بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 11

معرفيهاى گزارشى


قرآن و حديث
فرهنگنامه قرآنى ج4. جمعى از محققان. (چاپ اوّل: مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى, 1374), 475ص, وزيرى.
فرهنگ برابرهاى فارسى واژه هاى قرآن كريم است براساس 142 نسخه كهن كه در كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى نگهدارى مى شوند, واژه ها براساس هيئت كلمات آمده و در سپس برابرهايى كه در ترجمه يادشده آمده است, ثبت شده است. اين مجلد واژه هاى حرفهاى (ن ـ ى) را دربر دارد. از چگونگى اين فرهنگ پيشتر به تفصيل سخن رفته است. (ر.ك: آينه پژوهش, شماره2, ص20).

الجمان فى تشبيهات القرآن. ابن ناقيا بغدادى. ترجمه سيدعلى ميرلوحى. (چاپ اوّل: مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى, 1374). 581ص, وزيرى.
شيوه بيانى قرآن كه به روزگار اوج بلاغت و گسترش شيوه هاى گوناگون بيانى رخ نمود و بر تمامت گونه هاى سخن چيره گشت و بليغان عرب را به عجز واداشت, شيوه اى است منحصر به فرد در اوج فصاحت و ستيغ بلاغت.
قرآن شيوه هاى ارائه معانى در آن روزگار را به كار گرفت و به اوج رساند. يكى از آن گونه يعنى (تشبيه) در اين نوشتار به گونه اى بس استوار و دقيق و با توجه به ادب عربى و شعور شاعران سامان يافته و عرضه شده است. ابن ناقيا بغدادى از اديبان محدثان و عالمان بزرگ قرن پنجم هجرى است. كتاب را دو تن از پژوهشيان بنام عرب تحقيق كرده و با مقدمه درازدامن در شرح حال و چگونگى فكر و آثار ابن ناقيا بغدادى شيوه او در نگارش كتاب نشر داده اند. آقاى ميرلوحى با ترجمه امين اين اثر, گامى سودمند در گسترش پژوهشهاى قرآنى برداشته است.

شرح و تفسير لغات قرآن. جعفر شريعتمدارى. (چاپ اوّل: مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى, 1374), دوم,688ص, وزيرى.
جلد دوّم شرح و تفسير لغات قرآن به تفسير لغات قرآن از ماده دأب تا ماده ضيق براساس تفسير فارسى نمونه پرداخته است.
اين كتاب كاربردهاى هر لغت را در مجلدات مختلف تفسير نمونه گردآورى و براساس آن لغت شرح و تفسير مى كند.

گفتار اميرالمؤمنين على ـ عليه السلام ـ. سيّد حسن شيخ الاسلامى . (چاپ اوّل: قم, انتشارات انصاريان, 1374), 2ج, 1651ص, وزيرى.
اثر حاضر مشتمل بر ترجمه فارسى و تبويت موضوعى كتاب غررالحكم و دررالكلم است. فراهم آورنده اين اثر, نخست روايات كتاب غرر را به صورت موضوعى تبويت كرده و سپس ترجمه آنها را در ذيل صفحه آورده است. همه روايات اعرابگذارى شده و شماره روايات نيز طبق شرح آقاجمال خوانسارى ضبط شده است. فهرست موضوعات كتاب در پايان جلد دوم آورده شده است. فقه و اصول
معالم الأصول. حسن بن زين الدين, شهيد ثانى.(چاپ اوّل قم, دارالفكر, 1374), 354ص, وزيرى.
بخش اصول از كتاب عظيم و ارجمند (معالم الدين) فقيه نامدار شيعه, شيخ حسن عاملى فرزند برومند شهيد ثانى از كتابهاى مشهور و درسى و متداول حوزه است و نيازى به معرفى ندارد. اين كتاب را عالمان بسيار شرح كرده و دانشمندانى بدان حاشيه نوشته و در تبيين و توضيح مطالب آن تعليقه هايى نگاشته اند. تعليقه سلطان العلماء يكى از بهترين, گزيده نگارانه ترين و استوارترين تعليقه هاى آن است كه اكنون با تصحيح آقاى محمدى نشر مى يابد. فهرست كتاب بسيار كلّى و مجمل است و مقدمه آن نيز بدون هيچ گونه اشاره مفيد به دو بزرگوار پديدآورنده اين اثر. امّا چاپ كتاب تميز و صحافى آن خوب است.

نصوص الأقتصاد الأسلامى. جمعى از محققان. (چاپ اوّل: مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى, 1414) [نشر1416], 304ص, وزيرى.
اين مجموعه به آهنگ گردآورى نصوص و متون پژوهشهاى اقتصادى براساس قرآن, سنت و پژوهش فقيهان تأليف يافته است. پيشتر از چگونگى آن به هنگام نشر جلد اوّل سخن گفته ايم (ر.ك: آينه پژوهش, شماره 20) و اينك جلد دوم آن كه مشتمل بر مباحث (خمس و انفاق) است, نشر يافته است. همتى است بلند كه چون پايان پذيرد, براى پژوهشهاى اقتصادى بس مايه ارجمندى خواهد بود. يادآورى كنيم كه اين مجموعه با اشراف, محقق عالى قدر استاد محمد واعظ زاده خراسانى فراهم مى آيد و بررسى نهايى و تصحيح آن به عهده آقاى صفاءالدين بصرى است. كلام و فلسفه
شرح المصطلحات الكلاميّه. جمعى از محققان. (چاپ اوّل: مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى, 13), 430ص, وزيرى.
در اين مجموعه اصطلاحات كلامى برپايه متون مهم كلامى شرح و فهرست شده است. اصطلاحها براساس الفبا تنظيم شده و آنگاه ذيل اصطلاحها تعريفها و توضيحها برگرفته شده از متون كلامى را آورده اند و بدين سان افزون بر تبيين اصطلاحها و توضيح مفاهيم از طريق سنجش تعريفها و توضيحها مى توان به چگونگى تطوّر معانى اصطلاحها دست يافت و نيز به چگونگى ديدگاهها گونه گون در تعريفها و….

شرح المصطلحات الفلسفيّه. جمعى از محققان. (چاپ اوّل: مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى, 1314), 485ص, وزيرى.
در اين كتاب اصطلاحات فلسفى بر اساس متون مهم فلسفى گزارش شده است. محققان اصطلاحها را براساس الفباء تنظيم كرده و متن توضيحات برگرفته شده از متون فلسفى را عيناً آورده اند.
اين كتاب و مجموعه پيشين را محققان گروه كلام بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى تدوين كرده اند, سعيشان مشكور باد.

تاريخ انديشه هاى كلامى در اسلام. عبدالرحمن بدوى. ترجمه حسين صابرى. (چاپ اوّل: مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس, 1374), 2ج, 545«794ص, وزيرى.
كتاب يادشده ترجمه اى است از اثر ارجمند پژوهشگر پركار جهان اسلام, دكتر عبدالرحمن بدوى با عنوان (مذاهب الأسلاميّين).
جلد اوّل ويژه اشاعره و معتزله است كه پس از بحثى درباره كلام و چگونگى پيدايش و نامگذارى اين دانش ابتدا به معتزله پرداخته شده است, همراه با بررسى طبقات معتزله, اصول فكرى اعتزاليان, و آنگاه شرح حال و انديشه هاى چهره هاى برجسته اين جريان مانند: واصل بن عطاء, ابوالهذيل علاف, محمد بن عبدالوهاب جبايى و قاضى عبدالجبار همدانى. بخش دوم كه پژوهشى است درباره اشاعره با بحث و بررسى درباره ابوالحسن اشعرى بنيانگذار انديشه اشعرى گرى آغاز مى شود و با بحث درباره باقلانى و ديگر چهره هاى برجسته اين جريان مانند عبدالقاهر بغدادى, ادامه مى يابد و با بحث و بررسى درباره انديشه هاى امام الحرمين جوينى پايان مى يابد.
جلد دوم با بحث از فرقه هاى باطنيه آغاز مى شود و با بحث از اسماعيليان و قرامطه ادامه مى يابد و در بخشهاى بعدى به نصيريه و دروزيان پرداخته مى شود. كتاب بر رويهم داراى اطلاعات ارجمندى است, بويژه بخشهاى پايانى جلد دوم , و ترجمه آن كه برگردانى است يكدست و روان, گامى است بلند در شناخت مذاهب و فرق اسلامى.

الأيمان والكفر فى الكتاب والسّنه. جعفر السبحانى . (چاپ اوّل: قم, مؤسسة الامام الصادق ـ ع ـ, 1416), 232ص, وزيرى.
پژوهشى است سودمند درباره ايمان و كفر. مؤلف محقق پس از مقدمه اى كوتاه درباره موضوع كتاب و چرايى گزينش آن براى پژوهش, بحث را درباره ايمان از نگاه قرآن و حديث, ايمان به لحاظ لغت و اصطلاح, آيا ايمان كاستى و افزونى مى پذيرد, آيا عمل جزء ايمان است؟!, آنچه بايد بدان ايمان آورد, و… آغاز كرده است. پس از مباحث يادشده, به تبيين و توضيح كفر پرداخته شده است, با اين عناوين: مفهوم كفر و زمينه ها و اقسام آن, تكفير و چگونگى آن, فرق بين اسلام و ايمان, لزوم فراگرفتن عقايد, در ضمن اين بخش, بحثى سودمند درباره جاهل قاصر نيز آمده است شامل دفاع از باورهاى دينى, نفاق و اقسام نفاق. مؤلف در خاتمه, دو رساله براين مجموعه افزوده است. 1) درباره حضرت مسيح(ع) و با عناوين عيسى در پرتو كتاب و سنت و احاديث شيعه, 2) جريان شناسى تفسيرنگاريها و با عناوينِ تفسير به عقل, تفسير به نقل.

البدعه. جعفر السبحانى . (چاپ اوّل: قم, مؤسسة الامام الصادق ـ ع ـ, 1416), 416ص, وزيرى.
پژوهشى است گسترده و دقيق درباره بدعت, مفهوم و تعريف, آثار و موارد آن. مؤلف ارجمند كتاب را در ده فصل سامان داده است. فصل اوّل گزارش نصوصى از قرآن و سنت درباره بدعت است. در فصل دوم بدعت به لحاظ لغت و اصطلاح بحث شده است. در فصل سوم از مفهوم دقيق بدعت و پايه هاى آن سخن رفته و در فصل چهارم از سير تاريخى مشهود آن. فصل پنجم ويژه بدعت و انگيزه هاى آن است. در فصل ششم به تقسيمى كه برخى از محققان عامّه بدان اشاره كرده اند وبدعت را به نيكو و زشت تقسيم كرده پرداخته و نشان داده است كه بدعت به معناى مصطلح آن نمى تواند نيكو باشد. در فصل بعدى از ابعاد بدعت و خطوط و معيارهاى كلى شناخت بدعت و مبارزه با بدعت سخن رفته و مواردى از مسائل عقيدتى و فقهى كه بدعت پنداشته شده, به بحث گذاشته شده است و نيز مواردى كه فى الواقع بدعت بوده ولى سنت تلقّى شده اند.

امامت در پرتو كتاب و سنّت. شيخ مهدى سماوى. ترجمه حسين صابرى و حميدرضا آژير. (چاپ اوّل: مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى, 1374), 571ص, وزيرى.
كتاب در سه بخش به اثبات امامت در پرتو كتاب و سنّت مى پردازد. فصل مقدماتى آن به ضرورت وجود امام, چگونگى گزينش جانشينى پيامبر(ص), زمينه هاى پيدايش انحراف و عوامل جعل و تحريف و ايجاد شبهات مى پردازد و در فصل دوم نصوصى كه از پيامبر(ص) بر اثبات امامت على(ع) نقل شده, آمده و در فصل سوم نصوص قرآنى در اين زمينه يادآور شده است. كتاب براى علاقه مندان اهل بيت(ع) و پويندگان مباحث كلامى, مفيد است. عرفان
نغمه هاى دل. نعمت اللّه تابنده. (چاپ اوّل: مشهد, پاندا, 1374), 228ص, رقعى.
كتاب در سه بخش تنظيم يافته است. در بخش نخست به نظم, پاسخهايى به پاره اى از سؤالات در حول وحوش مسايل عرفانى داده شده است. بخش دوم به تفسير (نى) و اشعار مربوط به آن از مولوى مى پردازد و بخش سوم اشعارى در زمينه مسايل عرفانى است.
ديدار با سيمرغ. تقى پورنامداريان. (چاپ اوّل: تهران, پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات, 1374), 304ص, وزيرى.
مجموعه اى است از هفت مقاله درباره عرفان, شعر و انديشه عطار نيشابورى با اين عناوين: شهود زيبايى و عشق الهى, سيمرغ و جبرئيل عطار و تجربه ديدار با خويش, عطار و رساله هاى عرفانى ابن سينا, سيرى در يك غزل عطار, عقل و فلسفه از نظرگاه عطّار, نگاه به داستان پردازى عطّار.
آقاى پورنامداريان از پژوهشگران بنام مسائل عرفانى است و اين مجموعه گو اينكه به مناسبتهاى مختلف به قلم آمده و در مجموع از هماهنگى لازم برخوردار نيست, امّا در نهايت در برنمودن بخشهايى از انديشه, عرفان, و تفكر عطّار و نيز بن مايه هاى فكرى او اثرى است سودمند و خواندنى. زبان و ادبيات
ديوان فيّاض لاهيجى. تصحيح و تحشيه جليل مسگرنژاد. (چاپ اوّل: تهران, انتشارات دانشگاه علاّمه طباطبايى, 1374), 636ص, وزيرى.
لاهيجى, فيلسوف, متكلم و اديب بزرگ شيعى قرن يازدهم هجرى است, كه ديوان وى در ميان مجموعه هاى شعرى ادب پارسى از جايگاه شايسته اى برخوردار است.
آقاى مسگرنژاد ديوان را برپايه شش نسخه مقابله و تصحيح كرده و در پانوشتها اختلاف نسخه ها را ثبت كرده است. محقق محترم در مقدمه اى درازدامن نگاهى دارد گذرا به حكومتهاى بعد از مغول تا ظهور قيام صفويه و چگونگى وضع دانش و شعر و ادب فارسى در آن روزگاران و عالمان آن زمان.
پس از آن به تفصيل از شرح حال و آثار فياض و از ويژگيهاى شعرى و ممدوحان فياض بحث كرده است.

