بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 12

مجله هاى پـژوهشى



آزادگان
شماره19, ويژه نامه بهمن74
استراتژى على(ع) در حكومت پنج ساله; جنوب لبنان, سرزمين حماسه; گزارشى از فعاليتهاى واحد پژوهش و انتشارات ستاد رسيدگى به امور آزادگان; معرفى كتاب و….

انديشه حوزه
سال اول, شماره سوم, زمستان74
نقش تمدن موضوعات در تحول اجتهاد; درنگى با ذهبى در كتاب التفسير والمفسرون; فقه حاكم(3); نگاهى به ساختار كنونى جهان; سير تكاملى تفسيرنگارى(3); صدراشناسى(2); حركت شناسى(2); سير تاريخى شدن دين; مواد زكوى و….

بيّنات
سال دوم, شماره4 (پياپى8), زمستان 74
تفسير قرآن كريم, امام خمينى(ره); نكات قرآنى; مفسر بزرگ آيت الله شيخ محمدصالح برغانى(ره); سير نگارشهاى علوم قرآنى; وحى از زبان وحى; زمينه ها و انگيزه هاى تفسير علمى; هبوط در قرآن و انجيل; بايسته هاى پژوهشى قرآنى; نگرشى به تفسير منسوب به امام جعفر صادق(ع); جلوه هاى ولايت در تفسير كشف الاسرار; تفسير (فى ظلال القرآن); ويرايش جديد ترجمه الهى قمشه اى(ره) و….

پاسدار اسلام
شماره 171ـ172, اسفند و فروردين75
تبليغات انتخاباتى در جامعه دينى; دگرانديشان و مولفه هاى مبارزه; يادى از شقايق ها; گوشه هايى از اقدامهاى صادق آل محمد(ص); مسؤوليت جسمى; نگاهى به بحران كراچى و نهضت قومى مهاجر; در پاسداشت بهار; سيرى در سيره رسول الله(ص) و….

پژوهشهاى قرآنى
سال اول, شماره3, پاييز74
قرآن, پشتوانه و خاستگاه فقه; پويايى فقه قرآنى; فلسفه احكام در قرآن; مطالعات فقهى ـ قرآنى در عصر پيامبر; نگاهى به بحثهاى فقهى ـ قرآنى در عصر صحابه; مطالعات فقهى ـ قرآنى در عصر تابعان; كتابشناسى احكام قرآن; نقش باورها و اطلاعات بيرونى در برداشت از آيات قرآن; بررسى سير نزولى تحدى در آيات قرآن; تلاشهاى قرآنى معتزله; ديدگاههاى قرآنى معتزله; سير انديشه معتزله در ابعاد كلامى و علوم قرآنى; بررسى تفسيرهاى تك نگارى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى و….

پيام حوزه
سال دوم, شماره چهارم (پياپى8), زمستان75
مصوبات شوراى عالى; واحد امور مشمولان حوزه علميه; نگاهى دوباره به شهرك مهديه با ديدگاههاى صاحبنظران درباره نظام آموزشى حوزه; جلوه هايى از حيات عالم ربانى آيت الله سيد جمال گلپايگانى; حوزه علميه زنجان و مدرسه علميه امام صادق(ع); دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين و…

پيام زن
سال پنجم, شماره يكم (پياپى49), فروردين75
جمهورى اسلامى و مسأله زنان; شخصيت زن مسلمان در ميدان پيكار و مبارزه(1); توسعه اقتصادى و اشتغال زنان(1); اخبار زنان در سال74; وضعيت زنان در بنگلادش, نيم نگاهى به زنان در مطبوعات ايران 1374; رابطه عمل و اخلاق; تازه هاى پژوهش و….

پيام زن
سال پنجم, شماره دوم (پياپى50), ارديبهشت75
در محضر حضرت آيت الله حاج شيخ يوسف صانعى(1); طرح رژيم شاه در برخورد با حجاب و چادرـ 1355; همسر مختار, مقاومت تا شهادت; همراه با زنان جهان در سفرنامه پكن(6); ميراث فرهنگى; حق حضانت و ملاقات فرزندان; نگاهى به چهره زن در ادب پارسى(7) و….

پيام يونسكو
سال بيست وششم, شماره 296, بهمن74
ستاره ما خورشيد; خورشيد و اسطوره ها; نورى درخشان در دل زمان; آيين زردتشت و پرستش آتش; خرمنهاى خورشيدى در روستاهاى هند; كنفرانس جهانى خورشيد; كتابخانه جديد اسكندريه و….

پيام يونسكو
سال بيست وششم, شماره298, دى74
دار و ندار; توسعه براى كه؟; آفريقاى جنوبى پس از دوران آپارتايد; برزيل: كشورى مصمم به مبارزه با گرسنگى; جوامع محروم; از هم پاشيدگى جوامع بر اثر بيكارى و فقر; پروناسول: تلاش مكزيك براى مبارزه با فقر و….

پيام يونسكو
سال بيست وششم, شماره299,بهمن74
كوچ نشينى زندگى بى سكون; در ميانه دريا و خشكى; بازگشت باديه نشينان; هميشه در راه; اعلام خطر براى كمربند سبز زمين و….

تعاون
شماره 53 (پياپى142), بهمن ماه74
نماز تطهير قلب, تهذيب نفس, كليد بهشت; مقدمه اى بر صيام و احكام آن; چگونه مى توان مدير شايسته تربيت كرد؟; تعاون در آيينه مطبوعات و….

التوحيد
العدد79, السنة الرابعه عشر, رجب 1416هـ, كانون الاولى 1995م
المثقف الاسلامى ووحى التراث; استحالة تحريف القرآن الكريم; اعلمية الفقيه ومبانى التقليد; المجتمع الدينى والمداثة; الاسلام وضوابط السلوك الاقتصادي; الفكر الاستشراقى فى ميزان النقد العلمي; الواقع الاسلامي.. التحديات والمعالجات (الملتقى الثقافي); الشيشان.. مثل الصمود الاسلامى فى القفقاز (استطاع); مقاربات فى النظام الدولى و….

حوزه و دانشگاه
سال دوم, شماره ششم, بهار75
تورم و مسأله خمس; پيشفرضهاى نانوشته در تحقيق; حضور اراده در مبادى عمل (نقد پيشفرضهاى روانشناسى اسلامى); مردم شناسى اسلامى; ثابت و متغير در دين; پست مدرنيسم و….

صفا
سال اول, شماره سوم و چهارم, تابستان ـ پاييز74
شيعه و تشيع در اندلس; ضرورت تدبر در قرآن; محورهاى بازسازى هويّت فرهنگى; اسلام, فرهنگ و توسعه; تشكيلات و سازمانهاى سياسى و توسعه; ويژگيهاى يك تفسير; امام حسين(ع) و جلوه هاى حقيقت; استراتژى نظامى در نبردهاى امير مؤمنان(ع); جوانگرايى اجتماعى; خيزش فرهنگى, ويژگى ها و ارزشهاى فرهنگ مكتبى; سخنوران شيعى و….

فرهنگ توسعه
سال چهارم, شماره21, بهمن74
پايگاه و نقش فرد در جامعه ژاپن; اسطوره شناسى انقلاب; آفرينش و فرجام; حلقه گم شده در تاريخ; هنر فاشيست نبودن; بن بست ايدئولوژى بازار; هژمونى در نظام جهانى, موج اول; چهار ويژگى چپ در ايران; دورنماى اقتصاد ايران; انتخابات مجلس, نگاه ها; صلح اقتصادى و….

فقه
شماره چهارم و پنجم, تابستان و پاييز74
فقه و هنرهاى تصويرى و تجسمى; موضوع شناسى مجسمه و نقاشى; حرمت مجسمه سازى و نقاشى; حريت ساخت مجسمه جانداران; جواز مجسمه سازى و نقاشى; مدارك و مآخذ پژوهشى در هنرهاى تصويرى و تجسمى; ديدگاه دين درباره نقاشى و مجسمه سازى (از نگاه اهل سنت); چشم انداز فقه به هنر نمايش; غناء از ديدگاه اسلام; حصار (موضوع شناسى موسيقى); طلوع و غروب اصحاب اجماع; ويژگيهاى فقه در شيعه در كتاب (الفقه الاسلامى وادلته) و نقد آن; پاسخ نقدى بر مقاله (انظار فقيهان در ولايت فقيه)

فقه اهل البيت(ع)
سال اول, شماره سوم, پاييز 74
فقاهت در منشور ولايت; تأثير زمان و مكان در اجتهاد; كاوشى نو در اقسام ديه و چگونگى پرداخت آن در روزگار ما; اجازه ولى امر در انجام قصاص; پژوهشى در ديدن هلال ماه; نقش قبص در عقد رهن; تحول موضوعات در فقه; كالبد شكافى و….

الفكر الاسلامي
العدد الثانى عشر, السنة الثالثة, شوال ـ ذوالحجة 1416هـ.ق
رؤية قرآنية للنصر والهزيمة; حق الابتكار: دراسة فقهية; دراسة اُصولية عن نظرية حق الطاعة; لمحة من مسيرة مدرسة النجف الصلفية; المدرسة التفكيكية والمدرسة الصدرائية; الحوزة العلمية والاشكاليات التى تواجه الفكر الدينى و….

كيهان انديشه
شماره64, بهمن و اسفند74
نظريه تحول اجتهاد يا تحول شريعت; فقه و پديده بخت آزمايى; نگاهى به مبادى علم اصول; خلق جديد در جهانشناسى عرفانى; تجلى ذات در ادبيات عرفانى; حركت و مسافت; جريان تشكيك در مظاهر وجود و يا مراتب آن; فيزيك و فلسفه; رابطه علم و دين در مسيحيت; الف الانسانية; فلسفه علم چيست؟; نقد و بررسى مبانى فصاحت و….

كيهان فرهنگى
سال دوازدهم, شماره124, آذر و دى74
زبان فارسى, رمز هويت ملى; راهبردهاى جديد فلسفه; تبادل فرهنگى; راهها و تنگناها; روش تحقيق در منطق حقيقت; پيروزى عقل در فلسفه ابن رشد; موعود آخرالزمان در آيينه باورهاى هند باستان; مكتب تاريخنگارى شام; ريخت شناسى واژگان در گويشهاى بومى; حيرت نامه فطرت; فهرستگان ارتباطات; كتابخانه هاى عمومى و نيمه عمومى عربى در قرون وسطى و….

كيهان فرهنگى
سال دوازدهم, شماره125, بهمن و اسفند74
ويژگيهاى سبكى منشآت قائم مقام; ناز و نياز در مشرق زمين; تعهد به ارزشهاى بومى; سيرى در غزليات اقبال; فقه اماميه و تاريخ آن; انديشه مُثُل افلاطونى در فلسفه اسلامى; ولايت و امامت از نگاه عزيزالدين نسفى; فرهنگ مثلهاى فارسى با معادل هاى انگليسى و فرانسه و….

مجلس و پژوهش
سال سوم, شماره هيجدهم, بهمن و اسفند74
مدرس, الگوى جاويد نمايندگى; تعاملات تعاون و تمدن; بودجه 75 از لايحه تا قانون; لايحه و ماليات75; واردات و لايحه و بودجه75; چشم انداز قيمت نفت در سال75; يارانه و بودجه75; سياست ارزى در بودجه75; چند توصيه; آموزش و پرورش و لايحه بودجه75.

مسجد
سال چهارم, شماره24, بهمن و اسفند74
رابطه نقل و عقل در فقه; مفهوم بيعت و كاربرد سياسى آن; موضعگيريهاى خصمانه آمريكا عليه ايران; آيا قرآن ترجمه پذير است؟; محراب سنگى مسجد ميرزاتقى همدانى; مسجد جامع تهران يا جامع عتيق و….

مصباح
شماره15, پاييز74
نگاهى به مبانى تعليم و تربيت در رئاليسم اسلامى; بررسى تأثيرات منفى نظريه تكامل داروين بر انسانشناسى در غرب; مصداقهايى از بصيرت استراتژيك(3); نظريه رهبرى الهام بخش; تازه هاى تحقيق و….

