بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 10

معرفى‌هاى اجمالى


الشيخ فخرالدين الطريحى. مجمع البحرين نسق و تحقيق قسم الدّراسات الإسلاميّه, مؤسسة البعثة, قم, 1414 [نشر 1416]. 652« 672ص, رحلى.
زبان عربى به هنگام نزول قرآن كريم در اوج بلاغت و فصاحت بود. مردم آن روزگار خواستها, آرمانها, بزرگداريها, تأثير و تأثرها, مفاخره ها و انديشه هايشان را در قالب شعر, نثر, خطابه و سوگنامه به زيباترين و استوارترين گونه مى پرداختند. در چنان حال و هوايى قرآن بر معبر تاريخ چونان مشعلى فروزان برآمد و در برابرِ پرتوافكنيهايِ بيانى و زبانى و ستيغ بلاغت و فصاحت آن همه گونه گويشها و آرايه هاى آنها رنگ باخت. قرآن كريم در بالندگى و گستردگى و ژرفايى زبان عربى تأثير عظيمى برجاى نهاد و عالمان عرب با بهره ورى از آموزه هاى قرآن در غنايِ زبان خود بسى كوشيدند. (ر.ك: اثر القرآن فى تطور النقد العربى, محمد زغلول سلام, دارالمعارف بمصر; قضية الإعجاز القرآن وأثرها فى تدوين البلاغة العربيّه, عبدالعزيز عبدالمعطى عرفه, عالم الكتب, بيروت).
گسترش اسلام و گرويدن مردم بسيار با نژادها, فرهنگها و زبانهاى گونه گون به آن و آميختن عربى زبانان با آنان, ضمن آنكه زبان عربى را با واژه هاى ديگر فرهنگها آميخت, دشواريهايى نيز در فهم آن فراهم آورد, به گونه اى كه مردم گاه در فهم معانى واژه ها فراتر از آنچه به طور طبيعى گفتگوكنندگان به آن زبان نياز به تبيين داشتند, نيازمند توضيح شدند. اينها و جز اينها عواملى بود كه باعث شد تا آثارى مدّون در ادب عربى پديد آيد, و از اينكه نابسامانيهاى گونه گونى در آن پديد آيد, جلوگيرد و در فهم معانى واژگان معارف دين به باورمندان آن يارى رساند (ر.ك: النحو وكتب التفسير, ابراهيم عبدالله رفيده, الدار الجماهير, ليبى, الباب الأوّل, عوامل نشأة النحو فى رجاب القرآن الكريم; المعجم العربى نشأته وتطوّره, دكتر حسين نصار, مكتبة مصر, قاهرة, ج1).
فرهنگها و معجمهاى لغوى نيز در پى چنين نيازهايى پديد آمد. خليل بن احمد فراهيدى, اديب و متفكر بزرگ شيعى, براى اوّلين بار فرهنگ واژگانى تازى را بر پايه مخارج حروف بنياد نهاد و كتاب عظيم العين را بدين نمط سامان داد. (المعجم العربى نشأته وتطوره, پيشين; لغتنامه دهخدا, مقدمه, ص176, چاپ جديد, مقاله استاد شهيدى; كتاب العين, مجله حوزه, شماره3, ص169, محمدعلى مهدوى راد). كسانى پس از وى شيوه او را به كار گرفتند; مانند ابوعلى اسماعيل بن قاسم قالى در البارع (م356ق) ازهرى (م370ق) در التهذيب و… پس از وى ابوعبيد قاسم بن سلاّم هروى, فرهنگى بر پايه معانى پى نهاد و عناوين بخشها را نيز بدان شيوه نامگذارى كرد; مانند كتاب الخيل, كتاب اللبن, كتاب العسل و….
ابونصر اسماعيل بن حمّاد جوهرى (م393ق) كتاب عظيم الصحاح تاج اللغه وصحاح العربيّه را پرداخت با چينش موادّ واژه ها و با تكيه بر آخرين حرف واژه ها.
شيوه ديگر نيز در همان قرنها پى نهاده شد كه واژه ها را براساس مواد و با تكيه به حروف آغازين واژه ها تنظيم مى كرد. اين شيوه را ابوعمر شيبانى (م206ق) بنياد نهاد و ابوالمعالى محمد بن تميم برمكى لغوى (م397ق) آن را استوار ساخت و تكميل گردانيد و زمخشرى و گروهى ديگر از لغويان بر آن شيوه رفت و در واپسين سده ها تقريباً شيوه اى همگانى شد (ر.ك: المعجم العربى نشأته وتطوره, مقدمه; الصحاح, احمد عبدالغفور عطّار; المعجم العربى بحوث فى المادة والمنهج والتطبيق, رياض زكى قاسم; المعجمية العربيه, بحثهاى كنفرانس مجمع علمى عراق درباره لغت و معجمها و…).
آنچه آمد روشهاى گونه گون فرهنگهاى عمومى بود و فرهنگهاى ويژه, مانند معجمهاى قرآنى حديثى, فقهى و… نيز از اين شيوه پيروى مى كردند. آنچه اكنون مورد گفتگوست, كتاب ارجمند مجمع البحرين و مطلع النيّرين, در تبيين و تفسير واژه هاى دشوارياب قرآن و حديث, به خامه عالم جليل, فقيه بارع, محدّث و شاعر زاهد, شيخ فخرالدين بن محمد, مشهور به طريحى, است.
طريحى كتاب را به آهنگ تبيين و توضيح واژه هاى دشوارياب احاديث اهل بيت پى نهاد. بدان جهت كه در ميان آثار ديگر بدين روايات توجه نشده است. سپس بر آن مى شود كه واژه هاى قرآنى را نيز بدان بيفزايد, و چنين مى كند و افزون بر اينها واژه هايى را نيز مى آورد كه نه روايى است و نه قرآنى. مؤلف افزون بر واژه ها شرح حال مختصرى از رجال و توضيحاتى كوتاهى درباره جايها و شهرها نيز آورده و بدين سان بهره دهى آن را عام كرده است (ج1, ص1و2).
مجمع البحرين, هماره مورد توجه بوده است و عالمان بسيار سودمندى و كارآمدى آن را ستوده اند. شرح حالنگار و كتابشناس محقق, ميرزا عبدالله افندى (ره), آن را بهترين كتاب در فن خود دانسته است و بر ابداع مؤلف در نگارش و ناهمانندى آن در ميان آثار شيعيان تا آن روزگار تنبّه داده است (رياض العلماء, ج4, ص333). مجمع البحرين بارها چاپ شده بود; از جمله چاپ شش جلدى آن با تحقيق آقاى سيد احمد حسينى كه بارها در ايران و لبنان و عراق با چاپ افست نشر يافته است.
گفتيم مجمع البحرين بر شيوه (صحاح اللغه) تنظيم يافته است. سالها پيش دفتر نشر فرهنگ اسلامى چاپ آقاى حسينى را با تنظيم نو براساس حروف آغازين واژه ها نشر داد.
بخش تحقيق بنياد بعثت سالها پيش, تحقيق, تعليق, تصحيح و تنظيم كتاب را آغاز كرد كه اكنون دو جلد از آن نشر يافته است. اين چاپ از استوارى, دقت و كارآمدى شايسته اى برخوردار است. محققان, كتاب را براساس حروف آغازين واژه ها ترتيب داده اند و متن را براساس مقابله كهنترين نسخه خطى آن با نسخه هاى چاپى و محقَّق, تصحيح كرده اند و در ضمن اين پژوهشِ همه سويه, واژه هايى را كه در برخى چاپها افتاده بوده است, استدراك كرده و تصحيفها و تحريفهاى راه يافته به متن را زدوده اند. منابع و مآخذ تمام نقلها, آيات, روايات, آثار, اشعار و… را نشان داده اند و موارد اختلافى نسخه ها را در پانوشتها ضبط كرده اند. همچنين در ضمن مقدمه اى درازدامن و محققانه از چگونگى كتاب, شيوه تحقيق, و مسائل مرتبط با كتاب و موضوع آن بحث كرده اند.
در مقدمه كتاب ضمن تأكيد بر اهميت كتاب و نشان دادن جايگاه والاى آن در مجموعه فرهنگها, كاستيها و ناهنجاريهاى آن را نيز هوشمندانه و بادقت برشمرده اند. به مَثَل يادكرده اند كه با اينكه هدف وى توضيح واژه هاى دشوارياب احاديث اهل بيت(ع) بوده است, امّا جز اندكى از بسيار در اين مجموعه نيامده است; به اين كاستى عالمان پيشين نيز اشاره كرده اند (ر.ك: رياض العلماء, ج4, ص333; لؤلؤة البحرين, ص67; روضات الجنات, ج5, ص350).
گزيده گوييهاى نارسايى آفرين, يكى ديگر از كاستيهاى كتاب است. گاه مؤلف نقلها را در روايت و يا ديگر نقلها گزينش مى كند و اين گزينش گاهى معنا را وارونه مى نماياند (ج1, مقدمه, ص24و27). گاهى مواد به لحاظ تصحيفى كه در نقل طريحى بوده است, در جاى شايسته خود نيامده است; به مثل حديث: (بكم يدرك الله ثِرَة كلّ مؤمن), صحيح آن (… تِوَة…) است و بايد در ماده (وتو) بيايد كه به لحاظ اين تصحيف در (ثار) آمده است. چنين است حديث (وتترك للحارص…) كه صحيح آن (حارس) است و بايد در ماده (حرس) مى آمد و نه (حرص) و… (مقدمه, ص26ـ30).
گفتيم در مجمع البحرين شرح حال مختصرى از رجال نيز آمده است. اين بخش نيز خالى از كاستى و اشتباه نيست. به مثل در ماده (توز) آمده است: (التيزانى) محمد بن عبدالله لغوى مشهور, كه صحيح آن ابومحمد عبدالله بن محمد بن هارون توزى است. در ذيل ماده (سلل) آمده است: جنادة السلولى صاحب رسول الله ـ ص ـ كه صحيح آن حبش بن جناده ابوجنادة سلولى است (مقدمه, ص31و32). گاه نقلها از مصادر نيز دقيق نيست (مقدمه, ص32ـ 35) و گاه در تصريف واژه ها و اشتقاق آنها اشتباه شده است (مقدمه, ص35 ـ 36 و…). محققان اين موارد را تصحيح كرده و بدان تنبّه داده اند.
با اين همه مجمع البحرين كتابى است ارجمند و كارآمد و اين تصحيحِ استوار, دقيق و پيراسته ستودنى است. محمّدعلى مهدوى راد آفرينش و تاريخ. مطهر بن طاهر مقدسى. با مقدمه, ترجمه و تعليقات دكتر محمدرضا شفيعى كدكنى (تهران: نشر آگه, 1374), 1311ص, وزيرى.
يكى از سنتهاى قديمى در تاريخنويسى ـ و بويژه در تاريخهاى عام در ميان مسلمانان ـ اين بوده كه مورّخ مى بايست در آغاز كتاب خود, پاسخى درباب منشأ اقوام عالَم ارائه دهد. از اين رو عموماً ماجرا را از (هبوط آدم) آغاز كرده و تا خاتمه (طوفان نوح) و از آن پس تا عصر مورّخ ادامه مى دادند.
در پاسخ به اين پرسش كه منشأ اقوام مختلف جهان چيست, اسطوره و تاريخ درهم مى آميزد و بسته به جهان بينى مورّخ به اين سو يا آن سو مى گرايد. (اساطير مخصوصاً در آنچه به آغاز تاريخ اقوام مربوط است, نقش و تأثيرى پيچيده دارد. وجود انواع اساطير, سپيده دم تمام تاريخ انسانيت را ابرآلود كرده است و حتى تيرگى و ابهام آن هنوز هم در افق تاريخ باقى است.) به هر روى, اسطوره شناسان برآنند كه دوران اسطوره, دوران پيش از تاريخ است. بدين معنا كه تاريخ در واقع آن چيزى است كه در واقعيت به انجام رسيده است و هنوز با ذهن و نهاد آدمى درنياميخته است. اين رخدادها و پديده هاى راستين و واقعى, روزگارى به نگارش درآمده اند و تاريخِ مدوّن را پديد آورده اند, امّا آن بخش از زندگانى آدميان كه به روزگارانِ تاريك و فراموش شده بازمى گردد, هرگز آشكارا پاس داشته نشده است و به نگارش و گزارش درنيامده است. اين روزگاران تاريك را در زندگانى و فرهنگ آدمى, دوران پيش از تاريخ مى نامند. و اسطوره مايه هاى خويش را بيشتر از اين روزگاران تاريك و رازآلود كه سرشار از افسون و فسانه ناشناخته هاست, مى ستاند. اين بخش گرانسنگ از فرهنگ و زندگانى مردمان را كه در تاريخ, گم شده است, بايد در بخش اسطوره ايِ برخى از تاريخهاى مدوّن بازجست.
هم از اين روست كه كتاب آفرينش و تاريخ (البدء والتاريخ) ارزش دوچندان مى يابد. اين كتاب بدان خاطر كه حافظه اى پر از خاطرات فراموش شده اسطوره اى دارد, در ميان آثار بازمانده از پيشينيان, تقريباً حالتى منحصر به فرد دارد.
(كتاب آفرينش و تاريخ, دايرةالمعارفى است از فلسفه, تاريخ, اسطوره شناسيِ تطبيقى, دين شناسى, جهان شناسى, جغرافيا و رستاخيزشناسى (Eschatology); و در تمام اين زمينه ها, گاه اطلاعاتى عرضه مى دارد كه در هيچ كتاب ديگرى نمى توان يافت. درحقيقت تصويرى است جامع از تلقّيِ مردمان باستان و سه قرن اولِ عصر اسلامى نسبت به جهان, از آغازِ آفرينش تا پايان آن.) (مقدمه كتاب, ص5).
جناب دكتر شفيعى كدكنى كه از پيشكسوتان ميدانِ انديشه و ادبِ اين مرزوبوم به شمار مى روند, سالها قبل, (در فاصله سالهاى 1349 تا 1352) به ترجمه اين متن گرانبها, همّت ورزيد و آن را در چهار جلد, همراه با مقدمه و تعليقات سودمند به جامعه پژوهشگران تقديم داشت.
در مقدمه مفصّلى (121 صفحه) كه مترجم توانا بر چاپ دوم كتاب نوشته, به قدر كافى در شأن و ارزشِ متن كتاب و مؤلف آن, سخن رفته است. در اينجا به اجمال بر اطلاعات ارائه شده در اين مقدمه ممتع, نظر مى افكنيم.
بخش نخست مقدمه (درباره مؤلف) است. مترجم, پيش از بيان نام و نشانِ مطهر بن طاهر مقدسى, يادآور مى شود كه بسيارى از قدما و نيز برخى از مستشرقين (همچون كلمان هوار, در ابتداى كارِ خود), كتاب البدء و التاريخ را به ابوزيد بلخى منسوب مى داشتند; امّا با تحقيقات به عمل آمده, روشن شد كه تأليف اين كتاب, سالها پس از فوت ابوزيد بلخى, صورت گرفته است.
بحث درباره سال تولد, محل تولد و نياكان مؤلف و نيز تحصيلات و آموخته هاى او از ديگر مطالب اين بخش از مقدمه است. سپس برخى از استادان و مشايخ مؤلف, به اجمال معرفى مى گردند و پس از آن چند و چون سفرهاى مؤلف بررسى مى شود: (مؤلف برطبق تصريحات خود, در سرزمينهاى عالم اسلامى از خراسان و فارس و كرمان تا عراق و شام و مصر و بيت المقدس تا بلاد يونانيان و نواحى مركزى و غرب ايران سفر كرده و در بسيارى از اين شهرها, از ديدارهاى خود با دانشمندانِ آن اقاليم سخن گفته است.)
در بخش بعدى مقدمه, آثار مؤلف برشمرده مى شود. اين آثار اگرچه هيچ يك برجاى نمانده اند و يا اكنون در دسترس نيست, بارى در خلال مباحث كتاب آفرينش و تاريخ از آنها يادشده است.
بحث درباب شيوه تفكّر مؤلف, از ديگر بخشهاى مقدمه است كه در آن به (مذهب مؤلّف) و (نحوه برخورد او با ارباب ديانات و شرايع ديگر) و نيز (تقديم نامه كتاب), پرداخته شده است.
در بخش (ساختار كتاب و نوع موضوعات آن), چكيده اى از محتواى كلّ كتاب به طرز ماهرانه اى ـ كه تنها درحدّ توانايى و چيره دستى مترجم است ـ ارائه شده و پس از آن ارزشهاى كتاب برشمرده شده اند. اين ارزشها از زاويه هاى گوناگون ارزيابى شده اند: از ديد تاريخ فلسفه در ايران و اسلام; از ديدِ اسطوره شناسى; از ديد دين شناسى; از ديدِ جغرافيا; از ديد تاريخنگارى; از ديدِ تاريخ تصوف و از ديدِ تاريخ ادبيات.
براى نمونه در بخش (ساختار كتاب) مى خوانيم: (… اندكى بعد انديشه تكامل را آشكارتر بيان مى كند كه بعضى (و نمى گويد كه اين بعض از كدام ناحيت و كدام عصرند) برآنند كه چون گردش افلاك استقامت يافت, جانوران به وجود آمدند و آنگاه كه گردشى با اعتدال بيشتر كرد, بوزينه (ميمون) به وجود آمد كه بسيار شبيه انسان است و سپس گردشى در كمال اعتدال كرد و از آن انسان زاده شد, كه سابقه انديشه آدم شدن ميمون را در ميان متفكران دوره آغازى تمدن اسلام نشان مى دهد, و همان است كه بعدها وارد شعر بيدل شد كه گفته است:
هيچ نقشى بى هيولا قابل صورت نشد
آدمى هم پيش از آن كآدم شود, بوزينه بود.)
همچنين بى فايده نيست اگر از ميان ارزشهاى كتاب, بخشى را كه (از ديدِ تاريخنگارى) است, نقل كنيم تا بر اهميت بيش از پيش اين اثر واقف شويم.
(بيشترين حجم كتاب, در مجموع, تاريخ است; تاريخ ايران باستان و عرب جاهلى و تاريخ پيامبران و شاهان قديم و چندين فصل هم ويژه تاريخ اسلام و زندگينامه رسول(ص) و ياران او و خلفاى راشدين و امويان و بخشى از عباسيان تا روزگار مؤلف. در تمام اين بخشها, گاه, به كتابها و اسنادى ارجاع مى دهد كه امروز در دست نيست و قرنهاست كه از ميان رفته است و تنها راويِ آن سخنان, همين مؤلف ماست. درباب ارزش تاريخى كتاب, روزنتال كه يكى از جامعترين كتابها را در باب تاريخ نويسى در ميان ايرانيان و مسلمانان نوشته است, معتقد است كه مطهّر بن طاهر, تاريخ را با ديدى فلسفى نگريسته و در آغازِ كتاب خويش, بحثى نظرى پيرامون (شناخت) و (خرد) آورده است و به اهميت فرهنگى اديان و مذاهب پيشين توجّه بسيار كرده است و بر روى هم كوشيده است كه ميان فلسفه و تاريخ پيوندى استوار برقرار كند.)
در بخش ديگرى از مقدمه, از انواع منابعى كه مؤلف از آنها بهره گرفته, سخن رفته است. اين منابع ابتدا در سه دسته: 1ـ تجارب و ديدارها; 2ـ منقولاتِ ديگران; 3ـ كتب و رسالات, طبقه بندى شده اند و آنگاه در دسته اخير از منابع فارسى, يونانى, عبرانى و عربى ياد شده است. بخش پايانى مقدمه, مربوط است به (آفرينش و تاريخ در منقولاتِ قُدما); كه در آن ردّپايى از اين كتاب, در متون فارسى و عربى, رديابى شده است.
مترجم سختكوش در پايان متذكر شده است كه (اسلوب ترجمه, چنان بوده است كه ضمن رعايت امانت و حفظ بعضى از تعبيرات و اصطلاحات ـ كه ارزش تاريخى و فرهنگى دارند ـ عباراتِ كتاب ساده و طبيعى باشند و تا حدّى از اسلوب نثر قرنهاى اوليه, كه به عصرِ مؤلف نزديكند, دور نباشد.)
همچنين مصحح محترم بحق يادآور مى شود كه (به همان اندازه كه وقت خود را براى ترجمه كتاب صرف كرده است, زحمتِ تصحيحِ متن عربى كتاب را نيز عهده دار شده است و بسيارى از ساقطات متن را, از رويِ نسخه عكسِ كتاب (موجود در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران) و بيشتر از آن, از خلال متون كهن ديگر, گاه, بازسازى كرده است….)
آنچه اينك به گنجينه فرهنگ و تاريخ اين ديار افزوده شده, مرهون تلاش بى شائبه استاد شفيعى كدكنى است كه ساليانى از عمر خود را وقف آن كرده است. آفرين بر همّت والاى او. محمّدرضا موحّدى المعجم المفهرس لمعانى القرآن العظيم, 2ج, اعداد: محمد بسّام رشدى الزين, اشراف: محمّد عدنان سالم, دارالفكر, دمشق, 1416, 1360ص, رحلى.
معارف قرآن دريايى است ناپيداكرانه; و آموزه هاى آن بسى گسترده و فراخ دامن. قرآن ظاهرى زيبا, آراسته و روح نواز دارد و باطنى ژرف, انديشه خيز و خردپرور. عالمان در درازاى سده ها با تفسير و تبيين آيات الهى و تدوين نگاشته هاى گونه گون در آستانه قرآن, كوشيده اند تا مگر اندكى از بسيار معارف قرآن را بازگويند و (نمى) از (يم) درياى موج خيز آموزه هاى آن را بازشناسند و با سامان بخشيدن به آثار و فهرستهاى راهنما, جستجوگران معارف قرآن را يارى رسانند. فهرستهاى موضوعى قرآن كريم, و رده بندى آيات همگون موضوعهاى نهفته در آيات زرين آن از جمله كوششهاى ارجمند در اين زمينه است. گويا كهنترين فهرست موضوعى قرآن كريم را, ابوسعد منصور بن حسن بن حسين آوى (آبى) اديب, محدث و شاعر بلندآوازه شيعى و از دولتمردان اوايل قرن پنجم تدوين كرده است. او بخش عظيمى از جلد اوّل كتاب ارجمند (نثر الدّر) (براى آشنايى با وى و كتاب نثر الدّر, ر.ك: ابوسعد آوى ونثرالدّر, آينه پژوهش, شماره20/31) را ويژه فهرست موضوعى قرآن كريم ساخته است و ذيل 41 عنوان آيات بسيارى را رده بندى كرده است. برخى از عناوين آن چنين است: آيات فيها ذكر التقوى, آيات فيها ذكر الصلاة, الأمثال الأمر بالعدل والإحسان, التكليف, الصبر, النصر, ذكر البغى, ذكر الوعد, ذكر الحدود و… (نثر الدّر, ج1) فهرست بندى موضوعى ابوسعد آوى از آيات قرآن كريم اگرچه كامل نيست, و بسيارى از موضوعات قرآنى را دربر ندارد, امّا گويا اولين كوشش در اين زمينه است. كار ابوسعد پس از وى ظاهراً پى گيرى نشده است و پس از آن ـ براساس آگاهيهايى كه داريم ـ ظاهراً مهمترين, كارآمدترين و گسترده ترين رده بندى موضوعى و فهرست محتوايى آيات قرآن كريم را علاّمه عاليقدر مفسّر و فقيه بزرگوار شيعى, مولى محمدباقر مجلسى(ره) در سرآغاز ابواب و فصلهاى كتاب عظيم, بحارالأنوار به دست داده اند. اين مجموعه اگر گردآورى شود و به گونه اى دقيق تنظيم و تدوين شود و به صورت جداگانه نشر يابد, دانسته خواهد شد كه هنوز نيز (پس از گامهاى بلندى كه در اين زمينه برداشته شده است) بسى كارآمد و سودمند است. به هرحال در قرن چهاردهم همسوى با گسترش پژوهش در ابعاد مختلف فرهنگ اسلامى در اين زمينه نيز گامهاى مهمى برداشته شد, كه از جمله مى توان از مجموعه هاى زير ياد كرد:
ژول لابوم, تفصيل الآيات, با مستدركات آن, به تعريب و تكميل محمدفؤاد عبدالباقى, كه در ايران بارها ترجمه شده و به گونه هاى مختلف نشر يافته است;
ـ محمدفارس بركات, الجامع لمواضيع آيات القرآن الكريم;
ـ محمد عربى غروزى, دليل مباحث علوم القرآن المجيد;
ـ محمد زكى صالح, الترتيب والبيان عن تفصيل آى القرآن;
ـ محمود راميار, فهارس القرآن= فهرست نامه قرآن 1) فهرس الألفاظ= فهرست الفاظ 2) فهرس المطالب= فهرست مطالب كه در گستردگى و شمول در سنجش با مجموعه هاى پيش از آن گامى است فراپيش;
ـ خليل الله صبرى, طبقات آيات;
ـ محمدحسن الحمصى, فهرس الموضوعات (تفسير و بيان مع فهارس كامله للمواضع والألفاظ القرآن);
ـ كامران فانى و بهاءالدين خرّمشاهى و… فرهنگ موضوعى قرآن مجيد.
آنچه اينك به معرفى آن مى پردازيم كوششى است در ادامه اين كوششها, امّا روشمندتر, سودمندتر, و كارآمدتر. موضوعات در اين فهرست براساس (الفبا) و با توجه به هيئت عناوين و بدون درنظر گرفتن (ال) تنظيم شده است. بدين سان آيات مرتبط با صفات الهى در ذيل عنوان (صفات الهى) آمده است و در حرف (ص) و نه در (واو) و ذيل عناوين اشتقاقى وصف.
ذيل عناوين كلى, عناوين ريز و مرتبط, بدقت فهرست شده است و آيات دلالت كننده بر موضوع آورده شده و موضع استشهاد نشان داده شده است. مقايسه گذرايى با فهرستهاى پيشين بويژه, فرهنگ موضوعى قرآن مجيد, كه براستى, از فهارس ديگر شاملتر و كاملتر است, نشان مى دهد كه اين فهرست گسترده تر و سودمندتر است. بمَثَل ذيل (الآباء) فهرستِ يادشده, بجز عنوان كلى آن, ده عنوان آمده است و در اين فهرست هيجده عنوان. عناوين راهگشا و سودمندى در اين فهرست آمده است كه ابداعى است براى نمونه: الحوار= گفتگو, مباحثه, ديالوگ. و ذيل آن: شيوه هاى آن, گفتگوى انسان با هستى, گفتگوهاى انسانى: دعوتها, ابراهيم و مردمش, شعيب و مردمان آن روزگار و… خداوند و انبيا, خدا و انسان به واسطه پيامبران, خدا و انسان به واسطه ملائكه, گفتگوهاى علنى و روياروى, گفتگو ضرورتى فرهنگى, گفتگو و پايه ها و آداب آن و….
الذنب= گناه, اصرار بر آن, توبه از آن, عقاب بر آن, علم خداوند به آن, آمرزش آن.
السبيل= راه, سبيل الله, نثار و ايثار براى آن, دفاع از آن, جلوگيرى از آن, و ايجاد مانع از گسترش آن, راه ضلال.
در ذيل الكفر: هشتادعنوان فرعى آمده است; مانند: استدراج كافران, انواع كفر, گونه هاى كفر فرجام كفرورزى, همسانى و همسويى كفر با ظلم, طغيان, گمراهى, شقاوت, عداوت و….
البيان: بيان و تبيين, بيان آيات الهى, بيان عملى, بيان قولى, التاريخ, لزوم پژوهش در آن عبرت گير و بهره گيرى از آن.
الجهاد: احكام آن, غنايم آن, زمينه ها و عوامل آن, آمادگى براى آن و چگونگى آمادگى در جهاد, اعلان جهاد, امر بدان, پاداش آن, جهاد فرهنگى و جهاد فراخوانى, جهاد و شكيبايى در راه آن جهاد فى سبيل الله, معصيت ترك آن و….
الجهل: ارتباط جهل با كفر, جهل لزوم دورى از آن و…
به هرحال, المعجم المفهرس لمعانى القرآن العظيم, به لحاظ گستردگى عناوين, و چگونگى تنظيم, و شيوه هاى بهره دهى تاكنون كم نظير بلكه بى نظير است. توفيق مؤلفان را در خدمت به قرآن كريم و معارف آن از خداوند خواستاريم. محمّدعلى مهدوى راد آداب المتعلّمين, الإمام نصيرالدين الطوسى. تحقيق و توثيق السيّد محمدرضا الحسينى الجلالى. شيراز, انتشارات كتابخانه مدرسه علميّه امام عصر(عج). 192ص, وزيرى.
