معرفىهاى اجمالى
ميراث اسلامى ايران,به كوشش رسول جعفريان. چاپ اوّل: قم, كتابخانه آيت الله العظمى نجفى مرعشى, 1375. ج3, 867ص, وزيرى.
اين كتاب سومين مجموعه ميراث اسلامى ايران است, مشتمل بر سى رساله. پيشتر, به هنگام نشر اوّلين مجموعه, از اين حركت ارجمند فرهنگى و نيت نيك بانيان آن و چگونگى محتوا و شكل مجموعه و اهميت آن به اجمال سخن گفته ايم (شماره 26, ص81). مجموعه دوم را نيز معرفى كرده ايم و رساله هاى تشكيل دهنده آن را شناسانده ايم (شماره31, ص83). اكنون مجموعه سوم را پيش روى داريم با رساله هاى سودمند و مباحثى ارجمند و كارآمد.
رساله اوّل سفرنامه اى است به خامه عبدالحسين كاشانى با عنوان (سفرنامه اصفهان). اين مجموعه در شناخت اصفهان و جايهاى تاريخى آن و چگونگى خلق و خوى مردم آن ديار و نيز كاشان, آگاهيهاى سودمندى دارد. اين سفرنامه را آقاى جعفريان براساس تنها نسخه عكسى موجود آن در كتاب آيت الله العظمى نجفى مرعشى تصحيح كرده و در ضمن مقدمه اى از شرح احوال و آثار مؤلف و چگونگى اين مجموعه سخن گفته است (ص62 ـ17).
رساله دوم با عنوان (جغرافياى درّه رودبار قصران, به خامه ميرزا محمد مهندس, جغرافيدان دوره ناصرى, گزارشى است از قصران رى و ديه ها و جايهاى مهم و يادكردنى آن. اين رساله را روانشاد دكتر حسين كريمان استنساخ و تصحيح كرده اند (ص92ـ63).
(چهار وقفنامه) عنوان ديگرى است در اين مجموعه كه به تصحيح و معرفى وقفنامه هايى از چهار مدرسه مهم اصفهان پرداخته است (ص129ـ93). (الهى نامه و مصيبت نامه) عنوان دو رساله كوتاه است از علاّمه مجلسى ـ رضوان الله عليه ـ كه اوّلى زمزمه هاى عارفانه و عاشقانه آن بزرگوار است با معبود و دومى تصويرى است زيبا و متذوّقانه از غمزدگى و مصيبت زدگى هستى در شهادت اباعبدالله الحسين (ص148ـ130).
يزيديه, شيطان پرستان, فرقه اى هستند كوچك با عقايدى شگفت كه آميزه اى است از زرتشتيگرى, مسيحيت و اسلام. (بيان مذهب الطائفه اليزيديه) رساله اى است كوتاه در گزارش آرا و عقايد اينان كه آقاى محمدرضا انصارى آن را تصحيح كرده است (ص158ـ149). (كتاب الطرف) مجموعه اى است از روايات و نقلهايى از رسول الله(ص) در تصريح و تأكيد بر امامت و فضيلت على(ع). اين مجموعه را نيز آقاى انصارى براساس كهنترين نسخه موجود آن بازخوانى و تصحيح كرده است و با نسخه اى ديگر سنجيده و اختلاف نسخه ها را ثبت كرده است و در ضمن مقدمه اى از چگونگى محتواى كتاب گزارشى به دست داده است (ص196ـ159).
(صفوة الآثار فى أخبار الأخيار) رساله اى است در سه بخش درباره مراتب و مقامات شيخ صفى الدين اردبيلى, تفسير برخى از آيات و نيز كرامات شيخ صفى الدين.
اين رساله را آقاى مير هاشم محدث تصحيح كرده اند و در مقدمه رساله, شرح حال كوتاهى از مؤلف آورده اند (ص235ـ197).
(ايضاح الخطا) رساله اى است مهم به خامه آيت الله شيخ محمد باقر همدانى, از پيشوايان جنبش مشروطيت در غرب كشور و همدان. مؤلف در اين رساله كوشيده است از مشروطيت چهره اى ستودنى ارائه دهد و استبداد را در برابر مشروطيت نهد و از آن به زشتى ياد كند. اين رساله را آقاى قاسم برنا تصحيح كرده اند (ص256ـ237).
(تاريخ ثورة نجف) يادداشتهاى روزانه اى است از جنگ نجفيها با حاكمان و حكمفرمايان انگليس. اين رساله را آقاى سيد احمد حسينى تصحيح كرده اند و در مقدمه رساله واقعه ياد شده و چگونگى آن را توضيح داده اند (ص310ـ257).
