بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 13

كتابشناسى شروح اسماء الحسنى
معينى محسن

(1)
بنا به آيه شريفه (ولله الاسماء الحسنى فادعوه بها) مسلمانان دعوت شده اند تا خداوند را با اسماء الحسنى بخوانند. بدين جهت علم كاملى در باب اسماء الله شكل گرفته است كه عملاً از مبادى همه علوم اسلامى ديگر, اعم از كلام, فقه يا فلسفه محسوب مى شود. متفكران مسلمان در طول قرون كتابهاى بيشمارى درباره اسماء الله نوشته اند.1(2)
در اين كتابشناسى از ذكر بسيارى كتابها كه در اين موضوع نوشته شده, امّا در كتب تراجم بى هيچ توضيح آمده, خوددارى شده است. بنابراين ادعاى استقصاى كامل نداريم.
درباره اسماء الحسنى اگرچه ضرورت داشت كه در مقدمه اين كتابشناسى مطالبى به تفصيل آورده شود, امّا به دلايلى آن را به مجالى ديگر واگذارديم.
در اين كتابشناسى, همچنين كتبى را كه مستقلاً به شرح اسماء الحسنى ـ يا مثلاً شرح دعاء جوشن كبير ـ پرداخته اند, آورده ايم, زيرا در غير اين صورت اكثر تفاسير ـ على الخصوص تفسير الميزانِ علامه طباطبايى را كه بحث مستوفايى در اين موضوع دارد ـ نيز بايد ذكر مى شد.
اميدواريم اين كتابشناسى براى محققين علوم قرآنى, فلسفى, عرفانى و ديگر علوم مفيد واقع شود. الف ـ كتابهاى چاپى
1ـ محمدرضا بن محمد مؤمن امامى مدرس خاتون آبادى اصفهانى, اسماء الحسنى, تهران 1273ق, چاپ سنگى, قطع رحلى. ر.ك: خانبابامشار, فهرست كتابهاى چاپى فارسى, ج1, ص322.
2 ـ سيد كاظم ارفع, اسماء الحسنى, تهران, 1370ش, چاپ مؤسسه تحقيقاتى و انتشاراتى فيض كاشانى.
3ـ عبدالعلى بازرگان, اسماء الحسنى, تهران, 1361ش, شركت سهامى انتشار.
4ـ احمد بن حسين بيهقى, الاسماء والصفات, بيروت 1405/1984. محمد محيى الدين جعفرى زينبى نيز در الله آباد سال 1313 آن را منتشر ساخت.
5 ـ عبدالرحمان بن اسحاق زجاجى (متوفى, 337هـ.ق), اشتقاق اسماء الله, چاپ عبدالحسين مبارك, بيروت, 1406/1986.
6 ـ ابوالعباس احمد بن معد نحوى (متوفى 550هـ.ق), الانباء فى شرح الصفات والاسماء, به همراه كتاب ديگرش در 1302هـ.ق در قاهره به چاپ رسيد.
7ـ محى الدين ابن عربى (560 ـ 638هـ.ق), انشاء الدوائر, همراه با دو رساله ديگر, ليدن, 1336هجرى. ر.ك: معجم المطبوعات 628.
8 ـ عبدالكريم بن هوازن قشيرى نيشابورى (متوفى 465هـ.ق), التعبير فى علم التذكير, با تحقيق ابراهيم بسيونى, مصر, 1968م.
اين كتاب يكى از نگاشته هاى مهم قشيرى است كه مؤلف آن را بر اثر درخواست راغبان به علم تذكير و اسماء حسنى پرداخته, و ابن الجوزى آن را تلخيص كرده است. قشيرى بخش بندى التعبير را بر بناى (باب), (فصل), (نكته) و (نكتة اخرى) گذارده است. مصنف پس از مقدمه اى كوتاه ذيل بابهاى چندگانه به بحث پيرامون آيات (ولله الاسماء الحسنى فادعوه بها) (اعراف 7/180), (قل ادعوالله او ادعو الرحمن ايّاً ماتدعوا فله الاسماء الحسنى) (اسراء 17/110), (تبارك اسم ربك ذى الجلال والاكرام) (الرحمن 55/78) و (سبح اسم ربك الاعلى) (اعلى 87/1) پرداخته و از اسماء و صفات و اخلاق حق تعالى سخن گفته و از اسم عارفانه (الله) آغاز كرده است. پس از آن در هر بابى به معنى اسمى از اسماء الله, و وجوه صرفى آنها به اختصار توجّه داده و ضمن آوردن اقوال مشايخ صوفيه و حكايات آنان گاهى از قصص قرآن همچون قصه خلق آدم(ع) سخن داشته است (مقدمه روح الأرواح سمعانى, مايل هروى, نجيب, تهران, 1368)
9ـ مولى حبيب الله بن عليمدد كاشانى ساوجى, خواص الاسماء فى شرح الاسماء (متوفاى 1340ق). اين كتاب در سال 1329 به همراه (اثبات الرجعه) و (الاسرار الحسينيه) به چاپ رسيده است.
10ـ شيخ عبدالله بن محمد انصارى, دقائق الاشارات الى معانى الاسماء والصفات. اختصار اسماء والصفات بيهقى, تحقيقِ شيخ عمادالدين حيدر, دارالقلم العربى, بيروت, 1408هـ.ق.
11ـ شهاب الدين ابوالقاسم احمد بن ابى المظفر منصور السمعانى (487ـ534هـ. ق), روح الأرواح فى شرح اسماء الملك الفتّاح, به تصحيح و توضيح نجيب مايل هروى, چاپ اول, تهران, 1368, شركت انتشارات علمى و فرهنگى.
اين كتاب (يكى از شاهكارهاى ديرينه و كهن زبان و ادب فارسى است) (كه در نوع خود مى توان آن را از كهنترين و نخستين نوشته هاى مستقل زبان فارسى در اين موضوع [اسماء حسنى] به شمار آورد, زيرا با آنكه اشاراتى كوتاه در مؤلفات و منظومه هاى فارسى صوفيانه و غير صوفيانه پيش از سمعانى در اين مايه داريم و نيز بابى از ابواب شرح التعرف به بحث پيرامون نفس اسماء و صفات حق تعالى اختصاص دارد, ولى مهمترين و هم گسترده ترين شرحها در اسماء حسنى به زبان عربى پرداخته شده است. اين كتاب علاوه بر تفسير و تأويل عرفانى آيات قرآنى, يكى از منابع موثق درخصوص احاديث قدسى و نبوى و اقوال مشايخ طريقت است. اشعار بسيارى نيز از شاعران فارسى زبان [و عرب زبان] و از جمله خود مؤلف آمده كه از نظر تتبع در تاريخ ادبيات فارسى حائز اهميت است.) (ر.ك: مقدمه روح الأرواح, نجيب مايل هروى)
12ـ حكيم متأله مولى هادى سبزوارى (1212ـ1289هـ), شرح الاسماء, تحقيقِ دكتر نجفقلى حبيبى, تهران 1372ش, انتشارات دانشگاه تهران.
اين كتاب كه شرحى است بر دعاى جوشن كبير براساس دعاى مذكور كه صد بند دارد, فصل بندى شده است. مؤلف نامدار و فرهيخته آن در ضمن شرح اسماء و صفات الهى به تأويل نيز پرداخته است و در برخى موارد نكته هاى فلسفى و عرفانى ارزنده اى آورده است. همچنين در جاى جاى كتاب به آيات قرآن و روايات پيامبر و ائمه معصومين(ع) اشاره كرده است. يكى ديگر از مطالب كتاب اشعار فارسى و عربى است كه مؤلف با ذوق كتاب در موارد لازم به آنها استشهاد كرده است.
13ـ محى الدين ابن عربى (560 ـ 638ق), الفوز الاسنى بمناجاة الله باسمائه الحسنى, مصر 1971م (با عنوان مناجاة الرحمن بآيات القرآن, قاهره 1324ق).
14ـ علامه حسن حسن زاده آملى, كلمه عليا در توقيفيت اسماء, چاپ اول: قم, 1371, انتشارات دفتر تبليغات اسلامى.
مؤلف دانشمند اين كتاب را در هشت باب به رشته تحرير آراسته و ابواب آن چنين است. باب اول: تقرير محل نزاع در توقيفيّت اسماء الله تعالى. باب دوم: در ميان اسماء و صفات وجودى و سلبى, و اسماء ذات و صفات و افعال, باب سوم: در علت توقيفى بودن اسماء لفظى الهى در نزد متكلمان. باب چهارم: در نقل برخى از آيات قرآنى در توقيفيت اسماء الله و اقوال و نكاتى چند. باب پنجم: در بيان عدد اسماء الله عظمت اسمائه. باب ششم: در توقيفيت اسماء الهى در نزد عارفان و حكيمان. باب هفتم: در بيان اختصاص اطلاق سميع وبصير, در ميان قواى ظاهرى. باب هشتم: در اطلاق اسماى الهى با مراعات ادب مع الله ـ عز اسمه ـ.
15ـ فخرالدين محمد بن عمر الخطيب الرازى (544 ـ 606هـ. ق), لوامع البينات شرح اسماء الله تعالى والصفات, راجعه و قدم له و علق عليه طه عبدالرؤف سعد, القاهره, مكتبة الكليات الازهريه, 1396ق افست چاپ تهران 1364ش. همچنين تحت عنوان لوامع البينات فى الاسماء والصفات, طبع امين الخانجى, القاهره, مطبعة شرقيه, 1323ق.
(فخر رازى در نوشتن اين كتاب به كتاب (المقصد الاسنى فى شرح اسماء الله الحسنى) تأليف ابوحامد غزالى نظر داشته و از آن بهره گرفته است. او در مقدمه, كتاب را به ابوالمؤيد سام بن عمر بن مسعود بن حسين زين الدين تقديم كرده و از علاقه خود به روشن ساختن مسائل مربوط به اسماء الهى سخن گفته است. كتابش مشتمل بر سه قسم است. قسم اول درباره مبادى و مقدّمات. قسم دوم درباره صفات و اسماء الهى به معنى اخص كلمه و قسم سوم لواحق و تكمله هايى بر دو قسم پيشين را شامل است. درهريك از اين سه قسم نيز فصولى آورده كه در آنها به مباحث مربوط به اسماء و صفات حق تعالى پرداخته است. فخررازى در پايان به اسمايى نيز اشاره مى كند كه اطلاق آنها در حق خداى تعالى روا نيست و آنها عبارتند از تمنا, شهوت و عزم.
16ـ ابوحامد محمد غزالى طوسى (450ـ 505هـ. ق), المقصد الاسنى فى شرح اسماء الله الحسنى, حققه و قدم له فضله شحاده بيروت, دارالمشرق 1968 و نيز بيروت, بى تا/ و نيز القاهره 1322ق, 1324ق و نيز ضبطه وخرج آياته الشيخ احمد قبانى, دارالكتب العلميه, بيروت, بى تاريخ.
غزالى اين كتاب را به خواهش دوستى كه شرح معانى اسماء خداى تعالى را از او پرسيده بود, نوشته است. وى پس از يك مقدمه كوتاه, كتاب را در سه فن آغاز نموده است. فن اول در مقدمات و پيشگفتارهاست كه در آن چهار فصل را گنجانده است. فن دوم در اهداف و مقاصد كه بر سه فصل مشتمل است و فن سوم در لواحق و تكمله هايى است كه در آن نيز سه فصل آورده و به مباحثى از قبيل توقيفى بودن اسماء و فايده برشمردن و مختص نمودن اسماء به 99اسم و غيره پرداخته است.
17ـ تقى الدين ابراهيم بن على بن حسن بن محمد ابن صالح كفعمى (قرن دهم), المقصد الاسنى فى شرح الاسماء الحسنى.
اين كتاب همچنين با نام (المقام الاسنى فى شرح الاسماء الحسنى) ذكر شده است. يك بار ضمن البلد الامين نيز به تحقيق شيخ فارس الحسّون يك بار ديگر به چاپ رسيده است. از اين مؤلف بزرگوار در شرح اسماء الحسنى نيز در كتابش به نام مجموع الغرائب و موضوع الرغائب, به تحقيق سيد مهدى رجائى, (1412هـ.ق/ 1371ش قم مؤسسه انصارالحسين ـ عليه السلام ـ) موجود است. ر.ك: نسخه خطى المقصد الاسنى در مجموعه كتب خطى كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى, ج1, ص218.
18ـ دكتر احمد شرباصى (استاد دانشگاه الازهر), موسوعة له الاسماء الحسنى, قاهره.
19ـ سليمان سامى محمود, النور الاسمى فى شرح الاسماء الحسنى, چاپِ دارالصابونى, قاهره. ب ـ كتابهاى خطى
20ـ محى الدين ابن عربى (560 ـ 638هـ .ق), الاسماء.
ابن عربى به اسماء الحسنى عنايتى ويژه داشته است و علاوه بر باب 558 فتوحات مكيه كه به اسماء الحسنى اختصاص دارد, هفت كتاب ديگر درخصوص اسماء الهى نوشته است كه دو اثر چاپى وى در بخش كتب چاپى از نظرتان گذشت و آثار ديگر وى نيز در جاى خود آورده خواهد شد.
ر.ك: محسن جهانگيرى, ابن عربى, تهران 1368, ص92ـ119; دايرةالمعارف بزرگ اسلامى, ج4, ص230.
21ـ سيد حيدر آملى, اسماء الالهيه وتعيين مظاهرها من الاشخاص الانسانيّه.
مؤلف در كتاب المقدمات من نص النصوص به اين كتاب اشاره كرده و گفته است: …ولمّا فرّغت… ثم من رسالة الاسماء الالهيه وتعيين مظاهرها من الاشخاص الانسانيه من آدم الى محمّد ـ صلّى الله عليه وسلم ـ ومابينهما من الانبياء والرسل عليهم السلام. ر.ك: المقدمات من نص النصوص, تهران 1367, توس, ص11.
22ـ مؤلف: نامعلوم, اسماء عظامه وعمل دعوات.
آغاز: در عمل دعوات اسماء عظام و شرايط آن
انجام: مردمان بگفته طبيب از آب و نان بازمى آيد و از گفته حبيب از هوى و هوس بازنمى آيد. ر.ك: نسخه هاى خطى كتابخانه محمودآباد, لكنهو, ص186.
23ـ على جوينى رومى, اسماء عظام و حروف اسماء ملكه و جن (رساله در خواص).
ر.ك: فهرست نسخه هاى خطى دانشكده الهيات دانشگاه تهران, ص10.
24ـ محمد ذاكر, اسماء الله (رساله در بيان معانى و خواص). ر.ك: مأخذ سابق.
25ـ يعقوب بن عثمان چرخى فرنوى, اسماء الله (رساله در خواص).
آقاى دكتر نجيب مايل هروى در (مقدمه روح الأرواح سمعانى ص47) از شرح اسماء الله يعقوب چرخى نامى به ميان آورده اند كه احتمالاً اين كتاب مذكور همان باشد. همچنين شش عنوان كتاب ديگر با همين عنوان و مؤلف نامعلوم ذكر گرديد كه از آوردن آنها پرهيز مى كنيم.
26ـ ابوزيد بلخى, استاد ابوالحسن عامرى. (235ـ322هـ. ق), اسماء الله عزوجل وصفاته, هانرى كربن در كتاب تاريخ فلسفه اسلامى (ص199) بى آنكه به مأخذى استناد كند, مى نويسد: ابوزيد بلخى معتقد بوده است كه نامهاى خداوند كه در قرآن آمده, از سريانى اقتباس شده است.
امام فخررازى در كتاب لوامع البيّنات مى نويسد: ابوزيد حديث (ان لله تسعة وتسعين اسماً من احصاها دخل الجنّه) را مطعون مى دانست (لوامع البينات, ص77). ر.ك: دائرةالمعارف بزرگ اسلامى, ج5, ص505 و براى گزارش كتاب ر.ك: ابن نديم, فهرست, ص228.
27ـ كافى الكفات صاحب ابن عباد وزير مشهور ايرانى, اسماء الله وصفاته.
ر.ك: الذريعه, ج1, ص64 و نيز معجم الأدباء, ج6, ص260.
28ـ محى الدين ابن عربى, الاسم والرسم. ر.ك: جهانگيرى, ابن عربى, ص92ـ119 و نيز دايرةالمعارف بزرگ اسلامى, ج4, ص230.
29ـ زين المشايخ محمد بن ابى القاسم البقالى الحنفى (متوفى 586 هـ. ق), الاسنى فى شرح الاسماء الحسنى. ر.ك: كشف الظنون, ج1, ص91.
30ـ ابى عبدالله محمد بن احمد ابى بكر فرح الانصارى قرطبى مفسر قرآن (متوفى 671هـ. ق), الاسنى فى شرح اسماء الله الحسنى. ر.ك: همان مأخذ.
31ـ محى الدين ابن عربى, الاشارات فى شرح الاسماء الهيه والكنايات. ر.ك: جهانگيرى, ابن عربى, ص92 و119 و نيز دايرةالمعارف بزرگ اسلامى, ج4, ص230.
32ـ شيخ محمد بن محمد بن يعقوب الكومى التنوسى, الايماء الى علم الاسماء.
شرحى است مختصر با آغاز: لك الحمد نور الانوار… اشار الى فهم لطائف اسرار الاسماء ومنافعها وتصاريفها وتوفيق اوفاقها الحروفيه والعدديه. اين شرح را در محرم سال 808 به پايان رسانده است. ر.ك: كشف الظنون, ج1, ص726 و702.
33ـ شيخ محمدعلى ابن ابيطالب حزين زاهدى گيلانى (متوفى 1180هـ.ق), تفسير اسماء الحسنى. ر.ك: الذريعه, ج4, ص347 و نيز ريحانة الأدب, ج2, ص41.
34ـ ابوجعفر محمد بن جعفر بن احمد بن بُطّه قمى, تفسير اسماء الله ومايدعى به, نويسنده از ادبا و محدثين شيعى قرن چهارم هجرى است و اين كتاب او يافت نشد.