اسلام دين دانش است و رسول خدا(ص) هدف از بعثت و رسالت خود را آگاهاندن و بيدارساختن مردم معرفى كرده است (منية المريد, چاپ دفتر تبليغات اسلامى, ص106). ارجگزارى تعاليم قرآن و آموزه هاى پيامبر(ص) و معصومان(ع) به دانش و دانشورى و بزرگدارى دانشوران و فرهيختگان در منابع فرهنگ اسلامى فراوانتر از آن است كه بتوان در مجموعه اى اندك از آن سخن گفت. از ديرباز محدثان در مجموعه هاى حديث اين گونه احاديث را در بابى ويژه گردمى آوردند (ر.ك: مقاله تصحيح تازه منيةالمريد, محمّدعلى مهدوى راد, آينه پژوهش, شماره2, ص25و30) كه در سده هاى واپسين و به هنگام گسترش آثار مدوّن در ابعاد مختلف فرهنگ اسلامى, متفكران اسلامى بر پايه اين روايات, كتابها و نگاشته هاى ارجمندى درباره اهميت دانش, شيوه هاى فرادهى و فراگيرى, كتابت علم, نشر دانش, آداب استادى و شاگردى و شيوه هاى بحث و بررسى و جدل و… سامان دادند. از كهنترين اين مجموعه ها مى توان كتاب آداب المتعلّمين ابوعبدالله محمد بن كنون (م256ق) را يادكرد (ر.ك: من اعلام التربية العربيّة الإسلامية, ج1, ص219ـ277). از ديگر نگاشته هاى اين موضوع مى توان از آثار و كتابهاى ارجمند ذيل و همگنانشان نام برد: أدب العلم, محمد بن حسن بن جُمهور بَصرى (النجاشى, ص327); أنس العالم و أدب المتعلّم محمد بن عبداللّه, أبى عبدالله صفوان (النجاشى, ص393), كه از آن فقيه نامدار, ابن ادريس, نقل مى كند (السرائر, ج3, ص639; المستطرفات, ص149); تقييد العلم, احمد بن على مشهور به خطيب بغدادى (م463ق); الجامع لأخلاق الراوى و آداب السامع از همو; أدب الإملاء والإستملاء, عبدالكريم محمد بن منصور سمعانى (م562ق); تعليم المتعلّم طريق التعلّم, برهان الدين زرنوجى (م593ق) كه از آن سخن خواهيم گفت; تذكرة السامع و المتكلّم فى أدب العالم والمتعلّم, بدرالدين ابن ابى اسحاق ابراهيم بن ابى الفضل مشهور به ابن جماعه كنانى (م733ق) كه بن مايه هاى كتاب ارجمند و عظيم منيةالمريد فى أدب المفيد والمستفيد از شهيد ثانى ـ رضوان الله عليه ـ را تشكيل مى دهد.
(ر.ك: آداب تعليم و تعلّم در اسلام: ترجمه منيةالمريد, فصل معرّفى پاره اى از كتب مربوط به تعليم و تربيت اسلامى به خامه مترجم دانشور آن, حضرت دكتر سيد محمد باقر حجتى; آداب المتعلمين, مقدمه, ص13 به بعد; من اعلام التربية الإسلامية 4جلد, مكتب التربية العربى لدول الخليج).
در ميان آثار نگاشته شده در اين موضوع, كتابى است كوچك با عنوان آداب المتعلمين, ويژه آداب و ويژگيهاى دانشجويان و بايستگيهاى فراگيران دانش. كتاب در دوازده فصل سامان يافته است و در ضمن فصول ارجمند آن از ماهيت و فضيلت علم, آهنگ و نيت در علم, در گزينش دانش, استاد و انباز در دانشورى, تلاش و سختكوشى در فراگيرى دانش, توكل در تحصيل, شيوه هاى بهره گيرى دانش از استاد, پارسايى در راه دانشورى و… سخن رفته است.
شهرت انتساب آن به فيلسوف و متكلم بزرگ شيعى, خواجه نصيرالدين طوسى, بسيار كهن است و با شهرت انتساب به وى هماره مورد توجه و استفاده عالمان در حوزه هاى علوم اسلامى بوده است. از اين رو نسخه هاى فراوانى از آن در اختيار است و از روزگار رواج چاپ نيز بارهاى بار چاپ شده است و ترجمه آن نيز بارها صورت پذيرفته و نشر يافته است.
كتابشناس سختكوش و پراطلاع, حضرت محمدتقى دانش پژوه, سالها پيش به هنگام معرفى نسخه اى از آن بر اين باور رفت كه اين رساله عيناً كتاب برهان الدين زرنوجى است كه از آن پيشتر يادكرديم (فهرست دانشكده ادبيات, 8 ـ 9; دانشكده حقوق, 229). امّا محقق ارجمند اين چاپ از كتاب آداب المتعلمين دو متن را باهم سنجيده و بر اين باورند كه پى ساختهاى بنيادين كتاب آداب المتعلمين, كتاب زرنوجى است, امّا آداب المتعلمين عيناً آن نيست. آقاى جلالى مى گويند مؤلف آداب المتعلمين بخشهاى مهمى از كتاب زرنوجى را در اين مجموعه آورده است و بخشهايى از آن, مانند اشعار, حكايتها و برخى از توضيحها را افكنده است, و برخى از مطالب مهم و احاديثى بر آن افزوده است. اين افزونيها و چگونگى تنظيم ها به حدّى است كه مى تواند بروشنى نشانگر دوگونه نگرش براين مباحث باشد. بدين سان توان گفت كه محقق طوسى ـ كه تمامت نسخه ها كه بدو منسوب است و نيز در همه فهرستها و كتابهاى شرح حالنگارى ـ كتاب زرنوجى را برگرفته, پيراسته و آراسته, و بدين صورت پرداخته است (ر.ك: آداب المتعلمين, مقدمه, ص20ـ22).
به هرحال محقق ارجمند همه كتاب را براساس دو نسخه خطى, و بخشهايى از آن را با نسخه هاى بيشترى و چاپ دكتر يحيى خشّاب, مقابله و تصحيح كرده است و پس از آن با كتاب زرنوجى نيز سنجيده و اختلاف نسخه ها را در پانوشتها بدقت ضبط كرده است. افزون بر اين, منابع احاديث و نقلها را نشان داده و بر مواردى از مطالب متن توضيحاتى سودمند نگاشته است. مقدمه كتاب به خامه محقق, بحثى سودمند در موضوع كتاب و صحت انتساب آن به خواجه نصيرالدين طوسى, و پايان بخش آن فهرستهاى فنى و كارآمد, از جمله فهرست آيات, احاديث, آثار و اشعار است. محقق بر اين فهرستها, فهرست الفاظ ويژه و اصطلاحات را نيز افزوده است كه بسيار سودمند است; مانند: الحكمة, الدراية, الدّعاء, الدقة, الرحمة, القلب, الفقه, الفهم, القلم, الكتاب و…. يادآورى كنم كه تحقيق كتاب در مسابقه تحقيق رساله ها به سال 1373 رتبه اوّل را از آن خود ساخت. محمّدعلى غلامى سيره صالحان. ابوالفضل شكورى. چاپ اوّل: قم انتشارات شكورى, 1374, 688ص, وزيرى.
زندگى نامه شخصيّتهاى تاريخى سياهه خوبيها و بديها; پيروزيها و شكستها; غمها و شاديها; تاريكيها و روشناييهاى قابل تكرار جامعه بشرى است. اگر حوادث تاريخى درست نگاشته شود بهره ورى تاريخى بسيار فزونى مى يابد و آيينه روشنى از تجربيات مى گردد كه انعكاس آن آينده را پرثمر خواهد كرد. لكن چنين شرطى هيچ گاه تحقق پيدا نمى كند و محيط همواره ملازمات خود را بر تاريخ تحميل مى كند از اين روى تحليل حوادث تاريخى در روزگار پيدايش آنها همواره سهمى از ناخالصى دارد. براى تحليل درست پديده هاى تاريخى گذر از عصر پيدايش آنها شرط لازم مى باشد و هر قدر اين فاصله بيشتر شود از تعهّد بر زيبانمايى كاسته و تقيّد به درست نگارى افزوده مى شود و به همان نسبت تاريخ به راستى نزديكتر مى گردد.
تعيين مقدار زمان لازم براى دستيابى به تحليل درست پديده هاى تاريخى چندان مقدور نيست و در اين مقوله بايد چشم انتظار افول علايق و تعهدات مثبت يا منفى ويژه مورّخان درباره پديدآورندگان تاريخ نشست. گاه لازم است افزون بر گذر از دوران تعصّب له يا عليه مورّخان نخستين, دوران عكس العمل بعدى را هم پشت سر گذاشت تا هر آنچه در پس پرده دوستيها و دشمنيها غنوده است بر دايره افتد و عيان گردد.
تاريخ رجال دينى ايران در عصر قاجار و پهلوى, دوران نخستين را كه آميخته با بدنمايى و زشت نگارى بود, پشت سر گذاشته است و نارواهاى فراوانى درباره آنان نگاشته شده و بسيارى از فرازها و برجستگيها ـ بعمد و يا بخطا ـ پوشيده مانده است. انقلاب اسلامى ايران فرصتى خوب در اختيار علاقه مندان به رجال دينى ايران گذاشت تا فرازها و خوبيهاى زندگى آنان را از غبار فراموشى بزدايند و چهره ارزشمند رجال دين را نمايان سازند. جناب شكورى از جمله معدود علاقه مندان به پديده هاى تاريخى است كه در اين راه گامهاى قابل تأمّلى برداشته است. از جديدترين كتب وى در اين باره (سيره صالحان) است كه زندگى تحليلى شمارى از نخبگان دينى تاريخ معاصر ـ دوران قاجار و پهلوى ـ را دربر دارد. وى در اين كتاب (صرفاً به تبيين و تشريح ابعاد مثبت, سازنده و صالح زندگى آنان پرداخته) است, زيرا (در نگارش اين مجموعه بيشتر انگيزه الگوسازى اخلاقى و اجتماعى) داشته است; بگذريم از آنكه مؤلف بحق اذعان دارد (در وجود و زندگى اين چهرگان, اوصاف نيك, خصايص پسنديده, ملكات اخلاقى, ارزشهاى ايمانى و نشانه هاى حيات طيّبه و سيره صالحان بر مسائل ديگر غلبه دارد).
مؤلف كتاب را به دو بخش عصر قاجار و عصر پهلوى تقسيم كرده است در دوره قاجار نخست به شرح زندگى ميرزا مسيحِ مجتهد قهرمان حادثه شورش عليه سفارت روسيه تزارى و قتل وزير مختار وقت روس, گريبايدُف پرداخته است. وى به رغم آنكه ميرزا مسيح را فاقد انديشه مدوّن سياسى مى شمارد, اصل جريان را بدور از هر گونه دخالت دربار و يا بيگانگان مى داند و از آن به حركتى اصيل و مردمى ياد كرده و وصف (شورش هيجانى كور) را كه پاره اى از مورّخان بر آن اطلاق مى كنند, نادرست مى شمارد.
پس از شرح زندگى ميرزا مسيح شرح حال و مبارزات سه تن از مجتهدان بنام عصر مشروطه يعنى آيات عظام حاج ميرزا حسين حاج ميرزا خليل, آخوند ملامحمد كاظم خراسانى و آخوند ملاعبداللّه مازندرانى را آورده است. در اين بخش افزون بر تبيين شخصيت علمى اين بزرگواران حوادث سياسى عصر آنان و بويژه مشروطه تحليل و بررسى شده است و نقش آنان در اين حوادث بيان گشته است. از مطالعه اين بخش از كتاب چنين به دست مى آيد كه نويسنده از ندانم كاريهاى پاره اى از مورّخان در مورد رهبران واقعى مشروطه بسيار برافروخته شده است و غيرت دينى و علاقه به قهرمانان واقعى مشروطه وى را بر آوردن شرح حال اين سه بزرگوار در كتابش تشويق كرده است. در صفحه 106 مى نويسد:
(هرچند كه تاريخ شكوهمند و غم انگيز طولانى ايران پر از عجايب و شگفتيهاست, لكن بايد گفت قضيه مشروطيّت از شگفت ترين آنهاست; صشگفت ترينش از اين نظر كه تقريباً همه چيز آن به گونه وارونه گرديده است. قلم بدستان معاصر ايرانى صكاوه آهنگرش را در دوران تاريخ افسانه اى ما از ميان خروارها اوهام و مجهولات تاريخى و غيره, با زيركى معجزه آسايى بيرون كشيده و صرفاً به خاطر اينكه او با در دست گرفتن درفش خود پيشاهنگ شورشى مردمى گرديده و صآفريدونش را به جاى صآژى دهاكش به تخت نشانيده, چه خطابه ها و مقاله ها كه در شأنش ايراد نكرده اند. امّا همين صنوابغش و صعلاّمهشها كه اصولاً به تكرار صدقيانوسيّاتش عادت و افتخار دارند, در همين عصر حاضر و در بيخ گوش خود صزمامداران و رهبرانش اصلى انقلاب مشروطه را نشناخته اند و يا عمداً بدان نپرداخته اند, تا نشناسند; كه ممكن است در شناختن و شناساندنشان (خطرى) باشد.)
بخش دوم كتاب شامل شرح حال هشت تن از رجال دينى ـ سياسى عصر پهلوى است كه هر كدام به گونه اى در مبارزات مردمى عليه استبداد نقش داشته اند. در اين مجموعه بجز شهيد سيّد محمد باقر صدر همه از شخصيتهاى دينى ايرانى هستند. از اين رو شرح حال آنان بتبع موجب تبيين بسيارى از حوادث سياسى ـ مذهبى ايران عصر پهلوى گرديده است. شهيد مدرّس, آيت الله حائرى, حاج آقا نوراللّه اصفهانى, شهيد بافقى, سيد يونس اردبيلى سردمدار حادثه خونين مسجد گوهرشاد مشهد, سيد مصطفى خمينى و آيت الله طالقانى بزرگانى هستند كه شرح حال و مبارزات آنان مطرح شده است. مؤلف زندگى و مبارزات شهيد مدرّس و مرحوم طالقانى را با تفصيل بيشتر و باقى را با شرح و تفصيلى كمتر بيان كرده است.
نويسنده تئورى خود را در زمينه تاريخ نگارى كه از آن به جريانات تاريخنگارى تعبير مى كند و در آثار ديگرش نيز بدان تأكيد دارد, در اين نوشته نيز مطرح كرده است. يادكرد اين تئورى موجب مى گردد خواننده در طول مطالعه كتاب زاويه نگرش و زمينه قضاوت مؤلف را در هر حادثه اى پيدا كند و برداشتهاى خود را با عنايت به چنين تئورى به دست آورد.
از امتيازات بسيار مهمّ كتاب اسناد و مدارك تازه و غير قابل دستيابى براى همگان است كه نويسنده با برخوردارى از اسناد (بنياد تاريخ انقلاب اسلامى ايران) و بويژه بخش خاطرات اين بنياد توانسته است به كتاب خود جاذبيّت لازم را بدهد.
گزارشات (ساواك) در مورد آيت اللّه طالقانى از سويى كمك فراوانى به شناخت موقعيّت آيت اللّه طالقانى و از سوى ديگر سطح فرهنگ خبرچينان ساواك مى كند كه مؤلف با آوردن اين اسناد غناى بيشترى به كتاب داده است.
كتاب (سيره صالحان) علاوه بر آنكه گوشه هاى تاريك بخشى از تاريخ سياسى ـ مذهبى ايران را روشن مى كند و براى پژوهندگان حوزه مزبور دست مايه خوبى است براى طلاّب حوزه هاى علمى نيز راهنماى خوبى در جستن الگوهاى مناسب زندگى است. شرح تحصيلات, تعهّدات, آداب و سنن موجود در تعليم و تعلّم بزرگان دين همواره مشوقى براى دانش پژوهان بوده و كمك قابل توجّهى در جهت گيرى تحصيلى آنان دارد. عنايتى كه نويسنده بر اين اثر مترتب بر شرح حال بزرگان داشت, موجب شده نام كتاب را (سيره صالحان) بگذارد.
كتاب (سيره صالحان) با همه امتيازاتى كه دارد از چند نكته ضعف برخوردار است كه اميد است مؤلّف در چاپهاى بعدى به اصلاح آنها بپردازد; از چاپى نه چندان خوب برخوردار است و كاغذ نامناسب آن موجب بدقوارگى كتاب گرديده است.
غلطهاى چاپى فراوان دارد و با آنكه نبايد در شرايط كنونى چشم اميد به كتاب بى غلط دوخت, ولى وفور غلط در اين حدّ را هم نمى شود اغماض كرد.
كتاب نيازمند ويرايشى جدّى است و اشتباهات دستورى موجود در آن بسيار زياد است. كتاب (سيره صالحان) با توجّه به موضوع آن نيازمند نقد علمى است كه بايد صاحب قلمى بر اين مهمّ همّت گمارد و از راه قلم مناظره علمى درخورى راه بيندازد تا در لابلاى اين مناظره قلمى حقايق بيشتر جلوه كند.
توفيق روزافزون مؤلف را در نگارش آثار مفيد ديگر از خداوند متعال خواستاريم. على سرولايتى تمهيد القواعد الأصولية والعربية, لتفريع قواعد الأحكام الشرعية, الشهيد الثاني. تحقيق: مكتب الأعلام الإسلامى ـ فرع خراسان, 1416ق. 648ص, وزيرى.
علم شريف فقه ـ كه مهمترين ميراث اهل بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ است, حجم زيادى از كتابهاى حوزوى را به خود اختصاص داده است كه مقدارى از آنها در (مقدمه اى بر فقه شيعه) معرفى شده اند. علم اصول فقه نيز مخصوصاً از زمان شيخ اعظم انصارى به بعد بسيار مورد توجه بوده و كتابهاى زيادى در آن موضوع نگارش يافته كه (كتابشناسى اصول فقه شيعه) تعداد زيادى از آنها را نام برده است. امّا قواعد فقه كمتر مورد توجه مؤلفان قرار گرفته و مطمئناً مجموعه كتابهاى شيعه و سنى در اين موضوع به صدعنوان نمى رسد.
برخى از كتابهاى قواعد فقهى اهل سنت عبارتند از:
(القواعد فى الفقه الإسلامى), ابن رجب حنبلى (متوفى 795).
(تخريج الفروع على الأصول), زنجانى (متوفى 656).
(مفتاح الوصول إلى بناء الفروع على الأصول), تلمسانى مالكى (متوفى 771).
(التمهيد فى تخريج الفروع على الأصول) و (الكوكب الدرّي), اسنوى شافعى (متوفى 772).
(الأصول التى عليها مدار فروع الحنفية), دلال كرخى (متوفى 340)
(تأسيس النظر), دبوسى قاضى (متوفى 430).
(القواعد فى فروع الشافعيه), معين الدين جاجرمى (متوفى 613).
(قواعد الاحكام فى مصالح الأنام), عزّالدين شافعى (متوفى 660).
(الفروق), قرافى, (متوفى 684).
(القواعد الكبرى فى فروع الحنابلة), سليمان طوفى (متوفى 710).
(المجموع المذهّب فى قواعد المذهب) و (الاشباه والنظائر), ابن علاء (متوفى 761).
و برخى از كتابهاى قواعد فقهى شيعه عبارتند از:
(القواعد والفوائد), شهيد اول (متوفى 786).
(نضد القواعد الفقهيه على مذهب الامامية). فاضل سيورى (متوفى 826).
(تمهيد القواعد الأصوليه), شهيد ثانى (متوفى 965).
(عوائد الأيام فى مهمّات أدلّة الأحكام), نراقى (متوفى 1244).
(عناوين الأصول), ميرفتاح مراغى (متوفى 1250).
(تحرير المجلة), كاشف الغطاء (متوفى 1373).
(القواعد الفقهية), بجنوردى (متوفى 1395).
(بلغة الفقيه), آل بحرالعلوم (متوفى 1326).
براى نوشتن (قواعد فقه) تسلّط كامل بر تمام فقه و نظريه پردازى لازم است به همين جهت تدوين يك كتاب فقهى يا اصولى به سبك متداول بسيار آسانتر از نوشتن قواعد فقهى است.
شهيد ثانى از فقهاى بزرگ شيعه و مسلّط بر فقه مذاهب اهل سنت بوده است و چون در تأليفات خود معمولاً گزيده نويس بوده و از تكرار يا ذكر حرفهاى زايد بشدّت پرهيز داشته, تمام كلماتى را كه به رشته تحرير مى آورد, دقيق و همراه با فكر و تأمل و به همين جهت شرح لمعه او از مهمترين كتابهاى درسى حوزه هاى علميه به شمار مى رود, گرچه نياز به اصلاح و تجديد نظر دارد.
كتاب تمهيد القواعد شهيد ثانى به بحث و بررسى دويست قاعده پرداخته است و چند ويژگى خاص اين كتاب را داراى موقعيتى ممتاز قرار داده است. صد قاعده قسمت اول كتاب يك دوره علم اصول فقه است و با همان ترتيب معهود كتاب معالم فرزندش كه از تعريف حكم و فقه شروع شده و مفاهيم, اوامر و نواهى, عام و خاص, مطلق و مقيد, افعال, اخبار, اجماع, قياس, استصحاب, تعادل و تراجيح را بيان كرده و با بحث از اجتهاد و تقليد پايان مى يابد.
صد قاعده قسمت دوم كتاب به بحث از قواعد ادبى پرداخته است و عنوانهاى كلّى آن عبارتند از: كلام, ضمير, موصولات, مشتقات, مصدر, ظرف, تثنيه و جمع, الفاظ عدد, افعال, حروف جرّ, حروف عطف, حروف متفرقه و توابع.
متضلّع بودن شهيد ثانى در ادبيات گرچه از باب اقرار شرح لمعه روشن است, اما اين كتاب به بهترين وجه متبحّر فوق العاده مؤلف را در ادبيات آشكار كرده است.
در هر دو قسمت كتاب پس از بيان هر قاعده و بحث از مدرك و دليل آن و بيان اقوال و نظرات گوناگون به فروع فقهى مترتّب بر آن مى پردازد و از بحثهاى تجريدى ذهنى كه خواننده نداند اين قاعده كدام مشكل فقهى را حلّ مى كند, جدّاً پرهيز دارد. گاهى براى يك قاعده 44 مسأله فقهى ذكر مى كند كه بايد حكم آن مسائل از همان قاعده به دست آيند (ر.ك: قاعده 98). در واقع اين كتاب علم اصول فقه و ادبيات عرب را به صورت كاربردى مطرح كرده و پاسخى است به آنان كه معتقدند بدون ادبيات نيز مى توان فقه استدلالى را فراگرفت.
در اين كتاب شهيد ثانى بسيار از شهيد اول متأثر است, زيرا شهيد اول در (قواعد و الفوائد) 330 قاعده را بيان كرده و به فروع استخراج شده از آن و استثناهاى آن مى پردازد و نظر علماى اهل سنت را نيز نقل مى كند (گرچه در كتابهاى فقهى خود از آن پرهيز دارد). شهيد ثانى نيز از اين روش او پيروى كرده, با اين تفاوت كه شهيد اول در ترتيب قواعد خود از قاعده و قانونى مشخص تبعيت ننموده است, اما شهيد ثانى قواعد اصولى را از قواعد ادبى جداكرد, و هر كدام را طبق ترتيب متعارف كتابهاى اصول و ادبيات قرار داده است. مقايسه تفسير حديث: (نية الكافر شرّ من عمله) در تمهيد القواعد ص361 با القواعد و الفوائد, ص108, جالب است. ضمناً شهيد اول ذيل هر قاعده اى به ذكر چند مساله فقهى كوتاه و اندك بسنده مى كند, اما شهيد ثانى از اين جهت بيشتر به قواعد ابن رجب شبيه است.
به هرحال, قبلاً اين كتاب به همراه (ذكرى الشيعه) چاپ سنگى شده بود, اما به جهت آنكه آن چاپ مغلوط بوده و فهرستى نيز براى اين قواعد نداشت, كمتر مورد توجه و استفاده قرار مى گرفت, و تصحيح آن بسيار لازم و ضرورى مى نمود. اينك با درك چنان نيازى شاخه خراسان از دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم اين كتاب را تصحيح كرده و به مراكز علمى و حوزه هاى علميه عرضه داشته است. در اين تصحيح ضمن مقدمه اى كوتاه به سابقه تأليف در اصول و قواعد فقهى و معرفى اجمالى شهيد ثانى پرداخته است.
اين تصحيح براساس دو نسخه خطى و با توجه به چاپ سنگى قديم انجام شده است. تمام آيات و روايات مورد استناد متن استخراج شده و در پاورقى نشانى آنها را مشخص نموده و بسيارى از اقوالى كه در كتاب ذكر شده اند, از منابع اوليه استخراج شده و در پاورقى آمده است.
با آنكه مصححان محترم براى اين تصحيح رنج فراوانى را متحمل شده اند در عين حال اشكالاتى در آن به چشم مى خورد كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم:
1ـ به نام كامل كتاب يعنى (تمهيد القواعد الاصولية والعربية لتفريع قواعد الأحكام الشرعية) نه بر روى جلد و نه صفحات داخل كتاب و نه در مقدمه اشاره نشده است.
2ـ رسم الخط آيات شريفه قرآن رعايت نشده است; مثل ص73.
3ـ گاهى آيات شريفه با حروف سياه و گاهى با حروف معمولى چاپ شده است (ر.ك: ص149 و150).
4ـ نام كتاب (المحصول) را در ص198 در گيومه قرار داده است و در ص206 همان نام را بدون گيومه آورده اند.
5 ـ ص124 آمده است: (إذ افرغنا عن…), و اين غلط است, زيرا صله (فرغ) هميشه بايد حرف جرّ (من) باشد.
6 ـ در ص375, نشانى كلام ابوحيان از ارتشاف و در ص422 نشانى كلام قطب الدين رازى ارائه نشده است. البته در مقدمه كتاب نيز ادعا نكرده اند كه تمام اقوال را استخراج كرده ايم.
7ـ در ص427, آنچه را از بعض المحققين درباره آيه وضو (البته آيه تيمم صحيح است) نقل شده, كلام ابن هشام درباب خامس مغنى است; اما مصحح به فواتح الرحموت نشانى داده است. اميد آنكه اين كاستيها در چاپهاى بعد اصلاح گردد. احمد عابدى جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا(ع) از مدينه تا مرو, مؤلف: جليل عرفان منش, انتشارات: بنياد پژوهشهاى اسلامى, چاپ اوّل: 1374, تعداد صفحه:271
شرح زندگى و آشنايى با حوادث حيات امام رضا(ع) براى ما ايرانيان دوازده امامى از چندسو اهميّت ويژه دارد.
نخست آنكه برپايه حديث سلسلة الذهب امام رضا(ع) مرز مشخِّص هويّت شيعه دوازده امامى است. دو ديگر آنكه جريان سفر و انتخاب آن حضرت به ولايتعهدى در داخل خاك ايران انجام يافته و از اين رو قطعه اى از تاريخ ايران گشته است, و سه ديگر آنكه بارگاه آن بزرگوار تنها قبر از قبور ائمه(ع) است كه در سرزمين ايران واقع شده است و هرساله ميليونها ايرانى آن را از نزديك زيارت مى كنند و امام رضا(ع) حضورى روشن در زندگى ايرانيان دارد.
با اين حال جريان سفر آن بزرگوار و حادثه ولايتعهدى كه دو پديده مهم و قابل بحث تاريخ تشيّع است, چندان روشن نيست. تاكنون تلاشهايى در راه شناخت مسير حركت آن بزرگوار انجام گرفته است و نظرياتى در تحليل و تفسير ولايتعهدى آن حضرت ارائه شده است, امّا عموماً از نواقصى برخوردار است و گاه قطعه هاى متناقضى در آنها ديده مى شود.
جناب عرفان منش اخيراً تحقيقى در اين باره ارائه داده است كه جاى دستمريزاد دارد.
وى كتاب خود را در چند فصل با بهره گيرى از روايات, اطلاعات جغرافيايى, قراين سياسى و شرايط محلّى به جستجو در شناسايى مسير حركت امام رضا(ع) اختصاص داده و در فصلى مستقلّ و نه چندان مفصّل به ولايتعهدى آن حضرت پرداخته است.
در فصل نخست مسير از مدينه تا بصره را پى گيرى كرده است و گذر امام(ع) به مكّه را در اين سفر قرين صحّت ندانسته است, چنانكه انتخاب راه قادسيه به كوفه و از آنجا به بصره و يا بغداد را نيز درست نمى دانند و آن را متناقض با محيط جغرافيايى و شرايط سياسى و نيز تصميم مأمون مى داند.
در فصل بعدى سفر را از بصره تا فارس پى مى گيرند و گذر به شوشتر را مقرون به صواب نمى شمارند و قدمگاههاى موجود در دزفول و شوشتر را ناصحيح تلقّى مى كنند. در فصل سوم از فارس تا يزد را مورد بحث قرار داده و از قراين تاريخى و جغرافيايى استنباط مى كنند كه امام رضا(ع) از اين مسير برده شده است. از يزد تا خراسان فصل چهارم كتاب است. در اين فصل گذر امام به نايين و از آنجا به كاشان و قم را درست نمى شمارند و قدمگاه موجود در نايين را نيز نا