ميقات حج
سال چهارم, شماره چهاردهم, زمستان74
موضوع شناسى فقهى حج (استطاعت); بقعه عقيل بن ابيطالب و…; حرا, مطلع وحى; گشت وگذارى در مطبوعات عربستان; از هندوستان تا حريم يار; پيامبر در مدينه; از مدينه تا ام القراى جهان اسلام و….

نامه مفيد
سال اول, شماره چهارم, زمستان74
تفسير قرآن (سوره مزمل); درآمدى بر تفسير واژه اى قرآن; پژوهشى در زمينه شاعر نبودن پيامبر از ديدگاه قرآن; كتابشناسى توصيفى نخستين حكيم مسلمان; بررسى تطبيقى قاعده عطف بماسبق نشدن قوآنين جزائى; رساله حق و حكم و شرح حال شيخ محمدهادى تهرانى; اقتصاد اثباتى ـ مبانى منطقى نظريه نئوكلاسيك; فقه الشركة; العلاقات الدوليه فى الاسلام; حق ابتكار در فقه اسلامى; نقش اقليت و اكثريت در تأمين مشروعيت قدرت و….

نشريه دانشكده الهيات و معارف اسلامى مشهد
شماره 30, تابستان 74
گزارشى از شروع به كار نشريه الهيات تاكنون; دعا و نيايش; كليات تاريخ فقه; تعارض ادلّه; قبله; جوهر فرد; آنسلم و برهان وجودى; نيم نگاهى به ترجمه تفسير الميزان; رساله قضا و قدر; حقوق اهل بيت(ع) از نظر قرآن; مسافرت هيأتى از وزارت مذهب…; بازديد چهار نفر از مديران و….

نمايه
سال پنجم, شماره11 (پياپى50), اسفند74
نمايه نشريات علمى و فرهنگى و كتابهاى روز.

نقدونظر
سال دوم, شماره پنجم, زمستان74
نقش زمان و مكان در فرآيند اجتهاد در نظرخواهى از دانشوران; تطبيق پذيرى قوانين اسلامى با تحولات اجتماعى; جايگاه موضوع شناسى در اجتهاد; نقش علوم بشرى در اجتهاد; درك زمان و موضوعات جديد; امام(ره) و فقاهت مبتنى بر زمان و مكان; شيوه اكتشاف ملاك و نقش آن در تغيير احكام; نقش زمان و مكان در حلّ تعارض اخبار; نقش زمان و مكان از ديدگاه شهيد صدر; منطقةالفراغ; تأمّلى ديگر در تأثير زمان و مكان در اجتهاد; سه گونه دانش در سه قلمرو; اهداف دين درنگى در (نظرية المقاصد عند الشاطبى); مأخذشناسى همايشهاى فقهى.

وقف, ميراث جاويدان
سال سوم, شماره11ـ12, پاييز و زمستان74
وقف مسلمان بر كافر; كتابخانه كوپريلى; تاريخ تفسير و تطور آن; آخرين گفتگو با نسخه شناس بزرگ معاصر مرحوم سيد عبدالعزيز طباطبايى; موقوفات سردار فيروزكوهى; امامزاده على اصغر زرآباد; موقوفات در سين كيانگ جنوبى; مستشرقان و قرآن كريم; حدوث و قدم عالم; موقوفات جديد در ايران; اوقاف اسلامى در آندراپرادش و….

ياد
شماره 39ـ40, پاييز و زمستان 74
تاريخ و فلسفه تاريخ در قرآن (جايگاه زن در تاريخ) خاطرات; رجال (درآمدى بر جريان شناسى چهره هاى رجال در تاريخ معاصر ايران); جغرافياى سياسى, فرهنگى انقلاب (مساجد سنگرهاى انقلاب); ميراث ملى انقلاب اسلامى ايران (اسناد مبارزاتى آيت الله هاشمى رفسنجانى (سال1374))ü ايران شناسى با نگاهى ديگر (اصفهان); تازه هاى كتاب و….


صفحه 13

شاهكارهاى ادبى
فاطمى سيد حسن


علما و نويسندگان گذشته در تدوين آثار خود از فنون بلاغى بهره فراوان مى بردند. لااقل كتابهايشان را با خطبه اى مسجع آغاز مى نمودند و گاه علاوه بر سجع, فنون متعددى را مراعات مى كردند و مقيد بودند نامى مسجع براى كتاب خود انتخاب كنند. ليكن در زمان ما اغلب صناعات ادبى به فراموشى سپرده شده و حتى رعايت سجع در نام اثر ـ كه از مهمترين اجزاى كتاب است ـ رو به فراموشى است.
در اهميت صناعات ادبى همين بس كه اين فنون در قرآن كريم, فراوان آمده و پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) در سخنانشان از اين صناعات استفاده مى كردند. چه بسا در قرآن و كلمات معصومين(ع) فنونى به كار رفته كه هنوز ادبا و دانشمندان موفق به كشف آنها نشده اند و برخى از آنها, مانند اعجاز عددى قرآن, در سالهاى اخير كشف شده كه در علم بلاغت سابقه نداشته و هنوز نامى براى آن نهاده نشده است.
برخى فنون بلاغى, جذابيت فراوانى به كلام مى دهد و جاذبه از مقوله هايى است كه نبايد از نظر دور داشت. شهيد مطهرى كلامى دارد كه بخوبى نمايانگر اهميت صناعات ادبى است:
يك عامل اساسى (از عوامل ظاهرى طبيعى) براى اينكه على(ع) در دنيا نمرد اين بود كه على سخنانى دارد در نهايت زيبايى. (نهج البلاغه) واقعاً نهج البلاغه است. دشمن هم دلش مى خواهد سخنان على را ضبط و حفظ كند.1
علت محفوظ ماندن بسيارى از آثار گذشتگان ـ كه برخى از آنها در اين نوشتار معرفى مى شوند ـ به سبب به كارگيرى فنون و صنايع ادبى در تدوين آنهاست.
برآن شديم منابعى را كه در آنها فنونى به كار رفته كه مى توان عنوان (شاهكار ادبى) بر آنها نهاد, گردآورى كنيم تا سنت استفاده از صنايع ادبى احيا و الگويى باشد براى آنان كه ذوق خلق آثارى از اين قبيل دارند و از سوى ديگر سختكوشى و تلاش گذشتگان بيشتر نمايان گردد.