ر.ك: الذريعه, ج4, ص347 و نيز همو ج13, ص88 ـ 90 و نيز ريحانة الادب, ج7, ص417.
35 ـ نامعلوم, تفسير اسماء الحسنى (عربى), كتاب جنبه لغوى دارد و تنها اندكى به معانى عرفانى توجه كرده است. 99نام خدا تفسير شده و اسماء الله را طبق حديثى 99تا دانسته است. نويسنده در آغاز گفته كه اين شرح را از تفسير قاضى ناصرالدين بيضاوى استخراج نمودم.
ر.ك: مجموعه كتب خطى اهدايى دكتر مشكوة به كتابخانه مركزى دانشگاه تهران, ج1, ص43 ش35.
36ـ ابوعبدالله محمد بن اسحاق بن محمد مشهور به ابن مَنده (310ـ395هـ.ق), التوحيد ومعرفة اسماء الله تعالى. موجود در كتابخانه ظاهريه دمشق, فهرس 313. ر.ك: دايرةالمعارف بزرگ اسلامى 4/698.
37ـ علاءالدين على بن محمد على اربلى شافعى قادرى, الحرز الاسنى فى شرح اسماء الحسنى.
آغاز: الحمد لله الذى لااله الا هو الخ. ر.ك: كشف الظنون, ج1, ص646.
38ـ نامعلوم, خواص اسماء الله تعالى.
در مقدمه كتاب آمده كه شهاب الدين سهروردى به اسماء حسنى اهميت زيادى مى داد و آن را هيچ گاه از خود دورنمى نموده است. مدتى فخرالدين ابوالمكارم به خدمت شيخ درخواست مى كرد كه اين نامها را شرح كند. پس از چهل اربعين اين كتاب را بيافت و به جانب فارس برفت و از عربى به فارسى برگرداند. هر نامى در اين كتاب دو شرح دارد: يكى صغير و ديگرى كبير, در هر مقطعى اول شرح صغير و پس از آن شرح كبير و پس از آن خود نام را مى آورد و مجموع نامها كه بدين گونه شرح شده اند, چهل نام است. انجام آن چنين است. واسم اعظم اين است يا غياثى عند كل كربتي….
ر.ك: مجموعه كتب خطى كتابخانه آيت الله العظمى نجفى مرعشى, ج1, ص72, ش61.
39ـ خواص اسماء الهى (به فارسى), نستعليق سده دوازدهم. ر.ك: فهرست نسخ خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران ص117.
40ـ مولى احمد بن محمد التميمى, خواص اسماء تعالى (به زبان فارسى و به نظم).
تاريخ كتابت را در آخر كتاب چنين سروده است:
تا شد رقم اين خواص اسماى عظام
در نهصد وهفتاد ودو در شهر صيام
ر.ك: الذريعه, ج7, ص271.
41ـ نامعلوم, خواص اسماء حسنى. شامل ادعيه با ترجمه فارسى.
آغاز: هو الله الذى لا اله الا هو عالم الغيب والشهادة هو الرحمن الرحيم…
ر.ك: نسخه هاى خطى در كتابخانه ندوة العلماء, ص742.
42ـ خواص الاسماء والطلسمات. (فارسى و ناقص) شامل ابواب وفصول, ش178
ر.ك: فهرست نسخ خطى عبدالحميد مولوى; نسخ خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران, ج50, ص27.
43ـ جلال الدين سيوطى (متوفى 911هـ.ق) الدر المنظم فى الاسم الاعظم.
اول آن: الحمد لله الذى له الاسماء الحسنى الخ.
ر.ك: ايضاح المكنون فى ذيل كشف الظنون ج4, ص88.
44ـ نامعلوم, رساله در خواص اسماء بارى تعالى (فارسى).
آغاز: بدانكه اكثر اكابر در كتب خويش ابتداء به اسم الله نموده اند.
انجام: يا عجيب فلاتنطق الالسن لكل آلائه وثنائه.
ر.ك: فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه وزيرى يزد, ج5, ص1596, ش3272 (شماره عمومى 18633).
45ـ رساله در خواس اسماء بارى تعالى (فارسى).
آغاز موجود: فليس لاحد على احد فضل انما المؤمنون….
انجام موجود: وفيها عد وخاص لايألونهم خبالا.
ر.ك: همان, ص1597, ش3276 (شماره عمومى 19943).
46ـ رساله در خواص اسماء و طلسمات
آغاز موجود: فى حد انفسها لا فى غيرها…
انجام موجود: وعسى على هذا تامه
ر.ك: همان, ص1571, ش3203 (شماره عمومى 19156).
47ـ شاه نعمت الله ولى, رساله سرّ الاسماء سرّ اسماء غيرمتناهى و حروف متناهى (چهل بيت منظوم فارسى).
ر.ك: كشف الظنون, ج1, ص91.
48ـ سيد على جعفرى صوفى حكيم رومى, سرّ اسماء الله
آغاز: بسمله فايده در بيان خواص و آثار هزارويك نام باري….
انجام: غياث المستغيثين: فريادرس فريادخواهان….
ر.ك: فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه وزيرى يزد, ج3, ص919, شماره مجموعه 1296 (شماره عمومى 10099).
49ـ ميرعماد حسنى قزوينى مشهور به عماد الحسنى, شرح اسماء الله, نويسنده از مشاهير خطّاطين و سادات قزوين در عهد شاه عباس صفوى بوده است.
نسخ تبريز987هـ به زبان فارسى رديف 506.
آغاز: هوالله الذى لا اله الا هو الرحمن الرحيم الملك القدوس…
انجام: النافع النور الهادى البديع الوارث الرشيد الصبور….
ر.ك: نسخه هاى خطى كتابخانه محمودآباد لكهنو, ص173.
50 ـ نامعلوم, شرح اسماء الله. رساله كوچكى همراه با حاشيه 16سطرى.
ر.ك: مجموعه نسخه هاى خطى كتابخانه حميديه بهوپال كشمير, ج2, ص56.
51 ـ نامعلوم, شرح اسماء حسنى (عرفان ـ فارسى).
شرح مهم عرفانى است بر نامهاى الهى, مشتمل بر روايتهاى نبوى و گفتار بزرگان عرفان و تصوف و اشعار فارسى و عربى عرفا. مؤلف اين شرح از دانشمندان اهل سنت است و آن را به سبك فارسى قديم نوشته شده است.
آغاز: (افتتاح كرده شد شرح اسامى خداوند جل جلاله بباري… معنى هو او بوز و در ميان عوام تا هورا بالله تعريف نكنى)
انجام افتاده: (و در آينه آنچ صافى است اعضا واجزاء باندازه خود مى ستانند مابقى شغل را بأصل…)
ر.ك: مجموعه خطى كتابخانه آيت الله العظمى مرعشى نجفى, ج4, ص3.
52 ـ نامعلوم, شرح اسماء حسنى.
آغاز: بدانكه اسماء الله توقيفى است يعنى موقوفست بر سماع اذن شارع. هر اسمى كه در شرح اطلاق….
انجام: نزد احيا يا قبض مى كند در نوم و بسط مى كند در ايقاظ يا تنگ مى گرداند دلها را بحزن….
ر.ك: نسخه هاى خطى در كتابخانه ندوة العلماء, ص750.
53 ـ عبدالعزير بن نصير, شرح اسماء الحسنى. كاتب: عبدالعزيز بن نصر الطبرى. تاريخ كتابت: سال 874هـ.ق.
آغاز: افتتحت باسمك العظيم يا ذا الجلال والاكرام چه مفتتح هر كلام و مختتم هر سخن كه مطابق مقتضاي….
انجام: و در نظر ارادت حضرت واهب المواهب والامال ان مادح وحامد مستحسن مقبول والله اعلم بالصواب… مصلياً على نبيه م
ظاهراً مرحوم مجتبى منيوى در حاشيه كتاب نوشته اند: (عبدالعزيز بن نصير كه مؤلف كتاب است غير از عبدالعزيز بن نصر الطبرى است كه كاتب كتاب است.)
ر.ك: دكتر توفيق سبحانى, فهرست نسخه هاى خطى فارسى كتابخانه هاى تركيه, چاپ اول 1373, مركز نشر دانشگاهى; كتابخانه چلپى عبدالله افندى, ش4, ص37.
54 ـ نامعلوم, شرح اسماء الحسنى, ش1/4645. كاتب: حسين ميراحمد الجامى تاريخ كتابت: 972هـ.ق.
آغاز: الحمد لله الذى اخترع ماهيات الاشياء بفيض وجود, و وكشاهم (؟) خلل الوجود بوجوده….
انجام: وفوز اكبر لقاى حق تعالى باشد اللهم ارزق فى الدنيا وفى الاخرة رؤيتك. تمام شد اين كتاب.
ر.ك: همان, ص246; كتابخانه سيميه, ش68.
55 ـ شرح اسماء الحسنى در مجموعه رسائل ش3228. نام كاتب: عبد پروصمت محمد عصمت.
آغاز: اين نه مجموعه اى است بل مجمعى است از الفاظ و معانى رنگين و اين نه بياض است بل سوادى است از زلف و رخسار حورالعين.
ر.ك: همان, ص583. كتابخانه ولى الدين افندى, ش141.
56 ـ سيف الدين باخرزى, شرح اسماء الحسنى.
ر.ك: هدية العارفين: ج1, ص391. يك نسخه به شماره 8/1623/4673 كتابت جمادى الثانى 847هـ.ق در كتابخانه شيرانى (پاكستان) هست. ر.ك: بشير حسين, فهرست مخطوطات شيرانى ج2, ص231, ش1277 و احمد منزوى فهرست مشترك پاكستان ج3, ص1582. همچنين بنگريد: مايل هروى, مقدمه روح الأرواح سمعانى, 1368 تهران, ص47.
57 ـ نامعلوم, شرح اسماء الحسنى, رديف33.
آغاز: منقول از بحر الغرائب در شرح اسماء الحسنى حامداً ومصلياً. بدانكه اسماء….
ر.ك: نسخه هاى خطى كتابخانه ندوة العلماء, ص751.
58 ـ شيخ عارف ابوالحكم عبدالسلام بن عبدالله بن ابى الرجال اللحمى الاشبلى مشهور به ابن برّجان, شرح اسماء الحسنى, مؤلف كه متوفى 536هـ.ق در مراكش است در اين كتاب بيش از 130 نام مشهور از اسماء الله را هريك در سه فصل شرح كرده است. از اين اثر در سال 934 تلخيصى صورت گرفته است (آلوارت 509/11).
ر.ك: كشف الظنون, ج1, ص91. كحاله, معجم المؤلفين, ص44; دايرة المعارف بزرگ اسلامى, ج3, ص97.
59 ـ عارف شيرازى, شرح اسماء الله.
(به خط سيد محمد حسينى در اصفهان در روز دوشنبه 16/ج1/1106) 99ـ 106 در مجموعه نسخه هاى خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى از صفحه 99ـ 106. ر.ك: فهرست كتابهاى خطى كتابخانه مجلس سنا, ج1, ص143.
60ـ شهاب الدين ابوجعفر احمد سهروردى, شرح اسماء الله. اين كتاب را فخرالدين ابوالمكارم در بغداد جست و به فارسى درآورد.
ر.ك: دانش پژوه, فهرست نسخ خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران, ص117.
61ـ رفيعاى نائينى, رساله در شرح اسماء الله.
ر.ك: فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه وزيرى يزد, ج3, ص927, ش مجموعه 1348 (از 54 ـ 64).
62ـ نورالله حمزة بن سليمان, شرح اسماء الله. (عرفان ـ تركى) (186پ ـ 194/) شرح اسماء حسنى با ذكر خواص آنها, به روش مختصر و كوتاه. گرفته شده از بيانات شيخ جلال الدين تبريزى.
آغاز: (الحمد لله رب العالمين… بعد, و بدرستى و راستى بومذكور اولان الله تبارك وتعالينك اسماء حسنى سنك)
انجام: اهل معرفت دخى عرفان دخى اهل علم و اذهان حاصل اوله.
ر.ك: مجموعه خطى كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى, ج8, ص26.
63ـ سيد محمد المدنى, شرح الاسماء الحسنى. ش314 تاريخ كتابت 914هـ.ق.
آغاز: غير نام تو ندارم هيچ نامى ابتدا
زان به بسم الله الرحمن الرحيم شد اين بنا…
توضيح: در پايان آن رساله اى به تركى آمده است.
ر.ك: فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه هاى تركيه, ص7; كتابخانه امير خواجه كمانكش, ش23.
64ـ حسن بن محمد نيشابورى, شرح الاسماء الحسنى (عربى). شرح مختصرى است بر نودونه اسم الهى (اسماء الله الحسنى) بيشتر از جنبه صرفى و اشتقاقى و مختصر اشاراتى به بعضى از تحقيقات درباره مفهوم آنها.
آغاز: (الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنى والحمد لله… وبعد فهذه اشتقاقات اسماء الله تعالى التسعه والتسعين)
انجام: (والصلاة على من ابرز من الكمال ماكان كامناً.)
ر.ك: مجموعه خطى كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى, ج6, ص367.
65ـ علامه ملامحمد باقر بن محمدتقى مجلسى, شرح الاسماء الحسنى.
66ـ على بن احمد بن محمد بن على بن متوى نيشابورى, شرح الاسماء الحسنى. نويسنده كه به واحدى شهرت دارد و مكنى به ابوالحسن است, صاحب كتاب معروف اسباب النزول و متوفى به سال 468 يا 465هـ.ق در نيشابور است.
67ـ محى الدين ابن عربى, شرح الاسماء
ر.ك: محسن جهانگيرى, ابن عربى, ص92ـ119.
68ـ مير سيدعلى همدانى (714ـ776هـ.ق), شرح اسماء الله. اين كتاب در شرح و اهميت و فضايل اسماء الحسنى و نودونه اسم الهى نوشته شده است. نسخه خطى اين رساله در كتابخانه مجلس شوراى اسلامى موجود است. ر.ك: نسخه هاى خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, شماره 3871.
69ـ ابومنصور محمد بن احمد الهروى لغوى مشهور به ازهرى, شرح الاسماء الحسنى. نويسنده كه همان صاحب تهذيب اللغه و شرح اصلاح المنطق ابن سكيت است در سال 371هـ.ق وفات يافته است.
ر.ك: كشف الظنون, ج2, ص1031; ريحانة الأدب, ج1, ص112.
70ـ ابوالعباس احمد بن محمد بن عيسى برلسى فاسى مشهور به احمد زروق (متوفى 899هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان.
71ـ برهان الدين محمد بن محمد النسفى (متوفى 687), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان.
72ـ على بن حسن شافعى بيهقى (متوفى 458هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان.
73ـ تقى الدين ابى بكر بن محمد حصنى شافعى (متوفى 829هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان.
74ـ ابوبكر احمد بن على رازى حنفى مشهور به حصّاص (متوفى 370هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان و نيز ريحانة الأدب, ج1, ص411.
75ـ احمد بن محمد بن ابراهيم خطابى حافظ (متوفى 388هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان و نيز ريحانة الادب, ج2, ص140.
76ـ عفيف الدين سليمان بن على بن عبدالله تلمسانى (متوفى 690هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
عفيف الدين تلمسانى در اين كتاب معانى اسماء الهى واردشده در قرآن را از سوره فاتحه تا سوره ناس ذكر كرده و ابتدا اسم را, آنگاه آيه اى را كه درباره آن است آورده و در ذيل هر اسمى آنچه كه مؤلفين سه گانه يعنى بيهقى و غزالى و ابن برّجان گفته اند آورده است و آنچه آن سه نفر به تنهايى يا مشتركاً هم عقيده بوده اند را آورده و نيز نكاتى به زبان اهل تصوف در ذيل برخى اسماء آورده است.
ر.ك: كشف الظنون, ج2, ص1034; بروكلمان (ترجمه عربى), ج5, ص56; مفتاح الكنوز الخفيه پاتنه 2:410 رقم 2579 و17 .
77ـ سيد على بن شهاب الدين همدانى (متوفى 786هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى. قاضى نورالله شوشترى كتاب مستقلى در تشيع او نوشته است.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص88; كشف الظنون, ج2, ص1032.
78ـ سيد عبدالقاهر بن سيد كاظم نوبلى بحرانى, شرح الاسماء الحسنى. نويسنده ساكن بندر لنگه بوده و در همانجا (تقريباً در سال 1300هـ.ق) وفات يافته است.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص88.
79ـ سيد محمدحسين بن محمدتقى درودآبادى همدانى, شرح الاسماء الحسنى. شيخ آقابزرگ مى نويسد: نسخه آن كتاب آنچنانكه نويسنده براى من نوشته, نزد فرزند مؤلف سيد ابوالفضل عارفى در طهران موجود است.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص88.
