آشنايى با انديشه نگار گمنام سياست در مغرب زمين اسلامى
ناصرى طاهرى عبدالله
ابوالقاسم ابن رضوان المالقى. الشهب اللامعه فى السياسة النافعة, تحقيق دكتر على سامى النشار (دارالبيضاء: دارالثقافه, 1404), وزيرى.
از آغاز تا به امروز فصل مهمى از فرهنگ و تمدن اسلامى به انديشه نگارى سياسى اختصاص داشته كه خود در گستره فكر اسلامى قابل ملاحظه بوده است. انديشه سياسى از ابتدا تاكنون در چهار حوزه پرداخته شده است. اول انديشه سياسى با پيام فقهى كه آن را مى توان سياست دينى يا سياست شرعى ناميد. در اين حوزه فكرى از ابوالحسن ماوردى شافعى و ابويعلى حنبلى صاحبان (الاحكام السلطانية) مى توان نام برد. دوم, انديشه سياسى در لباس فلسفى كه به آن فلسفه سياست يا فلسفه سياسى مى توان اطلاق كرد. چهره درخشان اين حوزه معلم ثانى, ابونصر فارابى است. سوم, انديشه سياسى با رسالت ادبى كه آن را بايد آداب سلطانى يا مرا يا الامراء نام نهاد. اين حوزه بيش از دو حوزه ديگر يادگار علمى و ميراث فكرى برجاى گذاشته است. جاحظ نويسنده كتاب التاج, ابوحامد غزالى در نصيحة الملوك, ابوبكر مرادى قيروانى صاحب (الاشاره الى ادب الامارة)1 از اين گروهند و بالاخره حوزه چهارم كه بايد آن را انديشه سياسى با نگرش تاريخى يا تاريخنگرى در انديشه سياسى قلمداد كرد. روشنترين نمونه اين حوزه فكر سياسى, ابن طقطقى در كتاب (الفخرى فى آداب السلطانية والدول الاسلامية) است. شايد بتوان ابن خلدون را نيز بيشتر در اين حوزه بررسى كرد. بدون ترديد مشرق اسلامى بيش از مغرب آن, شاهد متفكران سياسى و انديشه نگاران سياست بوده است, اما در مغرب نيز صاحبان نام كم نبوده و از آن ميان ابن خلدون را بايد چهره اى برجسته دانست كه با مقدمه خود درخشيد و با ديد تاريخى خود, فصل جديدى در فكر سياسى به يادگار گذاشت و با الهام از آن فكر, تاريخ خود را نوشت.2 همچنين محمد بن وليد طرطوشى صاحب سراج الملوك, در ميان انديشه نگاران سياست در صفحات غربى جهان اسلام جايگاهى ويژه دارد. ابن رضوان مالقى, اين متفكر بزرگ و گمنام نيز از كسانى است كه يقيناً بر معاصرين و متاخرين خود از جمله ابن خلدون, تاثير گذاشته است.
ابوالقاسم عبدالله بن يوسف بن رضوان نجارى مالقى در سال 718هـ در مالقه (مالاگا) در اندلس زاده شد. در اين زمان بخش عمده اندلس به دست مسيحيان افتاده بود و جز غرناطه كه در دست بنواحمر3 و جزيرةالخضراء و طريف كه در حوزه قدرت بنومرين بود,4 تنها زادگاه ابن رضوان در دست مسلمين بنواشقيلوله بود. اينها نيز همانند اسلاف پراكنده خود در اندلس ـ آن گونه كه ابن حزم اشاره كرده است ـ در ستيز بودند و گاه عليه يكديگر با مسيحيان اشغالگرِ اندلس همكارى مى كردند.
دولتمردان بنواحمر كه ابن رضوان كتاب سياسى خود الشهب اللامعة فى السياسة النافعة را متاثر از عملكرد اجتماعى و سياسى آنها نوشته, از آن دسته حكومتگران پرزرق و برق و غير عادلانه بودند كه با تحصيل مالياتهاى سنگين بر مردم به زندگى شاهانه خود رونق مى بخشيدند. (جنراليف) امروزين در غرناطه يا (گرانادا) كه همان جنة العريف, قصر بزرگ شاهى بنواحمر است, بيانگر چنين حقيقتى است و ابن خطيب غرناطى هم بدان اشاره مى كند.5
ابن رضوان مالقى كه اين وضعيت را در دستگاه بنواحمر ديد, به مغرب رفت و در زمره طرفداران و دوستان بنومرين درآمد و در دولت ابوالحسن مرينى و بعد ابوعنان و ديگر مرينيان به سمت كاتبى و رئيس الكتّابى رسيد و تا آخر عمر در همان سمت ماند.6 در مغرب بود كه ابن خلدون با او آشنا شد و از او بهره برد. ابن خلدون در التعريف نوشته: (صحبته واغتبطت به, وان لم اتخذه شيخاً لمقاربة السن, فقد افدت منه).7 همانطور كه اشاره شد ابن رضوان تا حدود زيادى متاثر از اوضاع نابسامان اندلس و عصر بنواحمر, كتاب خود را نوشت. اما نبايد بحران شمال آفريقا در عصر بنومرين را بر شكل گيرى انديشه سياسى او بى اثر دانست.
از آن زمان كه ابوالحسن مرينى در سال 749 به دست پسرش ابوعنان به قتل رسيد, تا آخر عمرِ ابن رضوان, مغرب و حوزه اقتدار بنومرين كمتر شاهد استقرار سياسى بود و از آن تاريخ تا سال 783هـ كه اين انديشه نگار سياسى از دنيا رفت, قريب ده تن از اميران و شاهان بر تخت بنومرين نشستند.8
ابن رضوان كه كتاب خود را به توصيه ابوسالم (حكومت از 760 تا 762)9 نوشته, بر دو چيز تأكيد دارد:
1. عدالت اجتماعى كه در اندلس و حتى شمال آفريقا حسرت آن را مى برد. 2. ضرورت استقرار و استمرار سلطه سياسى كه در دولت مخدوم خود آن را نمى بيند.
ابن رضوان در باب اول كتاب خود كه (فى فضل الخلافة وحكمتها) نوشته است, سلطنت و دين را ملازم و همراه يكديگر مى داند: (الدين بالملك يقوى والملك بالدين يبقى).10 او همچنين پس از تأكيد فراوان بر ضرورت ملك و سلطنت, تبعيت از سلطان را واجب دينى مى داند و در باب اول در فصلى جداگانه (فى وجوب طاعة الملك وذكر ماله من الثواب) بدان اشاره مى كند. او از قول ابوهريره مى نويسد: پيامبر در ذيل آيه (اطيعوا الرسول واولى الامر منكم) ما را به پيروى از امامان فرمان داد و سرپيچى از فرمان آنان را نافرمانى خدا دانست.11
ابن رضوان عدالت را اساس سلطه سياسى مى داند و برخلاف دوست و همراه خود ابن خلدون كه اساس سلطه سياسى را عصبيت مى داند, در باب سوم در (فى ذكر العدل وفضله وماجاء فى ذلك من الاثار والاخبار) مى نويسد:
(العدل قوام الدنيا والدين وسبب صلاح المخلوقين, به قامت السموات والارضون وبه تالفت القلوب…).12 او همآواز با پيشينيان خود مانند نويرى در نهاية الارب13 و ابن عبدربه در العقد الفريد,14 به اهميت عدالت اشاره مى كند و معتقد است عدالت اساس همه آبادانيها و استقرارهاست. او همچنين نوشته است: (الملك بناء, والجند اساسه, فاذا قوى الاساس, دام البناء واذا ضعف الاساس, انهار البناء, فلا سلطان الا بجند, ولاجند الا بمال, ولا مال الا بجباية ولاجباية الا بعمارة, ولاعمارة الا بالعدل. فصار العدل اساس الجميع).15 و در ادامه مى افزايد آبادانى و سربلندى جامعه در گرو تأمين عدالت است: (واذا نطق لسان العدل فى دارالامارة, فلها البشرى بالعزّ والعمارة).16 محور اصلى كلام ابن رضوان بر ضرورت تبعيت مردم از سلطان و حتميت عدالت نگرى سلطان است. او نيز خود تا آخر عمر وفادارى به حكومت بنومرين را حفظ كرد و حتى زمانى كه قبايل بنوسليم در تونس عليه مخدوم او ابوالحسن مرينى قيام كردند و بزرگ كاتبان دولت يعنى عبدالمهيمن حضرمى17 فرار كرد, ابن رضوان در كنار سلطان و در محاصره باقى ماند.
همان گونه كه محقق اين كتاب دكتر على سامى النشار نوشته, ابن رضوان در تدوين كتاب خواندنى خود ـ كه نتيجه مشاهدات و اوضاع بحرانى اندلس و شمال آفريقاست ـ از مؤلفات پيشينيان بهره برده است; مانند نوشته هاى سياسى ابن حزم, الاشاره الى ادب الامارة تأليف ابوبكر مرادى, كتاب التاج جاحظ الاحكام السلطانيه ماوردى, الادب الكبير والادب الصغير ابن مقفع, عيون الاخبار ابن قتيبة, الهفوات النادرة هلال بن محسن صابى, العقد الفريد ابن عبدربه و كتب تاريخى مانند وفيات الاعيان ابن خلكان و مروج الذهب مسعودى. بنابراين بيشترين حجم كتاب ابن رضوان برگرفته از قدماست.
الشهب در بيست وپنج باب شكل گرفته است: باب اول كه به آن اشاره شد در زمينه فضيلت خلافت و امامت و وجوب طاعت از امامت است. باب دوم در ذكر سيره پادشاهان; باب سوم در مورد عدالت و ضرورت اجراى آن; باب چهارم در حلم و شكيبايى و فروخورى غضب; باب پنجم در ويژگى مجلس شاه و ورود هيئتها و گروههاى سياسى و فرهنگى نزد آن; باب ششم در مورد همنشينان; باب هفتم در مشورت و رايزنى است كه در آن مهمترين خصايص مشاوران را پرهيز از حسد مى داند. باب هشتم در چگونگى برخورد با خواص; باب نهم در ضرورت تغافل و چشم پوشى از برخى خطاها و مردانگى او; باب دهم در مورد ويژگيهاى وزيران است كه ابن رضوان در اين فصل ويژگيهايى خواندنى در مورد وزيران مى نويسد, مانند سهل اللقاء, عالى الهمة, محباً للعدل, غير خائف ولاضعيف النفس, ثابت القلب18 و…; باب يازدهم در مورد كتابت و كتاب است. ابن رضوان در باب دوازدهم از احياء سنن و راههاى خير و ادامه راه نيكوى پيشينيان توسط پادشاه سخن مى گويد. او در بخش بعدى به مكارم الاخلاق مى پردازد. يكى از فصول خواندنى كتاب, باب چهاردهم است, در خصوص تحمّل سخن حق اگرچه تلخ باشد, نوشته شده است. باب پانزدهم كتاب در باب مهربانى با رعيت و گشاده رويى با اوست و باب شانزدهم در مورد دورانديشى و زيركى سلطان و استفاده از فرصتهاست. در اين مورد اشاره اى به اين روايت حضرت على(ع) دارد كه: انتهزوا هذه الفرص, فانها تمرّ مر السحاب.19 در ادامه و در باب بعدى به بيدارى و هشيارى در رسيدن به اهداف و مقاصد سخن مى گويد. در باب هيجدهم نيز مجدداً در مورد مهربانى با رعايا و سياست رفتار با آنها سخن مى گويد و يكى از وظايف ملوك را تعهد امور رعيت و عدل نگرى او مى داند و مى نويسد: (من الحق الواجب على السلطان للرعية الاستصلاح لهم, والتعهد لامورهم, وحسن السيرة فيهم, والعدل عليهم, والتعديل بينهم…).20 باب نوزدهم درباره برنامه ريزى حاكم و كارگزار است. او در آنجا در مورد واليان مظالم, حسبه, شرطه و صاحب بريد, عامل زكات و سفير نكاتى را يادآور مى شود. در باب بيستم و بيست ويكم در درجه بندى عقوبات و جرايم و ويژگيِ زندانها, داد سخن داده است. باب بيست ودوم به بيت المال و بخشش آن, باب بيست وسوم به سياست جنگى و باب بيست وچهارم در مورد فساد دولتها و دورشدن قلوب مردم از شاهان اختصاص دارد.
كتاب با پندها و وصيتهاى خلفا و ملوك به انجام مى رسد و ما نيز مقاله خود را با جمله اى از اين فصل به پايان مى بريم كه:
شر الدُوَل دولة لا امن فيها.21پاورقي: 1. در مورد اين نويسنده گمنام تونسى, نگاه كنيد به نوشته نگارنده تحت عنوان آئين حكمرانى در چهار كتاب سياسى, مجله آينه پژوهش, شماره16. 2. البته تناقضات در تاريخ ابن خلدون كم نيست; يعنى گاه آنچه را در مقدمه به عنوان الگو و يا دستورالعمل تاريخنگرى يا تاريخنگارى ارائه مى دهد در العبر نقض مى كند. 3. آخرين دولت مسلمان اندلس كه از سال 629 تا 897هـ حكومت كرد. 4. جانشينان موحدين در شمال آفريقا بودند كه بر مغرب الاقصى مستولى شدند. 5. ر.ك: الاحاطة فى اخبار غرناطة. 6. دايرةالمعارف بزرگ اسلامى, ج3, مقاله ابن رضوان. 7. ابن خلدون, التعريف بابن خلدون ورحلته شرقاً وغرباً, تحقيق محمد بن تاويت, قاهره, 1951, ص23. 8. ر.ك: نگارنده, مقدمه اى بر تاريخ سياسى اجتماعى شمال آفريقا از آغاز اسلام تا روى كار آمدن عثمانيها, سازمان چاپ و انتشارات, زيرچاپ. 9. ابوسالم به دست وزير خود حسن به عمر فودودى به قتل رسيد. 10. الشهب اللامعة فى سياسة النافعة, تحقيق على سامى النشار, دارالثقافة, دارالبيضاء, 1404هـ, ص57. 11. همان, ص66. 12. همان, ص85. 13. النويرى, نهاية الارب, ج6, ص35. 14. ابن عبدربه, العقد الفريد, ج1, ص33, دارالكتاب العربى, بيروت, 1406هـ. 15. الشهب اللامعة, ص87. 16. همان, ص88. 17. عبدالمهيمن بن محمد بن عبدالمهيمن حضرمى كاتب ابوالحسن مرينى بود. او در طاعون كشنده سال 749هـ در تونس درگذشت. ر.ك: الاعلام, ج4, ص169. 18. الشهب اللامعة, ص207. 19. همان, ص271. 20. همان, ص311. 21. همان, ص431.
معرفىهاى اجمالى
كتابنامه بزرگ قرآن كريم, (آ ـ اى) محمّدحسن بكايى (چاپ اوّل: تهران, مركز فرهنگى نشر قبله, 1374). ج1و2, 375« 915ص, وزيرى.
آثار نگاشته شده در آستانه قرآن كريم و كتابهاى تدوين يافته در علوم, معارف و تفسير قرآن كريم, بى گمان در مجموعه آثار مكتوب از پربرگ وبارترين مجموعه هاست. از روزگارى كه تدوين شكلى عمومى يافت و عالمان در موضوعات مختلف فرهنگ اسلامى به نگارش و ثبت و ضبط دانسته و دريافتها همت ورزيدند تا به امروز انبوه, انبوه, نگاشته در مباحث و مسائل مرتبط با قرآن كريم سامان يافته است كه به هيچ روى با نگاشته شده هاى در باره موضوعات ديگر قابل سنجش نيست.
مصطفى صادق رافعى نوشته است: از زمانى كه تاريخ به وجود آمد, در همه تاريخ عالم كتابى شناخته نشده است كه به اندازه قرآن يا نزديك به آن شرح و تفسير بر آن نگاشته يا درباره آن تأليف و تصنيف شده باشد. به مثل ابوعلى اسوارى قرآن را به تاريخ, سير و وجوه تأويلات تفسير كرد. او از سوره بقره شروع كرد و سى وشش سال در اين كار پى درپى كوشيد تا مرد و اين سوره به پايان نرسيد. صاحب كشف الظنون برخى از تفاسيرى را كه تا زمان او نوشته شده ياد كرده و تا سيصد و چند تفسير نام برده و گفته است بعضى از اينها در چندين مجلد است كه گاهى عدد مجلدات از صد تجاوز مى كند. از جمله ابوبكر ادفوى تفسير (الأستغناء) را در صد جلد نگاشت. فيلسوف مشهور فرانسوى ارنست رنان به مدركى دست يافته است نشانگر آنكه در يكى از كتابخانه هاى اسلامى اندلس تفسيرى بوده است در سيصد جلد كه در حمله مسيحيان طعمه حريق شده است.
… روشن است كه اين همه غير از كتابها و رساله و تك نگاريهاست كه درباره قرآن و راجع به قرآن در موضوعات مختلف و مطالب آن نوشته شده است كه شمار آنها را جز خداى كسى نمى داند و آنچه مردم مى توانند بدانند اين است كه اين كتاب شگفت انگيزترين معجزه علمى تاريخ بر روى زمين است كه از آغاز دنيا تاكنون نظير نداشته و نخواهد داشت. (اعجاز القرآن, ص124, ترجمه آن, ص107, تفسير نوين, مقدمه, ص122).
كتابشناس بزرگ, علامه عاليقدر, شيخ آقابزرگ تهرانى, از 355 تفسير نام برده (الذريعه, ج4 و 34ـ323) و نگاشته هاى بسيارى در علوم قرآنى در صفحات الذريعه ياد كرده است و بى گمان اين همه اندكى است از بسيار و (نمى) است از (يم) پژوهشها و نگاشته هاى عالمان و پژوهشيان در آستانه قرآن.
متأسفانه كتابنامه روشمند و كارآمد و گسترده اى سامان نيافته است كه گوشه اى از كششها و كوششهاى عالمان اسلامى را در محضر قرآن نشان دهد و ابعاد گسترده پژوهشهاى قرآنى را بنماياند. پيشتر برخى از فاضلان و عالمان كتابگزاريها و كتابنامه هايى درباره تفسير و علوم قرآنى سامان داده اند كه با همه كاستيها سودمند بوده است و ارجمند و سعيشان مشكور باد. از جمله از نگاشته ذيل در اين باره توان ياد كرد: معجم الدراسات القرآنيه, خاتم ابتسام مرهون الصفّار كه ابتدا در مجله مهم المورد در سال 9 شماره1و4, سال 10 شماره هاى 3و4, سال11, شماره3و4, نشر يافت و پس از ويرايش و افزونيها به سال 1984 در بغداد منتشر شد. همچنين كتاب معجم الدراسات القرآنيه, از كتابشناس سختكوش جناب عبدالجبار رفاعى كه بخش مقالات آن در دو جلد نشر يافته و بخش كتابها هنوز به چاپ سپرده نشده است. و نيز كتابشناسى علوم قرآنى, كه مجموعه اى است با اطلاعاتى بسيار اندك. همچنين كتابشناسى جهانى ترجمه ها و تفسيرهاى چاپى قرآن مجيد, ترجمه محمد آصف فكرت و الفهرس الشامل للتراث العربى الأسلامى المخطوط, اردن, مؤسسه آل البيت, علوم قرآن و تفسير آن, يازده مجلد است. و نيز معجم الدراسات القرآنيه عند الشيعة الأمامية, از عامر الحلو, كه مجموعه اى است كوچك و با نارسائيها و اشتباهات فراوان, همچنين فهرست موضوعى نسخه هاى خطى عربى كتابخانه هاى جمهورى اسلامى ايران از سيد محمد باقر حجتى كه جلد اوّل آن, ويژه قرائت و تجويد نشر يافته و مجلدات مرتبط با تفسير و علوم قرآنى شايد به شش جلد فراز آيد. در ميان فهرستهاى نسخه هاى خطّى كتابخانه ها نيز گاه فهرستهاى موضوعى ويژه مرتبط با قرآن كريم فراهم آمده است; از جمله سه جلد از مجموعه فهرست نسخه هاى خطّى كتابخانه ظاهريّه دمشق و… (ر.ك: كتابشناسى توصيفى كتابشناسى هاى قرآن, صحيفه مبين, شماره3و4). افزون بر آنچه ياد شد بايد از تلاش ارجمندى ياد كرد در دارالقرآن آيت الله العظمى گلپايگانى در دو بخش 1) معجم مصنفات الشيعه حول القرآن الكريم 2) معجم مخطوطات الشيعه حول القرآن الكريم, كه متأسفانه تنظيم نهايى نيافت و تاكنون به چاپ سپرده نشده است.
اكنون ـ سپاس خداى ـ را از پس ساليان تلاش و كوشش و درنورديدن دهها مجلد فهرست و كتابشناسى, كتابنامه بزرگ قرآن كريم را در پيش روى داريم كه به همت والاى جناب حجت الأسلام والمسلمين آقاى محمدحسن بكايى و ياريهاى بى دريغ دانشگاه امام صادق(ع) سامان يافته و دو مجلد از آن شامل حروف (آ ـ الف) نشر يافته است.
در اين كتابشناسى درازدامن كتابها براساس حروف آغازين تنظيم شده و در اين چينش تا سه حرف رعايت شده است. در پايان هر مجلد تمام كتابهاى يادشده در كتاب به گونه موضوعى فهرست شده است. در ذيل عناوين, مؤلف كتاب, موضوع, سال چاپ, خطى يا چاپى بودن آن, و نيز منابعى كه اين كتاب در آنها ياد شده است مى آيد. همين جا بگويم كه كتابهايى كه نشر يافته اند و آگاهيهاى كتابشناختى آنها ياد شده است, گويا ذكر منابع و مآخذ براى آنها سودى ندارد, مگر اينكه منابعى ياد شود كه درباره اين كتابها در آن منابع مطلبى سودمند وجود داشته باشد. اكنون يادآورى كنيم كه كتابنامه نگارى و تدوين كتابشناسيها كارى است, كارستان و طاقت بُر. و از آن روى كه غالباً بررسى مستقيم كتابها امكان پذير نيست امكان اشتباه و كاستى در اينگونه نگارشها فراوان است. پس آنچه اكنون ياد مى شود, هرگز قدحى بر كار سترگ جناب بكايى نخواهد بود.
در ص107, عنوانهاى (اتجاهات التفسير فى العصر الحديث) و(اتجاهات التفسير فى العصر الراهن) يك كتاب است با دو عنوان. در ص109 (الأتجاه العقلى فى التفسير) كه دوبار آمده, يكى به نام أبوزيد خضر حامد و ديگرى نصر حامد رزق) هر دو يك كتاب و از آنِ أبوزيد نصر حامد است. در ص156 (الأحتجاج على اهل اللجاج), كتاب قرآنى نيست و موضوع آن نيز افسانه تحريف نيست! در س175 (الأحكام فى اصول الأحكام) از آمدى و پس از آن كتاب ابن حزم به همين نام, روشن است كه قرآنى نيستند و موضوع آنها اصول فقه است كه فصلى در باب نسخ دارند. در ص191 از (احكام القرآن), ابن عربى مالكى ياد شده است و در ص192 آمده است كه (در اين كتاب به ترتيب سور 500 آيه مربوط به احكام مورد بررسى قرار داده است و به بحثهاى اصولى و ادبى پرداخته است). بايد بيفزاييم كه در اين كتاب بيش از 800 آيه مورد بررسى قرار گرفته است. (). در ص290 از (اساس التأويل) قاضى نعمان ياد شده است كه مرتبط با مسائل قرآنى نيست و تأويل كتاب ديگر وى (دعائم الأسلام) است. در ص396 از كتاب (الأصول الأصليّه فى الكتاب والسنّه) ياد شده است كه روشن است كتاب قرآنى نيست و موضوع آن است. در ص417, موضوع الأعتصام بالكتاب والسنة) با هيچ تعريفى (آيات الأحكام) نيست. در ص480 از (اعراب القرآن) ابوعبيده ياد شده است, گو اينكه اين گونه مشهور است, ولى كتابى جز (مجاز القرآن) ندارد و اين كتاب گويا همان بوده است. (ر.ك: مقدمه مجاز القرآن). در ص491 عنوان (الأعلام بما فى القرآن من الأسماء والأعلام) با عنوان (الأعلام فيما أبهم فى القرآن من الأسماء والأعلام) يكى است. در ص492 (الأعلام فيما اتفقت الأماميه عليه من الأحكام), از نام آن پيداست كه ربطى به آيات احكام ندارد و قرآنى نيست. در ص501 (الأفصاح فى الأمه) كتاب قرآنى نيست, گو اينكه برخى از آيات مرتبط با امامت در آن تفسير شده است.
در ص502 موضوع (أفعال العباد فى القرآن الكريم) اخلاق نيست, بلكه مباحث كلامى مرتبط با افعال انسان است. به ديگر سخن تفسير آيات مربتط با افعال انسان است به لحاظ, جبر, اختيار و… از ديدگاهها فرق اسلامى. در ص507 (اقبال و قرآن) مقاله اى است فارسى نشر يافته در يادنامه علاّمه امينى و كتاب نيست. (الأمثل فى تفسير كتاب الله المنزل) ترجمه تفسير نمونه است, پس مؤلف آن آقاى محمدرضا آشتيانى نيست, بلكه يكى از مؤلفان آن است, و….
به هرحال بازهم يادآورى كنيم كه اين يادآوريها از اهميت كار جناب بكايى نمى كاهد. ما ضمن دست مريزاد گويى به آن بزرگوار و همكارانش اميدواريم در آينده اى نزديك شاهد نشر كليه جلدهاى آن باشيم. محمّدعلى مهدوى راد سيره معصومان, سيد محسن امين, ترجمه على حجّتى كرمانى و حسين وجدانى. انتشارات سروش در شش جلد.
كتاب ارزشمند و پرفايده اعيان الشيعه از ديرباز بين دانشوران و بزرگان شناخته شده است. نويسنده توانمند و عالم آن, مرحوم سيّد محسن امين, شرح حال شمار بسيارى از دانشمندان و علماى شيعه را در مجموعه اى خواندنى گردآورده است. با آنكه بخش مهمى از دو جلد نخست آن به شرح حال معصومان(ع) اختصاص دارد, به علّت ويژگى بسيارى از مجلّدات به شرح حال علماى شيعه, در شمار كتب سيره نمود چندانى پيدا نكرده است و در نگاه عام, اين كتاب شرح حال علما و انديشوران به شمار مى آيد. شايد همين نگرش موجب نشر مستقل بخش شرح حال معصومان زير عنوان (فى رحاب اهل البيت(ع)) گشته است.