كارنامه نصرت الدوله ماكويى عنوان مثنوى بلندى است درباره حساب ديوانى و اعمال حكومتى محمد على خان نصرت الدوله ماكويى كه آن را آقاى ايرج افشار براى چاپ آماده كرده و در مقدمه آن از چگونگى اين گونه آثار و شرح حال ماكويى سخن گفته است (ص335ـ311).
(الأكيال والأوزان) عنوان رساله ديگرى است درباره اوزان و مقاديرى كه مؤلف آن را براى استفاده در داروسازى نگاشته است. اين رساله را نيز آقاى ايرج افشار تصحيح كرده و در مقدمه آن درباره مؤلف و موضوع رساله به اختصار سخن گفته است (ص348ـ337).
(حركات مأمورين خارجه در جنوب ايران) كه به سال 1299 نگاشته شده است به خامه عبدالغفّار نجم الملك, گزارشى است درباره نفوذ انگليسيها در خوزستان و تلاش آنان براى گرفتن امتيازى انحصارى و يا دستكم بين المللى جهت عبور همه كشتيهاى خارجى در كارون. اين رساله را آقاى جعفريان براى چاپ آماده كرده است و در ضمن مقدمه اى كوتاه از پيشينه نفوذ انگليسيها در جنوب ايران سخن گفته است (ص367ـ347).
محمد بن حسن بن يوسف حلّى معروف به (فخرالمحققين (م771) فرزند برومندِ فقيهِ بلند آوازه تشيع علاّمه حلى, رساله اى كوتاه پرداخته است در عقايد شيعى كه با عنوان (العقائد الفخريه) مشهور است. شيخ بهايى به اين رساله علاقه ويژه اى داشته است و از اين رو به يكى از شاگردانش توصيه مى كند كه آن را ترجمه كند. اين ترجمه با عنوان (عقايد عباسيّه) به كوشش آقاى جعفريان براى چاپ آماده شده و در اين بخش از اين مجموعه آمده است. اين نكته نقل كردنى است كه در بخشى از اين رساله است: (… و اعتقاد داريم كه قرآن مجيد محفوظ است از زياده و نقصان)
(تحفة العابدين) عنوان رساله بعدى است در تفسير سوره حمد. نويسنده آن محمد محسن گيلانى است از شاگردان علاّمه مجلسى كه از چگونگى زندگانى وى اطلاعى در دست نيست. اين رساله را اين بنده تصحيح كرده است و در ضمن مقدمه اى از سير تطوّر تفسير و گستره تفاسير قرآن و شرح حال مؤلف به اجمال سخن رفته است و در پانوشتها تمام منابع احاديث و اقوال براساس منابع كهن و معتمد نشان داده شده است (ص434ـ381). رساله بعدى با عنوان (تذكره نائين) مجموعه اى است سودمند و مشتمل بر چهار باب درباره جايها, مدارس, دروازه ها و محلات نائين, صنايع آن ديار, يادكرد حاكمان عارفان نائين و باب چهارم درباره شاعران و سخن سرايان آن ديار. آقاى محمود طيار مراغى, كه رساله را براى چاپ آماده كرده اند, در مقدمه مؤلف را به اختصار شناسانده و اهميت تذكره ها را بازگفته اند و ياد كرده اند كه عنوان رساله در فهرست كتابخانه آيت الله العظمى مرعشى به اشتباه (تاريخ نائين) آمده است. در اين رساله شرح حال كوتاه شاعران با نمونه اى از اشعارشان آمده است كه از جمله منابع ديوان بيگى شيرازى در نگاشتن تذكره مهم وى (حديقة الشعراء) بوده است (ص492ـ435).
(معرفة القبله) عنوان رساله اى است كوتاه در شناخت قبله شهرها و علائم شناسايى قبله آباديها, نگاشته شده در قرن ششم كه مؤلف آن شناخته شده نيست. اين رساله را آقاى عابدى براساس تنها نسخه موجود آن تصحيح كرده و در مقدمه اى كوتاه محتوى آن را شناسانده و در پانوشتها مآخذ احاديث را نشان داده است (ص505 ـ 493). در بخش بعدى كتاب دويست هشتاد نسخه نفيس از گنجينه بى مانند كتابخانه آيت الله العظمى مرعشى معرفى شده است. اين نسخه ها همه در قرن هشتم نگاشته شده اند و به لحاظ گستردگى تعداد به اختصار از آنها ياد شده است (ص617 ـ507).