80 ـ شيخ صالح بن عبدالكريم كرزگانى بحرانى (متوفى 1098هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى. شيخ آقابزرگ اين كتاب را از قول سيد نورالدين برادر صاحب مدارك نقل نموده اند.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص89.
81 ـ شيخ محمدتقى بن عبدالرحيم طهرانى اصفهانى, شرح الاسماء الحسنى. نويسنده صاحب حاشيه مشهور بر معالم الاصول و متوفى 1248هـ.ق است.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص88.
82 ـ شيخ ابراهيم بن سليمان قطيفى بحرانى, شرح الاسماء الحسنى. نويسنده كه در نجف مدفون است معاصر محقق كركى و متوفى بعد از سال 945هـ.ق بوده كه در آن سال كتاب نفحات الفوائد را نوشته است و شرح الاسماء را در سال 934 به پايان برده است.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص88.
83 ـ شيخ محمدتقى ابن شيخ محمد باقر تهرانى, شرح الاسماء الحسنى. مؤلف كه معروف به آقانجفى است از اجلّه علماى اماميه در سده چهاردهم هجرى قمرى جامع معقول و منقول و صاحب تأليفات بسيار (متوفى 1331 يا 1332 هجرى قمرى) بوده است.
ر.ك: ريحانة الأدب, ج1, ص58.
84 ـ محمد حاكم الرومى, شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: ايضاح المكنون, ج2, ص43.
85 ـ حسام الدين محمد بن عبدالرحمن بن خضر بن محمد بن العماد مصرى دمشقى حنفى معروف به ابن بريطع (متوفى 874هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان.
86 ـ محى الدين محمد بن سليمان كافيجى (متوفى 879هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: كشف الظنون, ج2, ص1035.
87 ـ ابومحمد محى الدين عبدالقادر بن محمد ابى الفيض حلبى معروف به ابن قضيب البان (متوفى 1040هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: كشف الظنون, ج2, ص1034ـ1035.
88 ـ صدرالدين محمد بن اسحاق قونوى (متوفى 672هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى. شرحى است به زبان اهل ذوق و اشاره و كشف و نه به روش بحث و استدلال.
ر.ك: كشف الظنون, ج2, ص1034; قاموس الاعلام, ج4, ص2944; ريحانة الأدب, ج3, ص431.
89 ـ ولى الدين اسماعيل بن ابراهيم بن جعفر منفلوطى (متوفى 652هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: كشف الظنون, ج2, ص1034.
90ـ عبدالعزيز بن احمد الديرى (متوفى 694هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان.
91ـ شيخ عبيدالله سمرقندى (متوفى 953هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان.
92ـ شيخ عبدالله بن ابى بكر موصلى شيبانى (متوفى رمضان 820هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان.
93ـ عبدالله بن عبدالقادر غزالى زاده (متوفى 977هـ.ق), شرح الاسماء الحسنى.
ر.ك: همان.
94ـ محمد بن ابوالقاسم بن بابجوك بقّالى خوارزمى نحوى معروف به زين المشايخ, شرح الاسماء الحسنى. نويسنده از تلامذه جارالله زمخشرى و متوفى 562 يا 567 در بلخ است.
ر.ك: ريحانة الأدب, ج2, ص407.
95ـ سيد على خان بن سيد خلف مشعش حويزى, شرح الاسماء. نويسنده از علماى متصوف اماميه (متوفى 1088هـ.ق) بوده است. اين سيد على خان غير از سيد على خان صاحب شرح صمديه و صحيفه سجاديه است.
ر.ك: ريحانة الأدب, ج2, ص91 و نيز الذريعه.
96ـ شيخ محمد بن بهاءالدين, شرح الاسماء الحسنى.
آغاز آن دو خطبه دارد: الحمدلله الذى تفرد فى ذاته بالعلو والغناء. وسمّى فى الازل… الى قال: وبعد فيقول اضعف العباد محمد بن بهاءالدين حشرهما الله….
نسخه اى از آن در كتابخانه حاج حسين ملك التجار در تهران است و به خط سيد عبدالله بن يوسف حسينى كه در اواسط جمادى الثانى سال 1112هـ از نسخه خطى محى الدين بن نصرت ـ كه تاريخ كتابتش بنا به قول حاجى خليفه (2/1034) 953 يا 960 است ـ نوشته شده است.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص90.
97ـ (منسوب به) ابوعلى سينا, شرح الاسماء الحسنى.
دكتر ذبيح الله صفا مى نويسد: كتابى به نام شرح اسماءالله در كتابخانه هاى ايران و استانبول از ابوعلى سينا موجود است, ولى اين حقير در فهرست كتب ابوعلى سينا به اين نام برنخوردم.
ر.ك: تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى, ص227.
98ـ ملامحمدباقر بن محمدتقى مجلسى اصفهانى (متوفى 1111هـ.ق) صاحب بحارالانوار, شرح دعاء جوشن كبير. مشخص نشد كه اين آيا غير از شرح الاسماء الحسنى است كه مرحوم ملامحمدباقر مجلسى نوشته يا همان است.
ر.ك: كشف الظنون, ج1, ص91.
99ـ مولى محمد نجف كرمانى مشهدى عارف اخبارى (متوفى 1298هـ.ق), شرح دعاء الجوشن الكبير. در مطلع الشمس از آن نام برده است.
ر.ك: همان.
100ـ مولى حبيب الله بن عليمدد ساوجى كاشانى (متوفى 1340هـ.ق), شرح دعاء الجوشن الكبير.
ر.ك: همان.
101ـ محمود بن عثمان اللامعى البرسوى, شرح المعميات اسماء الحسنى. تاريخ كتابت اين اثر 953هـ.ق است, ولى تاريخ وفات مؤلف را 938 نوشته اند; هرچند كه انتساب اين اثر به او ثابت نشده است.
ر.ك: فهرست نسخه هاى خطى فارسى كتابخانه هاى تركيه, 574; كتابخانه ولى الدين افندى, ش105 شماره 2719; كشف الظنون, ج2, ص1035.
102ـ شيخ احمد بن على البونى (متوفى 622هـ.ق), الطريق وقسطاس التحقيق من مشكاة اسماء الله الحسنى والتقرب بها الى المقام الاسنى.
حاجى خليفه كتابهاى زيادى در زمينه شرح اسماء الحسنى از او نقل كرده كه بسيارى از آنها بدون اسم مؤلف و مشخصات كتاب است و ما از آوردن آن كتب خوددارى كرديم. همچنين چندين كتاب در اين موضوع از همين نويسنده, از جمله يك شرح مختصر به نام (سوانع النعم وسوابق الكرم, نام برده است. حاجى خليفه اين شرح را شرحى بزرگ مثل شرح ابن برّجان دانسته است.
ر.ك: كشف الظنون, ج1, ص726 و ج2, ص1034.
103ـ قاضى حميدالدين محمد بن محمود بخارى ناكورى هندى سهروردى, طوالع الشموس فى اسماء القدوس.
ر.ك: ايضاح المكنون فى ذيل كشف الظنون, ج4, ص88.
104ـ نامعلوم, قصيدة فى الاسماء الحسنى (شعر ـ عربى).
قصيده اى است در 61بيت به صورت مناجاة كه در آن اسماء حسناى الهى را مى شمارد, و در فهرست روى برگ اول اين قصيده را (القصيدة الامياطيه) ناميده است.
آغاز: بدأت ببسم الله والحمد اولا
على نعم لم تخص فيما تنزّلا
انجام: كذا الانبياء والالى والصحب كلهم
وبعد فحمد الله ختماً واولا
مجموعه كتب خطى كتابخانه آيت الله العظمى مرعشى نجفى, ج1, ص202.
105ـ امير علاءالدين محمد بن شاه ابى تراب حسينى از سادات گلستانه (متوفى 1110هـ.ق), كاشف الاسماء. نام اصلى آن روضة العرفاء بود, امّا پس از چاپ به كاشف الاسماء تغييرنام پيدا كرد.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص89 و ج2, ص67. نسخه خطى آن در كتابخانه ميرزا طاهر تنكابنى و اكنون در كتابخانه مجلس فهرست سپهسالار ج2, ص611 است.
106ـ عبدالجليل محمد بحرآبادى, لطائف الاسماء. (84برگ)
آغاز موجود: بنقصان خويش… هست اميدم كه هنرپروران
خرده نجويند ز بزرگى آن
ان هذا الشروع فى المقصود
مستعيناً بواسع المعبود الخ
انجام موجود: آن مملكت را سيورغال ملك اعظم مشاراليه دانسته و او را.
ر.ك: فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه وزيرى يزد, ج2, ص610.
107ـ نامعلوم, مجموعه اسماء حسنى و غيره.
آغاز: بايد كه وقت شام غسل كرد, با وضو بنشيند و نماز مغرب و عشاء ادا كرده و بسوي…
انجام: چون تسبيح تمام شود يك دانه اى بشمار جدا كند چون شمار دانه تمام شود.
ر.ك: نسخه هاى خطى كتابخانه ندوة العلماء, 753, رديف30.
108ـ مولى حسين بن على بيهقى كاشفى (متوفى حدود سال 910هـ.ق), المرصد الاسنى فى شرح اسماء الله الحسنى.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص88.
109ـ نامعلوم, المطلب الاعلى فى شرح الاسماء الحسنى. رديف1504.
ر.ك: فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه تحقيق و اشاعت كشمير, ج1, ص21.
110ـ سيد نعمت الله بن عبدالله بن محمد موسوى جزائرى, المقامات النجاة فى شرح اسماء الحسنى. وى شاگرد علامه مجلسى و از اكابر علماء متأخر اماميه (متوفى 1112هـ.ق) بوده است. جلد اول اين اثر را در سال 1103 به پايان برد و علامه مجلسى او را از ادامه دادن آن منع نمود.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص90; ريحانة الأدب, ج3, ص113.
111ـ شيخ زين الدين ابى محمد على بن محمد بن يونس البياظى النباطى, المقام الاسنى فى شرح الاسماء الحسنى. مؤلف از اكابر علماى شيعه (متوفى 877هـ.ق) است.
ر.ك: الذريعه, ج13, ص88.
112ـ الغزالى, المقصد الاسنى فى شرح خواص الاسماء الحسنى. يكى از مشايخ مصر به نام غزالى آن را در سال 1050 نوشته است. شرح بزرگى است كه اول آن اين است: الحمدلله الذى اظهر اعيان الممكنات…
ر.ك: كشف الظنون, ج2, ص1033.
113ـ ابوالعباس (ابوالفضل) تاج الدين احمد بن محمد بن عبدالكريم سكندرى جذامى, المقصد المجرد فى معرفة الاسم المفرد. مؤلف ملقب به شيخ كبير و مشهور به ابن عطاء الله است و عارف شاعر نحوى محدث مفسر و فقيه مالكى و از مشايخ بزرگ شاذليه (متوفى 709). اين اثر رساله اى است فلسفى كلامى كه در آن درباره ذات, صفات, اسماء و افعال خداوند به شيوه اشاعره سخن رفته است. نظرات ابن عطاءالله درباره (اسم مفرد) مورد مخالفت ابن تيميه قرار گرفت. ابن عجيبه از اين تصنيف با نام (القول المجرد فى معرفة الاسم المفرد) ياد كرده است (ابن عجيبه احمد ايقاظ الهمم فى شرح الحكم, بيروت, دارالفكر, ص9).
ر.ك: دايرةالمعارف بزرگ اسلامى, ج4, ص311.
114ـ نامعلوم, منتخب روح الأرواح سمعانى.
كهنترين نسخه منتخب مذكور (روح الأرواح) ظاهراً در نيمه اول از سده هشتم هجرى كتابت شده است و چنين مى نمايد كه در ايران يا آسياى صغير كتابت شده است. اين نسخه از برگزيده روح الارواح به خط نسخ كهن در هامش جُنگى نويسانيده شده كه متن آن متضمن اشعار سعدى. اثير اخسيكتى و ديگر سخنوران فارسى زبان است (نسخه مذكور متعلق به استاد دكتر شفيعى كدكنى است) دو نسخه ديگر از اين گزيده كه به خط نستعليق در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى كتابت شده, در كتابخانه دارالعلوم رحمانيه هزاره (پاكستان) موجود است (استاد احمد منزوى, فهرست مشترك پاكستان, ج3, ص1584).
ر.ك: نجيب مايل هروى, مقدمه روح الارواح سمعانى. ص97و96.
115ـ عبدالله بن عمر بن احمد بيضاوى صاحب تفسير بيضاوى, منتهى المنى بشرح الاسماء الله الحسنى. نويسنده متوفى 682 يا 685 يا 691 يا 692 ويا 696هـ.ق در تبريز است.
ر.ك: كشف الظنون, ج2, ص1031.
116ـ شمس الدين محمد بن ابراهيم مالكى مشهور به خطيب وزيرى (متوفى 890هـ.ق), المنهل العذب فى شرح اسماء الرّب. نويسنده اين كتاب را در مكّه مكرمه براى عده اى از اهالى آنجا در سال 882 نوشت. سخاوى گويد: آن مختصر كتاب غزالى است, ولى هيچ ذكر نكرده است.
ر.ك: همان.
117ـ نجم الدين احمد بن محمد شافعى (متوفى 727هـ.ق), الموضح الطريق.
ر.ك: كشف الظنون, ج2, ص1035.
118ـ نامعلوم, نظم اسماء حسنى (شعر ـ فارسى).
اسماء حسنى را, هر نامى را در يك بيت فارسى به نظم كشيده و داراى اشارات عرفانى است.
آغاز: الله نيست حد خامه از نام اله
دم زدن بايد زبان دارد نگاه
انجام: الصبور: از دل او آنچه بايد دور داد
چشم جانش با نشان نور داد
ر.ك: مجموعه كتب خطى كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى, ج8, ص47 (2845).
119ـ سيد محمدمهدى بن سيد محمد بن سيد محمد صادق موسوى خوانسارى اصفهانى, نفائس الكلام فى شرح اسماء الله العظام. مؤلف از علماى اماميه برادر صاحب روضات الجنات و صاحب احسن الذريعه واحسن الوديعه است.
ر.ك: ريحانة الأدب, ج2, ص190.
120ـ نامعلوم, نودونه نام بارى تعالى (فارسى).
آغاز: ياالله يارحمن يارحيم ياملك ياقدوس ياسلام يا مؤمن.
انجام: يا مانع ياضار يانافع يانور ياهادى يابديع.
ر.ك: نسخه هاى خطى كتابخانه محمودآباد لكنهو, ص186. ج ـ مقالات*
121ـ سيد صدر الدين طاهرى, الاسماء الحسنى از ديدگاه ابن عربى. تحقيقات اسلامى, سال هفتم, شماره اول, سال1371, ص97ـ124.
122ـ نامه آستان قدس, اسماء الله از قرآن مترجم مورخ 661. ج9 (1351), ش3, ص3ـ6.
123ـ محمد عبدالمجيد الرميثى, اسماء الله الحسنى. التربية الاسلاميه (بغداد), س26, ص84 (شعبان 1405هـ.ق مايو 1985م) ص19ـ21.
124ـ غالب عبدالله, اسماء الله الحسنى الاسم الاعظم. نور الاسلام, س1, 74, 8 (3ـ4/1409هـ = 10ـ11/1988م) ص63 ـ 66.
125ـ غالب عبدالله, اسماء الله الحسنى نفى الصفات الجسمانيه (دراسة قرآنيه). نور الاسلام, س941,10(5 ـ 6/1409هـ = 1ـ2/1989م) ص44 ـ 47.
126ـ محمد احمر قمر, اسماء الله الحسنى وفضائلها (بحث قرآنى). الفاروق, 254 (7ـ 8/1411هـ) ص4ـ7.
127ـ غالب حسن, اسماء الحسنى نظرة عامة (دراسة قرآنيه), نور الاسلام, س1 34, 4 (10ـ11/1408هـ = 5 ـ 6/1 988م ) ص 53 ـ 54 و 54 , 6 ( 12/1408 هـ = 1/1409هـ = 7ـ 8/1988م) ص83 ـ 85.
128ـ اسماء و جلوات اسماء (اسماء الحسنى در قرآن كريم به زبان فارسى), نگهبان انقلاب اسلامى س3, ص824 (ارديبهشت 1362ش), ص48 ـ 49.
به اميد تخلّق به اسماء الحسنىپاورقي : 1. ر.ك: دكتر سيد حسين نصر, جوان مسلمان و دنياى متجدد, ترجمه دكتر اسعدى, ص37. * در قسم مقالات غير از مورد اول بقيه را از: عبدالجبار الرفاعى, معجم الدراسات القرآنيه, قسم المقالات, ص435ـ 436 آورده ام.