اين تأليف از آنجا كه برآمده از ذهن و قلم دانشمند بزرگ و آزادمنشى است كه در محيطى سرشار از برخورد آرا بين انديشوران شيعه و سنّى از يك سو و مسلمان و مسيحى از سوى ديگر, بزرگ شده است و در اطراف خود بسيارى از پرسشهاى بى پاسخ درباره اسلام و شيعه را مشاهده مى كرد و خود را براى پاسخگويى بدانها ملزم مى بيند, از اين رو در لابلاى بحثها به انتقادات و ايرادهاى فراوانى عليه اسلام و شيعه پاسخ مى گويد. در مناسبتهاى گوناگون به تبيين معارف دينى (ص55 ـ 35/1و ص340ـ 328/6 ترجمه فارسى) همّت مى گمارد. مؤلف از منابع تاريخى, كلامى و روايى شيعه و سنّى و نيز اشاره هاى قرآنى براى تبيين حوادث تاريخى بهره مى گيرد. براى جامعيّت بخشيدن به كتاب خود, از آوردن چندين گزارش درباره هر پديده سربرنمى تابد, به جمع بندى گزارشها مى پردازد و با تفسير و توجيه هاى قابل ارائه به رفع اختلاف گزارشهاى ناهمگون دست مى يازد. براى بركشيدن گزارشى صحيح از لابلاى گزارشهاى نادرست از شيوه نقد تاريخى بهره مى گيرد و گاه تناقضهاى حاصل در نتيجه گزارشها را بيان مى دارد و نادرست بودن گزارش را ملموس مى كند (ج1/ص12). بهره گيرى از شعر و رجز در تبيين حوادث تاريخى از نكات قوّت اين كتاب است. زيرا تاريخ عرب بيش از آنكه بر متون گزارشى تكيه كند, در شعر و حماسه سرايى نمود دارد و بهره نگرفتن از شعر و سروده ها در تبيين پديده هاى تاريخى قبل از اسلام و نيز قرون اوليه اسلام, بسيارى از كتب تاريخى درباره اين مقطع را ناقص ساخته است و مؤلف محترم كه خود اديبى برجسته بود با يادكرد از سروده ها و اشعار نقص مزبور را به حداقل رسانده است.
از ويژگيهاى كتاب ديدگاه انتقادى است كه مؤلف محترم درباره بسيارى از كتب منتشره درباره سيره دارد. در موارد بسيارى گفتار آنان را نقد عالمانه مى كند; از جمله درباره ماجراى غرانيق (ج1/69 ـ 68), بى توجّهى دكتر هيكل در كتاب حيات محمد(ص) به نقش على(ع) در جنگ حنين (230 و233 ج1), ديدگاه هيكل در تقسيم تاريخ اسلام به دوره قبل از عثمان و بعد از وى (ج1/289ـ284) و مواردى ديگر.
مؤلف در سيره پيامبر اكرم(ص) به زندگى شخصى آن حضرت, مبعث, گوشه اى از معارفى كه قرآن دربر دارد, دعوت قريش به اسلام, گسترش تبليغ اسلام به بيرون از شبه جزيره عربستان, جنگهاى پيامبر, حجةالوداع و خطبه هايى كه از آن بزرگوار نقل شده مى پردازد و در هر بحثى مطالب خواندنى فراوانى ارائه مى دهد.
در زندگى حضرت فاطمه(س) افزون بر ويژگيهاى ظاهرى, فضايل و مناقب, القاب, كنيه, ازدواج و زندگى زناشويى به ماجراهاى سياسى آن روز و نقش آن بزرگوار در حوادث مزبور نيز مى پردازد. زندگى فاطمه پس از مرگ پدر, اوقاف و صدقات, كلمات, ادعيه و اشعار آن حضرت از مباحث ديگر كتاب است. در زندگى على(ع) از تولد تا هجرت به مدينه را در يك فصل بحث مى كند و آنگاه تا سال يازدهم هجرت هر سال را در بخش مستقلى مطرح مى كند. زندگى على(ع) در زمان دو خليفه اول طى يك مبحث آورده شده است و برخورد آن بزرگوار در سالهاى پايانى خلافت خليفه سوم نيز مستقل بحث شده است. بيعت با على(ع), جنگ جمل, جنگ صفين و جنگ خوارج فصول بعدى كتاب را تشكيل مى دهد. مسائل مربوط به شهادت, كارهايى كه آن حضرت در دوران خلافت انجام داده است, خطبه ها, نصايح, اشعار و بلاغت وى بحثهاى ديگر است.
در مورد ديگر ائمه(ع), افزون بر بررسى حوادث مهم زندگى آنان چند مطلب را همواره در نظر دارد كه عبارت از نام, كنيه, نقش خاتم, فرزندان, كلمات, شاعران آنها, خصوصيات ظاهرى و اخلاق آن بزرگواران. در حوادث ويژه اى كه در زندگى بعضى از ائمه(ع) وجود دارد و درباره آن ديدگاههاى گوناگون وجود دارد به تفصيل وارد بحث مى شود. از قبيل بيعت امام رضا(ع) و غيبت امام غايب(ع).
اين كتاب با فراگيرى خاصى كه دارد چون به زبان عربى بود و بسيارى از خوانندگان فارسى زبان از آن بى بهره مى ماندند, ضرورت برگرداندن آن به فارسى از ديرباز مشهود بود تا آنكه آقاى على حجتى كرمانى, با همكارى آقاى وجدانى در چند مورد خاص, آن را ترجمه و در اختيار فارسى زبانان قرار داد. اقدام و همّت آقاى حجّتى ستودنى است. گرچه مواردى از برگردانهاى نادرست در آن ديده مى شود (به عنوان نمونه: ج1/12, 14, 17 و…, ج2/10, 15, 19 و… ج6/14, 15, 17, 18, 19) كه مؤلف را به تجديد نگاه و مقابله ديگر با متن عربى و با دقّت افزون دعوت مى كند. اميد كه مترجم با صرف وقت لازم ترجمه اى روشن و به دور از اشتباه ارائه دهد. على سرولايتى تاريخ سياسى اسلام(ج2): تاريخ خلفاء, رسول جعفريان. چاپ اوّل, تهران, سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى, 1374. 812ص, وزيرى.
اين كتاب جلد دوم تاريخ سياسى اسلام است. جلد اوّل ويژه سيره پيامبر( ص) بود و تاريخ اسلام تا رحلت رسول الله در آن به بحث و بررسى نهاده شده بود. و اينك در اين مجلّد تاريخ سياسى اسلام از رحلت پيامبر تا زوال امويان به قلم آمده است. مؤلف زندگانى خلفا را بررسى كرده و برخى از تحوّلات اجتماعى و فكرى و سياسى را به نقد و بررسى كشيده است. كتاب در دوازده بخش سامان يافته است.
در بخش اوّل از خلافت ابوبكر و چگونگى شكل گيرى آن سخن رفته است و در ضمن آن نقش انصار و جريانهاى پس از رسول الله (ص), مهاجران و صحنه آفرينيهاى سياست بازان و تلاش اهل بيت(ع) براى دفاع از حق خلافت و خلافت حق نموده شده است. در اين روزگار مسأله (ارتداد) بسيار مهم است و به لحاظ سياسى و فرهنگى قابل تأمل, و به اين مسأله نيز در پرتو اسناد كهن و با توجه به پژوهشهاى نو, و به دور از يكسويه نگرى رسيدگى شده است (13ـ 58). در بخش دوم از خلافت عمر سخن رفته است و در ضمن آن به شخصيت فكرى و خلق و خوى او پرداخته شده است. كارگزاران عمر, چگونگى قتل وى و نيز فتوحات روزگار او از مسائلى است كه در اين بخش آمده است (59 ـ122). بخش سوم عهده دار گزارش تحليلى روزگار عثمان است. روزگار وى به لحاظ فاصله ژرف بين حكومت و شيوه هاى كارگزارى با معيارهاى دينى در تاريخ اسلام شايان توجه است. اين ديگرسانيهاى فكرى و معيارى و دورافتادن از صراط مستقيم بحدى بود كه كار را به شورش مسلمانان كشاند, در اين بخش چگونگى قيام مسلمانان عليه خلافت عثمانى و عوامل مؤثر در آن تحليل شده است و ديگر مسائل مرتبط با اين دوره گزارش گرديده است (61 ـ194).
بخش چهارم ويژه روزگار حكومت على(ع) است كه مؤلف هوشمندانه بدان عنوان (امامت) داده است. در اين بخش از جايگاه على(ع) در تاريخ اسلام سخن رفته, و چگونگى بيعت مردم را با على(ع) و رويارويى جريانهاى گونه گون با على(ع) پس از بيعت و مواضع مختلف افراد نموده شده و چرايى حضور امام(ع) در كوفه و مركزيت كوفه براى حكومت نيز بررسى شده است(190ـ336). بخش پنجم از روزگار امامت امام حسن(ع) بحث شده است. در اين بخش درباره مردم كوفه, سياستهاى معاويه, مسأله صلح و پىآمدهاى آن مورد بررسى قرار گرفته است (343ـ387). بخش ششم ويژه چگونگى حاكميت معاويه است با عنوان پادشاهى معاويه. معاويه بنيادگذارى پادشاهى و شيوه حكومتى ملوكى در تاريخ اسلام است. در اين بخش چگونگى اين حاكميت نموده شده است و وضع شيعه در روزگار وى و سركوب حركتهاى شيعى و بازتاب آن به بررسى نهاده شده است. بررسى چگونگى تلاش معاويه در جهت موروثى كردن خلافت از جمله بحثهاى اين بخش است(391ـ433).
نكته قابل توجهى كه در بحثهاى فصول گذشته پيگيرى شده است تاريخ تشيع و تحوّلات سياسى شيعه در ضمن بررسى اين تاريخ عمومى است. از جمله در ضمن بحث از خلافت على(ع) بحث مفصلى درباره تشيع در روزگار آن امام(ع) آمده و در ضمن بحث از پادشاهى معاويه, چنانكه اشاره شد, چگونگى شكل گيرى و سرگذشت جنبش شيعى به بحث نهاده شده است. نكته ديگر اينكه تاريخ عمومى اسلام از يكسوى مشتمل است بر تاريخ خلافت و از سوى ديگر بر تاريخ امامت, و اين مطلب در كتاب به گونه اى راهگشاى مورد توجه قرار گرفته است كه مى تواند براى درك بهتر تحوّلات آن روزگار مفيد باشد. مسأله اى كه در تاريخنگارى شيعى از قرن ششم به بعد كمتر مورد توجه بوده است.
در بخش هفتم از قيام اباعبدالله حسين(ع) سخن رفته است و آثار فرهنگى و سياسى قيام كربلا. در اين بخش نيز پيگيرى زمينه هاى حادثه كربلا و نقش انحرافهاى دينى در پيدايش اين حادثه از جمله مباحث هوشمندانه اين بخش است. (445ـ494).
در بخش هشتم, انتقال خلافت از سفيانيان به مروانيان به بحث گذاشته شده و در ضمن آن به نبرد حرّه و جنبش توّابين و قيام مختار رسيدگى كرده است(499ـ536). بخش نهم عهده دار بحث از روزگار امامت حضرت سجّاد(ع) است و تبيين چگونگى برخورد امام(ع) با امويان, و تحليل برخى از نمودهاى زندگانى امام(ع), مانند مسأله دعا, امام و بردگان و… (538 ـ570). در بخش دهم حكومت مروانيان و شورشهاى مختلف به روزگار خلافت آنها, و چگونگى شكل گيرى عقايد خوارج بررسى شده است (572 ـ616). شيعيان در آخرين دهه هاى حكومت امويان, عنوان يازدهمين بخش كتاب است. در اين بخش كه از نكات مهم و ارجمندى درباره تاريخ تشيع برخوردار است, به تبيين جريانهاى درونى شيعه پرداخته و درباره جريان غلو به تفصيل بحث شده است. مبارزه امامان(ع) با غلو و جريان غاليان از بحثهاى نكته آموز اين بخش است. قيام زيد بن على(ع), شيعيان امامى و زيد, چگونگى شكل گيرى زيديه از جمله بحثهاى پايانى اين فصل است (704ـ620). با بخش دوازدهم كه عنوان زوال دولت مروانى را دارد, كتاب پايان مى پذيرد. در اين بخش از شورشهاى حارث بن سريح در خراسان, و جهميان عليه دولت اموى, و تنشهاى داخلى دولت مروانيان و ازهم گسيختگى خاندان اموى سخن رفته است. در واپسين صفحات اين بخش گذرى است و نگاهى به عقايد مروانيان, عالمان در خدمت آل مروان و چگونگى نشر اسرائيليات و قصّه خوانى در عهد امويان.
كتاب بروى هم اثرى است خواندنى و تحقيقى و مؤلف ضمن مراجعه به كهنترين منابع تاريخى و ارزيابى ديرينه ترين اسناد از پژوهشهاى نو درباره مسائل نيز غفلت نمى كند و اين يكى از ويژگيهاى اين مجموعه است. محمّدعلى غلامى عوالم العلوم والمعارف والاحوال من الآيات والاخبار والاقوال/ج11. علامه شيخ عبدالله بن نورالله بحرانى اصفهانى. با مستدركات آيت الله سيد محمّدباقر موحد ابطحى اصفهانى. قم, مؤسسة الامام المهدى(ع), 1416ق/1375ش. ج1و2: 1312ص, وزيرى.
پس از آنكه علامه سترگ و مرزبان حماسه شيعه مولى محمد باقر مجلسى اصفهانى (1037ـ1110ق) كار تأليف و تدوين موسوعه ارزشمند و گرانسنگ (بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار) را به انجام رسانيد, بر آن شد تا با نگارش (مستدرك البحار) تمام احاديث و روايات اهل بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ را يكجا گردآورد و هرآنچه را در بحارالانوار نيامده بود, با استفاده از ديگر كتابهايى كه بدانها دست نيافته بود و پس از تأليف بحار آنها را فراهم آورد, به آن اضافه نمايد (بحار, 1/46) كه با درگذشتش اين آرزو صورت عمل به خود نگرفت.
پس از چندى يكى از برترين شاگردان وى, دانشمند و محدث بزرگ علامه شيخ عبدالله بحرانى دامن همت به كمر بست و درپى انجام دادن خواسته استادش برآمد و با نگارش كتاب ارزنده عوالم العلوم, آنچه را استاد در كتاب بحارالانوار نياورده بود با نظمى جديد همراه با ابداع در تنظيم و ابتكار در عناوين يكجا گردآورد. بدين سان دو دائرةالمعارف عظيم بحار و عوالم بر روى هم, گنجينه اى پربار از اخبار و احاديث آل محمد ـ عليهم السلام ـ است. مجلدات مختلف اين كتاب در گوشه و كنار كتابخانه هاى شخصى و عمومى ايران و عراق يافت مى شود, كه خود نشانگر اقبال و توجه بسيار دانشمندان به اين كتاب است. (الذريعة, 15/356ـ357)
اينك چند سالى است كه مؤسسة الامام المهدى(ع) در قم, دست به تحقيق و انتشار و تكميل و استدراك احاديث و اسانيد و رجال اين كتاب زده است و از آن مجلّداتى را همچون: علم و جهل, علم و عقل, نصوص الائمة, حديث غدير, حضرت زهرا(2ج), امام حسن, امام حسين, امام سجاد, امام باقر, امام صادق, امام كاظم, امام رضا و امام جواد منتشر كرده است و كتاب امام هادى و امام عسكرى را نيز در دست تأليف (زيرا نسخه خطى آنها پيدا نشده است) و امام على و امام مهدى ـ عليهم السلام ـ را در دست انتشار دارد.
كتاب مورد بحث ما به زندگانى حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ اختصاص دارد, كه گسترده ترين كتاب پيرامون حضرت به شمار مى رود. چون چاپ جديد اين كتاب بر تمامى كتابهاى مشابه برترى داشته و با سعى و كوشش فراوان آيت الله علامه سيد محمد باقر موحد ابطحى و محققان ديگر, اثرى ستودنى و كتابى ماندنى به وجود آمده است.
مرحوم مؤلف در كتاب خويش 406 حديث را ذكر كرده (كه در مقايسه با بحارالانوار ـ جلد43 كه 225 حديث را آورده است ـ 181 حديث افزون دارد. يادآورى مى كنم كه اين كتاب در چاپ اول 324 صفحه و در چاپ دوم به 670 صفحه بالغ شد. (با تعداد 1219 حديث) و در چاپ اخير بيش از 600 حديث ديگر بر آن افزوده اند و تعداد احاديث را به 1851 حديث افزايش داده اند و اين نشانگر ژرفاى تحقيق و عمق تتبع آنان است. كتاب براساس نسخه كامل مقابله, تحقيق و تصحيح شده است. محققان در تحقيق و تعليق اين كتاب از دهها كتاب استفاده نموده و آيات و اخبار و گفتار محدثين و دانشمندان شيعى و سنى را دقيقا استخراج و با مصادر اوليه آنها سنجيده اند. سپس با تلفيق عوالم, بحار و مصادرش و كتابهاى ديگر به عرضه يك اثر جامع درباره زندگى حضرت زهرا پرداخته اند. شرح و توضيح كلمات مشكل, شرح گفتار مؤلف و نقل توضيحات وى در پاورقى, فهارس متعدد آيات, نام پيامبران و فرشتگان, اسماء ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ, فهرست اعلام راويان و مورّخان, آيين ها و كتابهاى آسمانى, طايفه ها و قبيله ها و فرقه ها, شهرها, حوادث و جنگها و روزها و فهرست تفصيلى كتاب پايان بخش آن است و 120صفحه از كتاب را تشكيل مى دهد. فهرست مصادر كتاب نيز مجلّدى جداگانه را تشكيل داده كه به زودى به چاپ مى رسد. از ديگر مزاياى كتاب مسند حضرت زهرا (احاديث الغرّاء من مسند فاطمة الزهراء) است, كه 113 حديث را دربرگرفته و پس از آن 40 حديث از زبان عايشه در مدح حضرت زهرا آورده شده است.
اينك اين كتاب به زيور طبع آراسته شده و در دسترس كاوشگران و جستجوگران زواياى تاريخ و حديث قرار گرفته است, با چاپى ممتاز, تحقيقى متين و استوار و عرضه اى سودمند و صورتى زيبا و دلنشين. مطالعه آن به عموم دانش پژوهان و محققان زندگى اسوه زنان جهان ـ حضرت زهرا سلام الله عليها ـ توصيه مى شود. ناصرالدين انصارى قمى سيستمهاى حقوقى كشورهاى اسلامى, ترجمه محمّدرضا ظفرى و فخرالدين اصغرى (قم: مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى, 1374), ج1, 436ص, وزيرى.
مسلم است كه در زندگى جمعى و گروهى انسان سلسله اى از ارزشها حاكم است. ارزشها, معيارهايى هستند كه طبق نيازها و حاجات افراد به وجود آمده و خود نيز منشأ حقوق اخلاقى و قانونى اند. زيرا وقتى انسان به چيزى نيازمند باشد, براى وى مطلوبيت و ارزش داشته و به اين معناست كه آن چيز در صورت فقدان بايد وجود يافته و در صورت وجود بايد استمرار يابد. به همين علت است كه به امور مورد نيازى همچون امنيت فردى و اجتماعى, سلامت جسمانى و… ارزش اطلاق مى شود و داشتن آنها را حق خود مى دانيم و رعايت و احترام به آنها را تكليف ديگران مى شماريم.
بنابراين نيازها, منشأ ارزشها و ارزشها منشأ حق و تكليفند. براى اينكه ارزشهاى مورد قبول هر جامعه از پيش شناخته شود و مردم از اين طريق با حقوق و تكاليف خود آشنا شوند, در قانون اساسى و مدنى, اين حقوق و تكاليف بيان شده و در قانون جزا, براى حمايت و حراست از آنها و نيز جهت جلوگيرى از تجاوز و تعدى به آنها, كيفرهايى پيش بينى مى شود.
اما كافى نيست كه تنها به بيان ارزشها و اصول پذيرفته شده در قوانين اساسى, مدنى و جزايى پرداخته و از مرحله صدور احكام قضايى در دادگاهها و اجراى عادلانه آنها غافل شويم. زيرا برقرارى يك سيستم حقوقى, به سه عامل قانون, قاضى و متصدى اجرا نيازمند است. اگر قانون به تمامى حقوق اساسى بشر توجه كند و قاضى هم برطبق آن احكام عادلانه صادر كند و از همه مهمتر اينكه در مقام اجرا نيز احكام صادره اعمال شود, سيستم حقوقى عادلانه اى به وجود خواهد آمد.
فلسفه ايجاد سيستم حقوقى در جوامع اسلامى نيز غير از اين نمى تواند باشد. در اين جوامع, قوانين مختلف, هماهنگ و متناسب با ارزشهاى مورد قبول آنان وضع مى شود و سيستم حقوقى آنان برهمين ارزشها ـ كه غالباً از اسلام الهام گرفته است ـ استوار مى گردد.
شايان ذكر است كه مسلمانان جهان, بيش از يك چهارم جمعيت جهان را تشكيل داده و تعداد آنان به بيش از يك ميليارد و دويست ميليون نفر برآورده شده است. در شصت ونه كشور, اكثريت جمعيت را مسلمانان تشكيل مى دهند. سى وهفت كشور داراى پنجاه درصد مسلمان, بيست و هشت كشور بيش از پنج درصد مسلمانند. در قانون اساسى هفده كشور جهان, اسلام دين رسمى شناخته شده است.
اين واقعيت نشان مى دهد كه عقايد اسلامى و فرهنگ قرآنى, محدود به مرزهاى جغرافيايى, نژادى, زبانى, فرهنگى و… خاصى نبوده و هر جامعه اى با حفظ ويژگيهاى خاص خود مى تواند با قوانين فطرى و الهى اسلام خود را منطبق سازد.
كتاب حاضر اولين تلاشى است كه در آن, سيستمهاى حقوقى حاكم بر برخى از كشورهاى اسلامى معرفى و تبيين شده است و كوشش شده تا اطلاعات مفيد و ارزشمندى را در زمينه وضعيت حقوقى اين كشورها به خواننده ارائه دهد.
در اين كتاب, قبل از اينكه بحثهاى حقوقى مطرح شود, درباره اوضاع جغرافيايى, پيشينه تاريخى, شكل حكومت, اوضاع اقتصادى و اجتماعى, روابط خارجى كشور مورد بحث, اطلاعاتى فراروى خواننده گذاشته شده و زمينه ورود او را به مباحث حقوقى همچون منابع حقوق, اصول حاكم بر قانون اساسى و قوانين عادى, سيستم قضايى و دادگسترى, تشكيل دادگاهها و انواع آن و… فراهم آورده است.
اين كتاب, شامل ده فصل است كه در هر فصل, سيستم حقوقى يك كشور, معرفى مى شود. اين كشورها به ترتيب, عبارتند از: اردن, امارات متحده عربى, تركيه, عربستان, عمان, قطر, كويت, لبنان, ليبى و مصر. مثلا فصل دهم كه به معرفى سيستم حقوقى مصر اختصاص دارد, به برخى از عناوين مورد بحث آن اشاره مى كنيم: جغرافياى مصر, اقتصاد, صنايع تسليحاتى و نيرو, تاريخچه مصر, نفوذ اروپا و اشغال مصر, شكل حكومت, قانون اساسى, دادگاههاى شريعت, تأثير حقوق فرانسه بر دادگاههاى مصر, وكالت و سازمان كانون وكلا, سياست خارجى و روابط سياسى, مصر و كشورهاى افريقايى و….
قابل توجه است كه اين كتاب, اولين اثرى است كه جهت شناساندن اوضاع و احوال حقوقى مسلمانان و ميزان به كارگيرى اصول حقوقى اسلامى در اين مناطق نگاشته شده است. زيرا به زبان فارسى, هنوز كتابى درحد و اندازه آن نوشته نشده و براى دانشجويان و افرادى كه مى خواهند مطالعه اى تطبيقى در زمينه سيستم حقوقى اين كشورها داشته باشند و همچنين براى افرادى كه به نحوى با كشورهاى مذكور در ارتباطند, مى تواند مفيد و ارزشمند باشد.
در پايان, ضمن ارج نهادن و قدردانى از زحمات و تلاشهاى نويسندگان و مترجمان اين كتاب, اميد آن داريم كه جامعه علمى ايران در اين زمينه توجهى بيشتر مبذول داشته و آثار پربار ديگرى در اين زمينه عرضه بدارند. محمّدرضا چولابى ابعاد عرفانى اسلام, آن مارى شيمل, ترجمه و توضيحات: دكتر عبدالرحيم گواهى (چاپ اول: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1374) 730ص, وزيرى.
كاخ باشكوه و باعظمتِ فرهنگ و معارف اسلامى را مى توان از ديدگاههاى گوناگون ديد. بُعد فقهى و احكامى كه مكلّفين بايد بدانند, همچنين احكام حكومتى و دستورهايى كه اسلام در باب اقتصاد, خانواده, اخلاق و… دارد, همواره برخى مسلمانان را به خود مشغول داشته است كه حاصل آن را در هزاران هزار كتاب در كتابخانه هاى جهان مى بينيم.
ابعاد عرفانى اسلام از همان آغاز ـ حتى پيش از شكل گيرى مكتب بصره در زُهد و تصوف ـ نخست در دعاهاى عرفان خيز و انسان برانگيزِ امير مؤمنان على(ع), سيدالشهدا, زين العابدين و ديگر امامان پاك نهادِ اين آيين ـ كه برترين درودها نثار ارواحشان باد ـ جلوه گرى كرد و پس از آن در ميان زُهاد و رياضت پيشگان عراق و ايران, نمود بيشترى يافت.
بررسى و كاوش درباره آرا و آثار كسانى كه اسلام را بيشتر از منظرِ عرفانى آن مدّ نظر داشته اند, از ديرباز موضوع نگارش رساله ها و كتب بسيار بوده است. طبقات الصوفيه از ابوعبدالرحمان سلميّ, حليةالاولياء از ابونعيم اصفهانى و نفحات الانس جامى, از قديميترين كتابهايى است كه در اين زمينه مى شناسيم.
خاورشناسان ـ شايد بيش از محققان اسلامى ـ در بررسى اسلام از اين زاويه و ديدگاه, گرايش و نگارش داشته اند. آنان به انگيزه هايى كه چندان بر ما نامعلوم نيست (همچون انگيزه هاى دينى, تبشيرى, استعمارى, روانى و علمى, ر.ك: آينه پژوهش, سال چهارم, شماره هاى 20و21, مقاله فرهنگ اسلامى و خاورشناسان), سالهاست كه سعى در برنمودن و بازنمايى اين زاويه از ابعاد اسلامى را دارند. در ميان اين پژوهشها, شايد همدلانه ترين آنها, آثار خانم شيمل باشد.
خانم آن مارى شيمل (متولد به سال 1922 در آلمان) كار فراگيرى ادبيات عربى را از پانزده سالگى آغاز كرد و در طول جنگ جهانى دوم, علاوه بر ادبيات عربى, با فرهنگ و ساير زبانهاى اسلامى همچون فارسى, تركى و اردو و نيز تاريخ هنرهاى زيبا در اسلام آشنا شد. در نوزده سالگى, با نبوغى كه داشت, درجه دكترى را در رشته مطالعات اسلامى از دانشگاه برلين دريافت كرد. تلاش بى وقفه و مطالعات گسترده او (همچنين تدريس بسيارى از رشته هاى فرهنگ اسلامى مانند شرح مثنوى, ادبيات فارسى در هند, ادبيات اردو, تاريخ خوشنويسى و… در دانشگاههاى مهم جهان) سبب شده است كه چندين دكتراى افتخارى از دانشگاههاى شرقى و غربى به او اعطا شود, كه از جمله مى توان به دانشگاه اوپسالا, دانشگاه سلجوق در قونيه, دانشگاه سند و دانشگاه قائد اعظم و در نهايت دانشگاه تهران اشاره كرد (براى آشنايى با منتخبى از آثار خانم شيمل, ر.ك: كيهان فرهنگى سال دوازدهم, مهر و آبان ماه 74, شماره123).
