى. (مجلّد 35، شماره 4، ذوالحجّة 1410، يوليو 1990).
كتابشناسى جهاد
رفاعى عبد الجبار
قسمت اول
1. آل محمود، عبداللَّه بن زيد. الجهاد المشروع فى الاسلام. (بيروت، مؤسسه الرسالة). ج 2.
2. الآلوسى، ابوالنساء شهاب الدين محمود. سُفرةالزاد لسَفْرة الجهاد. (بغداد، چاپخانه دارالسلام، 1333 ق).
3. الآلوسى، ابوالنساء شهاب الدين محمود. روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم و السبع المثانى. (بيروت، دار احياء التراث العربى). ج 2، ص 4 - 78؛ ص 106 - 112؛ ص 165 - 167؛ ج 3، ص 95 - 96؛ ج 4، ص 28 - 29؛ ص 41 - 42؛ ص 81 - 87؛ ص 85 - 88؛ ص 96 - 98؛ ص 109 - 114؛ ص 121 - 123؛ ج 6، ص 164 - 165؛ ج 9، ص 180 - 181؛ 183 - 185؛ 206 - 208؛ ج 10، ص 31 - 32؛ ص 37 - 39؛ ص 50 - 52؛ ص 59 - 65؛ ص 66 - 70؛ ص 92 - 93؛ ص 150 - 159؛ ج 14، ص 239 - 240؛ ج 17، ص 161 - 164؛ ص 209 - 210؛ ج 26، ص 39 - 40، ص 78 - 79؛ ص 149 - 151؛ ص 169؛ ج 27، ص 172.
4. الابراهيمى، محمّد البشير. «تصحيح الجهاد». المسلمون. (شماره 7، 1373ق). ص 654 - 658.
6. ابن ابى جمهورى الاحسائى، محمّد بن على بن ابراهيم. عوالى اللآلى العزيزية في الاحاديث الدينية. تحقيق مجتبى العراقى. (چاپ اول: قم، چاپخانه سيد الشهداء، 1403 ق - 1983م). ج 2، ص 238 - 242.
7. ابن ابى الحديد المدائنى، عزالدين ابوحامد بن هبةاللَّه بن محمّد. شرح نهج البلاغه. تحقيق محمّد ابوالفضل ابراهيم. (چاپ دوّم: قاهره، دار احياء الكتب العربيّة، 1385 ق - 1965 م). ج 1، ص 80 - 85؛ ج 2، ص 74 - 80؛ ج 4، ص 12؛ ج 5، ص 4؛ ج 7، ص 285؛ ج 8، ص 3؛ ج 9، ص 95؛ ج 11، ص 142؛ ج 14، ص 205؛ ج 15، ص 10؛ ص 52.
8. ابن ابى عقيل العمانى، الحسن بن على. «فتاوا ابن ابى عقيل». در رسالتان مجموعتان من فتاوى العلمين: ابن بابويه و ابن ابى عقيل العمانى. گردآورى عبدالرحيم بروجردى. تعليق على پناه اشتهاردى. (قم، چاپخانه اخلاص، 1406 ق).
9. ابن الاثير الجزرى مجدالدين ابى السعادات المبارك بن محمد. جامع الاصول فى احاديث الرسول. تحقيق عبدالقادر الأرنائوط. (چاپ دوّم: بيروت، دارالفكر، 1403 ق - 1983م). ج 2، ص 563 - 749.
10. ابن الاثير الجزرى، مجدالدين ابى السعادات المبارك بن محمد. النهاية فى غريب الحديث و الأثر. (چاپ چهارم: قم، مؤسّسه اسماعيليان، 1364). ج 1، ص 319.
11. ابن ادريس العجلى الحلى، ابوعبداللَّه محمد. السرائر. (چاپ اوّل: تهران، المعارف الاسلامية، 1390 ق). ص 156 - 161، رحلى.
12. ابن أنس، الامام مالك. الموطأ. تصحيح محمّدفؤاد عبدالباقى. (قاهره دار احياء الكتب العربيّة، 1370 ق - 1950 م). ج 2، ص 443 - 471.
13. ابن أنس، الامام مالك. المدوّنة الكبرى. (قاهره، چاپخانه السعادة، 1323 ق). ج 3، ص 2 - 51.
14. ابن البراج الطرابلسى، القاضى عبدالعزيز. «جواهر الفقه». در سلسلة الينابيع الفقهيّة الشيعيّة. به اهتمام على اصغر مرواريد. (چاپ اوّل: تهران، بنياد انقلاب اسلامى، 1406 ق). كتاب الجهاد، ص 75 - 79.
15. ابن البراج الطرابلسى، القاضى عبدالعزيز. «المهذب». در سلسلة الينابيع الفقهية الشيعية. به اهتمام على اصغر مرواريد. (چاپ اوّل: تهران بنياد انقلاب اسلامى، 1406 ق). كتاب الجهاد، ص 81 - 109).
16. ابن تيمية، تقى الدين احمد بن عبدالحليم. الاختيارات العلميّه فى اختيارات شيخ الاسلام ابن تيمية. (قاهره، مطبعة كردستان العلميه، 1329 ق). ص 183 - 191.
*98* 17. ابن تيمية، تقى الدين احمد بن عبدالحليم. السياسة الشرعية فى اصلاح الراعى و الرعية. (چاپ چهارم: قاهره، دارالكتاب العربى، 1969 م). ص 117 - 142.
با مقدّمه محمّد المبارك (دارالكتاب العربيّة، 1386 ق). ص 102 - 122.
18. ابن جُزىّ الكلبى. ابوعبداللَّه محمّد بن أحمد بن محمّد. القوانين الفقية. (چاپ اوّل: بيروت، دارالكتاب العربى، 1404 ق - 1984 م). ص 143 - 157.
19. ابن الجوزى، ابوالفرج عبدالرحمن بن على. الموضوعات. (المدينة المنوّرة، 1966 م). ص 224 - 236.
20. ابن الحاج، محمّد بن محمّد العيدرى الفاسىّ المالكى. المدخل. (قاهره، 1929 م). ج 3، ص 2 - 25.
(بيروت، دارالفكر، 1401 ق - 1981 م).
21. ابن الحجاج، مسلم، صحيح مسلم، شرح النووى. (قاهره، 1349 ق). ص 35 - 199.
22. ابن حزم، ابومحمّد على بن احمد بن سعيد. المحلّى. تحقيق لجنة احياء التراث العربى. (بيروت، دارالآفاق الجديدة). ج 11، ص 3 - 319.
23. ابن حمزة الطوسى المشهدى، عمادالدين محمّد بن على. الوسيلة الى نيل الفضيلة. تحقيق عبدالعظيم البكاء. (نجف اشرف، جمعيّت منتدى النشر، 1399 ق - 1979 م). ص 219 - 232.
24.ابن حميد، عبداللَّه بن سالم. ندوة المحاضرات موسم الحج. (مكّة المكرّمة، رابطة العالم الاسلامى، 1391 ق). ص 70 - 83).
25. ابن حميد، عبداللَّه بن سالم. «حق الجهاد»، (قصيده ميمية). أضواء الشريعة. (رياض، كلّية الشريعة، شماره 3، 1392 ق). ص 177 - 178.
26. ابن حنبل، الامام أحمد. المسند. تحقيق احمد محمّد شاكر. قاهره، دارالمعارف، 1956 م). ص 16 - 244؛ ص 325 - 326.
27. ابن الخطيب، لسان الدين. «رسالة فى تفضيل الجهاد على الحج». در نفح الطيب عن غصن الأندلس الرطيب. احمد بن محمّد المقرى. تحقيق د. احسان عباس. (بيروت، دار صادر، 1968م). ص 186 - 190.
28. ابن الخوجة، محمّد الحبيب. مواقف الاسلام. (تونس، دارالكتب الشرقية). ص 5 - 34.
29. ابن الخوجة، محمّد الحبيب. دراسات اسلامية. (تونس، الدار التونسية، 1971م). ص 97 - 132.
30. ابن دقيق العيد، تقى الدين محمّد بن على. الالمام بأحاديث الاحكام. تحقيق محمّد سعيد المولوى. (دمشق، 1963 م). ص 481 - 525.