صفحه 11

معرفيهاى گزارشى


كليات
جزيره خضراء افسانه يا واقعيت
جعفر مرتضى عاملى. ترجمه: محمّد سپهرى. (چاپ دوم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 256ص, وزيرى.
محقق عاليقدر جناب جعفر مرتضى عاملى در كتابى ارجمند با عنوان (دراسة فى علامات الظهور والجزيرة الخضراء) به نقد گزارش افسانه گونه جزيره خضراء و كتاب بيان الأئمه وخطبة البيان پرداخته است. بهنگام نشر متن عربى كتاب به تفصيل درباره آن سخن گفته ايم (آينه پژوهش, شماره12/37). آنچه اينك يادشد ترجمه گويايى است از آن كتاب.
{ اسناد مطبوعات ايران (1332ـ1320هـ.ش)
به كوشش: غلامرضا سلامى, محسن روستايى. (تهران, سازمان اسناد ملى (پژوهشكده اسناد), 1374). 193« [26]ص, وزيرى.
اين كتاب جلد نخست از مجموعه اسناد مطبوعات ايران طى سالهاى 1320 تا 1332 است كه به كليات و قوانين مربوطه اختصاس دارد. در ابتداى كتاب, فهرست اسناد آمده در اين جلد درج گرديده است, سپس مقدمه و پيشگفتار مشاهده مى شود, قسمت اصلى كتاب به متن اسناد اختصاص دارد و در پايان افزون بر چند پيوست تصاوير گزيده اى از اسناد آمده و در آخرين صفحات فهرست اعلام گنجانيده شده است.
روزنامه نگارى حرفه (مجموعه مقالات)
به اهتمام: سيد فريد قاسمى. (تهران, مركز گسترش آموزش رسانه ها, 1374). 226ص, وزيرى.
اين كتاب دربردارنده بيست مقاله است كه در سرفصل (آموزش) فصلنامه رسانه از شماره 1تا20 منتشر شده و مقالات آن به منظور رفع نياز دانشجويان و علاقه مندان رشته هاى روزنامه نگارى و ارتباطات تدوين گرديده است.
راهنماى پژوهش
جواد محدّثى. (چاپ اول: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 334ص .
نويسنده با كتابشناسى منابع, معجمها, دايرةالمعارفها و كتابهاى راهنما كوشيده است براى افرادى كه درصدد تحقيق و پژوهش هستند, راه مراجعه به منابع را نشان دهد. وى با مطرح كردن هر كتابى اطلاعات اجمالى از محتواى آن ارائه مى دهد و در ذيل هركدام كتب همگون را نيز ياد مى كند.
كتاب داراى يك مقدمه, بخشى مهمّى در كتابها و كتابشناسيها, با ضميمه فهرست موضوعى كتابها, فهرست الفبايى نويسندگان و فهرست كتابهاى ضميمه است.
{ رده PJA ادبيات عربى
باسمه رضايى. (چاپ اوّل: تهران, كتابخانه ملى جمهورى اسلامى ايران, 1374). 358ص.
از آنجا كه نظامهاى رده بندى كتابخانه ها در مورد اسلام, ادبيات عرب و آنچه به نوعى به فرهنگ شرق مربوط است, عموماً ناقص است. علاقه مندان به فرهنگ هاى شرقى در زمينه كتاب و كتابدارى تلاش مى كنند با ارائه پيشنهاداتى به تكميل نظامهاى مشهور بپردازند; از آن جمله خانم رضايى تكمله اى بر نظام رده بندى كتابخانه كنگره در زمينه ادبيّات عربى پيشنهاد كرده است كه بسيار مفيد و خواندنى است.
كتابنامه حج
محمد حسن بكايى. (چاپ اوّل: تهران, نشر شعر, 1374). 392ص, رقعى.
در اين مجموعه بيش از هزار عنوان كتاب درباره حج, مكه و مدينه و مسائل مرتبط با حج فهرست شده است. كتابها برپايه حروف الفبا تنظيم شده و در پايان فهرست موضوعى كتابها نيز ارائه شده است.
عناوين برخى از موضوعاتى كه درباره آنها كتابهايى فهرست شده است چنين است: احرام نامه, احكام حج, مدينه شناسى, مكه شناسى, مناسك حرمين شريفين, سفرنامه, طواف نامه و…. قرآن و تفسير
التفسير الوجيز
وهبه زحيلى. (چاپ دوم: دمشق, دارالفكر, 1416). 636ص, رحلى.
عالم پركار و مفسّر ارجمند سورى جناب زحيلى پس از نگارش و نشر تفسير سودمند (المنير) كه تفسير روزآمد و سهل الوصول نتيجه پژوهش و مطالعات دامنه دار خود را در عباراتى روشن و واژگانى گويا در تفسير آيات الهى در حاشيه قرآن چاپ كرده و بدين سان تفسيرى همراه و سودمند براى جستجوگر معارف قرآنى عرضه كرده است. در موارد لازم اسباب نزول آيات نيز گزارش شده. در پايان قواعد ترتيل نيز آمده است.
الفروق اللغويّه وأثرها فى تفسير القرآن الكريم
محمد عبدالرحمن بن صالح. (چاپ اوّل: رياض, مكتبة العبيكان ). 385ص, وزيرى.
(ترادف) كه پيشينيان از آن به الفاظ مختلف داراى معناى واحد يادمى كردند (= مااختلف ألفاظه واتفقت معانيه) از مباحث مهم علم لغت است, و بود و نبود آن در ادب عربى مورد بحث و مناقشه است (المزهر فى علوم اللغة وانواعها, ج1/42). قرآن كريم كه حقايق الهى است به (عربى مبين) آيا واژگان مترادف را در خود جاى داده است يا نه؟! بحثى است مهم كه دانشوران علوم قرآنى كمابيش بدان پرداخته اند. و اين كتاب اثرى است سودمند و خواندنى در اين موضوع كه در سه باب سامان يافته است. در باب اوّل (ترادف) معنا شده است و سير تاريخى تحوّل معنايى آن نموده شده است و آراى اديبان و محققان عرب در بود و نبود آن در ادب عربى گزارش شده است و از فوايد وجود واژه هاى مترادف سخن رفته و آثار نگاشته شده در اين باره از كمترين روزگاران شناسانده شده است. در باب دوم مترادف از ديدگاه عالمان اصول بررسى شده است و در باب سوم اين موضوع از نگاه مفسّران و چگونگى آن در قرآن بحث شده است و در پايان نمونه هايى از واژه هاى مترادف تبيين و تفسير گرديده است.
تفسير راهنما
اكبر هاشمى رفسنجانى و جمعى از محققان. (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 744ص, وزيرى.
تفسير قرآن كريم است با شيوه اى نو و كارآمد, اين جلد از تفسير آيه 101 سوره نساء آغاز مى شود و با تفسير آيه 120 سوره مائده پايان مى پذيرد. پيشتر از چگونگى اين تفسير به تفصيل سخن گفته ايم و نيز ر.ك: مقدمه جلد اوّل و پژوهشهاى علوم قرآنى, شماره دوم.
آشنايى با سوره ها
جواد محدثى. (چاپ دهم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 182ص.
كتاب نخست چند مبحث علوم قرآنى را به طور گذرا مطرح مى كند و سپس به معرّفى كلّى محتواى سوره ها و پيام كلّى هر سوره مى پردازد. كتاب براى جوانان و دانش آموزانى كه علاقه مند اطلاع كلّى از محتواى قرآن مجيد و بويژه هر سوره و علت نامگذارى سوره ها هستند, بسيار مفيد است.
تفسير سوره واقعه
تأليف سيد محمدباقر حجتى. (تهران, شركت انتشارات علمى و فرهنگى, 1374). يازده«155ص, وزيرى.
كتاب حاضر در واقع تفسير نخستين آيات سوره واقعه است كه از جمله سُوَر شريفه اى است كه خواننده را به احوال و داستان اهل بهشت و دوزخ و سرگذشت دنيا و آخرت آشنا ساخته و حقايق مهم و نكات برجسته اى را در نظر خواننده اين سوره مى آورد. در تفسير حاضر, افزون بر آنكه آرا و نظريات مفسران بزرگ به طور فشرده مطرح شده است, كيفيت تفسير ملاصدرا فيلسوف عالى قدر قرن يازدهم هجرى نيز در آن چشمگير است و مى تواند تا حدودى بيانگر واقعيت هايى درباره بخشى از آيات سوره واقعه باشد كه در ضمن درك آنها نيازمند ذوق عرفانى و فلسفى است. حديث
شرح زيارت امين الله
محمد محمّدى گيلانى. (چاپ اوّل: تهران, نشر سايه, 1374). 248ص, وزيرى.
شرحى است زيبا, گويا و خواندنى بر زيارت عظيم و دلنواز (امين اللّه) آيت الله گيلانى با دريافتى ژرف از معارف و حقايق قرآنى و حديثى زيارت را شرح كرده و حقايق بلندى در صفحات اين كتاب عرضه كرده است.
معنا فؤاد, و اقسام قلوب اولياء, توبه, معصيت كبيره, چگونگى صحيفه اعمال, رزق تكوينى و تشريعى, ولايةالله از جمله مباحثى است كه در ضمن شرح جملات زيارت با دقت تبيين شده است. دانشمند محترم جناب آقاى قربانى, مقدمه اى نگاشته اند درازدامن و در ضمن آن به تفصيل درباره توسل و زيارت بحث كرده اند.
انوارى از نهج البلاغه
محمد جعفر امامى. (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1373). 264ص, وزيرى.
اين كتاب در هفده درس بحثهاى متنوعى از نهج البلاغه را ارائه كرده است. چگونگى گردآورى نهج البلاغه, شناخت خالق در نهج البلاغه, قرآن كريم, بعثت انبياء, امامت و رهبرى, معاد, برزخ, نكوهش دنيا, آرزو, صبر و آداب معاشرت در نهج البلاغه از جمله مطالبى است كه در اين كتاب بررسى شده است.
الإقبال با الأعمال الحسنه ج3
السيد رضى الدين على بن موسى بن جعفر بن طاووس. تحقيق: جواد القيومى. (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 416ص, وزيرى.
چاپ منقحى است از كتاب مهم (الإقبال…) سيد بن طاووس كه به هنگام نشر جلد اوّل آن به اجمال در باره آن توضيح داده ايم. محقق محترم احاديث و دعاهاى نقل شده را منبع يابى كرده و به موارد اختلاف نسخه ها اشاره كرده است و در مقدمه اى از مؤلف و شرح حال وى سخن گفته است. فقه
تاريخ القضاء فى الإسلام
محمد زحيلى. (چاپ اوّل: دمشق, دارالفكر, 1415). 590ص, وزيرى.
مؤلف در اين كتاب در ضمن نه فصل به اجمال از تاريخ نهاد دادرسى در اسلام سخن گفته است.
در فصل اوّل واژه (قضاء) را تعريف كرده و در فصل دوم از آيين دادرسى در نزد عرب قبل از اسلام سخن گفته است. قضاوت در روزگار رسول الله ـ ص ـ و نمونه هايى از داورى آن بزرگوار در فصل دوم آمده است و در فصل سوم از داورى و دادرسى در روزگار خلفاء اربعه بحث شده است. فصل چهارم ويژه داورى در روزگار امويان است. و در فصل پنجم از قضاوت در عصر عباسى گزارش شده است.
قضاوت در اندلس و مغرب, در دولت عثمانى, و در عصر حاضر در فصول بعدى كتاب بحث و بررسى شده است.
قسامه در نظام قضايى اسلام
محمدعلى رازى زاده. (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 371ص.
مبحث قسامه يكى از مباحث مهمّ در سيستم قضايى اسلام است. مؤلف در اين كتاب طى دوازده فصل جزئيات مربوط به قسامه را بحث كرده است. معناى قسّامه, تاريخچه, دلايل اثبات, حدود كاربرد آن چهار فصل كتاب را تشكيل مى دهد. فصل پنجم به ثبوت قسامه در اعضا و جوارح فصل ششم به لوث و فصل هفتم به تبيين فرق فسامه و اردالى اختصاص دارد.
در فصل هشتم از ديدگاه حقوقى به مسأله نگريسته شده و در فصل نهم رابطه قسامه با صفت قتل در فصل دهم به سوگند و در يازدهم به رابطه قسامه با زنان پرداخته و در فصل نهايى قسامه را با ساير ادلّه بحث كرده است.
واقع التقيّه, عند المذاهب
والفرق الإسلامية من غير الشيعه الإمامية
ثامر هاشم حبيب العميدى. (چاپ اوّل: قم, مركز الغدير للدراسات الإسلاميه, 1416). 301ص, وزيرى.
شيعه و فكر و باورهاى او در گذرگاه زمان, هماره مورد هجوم بوده است, بسيارى از نويسندگان تصوير ناروا از انديشه هاى شيعه مى پرداختند و پرداخته خود را با انتساب به شيعه به نقد مى كشيدند ـ و اكنون نيز همانگونه است ـ (تقيه), رازدارى, همسويى در كردار با دگرانديشان در موقعيّتهاى خاص, را نه عقل و نه نقل خط بطلان نكشيده, امّا كسانِ بسيارى با تصويرى وارونه از آن و نسبت دادنش به شيعه كوشيده اند آن را قدح و جرحى بر تفكر شيعى بنمايانند. اين كتاب ـ كه اثرى است ارجمند و پژوهشگرانه ـ واقع تقيه و مفهوم استوار و پذيرفتنى آن را با تكيه به قرآن و سنت نمايانده و نشان داده است كه تمام مفسّران, محدثان, متفكران از تمام مذاهب فرهنگ اسلامى بر صحت و استوارى آن باور دارند. كتاب در سه فصل سامان يافته است. در فصل اوّل مفهوم دقيق آن بازشناسايى شده و مصادر تشريع آن و مستند حكم تقيه, از آيات قرآنى و نصوص روايى نمايانده شده است.
در فصل دوم موضع صحابه و تابعين و تابعينِ تابعين درباره تقيّه گزارش شده است و در ادامه آن مواضع عالمان, فقيهان و محدثان كه بر روى هم از 86نفر سخن رفته است.
در فصل سوم آراى فقيهان, مالكى, حنفى, شافعى, حنبلى, زيدى, فقه طبرى, فقه ظاهرى, خوارج و معتزليان بررسى و ارائه شده است.
در مجموع بروشنى نشان داده است كه تقيه نه عمل ناروائى است و نه شيعه آن را ابداع كرده است, موضعى اجتماعى فكرى و مستند بر قرآن و سنت و معمول در ميان همه مذاهب. كلام , فلسفه و عرفان
بررسى مسايل كلّى امامت
ابراهيم امينى. (چاپ سوم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم, 1374). 320ص.
كتاب طى شش بخش مهمترين و كلى ترين مباحث مربوط به امامت را مورد بحث قرار داده است, اين مباحث عبارتند از:
امامت, امامت از نظر عقل, عصمت امام, علم امام, اعجاز و افضليت امام و راه انتخاب آن.
كتاب قبل از انقلاب تأليف شده است و مؤلف در چاپ جديد اصلاحاتى در آن انجام داده است و براى قشر جوان قابل مطالعه و مفيد است.
راه يافته يا چگونه شيعه شدم
محمد تيجانى سماوى. (چاپ سوم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 260ص, وزيرى.
كتابى است خواندنى و شيرين كه مؤلف در آن چگونگى تحوّل فكرى و گرايش به تشيّع و توفيق حضور در مكتب اهل بيت(ع) را شرح كرده است. پيشتر از اين كتاب سخن گفته ايم.
عدل در جهان بينى توحيد
محمد محمدى رى شهرى. (چاپ يازدهم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 160ص.
كتاب در سه بخش به عدل الهى در اسلام, عدل الهى در تاريخ اسلام و فلسفه مصيبتها پرداخته است و تلاش كرده مبحث (عدل) را در جهان بينى اسلامى تبيين كند.
كتاب براى سطح ديپلم و دانش آموزان اواخر دوره دبيرستان مفيد و خواندنى است.
فلسفه وحى و نبوّت
محمد محمدى رى شهرى. (چاپ نهم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 240ص.
اين كتاب طى پنج بخش به دو مبحث مهم كلامى يعنى وحى و نبوّت پرداخته است. در بخش اوّل طى چند درس وحى و تكامل, در بخش دوّم طى دو درس به شناخت وحى در بخش سوم در دو درس به شناخت نبوّت در بخش چهارم به ويژگى پيامبران در بخش پنجم تحليلى از عصمت انبياء ارائه داده است.
هداية الأمة الى معارف الأئمه
محمدجواد بن المحسن بن الحسين الخراسانى (چاپ اوّل: قم, مؤسسة البعثة, 1416). 888ص, وزيرى.
مؤلف كتابى نگاشته باعنوان (معارف الشيعه) و آنگاه آن را در منظومه اى بلند خلاصه كرده تا فراگيرى مباحث و مطالب آن سهل گردد, سپس اين منظومه را شرح كرده و بدان عنوان يادشده را نهاده است. مؤلف ـ ره ـ در مقدمه كتاب از ضرورت سره سازى معارف اهل بيت(ع) و جداسازى آن از آموزه هاى فيلسوفان و عارفان سخن گفته و آنگاه در پنج مقصد به تبيين مباحث كتاب پرداخته است, در مقصد اوّل از اثبات صانع سخن رفته است, و در مقصد دوم مباحث متعلق به (ذات) تنقيح شده است. عدم امكان شناخت ذات خداوند, نهى از تفكر در ذات, رؤيت الهى, كشف و شهود, نقد آراى صوفيان در اين باره, رؤيت قلبى و… از جمله مباحث اين فصل است. در بخشهاى ديگر كتاب, از توحيد در عبادت, توحيد فعلى, صفات ذات, قضاء و قدر, بداء, عدل, اسماء الهى به تفصيل بحث شده است. در ذيل بحث قضاء و قدر و در ضمن آن جبر آيات مرتبط به موضوع گردآمده و با توجه به ديدگاه معتزله, اشاعره, آيات تفسير شده و آراى آنان نقد شده است. كتاب در مجموع عرضه كننده ديدگاهى است در مباحث مرتبط با الهيات, كه به جداسازى معارف ثقلين تأكيد مى ورزد و از اين جهت براى دريافت چگونگى اين ديدگاه سودمند تواند بود.
مَطلع خصوص الكلم فى معانى فُصوص الحكم
داود بن محمود القيصرى. (چاپ اوّل: قم, منشورات انوار الهدى, 4163). 488«500ص, وزيرى.
فصوص الحكم, از مهمترين, عميقترين و دقيقترين متون عرفانى است, فصوص هماره مورد توجه عالمان و عارفان بوده است. از اين روى شرحهاى بسيارى در توضيح مسائل و تبيين مطالب آن نگاشته شده است (ر.ك: مقدمه المقدمات من كتاب نص النصوص). شرح صدرالدين قونوى وعبدالرّزاق كاشانى از مهمترين شرحهاى فصوص الحكم است. داود قيصرى كه از شاگردان به نام كاشانى است, اين شرح را پس از فراگيرى مطالب فصوص از استاد و بهره ورى تام و تمام از تقريرات وى و اشراف به ديگر شرحها نگاشته است, استاد جلال الدين آشتيانى نوشته اند (قيصرى چون شرح خود را بعد از شرح تحقيقى و كامل صدرالدين قونوى و شرح كامل استاد خود كاشانى نوشته است و از مزايا و دقايق اين دو شرح استفاده كرده است, قهراً مزايا و خواص اين دو شرح را دربردارد (شرح مقدمه قيصرى/16)). به هرحال شرح قيصرى بارها چاپ شده است, امّا نه چاپى منقّح, آنچه اكنون عرضه شده است, چاپى است تصحيح شده با حروفچينى زيبا و چاپ و تجليدى شايسته. با اين همه به چاپى منقح و تحقيقى استوار نيازمند است.
ترجمه و شرح نهاية الحكمه ج3
على شيروانى. (چاپ سوم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 392ص, وزيرى.
اين كتاب ترجمه و شرح مفصل كتاب ارجمند علاّمه طباطبايى است كه بحثهاى عقل, عاقل و معقول, واجب الوجود را دربر دارد, پيشتر به تفصيل از اين ترجمه, و ترجمه ديگر نهاية الحكمه سخن گفته ايم.
اسلام بين دو ديدگاه شرق و غرب
على عزت بگوويچ. ترجمه سيدحسين سيف زاده. (تهران, دفتر مطالعات سياسى و بين المللى). سى وهفت«330ص, وزيرى.
كتاب حاضر نخستين بار در سال 1984 در آمريكا منتشر شد. مؤلف كتاب كه رئيس جمهور فعلى بوسنى و هرزگوين است, كوشيده است دو ديدگاه (مادّه محور) شرق و غرب (يعنى ليبرال ـ دموكراسى و ماترياليسم ديالكتيك) را از جهات گوناگون با اسلام مقايسه كند. به اعتقاد وى جلوه هاى مختلف تمدن غربى رو به زوال است و عصرى تازه در حال تكوين است كه مبتنى بر ايمان انسانها به خدا و آرمانهاى الهى است. تاريخ و شرح حال
انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى
دُليسى اوليرى. ترجمه احمد آرام (تهران, مركز نشر دانشگاهى, 1374). ج2, 336ص, وزيرى.
متن اصلى (انگليسى) اين كتاب در سال 1948 در انگلستان انتشار يافت و در سال 1342 ترجمه فارسى آن براى نخستين بار در تهران (انتشارات دانشگاه تهران) منتشر شد. عنوان برخى از فصلهاى كتاب را مى آوريم: (يونانى مآبى در آسيا), (ميراث يونان), (مسيحيت, عامل نيرومند يونانى مآبى), (نسطوريان), (مذهب بودا به عنوان وسيله انتقال احتمالى), (دستگاه خلافت دمشق), (دستگاه خلافت بغداد), (ترجمه به زبان عربى), (فيلسوفان عالم اسلام).
ابن خلدون و علوم اجتماعى
وضعيت علوم اجتماعى در تمدن اسلامى
جواد طباطبايى. (تهران, طرح نو, 1374). 400ص, رقعى.
مؤلف در اين كتاب كوشيده است برخى از وجوه معرفت و روش شناسى علوم اجتماعى جديد را در مقايسه با مبانى معرفتى و فرهنگيِ تمدن اسلامى خاصه با انديشه هاى ابن خلدون مورد بررسى قرار دهد. به اعتقاد مؤلف در شرايط كنونى و تا زمانى كه مبانى تاريخ انديشه در ايران روشن نشود, بحث درباره تاريخ انديشه در دوره معاصر, چيزى جز اتلاف وقت نيست. به اعتقاد وى با چيرگى تركان سلجوقى بر ايران, دوره اى آغاز شد كه مى توان آن را دوره بن بست در عمل و امتناع در انديشه ناميد. مؤلف در اين كتاب به طور عمده از امتناع در مطالعات علوم اجتماعى سخن گفته و سيطره ايدئولوژيهاى جامعه شناسانه را نيز وجهى از تبعات اين امتناع ناميده است. عنوان فصلهايى از كتاب را مى آوريم: (ابن خلدون و سنت), (مبانى كلامى انديشه اجتماعى ابن خلدون), (درباره جامعه شناسى فيلسوفان دوره اسلامى), (نظريه اجتماعى ابن خلدون), (درباره بنياد نظرى علوم اجتماعى), (نظريه عدالت در انديشه ابن خلدون), (درباره نظريه اقتصادى ابن خلدون).
ايران و عثمانى در آستانه قرن بيستم
رحيم رئيس نيا. (تبريز, انتشارات ستوده). 3ج, 1577ص, وزيرى.
مؤلف كوشيده است وجوه مشترك تهاجم نيروهاى استعمارى را به دو كشور ايران و عثمانى تا سالهاى آغازين قرن حاضر مقايسه كند و چگونگى تبديل اين دو كشور را به كشورهاى نيمه فئودالى ـ نيمه مستعمره نشان دهد. وى همچنين درباره چگونگى پاگرفتن جنبشهاى ملى آزادى بخش در ايران و تركيه سخن گفته و اخذ وجوه مختلف مثبت و منفى تمدن غربى را در ميان روشنفكران اين دو سرزمين نشان داده است.
گزيده اسناد درياى خزر
و مناطق شمالى ايران در جنگ جهانى اول
محمدنادر نصيرى مقدم. (تهران, دفتر مطالعات سياسى و بين المللى, 1374). سى وهفت«767ص, وزيرى.
شامل اسنادى است از تجاوزات متجاوزان به مناطق شمالى ايران و شيلات و نفت شمال و ساير امتيازات متعلق به مناطق شمالى در سالهاى 1322 تا 1340هـ.ق. اين مجموعه حاوى 203سند در زمينه شروع جنگ جهانى, نقض بى طرفى ايران, تجاوز به مناطق شمال و آثار اقتصادى جنگ است.
گزيده اسناد خليج فارس. ج4
(تهران, واحد نشر اسنادِ دفتر مطالعات سياسى و بين المللى ـ انتشارات وزارت امور خارجه, 1374). هفتادويك«606ص, وزيرى.
كتاب حاضر چهارمين مجلد از مجموعه گزيده اسناد خليج فارس است كه با توجه به قانون انتشار اسناد طبقه بندى شده وزارت امورخارجه منتشر شده است. اين مجموعه مشتمل است بر اسنادى كه عموماً بين سالهاى 1341 تا 1357ش تهيه شده و بيانگر تحولات كشورهاى امارات عربى متحده, بحرين, عربستان سعودى, عمان, قطر و كويت در ابعاد مختلف سياسى و اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى است. اسناد اين مجموعه همچنين نقش كشورهاى استعمارى انگليس و آمريكا را در امور داخلى و سياست خارجى كشورهاى فوق نشان مى دهد.
الحضارة العربية الإسلاميه
وموجز عن الحضارات السابقه
شوقى ابوخليل. (چاپ اوّل: دمشق, دارالفكر, 1415). 686ص, وزيرى.
اين كتاب گزارشى است تحليلى از تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامى با نگاهى گذرا به تمدّنهاى پيش از اسلام. مؤلف در مقدمه كتاب تمدن (= حضاره) را تعريف كرده و آنگاه با نگاهى گذرا از تمدنهاى هند, چين, ژاپن, يونان, مصر بلاد شام و… سخن گفته است. آنگاه به فرهنگ و تمدن اسلامى پرداخته است, با بحث از روزگار رسول الله ـ ص ـ حكومت در اسلام, ويژگيهاى خليفه, وزارت و چگونگى آن در تاريخ اسلام, حِسبَه داورى, اداره شهرها و آيين شهردارى, وقف, جهاد, نمودهاى زندگى عمومى در جامعه اسلامى فرقه ها و نحله هاى دينى, هنر و مظاهر آن, از جمله بحثهايى است كه مؤلف در اين كتاب به چگونگى آن پرداخته است.
تاريخ العراق الإقتصادى فى القرن الرابع الهجرى
عبدالعزيز الدورى. (چاپ سوم: بيروت, مركز دراسات الوحدة العربيه, 1416). 325ص, وزيرى.
مؤلف كتاب را در هشت فصل تدوين كرده است. در فصل اوّل از عوامل مهم جغرافيايى در تاريخ عراق سخن گفته و آنگاه مظاهر مهم اقتصادى در عراق را در قرن چهارم به بحث نهاده است. او در ضمن فصول كتاب از زراعت, صناعت, تجارت, معاملات گونه گون, خراج, ماليات, نظام پولى و سطح معيشت عراقيان در آن قرن سخن گفته است. كتاب اثرى است تحقيقى, مستند و خواندنى و در نشان دادن چهره اقتصادى عراق در اين قرن سودمند و كارآمد.
فاطمه الگوى زن مسلمان
احمد صادقى اردستانى. (چاپ دوم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 274ص.
كتاب به زبان ساده و در سطح عموم درباره زندگى حضرت فاطمه(س) تدوين شده است و داراى ده فصل است. در اين كتاب از اصالت خانوادگى, القاب, سختيهاى حضرت فاطمه سخن رفته است. وى به عنوان الگوى فكرى بويژه براى بانوان مطرح شده, احاديث آن حضرت جمع آورى و كتابنامه اى بدان ضميمه شده است.
كتاب براى جوانان و بويژه دختران جوان آموزنده است.
حياة الإمام العسكرى
الشيخ محمدجواد الطبسى. (چاپ دوم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 512ص, وزيرى.
مؤلف در اين كتاب در ضمن دو باب و فصول مختلف آن به تفصيل از زندگانى امام حسن عسكرى(ع) و جريانهاى زمان آن بزرگوار بحث كرده است. در باب اوّل از نام, نسب و القاب, امامت, و زندگانى امام(ع) در روزگار امامت پدر بزرگوارش, فرزندان امام(ع) شخصيت و مناقب آن بزرگوار, معجزات سخن گفته و بخشهايى از روايات آن حضرت را در مسائل اعتقادى, فقهى, تفسيرى گزارش كرده است. در باب دوم از وضع فرهنگى, اجتماعى, سياسى روزگار امام(ع) بحث كرده است و مواضع امام(ع) را در برابر اين جريانها و هدايت شيعيان و ستيزندگان عليه حاكمان برنموده است.
ماهيت قيام مختار
سيد ابوالفضل رضوى اردكانى. (چاپ سوم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 678ص, وزيرى.
در اين كتاب در ضمن چهارده فصل به تفصيل از زندگانى و قيام مختار ابن ابى عبيد, و چگونگى درگيرى وى با حكومت بنى اميه و آثار قيام او سخن رفته است. بهنگام نخستين چاپ كتاب به اجمال محتواى آن را نمايانده ايم. (آينه پژوهش, شماره9/74) اخلاق
آفات علم
جواد محدثى. (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 295ص,.
كتاب مجموعه مقالات نويسنده در دوره نخست مجله حوزه است كه در آن به چندين آفتى كه ممكن است طالبان علم بدان گرفتار شوند پرداخته شده است; از آن جمله: غرور, كبر, حسد, بى عملى, كتمان, دنياطلبى, دربارى شدن, مذهب سازى و جدال ومراء است.
شكوه محراب
لطيف راشدى. (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 56ص, وزيرى.
اين كتاب مجموعه قصه هايى است درباره نماز عناوين برخى از قصّه ها چنين است: اوّلين نماز, فلسفه نماز, نماز رياكار, نماز و كودكان, نماز جماعت و مرد نابينا, نماز امام سجاد, نماز جمعه و….
{ بيست و پنج اصل از اصول امامان(ع)
محمدتقى عبدوس, محمدمحمدى اشتهاردى. (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 407ص, رقعى.
در اين كتاب بيست وپنج بحث از مباحث اخلاقى با توجه به سيره امامان(ع) بحث و بررسى شده است. عناوين برخى از بحثهاى آن بدين قرار است: قرض الحسنه در زندگى امامان(ع), امانتدارى, سخاوت, شيوه برخورد امامان(ع) با مردم, سوگندهاى امامان(ع) براى احقاق, مهماندارى و مهمان نوازى, صبر و استقامت در موارد لازم, صرفه جويى و دورى از اسراف و….
حقوق فرزندان در مكتب اهل بيت(ع)
محمد جواد طبسى. (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 332ص, وزيرى.
مؤلف كوشيده است در اين كتاب با دستمايه اى از احاديث امامان(ع) حقوقى را كه فرزندان بر ذمه پدران و مادران دارند, تبيين كند.
جايگاه فرزند و مسؤوليت والدين, دوران تولد و رعايت سنّتها, رابطه پدر و فرزند, ادب آموزى و تربيت فرزندان, دوران بازسازى شخصيت فرزند, پرورش ايمان و مذهب, فرزند و جامعه از جمله عناوين كلى كتاب است. محبت به فرزند, سيره پيامبر در تربيت فرزند, احترام و تكريم به فرزندان, آموزش احكام به فرزندان, وفاى به عهد در برابر فرزندان, تشويق آنان, تعليم شعار آموزنده و حماسى به آنان نيز از جمله مطالبى است كه در اين كتاب آمده است.
تربيت و شخصيت انسانى ج2
سيد مجتبى هاشمى. (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 215ص, وزيرى.
اين كتاب در دوازده بخش سامان يافته است و در بخشهاى مختلف آن, از تربيت و ولايت, تربيت ذهن و شخصيت اجتماعى, تربيت و سعادت, تربيت و هدايت, سخن رفته است. مشخصه هاى خودخواهى, ناكامى و پرخاشگرى, تربيت روان و ذهن كودك, آزادى و استقلال كودك, ويژگيهاى مهم تربيت دوره بلوغ و جوانى, ناهنجاريها و عوامل آن. عوامل روانى و اجتماعى نابهنجارى نوجوانان نيز از جمله مباحث كتاب است.
تربيت برتر
رضا فرهاديان. (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 135ص, وزيرى.
اين كتاب مسائل تربيتى لازم بر والدين و معلمان را به بحث نهاده و آنچه را بايد والدين و معلمان در آموزش و پرورش كودكان بدانند, گزارش كرده است. در بخش اوّل و با عنوان (نقش ارتباط در اوّلين جايگاه تربيت) از نقش خانواده در ايجاد ارتباط سالم و مهمترين وسايل ارتباطى بحث شده است.
در بخش دوم نيز از روشهاى ارتباط با كودكان و نوجوانان سخن رفته است و در بخشهاى ديگر مراحل شكل گيرى مقررات اخلاقى در كودكان و نوجوانان و نقش ارزشيابى تحصيل كودكان بررسى شده است.
طرح ارتباط اوليا و مربيان
رضا فرهاديان. (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374). 80ص, رقعى.
طرح بر نامه هايى است تربيتى كه مؤلف براى بهبود وضع آموزشى و تربيتى دانش آموزان تدوين و عرضه كرده است. مؤلف بر اين باور است كه اجراى اين طرح و همكارى دوجانبه خانه و مدرسه درباره اين طرح, در شكل گيرى صحيح منش و شخصيت كودك در ابعاد مختلف زندگى تأثير بسزايى خواهد داشت. ادبيّات
تجلى رمز و روايت در شعر عطار نيشابورى
رضا اشرف زاده. (تهران, اساطير, 1374). 400ص, وزيرى.
به اعتقاد مؤلف كتاب, شناخت اسطوره ها و رواياتى كه عطار به صورت تلميحات در آثار خود به كار برده, براى شناخت اشعار او ضرورت بسيار دارد. مؤلف در اين كتاب حدود 4000 بيت از اشعار عطار را بررسى كرده و كوشيده است تا اشارات وى به اسطوره ها يا روايات گوناگون را گردآورد و اصل و ريشه آنها را بازنمايد و نيز درباره مقصود عطار از بيان و به كارگيرى آن اسطوره ها توضيحاتى بدهد.
مجموعه كامل غزلهاى فروغى بسطامى
به خط: حسن سخاوت, با مقدمه: عبدالرفيع حقيقت (رفيع), (چاپ دوم:تهران, انتشارات كوشش, 1374), مصور, .
اين كتاب گردآمده غزليات فروغى بسطامى شاعر غزلسراى دوره قاجاريه است. فروغى از جمله شاعرانى است كه به سبب تمايلات عرفانى مدح شاهان و شاهزادگان را رها كرده و عمر خويش را مصروف اعتزال, رياضت و مصاحبه با عارفان نموده, به همين سبب غزليات دلپذير وى سرشار از مضامين عالى و بلند عرفانى است.
فارسى ايران و تاجيكستان (يك بررسى مقابله اى)
ايران كلباسى. (تهران, دفتر مطالعات سياسى و بين المللى, 1374). بيست« 405ص, قطع.
هدف از كتاب حاضر مقايسه فارسى معيار تاجيكى با فارسى معيار ايران (تهرانى) است. كتاب پنج فصل دارد: فصل اول به معرفى كشور تاجيكستان و تاريخچه آن و نيز وضعيت زبان تاجيكى در آن كشور اختصاص دارد; در فصل دوم دو زبان از نظر تفاوتهاى نظام آوايى و واجى مقايسه شده است; در فصل سه و چهار اين دو زبان از نظر تشابهات و تفاوتهاى نحوى مورد مطالعه قرار گرفته است و بالأخره فصل پنج شامل بررسى صرف و واژگان اين دو زبان است. كتاب داراى ملحقاتى نيز هست كه در آن درباره مراسم عروسى تاجيكها و برخى اصطلاحات متداول در ميان مردم آن ديار سخن به ميان آمده است.
اللغة العربيه الحديثه
دكتر محمدعلى آذرشب. (چاپ اوّل: تهران, سازمان (سمت), 1374). 321ص.
كتاب در سه قسم (بخش) تدوين يافته و در بخش نخست تلفظ اصوات جمله هاى فعلى و اسمى در زبان عربى طى 34درس مطرح شده است كه افزون بر ارائه قواعد از طريق طرح گفتگو خواننده را با شيوه بكارگيرى زبان عربى آشنا مى كند. بخش دوّم شامل قطعه ها براى مطالعه و گسترش دايره لغات و گفتگوهايى با افراد فرضى به انگيزه تمرين بيشتر است. بخش سوم بحثهايى در نقش ايران در حركت فرهنگى و مباحثى در مورد وحدت اسلامى است كه هدف نخست از آنها آموزش زبان عربى است. نويسنده كوشش كرده است ضمن آموزش زبان عربى اطلاعات فرعى مفيدى نيز به خواننده بدهد. علمي
تحليل محتوا در علوم اجتماعى و انسانى
ال ـ آر. هوستى مترجم دكتر نادر سالارزاده اميرى. (چاپ اوّل: تهران, دانشگاه علامه طباطبايى, 1373). 290ص.
تحليل محتوا از جمله روشهايى است كه انديشمندان علوم اجتماعى را به طور جدّى به بكارگيرى آن در موضوعات و مسائل اجتماعى وسوسه مى كند. در اين زمينه كتب فراوانى ـ دست كم ـ در زبان فارسى وجود ندارد. كتاب مزبور يكى از اين كتب نادرى است كه در هفت فصل مباحث مهمّ (تحليل محتوا) را مطرح مى كند. نويسنده در فصل نخست به تعريف تحليل محتوا و در فصل دوم به طرحهاى پژوهشى و در فصل سوم به كاربردهاى روش تحليل محتوا مى پردازد. فصل چهارم نتيجه گيرى درباره علل و آثار ارتباط در كاربردهاى روش تحليل محتوا و فصل پنجم مبحث رمزگذارى اطلاعات محتوا را شامل مى شود. نمونه گيرى, پايايى و اعتبار فصل ششم و كاربرد كامپيوتر در روش تحليل محتوا فصل هفتم كتاب را تشكيل مى دهد. اين كتاب براى دانشجويان رشته جامعه شناسى مفيد و خواندنى است.
تحليل هاى پوياى اقتصادى
دكتر مهدى تقوى. (چاپ اوّل: تهران, دانشگاه علامه طباطبايى, 1374). 361ص.
كتاب طى هشت فصل به مباحث مهم الگوهاى رياضى در مباحث اقتصادى پرداخته است. فصول كتاب به اين شرح است: معادلات تفاضلى مرتبه اوّل, معادلات تفاضلى مرتبه دوم, تفسير الگوهاى معادلات تفاضلى, معادلات تفاضلى مرتبه بالاتر, معادلات تفاضلى مرتبه اوّل غير خطى, معادلات ديفرانسل ساده, سيستمهاى چندمعادله اى و اپرانورهاى ساده و سيستم چند معادله اى خطى. كتاب به انگيزه فراهم آوردن ابزار رياضى لازم براى تحليلها فراهم شده, و حاصل كار مؤلف در تدريس رياضيات 3 دوره كارشناسى و رياضيات براى دوره كارشناسى ارشد در دانشگاه علامه طباطبايى است كه مؤلف با بازنگرى و تكميل آن را نشر داده است. مجموعه ها
نامواره دكتر محمود افشار. ج8
افشار, ايرج [گردآورنده]. با همكارى كريم اصفهانيان. (تهران, مجموعه انتشارات ادبى و تاريخى ـ موقوفات دكتر محمود افشار يزدى, 1373) [توزيع74]. 13«531ص [از ص4291 تا4822], مصور, وزيرى.
عنوان برخى از مقالات اين مجموعه را مى آوريم: (مليت ابن سينا)/ غلامحسين صديقى; (روشنائى نامه دامغانى)/ تصحيح حسن ذوالفقارى (دامغان); (حسين پژمان بختيارى)/ عبدالرفيع حقيقت; (طبقات اجتماعى از نگاه ناصرخسرو)/ برات زنجانى; (واژه هاى هندى در شعر صائب تبريزى)/ يونس جعفرى; (ملاعلى كرم خواهرزاده كريم خان زند)/ حسن كارگر; (سئن يا شئن)/ چراغعلى اعظمى سنگسرى; (محمّد اقبال لاهورى)/ آنمارى شيمل, محمدكريم اشراق; (قوسنامه)/ تصحيح كريم اصفهانيان; (واژه نامه كشاورزى اردستان)/ احسان الله هاشمى; (قانون تسهيل ساختن طرق و شوارع)/ هاشم محدث; (شعراى گمنام عصر خلجى و تغلق)/ نذير احمد, سيدحسن عباسى; (فهرستنامه مطالعات گويش آذرى)/ كاميار عبدى; (مكاتبات و مدارس اسلامى كازرون)/ محمدمهدى مظلوم زاده; (عراق عجم در عهد ايلخانان)/ پرويز اذكائى; دوبيتيهاى تاجيكى در بدخشان)/ عنايت الله شهرانى; (چهل ودو يادداشت درباره ابيات حافظ)/ احمد مهدوى دامغانى.