كتاب حاضر يكى از جديدترين آثارى است كه از اين پژوهنده معاصر, به فارسى ترجمه شده است. مؤلف در مقدمه خود ضمن اشاره به مشكلاتى كه در راه نگارش در باب تصوّف و عرفان اسلامى وجود دارد, و اينكه به دليل گستردگى منابع شرقى و غربى, فراهم آوردن روايتى كامل از عرفان اسلامى, ميسور نيست, نوشته است: (دانشجويان من در دانشگاه هاروارد خواسته اند يادداشتهايى را كه براى چندين درس و سخنرانى در زمينه تصوف فراهم آورده بودم, مرتب كرده, به صورت يك كتاب درآورم ـ يادداشتهايى كه هم جنبه و ارزش ادبى داشته و منبعث از متون متعدّد عرفانى بوده و هم حاصل تجربيات و معاشرتهاى شخصى من با دوستان بيشمارى در شرق اسلامى, بويژه در تركيه و پاكستان مى باشد.)
كتاب از نُه فصل شكل يافته است. نويسنده در فصل نخست, ديدگاههاى مختلفى را ـ از قديم و جديد ـ در اين باره كه (تصوّف چيست) مطرح مى كند و در فصل دوم به تاريخچه مختصر تصوف كلاسيك مى پردازد كه شامل دوره شكل گيرى (با ظهور حسن بصرى, فضيل بن عياض, ابراهيم ادهم, شقيق بلخى, رابعه عدويه, ذالنون مصرى و…) تا دوران تثبيت و تحكيم (يعنى از زمان شبلى تا روزگار امام محمد غزالى) مى شود.
فصل سوم كتاب به طريقت اختصاص دارد كه در آن ضمن برشمردن مبانى و مراحل طريقت, مقولاتى از قبيل محبّت و فنا, نماز, ذكر و سماع توضيح داده شده است. فصل چهارم درباره انسان و كمال وى است و فصل پنجم ويژه سلسله ها و انجمنهاى اخوت صوفيه است. فصل ششم كه از ممتع ترين فصول كتاب است شامل بحثى است درباب تصوف مبتنى بر عرفان يا حكمت الهى, كه در آن چكيده ايى از انديشه هاى شيخ اشراق, ابن عربى و ابن فارض بازنموده شده و تأثير و تأثرهاى آنان نسبت به تصوف سنجيده شده است. در فصل هفتم با عنوان گل و بلبل: اشعار عرفانى فارسى و تركى, گريزى نيز به زندگانى مولانا جلال الدين رومى و تصوّف عامه پسند تركيه, ديده مى شود. خانم شيمل در فصل هشتم, تصوف در هند و پاكستان را برمى رسد و در فصل نهم كه مؤخّره كتاب است, طيّ دو ضميمه, نخست نمادگرايى (سمبليسم) و سپس عنصر زنان (تأنيث) در تصوف را مى پژوهد.
نكته اى كه تا پايان كتاب, خواننده تيزبين و مشتاق را به خود جلب مى كند, اين است كه خانم شيمل در هر مبحث, تقريباً نخبه مطالعات و تحقيقات غربيان را در آن زمينه, فراروى خواننده مى گذارد.
ترجمه اين كتاب نيز كه به خواننده فارسى زبان امكان استفاده از اين همه تلاش و پژوهش را مى دهد, درجاى خود, سزاوار ستايش است; بويژه آنكه مترجم محترم با حجم عظيمى (نزديك به دوهزار مورد) از ارجاعاتِ آلمانى, فرانسوى, انگليسى, عربى و فارسى روبرو بوده است و برگردانِ همين ارجاعات به تنهايى كارى است كارستان.
در پايان با پاسداشتِ رنجى كه مترجم بر خويش هموار داشته است, مواردى چند از خطاهاى مطبعى و احياناً سهوالقلمهاى ترجمه اى را براى اصلاح چاپهاى بعدى, تقديم مى دارم.
ـ عناوين كتابها و نام اشخاص به صورت يكدست ترجمه نشده; براى نمونه نام كتابِ هلموت ريتر, گاه درياى روح و گاه اقيانوس روح [و نه درياى جان] ترجمه شده است. نام پول نويا, گاه پيرنوييا, گاه پرنوييا و گاه پال نوييا ضبط شده است. همچنين نام فرفوريوس به شكل پورفيريوس درآمده و ابونعيم اصفهانى در بسيارى موارد ابونعمان اصفهانى گشته است. فتوحات المكيه, گاه به شكل فتوح المكيه يا الفتوح المكيه درآمده است.
ـ نام كتاب رساله قشيريه معمولاً رسائل القشيريه ترجمه شده; اللمع فى التصوفِ ابونصر سراج, در بيشتر موارد, اللمعة فى التصوف ضبط شده; التصفيه فى احوال المتصوّفه به اشتباه فى احوال الصوفيه ضبط شده و قصيده برده بوصيرى به شكل برد شيخ البوصيرى نوشته شده است.
ـ نام ابن خفيف شيرازى تقريباً در همه موارد (نزديك به سى مورد) ابن حفيف, نوشته شده است. نام اسماعيل انقروى به اشتباه اسماعيل النغروى چاپ شده است. همچنين در همه جا نام كتاب بسيار معروف ابن عربى, يعنى ترجمان الاشواق به ترجمان الاشراق مبدل شده است.
ـ در پاورقى صفحه47 توضيح مترجم مبنى بر گزافه بودنِ تأثير عقايدِ نو افلاطونى بر ظهور و بعثت اسلامى, حاوى مفهومى است كه مسلماً با هيچ يك از اعتقادات دينى مسلمانان سازگار نيست: (البته در كل سرزمينهايى كه بعدها به فتح اسلام درآمد, پيروان چندى از اهل كتاب (يهود و نصارى) نيز وجود داشتند كه… بعضى از معتقدات ايشان ـ به اذن خداوند تبارك و تعالى ـ كه هنوز رنگ تحريف به خود نگرفته بود, در قرآن تكرار گرديد.)
در صفحه55 مى خوانيم: (… نصيحت رُويم به ابن حفيف جوان كه گفت اى پسر اين كار به بذل روح نهاده اند اگر مى توانى فيه و نعمه و اگرنه به ترّهات صوفيان مشغول مباش…) كه ظاهراً مراد فبها ونعمه بوده است.
در صفحه 172, هم در متن و هم در پاورقى, كتاب المنقذ من الضلالِ غزالى, چنين نوشته شده است: المنقض من الضلال. همچنين در ص175 دو اشتباه رخ داده, نخست آنكه نام كتاب اتحاف السادة المتّقين, چنين ضبط شده: اتحاف السادات المتقين, و ديگر آنكه نويسنده اين كتاب را سيد مرتضى الذبيبى معرفى كرده كه البته الزبيدى صحيح است.
ـ در پاورقى صفحه300 چنين آمده: (…از على بن حسين واعظى كاشف رشحات عين الحياة) كه اولاً مقصود كاشفى بوده است و نه كاشف, ثانياً اينكه نبايد كاشف با حروف ايتاليك چاپ مى شد.
ـ حواشى و تعريضات مترجم به برخى روشنفكران مسلمان و به بهانه هاى نامناسب, بسيار بارد و نادرخور است. ر.ك: ص38, ص350.
ـ در ص447 مى خوانيم: (ابن عربى, تجربيات صوفيانه خويش را در چند قصيده بسيار زيباى عربى كه به سبك ادبيات كلاسيك عرب نوشته شده, خلاصه كرده است, امّا هيچ اثرى به نثر از خود برجاى نگذاشت.) پيداست كه منظور ابن فارض بوده است نه ابن عربى.
اينها با قطع نظر از اغلاط چاپى همچون لوايج (به جاى لوايح) و يا شفيق (به جاى شقيق بلخى) و… بوده است. محمّدرضا موحّدى مصباح الفقيه فى شرح شرايع الاسلام. آيت الله العظمى حاج آقا رضا همدانى. چاپ اول, قم, دفتر انتشارات اسلامى, 1416ق. 625ص, وزيرى.
فقه امامى از بدو پيدايش تاكنون رو به تكامل بوده است. پس از انقطاع عصر تشريع و آغاز غيبت كبراى امام عصر ـ عجل الله فرجه ـ فقيهان ما به فتواى به نصوص و روايات بسنده مى كردند و از اظهار ديدگاه خويش خوددارى مى ورزيدند. هدايه ابن بابويه و مقنع شيخ صدوق و نهايه شيخ طوسى از اين قبيلند. سپس در زمان شيخ مفيد و شيخ طوسى تا زمان محقق و علامه, اين علم رو به گسترش نهاد و با فكر و نظر توامان گشت و فقهى ژرف و دقيق و پاسخگوى مشكلات بشر پديد آمد و بر دامنه وسعت آن تا اين زمان افزوده گشته است. در ميان كتابهاى فقهى شيعه اماميه, شرايع الاسلام فى مسائل الحلال والحرام, نوشته محقق حلّى ابوالقاسم نجم الدين جعفر بن حسن بن يحيى بن حسن بن سعيد هذلى حلّى (602 ـ 676ق) از معروفترين و برترين كتابهاست و اين به سبب ويژگيهايى است كه اين كتاب داراست; همچون: تبويب بى همانند كتاب, ترتيب احكام, كثرت فروعات, نثر زيبا و دلپذير و جامع بودن ابواب فقه. اينها همه انگيزه آن شد كه اين كتاب رايجترين و استوارترين متن فقهى اماميه قرار گيرد و به يُمن شرح و تفسير آن از زمانهاى دور تاكنون, مجموعه اى گرانبها از تراث فقهى شيعه در دسترس ما قرار گرفته است. (نگاه كنيد به: كتابشناسى شروح شرايع الاسلام, ناصرالدين انصارى, مجله مشكاة, ش43, ص197ـ229 و الذريعة 13/316ـ332).
كتاب مورد بحث يكى از ژرف ترين و برترين و پرمطلب ترين و زيباترين شرحهاى شرايع است كه توسط فقيه نامى و محقق سامى آيت الله العظمى حاج آقا رضا همدانى (م1322ق) ـ از بزرگترين شاگردان شيخ انصارى ـ نگاشته شده است. به گفته علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى: مؤلف هر شب يك صفحه از آن را مى نوشت و هنگام صبح بر شاگردان فرهيخته خويش, همانند سيد محسن امين عاملى, سيد جمال الدين گلپايگانى, شيخ احمد كاشف الغطاء و برادرش شيخ محمدحسين, شيخ ابوالقاسم قمى, شيخ على جواهرى, شيخ على قمى, شيخ عبدالحسين كاظمى, ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى, شيخ محمد تقى مقدس تهرانى و شيخ آقابزرگ تهرانى برمى خواند و مطالب نوشتارش را با آنان حك و اصلاح مى كرد و گاه ديدگاهش را تغيير مى داد و گاه بر آن پاى مى فشرد (الذريعه21/115ـ116). از اين رو اين كتاب آكنده از تحقيقات فقهى, اصولى, تفسيرى, حديثى و ادبى و لغوى و داراى سبكى زيبا و قلمى شيواست با دقّتى عميق و تطبيق فروع بر اصول و دسته بندى جالب.
پيشتر شرح ابواب طهارت, صلات, زكات, خمس, صوم, رهن و اجاره كتاب شرايع به چاپ سنگى رسيده بود كه به هيچوجه شايسته چنين كتاب نفيسى نبوده و در دسترس هم نبود. اكنون مدّتى است كه گروهى تحت اشراف جناب حجةالاسلام سيد نورالدين جعفريان دست به كار تحقيق اين كتاب زده اند و تاكنون دو جلد از آن را (كتاب الزكاة و كتاب الخمس و الصوم) به بازار عرضه كرده اند, كه جلد13 و 14 اين مجموعه را تشكيل مى دهد. قرار است كه كتاب الطهارة و كتاب الصلاة در دوازده جلد نيز به چاپ برسد.
محققين كتاب را با نسخه خطى, چاپ سنگى و مصادر اصلى مطابقت كرده و در ارجاع مطالب به مصادر اصلى كوشيده اند. قائلين اقوال را مشخص نموده اند (95, 107, 132, 144, 162), احاديث را در جاى جاى كتب اربعه حديثى شيعه و وسائل نمايانده اند و كتاب را با چاپى زيبا و چشمنواز و صحافى دلپذير به چاپ رسانيده اند. البته كتاب با هنيت خير جناب حاج محمّدتقى علاقبنديان ـ زيده عزه ـ به طبع رسيده و به رايگان به اهل علم و فضل پيشكش شده و اين خود باعث دست نيافتن عدّه زيادى به اين كتاب شده است. اميد است چاپ مجلدات طهارت و صلاة هرچه زودتر به پايان رسيده و با بهايى ارزان در دسترس ارباب دانش قرارگيرد. ناصرالدين انصارى قمى فهرست موضوعى كتاب الحكمة المتعاليه فى الاسفار الاربعه, سيد محسن ميرى و محمد جعفر علمى, انتشارات حكمت, تهران, 1374ش, 794ص, وزيرى.
چندى است كه توجه روشمند و تحقيقى به آثار و تأليفات انديشمندان و محققان پيشين, اهل فضل و تحقيق را به خود مشغول كرده است و با چندين قرن تأخير, غبار فراموشى از مكتوبات متولد شده در تمدن اسلامى زدوده مى شود. با چاپ انتقادى و فهرست نگارى بر آن ميراث عظيم, نهضت فرهنگى نوينى در شُرف تكوين است.
در اين ميان عنايت به گنجينه آثار فيلسوفان و حكيمان اين مرز و بوم از جايگاه ويژه اى برخوردار بوده و تأمّل و دقت خاص تخصصى را در اين رشته مى طلبد. آثارى چون كتاب الشفاء شيخ الرئيس كه با نظارت عبدالرحمن بدوى به چاپ مصحَّح رسيد و مجموعه مصنفات شيخ اشراق كه با همت و علاقه وافر مستشرق شهير هانرى كربن و سيد حسين نصر احيا گرديد, گامهايى ابتدايى بود كه در راه بازنگرى تحقيقى متون فلسفى برداشته شد و ادامه اين راه را بر محققان و مصححان ديگر هموار كرد.
از آنجا كه حكمت متعاليه در ميان نحله هاى فلسفى جهان اسلام از تأثير بسزايى برخوردار است, بالتبع كاوش در احياى ادبى متون مربوط به آن, تتبع و تحقيق عالمانه اى را مى طلبد كه حداقل آن آشنايى با مبانى فكرى و اصول فلسفى صدرالمتالهين است. پيش از اين آثار و تأليفات ملاصدرا نظير المبداء والمعاد, الشواهد الربوبيه, رسالة المشاعر و چند رساله ديگر به كوشش حكيم معاصر استاد سيد جلال الدين آشتيانى به شكل جديد منتشر شده بود (ر.ك: آينه پژوهش, سال ششم, شماره34) و محققان ديگرى نيز رسالاتى از ملاصدرا را به جامعه علمى كشورمان تقديم داشته اند. از طرف ديگر مهمترين كتاب حكيم شيرازى و ام الكتب وى يعنى (الحكمة المتعاليه فى الاسفار الاربعة العقليه) با نظارت مرحوم علامه طباطبايى در حدود سى سال پيش و با حواشى چندين نفر از حكماى متاخر به چاپ رسيد كه امروزه مورد استفاده فلسفه آموختگان و اساتيد فن است. كتابشناسى مجموعه كارهايى كه در رابطه با اين كتاب ارزشمند انجام گرفته از اين قرارند:
1. دفعات چاپ متن اسفار:
1ـ1. چاپ سنگى, تهران, 1282ق, با حواشى سبزوارى, چهار جلد رحلى.
2ـ1. چاپخانه حيدرى, قم, 1383ق, با حواشى سبزوارى ـ نورى ـ اسماعيلى ـ مدرس ـ هيدجى و طباطبايى, نه جلد مصحح.
3ـ1. دار احياء التراث العربى, بيروت, 1981م, افست.
4ـ1. مؤسسة الطباعة والنشر وزارة الثقافة والارشاد الاسلامى, تهران, 1414ق, تصحيح و تعليق حسن حسن زاده آملى (مفاتيح الأسرار لسلاّك الأسفار). تاكنون تنها يك جلد از اين مجموعه به چاپ رسيده است.
2. شروح و ترجمه هاى اسفار:
1ـ2. فلسفه عالى (رساله وجود ـ توحيد), جواد مصلح, انتشارات دانشگاه تهران, 1337ش.
1ـ1ـ2. تأمّلى در فلسفه عالى, يونس اديانى, كيهان انديشه, ش53, قم, فروردين و ارديبهشت 1373ش.
2ـ2. اسفار, جواد مصلح, معارف اسلامى, ش23/24, 54 ـ 1355ش.
3ـ2. روانشناسى فلسفى (علم النفس اسفار), جواد مصلح, انتشارات دانشگاه تهران, 1339ش.
4ـ2. جايگاه حكمت الهى (ترجمه مقدمه جلد ششم اسفار), محسن غرويان, كيهان انديشه, ش43, مرداد و شهريور 1371ش.
5 ـ2. در معرفت عشق (فصولى از موقف هشتم الهيات اسفار), محمدرضا جوزى, هفته نامه سروش, 1370ش; چاپ دوم: فصلنامه فارابى, دوره6, ش2و3, بهار و تابستان 1373ش.
6 ـ2. نگاهى به قديمترين نسخه كامل كتاب (اسفار), احمد تويسركانى, خردنامه صدرا, ش2, تهران, شهريور 1374ش.
7ـ2. درآمدى به كتاب اسفار, مهدى حائرى يزدى, ايران نامه, ش8و9, 1368ش [فهرست مقالات فارسى, ايرج افشار, جلد5, انتشارات علمى و فرهنگى, 1374ش]
8 ـ2. سبيل الرشاد (حاشيه مباحث معاد اسفار), آقا على مدرس, چاپ سنگى, تهران, 1310ق.
9ـ2. تعليقات بر اسفار, محمدخليل رجائى, مجله دانشكده ادبيات شيراز, ش7, بهمن 1341ش.
10ـ2. حركت و زمان در فلسفه اسلامى (درسهاى قوه و فعل اسفار), مرتضى مطهرى, 2ج
معرفيهاى گزارشى
كليات
كتابشناسى قصه هاى قرآنى
كار گروهى (چاپ اوّل: اسوه, 1374) 712ص, وزيرى
شامل كتابشناسى قصّه هاى قرآنى, پيامبران, ائمه و صحابه در سطح كودكان, نوجوانان و بزرگسالان است كتاب افزون بر كتابشناسى, قصص مزبور را در روزنامه ها و مجلاّت را نيز دربر مى گيرد
معرفت شناسى اسلامى
مؤسسه جهانى انديشه اسلامى (چاپ اوّل: تهران, انتشارات ايران و اسلام, 1374) 135ص, وزيرى
اين كتاب تلاشى در جهت طرح ضرورت بازشناسى معرفت شناسى اسلامى است با عناوين بحران عقب ماندگى, ريشه ها و راه حلها, اصلاح متدهاى انديشه اسلامى, طرح معرفت شناسى اسلامى و آنگاه گزارشى از برنامه ها و طرحهاى عملكرد مؤسسه جهانى انديشه اسلامى
اين كتاب, ترجمه كتابى به زبان عربى و با عنوان (اسلامية المعرفة) است در فصل پنجم و با عنوان عملكرد مؤسسه, آثار چاپ شده و سمينارهاى برگزارشده اين مؤسسه معرفى شده كه خواندنى است
كتابشناسى حزين لاهيجى
معصومه سالك (چاپ اوّل: تهران, نشر سايه, 1374) 112ص, رقعى
اين كتاب در دو بخش تدوين يافته است: در بخش اوّل منابع زندگانى و آثار حزين, در منابع عمومى, مجموعه مقالات و منابع فرهنگ اسلامى گزارش شده و در بخش دوم آثار حزين در دو قسمت آثار فارسى و عربى فهرست شده است نويسنده در ضمن مقدمه به اختصار از زندگانى حزين بحث كرده است كتابشناسى آثار حزين دقيق و روشمند به قلم آمده است
اين كتاب به مناسبت برگزارى كنگره بزرگداشت شاعر بلندآوازه پارسى گوى و محقق عاليقدر خطه لاهيجان, محمد بن على بن ابى طالب حزين لاهيجى نشر يافته است دانشمند مكرّم حضرت قربانى لاهيجى نيز در مقدمه اى كوتاه از عظمت شخصيت لاهيجى سخن گفته و به گستره آثار آن اديب فرزانه اشاره كرده است
فهرستواره كتابهاى فارسى
احمد منزوى (چاپ اوّل: تهران, انجمن آثار مفاخر فرهنگى, 1374) 794ص, وزيرى
مجلد اوّل از مجموعه عظيم فهرستواره كتابهاى فارسى است كه با انگيزه شناسايى و شناساندن كتابهاى فارسى از آغاز پيدايش زبان فارسى درى تا پايان چاپ سنگى تدوين شده است در اين مجموعه كوشيده شده تا كتابهاى فهرست كه نسخه يا نسخه هايى از آن در دست مانده است در اين مجلد كتابهاى سفرنامه ها, جغرافيا, داستانها, كليات و تاريخ جهان فهرست شده و در مقدمه منابع پژوهش و نشانه هاى اختصارى آنها آمده است كارى است كارستان و اميد است جناب منزوى عمرى دراز داشته باشد و سلامت وى بپايد و اين طرح و طرح ديگر (كتابنامه نگاشته هاى فارسى) را به پايان برد
الأختراق الثقافى
عبدالجبار رفاعى (چاپ اوّل: قم, دفتر تبليغات اسلامى, 1374) 772ص, وزيرى
كتابشناسى استشراق معرفى كننده منابعى است كه درباره جنگهاى صليبى, مسيونيرهاى مذهبى, شرق شناسى و كشيشها و ديگر زمينه هاى مرتبط با استشراق نوشته شده است كتاب به انگيزه مقابله با تهاجم فرهنگى تدوين شده است قرآن و حديث
فرهنگ قرآن
هاشم هاشمزاده هريس (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات, 1374) 3ج, 159«160«15ص, وزيرى
عمومى سازى فرهنگ قرآن و عينيت بخشيدن به آموزه هاى آيات الهى در گستره جامعه, مسؤوليت بزرگى است بر دوش عالمان و در گرد آن امت كه قرآن پژوهان ضمن پديد آوردن آثار تخصّص, اندكى به نسل جوان و نوجوان بينديشند و كسانى كه صلاحيت فهم محتوا را دارند با بيانى ساده و روان حقايق قرآن را در اختيار اين مقطع سنى قرار دهند اين مجموعه گامى است كارآمد در اين زمينه اين مجموعه سه جلد و در ضمن صدوچهل درس 440آيه و 3500 لغت قرآنى و دهها موضوع عقيدتى, اجتماعى, اخلاقى و… گزارش شده است درسها به گونه اى تنظيم يافته است كه اگر خوب فراگرفته شود و خواننده لغات شرح شده را دريابد به ترجمه قريب به اتفاق آيات دست خواهد يافت شيوه چنين است كه ابتدا آيات آمده است با ترجمه, سپس لغات اصلى و كليدى آيه ها, و آنگاه توضيح و نتيجه گيرى از آيات
جلوه هاى نماز در قرآن و حديث
احمد صادقى اردستانى (چاپ اوّل: تهران, نشر مطهّر, 1374) 368ص
نويسنده مباحث مرتبط با نماز را از ديدگاه قرآن و حديث به بحث كشيده است بحثهايى از قبيل اهميت نماز, فلسفه و اسرار نماز, جهات بهداشتى نماز, اركان و واجبات نماز, نمازهاى جماعت و غيرواجب, لباس نمازگزار, نماز شب, نماز جمعه و نماز جماعت مطرح شده است
پانصد حديث
احمد صادقى اردستانى (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374) 228ص, رقعى
در اين كتاب پانصد حديث در موضوعهاى اخلاقى و اعتقادى عرضه شده است احاديث ابتدا به نثرى روان ترجمه شده و آنگاه محتواى حديث در قالب شعر نيز آمده است
احاديث كتاب را آقاى عباس شيرين كلام جمع كرده و به شعر درآورده استجناب آقاى صادقى اردستانى آنها را منبع يابى كرده و ترجمه هاى احاديث را ويراسته و با تنظيم عنوان بندى به گونه اى شايسته عرضه كرده است
مشاهدات
شعبان صبورى (چاپ اوّل: قم, دفتر نشر الهادى, 1374) 2ج, 208« 198ص, وزيرى
كتابى است خواندنى, لطيف و آموزنده مؤلف مجموعه اى از گفته ها و نگاشته هايى را كه خاطرگونه بود و حالت گزارش از حادثه اى داشته, جمع كرده و با ترجمه و گاه اندكى توضيح نشر داده است كتاب در هشت فصل تدوين يافته است و عناوين فصول چنين است: همراه با پيامبر, از پيامبر, از همسر و فرزندان, بر بالين رسول خدا, اندوه دل, روزهاى نبرد از ديگران, … آنچه در اين دو مجلد آمده است پنج فصل است و بايد منتظر سه فصل ديگر در مجلّدى ديگر بود نويسنده بدرستى اشاره كرده اند كه عناوين فصول نه (مانع) هستند و نه (جامع) بدين سان ممكن است زيرمجموعه عنوانى در عناوين ديگر نيز وارد باشد خوب است مؤلف در پايان مجلدات فهرست موضوعى ريزى براساس محتواى آنچه آمده است تنظيم كند و دستيابى به مطالب اين مجموعه ارجمند سهلتر سازد
پابه پاى وحى
مهدى بازرگان (چاپ اوّل: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1374) 216ص, وزيرى
تفسيرى است گويا به زبانى ساده و با مطالبى سهل و روان, كه آيات الهى را براساس نزول تفسير كرده است در اين جلد تفسير سوره هاى, علق, مدثر, عصر, تكاثر, طور, زاريات, توحيد, تين, غاشيه, طارق, انفطار, شمس, كوثر, اعلى, بروج و تكوير آمده است
التشريف بالمنن
سيد بن طاووس (چاپ اوّل: اصفهان, انتشارات گلبهار, 1374) 540ص, وزيرى
(التشريف بالمنن فى التعريف بالفتن) ـ كه از آن به (اعلام والفتن) نيز ياد شده است ـ از آثار مهم حديثى است كه محدث جليل القدر سيد بن طاووس(ره) در آن احاديث و آثار مرتبط با آستانه ظهور حضرت ولى عصر(عج) را گزارش كرده است مجموعه كتاب براساس سه مجموعه از كتابهاى معروف به (الفتن) شكل گرفته است مؤلف پس از نقل گزينه روايات (الفتن) ابن حماد, سليلى و ابن يحيى زكريا, رواياتى از منابع ديگر بدان افزوده است اين كتاب در مؤسسه صاحب الأمر(عج) تصحيح و تحقيق شده است
محققان نسخه اى نگاشته شده براساس نسخه مؤلف را اصل قرار داده اند و آن را با منابع اصلى روايت و ديگر متون حديثى سنجيده و كوشيده اند كتاب را پيراسته از اغلاط نشر دهند محققان در ضمن مقدمه اى از چگونگى تحقيق سخن گفته و نشان داده اند كه چاپهاى پيشين سرشار از اغلاط است و به هيچ روى قابل اعتماد نيست فقه
مختلف الشيعه
علاّمه حلّى, تحقيق مركز تحقيقات دفتر تبليغات اسلامى (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374) ج6, 384ص, وزيرى
ششمين جلد از مجموعه عظيم فقهى مختلف الشيعه مشتمل بر بحثهاى (وديعه), (عاريه), (لقطه), (جعاله), (غصب), (كتاب الأجاره و توابع آن), (المزارعه), (المساقاة), (احياء الموات), (صلح), (شركت), (قراض), (سبق والرمايه), (الهبات), (الوقف) و (وصايا) است تحقيق كتاب دقيق و ارجاعات آن سودمند است و كارآمد
ارث
دكتر مهدى شهيدى (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1374) 221ص