31. ابن رشد القرطبى، ابوالوليد محمّد بن أحمد بن محمّد بن أحمد. بدايةالمجتهد و نهاية المقتصد. (چاپ ششم: بيروت، دارالمعرفة، 1403 ق - 1983 م). ج 1، ص 380 - 407.
32. ابن زهرة الحسينى الاسحاقى الحلبى، حمزة بن على. «غنية النزوغ الى علمى الاصول و الفروع». در سلسلة الينابيع الفقهيّة الشيعيّة. به اهتمام على اصغر مرواريد. (چاپ اوّل: تهران، بنياد انقلاب اسلامى، 1406 ق). كتاب الجهاد، ص 155 - 161.
33. ابن شداد، بهاءالدين ابوالمحاسن بوسف بن رافع الموصلى الحلبى. احكام الجهاد. (ليدن، 1755 م).
34. ابن عاشور، محمد الطاهر. اصول النظام الاجتماعى فى الاسلام. (تونس، الدار العربية للكتاب، 1977 م). ص 215 - 221.
35. ابن عبدالواحد. كمال الدين محمّد. شرح فتح القدير. (بيروت، دار احياءالتراث العربى). ج 5، ص 187 - 277.
36. ابن العربى، ابوبكر محمد بن عبداللَّه. احكام القرآن. تحقيق على محمّد البجاوى (بيروت، دارالمعرفة). ج 4، ص 102.
37. ابن قيّم الجوزيه، شمس الدين ابوعبداللَّه بن ابى بكر. اعلام الموقعين عن رب العالمين. تعليق طه عبدالرؤوف سعد. (بيروت، دارالجيل). ج 4، ص 391 - 393.
38. ابن كثير، اسماعيل بن عمر. رسالة فى الجهاد.
39. ابن كثير، اسماعيل بن عمر. الاجتهاد فى طلب الجهاد. (قاهره، جمعيّت النشر و التأليف الازهرية، 1347 ق). 24ص.
(قاهره، چاپخانه السلفية، 1976 م).
40. ابن ماجة القزوينى، محمّد بن يزيد. سنن ابن ماجه. تحقيق محمّد فؤاد عبدالباقى. (بيروت، دارالفكر). ج 2، ص 920 - 962.
(قاهره، 1953 م).
41. ابن المبارك، عبداللَّه الجهاد. تحقيق نزيه حماد. (چاپ اوّل: بيروت، 1391 ق - 1971 م).
42. ابن منظور الافريقى المصرى، ابوالفضل جمال الدين محمّد بن مكرم. لسان العرب. (قم، نشر ادب الحوزة، 1405 ق - 1363). ج 3، ص 133.
43. ابن ميثم البحرانى، كمال الدين ميثم بن على. شرح نهج البلاغه. (قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1362). ج 2، ص 33؛ ص 71؛ ص 145؛ ص 146؛ ج 3، ص 122؛ ج 4، ص 27؛ ص 334.
44. ابنى قدامه، موفق الدين و شمس الدين. المغنى و الشرح على متن المقنع فى فقه الامام احمد بن حنبل. (چاپ اوّل: بيروت، دارالفكر، 1404 ق - 1984 م). ج 1، ص 359 - 625.
45. ابوالبركات، مجدالدين. الفقه على مذهب الامام احمد بن حنبل. (بيروت، دارالكتاب العربى). ج 2، ص 170 - 189.
46. ابوحنيفة النعمان التميمى المغربى، النعمان بن منصوربن احمدبن حيّون. كتاب من دعائم الاسلام و ذكر الحلال و الحرام و القضايا والاحكام عن اهل بيت رسول اللَّه - عليه و عليهم افضل السلام. تحقيق آصف بن على أصغر فيضى. (قاهره، دارالمعارف، 1383 ق - 1963 م). ج 1، ص 339 - 440.
47. ابوداود، سليمان بن الاشعث السجستانى الازدى. سنن ابى داود. تحقيق محمد محى الدين عبدالحميد. (قاهره، داراحياء السنة المحمدية). ص 3 - 93.
(بيروت، دارالفكر).
48. ابوداود، سليمان بن الاشعث السجستانى الازدى. سنن ابى داود. تحقيق أحمد سعيد على. (قاهر 1952 م). ص 3 - 84.
49. ابوزهرة، محمّد. «الجهاد». المسلمون. (ژنو، شماره 6، 1373 ق، ص 552 - 557؛ شماره 7، ص 657 - 666؛ شماره 8، ص 763 - 769).
50. ابوالشيماء. «تذكير و نصيحة للذين يريدون الجهاد فى سبيل اللَّه». الرائد. (آلمان، شماره 47، 1400 ق - 1980 م). ص 67 - 72.
51. ابوالصلاح الحلبى، تقى الدين ابن نجم الدين عبداللَّه. «الكافى فى الفقه». تحقيق رضا استادى. در سلسلة الينابيع الفقهية الشيعيّة. به اهتمام على اصغر مرواريد. (چاپ اوّل: تهران، بنياد انقلاب اسلامى، 1406 ق). كتاب الجهاد، ص 29 - 46.
52. ابوفرحة، د. الحسينى. فلسفة البلاء فى ضوء الكتاب والسنّة. (چاپ اول: قاهره، مكتبة وهبة، 1392 ق - 1972 م). ص 18 - 127.
53. ابو يوسف، القاضى يعقوب بن ابراهيم. الخراج. (بيروت، دارالمعرفة، 1399 ق - 1979 م). ص 191 - 217.
54. احمد، محمود عبداللَّه محمد سيد. ولاية الجهاد فى الاسلام. (قاهرة، كلّية الشريعة و القانون - جامعة الازهر، 1981 م). پايان نامه تحصيلى.
55. الأزرق، ابوعبداللَّه. بدائع السلك فى طبائع الملك. تحقيق. د. على سامى النشار. (بغداد، دارالحرية للطباعة، 1977 م). ص 49 - 64.
56. اساليب القتال فى الجيوش العربية و الاسلامية. درع الوطن. (ابوظبى، شماره 23، 1974 م). ص 16 - 17.
57. الأسدى، زينب «لنتخذ من زينب الكبرى قدوة لنا فى مسيرتنا الجهادية». الجهاد. (تهران، سال اوّل، شماره 9، 1400 ق - 1980 م). ص 64 - 65.
58. اسكندر، د. عبدالرزاق. الاسلام و اعداد القوة. (طرابلس، جمعيّت الدعوة الاسلامية العالمية، 1986 م).
59. الاسوانى، احمد، حديث الاصدقاء فى التكفير والجهاد. (قاهره، 1985 م). 212 ص.
60. الألمعى، زاهر عواض. على درب الجهاد. (رياض، مطابع الفرزدق، 1402 ق). 214 ص.
61. الألمعى، زاهر عواض. الجهاد فى سبيل اللَّه اسبابه و اهدافه». البعوث الاسلاميّة. (رياض، شماره 9، 1404 ق). ص 303 - 312.
62. ام ابتهال. «الدور الحقيقى لجهاد المرأة المسلمة». الجهاد. (تهران، سال اوّل، شماره 3، 1400 ق - 1980 م). ص 26 - 27.
63. اميرالمؤمنين، الامام على بن ابى طالب - عليه اسلام. نهج البلاغه. گردآورى ابوالحسن محمد الرضى. تحقيق و تصحيح صبحى صالح. (چاپ دوّم: بيروت، دارالكتاب اللبنانى مكتبة المدرسه، 1982 م). خطبه 24؛ خطبه 27؛ خطبه 33؛ خطبه 54؛ خطبه 55؛ خطبه 66؛ خطبه 71؛ خطبه 119؛ خطبه 124؛ خطبه 146؛ خطبه 174؛ خطبه 212؛ خطبه 241.
64. الامير اليمنى الصنعانى، محمد بن اسماعيل. سُبل السلام شرح بلوغ المرام. تصحيح و تعليق محمّد عبدالعزيز الخولى. (بيروت، دارالجيل، 1400 ق - 1980 م) ج 3، ص 1330 - 1385.
65. امين، عبدالمطلب. «الاسلام والحرب، أو الجهاد». المجلة العسكرية. (بغداد، 1935 م). ص 493 - 504.
66. الامين، جهاد. «اضواء على حركة الجهاد الاسلامى فى فلسطين بين 1918 - 1970 م». الغرباء. (لندن، سال 22، شماره 1، 1405 ق -، 1985 م). ص 28 - 31.