گويش سارى (مازندارانى). گيتى شكرى. (چاپ اوّل: تهران, پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى, 1374), 481ص, وزيرى.
گويشهاى گونه گون نشانگر گونه اى از فرهنگ و تمدن نسلهاست, كه گاه به لحاظ پيوند نزديك با گويشهاى مختلف روى به انقراض مى نهد. بازشناسى و بازگويى گويشها نوعى حراست از تمدن و فرهنگ گذشته است , اين كتاب در اين جهت به گونه ساروى از گويش مازندرانى پرداخته است كه از گويشهاى شمال غربى زبانهاى ايرانى است.
نويسنده در پيشگفتارى محدوده بحث را روشن كرده و آنگاه در مقدمه اى از چگونگى وضع طبيعى, اقتصادى, فرهنگى آن ديار سخن گفته و نيز از تاريخچه گويش مازندرانى.
در فصل اوّل كتاب از ساخت آوايى اين گويش بحث شده است. و در فصل دوم از دستور زبان سخن رفته و فصل سوم ويژه فهرست واژه هاست.

هايكو. ترجمه شهلا سهيل ـ مهوش شاهق. (چاپ اوّل: تهران,پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى, 1373), 108ص, رقعى.
كتاب به تفسير چند قطعه شعر (هايكو) مى پردازد كه نوعى شعر ژاپنى است و تكيه آن بر طبيعت و بويژه فصول سال است. شعر (هايكو) كوتاه و نمادى است. اين كتاب براى پژوهندگان ادبيات ژاپنى مفيد است.

زندگينامه برندگان جايزه نوبل ادبيات. مريم آقا شيخ محمد ـ سعيد نورى نشاط. (چاپ اوّل: تهران, كوير, 1374), 460ص, وزيرى.
كتاب به شرح حال نوبل, وصيت نامه وى, شيوه اهداى جايزه وى, بى عدالتى در توزيع آن, ارائه آمارى از برندگان, و زندگينامه برندگان جايزه مى پردازد.
اين كتاب براى علاقه مندان به ادبيات جهان و جويندگان شرح حال مشاهير ادبى مفيد است. تاريخ
فرائد الفوائد. محمدزمان تبريزى ـ به كوشش رسول جعفريان. (چاپ اوّل: تهران, احياء كتاب, 1374), 265ص, وزيرى.
كتاب در دو باب به مبحث مسجد و مدرسه در اسلام و در بين مسلمانان پرداخته است. در باب اوّل طى چند فصل به معناى مسجد, ارزش بناى مسجد, آداب بهره گيرى از مساجد و احكام آن, آنچه كه در مسجد شايسته نيست, اولين مسجدى كه بناشده است و شرح كوتاهى در مورد چندين مسجد مشهور, پرداخته است و در باب دوم در شش فصل معناى مدرسه, آداب بهره گيرى از مدرسه, ذكر آداب تعليم و تعلّم, اولين مدرسه اى كه بناشده, پادشاهانى كه به بناى مدارس اهتمام داشته اند و نقش مدارس و امكنه در تحصيل علم را توضيح داده اند. در خاتمه به تعمير, زيارت و يادكرد صوامع پرداخته شده است.
آقاى جعفريان در مقدمه كتاب بهره هايى كه ممكن است از اين كتاب برده شود, ياد كرده اند و شرح كوتاهى از مؤلف و آثار وى كه از علماى عهد صفويه است, به دست داده اند.
نفائح العلام فى سوانح الأيّام. على اكبر مروّج الأسلام. (چاپ اوّل: مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى, 1374), 533ص, وزيرى.
وقايع نگارى روزانه نگاه به حوادث را دقيقتر و باريك بينانه تر مى كند و محقق را در دستيابى به چگونگى ظهور و بروز حوادث و سنجيدن رويدادها با يكديگر يارى مى رساند كه اهميت آن براى پژوهشيان مخفى نيست. محدث ارجمند خراسانى مرحوم شيخ على اكبر مروّج الأسلام حدود سى سال از عمر پربركت خود را براى تنظيم مجموعه اى سپرى كرده اند كه آهنگ ثبت و ضبط روزانه وقايع را دارد و اين مجلد ويژه ماه رمضان است. جناب آقاى عباس مروج خراسانى (نواده مؤلف) به تصحيح آن همت گماشته و كتاب را با تصحيح و بدون تحقيق و ارجاع به متنهاى نقل شده, عرضه كرده اند. با توجه به اينكه مؤلف غالباً منابع نقلها را به اختصار ياد كرده است و منبع يابى و ارجاع دقيق آنها دشوار نبوده است, شايسته بود, اين كار انجام مى شد و كتاب روزآمدتر عرضه مى شد. به هرحال كتاب اثرى است سودمند و سزاوار خواندن.

زندگانى امام زين العابدين(ع). عبدالرّزاق موسوى مقرم/ حبيب روحانى. (چاپ اوّل: مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى, 1374), 630ص, وزيرى.
عبدالرزّاق مقرم از فقيهان و عالمان بزرگ عراقى است كه آثار ارجمند و شايسته اى در تنقيح و تبيين فرهنگ اسلامى و تاريخ اسلام برجاى نهاده است. مجموعه نگاشته هاى وى در شرح حال چهره هاى والاى خاندان رسول الله ـ ص ـ از بهترين نوشته ها در اين زمينه است, و اين كتاب يكى از آن آثار است در گزارش و تحليل روزگار و زندگانى على بن الحسين(ع).
در اين كتاب از شخصيّت امام(ع), معجزات و كرامات آن بزرگوار, اقوال و سيره حضرت سجّاد سخن گفته و جايگاه آن بزرگوار را در نشر و ابلاغ دين و تفسير قرآن نشان داده است. بحث درباره صحيفه سجاديّه, و شرح هاى آن چگونگى برخورد امام(ع) با خلفاء و حاكمان روزگارش, قصيده فرزدق و چگونگى آن از ديگر مباحث اين كتاب است.

دنباله جستجو در تاريخ تشيع در ايران. رسول جعفريان. (چاپ اوّل: قم, بنياد انتشارات انصاريان, 1374), 80ص, وزيرى.
نويسنده پيشتر به سال 1368 كتابى منتشر كرد باعنوان (تاريخ تشيع در ايران از آغاز قرن هفتم) كه جستجويى بود از ريشه و روند تشيع در ايران, با آگاهيهايى دقيق و سودمند. مؤلف اين پژوهش را پى گرفت و اطلاعات تازه يافته را در رساله اى كوتاه باعنوان (تاريخ گسترش تشيع در رى به چاپ سپرد, اكنون اطلاعات و اسناد تازه يافته در محدوده بحث را با عنوان يادشده نشر داده كه مطالب قابل توجه و سودمندى در تاريخ تشيع دارد. اين مجموعه داراى منابع و مصادر و نقلهاى مهم است و آكنده از اطلاعات و نصوص كه بى گمان پژوهشگران در اين موضوع را سودمند خواهد افتد.

سفرنامه بخارا. به اهتمام حسين زمانى. (چاپ اوّل: تهران, بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى, 1374), 92ص, وزيرى.
اين كتاب سفرنامه يكى از كارمندان دوره محمدشاه قاجار به بخاراست كه به عنوان مأمور به دربار امير بخارا فرستاده شده است. وقايع روزمره ثبت شده و اطلاعات خوبى از آن ديار در روزگار محمدشاه قاجار, در اختيار محققان قرار مى دهد. عكسهاى زيبايى كه از آثار و ابنيه ديار يادشده در آخر كتاب آورده شده, به كتاب غناى بيشتر داده است.

متفكران اسلام, ج1 فرمانروايان, تاريخ, فلسفه سياسى. بارون كارادو وو. ترجمه محمدرضا شجاع رضوى. (چاپ اول مشهد, بنيادپژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى, 1374),300ص, وزيرى.
اين كتاب حاصل پژوهشهاى خاورشناسى فرانسوى است و متفكران جهان اسلام درگذشته را در سه قلمرو حكومت و فرمانروايى, تاريخنگارى و تاريخنگرى و فلسفه سياسى دربر دارد. كتاب, علاوه بر سخن مترجم با مقدمه اى از دومنينيك سورن و پيشگفتار مؤلف شروع و در هشت فصل سامان يافته است. در فصلهاى اول و دوم درباره برخى از فرمانروايان جهان اسلام (به گونه اى انتخابى از منصور عباسى تا نادرشاه افشار) سخن گفته است. در فصل سوم و چهارم نيز درباره مورّخان عرب به داورى و تحليل نشسته است. در فصل پنجم نيز به معرفى مورخان ايرانى و مغول پرداخته و فصل ششم را به بررسى آثار برخى از مورخان ترك (عثمانى و بعد از آن) اختصاص داده است. فصل هفتم ويژه بررسى فلسفه سياسى در ميان مسلمين است كه در ضمن آن به آراى سياسى ابن خلدون, جاحظ, نظام الملك و ابوالفضل وزير اكبرشاه در هند پرداخته شده است. فصل هشتم تحت عنوان (ضرب المثلها و حكايات: فوايد آنها از لحاظ فلسفه سياسى و اخلاق) متضمن قطعات و نكته هايى در اين زمينه است. در مجموع بحثهاى كتاب فشرده و مفيد است. جغرافيا
جغرافياى نيمروز. ذوالفقار كرمانى. به كوشش عزيزاللّه عطاردى. (چاپ اوّل: تهران, انتشارات عطارد, 1374),230ص, وزيرى.
اين كتاب, جغرافياى سيستان را به روايت آقاى كرمانى كه در دوران ناصرالدين شاه, از سوى وى به عنوان مأمور دولتى به آن سامان رفته است, در شكل سفرنامه به تحرير مى كشد. آقاى عطاردى تنها نسخه موجود از آن را در كتابخانه زرتشتيان هند كه توسط فردى به نام ملاّ فيروز زرتشتى بناشده است, يافته است و آن را با مقدمه كوتاهى كه ويژگى كتاب را توضيح مى دهد به چاپ رسانده است. در كتاب اطلاعات و آثار بسيار سودمند وجود دارد و كمك بزرگى به شناخت سيستان در روزگار ناصرالدين شاه مى كند. مجموعه ها
كتاب و كتابخانه در اسلام (مجموعه مقالات). استاد كاظم مدير شانه چى. (چاپ اوّل: مشهد, بنياد پژوهشهاى اسلامى, 1374),295ص, وزيرى.
اين نوشته, مجموعه اى از چهارده مقاله نويسنده در مجلات دانشكده الهيات و نامه آستان قدس, ارمغان تشيع و مقدمه چند كتاب ديگر است كه به مناسبت كنگره كتاب و كتابخانه گردآورى و تجديد چاپ شده است. در اين اثر به نسخ دستويس قرآن تا صده پنجم, قرآنهاى چاپى, سيره نويسى, نسخ نهج البلاغه, مجموعه هاى كلمات قصار اميرالمؤمنين(ع), اربعين نويسى, ميراث گذشتگان در قلمرو نسخ خطى, كتب قديمى چاپى, كتب اختلاف الفقهاء, كتابخانه هاى اسلامى, مخطوطات مدرسه نواب, مخطوطات مؤلفات شيخ طوسى, كتابخانه شاپور بن اردشير و منابع مهم مبحث ملل و نحل پرداخته است.
مقالات اوّلين كنفرانس وحدت. جمعى از محققان. (چاپ اوّل: قم, دفتر نماينده مقام معظم رهبرى در امور سيستان و بلوچستان, 1374), 363ص, وزيرى.
در روزهاى سرشار از سرور دهه فجر سال71, تنى چند از عالمان شيعه و سنى باالهام از آموزه هاى ارجمند اسلام برادرانه در كنارم نشسته اند و موضوعات مهمى را در فضايى آكنده از مهر و صفا به بحث نهاده اند كه اين مجموعه آن گردهمايى است كه در چهار فصل تدوين يافته است.
فصل نخست شامل مقالاتى است درباره توحيد و شرك; فصل دوم تحريف ناپذيرى قرآن را به بحث نهاده است و در فصل سوم از شيوه صحيح برخورد پيروان مذاهب اسلامى با يكديگر سخن رفته و در فصل چهارم از سياستهاى استكبار در مقابله با رشد اسلام گرايى بحث شده است. مقالات به خامه عالمان فريقين است و بحثها گو اينكه به لحاظ عمق و فراگيرى يكدست نيست, امّا از نگرش سالم و پيراسته از ناروانيها برخوردار است.