كتاب در چهار فصل و يك مقدمه تنظيم يافته است در پيشگفتار به ريشه يابى تاريخى ارث پرداخته شده است و در فصل نخست موجبات, شرايط و موانع ارث بحث شده است فصل دوم نوع وراثت و حجب از ارث و در فصل سوم سهم الأرث ورّاث نسبى و سببى به بررسى كشيده شده است و در فصل چهارم قواعد كلى ارث مطرح گشته است اين كتاب داراى ضميمه اى است كه در آن چندين مسأله ارث طرح و پاسخ لازم داده شده است كتاب براى مقطع كارشناسى در رشته حقوق تدوين شده است
احوال شخصيه در مذاهب چهارگانه
اهل سنت (ارث, وصيت و وصايت)
اسعد شيخ الاسلامى (تهران, سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاهها (سمت), 1374) هفت « 200ص
كتاب حاضر دربر گيرنده مفاهيم حقوقى است و براى دانشجويان رشته حقوق در مقطع كارشناسى به عنوان منبع اصلى درس (احوال شخصيه در فقه عامه) تدوين شده است, باب اول به ارث و باب دوم به وصيت اختصاص دارد
رشوه از نظر اسلام
مؤلف: ناصر باقر بيدهنى (قم: مؤسسه خدمات فرهنگى علوم اسلامى, 1373) 95ص
در اين كتاب افزون بر مسايل فقهى و تاريخى رشوه, خطرات دينى و اجتماعى ارتشاء مورد بحث قرار گرفته است
احكام روزه
عبدالرحمن انصارى (چاپ دوم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374) 140ص,رقعى
در اين كتاب احكام روزه براساس فتواى حضرات آيات عظام امام خمينى, گلپايگانى و اراكى ـ قدس الله اسرارهم ـ گزارش شده است بخش مهمى از اين كتاب را استفتاءات از آن بزرگواران دربر گرفته كه افزون بر مسائلى است كه در رساله ها آمده و قطعاً به لحاظ مبتلا به بودن آنها براى مقلّدان سودمند و كارآمد خواهد بود كلام و فلسفه
فلسفه عرفان
سيد يحيى يثربى (چاپ سوم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374) 576ص, وزيرى
مؤلف كوشيده است در يك مقدمه و سه بخش اصول و مبانى و مسائل عرفانى را بررسى و تحليل كند در مقدمه از فلسفه, كلام و عرفان سخن گفته و مشخصات مهم عرفان را برشمرده است آنگاه در بخش اوّل و با عنوان (كلياتى درباره عرفان), از واقعيت عرفان, موضع مخالفان و موافقان عرفان و ماهيت عرفان بتفصيل و با نگاهى تحليلى و نقادانه بحث كرده است بخش دوم ويژه مقامات است در مكتب عرفان, كه در آن به اراده, رياضت, اهداف رياضت, اسباب و زمينه هاى رسيدن به اين اهداف, و به مناسبت بحث از اهداف رياضت, تلطيف سرّ, عشق, انواع عشق, سخن رفته و در فصول پايانى اين بخش به عرفان و منطق و منطق عرفان پرداخته شده است بخش سوم ويژه حالات عارفان است با عناوين: فناء فى اللّه و بقاء بالله, عرفان و اخلاق, بيان ناپذيرى حالات و تجربه هاى عرفانى و…
كتاب فلسفه عرفان از آثار خواندنى و ارجمند اين موضوع است و توان گفت در ادبيات فارسى در اين موضوع و با نگاهى بدين تحليلى و مستند, كم نظير
الهى نامه
حسن حسن زاده آملى (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374) 72ص, وزيرى
زمزمه هايى است عاشقانه و نيازگوييهايى است عارفانه و گلبانگهايى است برآمده از دل به انشاى حضرت آيت الله حسن حسن زاده آملى كه همه جملات آن با واژه دلپذير (الهى) آغاز مى شود
الهى به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده
الهى پيشانى بر خاك نهادن آسان است, دل از خاك برداشتن دشوار است
الهى امشب كه شب قدر است همه قرآن به سر كنند, حسن را توفيق ده كه قرآن به دل كند
عرفان نظرى
يحيى يثربى (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374) 624ص, وزيرى
اين كتاب پژوهشى است گسترده درباره سير تكاملى و اصول وسائل تصوّف كتاب در دو بخش سامان يافته است: در بخش اوّل از پيدايش و سير تكاملى عرفان اسلامى سخن رفته و در بخش دوم از مبانى و اصول و مسائل عرفان نظرى بحث شده است در بخش اوّل از عرفان, تعريف آن, مقايسه عرفان با زهد و عبادت, عناصر اصلى عرفان, زمينه و منابع تصوّف و عرفان اسلامى, سير تكاملى عرفان و تصوّف اسلامى بحث شده و دو چهره برجسته عرفان نظرى, ابن فارض و ابن عربى, معرفى شده است
در بخش دوم مؤلف در جهت بازگويى مبانى و اصول و مسائل عرفان نظرى, متنى مختصر و جامع را به شرح گرفته و مطالب لازم را بتفصيل در موضوع يادشده گزارش كرده است عناوين كلى اين بخش چنين است: اصول و مسائل عرفان نظرى ـ حقيقت وجود و تنزّلات آن, در بيان طريق وصول به اصول جمع و توحيد و مراتب آنها…
همه بايد بدانند
ابراهيم امينى (چاپ دوازدهم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374) 200ص, جيبى
در اين كتاب يك دوره اصول دين و فروع آن با بيانى ساده و به دور از زياده گوييها و بحثهاى استطرادى گزارش شده است مؤلف بزرگوار كتاب بيست شش سال پيش آن را پرداخته و تاكنون بارهاى بار چاپ شده است كتاب, اثرى است مفيد و براى نوجوانان خواندنى و فهميدنى خوب است ناشر همت ورزد و آن را در چاپى ديگر با حروفى زيباتر و ظاهرى چشمنوازتر عرضه كند
مناهج اليقين فى اصول الدين
علامه حلّى ابومنصور جمال الدين حسن بن يوسف بن مطهر تحقيق محمدرضا انصارى قمى (چاپ اوّل: قم, محقق, 1416ق/1374ش) 80 « 446ص, وزيرى
علامه حلّى را كتابهاى كلامى بسيارى است كه تعداد آنها به 24 كتاب مى رسد نخستين آنها كتاب يادشده است كه مؤلف آن را در 32سالگى در سال 680ق به پايان رسانيده است اين كتاب گسترده ترين آثار علامه حلّى در علم كلام و مشحون از فوائد و آكنده از فرائد گوناگون است محقق محترم در مقدمه گرانبهاى خويش به برخى از آنها اشاره كرده است كه عبارتند از: دربر گرفتن تمام بحثهاى مهم كلامى تا زمان مؤلف, متعرض شدن آراء و نظريات فلاسفه و متكلمين مختلف همچون: فلاسفه يونان, يهود, نصارا, صابئين, مجوس, اشاعره, معتزله, شيعه, زيديه و خوارج, رعايت امانت و راستى در نقل گفتار ديگران, پاكى بيان و زيبايى قلم علامه و دورى از هر گونه تندى و دشنام, استفاده از براهين عقلى و استدلالهاى منطقى كه خصم آنها را قبول دارد و راهى براى گريز از آنها نمى يابد و پيروى از مقتضى قواعد عقلى و منطقى (از هر گروه و فرقه اى كه باشد) محقق ارجمند با حسن انتخاب خويش اين كتاب را از زاويه كتابخانه ها به در آورده و با مقدمه اى بسيار خواندنى با عناوينى چون: تاريخ علم كلام, زندگى علامه حلّى, تأليفات موضوعى علامه, مزاياى كتاب حاضر و شيوه تحقيق, و فهرستهاى متعدد آن را آراسته است
حيّ بن يقظان
سيد ضياءالدين سجّادى (چاپ اوّل: تهران, انتشارات سروش, 1374) 272ص, وزيرى
حيّ بن يقظان از آثار تمثيلى عرفانى شيخ الرئيس ابوعلى سيناست كه درباره آن و چگونگى محتوايش محققان سخن بسيار گفته اند اين كتاب پژوهشى است گسترده درباره اين قصه و پيوند آن با قصه سلامان و آبسال و قصّه هاى مشابه ديگر
عناوين بخشهاى كتاب چنين است: قصه حيّ بن يقظان ابن سينا, قصه غربة الغريبه سهروردى, حيّ بن يقظان ابن طفيل, قصه سلامان و آبسال, سلامان و آبسال ابن سينا, سلامان و آبسان ابن طفيل, قصه سلامان و آبسال تفسير و تأويل محمود بن ميرزا على در تأويل اين حكايت…
بنراس الضياء ونسواء السواء
ميرداماد تحقيق حامد ناجى اصفهانى (چاپ اوّل: قم, ميراث مكتوب, 1374) 152ص, وزيرى
مؤلف در اين كتاب به بحث و بررسى مبحث بداء پرداخته و ديدگاه شيعه را در اين باره تبيين كرده است مبحث معانى علوى ادامه كتاب را تشكيل مى دهد مصحّح با مقدمه اى تفصيلى, افزون بر شرح حال مؤلف كتاب, ديدگاه ديگر متكلمان شيعى را درباره مسأله بداء يادآور شده اند تعليم و تربيت
آنچه جوان بايد بداند
رضا فرهاديان و بتول فرهاديان (چاپ هشتم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374) 2ج, 88 « 84ص, رقعى
جوان ذهن پاك و ساده اى دارد و زمينه اى بس آمده براى تأثيرها و تأثرها جوان در آستانه تحوّل است و بسى نيازمند هدايت براى گزينش برتر و انتخابى بهتر مؤلفان در اين نوشتار كوشيده اند در ضمن دو فصل به مسائل مهم دوران بلوغ بپردازند و چگونگيهاى رفتارى جوان را بازگويند راه حلهاى بحرانهايى را كه معمولاً جوانان در اين مرحله دارند بشناسانند در يكى از اين دو مجموعه مسائل مرتبط با پسران و در ديگرى مسائل مرتبط با دختران مطرح شده است تاريخ و شرح حال
در آسمان معرفت:
تذكره اوحدى از عالمان ربانى
حسن حسن زاده آملى; گردآورى و تنظيم محمّد بديعى (چاپ اوّل: قم, انتشارات تشيّع, 1375) 448ص, وزيرى
در آسمان معرفت, شرح زندگى چندى از عالمان ربانى و حكماى الهى است كه همچون ستارگان فروزان در آسمان معرفت الهى درخشش داشته و همگى آنها از مفاخر گرانقدر ايران اسلامى به شمار مى روند برخى از آنان از استادان بزرگ مؤلف محترم, علامه حسن زاده آملى بوده و در رشد و تكامل ايشان سهم بسزايى داشته اند
درحقيقت كتاب حاضر شمه اى از مطالب و خاطره هايى است كه در صفحات دفتر دل داشته و بدون تصنّع و تكلّف در انشا به رشته تحرير درآمده است
بخشهاى مختلف كتاب هريك به مناسبتى و با حال و هواى خاصى ـ به صورتهاى نگارش, سخنرانى و مصاحبه بوده ـ و در فاصله هاى زمانى گوناگونى فراهم آمده است و لذا انتظار انسجام لازم در تأليف مستقل از آن بى مورد خواهد بود با اين همه فضاى حاكم بر كتاب همانا عروج در آسمان معرفت است كه خواننده را با اختران بزرگ سپهر معارف همنشين نموده و در ملكوت آسمان ميهمان ارباب معرفت خواهد كرد
در هر صورت آنچه بيش از همه در سراسر كتاب نمود دارد سهم بسزايى است كه اين اثر گرانقدر در جهت معرفى و احياى افكار, آثار, تراجم و احوال دوازده تن از عالمان ربانى و عارفان الهى دارد كه اسامى آنان بدين قرار است: 1 علامه سيد محمد حسين طباطبايى, 2 عارف ربانى ميرزا جوادآقا ملكى تبريزى, 3 علامه ذوفنون ميرزا ابوالحسن شعرانى, 4 آخوند ملامحمد آملى, 5 آيت الله شيخ محمد تقى آملى, 6 علامه ميرزا مهدى الهى قمشه اى, 7 حكيم آيت الله ابوالحسن رفيعى قزوينى, 8 علامه مولاّ مهدى نراقى, 9 حكيم متأله سيد ابوالحسن جلوه, 10 علامه محمد حسين فاضل تونى, 11 حكيم متأله حاج ملاهادى سبزوارى, 12 علامه حسن حسن زاده آملى
از ويژگيهاى اين اثر زندگينامه خود نوشت مؤلف محترم است كه به درخواست آقاى سيد حسن امين ـ فرزند آيت الله سيد محسن امين ـ براى درج در كتاب مستدرك اعيان الشيعه به عربى تحرير يافته بود و ترجمه آن در پايان كتاب آمده است
هجرت به حبشه
تأليف: عبدالحميد جورة السحار; ترجمه: عبدالكريم بى آزار شيرازى (چاپ نوزدهم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1374) 15ص
هفتمين مجلد از مجموعه داستان زندگى پيامبر(ص) به ماجراى هجرت مسلمانان به حبشه اختصاص دارد اين كتاب كه به دفعات و با تيراژ بسيار چاپ و منتشر شده است, ويژه كودكان و نوجوانان مى باشد
تاريخنامه طبرى
گردانيده منسوب به بلعمى; به تصحيح و تحشيه محمد روشن (تهران: سروش, 1374) 2ج
اين تاريخنامه كه ميان مردمان به (تاريخ طبرى) مشهور است و مشتمل است بر اخبار و حكايات انبيا و رسل و اولياء و سلاطين از زمان حضرت آدم ـ صلوات الله عليه ـ تا زمان خلافت المستظهربالله, از گردآورده ابوجعفر محمد بن جرير بن يزيد الطبرى; و مترجم اين كتاب ابوعلى محمد بن محمد بن عبدالله البلعمى وزير سامانيان است پايان جلد دوم اختصاص دارد به تفصيل نسخه بدل ها, فهرست آيه هاى قرآنى, فهرست اشعار, امثال و حكم, واژه نامه و فهرست نامه ها
تحقيق در احوال و نقد آثار و افكار
شاه نعمت الله ولى (731ـ834هـ ق)
تأليف حميد فرزام (تهران, سروش, 1374) چهل وهشت « 724ص
شاه نورالدين نعمت الله ولى كرمانى, مؤسس سلسله صوفيه (نعمت اللهيه) كه در بخشهاى چهارگانه اين كتاب درباره احول و آثار و افكار او به شرح سخن گفته شده است, از اجله عرفا و متصوفه نيمه دوم قرن هشتم و ثلث اول قرن نهم هجرى است كه از لحاظ كثرت آثار منظوم و منثور فارسى و عربى در تاريخ تصوف و فرهنگ و ادب ايران مرتبتى بس رفيع است
آغاز وحى
عبدالحميد جودة السحار; مترجم: عبدالكريم بى آزار شيرازى (چاپ نوزدهم: تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1374) 16ص
اين كتاب چهارمين مجلد از مجموعه داستانهاى زندگى پيامبر(ص) است كه به مرحله آغاز وحى در زندگى آن حضرت اختصاص دارد كتاب حاضر براى كودكان و نوجوانان تهيه شده است
ابوطالب تجلى ايمان
سيد مجيد پور طباطبايى (چاپ نوزدهم: تهران, وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى, معاونت امور فرهنگى, 1372) 186ص
كتاب شرح زندگانى حضرت ابوطالب عم حضرت محمّد(ص) پيامبر بزرگوار اسلام است
جنبشهاى اسلامى معاصر
سيد احمد موثقى (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1374) 370ص
كتاب در دو بخش تدوين شده است: در بخش نخست سابقه تاريخى و زمينه هاى تحوّل جوامع مسلمان به بحث كشيده شده است و در آن در مقوله تحولات داخلى جهان اسلام از اعتلا تا انحطاط و واكنشها و مواضع مختلف فكرى و سياسى در جهان معاصر مورد بررسى قرار گرفته است
در بخش دوم جنبشهايى كه در جهان اسلام به وقوع پيوسته, از قبيل وهابيّت, شاه ولى اللّه در هند, سنوسى در ليبى, مهدى سودانى, جنبش هندى خلافت و جنبشهاى اسلامى در اندونزى مورد تحليل قرار گرفته شده است
زيباترين شكيب
اكبر اسدى ـ مهدى رضايى (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374) 184ص, رقعى
كتاب گزارشى است خواندنى با نثرى روان درباره زندگانى, شخصيت و جهاد زينب كبرى, پيام آور خون شهيد كربلا ـ سلام الله عليها ـ در بخش اوّل زندگانى آن بزرگوار گزارش شده است از آغاز تا حادثه كربلا در بخش دوم با عنوان (با كاروان شهادت), سخن از همراهى شكوهمند آن بانوى ارجمند است با برادر بزرگوارش اباعبدالله الحسين(ع) در مسير قيام و در بخش سوم در هنگامه خون آتش و روز عاشورا
بخش چهارم رسالت گذارى والاى آن فريادگر راستين و پاكيزه خوى تاريخ گزارش شده است پس از كربلا و در رويارويى با فضاى ستم و خفقان و جهل آلود روزگار بنى اميّه و بالاخره در بخش پايانى سخن از شخصيت, عبادت و شكيبايى حضرت زينب است و همه خواندنى و آموزنده
على آينه عرفان
سيد اصغر ناظم زاده قمى (چاپ اوّل: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374) 490ص, وزيرى
مؤلف در اين كتاب كوشيده است تا جلوه اى شخصيت والاى على(ع) را بنماياند كتاب در دو بخش سامان يافته است: در بخش اوّل و با عنوان عرفان نظرى, ابتدا ديدگاههاى عالمان و متفكران اسلامى را درباره على(ع) و ابعاد عرفانى شخصيت آن بزرگوار گزارش كرده و آنگاه در ذيل عناوين على و انسان شناسى, على و انسان كامل, شاخصه هاى مهم در عرفان على(ع) بعد عرفانى شخصيت على(ع) را بازگفته است
در بخش دوم و با عنوان عرفان عملى و با عناوين على و تزكيه نفس, على و اخلاص, على و ذكر, على و زهد و پارسايى, على و عبادت, على و نماز, على و جهاد, على و كار و انفاق, اوصاف عارفان از ديدگاه على(ع), عرفان عملى على(ع) را نمايانده است
حكايتها و هدايتها
محمد جواد صاحبى (چاپ پانزدهم: قم, مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1374) 452ص, رقعى
تنظيم موضوعى داستانهايى است كه در آثار استاد شهيد مرتضى مطهرى آمده است مؤلف مجموعه آنچه را گرد آورده بوده است با داستان راستان سنجيده و مكرّرها را حذف كرده است داستانها در ذيل آن عناوين آمده است: حكايتها و هدايتهايى از زندگانى پيامبران و امامان, از زندگى عالمان و مجاهدان از زبان ريزبينان و عارفان, از زندگى كجروان و منحرفان, از حماسه هاى حسين و حسينيان
طلايه دار فرهنگ اسلامى در عصر اختناق
عباسعلى اسلامى (چاپ اوّل: تهران, انتشارات كتابخانه بزرگ اسلامى, 1374) 480ص, وزيرى
كتاب حاضر مشتمل بر خاطرات مرحوم حجت الاسلام حاج شيخ عباسعلى اسلامى, بنيانگذار جامعه تعليمات اسلامى, است وى در اين كتاب نخست به زندگى خانوادگى و شخص خود, دوران تحصيل و استادانى كه محضر آنها را درك كرده است, اوضاع حوزه علميه نجف, ورود به ايران, چگونگى بنيانگذارى جامعه تعليمات اسلامى و گسترش مدارس اسلامى در دوره طاغوت و… پرداخته است نويسنده در اين كتاب ضمن بيان خاطرات و سوانح عمر خود, به مسائلى چون تبيين برخى از معارف اسلامى مانند انگيزه هاى گرايش انسان به مذهب, حجاب زنان, حج در آيات قرآن و مسائل ديگرى از اين دست اشاره كرده است آنچه در اين كتاب و در زندگى مرحوم اسلامى شايسته تأمل است, كوشش او در بنيادگذارى جامعه تعلميات اسلامى در ايران و تأسيس دهها مدرسه است كه در آن به آموزش و پرورش اسلامى توجه وافى مى شد و دهها هزار دانش آموز دختر و پسر در آن باليد و رشد كرد نويسنده نيز در مقدمه كتاب مرقوم داشته است: هدف اينجانب از نگارش اين سطور جز آن نبوده كه به منزله يك حركتِ تربيتى, تجربيات زندگى خود را بى دريغ در دسترس همگان, ويژه نور چشمان جوان قرار دهم (ص16) نويسنده در پايان خاطرات خويش مرقوم داشته است: مى خواهم در پايان اين كتاب از آنچه در اين صفحات گفته شد نتيجه گيرى كنم و بگويم كه اگر كسى اين دو خصلت را با يكديگر بياميزد قطعاً به مقصود نايل خواهد شد و شاهد مقصود را در آغوش خواهد گرفت: اعتماد و توكل تام به لطف خداوند و استقامت و پايدارى در مواجهه با مشكلات شايد اتّصاف به اين دو ويژگى الهى جمود و خمولِ قاطبه اهل اسلام را به تحرّك و تلاش تبديل كند و آنان را به عزّت و عظمت ديرين بازگرداند (ص480)
كوتاه سخن اينكه كتاب حاضر بخشى از تاريخ فرهنگ ايران است كه به خامه مردى نوشته شده كه دوستانش او را وزير فرهنگ اسلامى در دوره طاغوت خوانده اند; وزيرى كه هيچ منصب دولتى نداشت و از مردم مسلمان ايران اين عنوان را كسب كرده بود رحمةالله عليه
تاريخ نهضت هاى دينى ـ سياسى معاصر
على اصغر حلبى (چاپ دوم: تهران, انتشارات بهبهانى, 1374) 402ص, وزيرى
اين كتاب در يازده فصل كوشيده است تا چندى و چونى نهضتهاى دينى و سياسى روزگار معاصر را بازگويد در مقدمه نگاهى است گذرا به وضع مسلمانان از آغاز تا زوال امپراطورى عثمانى در فصول مختلف آن از نهضت سياسى ـ دينى در مصر, هند, ليبى, سوريه, لبنان, ايران و عراق سخن رفته است و در ضمن اين بحثها انديشه ها و طرحهاى اصلاحى عالمان چون سيد جمال الدين اسدآبادى, شيخ محمد عبده, رشيدرضا, سرسيد احمدخان هندى, شيخ حسن البناء, سيد قطب, ابوان على مورودى, سيد محسن امين, سيد عبدالحسين شرف الدين, شيخ هادى نجم آبادى, ميرزا محمد حسين نايينى, سيد حسن مدرس, سيد محمود طالقانى, سيد محمد باقر صدر, ميرزاى شيرازى و… مورد بررسى قرار گرفته است
تذكره آقا على عباس
احمد صادقى اردستانى (چاپ اوّل: قم, رئوفت, 1374) 224ص
در اين كتاب در فصل اول به شرح حال فرزندان امام موسى بن جعفر پرداخته شده و در فصل دوم شرح زندگى آقا على عباس, فرزند امام موسى بن جعفر, كه در هفتاد كيلومترى جنوب شرقى كاشان مدفون است, آورده شده است فصل سوم بحثى است درباره اماكن مقدسه و فصل چهارم درباره زمانهاى مقدس است فصل پنجم درچگونگى حاجت خواهى, فصل ششم آداب و فلسفه زيارت, فصل هفتم احكام و مسائل شرعى و فصل هشتم شامل چند زيارتنامه است
آثار احمدى
استرآبادى ـ مصحح ميرهاشم محدث (چاپ اوّل: تهران, نشر قبله, 1374) 559ص, وزيرى
شرح حال پيامبر اكرم(ص) و ائمه معصومين(ع) است
شرح خلافت خلفاى راشدين نيز قسمتى از كتاب را دربر مى گيرد مصحّح محترم در آغاز كتاب نسخه شناسى گذرا از كتاب عرضه مى كند
فرائد الفوائد
محمدزمان بن كلبعلى تبريزى ـ رسول جعفريان (چاپ اوّل: تهران, نشر ميراث) 362ص
كتاب شامل دو باب است كه در باب اوّل احوال مساجد, آداب بهره گيرى از مساجد, مساجد مشهور مورد بررسى قرار گرفته است در باب دوم آداب آموزش و پرورش و معرفى بعضى از مدارس دوره صفويه آمده است در خاتمه اشاره اى به آداب زيارت, احكام كندن قبر, زهد و انزواگرايى شده است
فيض الدموع
بدايع نگار ـ مصحّح: اكبر ايرانى قمى (چاپ اوّل: قم, نشر ميراث, 1374) 296ص, وزيرى
كتاب شامل مقدمه اى تفصيلى از مصحّح در زمينه ادبيات و مسايل تاريخى ـ ادبى, سبك شناسى و مباحث بلاغى است متن كتاب شرحى است از جريان قيام امام حسين(ع) و تبيين شهادت ياران آن حضرت و شرح اسارت خانواده امام حسين(ع)
برگى از دفتر كوير
ميثم نمكى آرانى (چاپ اوّل: قم, حاتم, 1372) 128ص
شرح حال آقا ميرزا احمد عاملى آرانى, حاج سليمان بيدگلى, نظام وفا و حاج على اخبارى است
رجال المجلس
علاّمه مجلسى ترتيب: عبدالله سبزآلى (چاپ اوّل: بيروت, مؤسسة الأعلمى للمطبوعات) 426ص, وزيرى
علاّمه مجلسى ـ رضوان الله عليه ـ براساس اجتهاد خود در مجموعه اى خرد صفات راويان را گزارش كرده است با عنوان (الوجيزه) كه در آن ابتدا نامها آمده است, سپس كنيه ها و آنگاه لقبها در اين كتاب آن مجموعه ترتيب دقيقى يافته و نتيجه بررسيهاى (معجم رجال الحديث) نيز بدان افزوده شده است محقق و تنظيم كننده آن تمام اصطلاحات به كار گرفته شده درباره رجال, مانند ثقه, شهادة, الشريف, الغلو, و… و در كتابهاى رجالى مانند توثيقات عامه, اصحاب الأجماع و… را براساس معجم رجال الحديث شرح كرده است توان گفت در اين مجموعه عصاره پژوهشهاى رجالى درباره رجال و اصطلاحات يكجا عرضه شده است كتاب با اشراف و نظارت و هدايت محقق ارجمند حضرت سيد محمد حسين حسينى جلالى تدوين و نشر يافته است
العلاّمه السيد هاشم البحرانى
فارس تبريزيان (چاپ اوّل: قم, دارالمعروف, 1374) 304ص, وزيرى