67. الاندلسى، على بن عبدالرحمن ابن هُذيل. تحفة الأنفس و شعار سكان الاندلس. (پاريس، مستشرق لويس مرسيه، 1936 م). 99 ص.
68. الانصارى، ابوالحسنات محمّد عبدالحى. الهداية فى شرح البداية. (قندهار، منشورات حاجى عبدالغفار). ج 2، ص 537 - 587.
69. الانصارى، ابويحيى زكريا. فتح الوهاب بشرح منهج الطلاب. (بيروت، دارالفكر). ج 2، ص 170 - 182.
70. انصاريان، على. الدليل على موضوعات نهج البلاغه. *100* (تهران، انتشارات مفيد، 1398 ق). ص 310 - 331.
71. الباجى الامام ابوالوليد سليمان بن خلف بن سعد. المنتقى شرح موطأ الامام مالك. (چاپ اوّل: قاهره، چاپخانه السعادة، 1332). ج 3، 159 - 228.
72. باش عالم، سامى. «الجهاد فى السلام». الرسالة الاسلامية. (بغداد، شماره 1، 1388 ق - 1968 م). ص 7 - 11.
73. البحرانى، السيّد هاشم. ترتيب التهذيب. (چاپ سنگى). ج 1، ص 723 - 743، رحلى.
74. البخارى، محمّد بن اسماعيل. الجامع الصحيح. تحقيق محمّد توفيق عويضة. (قاهره، 1971 م). ص 36 - 195.
75. البخارى، محمّد بن اسماعيل. صحيح البخارى. (قاهره، 1348 ق). ص 66 - 221.
(بيروت، داراحياءالتراث العربى). ج 4، ص 17 - 54.
76. بركات، محمد فارس. الجامع لمواضيع آيات القرآن الكريم. (قم، انتشارات هجرت، 1404 ق). ص 187 - 218.
77. بروكلمان، كارل. تاريخ الشعوب الاسلامية. ص 78 - 80.
78. البستانى، بطرس. دائرة المعارف. (تهران، مؤسّسه اسماعيليان). ج 6، ص 572 - 574.
79. البُستى الخطابى، احمد بن محمّد. معالم السنن، شرح سنن الامام ابى داود. تحقيق محمّد راغب الطباخ. (حلب، 1933 م). ص 233 - 340.
80. بشير، د. محمّد عثمان. «الاستعانة بغير المسلمين فى الجهاد الاسلامى». الشريعة والدراسات الاسلامية. (كويت، سال چهارم، شماره 7، 1407 ق).
81. البطاط، عودة السيد زكى. الجهاد العقائدى فى الاسلام. (نجف، 1965 م).
82. البغدادى، احمد بن محمّد. المختصر فى الفقه. (لايپزيك، روزن ملر، 1825 م).
83. البلاغى، محمّد جواد. الهدى الى دين المصطفى. (چاپ دوّم: قم، دارالكتب الاسلامية). ج 2، ص 310 - 312.
84. البنا، الشهيد حسن. «السّلام و حكم مشروعية القتال فى الاسلام». المسلمون. (ژنو، شماره 3، 1371 ق). ص 999 - 1004.
85. البنا الشهيد حسن. «الجهاد فى سبيل اللَّه و منزلته من الاسلام». الطليعة الاسلامية. (لندن، سال اوّل، شماره 1، 1403 ق - 1983 م). ص 16 - 21.
86. البنا، جمال. الفريضة الغائبة: جهاد السيف أم جهاد العقل. (قاهره، دار ثابت للنشر).
87. البهى، د. محمّد. الدين و الدولة (من توجيه القرآن كريم). (چاپ اوّل: بيروت، دارالفكر، 1391 ق - 1971 م). ص 271 - 300.
88. البهى، د. محمّد. خمس رسائل الى الشباب المسلم المعاصر. (چاپ سوّم: قاهره، مكتبة وهبة، 1397 ق - 1977 م). الرسالة الثالثة.
89. البيهقى، ابوبكر احمد بن الحسين بن على. السنن الكبيرى. (بيروت، دارالفكر). ج 8، ص 141 - 209؛ ج 9، ص 1 - 182.
90. التحرير. «القتال حتى لا تكون فتنة». التوحيد. (تهران، سال سوّم، شماره 14، 1405 ق). ص 5 - 8.
91. الترمذى، ابوعيسى محمّد بن عيسى بن سوره. الجامع الصحيح. تحقيق ابراهيم عطوة عوض. (قاهره، 1962). ج 4، ص 119 - 217.
92. التسترى، محمّدتقى. بهج الصباغة فى شرح نهج البلاغه. (تهران، مكتبة الصدر، 1397 ق). ج 6، ص 193؛ ص 301؛ ج 7، ص 19؛ ص 58؛ ص 66؛ ص 73؛ ص 219؛ ص 230 ص 321؛ ج 10؛ ص 187؛ ص 192؛ ج 12، ص 121.
93. التنوخى القيروانى، عبدالسلام بن سعيد. «كتاب الجهاد». در المدونة الكبرى. مالك بن انس. (قاهره، 1323 ق). ص 2 - 50.
94. التهاونى، محمّد اعلى بن على. كشّاف اصطلاحات الفنون. (استانبول، 1317 ق). ص 218.
95. جاسم،جاسم محمد. شعر الجهاد فى العصر العباسى حتى نهاية القرن الرابع الهجرى. (قاهره، جامعة الازهر، 1977 م). 452 ص.
96. جاسم، عبدالكريم نصيف. الوحدة العربية فى سياسة الرسول - ص. (بغداد، 1979 م). ص 22 - 41.
97. «جدلية الجهاد و الشهادة و الخلود». الطليعة الاسلامية. (لندن، سال اوّل، صفر 1403 ق - 1982 م). ص 51 - 54.
98. جرار، مأمون مزين محمود. شعر الجهاد فى مقاومة الغرو لمغولى». البعث الاسلامى. (هند، سال 26، شماره 5، 1042 ق. ص 87 - 92؛ شماره 6، ص 87 - 97؛ شماره 7، ص 84 - 89).
99. الحّصاص، ابوبكر احمد. احكام القرآن. (بيروت، دارالفكر). ج 3، ص 118 - 128.
100. الجعوان، محمّد بن ناصر بن عبدالرحمن. القتال فى الاسلام أحكامه و تشريعاته. (چاپ دوّم: رياض، 1403 ق - 1983 م). پايان نامه تحصيلى.
101. الجميلى، د. رشيد. تاريخ العرب فى الجاهلية و عصر *101* الدعوة السلامية. (چاپ دوّم: بغداد چاپخانه الرصافى، 1976 م). ص 289 - 291.
102. جنّتى، احمد. نظام الدفاع والجهاد فى القرآن المجيد». التوحيد. (تهران، سال دوّم، شماره 9، 1404 ق). ص 56 - 67.
المنطلق: (بيروت شماره 24، 1404 ق - 1984 م). ص 14 - 23.
103. الجهاد والشهادة. (تهران، جماعة العلماء المجاهدين فى العراق). 24 ص.
104. معجم المغنى فى الفقه الحنبلى. (بيروت، دارالفكر). ص 206 - 214.
105. الحائرى، السيّد كاظم. الكفاح المسلح فى الاسلام. (قم، انتشارات الرسول المصطفى، 1404 ق). 322 ص.
106. الحكام النيسابورى، محمّد بن عبداللَّه الضبّى. المستدرك على الصحيحين. (حيدرآباد). ص 66 - 128.
(بيروت، دارالكتاب العربى). كتاب الجهاد.
107. الحر العاملى، محمّد بن الحسن. وسائل الشيعة الى تحصيل مسائل الشريعة، تحقيق عبدالرحيم ربانى شيرازى. (بيروت، دار احياءالتراث العربى). ج 11، كتاب الجهاد.
108. حركة المجاهدين العراقيين. الكفاح المسلح. (المكتب الأعلامى).
109. حسن، د. حسن ابراهيم و على ابراهيم حسن. النظم الاسلامية. (چاپ دوم: قاهره 1959 م). ص 158 - 177.
110. الحسينى، على. «الجهاد فى دلالاته الانسانية». الفجر. (قم، سال اول، شماره 3، 1404 ق). ص 5 - 21.