(ذخائر الأسناد) عنوان رساله ديگرى است كه آقاى على صدرائى خويى آن را تصحيح كرده است. اين رساله گزارش ديدارها و شنيدارهاى مؤلف جليل و عالم سختكوش قرن چهاردهم هجرى ملاّ على خيابانى تبريزى است از دو سفر او به قم, زنجان, خوى و اروميّه. و در ضمن اين گزارشها نسخه هاى بسيارى از كتابها شناسانده شده و شرح حال عالمانى آمده است كه در مجموعه هاى شرح حالنگارى از آنها ياد نشده است. از اين رو مجموعه اى است سودمند و كارآمد. آقاى صدرايى نيا در مقدمه رساله شرح حال مؤلف را آورده است و در پانوشتها توضيحاتى در تكميل مطالب متن افزوده است. (ص653 ـ619).
سلام و صلوات و درود به خاندان رسالت را بى گمان از آموزه هاى ارجمند رسول الله(ص) بايد دانست. عالمان درباره فضيلت صلوات بر آل الله و چگونگى آن آثار ارجمندى نگاشته اند و برخى از عالمان ذكر مخصوصى براى صلوات و سلام بر آن عزيز انشاء كرده و بدان به آستان آن بزرگواران روى آورده اند. يكى از مشهورترين اين تحيّات (= صلواتيّه ها) صلوات مشهور و منسوب به خواجه نصيرالدين طوسى است. رساله (الباقيات الصالحات) عنوان شرحى است بر اين (صلوات) به خامه سيد محمد سيفى قزوينى از عالمان و رياضيدانان قرن دوازدهم هجرى. اين رساله را آقاى ابوالفضل حافظيان تصحيح كرده است و در ضمن مقدمه درباره موضوع كتاب و شرح حال مؤلف سخن گفته و در پانوشتها منابع روايت را گزارش كرده است (ص684 ـ 655).
رساله بعدى با عنوان (المسئولات) پاسخ به پرسشهايى است فقهى از محضر فقيه و عارف بلند پايه شيعى مولى محمد تقى مجلسى (مجلسى اوّل) كه از جهاتى قابل توجه و تأمل است. اين رساله را نيز آقاى حافظيان تصحيح كرده اند و در ضمن مقدمه اى كوتاه امّا سودمند, از اهميت رساله سخن گفته اند (ص705ـ 685).
رساله بعدى بحثى است درباره (شرائط اهل ذمّه) با نگاهى به چگونگى ارتباط ذمّيان با مسلمانان در روزگار صفويان به خامه فقيه ياد شده كه به تصحيح آقاى سيد ابوالحسن مطلبى در اين مجموعه نشر يافته است با عنوان (احكام اهل ذمّه) (ص716ـ707). مقاله كوتاه ديگر بخشى است از كتاب (جنت الأخبار) مشتمل است بر شرح حال تنى چند از فاضلان دوره ميانى قاجاريّه. اين بخش را آقاى ناصر باقرى بيدهندى برگزيده و آماده چاپ كرده است (ص726ـ717).
(لمعات ملكوتيه) رساله اى است كوتاه در نقد و ردّ مسيحيت به خامه فيلسوف و فقيه بلند پايه اصفهان و از شارحان و طرفداران جدّى فلسفه مير داماد. او در اين رساله بيشتر بر پايه ديدگاههاى اشراقى خود به تفسير مطالبى از انجيل و تطبيق آن با آيات قرآنى پرداخته و آراى متكلمان مسيحى را رد كرده است. اين رساله را آقاى رسول جعفريان تصحيح كرده اند و در ضمن مقدمه اى سودمند جايگاه مؤلف را در فلسفه اسلامى و ادامه انديشه ميرداماد بازگفته اند و آثار او را به تفصيل گزارش كرده اند (ص750ـ727).
تبيين واژه هاى قرآنى و تفسير واژه هاى دشوارياب قرآن از كهنترين روزگاران از جمله شغل شاغل عالمان و قرآن پژوهان بوده است. (المحيط بلغات القرآن) نگاشته ابوجعفر احمد بن على بيهقى, مشهور به (جعفرك), از جمله آثار ياد شده است كه در قرن ششم نگاشته شده و اثرى است سودمند و استوار.
(جعفرك) اديبى برجسته و واژه شناسى دقيق النظر بود و (تاج المصادر) او نمونه اى است از آگاهيهاى گسترده وى در اين باره. اين رساله را آقاى حسين شفيعى فريدنى تصحيح كرده اند و براى آسانيابى واژه فهرستى الفبايى ترتيب داده اند (ص836 ـ751).