سفرنامه منظوم حج. بانويى اصفهانى ـ به كوشش رسول جعفريان. (چاپ اوّل: تهران, مشعر, 1374),160ص, رقعى.
اين مجموعه, دربرگيرنده چند سفرنامه حج منظوم است كه به نام مفصلترين آن كه ناظم آن يك بانوى ناشناخته اصفهانى است, چاپ شده است. اين سفرنامه متعلق به دوران صفوى است و براى پويندگان ادبيات فارسى دوران مزبور و نيز علاقه مندان و عاشقان بيت اللّه الحرام مفيد و خواندنى است.

بحران جهانى آموزش و پرورش. فليپ اچ. كرمبز ـ فريده آل آقا. (چاپ اوّل: تهران, پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى, 1373), 504ص, وزيرى.
اين كتاب, بحران جهانى آموزش و پرورش از دهه هشتاد به اين سو را به بحث مى كشد و در آن به رشد كمّى و كيفى آموزش, فشار مالى, موضوع اشتغال و آموزش نابرابريها در آموزش, فرهنگ و آموزش و پرورش و همكاريهاى بين المللى و مقولاتى از اين دست مى پردازد.

موازين حفاظت از آثار. ناثان استولو. ترجمه مهرداد وحدتى دانشمند. (چاپ اوّل: تهران, پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى, 1373),202ص, وزيرى.
كتاب در پنج فصل و يك پيوست به مبحث موازين و اصول حفاظت از آثار هنرى در حين حمل و نقل و نمايش مى پردازد.


صفحه 12

مجله هاى پـژوهشى



انديشه حوزه
سال اول, شماره اول, تابستان 1374
فصلنامه دانشگاه علوم اسلامى رضوى.
سياست بين المللى و تحولات اقتصادى جهانى; ارزشهاى قرآنى; شرايط اجتهاد در نظام اسلامى; درآمدى بر منابع تاريخ اديان; حدوث دهرى در فلسفه ميرداماد; سير تكاملى تفسيرنگارى; تجلى آيات قرآن در شعر نظامى.

انديشه و رفتار
سال اول, شماره 2و3, پاييز و زمستان 1373
بررسى اثرات سه دارو در درمان بيمارى وسواس; مقدمه آى در روانپزشكى بين فرهنگى; مشخصات عامل حيات در روانشناسى اسلامى; همراه كردن شناخت درمانى و دارو درمانى و… .

پاسدار اسلام
شماره 167, آبان 1374
رابطه با آمريكا; كيمياى ايثار; دين جاودانه; اخلاق بين المللى; وظايف همسران مسؤولان; بانوى زنان بهشت; حكايت معرفت و… .

پيام زن
سال چهارم, شماره هشتم (پياپى 44), آبان 1374
اينك ديگر رو به شرق نماز مى گذاريم; اسلام, زن و كنكاوش(13); زن در الميزان; اجلاس پكن, گامى موفق و تجربه اى گرانبها براى زن ايرانى; بيمارستان دوستدار كودك; با راهيان سخن; مثل فاطمه(س); گلنامه هاى خاطره; كنار رو خين; پزشك شما; تازه هاى پژوهش و… .

درسهائى از مكتب اسلام
شماره 7, سال 35, مهر 1374ـ جمادى الاوّل 1416هـ
از كنفرانس مكزيكوسيتى تا كنفرانس پكن; خداى مريد; مسلمانان بوسنى در بستر تاريخ; آثار كمال مروّت; فرشته در قالب انسان; پزشك درونى و… .

رسالة الثقلين
العدد الثّانى عشر, السّنة الثّالثة, شوّآل ـ ذوالحجّة 1415هـ.ق/ 1995م
الحج الحقيقي; الطعن بإلهية القرآن و رسالة النبى محمد(ص) بالاسلام; رواة حديث الغدير; تأملات نقدية فى الجانب التطبيقي; المهدى(عج) فى أحاديث الرسول(ص) بطرق أهل السنة; قيادة الامام الصادق(2); مغزى البيعة مع المعصومين(ع); الاسلام فى أوعندا; الايمان عند أهل البيت و… .

رسانه
سال ششم, شماره 2, تابستان 1374
قانون مطبوعات, مطبوعات قانونمند; روزنامه نگارن چه مى گويند; مسأله شناسى قانون مطبوعات; اصول اخلاقى روزنامه نگاران در آساى جنوب شرقى; نقد ادبى, روشها و معيارها; كامليس و دستيابى به سياستهاى اطلاع رسانى در جهان اسلام و… .

الراصد
العدد 53, 1995م.
من كلمات الإمام الخمينى حول الوحدة الإسلامية; التوانى والتغافل عن تحقيق الوحدة فى ضوء الضروف الراهنة يشكّل خسارة فادحة; الثابت والمتغيّر على ضوء القرآن والسنّة; الوحدة الإسلامية والنظام العالمى القائم; مؤتمر دراسة المبانى الفقية لسماحة الإمام الخميني(قده); الإسلام والشعر; أيام فى ايران و… .

طلايه
سال اول, شماره دوم, تير و مرداد 1374
تابش تشيع بر فراز خاوران; تهاجم فرهنگى و راه مقابله با; عاشورا و بغض غريب رنگها; شعر ايران; رويكرد دينى در داستان امروز; صدا, نگاهى به ادبيات كودك و نوجوان و… .
فرهنگ توسعه
سال چهارم, شماره 19, مرداد و شهريور 1374
(شريعت) در انديشه هگل و اقبال; سير تحول مشاغل زنان; توسعه مداوم و بحران زيست محيطى; زندگى در جهان سوم; زن بسوى آزادى از كدامين سو; پايانى براى أزمايش هاى اتمى و… .

كتاب
دوره 6, شماره 1, بهار 1374
نشر و ناشران از ديدگاه كتابداران و اطلاع رسانان; نور و روشنايى مناسب در كتابخانه ها; بسامد انواع عناصر اطلاعاتى كتابشناختى در ركوردهاى ملى كتابشناختى و… .

كيهان انديشه
شماره 61, مرداد و شهريور 1374
التقاى دو دريا; شرح حال و آثار ابوعبداللّه زنجانى; نقش شورا در حكومت اسلامى; نقد فلسف و پيوند آن با كلام و اصول; جلوه اى از مرتب شهودى انسان كامل; الهيات طبيعى در كالم مسيحيت; هدف افعال الهى; ابن سينا در دائرة المعارف تشيّع; دو نامه تاريخى منتشر نشده و… .

مجلس و پژوهش
شماره شانزدهم, سال سوم, خرداد و تير 1374
اقتصاد ايران; شبكه مركز پژوهشها; ايران و شبكه هاى اطلاع رسانى جهانى; كاربرد اعضاى بدن متوفيان مرگ مغزى, آرى يا نه; در عرصه بهره ورى; طرح قانونى مطبوعات و…

مديريّت دولتى
شماره هاى بيست و ششم و بيست و هفتم, پاييز و زمستان 1373
سازمانهاى كامياب امروز; ارتباطات ميان فردى اثربخش; جريان اصلى دگرگونى ادارى در دنياى معاصر; توسعه منابع انسانى; (مديريت كيفيت فراگير) در بخش دولتى و… .

مسجد
سال چهارم, شماره 21, مرداد و شهريور 1374
فرهنگ عمومى جلوه اى از انديشه عقيده و اخلاق جامعه; تعبد و تعقل در فقه اسلامى; علم كلام و كلام جديد; اذان در اسلام; سازمان ملل و نسل كشى در بوسنى; مسجد امام خمينى تهران; آشنايى با معمارى مساجد كهن ايران و… .

مشكوة
شماره 47, تابستان 1347
ويژه نامه كنگره كتاب و كتابخانه در تمدّن اسلامى آستان قدس رضوى.
وظايف ما نسبت به كتاب و مواريث علمى اسلام; تأليف و تدوين در تمدن اسلامى; مقدمه اى بر ترجمه قرآن و قرآنهاى مترجم; بررسى كتابخانه هاى مدارس و دانشگاههاى تمدن اسلامى …, كتابخانه مركزى و مركز اسناد آستان قدس رضوى; شعرى از استاد فروزانفر; مرگ كتاب; كتابدار و…

ميقات حج
سال چهارم, شماره دوازدهم, تابستان 1374
حج در كلام امام خمينى(قدس) و رهبر معظم انقلاب اسلامى; حج در كتاب خداوند; احكام فقهى اجرايى حج; تاريخ كعبه و مسجد الحرام; مسجد غدير; مهمان حرم; گريه بر فراق; نگاهى به چند كتاب و… .

نشر دانش
سال پانزدهم, شماره پنجم, مرداد و شهريور 1374
ايران شناسان در كيمبريج; رباعيات اصيل خيام كدام است; عطّار و عرفان ايرانى; ادبيات كلاسيك, تاريخ نقد جديد; بهترين راه ورود به دنياى نياكان; فرهنگ غلطهاى رايج; دايرة المعارف جهان اسلام در عصر حاضر; تفسيرى ديگرى از سلمى; (اطلس زبانهاى دنيا) و زبانهاى ايران و… .

نور الاسلام
العدان:55و56, السنة الخامسة, كانون الثانى وشباط 1995
مسألة الإمامة بين النصّ والاختيار;رأى حول الإمام المهدي(عج) والعلم الحديث; الإمام الرضا(ع) و معاصروه من الحكام; أساليب الطغاة فى مواجهة الأنبياء; تقنيات حديثة تقلّد ابداعات الخالق; خاطرة للإمام المهدي(عج); حقيقة إيمان أبى طالب(رض), دور الأب فى بناء الأسرة و… .

نور الاسلام
العدان:57و58, السنة الخامسة, آذار ونيسان 1995
اللغة العربية ونظرية التأصل القرآني; الفن فى الفقه الاسلامي; نظرة فى القانونين الوضعى والإسلامي; نبذة من سيرة الإمام على الهادي(ع); أصبحنا أخوين فى اللّه; أصل الكون فى القرآن ونهج البلاغة; ملامح الزهد فى نهج البلاغة و… .

ياد
شماره هاى 38ـ37 سال دهم, بهار و تابستان 1374
تاريخ و فلسفه تاريخ در قرآن; جايگاه شهيد مطهرى در احياى بينش تاريخى اسلام; جغرافياى سياسى, فرهنگى انقلاب; ميراث ملى انقلاب اسلامى ايران; ايران شناسى با نگاهى ديگر (اصفهان) و….