111. الحسينى، محمّد مصطفى شحاته. الفقه الاسلامى: العقوبات فى الشريعة الاسلامية و احكام الجهاد. (قاهره، دارالهدى للطباعة، 1979 م). 111 ص.
112. الحسينى الدمشقى الشافعى، تقى الدين ابوبكربن محمد. كفاية الاخيار فى حل غاية الاختصار. (چاپ دوّم: بيروت، دارالمعرفة). ج 2، ص 126 - 237.
113. الحسينى القنوچى البخارى، ابوالطيب صديق بن حسين بن على. الروضة الندية شرح الدررالبهية. (بيروت، دارالمعرفة). ج 2، ص 331 - 365.
114. الحصين، احمد بن عبدالعزيز. بشائر الايمان فى جهاد الافغان. (چاپ اول: قصيم، مكتبة دارالبخارى، 1407 ق - 1987 م). 75 ص.
115. الحكيم، السيّد محمّد باقر. الكفاح المسلّح لماذا و كيف؟ (تهران، جماعة العلماء المجاهدين فى العراق).
116. حكيمى، محمد. «التحريض على الجهاد». العروةالوثقى. (ژنو، شماره 18، 1405 ق). ص 49 - 51.
117. الحلبى، علاءالدين ابوالحسن على ابن ابى الفضل الحسن بن أبى المجد. «اشارة السبق الى معرفة الحق». در سلسلة الينابيع الفقهية الشيعية. به اهتمام على اصغر مرواريد. (چاپ اول: تهران، بنياد انقلاب اسلامى). كتاب الجهاد.
118. الحلى، يحيى بن سعيد. الجامع للشرايع. (چاپ اول: قم، مؤسّسه سيد الشهداء، 1405 ق). ص 233 - 344.
119. الحميدى، الحافظ عبداللَّه بن الزبير. المسند. تحقيق حبيب الرحمن الاعظمى (بيروت، عالم الكتب، 1382 ق). ج 1 - 2، كتاب المغازى والجهاد.
120. الحوفى، د. احمد محمد. الجهاد. (قاهره، المجلس الأعلى للشؤون الاسلامية، 1976 م). 271 ص.
121. خالد.، محمد. اعلام الصحابة المجاهدون. (قاهره، دارالقلم، 1961 م). 128 ص.
122. الخالصى، محمّد بن محمّد بن مهدى. الاسلام سبيل السعادة والسلام. با مقدّمه محّمد مهدى خالصى. (بغداد، چاپخانه دارالسلام، 1975 م).
123. الخرسانى المكى، الحافظ سعيد بن منصور بن شعبة. سنن سعيد بن منصور. تحقيق حبيب الرحمان الاعظمى. (چاپ اول: مكةالمكرمه، دارالباز، 1045 ق - 1985 م). ج 3، ص 117 - 350.
124. خريشه، حامد محمد على. الجهاد فى القرآن الكريم. (قاهره، جامعة الازهر - كلّية اصول الدين، 1972 م). 433 ص. رساله دكترا.
125. الخضرى، محمّد. محاضرات تاريخ الامم الاسلامية. (چاپ هشتم: قاهره، 1382 ق). ص 93 - 100.
126. الخضرى، محمّد. تايخ التشريع الاسلامى. (چاپ نهم: قاهره، 1970م). ص 49 - 52.
127. خطاب، محمود شيت. «إرادة القتال فى الجهاد الاسلامى». مجلّة الأزهر. (قاهره، 1968 م). ص 465 - 467.
الرسالة الاسلامية. (بغداد، 1388 ق). ص 32 - 42.
الوعى الاسلامى. (كويت، شماره 46، 1388 ق). ص 27 - 33.
128. خطاب، محمود شيت. «الاعداد المعنوى للجهاد، درس فى بناء الرجال من الرسول القائد». دعوة الحق. (رباط، شماره 1، 1978 م). ص 18 - 22.
*102* 129. خطاب، محمود شيت. «القتال فى الاسلام». مجلّة المجمع العلمى العراقى. (بغداد، 1958 م). ج 5، ص 161 - 171.
المدفعى. (بغداد، شماره 25، 1958م). ص 27 - 37.
130. خطاب، محمود شيت. «التطبيق العملى للجهاد». الوعى الاسلامى. (چاپ اوّل: كويت، شماره62، 1390 ق). ص 18 - 24؛ (شماره 65، 1390 ق). ص 28 - 34.
131. خطاب، محمود شيت. «تعاليم القتال فى الاسلام: الاسلام او الجزية او القتال». التربية الاسلامية. (بغداد، 1962 م). ص 330 - 338.
132. الخطيب محب الدين، «مقدّمات الجهاد». المسلمون. (ژنو، شماره 1، 1371 ق). ص 72 - 75).
133. الخطيب الشربينى، محمّد. مغنى المحتاج الى معرفة معانى الفاظ المنهاج على متن منهاج الطالبين للنورى. (بيروت، دارالفكر). ج 4، ص 208 - 260.
134. خليل، عمادالدين. «حقيقة الجهاد فى التاريخ الاسلامى». العربى. (كويت، شماره 223، 1977 م). ص 26.
135. الخمينى، الامام. دروس فى الجهاد. (مجلّة فلسطين المحتله، 1979 م).
136. الخمينى، الامام. من هنا المنطلق. (نجف اشرف، منشورات الروحانيين الأحرار).
137. الخمينى، الامام. زبدةالحكام. (تهران، سازمان تبليغات اسلامى، 1404 ق). ص 135 - 136.
138. الخمينى، الامام. تحريرالوسيلة. (قم دفتر انتشارات اسلامى و ابسته به جامعه مدرّسين، 1404 ق - 1363). ج 1، ص 445 - 452.
139. الخوئى، ميرزا حبيب اللَّه منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغة. تصحيح سيد ابراهيم ميانجى. (چاپ چهارم: قم، دارالهجرة). ج 3، ص 247 - 350؛ ص 388 - 392؛ 395 - 399. ج 4، ص 69 - 82؛ ص 119 - 140؛ ص 153 - 164؛ ص 211 - 213؛ ص 303 - 305؛ ص 381 - 384؛ ج 5، ص 22 - 28؛ ص 121 - 125؛ ج 7، ص 120 - 130؛ ج 8، ص 103 - 107؛ ص 150 - 153؛ ج 9، ص 49 - 50؛ ج 10، ص 137 - 140؛ ج 12، ص 23 - 24؛ ج 15، ص 131 - 133؛ ص 237 - 239؛ ص 326 - 328؛ ج 16، ص 188 - 192؛ ج 17، ص 51 - 54؛ ص 56، ص 59؛ ج 18، ص 86 - 88؛ ص 158 - 159؛ ص 164 - 166؛ ص 175 - 178.
140. الدار قطنى، على بن عمر. سنن الدار قطنى. تحقيق عبداللَّه هاشم يمانى المدنى. (قاهره، دارالمحاسن للطباعة). ج 4، 101 - 119.
141. الدارمى، ابومحمّد عبداللَّه بن بهرام. سنن الدارمى (بيروت، دارالفكر). ج 2، ص 214 - 245.
142. الدارمى، ابومحمّد عبداللَّه بن بهرام. سنن الدارمى. تحقيق محمّد احمد دهمان. (دمشق، 1349 ق). ج 2، ص 200 - 214.
تحقيق عبداللَّه هاشم يمانى. (المدينة المنوّرة، 1966 م). ج 2، ص 120 - 133.
143. الدامغانى، الحسين بن محمّد. قاموس القرآن. تحقيق عبدالعزيز سيّد الأهل. (چاپ دوّم: بيروت، دارالعلم للملايين، 1977 م). ص 112 - 113.
144. دده، علاءالدين على السكتوارى البسنوى. محاضرة الاوائل و مسامرة الأواخر. (قاهره، بولاق، 1300 ق).
145. الدرينى، د. محمّد فتحى. «فلسفة الجهاد فى الاسلام 1 - 2». رسالة الجهاد. (طرابلس، شماره 45، 46، 1986 م).
146. الدسوقى، د. ابراهيم خميس. تصوير القرآن لجوانب الجهاد. (قاهره، جامعة الأزهر - كليّة اصول الدّين، 1974 م). 862 ص، رساله دكترا.
147. دشتى، محمّد و مهدى، كاظم. المعجم المفهرس لألفاظ نهج البلاغه. (قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين، 1406 ق - 1364). ص 392 - 393؛ ص 1035 - 1036.