سفر سبز (يادواره هجدهمين سالگرد
شهادت دكترعلى شريعتى)
به كوشش محمدعلى ذكريايى. (تهران, الهام, 1374). 256ص, قطع.
مجموعه حاضر ظاهراً نخستين شماره گاهنامه اى كه از سوى (كانون فارغ التحصيلان علوم اجتماعى) منتشر مى شود. اين مجموعه شامل يازده مقاله است كه عنوان برخى از آنها را مى آوريم: (فلسفه تاريخ در انديشه دكتر على شريعتى)/ عبدالكريم سروش); (ايدئولوژى و روشنفكرى از منظر دكتر على شريعتى)/ غلام عباس توسلى; (عدالت اجتماعى در ديدگاه مرحوم شريعتى و شهيد مطهرى)/ حسن كچوئيان; (پيشينه نظرى ديدگاه جامعه شناسيِ دكتر على شريعتى)/ تقى آزاد ارمكى; (شريعتى و دنياهاى روشنفكرى و دانشمندى)/ محمدامين قانعى راد; (تئورى بازگشت به خويش از ديدگاه دكتر على شريعتى)/ بهمن على اكبرى; (ايدئولوژى از ديدگاه دكتر على شريعتى و دكتر سروش)/ حسن محدثى.
گزارشها و نامه هاى ديوانى و نظامى امير نظام گروسى
[افشار, ايرج]. (تهران, مجموعه انتشارات ادبى و تاريخى موقوفات دكتر محمود افشار يزدى (شماره 53), 1373) [توزيع74], وزيرى.
حسنعلى خان امير نظام گروسى (1237ـ1317هـ.ق) در سال 1297 به دستور ناصرالدين شاه مأمور دفع تجاوزات شيخ عبيدالله كرد و حمزه آقاى منگور شد. كتاب حاضر شامل 146 قطعه نامه و سند است كه حسنعلى خان آنها را در مأموريتهاى مختلف به مقامات عالى مملكتى نوشته است, اطلاعات بسيارى را درباره طغيان و شورش شيخ عبيدالله كرد و حمزه منگور در اختيار مى گذارد. ايرج افشار براى نشان دادن اهميت نامه هاى اين مجموعه, شرح مختصرى درباره طغيان شيخ عبيدالله و كشته شدن حمزه منگور در اين كتاب آورده است. اين مجموعه همچنين شامل چند نامه درباره غائله عباس خان چنارى در سال 1312 است كه به صورت متفرقه در پايان كتاب آمده است.


صفحه 12

مجله هاى پژوهشى



ارغنون
سال دوّم, شماره 5و6, بهار و تابستان 1374
خدا در فلسفه جديد و تفكر معاصر; الهيات تطبيقى; ايمان چيست; كتاب مقدس به منزله اثرى ادبى; عيسى مسيح و اسطوره شناسى; دين طبيعى; حقايق سرمدى; بولتمان و الهيات وجودى; ولفهارت پانن برگ: الهيات تاريخى و….

انديشه حوزه
سال اول, شماره دوم, پاييز 1373
مرورى بر مبانى فلسفه سياسى در اسلام; مفهوم فرهنگ از ديدگاه متفكران; فقه حاكم2; مالكيت زمين در منابع اسلام1; سبك شناسى جواهر1; صدرا شناسى; رقابت سلطه گران در دوران جنگ سرد; حركت شناسى و….

بيّنات
سال دوّم, شماره 3, پاييز 1374
تفسير قرآن كريم, امام خمينى(ره); اِخبار به غيب در قرآن كريم; كتاب در قرآن; نكات قرآنى; تحقيقى پيرامون مبحث غريب القرآن; واژگان ايرانى در قرآن كريم; قرآن و سرچشمه تصوف; معرفى تفاسير اباضيه; متدولوژى تدبر در قرآن و….

پژوهشهاى قرآنى
سال اول, شماره 2, تابستان 1374
قرآن پژوهى, نيازمند كار جمعى و جامع نگر; دانش اسباب نزول; سبب نزول آيه ولايت; تفسير الميزان و اسباب نزول; اسباب نزول در تفسير كشّاف; زمينه هاى تأثير قرآن بر زبان و ادب فارسى; قرآن در مثنوى; كليد مفاهيم قرآن و….

پيام حوزه
سال دوّم, شماره دوّم, تابستان 1374
پيشينه عاشورا(2); مؤسسه فرهنگى دارالحديث; آداب سير والسلوك; قانون معافيت دائم طلاب; دستاوردهاى سه ساله شوراى عالى; مصوبات شوراى عالى حوزه معرفى واحد امتحانات شفاهى و….

پيام زن
سال چهارم, شماره نهم (پياپى 45), آذر 1374
اسلام, زن و كنكاشى نوين(14); زن در دو عرصه سلوك انسانى و مناسبات اجتماعى(11); سخن اهل دل; چهارمين كنفرانس جهانى زن و حضور زنان مسلمان; غروب سرخ و….

پيام زن
سال چهارم, شماره دهم (پياپى 46), دى 1374
ميزگرد مسائل زنان; همراه با زنان در سفرنامه پكن(2); نخلهاى جنوب سرودى دوباره دارند; نگاهى به چهره زن در ادب پارسى(4); يك دقيقه با جشنواره; مشاور شما و….

پاسدار اسلام
شماره 168, آذر 1374رجب 1416هـ
دين شناسى; پيوند علم و ايمان; باغ آفتاب; فضاى على(ع); مأموريت رسول خدا(ص); امام خمينى و ماجراى فلسطين; مولود كعبه و….

پاسدار اسلام
شماره 169, دى 1374شعبان 1416هـ
چشم انداز مجلس پنجم; آداب معاشرت; در انتظار رؤيت خورشيد; عظمت قرآن, شبيه رسالت, فرزند امامت;دولت كريمه; مسؤوليت روحى; باغ آفتاب و….

تراثنا
العدان الأوّل والثاني[41ـ42], السنة الحادية عشر, محرّم ـ جمادى الآخرة 1416هـ
الصحف المنشَّرة فى بطلان حديث العشرة المبشَّرة; أساس نظام الحكم فى الإسلام: بين الواقع والتشريع; البُردة, والأعمال التى دارت حولها; مصطلحات نحوية(3) و….

التوحيد
العدد 76, السنة الثالثة عشرة,
محرم 1416هـ, حزيران 1995م
قضايانا فى ضوء التفسير العاشورانى للتأريخ; صراع الليبرالية مع الاسلام و اشكالية قيام الحكومة الاسلامية; حول المرجعية الدينية وخصائص العالم الديني; الامام الخمينى فى الدراسات الغربية; الاسلام و الديمقراطية والغرب و….

التوحيد
العدد77, السنة الرابعة عشرة,
ربيع الاول 1416هـ, آب 1995م
الفقيه, المفكر والمثقف المصطلح واشكالية التفكيك; مبدأ الوحدة الاسلامية فى الفقه السياسى الاسلامي; دور الحضارة الاسلامية فى النهضة الاوربية; الاسلام و النظريات الغربية حول حقوق الانسان; الثورة الاسلامية والغزو الثقافي(حوار) , الاسلاميون و قضايا الارتدارو….

حوزه
شماره 69ـ68, خردادوتير ـ مرداد و شهريور 1374
ويژه اخلاق حوزويان
سيماى حوزه در نگاه رهبر; حوزه و اخلاق; رساله سير و سلوك عارف واصل آقا محمّد بيدآبادى; علم اخلاق در حوزه; رسالت عالمان در احياى ارزشها; فرهنگ موضوعى اخلاق در قرآن, نگاهى به كتابهاى اخلاقى ويژه حوزويان و….

حوزه
شماره 70ـ71, مهر وآبان ـ آذر و دى 1374
ويژه بقية اللّه الاعظم(عج)
امام زمان(عج) و رسالت حوزه ها; نجوايى با امام; ارتباط با امام زمان; مهدويّت و مدينه فاضله; حكومت اسلامى در عصر انتظار; بررسى نشانه هاى ظهور; زندگى دينى پيش از ظهور; فلسفه غيبت در منابع كلام شيعى موافقان و مخالفان مهدى و….

حوزه و دانشگاه
سال اول, شماره چهارم, پاييز 1374
روش تحقيق در علوم انسانى از ديدگاه ماركش وبر; تقاضاى سرمايه گذارى در اقتصاد اسلامى; مذهب و نظريه; مبانى آراى تربيتى اخوان الصفا; روان شناسى تربيتى و….

دانشگاه آزاد اسلامى(واحد قم)
سال چهارم, شماره چهارم, تابستان 1374
قضا در عصر جمهورى اسلامى ايران; آينده دانش در جهان اسلام; سندرم ائوزينوفيلى; بررسى بيوسنتز آلفا آميلاز; مقدمه اى بر انديشه اجتماعى علامه طباطبائى; علم سياست و….
دانشگاه انقلاب
ويژه كتاب و كتابخوانى
به مناسبت هفته كتاب 20نتا26آبان 1374
تأليف و نشر كتاب در ايران; خودسانسورى; گرايش موضوعى كتاب در ده سال اخير; حق اشاعه انديشه و اطلاعات; دانش پژوه و كتاب ميزگرد نقد كتاب و….

طلايه
سال اول, شماره چهار و پنجم, مهر و آبان 1374
توانايى زبان فارسى در معادل سازى; اوج تمثيل در سخن خداى توانا; نقدو خرافه; شعر, انسان را كامل مى كند; صدا, نگاهى به ادبيات كودك و نوجوان; نوسان خلق و….

فرهنگ توسعه
سال چهارم, شماره 20, مهر و آبان 1374
همگانى كردن علم در ايران; ساخت گرايى, اسطوره و موسيقى; چراهاى توسعه نيافتگى; نژادپرستى و سياست در اروپا; از اين حصار بيرون برويم و….

الفكر الاسلامي
العدد الحادى عشر, السنة الثالثة,
رجب المرجب ـ رمضان المبارك 1416هـ.ق
الشعار ودوره فى النظرية الإسلامية; البعثة النبوية المباركة; النهضة المعاصرة لفلسفة الدين فى الولايات المتحدة; مكلية الشخصيات المعنوية أو القانونية; السيد ابن طاووس ومنهجة فى العرفان والسلوك; الكمال الانسانى والتقرب الى اللّه تعالى فى القرآن الكريم و….

كتاب
دوره ششم, شماره دوّم, تابستان 1374
طرح دايرة المعارف كتابدارى و اطلاع رسانى; كنگره كتاب و كتابخانه در تمدن اسلامى; كتابهاى منتشر شده فارسى در زمينه علوم پزشكى در طيّ برنامه پنجساله اوّل و….
كلام اسلامى
سال چهارم, پاييز 1374, شماره مسلسل 15
تحول انواع و حكمت صنع; نقد براهين(حدوث اجسام); پيدايش شيعه اسماعيليه; اثبات وجود خدا در برهان اخلاقى كانت; طرح تدوين اصطلاحنامه و نمايه سازى علم كلام; الجواب عن الأسئلة النصيرية; حكيم ابوالقاسم فردوسى و….

كيهان انديشه
شماره 62, مهر و آبان 1374
مبانى اسلامى و غير اسلامى در فلسفه اخلاق معتزله; معقولات ثانيه; علم همچون حدس و ابطال; خواجه نصير در ميانه متكلمان و فيلسوفان; (بيعت) از منظر فقه تطبيقى; تحديد ماده; نادر شاه و مسأله تقريب و….

كيهان فرهنگى
سال دوازدهم, مهر و آبان 1374, شماره پياپى 123
(تحميل فرهنگ) و (فرهنگ تحميلى); قرآن مهمترين منبع الهام است; جايگاه الهام در تفكر تيليخ, متفكر آلمانى; قضاى الهى در ادب فارسى; از حافظ به گوته; دانته و شاهكار ادب اسلامى و….

گزيده
شماره مسلسل 154و155, سال دوازدهم, شماره 6و7, شهريور و مهر 1374
فقر در جهان; خبرهاى شوراى اقتصاد; بررسى كارايى داخلى آموزش و پرورش در ايران; نگاهى به روابط راهبردى جمهورى اسلامى ايران با همسايگان تازه استقلا يافته; انكتاد در جهان در حال تحول و….
مجلس و پژوهش
شماره هفدهم, سال سوم, مهر و آبان 1374
برپايى تمدن نوين بر اساس عقلانيت اسلامى; بازنگرشى بر مفاهيم تعديل و تثبيت; بزرگراههاى اطلاعاتى و موقعيت ايران; مفهوم (نظارت) و جايگاه مجلس و….

مسجد
سال چهارم, شماره 22, مهر و آبان 1374
نغيير قبله; فقه الاخلاق; مسجد در سيره پيامبر(ص); مسجد پايگاه توحيد; واقعه مسجد جامع كرمان; معمارى مساجد ايران راهى به سوى ملكوت و….

مصباح
سال چهارم; شماره 14, تابستان 1374
هشتمين مجمع سراسرى فرماندهان و مسئولان سپاه; رسالت انديشمندان دينى در زمينه ارائه دين در عصر حاضر; مبانى نظرى علوم انسانى; بررسى مكتب برخوردارى و رهبرى سوداگرانه; امامت و تلاطم سياسى ـ اجتماعى و….

معرفت
سال چهارم, شماره دوم,
شماره مسلسل 14, پاييز 1374
ماترياليسم عملى; توطئه ها بر عليه روحانيت; اسلام و دموكراسى; پلوراليزم دينى; خداشناسى توسعه; روشنفكر كيست; دستاوردهاى مسلمانان در علم و فلسفه; شيوه هاى معرفى تشيع; سخنى و حكمتى و….

ميراث جاويدان(وقف)
سال سوّم, شماره دوم,
شماره مسلسل 10, تابستان 1374
نسخه اى نادر از تاريخ مدينه; رساله در تفسير; مخافت, محبّت و معرفت در تذهيب قرآن كريم; اوقاف اسلامى در بيت المقدس; پيوند دانش و وقف; خرفه علما; نگاهى به تاريخ الخليل در تاريخ و…

ميقات حج
سال چهارم, شماره سيزدهم, پاييز 1374
نگرشى به اسرار معنوى حج; حج در كتاب خداوند; محدوده طواف; مكه از ديدگاه جهانگردان اروپايى; حج نامه مسكين; از فرودگاه مهرآباد تا مدينه; فرهنگ آثار تاريخى مكّه; مكّه در سال 1327 و….

نامه مفيد
سال اول, شماره سوم, پاييز 1374
تفسير قرآن; پژوهشى در زمينه الفاظ اعجمى در قرآن; نگرشى به نظريه صرفه; نحوه وجود زمان; توحيد افعالى از ديدگاه اشاعره و عرفا; آثار تلقيح مصنوعى انسان و….

نقدو نظر
سال اوّل, شماره سوم و چهارم,
تابستان و پاييز 1374
اقتراح درباره دفاع عقلانى از دين; انفسى بودن, حقيقت است; مناظرات كلامى و نقش متكلّّمان; آيات الهى, فراخوانى به تعقل يا ايمان; عقلگرايى و نصگرايى در كلام اسلامى; فرآيند فهم متون; مفهوم عقل دينى; گفتگو درباره دين و هگل; معقوليت اعتقادات دينى; ماهيت عقل و تعارض عقل و وحى; ايمان گرايى; عقلگرايى و ايمان دينى; مبانى اجتهاد; كتابشناسى توصيفى تاريخ اديان و…

نيستان
سال اوّل, شماره سوم, آذر 1374
سياستهاى فرهنگى صهيونيستى در ايران; ما متهم هستيم; لطفاً از حقوق زنان دفاع نكنيد; به علت كمبود نام شهيد; لااله الا الله, حيا هم نكردند; موسيقى و انديشه هاى اسلامى; آن كيست بر فراز چوبه دار و….

)