محدث جليل و عالم بزرگوار ديار بحرين, علامه سيد هاشم بحرانى, از عالمان و ارجمندانى است كه زندگانى را يكسره به آموختن, نگاشتن و نشر حق گذراندند آقاى تبريزيان در اين كتاب بتفصيل زندگانى و آثار آن بزرگوار را گزارش كرده است در فصل اوّل از زادگاه و خاندان وى سخن گفته و در بخش ديگر از تحصيل وى در نجف اشرف و مشايخ و استادان آن بزرگوار نام و ياد شاگردان وى و كسانى كه از او اجازه حديث گرفته اند در فصلى ديگر آمده است طرق وى در نقل حديث و ستايش عالمان و شرح حال نگاران موضوع بخش ديگرى از كتاب است در فصلى درازدامن مؤلف آثار و نگاشته هاى بحرانى را گزارش كرده و آنچه را به وى نسبت داده اند و از آنِ او نيست را نيز بدقت نشان داده است كتاب آقاى تبريزيان سودمند است و خواندنى و همت وى در معرفى يكى از چهره هاى والاى تشيع ستودنى
سلطنت علم و دولت فقر
على ابوالحسنى (چاپ اوّل: قم, دفتر انتشارات اسلامى, 1374) 736ص, وزيرى
جلد اوّل از مجموعه اى دو جلدى است در شرح حال, افكار و مجاهدتهاى عالم جليل ملا قربانعلى زنجانى اين مجلد ده بخش دارد با عناوين سيرى در زندگانى حجت الاسلام, مقامات اعلاى علمى حجت الاسلام, مراتب والاى معنوى حجت الاسلام, سلطنت علم و دولت فقر, اطرافيان, معتمدان و كارگزاران حجت الاسلام, بستگان, سيما, تصنيفات و تقريرات توثيق روات نقد كتاب (خط سوّم در انقلاب مشروطيت ايران)
آقاى ابوالحسنى در آغاز اين نقد نوشته اند كه اين نقد را براى چاپ به مجله آينه پژوهش فرستادند كه با تأخير يكساله چاپ شده است و يادآورى كرده اند كه مقاله ايشان تلخيص شده است, به گونه اى كه به جان كلام وى لطمه خورده است! داورى جناب ابوالحسنى ناصواب است مقاله آقاى ابوالحسنى براساس شيوه نگارشى هميشگى وى آميخته بود به درازنويسيهاى بى پيوند با نقد كه مجله چاپ آن را بدان گستردگى برنمى تابيد مانند همه مقالات رسيده چون نوبت چاپش رسيد مواردى كه با نقد كتاب مرتبط بود چاپ شد, و پس از چاپ مقاله جواب نقد ايشان را هم چاپ كرديم انصاف اقتضا مى كرد كه جناب ايشان, اكنون كه نقد را چاپ كرده اند, جواب را هم چاپ مى كردند و از مسير درست نويسى به دور نمى ماندند
مشاهير زنان ايرانى و پارسى گوى
محمد حسن رجبى (چاپ اوّل: تهران, انتشارات سروش, 1374) 263ص, وزيرى
اين كتاب گزارش شرح حال و آثار زنان نامدار و پارسى گوى ايرانى است از آغاز تا مشروطه بنابراين زنانى كه در خارج از جغرافياى تاريخى ايران مى زيسته اند, اما آثارى به پارسى دارند شرح حالشان آمده است و نيز زنانى كه زادگاه و زيستگاه آنان روشن نيست ولى تبارى ايرانى دارند كتاب براساس حروف الفبايى اسامى ترتيب داده شده و در پايان شرح حالها منابع شرح حال ثبت شده است
چشمه خورشيد
على اصغر شعردوست (چاپ اوّل: تهران, كنگره بزرگداشت حكيم محمد فضولى, 1374) 248ص, رقعى
عالم, عارف, شاعر و متفكر ارجمند شيعى, ملاّ محمد فضولى, از اديبان بلند آوازه قرن دهم هجرى است اين كتاب پژوهشى درباره زندگانى و آثار آن اديب فرهيخته است كتاب در شش فصل سامان يافته است فصل اوّل مشتمل است بر گزارش زندگى و شخصيت علمى و ادبى فضولى در فصل دوم بتفصيل از آثار فضولى بحث شده است و نتيجه ها و چگونگى آنها شناسانده شده است شعر از ديدگاه فضولى بحثى است سودمند كه در فصل سوم كتاب آمده است در فصل چهارم ترجمه و شرح قصيده ارجمند و والاى فضولى است در نعت رسول الله(ص) به زبان تركى در فصل پنجم نگاهى است به غزلهاى فضولى به لحاظ ساختار زبانى و ادبى و نيز محتوا و انديشه هايى كه در آنها عرضه شده است و فصل كتاب گزينه هاى است از اشعار فارسى فضولى آقاى دكتر جليل تجليل بر كتاب مقدمه كوتاهى نوشته اند و در ضمن آن باختصار از جايگاه ادبى فضولى سخن گفته اند
فوايد راه آهن
محمد كاشف ـ مصحّح محمد جواد صاحبى (چاپ اوّل: تهران, نشر نقطه, 1374) 132ص, وزيرى
نويسنده كتاب كه مدتى نايب اوّل سفارت دولت ايران در پاريس بود پس از ديدن پيشرفت اروپا و عقب ماندگى آسيا درپى كشف علّت اين عقب ماندگى برمى آيد و رمز موفّقيت اروپاييان را در داشتن راه آهن مى بيند و از اين روى به تبيين فوائد راه آهن و نقش آن در پيشرفت زندگى مى پردازد مجموعه ها
ارغنون
محمدعلى تربيت ـ غلامرضا طباطبايى مجد (چاپ اوّل: تبريز, نشر ابو, 1374) 387ص, وزيرى
روانشاد محمدعلى تربيت از بزرگمردان خطّه آذربايجان و از فرهنگبانان بزرگ ديار مردخيز تبريز بود و اين مجموعه 36 مقاله علمى و فرهنگى سودمند و خواندنى تربيت است كه آقاى طباطبايى آنها را گردآورد و ويراسته و با تصحيح و پانوشتهايى مفيد به گونه اى شايسته منتشر كرده است مجموعه مقالات در سه بخش آمده است: 1) تذكره شعرا و دانشمندان آذربايجان; كه مشتمل است بر شرح حال 66تن از شاعران آن ديار; 2) مقالات تحقيقى درباره تاريخچه چاپ و نشر در ايران, كتاب و كتابخانه, تاريخ فلسفه و شعر 3) مقالات متفرقه درباره جشنهاى ملى ايرانيان, آيينهاى متداول در بيان مردم و فهرست مختصرى از 150 عنوان روزنامه نشريافته در آذربايجان و…
ادبيات
سلام بر حيدربابا
بهروز ثروتيان (چاپ اوّل: تهران, انتشارات سروش, 1374) 130ص, وزيرى
ترجمه است از اثر جاودانه شهريارِ ديار سخن, شهريار, با عنوان (حيدر بابا) مى دانيم كه آوازه بى مانند (حيدربابا) مرزهاى كشور را درنورديده و متن اصلى و ترجمه هاى آن در سراسر گيتى گسترده است شكوه سخن و تصويرهاى شگرف شهريار در اين منظومه بدانسان فخم و فاخر است كه بسيارى بر اين باور بوده و هستند كه هرگز ترجمه پذير نيست (حيدربابا) بارها ترجمه شده است و اين ترجمه نيز بى گمان آخرين آن نخواهد بود, اما گفتنى است كه اديب برومند آن ديار, حضرت انزابى نژاد, از آن با عنوان (حيدربابا) در جامه زيباى فارسى ياد كرده و نوشته اند: من از سر انصاف مى گويم كه در بسيار جا اين عروس, نجابت و وفادارى را به كمال دارد و زيبايى را هم پس به جناب ثروتيان بايد اين توفيق را تبريك گفت آقاى ثروتيان پس از مقدمه جناب انزابى نژاد در ضمن پيشگفتارى از عظمت (حيدربابا) سخن گفته و محتواى آن را برنموده است آنگاه ترجمه آن را به شعر گزارش كرده است و پس از آن متن حيدربابا را با ترجمه آن به نثر آورده است و در پايان توضيحاتى است درباره برخى از مكانها, اصطلاحات و واژه هاى تركى آن
آموزش زبان فارسى در جمهورى آذربايجان
على اصغر شعردوست (چاپ اوّل: تهران, شوراى گسترش زبان و ادبيات فارسى, 1374) 260ص, رقعى
در اين كتاب مؤلف كوشيده است تا چگونگى ادبيات فارسى و آموزشهاى آن را در جمهورى آذربايجان بازگويد در فصل اول از گسترش شعر و ادب فارسى در جمهورى آذربايجان سخن رفته است و در فصل دوم از تأثير ادبيات ايران بر ادبيات جمهورى آذربايجان بحث شده است فصل سوم ويژه گزارش وضع آموزش زبان فارسى از آغاز تاكنون در آن ديار است در فصل چهارم كتابهاى خطى فارسى موجود در كتابخانه فرهنگستان علوم جمهورى آذربايجان فهرست شده است كتاب بر روى هم اثرى است خواندنى و داراى آگاهيهاى ارجمند از وضع فرهنگ و ادب فارسى در جمهورى آذربايجان اجتماعى ـ سياسى
جنگ ايران و عراق
آندره گاترى ـ مترجمان نورى و تائب و سالارى (چاپ اوّل: تهران, دفتر مطالعات سياسى و بين المللى, 1374) 504ص, وزيرى
اين كتاب اسناد, قوانين و مقررات مربوط به حقوق جنگ دريايى و مسايل مرتبط با جنگ ايران و عراق را جمع آورى و تحليل كرده است در چند فصل اسناد مزبور مرتبط به ايران, عراق, آمريكا, بريتانيا, فرانسه و مجامع بين الملل تجزيه و تحليل شده است
حقوق محيط زيست در ايران
دكتر مصطفى تقى زاده انصارى (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1374) 8 « 176ص, وزيرى
نويسنده مباحثى از قبيل قلمرو محيط زيست, مبانى حقوق محيط زيست, شناخت حقوق محيط زيست را در بخش اوّل كتابش بحث كرده است و حقوق موضوعه محيط زيست در ايران را در بخش دوم و حقوق مثبته وحمايت حقوقى از محيط زيست را در بخش سوم مورد بررسى قرار داده است
مسايل نظامى و استراتژيك معاصر
دكتر ازغندى ـ دكتر روشندل (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1374) 280ص
اين كتاب در چهار بخش تدوين يافته است و در آن مسائل عمده مربوط به استراتژى و جنگ, عوامل تعيين كننده استراتژى, انواع و سطوح استراتژى و محدوديتهاى استراتژى در قلمرو ابزار و تسليحات نظامى به بررسى كشيده شده است اين كتاب به عنوان متن درسى (مسائل استراتژى معاصر) براى مقطع كارشناسى و رشته علوم سياسى تدوين يافته است
امنيت ملّى و نظام بين الملل
دكتر جليل روشندل (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1374) 202ص, وزيرى
شامل مباحثى در زمينه امنيّت ملّى, منافع ملّى, ساختار قدرت ملّى, نفش و عملكرد قدرت ملّى, نظام بين الملل و امنيّت ملّى, عوامل تهديد كننده امنيت ملّى و دگرگونيهاى امنيت ملّى است
مبانى امور مالى و بودجه در آموزش و پرورش
داود صالحى (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1374) 8 « 308ص, وزيرى
در اين كتاب مباحث تنظيم بودجه در آموزش و پرورش ذيل عناوين: ماليّه عمومى چيست, تعريف بودجه, اصول بودجه, مراحل بودجه, طبقه بندى بودجه, چگونگى تهيه و تنظيم بودجه, رسيدگى, اصلاح و تصويب بودجه در مجلس, اجراى بودجه, كنترل و نظارت بر اجراى بودجه, ارتباط بودجه و حسابدارى به بحث كشيده شده است
تسلية الفواد
مجد الأدبا خراسانى به كوشش انصارى (چاپ اوّل: قم, ميراث مكتوب, 1374) 193ص, وزيرى
اين كتاب ترجمه مسكّن الفواد شهيد ثانى در مباحث مصيبت و برخورد با آن, در گريه, گفتن كلمه استرجاع, نوحه گرى, تسليت گويى, يادكرد مصائب حضرت رسول و عنايت خداوند به مصيبت ديدگان است
احياكننده اين اثر در پايان هشت فهرست مفيد به آن افزوده است
رسالت انقلاب اسلامى ايران در توحيد كلمه
به اهتمام: عبدالكريم بى آزار شيرازى (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى, 1373) 208ص, عكس
نگارنده كتاب با بهره جستن از كلام خدا و ائمه و بزرگان دين مى كوشد اهميت وحدت كلمه و در نتيجه وحدت تمام مسلمين را نشان دهد
راهبردها و فنون طراحى آموزشى
لشين, پولاك و رايگلوث (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1374) 8 « 350ص
نويسندگان مباحث ذيل را براى تهيه طرح آموزشى به بحث كشيده اند تجزيه و تحليل نيازها, انتخاب و مرتب كردن محتوا, تهيه درسها استفاده از رسانه ها و ارزشيابى نظامهاى آموزشى مترجم كتاب را براى دانشجويان رشته هاى علوم تربيتى براى مقطع كارشناسى ترجمه كرده است
مقدمه اى بر نظريه هاى اندازه گيرى
آلن وين ـ مترجم دكتر على دلاور (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1374) 11« 460ص, وزيرى
كتاب دربردارنده مفاهيم كاربرد آزمونها, نظريه كلاسيك نمره واقعى, پايانى, اعتبار, اصول آزمون سازى, تبديل و معادل سازى نمره هاى آزمون, مقياس بندى, ملاحظات خاص در استفاده از اندازه گيريها, تحولات و مجادله هاى جارى در اندازه گيرى و نظريه هاى جديد آن براى رشته هاى روانشناسى, علوم تربيتى است كه براى مقطع كارشناسى و كارشناسى ارشد تدوين يافته است
جغرافياى زيستى
اصغر نيشابورى (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1374) 159ص
مباحث مربوط به جغرافياى زيستى را در يازده فصل مورد بررسى قرار داده است عناوين پاره اى از فصول به قرار ذيل است: تعريف و كاربرد جغرافياى زيستى, اكوسيستم, روند توليد و مصرف و چرخش موارد اكوسيستم, رقابت, نقش انسان در تغيير حوزه انتشار و مسير تحول جانداران
مجله هاى پـژوهشى
آزادگان
شماره19, ويژه نامه بهمن74
استراتژى على(ع) در حكومت پنج ساله; جنوب لبنان, سرزمين حماسه; گزارشى از فعاليتهاى واحد پژوهش و انتشارات ستاد رسيدگى به امور آزادگان; معرفى كتاب و….
انديشه حوزه
سال اول, شماره سوم, زمستان74
نقش تمدن موضوعات در تحول اجتهاد; درنگى با ذهبى در كتاب التفسير والمفسرون; فقه حاكم(3); نگاهى به ساختار كنونى جهان; سير تكاملى تفسيرنگارى(3); صدراشناسى(2); حركت شناسى(2); سير تاريخى شدن دين; مواد زكوى و….
بيّنات
سال دوم, شماره4 (پياپى8), زمستان 74
تفسير قرآن كريم, امام خمينى(ره); نكات قرآنى; مفسر بزرگ آيت الله شيخ محمدصالح برغانى(ره); سير نگارشهاى علوم قرآنى; وحى از زبان وحى; زمينه ها و انگيزه هاى تفسير علمى; هبوط در قرآن و انجيل; بايسته هاى پژوهشى قرآنى; نگرشى به تفسير منسوب به امام جعفر صادق(ع); جلوه هاى ولايت در تفسير كشف الاسرار; تفسير (فى ظلال القرآن); ويرايش جديد ترجمه الهى قمشه اى(ره) و….
پاسدار اسلام
شماره 171ـ172, اسفند و فروردين75
تبليغات انتخاباتى در جامعه دينى; دگرانديشان و مولفه هاى مبارزه; يادى از شقايق ها; گوشه هايى از اقدامهاى صادق آل محمد(ص); مسؤوليت جسمى; نگاهى به بحران كراچى و نهضت قومى مهاجر; در پاسداشت بهار; سيرى در سيره رسول الله(ص) و….
پژوهشهاى قرآنى
سال اول, شماره3, پاييز74
قرآن, پشتوانه و خاستگاه فقه; پويايى فقه قرآنى; فلسفه احكام در قرآن; مطالعات فقهى ـ قرآنى در عصر پيامبر; نگاهى به بحثهاى فقهى ـ قرآنى در عصر صحابه; مطالعات فقهى ـ قرآنى در عصر تابعان; كتابشناسى احكام قرآن; نقش باورها و اطلاعات بيرونى در برداشت از آيات قرآن; بررسى سير نزولى تحدى در آيات قرآن; تلاشهاى قرآنى معتزله; ديدگاههاى قرآنى معتزله; سير انديشه معتزله در ابعاد كلامى و علوم قرآنى; بررسى تفسيرهاى تك نگارى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى و….
پيام حوزه
سال دوم, شماره چهارم (پياپى8), زمستان75
مصوبات شوراى عالى; واحد امور مشمولان حوزه علميه; نگاهى دوباره به شهرك مهديه با ديدگاههاى صاحبنظران درباره نظام آموزشى حوزه; جلوه هايى از حيات عالم ربانى آيت الله سيد جمال گلپايگانى; حوزه علميه زنجان و مدرسه علميه امام صادق(ع); دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين و…
پيام زن
سال پنجم, شماره يكم (پياپى49), فروردين75
جمهورى اسلامى و مسأله زنان; شخصيت زن مسلمان در ميدان پيكار و مبارزه(1); توسعه اقتصادى و اشتغال زنان(1); اخبار زنان در سال74; وضعيت زنان در بنگلادش, نيم نگاهى به زنان در مطبوعات ايران 1374; رابطه عمل و اخلاق; تازه هاى پژوهش و….
پيام زن
سال پنجم, شماره دوم (پياپى50), ارديبهشت75
در محضر حضرت آيت الله حاج شيخ يوسف صانعى(1); طرح رژيم شاه در برخورد با حجاب و چادرـ 1355; همسر مختار, مقاومت تا شهادت; همراه با زنان جهان در سفرنامه پكن(6); ميراث فرهنگى; حق حضانت و ملاقات فرزندان; نگاهى به چهره زن در ادب پارسى(7) و….
پيام يونسكو
سال بيست وششم, شماره 296, بهمن74
ستاره ما خورشيد; خورشيد و اسطوره ها; نورى درخشان در دل زمان; آيين زردتشت و پرستش آتش; خرمنهاى خورشيدى در روستاهاى هند; كنفرانس جهانى خورشيد; كتابخانه جديد اسكندريه و….
پيام يونسكو
سال بيست وششم, شماره298, دى74
دار و ندار; توسعه براى كه؟; آفريقاى جنوبى پس از دوران آپارتايد; برزيل: كشورى مصمم به مبارزه با گرسنگى; جوامع محروم; از هم پاشيدگى جوامع بر اثر بيكارى و فقر; پروناسول: تلاش مكزيك براى مبارزه با فقر و….
پيام يونسكو
سال بيست وششم, شماره299,بهمن74
كوچ نشينى زندگى بى سكون; در ميانه دريا و خشكى; بازگشت باديه نشينان; هميشه در راه; اعلام خطر براى كمربند سبز زمين و….
تعاون
شماره 53 (پياپى142), بهمن ماه74
نماز تطهير قلب, تهذيب نفس, كليد بهشت; مقدمه اى بر صيام و احكام آن; چگونه مى توان مدير شايسته تربيت كرد؟; تعاون در آيينه مطبوعات و….
التوحيد
العدد79, السنة الرابعه عشر, رجب 1416هـ, كانون الاولى 1995م
المثقف الاسلامى ووحى التراث; استحالة تحريف القرآن الكريم; اعلمية الفقيه ومبانى التقليد; المجتمع الدينى والمداثة; الاسلام وضوابط السلوك الاقتصادي; الفكر الاستشراقى فى ميزان النقد العلمي; الواقع الاسلامي.. التحديات والمعالجات (الملتقى الثقافي); الشيشان.. مثل الصمود الاسلامى فى القفقاز (استطاع); مقاربات فى النظام الدولى و….
حوزه و دانشگاه
سال دوم, شماره ششم, بهار75
تورم و مسأله خمس; پيشفرضهاى نانوشته در تحقيق; حضور اراده در مبادى عمل (نقد پيشفرضهاى روانشناسى اسلامى); مردم شناسى اسلامى; ثابت و متغير در دين; پست مدرنيسم و….
صفا
سال اول, شماره سوم و چهارم, تابستان ـ پاييز74
شيعه و تشيع در اندلس; ضرورت تدبر در قرآن; محورهاى بازسازى هويّت فرهنگى; اسلام, فرهنگ و توسعه; تشكيلات و سازمانهاى سياسى و توسعه; ويژگيهاى يك تفسير; امام حسين(ع) و جلوه هاى حقيقت; استراتژى نظامى در نبردهاى امير مؤمنان(ع); جوانگرايى اجتماعى; خيزش فرهنگى, ويژگى ها و ارزشهاى فرهنگ مكتبى; سخنوران شيعى و….
فرهنگ توسعه
سال چهارم, شماره21, بهمن74
پايگاه و نقش فرد در جامعه ژاپن; اسطوره شناسى انقلاب; آفرينش و فرجام; حلقه گم شده در تاريخ; هنر فاشيست نبودن; بن بست ايدئولوژى بازار; هژمونى در نظام جهانى, موج اول; چهار ويژگى چپ در ايران; دورنماى اقتصاد ايران; انتخابات مجلس, نگاه ها; صلح اقتصادى و….
فقه
شماره چهارم و پنجم, تابستان و پاييز74
فقه و هنرهاى تصويرى و تجسمى; موضوع شناسى مجسمه و نقاشى; حرمت مجسمه سازى و نقاشى; حريت ساخت مجسمه جانداران; جواز مجسمه سازى و نقاشى; مدارك و مآخذ پژوهشى در هنرهاى تصويرى و تجسمى; ديدگاه دين درباره نقاشى و مجسمه سازى (از نگاه اهل سنت); چشم انداز فقه به هنر نمايش; غناء از ديدگاه اسلام; حصار (موضوع شناسى موسيقى); طلوع و غروب اصحاب اجماع; ويژگيهاى فقه در شيعه در كتاب (الفقه الاسلامى وادلته) و نقد آن; پاسخ نقدى بر مقاله (انظار فقيهان در ولايت فقيه)
فقه اهل البيت(ع)
سال اول, شماره سوم, پاييز 74
فقاهت در منشور ولايت; تأثير زمان و مكان در اجتهاد; كاوشى نو در اقسام ديه و چگونگى پرداخت آن در روزگار ما; اجازه ولى امر در انجام قصاص; پژوهشى در ديدن هلال ماه; نقش قبص در عقد رهن; تحول موضوعات در فقه; كالبد شكافى و….
الفكر الاسلامي
العدد الثانى عشر, السنة الثالثة, شوال ـ ذوالحجة 1416هـ.ق
رؤية قرآنية للنصر والهزيمة; حق الابتكار: دراسة فقهية; دراسة اُصولية عن نظرية حق الطاعة; لمحة من مسيرة مدرسة النجف الصلفية; المدرسة التفكيكية والمدرسة الصدرائية; الحوزة العلمية والاشكاليات التى تواجه الفكر الدينى و….
كيهان انديشه
شماره64, بهمن و اسفند74
نظريه تحول اجتهاد يا تحول شريعت; فقه و پديده بخت آزمايى; نگاهى به مبادى علم اصول; خلق جديد در جهانشناسى عرفانى; تجلى ذات در ادبيات عرفانى; حركت و مسافت; جريان تشكيك در مظاهر وجود و يا مراتب آن; فيزيك و فلسفه; رابطه علم و دين در مسيحيت; الف الانسانية; فلسفه علم چيست؟; نقد و بررسى مبانى فصاحت و….
كيهان فرهنگى
سال دوازدهم, شماره124, آذر و دى74
زبان فارسى, رمز هويت ملى; راهبردهاى جديد فلسفه; تبادل فرهنگى; راهها و تنگناها; روش تحقيق در منطق حقيقت; پيروزى عقل در فلسفه ابن رشد; موعود آخرالزمان در آيينه باورهاى هند باستان; مكتب تاريخنگارى شام; ريخت شناسى واژگان در گويشهاى بومى; حيرت نامه فطرت; فهرستگان ارتباطات; كتابخانه هاى عمومى و نيمه عمومى عربى در قرون وسطى و….
كيهان فرهنگى
سال دوازدهم, شماره125, بهمن و اسفند74
ويژگيهاى سبكى منشآت قائم مقام; ناز و نياز در مشرق زمين; تعهد به ارزشهاى بومى; سيرى در غزليات اقبال; فقه اماميه و تاريخ آن; انديشه مُثُل افلاطونى در فلسفه اسلامى; ولايت و امامت از نگاه عزيزالدين نسفى; فرهنگ مثلهاى فارسى با معادل هاى انگليسى و فرانسه و….
مجلس و پژوهش
سال سوم, شماره هيجدهم, بهمن و اسفند74
مدرس, الگوى جاويد نمايندگى; تعاملات تعاون و تمدن; بودجه 75 از لايحه تا قانون; لايحه و ماليات75; واردات و لايحه و بودجه75; چشم انداز قيمت نفت در سال75; يارانه و بودجه75; سياست ارزى در بودجه75; چند توصيه; آموزش و پرورش و لايحه بودجه75.
مسجد
سال چهارم, شماره24, بهمن و اسفند74
رابطه نقل و عقل در فقه; مفهوم بيعت و كاربرد سياسى آن; موضعگيريهاى خصمانه آمريكا عليه ايران; آيا قرآن ترجمه پذير است؟; محراب سنگى مسجد ميرزاتقى همدانى; مسجد جامع تهران يا جامع عتيق و….
مصباح
شماره15, پاييز74
نگاهى به مبانى تعليم و تربيت در رئاليسم اسلامى; بررسى تأثيرات منفى نظريه تكامل داروين بر انسانشناسى در غرب; مصداقهايى از بصيرت استراتژيك(3); نظريه رهبرى الهام بخش; تازه هاى تحقيق و….
ميقات حج
سال چهارم, شماره چهاردهم, زمستان74
موضوع شناسى فقهى حج (استطاعت); بقعه عقيل بن ابيطالب و…; حرا, مطلع وحى; گشت وگذارى در مطبوعات عربستان; از هندوستان تا حريم يار; پيامبر در مدينه; از مدينه تا ام القراى جهان اسلام و….
نامه مفيد
سال اول, شماره چهارم, زمستان74
تفسير قرآن (سوره مزمل); درآمدى بر تفسير واژه اى قرآن; پژوهشى در زمينه شاعر نبودن پيامبر از ديدگاه قرآن; كتابشناسى توصيفى نخستين حكيم مسلمان; بررسى تطبيقى قاعده عطف بماسبق نشدن قوآنين جزائى; رساله حق و حكم و شرح حال شيخ محمدهادى تهرانى; اقتصاد اثباتى ـ مبانى منطقى نظريه نئوكلاسيك; فقه الشركة; العلاقات الدوليه فى الاسلام; حق ابتكار در فقه اسلامى; نقش اقليت و اكثريت در تأمين مشروعيت قدرت و….
نشريه دانشكده الهيات و معارف اسلامى مشهد
شماره 30, تابستان 74
گزارشى از شروع به كار نشريه الهيات تاكنون; دعا و نيايش; كليات تاريخ فقه; تعارض ادلّه; قبله; جوهر فرد; آنسلم و برهان وجودى; نيم نگاهى به ترجمه تفسير الميزان; رساله قضا و قدر; حقوق اهل بيت(ع) از نظر قرآن; مسافرت هيأتى از وزارت مذهب…; بازديد چهار نفر از مديران و….
نمايه
سال پنجم, شماره11 (پياپى50), اسفند74
نمايه نشريات علمى و فرهنگى و كتابهاى روز.