148. الدقس، كامل. «آيات الجهاد». (كويت، دارالبيان، 1392 ق - 1972 م).
149. الدمشقى، محمّد اديب الجراح. رسالة الجهاد على فتوى خليفتنا الاعظم السلطان الغازى محمّد رشاد. (موصل، نينوى، 1333 ق - 1914 م). 88ص.
150. الدهسرخى الاصفهانى،محمود بن المهدى. مفتاح الكتب الأربعة. (چاپ اول: قم، چاپخانه فيض، 1395 ق). ج 7، ص 110 - 149.
(چاپ اول: قم، چاپخانه خيّام، 1404 ق). ج 26، ص 109 - 110.
151. دوح، حسن. صفحات من جهاد الشباب المسلم. (الكويت، دارالقلم).
152. «دورالايمان فى تعبئةالمقاتل المسلم». المنطلق. (بيروت، شماره 1، 1397 ق). ص 38 - 43.
153. ديمومبيس، المستشرق الفرنسى موريس غود فروا. النظم الاسلاميّة. ترجمه فيصل السامر، د. صالح الشماع. (چاپ اول: *103* بغداد، 1952 م). ص 156 - 163.
(چاپ دوّم: بيروت، 1961). ص 135 - 140.
154. رابع، تركى. «من اعلام الجهاد الاسلامى فى الجزاير». الثقافة. (الجزاير، سال پانزدهم، شماره 88، 1405 ق - 1985 م). ص 89 - 118.
155. الراغب الاصفهانى، ابوالقاسم الحسين بن محمّد. المفردات فى غريب القرآن. (چاپ اول: مصر، چاپخانه الميمنية، 1324 ق). ص 101؛ ص 393.
(چاپ دوم: تهران، چاپخانه خدمات چاپى، 1404 ق).
156. الراوندى قط الدّين ابوالحسين سعيد بن هبة اللَّه. فقه القرآن. تحقيق السيّد أحمد الحسينى. (چاپ دوم: قم، كتابخانه آيةاللَّه النجفى المرعشى، 1405 ق). ج 1، ص 328 - 376.
157. رجب، منصور على. نظام الاسلام. (قاهره، 1962 م). ص 206 - 212.
158. رضا، محمّد رشيد. تفسير القرآن الكريم الشهير بتفسير المنار. (چاپ دوّم: بيروت، دارالمعرفة). ج 1، ص 117؛ ج 2، ص 35 - 39؛ ص 208 - 216؛ ص 311 - 316؛ ص 361؛ ج 3، ص 39؛ ج 4، ص 58؛ ص 61؛ ص 99؛ ص 145؛ ص 154، ص 155؛ ص 166؛ ص 172؛ ص 197؛ ص 228؛ ص 231؛ ج 5، ص 213؛ ص 250؛ ص 253؛ ص 257 - 262؛ ص 304؛ ص 324 - 362؛ ج 6، ص 73؛ ص 125؛ ج 8، ص 188؛ ص 463؛ ج 9، ص 565؛ ص 599؛ ج 10، ص 8؛ ص 61؛ ص 76؛ ص 104؛ ص 139؛ ص 166؛ ص 220؛ ص 225؛ ص 306؛ ص 308؛ ص 309؛ ص 310؛ ص 414؛ ص 423؛ ص 461؛ ص 468؛ ص 471؛ ص 472؛ ص 476؛ ص 480؛ ص 549؛ ص 569؛ ص 571؛ ص 581؛ ص 582؛ ص 589؛ ج 11، ص 75؛ ص 77؛ ص 80؛ ص 123 - 128.
159. الرقب، شفيف محمّد. شعر الجهاد فى عصر الموحدين. (عمان، مكتبة الاقصى).
160. الزايد، عبداللَّه بن عبداللَّه. طبيعة الجهاد فى الاسلام، (رياض، جامعة الامام محمّد بن سعود الاسلامية - معهد القضاء، 1389 ق).
عالم الكتب. (رياض، شماره 2، 1981 م). ص 244.
161. الزبيدى محمّد مرتضى. تاج العروس من جواهر القاموس. (بيروت، دارمكتبة الحياة). ج 2، ص 329 - 330.
162. الزمخشرى، جاراللَّه بن عمر. الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل و عيون الأقاويل فى وجوه التأويل. (قم. نشر ادب الحوزه). ج 1، ص 235 - 237؛ ص 258 - 259؛ ص 340 - 342؛ ص 408 - 410؛ ص 424 - 425؛ ص 436 - 440؛ ص 456 - 457؛ ص 533 - 535؛ ص 540 - 542؛ ص 546 - 548؛ ص 553 - 554؛ ص 645 - 648؛ ج 2، ص 161 - 165؛ ص 205 - 207؛ ص 234 - 235؛ ص 323 - 324؛ ج 4؛ ص 316 - 317؛ ص 324 - 325.
163. الزهرى الغمراوى، محمّد. السراج الوهاج على متن المنهاج للنووى. (بيروت، دارالمعرفة). ص 540 - 556.
164. الزيادى، محمّد فتح اللَّه. «الجهاد فى حياةالرسول - صلّى اللَّه عليه و سلّم». در ندوة السيرة النبوية. (طرابلس، جمعيت دعوةالاسلامية، 1985م).
165. زيب، محمّد. «مشروعية الجهاد». الفاروق. (پاكستان، شماره 7، 1407 ق - 1986 م) ص 8 - 15.
166. زيتون، محمّد محمود. جهاد النبى. (قاهره، مكتبة مصر، 1952 م).
167. الزين، سميح عاطف. الثقافة و الثفافة الاسلامية. (چاپ دوم: بيروت، دارالكتاب اللبنانى، 1979 م). ص 414.
168. زينى، د. محمود حسن. «الجهاد فى شعر عصر صدر الاسلام». مجلّة كلية الشريعة و الدراسات الاسلامية بجامعة الملك عبدالعزيز. (مكة المكرمة، مؤسسة مكة للطباعة والاعلام، 1393 - 1394 ق) شماره 1، ص 169 - 201.
169. سابق، السيّد. عناصر القوّة فى الاسلام. (چاپ دوّم: بيروت، دارالكتاب العربى، 1393 ق - 1973 م). ص 203 - 230.
170. الساعدى. الشيهد موح عبد. «الجهاد باب من ابواب الجنة». رسالة الاسلام. كلية اصول الدّين. (بغداد، سال پنجم، شماره 5، 6، 1392 ق - 1972 م). ص 98 - 110.
171. سالم، د. محمّد رشاد. المدخل الى الثفافة الاسلامية. (الكويت، دارالقلم). ص 147 - 154.
172. السبزوارى، محمّد باقر بن محمّد المؤمن. كفاية الاحكام. (اصفهان، مركز نشر مهدوى، چاپ سنگى). ص 73 - 73، رحلى. 173.
173. السرخسى، شمس الدّين محمّد بن احمد. شرح السير الكبير للشيبانى. تحقيق صلاح الدين المنجد. (چاپخانه مصر، 1958 م).
اخبار
ششمين نمايشگاه كتاب سوريه
ششمين نمايشگاه عربى كتاب سوريه، امسال همچون سالهاى گذشته در تاريخ 30 شهريور 1369 به مدّت ده روز در كتابخانه اسد در شهر دمشق برگزار گرديد. امسال در حالى اين نمايشگاه برگزار گرديد كه مردم منطقه به خاطر بحران خليج فارس از قدرت خريد كمترى نسبت به سالهاى پيش برخوردار بودند؛ امّا براى ديدن كتابها و تنوع آن استقبال قابل توجّهى به عمل آمده بود. فضاى عمومى نمايشگاه از سالهاى گذشته بزرگتر و آرايش كتاب جهت بازديد علاقمندان بيشتر شده بود و سهولت خريد را بهتر فراهم مىكرد. عمده كتابها از كشورهاى عربى آورده شده بود؛ فقط برخى از رايزنيهاى فرهنگى مانند آمريكا، فرانسه، شوروى، و برخى كشورها مانند رايزنى جمهورى اسلامى كتابهاى خود را به نمايشگاه آورده بودند. ويژگى عمده اين نمايشگاه فروش مستقيم و فورى كتاب به مراجعه كننده و تنوع كتابهاى ديگر كشورهاى عربى، همچون مصر و اردن و ليبى و كويت بود كه توسط ناشران سورى به معرض نمايش گذاشته شده بود. اما در مقابل، از ورود بسيارى از كتابهاى دينى جلوگيرى به عمل آورده شده بود كه اين خود موجب ناراحتى ناشران بود.