* * *توشيح
صناعتى است كه در اول, وسط يا آخر سطرهاى منظوم يا منثور, حروف و كلماتى بياورند كه چون آنها را با يكديگر جمع كنيم, كلمه يا كلامى ديگر به دست آيد. در اين صناعت در قالب يك متن چند عبارت وجود دارد. چنانچه اگر حرفهاى اول مصراعهاى دو بيت زير در يك جا جمع شود, نام (محمد) درست مى شود:
من بر دهنت به موى بستم دل تنگ
حاصل ز لبت نيست برون از نيرنگ
من با تو و تو با من مسكين شب و روز
دارم سر آشتى تو دارى سر جنگ
1. عنوان الشرف الوافى, اسماعيل بن ابى بكر مقرئ (م837ق) مكتبة اسامة, دار الروائع, 1407ق.
مؤلف, پنج رساله در پنج علم را در قالب يك متن آورده است. به اين صورت كه متن اصلى, يعنى سطرهاى افقى, فقه است و اگر حروف اول سطرها در ادامه هم خوانده شود, رساله اى پيرامون علم عروض و در صورتى كه حروف آخر سطرها در امتداد هم خوانده شود, رساله اى پيرامون علم قافيه خواهد شد. دو ستون نيز در وسط سطرها با خطوط عمودى مشخص شده كه يكى پيرامون تاريخ و ديگرى پيرامون نحو است.
در مقدمه اى كه در آغاز كتاب به قلم عبدالله انصارى نگاشته شده, مؤلف به عنوان مبتكر اين فن خوانده شده, اما چنانكه در ادامه بيان خواهيم داشت, سالها قبل از وى, چنين صناعتى در ميان فارسى زبانان رواج داشته است.
2. تذكرة العنوان فى علم النحو والعروض والميزان, فرج الله بن محمد حويزى (معاصر شيخ حر عاملى), خطى, كتابخانه آيت الله گلپايگانى, ذريعه, ج4, ص41.
متن اصلى نحو و دو ستون ديگر درباره منطق و عروض است. وجه تسميه اين كتاب ـ چنانكه شيخ حر عاملى در امل الأمل مى گويد ـ اين است كه در مجلسى از كتاب عنوان الشرف الوافى, كه از آثار عامه است, سخن به ميان آمد و حاضرين از شنيدن ويژگيهاى چنين كتابى به شگفت آمدند. لذا شيخ فرج الله قبل از ديدن عنوان الشرف الوافى اين كتاب را نگاشت.2
3. المعجم فى معايير اشعار العجم, شمس الدين محمد بن قيس رازى (قرن هفتم هجرى), تصحيح محمد قزوينى, چاپ سوم, 1360, ص395 .
در اين صفحه ابياتى آورده شده كه اگر حروف آخر مصرعهاى اول و حروف اول مصرعهاى دوم و همچنين كلماتى كه در وسط جدا گرديده, در ادامه هم خوانده شود, اشعارى فارسى و عربى استخراج مى شود.
عبدالله انصارى در مقدمه كتاب عنوان الشرف الوافى, مؤلف آن, اسماعيل مقرئ را به عنوان مبتكر صناعت توشيح معرفى كرده است و برخى ديگر اين سخن را پذيرفته اند. ليكن قبل از اسماعيل مقرئ, چنين فنى در زبان فارسى رايج بوده است. هنوز هم در ادبيات عرب نامى بر اين صناعت نهاده نشده3 و براى معرفى كتابهايى كه اين فن در آنها به كار رفته, مى گويند به شيوه عنوان الشرف الوافى نوشته شده است.
اما كتاب المعجم فى معايير اشعار العجم كه بيش از يك قرن قبل از ولادت اسماعيل مقرئ و به فارسى تدوين شده, تحت عنوان توشيح, علاوه بر توضيح اين فن, نمونه هايى از آن را آورده است.
حتى نمونه اى كه در صفحه 395 ذكر شده, عجيبتر از اثر اسماعيل مقرئ است. زيرا علاوه بر اينكه منظوم است, هر دو زبان فارسى و عربى در آن به كار رفته, ليكن كتاب عنوان الشرف الوافى, نثر و تماماً عربى است.
4. شرف العنوان لاهل الزمان, فرج الله بن محمد حويزى (معاصر شيخ حر عاملى), ذريعه, ج14, ص180.
يك متن حاوى چهار رساله است; به اين صورت كه سطرهاى افقى فقه است و نويسنده در سه ستون ديگر پيرامون كلام, آيات الاحكام و احاديث احكام به بحث پرداخته است.
5. خطبه, جمال الدين محمد شريف كرمانى (م1351ق).
در پايان كتاب اسس الاصول, تأليف شريف كرمانى در سال 1319ق به چاپ رسيده است. مؤلف اسس الاصول اين خطبه را براى كتابى پيرامون اصول عمليه ـ كه در صدد تأليف آن بوده ـ نگاشته است.
سطرهاى افقى پيرامون اصول است. اما پنج ستون ديگر, در صورتى كه حروف آنها عمودى خوانده شود, شامل علم كلام, فقه, منطق, نحو و صرف خواهد شد.
6. النفحة المسكية والتحفة المكية, جلال الدين سيوطى, اتمام در سال869, كشف الظنون, ج2, ص1969 و بغية الوعاة, ج1, ص444.
اين كتاب نيز همانند عنوان الشرف الوافى نگارش يافته, پيرامون نحو, بديع, معانى, عروض و تاريخ است.
7. التحفة السنية, عبدالله وصاف, تهران, مكتبة الصدر.
اين كتاب, عجيبتر از موارد ديگر است; زيرا علاوه بر پرداختن به موضوعات بيشتر, غير از عربى, زبانهاى فارسى و تركى نيز در آن به كار رفته است.
نويسنده در يك متن به بيان هفت موضوع پرداخته است. به اين صورت كه متن اصلى فقه است و ستونى كه از حروف و كلمات اول سطرها تشكيل شده پيرامون فلسفه, ستون دوم راجع به منطق, ستون سوم كلام, ستون چهارم نحو, ستون پنجم داستان فارسى و ستون ششم داستان تركى است.
8. شرف العوالى, احمد بن محمد بن طُنبل شغرى (م881ق), الاعلام, ج1, ص220.
پنج رساله پيرامون پنج علم در قالب يك متن نگاشته است.
9. دُرّ الحبب فى تاريخ اعيان حلب, رضى الدين محمد بن ابراهيم, دمشق, 1973, ص789.
قصيده اى از عبدالرؤوف يعمرى مصرى (م962ق) آورده شده كه در آن, صناعت توشيح به كار رفته است. حذف
حذف صناعتى است در نظم و نثر كه يك يا چند حرف در آن به كار نبرند.
الف ـ حذف حروف منقوط
1. القطرة من بحار مناقب النبى والعترة, سيد احمد موسوى مستنبط, نجف, 1378ق. ج2, ص179.
خطبه اى خالى از نقطه از حضرت على(ع) آورده شده است. آغاز:
الحمد لله الملك المحمود, المالك الودود, مصوّر كل مولود, ومال كل مطرود, ساطح المهاد, وموطل الاطواد, ومرسل الامطار, ومسهل الاوطار, عالم الاسرار ومدركها, ومدمر الاملاك ومهلكها, ومكور الدهور ومكررها, ومورد الامور ومصدرها.
11. مناقب آل ابى طالب, محمد بن على بن شهرآشوب, قم, انتشارات علامه, ج2, ص48.
خطبه بى نقطه ديگرى از حضرت على(ع) كه تنها آغاز آن باقى است:
الحمد لله اهل الحمد ومأواه, وله اوكد الحمد واحلاه, واسرع الحمد واسراه, واطهر الحمد واسماه, واكرم الحمد واولاه….
12. سواطع الالهام, ابوالفيض فيضى, چاپ اول, هند, لكهنو, 1306ق. اتمام آن در تاريخ 1002ق.
اين كتاب شامل تفسير تمام سوره هاى قرآن مى باشد كه حروف نقطه دار در آن به كار گرفته نشده است. آغاز:
احامد المحامد ومحامد الاحامد لله مصعد لوامع العلم وملهم سواطع الالهام, مرصِّص اساس الكلم ومؤسّس محكم الكلام, مرسل الكلام سهماً سهماً اصالح الحصص واكامل السهام, محدِّر السور كلاماً كلاماً صالحاً للمصالح والمهمام.
در پايان از صفحه771, خاتمه اى به قلم سيد عبدالرزاق, همچنين از صفحه 775 به قلم ابوالحسن مودى محمد نگاشته شده كه بدون نقطه است.
13. اسس الاصول, جمال الدين محمد شريف كرمانى (م1351ق), 1319ق.
مباحث اصولى در اين كتاب در 247 صفحه آورده شده كه حروف منقوط در آن به كار نرفته است. آغاز:
اوّل الكلام, اسمه الملك العالم العلام, احمده حَمد حُمِد, اَمدحُه مدح مُدِح, الحمد له على الحمد له, والمدح له على المدح له, حمداً لاحصر له ولاحدّ, ولامدّله ولاعدّ, مدحاً عدد الرمل والحصا, لاامدله ولااحصا.
14. قاعدة حمل الشئ على الصحيح وتنزيهه عن القبيح, جمال الدين شريف كرمانى (م1351ق) 1320ق, تاريخ تأليف در سال 1320ق. آغاز:
اُحلّل الكلام, لاداء اسم الله الملك العلاّم, احمد محموداً كرّم مداد العلماء, على دماء السعداء, مألوهاً كل رهط والهه, مولى الورى والهه, حمداً علا على السماء, وملا ملا الاعلى.
15. درر الاعلال, محمد دهكائى, تاريخ تأليف در سال 1372ق. آغاز:
الحمد لله المكور للصادر الاول, والمسهل لمصادر العلم والعمل, محوّل الاحوال ومكسرها, مصور العوالم ومصدرها, مالك ملك السماء وماعداه, ومعلم علم الاسماء وماسواه, مكمل صور ولد آدم, ومالك ملوم الدهر والعالم.
16. درر النظيم فى رسم تحية وتسليم, محمد باقر خوانسارى اصفهانى (م1313ق) صاحب روضات الجنات.
نويسنده در آغاز اين كتاب, خطبه اى بى نقطه آورده است. آغاز:
الحمد لله الملك المالك المحمود, والواحد الصمد المصمود, اهل الحمد ومسدد العهود, واصل العدل ومحدد الحدود, حمداً هو مدد الاعوام والاحوال مسلسل ممدود, وعدد طلال الامطار ورمال الصحور معدود.4
17. خطبه حسديه, جمال الدين محمد شريف كرمانى (م1351ق).
اين خطبه در پايان كتاب اسس الاصول, تأليف شريف كرمانى در سال 1319ق به چاپ رسيده است. آغاز:
الحمد لله معلم السماء, ومعلّم الاسماء, والسلام على اول طلعٍ طلع, وعلى اسرار العوالم اطّلع, وعلى صهره محط رحاله, ومحل سرور حاله, وعلى اولاده مادوّر السماء, وكرّر المساء.
18. القصايد الخمسة الامامية, محمد حسن بن محمدولى ارومى, ذريعه, ج17, ص85. آغاز:
لعمر او دائى لود وسائل
وماحام حول الود الا الاكامل
وكل الى حلّ المسائل مائل
اكأس المدام المرطعما معادل
19. قصيده بى نقطه سنجر ديوانه, آينه پژوهش, شماره22, صفحه17. آغاز:
دلا مگرد دگر گرد دهر و درهم و مال
كه درهم آمده و مال دهر هر دو ملال
مدام دام طمع اهل حرص را دارد
ملول در طمع كام هر حرام و حلال
20. قصيده بى نقطه قطره اصفهانى در مدح محمود ميرزا, آينه پژوهش, شماره22, ص17, به نقل از مجمع الفصحا, ج2, ص888. آغاز:
كه رسم عدل درآورد در همه عالم
كه كرد در همه عالم رسوم عدل علم
كرم كه كرد درم كاسه [كاسه] گاه عطا
عطا كه كرد گهر كوه [كوه] گاه كرم
21. مدارج البلاغه در علم بديع, رضا قلى خان هدايت, شيراز, كتابفروشى هدايت, چاپ دوم, ص121.
قصيده بى نقطه از شرف الدين فضل الله قزوينى. آغاز:
امام و سرور و صدر ممالك اسلام
صلاح ملك و ملل مالك ملوك كرام
ملك محامد و آدم دم و محمد اسم
على مراسم و كرّار علم و سعد سهام
22. مدارج البلاغه در علم بديع, رضا قلى خان هدايت, ص122.
قصيده بى نقطه در مدح حضرت على بن موسى الرضا(ع). آغاز:
سرور هرمس دها داور دارا علم
مالك ملك عطا عالم علم كرم
عدل و كرم را مطاع داد و دول را معاد
عالم علم اله حاكم ملك حكم
23. قصيده بى نقطه از وصال شيرازى. آغاز:
مدح سالار امم مدح مرا داده قلل
سرّ داور اسدالله امام اول
آدم و هود و رسول احمد صالح كردار
ملك مهر همال و ملك ماه محل5 24. مدارج البلاغه در علم بديع, رضا قلى خان هدايت, ص120.
قصيده بى نقطه از بدرالدين جاجرمى (م686). آغاز:
كه كردگار كرم مرد وار در عالم
كه كرد اساس مكارم ممهد و محكم
عماد عالم عادل سوار ساعد ملك
اساس طارم اسلام و سرور عالم
25. آينه پژوهش, شماره22, ص18, به نقل از مخزن الانشاء (چاپ سنگى), ص129.
نامه اى بى نقطه از ميرزا عبدالوهاب معتمدالدوله, متخلص به نشاط, خطاب به ناصرالدين شاه. آغاز:
گرد درگاه داور دارا همال, مهر كرم هلال علم, ملك الملوك عالم, مالك الملك ممالك ساحل ورطه مهالك, واسطه سلك اعوام و دهور, محرّك ادوار ماء وحور.
26. ديوان رفعت سمنانى, به كوشش نوح, چاپ مطبوعاتى نيكپو, ص11. خطبه اى بى نقطه از رفعت سمنانى. آغاز:
سر لوح اسرار, و اول هر كار, حامد حمد محمودم كه عروس كلام گوهر اساس را در حرم اهل دل محرم آورده و مدام علم آدم را در كئوس كرام آدم دور دمادم داده هر ماه و هور را مهره مهر او در طاس دل.
27. مقامات حريرى, مقامه28 (سمر قندية). آغاز:
الحمد لله الممدوح الاسماء, المحمود الالاء, الواسع العطاء, المدعوّ لحسم اللأواء, مالك الامم, و مصوّر الرمم, واهل السماح والكرم, ومهلك عادٍ و ارَم, ادرك كل سرٍ علمه, ووسع كل مصر حلمه.
28. مقامات حريرى, مقامه 46 (حلبية). آغاز:
أعدِد لحسّادك السّلاح
واورد الآمل وِرد السَّماح
وصارم اللهو ووصل المها
واعمل الكوم وسمر الرِّماح