صفحه 14

نامه ها



در شماره 32 در ضمن معرفيهاى گزارشى كتاب (كوروش و ذوالقرنين) معرفى و نكاتى درباره آن يادشده بود. مؤلف محترم بادداشتى درباره آن نكات نوشته اند, كه اينك با توضيح ناقد و توضيح دوّم مؤلف در اينجا آورده مى شود.
با سلام و تحيت, به مناسبت معرفى نوشته اى از اين جانب, با عنوان (كوروش و ذوالقرنين) در بخش گزارشهاى اجمالى آن مجله به شماره32 (خرداد ـ تير 1374), نكاتى را تذكاراً تقديم مى كنم, اميد است جهت تنوير افكار و توضيح مطالب ـ با عنايت به ماده 23قانون مطبوعات ـ با خوانندگان فرزانه آن مجله پژوهشى در ميان گذاشته شوند.
معمولاً در معرفيهاى بر سبيل گزارش و اجمال, مجال نقد و اظهارنظر نيست, با وجود اين, چنين شده است و مؤلف به سه رأى منسوب گرديده كه متأسفانه هر سه خلاف واقع است.
1ـ گفته شده كه نگارنده نظر ابوالكلام آزاد و علامه طباطبايى, مبنى بر ذوالقرنين بودن كوروش را, نپذيرفته است, از آن رو كه مبتنى بر تورات محرّف است. در حالى كه چنين نيست, زيرا اصولاً سه گفتار نخست در بررسى كوروش, براى اثبات اين واقعيت است كه منابع تاريخى كهن, كوروش را داراى اوصاف ذوالقرنين (جهان گشا, موحد و پرهيزكار) معرفى نمى كنند. و طرفه آن كه در صفحه 180 كتاب, عذر علامه بزرگوار در گرايش به اين ديدگاه, عدم فرصت كافى در مراجعه به كتابهاى مأخذ تاريخ ايران باستان ذكر شده است!
2ـ گفته شده كه نگارنده, (اسكندر مقدونى) را به ذوالقرنين منطبقتر مى داند, كه ظاهراً مراد معرّف محترم, (اسكندر ثانى) فرزند فيليپ است ـ به حكم انسباق به ذهن ـ با اين كه از ص 128ـ140 كتاب در ردّ اين نظريه پرداخته شده است.
3ـ پيش فرض نادرست اول, دست مايه دفاع از ديدگاه حضرت علامه و ابوالكلام آزاد شده, و مرقوم نموده اند: مؤلف به خطا رفته, زيرا تحريف تورات نمى تواند اعتبار آن را به عنوان كتاب تاريخى از بين ببرد و توجه آن دو بزرگوار از همين زاويه است!
متأسفانه اين دفاع نيز ناتمام است, زيرا سخن بر سر مخدوش بودن تورات به عنوان منبع تاريخى است, فى المثل وقتى در كتاب اشعيا, بلشصّر فرزند بنونيد را پسر بخت النصر مى خواند و خبر از رخدادهايى درباره بابل مى دهد كه هيچ گاه تحقق نيافته اند و (سرپرسى سايكس) نيز مى نويسد: (هيچ قسمت تاريخى ايران مانند داستان فتح بابل تحريف نشده است) ما چگونه مى توانيم به عنوان يك سند معتبر به تورات نگاه كنيم؟! توضيح مطلب
از ديرباز در ميان مفسران درباب كانديداهاى عنوان ذوالقرنين, اختلاف نظر بوده است, ولى بيشتر مفسران وى را اسكندر مقدونى (ثانى) دانسته اند; اما از آن گاه كه (سر سيد احمدخان هندى) به ابداع ديدگاه ذوالقرنين بودن كوروش هخامنشى پرداخت, ابوالكلام آزاد نيز در كتاب تفسيرش به نام (تفسير البيان فى مقاصد القرآن) در ايضاح و تقريب آن كوشيد و پس از برگردان عربيِ بخشى ازآن تفسير به فارسى, علامه نيز در الميزان آن ديدگاه را پذيرفتند.
خيمه مدعاى ابوالكلام بر دو عمود استوار گرديده است: نخست منابع تاريخى, دوم اشاراتى از تورات در رؤياى دانيال نبى(ع) درباره قوچ دوشاخ و در حادثه بابل درباره مرغ شكارى و عقاب شرق.
ابوالكلام آزاد مى گويد: ذوالقرنين ممدوح قرآن, فردى موحد, مصلح و جهان گستر بوده و چون كوروش هخامنشى, طبق منابع تاريخى داراى اين اوصاف بوده, و كس ديگرى را تاريخ به ما معرفى نكرده, بناچار بايد اين دو, يك نفر باشند; بويژه اين كه مجسمه دشت مرغاب, كه دو شاخ بر سر دارد و بسان عقابان دو بال, با اشاراتى كه در تورات آمده منطبق است!
نگارنده در كتاب (كوروش و ذوالقرنين) گفته است: براساس منابع تاريخى كه مورد استناد ابوالكلام آزاد بوده اند, كوروش, نه تنها همه دنيا را فتح نكرده, بل شخص موحد و دادگسترى هم نبوده است. و انطباق تنديس دشت مرغاب (مجسمه ادعايى كوروش) را مورخان و محققانى مانند حسن پيرنيا (مشيرالدوله) و استاد محيط طباطبايى, كه از تاريخ شناسان و مؤلفان بنامند, نيز نپذيرفته اند و شواهد باستان شناسى هم اين انطباق را تأييد نمى كند.
بنابراين اولاً: تورات نه تنها از نظر عقيدتى بل از ديدگاه تاريخى هم مخدوش است, ثانياً: به فرض عدم تحريف با منابع تاريخى ديگر معارض است, ثالثاً: اشارات مورد ادعاى تورات با تنديس دشت مرغاب برابر نيست. گفتنى است ديدگاه مشهور مفسران مبنى بر انطباق ذوالقرنين بر اسكندر ثانى نيز پذيرفتنى نيست و ادله آن به تفصيل در كتاب يادشده آمده است و پژوهشگران را به همان حواله مى دهم. با احترام و پوزش از تصديع
سيد موسى مير مدرس در حاشيه نامه مؤلف محترم (كوروش و ذوالقرنين)
ضمن تشكر از پاسخ مؤلّف به معرّفى كتاب (كوروش و ذوالقرنين) نكات زير يادآورى مى شود:
1ـ همانگونه كه مؤلف محترم نوشته اند معرّفى گزارشى جاى نقد و اظهارنظر نيست. بواقع نيز چنين كارى نشده است. زيرا مجلّه به نقد و بررسى هر كتابى نمى پردازد. اگر بنابر نقد و بررسى كتاب يادشده بود گفتنى زياد بود ولى از آنجايى كه خوانندگان كتاب بفراست نقاط ضعف و قوّت آن را خواهند يافت, به نقد و بررسى آن پرداخته نشده است. آنچه كه در معرّفى آمده بود يك تذكارى بيش نبود.
2ـ عبارت مؤلف در صفحه 179 در ردّ نظريه علاّمه و ابوالكلام اين است:
(بارى در اين گيرودار با نهايت تأسف, مفسّر معاصر حضرت علاّمه طباطبايى و نويسندگان محترم تفسير (نوين) و (نمونه) با وجود اعترافشان بر تحريف تورات و با اينكه ابوالكلام آزاد نيز شالوده مدّعايش را براساس تورات پى افكنده است باز حرف او را تكرار نموده است و با تعابير مختلفى تلقّى به قبول كرده است.)
و به نظر مى رسد نصّ مؤلف براى پاسخ به اعتراض وى در بند1 نامه اش كافى باشد. در معرّفى سخن از علّت نه پذيرفتن نيست تا مؤلف بفرمايند (در سه گفتار پيشين چه چيزى نوشته اند. پيداست نه پذيرفتن مطابقت عنوان ذوالقرنين به كوروش از ديد مؤلف محترم مبتنى بر مدارك ديگر است, ولى رد نظريّه ابوالكلام و علاّمه بر پايه تصريح مؤلف به علّت ابتناء نظريه يادشدگان بر تورات محرّف است. امّا اينكه علاّمه در گرفتن رأى ابوالكلام آزاد و مراجعه نكردن به منابع تاريخ باستان معذور بوده يا نه ـ كه در صفحه 180 كتاب آمده است ـ ربطى به موضوع ندارد.
3 ـ پاسخ به تفرّس جناب مؤلف در بند2 نامه اش از مراد معرّف به حكم انسباق به ذهن, با اينكه خود در صفحه 180 كتابش تعيين مراد كرده اند, از قبيل امورى است كه قدرى درون خوانى و كف بينى مى طلبد, چيزى كه در تخصّص دست اندركاران مجله نيست.
4ـ سخن جدّى با مؤلف محترم در بند3 نامه وى است و تذكّر موجود در معرّفى نيز ناظر به همين بحث بود. مؤلف محترم توجّه دارند كه در بررسى تاريخ باستان محقق نمى تواند به بهانه محرّف بودن كتابى بطور كامل از آن دست شويد. حتّى افسانه ها و قصّه هاى شفاهى هم مى تواند ابزار خوبى براى محقّق دريافتن واقعيّت تاريخى باشد. نظر مجلّه در تأكيد به (محرّف بودن تورات) دقيقاً از زاويه تاريخى است وگرنه از ديد اعتقادى نيازمند تأكيد و يا تصريح نيست. تورات بواقع يك تبارنامه است; يعنى, كتاب تاريخى با واقعيتها و افسانه هاى خاص خود در شأن بنى اسرائيل و خداوند متعال قصد تبارنويسى نداشت تا آن را كلام خدا دانست و بحث تحريف اعتقادى را مطرح ساخت. از سوى ديگر تأليف كتابى نظير تورات اين گونه نبود كه مؤلّفى در گوشه خانه اش بنشيند و از ابتكار ذهنى خود بهره گرفته كتابى ابداع كند. اين قبيل كتب برپايه روايات, منقولات, اساطير تأليف يافته است و بواقع تاريخ شفاهى است كه به آن لباس مكتوب پوشانده اند. از اين روى مى تواند در مواردى صادق و در مواردى كاذب باشد. و هنر محقّق تاريخ در بازيابى درست از نادرست از مجموعه گزاره هاى تاريخى مختلط است و اين مرز محقق تاريخ با مورّخ است وگرنه طرد يك منبع تاريخى به انگيزه ناصادق بودن در پاره اى از گزارشهايش كار چندان مشكل و قابل تقدير نيست. در يك كلام سخن اين است كه تورات محرّف از جنبه تاريخى, به عنوان يك منبع معتبر در تاريخ باستان, براى محقّق تاريخ مطرح است و شاهكار محقّق در بهره گيرى درست از منابع آميخته با نادرست, است.
*
با سپاس از ارسال پانويسِ معرّف و ناقد محترم كتاب (كوروش و ذوالقرنين), چند جمله اى را به طور ارتجال تقديم مى كنم. موجب امتنان خواهد بود اگر ـ در صورت مصلحت ـ همراه با نامه اين جانب و تعليقه آن برادر بزرگوار, به چاپ برسد و اين بنده نيز از پاسخگويى دوباره معاف گردم.
بارى, پژوهشيان سياست بر اين باورند كه پيوند وثيق و ناگسستنى اى ميان تاريخ و سياست حكمفرماست, آن سان كه فهم يكى بدون آشنايى با ديگرى بغايت دشوار است و نيز ثابت شده, كه تفسير متون دينى, بدون خواستگاه پيدايش آنان (تاريخ) غيرممكن است, ماجراى انگاره هاى ذوالقرنين نيز گواه اين مدعاست. آنچه در سرتاسر كتاب (كوروش و ذوالقرنين) تعقيب شده, عمدتاً گذر از مسير تاريخ و عرضه اين انگاره ها به آن آينه بوده است. از اين رو مطلبى كه در صفحه 177 كتاب با عنوان (سخنى با علامه طباطبايى و پيروان نظريه ابوالكلام آزاد) آمده, تكمله اى بيش نيست و از بديهيات است كه فهم كلام هر متكلمى در گرو ملاحظه تمام سخنان اوست و گويا روش معرّف و ناقد محترم كه با مطالعه صفحاتى چند از كتاب يادشده, به داورى درباره مجموع آن پرداخته اند, به تعبير خودشان مبنى بر (درون خوانى و كف بينى) سزاوارتر است; فى المثل خوانندگان از كجا بدانند مراد ايشان از اسكندر مقدونى, اسكندر اول است, در حالى كه اكثر مفسران, اسكندر ثانى را ذوالقرنين مى دانند. ايام عزت مستدام باد!
ارادتمند ميرمدرس
مطلبى كه در زير مى آيد, بخشى است جاافتاده از مقاله جناب ذكاوتى قراگزلو, در معرفيِ اجماليِ (تاريخ نگاران ايران) (مربوط به آينه پژوهش, شماره33, صفحه مسلسل327) كه بايد پس از پاراگراف بند ج, قرارگيرد.
د ـ اصلاح روش تأليفِ و تصنيف; بدين معنا كه خواجه نصير و يارانش با توجه, به ضيقِ وقت و حساسيتِ موقع, به جاى پديدآوردن آثار مفصل و مستقل براى هر علم, كتابهاى دايرةالمعارف گونه پديدآوردند كه عصاره و چكيده تحقيقات و تدقيقات گذشتگان و مسلّماتِ قوم در آن گردآمد. درةالتاج قطب شيرازى (قرن هفتم) و نفايس الفنون محمود آملى (قرن هشتم) و تعريفات جرجانى (قرن هشتم) از جمله بهترين كتابها در موضوع خود هستند.
جامع التواريخ رشيدى به عنوان مهمترين دايرةالمعارف تاريخى قرون وسطى كه به وسيله خواجه رشيد و همكارانش (دانشمندان مسلمان, يهودى, مغولى و چينى و مسيحى) نوشته شده, در همين مايه است و نشان از اصلاح روش تأليف و تصنيف دارد.
دانشمندان پيروِ مكتب خواجه نصير در نسلهاى بعد به جاى تكرار مكررات به نوشتن تعليقه ها و حاشيه هاى حاوى مطالب بكر و نويافته بر آثار قديم پرداختند (چنانكه امروز هم مى بينم ممكن است يك مقاله يا رساله كوچك بيش از يك كتاب ضخيم مطلب داشته باشد). رشيدالدين نيز مقالات مفرد و كوچكى در موضوعات مختلف دارد كه بعضى از آن به چاپ رسيده است (مانند لطائف الحقايق, شامل چهارده رساله, چاپ دانشگاه تهران, 1355 و1357).
)