صفحه 13

كتابشناسى شروح اسماء الحسنى
معينى محسن

(1)
بنا به آيه شريفه (ولله الاسماء الحسنى فادعوه بها) مسلمانان دعوت شده اند تا خداوند را با اسماء الحسنى بخوانند. بدين جهت علم كاملى در باب اسماء الله شكل گرفته است كه عملاً از مبادى همه علوم اسلامى ديگر, اعم از كلام, فقه يا فلسفه محسوب مى شود. متفكران مسلمان در طول قرون كتابهاى بيشمارى درباره اسماء الله نوشته اند.1(2)
در اين كتابشناسى از ذكر بسيارى كتابها كه در اين موضوع نوشته شده, امّا در كتب تراجم بى هيچ توضيح آمده, خوددارى شده است. بنابراين ادعاى استقصاى كامل نداريم.
درباره اسماء الحسنى اگرچه ضرورت داشت كه در مقدمه اين كتابشناسى مطالبى به تفصيل آورده شود, امّا به دلايلى آن را به مجالى ديگر واگذارديم.
در اين كتابشناسى, همچنين كتبى را كه مستقلاً به شرح اسماء الحسنى ـ يا مثلاً شرح دعاء جوشن كبير ـ پرداخته اند, آورده ايم, زيرا در غير اين صورت اكثر تفاسير ـ على الخصوص تفسير الميزانِ علامه طباطبايى را كه بحث مستوفايى در اين موضوع دارد ـ نيز بايد ذكر مى شد.
اميدواريم اين كتابشناسى براى محققين علوم قرآنى, فلسفى, عرفانى و ديگر علوم مفيد واقع شود. الف ـ كتابهاى چاپى
1ـ محمدرضا بن محمد مؤمن امامى مدرس خاتون آبادى اصفهانى, اسماء الحسنى, تهران 1273ق, چاپ سنگى, قطع رحلى. ر.ك: خانبابامشار, فهرست كتابهاى چاپى فارسى, ج1, ص322.
2 ـ سيد كاظم ارفع, اسماء الحسنى, تهران, 1370ش, چاپ مؤسسه تحقيقاتى و انتشاراتى فيض كاشانى.
3ـ عبدالعلى بازرگان, اسماء الحسنى, تهران, 1361ش, شركت سهامى انتشار.
4ـ احمد بن حسين بيهقى, الاسماء والصفات, بيروت 1405/1984. محمد محيى الدين جعفرى زينبى نيز در الله آباد سال 1313 آن را منتشر ساخت.
5 ـ عبدالرحمان بن اسحاق زجاجى (متوفى, 337هـ.ق), اشتقاق اسماء الله, چاپ عبدالحسين مبارك, بيروت, 1406/1986.
6 ـ ابوالعباس احمد بن معد نحوى (متوفى 550هـ.ق), الانباء فى شرح الصفات والاسماء, به همراه كتاب ديگرش در 1302هـ.ق در قاهره به چاپ رسيد.
7ـ محى الدين ابن عربى (560 ـ 638هـ.ق), انشاء الدوائر, همراه با دو رساله ديگر, ليدن, 1336هجرى. ر.ك: معجم المطبوعات 628.
8 ـ عبدالكريم بن هوازن قشيرى نيشابورى (متوفى 465هـ.ق), التعبير فى علم التذكير, با تحقيق ابراهيم بسيونى, مصر, 1968م.
اين كتاب يكى از نگاشته هاى مهم قشيرى است كه مؤلف آن را بر اثر درخواست راغبان به علم تذكير و اسماء حسنى پرداخته, و ابن الجوزى آن را تلخيص كرده است. قشيرى بخش بندى التعبير را بر بناى (باب), (فصل), (نكته) و (نكتة اخرى) گذارده است. مصنف پس از مقدمه اى كوتاه ذيل بابهاى چندگانه به بحث پيرامون آيات (ولله الاسماء الحسنى فادعوه بها) (اعراف 7/180), (قل ادعوالله او ادعو الرحمن ايّاً ماتدعوا فله الاسماء الحسنى) (اسراء 17/110), (تبارك اسم ربك ذى الجلال والاكرام) (الرحمن 55/78) و (سبح اسم ربك الاعلى) (اعلى 87/1) پرداخته و از اسماء و صفات و اخلاق حق تعالى سخن گفته و از اسم عارفانه (الله) آغاز كرده است. پس از آن در هر بابى به معنى اسمى از اسماء الله, و وجوه صرفى آنها به اختصار توجّه داده و ضمن آوردن اقوال مشايخ صوفيه و حكايات آنان گاهى از قصص قرآن همچون قصه خلق آدم(ع) سخن داشته است (مقدمه روح الأرواح سمعانى, مايل هروى, نجيب, تهران, 1368)
9ـ مولى حبيب الله بن عليمدد كاشانى ساوجى, خواص الاسماء فى شرح الاسماء (متوفاى 1340ق). اين كتاب در سال 1329 به همراه (اثبات الرجعه) و (الاسرار الحسينيه) به چاپ رسيده است.
10ـ شيخ عبدالله بن محمد انصارى, دقائق الاشارات الى معانى الاسماء والصفات. اختصار اسماء والصفات بيهقى, تحقيقِ شيخ عمادالدين حيدر, دارالقلم العربى, بيروت, 1408هـ.ق.
11ـ شهاب الدين ابوالقاسم احمد بن ابى المظفر منصور السمعانى (487ـ534هـ. ق), روح الأرواح فى شرح اسماء الملك الفتّاح, به تصحيح و توضيح نجيب مايل هروى, چاپ اول, تهران, 1368, شركت انتشارات علمى و فرهنگى.
اين كتاب (يكى از شاهكارهاى ديرينه و كهن زبان و ادب فارسى است) (كه در نوع خود مى توان آن را از كهنترين و نخستين نوشته هاى مستقل زبان فارسى در اين موضوع [اسماء حسنى] به شمار آورد, زيرا با آنكه اشاراتى كوتاه در مؤلفات و منظومه هاى فارسى صوفيانه و غير صوفيانه پيش از سمعانى در اين مايه داريم و نيز بابى از ابواب شرح التعرف به بحث پيرامون نفس اسماء و صفات حق تعالى اختصاص دارد, ولى مهمترين و هم گسترده ترين شرحها در اسماء حسنى به زبان عربى پرداخته شده است. اين كتاب علاوه بر تفسير و تأويل عرفانى آيات قرآنى, يكى از منابع موثق درخصوص احاديث قدسى و نبوى و اقوال مشايخ طريقت است. اشعار بسيارى نيز از شاعران فارسى زبان [و عرب زبان] و از جمله خود مؤلف آمده كه از نظر تتبع در تاريخ ادبيات فارسى حائز اهميت است.) (ر.ك: مقدمه روح الأرواح, نجيب مايل هروى)
12ـ حكيم متأله مولى هادى سبزوارى (1212ـ1289هـ), شرح الاسماء, تحقيقِ دكتر نجفقلى حبيبى, تهران 1372ش, انتشارات دانشگاه تهران.
اين كتاب كه شرحى است بر دعاى جوشن كبير براساس دعاى مذكور كه صد بند دارد, فصل بندى شده است. مؤلف نامدار و فرهيخته آن در ضمن شرح اسماء و صفات الهى به تأويل نيز پرداخته است و در برخى موارد نكته هاى فلسفى و عرفانى ارزنده اى آورده است. همچنين در جاى جاى كتاب به آيات قرآن و روايات پيامبر و ائمه معصومين(ع) اشاره كرده است. يكى ديگر از مطالب كتاب اشعار فارسى و عربى است كه مؤلف با ذوق كتاب در موارد لازم به آنها استشهاد كرده است.
13ـ محى الدين ابن عربى (560 ـ 638ق), الفوز الاسنى بمناجاة الله باسمائه الحسنى, مصر 1971م (با عنوان مناجاة الرحمن بآيات القرآن, قاهره 1324ق).
14ـ علامه حسن حسن زاده آملى, كلمه عليا در توقيفيت اسماء, چاپ اول: قم, 1371, انتشارات دفتر تبليغات اسلامى.
مؤلف دانشمند اين كتاب را در هشت باب به رشته تحرير آراسته و ابواب آن چنين است. باب اول: تقرير محل نزاع در توقيفيّت اسماء الله تعالى. باب دوم: در ميان اسماء و صفات وجودى و سلبى, و اسماء ذات و صفات و افعال, باب سوم: در علت توقيفى بودن اسماء لفظى الهى در نزد متكلمان. باب چهارم: در نقل برخى از آيات قرآنى در توقيفيت اسماء الله و اقوال و نكاتى چند. باب پنجم: در بيان عدد اسماء الله عظمت اسمائه. باب ششم: در توقيفيت اسماء الهى در نزد عارفان و حكيمان. باب هفتم: در بيان اختصاص اطلاق سميع وبصير, در ميان قواى ظاهرى. باب هشتم: در اطلاق اسماى الهى با مراعات ادب مع الله ـ عز اسمه ـ.
15ـ فخرالدين محمد بن عمر الخطيب الرازى (544 ـ 606هـ. ق), لوامع البينات شرح اسماء الله تعالى والصفات, راجعه و قدم له و علق عليه طه عبدالرؤف سعد, القاهره, مكتبة الكليات الازهريه, 1396ق افست چاپ تهران 1364ش. همچنين تحت عنوان لوامع البينات فى الاسماء والصفات, طبع امين الخانجى, القاهره, مطبعة شرقيه, 1323ق.
(فخر رازى در نوشتن اين كتاب به كتاب (المقصد الاسنى فى شرح اسماء الله الحسنى) تأليف ابوحامد غزالى نظر داشته و از آن بهره گرفته است. او در مقدمه, كتاب را به ابوالمؤيد سام بن عمر بن مسعود بن حسين زين الدين تقديم كرده و از علاقه خود به روشن ساختن مسائل مربوط به اسماء الهى سخن گفته است. كتابش مشتمل بر سه قسم است. قسم اول درباره مبادى و مقدّمات. قسم دوم درباره صفات و اسماء الهى به معنى اخص كلمه و قسم سوم لواحق و تكمله هايى بر دو قسم پيشين را شامل است. درهريك از اين سه قسم نيز فصولى آورده كه در آنها به مباحث مربوط به اسماء و صفات حق تعالى پرداخته است. فخررازى در پايان به اسمايى نيز اشاره مى كند كه اطلاق آنها در حق خداى تعالى روا نيست و آنها عبارتند از تمنا, شهوت و عزم.
16ـ ابوحامد محمد غزالى طوسى (450ـ 505هـ. ق), المقصد الاسنى فى شرح اسماء الله الحسنى, حققه و قدم له فضله شحاده بيروت, دارالمشرق 1968 و نيز بيروت, بى تا/ و نيز القاهره 1322ق, 1324ق و نيز ضبطه وخرج آياته الشيخ احمد قبانى, دارالكتب العلميه, بيروت, بى تاريخ.
غزالى اين كتاب را به خواهش دوستى كه شرح معانى اسماء خداى تعالى را از او پرسيده بود, نوشته است. وى پس از يك مقدمه كوتاه, كتاب را در سه فن آغاز نموده است. فن اول در مقدمات و پيشگفتارهاست كه در آن چهار فصل را گنجانده است. فن دوم در اهداف و مقاصد كه بر سه فصل مشتمل است و فن سوم در لواحق و تكمله هايى است كه در آن نيز سه فصل آورده و به مباحثى از قبيل توقيفى بودن اسماء و فايده برشمردن و مختص نمودن اسماء به 99اسم و غيره پرداخته است.
17ـ تقى الدين ابراهيم بن على بن حسن بن محمد ابن صالح كفعمى (قرن دهم), المقصد الاسنى فى شرح الاسماء الحسنى.
اين كتاب همچنين با نام (المقام الاسنى فى شرح الاسماء الحسنى) ذكر شده است. يك بار ضمن البلد الامين نيز به تحقيق شيخ فارس الحسّون يك بار ديگر به چاپ رسيده است. از اين مؤلف بزرگوار در شرح اسماء الحسنى نيز در كتابش به نام مجموع الغرائب و موضوع الرغائب, به تحقيق سيد مهدى رجائى, (1412هـ.ق/ 1371ش قم مؤسسه انصارالحسين ـ عليه السلام ـ) موجود است. ر.ك: نسخه خطى المقصد الاسنى در مجموعه كتب خطى كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى, ج1, ص218.
18ـ دكتر احمد شرباصى (استاد دانشگاه الازهر), موسوعة له الاسماء الحسنى, قاهره.
19ـ سليمان سامى محمود, النور الاسمى فى شرح الاسماء الحسنى, چاپِ دارالصابونى, قاهره. ب ـ كتابهاى خطى
20ـ محى الدين ابن عربى (560 ـ 638هـ .ق), الاسماء.
ابن عربى به اسماء الحسنى عنايتى ويژه داشته است و علاوه بر باب 558 فتوحات مكيه كه به اسماء الحسنى اختصاص دارد, هفت كتاب ديگر درخصوص اسماء الهى نوشته است كه دو اثر چاپى وى در بخش كتب چاپى از نظرتان گذشت و آثار ديگر وى نيز در جاى خود آورده خواهد شد.
ر.ك: محسن جهانگيرى, ابن عربى, تهران 1368, ص92ـ119; دايرةالمعارف بزرگ اسلامى, ج4, ص230.
21ـ سيد حيدر آملى, اسماء الالهيه وتعيين مظاهرها من الاشخاص الانسانيّه.
مؤلف در كتاب المقدمات من نص النصوص به اين كتاب اشاره كرده و گفته است: …ولمّا فرّغت… ثم من رسالة الاسماء الالهيه وتعيين مظاهرها من الاشخاص الانسانيه من آدم الى محمّد ـ صلّى الله عليه وسلم ـ ومابينهما من الانبياء والرسل عليهم السلام. ر.ك: المقدمات من نص النصوص, تهران 1367, توس, ص11.
22ـ مؤلف: نامعلوم, اسماء عظامه وعمل دعوات.
آغاز: در عمل دعوات اسماء عظام و شرايط آن
انجام: مردمان بگفته طبيب از آب و نان بازمى آيد و از گفته حبيب از هوى و هوس بازنمى آيد. ر.ك: نسخه هاى خطى كتابخانه محمودآباد, لكنهو, ص186.
23ـ على جوينى رومى, اسماء عظام و حروف اسماء ملكه و جن (رساله در خواص).
ر.ك: فهرست نسخه هاى خطى دانشكده الهيات دانشگاه تهران, ص10.
24ـ محمد ذاكر, اسماء الله (رساله در بيان معانى و خواص). ر.ك: مأخذ سابق.
25ـ يعقوب بن عثمان چرخى فرنوى, اسماء الله (رساله در خواص).
آقاى دكتر نجيب مايل هروى در (مقدمه روح الأرواح سمعانى ص47) از شرح اسماء الله يعقوب چرخى نامى به ميان آورده اند كه احتمالاً اين كتاب مذكور همان باشد. همچنين شش عنوان كتاب ديگر با همين عنوان و مؤلف نامعلوم ذكر گرديد كه از آوردن آنها پرهيز مى كنيم.
26ـ ابوزيد بلخى, استاد ابوالحسن عامرى. (235ـ322هـ. ق), اسماء الله عزوجل وصفاته, هانرى كربن در كتاب تاريخ فلسفه اسلامى (ص199) بى آنكه به مأخذى استناد كند, مى نويسد: ابوزيد بلخى معتقد بوده است كه نامهاى خداوند كه در قرآن آمده, از سريانى اقتباس شده است.
امام فخررازى در كتاب لوامع البيّنات مى نويسد: ابوزيد حديث (ان لله تسعة وتسعين اسماً من احصاها دخل الجنّه) را مطعون مى دانست (لوامع البينات, ص77). ر.ك: دائرةالمعارف بزرگ اسلامى, ج5, ص505 و براى گزارش كتاب ر.ك: ابن نديم, فهرست, ص228.
27ـ كافى الكفات صاحب ابن عباد وزير مشهور ايرانى, اسماء الله وصفاته.
ر.ك: الذريعه, ج1, ص64 و نيز معجم الأدباء, ج6, ص260.
28ـ محى الدين ابن عربى, الاسم والرسم. ر.ك: جهانگيرى, ابن عربى, ص92ـ119 و نيز دايرةالمعارف بزرگ اسلامى, ج4, ص230.
29ـ زين المشايخ محمد بن ابى القاسم البقالى الحنفى (متوفى 586 هـ. ق), الاسنى فى شرح الاسماء الحسنى. ر.ك: كشف الظنون, ج1, ص91.
30ـ ابى عبدالله محمد بن احمد ابى بكر فرح الانصارى قرطبى مفسر قرآن (متوفى 671هـ. ق), الاسنى فى شرح اسماء الله الحسنى. ر.ك: همان مأخذ.
31ـ محى الدين ابن عربى, الاشارات فى شرح الاسماء الهيه والكنايات. ر.ك: جهانگيرى, ابن عربى, ص92 و119 و نيز دايرةالمعارف بزرگ اسلامى, ج4, ص230.
32ـ شيخ محمد بن محمد بن يعقوب الكومى التنوسى, الايماء الى علم الاسماء.
شرحى است مختصر با آغاز: لك الحمد نور الانوار… اشار الى فهم لطائف اسرار الاسماء ومنافعها وتصاريفها وتوفيق اوفاقها الحروفيه والعدديه. اين شرح را در محرم سال 808 به پايان رسانده است. ر.ك: كشف الظنون, ج1, ص726 و702.
33ـ شيخ محمدعلى ابن ابيطالب حزين زاهدى گيلانى (متوفى 1180هـ.ق), تفسير اسماء الحسنى. ر.ك: الذريعه, ج4, ص347 و نيز ريحانة الأدب, ج2, ص41.
34ـ ابوجعفر محمد بن جعفر بن احمد بن بُطّه قمى, تفسير اسماء الله ومايدعى به, نويسنده از ادبا و محدثين شيعى قرن چهارم هجرى است و اين كتاب او يافت نشد.
ر.ك: الذريعه, ج4, ص347 و نيز همو ج13, ص88 ـ 90 و نيز ريحانة الادب, ج7, ص417.
35 ـ نامعلوم, تفسير اسماء الحسنى (عربى), كتاب جنبه لغوى دارد و تنها اندكى به معانى عرفانى توجه كرده است. 99نام خدا تفسير شده و اسماء الله را طبق حديثى 99تا دانسته است. نويسنده در آغاز گفته كه اين شرح را از تفسير قاضى ناصرالدين بيضاوى استخراج نمودم.
ر.ك: مجموعه كتب خطى اهدايى دكتر مشكوة به كتابخانه مركزى دانشگاه تهران, ج1, ص43 ش35.
36ـ ابوعبدالله محمد بن اسحاق بن محمد مشهور به ابن مَنده (310ـ395هـ.ق), التوحيد ومعرفة اسماء الله تعالى. موجود در كتابخانه ظاهريه دمشق, فهرس 313. ر.ك: دايرةالمعارف بزرگ اسلامى 4/698.
37ـ علاءالدين على بن محمد على اربلى شافعى قادرى, الحرز الاسنى فى شرح اسماء الحسنى.
آغاز: الحمد لله الذى لااله الا هو الخ. ر.ك: كشف الظنون, ج1, ص646.
38ـ نامعلوم, خواص اسماء الله تعالى.
در مقدمه كتاب آمده كه شهاب الدين سهروردى به اسماء حسنى اهميت زيادى مى داد و آن را هيچ گاه از خود دورنمى نموده است. مدتى فخرالدين ابوالمكارم به خدمت شيخ درخواست مى كرد كه اين نامها را شرح كند. پس از چهل اربعين اين كتاب را بيافت و به جانب فارس برفت و از عربى به فارسى برگرداند. هر نامى در اين كتاب دو شرح دارد: يكى صغير و ديگرى كبير, در هر مقطعى اول شرح صغير و پس از آن شرح كبير و پس از آن خود نام را مى آورد و مجموع نامها كه بدين گونه شرح شده اند, چهل نام است. انجام آن چنين است. واسم اعظم اين است يا غياثى عند كل كربتي….
ر.ك: مجموعه كتب خطى كتابخانه آيت الله العظمى نجفى مرعشى, ج1, ص72, ش61.
39ـ خواص اسماء الهى (به فارسى), نستعليق سده دوازدهم. ر.ك: فهرست نسخ خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران ص117.
40ـ مولى احمد بن محمد التميمى, خواص اسماء تعالى (به زبان فارسى و به نظم).
تاريخ كتابت را در آخر كتاب چنين سروده است:
تا شد رقم اين خواص اسماى عظام
در نهصد وهفتاد ودو در شهر صيام
ر.ك: الذريعه, ج7, ص271.
41ـ نامعلوم, خواص اسماء حسنى. شامل ادعيه با ترجمه فارسى.
آغاز: هو الله الذى لا اله الا هو عالم الغيب والشهادة هو الرحمن الرحيم…
ر.ك: نسخه هاى خطى در كتابخانه ندوة العلماء, ص742.
42ـ خواص الاسماء والطلسمات. (فارسى و ناقص) شامل ابواب وفصول, ش178
ر.ك: فهرست نسخ خطى عبدالحميد مولوى; نسخ خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران, ج50, ص27.
43ـ جلال الدين سيوطى (متوفى 911هـ.ق) الدر المنظم فى الاسم الاعظم.
اول آن: الحمد لله الذى له الاسماء الحسنى الخ.
ر.ك: ايضاح المكنون فى ذيل كشف الظنون ج4, ص88.
44ـ نامعلوم, رساله در خواص اسماء بارى تعالى (فارسى).
آغاز: بدانكه اكثر اكابر در كتب خويش ابتداء به اسم الله نموده اند.
انجام: يا عجيب فلاتنطق الالسن لكل آلائه وثنائه.
ر.ك: فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه وزيرى يزد, ج5, ص1596, ش3272 (شماره عمومى 18633).
45ـ رساله در خواس اسماء بارى تعالى (فارسى).
آغاز موجود: فليس لاحد على احد فضل انما المؤمنون….
انجام موجود: وفيها عد وخاص لايألونهم خبالا.
ر.ك: همان, ص1597, ش3276 (شماره عمومى 19943).
46ـ رساله در خواص اسماء و طلسمات
آغاز موجود: فى حد انفسها لا فى غيرها…
انجام موجود: وعسى على هذا تامه
ر.ك: همان, ص1571, ش3203 (شماره عمومى 19156).
47ـ شاه نعمت الله ولى, رساله سرّ الاسماء سرّ اسماء غيرمتناهى و حروف متناهى (چهل بيت منظوم فارسى).
ر.ك: كشف الظنون, ج1, ص91.
48ـ سيد على جعفرى صوفى حكيم رومى, سرّ اسماء الله
آغاز: بسمله فايده در بيان خواص و آثار هزارويك نام باري….
انجام: غياث المستغيثين: فريادرس فريادخواهان….
ر.ك: فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه وزيرى يزد, ج3, ص919, شماره مجموعه 1296 (شماره عمومى 10099).
49ـ ميرعماد حسنى قزوينى مشهور به عماد الحسنى, شرح اسماء الله, نويسنده از مشاهير خطّاطين و سادات قزوين در عهد شاه عباس صفوى بوده است.
نسخ تبريز987هـ به زبان فارسى رديف 506.
آغاز: هوالله الذى لا اله الا هو الرحمن الرحيم الملك القدوس…
انجام: النافع النور الهادى البديع الوارث الرشيد الصبور….
ر.ك: نسخه هاى خطى كتابخانه محمودآباد لكهنو, ص173.
50 ـ نامعلوم, شرح اسماء الله. رساله كوچكى همراه با حاشيه 16سطرى.
ر.ك: مجموعه نسخه هاى خطى كتابخانه حميديه بهوپال كشمير, ج2, ص56.
51 ـ نامعلوم, شرح اسماء حسنى (عرفان ـ فارسى).
شرح مهم عرفانى است بر نامهاى الهى, مشتمل بر روايتهاى نبوى و گفتار بزرگان عرفان و تصوف و اشعار فارسى و عربى عرفا. مؤلف اين شرح از دانشمندان اهل سنت است و آن را به سبك فارسى قديم نوشته شده است.
آغاز: (افتتاح كرده شد شرح اسامى خداوند جل جلاله بباري… معنى هو او بوز و در ميان عوام تا هورا بالله تعريف نكنى)
انجام افتاده: (و در آينه آنچ صافى است اعضا واجزاء باندازه خود مى ستانند مابقى شغل را بأصل…)
ر.ك: مجموعه خطى كتابخانه آيت الله العظمى مرعشى نجفى, ج4, ص3.
52 ـ نامعلوم, شرح اسماء حسنى.
آغاز: بدانكه اسماء الله توقيفى است يعنى موقوفست بر سماع اذن شارع. هر اسمى كه در شرح اطلاق….
انجام: نزد احيا يا قبض مى كند در نوم و بسط مى كند در ايقاظ يا تنگ مى گرداند دلها را بحزن….
ر.ك: نسخه هاى خطى در كتابخانه ندوة العلماء, ص750.
53 ـ عبدالعزير بن نصير, شرح اسماء الحسنى. كاتب: عبدالعزيز بن نصر الطبرى. تاريخ كتابت: سال 874هـ.ق.
آغاز: افتتحت باسمك العظيم يا ذا الجلال والاكرام چه مفتتح هر كلام و مختتم هر سخن كه مطابق مقتضاي….
انجام: و در نظر ارادت حضرت واهب المواهب والامال ان مادح وحامد مستحسن مقبول والله اعلم بالصواب… مصلياً على نبيه م
ظاهراً مرحوم مجتبى منيوى در حاشيه كتاب نوشته اند: (عبدالعزيز بن نصير كه مؤلف كتاب است غير از عبدالعزيز بن نصر الطبرى است كه كاتب كتاب است.)
ر.ك: دكتر توفيق سبحانى, فهرست نسخه هاى خطى فارسى كتابخانه هاى تركيه, چاپ اول 1373, مركز نشر دانشگاهى; كتابخانه چلپى عبدالله افندى, ش4, ص37.
54 ـ نامعلوم, شرح اسماء الحسنى, ش1/4645. كاتب: حسين ميراحمد الجامى تاريخ كتابت: 972هـ.ق.
آغاز: الحمد لله الذى اخترع ماهيات الاشياء بفيض وجود, و وكشاهم (؟) خلل الوجود بوجوده….
انجام: وفوز اكبر لقاى حق تعالى باشد اللهم ارزق فى الدنيا وفى الاخرة رؤيتك. تمام شد اين كتاب.
ر.ك: همان, ص246; كتابخانه سيميه, ش68.
55 ـ شرح اسماء الحسنى در مجموعه رسائل ش3228. نام كاتب: عبد پروصمت محمد عصمت.
آغاز: اين نه مجموعه اى است بل مجمعى است از الفاظ و معانى رنگين و اين نه بياض است بل سوادى است از زلف و رخسار حورالعين.
ر.ك: همان, ص583. كتابخانه ولى الدين افندى, ش141.
56 ـ سيف الدين باخرزى, شرح اسماء الحسنى.
ر.ك: هدية العارفين: ج1, ص391. يك نسخه به شماره 8/1623/4673 كتابت جمادى الثانى 847هـ.ق در كتابخانه شيرانى (پاكستان) هست. ر.ك: بشير حسين, فهرست مخطوطات شيرانى ج2, ص231, ش1277 و احمد منزوى فهرست مشترك پاكستان ج3, ص1582. همچنين بنگريد: مايل هروى, مقدمه روح الأرواح سمعانى, 1368 تهران, ص47.
57 ـ نامعلوم, شرح اسماء الحسنى, رديف33.
آغاز: منقول از بحر الغرائب در شرح اسماء الحسنى حامداً ومصلياً. بدانكه اسماء….
ر.ك: نسخه هاى خطى كتابخانه ندوة العلماء, ص751.
58 ـ شيخ عارف ابوالحكم عبدالسلام بن عبدالله بن ابى الرجال اللحمى الاشبلى مشهور به ابن برّجان, شرح اسماء الحسنى, مؤلف كه متوفى 536هـ.ق در مراكش است در اين كتاب بيش از 130 نام مشهور از اسماء الله را هريك در سه فصل شرح كرده است. از اين اثر در سال 934 تلخيصى صورت گرفته است (آلوارت 509/11).
ر.ك: كشف الظنون, ج1, ص91. كحاله, معجم المؤلفين, ص44; دايرة المعارف بزرگ اسلامى, ج3, ص97.
59 ـ عارف شيرازى, شرح اسماء الله.
(به خط سيد محمد حسينى در اصفهان در روز دوشنبه 16/ج1/1106) 99ـ 106 در مجموعه نسخه هاى خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى از صفحه 99ـ 106. ر.ك: فهرست كتابهاى خطى كتابخانه مجلس سنا, ج1, ص143.
60ـ شهاب الدين ابوجعفر احمد سهروردى, شرح اسماء الله. اين كتاب را فخرالدين ابوالمكارم در بغداد جست و به فارسى درآورد.
ر.ك: دانش پژوه, فهرست نسخ خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران, ص117.
61ـ رفيعاى نائينى, رساله در شرح اسماء الله.
ر.ك: فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه وزيرى يزد, ج3, ص927, ش مجموعه 1348 (از 54 ـ 64).
62ـ نورالله حمزة بن سليمان, شرح اسماء الله. (عرفان ـ تركى) (186پ ـ 194/) شرح اسماء حسنى با ذكر خواص آنها, به روش مختصر و كوتاه. گرفته شده از بيانات شيخ جلال الدين تبريزى.
آغاز: (الحمد لله رب العالمين… بعد, و بدرستى و راستى بومذكور اولان الله تبارك وتعالينك اسماء حسنى سنك)
انجام: اهل معرفت دخى عرفان دخى اهل علم و اذهان حاصل اوله.
ر.ك: مجموعه خطى كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى, ج8, ص26.
63ـ سيد محمد المدنى, شرح الاسماء الحسنى. ش314 تاريخ كتابت 914هـ.ق.
آغاز: غير نام تو ندارم هيچ نامى ابتدا
زان به بسم الله الرحمن الرحيم شد اين بنا…
توضيح: در پايان آن رساله اى به تركى آمده است.
ر.ك: فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه هاى تركيه, ص7; كتابخانه امير خواجه كمانكش, ش23.
64ـ حسن بن محمد نيشابورى, شرح الاسماء الحسنى (عربى). شرح مختصرى است بر نودونه اسم الهى (اسماء الله الحسنى) بيشتر از جنبه صرفى و اشتقاقى و مختصر اشاراتى به بعضى از تحقيقات درباره مفهوم آنها.
آغاز: (الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنى والحمد لله… وبعد فهذه اشتقاقات اسماء الله تعالى التسعه والتسعين)
انجام: (والصلاة على من ابرز من الكمال ماكان كامناً.)
ر.ك: مجموعه خطى كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى, ج6, ص367.
65ـ علامه ملامحمد باقر بن محمدتقى مجلسى, شرح الاسماء الحسنى.
66ـ على بن احمد بن محمد بن على بن متوى نيشابورى, شرح الاسماء الحسنى. نويسنده كه به واحدى شهرت دارد و مكنى به ابوالحسن است, صاحب كتاب معروف اسباب النزول و متوفى به سال 468 يا 465هـ.ق در نيشابور است.
67ـ محى الدين ابن عربى, شرح الاسماء
ر.ك: محسن جهانگيرى, ابن عربى, ص92ـ119.
68ـ مير سيدعلى همدانى (714ـ776هـ.ق), شرح اسماء الله. اين كتاب در شرح و اهميت و فضايل اسماء الحسنى و نودونه اسم الهى نوشته شده است. نسخه خطى اين رساله در كتابخانه مجلس شوراى اسلامى موجود است. ر.ك: نسخه هاى خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, شماره 3871.
69ـ ابومنصور محمد بن احمد الهروى لغوى مشهور به ازهرى, شرح الاسماء الحسنى. نويسنده كه همان صاحب تهذيب اللغه و شرح اصلاح المنطق ابن سكيت است در سال 371هـ.ق وفات يافته است.
ر.ك: كشف الظنون, ج2, ص1031; ريحانة الأدب, ج1, ص112.
70ـ ابوالعباس احمد بن محمد بن عيسى برلسى فاسى مشهور به احمد زروق (متوفى 899هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان.
71ـ برهان الدين محمد بن محمد النسفى (متوفى 687), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان.
72ـ على بن حسن شافعى بيهقى (متوفى 458هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان.
73ـ تقى الدين ابى بكر بن محمد حصنى شافعى (متوفى 829هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان.
74ـ ابوبكر احمد بن على رازى حنفى مشهور به حصّاص (متوفى 370هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان و نيز ريحانة الأدب, ج1, ص411.
75ـ احمد بن محمد بن ابراهيم خطابى حافظ (متوفى 388هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان و نيز ريحانة الادب, ج2, ص140.
76ـ عفيف الدين سليمان بن على بن عبدالله تلمسانى (متوفى 690هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
عفيف الدين تلمسانى در اين كتاب معانى اسماء الهى واردشده در قرآن را از سوره فاتحه تا سوره ناس ذكر كرده و ابتدا اسم را, آنگاه آيه اى را كه درباره آن است آورده و در ذيل هر اسمى آنچه كه مؤلفين سه گانه يعنى بيهقى و غزالى و ابن برّجان گفته اند آورده است و آنچه آن سه نفر به تنهايى يا مشتركاً هم عقيده بوده اند را آورده و نيز نكاتى به زبان اهل تصوف در ذيل برخى اسماء آورده است.
ر.ك: كشف الظنون, ج2, ص1034; بروكلمان (ترجمه عربى), ج5, ص56; مفتاح الكنوز الخفيه پاتنه 2:410 رقم 2579 و17 .
77ـ سيد على بن شهاب الدين همدانى (متوفى 786هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى. قاضى نورالله شوشترى كتاب مستقلى در تشيع او نوشته است.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص88; كشف الظنون, ج2, ص1032.
78ـ سيد عبدالقاهر بن سيد كاظم نوبلى بحرانى, شرح الاسماء الحسنى. نويسنده ساكن بندر لنگه بوده و در همانجا (تقريباً در سال 1300هـ.ق) وفات يافته است.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص88.
79ـ سيد محمدحسين بن محمدتقى درودآبادى همدانى, شرح الاسماء الحسنى. شيخ آقابزرگ مى نويسد: نسخه آن كتاب آنچنانكه نويسنده براى من نوشته, نزد فرزند مؤلف سيد ابوالفضل عارفى در طهران موجود است.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص88.
80 ـ شيخ صالح بن عبدالكريم كرزگانى بحرانى (متوفى 1098هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى. شيخ آقابزرگ اين كتاب را از قول سيد نورالدين برادر صاحب مدارك نقل نموده اند.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص89.
81 ـ شيخ محمدتقى بن عبدالرحيم طهرانى اصفهانى, شرح الاسماء الحسنى. نويسنده صاحب حاشيه مشهور بر معالم الاصول و متوفى 1248هـ.ق است.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص88.
82 ـ شيخ ابراهيم بن سليمان قطيفى بحرانى, شرح الاسماء الحسنى. نويسنده كه در نجف مدفون است معاصر محقق كركى و متوفى بعد از سال 945هـ.ق بوده كه در آن سال كتاب نفحات الفوائد را نوشته است و شرح الاسماء را در سال 934 به پايان برده است.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص88.
83 ـ شيخ محمدتقى ابن شيخ محمد باقر تهرانى, شرح الاسماء الحسنى. مؤلف كه معروف به آقانجفى است از اجلّه علماى اماميه در سده چهاردهم هجرى قمرى جامع معقول و منقول و صاحب تأليفات بسيار (متوفى 1331 يا 1332 هجرى قمرى) بوده است.
ر.ك: ريحانة الأدب, ج1, ص58.
84 ـ محمد حاكم الرومى, شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: ايضاح المكنون, ج2, ص43.
85 ـ حسام الدين محمد بن عبدالرحمن بن خضر بن محمد بن العماد مصرى دمشقى حنفى معروف به ابن بريطع (متوفى 874هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان.
86 ـ محى الدين محمد بن سليمان كافيجى (متوفى 879هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: كشف الظنون, ج2, ص1035.
87 ـ ابومحمد محى الدين عبدالقادر بن محمد ابى الفيض حلبى معروف به ابن قضيب البان (متوفى 1040هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: كشف الظنون, ج2, ص1034ـ1035.
88 ـ صدرالدين محمد بن اسحاق قونوى (متوفى 672هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى. شرحى است به زبان اهل ذوق و اشاره و كشف و نه به روش بحث و استدلال.
ر.ك: كشف الظنون, ج2, ص1034; قاموس الاعلام, ج4, ص2944; ريحانة الأدب, ج3, ص431.
89 ـ ولى الدين اسماعيل بن ابراهيم بن جعفر منفلوطى (متوفى 652هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: كشف الظنون, ج2, ص1034.
90ـ عبدالعزيز بن احمد الديرى (متوفى 694هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان.
91ـ شيخ عبيدالله سمرقندى (متوفى 953هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان.
92ـ شيخ عبدالله بن ابى بكر موصلى شيبانى (متوفى رمضان 820هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان.
93ـ عبدالله بن عبدالقادر غزالى زاده (متوفى 977هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان.
94ـ محمد بن ابوالقاسم بن بابجوك بقّالى خوارزمى نحوى معروف به زين المشايخ, شرح الاسماء الحسنى. نويسنده از تلامذه جارالله زمخشرى و متوفى 562 يا 567 در بلخ است.
ر.ك: ريحانة الأدب, ج2, ص407.
95ـ سيد على خان بن سيد خلف مشعش حويزى, شرح الاسماء. نويسنده از علماى متصوف اماميه (متوفى 1088هـ.ق) بوده است. اين سيد على خان غير از سيد على خان صاحب شرح صمديه و صحيفه سجاديه است.
ر.ك: ريحانة الأدب, ج2, ص91 و نيز الذريعه.
96ـ شيخ محمد بن بهاءالدين, شرح الاسماء الحسنى.
آغاز آن دو خطبه دارد: الحمدلله الذى تفرد فى ذاته بالعلو والغناء. وسمّى فى الازل… الى قال: وبعد فيقول اضعف العباد محمد بن بهاءالدين حشرهما الله….
نسخه اى از آن در كتابخانه حاج حسين ملك التجار در تهران است و به خط سيد عبدالله بن يوسف حسينى كه در اواسط جمادى الثانى سال 1112هـ از نسخه خطى محى الدين بن نصرت ـ كه تاريخ كتابتش بنا به قول حاجى خليفه (2/1034) 953 يا 960 است ـ نوشته شده است.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص90.
97ـ (منسوب به) ابوعلى سينا, شرح الاسماء الحسنى.
دكتر ذبيح الله صفا مى نويسد: كتابى به نام شرح اسماءالله در كتابخانه هاى ايران و استانبول از ابوعلى سينا موجود است, ولى اين حقير در فهرست كتب ابوعلى سينا به اين نام برنخوردم.
ر.ك: تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى, ص227.
98ـ ملامحمدباقر بن محمدتقى مجلسى اصفهانى (متوفى 1111هـ.ق) صاحب بحارالانوار, شرح دعاء جوشن كبير. مشخص نشد كه اين آيا غير از شرح الاسماء الحسنى است كه مرحوم ملامحمدباقر مجلسى نوشته يا همان است.
ر.ك: كشف الظنون, ج1, ص91.
99ـ مولى محمد نجف كرمانى مشهدى عارف اخبارى (متوفى 1298هـ.ق), شرح دعاء الجوشن الكبير. در مطلع الشمس از آن نام برده است.
ر.ك: همان.
100ـ مولى حبيب الله بن عليمدد ساوجى كاشانى (متوفى 1340هـ.ق), شرح دعاء الجوشن الكبير.
ر.ك: همان.
101ـ محمود بن عثمان اللامعى البرسوى, شرح المعميات اسماء الحسنى. تاريخ كتابت اين اثر 953هـ.ق است, ولى تاريخ وفات مؤلف را 938 نوشته اند; هرچند كه انتساب اين اثر به او ثابت نشده است.
ر.ك: فهرست نسخه هاى خطى فارسى كتابخانه هاى تركيه, 574; كتابخانه ولى الدين افندى, ش105 شماره 2719; كشف الظنون, ج2, ص1035.
102ـ شيخ احمد بن على البونى (متوفى 622هـ.ق), الطريق وقسطاس التحقيق من مشكاة اسماء الله الحسنى والتقرب بها الى المقام الاسنى.
حاجى خليفه كتابهاى زيادى در زمينه شرح اسماء الحسنى از او نقل كرده كه بسيارى از آنها بدون اسم مؤلف و مشخصات كتاب است و ما از آوردن آن كتب خوددارى كرديم. همچنين چندين كتاب در اين موضوع از همين نويسنده, از جمله يك شرح مختصر به نام (سوانع النعم وسوابق الكرم, نام برده است. حاجى خليفه اين شرح را شرحى بزرگ مثل شرح ابن برّجان دانسته است.
ر.ك: كشف الظنون, ج1, ص726 و ج2, ص1034.
103ـ قاضى حميدالدين محمد بن محمود بخارى ناكورى هندى سهروردى, طوالع الشموس فى اسماء القدوس.
ر.ك: ايضاح المكنون فى ذيل كشف الظنون, ج4, ص88.
104ـ نامعلوم, قصيدة فى الاسماء الحسنى (شعر ـ عربى).
قصيده اى است در 61بيت به صورت مناجاة كه در آن اسماء حسناى الهى را مى شمارد, و در فهرست روى برگ اول اين قصيده را (القصيدة الامياطيه) ناميده است.
آغاز: بدأت ببسم الله والحمد اولا
على نعم لم تخص فيما تنزّلا
انجام: كذا الانبياء والالى والصحب كلهم
وبعد فحمد الله ختماً واولا
مجموعه كتب خطى كتابخانه آيت الله العظمى مرعشى نجفى, ج1, ص202.
105ـ امير علاءالدين محمد بن شاه ابى تراب حسينى از سادات گلستانه (متوفى 1110هـ.ق), كاشف الاسماء. نام اصلى آن روضة العرفاء بود, امّا پس از چاپ به كاشف الاسماء تغييرنام پيدا كرد.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص89 و ج2, ص67. نسخه خطى آن در كتابخانه ميرزا طاهر تنكابنى و اكنون در كتابخانه مجلس فهرست سپهسالار ج2, ص611 است.
106ـ عبدالجليل محمد بحرآبادى, لطائف الاسماء. (84برگ)
آغاز موجود: بنقصان خويش… هست اميدم كه هنرپروران
خرده نجويند ز بزرگى آن
ان هذا الشروع فى المقصود
مستعيناً بواسع المعبود الخ
انجام موجود: آن مملكت را سيورغال ملك اعظم مشاراليه دانسته و او را.
ر.ك: فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه وزيرى يزد, ج2, ص610.
107ـ نامعلوم, مجموعه اسماء حسنى و غيره.
آغاز: بايد كه وقت شام غسل كرد, با وضو بنشيند و نماز مغرب و عشاء ادا كرده و بسوي…
انجام: چون تسبيح تمام شود يك دانه اى بشمار جدا كند چون شمار دانه تمام شود.
ر.ك: نسخه هاى خطى كتابخانه ندوة العلماء, 753, رديف30.
108ـ مولى حسين بن على بيهقى كاشفى (متوفى حدود سال 910هـ.ق), المرصد الاسنى فى شرح اسماء الله الحسنى.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص88.
109ـ نامعلوم, المطلب الاعلى فى شرح الاسماء الحسنى. رديف1504.
ر.ك: فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه تحقيق و اشاعت كشمير, ج1, ص21.
110ـ سيد نعمت الله بن عبدالله بن محمد موسوى جزائرى, المقامات النجاة فى شرح اسماء الحسنى. وى شاگرد علامه مجلسى و از اكابر علماء متأخر اماميه (متوفى 1112هـ.ق) بوده است. جلد اول اين اثر را در سال 1103 به پايان برد و علامه مجلسى او را از ادامه دادن آن منع نمود.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص90; ريحانة الأدب, ج3, ص113.
111ـ شيخ زين الدين ابى محمد على بن محمد بن يونس البياظى النباطى, المقام الاسنى فى شرح الاسماء الحسنى. مؤلف از اكابر علماى شيعه (متوفى 877هـ.ق) است.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص88.
112ـ الغزالى, المقصد الاسنى فى شرح خواص الاسماء الحسنى. يكى از مشايخ مصر به نام غزالى آن را در سال 1050 نوشته است. شرح بزرگى است كه اول آن اين است: الحمدلله الذى اظهر اعيان الممكنات…
ر.ك: كشف الظنون, ج2, ص1033.
113ـ ابوالعباس (ابوالفضل) تاج الدين احمد بن محمد بن عبدالكريم سكندرى جذامى, المقصد المجرد فى معرفة الاسم المفرد. مؤلف ملقب به شيخ كبير و مشهور به ابن عطاء الله است و عارف شاعر نحوى محدث مفسر و فقيه مالكى و از مشايخ بزرگ شاذليه (متوفى 709). اين اثر رساله اى است فلسفى كلامى كه در آن درباره ذات, صفات, اسماء و افعال خداوند به شيوه اشاعره سخن رفته است. نظرات ابن عطاءالله درباره (اسم مفرد) مورد مخالفت ابن تيميه قرار گرفت. ابن عجيبه از اين تصنيف با نام (القول المجرد فى معرفة الاسم المفرد) ياد كرده است (ابن عجيبه احمد ايقاظ الهمم فى شرح الحكم, بيروت, دارالفكر, ص9).
ر.ك: دايرةالمعارف بزرگ اسلامى, ج4, ص311.
114ـ نامعلوم, منتخب روح الأرواح سمعانى.
كهنترين نسخه منتخب مذكور (روح الأرواح) ظاهراً در نيمه اول از سده هشتم هجرى كتابت شده است و چنين مى نمايد كه در ايران يا آسياى صغير كتابت شده است. اين نسخه از برگزيده روح الارواح به خط نسخ كهن در هامش جُنگى نويسانيده شده كه متن آن متضمن اشعار سعدى. اثير اخسيكتى و ديگر سخنوران فارسى زبان است (نسخه مذكور متعلق به استاد دكتر شفيعى كدكنى است) دو نسخه ديگر از اين گزيده كه به خط نستعليق در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى كتابت شده, در كتابخانه دارالعلوم رحمانيه هزاره (پاكستان) موجود است (استاد احمد منزوى, فهرست مشترك پاكستان, ج3, ص1584).
ر.ك: نجيب مايل هروى, مقدمه روح الارواح سمعانى. ص97و96.
115ـ عبدالله بن عمر بن احمد بيضاوى صاحب تفسير بيضاوى, منتهى المنى بشرح الاسماء الله الحسنى. نويسنده متوفى 682 يا 685 يا 691 يا 692 ويا 696هـ.ق در تبريز است.
ر.ك: كشف الظنون, ج2, ص1031.
116ـ شمس الدين محمد بن ابراهيم مالكى مشهور به خطيب وزيرى (متوفى 890هـ.ق), المنهل العذب فى شرح اسماء الرّب. نويسنده اين كتاب را در مكّه مكرمه براى عده اى از اهالى آنجا در سال 882 نوشت. سخاوى گويد: آن مختصر كتاب غزالى است, ولى هيچ ذكر نكرده است.
ر.ك: همان.
117ـ نجم الدين احمد بن محمد شافعى (متوفى 727هـ.ق), الموضح الطريق.
ر.ك: كشف الظنون, ج2, ص1035.
118ـ نامعلوم, نظم اسماء حسنى (شعر ـ فارسى).
اسماء حسنى را, هر نامى را در يك بيت فارسى به نظم كشيده و داراى اشارات عرفانى است.
آغاز: الله نيست حد خامه از نام اله
دم زدن بايد زبان دارد نگاه
انجام: الصبور: از دل او آنچه بايد دور داد
چشم جانش با نشان نور داد
ر.ك: مجموعه كتب خطى كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى, ج8, ص47 (2845).
119ـ سيد محمدمهدى بن سيد محمد بن سيد محمد صادق موسوى خوانسارى اصفهانى, نفائس الكلام فى شرح اسماء الله العظام. مؤلف از علماى اماميه برادر صاحب روضات الجنات و صاحب احسن الذريعه واحسن الوديعه است.
ر.ك: ريحانة الأدب, ج2, ص190.
120ـ نامعلوم, نودونه نام بارى تعالى (فارسى).
آغاز: ياالله يارحمن يارحيم ياملك ياقدوس ياسلام يا مؤمن.
انجام: يا مانع ياضار يانافع يانور ياهادى يابديع.
ر.ك: نسخه هاى خطى كتابخانه محمودآباد لكنهو, ص186. ج ـ مقالات*
121ـ سيد صدر الدين طاهرى, الاسماء الحسنى از ديدگاه ابن عربى. تحقيقات اسلامى, سال هفتم, شماره اول, سال1371, ص97ـ124.
122ـ نامه آستان قدس, اسماء الله از قرآن مترجم مورخ 661. ج9 (1351), ش3, ص3ـ6.
123ـ محمد عبدالمجيد الرميثى, اسماء الله الحسنى. التربية الاسلاميه (بغداد), س26, ص84 (شعبان 1405هـ.ق مايو 1985م) ص19ـ21.
124ـ غالب عبدالله, اسماء الله الحسنى الاسم الاعظم. نور الاسلام, س1, 74, 8 (3ـ4/1409هـ = 10ـ11/1988م) ص63 ـ 66.
125ـ غالب عبدالله, اسماء الله الحسنى نفى الصفات الجسمانيه (دراسة قرآنيه). نور الاسلام, س941,10(5 ـ 6/1409هـ = 1ـ2/1989م) ص44 ـ 47.
126ـ محمد احمر قمر, اسماء الله الحسنى وفضائلها (بحث قرآنى). الفاروق, 254 (7ـ 8/1411هـ) ص4ـ7.
127ـ غالب حسن, اسماء الحسنى نظرة عامة (دراسة قرآنيه), نور الاسلام, س1 34, 4 (10ـ11/1408هـ = 5 ـ 6/1 988م ) ص 53 ـ 54 و 54 , 6 ( 12/1408 هـ = 1/1409هـ = 7ـ 8/1988م) ص83 ـ 85.
128ـ اسماء و جلوات اسماء (اسماء الحسنى در قرآن كريم به زبان فارسى), نگهبان انقلاب اسلامى س3, ص824 (ارديبهشت 1362ش), ص48 ـ 49.
به اميد تخلّق به اسماء الحسنىپاورقي : 1. ر.ك: دكتر سيد حسين نصر, جوان مسلمان و دنياى متجدد, ترجمه دكتر اسعدى, ص37. * در قسم مقالات غير از مورد اول بقيه را از: عبدالجبار الرفاعى, معجم الدراسات القرآنيه, قسم المقالات, ص435ـ 436 آورده ام.