29. مجمع البحرين, ناصيف يازجى (م1287ق), مقامه15 (رملية). آغاز:
الحمد لله الصمد
حال السرور والكَمَد
الله لا اله الاّ
الله مولاك الاحد ب ـ حذف الف
30. القطرة من بحار مناقب النبى والعترة, سيد احمد موسوى مستنبط, نجف, 1378ق. ج2, ص176.
خطبه اى بدون الف از حضرت على(ع). آغاز:
حمدت من عظمت منته, وسبغت نعمته, وسبقت رحمته غضبه, وتمت كلمته, ونفذت مشيئته, بلغت قضيّته, حمدته حمد مقر بربوبيته, متنصل من خطيئة, متفرّد بتوحيده, مؤمل منه مغفرة تنجيه, يوم يشغل عن فصيلته وبنيه.
31. منظومة فى آداب الشريعة والحكم المرعية, سيد جعفر بن حسين موسوى خوانسارى (م1158).
اين كتاب كه در فقه و بعضى مباحث ديگر سروده شده, در ابيات آن, حرف الف به كار نرفته است و همراه با كتاب مبانى الاصول, تأليف ميرزا محمد هاشم چهارسوقى اصفهانى در سال 1317ق به چاپ رسيده است. اگرچه در اينجا تنها 890 بيت از آن آمده, اما مرحوم شيخ آقا بزرگ در ذريعه ج23, ص58 تعداد ابيات آن را نزديك به سه هزار بيت ثبت كرده است.
نسخه خطى اين كتاب در كتابخانه آيت الله نجفى تحت عنوان القصيدة الميمية الخالية من الالف داراى حدود 650 بيت است. آغاز:
الحمد لله رب العالمين والصلوة والسلام على سيدنا محمد وآله الطاهرين اجمعين
تنشّمتُ فى قصدى بخير تنشُّم
وبدّيتُ منظومى بذكر معظّم
فَبَسملتُ فى قيدوم نظمى ومنطقى
تبرّكتُ من فورى بخير مقدَّم
مرحوم آيت الله سيد محمد حسن خوانسارى, برادر بزرگتر مرحوم آيت الله سيد احمد خوانسارى منظومه جدش را با چند بيت بى الف چنين توصيف كرده است:
حبيبى لو لم تصطبر عند شدّة
عليك بخوض فى مقول كمعنم
وكن عند خوض فى وصيفى بصيرة
بحق عظيم جدّ مكرّم
فقد جدّ جدّى فى خلوّ مقوله
ومنظومه من كل حرف مقدّم
فخلّده ربّى رضى فى نعيمه
وحصّنه من شرّ يوم عرمرم6
32. منهاج المعارف, سيد ابوالقاسم جعفر موسوى خوانسارى, مقدمه از سيد احمد روضاتى, 1351ش. ص139.
منظومه بى الف در مدح حضرت على(ع) از سيد ابوالقاسم رياضى خوانسارى (م1380ق). آغاز:
نزد حيدر شير حق يعنى على
كه وليّ گرديده در نصّ جلى
هم نخستين مرد در گفت فصيح
بعد پيغمبر بوعظش چون مسيح
33. منهاج المعارف, سيد ابوالقاسم جعفر موسوى خوانسارى, مقدمه از سيد احمد روضاتى, ص142.
منظومه بى الف در ردّ قائلين به وجوب عينى نماز جمعه از سيد محمود بن عبدالعظيم موسوى خوانسارى. آغاز:
ببسملة صدّرت قولى فنحمد
بحمد يفوق حمد من ظلّ يحمد
نصلّى نسلّم خير رسل ومرسل
وفخر ذوى تركيب وهو محمد
34. درر النظيم فى رسم تحية وتسليم, محمد باقر خوانسارى اصفهانى (م1313ق), صاحب روضات الجنات.
نويسنده پس از اتمام خطبه خالى از حروف منقوط, ديباچه اى خالى از الف آورده است. آغاز:
فقد كنت عن قديم دهرى, عتيق عمرى, منذ ميزت بين شرّ وخير, وعرفت نفع نفسى من خير, لم يزل يحدثنى فكرتى, ويحرصنى ملكتى, ويهجس فى ضميرى, يمر بقلبى, ويخيل فى روعى.7
35. لغت نامه دهخدا, ذيل واژه (حذف), ابياتى بى الف آورده است. آغاز:
زلفين برشكسته و قد صنوبرى
زير دو زلف جعدش دو خط عنبرى
دو لب عقيق و زير عقيقش دو رسته در
نرگس دو چشم و زير دو نركس كل طرى 36. مدارج البلاغه در علم بديع, رضا قلى خان هدايت, ص123.
قصيده اى بى الف از رشيد الدين وطواط. آغاز:
خسرو ملك و ملك بخش كشور گير
كه ز خلقش بعدل نيست نظير
قصر مجد و شرف بدوست رفيع
چشم فضل و كرم بدوست قرير ج ـ حذف حروف منقوط و الف
37. خطبه اثنى عشرية, جمال الدين محمد شريف كرمانى (م1351ق).
اين خطبه زيبا در پايان كتاب اسس الاصول, تأليف شريف كرمانى, در سال 1319ق به چاپ رسيده و تنها دوازده حرف بى نقطه در آن به كار برده شده است. لذا نويسنده نام خطبه را اثنى عشريه نهاده است. آغاز:
حُمده وِرد وَرَدَ و رَدَّ كلّ وِردٍ مطهّر, ومدحه وَرد وَرَدَ و رَدَّ كلَّ وَردٍ معطّر, حمده مُسكِر وسُكَّر سَكَرَ سُكرَ محمود, ومدحه رَوحُ روحٍ رَوحَ ممدود, هو ممدوح وَحدَه وحدُّه حمدُ كلٍّ له كُلَّه, وسَمِّ حَمدَ كُلِّ محمودٍ حُمِدَ له حَمدَ له. د ـ حذف الف و راء
38. مدارج البلاغه در علم بديع, رضا قلى خان هدايت, صفحه124. آغاز:
قد من شد چو دو زلف نجم دوست نجم
دل من شد چو دو چشم دژم دوست دژم
دل دژم گشتم و قد چفته و زين گونه شود
ديده چون چشم دژم بيند و زلفين نجم هـ ـ حذف حروف عاطل (بى نقطه)
39. خطبه منقوشيّه, جمال الدين شريف كرمانى (م1351ق).
اين خطبه در پايان كتاب اسس الاصول, تأليف شريف كرمانى در سال 1319ق به چاپ رسيده كه تنها حروف نقطه دار در آن به كار است. آغاز:
تَشبَّث بيقين ينتج نتيجةً تُتقِن, ثَبِّت خشيةً يَتُبُّ تُبَّ قِنٍّ, ذُنِبَ ذَنب تُب فَخَبَّت, خُذ ذَنَبَ تقنيتٍ فَقَنِّت, جَنّب جَنبَ قبضِ فيضٍ يُنفَق, بَغِّض بُغضَ شفيقٍ تُشفَق.
40. مقامات حريرى, مقامه46 (حلبيه). آغاز:
فَتَنَتنى فَجَنَّنَتنى تَجَنّي
بِتَجَنٍّ يَفتَنُّ غِبَّ تَجَنّي
شَغَفَتنى بِجَفنِ ظبيٍ غضيضٍ
غَنِجٍ يَقتَضى تَغَيُّضَ جَفني
41. مجمع البحرين, ناصيف يازجى (م1287ق), مقامه15 (رمليه). آغاز:
بشجيٍّ يبيت فى شَجَن
فِتَن ينتشِبنَ فى فِتَن
شَيِّق تَيِّق تَجُنِّبَ في
نَفَقٍ ضيِّقٍ بَقِيَ فَفَني و ـ عاطل العاطل
به عبارتى اطلاق مى شود كه در آن علاوه بر حروف معجم, حروفى هم كه نام آنها نقطه دارد به كار نرفته است. بنابراين در آن نه تنها از حروف نقطه دار استفاده نشده, بلكه حروف الف, سين, عين, كاف, و ميم, نيز به كار نرفته است. زيرا اگرچه خود اين حروف, عاطل (بى نقطه) است, اما نام آنها نقطه دارد.
42. مجمع البحرين, ناصيف يازجى, مقامه15 (رمليه). آغاز:
حول درٍّ حلَّ وَرد
هل له للحُرّ وِرد
لحَصورٍ حُلوِ وَصلٍ
وِردُه للصحو طَرد انعكاس
صناعتى است در نظم و نثر كه مى توان جملات را از انتها به ابتدا نيز خواند.
43. خطبه معكوسيّه, جمال الدين شريف كرمانى (م1351ق).
در پايان كتاب (اسس الاصول) تأليف شريف كرمانى به چاپ رسيده است. آغاز:
سبحان رب حَلَم و مِلح برِّنا حُبس, سكَّن اِن رمانا وانّ امرنا نُكِس, عَفِّر لمحمودٍ ومَحمَل رَفَعَ, عمّل مالك وفرحاً روّد دور احرف وكلام لَمَعَ, انّما شاع وربح رهط طهُر وحَبَر وعاش امناً, اَنصِح ابداً وسَوِّ ادباً حصناً.
44. مقامات حريرى, مقامه16 (مغربيه). آغاز:
اُس ارملا اذا عَرا
وَارعَ اذا المرءُ اسا
أَسنِد اخانباهةٍ
اَبِن اخاءًدَنَّسا
45. مجمع البحرين, ناصيف يازجى, مقامه20 (بصريه). آغاز:
قمر يفرط عمداً مُشرِق
رَشَّ ماءً دمع طرفٍ يَرمُقُ
قُرطُه يَفدى جلاه ايمن
من مياه الجيد فيه طُرُق خيفاء
صناعتى در نظم و نثر است كه يك كلمه معجم و كلمه اى ديگر بى نقطه باشد.
46. مقامات حريرى, مقامه6 (مراغيه). آغاز:
الكرم ثبّت الله جيش سعودك يزين, واللّؤم غَضَّ الدّهرُ جَفنَ حسودك يشين, والاورع يُثيب, والمُعور يُخيب والحلاحل يُضيف, والماحل يُخيف, والسمح يُغذي, والمحك يُقذي.
47.مقامات حريرى, مقامه46 (حلبيه). آغاز:
اِسمَح فبثُّ السماح زين
ولاتُخِب آملاً تَضَبَّف
ولاتُجِز رَدَّ ذى سؤالٍ
فنَّنَ ام فى السؤال خَفَّف
48. مجمع البحرين, ناصيف يازجى, مقامه15 (رمليه). آغاز:
ظبية ادماء تُفنى الأملا
خَيَّبَت كلَّ شجيٍّ سألا
لاتفى العهد فتشفينى ولا
تنجز الوعد فتشفى العِلَلا رقطاء
هرگاه در نظم يا نثر, كلماتى آورده شود كه يك حرف منقوط و حرفى ديگر بى نقطه باشد, به اين صناعت رقطاء گويند.
49. مجمع البحرين, ناصيف يازجى, مقامه15 (رمليه). آغاز:
ونديم بات عندى
ليلةً منه غليل
خاف من صنع جميل
قلتُ لى صبر جميل
50. مقامات حريرى, مقامه26 (رقطاء). آغاز:
اخلاق سيّدنا تُحَبُّ, وبِعَقوَتِهِ يُلَبّ, وقربُه تُحَف, ونأبه تَلَف, وخُلَّته نَسَب, وقطيعته نَصَب, وغُربُه ذَلِق, وشُهبُه تأتلق, وظَلفُه زان, وقويمُ نهجِهِ بان. تصحيف
آن است كه دو لفظ در يك عبارت, كه حروف آنها بدون در نظر گرفتن نقطه ها همانند است, اما در نقطه با هم اختلاف دارند.
51. مقامات حريرى, مقامه46 (حلبيه). آغاز:
زُيِّنَت زينب بقدٍّ يَقُدُّ
وتلاه ويلاه نهد يَهُدُّ
جندها جِيدُها وظرف وطرف
ناعس تاعس بحدٍّ يُحَدُّ
52. خطبه منقوشيّه, جمال الدين شريف كرمانى (م1351ق).
اين خطبه در پايان اسس الاصول, تأليف شريف كرمانى در سال 1319ق, به چاپ رسيده كه علاوه بر حذوف حروف بى نقطه, صناعت تصحيف هم در آن به كار رفته است. آغاز:
تَشَبَّث بيقين ينتج نتيجةً تُتقِن, ثبِّت خشيةً يَتُبُّ تُبَّ قِنٍّ, ذُنِبَ ذَنب تُب فخبَّت, خُذ ذَنَبَ تَقنيتٍ فَقَنِّت, جَنِّب جَنبَ قبضِ فيضٍ يُنفِق, بَغِّض بُغضَ شفيقٍ تُشفَق.
تشريع
آن صناعتى است در نظم كه هر بيت داراى دو قافيه است و بر هر كدام كه توقف گردد معنى كامل است.
53. جواهر البلاغة, احمد هاشمى, بيروت, دار احياء التراث العربى, چاپ دوازدهم, صفحه 406. آغاز:
يا خاطب الدنيا الدنية انها
شرك الردى وقرارة الاقذار
دار متى مااضحكت فى يومها
ابكت غداً تبّاً لها من دار
ابيات فوق را به صورت زير نيز مى توان خواند:
يا خاطب الدنيا الدنيّة
انها شرك الردى
دارمتى مااضحكت
فى يومها ابكت غدا جناس ملمّع
صناعتى است در نظم كه تمام حروف يك بيت يا يك مصرع, منقوط و تمام حروف بيت يا مصرع ديگر غيرمنقوط باشد.
54. مجمع البحرين, ناصيف يازجى (م1287ق), مقامه15 (رمليه). آغاز:
اَسمرُ كالرمح له عامل
يُغضى فَيَقضى نَخِب شَيِّق
مسك لماه عاطر ساطع
فى جنّةٍ تشفى شجٍ يَنشَق ماده تاريخ
55. قصيده معجزيه, ميرزا محمد صادق متخلص به ناطق.
تذهيب گنبد حضرت معصومه(س) در سال 1218 پايان يافت و ميرزا محمد صادق اين قصيده را در مدح حضرت معصومه, توصيف گنبد و… سرود كه عدد هر مصراع طبق حروف ابجد 1218 مى شود.
اين قصيده در اطراف صحن عتيق آستانه حضرت معصومه(س) با كاشى نوشته شده است. آغاز:
اين قبّه گلبنى است بزيور برآمده
يا پاك گوهريست پر از زيور آمده
اين دوحه ايست كامده از جنّت العلا
يا كوكبى است سعد منور آمده8
نامه اى است كه تمام كلمات آن داراى حرف (سين) و در عين حال سجع در آن رعايت شده است. سينيه
56. الرسالة السينية, ابومحمد قاسم بن على حريرى (م516), المكتبة التجارية الكبرى, 1326.
در پايان مقامات حريرى چاپ شده است. آغاز:
باسم السميع القدوس استفتح, باسعاده استنجح, سيرة سيدنا الاسفهسلاّر السيد النفيس سيّد الرؤسا, سيف السلاطين حرست نفسه, واستنارت شمسه, واتّسق انسه, وسَبَق غَرسه.
در پايان مقامات حريرى چاپ شده. نامه اى است كه تمام كلمات آن داراى حرف (شين) و سجع نيز در آن مراعات شده است. شينيه
57. الرسالة الشينية, ابومحمد قاسم بن على حريرى (م516), المكتبة التجارية الكبرى, 1326. آغاز:
بارشاد المنشى, انشى, شُغَفى بالشيخ شمس الشعراء ريشَ معاشه, وفَشار ياشه, واَشرَقَ شِهابه, واعشوشَبَت شِعابه, يُشاكل شَعَفَ المنتشى بالنشوى, والمرتشى بالرشوى.پاورقي: 1. فلسفه اخلاق, شهيد مطهرى, انتشارات صدرا, چاپ هشتم, ص105. 2. امل الأمل, شيخ حر عاملى, تحقيق سيد احمد حسينى, دارالكتاب الاسلامى, ج2, ص215. 3. (توشيح) در ادبيات عرب در معناى ديگر مصطلح است. 4. النهرية, محمدباقر خوانسارى, اصفهان, 1337ش, مقدمه سيد احمد روضاتى, ص12. 5. اين قصيده را يكى از فضلا براى اينجانب خواند. 6. مناهج المعارف, مير سيد ابوالقاسم جعفر موسوى خوانسارى, 1351ش, مقدمه سيد احمد روضاتى, ص142. 7. مقدمه النهرية, ص13. 8. متن كامل اين قصيده در كتاب تاريخ قم, محمد حسين ناصر الشريعه, دارالفكر, ص84 ـ 81, آمده است.