صفحه 15

اخبار


درگذشتگاندرگذشت حضرت آيت الله ميرزا كاظم تبريزى
فقيه اصولى محدث رجالى جامع معقول و منقول حضرت آيت الله آقاى ميرزا كاظم تبريزى از علماى مشهور حوزه هاى علميه نجف اشرف و قم به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سال 1340ق در تبريز به دنيا آمد و پس از پشت سر نهادن دوران كودكى و نوجوانى به تحصيل علوم دينى روى آورد. ادبيات و سطوح را در تبريز فراگرفت و در نوزده سالگى (1359ق) به تهران رفت و فلسفه و كلام را از اساتيد وقت آموخت. در 1361ق به نجف اشرف كوچيد و در محضر اساتيد وقت سطوح عاليه و خارج فقه و اصول و تفسير و رجال را فراگرفت. برخى از اساتيدش عبارتند از: حضرات آيات: ميرزاآقا اصطهباناتى, شيخ محمدعلى كاظمى خراسانى, شيخ موسى خوانسارى و شيخ محمدرضا آل ياسين و آيات عظام: سيد ابوالحسن اصفهانى, شيخ محمدكاظم شيرازى, سيد محسن حكيم, سيد محمود شاهرودى و سيد ابوالقاسم موسوى خويى (كه بيش از بيست سال از محضر فقه, اصول, رجال و تفسير ايشان استفاده كرد و از برترين تلامذه اش محسوب مى شد), وى همزمان با تحصيل به تدريس سطوح عاليه و پس از چندى به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت تا در سال 1391ق (1349ش) به قم آمد و يكى از پربارترين مجالس درسى را تشكيل داد. تدريس او تا زمان بيمارى اش (1357ش) ادامه داشت. فقيه فقيد بر علوم مختلف همچون: فقه, اصول, حديث, رجال, تفسير, تاريخ, ادبيات, رياضيات, هيئت, هندسه, كلام, فلسفه و منطق تسلط فراوان داشت و با زبانهاى انگليسى و فرانسه نيز آشنا بود. از ويژگيهايش مطالعات فراوان, تعصّب و غيرت دينى, تواضع, تتبع و پشتكار علمى (براى نمونه, وى براى پيداكردن يك حديث دو مرتبه تمام تهذيب شيخ طوسى را مطالعه كرد), بهره ورى از اوقات, احتياط بسيار در مصرف وجوهات شرعيه, دورى از رياست و مرجعيت (با توجه به اصرار بسيار مردم) بود. برخى از تأليفات فراوان او كه سر به دهها مجلّد مى زند, عبارت است از: 1ـ شرح عروة الوثقى (دوره كامل فقه) 2ـ القواعد الفقهية (دربرگيرنده 900قاعده فقهى با تطبيق هركدام بر فروع) 3ـ الاصول الجديدة 4ـ دو شرح گسترده كفاية الاصول 5 ـ تطبيقات الوسائل (شامل فقه الحديث و بررسى اسناد آن) 6 ـ كتاب الرجال 7ـ السيف المشتهر فى المصدر و اسم المصدر 8 ـ تقريرات درس فقه آيت الله العظمى خويى (مكاسب و تجارت) 9ـ كشكول 10ـ شرح اسفار 11ـ شرح هيئت چغمينى 12ـ الفقه الميسّر (دوره كامل فقه كه آن را از حفظ و بدون مراجعه به كتابهاى فقهى نگاشته است) 13تا 25 ـ حاشيه بر هريك از كتابهاى: رسائل, مكاسب, كفايه, حايشه ملاعبدالله, قوانين, معالم, مطوّل, شرح باب حادى عشر, اسفار, قبسات ميرداماد, خلاصة الحساب, كشف المراد و وسيلة النجاة (آيت الله حجت).
فقيد سعيد پس از يك بيمارى طولانى در روز دوشنبه 18رجب 1416ق (20آذر ـ 1374ش) در 77سالگى چشم از جهان فروبست و پس از تشييع باشكوه در زير باران, به خاك سپرده شد. درگذشت حضرت آيت الله سعيد
فقيه معظم حضرت آيت الله آقاى حاج شيخ حسن سعيد تهرانى از مشهورترين عالمان تهران بود. وى در 27رجب 1337ق در تهران در بيت علم و ايمان و فضيلت زاده شد. پدرش مجتهد مشهور, حضرت آيت الله حاج ميرزا عبدالله چهلستونى تهرانى و نياى والايش آيت الله العظمى حاج ميرزا مسيح تهرانى استرآبادى (1193ـ 1263ق) بوده است. او در سنين كودكى به همراه پدرش به قم مهاجرت كرد و پس از دوران كودكى و نوجوانى, به تحصيل علوم دينى روى آورد و مقدمات را فراگرفت. سپس به تهران بازگشت و در 25سالگى به دانشگاه رفته و ليسانس معقول و منقول گرفت. در سال 1370ق براى تكميل دروس خود به نجف اشرف رفت و با نهايت جديّت و تلاش در درس حضرات آيات عظام: حاج سيد محسن حكيم, سيد ابوالقاسم خويى و شيخ حسين حلّى شركت جست و تقريرات دروس فقه و اصول آنان را نگاشت. در سال 1385ق به تهران آمد و ضمن امامت جماعت مسجد جامع چهلستون تدريس فقه و اصول و تفسير, وعظ و ارشاد, راهنمايى مردم بخصوص جوانان و دانشجويان, تأليف كتابهاى دينى, چاپ و نشركتابهاى مذهبى, بناى مدرسه و كتابخانه و مركز تبليغات دينى و گنجينه قرآن كريم (مركز گردآورى نسخه هاى خطى و چاپى و مترجم و كتابهاى تخصصى قرآن مجيد) را برعهده گرفت و با مسلمانان ديگر كشورها ارتباط برقرار كرد و به حلّ مشكلات آنان و پاسخگويى به سؤالات ايشان و ارسال كتابهاى دينى براى آنان پرداخت. فقيد سعيد در مقابل كژيها و ناراستيها سخت مى ايستاد و در همين راستا به تشكيل كلاسهاى مختلف عقايد و كلام براى جوانان پرداخت و از آسايش خويش براى رفع مشكلات فكرى آنان گذشت و هماره از اساتيد حوزه علميه قم براى ايراد سخنرانى و اداره كلاسهاى عقيدتى دعوت مى كرد.
آن مرحوم با وجود بيمارى طولانى اش, از تلاش و كوشش دست برنداشت و يكسره به تأليف و تصنيف و هدايت و ارشاد پرداخت و با سعه صدر و اخلاق خوش خود جوانان را به اسلام جذب كرد و بسيارى را از گمراهى نجات داد. دربرآوردن حوايج مردم كوشا بود و دستى بخشنده داشت. برخى از تأليفات چاپ شده اش عبارتند از: 1ـ پيام فاطمه 2ـ غدير يا پيوند ناگسستنى رسالت و امامت 3ـ دليل العروة الوثقى (2ج ـ تقريرات بحث طهارت آيت الله شيخ حسين حلّى ـ) 4ـ موسوعة المكاسب (4ج ـ تقريرات درس آيت الله حلّى) 5 ـ همه در انتظار اويند 6 ـ افكار پريشان 7ـ الرسول يدعوكم 8 ـ الفقه فى تشريعه و تبيينه واستنباطه 9ـ اصول دين 10ـ خدا و اولوالامر 11ـ خدا و مهدى 12ـ حكومت از ديدگاه قرآن و عترت 13ـ ولايت فقيه 14ـ حسين از ديدگاه وحى 15 ـ نمودارى از حكومت على(ع) 16ـ نور الابرار (ترجمه كلمات قصار اميرالمؤمنين على عليه السلام) 17ـ شيعتنا 18ـ الرسول والشيعة 19ـ الرسول يحدّثنا 20ـ الى علماء الاسلام 21ـ نگهبان مكتب توحيد (كتابنامه حضرت مهدى(ع)) 22ـ فاطمه زهرا, دژِ شكست ناپذير 23ـ شناخت شيعه 24ـ دائرةالمعارف قرآن (12ج) 25ـ دائرةالمعارف القرآن (3ج ـ عربى).
در تاريخ 21دى ماه 1374ش (19شعبان 1416ق) بود كه قلبش در 80سالگى از طپش بازايستاد, و پس از تشييع در تهران, به قم انتقال داده شد و عصر جمعه 20شعبان پس از تشييع باشكوه در قبرستان شيخان به خاك سپرده شد. درگذشت حضرت آيت الله جعفرى همدانى
حضرت مستطاب آيت الله آقاى حاج شيخ غلامحسين جعفرى همدانى ـ قدس سرّه ـ از علماى بنام تهران به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سال 1324ق در روستاى شانگرين از توابع همدان, در خانواده اى متدين و متعبد ديده به جهان گشود. سيزده ساله بود(1337ق) كه براى يادگيرى دانش دينى به همدان رفت و تا سال 1342ق به تحصيل مقدمات و ادبيات پرداخت. در سال 1342ق براى تكميل آموخته هاى خويش به حوزه علميه قم كوچيد و قوانين و شرح لمعه را در محضر حضرات آيات: ميرزا محمد ثابتى همدانى و آخوند ملاعلى همدانى و شيخ غلامرضا طبسى فراگرفت. سپس در سال 1345ق به نجف اشرف هجرت كرد و رسائل و مكاسب و كفايه را نزد آيت الله ميرزا ابوالحسن مشكينى ـ صاحب حاشيه بر كفايه ـ آموخت و پس از آن در محضر آيات عظام: سيد ابوالحسن اصفهانى, ميرزاى نائينى, آقاضياء عراقى و شيخ محمدحسين اصفهانى و ميرزا ابوالحسن مشكينى زانوى ادب به زمين زد و از سرچشمه علم آنان توشه ها برگرفت. همچنين در همان زمان اسفار اربعه را از علامه حكيم آقا سيد حسين بادكوبه اى و علامه بزرگوار آقاميرزا احمد آشتيانى و شرح منظومه را از آيت الله شيخ مرتضى طالقانى فراگرفت و اين همه 23سال به درازا كشيد. وى در نجف اشرف علاوه بر تحصيل, سالها به تدريس سطوح عاليه و خارج فقه پرداخت و در سال 1368ق (1328ش) بود كه به تهران آمد و به امامت جماعت (در مسجد جامع), تدريس كفايه و مكاسب, وعظ و ارشاد, راهنمايى مردمان و تربيت شاگردان و دستگيرى از نيازمندان پرداخت. فقيد سعيد در پيشبرد نهضت اسلامى شركت فعال داشت و بارها به دليل سخنرانى هايش رنج زندان و تبعيد را به جان خريد و از مبارزات خويش دمى نياسود. ايشان بسيار متواضع, ساده زيست و قانع و مهربان و صميمى بود. اخلاص نيت و توكّل بر خداوند در كارهايش مشهود بود و هر آنچه را كه به دستش مى رسيد, به ديگران مى بخشيد. ساعتى پيش از فجر از خواب برمى خاست و تا پس از طلوع صبح به خواندن قرآن و ادعيه مى پرداخت و اين كار را به هنگام عصر تا غروب هم تكرار مى كرد. از غالب اساتيد خويش همچون: آقا سيد ابوالحسن اصفهانى, ميرزاى نائينى و آقا ضياء عراقى اجازه اجتهاد داشت و تقريرات درس آنان را نگاشته بود, كه عبارتند از:
1ـ تقريرات درس فقه آقا سيد ابوالحسن اصفهانى 2ـ تقريرات درس اصول آقا ضياءالدين عراقى (دو دوره كامل) 3ـ تقريرات درس اصول علامه شيخ محمد حسين اصفهانى 4ـ تقريرات درس فقه و اصول ميرزا ابوالحسن مشكينى.
سرانجام آن خدمتگذار راستين دين, پس از پشت سر نهادن يك بيمارى طولانى در 93سالگى در تاريخ جمعه 26آبان 1374ش (23جمادى الثانى 1416ق) در تهران بدرود حيات گفت و در روز شنبه پس از تشييعى باشكوه, در قبرستان شيخان قم به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى درگذشت استاد دكتر سيدصادق گوهرين
شادروان دكتر سيد صادق گوهرين, استاد بازنشسته دانشگاه و از ادبا و پژوهشگران متبحّر در عرفان اسلامى بود كه بيشتر آثار خود را در اين مقوله رقم زد. وى به سال 1293هـ.ش متولد شد. در اوانِ نوجوانى در مدرسه هاى علميه به همان شيوه هاى سنتى به تحصيل صرف و نحو عربى پرداخت. همچنين تحصيلات ابتدايى و متوسطه را به پايان رساند و در رشته هاى ادبيات فارسى و فلسفه از دانشسراى عالى ليسانس گرفت. وى ضمن تدريس در دبيرستانها, در دوره دكتراى ادبيات فارسى به ادامه تحصيل پرداخت و در پايان اين مقطع (فرهنگ لغات و تعبيرات مثنوى) را به عنوان پايان نامه به نگارش درآورد. مرحوم گوهرين در اين رساله ـ كه شايد مهمترين و مفصلترين اثر او به حساب آيد ـ به ترتيب الفبا, لغات اصطلاحات, تعبيرات عرفانى, مجازات, اصطلاحاتِ نجومى, طبّى, قرآنى, حديثى و… را شرح كرده است و هر تركيب را در بيت و نيز محل دقيق آن را در دفترهاى ششگانه مثنوى, بيان داشته است.
مرحوم گوهرين بيشتر ايام عمر خود را صرف تدريس دروس ادبى و عرفان; و نيز تربيت دانشجويانِ اين دو مقوله معرفتى كرد و تا پيش از انقلاب اسلامى در دانشكده هاى ادبيات تهران و شهيد بهشتى (ملّى) به انجام وظيفه اشتغال داشت. آخرين اثرى كه از شادروان گوهرين مى شناسيم, شرح اصطلاحات تصوّف است كه در آن, پس از مقدمه اى در 120 صفحه كه به تاريخچه و فرقه هاى مختلف تصوف پرداخته, به ترتيب الفبا, شرح اصطلاحات تصوف را با نمونه هايى از متون نثر و شعر در آن زمينه آورده است. اصطلاحاتى از قبيل: آب خضر, ابدال, اتّحاد, اهل باطن, بتخانه, بسط, پير خرابات و…. متأسفانه تاكنون تنها چهارجزء از اين كتاب (در دو مجلّد) چاپ شده كه تا كلمه (حيرت) رسيده است.
حيرتى آمد درونش آن زمان
كه برون شد از زمين و آسمان
فهرست نام كتابهاى وى به ترتيب تاريخى به شرح زير است:
1. حجة الحق ابوعلى سينا. تهران, 1331.
2. پير چنگى; حكاياتى از مثنوى. تهران: اميركبير, 1334.
3. فرهنگِ لغات و تعبيرات مثنوى. 9جلد چاپ يكم اين اثر در فاصله سالهاى 1337 تا 1354 توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده است.
4. تصحيح اسرارنامه شيخ عطار. تهران: صفى عليشاه, 1338.
5. تصحيح منطق الطير شيخ عطار. تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب, 1342.
6. داستان بهرام گور [از شاهنامه فردوسى] تهران: جاويدان, 1343.
7. شيخ صنعان [از منطق الطير] تهران: اميركبير, 1344.
8. شرح اصطلاحات تصوف. تهران: زوّار, 1367.
فهرست برخى از مقالات شادروان گوهرين نيز به نقل از فهرست مقالات فارسيِ ايرج افشار به شرح زير است:
1. (مبارزات منفى در ايران بعد از اسلام), مردم, جلد1 (1335) شماره هاى 4 (ص40ـ57) و 6(ص63 ـ 68).
2. (تاريخچه نهضتهاى اسلامى), ستاره صلح, (1329) شماره هاى 3(ص35ـ54), 4(ص20ـ 38) و5(ص14ـ 35). اين مقاله با امضاى مستعار (س. سمندر) چاپ شده است.
4. (نقدى بر كتاب عبهر العاشقين) تصحيح هنرى كربن و محمد معين, راهنماى كتاب, سال دوم (1338), ص45ـ 48.
4. (ريشه تصوف), مهر, سال دهم (1343), ص13ـ22 و208ـ 218.
مرغ جانِ اين وارسته مرد عرصه عرفان و ادب, پس از عمرى تكاپو, در ششم آذرماهِ 1374 از قفس تن بدر آمد و به سوى هستى مطلق, پرواز كرد.
درگذشت اين اديب فرزانه و پژوهشگر وادى عرفان را به ارباب معرفت تسليت مى گوييم.فرهنگىافتتاح بوستان كتاب
با حضور نماينده مقام معظم رهبرى حجت الاسلام محمدى گلپايگانى, بوستان و نمايشگاه دائمى كتاب دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم آغاز به كار كرد.
در اين نمايشگاه پنج هزار عنوان كتاب در زمينه هاى علوم اسلامى, دانشگاهى و كودكان در معرض فروش قرار مى گيرد.
حجت الاسلام جعفرى گيلانى مدير دفتر تبليغات اسلامى در اين مراسم اعلام كرد:
تاكنون 350عنوان كتاب توسط اين دفتر به چاپ رسيده و 100 جلد كتاب ديگر در دست چاپ است.
وى افزود: در حال حاظر دوازده مجلّه توسط دفتر تبليغات در موضوعات مختلف چاپ مى شود و در آينده بسيار نزديك تمام مجلات و كتب دانشگاهى در اين نمايشگاه عرضه خواهد شد. ابراز خرسندى رهبر انقلاب از فعاليتهاى دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم
مقام معظم رهبرى در جريان بازديد از نمايشگاه تحقيق و پژوهش در قلمرو حوزه در مدرسه دارالشفاء قم هنگام ديدار از غرفه مركز تحقيقات و مطالعات اسلامى وابسته به دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم ضمن ابراز خرسندى از كارهاى انجام شده و پروژه هاى در دست انجام, اين دستخط گرانسنگ را به يادگار گذاشتند.در يادداشت ايشان آمده است:
بسم الله الرحمن الرحيم
در اين بخش نشانه هاى نوآورى بخوبى آشكار است و اين پديده مباركى است و مبارك باد, ولى در كنار آن حتماً بايد به اتقان توجه و اهتمام شود. ان شاءالله تلاش آقايان برخوردار از قبول حضرت حق باشد. انما يتقبل الله من المتقين
يادآورى مى شود مقام معظم رهبرى همچنين ضمن بازديد از غرفه هاى دارالقرآن مدرسه آيت الله العظمى گلپايگانى و غرفه كتابخانه مرحوم آيت الله العظمى نجفى مرعشى نسبت به روح بلند آن دو مرجع فقيد اداى احترام كردند. افتتاح مؤسسه فرهنگى دارالحديث
همزمان با خجسته ميلاد باسعادت بزرگ بانوى اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) طى مراسمى با پيام رهبر معظم انقلاب, مؤسسه فرهنگى دارالحديث در قم افتتاح شد. در قسمتى از اين پيام آمده بود:
امروز درباره حديث, به تدقيق و جداسازى سره از ناسره و راست از دروغ و مسلّم از مشكوك و نيز به تأمّل در فهم معضلات و مفاد و مضمونهاى اساسى در آن و نيز به تطبيق يا نسبت يابى آن با كلام الله عزيزِ حكيم و نيز به شرح و بسط عالمانه و محققانه, و نشر و همگانى كردن آنچه همگان را به كار خواهد آمد, و بسى خدمات و تلاشهاى ديگر, نيازى مبرم و سازماندهى شده وجود دارد.
در كنار اين همه, پردازش علم رجال, و نيز بررسى تاريخ صدور حديث و سير آن, و نيز كسب آگاهى از آن زمينه اى كه صدور هر حديثى را لازم يا راجح ساخته است, و نيز جستجو از مضمونهاى مشابه در كتب حديث اهل سنت, از جمله كارهاى لازم و ضرورى است.
اكنون تأسيس مجمع دارالحديث به همت جناب حجةالإسلام والمسلمين آقاى رى شهرى كه در كار حديث گذشته از شوق و علاقه, تبحر و سابقه تجربه نيز دارند, اين مژده را مى دهد كه به حصول اين خواسته ها و نيازها در امر حديث بتدريج نزديك خواهيم شد. ان شاءالله تعالى.
در ادامه مراسم حجت الاسلام والمسلمين رى شهرى مؤسس دارالحديث گزارشى از فعاليت اين مؤسسه در زمينه تحقيقات كاربردى, ايجاد كتابخانه تخصصى حديث و تحقيقات پايه را برشمرد و خاطرنشان ساخت در بخش تحقيقات كاربردى دو سوم راه طى شده است و در زمينه تحقيقات پايه, فعاليت خوبى انجام پذيرفته است.
پس از سخنان آقاى رى شهرى آقاى دكتر سيد محمد باقر حجتى پيرامون دانشكده علوم حديث و سير تكوين توضيحاتى ارائه نمود. سپس علامه سيد مرتضى عسكرى درباره سير تاريخى تدوين حديث مطالبى بيان داشت. گفتنى است مؤسسه فرهنگى دارالحديث داراى زيرمجموعه مختلفى است كه دانشكده علوم حديث, مركز تحقيقات و كتابخانه تخصصى از آن جمله است. برگزارى جشن سومين هفته كتاب
سومين دوره هفته كتاب جمهورى اسلامى ايران, با سخنرانى حجةالاسلام والمسلمين هاشمى رفسنجانى, رئيس جمهورى در تالار وحدت تهران آغاز شد.
در اين مراسم كه با حضور جمعى از شخصيتهاى فرهنگى, صاحبان انديشه و قلم و فرهيختگان برگزار شد, پس از خيرمقدم گويى آقاى مهندس ميرسليم, وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى, آقاى احمد مسجدجامعى, معاون امور فرهنگى وزير ارشاد و رئيس ستاد هفته كتاب, گزارشى از برنامه ها و فعاليتهاى گسترده سومين دوره هفته كتاب و وضع كمى و كيفى نشر در سال 74 را ارائه كرد.
در ادامه اين مراسم, به مؤلفان و مترجمانى كه آثارشان در مراسم انتخاب كتاب سال 73 مورد تشويق واقع شده اند, هدايايى اهدا شد.
عناوين مهمترين برنامه ها و فعاليتهاى سومين هفته كتاب جمهورى اسلامى ايران به شرح زير بود:
1ـ برگزارى 1500 نمايشگاه و فروشگاه كتاب در 1500 مدرسه.
2ـ برگزارى 700 نمايشگاه و فروشگاه كتاب كوثر در مساجد و حوزه هاى علميه.
3ـ برگزارى 700 نمايشگاه و فروشگاه كتاب در 700 روستا.
4ـ برگزارى 100 نمايشگاه و فروشگاه كتاب در كارخانه ها.
5 ـ برگزارى 100 نمايشگاه و فروشگاه كتاب در فرهنگسراها و خانه هاى فرهنگ.
6 ـ برگزارى 100 نمايشگاه و فروشگاه كتاب در ادارات و سازمانها.
7ـ برگزارى 1000 نمايشگاه كتاب در 1000 كتابخانه عمومى و كتابخانه هاى كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان.
8 ـ برگزارى دومين نمايشگاه بزرگ كتاب كوثر به مناسبت تولد حضرت فاطمه زهرا(س).
9ـ برگزارى دهها مسابقه بزرگ كتاب و كتابخوانى.
10ـ انتخاب بهترين كتابدار و كتابخوان نمونه.
11ـ تجهيز و اهداى كتاب به كتابخانه هاى عمومى, كتابخانه هاى مساجد, حوزه هاى علميه, مدارس و روستاها.
12ـ برگزارى مراسم تجليل از خادمان فرهنگ مكتوب در تهران و كليه استانهاى كشور.
به منظور تجليل از پيشكسوتان و خادمان فرهنگ مكتوب و نشر كشور اين فعاليت در دو دوره گذشته هفته كتاب انجام شد كه با استقبال فراوان روبرو گرديد. در سومين هفته كتاب نيز در تهران و همچنين در كليه استانهاى كشور مراسم تجليل از خادمان فرهنگ مكتوب برگزار شد و به پيشكسوتان, در زمينه ها و حوزه هاى مختلف چاپ و نشر لوح تقدير توسط معاونت محترم رئيس جمهور اعطاء گرديد.
13ـ برگزارى دهها نمايشگاه تخصصى كتاب خطى, فهارس و سير تحول صنعت چاپ.
از جمله اين نمايشگاهها برگزارى نمايشگاه فهارس و كتابهاى خطى در كتابخانه حضرت آيت الله العظمى مرعشى(ره) در قم و برگزارى نمايشگاه سير تحول صنعت چاپ در محل ساختمان سابق مجلس شوراى اسلامى است كه در آن 500عنوان كتاب تخصصى مربوط به صنعت چاپ (حروفچينى, ليتوگرافى, چاپ و مديريت چاپ) و سير تحول در ماشين آلات در حروفچينى, ليتوگرافى, چاپ و صحافى به نمايش گذاشته شد.
14ـ برگزارى 25 نمايشگاه و فروشگاه تخصصى كتاب در دانشگاهها و مراكز آموزش عالى.
15ـ برگزارى 25جشن بزرگ كتاب در دانشگاهها و مراكز آموزش عالى سراسر كشور.
16ـ برگزارى مراسم دومين دوره انتخاب كتاب سال دانشجويى سراسر كشور.
اين فعاليت به منظور تقويت روحيه تحقيق و مطالعه در ميان دانشجويان و همچنين استفاده از نتايج تحقيقات به عمل آمده, انجام گرفت. در سال گذشته نيز اولين دوره انتخاب كتاب سال دانشجويى با حضور رياست محترم مجلس شوراى اسلامى برگزار گرديد.
17ـ برگزارى مراسم اولين دوره انتخاب پايان نامه هاى برتر دانشجويان سراسر كشور.
اين برنامه نيز با همكارى معاون فرهنگى جهاد دانشگاههى و براى انتخاب پايان نامه هاى برتر فارغ التحصيلان دوره هاى كارشناسى, كارشناسى ارشد و دكتراى دانشگاههاى سراسر كشور انجام و به برندگان جوايزى اهدا شد.
18ـ برگزارى جشن بزرگ كتاب كودك و نوجوان.
19ـ برگزارى 25 نمايشگاه و فروشگاه كتاب در مراكز صدا و سيماى كليه استانهاى كشور.
20ـ برگزارى فروشگاه و نمايشگاه كتاب در سينماهاى كشور.
21ـ افتتاح مركز بزرگ فروش و نمايش دائمى كتاب تهران در محل سينما پلازاى سابق.
22ـ تجهيز 24كتابخانه ويژه نابينايان در تهران و مراكز استانها با استفاده از كتابهاى مخصوص نابينايان. تشكيل نخستين مجمع بين المللى استادان زبان فارسى
نخستين مجمع بين المللى استادان زبان فارسى با سخنان حجت الاسلام والمسلمين هاشمى رفسنجانى رئيس جمهور در تالار علامه امينى دانشگاه تهران گشايش يافت.
اين گردهمايى كه با ميزبانى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى برگزار شد, به بررسى وضعيت زبان و خط فارسى در كشورهاى پارسى گوى و نحوه استفاده آن در ساير نقاط جهان پرداخت.
در همين رابطه هفده تن از اساتيد زبان فارسى تاجيكستان جهت شركت در اين گردهمايى به تهران آمدند. اساتيد زبان فارسى تاجيك در گردهمايى مذكور 17مقاله ارائه دادند.
حضرت آيت الله خامنه اى رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اعضاى مجمع بين المللى استادان زبان فارسى با ايشان, طى سخنانى فرمودند: زبان فارسى در واقع جويبار پرفيضى از گنجينه عظيم مواريث فرهنگى ايرانيان و ملتهاى فارسى زبان است و براى ملتهاى ديگر نيز پديده اى بسيار بزرگ و شكوهمند محسوب مى شود, زبان فارسى از گسترش واژگانى و ظرفيت تركيب پذيرى برخوردار است, آهنگى گوش نواز, بهنجار و زيبا دارد و با تكيه بر خصوصيات واژگانى و تركيبى خود مى تواند هر بخشى از گسترده معارف بشرى را ارائه دهد و آن را بيان كند.
حضرت آيت الله خامنه اى زبان فارسى را زبان شعر, فلسفه و معارف دانستند و فرمودند: زبان فارسى وسيله اى انحصارى براى دست يافتن به مفاهيم والا و حكمت عظيم و بى نظيرى است كه در ميراث فرهنگى اين زبان, در كتابهاى علمى, ادبيات, حكمت و اخلاق به صورت شعر و نثر وجود دارد و بر همين اساس زبان فارسى براى تمام كسانى كه علاقمند به معارف والاى بشرى هستند, يك ذخيره مهم, باارزش, قابل فراگيرى و پيگيرى است.
رهبر معظم انقلاب اسلامى جاذبه زبان فارسى را عامل گسترش آن به هند و آسياى صغير دانستند و افزودند: بدون ترديد اسلام از طريق زبان فارسى و فارسى زبانان به چين, شبه قاره و بخشى از آسياى ميانه گسترش يافته است و بسيارى از كسانى كه در اين مناطق به اسلام گرويده اند, هنوز يادگارها و نشانه هاى زبان فارسى را در كلمات و اصطلاحات دينى خود حفظ كرده اند و اين خود مايه سربلندى و افتخار است.
رهبر معظم انقلاب به مظلوميت زبان فارسى اشاره كردند و با تأكيد بر ضرورت تلاش در جهت اعتلاى هرچه بيشتر آن فرمودند: زبان فارسى, زبانى فاخر, زيبا, رسا و پرظرفيت است و محموله بسيار عظيمى از گنجينه معارف بشرى و ميراث ذهنيات و عقليات بشرى را با خود به همراه دارد, بنابراين فارسى زبانان و علاقمندان و دوستداران اين زبان در سراسر جهان و صاحبان ذوق و انديشه بايد با جديت كامل و اهتمام فراوان, تلاش مضاعفى را براى اعتلاى زبان فارسى بعمل آورند.
حضرت آيت الله خامنه اى از عرضه مفاهيم عظيم انقلاب اسلامى به عنوان يك خصوصيت مهم زبان فارسى ياد كردند و فرمودند: امروز در ايران به بركت انقلاب اسلامى, بسيارى از سخنان والا, درست و دلنواز بر زبانها جارى مى شود كه بسيارى از ملتها درك درستى از آن ندارند. بنابراين زبان فارسى كه محموله عظيمى از اين معارف را در اختيار دارد. مى تواند نقش بزرگى را در انتقال آن به جوامع بشرى ايفا كند.
رهبر معظم انقلاب اسلامى در بخش ديگرى از سخنانشان ضرورت پاسدارى از زبان فارسى در ايران و كشورهاى فارسى زبان را به عنوان يك وظيفه بزرگ مورد تأكيد قرار دادند و افزودند: براى گسترش زبان فارسى و ايجاد عناصر حيات و تكامل در اين زبان, بايد از ظرفيتهاى موجود در آن حداكثر استفاده به عمل آيد و توجه مسؤولان فرهنگستان زبان فارسى به اين مهم ضرورى است.
حضرت آيت الله خامنه اى در آميختن زبان فارسى با لغات جعلى و دساتيرى را خيانت به زبان فارسى دانستند و در پايان سخنانشان با تأكيد بر لزوم پالايش زبان فارسى از كلمات جعلى و اشتباه فرمودند: زبان فارسى كلمه طيبه اى است و اصل ثابتى دارد و انتظار مى رود كه روز به روز پيشرفت كند و جهانيان بتوانند از اين زبان استفاده هاى فراوانى را به عمل آورند. معرفى برگزيدگان جشنواره كتاب سال قصه هاى قرآنى
نخستين جشنواره انتخاب كتاب سال (قصه هاى قرآنى), پيامبران, ائمه(ع) و صحابه در دو مقطع سنى كودكان و نوجوانان و بزرگسالان برگزار شد.
در اين مراسم كه در پنجمين روز از دوازدهمين دوره مسابقات بين المللى حفظ و قرائت قرآن كريم در حسينيه ارشاد برگزار شد آقاى ميرسليم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى, نماينده ولى فقيه و سرپرست سازمان اوقاف و امور خيريه و قاريان شركت كننده در مسابقات و جمع كثيرى از مردم حضور داشتند. حجت الاسلام نقدى مسؤول واحد مطالعات و تحقيقات سازمان اوقاف و امور خيريه در اين جشنواره طى گفتگويى اظهار داشت: از ميان سه هزار و 405 اثر منتشر شده از قبل و بعد از انقلاب اسلامى تنها 11اثر به عنوان بهترين آثار منتشره انتخاب شده است.
وى هدف از برگزارى چنين جشنواره اى را بيشتر تشويق نويسندگان به نگارش قصه هاى قرآنى و قدردانى از اين نويسندگان عنوان كرد.
هيأت داوران نخستين جشنواره در بيانيه خود ضمن تشكر از تمامى محققان و نويسندگان و ناشران, كتابهايى را كه تا سال 73 انتشار يافته از نظر كيفى و كمى در خور شأن امت معتقد و بزرگى چون ايران با سابقه طولانى اسلامى ندانستند.
در بيانيه هيأت داوران آمده است: به سبب نبودن معيارهاى روشن و جريان مستمر نقد ادبى دلسوزانه, اغلب آثارى كه تا اين تاريخ منتشر شده اند, ضعفها و كاستيهايى دارند كه حاصل برخى سهل انگاريهاست.
هيأت داوران از حجت الاسلام مصطفى زمانى نيا, حجت الاسلام عبدالكريم بى ازار شيرازى, مهدى آذر يزدى و محمود حكيمى به عنوان نويسندگان پيشكسوت در زمينه قصه هاى قرآنى تقدير و تشكر كردند.
در بخش برگزيده كتابهاى قصه هاى قرآنى و پيامبران ويژه كودك و نوجوان هيأت داوران جايزه نخست را به آقايان رضا رهگذر نويسنده كتاب (يثرب شهر يادها و يادگارها) و سيد مهدى شجاعى نويسنده كتاب (والعاديات) اهدا كردند.
رتبه دوم اين رشته به آقاى محمد صادق موسوى گرمارودى نويسنده كتاب (خفتگان بيدار) اعطا شد و هيأت داوران هيچ كتابى را در اين بخش به عنوان رتبه سوم انتخاب نكرد.
در بخش قصه هاى ائمه(ع) و صحابه ويژه كودكان و نوجوانان به ترتيب آقاى عباس ملكى نويسنده كتاب (سلمان فارسى), داود غفارزادگان نويسنده كتاب (نخلها و نيزه ها) و خانم شكوه قاسم نيا نويسنده كتاب (خوشبوتر از گلاب) به عنوان اول تا سوم انتخاب شدند.