صفحه 14

نامه ها



در شماره 32 در ضمن معرفيهاى گزارشى كتاب (كوروش و ذوالقرنين) معرفى و نكاتى درباره آن يادشده بود. مؤلف محترم بادداشتى درباره آن نكات نوشته اند, كه اينك با توضيح ناقد و توضيح دوّم مؤلف در اينجا آورده مى شود.
با سلام و تحيت, به مناسبت معرفى نوشته اى از اين جانب, با عنوان (كوروش و ذوالقرنين) در بخش گزارشهاى اجمالى آن مجله به شماره32 (خرداد ـ تير 1374), نكاتى را تذكاراً تقديم مى كنم, اميد است جهت تنوير افكار و توضيح مطالب ـ با عنايت به ماده 23قانون مطبوعات ـ با خوانندگان فرزانه آن مجله پژوهشى در ميان گذاشته شوند.
معمولاً در معرفيهاى بر سبيل گزارش و اجمال, مجال نقد و اظهارنظر نيست, با وجود اين, چنين شده است و مؤلف به سه رأى منسوب گرديده كه متأسفانه هر سه خلاف واقع است.
1ـ گفته شده كه نگارنده نظر ابوالكلام آزاد و علامه طباطبايى, مبنى بر ذوالقرنين بودن كوروش را, نپذيرفته است, از آن رو كه مبتنى بر تورات محرّف است. در حالى كه چنين نيست, زيرا اصولاً سه گفتار نخست در بررسى كوروش, براى اثبات اين واقعيت است كه منابع تاريخى كهن, كوروش را داراى اوصاف ذوالقرنين (جهان گشا, موحد و پرهيزكار) معرفى نمى كنند. و طرفه آن كه در صفحه 180 كتاب, عذر علامه بزرگوار در گرايش به اين ديدگاه, عدم فرصت كافى در مراجعه به كتابهاى مأخذ تاريخ ايران باستان ذكر شده است!
2ـ گفته شده كه نگارنده, (اسكندر مقدونى) را به ذوالقرنين منطبقتر مى داند, كه ظاهراً مراد معرّف محترم, (اسكندر ثانى) فرزند فيليپ است ـ به حكم انسباق به ذهن ـ با اين كه از ص 128ـ140 كتاب در ردّ اين نظريه پرداخته شده است.
3ـ پيش فرض نادرست اول, دست مايه دفاع از ديدگاه حضرت علامه و ابوالكلام آزاد شده, و مرقوم نموده اند: مؤلف به خطا رفته, زيرا تحريف تورات نمى تواند اعتبار آن را به عنوان كتاب تاريخى از بين ببرد و توجه آن دو بزرگوار از همين زاويه است!
متأسفانه اين دفاع نيز ناتمام است, زيرا سخن بر سر مخدوش بودن تورات به عنوان منبع تاريخى است, فى المثل وقتى در كتاب اشعيا, بلشصّر فرزند بنونيد را پسر بخت النصر مى خواند و خبر از رخدادهايى درباره بابل مى دهد كه هيچ گاه تحقق نيافته اند و (سرپرسى سايكس) نيز مى نويسد: (هيچ قسمت تاريخى ايران مانند داستان فتح بابل تحريف نشده است) ما چگونه مى توانيم به عنوان يك سند معتبر به تورات نگاه كنيم؟! توضيح مطلب
از ديرباز در ميان مفسران درباب كانديداهاى عنوان ذوالقرنين, اختلاف نظر بوده است, ولى بيشتر مفسران وى را اسكندر مقدونى (ثانى) دانسته اند; اما از آن گاه كه (سر سيد احمدخان هندى) به ابداع ديدگاه ذوالقرنين بودن كوروش هخامنشى پرداخت, ابوالكلام آزاد نيز در كتاب تفسيرش به نام (تفسير البيان فى مقاصد القرآن) در ايضاح و تقريب آن كوشيد و پس از برگردان عربيِ بخشى ازآن تفسير به فارسى, علامه نيز در الميزان آن ديدگاه را پذيرفتند.
خيمه مدعاى ابوالكلام بر دو عمود استوار گرديده است: نخست منابع تاريخى, دوم اشاراتى از تورات در رؤياى دانيال نبى(ع) درباره قوچ دوشاخ و در حادثه بابل درباره مرغ شكارى و عقاب شرق.
ابوالكلام آزاد مى گويد: ذوالقرنين ممدوح قرآن, فردى موحد, مصلح و جهان گستر بوده و چون كوروش هخامنشى, طبق منابع تاريخى داراى اين اوصاف بوده, و كس ديگرى را تاريخ به ما معرفى نكرده, بناچار بايد اين دو, يك نفر باشند; بويژه اين كه مجسمه دشت مرغاب, كه دو شاخ بر سر دارد و بسان عقابان دو بال, با اشاراتى كه در تورات آمده منطبق است!
نگارنده در كتاب (كوروش و ذوالقرنين) گفته است: براساس منابع تاريخى كه مورد استناد ابوالكلام آزاد بوده اند, كوروش, نه تنها همه دنيا را فتح نكرده, بل شخص موحد و دادگسترى هم نبوده است. و انطباق تنديس دشت مرغاب (مجسمه ادعايى كوروش) را مورخان و محققانى مانند حسن پيرنيا (مشيرالدوله) و استاد محيط طباطبايى, كه از تاريخ شناسان و مؤلفان بنامند, نيز نپذيرفته اند و شواهد باستان شناسى هم اين انطباق را تأييد نمى كند.
بنابراين اولاً: تورات نه تنها از نظر عقيدتى بل از ديدگاه تاريخى هم مخدوش است, ثانياً: به فرض عدم تحريف با منابع تاريخى ديگر معارض است, ثالثاً: اشارات مورد ادعاى تورات با تنديس دشت مرغاب برابر نيست. گفتنى است ديدگاه مشهور مفسران مبنى بر انطباق ذوالقرنين بر اسكندر ثانى نيز پذيرفتنى نيست و ادله آن به تفصيل در كتاب يادشده آمده است و پژوهشگران را به همان حواله مى دهم. با احترام و پوزش از تصديع
سيد موسى مير مدرس در حاشيه نامه مؤلف محترم (كوروش و ذوالقرنين)
ضمن تشكر از پاسخ مؤلّف به معرّفى كتاب (كوروش و ذوالقرنين) نكات زير يادآورى مى شود:
1ـ همانگونه كه مؤلف محترم نوشته اند معرّفى گزارشى جاى نقد و اظهارنظر نيست. بواقع نيز چنين كارى نشده است. زيرا مجلّه به نقد و بررسى هر كتابى نمى پردازد. اگر بنابر نقد و بررسى كتاب يادشده بود گفتنى زياد بود ولى از آنجايى كه خوانندگان كتاب بفراست نقاط ضعف و قوّت آن را خواهند يافت, به نقد و بررسى آن پرداخته نشده است. آنچه كه در معرّفى آمده بود يك تذكارى بيش نبود.
2ـ عبارت مؤلف در صفحه 179 در ردّ نظريه علاّمه و ابوالكلام اين است:
(بارى در اين گيرودار با نهايت تأسف, مفسّر معاصر حضرت علاّمه طباطبايى و نويسندگان محترم تفسير (نوين) و (نمونه) با وجود اعترافشان بر تحريف تورات و با اينكه ابوالكلام آزاد نيز شالوده مدّعايش را براساس تورات پى افكنده است باز حرف او را تكرار نموده است و با تعابير مختلفى تلقّى به قبول كرده است.)
و به نظر مى رسد نصّ مؤلف براى پاسخ به اعتراض وى در بند1 نامه اش كافى باشد. در معرّفى سخن از علّت نه پذيرفتن نيست تا مؤلف بفرمايند (در سه گفتار پيشين چه چيزى نوشته اند. پيداست نه پذيرفتن مطابقت عنوان ذوالقرنين به كوروش از ديد مؤلف محترم مبتنى بر مدارك ديگر است, ولى رد نظريّه ابوالكلام و علاّمه بر پايه تصريح مؤلف به علّت ابتناء نظريه يادشدگان بر تورات محرّف است. امّا اينكه علاّمه در گرفتن رأى ابوالكلام آزاد و مراجعه نكردن به منابع تاريخ باستان معذور بوده يا نه ـ كه در صفحه 180 كتاب آمده است ـ ربطى به موضوع ندارد.
3 ـ پاسخ به تفرّس جناب مؤلف در بند2 نامه اش از مراد معرّف به حكم انسباق به ذهن, با اينكه خود در صفحه 180 كتابش تعيين مراد كرده اند, از قبيل امورى است كه قدرى درون خوانى و كف بينى مى طلبد, چيزى كه در تخصّص دست اندركاران مجله نيست.
4ـ سخن جدّى با مؤلف محترم در بند3 نامه وى است و تذكّر موجود در معرّفى نيز ناظر به همين بحث بود. مؤلف محترم توجّه دارند كه در بررسى تاريخ باستان محقق نمى تواند به بهانه محرّف بودن كتابى بطور كامل از آن دست شويد. حتّى افسانه ها و قصّه هاى شفاهى هم مى تواند ابزار خوبى براى محقّق دريافتن واقعيّت تاريخى باشد. نظر مجلّه در تأكيد به (محرّف بودن تورات) دقيقاً از زاويه تاريخى است وگرنه از ديد اعتقادى نيازمند تأكيد و يا تصريح نيست. تورات بواقع يك تبارنامه است; يعنى, كتاب تاريخى با واقعيتها و افسانه هاى خاص خود در شأن بنى اسرائيل و خداوند متعال قصد تبارنويسى نداشت تا آن را كلام خدا دانست و بحث تحريف اعتقادى را مطرح ساخت. از سوى ديگر تأليف كتابى نظير تورات اين گونه نبود كه مؤلّفى در گوشه خانه اش بنشيند و از ابتكار ذهنى خود بهره گرفته كتابى ابداع كند. اين قبيل كتب برپايه روايات, منقولات, اساطير تأليف يافته است و بواقع تاريخ شفاهى است كه به آن لباس مكتوب پوشانده اند. از اين روى مى تواند در مواردى صادق و در مواردى كاذب باشد. و هنر محقّق تاريخ در بازيابى درست از نادرست از مجموعه گزاره هاى تاريخى مختلط است و اين مرز محقق تاريخ با مورّخ است وگرنه طرد يك منبع تاريخى به انگيزه ناصادق بودن در پاره اى از گزارشهايش كار چندان مشكل و قابل تقدير نيست. در يك كلام سخن اين است كه تورات محرّف از جنبه تاريخى, به عنوان يك منبع معتبر در تاريخ باستان, براى محقّق تاريخ مطرح است و شاهكار محقّق در بهره گيرى درست از منابع آميخته با نادرست, است.
*
با سپاس از ارسال پانويسِ معرّف و ناقد محترم كتاب (كوروش و ذوالقرنين), چند جمله اى را به طور ارتجال تقديم مى كنم. موجب امتنان خواهد بود اگر ـ در صورت مصلحت ـ همراه با نامه اين جانب و تعليقه آن برادر بزرگوار, به چاپ برسد و اين بنده نيز از پاسخگويى دوباره معاف گردم.
بارى, پژوهشيان سياست بر اين باورند كه پيوند وثيق و ناگسستنى اى ميان تاريخ و سياست حكمفرماست, آن سان كه فهم يكى بدون آشنايى با ديگرى بغايت دشوار است و نيز ثابت شده, كه تفسير متون دينى, بدون خواستگاه پيدايش آنان (تاريخ) غيرممكن است, ماجراى انگاره هاى ذوالقرنين نيز گواه اين مدعاست. آنچه در سرتاسر كتاب (كوروش و ذوالقرنين) تعقيب شده, عمدتاً گذر از مسير تاريخ و عرضه اين انگاره ها به آن آينه بوده است. از اين رو مطلبى كه در صفحه 177 كتاب با عنوان (سخنى با علامه طباطبايى و پيروان نظريه ابوالكلام آزاد) آمده, تكمله اى بيش نيست و از بديهيات است كه فهم كلام هر متكلمى در گرو ملاحظه تمام سخنان اوست و گويا روش معرّف و ناقد محترم كه با مطالعه صفحاتى چند از كتاب يادشده, به داورى درباره مجموع آن پرداخته اند, به تعبير خودشان مبنى بر (درون خوانى و كف بينى) سزاوارتر است; فى المثل خوانندگان از كجا بدانند مراد ايشان از اسكندر مقدونى, اسكندر اول است, در حالى كه اكثر مفسران, اسكندر ثانى را ذوالقرنين مى دانند. ايام عزت مستدام باد!
ارادتمند ميرمدرس
مطلبى كه در زير مى آيد, بخشى است جاافتاده از مقاله جناب ذكاوتى قراگزلو, در معرفيِ اجماليِ (تاريخ نگاران ايران) (مربوط به آينه پژوهش, شماره33, صفحه مسلسل327) كه بايد پس از پاراگراف بند ج, قرارگيرد.
د ـ اصلاح روش تأليفِ و تصنيف; بدين معنا كه خواجه نصير و يارانش با توجه, به ضيقِ وقت و حساسيتِ موقع, به جاى پديدآوردن آثار مفصل و مستقل براى هر علم, كتابهاى دايرةالمعارف گونه پديدآوردند كه عصاره و چكيده تحقيقات و تدقيقات گذشتگان و مسلّماتِ قوم در آن گردآمد. درةالتاج قطب شيرازى (قرن هفتم) و نفايس الفنون محمود آملى (قرن هشتم) و تعريفات جرجانى (قرن هشتم) از جمله بهترين كتابها در موضوع خود هستند.
جامع التواريخ رشيدى به عنوان مهمترين دايرةالمعارف تاريخى قرون وسطى كه به وسيله خواجه رشيد و همكارانش (دانشمندان مسلمان, يهودى, مغولى و چينى و مسيحى) نوشته شده, در همين مايه است و نشان از اصلاح روش تأليف و تصنيف دارد.
دانشمندان پيروِ مكتب خواجه نصير در نسلهاى بعد به جاى تكرار مكررات به نوشتن تعليقه ها و حاشيه هاى حاوى مطالب بكر و نويافته بر آثار قديم پرداختند (چنانكه امروز هم مى بينم ممكن است يك مقاله يا رساله كوچك بيش از يك كتاب ضخيم مطلب داشته باشد). رشيدالدين نيز مقالات مفرد و كوچكى در موضوعات مختلف دارد كه بعضى از آن به چاپ رسيده است (مانند لطائف الحقايق, شامل چهارده رساله, چاپ دانشگاه تهران, 1355 و1357).
)