نقدونظر
سال دوم, شماره پنجم, زمستان74
نقش زمان و مكان در فرآيند اجتهاد در نظرخواهى از دانشوران; تطبيق پذيرى قوانين اسلامى با تحولات اجتماعى; جايگاه موضوع شناسى در اجتهاد; نقش علوم بشرى در اجتهاد; درك زمان و موضوعات جديد; امام(ره) و فقاهت مبتنى بر زمان و مكان; شيوه اكتشاف ملاك و نقش آن در تغيير احكام; نقش زمان و مكان در حلّ تعارض اخبار; نقش زمان و مكان از ديدگاه شهيد صدر; منطقةالفراغ; تأمّلى ديگر در تأثير زمان و مكان در اجتهاد; سه گونه دانش در سه قلمرو; اهداف دين درنگى در (نظرية المقاصد عند الشاطبى); مأخذشناسى همايشهاى فقهى.
وقف, ميراث جاويدان
سال سوم, شماره11ـ12, پاييز و زمستان74
وقف مسلمان بر كافر; كتابخانه كوپريلى; تاريخ تفسير و تطور آن; آخرين گفتگو با نسخه شناس بزرگ معاصر مرحوم سيد عبدالعزيز طباطبايى; موقوفات سردار فيروزكوهى; امامزاده على اصغر زرآباد; موقوفات در سين كيانگ جنوبى; مستشرقان و قرآن كريم; حدوث و قدم عالم; موقوفات جديد در ايران; اوقاف اسلامى در آندراپرادش و….
ياد
شماره 39ـ40, پاييز و زمستان 74
تاريخ و فلسفه تاريخ در قرآن (جايگاه زن در تاريخ) خاطرات; رجال (درآمدى بر جريان شناسى چهره هاى رجال در تاريخ معاصر ايران); جغرافياى سياسى, فرهنگى انقلاب (مساجد سنگرهاى انقلاب); ميراث ملى انقلاب اسلامى ايران (اسناد مبارزاتى آيت الله هاشمى رفسنجانى (سال1374))ü ايران شناسى با نگاهى ديگر (اصفهان); تازه هاى كتاب و….
شاهكارهاى ادبى
فاطمى سيد حسن
علما و نويسندگان گذشته در تدوين آثار خود از فنون بلاغى بهره فراوان مى بردند. لااقل كتابهايشان را با خطبه اى مسجع آغاز مى نمودند و گاه علاوه بر سجع, فنون متعددى را مراعات مى كردند و مقيد بودند نامى مسجع براى كتاب خود انتخاب كنند. ليكن در زمان ما اغلب صناعات ادبى به فراموشى سپرده شده و حتى رعايت سجع در نام اثر ـ كه از مهمترين اجزاى كتاب است ـ رو به فراموشى است.
در اهميت صناعات ادبى همين بس كه اين فنون در قرآن كريم, فراوان آمده و پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) در سخنانشان از اين صناعات استفاده مى كردند. چه بسا در قرآن و كلمات معصومين(ع) فنونى به كار رفته كه هنوز ادبا و دانشمندان موفق به كشف آنها نشده اند و برخى از آنها, مانند اعجاز عددى قرآن, در سالهاى اخير كشف شده كه در علم بلاغت سابقه نداشته و هنوز نامى براى آن نهاده نشده است.
برخى فنون بلاغى, جذابيت فراوانى به كلام مى دهد و جاذبه از مقوله هايى است كه نبايد از نظر دور داشت. شهيد مطهرى كلامى دارد كه بخوبى نمايانگر اهميت صناعات ادبى است:
يك عامل اساسى (از عوامل ظاهرى طبيعى) براى اينكه على(ع) در دنيا نمرد اين بود كه على سخنانى دارد در نهايت زيبايى. (نهج البلاغه) واقعاً نهج البلاغه است. دشمن هم دلش مى خواهد سخنان على را ضبط و حفظ كند.1
علت محفوظ ماندن بسيارى از آثار گذشتگان ـ كه برخى از آنها در اين نوشتار معرفى مى شوند ـ به سبب به كارگيرى فنون و صنايع ادبى در تدوين آنهاست.
برآن شديم منابعى را كه در آنها فنونى به كار رفته كه مى توان عنوان (شاهكار ادبى) بر آنها نهاد, گردآورى كنيم تا سنت استفاده از صنايع ادبى احيا و الگويى باشد براى آنان كه ذوق خلق آثارى از اين قبيل دارند و از سوى ديگر سختكوشى و تلاش گذشتگان بيشتر نمايان گردد.
* * *توشيح
صناعتى است كه در اول, وسط يا آخر سطرهاى منظوم يا منثور, حروف و كلماتى بياورند كه چون آنها را با يكديگر جمع كنيم, كلمه يا كلامى ديگر به دست آيد. در اين صناعت در قالب يك متن چند عبارت وجود دارد. چنانچه اگر حرفهاى اول مصراعهاى دو بيت زير در يك جا جمع شود, نام (محمد) درست مى شود:
من بر دهنت به موى بستم دل تنگ
حاصل ز لبت نيست برون از نيرنگ
من با تو و تو با من مسكين شب و روز
دارم سر آشتى تو دارى سر جنگ
1. عنوان الشرف الوافى, اسماعيل بن ابى بكر مقرئ (م837ق) مكتبة اسامة, دار الروائع, 1407ق.
مؤلف, پنج رساله در پنج علم را در قالب يك متن آورده است. به اين صورت كه متن اصلى, يعنى سطرهاى افقى, فقه است و اگر حروف اول سطرها در ادامه هم خوانده شود, رساله اى پيرامون علم عروض و در صورتى كه حروف آخر سطرها در امتداد هم خوانده شود, رساله اى پيرامون علم قافيه خواهد شد. دو ستون نيز در وسط سطرها با خطوط عمودى مشخص شده كه يكى پيرامون تاريخ و ديگرى پيرامون نحو است.
در مقدمه اى كه در آغاز كتاب به قلم عبدالله انصارى نگاشته شده, مؤلف به عنوان مبتكر اين فن خوانده شده, اما چنانكه در ادامه بيان خواهيم داشت, سالها قبل از وى, چنين صناعتى در ميان فارسى زبانان رواج داشته است.
2. تذكرة العنوان فى علم النحو والعروض والميزان, فرج الله بن محمد حويزى (معاصر شيخ حر عاملى), خطى, كتابخانه آيت الله گلپايگانى, ذريعه, ج4, ص41.
متن اصلى نحو و دو ستون ديگر درباره منطق و عروض است. وجه تسميه اين كتاب ـ چنانكه شيخ حر عاملى در امل الأمل مى گويد ـ اين است كه در مجلسى از كتاب عنوان الشرف الوافى, كه از آثار عامه است, سخن به ميان آمد و حاضرين از شنيدن ويژگيهاى چنين كتابى به شگفت آمدند. لذا شيخ فرج الله قبل از ديدن عنوان الشرف الوافى اين كتاب را نگاشت.2
3. المعجم فى معايير اشعار العجم, شمس الدين محمد بن قيس رازى (قرن هفتم هجرى), تصحيح محمد قزوينى, چاپ سوم, 1360, ص395 .
در اين صفحه ابياتى آورده شده كه اگر حروف آخر مصرعهاى اول و حروف اول مصرعهاى دوم و همچنين كلماتى كه در وسط جدا گرديده, در ادامه هم خوانده شود, اشعارى فارسى و عربى استخراج مى شود.
عبدالله انصارى در مقدمه كتاب عنوان الشرف الوافى, مؤلف آن, اسماعيل مقرئ را به عنوان مبتكر صناعت توشيح معرفى كرده است و برخى ديگر اين سخن را پذيرفته اند. ليكن قبل از اسماعيل مقرئ, چنين فنى در زبان فارسى رايج بوده است. هنوز هم در ادبيات عرب نامى بر اين صناعت نهاده نشده3 و براى معرفى كتابهايى كه اين فن در آنها به كار رفته, مى گويند به شيوه عنوان الشرف الوافى نوشته شده است.
اما كتاب المعجم فى معايير اشعار العجم كه بيش از يك قرن قبل از ولادت اسماعيل مقرئ و به فارسى تدوين شده, تحت عنوان توشيح, علاوه بر توضيح اين فن, نمونه هايى از آن را آورده است.
حتى نمونه اى كه در صفحه 395 ذكر شده, عجيبتر از اثر اسماعيل مقرئ است. زيرا علاوه بر اينكه منظوم است, هر دو زبان فارسى و عربى در آن به كار رفته, ليكن كتاب عنوان الشرف الوافى, نثر و تماماً عربى است.
4. شرف العنوان لاهل الزمان, فرج الله بن محمد حويزى (معاصر شيخ حر عاملى), ذريعه, ج14, ص180.
يك متن حاوى چهار رساله است; به اين صورت كه سطرهاى افقى فقه است و نويسنده در سه ستون ديگر پيرامون كلام, آيات الاحكام و احاديث احكام به بحث پرداخته است.
5. خطبه, جمال الدين محمد شريف كرمانى (م1351ق).
در پايان كتاب اسس الاصول, تأليف شريف كرمانى در سال 1319ق به چاپ رسيده است. مؤلف اسس الاصول اين خطبه را براى كتابى پيرامون اصول عمليه ـ كه در صدد تأليف آن بوده ـ نگاشته است.
سطرهاى افقى پيرامون اصول است. اما پنج ستون ديگر, در صورتى كه حروف آنها عمودى خوانده شود, شامل علم كلام, فقه, منطق, نحو و صرف خواهد شد.
6. النفحة المسكية والتحفة المكية, جلال الدين سيوطى, اتمام در سال869, كشف الظنون, ج2, ص1969 و بغية الوعاة, ج1, ص444.
اين كتاب نيز همانند عنوان الشرف الوافى نگارش يافته, پيرامون نحو, بديع, معانى, عروض و تاريخ است.
7. التحفة السنية, عبدالله وصاف, تهران, مكتبة الصدر.
اين كتاب, عجيبتر از موارد ديگر است; زيرا علاوه بر پرداختن به موضوعات بيشتر, غير از عربى, زبانهاى فارسى و تركى نيز در آن به كار رفته است.
نويسنده در يك متن به بيان هفت موضوع پرداخته است. به اين صورت كه متن اصلى فقه است و ستونى كه از حروف و كلمات اول سطرها تشكيل شده پيرامون فلسفه, ستون دوم راجع به منطق, ستون سوم كلام, ستون چهارم نحو, ستون پنجم داستان فارسى و ستون ششم داستان تركى است.
8. شرف العوالى, احمد بن محمد بن طُنبل شغرى (م881ق), الاعلام, ج1, ص220.
پنج رساله پيرامون پنج علم در قالب يك متن نگاشته است.
9. دُرّ الحبب فى تاريخ اعيان حلب, رضى الدين محمد بن ابراهيم, دمشق, 1973, ص789.
قصيده اى از عبدالرؤوف يعمرى مصرى (م962ق) آورده شده كه در آن, صناعت توشيح به كار رفته است. حذف
حذف صناعتى است در نظم و نثر كه يك يا چند حرف در آن به كار نبرند.
الف ـ حذف حروف منقوط
1. القطرة من بحار مناقب النبى والعترة, سيد احمد موسوى مستنبط, نجف, 1378ق. ج2, ص179.
خطبه اى خالى از نقطه از حضرت على(ع) آورده شده است. آغاز:
الحمد لله الملك المحمود, المالك الودود, مصوّر كل مولود, ومال كل مطرود, ساطح المهاد, وموطل الاطواد, ومرسل الامطار, ومسهل الاوطار, عالم الاسرار ومدركها, ومدمر الاملاك ومهلكها, ومكور الدهور ومكررها, ومورد الامور ومصدرها.
11. مناقب آل ابى طالب, محمد بن على بن شهرآشوب, قم, انتشارات علامه, ج2, ص48.
خطبه بى نقطه ديگرى از حضرت على(ع) كه تنها آغاز آن باقى است:
الحمد لله اهل الحمد ومأواه, وله اوكد الحمد واحلاه, واسرع الحمد واسراه, واطهر الحمد واسماه, واكرم الحمد واولاه….
12. سواطع الالهام, ابوالفيض فيضى, چاپ اول, هند, لكهنو, 1306ق. اتمام آن در تاريخ 1002ق.
اين كتاب شامل تفسير تمام سوره هاى قرآن مى باشد كه حروف نقطه دار در آن به كار گرفته نشده است. آغاز:
احامد المحامد ومحامد الاحامد لله مصعد لوامع العلم وملهم سواطع الالهام, مرصِّص اساس الكلم ومؤسّس محكم الكلام, مرسل الكلام سهماً سهماً اصالح الحصص واكامل السهام, محدِّر السور كلاماً كلاماً صالحاً للمصالح والمهمام.
در پايان از صفحه771, خاتمه اى به قلم سيد عبدالرزاق, همچنين از صفحه 775 به قلم ابوالحسن مودى محمد نگاشته شده كه بدون نقطه است.
13. اسس الاصول, جمال الدين محمد شريف كرمانى (م1351ق), 1319ق.
مباحث اصولى در اين كتاب در 247 صفحه آورده شده كه حروف منقوط در آن به كار نرفته است. آغاز:
اوّل الكلام, اسمه الملك العالم العلام, احمده حَمد حُمِد, اَمدحُه مدح مُدِح, الحمد له على الحمد له, والمدح له على المدح له, حمداً لاحصر له ولاحدّ, ولامدّله ولاعدّ, مدحاً عدد الرمل والحصا, لاامدله ولااحصا.
14. قاعدة حمل الشئ على الصحيح وتنزيهه عن القبيح, جمال الدين شريف كرمانى (م1351ق) 1320ق, تاريخ تأليف در سال 1320ق. آغاز:
اُحلّل الكلام, لاداء اسم الله الملك العلاّم, احمد محموداً كرّم مداد العلماء, على دماء السعداء, مألوهاً كل رهط والهه, مولى الورى والهه, حمداً علا على السماء, وملا ملا الاعلى.
15. درر الاعلال, محمد دهكائى, تاريخ تأليف در سال 1372ق. آغاز:
الحمد لله المكور للصادر الاول, والمسهل لمصادر العلم والعمل, محوّل الاحوال ومكسرها, مصور العوالم ومصدرها, مالك ملك السماء وماعداه, ومعلم علم الاسماء وماسواه, مكمل صور ولد آدم, ومالك ملوم الدهر والعالم.
16. درر النظيم فى رسم تحية وتسليم, محمد باقر خوانسارى اصفهانى (م1313ق) صاحب روضات الجنات.
نويسنده در آغاز اين كتاب, خطبه اى بى نقطه آورده است. آغاز:
الحمد لله الملك المالك المحمود, والواحد الصمد المصمود, اهل الحمد ومسدد العهود, واصل العدل ومحدد الحدود, حمداً هو مدد الاعوام والاحوال مسلسل ممدود, وعدد طلال الامطار ورمال الصحور معدود.4
17. خطبه حسديه, جمال الدين محمد شريف كرمانى (م1351ق).
اين خطبه در پايان كتاب اسس الاصول, تأليف شريف كرمانى در سال 1319ق به چاپ رسيده است. آغاز:
الحمد لله معلم السماء, ومعلّم الاسماء, والسلام على اول طلعٍ طلع, وعلى اسرار العوالم اطّلع, وعلى صهره محط رحاله, ومحل سرور حاله, وعلى اولاده مادوّر السماء, وكرّر المساء.
18. القصايد الخمسة الامامية, محمد حسن بن محمدولى ارومى, ذريعه, ج17, ص85. آغاز:
لعمر او دائى لود وسائل
وماحام حول الود الا الاكامل
وكل الى حلّ المسائل مائل
اكأس المدام المرطعما معادل
19. قصيده بى نقطه سنجر ديوانه, آينه پژوهش, شماره22, صفحه17. آغاز:
دلا مگرد دگر گرد دهر و درهم و مال
كه درهم آمده و مال دهر هر دو ملال
مدام دام طمع اهل حرص را دارد
ملول در طمع كام هر حرام و حلال
20. قصيده بى نقطه قطره اصفهانى در مدح محمود ميرزا, آينه پژوهش, شماره22, ص17, به نقل از مجمع الفصحا, ج2, ص888. آغاز:
كه رسم عدل درآورد در همه عالم
كه كرد در همه عالم رسوم عدل علم
كرم كه كرد درم كاسه [كاسه] گاه عطا
عطا كه كرد گهر كوه [كوه] گاه كرم
21. مدارج البلاغه در علم بديع, رضا قلى خان هدايت, شيراز, كتابفروشى هدايت, چاپ دوم, ص121.
قصيده بى نقطه از شرف الدين فضل الله قزوينى. آغاز:
امام و سرور و صدر ممالك اسلام
صلاح ملك و ملل مالك ملوك كرام
ملك محامد و آدم دم و محمد اسم
على مراسم و كرّار علم و سعد سهام
22. مدارج البلاغه در علم بديع, رضا قلى خان هدايت, ص122.
قصيده بى نقطه در مدح حضرت على بن موسى الرضا(ع). آغاز:
سرور هرمس دها داور دارا علم
مالك ملك عطا عالم علم كرم
عدل و كرم را مطاع داد و دول را معاد
عالم علم اله حاكم ملك حكم
23. قصيده بى نقطه از وصال شيرازى. آغاز:
مدح سالار امم مدح مرا داده قلل
سرّ داور اسدالله امام اول
آدم و هود و رسول احمد صالح كردار
ملك مهر همال و ملك ماه محل5 24. مدارج البلاغه در علم بديع, رضا قلى خان هدايت, ص120.
قصيده بى نقطه از بدرالدين جاجرمى (م686). آغاز:
كه كردگار كرم مرد وار در عالم
كه كرد اساس مكارم ممهد و محكم
عماد عالم عادل سوار ساعد ملك
اساس طارم اسلام و سرور عالم
25. آينه پژوهش, شماره22, ص18, به نقل از مخزن الانشاء (چاپ سنگى), ص129.
نامه اى بى نقطه از ميرزا عبدالوهاب معتمدالدوله, متخلص به نشاط, خطاب به ناصرالدين شاه. آغاز:
گرد درگاه داور دارا همال, مهر كرم هلال علم, ملك الملوك عالم, مالك الملك ممالك ساحل ورطه مهالك, واسطه سلك اعوام و دهور, محرّك ادوار ماء وحور.
26. ديوان رفعت سمنانى, به كوشش نوح, چاپ مطبوعاتى نيكپو, ص11. خطبه اى بى نقطه از رفعت سمنانى. آغاز:
سر لوح اسرار, و اول هر كار, حامد حمد محمودم كه عروس كلام گوهر اساس را در حرم اهل دل محرم آورده و مدام علم آدم را در كئوس كرام آدم دور دمادم داده هر ماه و هور را مهره مهر او در طاس دل.
27. مقامات حريرى, مقامه28 (سمر قندية). آغاز:
الحمد لله الممدوح الاسماء, المحمود الالاء, الواسع العطاء, المدعوّ لحسم اللأواء, مالك الامم, و مصوّر الرمم, واهل السماح والكرم, ومهلك عادٍ و ارَم, ادرك كل سرٍ علمه, ووسع كل مصر حلمه.
28. مقامات حريرى, مقامه 46 (حلبية). آغاز:
أعدِد لحسّادك السّلاح
واورد الآمل وِرد السَّماح
وصارم اللهو ووصل المها
واعمل الكوم وسمر الرِّماح
29. مجمع البحرين, ناصيف يازجى (م1287ق), مقامه15 (رملية). آغاز:
الحمد لله الصمد
حال السرور والكَمَد
الله لا اله الاّ
الله مولاك الاحد ب ـ حذف الف
30. القطرة من بحار مناقب النبى والعترة, سيد احمد موسوى مستنبط, نجف, 1378ق. ج2, ص176.
خطبه اى بدون الف از حضرت على(ع). آغاز:
حمدت من عظمت منته, وسبغت نعمته, وسبقت رحمته غضبه, وتمت كلمته, ونفذت مشيئته, بلغت قضيّته, حمدته حمد مقر بربوبيته, متنصل من خطيئة, متفرّد بتوحيده, مؤمل منه مغفرة تنجيه, يوم يشغل عن فصيلته وبنيه.
31. منظومة فى آداب الشريعة والحكم المرعية, سيد جعفر بن حسين موسوى خوانسارى (م1158).
اين كتاب كه در فقه و بعضى مباحث ديگر سروده شده, در ابيات آن, حرف الف به كار نرفته است و همراه با كتاب مبانى الاصول, تأليف ميرزا محمد هاشم چهارسوقى اصفهانى در سال 1317ق به چاپ رسيده است. اگرچه در اينجا تنها 890 بيت از آن آمده, اما مرحوم شيخ آقا بزرگ در ذريعه ج23, ص58 تعداد ابيات آن را نزديك به سه هزار بيت ثبت كرده است.
نسخه خطى اين كتاب در كتابخانه آيت الله نجفى تحت عنوان القصيدة الميمية الخالية من الالف داراى حدود 650 بيت است. آغاز:
الحمد لله رب العالمين والصلوة والسلام على سيدنا محمد وآله الطاهرين اجمعين
تنشّمتُ فى قصدى بخير تنشُّم
وبدّيتُ منظومى بذكر معظّم
فَبَسملتُ فى قيدوم نظمى ومنطقى
تبرّكتُ من فورى بخير مقدَّم
مرحوم آيت الله سيد محمد حسن خوانسارى, برادر بزرگتر مرحوم آيت الله سيد احمد خوانسارى منظومه جدش را با چند بيت بى الف چنين توصيف كرده است:
حبيبى لو لم تصطبر عند شدّة
عليك بخوض فى مقول كمعنم
وكن عند خوض فى وصيفى بصيرة
بحق عظيم جدّ مكرّم
فقد جدّ جدّى فى خلوّ مقوله
ومنظومه من كل حرف مقدّم
فخلّده ربّى رضى فى نعيمه
وحصّنه من شرّ يوم عرمرم6
32. منهاج المعارف, سيد ابوالقاسم جعفر موسوى خوانسارى, مقدمه از سيد احمد روضاتى, 1351ش. ص139.
منظومه بى الف در مدح حضرت على(ع) از سيد ابوالقاسم رياضى خوانسارى (م1380ق). آغاز:
نزد حيدر شير حق يعنى على
كه وليّ گرديده در نصّ جلى
هم نخستين مرد در گفت فصيح
بعد پيغمبر بوعظش چون مسيح
33. منهاج المعارف, سيد ابوالقاسم جعفر موسوى خوانسارى, مقدمه از سيد احمد روضاتى, ص142.
منظومه بى الف در ردّ قائلين به وجوب عينى نماز جمعه از سيد محمود بن عبدالعظيم موسوى خوانسارى. آغاز:
ببسملة صدّرت قولى فنحمد
بحمد يفوق حمد من ظلّ يحمد
نصلّى نسلّم خير رسل ومرسل
وفخر ذوى تركيب وهو محمد
34. درر النظيم فى رسم تحية وتسليم, محمد باقر خوانسارى اصفهانى (م1313ق), صاحب روضات الجنات.
نويسنده پس از اتمام خطبه خالى از حروف منقوط, ديباچه اى خالى از الف آورده است. آغاز:
فقد كنت عن قديم دهرى, عتيق عمرى, منذ ميزت بين شرّ وخير, وعرفت نفع نفسى من خير, لم يزل يحدثنى فكرتى, ويحرصنى ملكتى, ويهجس فى ضميرى, يمر بقلبى, ويخيل فى روعى.7
35. لغت نامه دهخدا, ذيل واژه (حذف), ابياتى بى الف آورده است. آغاز:
زلفين برشكسته و قد صنوبرى
زير دو زلف جعدش دو خط عنبرى
دو لب عقيق و زير عقيقش دو رسته در
نرگس دو چشم و زير دو نركس كل طرى 36. مدارج البلاغه در علم بديع, رضا قلى خان هدايت, ص123.
قصيده اى بى الف از رشيد الدين وطواط. آغاز:
خسرو ملك و ملك بخش كشور گير
كه ز خلقش بعدل نيست نظير
قصر مجد و شرف بدوست رفيع
چشم فضل و كرم بدوست قرير ج ـ حذف حروف منقوط و الف
37. خطبه اثنى عشرية, جمال الدين محمد شريف كرمانى (م1351ق).
اين خطبه زيبا در پايان كتاب اسس الاصول, تأليف شريف كرمانى, در سال 1319ق به چاپ رسيده و تنها دوازده حرف بى نقطه در آن به كار برده شده است. لذا نويسنده نام خطبه را اثنى عشريه نهاده است. آغاز:
حُمده وِرد وَرَدَ و رَدَّ كلّ وِردٍ مطهّر, ومدحه وَرد وَرَدَ و رَدَّ كلَّ وَردٍ معطّر, حمده مُسكِر وسُكَّر سَكَرَ سُكرَ محمود, ومدحه رَوحُ روحٍ رَوحَ ممدود, هو ممدوح وَحدَه وحدُّه حمدُ كلٍّ له كُلَّه, وسَمِّ حَمدَ كُلِّ محمودٍ حُمِدَ له حَمدَ له. د ـ حذف الف و راء
38. مدارج البلاغه در علم بديع, رضا قلى خان هدايت, صفحه124. آغاز:
قد من شد چو دو زلف نجم دوست نجم
دل من شد چو دو چشم دژم دوست دژم
دل دژم گشتم و قد چفته و زين گونه شود
ديده چون چشم دژم بيند و زلفين نجم هـ ـ حذف حروف عاطل (بى نقطه)
39. خطبه منقوشيّه, جمال الدين شريف كرمانى (م1351ق).
اين خطبه در پايان كتاب اسس الاصول, تأليف شريف كرمانى در سال 1319ق به چاپ رسيده كه تنها حروف نقطه دار در آن به كار است. آغاز:
تَشبَّث بيقين ينتج نتيجةً تُتقِن, ثَبِّت خشيةً يَتُبُّ تُبَّ قِنٍّ, ذُنِبَ ذَنب تُب فَخَبَّت, خُذ ذَنَبَ تقنيتٍ فَقَنِّت, جَنّب جَنبَ قبضِ فيضٍ يُنفَق, بَغِّض بُغضَ شفيقٍ تُشفَق.
40. مقامات حريرى, مقامه46 (حلبيه). آغاز:
فَتَنَتنى فَجَنَّنَتنى تَجَنّي
بِتَجَنٍّ يَفتَنُّ غِبَّ تَجَنّي
شَغَفَتنى بِجَفنِ ظبيٍ غضيضٍ
غَنِجٍ يَقتَضى تَغَيُّضَ جَفني
41. مجمع البحرين, ناصيف يازجى (م1287ق), مقامه15 (رمليه). آغاز:
بشجيٍّ يبيت فى شَجَن
فِتَن ينتشِبنَ فى فِتَن
شَيِّق تَيِّق تَجُنِّبَ في
نَفَقٍ ضيِّقٍ بَقِيَ فَفَني و ـ عاطل العاطل
به عبارتى اطلاق مى شود كه در آن علاوه بر حروف معجم, حروفى هم كه نام آنها نقطه دارد به كار نرفته است. بنابراين در آن نه تنها از حروف نقطه دار استفاده نشده, بلكه حروف الف, سين, عين, كاف, و ميم, نيز به كار نرفته است. زيرا اگرچه خود اين حروف, عاطل (بى نقطه) است, اما نام آنها نقطه دارد.
42. مجمع البحرين, ناصيف يازجى, مقامه15 (رمليه). آغاز:
حول درٍّ حلَّ وَرد
هل له للحُرّ وِرد
لحَصورٍ حُلوِ وَصلٍ
وِردُه للصحو طَرد انعكاس
صناعتى است در نظم و نثر كه مى توان جملات را از انتها به ابتدا نيز خواند.