صفحه 13

كتابشناسى توصيفى سيّد حميرى و شعرش
صحتى سردرودى محمد

ابوهاشم سيّد اسماعيل حميرى (م105ق. عمّان ـ 173ق. رميله بغداد) از شاعرانِ انگشت شمارى است كه مورد تأييد و لطف و التفات امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ بود و عنوان (سيّد) را نيز در پيشوند نامش از لطف حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ دارد. آن حضرت روزى به وى فرمود:
(سمّتك اُمّك سيّداً، وفّقت فى ذلك، انت سيّد الشعراء)1
وگرنه سيّد حميرى نه تنها از هيچ يك از شاخه هاى شجره طيّبه و سلسله سادات نيست، كه از پدر و مادرى ناصبى و خارجى مذهب به دنيا آمده و نمونه بارزى است از مصاديق آيه كريمه انّ اللّه… يخرج الحيّ من الميّت…2
سيّد حميرى تنديس تولّى و تبرّى بود و درست به همين جهت شريعه شعرش هميشه جوشان و زلال بوده، مى رود كه چون فراتِ فضيلتى تا فراسوى فرداها نيز جارى باشد. با اينكه بيش از سيزده قرن از تاريخ حياتش مى گذرد، هنوز هم تبسّم سبزِ شعرش همچنان گيرا و جذّاب، منظر اهل نظر است؛ تا آنجا كه كمتر كتابى در علم عقايد و كلام مى توان يافت كه در باب امامت و ولايت، نامى از سيّد و يا شعرى از اشعار مستندش نياورد، چراكه مشكل مى شود حديث يا روايتى در اين باب پيدا كرد كه سيّد معنا و مفهوم آن را به تسبيح شعر نكشيده باشد. همين است كه سيّد را به (ناظم الاخبار والاحاديث) مشهور كرده و به او عنوان (شاعر العقيده) بخشيده است.
از سيّد سخن گفتن و حديث حيات او را به روايت نشستن بسى بيشتر از اين مقال، مجال مى طلبد. ما تنها قصد آن داريم كه فهرستى از آثارى كه درباره سيّد و شعرش، پرداخته شده، فراروى خواننده بگذاريم، باشد كه پژوهشگرانِ ادب شيعى را رهيار باشد و كارساز گردد.
در مقدمه تذكر چند نكته خالى از لطف نمى نمايد:
الف. تنها از كتابهايى نام برده مى شود كه محور اصلى آنها سيّد و شعر اوست وگرنه كتابها و مجموعه هايى كه به طور ضمنى از سيّد و شعرش سحن گفته و بخشى را ويژه او ساخته اند ،بيشتر از اين است كه در مجال تنگ اين مقاله گنجانده شود؛ همان گونه كه از مقالاتِ نوشته شده در برخى مجلاّت و نشريّات نيز چشم پوشى شده است.
ب. تا آنجا كه امكان داشت تاريخ تدوين و تأليف كتابها در اين فهرست لحاظ شده و به ترتيب تاريخى پيش رفته ايم.
ج. اين نوشتار در دو بخش جداگانه و به ترتيب زير است:
بخش اوّل؛ شامل اخبار سيّد است كه حديث حيات و عقيده او را دربر مى گيرد و شمار كتابهايى كه در اين بخش نام برده مى شوند به سيزده كتاب مى رسد و بيشتر با نامِ (اخبار السيّد الحميرى) نوشته شده اند.
بخش دوم ويژه شعر سيّد بوده كه بيش از چهل كتاب را شامل مى شود و خود به چهار بخش تقسيم مى شود: 1ـ ديوان سيّد. 2ـ شرحهاى قصيده يائيّه كه شاهكار سيّد شمرده مى شود؛ 3ـ شرحهاى قصيده عينيّه كه بيشترين كتاب را به خود تخصيص داده است؛ 4ـ ترجمه و تخميس اين دو قصيده. بخش اوّل ـ زندگينامه ها و اخبار سيّد
1ـ اخبار السيّد الحميرى، ابواحمد عبدالعزيز جَلوَدى بصرى (م302ق).3
2ـ اخبار السيّد الحميرى، اسحاق بن محمّد نَخَعى (م ح332ق). وى از فرزندان برادرِ مالك اشتر بوده و گاهى نيز (ابويعقوب احمر) خوانده مى شود.4
3ـ اخبار السيّد الحميرى، ابوبكر محمّد بن يحيى كاتب صولى شطرنجى (م335ق).5
4ـ اخبار السيّد الحميرى، ابوبشر احمد بن ابراهيم عَمّى بصرى (م350ق)، مورّخ و متكلّم و فقيه و از شاگردان ابواحمد جلودى است كه نجاشى به دو واسطه از او روايت مى كند. رجال نويسان او را توثيق كرده و سيزده كتاب از كتابهايش را نام برده اند كه از آن ميان دو كتاب درباره سيّد و شعر اوست.6
5 ـ اخبار السيّد الحميرى، ابوعبدالله محمّد بن عمران مرزبانى خراسانى (م384ق) همو كه محدّث قمى در حق وى مى نويسد: (گفتارش راست و شناختش به روايتها گسترده بود….)7
از اين بزرگوار بيش از پنجاه كتاب نام برده شده است كه برخى چون معجم الشعراء واخبار الشعراء الشيعه واخبار السيّد الحميرى معروف و مشهورند.
اين كتاب با تحقيق محمّد هادى امينى، به سال 1385ق. در نجف چاپ شده بود كه در سال 1388ق همراه با (اخبار الشعراء الشيعه) تجديد چاپ شد و بارها پس از آن نيز تجديد چاپ شده است.
6 ـ اخبار السيّد الحميرى، احمد بن محمّد جوهرى، معروف به ابوعبداللّه جوهرى (م401ق).
مرحوم ابن شهرآشوب علاوه بر اين كتاب، نزديك به پانزده كتاب ديگر نيز از جوهرى نام برده است.8
7ـ اخبار السيّد الحميرى، شيخ ابوعبدالله احمد بن عبدالواحد، معروف به (ابن حاشر) و (ابن عبدون) (م423ق)، ايشان از مشايخ نجاشى و شيخ طوسى و نويسنده كتابهايى چون: (تاريخ)، (تفسير خطبه فاطمة الزهراء)، (عمل الجمعه) و(كتاب الحديثين المختلفين) است.9
8 ـ اخبار السيّد الحميرى، صالح بن محمّد صرامى، استاد ابوالحسن جندى از اساتيد مرحوم نجاشى است كه از او كتاب ديگرى با نام (تاريخ الائمة ـ عليهم السلام ـ) نام برده شده است.10
9ـ اخبار السيّد الحميرى، اسحاق بن عبدالله.11 از ايشان اثرى در كتابها نيافتيم جز اينكه همين كتاب به او نسبت داده شده است و احتمال اينكه با اسحاق بن محمّد نخعى اشتباه شده باشد، بعيد نيست.
10ـ اخبار السيّد وشعره، شيخ كاظم بن شيخ باقر مظفّر.12
11ـ اخبار السيّد وشعره، شيخ على خاقانى، صاحب مجلّه البيان.13
12ـ شاعر العقيدة، سيّد محمّدتقى حكيم، اين اثر توسط دارالحديث در نجف چاپ شده است.
13ـ اخبار و شرح حال سيّد حميرى، نوشته مستشرق فرانسوى بربيه در مينار، كه در پاريس چاپ شده است.14
14ـ سيّد حميرى سالار شاعران، محمّد صحتى سردرودى، تهران، سازمان تبليغات اسلامى، چاپ اوّل، 1373ش. بخش دوّم ـ شعر سيّد
الف ـ ديوان سيّد
نويسندگان، پانزده نفر از معاصران سيّد حميرى را با عنوان (حافظان شعر سيّد) نام برده و از بسياريِ شعرش با اعجاب و شگفتى ياد كرده اند كه شگفت آورتر از همه گزارش زير است:
(روزى در بغداد حمّالى را ديدند كه بار سنگينى را به زحمت حمل مى كند؛
پرسيّدند: اين بار سنگين چيست كه مى برى؟ جواب داد: ميميّاتِ سيّد حميرى است. (تنها آن شعرها كه با حرف ميم تمام مى شوند)!)15
با اين حال امروزه تنها از وجود چند نسخه خطى از ديوان سيّد در كتابخانه ها خبر مى دهند:
15ـ نسخه اى در يكى از كتابخانه هاى يمن.
16ـ نسخه اى ديگر در كتابخانه تاريخى دمشق، موسوم به المكتبة الظاهريّه و….16
17ـ ديوان السيّد الحميرى.
گويا تنها يك بار مجموعه اى از برخى شعرهاى سيّد با نام (ديوان السيّد الحميرى) گردآوردى و چاپ شده است.

اين مجموعه كه در واقع پياله اى از شريعه شعر سيّد را دربر دارد، توسط شاگرد هادى شكر جمع آورى و تحقيق و با مقدمه اى در شرح حال سيّد حميرى به قلم سيّد محمّد تقى حكيم در دارالمكتبة الحياة بيروت و بدون تاريخ چاپ شده است.
ناگفته نماند كه بعضى از قصايد معروف سيّد، خيلى پيش از اين در ضمن برخى كتابها بارها و بارها چاپ شده بود كه ما تنها پنج چاپ از چاپهاى قصيده عينيّه را نام مى بريم:
18/1ـ به ضميمه كتاب (اللهوف على قتلى الطفوف)، سال 1271ق در تهران، چاپ سنگى.
19/2ـ در حاشيه كتاب ليلى و مجنون، سال 1297ق در بمبى به صورت سنگى.
20/3ـ در ضمن مجموعه اى به سال 1304ق.
21/4ـ در حاشيه كتاب السامى فى الاسامى، در تهران به صورت سنگى.
22/5ـ در آخر جلد عاشر بحارالانوار چاپ قديم و سنگى كه همراه است با ترجمه منظومى از قصيده.17 ب ـ شرحهاى قصيده بائيّه
اين قصيده كه به قصيده ذهبيّه (چكامه طلايى) شهرت يافته است، به وسيله برخى از انديشمندان بزرگ شيعى شرح و تفسير شده است كه به بعضى از آنها اشاره مى شود:
23/1ـ شرح قصيدة الذهبيّه، از سيّد شريف مرتضى علم الهدى (م436ق).
اين كتاب كه توسط ميرزا محمودخان تبريزى، در سال 1313ق در مصر چاپ شده بود بتازگى نيز در ضمن جلد چهارم از مجموعه رسائل شريف المرتضى از طرف دارالقرآن الكريم قم تجديد چاپ شده است. بزرگ اديب شيعى علاّمه سيّد مرتضى علم الهدى در اين كتاب صدوهفده بيت از قصيده ذهبيّه را شرح كرده و در خاتمه نيز مختصرى از اخبار سيّد را آورده است.18
24/2ـ شرح قصيدة الحميرى البائيّه، از علاّمه نسّابه حافظ اشرف بن اغرّ علوى مشهور به تاج العلى حسينى (م482ق رميله ـ 610ق حلب).19
25/3ـ شرح قصيده بائيّه، از محمّد بن حسين، شيخ بهائى كه در سال 1313ق چاپ شده است.20
26/4ـ شرح قصيدة الذهبيّه، از سيّد محسن امين عاملى نويسنده اعيان الشيعه.21 ج ـ شرحهاى قصيده عينيّه
بيشترين كتابها را در اين باب شرحهاى قصيده عينيّه تشكيل مى دهد، چراكه بنا بر بعضى روايتها ائمّه معصومين(ع) از اين قصيده به بزرگى نام برده و تجليل كرده اند.22
27ـ شرح قصيده عينيّه، از شيخ حسين بن شيخ جمال الدين خوانسارى (م1099ق).
28ـ التحفة الاحمديّه در شرح قصيده عينيّه، از ملامحمّد قاسم هزارجريبى (م ح 1112ق).23
29ـ اللئالى العبقريّه، از فاضل هندى (م1062ـ1135ق).24
30ـ شرح قصيده عينيّه، از سيّد محمّد عبّاس موسوى (م1306ق).25
31ـ شرح قصيده عينيّه حميرى، از مصطفى بن حاج محمّد يزدى از علماى قرن سيزدهم هجرى.
از اين شرح كه به زبان فارسى و در سال 1255ق نوشته شده نسخه اى به شماره 1116 در كتابخانه مجلس شوراى ملّى موجود است.26
32ـ شرح قصيده عينيّه، از ملاّ حسن بن محمّد اردكانى (م1315ق) استادِ آيت اللّه سيّد محمّد كاظم يزدى در ادبيّات.
33ـ شرح قصيده عينيّه، از سيّد على اكبر رضوى برقعى (م1317ق) به زبان فارسى.
34ـ شرح قصيده عينيّه، از شيخ بخش على يزدى حائرى (م1320ق).
35ـ شرح قصيده عينيّه، از شيخ على خوئى (م1350ق).
36ـ شرح قصيده عينيّه، از سيّد انور حسين (م ح1350ق) كه به زبان اردو چاپ شده است.
37ـ شرح قصيده عينيّه، از محمّدرضا قراجه داغى، چاپ تبريز، 1301ق.
38ـ شرح قصيده عينيّه، از ملاّ محمّدحسين قزوينى معروف به درباغى.
39ـ شرح قصيده عينيّه، از ملاّ محمّدصالح برغانى (م1271ق).
40ـ شرح قصيده عينيّه، از ميرزا على خان گلپايگانى از شاگردان علاّمه مجلسى.
41ـ شرح قصيده عينيّه، از ميرزا فضل على ايروانى تبريزى (م ح1330ق).27
42ـ شرح قصيده عينيّه، از آقا كمال فسوى.
43ـ شرح قصيده عينيّه، از ملاّ محمّد قمى.
44ـ شرح قصيده عينيّه، از سيّد مرتضى حسينى.
45ـ تحفة الاحبّاء، در شرح قصيده عينيّه سيّد الشعراء، از حاج ملاّ على واعظ خيابانى تبريزى نويسنده (علماء معاصر).28
46ـ شرح قصيده عينيّه، از آيت اللّه حاج ميرزا محمّد قمى معروف به (ارباب) از شاگردان محدّث نورى طبرسى.29
47ـ موجّه الكوثرى در شرح قصيده حميرى، از سيّد محمّد نقوى نصيرآبادى، چاپ لكهنوى هند، 1267ق.
48ـ رياض الجنان، شرح و ترجمه قصيده عينيّه به زبان فارسى و به صورت منظوم، از شيخ محمّد حسن نجفى متخلّص به غائبى از شاگردان شيخ عباس قمى. در اين كتاب علاوه بر قصيده عينيّه، برخى ديگر از اشعار سيّد نيز ترجمه شده است. از انتشارات كتابفروشى اسلاميّه، تهران، بى تا.
49ـ شرح قصيده الحميرى العينيّه، از شيخ محمّد باقر بيدگلى كاشانى، كه به زبان عربى و مختصر است.
50ـ شرح قصيده عينيّه حميرى، از محمّد قاسم استرآبادى، كه مختصر و فارسى است.
51ـ شرح قصيده عينيّه حميرى، از ابن حسام حسامى مشهور به زيب العلماء، كه شرحى است مفصّل و در تاريخ 1313ش نوشته شده است. نويسنده پس از هر بيت نخست گفته هاى استادش سيّد جعفر كشفيِ دارابى را به فارسى ترجمه كرده سپس به شرح و تفصيل قصيده پرداخته است.30
52ـ شرح قصيدة الحميرى العينيّه، از اين شرح كه شارحش ناشناخته مانده و به زبان عربى است، نسخه اى در فيض آباد و در كتابخانه راجه آن شهر، نگهدارى مى شود.31 د ـ ترجمه و تخميس ها
53ـ ترجمه قصيده عينيّه، از حاج ميرزا على قلى ناصح آذرشهرى، چاپ دوم، تبريز 1381ق.
54ـ تخميس قصيده بائيّه، از شيخ حسن بن مجلى خطّى، از علماى سده سيزدهم، كه با تحقيق عمران القطيفى سال 1968م در نجف چاپ شده است.32
55ـ تخميس قصيده عينيّه، از شيخ حسن بن مجلى خطّى فوق الذكر.
56ـ تخميس قصيده عينيّه، از شيخ حُرّ عاملى صاحب وسائل الشيعه.
57ـ تخميس قصيده عينيّه، از شيخ عبدالغنى نوه شيخ حُرّ عاملى.
58ـ تخميس قصيده عينيّه، از سيّد على نقى نقوى هندى.33
59ـ تخميس قصيده عينيّه، از شيخ حسين فرزند على بن محمّد كه نسبت به شيخ محمّد بهاءالدين عاملى يعنى شيخ بهائى مى برد.34
60ـ تخميس قصيده عينيّه، از شيخ عبداللّه وائل معروف به صائع. از اين شاعر شيعى علاوه بر تخميس، تشطير همين قصيده نيز در دست است.35
61ـ تخميس قصيده عينيّه، از شيخ محمّد الصحاف احسائى (م1313ق).36
62ـ شعر السيّد الحميرى، از ابوبشر احمد بن ابراهيم بصرى (م350ق). اين كتاب غير از (اخبار السيّد الحميرى) (از همين مؤلف) است.37