در بخش قصه هاى قرآنى و پيامبران ويژه بزرگسالان هيأت داوران هيچ كتابى را به عنوان رتبه اول انتخاب نكرد و رتبه دوم را به كتاب (خفتگان بيدار) و رتبه سوم را مشتركاً به كتابهاى (فجر اسلام) نوشته ميثاق امير فجر (سفر ششم) نوشته على مؤذنى و داستان پيامبران (جلد دوم) نوشته على موسوى گرمارودى اختصاص داد.
هيأت داوران در بخش قصه هاى ائمه و صحابه ويژه بزرگسالان نيز هيچ كتابى را به عنوان رتبه هاى اول و دوم انتخاب نكرد ولى در رتبه سوم, كتاب (از ديار حبيب) نوشته سيد مهدى شجاعى انتخاب شد.
هيأت داوران همچنين از نويسندگان كتابهاى (نيكوتر از طلا و تابه آفتاب) نوشته ابراهيم حسن بيگى, (يك آسمان خبر) نوشته مهدى حجوانى, (بازگشت) نوشته مصطفى رحماندوست, (شكوه شهادت) نوشته حميد گروگان, (تشنه ديدار) نوشته رضا رهگذر, داستان پيامبران (جلد اول) نوشته موسوى گرمارودى و (كشتى پهلوگرفته) نوشته سيد مهدى شجاعى تقدير به عمل آورد. برگزارى نخستين كنفرانس بين المللى هنر دينى
در اين كنفرانس موضوعاتى چون (تعريف و ماهيت هنردينى و تفاوت آن با هنر قدسى, (هنر سنتى و هنر مذهبى), (هنر دينى در اديان مختلف), (هنرمند و هنر در جوامع دينى و هنر دينى), (مسأله تقليد و ابتكار در هنر دينى), (سرّمشروع و نامشروع در هنر دينى) و (مواد و مصالح هنر دينى و هنر قدسى) ارائه و مورد بحث و بررسى قرار گرفت.
بجز انديشمندان و متفكران داخلى, 25سخنران نيز از كشورهاى اتريش, مصر, عربستان, مالزى, تايلند, لبنان, تاجيكستان, انگليس, آلمان, آمريكا, سوئيس, پرتغال, سودان و اسپانيا در اين كنفرانس حضور داشتند.
در حاشيه نخستين كنفرانس بين المللى هنر دينى, علاوه بر برگزارى ميزگردهايى با حضور متفكرين ايرانى و خارجى, موزه اى از آثار ارزشمند هنر دينى با همكارى سازمان ميراث فرهنگى برپا شده بود. برگزارى اولين همايش دروس معارف اسلامى در قم
اولين همايش دروس معارف اسلامى با بررسى انقلاب اسلامى و ريشه هاى آن در قم برگزار شد.
در مراسم افتتاح اين سمينار كه جمع كثيرى از اساتيد علوم و معارف اسلامى و انديشمندان حوزه و دانشگاه شركت داشتند, ابتدا حجت الاسلام امينى دبير سمينار ضمن ارائه گزارشى از اهداف و انگيزه هاى برپايى اين گردهمايى اظهار داشت: هم اكنون دانشجويان مقطع كارشناسى بايد 12واحد دروس معارف اسلامى را فراگيرند, درحالى كه امكانات و سازماندهى لازم در زمينه هرچه بهتر ارائه كردن اين دروس در دانشگاهها درنظر گرفته نشده است.
وى گفت: ما احساس مى كنيم در درس انقلاب اسلامى مشكل محتوايى داريم اساتيد ما چون حوزه هاى مطالعاتى آنها متفاوت است هركدام با ديد و گرايش و سليقه هاى خود درس انقلاب اسلامى را ارائه مى دهند.
در اين همايش آقاى دكتر ولايتى وزير امور خارجه طى سخنانى به برشمردن و تشريح سرفصلهاى تاريخى كه در پيدايش انقلاب اسلامى مؤثر بوده اند پرداخت و گفت: انقلاب امر جامعى است, علل و انگيزه هاى مركب دارد, اسلامى بودن, شيعه بودن, ايرانى بودن و عوامل ديگر در پيدايش اين انقلاب نقش داشته اند.
وزير امور خارجه در تشريح اهميت مذهب تشيع در شكل گيرى انقلاب اضافه كرد: در تاريخ اسلام بيش از هشتاد درصد نهضتهاى اسلامى مربوط به تشيع يا كسانى است كه به انحاى مختلف به اهل بيت عصمت و طهارت معتقد بودند.
در ادامه اين سمينار حجت الاسلام والمسلمين عميد زنجانى پيرامون ضرورت و اهميت درس انقلاب اسلامى و ريشه هاى آن در دانشگاهها سخن گفت.
شايان ذكر است در اين سمينار پژوهشگران حوزه و دانشگاه و اساتيد معارف اسلامى به مدت سه روز در تالار شيخ مفيد قم به بحث و بررسى پيرامون چگونگى احياء و ارائه درس انقلاب اسلامى و ريشه هاى آن پرداختند. برپايى نمايشگاه تخصصى اسناد انقلاب اسلامى در قم
همزمان با برپايى سمينار انقلاب اسلامى و ريشه هاى آن نمايشگاه تخصصى اسناد انقلاب اسلامى در مدرسه عالى تربيتى قضايى قم برپا شد.
در اين نمايشگاه, مركز اسناد انقلاب اسلامى, مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگى بنياد مستضعفان و جانبازان, دفتر مطالعات سياسى وزارت امور خارجه, كتابخانه تخصصى تاريخ معاصر ايران, سازمان اسناد ملى ايران, دانشكده عقيدتى ـ سياسى شهيد محلاتى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى گوشه اى از اسناد و مدارك, كتب, جزوات, مجلات, عكس و نرم افزارهاى كامپيوترى خود را در معرض ديد پژوهشگران و علاقمندان مطالعات سياسى قرار دادند.
اسناد و عكسهاى ارائه شده, در اين نمايشگاه, خاطرات دوران انقلاب را بار ديگر براى بينندگان زنده مى كند. گراميداشت مسيح كاشانى
مراسم بزرگداشت مسيح كاشانى شاعر نامى ايران در كاشان از سوى اداره فرهنگ و ارشاد اسلامى با حضور ادبا, فرهنگ دوستان و علاقه مندان به شعر و ادب برگزار شد.
در اين مراسم جمعى از شعرا با قرائت اشعارى در وصف مسيح كاشانى ياد و خاطره اين شاعر را گرامى داشتند.
در اين مراسم همچنين مصطفى فيضى يكى از شعرا و نويسندگان معاصر درخصوص ويژگيهاى شعر مسيح سخنانى ايراد كرد.
مولانا حكيم ركن الدين مسعود متخلص به مسيح كاشانى شاعر, خطاط, نقاش و طبيب چيره دست در سالهاى 980 تا 1066 هجرى قمرى در دوره صفوى مى زيسته است. از وى كه استاد و مربى صائب تبريزى شاعر بلندآوازه ايرانى بود, بيش از 120 هزار بيت شعر و كتابى در طب به جاى مانده و نيز كتاب گلستان سعدى را با خط نستعليق به رشته تحرير درآورده است. كنگره نودمين سال سربدار شدن شيخ فضل الله نورى
كنگره شيخ فضل الله نورى همزمان با نودمين سالگرد سربدار شدن اين روحانى مبارز و شهيد در تهران برگزار شد.
اين كنگره در راستاى فرمايشات مقام معظم رهبرى مبنى بر نقش روحانيت در پاسدارى از ارزشهاى اسلام ناب محمدى(ص) به همت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان تهران و با همكارى انجمن آثار و مفاخر فرهنگى در مسجد شيخ فضل الله نورى آغاز به كار كرد.
در اولين روز برگزارى اين كنگره سه روزه دكتر رضا داورى استاد دانشگاه طى سخنانى گفت: شهيد شيخ فضل الله نورى اعتقاداتش را به صراحت بيان مى كرد و هرگز در بند مراعات مصلحت خويش نبود.
وى از اميركبير و شيخ فضل الله نورى به عنوان دو شخصيت تراژيك دويست ساله اخير تاريخ ايران ياد كرد.
در ادامه اين كنگره حجت الاسلام دوانى نيز طى سخنانى گفت: كار بزرگ شيخ فضل الله نورى اين بود كه دو اصل مهم, دين رسمى مملكت ايران اسلام است و در هر عصرى از اعصار بايستى پنج نفر از مجتهدين و فقهاى مطلع به مقتضيات زمان در مجلس شوراى اسلامى باشند را به قانون اساسى آن زمان اضافه كرد.
در ادامه كنگره شيخ فضل الله نورى دو تن از شعراى معاصر نيز جديدترين سروده هاى خود را در يادمان اين شهيد والامقام روحانى قرائت كردند.نمايشگاه كتاب بانوان عرب از شانزدهم تا بيستم نوامبر (25تا29 آبان) در قاهره برگزار شد.
كنفرانس بين المللى نويسندگان و انديشمندان يكصد كشور جهان كه پنج شنبه گذشته در اسلام آباد پاكستان آغاز شد با صدور يك بيانيه هشت ماده اى به كار خود پايان داد. بازديد بيش از 20هزار نفر از نمايشگاه سراسر ى نرم افزار علوم اسلامى
دومين نمايشگاه سراسرى نرم افزار علوم اسلامى با استقبال چشمگير پژوهشگران حوزه و دانشگاه روبرو شد.
در مراسم اختتاميه دومين نمايشگاه نرم افزار علوم اسلامى كه به مناسبت هفته وحدت حوزه و دانشگاه به مدت يك هفته در مجتمع امام خمينى قم برپا شده بود, حجت الاسلام والمسلمين دكتر طه هاشمى مديرعامل مركز تحقيقات كامپيوتر علوم اسلامى ضمن تجليل از استقبال چشمگير, طلاب, فضلا, اساتيد حوزه و دانشجويان دانشگاهها, برپايى اين نمايشگاه را جلوه عملى وحدت حوزه و دانشگاه ذكر كرد و از تلاشهاى مراكز توليدكننده نرم افزارهاى علوم اسلامى تشكر نمود. وى همچنين اين مراكز را به همكارى و هماهنگى با يكديگر و جلوگيرى از كارهاى تكرارى و موازى فراخواند.
مديرعامل مركز تحقيقات كامپيوتر علوم اسلامى اظهار اميدوارى كرد, مركزى جهت پشتيبانى و هماهنگى مراكز توليدكننده نرم افزارهاى علوم اسلامى تأسيس شود تا ضمن دفاع از حقوق مراكز كامپيوترى, نسبت به ثبت برنامه هاى توليدشده به نام مركز توليدكننده انجام وظيفه نمايد.
آقاى دكتر طه هاشمى با اشاره به علاقه مندى جهان اسلام به كسب معارف اسلام ناب محمدى اظهار اطمينان كرد با فراهم شدن امكانات علم و معارف اسلامى به وسيله ابزار مدرن كامپيوترى به دنيا منتشر خواهد شد.
مديرعامل مركز تحقيقات كامپيوتر علوم اسلامى اعلام كرد: در سال 76 نمايشگاه بين المللى نرم افزار علوم اسلامى با شركت توليدكنندگان نرم افزارهاى علوم اسلامى از مراكز مختلف جهان در قم برگزار خواهد شد. نمايشگاه كتاب بانوان عرب در قاهره
در اين نمايشگاه 1500 عنوان كتاب از 24 انتشارات و دانشگاه مختلف به نمايش درآمد. همزمان با اين نمايشگاه چهار روزه, جلسات بحث و تبادل نظر و سمپوزيومهايى برگزار شد و فيلمهايى درباره بانوان به نمايش درآمد. همچنين جوايزى براى خلاّقترين نويسندگان در نظر گرفته شد, كه با هدف تشويق ارتباط ميان سازمانهاى بانوان عرب و نويسندگان و روشنفكران عرب به برگزيدگان اين نمايشگاه اهدا شد.
برگزاركننده اين نمايشگاه انتشارات نور واقع در شهر قاهره بود كه در سال 1993 توسط شش زن تأسيس شد تا كتابهايى درباره بانوان منتشر كند. پايان كار كنفرانس بين المللى نويسندگان و انديشمندان جهان در اسلام آباد پاكستان
در اين كنفرانس چهار روزه ابعاد مختلف دمكراسى ادبيات و فرهنگ و ارتباط بين آنها بررسى شد و دهها مقاله درباره اين محورها و همچنين صلح و تصوف در اسلام ارائه گرديد.
در بيانيه پايانى اين كنفرانس از نويسندگان, هنرمندان و روشنفكران جهان خواسته شده است تا براى برقرارى و گسترش دمكراسى, آزادى, صلح و فرهنگ و همچنين تأمين عدالت و حقوق همه اقشار جامعه بدون توجه به تفاوتهاى سياسى, اقتصادى و اجتماعى آنها تلاش كنند.
در اين بيانيه بر تلاش براى حفظ حقوق انسانها و جلوگيرى از نقض حقوق بشر به ويژه حقوق اقليت ها, زنان و كودكان تأكيد شده و آمده است كه كشورها بايستى با كاهش مخارج دفاعى خود بيشتر منابعشان را به گسترش علوم و آموزش و پرورش اختصاص دهند.
در اين كنفرانس شركت كنندگان با پيشنهاد پاكستان مبنى بر تشكيل كنگره دائمى بين المللى نويسندگان, هنرمندان و روشنفكران جهان موافقت كرده و كنفرانس اسلام آباد را به عنوان نخستين مجمع اين كنگره پذيرفتند.
در اين كنفرانس اعلام شد كه زبان فارسى يكى از زبانهاى رسمى اين كنگره خواهد شد.
فاروق لغارى رئيس جمهورى پاكستان نيز در پيام خود به اين كنفرانس كه در نشست پايانى قرائت شد بر ضرورت حفظ ارزشهاى فرهنگى, ادبى و علمى تأكيد كرد و نقش نويسندگان, انديشمندان و روشنفكران جهان را در برقرارى و گسترش دمكراسى و مقابله با استبداد و بى عدالتى, مهم و ارزنده خواند. وى ابراز اميدوارى كرد كه اين كنفرانس در آشنايى فرهنگ ها با يكديگر و گسترش صلح و تفاهم بين المللى مؤثر واقع شود.
اين كنفرانس به همت آكادمى ادبيات پاكستان برگزار شد و در آن هيئتى هفت نفره متشكل از استادان دانشگاهى و پژوهشگران كشورمان حضور داشتند. فرهنگ جهاد
صاحب امتياز: حوزه نمايندگى ولى فقيه در وزارت جهاد سازندگى.
مدير مسؤول: سيدعلى حسينى
سردبير: يعقوبعلى برجى
(فرهنگ جهاد) كه شماره نخست آن, در پاييز 1374 به خانواده مطبوعات كشور پيوست, فصلنامه اى است كه به انگيزه همگاميِ (جهاد سازندگى) با (جهاد فرهنگى) فراهم آمده است و بر سر آن است تا كوششى فروتنانه در جهت حراست و عمق بخشيدن به روحيه جهادى و بويژه جهادى فرهنگى, انجام دهد.
(اين نشريه اگرچه ويژه جهادگران است, امّا تنظيم و كيفيّّت مطالب آن به گونه اى است كه مطالعه آن براى اقشار مختلف مردم, بويژه طرفداران محيط زيست سودمند است.)
مطالب نخستين شماره از اين فصلنامه در چهاربخش: دين, فرهنگ و ارزش, طبيعت و زندگى, و اخبار تنظيم شده است. عنوان برخى از مقالات به شرح زير است:
قرآن در قرآن: محمدعلى مهدوى راد; تحليلى بر تاريخچه ولايت فقيه: رجبعلى حيدرزاده; شيوه معصومان(ع) در تبيين عقايد; على محيطى; آيين سلوك: حسن حسن زاده آملى; راز سرافرازى: سيدعلى حسينى; جلوه اى از جهاد زن در خانواده: ابراهيم سيد علوى; يادكرد حيوان در قرآن: سيد احمد حسينى; زنبورعسل در قرآن: يعقوبعلى برجى; جايگاه كشاورزى و دامدارى در زندگى پيامبران: محمدعلى سلطانى; جنگل و مرتع: سيدعلى حسينى و عبدالله انوارى; ماهى و حكم فقهى آن: محمدباقر لياقتى. قضايا اسلاميّه
مدير مسؤول: شيخ مهدى عطّار
سردبير: عبدالجبار رفاعى
(قضايا اسلاميه) مجله اى است علمى, تخصصى كه (مؤسسة الرسول الأعظم) آن را هر شش ماه, يكبار منتشر مى كند. بانيان مجله در اين انديشه هستند كه هر شماره آن را ويژه موضوعى و درباره بحث ويژه اى بپردازند. شماره دوم, ويژه روشهاى تفسير مفسّران است و بالطبع شماره اى پروپيمان. ارزيابى روش نقلى در تفسير, تفسير قرآن به قرآن و سنت از نگاه شيخ طوسى, روش تفسير مفسّران ارجمند حضرات آيات: شيخ جواد بلاغى, سيد مصطفى خمينى, امام خمينى, شهيد صدر, علاّمه طباطبايى, سيد اعلى سبزوارى, جوادى آملى, جواد مغنيه, بررسى و تحليل شده است, شماره سوم آن ويژه تبيين انديشه هاى شهيد صدر و جايگاه وى در تفكر اسلامى خواهد بود.
*