صفحه 15

اخبار


درگذشتگاندرگذشت حضرت آيت الله ميرزا كاظم تبريزى
فقيه اصولى محدث رجالى جامع معقول و منقول حضرت آيت الله آقاى ميرزا كاظم تبريزى از علماى مشهور حوزه هاى علميه نجف اشرف و قم به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سال 1340ق در تبريز به دنيا آمد و پس از پشت سر نهادن دوران كودكى و نوجوانى به تحصيل علوم دينى روى آورد. ادبيات و سطوح را در تبريز فراگرفت و در نوزده سالگى (1359ق) به تهران رفت و فلسفه و كلام را از اساتيد وقت آموخت. در 1361ق به نجف اشرف كوچيد و در محضر اساتيد وقت سطوح عاليه و خارج فقه و اصول و تفسير و رجال را فراگرفت. برخى از اساتيدش عبارتند از: حضرات آيات: ميرزاآقا اصطهباناتى, شيخ محمدعلى كاظمى خراسانى, شيخ موسى خوانسارى و شيخ محمدرضا آل ياسين و آيات عظام: سيد ابوالحسن اصفهانى, شيخ محمدكاظم شيرازى, سيد محسن حكيم, سيد محمود شاهرودى و سيد ابوالقاسم موسوى خويى (كه بيش از بيست سال از محضر فقه, اصول, رجال و تفسير ايشان استفاده كرد و از برترين تلامذه اش محسوب مى شد), وى همزمان با تحصيل به تدريس سطوح عاليه و پس از چندى به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت تا در سال 1391ق (1349ش) به قم آمد و يكى از پربارترين مجالس درسى را تشكيل داد. تدريس او تا زمان بيمارى اش (1357ش) ادامه داشت. فقيه فقيد بر علوم مختلف همچون: فقه, اصول, حديث, رجال, تفسير, تاريخ, ادبيات, رياضيات, هيئت, هندسه, كلام, فلسفه و منطق تسلط فراوان داشت و با زبانهاى انگليسى و فرانسه نيز آشنا بود. از ويژگيهايش مطالعات فراوان, تعصّب و غيرت دينى, تواضع, تتبع و پشتكار علمى (براى نمونه, وى براى پيداكردن يك حديث دو مرتبه تمام تهذيب شيخ طوسى را مطالعه كرد), بهره ورى از اوقات, احتياط بسيار در مصرف وجوهات شرعيه, دورى از رياست و مرجعيت (با توجه به اصرار بسيار مردم) بود. برخى از تأليفات فراوان او كه سر به دهها مجلّد مى زند, عبارت است از: 1ـ شرح عروة الوثقى (دوره كامل فقه) 2ـ القواعد الفقهية (دربرگيرنده 900قاعده فقهى با تطبيق هركدام بر فروع) 3ـ الاصول الجديدة 4ـ دو شرح گسترده كفاية الاصول 5 ـ تطبيقات الوسائل (شامل فقه الحديث و بررسى اسناد آن) 6 ـ كتاب الرجال 7ـ السيف المشتهر فى المصدر و اسم المصدر 8 ـ تقريرات درس فقه آيت الله العظمى خويى (مكاسب و تجارت) 9ـ كشكول 10ـ شرح اسفار 11ـ شرح هيئت چغمينى 12ـ الفقه الميسّر (دوره كامل فقه كه آن را از حفظ و بدون مراجعه به كتابهاى فقهى نگاشته است) 13تا 25 ـ حاشيه بر هريك از كتابهاى: رسائل, مكاسب, كفايه, حايشه ملاعبدالله, قوانين, معالم, مطوّل, شرح باب حادى عشر, اسفار, قبسات ميرداماد, خلاصة الحساب, كشف المراد و وسيلة النجاة (آيت الله حجت).
فقيد سعيد پس از يك بيمارى طولانى در روز دوشنبه 18رجب 1416ق (20آذر ـ 1374ش) در 77سالگى چشم از جهان فروبست و پس از تشييع باشكوه در زير باران, به خاك سپرده شد. درگذشت حضرت آيت الله سعيد
فقيه معظم حضرت آيت الله آقاى حاج شيخ حسن سعيد تهرانى از مشهورترين عالمان تهران بود. وى در 27رجب 1337ق در تهران در بيت علم و ايمان و فضيلت زاده شد. پدرش مجتهد مشهور, حضرت آيت الله حاج ميرزا عبدالله چهلستونى تهرانى و نياى والايش آيت الله العظمى حاج ميرزا مسيح تهرانى استرآبادى (1193ـ 1263ق) بوده است. او در سنين كودكى به همراه پدرش به قم مهاجرت كرد و پس از دوران كودكى و نوجوانى, به تحصيل علوم دينى روى آورد و مقدمات را فراگرفت. سپس به تهران بازگشت و در 25سالگى به دانشگاه رفته و ليسانس معقول و منقول گرفت. در سال 1370ق براى تكميل دروس خود به نجف اشرف رفت و با نهايت جديّت و تلاش در درس حضرات آيات عظام: حاج سيد محسن حكيم, سيد ابوالقاسم خويى و شيخ حسين حلّى شركت جست و تقريرات دروس فقه و اصول آنان را نگاشت. در سال 1385ق به تهران آمد و ضمن امامت جماعت مسجد جامع چهلستون تدريس فقه و اصول و تفسير, وعظ و ارشاد, راهنمايى مردم بخصوص جوانان و دانشجويان, تأليف كتابهاى دينى, چاپ و نشركتابهاى مذهبى, بناى مدرسه و كتابخانه و مركز تبليغات دينى و گنجينه قرآن كريم (مركز گردآورى نسخه هاى خطى و چاپى و مترجم و كتابهاى تخصصى قرآن مجيد) را برعهده گرفت و با مسلمانان ديگر كشورها ارتباط برقرار كرد و به حلّ مشكلات آنان و پاسخگويى به سؤالات ايشان و ارسال كتابهاى دينى براى آنان پرداخت. فقيد سعيد در مقابل كژيها و ناراستيها سخت مى ايستاد و در همين راستا به تشكيل كلاسهاى مختلف عقايد و كلام براى جوانان پرداخت و از آسايش خويش براى رفع مشكلات فكرى آنان گذشت و هماره از اساتيد حوزه علميه قم براى ايراد سخنرانى و اداره كلاسهاى عقيدتى دعوت مى كرد.
آن مرحوم با وجود بيمارى طولانى اش, از تلاش و كوشش دست برنداشت و يكسره به تأليف و تصنيف و هدايت و ارشاد پرداخت و با سعه صدر و اخلاق خوش خود جوانان را به اسلام جذب كرد و بسيارى را از گمراهى نجات داد. دربرآوردن حوايج مردم كوشا بود و دستى بخشنده داشت. برخى از تأليفات چاپ شده اش عبارتند از: 1ـ پيام فاطمه 2ـ غدير يا پيوند ناگسستنى رسالت و امامت 3ـ دليل العروة الوثقى (2ج ـ تقريرات بحث طهارت آيت الله شيخ حسين حلّى ـ) 4ـ موسوعة المكاسب (4ج ـ تقريرات درس آيت الله حلّى) 5 ـ همه در انتظار اويند 6 ـ افكار پريشان 7ـ الرسول يدعوكم 8 ـ الفقه فى تشريعه و تبيينه واستنباطه 9ـ اصول دين 10ـ خدا و اولوالامر 11ـ خدا و مهدى 12ـ حكومت از ديدگاه قرآن و عترت 13ـ ولايت فقيه 14ـ حسين از ديدگاه وحى 15 ـ نمودارى از حكومت على(ع) 16ـ نور الابرار (ترجمه كلمات قصار اميرالمؤمنين على عليه السلام) 17ـ شيعتنا 18ـ الرسول والشيعة 19ـ الرسول يحدّثنا 20ـ الى علماء الاسلام 21ـ نگهبان مكتب توحيد (كتابنامه حضرت مهدى(ع)) 22ـ فاطمه زهرا, دژِ شكست ناپذير 23ـ شناخت شيعه 24ـ دائرةالمعارف قرآن (12ج) 25ـ دائرةالمعارف القرآن (3ج ـ عربى).
در تاريخ 21دى ماه 1374ش (19شعبان 1416ق) بود كه قلبش در 80سالگى از طپش بازايستاد, و پس از تشييع در تهران, به قم انتقال داده شد و عصر جمعه 20شعبان پس از تشييع باشكوه در قبرستان شيخان به خاك سپرده شد. درگذشت حضرت آيت الله جعفرى همدانى
حضرت مستطاب آيت الله آقاى حاج شيخ غلامحسين جعفرى همدانى ـ قدس سرّه ـ از علماى بنام تهران به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سال 1324ق در روستاى شانگرين از توابع همدان, در خانواده اى متدين و متعبد ديده به جهان گشود. سيزده ساله بود(1337ق) كه براى يادگيرى دانش دينى به همدان رفت و تا سال 1342ق به تحصيل مقدمات و ادبيات پرداخت. در سال 1342ق براى تكميل آموخته هاى خويش به حوزه علميه قم كوچيد و قوانين و شرح لمعه را در محضر حضرات آيات: ميرزا محمد ثابتى همدانى و آخوند ملاعلى همدانى و شيخ غلامرضا طبسى فراگرفت. سپس در سال 1345ق به نجف اشرف هجرت كرد و رسائل و مكاسب و كفايه را نزد آيت الله ميرزا ابوالحسن مشكينى ـ صاحب حاشيه بر كفايه ـ آموخت و پس از آن در محضر آيات عظام: سيد ابوالحسن اصفهانى, ميرزاى نائينى, آقاضياء عراقى و شيخ محمدحسين اصفهانى و ميرزا ابوالحسن مشكينى زانوى ادب به زمين زد و از سرچشمه علم آنان توشه ها برگرفت. همچنين در همان زمان اسفار اربعه را از علامه حكيم آقا سيد حسين بادكوبه اى و علامه بزرگوار آقاميرزا احمد آشتيانى و شرح منظومه را از آيت الله شيخ مرتضى طالقانى فراگرفت و اين همه 23سال به درازا كشيد. وى در نجف اشرف علاوه بر تحصيل, سالها به تدريس سطوح عاليه و خارج فقه پرداخت و در سال 1368ق (1328ش) بود كه به تهران آمد و به امامت جماعت (در مسجد جامع), تدريس كفايه و مكاسب, وعظ و ارشاد, راهنمايى مردمان و تربيت شاگردان و دستگيرى از نيازمندان پرداخت. فقيد سعيد در پيشبرد نهضت اسلامى شركت فعال داشت و بارها به دليل سخنرانى هايش رنج زندان و تبعيد را به جان خريد و از مبارزات خويش دمى نياسود. ايشان بسيار متواضع, ساده زيست و قانع و مهربان و صميمى بود. اخلاص نيت و توكّل بر خداوند در كارهايش مشهود بود و هر آنچه را كه به دستش مى رسيد, به ديگران مى بخشيد. ساعتى پيش از فجر از خواب برمى خاست و تا پس از طلوع صبح به خواندن قرآن و ادعيه مى پرداخت و اين كار را به هنگام عصر تا غروب هم تكرار مى كرد. از غالب اساتيد خويش همچون: آقا سيد ابوالحسن اصفهانى, ميرزاى نائينى و آقا ضياء عراقى اجازه اجتهاد داشت و تقريرات درس آنان را نگاشته بود, كه عبارتند از:
1ـ تقريرات درس فقه آقا سيد ابوالحسن اصفهانى 2ـ تقريرات درس اصول آقا ضياءالدين عراقى (دو دوره كامل) 3ـ تقريرات درس اصول علامه شيخ محمد حسين اصفهانى 4ـ تقريرات درس فقه و اصول ميرزا ابوالحسن مشكينى.
سرانجام آن خدمتگذار راستين دين, پس از پشت سر نهادن يك بيمارى طولانى در 93سالگى در تاريخ جمعه 26آبان 1374ش (23جمادى الثانى 1416ق) در تهران بدرود حيات گفت و در روز شنبه پس از تشييعى باشكوه, در قبرستان شيخان قم به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى درگذشت استاد دكتر سيدصادق گوهرين
شادروان دكتر سيد صادق گوهرين, استاد بازنشسته دانشگاه و از ادبا و پژوهشگران متبحّر در عرفان اسلامى بود كه بيشتر آثار خود را در اين مقوله رقم زد. وى به سال 1293هـ.ش متولد شد. در اوانِ نوجوانى در مدرسه هاى علميه به همان شيوه هاى سنتى به تحصيل صرف و نحو عربى پرداخت. همچنين تحصيلات ابتدايى و متوسطه را به پايان رساند و در رشته هاى ادبيات فارسى و فلسفه از دانشسراى عالى ليسانس گرفت. وى ضمن تدريس در دبيرستانها, در دوره دكتراى ادبيات فارسى به ادامه تحصيل پرداخت و در پايان اين مقطع (فرهنگ لغات و تعبيرات مثنوى) را به عنوان پايان نامه به نگارش درآورد. مرحوم گوهرين در اين رساله ـ كه شايد مهمترين و مفصلترين اثر او به حساب آيد ـ به ترتيب الفبا, لغات اصطلاحات, تعبيرات عرفانى, مجازات, اصطلاحاتِ نجومى, طبّى, قرآنى, حديثى و… را شرح كرده است و هر تركيب را در بيت و نيز محل دقيق آن را در دفترهاى ششگانه مثنوى, بيان داشته است.
مرحوم گوهرين بيشتر ايام عمر خود را صرف تدريس دروس ادبى و عرفان; و نيز تربيت دانشجويانِ اين دو مقوله معرفتى كرد و تا پيش از انقلاب اسلامى در دانشكده هاى ادبيات تهران و شهيد بهشتى (ملّى) به انجام وظيفه اشتغال داشت. آخرين اثرى كه از شادروان گوهرين مى شناسيم, شرح اصطلاحات تصوّف است كه در آن, پس از مقدمه اى در 120 صفحه كه به تاريخچه و فرقه هاى مختلف تصوف پرداخته, به ترتيب الفبا, شرح اصطلاحات تصوف را با نمونه هايى از متون نثر و شعر در آن زمينه آورده است. اصطلاحاتى از قبيل: آب خضر, ابدال, اتّحاد, اهل باطن, بتخانه, بسط, پير خرابات و…. متأسفانه تاكنون تنها چهارجزء از اين كتاب (در دو مجلّد) چاپ شده كه تا كلمه (حيرت) رسيده است.
حيرتى آمد درونش آن زمان
كه برون شد از زمين و آسمان
فهرست نام كتابهاى وى به ترتيب تاريخى به شرح زير است:
1. حجة الحق ابوعلى سينا. تهران, 1331.
2. پير چنگى; حكاياتى از مثنوى. تهران: اميركبير, 1334.
3. فرهنگِ لغات و تعبيرات مثنوى. 9جلد چاپ يكم اين اثر در فاصله سالهاى 1337 تا 1354 توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده است.
4. تصحيح اسرارنامه شيخ عطار. تهران: صفى عليشاه, 1338.
5. تصحيح منطق الطير شيخ عطار. تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب, 1342.
6. داستان بهرام گور [از شاهنامه فردوسى] تهران: جاويدان, 1343.
7. شيخ صنعان [از منطق الطير] تهران: اميركبير, 1344.
8. شرح اصطلاحات تصوف. تهران: زوّار, 1367.
فهرست برخى از مقالات شادروان گوهرين نيز به نقل از فهرست مقالات فارسيِ ايرج افشار به شرح زير است:
1. (مبارزات منفى در ايران بعد از اسلام), مردم, جلد1 (1335) شماره هاى 4 (ص40ـ57) و 6(ص63 ـ 68).
2. (تاريخچه نهضتهاى اسلامى), ستاره صلح, (1329) شماره هاى 3(ص35ـ54), 4(ص20ـ 38) و5(ص14ـ 35). اين مقاله با امضاى مستعار (س. سمندر) چاپ شده است.
4. (نقدى بر كتاب عبهر العاشقين) تصحيح هنرى كربن و محمد معين, راهنماى كتاب, سال دوم (1338), ص45ـ 48.
4. (ريشه تصوف), مهر, سال دهم (1343), ص13ـ22 و208ـ 218.
مرغ جانِ اين وارسته مرد عرصه عرفان و ادب, پس از عمرى تكاپو, در ششم آذرماهِ 1374 از قفس تن بدر آمد و به سوى هستى مطلق, پرواز كرد.
درگذشت اين اديب فرزانه و پژوهشگر وادى عرفان را به ارباب معرفت تسليت مى گوييم.فرهنگىافتتاح بوستان كتاب
با حضور نماينده مقام معظم رهبرى حجت الاسلام محمدى گلپايگانى, بوستان و نمايشگاه دائمى كتاب دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم آغاز به كار كرد.
در اين نمايشگاه پنج هزار عنوان كتاب در زمينه هاى علوم اسلامى, دانشگاهى و كودكان در معرض فروش قرار مى گيرد.
حجت الاسلام جعفرى گيلانى مدير دفتر تبليغات اسلامى در اين مراسم اعلام كرد:
تاكنون 350عنوان كتاب توسط اين دفتر به چاپ رسيده و 100 جلد كتاب ديگر در دست چاپ است.
وى افزود: در حال حاظر دوازده مجلّه توسط دفتر تبليغات در موضوعات مختلف چاپ مى شود و در آينده بسيار نزديك تمام مجلات و كتب دانشگاهى در اين نمايشگاه عرضه خواهد شد. ابراز خرسندى رهبر انقلاب از فعاليتهاى دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم
مقام معظم رهبرى در جريان بازديد از نمايشگاه تحقيق و پژوهش در قلمرو حوزه در مدرسه دارالشفاء قم هنگام ديدار از غرفه مركز تحقيقات و مطالعات اسلامى وابسته به دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم ضمن ابراز خرسندى از كارهاى انجام شده و پروژه هاى در دست انجام, اين دستخط گرانسنگ را به يادگار گذاشتند.در يادداشت ايشان آمده است:
بسم الله الرحمن الرحيم
در اين بخش نشانه هاى نوآورى بخوبى آشكار است و اين پديده مباركى است و مبارك باد, ولى در كنار آن حتماً بايد به اتقان توجه و اهتمام شود. ان شاءالله تلاش آقايان برخوردار از قبول حضرت حق باشد. انما يتقبل الله من المتقين
يادآورى مى شود مقام معظم رهبرى همچنين ضمن بازديد از غرفه هاى دارالقرآن مدرسه آيت الله العظمى گلپايگانى و غرفه كتابخانه مرحوم آيت الله العظمى نجفى مرعشى نسبت به روح بلند آن دو مرجع فقيد اداى احترام كردند. افتتاح مؤسسه فرهنگى دارالحديث
همزمان با خجسته ميلاد باسعادت بزرگ بانوى اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) طى مراسمى با پيام رهبر معظم انقلاب, مؤسسه فرهنگى دارالحديث در قم افتتاح شد. در قسمتى از اين پيام آمده بود:
امروز درباره حديث, به تدقيق و جداسازى سره از ناسره و راست از دروغ و مسلّم از مشكوك و نيز به تأمّل در فهم معضلات و مفاد و مضمونهاى اساسى در آن و نيز به تطبيق يا نسبت يابى آن با كلام الله عزيزِ حكيم و نيز به شرح و بسط عالمانه و محققانه, و نشر و همگانى كردن آنچه همگان را به كار خواهد آمد, و بسى خدمات و تلاشهاى ديگر, نيازى مبرم و سازماندهى شده وجود دارد.
در كنار اين همه, پردازش علم رجال, و نيز بررسى تاريخ صدور حديث و سير آن, و نيز كسب آگاهى از آن زمينه اى كه صدور هر حديثى را لازم يا راجح ساخته است, و نيز جستجو از مضمونهاى مشابه در كتب حديث اهل سنت, از جمله كارهاى لازم و ضرورى است.
اكنون تأسيس مجمع دارالحديث به همت جناب حجةالإسلام والمسلمين آقاى رى شهرى كه در كار حديث گذشته از شوق و علاقه, تبحر و سابقه تجربه نيز دارند, اين مژده را مى دهد كه به حصول اين خواسته ها و نيازها در امر حديث بتدريج نزديك خواهيم شد. ان شاءالله تعالى.
در ادامه مراسم حجت الاسلام والمسلمين رى شهرى مؤسس دارالحديث گزارشى از فعاليت اين مؤسسه در زمينه تحقيقات كاربردى, ايجاد كتابخانه تخصصى حديث و تحقيقات پايه را برشمرد و خاطرنشان ساخت در بخش تحقيقات كاربردى دو سوم راه طى شده است و در زمينه تحقيقات پايه, فعاليت خوبى انجام پذيرفته است.
پس از سخنان آقاى رى شهرى آقاى دكتر سيد محمد باقر حجتى پيرامون دانشكده علوم حديث و سير تكوين توضيحاتى ارائه نمود. سپس علامه سيد مرتضى عسكرى درباره سير تاريخى تدوين حديث مطالبى بيان داشت. گفتنى است مؤسسه فرهنگى دارالحديث داراى زيرمجموعه مختلفى است كه دانشكده علوم حديث, مركز تحقيقات و كتابخانه تخصصى از آن جمله است. برگزارى جشن سومين هفته كتاب
سومين دوره هفته كتاب جمهورى اسلامى ايران, با سخنرانى حجةالاسلام والمسلمين هاشمى رفسنجانى, رئيس جمهورى در تالار وحدت تهران آغاز شد.
در اين مراسم كه با حضور جمعى از شخصيتهاى فرهنگى, صاحبان انديشه و قلم و فرهيختگان برگزار شد, پس از خيرمقدم گويى آقاى مهندس ميرسليم, وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى, آقاى احمد مسجدجامعى, معاون امور فرهنگى وزير ارشاد و رئيس ستاد هفته كتاب, گزارشى از برنامه ها و فعاليتهاى گسترده سومين دوره هفته كتاب و وضع كمى و كيفى نشر در سال 74 را ارائه كرد.
در ادامه اين مراسم, به مؤلفان و مترجمانى كه آثارشان در مراسم انتخاب كتاب سال 73 مورد تشويق واقع شده اند, هدايايى اهدا شد.
عناوين مهمترين برنامه ها و فعاليتهاى سومين هفته كتاب جمهورى اسلامى ايران به شرح زير بود:
1ـ برگزارى 1500 نمايشگاه و فروشگاه كتاب در 1500 مدرسه.
2ـ برگزارى 700 نمايشگاه و فروشگاه كتاب كوثر در مساجد و حوزه هاى علميه.
3ـ برگزارى 700 نمايشگاه و فروشگاه كتاب در 700 روستا.
4ـ برگزارى 100 نمايشگاه و فروشگاه كتاب در كارخانه ها.
5 ـ برگزارى 100 نمايشگاه و فروشگاه كتاب در فرهنگسراها و خانه هاى فرهنگ.
6 ـ برگزارى 100 نمايشگاه و فروشگاه كتاب در ادارات و سازمانها.
7ـ برگزارى 1000 نمايشگاه كتاب در 1000 كتابخانه عمومى و كتابخانه هاى كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان.
8 ـ برگزارى دومين نمايشگاه بزرگ كتاب كوثر به مناسبت تولد حضرت فاطمه زهرا(س).
9ـ برگزارى دهها مسابقه بزرگ كتاب و كتابخوانى.
10ـ انتخاب بهترين كتابدار و كتابخوان نمونه.
11ـ تجهيز و اهداى كتاب به كتابخانه هاى عمومى, كتابخانه هاى مساجد, حوزه هاى علميه, مدارس و روستاها.
12ـ برگزارى مراسم تجليل از خادمان فرهنگ مكتوب در تهران و كليه استانهاى كشور.
به منظور تجليل از پيشكسوتان و خادمان فرهنگ مكتوب و نشر كشور اين فعاليت در دو دوره گذشته هفته كتاب انجام شد كه با استقبال فراوان روبرو گرديد. در سومين هفته كتاب نيز در تهران و همچنين در كليه استانهاى كشور مراسم تجليل از خادمان فرهنگ مكتوب برگزار شد و به پيشكسوتان, در زمينه ها و حوزه هاى مختلف چاپ و نشر لوح تقدير توسط معاونت محترم رئيس جمهور اعطاء گرديد.
13ـ برگزارى دهها نمايشگاه تخصصى كتاب خطى, فهارس و سير تحول صنعت چاپ.
از جمله اين نمايشگاهها برگزارى نمايشگاه فهارس و كتابهاى خطى در كتابخانه حضرت آيت الله العظمى مرعشى(ره) در قم و برگزارى نمايشگاه سير تحول صنعت چاپ در محل ساختمان سابق مجلس شوراى اسلامى است كه در آن 500عنوان كتاب تخصصى مربوط به صنعت چاپ (حروفچينى, ليتوگرافى, چاپ و مديريت چاپ) و سير تحول در ماشين آلات در حروفچينى, ليتوگرافى, چاپ و صحافى به نمايش گذاشته شد.
14ـ برگزارى 25 نمايشگاه و فروشگاه تخصصى كتاب در دانشگاهها و مراكز آموزش عالى.
15ـ برگزارى 25جشن بزرگ كتاب در دانشگاهها و مراكز آموزش عالى سراسر كشور.
16ـ برگزارى مراسم دومين دوره انتخاب كتاب سال دانشجويى سراسر كشور.
اين فعاليت به منظور تقويت روحيه تحقيق و مطالعه در ميان دانشجويان و همچنين استفاده از نتايج تحقيقات به عمل آمده, انجام گرفت. در سال گذشته نيز اولين دوره انتخاب كتاب سال دانشجويى با حضور رياست محترم مجلس شوراى اسلامى برگزار گرديد.
17ـ برگزارى مراسم اولين دوره انتخاب پايان نامه هاى برتر دانشجويان سراسر كشور.
اين برنامه نيز با همكارى معاون فرهنگى جهاد دانشگاههى و براى انتخاب پايان نامه هاى برتر فارغ التحصيلان دوره هاى كارشناسى, كارشناسى ارشد و دكتراى دانشگاههاى سراسر كشور انجام و به برندگان جوايزى اهدا شد.
18ـ برگزارى جشن بزرگ كتاب كودك و نوجوان.
19ـ برگزارى 25 نمايشگاه و فروشگاه كتاب در مراكز صدا و سيماى كليه استانهاى كشور.
20ـ برگزارى فروشگاه و نمايشگاه كتاب در سينماهاى كشور.
21ـ افتتاح مركز بزرگ فروش و نمايش دائمى كتاب تهران در محل سينما پلازاى سابق.
22ـ تجهيز 24كتابخانه ويژه نابينايان در تهران و مراكز استانها با استفاده از كتابهاى مخصوص نابينايان. تشكيل نخستين مجمع بين المللى استادان زبان فارسى
نخستين مجمع بين المللى استادان زبان فارسى با سخنان حجت الاسلام والمسلمين هاشمى رفسنجانى رئيس جمهور در تالار علامه امينى دانشگاه تهران گشايش يافت.
اين گردهمايى كه با ميزبانى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى برگزار شد, به بررسى وضعيت زبان و خط فارسى در كشورهاى پارسى گوى و نحوه استفاده آن در ساير نقاط جهان پرداخت.
در همين رابطه هفده تن از اساتيد زبان فارسى تاجيكستان جهت شركت در اين گردهمايى به تهران آمدند. اساتيد زبان فارسى تاجيك در گردهمايى مذكور 17مقاله ارائه دادند.
حضرت آيت الله خامنه اى رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اعضاى مجمع بين المللى استادان زبان فارسى با ايشان, طى سخنانى فرمودند: زبان فارسى در واقع جويبار پرفيضى از گنجينه عظيم مواريث فرهنگى ايرانيان و ملتهاى فارسى زبان است و براى ملتهاى ديگر نيز پديده اى بسيار بزرگ و شكوهمند محسوب مى شود, زبان فارسى از گسترش واژگانى و ظرفيت تركيب پذيرى برخوردار است, آهنگى گوش نواز, بهنجار و زيبا دارد و با تكيه بر خصوصيات واژگانى و تركيبى خود مى تواند هر بخشى از گسترده معارف بشرى را ارائه دهد و آن را بيان كند.
حضرت آيت الله خامنه اى زبان فارسى را زبان شعر, فلسفه و معارف دانستند و فرمودند: زبان فارسى وسيله اى انحصارى براى دست يافتن به مفاهيم والا و حكمت عظيم و بى نظيرى است كه در ميراث فرهنگى اين زبان, در كتابهاى علمى, ادبيات, حكمت و اخلاق به صورت شعر و نثر وجود دارد و بر همين اساس زبان فارسى براى تمام كسانى كه علاقمند به معارف والاى بشرى هستند, يك ذخيره مهم, باارزش, قابل فراگيرى و پيگيرى است.
رهبر معظم انقلاب اسلامى جاذبه زبان فارسى را عامل گسترش آن به هند و آسياى صغير دانستند و افزودند: بدون ترديد اسلام از طريق زبان فارسى و فارسى زبانان به چين, شبه قاره و بخشى از آسياى ميانه گسترش يافته است و بسيارى از كسانى كه در اين مناطق به اسلام گرويده اند, هنوز يادگارها و نشانه هاى زبان فارسى را در كلمات و اصطلاحات دينى خود حفظ كرده اند و اين خود مايه سربلندى و افتخار است.
رهبر معظم انقلاب به مظلوميت زبان فارسى اشاره كردند و با تأكيد بر ضرورت تلاش در جهت اعتلاى هرچه بيشتر آن فرمودند: زبان فارسى, زبانى فاخر, زيبا, رسا و پرظرفيت است و محموله بسيار عظيمى از گنجينه معارف بشرى و ميراث ذهنيات و عقليات بشرى را با خود به همراه دارد, بنابراين فارسى زبانان و علاقمندان و دوستداران اين زبان در سراسر جهان و صاحبان ذوق و انديشه بايد با جديت كامل و اهتمام فراوان, تلاش مضاعفى را براى اعتلاى زبان فارسى بعمل آورند.
حضرت آيت الله خامنه اى از عرضه مفاهيم عظيم انقلاب اسلامى به عنوان يك خصوصيت مهم زبان فارسى ياد كردند و فرمودند: امروز در ايران به بركت انقلاب اسلامى, بسيارى از سخنان والا, درست و دلنواز بر زبانها جارى مى شود كه بسيارى از ملتها درك درستى از آن ندارند. بنابراين زبان فارسى كه محموله عظيمى از اين معارف را در اختيار دارد. مى تواند نقش بزرگى را در انتقال آن به جوامع بشرى ايفا كند.
رهبر معظم انقلاب اسلامى در بخش ديگرى از سخنانشان ضرورت پاسدارى از زبان فارسى در ايران و كشورهاى فارسى زبان را به عنوان يك وظيفه بزرگ مورد تأكيد قرار دادند و افزودند: براى گسترش زبان فارسى و ايجاد عناصر حيات و تكامل در اين زبان, بايد از ظرفيتهاى موجود در آن حداكثر استفاده به عمل آيد و توجه مسؤولان فرهنگستان زبان فارسى به اين مهم ضرورى است.
حضرت آيت الله خامنه اى در آميختن زبان فارسى با لغات جعلى و دساتيرى را خيانت به زبان فارسى دانستند و در پايان سخنانشان با تأكيد بر لزوم پالايش زبان فارسى از كلمات جعلى و اشتباه فرمودند: زبان فارسى كلمه طيبه اى است و اصل ثابتى دارد و انتظار مى رود كه روز به روز پيشرفت كند و جهانيان بتوانند از اين زبان استفاده هاى فراوانى را به عمل آورند. معرفى برگزيدگان جشنواره كتاب سال قصه هاى قرآنى
نخستين جشنواره انتخاب كتاب سال (قصه هاى قرآنى), پيامبران, ائمه(ع) و صحابه در دو مقطع سنى كودكان و نوجوانان و بزرگسالان برگزار شد.
در اين مراسم كه در پنجمين روز از دوازدهمين دوره مسابقات بين المللى حفظ و قرائت قرآن كريم در حسينيه ارشاد برگزار شد آقاى ميرسليم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى, نماينده ولى فقيه و سرپرست سازمان اوقاف و امور خيريه و قاريان شركت كننده در مسابقات و جمع كثيرى از مردم حضور داشتند. حجت الاسلام نقدى مسؤول واحد مطالعات و تحقيقات سازمان اوقاف و امور خيريه در اين جشنواره طى گفتگويى اظهار داشت: از ميان سه هزار و 405 اثر منتشر شده از قبل و بعد از انقلاب اسلامى تنها 11اثر به عنوان بهترين آثار منتشره انتخاب شده است.
وى هدف از برگزارى چنين جشنواره اى را بيشتر تشويق نويسندگان به نگارش قصه هاى قرآنى و قدردانى از اين نويسندگان عنوان كرد.
هيأت داوران نخستين جشنواره در بيانيه خود ضمن تشكر از تمامى محققان و نويسندگان و ناشران, كتابهايى را كه تا سال 73 انتشار يافته از نظر كيفى و كمى در خور شأن امت معتقد و بزرگى چون ايران با سابقه طولانى اسلامى ندانستند.
در بيانيه هيأت داوران آمده است: به سبب نبودن معيارهاى روشن و جريان مستمر نقد ادبى دلسوزانه, اغلب آثارى كه تا اين تاريخ منتشر شده اند, ضعفها و كاستيهايى دارند كه حاصل برخى سهل انگاريهاست.
هيأت داوران از حجت الاسلام مصطفى زمانى نيا, حجت الاسلام عبدالكريم بى ازار شيرازى, مهدى آذر يزدى و محمود حكيمى به عنوان نويسندگان پيشكسوت در زمينه قصه هاى قرآنى تقدير و تشكر كردند.
در بخش برگزيده كتابهاى قصه هاى قرآنى و پيامبران ويژه كودك و نوجوان هيأت داوران جايزه نخست را به آقايان رضا رهگذر نويسنده كتاب (يثرب شهر يادها و يادگارها) و سيد مهدى شجاعى نويسنده كتاب (والعاديات) اهدا كردند.
رتبه دوم اين رشته به آقاى محمد صادق موسوى گرمارودى نويسنده كتاب (خفتگان بيدار) اعطا شد و هيأت داوران هيچ كتابى را در اين بخش به عنوان رتبه سوم انتخاب نكرد.
در بخش قصه هاى ائمه(ع) و صحابه ويژه كودكان و نوجوانان به ترتيب آقاى عباس ملكى نويسنده كتاب (سلمان فارسى), داود غفارزادگان نويسنده كتاب (نخلها و نيزه ها) و خانم شكوه قاسم نيا نويسنده كتاب (خوشبوتر از گلاب) به عنوان اول تا سوم انتخاب شدند.
در بخش قصه هاى قرآنى و پيامبران ويژه بزرگسالان هيأت داوران هيچ كتابى را به عنوان رتبه اول انتخاب نكرد و رتبه دوم را به كتاب (خفتگان بيدار) و رتبه سوم را مشتركاً به كتابهاى (فجر اسلام) نوشته ميثاق امير فجر (سفر ششم) نوشته على مؤذنى و داستان پيامبران (جلد دوم) نوشته على موسوى گرمارودى اختصاص داد.
هيأت داوران در بخش قصه هاى ائمه و صحابه ويژه بزرگسالان نيز هيچ كتابى را به عنوان رتبه هاى اول و دوم انتخاب نكرد ولى در رتبه سوم, كتاب (از ديار حبيب) نوشته سيد مهدى شجاعى انتخاب شد.
هيأت داوران همچنين از نويسندگان كتابهاى (نيكوتر از طلا و تابه آفتاب) نوشته ابراهيم حسن بيگى, (يك آسمان خبر) نوشته مهدى حجوانى, (بازگشت) نوشته مصطفى رحماندوست, (شكوه شهادت) نوشته حميد گروگان, (تشنه ديدار) نوشته رضا رهگذر, داستان پيامبران (جلد اول) نوشته موسوى گرمارودى و (كشتى پهلوگرفته) نوشته سيد مهدى شجاعى تقدير به عمل آورد. برگزارى نخستين كنفرانس بين المللى هنر دينى
در اين كنفرانس موضوعاتى چون (تعريف و ماهيت هنردينى و تفاوت آن با هنر قدسى, (هنر سنتى و هنر مذهبى), (هنر دينى در اديان مختلف), (هنرمند و هنر در جوامع دينى و هنر دينى), (مسأله تقليد و ابتكار در هنر دينى), (سرّمشروع و نامشروع در هنر دينى) و (مواد و مصالح هنر دينى و هنر قدسى) ارائه و مورد بحث و بررسى قرار گرفت.
بجز انديشمندان و متفكران داخلى, 25سخنران نيز از كشورهاى اتريش, مصر, عربستان, مالزى, تايلند, لبنان, تاجيكستان, انگليس, آلمان, آمريكا, سوئيس, پرتغال, سودان و اسپانيا در اين كنفرانس حضور داشتند.
در حاشيه نخستين كنفرانس بين المللى هنر دينى, علاوه بر برگزارى ميزگردهايى با حضور متفكرين ايرانى و خارجى, موزه اى از آثار ارزشمند هنر دينى با همكارى سازمان ميراث فرهنگى برپا شده بود. برگزارى اولين همايش دروس معارف اسلامى در قم
اولين همايش دروس معارف اسلامى با بررسى انقلاب اسلامى و ريشه هاى آن در قم برگزار شد.
در مراسم افتتاح اين سمينار كه جمع كثيرى از اساتيد علوم و معارف اسلامى و انديشمندان حوزه و دانشگاه شركت داشتند, ابتدا حجت الاسلام امينى دبير سمينار ضمن ارائه گزارشى از اهداف و انگيزه هاى برپايى اين گردهمايى اظهار داشت: هم اكنون دانشجويان مقطع كارشناسى بايد 12واحد دروس معارف اسلامى را فراگيرند, درحالى كه امكانات و سازماندهى لازم در زمينه هرچه بهتر ارائه كردن اين دروس در دانشگاهها درنظر گرفته نشده است.
وى گفت: ما احساس مى كنيم در درس انقلاب اسلامى مشكل محتوايى داريم اساتيد ما چون حوزه هاى مطالعاتى آنها متفاوت است هركدام با ديد و گرايش و سليقه هاى خود درس انقلاب اسلامى را ارائه مى دهند.
در اين همايش آقاى دكتر ولايتى وزير امور خارجه طى سخنانى به برشمردن و تشريح سرفصلهاى تاريخى كه در پيدايش انقلاب اسلامى مؤثر بوده اند پرداخت و گفت: انقلاب امر جامعى است, علل و انگيزه هاى مركب دارد, اسلامى بودن, شيعه بودن, ايرانى بودن و عوامل ديگر در پيدايش اين انقلاب نقش داشته اند.
وزير امور خارجه در تشريح اهميت مذهب تشيع در شكل گيرى انقلاب اضافه كرد: در تاريخ اسلام بيش از هشتاد درصد نهضتهاى اسلامى مربوط به تشيع يا كسانى است كه به انحاى مختلف به اهل بيت عصمت و طهارت معتقد بودند.
در ادامه اين سمينار حجت الاسلام والمسلمين عميد زنجانى پيرامون ضرورت و اهميت درس انقلاب اسلامى و ريشه هاى آن در دانشگاهها سخن گفت.
شايان ذكر است در اين سمينار پژوهشگران حوزه و دانشگاه و اساتيد معارف اسلامى به مدت سه روز در تالار شيخ مفيد قم به بحث و بررسى پيرامون چگونگى احياء و ارائه درس انقلاب اسلامى و ريشه هاى آن پرداختند. برپايى نمايشگاه تخصصى اسناد انقلاب اسلامى در قم
همزمان با برپايى سمينار انقلاب اسلامى و ريشه هاى آن نمايشگاه تخصصى اسناد انقلاب اسلامى در مدرسه عالى تربيتى قضايى قم برپا شد.
در اين نمايشگاه, مركز اسناد انقلاب اسلامى, مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگى بنياد مستضعفان و جانبازان, دفتر مطالعات سياسى وزارت امور خارجه, كتابخانه تخصصى تاريخ معاصر ايران, سازمان اسناد ملى ايران, دانشكده عقيدتى ـ سياسى شهيد محلاتى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى گوشه اى از اسناد و مدارك, كتب, جزوات, مجلات, عكس و نرم افزارهاى كامپيوترى خود را در معرض ديد پژوهشگران و علاقمندان مطالعات سياسى قرار دادند.
اسناد و عكسهاى ارائه شده, در اين نمايشگاه, خاطرات دوران انقلاب را بار ديگر براى بينندگان زنده مى كند. گراميداشت مسيح كاشانى
مراسم بزرگداشت مسيح كاشانى شاعر نامى ايران در كاشان از سوى اداره فرهنگ و ارشاد اسلامى با حضور ادبا, فرهنگ دوستان و علاقه مندان به شعر و ادب برگزار شد.
در اين مراسم جمعى از شعرا با قرائت اشعارى در وصف مسيح كاشانى ياد و خاطره اين شاعر را گرامى داشتند.
در اين مراسم همچنين مصطفى فيضى يكى از شعرا و نويسندگان معاصر درخصوص ويژگيهاى شعر مسيح سخنانى ايراد كرد.
مولانا حكيم ركن الدين مسعود متخلص به مسيح كاشانى شاعر, خطاط, نقاش و طبيب چيره دست در سالهاى 980 تا 1066 هجرى قمرى در دوره صفوى مى زيسته است. از وى كه استاد و مربى صائب تبريزى شاعر بلندآوازه ايرانى بود, بيش از 120 هزار بيت شعر و كتابى در طب به جاى مانده و نيز كتاب گلستان سعدى را با خط نستعليق به رشته تحرير درآورده است. كنگره نودمين سال سربدار شدن شيخ فضل الله نورى
كنگره شيخ فضل الله نورى همزمان با نودمين سالگرد سربدار شدن اين روحانى مبارز و شهيد در تهران برگزار شد.
اين كنگره در راستاى فرمايشات مقام معظم رهبرى مبنى بر نقش روحانيت در پاسدارى از ارزشهاى اسلام ناب محمدى(ص) به همت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان تهران و با همكارى انجمن آثار و مفاخر فرهنگى در مسجد شيخ فضل الله نورى آغاز به كار كرد.
در اولين روز برگزارى اين كنگره سه روزه دكتر رضا داورى استاد دانشگاه طى سخنانى گفت: شهيد شيخ فضل الله نورى اعتقاداتش را به صراحت بيان مى كرد و هرگز در بند مراعات مصلحت خويش نبود.
وى از اميركبير و شيخ فضل الله نورى به عنوان دو شخصيت تراژيك دويست ساله اخير تاريخ ايران ياد كرد.
در ادامه اين كنگره حجت الاسلام دوانى نيز طى سخنانى گفت: كار بزرگ شيخ فضل الله نورى اين بود كه دو اصل مهم, دين رسمى مملكت ايران اسلام است و در هر عصرى از اعصار بايستى پنج نفر از مجتهدين و فقهاى مطلع به مقتضيات زمان در مجلس شوراى اسلامى باشند را به قانون اساسى آن زمان اضافه كرد.
در ادامه كنگره شيخ فضل الله نورى دو تن از شعراى معاصر نيز جديدترين سروده هاى خود را در يادمان اين شهيد والامقام روحانى قرائت كردند.نمايشگاه كتاب بانوان عرب از شانزدهم تا بيستم نوامبر (25تا29 آبان) در قاهره برگزار شد.
كنفرانس بين المللى نويسندگان و انديشمندان يكصد كشور جهان كه پنج شنبه گذشته در اسلام آباد پاكستان آغاز شد با صدور يك بيانيه هشت ماده اى به كار خود پايان داد. بازديد بيش از 20هزار نفر از نمايشگاه سراسر ى نرم افزار علوم اسلامى
دومين نمايشگاه سراسرى نرم افزار علوم اسلامى با استقبال چشمگير پژوهشگران حوزه و دانشگاه روبرو شد.
در مراسم اختتاميه دومين نمايشگاه نرم افزار علوم اسلامى كه به مناسبت هفته وحدت حوزه و دانشگاه به مدت يك هفته در مجتمع امام خمينى قم برپا شده بود, حجت الاسلام والمسلمين دكتر طه هاشمى مديرعامل مركز تحقيقات كامپيوتر علوم اسلامى ضمن تجليل از استقبال چشمگير, طلاب, فضلا, اساتيد حوزه و دانشجويان دانشگاهها, برپايى اين نمايشگاه را جلوه عملى وحدت حوزه و دانشگاه ذكر كرد و از تلاشهاى مراكز توليدكننده نرم افزارهاى علوم اسلامى تشكر نمود. وى همچنين اين مراكز را به همكارى و هماهنگى با يكديگر و جلوگيرى از كارهاى تكرارى و موازى فراخواند.
مديرعامل مركز تحقيقات كامپيوتر علوم اسلامى اظهار اميدوارى كرد, مركزى جهت پشتيبانى و هماهنگى مراكز توليدكننده نرم افزارهاى علوم اسلامى تأسيس شود تا ضمن دفاع از حقوق مراكز كامپيوترى, نسبت به ثبت برنامه هاى توليدشده به نام مركز توليدكننده انجام وظيفه نمايد.
آقاى دكتر طه هاشمى با اشاره به علاقه مندى جهان اسلام به كسب معارف اسلام ناب محمدى اظهار اطمينان كرد با فراهم شدن امكانات علم و معارف اسلامى به وسيله ابزار مدرن كامپيوترى به دنيا منتشر خواهد شد.
مديرعامل مركز تحقيقات كامپيوتر علوم اسلامى اعلام كرد: در سال 76 نمايشگاه بين المللى نرم افزار علوم اسلامى با شركت توليدكنندگان نرم افزارهاى علوم اسلامى از مراكز مختلف جهان در قم برگزار خواهد شد. نمايشگاه كتاب بانوان عرب در قاهره
در اين نمايشگاه 1500 عنوان كتاب از 24 انتشارات و دانشگاه مختلف به نمايش درآمد. همزمان با اين نمايشگاه چهار روزه, جلسات بحث و تبادل نظر و سمپوزيومهايى برگزار شد و فيلمهايى درباره بانوان به نمايش درآمد. همچنين جوايزى براى خلاّقترين نويسندگان در نظر گرفته شد, كه با هدف تشويق ارتباط ميان سازمانهاى بانوان عرب و نويسندگان و روشنفكران عرب به برگزيدگان اين نمايشگاه اهدا شد.
برگزاركننده اين نمايشگاه انتشارات نور واقع در شهر قاهره بود كه در سال 1993 توسط شش زن تأسيس شد تا كتابهايى درباره بانوان منتشر كند. پايان كار كنفرانس بين المللى نويسندگان و انديشمندان جهان در اسلام آباد پاكستان
در اين كنفرانس چهار روزه ابعاد مختلف دمكراسى ادبيات و فرهنگ و ارتباط بين آنها بررسى شد و دهها مقاله درباره اين محورها و همچنين صلح و تصوف در اسلام ارائه گرديد.
در بيانيه پايانى اين كنفرانس از نويسندگان, هنرمندان و روشنفكران جهان خواسته شده است تا براى برقرارى و گسترش دمكراسى, آزادى, صلح و فرهنگ و همچنين تأمين عدالت و حقوق همه اقشار جامعه بدون توجه به تفاوتهاى سياسى, اقتصادى و اجتماعى آنها تلاش كنند.
در اين بيانيه بر تلاش براى حفظ حقوق انسانها و جلوگيرى از نقض حقوق بشر به ويژه حقوق اقليت ها, زنان و كودكان تأكيد شده و آمده است كه كشورها بايستى با كاهش مخارج دفاعى خود بيشتر منابعشان را به گسترش علوم و آموزش و پرورش اختصاص دهند.
در اين كنفرانس شركت كنندگان با پيشنهاد پاكستان مبنى بر تشكيل كنگره دائمى بين المللى نويسندگان, هنرمندان و روشنفكران جهان موافقت كرده و كنفرانس اسلام آباد را به عنوان نخستين مجمع اين كنگره پذيرفتند.
در اين كنفرانس اعلام شد كه زبان فارسى يكى از زبانهاى رسمى اين كنگره خواهد شد.
فاروق لغارى رئيس جمهورى پاكستان نيز در پيام خود به اين كنفرانس كه در نشست پايانى قرائت شد بر ضرورت حفظ ارزشهاى فرهنگى, ادبى و علمى تأكيد كرد و نقش نويسندگان, انديشمندان و روشنفكران جهان را در برقرارى و گسترش دمكراسى و مقابله با استبداد و بى عدالتى, مهم و ارزنده خواند. وى ابراز اميدوارى كرد كه اين كنفرانس در آشنايى فرهنگ ها با يكديگر و گسترش صلح و تفاهم بين المللى مؤثر واقع شود.
اين كنفرانس به همت آكادمى ادبيات پاكستان برگزار شد و در آن هيئتى هفت نفره متشكل از استادان دانشگاهى و پژوهشگران كشورمان حضور داشتند. فرهنگ جهاد
صاحب امتياز: حوزه نمايندگى ولى فقيه در وزارت جهاد سازندگى.
مدير مسؤول: سيدعلى حسينى
سردبير: يعقوبعلى برجى
(فرهنگ جهاد) كه شماره نخست آن, در پاييز 1374 به خانواده مطبوعات كشور پيوست, فصلنامه اى است كه به انگيزه همگاميِ (جهاد سازندگى) با (جهاد فرهنگى) فراهم آمده است و بر سر آن است تا كوششى فروتنانه در جهت حراست و عمق بخشيدن به روحيه جهادى و بويژه جهادى فرهنگى, انجام دهد.
(اين نشريه اگرچه ويژه جهادگران است, امّا تنظيم و كيفيّّت مطالب آن به گونه اى است كه مطالعه آن براى اقشار مختلف مردم, بويژه طرفداران محيط زيست سودمند است.)
مطالب نخستين شماره از اين فصلنامه در چهاربخش: دين, فرهنگ و ارزش, طبيعت و زندگى, و اخبار تنظيم شده است. عنوان برخى از مقالات به شرح زير است:
قرآن در قرآن: محمدعلى مهدوى راد; تحليلى بر تاريخچه ولايت فقيه: رجبعلى حيدرزاده; شيوه معصومان(ع) در تبيين عقايد; على محيطى; آيين سلوك: حسن حسن زاده آملى; راز سرافرازى: سيدعلى حسينى; جلوه اى از جهاد زن در خانواده: ابراهيم سيد علوى; يادكرد حيوان در قرآن: سيد احمد حسينى; زنبورعسل در قرآن: يعقوبعلى برجى; جايگاه كشاورزى و دامدارى در زندگى پيامبران: محمدعلى سلطانى; جنگل و مرتع: سيدعلى حسينى و عبدالله انوارى; ماهى و حكم فقهى آن: محمدباقر لياقتى. قضايا اسلاميّه
مدير مسؤول: شيخ مهدى عطّار
سردبير: عبدالجبار رفاعى
(قضايا اسلاميه) مجله اى است علمى, تخصصى كه (مؤسسة الرسول الأعظم) آن را هر شش ماه, يكبار منتشر مى كند. بانيان مجله در اين انديشه هستند كه هر شماره آن را ويژه موضوعى و درباره بحث ويژه اى بپردازند. شماره دوم, ويژه روشهاى تفسير مفسّران است و بالطبع شماره اى پروپيمان. ارزيابى روش نقلى در تفسير, تفسير قرآن به قرآن و سنت از نگاه شيخ طوسى, روش تفسير مفسّران ارجمند حضرات آيات: شيخ جواد بلاغى, سيد مصطفى خمينى, امام خمينى, شهيد صدر, علاّمه طباطبايى, سيد اعلى سبزوارى, جوادى آملى, جواد مغنيه, بررسى و تحليل شده است, شماره سوم آن ويژه تبيين انديشه هاى شهيد صدر و جايگاه وى در تفكر اسلامى خواهد بود.
*