پاورقي :
1. الغدير، ج2، ص232، به نقل از رجال كشى(ره).
2. قرآن كريم، سوره انعام، آيه95.
3. علاّمه حلّى در حق او مى نويسد: …ثقه و امامى مذهب و محدّث بزرگ بصره بود. بنگريد: رجال العلامة الحلّى، ص116، از منشورات الرضى، قم.
4. كشف الاستار عن وجه الكتب والاسفار، صفائى خوانسارى، ج1، ص113، چاپ مؤسسه آل البيت؛ قاموس الرّجال، محقق شوشترى، ج1، ص775 ـ 781.
5. كشف الاستار، ج2، ص189ـ192.
6. پيشين، ج1، ص50؛ معالم العلماء، ابن شهر آشوب، ص18، چاپ نجف، 1380ق؛ دائرةالمعارف تشيّع، ج1، ص381.
7.تحفةالاحباب، ص257، چاپ اوّل، تهران، 1370ش.
8. معالم العلماء، ص20؛ كشف الاستار، ج1، ص72ـ74.
9. دائرةالمعارف تشيّع، ج1، ص347، زير مدخل (ابن عبدون).
10. كشف الاستار، ج2، ص222؛ قاموس الرجال، ج5، ص470.
11. معجم رجال الفكر والادب، ص419.
12. همان مدرك.
13. الذريعه الى تصانيف الشيعه، شيخ آقابزرگ تهرانى، ج9، جزء اوّل، ص268.
14. تاريخ التراث العربى، ج2، جزء3، ص232، فؤاد سزگين. درخصوص اين سيزده كتاب علاوه بر مدارك فوق مى توانيد مراجعه كنيد به: الذريعه، ج1، ص333ـ335 والغدير، ج2، ص237 و معجم المؤلفين، ج2، ص247.
15.اعيان الشيعه، ج3، ص406، به نقل از طبقات الشعراى ابن معتز.
16. الذريعه، ج9، جزء اول، ص268.
17. معجم ماكتب عن الرسول واهل البيت.
18. رسائل الشريف المرتضى، المجموعة الرابعه، ص51 ـ 139.
19. اعيان الشيعه، ج3، ص460.
20. ديوان السيّد الحميرى، ص83.
21. همان مأخذ.
22. الغدير، ج2، ص223.
23. همان، ج2، ص224.
24. الذريعه، ج14، ص9 به بعد.
25. الغدير، ج2، ص224.
26. فهرست كتابخانه مجلس شوراى ملّى، ج3، ص497.
27. بهجة الآمال، ج2، ص311، مرحوم ملاعلى عليارى از اين شرح و نويسنده آن به بزرگى نام مى برد.
28. الذريعه، ج14، ص9ـ11.
29. مجلّه نور علم، دوره دوم، شماره چهارم، مقاله نجوم امّت، آيت اللّه ارباب قمى.
30. نسخه هايى از اين سه شرح اخير در كتابخانه آيت اللّه مرعشى به صورت خطّى نگهدارى مى شود.
31. الذريعه، ج14، ص10.
32. تاريخ التراث العربى، ج2، جزء سوم، ص234.
33. الغدير، ج2، ص224ـ225؛ بهجة الآمال، ج2، ص311.
34. مجلّه تراثنا، شماره14، ص151.
35. همان، ص152.
36. همان، ص150ـ162.
37. معالم العلماء، ص18.


صفحه 14

نامه ها


ذيلى بر مقاله
(ازبهر خدا منويس)
مطلع سومين شماره مجله وزين آينه پژوهش به نوشته آقاى اسفنديارى ـ دام توفيقه ـ زينت يافته بود با عنوان (از بهر خدا منويس). بى اختيار گفتم از دل ما قلم كشيدى و سخن گفتى. صاحبان قلم و انديشه مى دانند كه مجله مذكور با تعهدى ويژه ششمين سال نشر را پى مى گيرد و در نقد و پژوهش و دقتهاى ادبى و ظرائف و لطافت گوى سبقت را از همگنان ربوده است. چه اينكه بى پروا و متتبعانه صاحب قلمانى از قديم و جديد را زير نك قلم گرفته و بى طرفانه به قضاوت پرداخته و به محاكمه خوانده و چه بسيار فرازهاى خواندنى را در هر شماره ارائه داشته است. در اين مقاله، نويسنده راست نويس، همان روش را دنبال نموده و از اينكه نويسندگى سخت عاميانه شده و عظمت خويش را از كف داده و هركس جرأت يافته نام نويسنده و عالم برخود نهد و امروز از هر هزار كتاب هم يك كتاب به خواندن نمى ارزد و به گفته كارشناسان عصر انفجار انتشارات است و در گذشته كتاب گواه علم نويسنده بود و امروز نه گواه دانش است و بلكه برخى تنك مايگى و بى سوادى خويش را اثبات و افشا مى كنند و بالاخره از نويسندگان با چسب و قيچى و بساز و بفروش و جوياى نام و نان و بافندگان رطب و يابس سخت ناليده و نوشته اند عجيب است كه وضع نويسندگى در حوزه مسائل دينى اين چنين به عوامزدگى و انحطاط افتاده و هر تنك مايه اى دست به قلم برده است و خدا مى داند كه چه كتابهاى پرت و پلا و مزخرفى و چه نوشته هاى سطحى و سستى و چه آثار واهى و بى رمقى در اين سالهاى اخير به نام اسلام و مقدّسات آن منتشر شده است.
آرى نويسنده مطلب را اداء نموده و بايد به او گفت (از بهر خدا بنويس). ليكن گوش شنوا هم لازم است و هر مفيدى را مستفيدى بايد. مبادا جمعى حرف خودشان را بزنند و بگويند عيسى به دين خود و موسى به دين خود و هركس را در قبر خودش مى گذارند. و يا احياناً در برابر آيات امر به معروف و نهى از منكر و ارشادات قرآنى استناد به آيه مباركه (وَلاتَزِروا وازِرَة وِزرَ اُخري§) كنند و شعر حافظ را مؤيد آورند كه گفته است: عيب رندان مكن اى واعظ پاكيزه سرشت/ كه گناه ديگرى بر تو نخواهند نوشت. و بدين نمط دل خوش دارند و به سود خود به تسويلاتى از اين قبيل دست زنند و شعر سعدى پارسى گوى را فراموش كنند كه مى گويد: امروز غرّه اى به فصاحت كه در حديث/ هر نكته اى هزار دلائل بياورى/ فردا فصيح باش در موقف حساب/ گر علتى نيارى و عذرى نياورى. گويا (كُلّكُم راع وكُلّكُم مسؤول عَن رَعيته) و مسؤوليتهايى كه براى تمام اعضاى انسان، بويژه چشم و قلم و دست و فكر انسان است، فراموش شده است. اينان از صبر و سكوت دولت جمهورى اسلامى ايران و ارشاد انديشمندان سوءاستفاده نموده و همچنان به كارشان ادامه مى دهند. اذهان جوانان عزيز كشورمان را به سموم خطرناكى آلوده مى سازند و نوشته هايى مبتذل عرضه مى نمايند.
فراموش نكنيم كه خداوند به قلم و نوشته سوگند ياد نموده: ن والقلم ومايسطرون. تعليم و تعلّم را از قلم شمرده: والّذى علّم بالقلم. و مركب عالمان از خون شهيدان مهمتر قلمداد شده است: فَتُوزَنُ دِماءُ الشُهَداء مع مِدادِ العُلماء فَيَرجِحُ مِدادُ العُلماءِ عَلي§ دِماءِ الشُهدآء.1 (ميزانها براى حساب نهاده مى شود و خون شهيدان با مركب عالمان سنجيده مى شود. پس مركب عالمان بر خون شهيدان برتر مى يابد.) قلم، به فرموده على ـ عليه السلام ـ از نشانه هاى عقل است: اِذا كَتَبتَ كِتاباً فَاعدِ فيهِ النَّظَر قَبلَ خَتمِهِ فَاِنَّما يَختِمُ عَلي§ عَقلِكَ.2(هرگاه مكتوبى نگاشتى قبل از اينكه بر آن مُهر زنى دوباره بر آن بنگر، زيرا كه با مهر كردن نوشته ات بر خرد خود مُهر مى زنى و عقلت را معرفى مى كنى.) قلم، آرامبخش دلهاست: اَلقَلبُ يَتكِّلُ عَلى الكتابَة.3 (دل به نوشتن آرام مى گيرد.) و امام صادق ـ عليه السلام ـ نعمت عظيم نويسندگى را به مفضل چنين يادآور شدند: در نعمتهايى كه خداوند به انسان ارزانى داشته است بينديش كه از جمله اين نعمتها نويسندگى است كه اخبار گذشتگان را به بازماندگان و از بازماندگان به آيندگان مى رساند. به سبب آن است كه دانشها و آداب و جز آنها در كتابها جاويدان مى ماند و به وسيله آن است كه انسان روابط ميان خود را، همانند دادوستدها و حساب، نگاه مى دارد. اگر نوشتن نبود، اخبار هر زمان به زمان ديگر و اخبار افرادِ دور از وطن به ميهنشان نمى رسيد. رشته دانشتها از هم مى گسست و آداب و سنن اقوام پيشين تباه مى شد. در امور مردم كاستى بزرگى پديد مى آمد و شيرازه معاملاتشان از هم مى گسست و مردم از امور دين خود ـ كه نيازمند نظر در آن هستند ـ و از آنچه نادانى به آن روا نيست، باز مى ماندند. شايد بپندارى كه بتوان اين امور را با تيزهوشى چاره جويى كرد، ولى چنين نيست.4
بارى در آغاز آفرينش لوح و قلم به كار گرفته شد و وحى و قضا و قدر با قلم بر لوح مكتوب شده است. قلم يادگار انبياى الهى و انديشمندان در هر قرون و اعصار است. پس با اين همه كرامت ـ كه به نكته اى از آن اشاره نموديم ـ نبايد دستخوش جاهلان و ابزار دست بى مايگان قرار گيرد و به جاى آنكه حجاب جهل را بدرد، پرده هايى از جهل بياويزد و رطب و يابس را به هم ببافد و تكرارهاى خالى از وجه بياورد.
اگر بنا باشد اين روند ادامه يابد و كتابها و نوشته هاى بى خاصيّت رواج پيدا كند و معايب و نقطه ضعفها كماكان باقى بماند، و كسى حرفى نزند، و سنگينى حق تحمل نشود و هركسى يا ناكسى قلم به دست بگيرد و از بازار آشفته سوءاستفاده نمايد و هرچه مى خواهد بگويد و بنويسد و منتشر سازد و روابط بر ضوابط غالب شود، بايد گفت سنگ روى سنگ بند نمى شود و (عَلى الاِسلامِ السلام). مگر نه اين است كه تبادل افكار توسط قلم است و ترقى هر ملت به نوشته ها و فرهنگ آن مردم بستگى دارد؟ و اين امور ممكن نيست مگر با پذيرش انتقاد. على ـ عليه السلام ـ فرمود: اِنّ الحق ثقيل مرىء وان الباطل خفيف وبىء. يعنى حق گرچه چهره خشن دارد و احياناً تلخ است، ولى گواراست و بزودى جذب پيكر اجتماع مى شود و جامعه از آن توان و نيرو مى گيرد، به خلاف باطل كه گرچه بسيار آسان و گاهى بسيار لذيذ است، امّا اثرش مرگبار است، همچون يك غذاى لذيذ امّا مسموم كه هنوز از گلوى انسان فرو نرفته اثر ويرانگر آن آشكار مى شود.
من در گذشته ايام، به سالهاى 47 و بعد، بر بعض نوشته ها با سر قلم نگريسته ام و گريسته ام. مسؤولين بايد اقدامى عاجل مبذول دارند. اصلاح همه جانبه در بخش بررسى كتابها و مجلات و ساير نوشته ها بايد ملحوظ گردد. از افراد معتقد و متعهد و مطّلع و كتاب شناس و باتقوا استفاده شود بحمداللّه چنين افراد بصير و خبره در كشورمان كم نيستند و در دانشگاهها و در حوزه هاى علميه فراوانند، كه (ذره بينانند در عالم بسى). نوشته هاى ضالّ و مضلّ و بى خاصيت جمع آورى و به آنها اجازه نشر ندهند. نويسندگان توانمند و متعهد شناسايى و مورد تفقد قرار گيرند. انتخاب كتابهاى نمونه رونق بيشترى گيرد و عنوان شخص ميزان نباشد، بلكه متن نوشته و ارزش و فايده آن و جهات علمى نوشته مناط و ملاك قرار گيرد.
البته هر نويسنده اى بايد براى خدا بنويسد و اگر اخلاص در عمل نباشد ثمرى ندارد و انسان مؤمن نمى تواند از عمل غيرخدايى بهره ببرد. از محدث قمى ـ مؤلف مفاتيح الجنان كه طى پنجاه سال گذشته كتابى پس از قرآن مجيد و نهج البلاغه در ميان جامعه تشيّع آنقدر رونق نداشته ـ نقل كرده اند كه مى گفت پس از آنكه كتاب منازل الآخره را تأليف و چاپ نمودم، اين كتاب به دست شيخ عبدالرزاق مسأله گو افتاد و او هر روز قبل از ظهر در صحن مطهّر حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ منبر مى رفت و مسأله مى گفت. مرحوم پدرم (كربلايى محمدرضا) از علاقه مندان شيخ عبدالرزاق بود و هر روز در مجلس او حاضر مى شد. مسأله گوى نامبرده روزها كتاب منازل الآخره را بازمى كرد و براى حاضرين مى خواند و پدرم نمى دانست كه آن كتاب نوشته من است. يك روز پدرم بعد از نماز منزل آمد و گفت اى پسر كاش مثل شيخ عبدالرزاق مسأله گو بودى و مى توانستى منبر بروى و كتاب منازل الآخره را روى منبر بخوانى. من چندبار خواستم بگويم آن كتاب از آثار و تأليفات من است، اما با نفس خود مخالفت كرده و چيزى نگفتم. فقط به پدرم عرض كردم دعا بفرماييد خداوند به ما توفيق مرحمت فرمايد. آرى اين اخلاص و دعاى والد آن فقيد سعيد موجب شد تا چهل سالگى هفتاد جلد كتاب تأليف و تصنيف نمايد و سفينة البحار را ـ كه در طول 35سال نگاشته است ـ به اهل حديث ارزانى دارد. در لحظات آخر عمر او را در حال گريه ديدند، سؤال كردند، فرمود: چون چند روز است نتوانستم حديث بخوانم و بنويسم. سرانجام آن مرحوم با عمرى پربركت از دنيا رفت و به لقاى خداوندش پيوست.
اين گونه اهداف پاك و خالص در علما و فقها و انديشمندان شيعه موجب بقاى مذهب شده و كتابهايشان براى هميشه بهترين ميراث و بيشترين خواننده را داشته است.
آخرين سخن اين است كه با نوشته هاى غيرمجاز و بعضاً غيرمشروع و بى خاصيت در پاره اى از موارد مبارزه منفى لازم است؛ مانند تحريم و ممنوعيت و پيشگيرى و يا ترك ذكر باطل كه (الباطل يموت بترك ذكره). انتقادها وسيله ترويج و تبليغ باطل نشود و در پاره اى موارد بايد نوشت كه مبارزه مثبت را مى طلبد. پس به آقاى اسفنديارى بايد گفت (از بهر خدا بنويس) و صدها بار بنويس. به آقاى محمدرضا حكيمى و امثال آن فرزانه بايد گفت مكتب تفكيك را بنويس و هرچه مى توانى از بهر خدا بنويس كه هزاران بارآن كم است. به بسيارى از قلم به دستان مجله گرانقدر و گرانسنگ آينه پژوهش بايد گفت از بهر خدا بنويس كه نوشته هايتان براى هميشه جاودان است. (كُلُّ مَن عَليها فان وَيَبقي§ وَجهُ ربِّك ذُوالجَلالِ وَالاكرام). هرچه صبغه و رنگ خداگونه اى يابد، باقى است و غير آن فانى. پس از بهر خدا بنويس.
الحمدللّه اوّلاً وآخراً امام جمعه و دبير شوراى مركزى ائمه جماعات مشهد
عطائى خراسانى