صفحه 16

مرآة التحقيق
الاسفنديارى محمد


قاعدة تدوين علم الكتب
لحدّ الآن لم تذكر كيفية تدوين علم الكتب بشكل مفصّل ولم تمس يد التحقيق جزئيات ذلك. ان القسم الاعظم من كتب هذا العلم تشتمل على نواقص وأغلاط كثيرة ومبتلاة بعدم الترتيب والأذواق الشخصية, لذا فان المراجع عادة لهذه الكتب يتحيّر ولايهتدى الى المعلومات التى يريد أو قديحصل على معلومات خاطئة.
وتعتبر هذه المقالة التى بين يديك خطرة فى بداية الطريق باتجاه الاطلاع العلمى على النحو الصحيح للتدوين فى علم الكتب.

السعى لإعادة تجميع كتاب المغازي
رسول جعفريان
لقد كان لأبان بن عثمان ـ الذى هو أحد محدّثى الشيعة ومن اصحاب الامام الصادق(ع) ـ كتاباً فى السيرة يستند الى اخبار الائمة المعصومين, ولهذا السبب كان اغلب نقوله بصورة مباشرة أو بواسطة واحدة تنتهى الى الامام الصادق(ع). ولكن مع الاسف لم يصل الى أيدينا كتاب ابان, فينبغى تتبع أثره فى كتب المتقدمين الروائية. وفى هذه المقالة محاولة لبيان كيفية واسلوب تجميع هذا الكتاب الهام ووضع ذلك امام أعين القرّاء, وبالنظر إلى فقدان جميع كتب السيرة التى كتبها الشيعة ـ وللأسف ـ فان تجميع كتاب السيرة لأبان يمثل خطوة فى سبيل معرفة الرؤى الشيعية على صعيد السيرة النبوية.

اللامبالاة والعجلة فى الترجمة
حسن اللاهوتي
(المسلمون الأوائل فى اروپا) اسم كتاب ألّفه برناردلويس استاذ الشرق الادنى فى جامعة پرينستون.
والكتاب ـ الذى يدور موضوع هذه المقاله حول ترجمته ـ يتحدّث عن بداية واستمرار ارتباط المسلمين باروپا.
الموضوعات المتعرّض لها فى هذه المقالة قد كتبت بروح جامعية بعيدة عن أية شائبة وغرض, وفى سبيل علم التحقيق ومن اجل ان يستفيد منها المبتدئون والجامعيون فى فرع الترجمة لكى يلتفتوا الى ضرورة مراعاة النقاط اللازمة فى الترجمة.

موجز كتاب التقريب فى رسم المصحف العثماني
الدكتور محمد هادى المؤذن الجامي
ان رسم الخط اليوم يرجع معياره الى رسم الخط للمصحف العثماني, وقدشاع بشكل تام ماضبط فى فترته. وهذا المقال ـ نظرة فى (موجز كتاب التقريب فى رسم المصحف العثماني) بقلم يوسف بن محمود الخارزمى ـ صار التركيز فيه على رسم الخط هذا.
وفصول هذه المقالة عبارة عن:
القسم الاول: التقريب ومؤلفه. القسم الثاني: اختلاف رسم الخط بين ماقرّره فى الموجز وخط عثمان طه. القسم الثالث: جدول مقارنة بين رسم خط عثمان طه والموجز. القسم الرابع: ملاحظات فى باب رسم الخط القرآني.

نظرة نافدة لمعجم العناوين الكلامية والفلسفية
محمدتقى السبحاني
ان التحقيق فى علم الكلام والفلسفة بسبب حساسية وتعقيد مسائله بحاجة ماسّة الى الاستفادة من دوائر المعارف العلمية التخصصية. ومع هذا لم تتحقق كثرة من الاعمال الجادّة والمفيدة فى هذا الصدد.
وماوقع فى هذه المقالة مورداً للنقد هو الكتاب الذى صدر أخيراً من (مؤسسة التحقيق الاسلامية) التابعة للروضة الرضوية المقدسة, اسم هذا الكتاب (معجم العناوين الكلامية والفلسفية), وكما هو واضح من اسمه فانه ينقسم الى قسمين: القسم الاول يشمل معجم العناوين الكلامية والقسم الثانى يشمل معجم العناوين الفلسفية. وقد أ ُشير فى هذه المقالة الى بعض نقاط الضعف والنواقص الموجودة فى الكتاب بقسميه من ناحية المضمون.

استعراض لـ (صفوة الصفا)
على رضا قراگزلو الذكاوتي
يعتبر كتاب صفوة الصفا بقلم ابن البزّاز الاردبيلى من مجموعة كتب تذكرة العرفاء, وبالرغم من شهرة اسمه الا انه فى الجملة نادراً مايقع مورداً للاستفادة والتحليل والتبيين. وقدطبع هذا الكتاب سابقاً فى الهند, والطبعة الحالية حسب ماهو مكتوب مصححة على اساس ست نسخ, أقدمها تعود الى مئة وستين عام بعد رحلة الشيخ صفى الدين.
ثم ان (صفوة الصفا) ـ وحسب قول كاتب هذه المقالة ـ فى تصحيحه الفعلى يعدّ كتاباً ممتعاً ومفيداً خصوصاً مع ماأورده المصحح من اختلاف النسخ وأيضاً التوضيحات والفهارس فانها تسهل للقارئ الوصول الى المطالب.

إطلالة على كتاب (شرح احوال ونقد وتحليل آثار أحمد جام)
السيد محمد راستگو
ان من الكتب القليلة النظير فى يومنا الذى حرّره احد كبار مشايخ الصوفية هذا هو الكتاب القيم (شرح أحوال ونقد وتحليل اثار أحمد جام) الذى خصصت هذه المقالة للتعريف به, وهو بحق نموذج بارز للتحقيق العلمى اللائق والمناسب.
ونطالع فى هذه المقالة: ان مؤلف الكتاب بعد طيّ سنوات فى البحث والتحقيق حول الشيخ جام كان قد حصل على إحاطة تامة بأحواله وآثاره ونظراته وأفكاره وسيرته وطريقته واسلوبه. وقد قدّم لروّاد هذه المطالب حصيلة اربعين إنخاز تحقيقى فى هذا الصعيد, وقد ادّى على أحسن وجه حق هذا الصوفى صافى الضمير فى منطقة خراسان.

تقرير حول مشروع الفهرسة المشتركة للمخطوطات الاسلامية فى العالم
فى فصل المراكز العلمية والثقافية فى هذا العدد من المجلة تعرّض الى تعريف دار الكتاب. هذا القسم الذى انشئ فى المعاوينة الثقافية فى وزارة الارشاد والثقافة الاسلامية بداعى خدمة الكتاب فى الابعاد المختلفة, ومن جملة ذلك, كتاب المعاجم, والفهارس, وعلم الكتب الحديثة للكتب التى تم نشرها.
والذى عرّف فى هذه المقالة هو مشروع محكم لتدوين فهرست مشترك للمخطوطات الاسلامية فى جميع أنحاء العالم.

فى فصل التعريف الاجمالى فى هذا العدد, تم تعريف الكتب التالية:
1ـ مجمع البحرين
2ـ ترجمة (البدء والتاريخ)
3ـ المعجم المفهرس لمعانى القرآن العظيم
4ـ آداب المتعلمين
5 ـ سيرة الصالحين
6 ـ تمهيد القواعد الاصولية والعربية
7ـ الجغرافيا التاريخية لهجرة الامام الرضا(ع) من المدينة الى مرو
8 ـ العشق الصوفي
9ـ محاضرات الادباء ومحاورات الشعراء والبلغاء
10ـ تاريخ الادب العربي
11ـ المواجهة بين آراء المسلمين والمسيحيين (التفاهم وسوءالتفاهم)

ببلوغرافيا الاسماء الحسنى
محسن المعيني
فى فصل علم الكتب فى هذا العدد من المجلة يمكن للقرّاء الاطلاع على قسم كبير من الكتب الرسائل التى ألّفها علماء الاسلام ـ سابقاً وحتى الآن ـ فى موضوع الاسماء الحسنى.
ولقد حاول الكاتب فى هذا الباب أن يفكك بين الصفات والأسماء الالهية وتناول فقط الاسماء.)


صفحه 17

Procedure for Compiling a Bibliography
اسفنديارى محمد

بسم الله الرحمن الرحيم
AYENEH -E- PAZHOOHESH Considering that the method of compiling a bibliography has not been dealt comprehensively up till now and its details have not been researched into, most bibliographies are full of errors and deficiencies, and disorganisation and individual tastes have cast their shadows on them. As a result, those who generally refer to these bibliographies are confused and at times they are unable to find the information they want, or worse, acquire wrong information. This article is a step at the beginning of the road leading to the acquaintance by researchers of the correct procedure for compiling a bibliography.

An Effort to Reconstruct the book al-Maghazi
Rasul Jafariyan
Aban ibn Uthman, who was a Shiah muhaddith and a companion of Imam Sadiq(A), had to his credit a book on sirah (biography of the Prophet (S) which was based upon the reports of the infallible Imams(A). Consequently most of his narrations, either directly or indirectly, go back to Imam Sadiq(A). But regretfully the Sirah of Aban is not extant today and its traces need to be identified in the books of traditions of the early generations (mutaqaddimin).
In this article, an effort has been made to present before the readers the method and procedure for reconstructing this book.
In view of the sad fact that none of the books compiled independently by the Shiahs on this subject are extant today, the reconstruction of Sirah of Aban can be considered a step in the direction of reacquainting ourselves with the Shiah perspective in the field of sirah of the Prophet(S).

Carelessness and Haste in Translating
Hasan Lahuti
'The First Muslims in Europe' is the name of the book written by Bernard Lewis, professor of Near-Eastern Studies in the Princeton University.
The book whose translation is the subject of this article, speaks in fact about the beginning and continuation of relations between Muslims and Europeans. The topics dealt in this article have been written purely from an academic viewpoint and sans every kind of ulterior motive. The purpose is to conduct research and benefit beginners and university students studying translation as a subject so that they may pay attention to certain points which are required to be necessarily observed in a translation.
The book Mujaz Kitab al-Taqrib fi rasm al-Mushaf al-Uthmani
Dr. Muhammad Hadi Muadhdhin Jami
Presently the standard script is based on the script of Mushaf -e- Uthmani and that which was written during that age has gained total currency. This article looks at the book Mujaz Kitab al-taqrib fi rasm al-Mushaf al-Uthmani by Yusuf ibn Mahmud al-Khwarazmi with the aim of further discussing this script.
The various parts of the article are:
Part One: al-Taqrib and its writer.
Part Two: Differences between the script delineated by Mujaz and the writing of Uthman Taha.
Part Three: A table comparing the script of Uthman Taha with that described by Mujaz.
Part Four: Observations about the script of the Holy Quran.

A Critical Review of the Guide and Translation of Mabadi al-Arabiyyah
Sayyid Hasan Fatimi
Mabadi al-Arabiyyah is a text-book of Arabic literature which has been written in four volumes in an innovative style. In each of these volumes, topics of sarf (morphology) and nahw (syntax) have been dealt with in a manner which makes them totally independent from other volumes, with the difference that the contents of each proceeding volume are more complete and comprehensive than the preceding volume.
The present article is a critical review of the book of Dr. Muhammad Jawad Shariat, which apart from containing a translation of the volumes of Mabadi al-Arabiyyah also provides answers of exercises.
The writer of this article has only dealt with the shortcomings of the part providing answers of the exercises and not the whole book.

A Critical Glance at Mujam -e- Anawin -e- Kalami wa Falsafi
Muhammad Taqi Subhani
Research in theology and philosophy, due to the sensitivity and intricasy of their issues, doubly requires the aid of specialised and scientific encyclopaedias. Despite this, it looks as if a lot of serious and beneficial work has not been done in this field.
In this article a book which has recently published by Bunyad -e- Puzuhishha -e- Islami, affiliated to the Astana -e- Quds -e- Razavi, is critically reviewed. This book is 'Mujam -e- anawin -e- Kalami wa falsafi', and as is obvious from its name, has been divided into two parts. The first part includes the guide to theological topics while the second part contains the guide to philosophical topics. This book, in both parts, has certain shortcomings in its contents, and this article alludes to some of them.

A Description of Safwat al-Safa
Ali Reza Zakawati Qaraguzulu
The book Safwat al-safa is the work of Ibn Bazzaz Ardabili and belongs to the category of books on biographies of saints (urafa). Although the book is well-known, it has generally been lesser used, analysed and elucidated. This book was earlier printed in India and its present print, in the words of its editor, is based on six manuscripts the most ancient of which dates back to 160years after the death of Shaykh Safi al-Din.
Safwat al-safa, as observed by the writer of this article, in its present edited print is a book worth reading and is both interesting and useful, especially that the editor by pointing to the differences of the manuscripts, and by providing annotations, explanations and indexes, has made reference to it easier for the reader.

A Glance at the book Sharh -e- Ahwal wa Naqd wa Tehlil -e- Athar -e- Ahmad Jami
Sayyid Muhammad Rastgu
One of the unique books written in our times on one of the great sufi masters, and for introducing which the article has been written, is the distinguished book Sharh -e- ahwal wa naqd wa tehlil -e- athar -e- Ahmad Jami, which is truly a remarkable example of worthy and much needed research and study.
In this article we read: The author of the book through years of research and study on Shaykh -e- Jam, has acquired necessary acquaintance with his times and works, thoughts and ideas, life and history, and method and context. He has presented before the readers of such themes the product of forty days work of compilation of his research and study in this field and has truly performed well the duty owed to this pure souled sufi of Khurasan.

A Report on the Scheme for Compiling a Common Bibliography of Islamic Manuscripts the World Over
In the section on centers of science and culture of this issue of the magazine, a report on Khana -e- Kitab has been provided. This section has been created in the Cultural Department of the Ministry of Islamic Guidance and Culture with the intention of serving the cause of books in various fields which include preparing reference guides (mujam), indexes, a continuing bibliography of books being published, ة.
What has been presented in this article is a major project for compiling a common bibliography of Islamic manuscripts throughout the world.

Summary Introductions
'In the section summary introductions' of this issue the following books have been introduced:
1. Majma al-bahrayn
2. Afrinish wa tarikh (translation of al-Bad'wa al-tarikh)
3. Al-Mujam al-mufahras li maani al-Quran al-Azim
4. Adab al-mutaallimin
5. Sirah -e- salihan
6. Tamhid al-qawaid al-usuliyyah wa al-arabiyyah
7. Joghrafiya -e- tarikhi -e- hijrat -e- Imam Reza (A) az Madinah ta Merv
8. Ishq -e- sufiyanah
9. Muhadarat al-udaba wa muhavarat al-shuara wa al-bulagha
10. Tarikh al-adab al-Arabi
11. Barkhurd -e- ara -e- Musalmanan wa Masihiyan (tafahumat wa su -e- tafahumat)

The Bibliography of Divine Names
Muhsin Moini
In the bibliography section of this issue the readers can acquaint themselves with a large number of books and treatises written by both past and contemporary ulama on the subject of Divine Names (Asma -e- Husna). The writer of this bibliographic account has tried to differentiate between Divine Names and Divine attributes and then discuss only the names.