صفحه 14

اخبار


درگذشتگاندرگذشت آيت الله سيد مرتضى مرعشى نجفى
حضرت آيت الله آقاى سيد ابوالمجد ضياءالدين مرتضى حسينى مرعشى نجفى (برادر حضرت آيت الله العظمى سيد شهاب الدين نجفى مرعشى) يكى از علماى بنام و فقهاى عظام تبريز به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سوّم جمادى الاولى 1325ق در بيت علم و تقوا و فضيلت, در نجف اشرف ديده به جهان گشود. پدرش حضرت آيت الله علامه سيد شمس الدين محمود (1279ـ 1338ق) از شاگردان: آخوند خراسانى, شريعت اصفهانى, سيد محمد كاظم يزدى و حاج آقا رضا همدانى و جدّش آيت الله علامه سيد الحكما شرف الدين على بن سيد نجم الدين محمد مرعشى (1202ـ1316ق) از شاگردان صاحب جواهر, صاحب فصول, صاحب ضوابط و شيخ انصارى و نياى او سيد نجم الدين محمد (م1264ق) از شاگردان صاحب قوانين و شيخ جعفر كاشف الغطا بوده است. خاندان او يكى از پرافتخارترين و مشهورترين بيوتات علمى شيعه در جهان بوده اند كه مقام علم و عمل و تقوا و سياست و امارت و رياست و مرجعيت شيعه را در طول چهارده قرن برعهده داشته اند و نسب ايشان به ابوعبدالله حسين الاصغر (م157ق) فرزند حضرت امام زين العابدين عليه السلام مى رسد. وى در نه سالگى مادر و در چهارده سالگى, پدرش را از دست داد و دايى او آيت الله حاج سيد حسن خويى, وى و خواهرانش را از نجف به تبريز برد. و در آنجا به تحصيل علوم دينى پرداخت و سطوح عاليه را فراگرفت. 21ساله بود (1346ق) كه به قم آمد و مدّت چهار سال از محضر پرفيض آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حايرى و آيت الله سيد محمدتقى خوانسارى و علامه شيخ اسدالله قمى بهره برد و خود نيز به تدريس شرح لمعه و مطول پرداخت. سپس عشق تحصيل و زيارت نجف اشرف شورى در جانش برانگيخت كه درنگ را جايز نشمرد و به سوى نجف حركت كرد (1350ق) و بلافاصله در درسهاى حضرات آيات عظام: سيد ابوالحسن اصفهانى, ميرزاى نائينى, ميرزا ابوالحسن مشكينى, ميرزاعلى ايروانى شركت كرد و همزمان با آن رجال و درايه و فلسفه را از اساتيد وقت مانند: آيت الله سيد حسين بادكوبه اى آموخت. و به تدريس رسائل و مكاسب نيز پرداخت. وى در اين مدت با آيات عظام: سيد ابوالقاسم خويى و سيد محمدهادى ميلانى و شيخ احمد اهرى مانوس بود و مباحثات علمى داشت و از اساتيد خويش اجازات اجتهادى و از حضرات آيات حاج شيخ عباس قمى و شيخ مرتضى طالقانى و شيخ شمس الدين بادكوبه اى اجازه روايت گرفت. فقيد سعيد در 1360ق براى زيارت امام هشتم على بن موسى الرضا ـ عليه السلام ـ و صله ارحام به ايران مسافرت كرد و با اصرار خويشاوندانش در تبريز ماندگار شد و به تدريس خارج فقه, تأليف و تصنيف, امامت جماعت و راهنمايى مردمان اشتغال ورزيد. فقيد سعيد از خطى زيبا, زندگى ساده و به دور از شهرت برخوردار بود. تأليفات و تقريرات ايشان عبارت است از: 1ـ تقريرات درس فقه آيت الله نائينى (خيارات) 2ـ تقريرات درس اصول ميرزاى نائينى (يك دوره كامل) 3ـ رجال الحديث 4ـ القواعد الفقهية 5 ـ حاشيه عروة الوثقى 6 ـ حاشيه مكاسب 7ـ حاشيه كفايةالاصول 8 ـ روضة الاحباب (كشكول) 9ـ روضة العارفين (كتابى در تهذيب نفس) 10ـ شمس الضحى فى مناقب النبى و الائمة الهدى (اين كتاب به چاپ رسيده است). 11ـ حاشيه بر حاشيه ميرزا على ايروانى بر كفاية الاصول.
فقيد سعيد پس از عمرى تلاش و كوشش در راه بزرگداشت شعائر دينى, سرانجام در 91سالگى در تاريخ دوشنبه 20فروردين 1375ش (19 ذيقعدةالحرام 1416ق) بدرود حيات گفت و پيكر پاكش پس از تشيع در تبريز, به قم انتقال داده شد و در صحن حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ مدفون شد. درگذشت آيت الله رحمانى مازندرانى
حضرت مستطاب آيت الله آقاى حاج شيخ ابوالقاسم رحمانى خليلى مازندرانى در بهران سال 1302 شمسى (1342ق) در بيت رفيع علم و فضيلت و تقوا, در روستاى خليل محلّه بهشهر زاده شد. پدرش مرحوم آيت الله شيخ محمد باقر هزارجريبى مازندرانى ـ از علماى بنام و مشهور بهشهر و نواحى ـ فرزند علامه آيت الله شيخ محمد حسين هزارجريبى (از شاگردان شيخ اعظم انصارى) فرزند آقا شيخ محمد كاظم بن علامه بزرگوار شيخ محمدعلى (م1245ق) فرزند علامه سترگ آيت الله شيخ محمد باقر هزارجريبى مازندرانى نجفى (م 1205ق) ـ استاد سيد بحرالعلوم, شيخ جعفر كاشف الغطا و ميرزاى قمى ـ بوده است كه سابقه سيصد سال روحانيت و رياست و مرجعيت شيعه را برعهده داشته اند.
فقيد سعيد دوازده ساله بود كه به عشق فراگيرى علوم اهل بيت به حوزه علميه مرحوم آيت الله العظمى كوهستانى كوچيد و پس از خواندن مقدمات و ادبيات, به مباحثه شرح لمعه با هم مباحثه اش مرحوم آيت الله محمدى لائينى پرداخت و سپس رسائل و مكاسب را نزد آيت الله كوهستانى فراگرفت. 23ساله بود (1325ش) كه به نجف اشرف مهاجرت كرد و كفايةالاصول را نزد مرحوم آيت الله حاج ميرزا حسن يزدى و آيت الله شيخ صدرا بادكوبه اى آموخت. پس از آن به درس خارج حضرات آيات عظام: سيد محسن حكيم, سيد محمود شاهرودى, سيد ابوالقاسم موسوى خويى و ميرزا هاشم آملى حاضر شد و مبانى فقه و اصول و تفسير خويش را مستحكم نمود و اين همه دوازده سال به طول انجاميد و با كسب اجازات متعدد اجتهاد و روايت در سال 1338ش به ايران آمد و در زادگاه خويش اقامت گزيد. آنگاه به بنياد حوزه علميه و مسجد و حسينيه و تدريس علوم اسلامى و تربيت شاگردان فاضل و فرزانه, امامت جماعت, راهنمايى مردم, تأليف و تصنيف پرداخت و پس از ده سال در 1347ش به تهران آمد و در مسجد شفا به امامت جماعت و در مدرسه چهلستون و مدرسه شيخ عبدالحسين به تدريس مكاسب و كفايه اشتغال ورزيد. سپس در سال 1364ش به حوزه علميه قم كوچيد و به تدريس خارج فقه و اصول دست يازيد. فقيد سعيد بسيار متواضع و خوش برخورد و ساده زيست و قانع بود و از شهرت گريزان. داراى خطّى خوش و خلقى نكو و ذوقى عرفانى بود و اشعار حافظ را از حفظ داشت و آن را بسيار مى خواند و روزانه به اذكار و اوراد بسيار به ويژه زيارت عاشورا و استغفار مى پرداخت و براى تهذيب نفس و صفاى روح چند بار چله نشست و ترك ماكولات حيوانى نمود. وى عاشق تدريس بود و در تهران هر روز بيش از ده درس مى داد و موضوع درس براى او تفاوتى نمى كرد, از شرح امثله و جامع المقدمات تا كفايةالاصول را به جويندگان دانش تدريس مى نمود. برخى از تأليفات ايشان عبارتند از: 1ـ تفسير سوره حمد (فارسى) 2ـ علم نحو 3ـ رسالة فى المشتق 4ـ شرح اجتهاد و تقليد عروةالوثقى 5 ـ شرح تبصرة المتعلمين علامه حلّى.
سرانجام در تاريخ يكشنبه 27/12/1374 (27شوال المكرم 1416ق) در 72سالگى پس از تهجّد و نماز صبح, به هنگام خواندن زيارت عاشورا در فضاى باز بدرود حيات گفت و در روز دوشنبه, پس از تشييع, به زادگاه خويش انتقال داده شد و در ميان اندوه بسيار مردم و با حضور شخصيتهاى دينى و سياسى استان مازندران ـ به ويژه ائمه جمعه و جماعات ـ در مدرسه اى كه خود بنياد نهاده بود, به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى درگذشت استاد محمّد اسماعيل رضوانى
دكتر محمد اسماعيل رضوانى كه از استوانه هاى رشته تاريخ و بويژه از پژوهشگران تاريخ مشروطه بود, در سال 1300 شمسى در خراشاد يكى از قراى بيرجند, در خانواده اى روحانى به دنيا آمد. آموزش را از مكتب خانه و با خواندن قرآن آغاز كرد و سپس بر طبق شيوه هاى سنتى, ادبيات عرب را آموخت. با تاسيس مدارس به سبك جديد, مسير زندگى خود را تغيير داد و پس از اتمام مقاطع ابتدايى دبيرستان و گرفتن ديپلم, به خدمت وزات فرهنگ درآمد. شش سال بعد, تصميم به ادامه تحصيل گرفت و با انتقال به تهران, دوره ليسانس, فوق ليسانس و دكتراى تاريخ را يكى پس از ديگرى پشت سر گذاشت. موضوع رساله پايان نامه شادروان رضوانى در مقطع دكترى, علل انقلاب مشروطيت بود.
گويا نخستين اثرى كه دكتر رضوانى نوشته است, رساله اى است برا نوسوادان, با عنوان زمينى كه در روى آن زندگى مى كنيم. كار ديگر او چاپ نامه تنسر بود كه آن را با كمك مرحوم مجتبى مينوى انجام داد. همچنين بايد از تصحيح كتاب تاريخ منتظم ناصرى ياد كرد كه در سه جلد فراهم آمده است. كتاب ديگرى كه از مرحوم رضوانى مى شناسيم انقلاب مشروطيت ايران است كه در مجموعه كتاب جوانان به چاپ رسيد.
شايد بتوان گفت بيشترين فعاليتهاى علمى و پژوهشى استاد, بجز تدريس در دانشگاه و تربيت مورّخان جوان, نگارش مقاله در نشريات مختلف فرهنگى (از قبيل راهنماى كتاب, آينده, يغما, بررسيهاى تاريخى و…) بوده است. استاد با توجه به علاقه بسيارى كه به جمع آورى مجموعه اسناد داشتند, موفق شدند كه مجموعه اى از مجلات و روزنامه هاى جنبش مشروطيت را فراهم آورند و خود در باب مطبوعات مشروطيت, صاحب نظر بودند و كارى نيز با عنوان اعلان ها و اعلاميه هاى دوره قاجار, با همكارى جهانگير قائم مقامى انجام دادند.
*
شيخ محمد غزالى به سال 1917 ميلادى در مصر, متولد شد. در ده سالگى قرآن مجيد را حفظ كرد و وارد الازهر شد. در سال 1941 از دانشكده وعظ و تبليغ فارغ التحصيل شد و در بيست وچهارسالگى از دانشكده زبان عربى, اجازه دعوت و ارشاد و اجازه تدريس گرفت و از همان زمان تا پايان عمر به اصلاحگرى و خرافه زدايى پرداخت. نخستين كتاب او در سال 1950 با نام (من هنا نبدأ) انتشار يافت كه در حقيقت پاسخى بود به نظريات محمد خالد, نويسنده معروف لائيك.
شيخ غزالى ساليانى چند, رياست شوراى معارف اسلاميِ) دانشگاه امير عبداالقادر را به عهده داشت و به عقيده صاحبنظران, اعتبار اين دانشگاه در دوره هاى فوق ليسانس و دكتراى رشته هاى فرهنگ اسلامى, مبانى دين و شريعت اسلام و… بيشتر مرهون كلاسهاى درس غزالى بوده است.
غزالى نزديك به پانزده سال بدور از موطن اصلى خويش, قاهره, مجبور به مهاجرت گرديد و تنها در پايان عمر خويش و پس از چندين سال اقامت در الجزاير, به مصر بازگشت. وى قبل از بازگشت به مصر نشان (لياقت) را به عنوان بزرگترين نشان كشور الجزاير دريافت كرد.