پاورقي :
1. من لايحضره الفقيه، ج4، ص398، از امام صادق ـ عليه السلام ـ.
2. غررالحكم، ج3، ص190، از على ـ عليه السلام ـ.
3. كافى، ص52، از امام صادق ـ عليه السلام ـ.
4. بحارالانوار، ج60، ص257.


صفحه 15

اخبار


درگذشتگان
درگذشت آيت اللّه محسنى ملايرى
عالم ربانى آيت الله آقاى حاج شيخ محمدباقر محسنى ملايرى يكى از چهره هاى بنام حوزه علميه قم به شمار مى رفت. وى در حدود سال 1324ق در بيت علم و تقوا و فضيلت در نجف اشرف، زاده شد. پدرش مرحوم آيت الله ميرزا ابوالقاسم ملايرى از افاضل شاگردان آخوند خراسانى بود. فقيد سعيد در سنين كودكى به همراه پدر به ملاير آمده و مقدمات و سطوح را در خدمت پدرش و مرحوم ميرزا هدايت الله آقا نجفى آموخت. سپس به حوزه علميه مشهد مقدس كوچيد و در محضر آيات عظام: حاج آقا حسين قمى، حاج ميرزا محمد آقازاده، ميرزا مهدى اصفهانى و حضرات آيات: آقا شيخ حسن فاضل برسى و آقا بزرگ حكيم شهيدى مبانى فقه، اصول، كلام، تفسير، حديث، حكمت و فلسفه خود را استوار ساخت و در خلال تحصيل به تدريس سطح نيز اشتغال جُست. پس از زمانى چند به حوزه علميه قم آمد و در مجلس درس آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى و آيت الله حاج شيخ ابوالقاسم كبير حاضر شد و پس از ورود آيت الله العظمى بروجردى نيز در مجالس ايشان شركت جُست و پس از ساليانى چند، براى ترويج دين و بزرگداشت شعائر مذهبى (بناى مسجد، مدرسه، كتابخانه، تدريس، اقامه جماعت، پاسخگويى مشكلات دينى مردم، احياى موقوفات و تأليفات) به ملاير بازگشت و پس از پيروزى انقلاب اسلامى بود كه اقامت در حوزه علميه قم را برگزيد.
فقيد سعيد عالمى عابد و شب زنده دار، آگاه بر علوم مختلف به ويژه: حديث، تفسير، تاريخ، فلسفه، ادبيات و اهل توسلات و زيارات طولانى و اوراد و اذكار بود. روزى چند جزو قرآن مجيد و ادعيه مختلف را قرائت مى نمود (و اين بيش از پنج ساعت از روز او را تشكيل مى داد) و اشعار فارسى بسيار ـ خصوصاً از مثنوى معنوى ـ ازبَر داشت و علم او به تعبير خواب و استخارات زبانزد عام و خاص در داخل و خارج كشور بود. وى از آيت الله العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى اجازه اجتهاد داشت و در طول زندگى ـ حتى در زمان عُسرت و تنگدستى ـ از وجوهات شرعيه استفاده نكرد.
از تأليفات وى كتاب (تطبيق الاديان) ـ در سه مجلد ـ و از آثار ماندگار او در ملاير عبارتند از:
1ـ بنياد مدرسه باقريه (همراه با مدرس و كتابخانه) 2ـ بناى مسجد سجاد در كنار مدرسه باقريه 3ـ تعميرات مدرسه و مسجد شيخ الملوكى 4ـ ساختمان مسجد صفى 5 ـ احياء موقوفات (كه در زمان رضاخان به تصاحب دولت درآمده بود) و ايجاد مؤسسات و مساجد در روستاهاى ملاير از محل موقوفات.
سرانجام آن عالم خدمتگزار دين در تاريخ يكشنبه 23مهرماه 1374ش (19جمادى الاولى 1416ق) در 94سالگى بدرود حيات گفت و در روز دوشنبه پس از تشييعى باشكوه در مسجد بالاسر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى درگذشت حضرت آيت اللّه صافى اصفهانى
زعيم حوزه علميه اصفهان حضرت آيت الله آقاى حاج شيخ محمد حسن صافى اصفهانى در سال 1298ش (1338ق) در خانواده اى متدين، در اصفهان زاده شد. پس از پشت سر نهادن تحصيلات جديده، به فراگرفتن دانش دينى روى آورد و مقدمات علوم عرب را در اصفهان و سطوح را در حوزه علميه قم بياموخت. سپس در سال 1362ق به نجف اشرف كوچيد و در محضر اساتيد بزرگوار حوزه نجف زانوى ادب به زمين زد و از علوم آنان بهره هاى فراوان برد. فقيد سعيد كفاية الاصول را نزد آيت الله شيخ عبدالحسين رشتى و خارج فقه و اصول را نزد آيات عظام: شيخ محمدعلى كاظمينى، شيخ محمدكاظم شيرازى، سيد عبدالهادى شيرازى و آيت الله حكيم و آيت الله خويى ـ قدّس اللّه اسرارهم ـ فراگرفت (علاوه بر اين در درس تفسير مرحوم آيت الله خويى نيز شركت جُست). او حكمت و فلسفه را از آيت الله شيخ صدرا باذكوبه اى و مبانى اخلاق را از آيت الله العظمى سيد جمال الدين گلپايگانى اخذ كرد و به غير از تحصيل، به تدريس سطوح عاليه نيز پرداخت و اين همه 27سال به طول انجاميد. در سال 1389ق به اصفهان بازگشت و به تدريس، امامت جماعت، پرورش شاگردان و راهنمايى مردمان اشتغال جست. وى ساليان دراز در مدرسه صدر به تدريس خارج فقه و اصول و مبانى اقتصاد اسلامى و در مسجد جامع به اقامه جماعت (ظهر و شب) پرداخت و چند سالى بود كه محفل درسى وى و نماز جماعتش نخستين درس و نماز اصفهان به شمار مى رفت و رياست حوزه علميه بدو محوّل شده بود. از ويژگيهايش فروتنى، ساده زيستى و قناعت، انس با قرآن و دعا و شب زنده دارى و سخاوت بود. از آثار ماندگار او تقريرات درس اصول (از مباحث الفاظ تا پايان تعادل و تراجيح) ـ كه مرتب و آماده چاپ است ـ و درس فقه آيت الله العظمى خويى (طهارت، صلاة و مكاسب محرمه) و تطبيق بين اقتصاد اسلامى و اقتصاد سوسياليسم و كاپيتاليسم را مى توان نام برد. او بر فقه، اصول، كلام، تاريخ، تفسير، فلسفه، اقتصاد چيرگى تام داشت. سرانجام پس از عمرى تلاش و كوشش در راه ترويج دين، در تاريخ جمعه 3جمادى الاولى 1416ق (7مهرماه 1374ش) در 76 سالگى بدرود حيات گفت. با وفات او روز شنبه در اصفهان عزاى عمومى اعلام و سراسر اصفهان يكپارچه تعطيل شد. و پيكر پاكش با شركت هزاران نفر از اقشار مختلف مردم تشييع و پس از نماز ميت توسط آيت الله حاج آقا حسن امامى در كنار مرقد علامه مجلسى در مسجد جامع اصفهان به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى
فرهنگى
برگزارى يادواره علامه امينى در اصفهان
به مناسبت بيست وپنجمين سالگرد ارتحال علامه حاج شيخ عبدالحسين امينى، صاحب اثر گرانقدر الغدير، يادواره اى در مجموعه فرهنگى باغ غدير اصفهان برگزار شد.
در اين مراسم كه با كلنگ زنى فاز دوم مجموعه فرهنگى باغ غدير آغاز شد و جمعى از خاندان علامه امينى از جمله مهندس آخوندى وزير مسكن و شهرسازى در آن حضور داشتند؛ حجةالاسلام والمسلمين رسولى محلاتى، انوار هادى امينى، حجت الاسلام محدثى و دكتر جعفر شهيدى درباره زندگانى آيت الله امينى و مقام ولايت سخنانى ايراد كردند. گزارش از كنگره شيخ فريدالدين عطار
طرح برگزارى كنگره جهانى عارف نامى، عطار نيشابورى، در سال 1371 و به مناسبت هشتصدمين سالگرد وفات عطار پى ريزى شد. امّا به علت پاره اى مشكلات برگزارى آن به تأخير افتاد تا آن كه با پيگيرى دبير كنگره و علاقه مندان فرهنگ و هنر ايران زمين در مهرماه سال 1374 با حضور صدها تن از عطارشناسان و علاقه مندان در نيشابور برگزار شد.
(فرهنگسراى سيمرغ) كه براى برگزارى هرچه بهتر كنگره جهانى بزرگداشت عطار نيشابورى، به كوشش شهردارى ساخته شده بود؛ پذيراى مهمانان بود.اين كنگره با پيام حجت الاسلام والمسلمين هاشمى رفسنجانى در مهرماه جارى كار خود را آغاز كرد. پيام رئيس جمهورى توسط وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى قرائت شد.
رئيس جمهورى در اين پيام ضمن اشاره به عرفان در ايران اسلامى از عطار به عنوان قافله سالار نامدار و ستاره فروزان آسمان عرفان ايران نام برد و گفت: فرهنگ تابناك ايران اسلامى با ادبيات عرفانى غنى تر شده و شيفتگان بسيارى به شوق چشيدن حلاوت درك انديشه ها از اين درياى عميق عشقهاى پاك، كمر همت بسته و به آموزش زبان شيرين فارسى پرداخته اند.
رئيس جمهورى در بخش ديگرى از پيام خود افزوده است: بزرگانى چون عطار، سنايى، ملاى رومى، نظامى، خيام، سعدى، حافظ، و بسيار كسان ديگر از اين دست مردان نام آورى هستند كه به روح مفاهيم و تعاليم قرآنى از اين رهگذر راه برده اند و كوشيده اند كه هريك به زبانى، سرگشتگان وادى حيرت را به نور حق وهنمون شوند و اوج صعود به اين قلّه رفيع را در مسير عرفانى عارف عصر خويش، امام خمينى ـ قدس سره الشريف ـ شاهد بوديم كه عرفان را با شهود و خدمت به خلق و تاريخ و ناهموار كردن راه حق و كمال و طرد شياطين متبلور ساخت.
براى پى بردن به كُنه افكار و احوال اين بزرگان، هيچ بزرگداشتى كافى و وافى نيست و جان كلام و سرّ نهان آنان را چنان كه بايد بازنمى نمايد، امّا قند مكررى است، حلاوت شنيدن (سرّ دلبران در حديث ديگران…). اين محفل باشكوه چراغ راهى است، براى كسانى كه در طلب حقيقت، با قافله مرغان عطار همراه شوند، و براى آنان كه خود راهيِ اين راهند شايد هواى تازه اى باشد كه شمّه و شميمى از عطر دل انگيز ديار عاشقان را با خود به ارمغان دارد).
رئيس جمهورى ضمن اشاره به پاسداشت قدر و قيمت اين عارفان و سالكان سوخته دل افزود: آتشى كه حوادث سهمگين تاريخ اين ديار نتوانسته آن را سرد و فسرده كند آتش دل است و تا صاحبدل در جهان باقى است سوزنده و فروزنده خواهد ماند.
مهندس ميرسليم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى نيز طى سخنانى با اشاره به اينكه برگزارى چنين كنگره هايى موجب سوق دادن تدريجى جامعه از ارزش هاى مادى به نوعى دانش سالارى و فرهنگ مدارى است، گفت: بزرگداشت عطار بزرگداشت روح و گوهر اصيل ذات آدمى است كه همان نغمه الهى و نفس ربانى است.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى افزود: هرچند اينك قريب هشتاد قرن از آغاز اين بيدارباش عرفانى مى گذرد، آن گونه كه انتظار مى رفت، هنوز به گوش همگان نرسيده و ما اميدواريم اين جمع در روزگار ما سرمنشاء و سرآغاز تقويت اين بيدارباش و گسترش فرهنگ عرفان عطار باشد كه قدم به قدم ملهَم از كتاب آسمانى قرآن است.