43. خطبه معكوسيّه, جمال الدين شريف كرمانى (م1351ق).
در پايان كتاب (اسس الاصول) تأليف شريف كرمانى به چاپ رسيده است. آغاز:
سبحان رب حَلَم و مِلح برِّنا حُبس, سكَّن اِن رمانا وانّ امرنا نُكِس, عَفِّر لمحمودٍ ومَحمَل رَفَعَ, عمّل مالك وفرحاً روّد دور احرف وكلام لَمَعَ, انّما شاع وربح رهط طهُر وحَبَر وعاش امناً, اَنصِح ابداً وسَوِّ ادباً حصناً.
44. مقامات حريرى, مقامه16 (مغربيه). آغاز:
اُس ارملا اذا عَرا
وَارعَ اذا المرءُ اسا
أَسنِد اخانباهةٍ
اَبِن اخاءًدَنَّسا
45. مجمع البحرين, ناصيف يازجى, مقامه20 (بصريه). آغاز:
قمر يفرط عمداً مُشرِق
رَشَّ ماءً دمع طرفٍ يَرمُقُ
قُرطُه يَفدى جلاه ايمن
من مياه الجيد فيه طُرُق خيفاء
صناعتى در نظم و نثر است كه يك كلمه معجم و كلمه اى ديگر بى نقطه باشد.
46. مقامات حريرى, مقامه6 (مراغيه). آغاز:
الكرم ثبّت الله جيش سعودك يزين, واللّؤم غَضَّ الدّهرُ جَفنَ حسودك يشين, والاورع يُثيب, والمُعور يُخيب والحلاحل يُضيف, والماحل يُخيف, والسمح يُغذي, والمحك يُقذي.
47.مقامات حريرى, مقامه46 (حلبيه). آغاز:
اِسمَح فبثُّ السماح زين
ولاتُخِب آملاً تَضَبَّف
ولاتُجِز رَدَّ ذى سؤالٍ
فنَّنَ ام فى السؤال خَفَّف
48. مجمع البحرين, ناصيف يازجى, مقامه15 (رمليه). آغاز:
ظبية ادماء تُفنى الأملا
خَيَّبَت كلَّ شجيٍّ سألا
لاتفى العهد فتشفينى ولا
تنجز الوعد فتشفى العِلَلا رقطاء
هرگاه در نظم يا نثر, كلماتى آورده شود كه يك حرف منقوط و حرفى ديگر بى نقطه باشد, به اين صناعت رقطاء گويند.
49. مجمع البحرين, ناصيف يازجى, مقامه15 (رمليه). آغاز:
ونديم بات عندى
ليلةً منه غليل
خاف من صنع جميل
قلتُ لى صبر جميل
50. مقامات حريرى, مقامه26 (رقطاء). آغاز:
اخلاق سيّدنا تُحَبُّ, وبِعَقوَتِهِ يُلَبّ, وقربُه تُحَف, ونأبه تَلَف, وخُلَّته نَسَب, وقطيعته نَصَب, وغُربُه ذَلِق, وشُهبُه تأتلق, وظَلفُه زان, وقويمُ نهجِهِ بان. تصحيف
آن است كه دو لفظ در يك عبارت, كه حروف آنها بدون در نظر گرفتن نقطه ها همانند است, اما در نقطه با هم اختلاف دارند.
51. مقامات حريرى, مقامه46 (حلبيه). آغاز:
زُيِّنَت زينب بقدٍّ يَقُدُّ
وتلاه ويلاه نهد يَهُدُّ
جندها جِيدُها وظرف وطرف
ناعس تاعس بحدٍّ يُحَدُّ
52. خطبه منقوشيّه, جمال الدين شريف كرمانى (م1351ق).
اين خطبه در پايان اسس الاصول, تأليف شريف كرمانى در سال 1319ق, به چاپ رسيده كه علاوه بر حذوف حروف بى نقطه, صناعت تصحيف هم در آن به كار رفته است. آغاز:
تَشَبَّث بيقين ينتج نتيجةً تُتقِن, ثبِّت خشيةً يَتُبُّ تُبَّ قِنٍّ, ذُنِبَ ذَنب تُب فخبَّت, خُذ ذَنَبَ تَقنيتٍ فَقَنِّت, جَنِّب جَنبَ قبضِ فيضٍ يُنفِق, بَغِّض بُغضَ شفيقٍ تُشفَق.
تشريع
آن صناعتى است در نظم كه هر بيت داراى دو قافيه است و بر هر كدام كه توقف گردد معنى كامل است.
53. جواهر البلاغة, احمد هاشمى, بيروت, دار احياء التراث العربى, چاپ دوازدهم, صفحه 406. آغاز:
يا خاطب الدنيا الدنية انها
شرك الردى وقرارة الاقذار
دار متى مااضحكت فى يومها
ابكت غداً تبّاً لها من دار
ابيات فوق را به صورت زير نيز مى توان خواند:
يا خاطب الدنيا الدنيّة
انها شرك الردى
دارمتى مااضحكت
فى يومها ابكت غدا جناس ملمّع
صناعتى است در نظم كه تمام حروف يك بيت يا يك مصرع, منقوط و تمام حروف بيت يا مصرع ديگر غيرمنقوط باشد.
54. مجمع البحرين, ناصيف يازجى (م1287ق), مقامه15 (رمليه). آغاز:
اَسمرُ كالرمح له عامل
يُغضى فَيَقضى نَخِب شَيِّق
مسك لماه عاطر ساطع
فى جنّةٍ تشفى شجٍ يَنشَق ماده تاريخ
55. قصيده معجزيه, ميرزا محمد صادق متخلص به ناطق.
تذهيب گنبد حضرت معصومه(س) در سال 1218 پايان يافت و ميرزا محمد صادق اين قصيده را در مدح حضرت معصومه, توصيف گنبد و… سرود كه عدد هر مصراع طبق حروف ابجد 1218 مى شود.
اين قصيده در اطراف صحن عتيق آستانه حضرت معصومه(س) با كاشى نوشته شده است. آغاز:
اين قبّه گلبنى است بزيور برآمده
يا پاك گوهريست پر از زيور آمده
اين دوحه ايست كامده از جنّت العلا
يا كوكبى است سعد منور آمده8
نامه اى است كه تمام كلمات آن داراى حرف (سين) و در عين حال سجع در آن رعايت شده است. سينيه
56. الرسالة السينية, ابومحمد قاسم بن على حريرى (م516), المكتبة التجارية الكبرى, 1326.
در پايان مقامات حريرى چاپ شده است. آغاز:
باسم السميع القدوس استفتح, باسعاده استنجح, سيرة سيدنا الاسفهسلاّر السيد النفيس سيّد الرؤسا, سيف السلاطين حرست نفسه, واستنارت شمسه, واتّسق انسه, وسَبَق غَرسه.
در پايان مقامات حريرى چاپ شده. نامه اى است كه تمام كلمات آن داراى حرف (شين) و سجع نيز در آن مراعات شده است. شينيه
57. الرسالة الشينية, ابومحمد قاسم بن على حريرى (م516), المكتبة التجارية الكبرى, 1326. آغاز:
بارشاد المنشى, انشى, شُغَفى بالشيخ شمس الشعراء ريشَ معاشه, وفَشار ياشه, واَشرَقَ شِهابه, واعشوشَبَت شِعابه, يُشاكل شَعَفَ المنتشى بالنشوى, والمرتشى بالرشوى.پاورقي: 1. فلسفه اخلاق, شهيد مطهرى, انتشارات صدرا, چاپ هشتم, ص105. 2. امل الأمل, شيخ حر عاملى, تحقيق سيد احمد حسينى, دارالكتاب الاسلامى, ج2, ص215. 3. (توشيح) در ادبيات عرب در معناى ديگر مصطلح است. 4. النهرية, محمدباقر خوانسارى, اصفهان, 1337ش, مقدمه سيد احمد روضاتى, ص12. 5. اين قصيده را يكى از فضلا براى اينجانب خواند. 6. مناهج المعارف, مير سيد ابوالقاسم جعفر موسوى خوانسارى, 1351ش, مقدمه سيد احمد روضاتى, ص142. 7. مقدمه النهرية, ص13. 8. متن كامل اين قصيده در كتاب تاريخ قم, محمد حسين ناصر الشريعه, دارالفكر, ص84 ـ 81, آمده است.
اخبار
درگذشتگاندرگذشت آيت الله سيد مرتضى مرعشى نجفى
حضرت آيت الله آقاى سيد ابوالمجد ضياءالدين مرتضى حسينى مرعشى نجفى (برادر حضرت آيت الله العظمى سيد شهاب الدين نجفى مرعشى) يكى از علماى بنام و فقهاى عظام تبريز به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سوّم جمادى الاولى 1325ق در بيت علم و تقوا و فضيلت, در نجف اشرف ديده به جهان گشود. پدرش حضرت آيت الله علامه سيد شمس الدين محمود (1279ـ 1338ق) از شاگردان: آخوند خراسانى, شريعت اصفهانى, سيد محمد كاظم يزدى و حاج آقا رضا همدانى و جدّش آيت الله علامه سيد الحكما شرف الدين على بن سيد نجم الدين محمد مرعشى (1202ـ1316ق) از شاگردان صاحب جواهر, صاحب فصول, صاحب ضوابط و شيخ انصارى و نياى او سيد نجم الدين محمد (م1264ق) از شاگردان صاحب قوانين و شيخ جعفر كاشف الغطا بوده است. خاندان او يكى از پرافتخارترين و مشهورترين بيوتات علمى شيعه در جهان بوده اند كه مقام علم و عمل و تقوا و سياست و امارت و رياست و مرجعيت شيعه را در طول چهارده قرن برعهده داشته اند و نسب ايشان به ابوعبدالله حسين الاصغر (م157ق) فرزند حضرت امام زين العابدين عليه السلام مى رسد. وى در نه سالگى مادر و در چهارده سالگى, پدرش را از دست داد و دايى او آيت الله حاج سيد حسن خويى, وى و خواهرانش را از نجف به تبريز برد. و در آنجا به تحصيل علوم دينى پرداخت و سطوح عاليه را فراگرفت. 21ساله بود (1346ق) كه به قم آمد و مدّت چهار سال از محضر پرفيض آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حايرى و آيت الله سيد محمدتقى خوانسارى و علامه شيخ اسدالله قمى بهره برد و خود نيز به تدريس شرح لمعه و مطول پرداخت. سپس عشق تحصيل و زيارت نجف اشرف شورى در جانش برانگيخت كه درنگ را جايز نشمرد و به سوى نجف حركت كرد (1350ق) و بلافاصله در درسهاى حضرات آيات عظام: سيد ابوالحسن اصفهانى, ميرزاى نائينى, ميرزا ابوالحسن مشكينى, ميرزاعلى ايروانى شركت كرد و همزمان با آن رجال و درايه و فلسفه را از اساتيد وقت مانند: آيت الله سيد حسين بادكوبه اى آموخت. و به تدريس رسائل و مكاسب نيز پرداخت. وى در اين مدت با آيات عظام: سيد ابوالقاسم خويى و سيد محمدهادى ميلانى و شيخ احمد اهرى مانوس بود و مباحثات علمى داشت و از اساتيد خويش اجازات اجتهادى و از حضرات آيات حاج شيخ عباس قمى و شيخ مرتضى طالقانى و شيخ شمس الدين بادكوبه اى اجازه روايت گرفت. فقيد سعيد در 1360ق براى زيارت امام هشتم على بن موسى الرضا ـ عليه السلام ـ و صله ارحام به ايران مسافرت كرد و با اصرار خويشاوندانش در تبريز ماندگار شد و به تدريس خارج فقه, تأليف و تصنيف, امامت جماعت و راهنمايى مردمان اشتغال ورزيد. فقيد سعيد از خطى زيبا, زندگى ساده و به دور از شهرت برخوردار بود. تأليفات و تقريرات ايشان عبارت است از: 1ـ تقريرات درس فقه آيت الله نائينى (خيارات) 2ـ تقريرات درس اصول ميرزاى نائينى (يك دوره كامل) 3ـ رجال الحديث 4ـ القواعد الفقهية 5 ـ حاشيه عروة الوثقى 6 ـ حاشيه مكاسب 7ـ حاشيه كفايةالاصول 8 ـ روضة الاحباب (كشكول) 9ـ روضة العارفين (كتابى در تهذيب نفس) 10ـ شمس الضحى فى مناقب النبى و الائمة الهدى (اين كتاب به چاپ رسيده است). 11ـ حاشيه بر حاشيه ميرزا على ايروانى بر كفاية الاصول.
فقيد سعيد پس از عمرى تلاش و كوشش در راه بزرگداشت شعائر دينى, سرانجام در 91سالگى در تاريخ دوشنبه 20فروردين 1375ش (19 ذيقعدةالحرام 1416ق) بدرود حيات گفت و پيكر پاكش پس از تشيع در تبريز, به قم انتقال داده شد و در صحن حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ مدفون شد. درگذشت آيت الله رحمانى مازندرانى
حضرت مستطاب آيت الله آقاى حاج شيخ ابوالقاسم رحمانى خليلى مازندرانى در بهران سال 1302 شمسى (1342ق) در بيت رفيع علم و فضيلت و تقوا, در روستاى خليل محلّه بهشهر زاده شد. پدرش مرحوم آيت الله شيخ محمد باقر هزارجريبى مازندرانى ـ از علماى بنام و مشهور بهشهر و نواحى ـ فرزند علامه آيت الله شيخ محمد حسين هزارجريبى (از شاگردان شيخ اعظم انصارى) فرزند آقا شيخ محمد كاظم بن علامه بزرگوار شيخ محمدعلى (م1245ق) فرزند علامه سترگ آيت الله شيخ محمد باقر هزارجريبى مازندرانى نجفى (م 1205ق) ـ استاد سيد بحرالعلوم, شيخ جعفر كاشف الغطا و ميرزاى قمى ـ بوده است كه سابقه سيصد سال روحانيت و رياست و مرجعيت شيعه را برعهده داشته اند.
فقيد سعيد دوازده ساله بود كه به عشق فراگيرى علوم اهل بيت به حوزه علميه مرحوم آيت الله العظمى كوهستانى كوچيد و پس از خواندن مقدمات و ادبيات, به مباحثه شرح لمعه با هم مباحثه اش مرحوم آيت الله محمدى لائينى پرداخت و سپس رسائل و مكاسب را نزد آيت الله كوهستانى فراگرفت. 23ساله بود (1325ش) كه به نجف اشرف مهاجرت كرد و كفايةالاصول را نزد مرحوم آيت الله حاج ميرزا حسن يزدى و آيت الله شيخ صدرا بادكوبه اى آموخت. پس از آن به درس خارج حضرات آيات عظام: سيد محسن حكيم, سيد محمود شاهرودى, سيد ابوالقاسم موسوى خويى و ميرزا هاشم آملى حاضر شد و مبانى فقه و اصول و تفسير خويش را مستحكم نمود و اين همه دوازده سال به طول انجاميد و با كسب اجازات متعدد اجتهاد و روايت در سال 1338ش به ايران آمد و در زادگاه خويش اقامت گزيد. آنگاه به بنياد حوزه علميه و مسجد و حسينيه و تدريس علوم اسلامى و تربيت شاگردان فاضل و فرزانه, امامت جماعت, راهنمايى مردم, تأليف و تصنيف پرداخت و پس از ده سال در 1347ش به تهران آمد و در مسجد شفا به امامت جماعت و در مدرسه چهلستون و مدرسه شيخ عبدالحسين به تدريس مكاسب و كفايه اشتغال ورزيد. سپس در سال 1364ش به حوزه علميه قم كوچيد و به تدريس خارج فقه و اصول دست يازيد. فقيد سعيد بسيار متواضع و خوش برخورد و ساده زيست و قانع بود و از شهرت گريزان. داراى خطّى خوش و خلقى نكو و ذوقى عرفانى بود و اشعار حافظ را از حفظ داشت و آن را بسيار مى خواند و روزانه به اذكار و اوراد بسيار به ويژه زيارت عاشورا و استغفار مى پرداخت و براى تهذيب نفس و صفاى روح چند بار چله نشست و ترك ماكولات حيوانى نمود. وى عاشق تدريس بود و در تهران هر روز بيش از ده درس مى داد و موضوع درس براى او تفاوتى نمى كرد, از شرح امثله و جامع المقدمات تا كفايةالاصول را به جويندگان دانش تدريس مى نمود. برخى از تأليفات ايشان عبارتند از: 1ـ تفسير سوره حمد (فارسى) 2ـ علم نحو 3ـ رسالة فى المشتق 4ـ شرح اجتهاد و تقليد عروةالوثقى 5 ـ شرح تبصرة المتعلمين علامه حلّى.
سرانجام در تاريخ يكشنبه 27/12/1374 (27شوال المكرم 1416ق) در 72سالگى پس از تهجّد و نماز صبح, به هنگام خواندن زيارت عاشورا در فضاى باز بدرود حيات گفت و در روز دوشنبه, پس از تشييع, به زادگاه خويش انتقال داده شد و در ميان اندوه بسيار مردم و با حضور شخصيتهاى دينى و سياسى استان مازندران ـ به ويژه ائمه جمعه و جماعات ـ در مدرسه اى كه خود بنياد نهاده بود, به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى درگذشت استاد محمّد اسماعيل رضوانى
دكتر محمد اسماعيل رضوانى كه از استوانه هاى رشته تاريخ و بويژه از پژوهشگران تاريخ مشروطه بود, در سال 1300 شمسى در خراشاد يكى از قراى بيرجند, در خانواده اى روحانى به دنيا آمد. آموزش را از مكتب خانه و با خواندن قرآن آغاز كرد و سپس بر طبق شيوه هاى سنتى, ادبيات عرب را آموخت. با تاسيس مدارس به سبك جديد, مسير زندگى خود را تغيير داد و پس از اتمام مقاطع ابتدايى دبيرستان و گرفتن ديپلم, به خدمت وزات فرهنگ درآمد. شش سال بعد, تصميم به ادامه تحصيل گرفت و با انتقال به تهران, دوره ليسانس, فوق ليسانس و دكتراى تاريخ را يكى پس از ديگرى پشت سر گذاشت. موضوع رساله پايان نامه شادروان رضوانى در مقطع دكترى, علل انقلاب مشروطيت بود.
گويا نخستين اثرى كه دكتر رضوانى نوشته است, رساله اى است برا نوسوادان, با عنوان زمينى كه در روى آن زندگى مى كنيم. كار ديگر او چاپ نامه تنسر بود كه آن را با كمك مرحوم مجتبى مينوى انجام داد. همچنين بايد از تصحيح كتاب تاريخ منتظم ناصرى ياد كرد كه در سه جلد فراهم آمده است. كتاب ديگرى كه از مرحوم رضوانى مى شناسيم انقلاب مشروطيت ايران است كه در مجموعه كتاب جوانان به چاپ رسيد.
شايد بتوان گفت بيشترين فعاليتهاى علمى و پژوهشى استاد, بجز تدريس در دانشگاه و تربيت مورّخان جوان, نگارش مقاله در نشريات مختلف فرهنگى (از قبيل راهنماى كتاب, آينده, يغما, بررسيهاى تاريخى و…) بوده است. استاد با توجه به علاقه بسيارى كه به جمع آورى مجموعه اسناد داشتند, موفق شدند كه مجموعه اى از مجلات و روزنامه هاى جنبش مشروطيت را فراهم آورند و خود در باب مطبوعات مشروطيت, صاحب نظر بودند و كارى نيز با عنوان اعلان ها و اعلاميه هاى دوره قاجار, با همكارى جهانگير قائم مقامى انجام دادند.
*
شيخ محمد غزالى به سال 1917 ميلادى در مصر, متولد شد. در ده سالگى قرآن مجيد را حفظ كرد و وارد الازهر شد. در سال 1941 از دانشكده وعظ و تبليغ فارغ التحصيل شد و در بيست وچهارسالگى از دانشكده زبان عربى, اجازه دعوت و ارشاد و اجازه تدريس گرفت و از همان زمان تا پايان عمر به اصلاحگرى و خرافه زدايى پرداخت. نخستين كتاب او در سال 1950 با نام (من هنا نبدأ) انتشار يافت كه در حقيقت پاسخى بود به نظريات محمد خالد, نويسنده معروف لائيك.
شيخ غزالى ساليانى چند, رياست شوراى معارف اسلاميِ) دانشگاه امير عبداالقادر را به عهده داشت و به عقيده صاحبنظران, اعتبار اين دانشگاه در دوره هاى فوق ليسانس و دكتراى رشته هاى فرهنگ اسلامى, مبانى دين و شريعت اسلام و… بيشتر مرهون كلاسهاى درس غزالى بوده است.
غزالى نزديك به پانزده سال بدور از موطن اصلى خويش, قاهره, مجبور به مهاجرت گرديد و تنها در پايان عمر خويش و پس از چندين سال اقامت در الجزاير, به مصر بازگشت. وى قبل از بازگشت به مصر نشان (لياقت) را به عنوان بزرگترين نشان كشور الجزاير دريافت كرد.
درسهاى تفسير موضوعى قرآنِ شيخ غزالى كه از تلويزيون الجزاير پخش مى گرديد, تا به آن حدّ بيننده داشت كه به گفته مسؤولان خبريِ آن كشور در شمار برنامه هايى تلقّى مى شد كه از رهگذرانِ كوچه و خيابان در ساعت پخش, بشدت مى كاست و كتابهاى او در فاصله اندكى پس از انتشار به پايان چاپ نزديك مى شد. بى گمان خيزشى كه سالها بعد در نسل جوان الجزاير صورت گرفت, بى تأثير از ارشادات شيخ غزالى نبوده است.
غزالى بيش از هرچيز به تحولى فرهنگى در جهان اسلام معتقد بود و به رغم سابقه اى روشن و فعال در مبارزات سياسى, چشم اميد خويش را بر رفع نقيصه هاى درونى در معرفت حقايق دينى دوخته بود. وى بر آن بود كه بدون تدارك انديشه و فرهنگى پويا و اسلامى, نمى توان در برابر تهاجم سياسى جهان استكبارى ايستاد.
غزالى مى گفت: (من بر اين عقيده هستم كه حتى اگر تمدن شرقى كمونيست و غرب صليبى از هم بپاشد و يا به عبارت بهتر, انتحار كند, باز گرهى از مشكلات كنونى جهان اسلام گشوده نخواهد شد, چرا كه گرفتاريهاى ما از درون نشأت مى گيرد و همه ناشى از عوامل خارجى نيست, البته فشار خارجى هست, امّا عامل اصلى گرفتاريهاى امت اسلام را بايد در بافت و ساختار داخلى آن جستجو كرد. يهود و مسيحيت پس از قرنها جدال و نبرد اكنون راه به يكپارچگى رسيده اند, امّا امت اسلام از هرسو به سمتى كشيده مى شود و هر روز مسأله اى اختلاف انگيز ظاهر مى گردد, گاه فرقه و مذهب و گاه, نژاد و قوميّت تخم تفرقه و نفاق مى پاشد….)
با نگاهى گذرا اساس انديشه هاى شيخ محمد غزالى را مى توان بر سه پايه (اصلاح معرفت دينى), (تقريب ميان مذاهب) و (ردّ انديشه هاى قومى) استوار دانست. او در اين راه كوشش كرد كه در آثار گوناگون خويش چهره زلال قرآن و سنت را از غبار تعصبهاى بيهوده و افراطى, پاك كند. وى راه خود را از (سلفيگرى) رايج و (وهابيت) جدا كرد و از حريم (اسلام ناب) و (اهل بيت) در محافل و جوامع اهل سنت به دفاع پرداخت. مرحوم غزالى هميشه با نگاهى مثبت و اميدوارانه, به انقلاب اسلامى ايران مى نگريست و پيروزى انقلاب را پيروزى بزرگ تمام مسلمانان مى دانست. وى سخت مجذوب شخصيت امام خمينى(ره) بود و چهره هاى شاخص و مبرز دينى ما را به كرّات مى ستود.
غزالى به منظور شركت در كنفرانس انديشه اسلامى در سال 1364 سفرى به ايران داشت و در خلال آن توانست طرح كلى انديشه هاى اصلاحگرايانه خويش را ارائه دهد.
آثار منتشر شده او عبارتند از: 1ـ الاسلام والاوضاع الاقتصاديه 2ـ الاسلام و المناهج الاشتراكيه 3ـ الاسلام والاستبداد السياسى 4ـ الاسلام والمفترى عليه بين الشيوعيين والرأسماليين 5 ـ من هنا نعلم 6 ـ تأملات فى الدين والحياة 7ـ خُلق المسلم 8 ـ عقيدة المسلم 9ـ التعصب والتسامح 10ـ فقه السيرة 11ـ فى موكب الدعوة 12ـ ظلام من الغرب (سايه اى از غرب) 13ـ جدّد حياتك (زندگى را از نو آغاز كن) 14ـ ليس من الاسلام 15ـ من معالم الحق 16 ـ كيف نفهم الاسلام 17ـ الاستعمار, احقاد واطماع (استعمار, كينه ها و طمَعها) 18ـ نظرات فى القرآن 19ـ مع الله ـ دراسات فى الدعوه والدعاه 20ـ معركة المصحف (كارزار قرآن) 21ـ كفاح دين (نبرد دين) 22ـ الاسلام والطاقات المعطّله (اسلام و توانهاى تلف شده) 23ـ حقوق الانسان بين تعاليم الاسلام واعلان الامم المتّحده 24ـ هذا ديننا 25ـ حقيقة القوميه العربيه واسطورة البعث العربى 26ـ الجانب العاطفى من الاسلام 27ـ دفاع عن العقيده والشريعه ضد مطاعن المستشرقين 28ـ ركائز الايمان بين العقل والقلب (ريشه هاى عقلى و قلبى ايمان) 29ـ حصاد الغرور 30ـ الاسلام فى وجه الزحف الاحمر (اسلام در قبال تهاجم سرخ) 31ـ قذائف الحق (شهاب حقيقت) 32ـ الدعوة الاسلاميه تستقبل القرن الخامس عشر 33ـ فن الذكر والدعاء عند خاتم الانبياء 34ـ دستور الوحدة الثقافيه بين المسلمين 35ـ واقع العالم الاسلامى فى مطلع القرن الخامس عشر 36ـ مشكلات فى طريق الحياة الاسلاميه 37ـ هموم داعيه (اندوههايى كه ترا مى خواند) 38ـ مأته سؤال عن الاسلام 39ـ علل وادويه 40ـ مستقبل الاسلام خارج ارضه وكيف نفكّر عليه 41ـ الغزو الثقافى نمتد فى فراغنا (تهاجم فرهنگى جاى خالى ما را پرمى كند) 42ـ سرّ تخلف اعراب والمسلمين (راز عقب ماندگى اعراب و مسلمانان) 43ـ الحق المرّ 44ـ قصة حياة 45ـ الطريق من هنا 46ـ جهاد الدعوة بين عجز الداخل وكيد الخارج.
مرحوم محمد غزالى در حالى كه براى حضور در كنفرانس فرهنگى در رياض, بسر مى بُرد, در تاريخ 19/12/74 دچار سكته قلبى شد و پس از تشييع در قبرستان بقيع به خاك سپرده شد. درگذشت دكتر كليم صديقى
دكتر كليم صديقى از شخصيتهاى بانفوذ سياسى و رهبر پارلمان مسلمانان انگلستان كه براى شركت در يك كنفرانس اسلامى در (پرتوريا) مركز افريقاى جنوبى بسر مى برد, درگذشت.