صفحه 16

مرآة التحقيق
الاسفنديارى محمد


قاعدة تدوين علم الكتب
لحدّ الآن لم تذكر كيفية تدوين علم الكتب بشكل مفصّل ولم تمس يد التحقيق جزئيات ذلك. ان القسم الاعظم من كتب هذا العلم تشتمل على نواقص وأغلاط كثيرة ومبتلاة بعدم الترتيب والأذواق الشخصية, لذا فان المراجع عادة لهذه الكتب يتحيّر ولايهتدى الى المعلومات التى يريد أو قديحصل على معلومات خاطئة.
وتعتبر هذه المقالة التى بين يديك خطرة فى بداية الطريق باتجاه الاطلاع العلمى على النحو الصحيح للتدوين فى علم الكتب.

السعى لإعادة تجميع كتاب المغازي
رسول جعفريان
لقد كان لأبان بن عثمان ـ الذى هو أحد محدّثى الشيعة ومن اصحاب الامام الصادق(ع) ـ كتاباً فى السيرة يستند الى اخبار الائمة المعصومين, ولهذا السبب كان اغلب نقوله بصورة مباشرة أو بواسطة واحدة تنتهى الى الامام الصادق(ع). ولكن مع الاسف لم يصل الى أيدينا كتاب ابان, فينبغى تتبع أثره فى كتب المتقدمين الروائية. وفى هذه المقالة محاولة لبيان كيفية واسلوب تجميع هذا الكتاب الهام ووضع ذلك امام أعين القرّاء, وبالنظر إلى فقدان جميع كتب السيرة التى كتبها الشيعة ـ وللأسف ـ فان تجميع كتاب السيرة لأبان يمثل خطوة فى سبيل معرفة الرؤى الشيعية على صعيد السيرة النبوية.

اللامبالاة والعجلة فى الترجمة
حسن اللاهوتي
(المسلمون الأوائل فى اروپا) اسم كتاب ألّفه برناردلويس استاذ الشرق الادنى فى جامعة پرينستون.
والكتاب ـ الذى يدور موضوع هذه المقاله حول ترجمته ـ يتحدّث عن بداية واستمرار ارتباط المسلمين باروپا.
الموضوعات المتعرّض لها فى هذه المقالة قد كتبت بروح جامعية بعيدة عن أية شائبة وغرض, وفى سبيل علم التحقيق ومن اجل ان يستفيد منها المبتدئون والجامعيون فى فرع الترجمة لكى يلتفتوا الى ضرورة مراعاة النقاط اللازمة فى الترجمة.

موجز كتاب التقريب فى رسم المصحف العثماني
الدكتور محمد هادى المؤذن الجامي
ان رسم الخط اليوم يرجع معياره الى رسم الخط للمصحف العثماني, وقدشاع بشكل تام ماضبط فى فترته. وهذا المقال ـ نظرة فى (موجز كتاب التقريب فى رسم المصحف العثماني) بقلم يوسف بن محمود الخارزمى ـ صار التركيز فيه على رسم الخط هذا.
وفصول هذه المقالة عبارة عن:
القسم الاول: التقريب ومؤلفه. القسم الثاني: اختلاف رسم الخط بين ماقرّره فى الموجز وخط عثمان طه. القسم الثالث: جدول مقارنة بين رسم خط عثمان طه والموجز. القسم الرابع: ملاحظات فى باب رسم الخط القرآني.

نظرة نافدة لمعجم العناوين الكلامية والفلسفية
محمدتقى السبحاني
ان التحقيق فى علم الكلام والفلسفة بسبب حساسية وتعقيد مسائله بحاجة ماسّة الى الاستفادة من دوائر المعارف العلمية التخصصية. ومع هذا لم تتحقق كثرة من الاعمال الجادّة والمفيدة فى هذا الصدد.
وماوقع فى هذه المقالة مورداً للنقد هو الكتاب الذى صدر أخيراً من (مؤسسة التحقيق الاسلامية) التابعة للروضة الرضوية المقدسة, اسم هذا الكتاب (معجم العناوين الكلامية والفلسفية), وكما هو واضح من اسمه فانه ينقسم الى قسمين: القسم الاول يشمل معجم العناوين الكلامية والقسم الثانى يشمل معجم العناوين الفلسفية. وقد أ ُشير فى هذه المقالة الى بعض نقاط الضعف والنواقص الموجودة فى الكتاب بقسميه من ناحية المضمون.

استعراض لـ (صفوة الصفا)
على رضا قراگزلو الذكاوتي
يعتبر كتاب صفوة الصفا بقلم ابن البزّاز الاردبيلى من مجموعة كتب تذكرة العرفاء, وبالرغم من شهرة اسمه الا انه فى الجملة نادراً مايقع مورداً للاستفادة والتحليل والتبيين. وقدطبع هذا الكتاب سابقاً فى الهند, والطبعة الحالية حسب ماهو مكتوب مصححة على اساس ست نسخ, أقدمها تعود الى مئة وستين عام بعد رحلة الشيخ صفى الدين.
ثم ان (صفوة الصفا) ـ وحسب قول كاتب هذه المقالة ـ فى تصحيحه الفعلى يعدّ كتاباً ممتعاً ومفيداً خصوصاً مع ماأورده المصحح من اختلاف النسخ وأيضاً التوضيحات والفهارس فانها تسهل للقارئ الوصول الى المطالب.

إطلالة على كتاب (شرح احوال ونقد وتحليل آثار أحمد جام)
السيد محمد راستگو
ان من الكتب القليلة النظير فى يومنا الذى حرّره احد كبار مشايخ الصوفية هذا هو الكتاب القيم (شرح أحوال ونقد وتحليل اثار أحمد جام) الذى خصصت هذه المقالة للتعريف به, وهو بحق نموذج بارز للتحقيق العلمى اللائق والمناسب.
ونطالع فى هذه المقالة: ان مؤلف الكتاب بعد طيّ سنوات فى البحث والتحقيق حول الشيخ جام كان قد حصل على إحاطة تامة بأحواله وآثاره ونظراته وأفكاره وسيرته وطريقته واسلوبه. وقد قدّم لروّاد هذه المطالب حصيلة اربعين إنخاز تحقيقى فى هذا الصعيد, وقد ادّى على أحسن وجه حق هذا الصوفى صافى الضمير فى منطقة خراسان.

تقرير حول مشروع الفهرسة المشتركة للمخطوطات الاسلامية فى العالم
فى فصل المراكز العلمية والثقافية فى هذا العدد من المجلة تعرّض الى تعريف دار الكتاب. هذا القسم الذى انشئ فى المعاوينة الثقافية فى وزارة الارشاد والثقافة الاسلامية بداعى خدمة الكتاب فى الابعاد المختلفة, ومن جملة ذلك, كتاب المعاجم, والفهارس, وعلم الكتب الحديثة للكتب التى تم نشرها.
والذى عرّف فى هذه المقالة هو مشروع محكم لتدوين فهرست مشترك للمخطوطات الاسلامية فى جميع أنحاء العالم.

فى فصل التعريف الاجمالى فى هذا العدد, تم تعريف الكتب التالية:
1ـ مجمع البحرين
2ـ ترجمة (البدء والتاريخ)
3ـ المعجم المفهرس لمعانى القرآن العظيم
4ـ آداب المتعلمين
5 ـ سيرة الصالحين
6 ـ تمهيد القواعد الاصولية والعربية
7ـ الجغرافيا التاريخية لهجرة الامام الرضا(ع) من المدينة الى مرو
8 ـ العشق الصوفي
9ـ محاضرات الادباء ومحاورات الشعراء والبلغاء
10ـ تاريخ الادب العربي
11ـ المواجهة بين آراء المسلمين والمسيحيين (التفاهم وسوءالتفاهم)

ببلوغرافيا الاسماء الحسنى
محسن المعيني
فى فصل علم الكتب فى هذا العدد من المجلة يمكن للقرّاء الاطلاع على قسم كبير من الكتب الرسائل التى ألّفها علماء الاسلام ـ سابقاً وحتى الآن ـ فى موضوع الاسماء الحسنى.
ولقد حاول الكاتب فى هذا الباب أن يفكك بين الصفات والأسماء الالهية وتناول فقط الاسماء.)


صفحه 17

Procedure for Compiling a Bibliography
اسفنديارى محمد

بسم الله الرحمن الرحيم
AYENEH -E- PAZHOOHESH Considering that the method of compiling a bibliography has not been dealt comprehensively up till now and its details have not been researched into, most bibliographies are full of errors and deficiencies, and disorganisation and individual tastes have cast their shadows on them. As a result, those who generally refer to these bibliographies are confused and at times they are unable to find the information they want, or worse, acquire wrong information. This article is a step at the beginning of the road leading to the acquaintance by researchers of the correct procedure for compiling a bibliography.

An Effort to Reconstruct the book al-Maghazi
Rasul Jafariyan
Aban ibn Uthman, who was a Shiah muhaddith and a companion of Imam Sadiq(A), had to his credit a book on sirah (biography of the Prophet (S) which was based upon the reports of the infallible Imams(A). Consequently most of his narrations, either directly or indirectly, go back to Imam Sadiq(A). But regretfully the Sirah of Aban is not extant today and its traces need to be identified in the books of traditions of the early generations (mutaqaddimin).
In this article, an effort has been made to present before the readers the method and procedure for reconstructing this book.
In view of the sad fact that none of the books compiled independently by the Shiahs on this subject are extant today, the reconstruction of Sirah of Aban can be considered a step in the direction of reacquainting ourselves with the Shiah perspective in the field of sirah of the Prophet(S).

Carelessness and Haste in Translating
Hasan Lahuti
'The First Muslims in Europe' is the name of the book written by Bernard Lewis, professor of Near-Eastern Studies in the Princeton University.
The book whose translation is the subject of this article, speaks in fact about the beginning and continuation of relations between Muslims and Europeans. The topics dealt in this article have been written purely from an academic viewpoint and sans every kind of ulterior motive. The purpose is to conduct research and benefit beginners and university students studying translation as a subject so that they may pay attention to certain points which are required to be necessarily observed in a translation.
The book Mujaz Kitab al-Taqrib fi rasm al-Mushaf al-Uthmani
Dr. Muhammad Hadi Muadhdhin Jami
Presently the standard script is based on the script of Mushaf -e- Uthmani and that which was written during that age has gained total currency. This article looks at the book Mujaz Kitab al-taqrib fi rasm al-Mushaf al-Uthmani by Yusuf ibn Mahmud al-Khwarazmi with the aim of further discussing this script.
The various parts of the article are:
Part One: al-Taqrib and its writer.
Part Two: Differences between the script delineated by Mujaz and the writing of Uthman Taha.
Part Three: A table comparing the script of Uthman Taha with that described by Mujaz.
Part Four: Observations about the script of the Holy Quran.

A Critical Review of the Guide and Translation of Mabadi al-Arabiyyah
Sayyid Hasan Fatimi
Mabadi al-Arabiyyah is a text-book of Arabic literature which has been written in four volumes in an innovative style. In each of these volumes, topics of sarf (morphology) and nahw (syntax) have been dealt with in a manner which makes them totally independent from other volumes, with the difference that the contents of each proceeding volume are more complete and comprehensive than the preceding volume.
The present article is a critical review of the book of Dr. Muhammad Jawad Shariat, which apart from containing a translation of the volumes of Mabadi al-Arabiyyah also provides answers of exercises.
The writer of this article has only dealt with the shortcomings of the part providing answers of the exercises and not the whole book.

A Critical Glance at Mujam -e- Anawin -e- Kalami wa Falsafi
Muhammad Taqi Subhani
Research in theology and philosophy, due to the sensitivity and intricasy of their issues, doubly requires the aid of specialised and scientific encyclopaedias. Despite this, it looks as if a lot of serious and beneficial work has not been done in this field.
In this article a book which has recently published by Bunyad -e- Puzuhishha -e- Islami, affiliated to the Astana -e- Quds -e- Razavi, is critically reviewed. This book is 'Mujam -e- anawin -e- Kalami wa falsafi', and as is obvious from its name, has been divided into two parts. The first part includes the guide to theological topics while the second part contains the guide to philosophical topics. This book, in both parts, has certain shortcomings in its contents, and this article alludes to some of them.

A Description of Safwat al-Safa
Ali Reza Zakawati Qaraguzulu
The book Safwat al-safa is the work of Ibn Bazzaz Ardabili and belongs to the category of books on biographies of saints (urafa). Although the book is well-known, it has generally been lesser used, analysed and elucidated. This book was earlier printed in India and its present print, in the words of its editor, is based on six manuscripts the most ancient of which dates back to 160years after the death of Shaykh Safi al-Din.
Safwat al-safa, as observed by the writer of this article, in its present edited print is a book worth reading and is both interesting and useful, especially that the editor by pointing to the differences of the manuscripts, and by providing annotations, explanations and indexes, has made reference to it easier for the reader.

A Glance at the book Sharh -e- Ahwal wa Naqd wa Tehlil -e- Athar -e- Ahmad Jami
Sayyid Muhammad Rastgu
One of the unique books written in our times on one of the great sufi masters, and for introducing which the article has been written, is the distinguished book Sharh -e- ahwal wa naqd wa tehlil -e- athar -e- Ahmad Jami, which is truly a remarkable example of worthy and much needed research and study.
In this article we read: The author of the book through years of research and study on Shaykh -e- Jam, has acquired necessary acquaintance with his times and works, thoughts and ideas, life and history, and method and context. He has presented before the readers of such themes the product of forty days work of compilation of his research and study in this field and has truly performed well the duty owed to this pure souled sufi of Khurasan.

A Report on the Scheme for Compiling a Common Bibliography of Islamic Manuscripts the World Over
In the section on centers of science and culture of this issue of the magazine, a report on Khana -e- Kitab has been provided. This section has been created in the Cultural Department of the Ministry of Islamic Guidance and Culture with the intention of serving the cause of books in various fields which include preparing reference guides (mujam), indexes, a continuing bibliography of books being published, ة.
What has been presented in this article is a major project for compiling a common bibliography of Islamic manuscripts throughout the world.

Summary Introductions
'In the section summary introductions' of this issue the following books have been introduced:
1. Majma al-bahrayn
2. Afrinish wa tarikh (translation of al-Bad'wa al-tarikh)
3. Al-Mujam al-mufahras li maani al-Quran al-Azim
4. Adab al-mutaallimin
5. Sirah -e- salihan
6. Tamhid al-qawaid al-usuliyyah wa al-arabiyyah
7. Joghrafiya -e- tarikhi -e- hijrat -e- Imam Reza (A) az Madinah ta Merv
8. Ishq -e- sufiyanah
9. Muhadarat al-udaba wa muhavarat al-shuara wa al-bulagha
10. Tarikh al-adab al-Arabi
11. Barkhurd -e- ara -e- Musalmanan wa Masihiyan (tafahumat wa su -e- tafahumat)

The Bibliography of Divine Names
Muhsin Moini
In the bibliography section of this issue the readers can acquaint themselves with a large number of books and treatises written by both past and contemporary ulama on the subject of Divine Names (Asma -e- Husna). The writer of this bibliographic account has tried to differentiate between Divine Names and Divine attributes and then discuss only the names.