در مراسم افتتاحيه، حجةالاسلام غرويان، طى سخنانى گفت: در سرلوحه افتخارات گذشته و حال، روشن شدن چشم نيشابور به قدوم مبارك امام هشتم و بيان حديث (سلسله الذهب) قرار دارد. وى همچنين تأكيد كرد: عرفان عطار عرفانى است كه در تمام آيات و آثار بديعه پروردگار خدا را مشاهده نموده و تمام موجودات را عرصه تجلى خداوند مى داند.
عنوان بخشى از مقاله هاى قرائت شده در روزهاى برپايى كنگره بدين شرح است:
عبدالرضا مدرس زاده: (مقايسه كارشناسانه در غزل خاقانى و عطار)؛ دكتر اصغر دادبه: (داستانهاى تذكرةالاوليا، حقايقى در دل افسانه ها)؛ خانم دكتر لوث رنسل لالى كالى (از اسپانيا): (اجلاس پرندگان)؛ عبدالعلى دستغيب (مرغان را زبانى ديگر است)؛ دكتر نصرت الله فروهر: (رمز وراز در شعر عطار)؛ دكتر عبدالمجيد زراقط (از لبنان): (قصه پردازى در منطق الطير)؛ دكتر حسين وثوقى: (هنجار گريزيهاى غيرمجاز وزنى در شعر عطار)؛ دكتر نصرالله پورجوادى: (جايگاه عطار، در ادبيات عرفانى)؛ پرفسور هنرى برومز (از فنلاند): (مشكلات ترجمه آثار عطار به زبانهاى فنلادى و سوئى)؛ سيد محمد هاشمى فرد: (تشخيص در منطق الطير)؛ دكتر سليم اختر (از پاكستان): (تأثير عطار در شبه قاره)؛ خانم دكتر كلثوم ابوالبشر (از بنگلادش): (تأثير عطار بر فرهنگهاى بيگانه)؛ دكتر اسماعيل حاكمى: (مرورى بر پندنامه عطار)؛ دكتر عصام حورانى (از لبنان): (تأملى در آثار عطار).
در نخستين روز كنگره، از تنديس برنزى عطار در محل آرامگاه اين حكيم فرزانه، توسط مهندس ميرسليم، پرده بردارى شد. زيارت مرقد مطهر امامزاده محروق، برگزارى شبهاى شعر با حضور شاعران خراسان و ميهمانان، انتشار بيش از 45عنوان كتاب درباره زندگى و آثار عطار، تأليف دو جلد كتاب شناسى عطار، خوشنويسى آثار عطار در قالب كتاب و ترجمه مقالات و كتبى در اين زمينه، از جمله كتاب (درياى جان) اثر گرانقدر (هلموت ريتر) و چاپ نسخه عكسى منطق الطير كتابخانه تورينوى ايتاليا گوشه هايى از فعاليتهاى جنبى كنگره عطار بود. صادق رحمانى اعطاى نشان درجه يك دانش به دكتر سيّد جعفر شهيدى
رئيس جمهورى در مراسم شروع سال تحصيلى جديد دانشگاهها و مراكز آموزش عالى كشور گفت:
امروز مراكز علمى ما از نظر جامعيت علم و ايمان از نمونه هاى بسيار خوب و مطلوب در دنيا به شمار مى روند.
وى گفت: جمهورى اسلامى ايران از نظر امكانات آموزشى وضعيت خوبى در دنيا پيدا كرده است و آينده آموزش عالى كشور بسيار بهتر و مطمئن تر از وضع حاضر خواهد بود.
رئيس جمهورى افزود: ما بدون تقويت دانشگاهها و مراكز آموزش عالى خود به اهداف والاى انقلاب و نظام اسلامى دست نخواهيم يافت.
در ادامه اين مراسم، رئيس جمهورى و رئيس شوراى عالى انقلاب فرهنگى، نشان درجه يك (دانش) را به استاد سيد جعفر شهيدى اعطا كرد و از زحمات علمى اين استاد تقدير به عمل آورد.
استاد سيد جعفر شهيدى در اين مراسم ضمن قدردانى از رئيس جمهورى و هيأت دولت طى سخنانى گفت: لازم است از اين اقدام تشكر كنم، اما نه به خاطر آنكه اينجانب را انتخاب كرده اند، بلكه به خاطر آنكه اين سنت بسيار نيكو در تاريخ تعليم و تربيت ايران بوده كه از طالبان علم قدردانى شود. احداث كتابخانه در منزل استاد
به منظور تجليل از مقام علمى و معنوى چهره برجسته فرهنگى معاصر و متفكر اسلامى سيد جعفر شهيدى، منزل مسكونى اين استاد كه در منطقه 8 تهران واقع شده است، توسط شهردارى منطقه 8تهران به كتابخانه تبديل مى شود.
دكتر شهيدى در سال 1297 هجرى شمسى در شهرستان بروجرد متولد شد و پس از طى مراحل تحصيل در حوزه علميه نجف به ايران بازگشت و در دانشگاه تهران به تحصيلات خود ادامه داد.
وى پس از اخذ درجه دكترا در رشته زبان و ادبيات فارسى، معاونت مؤسسه لغت نامه دهخدا را برعهده گرفت و در سال 1346 نيز به رياست اين مؤسسه منصوب شد.
دكتر شهيدى ضمن تدريس و تربيت دانشجويان بسيار به تحقيق و تأليف نيز توجه خاص نشان داد و آثار گرانبهايى در زمينه ادبيات و تاريخ اسلام به رشته تحرير درآورد. نمايشگاه كتاب تونس
نمايشگاه بين المللى كتاب تونس با بيش از پنجاه وپنج هزار عنوان كتاب، چندى پيش در تونس برگزار شد و دويست وهفتادوپنج ناشر از كشورهاى مختلف جهان در آن شركت داشتند. كتابهاى به نمايش درآمده در زمينه ادبيات، علوم انسانى، ادبيات كودكان و علوم اسلامى بود كه بخش مهمى از آن نمايشگاه را دربر مى گرفت.
در حاشيه نمايشگاه نيز كنفرانسها و ميزگردهاى فراوانى تشكيل شد كه موضوع مورد بحث در آنها پيرامون فرهنگ آينده و فرهنگ فرانسوى در آفريقا بود. همايش جهانى بزرگداشت (خيام)
همزمان با نهصدمين سالگشت درگذشت رياضيدان، ستاره شناس و شاعر نامدار ايرانى حكيم ابوالفتح غياث الدين عمر ابن ابراهيم خيام نيشابورى، سال آينده همايشى جهانى از سوى يونسكو برگزار خواهد شد. يكى از مسؤولان فرهنگى كشور در اين باره گفت: (سال پيش طى نامه اى خطاب به نماينده كشورمان در يونسكو پيشنهاد كرديم در سال 1375 (1996) كه با نهصدمين سال درگذشت حكيم عمر خيام (517ق) همزمان است، همايشى جهانى در بزرگداشت آن حكيم بزرگ برگزار شود. اين پيشنهاد در دور نخست تصويب شده است كه پس از طرح و تصويب آن در نشست دو سالانه يونسكو نيز مقدمات كار فراهم خواهد آمد).
برگزارى همايشهايى در پاسداشت نامداران علم و هنر كشورمان، اگر با همكارى رسانه هاى همگانى همراه شود، مى تواند ضمن آشنا كردن نسل جوان با اين مفاخر فرهنگى، سدّى در برابر هجوم فرهنگى بيگانگان باشد. پى ريزى دانشكده ادبيات فارسى در بنگلادش
آقاى هاشمى رفسنجانى رئيس جمهورى طى سفر خود به بنگلادش با حضور در دانشگاه داكا در مراسمى سنگ بناى ساختمان زبان فارسى را در زمينى به مساحت 600مترمربع واقع در كنار آكادمى زبان بنگالى بر زمين نهادند.
آقاى هاشمى رفسنجانى در اين مراسم گفت: تصميمى كه 160سال پيش انگليسها گرفتند و در شبه قاره هند زبان فارسى را بكلّى ممنوع كردند، ناشى از اين برداشت است كه خواسته اند از راه مرموزى وارد شوند و شبه قاره را از عرفان و ادب واقعى خالى كنند.
رئيس جمهورى افزود: من به عنوان يك مسلمان فارسى زبان و طلبه علاقمند به عرفان و ادبيات اقدام امروز دانشگاه داكا را تبريك مى گويم و اين را به عنوان يك حركت درست و در نقطه مقابل اقدام انگليسيها ارزيابى مى كنم.
معاون رئيس دانشگاه داكا در اين مراسم گفت: بين 600تا700 سال زبان فارسى در اين منطقه حضور داشته و هفت هزار واژه فارسى در زبان بنگالى وجود دارد كه اين خود عمق روابط فرهنگى ما را با ايران ثابت مى كند.
بر روى سنگ بناى ساختمان به زبان فارسى اشعارى به شرح زير نوشته شده است:
درپى لطف خداى دو جهان
گشت اين بخش بنا از دل و جان
به ادب گفت امين تاريخش
فارسى رونق علم است و زبانم مراكز اطلاع رسانى عمومى در تهران
مهندس ناصر على سعادت مديرعامل شركت ندارايانه وابسته به شهردارى تهران گفت: در حال حاضر سى مركز اطلاع رسانى عمومى در مناطق بيستگانه شهردارى تهران، پاركهاى نياوران، لاله و شهر فرهنگسراهاى بهمن، خاوران و انديشه، فروشگاه رفاه و ترمينالهاى شرق، جنوب و غرب راه اندازى شده است.
وى افزود: در اين مراكز كه به قاصدك موسوم است اطلاعات و خدمات كاملى در زمينه اماكن مذهبى، ورزشى و آموزشى، بانك ها مراكز بهداشتى درمانى، مراكز دولتى و نهادها مراكز تفريحى و سير سفر، پستخانه الكترونيكى براى مبادله پيامهاى شخصى ميان افراد، مركز تحقيقات علوم انسانى، مجلات كامپيوترى، بانكهاى اطلاعاتى، كتابهاى منتشر شده در ايران و ارتباط گروههايى كه در زمينه هاى مختلف به صورت انجمنهاى عمومى و گروههاى همفكر فعاليت مى نمايند، ارائه مى شود.
خدمات اين مركز فرهنگى علاوه بر مراكز عمومى تأسيس شده به وسيله كامپيوتر و دستگاه ارتباط ميان كامپيوترها (مردم) نيز از سوى افراد در محل كار و منزل قابل دريافت است.
وى گفت: علاقمندان پس از تهيه وسايل لازم مى توانند به وسيله تلفن 25081001 به مركز اطلاعات ندارايانه متصل شوند و براى كسب اطلاعات بيشتر امور مشتركين اين مركز بوسيله تلفن 2508600 آماده ارائه راهنماييهاى لازم است.
مهندس سعادت در پايان تأكيد كرد كه اين مركز اطلاعاتى به بانكهاى اطلاعاتى داخلى و خارجى متّصل است و همواره تعداد بانكهاى اطلاعاتى و خدمات اين مركز در حال افزايش است.
وى گفت: هدف از ايجاد اين مركز و توسعه مراكز ارتباط آن با شهروندان گسترش اطلاعات شهرى و كاهش سفرهاى بى مورد درون شهرى شهروندان است. حفظ كتب تخصصى در زمينه حقانيت تشيع
نخستين مركز جمع آورى و نگهدارى كتب تخصصى در زمينه حقانيت تشيع در كشور، تا پايان سال جارى در اصفهان به بهره بردارى مى رسد.
مسؤول فرهنگى تاريخى باغ غدير اصفهان با بيان اين مطلب گفت: اين مركز كه به نام كتابخانه تخصصى اميرالمؤمنين(ع) در مجموعه فرهنگى تفريحى غدير ساخته شده است، در سال 72 با دوهزار جلد كتابِ تخصصيِ شيعه گشايش يافت و تاكنون اين تعداد به سه هزار جلد و شامل موضوعات فقه، كلام، تاريخ، تفسير و عرفان افزايش يافته است.
وى در مورد توسعه و بهره بردارى كامل از اين مركز گفت: تا پايان سال جارى، با افزايش خريد هفت هزار جلد كتاب تخصصى ديگر در زمينه تشيع و ولايت حضرت على(ع) بهره بردارى از آن آغاز خواهد شد.
*