در نمايشگاه حدود 110 غرفه وجود داشت كه برخى از غرفهها دربرگيرنده چندين ناشر غير سورى بودند.
بيشترين خريداران كتاب را نهادهاى فرهنگى جمهورى اسلامى تشكيل مىدادند. شايد دليل اين مسأله تأخير فراوان نمايشگاه تهران نسبت به توزيع و عرضه كتاب و عدم تنوع كتابهاى نمايشگاه باشد. برگزارى كنفرانس مطالعه فلسفه اسلامى و يونان
نهمين كنفرانس سالانه انجمن مطالعه فلسفه اسلامى و فلسفه يونان به مدّت سه روز (چهارم تا ششم آبان) در نيويورك برگزار گرديد. در اين كنفرانس، استادان فلسفه و علوم انسانى دانشگاههاى آمريكا و هيئتى از ايران شركت داشتند.
آگاهى، زيبايى و روابط انسانى در فلسفه اسلامى از موضوعاتى بود كه توسّط پنج گروه تخصصى در اين كنفرانس مورد بحث و بررسى قرار گرفت.
حجت الاسلام والمسلمين مصباح يزدى، دكتر غلامعلى حداد عادل و حجت الاسلام محمّدى عراقى در هيئت شركت كننده از جمهورى اسلامى حضور داشتند. لازم به يادآورى است كه شركت هيئت ايرانى در اين كنفرانس براى نخستين بار بوده است. سمينار تشخّص و منزلت زن در نظام اسلامى
سازمان تبليغات اسلامى اعلام كرد كه به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا - س - سمينارى را تحت عنوان «تشخّص و منزلت زن در نظام اسلامى» تشكيل خواهد داد. اين سازمان با ارسال نامهاى به حضور دانشمندان و مؤسسات تحقيقى و تعيين عنوانها و سرفصلهاى سمينار، از آنان خواست تا با انتخاب يك يا چند سرفصل و نگارش مقالاتى در موضوعات تعيين شده به غناى علمى اين سمينار بيفزايند.
سرفصلها وعناوين پيشنهادى عبارت است از: بررسى ابعاد وجودى شخصيّت حضرت فاطمه - س - جايگاه و نقش زن در اسلام - نقش علمى و فرهنگى زن - زن و نقش سياسى و اجتماعى او - نقش زن در كانون مودّت و رحمت خانواده و... . برگزارى سمينار بررسى تحوّل مفاهيم
سمينار بررسى تحوّل مفاهيم به منظور تحقيق در مفاهيم و واژههاى سياسى، حقوقى و اقتصادى و تطوّر و تفسير آنها در صحنه جهانى و روابط بين المللى، در مهرماه سال جارى برگزار گرديد.
اين سمينار در دفتر مطالعات سياسى وزارت امور خارجه تشكيل شد و با برگزارى هشت جلسه اصلى و با حضور سى و پنج تن از دانشمندان و استادان داخلى و خارجى كشور، كار خود را دنبال كرد.
مفهوم حاكميّت، تحوّل مفاهيم مذهبى، حقوق بين الملل، مذهب و چگونگى تحوّل معناى مفاهيم، استراتژى و بى طرفى، از موضوعاتى است كه در اين سمينار مورد بحث قرار گرفت. برگزارى سمينار حقوق بشر در اسلام و مسيحيّت
سمينار بين المللى حقوق بشر در اسلام و مسيحيّت در تالار شيخ مرتضى انصارى در دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران برگزار شد. اين سمينار در ادامه گفتگوها و مناظرات فكرى متعدّدى بود كه در ايران و آلمان، ميان دانشمندان و استادان دو كشور انجام گرديد. در سمينار ياد شده كه سه روز به طول انجاميد، پروفسور *105* عبدالجواد فلاطورى، استاد محمّدتقى جعفرى، دكتر گرجى، آيت اللَّه مكارم شيرازى، دكتر اشتاين باخ، دكتر شولز، دكتر لوف، و تنى چند از دانشمندان ايرانى و آلمانى به سخنرانى پرداختند. برگزارى كنفرانس سالگرد امام ترمذى
كنفرانس هزار و دوّمين سالگرد رحلت امام ترمذى، از محدّثين و گردآورندگان يكى از صحاح سته اهل سنّت، در شهر تاشكند (مركز جمهورى ازبكستان شوروى) برگزار شد. در اين كنفرانس بنا به دعوت مفتى آسياى ميانه و قزاقستان شوروى، بيش از چهل كشور شركت كردند. در جريان برگزارى اين كنفرانس، حوزه علميه امام ترمذى توسط نمايندگان هفده كشور جهان از جمله جمهورى اسلامى ايران افتتاح شد. اعتراض دانشجويان بنگلادشى نسبت به چاپ يك دائرةالمعارف در هند
صدها تن از دانشجويان بنگلادشى در شهر داكا در اعتراض به چاپ دائرةالمعارفى كه در آن نسبت به اسلام و پيامبر اسلام اهانت شده بود، اقدام به راهپيمايى و تظاهرات كردند. تظاهر كنندگان از محل گردهمآيى خود در برابر باشگاه مطبوعات به كميسيون عالى هند در داكا رفتند و در آنجا با برپايى تظاهرات، يادداشت اعتراض آميزى تسليم مقامات نمايندگى هند كردند. دانشجويان معترض در يادداشت خود خواستار ممنوعيّت انتشار مجدّد دائرةالمعارف، سوزاندن كليّه نسخههاى چاپ شده آن و محاكمه و مجازات سردبير و ناشر دائرةالمعارف مذكور شدند.
شايان ذكر است كه دائرةالمعارف ياد شده در دهلى نو به چاپ رسيده است و اخيراً دولت بنگلادش ورود دائرةالمعارف مذكور را به بنگلادش ممنوع كرد. آيات شيطانى و عذرخواهى سلمان رشدى
سلمان رشدى نويسنده كتاب كفرآميز آيات شيطانى اعلام كرد كه وى قصد توهين به اسلام و مقدّسات اسلام را نداشته است و اگر كسى كتاب او را به اين منظور خوانده است، او عذر خواهى مىكند. سلمان رشدى كه براى اوّلين بار بعد از صدور فتواى حضرت امام در برابر دوربينهاى تلويزيون ظاهر شده بود، گفته است: كسانى هستند كه مىگويند من بايد تنبيه شوم و اگر هدف تنبيه من بوده است، من قدرى تنبيه شدهام.
گفتنى است كه اين مصاحبه در نقطهاى در جنوب انگليس كه محل اقامت و اختفاء رشدى است، انجام گرديده است. دائرةالمعارف انديشههاى شهيد محمّدباقر صدر
انستيتو اسلامى (المعهد الاسلامى) در لندن در صدد تدوين دائرة المعارف ويژه انديشههاى آيت اللَّه شهيد سيد محمدباقر صدر است. اين دائرةالمعارف مشتمل بر مجموعهاى از تحقيقات علمى و تحليلى دانشمندان و محققان درباره ابعاد مختلف زندگى و افكار شهيد صدر است. اخبار كوتاه
تأسيس دانشكده ويژه تحقيق و تعليم علوم دينى بر طربق مذاهب مختلف اهل سنّت، در جلسه شوراى عالى انقلاب فرهنگى به تصويب رسيد. تأسيس اين دانشكده به وزارت فرهنگ و آموزش عالى محوّل شده است.
كنفرانس بين المللى اديان جهان با شركت صدها نفر از محققين و دانشمندان كشورهاى مختلف برگزار گرديد.
مراسم چهلمين روز ارتحال حضرت آيت اللَّه العظمى نجفى مرعشى در شهرستان قم برگزار گرديد. اين مراسم در روز دوازدهم و سيزدهم مهرماه سال جارى در صحن مطهّر حضرت معصومه - س - و در تالار كتابخانه عمومى آن مرحوم برگزار شد.
حاج جواد قوام پور، مشهور به هاتفى سمنانى، شاعر نام خطه كوير، در مهرماه سال جارى در سن 77 سالگى به رحمت ايزدى پيوست. دفترى از اشعار وى تحت عنوان نداى دل در 260 صفحه چاپ و منتشر شده است. جلد دوم اين اثر نيز هم اكنون در دست چاپ است.