وى از مدتها قبل از ناراحتى قلبى رنج مى برد و علت درگذشت وى سكته قلبى اعلام شده است. دكتر كليم صديقى كه دكتر علوم سياست بين المللى بود به هنگام فوت 63 سال داشت.
وى كه در آغاز روزنامه نگار بود, مدتى معاونت سردبيرى روزنامه گاردين را بر عهده داشت. دكتر صديقى از روشنفكران متعهد و فعال در انگلستان به شمار مى رفت و سالها انستيتوى مسلمانان انگلستان را اداره مى كرد.
وى در سال 1370 پارلمان مسلمان انگليس را به منظور هماهنگ كردن فعاليتهاى مسلمانان در اين كشور پايه گذارى كرد كه اين تشكيلات در طول فعاليت خود تاكنون تلاشهاى مؤثرى را به انجام رسانده است.
وى در طول سالهاى پس از پيروزى انقلاب چندين بار براى شركت در كنفرانسهاى اسلامى به تهران سفر كرد.در شماره اى ديگر به زندگى وى خواهيم پرداختفرهنگىبرگزارى كنگره زمان و مكان در اجتهاد
كنگره بررسى مبانى فقهى حضرت امام خمينى(ه) ـ ويژه نقش زمان و مكان در اجتهاد, از تاريخ 24تا26 اسفند 1374 در قم برگزار شد. اين كنگره به آهنگ بررسى نقش زمان و مكان در اجتهاد تشكيل شد و در ضمن آن دهها مقاله در باره اين موضوع تأليف گرديد. كنگره فقه مشتمل بر هفت كميسيون بود: كميسيون اجتهاد و زمان و مكان, كميسيون نقش زمان و مكان در موضوعات احكام, كميسيون فقيهان و زمان و مكان, كميسيون جاميعت شريعت و… .
در زمان برگزارى كنگره چند نفر از شخصيتهاى علمى و فرهنگى به ايراد سخنرانى در اين باره پرداختند; از جمله: حجت الاسلام والمسلمين فنائى در باره جايگاه موضوع شناسى در اجتهاد, حجت الاسلام والمسلمين محمد مرادى در باره جامعيت شريعت, حجت الاسلام والمسلمين صادق لاريجانى در باره نقش علوم بشرى در اجتهاد, آقاى حسين رجبى در باره منابع فقه و زمان و مكان, حجت الاسلام والمسلمين محمدصادق كاملان در باره نقش و قلمرو عرف در فقه, آيت اللّه محمّدابراهيم جناتى در باره ضرورت تحول اجتهاد در عرصه استنباط, آيت اللّه موسوى اردبيلى, آيت اللّه حسين نورى, آيت اللّه آذرى قمى و … ميزگرد كنگره با شركت آقايان آيت اللّه سيّد محمّد كاظم حائرى و آيت اللّه سيّد محمّد موسوى بجنوردى و استاد محمّد مجتهد شبسترى و دكتر حسين مهرپور به بررسى نقش زمان و مكان در اجتهاد پرداخت.
اين كنگره تاكنون چهارده جلد كتاب مشتمل بر دهها مقاله علمى منتشر ساخت. در اين كتابها به مسائل چون فقه و زمان و مكان, مباحث نظرى فقه و زمان و مكان, مسائل جديد و فقه, احكام حكومتى, جامعيت شريعت پرداخته شده است. كنگره موفق به تهيه كتابشناسى زمان و مكان در اجتهاد شده كه بزودى منتشر مى شود.
رياست كنگره به عهده حضرت آيت اللّه سيّد محمود هاشمى و مسؤول كميته علمى آن حضرت حجت الاسلام والمسلمين محمّد مهدى فقيهى بوده است. مشاركت ايران در نمايشگاه بين المللى كتاب ابوظبى
جمهورى اسلامى ايران در ششمين نمايشگاه بين المللى كتاب ابوظبى شركت دارد.
يك مسئول غرفه ايران در اين نمايشگاه گفت: چهار مؤسسه انتشاراتى ايران حدود هزار عنوان كتاب در معرض ديد عموم قرار دادند.
كتابهاى عرضه شده به زبانهاى فارسى, عربى, انگليسى و اردو بوده و در زمينه هاى دينى, تاريخى, فرهنگى, هنرى, ادبيات و قرآنهاى نفيس مى باشد.
وى استقبال خوب بازديدكنندگان از كتابهاى عرضه شده در غرفه ايران را مورد تأكيد قرار داد.
در اين نمايشگاه بيش از ششصد مؤسسه انتشاراتى محلى و خارجى به عرضه هشتاد هزار عنوان كتاب مى پردازد.
اغلب كتابهاى عرضه شده در اين نمايشگاه به زبانهاى عربى و انگليسى است. برگزارى سومين جشنواره مطبوعات
سومين جشنواره مطبوعات كشور از 6تا13 ارديبهشت ماه جارى در تهران برگزار شد. مقام معظم رهبرى در ديدار با دست اندركاران مطبوعات كشور فرمودند:
… مطبوعات براى جمهورى اسلامى ايران مسأله اى تجملاتى و تشريفاتى نيست, بلكه مسأله اى اساسى است. زيرا اين نظام برخلاف نظامهاى ديكتاتورى و سرمايه دارى, نظامى مردمى است و در چنين نظامى, آگاهى و معرفت, مثل آب و هوا, براى جامعه ضرورى است. مردم در نظام اسلامى بايد سرشار از معلومات و معرفت لازم و اهل تحليل قوى باشند و در تحقق اين هدف مهم, رسالت مطبوعات سالم, با سليقه ها و روشهاى متفاوت, اساسى و اجتناب ناپذير است.
مطبوعات با توجه به تاريخچه خود و فرهنگ پربار ملى و مجموعه غنى ادبيات و شعر و نثر فارسى در حد مطلوب پيش نرفته اند. … انتظار آن است كه تعميق و افزايش كيفيت مطبوعات در زمينه هاى فرهنگى, ادبى, هنرى, سياسى, اجتماعى, ارائه تحليلهاى عميق و قوى, نشر فرهنگ عمومى و دانش, پاسدارى از زبان فارسى, تقليد نكردن از روشهاى نادرست غربى, زيبايى در سخن, لطافت در بيان, متجلى ساختن ذوق نويسندگى, استفاده هنرمندانه از عكس, كاريكاتور و ديگر روشهاى مطبوعاتى, تلاش بيشترى صورت گيرد.
… در جمهورى اسلامى, وجود انديشه ها و آراى گوناگون آزاد است و اصولا در اين نظام بحث برخورد با انديشه ها, وجود خارجى ندارد; اما عناد و غرض ورزى با طرح آرا و نظريات متفاوت است.
همچنين در بخشى از سخنان رياست محترم جمهورى در ديدار با شركت كنندگان در سومين جشنواره مطبوعات آمده است:
… جوهره انسان در آگاهيها و علم و دانش است. هرچه قدر جامعه دانشمندتر و باسوادتر باشد, خدمات بيشترى به دنبالش خواهد آمد. انسان در جامعه جاهل و بى اطلاع و كج فهم زندگى خود را خراب مى كند و چيزى در زندگى مادى و معنوى عايد انسان نخواهد شد. اگر يك مقدار عاليتر از اين فكر بكنيم و آينده زندگى جاويدان خودمان را در آخرت, كه جز معتقدات است, در نظر بگيريم, اينجا بعد خدمت خيلى مهمتر از اينها مى شود. افرادى كه در پرورش مردم در جهت صلاح معنوى موفق شوند مردمى را خوب پرورش دهند و در جهت صلاح معنوى پيش ببرند يك حق جاويدان و ابدى به گردن آن دارند و حيات واقعى و سعادت ابدى را به مردم بخشيده اند. اين در مورد هدف كه كمى راجع به آن صحبت شد. و اما مسائل فنى, شيوه هاى روانى و اجتماعى خاص در نظر گرفتن شرايط بسيار و بسيار چيزهاى ديگر كه در حرفه مطبوعات مى گنجد و جزء دانش خود شماست و بايد سعى كنيد با شيوه هاى فوق بالا رفته و با انتخاب شيوه ها و ابزار درست اين هدف مقدس را تامين كنيد. من قبلا گفته ام كه از لحاظ هدف و محتوايى مطبوعات, ما اگر بعد فرهنگى و انسانى را در نظر بگيريم شايد در كشورهاى ديگر نمونه هاى زيادى نداشته باشد. واقعا تيپ مطبوعات ارزشمندى هستند. قطعا و اكثريت اين نيروها براى صلاح جامعه كار مى كنند. هركس با ديد خويش و عمدتا انقلابى مسلمان و با علاقه مندى به كشورشان و دور از وابستگيهاى خطرناك كه در بعضى از محيطها در دنيا ديده مى شود, و عملا ما يك دنياى مطبوعات مفيدى داريم, ولى تمام مسأله اين نيست. ما قطعاً خيلى بهتر از اين مى توانيم باشيم. يقيناً مى توانيم محتويات را بيشتر بكنيم, نشرياتمان را قويتر بكنيم و آن حرفهايى را كه براى ارائه به مردم انتخاب مى كنيم بهترينها را انتخاب كنيم.
خيلى چيزها كه الان مى تواند اتلاف وقت و پول مردم باشد نباشد و كارهاى بهتر از اينها مى توانيم بكنيم. من روى چند نكته معمولا در برخوردهاى عاديمان تكيه مى كنم كه باز هم فقط فهرست را عرض مى كنم. ممكن است در سؤال و جوابها بازتر شود. يكى از چيزهايى كه به آن خيلى اهميت مى دهم اين است كه نشريات بايد واقع بين باشند, چرا كه بدون واقع بينى نمى توان نشريه موفقى داشت. ايده ها مقدس هستند, اما اگر انسان در فضايى پرواز كند كه مخاطبش نتواند بهره ببرد, مقدارى از نيروها را تلف كرده است. از اين كه بگذريم بايد دقيق باشيم.
نوشته با گفته فرق دارد, انسان بايد در همه جا در اظهاراتش دقيق باشد. اما نوشته چيزى است كه در تاريخ ثبت مى شود. اگر نام نويسنده مقاله نباشد, نام صاحب مجله يا نشريه كه هست و در تاريخ ثبت مى شود. حتما چيزى را كه مى نويسد محكم بنويسد. سعى كنيد چيزى را كه مى نويسيد درست و دقيق باشد. بهتر است كمتر بنويسيم, اما بهتر بنويسيم. به جاى صد سطر سى سطر مطلب مفيد بنويسيم. اما اين از چيزهايى است كه هنوز ما در مطبوعات اشكال داريم. مى بينيد كه دقتها به اندازه كافى نيست.
در سومين جشنواره مطبوعات, مانند سال پيش, به بهترين مقالات در موضوعاتى مانند سياسى اقتصادى, فرهنگى, اجتماعى, ورزشى, علمى و تخصصى, معارف اسلامى, نقد فرهنگى, نقد سياسى, نقد اقتصادى, تعاطى افكار, دفاع مقدس و تهاجم فرهنگى, جايزه داده شد.
اين جشنواره روز پنجشنبه سيزدهم ارديبهشت با اهداى جوايز به نفرات برگزيده در تالار وحدت, پايان يافت.
در هريك از رشته ها, هيأت داوران لوح افتخار جشنواره و تشرف به عمره و لوح تقدير جشنواره و زيارت آستانه حضرت زينب(س) را به نفرات برگزيده اهدا كرد.
تعدادى از برندگان عبارتند از:
* در رشته نقد فرهنگى يادمان و لوح افتخار جشنواره به محمّد اسفنديارى نويسنده مقاله (از بهر خدا منويس) در نشريه آينه پژوهش.
* در بخش (توجه به ايجاد زمينه تعاطى افكار در جامعه) لوح تقدير اين بخش به محمّد مهدى فقيهى براى مديريت نشريه نقدونظر اختصاص يافت.
* يادمان و لوح افتخار جشنواره در رشته نقد ادبى به مرتضى كرباسى براى مقاله (نگاهى به ترجمه قرآن كريم) در فصلنامه حوزه و دانشگاه.
* در رشته مقاله علوم انسانى با گرايش ادبيات, يادمان و لوح افتخار جشنواره به بهروز عزبدفترى براى مقاله (آگاهى مترجم از دستور زبان مبدأ و توانايى او در برگرداندن زبان) در فصلنامه مترجم.
* در رشته مقاله علوم انسانى در گرايش فلسفه, يادمان و لوح افتخار جشنواره به قاسم كاكايى براى عنوان (اراده الهى و نفى موجبيت) در فصلنامه حوزه و دانشگاه اهدا شد. لوح تقدير اين رشته به احمد عابدى براى عنوان (حركت حبى) در نامه مفيد اختصاص يافت.
* در بخش مقاله اقتصادى يادمان جشنواره و لوح افتخار به عباسى مخلصى براى مقاله (وجوه شرعى ماليات) در نشريه فقه اهدا شد. دانش آموز ايرانى برنده جايزه ويژه قرن
سفارت ايران درلندن اعلام كرد آقاى فرخ حسيب, دانش آموز فارغ التحصيل رشته رياضى دبيرستان البرز تهران برنده جايزه قرن بيستم (لايب نيتز) شد. آقاى حسيب ثابت كرد كه اعداد اول در رياضيات وجود ندارند و تعريف اقليدسى اعدال اول از نظر علم منطق صحيح نيست و اعداد غير قابل تقسيم بر اعداد ديگر نمى توانند وجود خارجى داشته باشند. وى در ادامه اين مطلب نشان داد كه در عالم كون و مكان همه چيز قابل درك و اندازه گيرى و محاسبه است و مى توان به طور دقيق ساختمان شيميايى مولكولهاى داروهاى شفادهنده سرطان و بيمارى عفونى ايدز را روى كاغذ محاسبه و پيش بينى كرد. اين خدمت عظيم به دانش بشرى ايشان را سزاوار دريافت جايزه لايب نتيز نمود.
اين جايزه در قرن هجدهم به (ژوزف لوئى لاكرانژ) براى اختراع هندسه ترسيمى و رقومى و جايزه قرن نوزدهم به (ويلهلم كنرادرونتگن) كاشف اشعه مجهول داده شده است. شركت ايران در نمايشگاه كتاب (لايپزيك)
كانال راديويى (دويچ لند فونك) آلمان خبر از حضور غيرمترقبه كشورمان در نمايشگاه كتاب (لايپزيك) داد. بعد از نمايشگاه بين المللى كتاب فرانكفورت اين مهمترين نمايشگاه در نوع خود محسوب مى شود.
روابط عمومى سفارت جمهورى اسلامى ايران گزارش داد خبر شركت ايران در نمايشگاه كتاب لايپزيك, از طريق رسانه هاى آلمان پخش شد.
گزارش روابط عمومى سفارت كشورمان همچنين مى افزايد حضور غرفه كشورمان در اين نمايشگاه بسيار مغتنم و با موفقيت همراه بود. تجليل خادمان قرآن از تلاشهاى فرهنگى و قرآنى آقاى احمد مسجد جامعى
جناب آقاى مهندس مصطفى ميرسليم وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامى:
خدمت به ساحت مقدس قرآن مجيد و تلاش در جهت گسترش فرهنگ قرآنى كشور از برنامه هاى موفق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است كه طى سالهاى اخير از سوى معاونت امور فرهنگى آن وزارتخانه توسط برادر گرامى و انديشمند, جناب آقاى احمد مسجد جامعى, كه از خاندان علم و فضيلت و تقوا هستند در قالب ايجاد نمايشگاههاى بزرگ قرآن در تهران و گسترش آن در شهرستانها و نيز حمايت از طرحهاى مهم قرآنى برنامه ريزى و اجرا شده است.
اينك خادمان قرآن كريم بر خود لازم مى دانند ضمن تقدير و تشكر از كوششهاى اين برادر بزرگوار در اشاعه فرهنگ قرآنى كشور, حمايت خود را نسبت به قوت بخشيدن و استمرار فعاليتهاى قرآنى آن وزارتخانه اعلام دارند.
ابوالقاسم خزعلى, سيد هاشم رسولى محلاتى, سيد مهدى امام جمارانى, محمد واعظ زاده خراسانى, محمد ابراهيم جناتى, سيد كمال فقيه امامى, محمد هادى معرفت, سيد جواد گلپايگانى, سيد عبدالله فاطمى نيا, سيد محمود دعايى, محمد على نظام زاده, دكتر سيد محمد باقر حجتى, دكتر سيد جلال الدين مجتبوى, عبدالمحمد آيتى, دكتر ابوالقاسم گرجى, على اكبر الهى خراسانى, محمد حسن بكايى, سيد رضا فقيهى, بهاءالدين خرمشاهى, دكتر محمد مهدى فولادوند, مصطفى فومنى حائرى, محمد نقدى , هاشم هاشم زاده هريسى, حبيب الله فضايلى, عبدالكريم بى آزار شيرازى, محمد على مهدوى راد, سيد محمد على ايازى, عبدالرضا ايزدپناه, حسين استادولى, حسين درگاهى, سيد مصطفى صدرزاده, سيد عباس صالحى, شهريار پرهيزكار, سيد مرتضى سادات فاطمى, مرتضى نجفى قدسى. فرهنگ اصفهان
فرهنگ اصفهان فصلنامه فرهنگى, هنرى و اجتماعى است كه نخستين شماره آن در پاييز 1374 منتشر شده است صاحب امتياز اين نشريه اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان اصفهان و مدير مسؤول آن آقاى رسولى حامديان و سردبير آن آقاى منصور گلنارى است. در سرفصل اين نشريه چنين آمده است كه: (فرهنگ اصفهان, نامى است با دو محتواهى پربار و فراگير. از سويى مهمترين امرى كه بشر با آن ارتباط دارد و حيات معنوى و روحى او بدان وابستگى مستقيم دارد, فرهنگ است; و از سوى ديگر, اصفهان خود, كلام گسترده و فراگيرى است كه ذكر آن پيشينه درخشان و پررونق تاريخى, هنرهاى متنوع و خارق العاده, اصالت فرهنگى و نجابت دينى را در ذهن تداعى مى كند.
(فرهنگ اصفهان نشأت گرفته از همان فرهنگى است كه بزرگانى چون سلمان فارسى, يعقوبى, ابوالفرح اصفهانى, ابن مسكويه, طغرايى, اسعد اصفهانى, شيخ بهايى, سيد ابوالحسن اصفهانى و… را ساخته و پرورانده است. و اين فرهنگ تا مادامى كه در انديشه و كردار مردم جارى است و سارى باشد ظهور و بروز بزرگان انديشه و هنر را بديهى و طبيعى خواهد ساخت, بزرگانى كه خود چشم و چراغ فرهنگ و هنر خواهند بود.)
بعضى از عناوين اولين شماره اين نشريه عبارتند از: شيخ لطف الله اصفهانى و رساله اعتكافيه نوشته رسول جعفريان; نگاهى به مكتب فلسفى اصفهان از دكتر دهباشى; مطبوعات اصفهان در يكصد سال گذشته نوشته موسى نجفى; طرح ايجاد زمينه هاى مطلوب براى توريسم فرهنگى در استان اصفهان به قلم دكتر رامشت و يك شاعر و يك تذكره اصفهانى به خامه آقاى حسين مسجدى.
اين نشريه در قطع رحلى در 116 صفحه و با قيمت 200 تومان در دسترس خوانندگان قرار دارد. آينه پژوهش ضمن خوش آمدگويى به ورود اين نشريه در جامعه مطبوعات, براى دست اندركاران آن توفيق روزافزون از خداى بزرگ خواستار است.
مرآة التحقيق
طبع الكتاب والمكتبات والمجلاّت فى البلدان الإسلامية
ان المقالة التالية هى ترجمة لثلاث مقالات من دائرة المعارف (The Oxford Ecnyclopedia of The Modern Islamic World) التى كانت تحت إشراف جان. ل. اسپوزيتو والتى تم طبعها فى أمريكا.
وقد تناولت هذه المقالة نشر الكتاب والمكتبات والمجلاّت فى البلدان الاسلامية كما وتضمنت تقريراً حول وضعها فى السابق وفى العصر الراهن.
جولة فى (المفصل فى أحكام المرأة والبيت المسلم)
المقالة التى بين يديك تكفّلت بنقد و تعريف كتاب (المفصل فى أحكام المرأة والبيت المسلم).
وفى البدء قدّم الكاتب تقريراً حول الكتب المتعلّقة بالمرأة فى العالم الإسلامي, وبعد ذلك تناول الكتب المعجمية التى فهرست كتب المرأة. ثم انه قام بتعريف ونقد الكتاب المذكور.
خطوة جديدة فى تعريف وإحياء كتاب
(سليم بن قيس الهلالي)
فى هذه المقالة تمّ عرض تقرير حول كتاب (سليم بن قيس الهلالي)(80هـ)
والأنظار المختلفة حول مدى اعتبار الكتاب, والنسخ الخطية وكيفية تصحيحه والذى طبع أخيراً فى ثلاث مجلّدات.
والكاتب فى مقالته هذه قد أشار الى أهمية كتاب سليم بن قيس ونظر العلماء فى اعتباره, وفى الضمن قدّم بعض الانتقادات على الكتاب.
(مترجم الألم)
لقد تناولت المقالة الحاضرة نقد وتعريف كتاب (شرح المثنوى المعنوى لمولوي) بقلم رينولد نيكلسن.
والكاتب ومن خلال التعريف بكتاب المثنوى وشروحه الموجودة, انتقد شرح نيكلسن لهذا الكتاب وترجمته الفارسية.
تأليف أو تقليد؟
لقد تناولت المقالة التالية نقد كتاب حضرة فاطمة(ع)
وهذا الكتاب الذى هو فهرست لما ألّف حول سيدتنا فاطمة(ع) حيث عرّف فيه عشرات الكتب الفارسية والعربية.
وتكفّلت هذه المقالة بنقد هذا الكتاب وبيان الاشكالات والنواقص فيه.
تحقيق كتاب مسند فاطمة(ع)
المقالة التى بين يديك تناولت التعريف بكتاب مسند فاطمة الزهراء(ع), بقلم العالم السنّى الشهير جلال الدين السيوطي.
ولقد قام الكاتب ضمن تعريفه بالكتاب بتبويب الأحاديث الواردة فيه, وبيّن أن قسماً من هذه الاحاديث لاتخلو من الخدشة.
إطلالة على (التجديد فى الأدب الفارسي)
نقد و تعريف بكتاب (التجديد فى الأدب الفارسي), والكاتب وضمن تناوله لهذا الكتاب تحدّث فى البدء عن مسائل علم اللغة والأدب فى ايران واعتبر الكتاب المزبور من الكتب الموفّقة فى هذا المضمار.
نقد على ترجمة ودليل مبادئ العربية
ان كتاب مبادئ العربية تأليف رشيد الشرتونى من الكتب المهمة فى تعليم اللغة العربية, ولذا اعتُمد تدريسه فى المدارس والحوزات العلمية.
وقد ترجم هذا الكتاب فى ايران إلى الفارسية, وقد تكفّلت هذه المقالة الحالية نقد ترجمة هذا الكتاب.
التعرّف على مجاهيل المصنفين
فى السياسة فى المغرب الاسلامي
ان المقالة التالية تدور حول كتاب الشهب اللامعة فى السياسة النافعة بقلم ابوالقاسم بن رضوان المالقى من اعلام القرن الثامن.
والكاتب من خلال عرضه لهذا الكتاب واهميته اشار إلى المؤلّفات فى السياسة الشرعية فى الثقافة الاسلامية.
التعريف الإجمالي
فى هذا الباب تم التعريف بالكتب التالية:
1ـ طرق نفوذ اللغة الفارسية فى الثقافة واللغة العربية فى الجاهلية.
2ـ كشف الاستار
3ـ الفهرست الموضوعى للأسفار
4ـ سيرة المعصومين
5ـ الابعاد العرفانية فى الاسلام
6ـ مصباح الفقيه
7ـ تاريخ الاسلام السياسي
8ـ الانظمة الحقوقية فى البلدان السلامية
9ـ ببلوغرافيا القرآن
10ـ معالم الفتن
AYENEH -E- PAZHOOHESH
بسم الله الرحمن الرحيم
Puplieation of Books; Liboaries and Magazines in Islamic World.
This article is the result of translation of three articles taleui from. The of Oxford Encycopedia of the modern Islamic World. Campiled by John L.Aspojito. in America. This article describes the publication of books, libraries and magazines in the post upto presat in the Islamic World.
Summery of "Al-MUTIL Fee Ahkcm Al-Mara Wa Al-Boitul muslim"
This article introduces and crities the above title book (Detail Rules and regulation of women in muslim home.)
In the besining the author gives summery and report of books written on women in Islam, Author. also introduces bibliograppy of books on women. Finally he the introduces and crities the above titled book.
Another step in rivival and reconnaissonce of the book "Saleem Ibne Kaais. Halali"
In this article author gives a report on the book "Saleem Ibne kais Holali' (Born in 80AH).
A different view regarding the books credibility, caligrophy and rectification is given. In the article the auothor mentions the importance of the book "Saleem Ibne Kais and gives the views of scholars regarding its eredibility and finally he erities about the book's rectification.
Commentry of Sadness
In this orticle author introduces and crities the Rencelad Nickelson's description of the book "Masnony o' Manawy ". The author in this article first introduces Masnowy Manawy and its description of them and then compares the description given by Nickelson with its persian translation.
Authoring Or Coping?
In this article author critics the book "Hazrat Fatima (SA) Dar Ayeneh Kitab". This book is the bibliography of Hezrat Fatima (SA) which introduces many books on Hazrat Fatima (SA) in. Arabic and Persion. Author critics and points out mistakes and duminution. in the above bibliography.
Review of the book "Musnad-e- Fatima (SA)"
In this article author introduces the book "Musnad-e- Fatima Zehra(SA)" Campilled by the famous Sunni schilor jalal-ul- deen Sooti. Author in this article classifies the hadees according to the subject and also points out the unauthontic hadess in the book.
Quick review of "Harfay Tajeh Dar Adab-e- Farsi"
The article critics and introduces the above book (New ideas in Persian literature). In the begining the author taloes abouf linguistics and litersature in the present Iran. In Nauthor's opinion ther book is the best on these subjects.
Critic of "Translation and guidances. of Mabady-Al- Arabic"
The booke Mabady -al- Arebic writen by Rashid Shertuty is one of the inportant book in teaching of Arabic language, for this preason it is being taught in schools, espacially in Hoj-e- Ilmia. This book has been translated in Persion languge and this article crtics this translation of the book.
Recognition of the Unknown author in Poalitics from Western Islamic Wold.
This article about the book "As Shab-al- Lameya Fe Seyasat-un- Mafaya" writteh by Abul Qasim Bin Rizwan Al-Maliki in the 8th century.
The author ot this article introduces the book and its importance. He also Mentiones some other books written about the Islamic politics in the Muslim culture.
Summary Introduction
In this soction summary introduction of this issue the following books have been introduced.
1. Rah hooy Nafuze Farsi dar Farhang wa Zabanay arab-e- Jahily.
2. Kashful Asfar.
3. Fehrastay Muzooy Asfar.
4. Seray Masuman.
5. Abad-e- Irfaniay Islam.
6. Misbahul Fiahee.
7. Tarikh-e- Seyase Islam.
8. Seyasate Haquqe Kishwaray Islami.
9. Kitab namay Quran.
10. Mawalin-ul- Fitan.