درسهاى تفسير موضوعى قرآنِ شيخ غزالى كه از تلويزيون الجزاير پخش مى گرديد, تا به آن حدّ بيننده داشت كه به گفته مسؤولان خبريِ آن كشور در شمار برنامه هايى تلقّى مى شد كه از رهگذرانِ كوچه و خيابان در ساعت پخش, بشدت مى كاست و كتابهاى او در فاصله اندكى پس از انتشار به پايان چاپ نزديك مى شد. بى گمان خيزشى كه سالها بعد در نسل جوان الجزاير صورت گرفت, بى تأثير از ارشادات شيخ غزالى نبوده است.
غزالى بيش از هرچيز به تحولى فرهنگى در جهان اسلام معتقد بود و به رغم سابقه اى روشن و فعال در مبارزات سياسى, چشم اميد خويش را بر رفع نقيصه هاى درونى در معرفت حقايق دينى دوخته بود. وى بر آن بود كه بدون تدارك انديشه و فرهنگى پويا و اسلامى, نمى توان در برابر تهاجم سياسى جهان استكبارى ايستاد.
غزالى مى گفت: (من بر اين عقيده هستم كه حتى اگر تمدن شرقى كمونيست و غرب صليبى از هم بپاشد و يا به عبارت بهتر, انتحار كند, باز گرهى از مشكلات كنونى جهان اسلام گشوده نخواهد شد, چرا كه گرفتاريهاى ما از درون نشأت مى گيرد و همه ناشى از عوامل خارجى نيست, البته فشار خارجى هست, امّا عامل اصلى گرفتاريهاى امت اسلام را بايد در بافت و ساختار داخلى آن جستجو كرد. يهود و مسيحيت پس از قرنها جدال و نبرد اكنون راه به يكپارچگى رسيده اند, امّا امت اسلام از هرسو به سمتى كشيده مى شود و هر روز مسأله اى اختلاف انگيز ظاهر مى گردد, گاه فرقه و مذهب و گاه, نژاد و قوميّت تخم تفرقه و نفاق مى پاشد….)
با نگاهى گذرا اساس انديشه هاى شيخ محمد غزالى را مى توان بر سه پايه (اصلاح معرفت دينى), (تقريب ميان مذاهب) و (ردّ انديشه هاى قومى) استوار دانست. او در اين راه كوشش كرد كه در آثار گوناگون خويش چهره زلال قرآن و سنت را از غبار تعصبهاى بيهوده و افراطى, پاك كند. وى راه خود را از (سلفيگرى) رايج و (وهابيت) جدا كرد و از حريم (اسلام ناب) و (اهل بيت) در محافل و جوامع اهل سنت به دفاع پرداخت. مرحوم غزالى هميشه با نگاهى مثبت و اميدوارانه, به انقلاب اسلامى ايران مى نگريست و پيروزى انقلاب را پيروزى بزرگ تمام مسلمانان مى دانست. وى سخت مجذوب شخصيت امام خمينى(ره) بود و چهره هاى شاخص و مبرز دينى ما را به كرّات مى ستود.
غزالى به منظور شركت در كنفرانس انديشه اسلامى در سال 1364 سفرى به ايران داشت و در خلال آن توانست طرح كلى انديشه هاى اصلاحگرايانه خويش را ارائه دهد.
آثار منتشر شده او عبارتند از: 1ـ الاسلام والاوضاع الاقتصاديه 2ـ الاسلام و المناهج الاشتراكيه 3ـ الاسلام والاستبداد السياسى 4ـ الاسلام والمفترى عليه بين الشيوعيين والرأسماليين 5 ـ من هنا نعلم 6 ـ تأملات فى الدين والحياة 7ـ خُلق المسلم 8 ـ عقيدة المسلم 9ـ التعصب والتسامح 10ـ فقه السيرة 11ـ فى موكب الدعوة 12ـ ظلام من الغرب (سايه اى از غرب) 13ـ جدّد حياتك (زندگى را از نو آغاز كن) 14ـ ليس من الاسلام 15ـ من معالم الحق 16 ـ كيف نفهم الاسلام 17ـ الاستعمار, احقاد واطماع (استعمار, كينه ها و طمَعها) 18ـ نظرات فى القرآن 19ـ مع الله ـ دراسات فى الدعوه والدعاه 20ـ معركة المصحف (كارزار قرآن) 21ـ كفاح دين (نبرد دين) 22ـ الاسلام والطاقات المعطّله (اسلام و توانهاى تلف شده) 23ـ حقوق الانسان بين تعاليم الاسلام واعلان الامم المتّحده 24ـ هذا ديننا 25ـ حقيقة القوميه العربيه واسطورة البعث العربى 26ـ الجانب العاطفى من الاسلام 27ـ دفاع عن العقيده والشريعه ضد مطاعن المستشرقين 28ـ ركائز الايمان بين العقل والقلب (ريشه هاى عقلى و قلبى ايمان) 29ـ حصاد الغرور 30ـ الاسلام فى وجه الزحف الاحمر (اسلام در قبال تهاجم سرخ) 31ـ قذائف الحق (شهاب حقيقت) 32ـ الدعوة الاسلاميه تستقبل القرن الخامس عشر 33ـ فن الذكر والدعاء عند خاتم الانبياء 34ـ دستور الوحدة الثقافيه بين المسلمين 35ـ واقع العالم الاسلامى فى مطلع القرن الخامس عشر 36ـ مشكلات فى طريق الحياة الاسلاميه 37ـ هموم داعيه (اندوههايى كه ترا مى خواند) 38ـ مأته سؤال عن الاسلام 39ـ علل وادويه 40ـ مستقبل الاسلام خارج ارضه وكيف نفكّر عليه 41ـ الغزو الثقافى نمتد فى فراغنا (تهاجم فرهنگى جاى خالى ما را پرمى كند) 42ـ سرّ تخلف اعراب والمسلمين (راز عقب ماندگى اعراب و مسلمانان) 43ـ الحق المرّ 44ـ قصة حياة 45ـ الطريق من هنا 46ـ جهاد الدعوة بين عجز الداخل وكيد الخارج.
مرحوم محمد غزالى در حالى كه براى حضور در كنفرانس فرهنگى در رياض, بسر مى بُرد, در تاريخ 19/12/74 دچار سكته قلبى شد و پس از تشييع در قبرستان بقيع به خاك سپرده شد. درگذشت دكتر كليم صديقى
دكتر كليم صديقى از شخصيتهاى بانفوذ سياسى و رهبر پارلمان مسلمانان انگلستان كه براى شركت در يك كنفرانس اسلامى در (پرتوريا) مركز افريقاى جنوبى بسر مى برد, درگذشت.
وى از مدتها قبل از ناراحتى قلبى رنج مى برد و علت درگذشت وى سكته قلبى اعلام شده است. دكتر كليم صديقى كه دكتر علوم سياست بين المللى بود به هنگام فوت 63 سال داشت.
وى كه در آغاز روزنامه نگار بود, مدتى معاونت سردبيرى روزنامه گاردين را بر عهده داشت. دكتر صديقى از روشنفكران متعهد و فعال در انگلستان به شمار مى رفت و سالها انستيتوى مسلمانان انگلستان را اداره مى كرد.
وى در سال 1370 پارلمان مسلمان انگليس را به منظور هماهنگ كردن فعاليتهاى مسلمانان در اين كشور پايه گذارى كرد كه اين تشكيلات در طول فعاليت خود تاكنون تلاشهاى مؤثرى را به انجام رسانده است.
وى در طول سالهاى پس از پيروزى انقلاب چندين بار براى شركت در كنفرانسهاى اسلامى به تهران سفر كرد.در شماره اى ديگر به زندگى وى خواهيم پرداختفرهنگىبرگزارى كنگره زمان و مكان در اجتهاد
كنگره بررسى مبانى فقهى حضرت امام خمينى(ه) ـ ويژه نقش زمان و مكان در اجتهاد, از تاريخ 24تا26 اسفند 1374 در قم برگزار شد. اين كنگره به آهنگ بررسى نقش زمان و مكان در اجتهاد تشكيل شد و در ضمن آن دهها مقاله در باره اين موضوع تأليف گرديد. كنگره فقه مشتمل بر هفت كميسيون بود: كميسيون اجتهاد و زمان و مكان, كميسيون نقش زمان و مكان در موضوعات احكام, كميسيون فقيهان و زمان و مكان, كميسيون جاميعت شريعت و… .
در زمان برگزارى كنگره چند نفر از شخصيتهاى علمى و فرهنگى به ايراد سخنرانى در اين باره پرداختند; از جمله: حجت الاسلام والمسلمين فنائى در باره جايگاه موضوع شناسى در اجتهاد, حجت الاسلام والمسلمين محمد مرادى در باره جامعيت شريعت, حجت الاسلام والمسلمين صادق لاريجانى در باره نقش علوم بشرى در اجتهاد, آقاى حسين رجبى در باره منابع فقه و زمان و مكان, حجت الاسلام والمسلمين محمدصادق كاملان در باره نقش و قلمرو عرف در فقه, آيت اللّه محمّدابراهيم جناتى در باره ضرورت تحول اجتهاد در عرصه استنباط, آيت اللّه موسوى اردبيلى, آيت اللّه حسين نورى, آيت اللّه آذرى قمى و … ميزگرد كنگره با شركت آقايان آيت اللّه سيّد محمّد كاظم حائرى و آيت اللّه سيّد محمّد موسوى بجنوردى و استاد محمّد مجتهد شبسترى و دكتر حسين مهرپور به بررسى نقش زمان و مكان در اجتهاد پرداخت.
اين كنگره تاكنون چهارده جلد كتاب مشتمل بر دهها مقاله علمى منتشر ساخت. در اين كتابها به مسائل چون فقه و زمان و مكان, مباحث نظرى فقه و زمان و مكان, مسائل جديد و فقه, احكام حكومتى, جامعيت شريعت پرداخته شده است. كنگره موفق به تهيه كتابشناسى زمان و مكان در اجتهاد شده كه بزودى منتشر مى شود.
رياست كنگره به عهده حضرت آيت اللّه سيّد محمود هاشمى و مسؤول كميته علمى آن حضرت حجت الاسلام والمسلمين محمّد مهدى فقيهى بوده است. مشاركت ايران در نمايشگاه بين المللى كتاب ابوظبى
جمهورى اسلامى ايران در ششمين نمايشگاه بين المللى كتاب ابوظبى شركت دارد.
يك مسئول غرفه ايران در اين نمايشگاه گفت: چهار مؤسسه انتشاراتى ايران حدود هزار عنوان كتاب در معرض ديد عموم قرار دادند.
كتابهاى عرضه شده به زبانهاى فارسى, عربى, انگليسى و اردو بوده و در زمينه هاى دينى, تاريخى, فرهنگى, هنرى, ادبيات و قرآنهاى نفيس مى باشد.
وى استقبال خوب بازديدكنندگان از كتابهاى عرضه شده در غرفه ايران را مورد تأكيد قرار داد.
در اين نمايشگاه بيش از ششصد مؤسسه انتشاراتى محلى و خارجى به عرضه هشتاد هزار عنوان كتاب مى پردازد.
اغلب كتابهاى عرضه شده در اين نمايشگاه به زبانهاى عربى و انگليسى است. برگزارى سومين جشنواره مطبوعات
سومين جشنواره مطبوعات كشور از 6تا13 ارديبهشت ماه جارى در تهران برگزار شد. مقام معظم رهبرى در ديدار با دست اندركاران مطبوعات كشور فرمودند:
… مطبوعات براى جمهورى اسلامى ايران مسأله اى تجملاتى و تشريفاتى نيست, بلكه مسأله اى اساسى است. زيرا اين نظام برخلاف نظامهاى ديكتاتورى و سرمايه دارى, نظامى مردمى است و در چنين نظامى, آگاهى و معرفت, مثل آب و هوا, براى جامعه ضرورى است. مردم در نظام اسلامى بايد سرشار از معلومات و معرفت لازم و اهل تحليل قوى باشند و در تحقق اين هدف مهم, رسالت مطبوعات سالم, با سليقه ها و روشهاى متفاوت, اساسى و اجتناب ناپذير است.
مطبوعات با توجه به تاريخچه خود و فرهنگ پربار ملى و مجموعه غنى ادبيات و شعر و نثر فارسى در حد مطلوب پيش نرفته اند. … انتظار آن است كه تعميق و افزايش كيفيت مطبوعات در زمينه هاى فرهنگى, ادبى, هنرى, سياسى, اجتماعى, ارائه تحليلهاى عميق و قوى, نشر فرهنگ عمومى و دانش, پاسدارى از زبان فارسى, تقليد نكردن از روشهاى نادرست غربى, زيبايى در سخن, لطافت در بيان, متجلى ساختن ذوق نويسندگى, استفاده هنرمندانه از عكس, كاريكاتور و ديگر روشهاى مطبوعاتى, تلاش بيشترى صورت گيرد.
… در جمهورى اسلامى, وجود انديشه ها و آراى گوناگون آزاد است و اصولا در اين نظام بحث برخورد با انديشه ها, وجود خارجى ندارد; اما عناد و غرض ورزى با طرح آرا و نظريات متفاوت است.
همچنين در بخشى از سخنان رياست محترم جمهورى در ديدار با شركت كنندگان در سومين جشنواره مطبوعات آمده است:
… جوهره انسان در آگاهيها و علم و دانش است. هرچه قدر جامعه دانشمندتر و باسوادتر باشد, خدمات بيشترى به دنبالش خواهد آمد. انسان در جامعه جاهل و بى اطلاع و كج فهم زندگى خود را خراب مى كند و چيزى در زندگى مادى و معنوى عايد انسان نخواهد شد. اگر يك مقدار عاليتر از اين فكر بكنيم و آينده زندگى جاويدان خودمان را در آخرت, كه جز معتقدات است, در نظر بگيريم, اينجا بعد خدمت خيلى مهمتر از اينها مى شود. افرادى كه در پرورش مردم در جهت صلاح معنوى موفق شوند مردمى را خوب پرورش دهند و در جهت صلاح معنوى پيش ببرند يك حق جاويدان و ابدى به گردن آن دارند و حيات واقعى و سعادت ابدى را به مردم بخشيده اند. اين در مورد هدف كه كمى راجع به آن صحبت شد. و اما مسائل فنى, شيوه هاى روانى و اجتماعى خاص در نظر گرفتن شرايط بسيار و بسيار چيزهاى ديگر كه در حرفه مطبوعات مى گنجد و جزء دانش خود شماست و بايد سعى كنيد با شيوه هاى فوق بالا رفته و با انتخاب شيوه ها و ابزار درست اين هدف مقدس را تامين كنيد. من قبلا گفته ام كه از لحاظ هدف و محتوايى مطبوعات, ما اگر بعد فرهنگى و انسانى را در نظر بگيريم شايد در كشورهاى ديگر نمونه هاى زيادى نداشته باشد. واقعا تيپ مطبوعات ارزشمندى هستند. قطعا و اكثريت اين نيروها براى صلاح جامعه كار مى كنند. هركس با ديد خويش و عمدتا انقلابى مسلمان و با علاقه مندى به كشورشان و دور از وابستگيهاى خطرناك كه در بعضى از محيطها در دنيا ديده مى شود, و عملا ما يك دنياى مطبوعات مفيدى داريم, ولى تمام مسأله اين نيست. ما قطعاً خيلى بهتر از اين مى توانيم باشيم. يقيناً مى توانيم محتويات را بيشتر بكنيم, نشرياتمان را قويتر بكنيم و آن حرفهايى را كه براى ارائه به مردم انتخاب مى كنيم بهترينها را انتخاب كنيم.
خيلى چيزها كه الان مى تواند اتلاف وقت و پول مردم باشد نباشد و كارهاى بهتر از اينها مى توانيم بكنيم. من روى چند نكته معمولا در برخوردهاى عاديمان تكيه مى كنم كه باز هم فقط فهرست را عرض مى كنم. ممكن است در سؤال و جوابها بازتر شود. يكى از چيزهايى كه به آن خيلى اهميت مى دهم اين است كه نشريات بايد واقع بين باشند, چرا كه بدون واقع بينى نمى توان نشريه موفقى داشت. ايده ها مقدس هستند, اما اگر انسان در فضايى پرواز كند كه مخاطبش نتواند بهره ببرد, مقدارى از نيروها را تلف كرده است. از اين كه بگذريم بايد دقيق باشيم.
نوشته با گفته فرق دارد, انسان بايد در همه جا در اظهاراتش دقيق باشد. اما نوشته چيزى است كه در تاريخ ثبت مى شود. اگر نام نويسنده مقاله نباشد, نام صاحب مجله يا نشريه كه هست و در تاريخ ثبت مى شود. حتما چيزى را كه مى نويسد محكم بنويسد. سعى كنيد چيزى را كه مى نويسيد درست و دقيق باشد. بهتر است كمتر بنويسيم, اما بهتر بنويسيم. به جاى صد سطر سى سطر مطلب مفيد بنويسيم. اما اين از چيزهايى است كه هنوز ما در مطبوعات اشكال داريم. مى بينيد كه دقتها به اندازه كافى نيست.
در سومين جشنواره مطبوعات, مانند سال پيش, به بهترين مقالات در موضوعاتى مانند سياسى اقتصادى, فرهنگى, اجتماعى, ورزشى, علمى و تخصصى, معارف اسلامى, نقد فرهنگى, نقد سياسى, نقد اقتصادى, تعاطى افكار, دفاع مقدس و تهاجم فرهنگى, جايزه داده شد.
اين جشنواره روز پنجشنبه سيزدهم ارديبهشت با اهداى جوايز به نفرات برگزيده در تالار وحدت, پايان يافت.
در هريك از رشته ها, هيأت داوران لوح افتخار جشنواره و تشرف به عمره و لوح تقدير جشنواره و زيارت آستانه حضرت زينب(س) را به نفرات برگزيده اهدا كرد.
تعدادى از برندگان عبارتند از:
* در رشته نقد فرهنگى يادمان و لوح افتخار جشنواره به محمّد اسفنديارى نويسنده مقاله (از بهر خدا منويس) در نشريه آينه پژوهش.
* در بخش (توجه به ايجاد زمينه تعاطى افكار در جامعه) لوح تقدير اين بخش به محمّد مهدى فقيهى براى مديريت نشريه نقدونظر اختصاص يافت.
* يادمان و لوح افتخار جشنواره در رشته نقد ادبى به مرتضى كرباسى براى مقاله (نگاهى به ترجمه قرآن كريم) در فصلنامه حوزه و دانشگاه.
* در رشته مقاله علوم انسانى با گرايش ادبيات, يادمان و لوح افتخار جشنواره به بهروز عزبدفترى براى مقاله (آگاهى مترجم از دستور زبان مبدأ و توانايى او در برگرداندن زبان) در فصلنامه مترجم.
* در رشته مقاله علوم انسانى در گرايش فلسفه, يادمان و لوح افتخار جشنواره به قاسم كاكايى براى عنوان (اراده الهى و نفى موجبيت) در فصلنامه حوزه و دانشگاه اهدا شد. لوح تقدير اين رشته به احمد عابدى براى عنوان (حركت حبى) در نامه مفيد اختصاص يافت.
* در بخش مقاله اقتصادى يادمان جشنواره و لوح افتخار به عباسى مخلصى براى مقاله (وجوه شرعى ماليات) در نشريه فقه اهدا شد. دانش آموز ايرانى برنده جايزه ويژه قرن
سفارت ايران درلندن اعلام كرد آقاى فرخ حسيب, دانش آموز فارغ التحصيل رشته رياضى دبيرستان البرز تهران برنده جايزه قرن بيستم (لايب نيتز) شد. آقاى حسيب ثابت كرد كه اعداد اول در رياضيات وجود ندارند و تعريف اقليدسى اعدال اول از نظر علم منطق صحيح نيست و اعداد غير قابل تقسيم بر اعداد ديگر نمى توانند وجود خارجى داشته باشند. وى در ادامه اين مطلب نشان داد كه در عالم كون و مكان همه چيز قابل درك و اندازه گيرى و محاسبه است و مى توان به طور دقيق ساختمان شيميايى مولكولهاى داروهاى شفادهنده سرطان و بيمارى عفونى ايدز را روى كاغذ محاسبه و پيش بينى كرد. اين خدمت عظيم به دانش بشرى ايشان را سزاوار دريافت جايزه لايب نتيز نمود.
اين جايزه در قرن هجدهم به (ژوزف لوئى لاكرانژ) براى اختراع هندسه ترسيمى و رقومى و جايزه قرن نوزدهم به (ويلهلم كنرادرونتگن) كاشف اشعه مجهول داده شده است. شركت ايران در نمايشگاه كتاب (لايپزيك)
كانال راديويى (دويچ لند فونك) آلمان خبر از حضور غيرمترقبه كشورمان در نمايشگاه كتاب (لايپزيك) داد. بعد از نمايشگاه بين المللى كتاب فرانكفورت اين مهمترين نمايشگاه در نوع خود محسوب مى شود.
روابط عمومى سفارت جمهورى اسلامى ايران گزارش داد خبر شركت ايران در نمايشگاه كتاب لايپزيك, از طريق رسانه هاى آلمان پخش شد.
گزارش روابط عمومى سفارت كشورمان همچنين مى افزايد حضور غرفه كشورمان در اين نمايشگاه بسيار مغتنم و با موفقيت همراه بود. تجليل خادمان قرآن از تلاشهاى فرهنگى و قرآنى آقاى احمد مسجد جامعى
جناب آقاى مهندس مصطفى ميرسليم وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامى:
خدمت به ساحت مقدس قرآن مجيد و تلاش در جهت گسترش فرهنگ قرآنى كشور از برنامه هاى موفق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است كه طى سالهاى اخير از سوى معاونت امور فرهنگى آن وزارتخانه توسط برادر گرامى و انديشمند, جناب آقاى احمد مسجد جامعى, كه از خاندان علم و فضيلت و تقوا هستند در قالب ايجاد نمايشگاههاى بزرگ قرآن در تهران و گسترش آن در شهرستانها و نيز حمايت از طرحهاى مهم قرآنى برنامه ريزى و اجرا شده است.
اينك خادمان قرآن كريم بر خود لازم مى دانند ضمن تقدير و تشكر از كوششهاى اين برادر بزرگوار در اشاعه فرهنگ قرآنى كشور, حمايت خود را نسبت به قوت بخشيدن و استمرار فعاليتهاى قرآنى آن وزارتخانه اعلام دارند.
ابوالقاسم خزعلى, سيد هاشم رسولى محلاتى, سيد مهدى امام جمارانى, محمد واعظ زاده خراسانى, محمد ابراهيم جناتى, سيد كمال فقيه امامى, محمد هادى معرفت, سيد جواد گلپايگانى, سيد عبدالله فاطمى نيا, سيد محمود دعايى, محمد على نظام زاده, دكتر سيد محمد باقر حجتى, دكتر سيد جلال الدين مجتبوى, عبدالمحمد آيتى, دكتر ابوالقاسم گرجى, على اكبر الهى خراسانى, محمد حسن بكايى, سيد رضا فقيهى, بهاءالدين خرمشاهى, دكتر محمد مهدى فولادوند, مصطفى فومنى حائرى, محمد نقدى , هاشم هاشم زاده هريسى, حبيب الله فضايلى, عبدالكريم بى آزار شيرازى, محمد على مهدوى راد, سيد محمد على ايازى, عبدالرضا ايزدپناه, حسين استادولى, حسين درگاهى, سيد مصطفى صدرزاده, سيد عباس صالحى, شهريار پرهيزكار, سيد مرتضى سادات فاطمى, مرتضى نجفى قدسى. فرهنگ اصفهان
فرهنگ اصفهان فصلنامه فرهنگى, هنرى و اجتماعى است كه نخستين شماره آن در پاييز 1374 منتشر شده است صاحب امتياز اين نشريه اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان اصفهان و مدير مسؤول آن آقاى رسولى حامديان و سردبير آن آقاى منصور گلنارى است. در سرفصل اين نشريه چنين آمده است كه: (فرهنگ اصفهان, نامى است با دو محتواهى پربار و فراگير. از سويى مهمترين امرى كه بشر با آن ارتباط دارد و حيات معنوى و روحى او بدان وابستگى مستقيم دارد, فرهنگ است; و از سوى ديگر, اصفهان خود, كلام گسترده و فراگيرى است كه ذكر آن پيشينه درخشان و پررونق تاريخى, هنرهاى متنوع و خارق العاده, اصالت فرهنگى و نجابت دينى را در ذهن تداعى مى كند.
(فرهنگ اصفهان نشأت گرفته از همان فرهنگى است كه بزرگانى چون سلمان فارسى, يعقوبى, ابوالفرح اصفهانى, ابن مسكويه, طغرايى, اسعد اصفهانى, شيخ بهايى, سيد ابوالحسن اصفهانى و… را ساخته و پرورانده است. و اين فرهنگ تا مادامى كه در انديشه و كردار مردم جارى است و سارى باشد ظهور و بروز بزرگان انديشه و هنر را بديهى و طبيعى خواهد ساخت, بزرگانى كه خود چشم و چراغ فرهنگ و هنر خواهند بود.)
بعضى از عناوين اولين شماره اين نشريه عبارتند از: شيخ لطف الله اصفهانى و رساله اعتكافيه نوشته رسول جعفريان; نگاهى به مكتب فلسفى اصفهان از دكتر دهباشى; مطبوعات اصفهان در يكصد سال گذشته نوشته موسى نجفى; طرح ايجاد زمينه هاى مطلوب براى توريسم فرهنگى در استان اصفهان به قلم دكتر رامشت و يك شاعر و يك تذكره اصفهانى به خامه آقاى حسين مسجدى.
اين نشريه در قطع رحلى در 116 صفحه و با قيمت 200 تومان در دسترس خوانندگان قرار دارد. آينه پژوهش ضمن خوش آمدگويى به ورود اين نشريه در جامعه مطبوعات, براى دست اندركاران آن توفيق روزافزون از خداى بزرگ خواستار است.