كتابخانه هنرى سازمان تبليغات اسلامى در 23 مهرماه سال جارى گشايش يافت. اين كتابخانه به لحاظ دارابودن بيشترين عناوين كتاب هنرى، يكى از غنىترين كتابخانههاى كشور در مسائل هنرى است. همچنين دورههاى مدوّن مجلاّت و نشريات مختلف در اين مركز نگهداى مىشود.
مراسم گراميداشت دوّمين سالگرد درگذشت محمّدحسين شهريار در تالار وحدت دانشگاه تبريز برگزار شد. در اين مراسم كه آقايان صباح زنگنه، مهرداد اوستا، حجّت الاسلام فاطمى نيا و تنى ديگر از شخصيّتهاى علمى و ادبى حضور داشتند؛ جوانب افكار و اشعار استاد شهريار، خاصه اشعار تركى آن مرحوم مورد بررسى قرار گرفت. ارتحال حجت الاسلام غلامرضا گلسرخى
در مهرماه سال جارى، حجت الاسلام غلامرضا گلسرخى كاشانى به رحمت ايزدى پيوست. وى در سال 1312 در شهر كاشان ديده به جهان گشود. دروس ابتدايى و متوسطه را در مدارس آن شهر آموخت و آنگاه به آهنگ تحصيل علوم اسلامى وارد حوزه علميه قم گرديد. وى از آغاز جوانى به فدائيان اسلام پيوست و هيچگاه اقدامات سياسى را بيرون از رسالت خود نمىدانست. تا بدانجا كه در جلسات فدائيان اسلام شركت مىجست و با شهيد سيد مجتبى نواب صفوى، سِرّ و سرى داشت. گو اينكه در اين عرصه، به جرم «دخالت در سياست»! بارها مورد توبيخ و عتاب قرار گرفته وحتى شهريهاش قطع گرديد و... .
آن مرحوم تنها يك «متفكر ذهنى» نبود؛ بلكه «فعال» نيز بود و «تحقيق در اسلام» و «تحقق آرمانهاى اسلامى» را توأمان مورد نظر داشت.
از وى مقالات متعددى در نشريات، مخصوصاً در مجله مكتب اسلام منتشر گرديده است. شرح وى بر عهدنامه مالك اشتر، يكى از بهترين و حركت آفرينترين مقالاتى بود كه در دوران طاغوت در مجله مكتب اسلام منتشر مىشده است.
سخنرانيهاى كوبنده و انقلابى وى در جريان قيام پانزده خرداد و در كوران انقلاب شكوهمند اسلامى از خاطرهها محو نمىگردد. مرگ وى زودرس بود و دلهاى همگان را به درد آورد. وى يك سال پيش از درگذشت خود، مرگش را پيش بينى كرده بود و به يكى از دوستان خود گفته بود كه من به همين زودى مىميرم واينك مشغول مرتب كردن كارهاى خود هستم. وى اين جمله را هنگامى به زبان آورده بود كه هنوز آثار بيمارى در او وجود نداشت.
اميد است خانواده و دوستان وى، كليّه آثار منتشر شده و نشده آن فقيد علم و عمل را در چند مجلّد گردهم آورند و در دسترس جويندگان معارف اسلامى قرار دهند. عاش سعيداً و مات سعيداً . درگذشت علاّمه محمّدتقى قمى
آيت اللَّه علاّمه محمدتقى قمى در شهريور سال جارى و در هشتاد سالگى، به هنگام سفر به پاريس براى انجام فعاليّتهاى دينى، به رحمت ايزدى پيوست.
آيت اللَّه قمى از دعوتگران جدى به وحدت اسلامى بود و عمر خود را يكسره براى تحقق آن نهاد. وى بيش از چهل سال پيش، بذر تقريب مذاهب اسلامى را در قاهره غرس كرد و خود با يارى مرحوم شيخ محمود شلتوت و ديگر مصلحان عصر، جمعيّت دارالتقريب بين المذاهب الاسلامية را تأسيس كرد. آن فقيد كوششهاى درخور و كارگرى براى نزديكى مذاهب اسلامى كرد و بسيارى از سوء تفاهمات و اختلافاتِ ميان مذاهب اسلامى را به مدد روشنگريهاى فكرى از ميان زدود. انتشار مجلّه رسالة الاسلام از باقيات صالحات آيت اللَّه قمى بود كه به صورت ارگانى براى وحدت پيروان مذاهب اسلامى درآمد.
صدور فتواى تاريخى علامه شيخ محمود شلتوت در جواز پيروى از مذهب شيعه، در شمار دستاوردهاى جمعيّت دارالتقريب بود كه آيت اللَّه قمى در آن نقش بسزايى داشت. چنان كه علامه شلتوت در پى فتواى اخير خود، نسخهاى از آن را به حضور آيت اللَّه قمى، به عنوان دبير كل جمعيّت دارالتقريب ارسال داشت. همچنين تدريس فقه مقارن در دانشگاه الازهر، تغيير برخى از قوانين كشور مصر بر طبق مذهب شيعه، انتشار كتاب مختصر النافع و مجمع البيان در آن كشور، از جمله اقدامات سودمند و بى سابقهاى بود كه در پرتو دارالتقريب انجام يافت.
تشييع و تدفين پيكر آن مرحوم در روز هجده شهريور انجام گرفت و در امامزاده عبداللَّه (در تهران) به خاك سپرده شد. و من احسن قولاً ممّن دعا الى اللَّه و عمل صالحاً و قال انّنى من المسلمين. درگذشت دكتر اسداللَّه مبشرى
دكتر اسداللَّه مبشرى، مؤلّف، مترجم، محقق و رجل سياسى نامدار ايران در سن 82 سالگى درگذشت. آن مرحوم در سال 1288 شمسى در تهران به دنيا آمد و تحصيلات خود را در رشته حوق قضايى در دانشگاه پاريس به پايان رساند. وى عمر خويش را يكسره در مسائل فرهنگى و سياسى گذاشت و براى تحقق آرمانهاى خود ايستادگى كرد. آن مرحوم پس از پيروزى انقلاب اسلامى عهده دار وزارت دادگسترى شد و مدّتى نيز سردبير روزنامه كيهان بود. آثار برجاى مانده از ايشان عبارت است: تاريخ فلسفه اسلامى (ترجمه)؛ پيشوايان ما (ترجمه)؛ راه محمّد (ترجمه)؛ تراز يا روش نويسندگى (تأليف)؛ فانوس، ترجمه كشف المحجة.
*107* شاهد مدّعا
در سرمقاله شماره دوّم آينه پژوهش، اشارهاى شده است به برخى از شروح نوظهور آبكى در كتابهاى درسى حوزهها و نثر آشفته و ناموزون آنها. حقاً اين موضوعى است مهم و سزاوار بحث و تحقيق. چه خوب است اگر مجله بتواند نظر صاحبنظران و آگاهان را در اين زمينه در مجلّه - ول بخش نامهها - چاپ كند، تا مجموعهاى از نظريات فرهيختگان يكجا جمع شودو بهترين راه و چاره و برنامه منظّم و منسجم، هم براى كتب درسى و هم كتب كمك درسى در زمينههاى گوناگون و از جهات مختلف ارائه شود.
اينجانب، به عنوان تأييد سخنى كه در سرمقاله مزبور آمده مبنى بر آشفتگىِ نثر شروح فارسى نوظهور، چند نمونه از نثر برخى اين شروح را انتخاب و در اين نامه درج كردم تا شاهدى باشد بر آن مدّعا. به اميد اينكه فرصت نقدِ دقيق و فراگير اين آثار در آينده دست دهد.
اينك چند نمونه از نثر اين شروح با حفظ رسم الخط و نشانههاى نقطه گذارى و با اكتفا به ذكر نام كتاب و شماره جلد و صفحه:
الف: تشريح المقاصد في شرح الفرائد (شرح رسائل شيخ). ج 1، ص 14: «لازم بتوضيح است مجرد وجود در سابق كافى در جريان استصحاب نميكند بلكه همانطوريكه مرحوم مصنّف اشاره فرمودهاند بايد وجود سابق مورد لحاظ و اعتبار واقع شود، تا مصحّح و مجوز جريان آن بشود».