صفحه 16

مرآة التحقيق



السيد جمال الدين الأسدآبادى والمطبوعات
لقد نبّه السيد جمال الدين الأسدآبادى المسلمين قبل مئة عام تقريباً على أهمية المطبوعات ومتابعتها, فى مقالة له تحت عنوان (فوائد الجريدة).
وقدذكر فى هذه المقالة لقراءة المطبوعات تسعة عشر فائدة. ونظراً لماتتسم به هذه المقالة من أهمية ولكونها بعيده عن متناول الأيدي, فقد كان لها الصدارة على سائر المقالات فى هذه العدد من مجلّتنا.
Z

علم اصول النحو
فى هذه المقالة ـ بعد بيان نشوء ضرورة تدوين علم اصول النحو والنسبة بين علم النحو وبين علم اصول النحو ـ بحثت بعض قواعد وعلل النحو.
وقد أورد الكاتب بحثاً إجمالياً حول أول مؤلَّف وأول كتاب قداُلّف فى هذا المجال, وذكر فضل تقدّم ابن جنّى فى كتاب (الخصائص)
إنّ القسم الأكبر من هذه المقالة يتعلّق ببحث اصولى تحت عنوان أدلّة النحوي, وهى عبارة عن: السماع, الإجماع, القياس, الاستصحاب وسائر الأدلّة.
وفى الختام, طُرح بحث مختصر ذو فوائد جمّة حول تحديد المكان والزمان فى الشواهد النحوية.
أمير السليمانى الرحيمي
Z

جولة فى (التدوين فى أخبار قزوين)
إنّ هذه المقالة ـ كما يتضح ذلك من خلال عنوانها ـ عبارة عن تعريف لواحد من أكمل وأحسن الكتب فى تأريخ الشخصيات الإيرانية المحليّة.
وكان الهدف من وراء تأليف (التدوين فى أخبار قزوين) هو كتابة مؤلّف كامل فى تأريخ قزوين ويشتمل ضمناً على ذكر الرجال والعلماء فى مدينة قزوين, ولقد بيّن كاتب المقال ـ بعد بحث مختصر حول المنهج العلمى لـ(التدوين) ـ المصادر والمراجع التى اعتمدها, وأخيراً أشار إلى بعض النكات القرآنية, والكلامية والأخلاقية والأدبية فى هذا الكتاب.
كما أورد بعض نواقص الكتاب على مستوى تقو يم النص والأغلاط المطبعية.
مرتضى الذكائى الساوي
Z

أول دائرة معارف فقه شيعية
لقد قدّم الكاتب فى هذه المقالة نقداً وتعريفاً لكتاب (الموسوعة الفقهية الميسّرة) والتى يكشف جزؤها الأول عن العمق والمتانة التى أبداها الشيخ الانصاري. وبنظر صاحب هذه المقالة إن هذا الكتاب يعتبر أول دائرة معارف فى الفقه الشيعى وتمتاز بالامتيازات التالية: 1ـ الاستقلالية فى الطريقة والاسلوب 2ـ التنظيم والترتيب الدقيق للعناوين 3ـ شموليتها قياساً بالموسوعتين الفقهيتين الأخريين, أى موسوعة جمال عبدالناصر الفقهية والموسوعة الفقهية الكويتية.
والمقالة عبارة عن مقارنة بين هذه الموسوعة والموسوعتين الآنفتى الذكر.
السيد على الحسيني
Z
(مصقل الصفا) أثر خالد فى المناظرات بين الأديان
يعدّ كتاب (مصقل الصفا) ـ الذى خصّصّت هذه المقالة للتعريف به ـ من أفضل الكتب المؤلّفة فى الردّ على أحد القساوسة المسيحيين يدعى (گزاويه).
لقد طبع هذا الكتاب مع تعليقات ومقدمة السيد حامدناجى الإصفهانى بجهود أحد أحفاد المؤلّف بعد أن كان مهجوراً سنوات عديدة.
وقد أشار كاتب المقال ـ وبعد بيان أهمية وخصائص الكتاب ـ إلى مصادر وتعليقات الكتاب, وفى الختام قام بمرور إجمالى على محتويات الكتاب.
محمدتقى السبحاني
Z

نقد كتاب (الخصائص الجغرافية للبلاد الاسلامية)
يدرّس هذا الكتاب فى فرع الجغرافيا فى جامعة (رسالة النور) وقدبحث التقسيمات المختلفة فى العالم الإسلامى ضمن عشرة فصول.
ويعتقد كاتب المقال ـ الذى نظر الكتاب بعين النقد ـ أن هذا الكتاب عند بحثه لمنطقة العالم الاسلامى قدابتلى بالتشويش وعدم الاتساق.
وقد أوضح الكاتب مفصّلاً هذا التشويش والتناقض فى تبيين الموقع الاقليمى للعالم الاسلامي, وعرض امام القارئ نماذج كثيرة من هذه الاشتباهات, ولدى الكاتب أيضاً انتقادات حول اسلوب الكتابة وطريقة الإرجاع الى المصادر.
غلام رضا گلى زواره
Z

ترجمة أو تأليف
لقد ثبت فى هذه المقالة ان كتاب (الفلسفة اليونانية من منظور آخر) الذى طبع أخيراً باسم (الهة الهاشمى الحائري) انه فى الحقيقة عبارة عن ترجمة لكتاب يوسف كرم المعروف, والذى طرح على المحافل العلمية منذ عدة سنوات باسم (تاريخ الفلسفة اليونانية). وقد أوضح صحة ادعائه من خلال الشواهد المختلفة, والمقارنة بين المتنين العربى والفارسي. والكاتب بعد أن قدّم تعريفاً إجمالياً للأصل العربى للكتاب لم تعد حاجة لتعريف ترجمته بعنوان أنه تأليف.
محمد محمدالرضائي
Z

نقد على صفحتين من كتاب
كما يظهر من عنوان المقالة أنها نقد لصفحتين من كتاب (تحرير المقال فى كليات علم الرجال) الذى ألّفه الشيخ مهدى الهادوي
يقول كاتب المقال ـ إنه أثناء التحقيق حول أصحاب الإمام الصادق(ع) ـ عثر على ذلك, وبعد مطالعة بحث تحت عنوان (أصحاب الصادق(ع) فى رجال الشيخ الطوسي) التفت الى إشكالات عديدة فى هاتين الصفحتين من الكتاب. وقد عرض هناك تلك النواقص, وأيضاً قدّم فهرستاً مختصراً عن الأغلاط المطبعية فى الكتاب.
السيد حسن الفاطمي
Z

[تعريف بماكتب حول السيد الحميرى وشعره]
فى هذا العدد من المجلّة فى باب التعريف بالكتب نطالع تعريفاً وفهرستاً لآثار السيد الحميري, هذا الشاعر الشيعيى وداعية الإمامة والولاية.
وهذا التعريف بالكتب نفسه يتضمّن قسمين, القسم الأول يشتمل على ماألّف فى ترجمة حياته وأخباره, والقسم الثانى يحوى نسخ ديوان شعر السيد, وهو أيضاً عدة أقسام.
محمد الصّحتى السردرودي
Z

فى باب التعاريف الإجمالية لهذا العدد, عرّفت الكتب التالية
ـ معرفة كتب ثورة المشروطة.
ـ مسائل حرجة فى فقه المرأة.
ـ آثار البلاد وأخبار العباد.
ـ المسترشد.
ـ مبادئ العربية.
ـ إطلالة على دائرة معارف المكتبات العالمية.
ـ وضوءالنبي(ص).
ـ تأريخ تشيّع إصفهان.
ـ الثقافة والدين.

فى باب تعريف المراكز العلمية والثقافية
كان التعريف فى هذا العدد لبعض دور النشر اللبنانية, والتى تقوم بأمر ترجمة وطبع الكتب المعجمية والقواميس فقط إنّ دار (مكتبة لبنان) قد بدأت عملها التخصصى فى طباعة المعاجم والقواميس سنة47 وبإرادة خصوصية سنة47 وبإدارة خصوصية, وبعد مضى قرابة نصف قرن إلى الآن نشرت أكثر من 283, إصداراً بعنوان معجم أو قاموس, وبعضها أكثر من عشرين مجلّد وأغلبها أكثر من مجلّدين.


صفحه 17

AYENEH -E- PAZHOOHESH
سید جمال الدین

بسم الله الرحمن الرحيم
About one hundred years ago, Sayyed Jamalod-deen Asad Abadi, wrote an essay titled "The use of the Newspaper" in which he pointed out the importance of the press to the moslems. He states nineteen benifits for reading the press and does his best may be can awake the sleeping world of Islam through the passage of the press. For the importance of this essay, and for being out of reach, is printed at the head of the essays, in this issue.

Principles of Syntax
Amir Solaimani Rahimi
In this essay, after stating: the finding; necessity; collection of principles of syntax and the relation between syntax and principles of syntax, the author introduces some rules and reasons of syntax.
The author proceeded to give a brief summary of the first auther and the first book was written in this field.
Finally, the author names Ibn Jenni with honour as the leading through his book "Al-Khasa-es".
The major content of this essay analyses the principles which came under the title of; the syntax proofs, they are the following: hearing, unanimity, analogy, association and the rest of the proofs.
Finally, the author introduces a brief summary regarding the spacial and temporal limitations in the grammatical reasonings which are very useful.

Reviewing the "Attadween fi Akhbar -e- Gazveen"
Mortaza zakayi savi
This article as revealed from the name; introduces one of the most completed and the best local and historical book of Iran. The aim of writing the book of "Attadween fi Akhbar -e- Gazveen was inditing a complete book about the history of Gazveen and itself contains the biography of the notables and the scholars of the town of Gazveen.
After a brief summary about the methodology of "Attadween", the author states it's references and sources, and finally states the Quranic, oral, moral and literary use of this book.
He also mentions some of the shortages of the book in the field of original correction and printing errors.

The first Encyclopedia of Shi-a's Jurisprudence
Sayyed Ali Husaini
In this article, the auther introduces and criticizes the book of "Al-Mowsoo-ah Al Fiqh-heyya Al-Moyassara" of which the first volume was written by the pen of Mr. Ansari.
This book, as expressed by the author, is the first encyclopedia in the relegious juriprudence of Shi-a and has the following distinctions: - independency in style and work, accuracy in arrangement and organizing the titles, and its comprehensiveness comparing to the other two encyclopedia; that means the relegious encyclopedia of Jamal Abdul Nassir and the Kuwaiti encyclopedia of Jurisprudance.
This article, practically, is a comparison between this encyclopedia and the other two mentioned above.

Miskal -e- safa An eternal opusculum in dialogue between relegions
Mohammad Taqi Sobhani
The book of Miskal -e- Safa, which is introduced in this essay, is one of the best books written in answering the skipticism of a christian priest named "Gozavieh". This book, after years of obsoleteness, was printed by one of the desendants of the author in 1373 (solar) together with the interpretation and introduction of Mr. Hamid Naji Isfahani.
Stating the importance and distinctions of the book, the author refers to the documents and interpretations of the book and finally briefly reviews the content of the book.

Criticizing the book of "The Geographic specialities of the Islamic Countries.
Gholam Riza Goli Zavara
This book, which is taught in the university of Payam Noor Field of Geography, has dealt with the boundary divisions existing in the world of Islam.
The editor of this article looks at the book through a complete criticizing eye and believes that this book is suffering disturbances and deviations. The editor explains in detail disturbances and contradictions concerning the regional situation of the word of Islam and has put numerous examples of these kind of mistakes infront of the reader's eyes.
The editor, also, criticizes the method of collection and source referring of the book.

Translation or Editing.
Mohammad Mohammad Rez‡i
In this article, the author proves that the book of Greece phelosophy through a different vision printed recently under the name of "Elahaye Hashemi H‡yeri", infact it is the translation of the known book of Mr. Yousuf Karam which has found its way to the scientific assemblies years ago under the name of "Tareekh Al-Falsafatol Younaneyyah".
The author proves his claim to the reader by offering various examples and comparing the two Arabic and Farsi originals.
The author has saved himself from introducing his translation (which was printed as an editted) by briefly introducing the Arabic text.

A criticism of two pages of a book.
SayyedHassan Fatemi
As realised from the name this article is a criticism of two pages of a book named "Tahrirol Makal Fi Kolleyyat Elmer-rejal written by Mr. Mahdi Hadawi.
The editor says that through his research about the companions of Hazrat sadiq (peace be upon him) has faced this and after reading an essay titled "Ashabes-Sadiq fi Rijal Ashaikh Al tooci, has noticed numerous misconceptions in two pages of the book.
The editor, then, lists these inconveniences and provides a brief index for the printing errors.
Descriptive Bibliography of Sayyed Hemyari and his poetry
Mohammad Seh-hati Sardoroodi
In this issue of magazine, in the bibliography section an index of the works of sayyed Hemyari, this shiite poet and the publicizer of Imamat and velayat (spritual leadership and guardianship), has been introduced.
This bibliography consists of two sections; the first one contains the biographies and the narrations of the sayyed. The second section contains the coppies of the complete poetry works of sayyed which in itself has several various divisions.