صفحه 15

مرآة التحقيق



طبع الكتاب والمكتبات والمجلاّت فى البلدان الإسلامية
ان المقالة التالية هى ترجمة لثلاث مقالات من دائرة المعارف (The Oxford Ecnyclopedia of The Modern Islamic World) التى كانت تحت إشراف جان. ل. اسپوزيتو والتى تم طبعها فى أمريكا.
وقد تناولت هذه المقالة نشر الكتاب والمكتبات والمجلاّت فى البلدان الاسلامية كما وتضمنت تقريراً حول وضعها فى السابق وفى العصر الراهن.

جولة فى (المفصل فى أحكام المرأة والبيت المسلم)
المقالة التى بين يديك تكفّلت بنقد و تعريف كتاب (المفصل فى أحكام المرأة والبيت المسلم).
وفى البدء قدّم الكاتب تقريراً حول الكتب المتعلّقة بالمرأة فى العالم الإسلامي, وبعد ذلك تناول الكتب المعجمية التى فهرست كتب المرأة. ثم انه قام بتعريف ونقد الكتاب المذكور.

خطوة جديدة فى تعريف وإحياء كتاب
(سليم بن قيس الهلالي)
فى هذه المقالة تمّ عرض تقرير حول كتاب (سليم بن قيس الهلالي)(80هـ)
والأنظار المختلفة حول مدى اعتبار الكتاب, والنسخ الخطية وكيفية تصحيحه والذى طبع أخيراً فى ثلاث مجلّدات.
والكاتب فى مقالته هذه قد أشار الى أهمية كتاب سليم بن قيس ونظر العلماء فى اعتباره, وفى الضمن قدّم بعض الانتقادات على الكتاب.

(مترجم الألم)
لقد تناولت المقالة الحاضرة نقد وتعريف كتاب (شرح المثنوى المعنوى لمولوي) بقلم رينولد نيكلسن.
والكاتب ومن خلال التعريف بكتاب المثنوى وشروحه الموجودة, انتقد شرح نيكلسن لهذا الكتاب وترجمته الفارسية.

تأليف أو تقليد؟
لقد تناولت المقالة التالية نقد كتاب حضرة فاطمة(ع)
وهذا الكتاب الذى هو فهرست لما ألّف حول سيدتنا فاطمة(ع) حيث عرّف فيه عشرات الكتب الفارسية والعربية.
وتكفّلت هذه المقالة بنقد هذا الكتاب وبيان الاشكالات والنواقص فيه.

تحقيق كتاب مسند فاطمة(ع)
المقالة التى بين يديك تناولت التعريف بكتاب مسند فاطمة الزهراء(ع), بقلم العالم السنّى الشهير جلال الدين السيوطي.
ولقد قام الكاتب ضمن تعريفه بالكتاب بتبويب الأحاديث الواردة فيه, وبيّن أن قسماً من هذه الاحاديث لاتخلو من الخدشة.

إطلالة على (التجديد فى الأدب الفارسي)
نقد و تعريف بكتاب (التجديد فى الأدب الفارسي), والكاتب وضمن تناوله لهذا الكتاب تحدّث فى البدء عن مسائل علم اللغة والأدب فى ايران واعتبر الكتاب المزبور من الكتب الموفّقة فى هذا المضمار.

نقد على ترجمة ودليل مبادئ العربية
ان كتاب مبادئ العربية تأليف رشيد الشرتونى من الكتب المهمة فى تعليم اللغة العربية, ولذا اعتُمد تدريسه فى المدارس والحوزات العلمية.
وقد ترجم هذا الكتاب فى ايران إلى الفارسية, وقد تكفّلت هذه المقالة الحالية نقد ترجمة هذا الكتاب.

التعرّف على مجاهيل المصنفين
فى السياسة فى المغرب الاسلامي
ان المقالة التالية تدور حول كتاب الشهب اللامعة فى السياسة النافعة بقلم ابوالقاسم بن رضوان المالقى من اعلام القرن الثامن.
والكاتب من خلال عرضه لهذا الكتاب واهميته اشار إلى المؤلّفات فى السياسة الشرعية فى الثقافة الاسلامية.

التعريف الإجمالي
فى هذا الباب تم التعريف بالكتب التالية:
1ـ طرق نفوذ اللغة الفارسية فى الثقافة واللغة العربية فى الجاهلية.
2ـ كشف الاستار
3ـ الفهرست الموضوعى للأسفار
4ـ سيرة المعصومين
5ـ الابعاد العرفانية فى الاسلام
6ـ مصباح الفقيه
7ـ تاريخ الاسلام السياسي
8ـ الانظمة الحقوقية فى البلدان السلامية
9ـ ببلوغرافيا القرآن
10ـ معالم الفتن


صفحه 16

AYENEH -E- PAZHOOHESH


بسم الله الرحمن الرحيم

Puplieation of Books; Liboaries and Magazines in Islamic World.
This article is the result of translation of three articles taleui from. The of Oxford Encycopedia of the modern Islamic World. Campiled by John L.Aspojito. in America. This article describes the publication of books, libraries and magazines in the post upto presat in the Islamic World.

Summery of "Al-MUTIL Fee Ahkcm Al-Mara Wa Al-Boitul muslim"
This article introduces and crities the above title book (Detail Rules and regulation of women in muslim home.)
In the besining the author gives summery and report of books written on women in Islam, Author. also introduces bibliograppy of books on women. Finally he the introduces and crities the above titled book.

Another step in rivival and reconnaissonce of the book "Saleem Ibne Kaais. Halali"
In this article author gives a report on the book "Saleem Ibne kais Holali' (Born in 80AH).
A different view regarding the books credibility, caligrophy and rectification is given. In the article the auothor mentions the importance of the book "Saleem Ibne Kais and gives the views of scholars regarding its eredibility and finally he erities about the book's rectification.

Commentry of Sadness
In this orticle author introduces and crities the Rencelad Nickelson's description of the book "Masnony o' Manawy ". The author in this article first introduces Masnowy Manawy and its description of them and then compares the description given by Nickelson with its persian translation.

Authoring Or Coping?
In this article author critics the book "Hazrat Fatima (SA) Dar Ayeneh Kitab". This book is the bibliography of Hezrat Fatima (SA) which introduces many books on Hazrat Fatima (SA) in. Arabic and Persion. Author critics and points out mistakes and duminution. in the above bibliography.


Review of the book "Musnad-e- Fatima (SA)"
In this article author introduces the book "Musnad-e- Fatima Zehra(SA)" Campilled by the famous Sunni schilor jalal-ul- deen Sooti. Author in this article classifies the hadees according to the subject and also points out the unauthontic hadess in the book.

Quick review of "Harfay Tajeh Dar Adab-e- Farsi"
The article critics and introduces the above book (New ideas in Persian literature). In the begining the author taloes abouf linguistics and litersature in the present Iran. In Nauthor's opinion ther book is the best on these subjects.

Critic of "Translation and guidances. of Mabady-Al- Arabic"
The booke Mabady -al- Arebic writen by Rashid Shertuty is one of the inportant book in teaching of Arabic language, for this preason it is being taught in schools, espacially in Hoj-e- Ilmia. This book has been translated in Persion languge and this article crtics this translation of the book.

Recognition of the Unknown author in Poalitics from Western Islamic Wold.
This article about the book "As Shab-al- Lameya Fe Seyasat-un- Mafaya" writteh by Abul Qasim Bin Rizwan Al-Maliki in the 8th century.
The author ot this article introduces the book and its importance. He also Mentiones some other books written about the Islamic politics in the Muslim culture.

Summary Introduction
In this soction summary introduction of this issue the following books have been introduced.
1. Rah hooy Nafuze Farsi dar Farhang wa Zabanay arab-e- Jahily.
2. Kashful Asfar.
3. Fehrastay Muzooy Asfar.
4. Seray Masuman.
5. Abad-e- Irfaniay Islam.
6. Misbahul Fiahee.
7. Tarikh-e- Seyase Islam.
8. Seyasate Haquqe Kishwaray Islami.
9. Kitab namay Quran.
10. Mawalin-ul- Fitan.