ب: النضيد فى شرح روضة الشهيد. ج 1، ص 178:
«يعنى اختيار گذاشتن در هر كجاى روزهاى خون را داشتن، مربوط به ماه اوّل است و امّا در ماههاى بعد اگر خون از ده روز گذشته باشد بايد عددى را اختيار كرده آن را از آن روز از روزهاى خون حساب كند كه در ماه اوّل از آن روز حساب كرده....»
ج: النضيد فى شرح روضة الشهيد. ج 1، ص 307 (آخرين سطر اين جلد):
«يعنى دو قول آخر دليلى بر آن نداريم و قول اوّل هم دليلش روايتى است كه اين روايت در مقابلش روايات ديگرى هست قوىتر از آن كه دليل قول مصنّف و قول اصح مىباشد.»
د: المباحث الفقهيه فى شرح الروضة البهية. ج 16، ص 76:
«وجه فرموده اين قائل، و اينكه اجرةالمثل را به مناط مدّت و زمان چرا بايد محاسبه كرد اين است كه اگر شخص حر و آزادهاى را غاصبى غصب كرده، و براى مدّتى نگذارد كه وى بكار و عمل خويش مشغول باشد پس از رفع غصب و رهائى مقدار مدّتى را كه در تحت غصب بوده بايد در نظر گرفت و سپس آن را به قيمت در آورد و آنگاه از غاصب قيمت حاصل را اخذ نمود و اين نيست مگر آنكه اجرةالمثل را مىبايد بحسب زمان در نظر گرفت، پس در اينجا نيز بايد چنين محاسبه كرد.»
ه: الكامل فى شرح العوامل. (چاپ اوّل) ص 39:
«با براى بدل نيز مىآيد مانند. اى كاش قومى داشتيم بدل اين جماعت وقتيكه سواره مىشدند پراكنده مىكردند بعلّت غارت نمودن اسب سواران و شترسواران را، يا اينكه در حاليكه اسب سوار و شتر سوار بودند.»
مواردى كه ياد شد، نمونههايى از نثر كتابهايى است كه به عنوان شرح بر متون حوزه نوشته شده است. البته از اين نمونهها فراوان است و اميد است كه براى زدودن اين انحطاط ادبى از دامن حوزههاى علميه، هرچه زودتر اقدامى درخور شود. عبداللَّه علومى طبرسى يا طبرى؟
1. در شماره اوّل مجله آينه پژوهش (ص 50)، قسمتِ گفتگو با دكتر سيّد محمّدباقر حجّتى آمده است: «دكتر سيّد محمّدباقر حجتى فرزند... سيد محمدباقر حجتى طبرسى ملاّ محلى... در شهرستان بابل زاده شد.»
مناسب ديدم توضيحى درباه «طبرسى» بدهم:
جناب آقاى دكتر حسين كريمان در اثر بسيار سومند طَبْرِسى و مجمع البيان (چاپ دوم: تهران، دانشگاه تهران، 1361، ج 1، ص 167 - 205)، بحثى مفصل و فرابنيادى را پى ريختهاند و با *108* دلايل گوناگون اثبات كردهاند كه «طبرسى» صاحب مجمع البيان منسوب است به «تَفْرِش» كه در روزگار قديم «طَبْرِس» خوانده مىشده است و منسوب به «طبرستان» (شمال ايران) نيست. زيرا گذشته از دلايل متعدد ديگر، در نسبت به «طبرستان» بايد «طبرى» گفته شود و نه «طَبَرْسى». مانند دانشمندان فراوانى كه اهل طبرستان هستند و به «طبرى» مشهور. از جمله ايشان نوشتهاند:
اگر طَبَرسى - بفتح اوّل و دوّم - در نسبت به «طبرستان» صحيح، مىبود؛ مىبايست لااقل در يكى از كتب رجالى يا جغرافياى اهل سنّت، از اين نسبت ذكرى رفته باشد، گذشته ازين، از «طبرستان» علماى شيعى و سنى زياد برخاستهاند، بايد همچنانكه بعالمانِ شيعى طَبَرْسى اطلاق شده است، لااقل بيك تن از دانشمندان سنّت و جماعت نيز اطلاق شده باشد، و حال آنكه ظاهراً در هيچيك از كتب سير و رجال اهل سنّت، عالمى مشهور بطبرسى بنظر نمىرسد، و رجال «طبرستان» را در همه جا طبرى گفتهاند. در حالى كه جاى بجاى در كتب رجال و سير بنام برخى از عالمان شيعى مذهب طبرستانى مشهور بطبرى بر مىخوريم. همچون شيخ امام عمادالدّين ابى جعفر محمّد بن ابى القاسم على بن محمّد بن على طبرى آملى شاگرد ابوعلى پسر شيخ طوسى... لكن بظاهر عالمى شيعى كه ويرا هم طبرسى و هم طبرى گفته باشند، جز سه يا چهار تن كه بغلط بدين نيست معروفند، جايى بنظر نرسيد. (در بحث از معروفان بشهرت طبرسى وجه خطا و اشتباه گفته خواهد شد)....» (ج 1، ص 182).
جناب كريمان نيز با اشاره به منشأ اين اشتباه كه همان شهرت نادرستِ نسبت طبرسى به طبرستان است نوشتهاند:
اين وجوه غلط همچنان در اصطلاحات و كلمات عالمان رجال و تراجم احوال، دائر و سائر بود؛ و در عِداد مسلّمات بشمار مىآمد، تا بدانجا كه جمعى از عالمان عالى مقامِ «طبرستان» مانند محمّدقاسم هزار جريبى، و سيّد اسماعيل صاحب كفايةالموحدين، و فاضل نورى صاحب مستدرك الوسائل، براى درك فضيلت هم نسبتى با ابوعلى صاحب مجمع البيان، تيمّناً خود را طَبَرْسى خواندهاند.» (ج 1، ص 170 - 180).
ايشان همچنين در اين خصوص، مرقوم فرمودهاند:
قبل از سه چهار قرن اخير منسوبان بطبرستان، هرگز بنسبت «طبرسى» نامبردار نبوده، بل همه جا «بطبرى» معروف بودهاند، و صاحبان كتب رجال بهيچ روى معروفان «بطبرسى» را بطبرستان منسوب ندانستهاند.
ضمناً يادآورى مىشود كه در هيچ يك از مؤلفات مهم اهل سنّت و جماعت مانند معجم الادباء و معجم البلدان ياقوت ... و لسان الميزان ابن حجر عسقلانى... ولب اللباب فى تحرير الانساب، و طبقات المفسّرين سيوطى و غيره، واژه «طبرسى» نيامده است. اين خود نمودار اين حقيقت است كه حتّى يك تن از عالمان اهل سنّت و جماعتِ اهل «طبرستان» بشهرت «طبرسى» نامبردار نشده است» (ج 1، ص 313 - 314).
نگارنده در فاصله ميان درگذشت صاحب مجمع البيان تا قرن يازدهم، در كتب تراجم و احوال و رجال، از مردم «طبرستان» كسى را كه بطبرسى شهرت يافته، و در ترجمه حال وى ابهامى وجود نداشته باشد، نيافت. لكن از قرن يازدهم تا كنون همه كسانيكه بشهرت «طَبرسى» ياد مىشوند از مردم طبرستانند كه بپيروى از اين شهرت كه طبرسى منسوب به طبرستان است براى درك افتخار هم نسبتى با صاحب مجمع البيان، نسبت «طبرسى» را جهت خود برگزيدهاند...(ج 1، ص 329).
از آنچه گفته شد نتيجه مىگيريم كه در نسبت به طبرستان، تنها گفته مىشود «طبرى» و نه «طَبَرْسى» و صاحب مجمع البيان «طَبْرسى» و منسوب به «طَبْرس» (تفرش) است و نه به طبرستان. بنابراين وصفِ محدث نورى و ديگر اهل طبرستان به طبرسى درست نيست - گرچه خود محدث نورى؛ خود را طَبَرسى خوانده است! - همچنين در نسبت جدّ آقاى دكتر حجتى بايد «طبرى» گفته شود و نه «طَبَرسى». اميدوارم كه ياد كردن اين دقيقه، موجب تصحيح چنين غلط مشهورى گردد كه امروزه در بسيارى از كتابها و گفتگوها راه يافته است. امير اصفهانى