اكنون بايد ياد كنيم از چهار متن كوتاه 1) گزارش طاعون در كربلا به سال 1246 به كوشش آقاى رضا استادى كه نكات تاريخى قابل توجهى دارد. 2) تنها اثر بازمانده از پدر شهيد ثانى(ره) كه اجازه اى است كوتاه و آن را آقاى رضا مختارى آماده چاپ كرده اند با مقدمه اى سودمند درباره اجازه دهنده. 3) اشعارى در ذم تنباكو كه گزينشى است از كتاب (زهرة الحياة الدنيا) به كوشش آقاى حافظيان. و بالاخره 4) اجازه اى از فيض كاشانى, ايضاً به كوشش آقاى حافظيان. پايان بخش اين مجموعه ترجمه اشعار ابن ابى حميده است در آموزش فن جلدسازى با ترجمه مقدمه آن به خامه آقاى مهدى ارجمند.
مجموعه سوم (ميراث اسلامى ايران), چنانكه ديديم مجموعه اى است سودمند, ارجمند و آكنده از اطلاعات تاريخى, تفسير, كلامى و اجتماعى …. اميدواريم اين مجموعه ساليان سال بپايد و بدين طريق بخش عظيم و فراموش شده اى از آثار مكتوب اسلامى نشر يابد. محمّد على مهدوى راد الرسائل الأصوليّه. للعلامة المجدّد المولى محمّد باقر الوحيد البهبهانى. (قم, مؤسسة العلامه المجدد الوحيد البهبهانى, 1416).
بى گمان علاّمه وحيد بهبهانى براى علماى حوزه هاى علميّه و دانشوران ميدان اجتهاد و استنباط چهره اى آشنا و مأنوس است. تلاش بى امان و خستگى ناپذير وى در برانداختن درخت كهنسال اخباريگرى و تحجّر ـ كه ريشه آن تا اعماق حوزه هاى علميّه فرو رفته بود ـ و بالاندن نهال پژمرده اجتهاد و استنباط پرآوازه تر از آن است كه نياز به معرّفى داشته باشد.
يورش بنيان سوز و پى افكن وى بر انديشه رايج اخباريگرى سده دوازدهم هجرى قمرى چنان سهمگين و بنيان افكن بود كه اخباريگرى را براى هميشه به موضوعى تاريخى تبديل ساخت. وى را بحق بايد مجدّد راه استنباط و اجتهاد دانست و حيات دوباره اصول فقه را مرهون كوشش وى شمرد.
علامه بهبهانى با تربيت و آموزش شاگردان بزرگ و انديشور فراوانى, بنيانى را كه پى ريخته بود ماندگار و پرصلابت كرد و يكه تازى انديشه و شيوه اجتهاد را پايدار ساخت. وى افزون بر تربيت و آموزش شاگردان فراوان, به تأليف و نگارش بيش از صد عنوان كتاب و رساله به شكل نگارشهاى تفصيلى يا تك نگاريها به زبان عربى و يا فارسى دست يازيده است. پاره اى از اين آثار تاكنون نشر يافته است, لكن بخش بزرگ از نوشته هاى وى همچنان مخطوط و يا با چاپهاى نامرغوب است. مؤسّسه علامه مجدّد وحيد بهبهانى چند سالى است كه بر گردآورى, تحقيق, تصحيح و نشر آثار مرحوم بهبهانى همت گماشته است. اين همّت ستودنى و قابل تقدير است و طبيعى است انتظار كارى سترگ و دقيق از آن مى رود. از مقدمه اى كه بر الرسائل الأصوليّه نگاشته شده و در آن به تعداد نسخ مورد مراجعه براى تصحيح رسائل به جا مانده مرحوم وحيد بهبهانى در مباحث اصول اشاره رفته است, چنين برمى آيد كه در حوزه نسخه شناسى كتب علاّمه وحيد بهبهانى همّت خوبى به كار گرفته شده است. از ارجاعات و منبع يابى نقل قولها نيز تلاش دست اندركاران پيداست, گرچه نقصهاى فنّى در كار ديده مى شود كه در پايان اين مقاله به مواردى اشاره خواهيم كرد.
اين مجلد شامل مقدّمه اى عالمانه در شرح حال وحيد, شاگردان, اساتيد, فضاى فكرى و اشاراتى به كاربردهاى عقل در مباحث اصولى است. نسخه شناسى رسائل و تبيين شيوه تحقيق نيز در مقدمه يادآورى شده است. متن كتاب شامل رساله الأجتهاد والأختيار با هشت فصل, رساله اجتماع الأمر والنهى, رساله اجماع با شش فصل, رساله قياس, رساله اخبار آحاد با ده فصل, رساله اصالة البرائه با سه بحث و يك فايده و رساله استصحاب با يك فصل و يك تتمه است. در پايان چهار فهرست شامل آيات, احاديث, اعلام و كتب و يك فهرست منابع و فهرست موضوعات است.
در تصحيح و ارائه كتاب چند نقص فنّى كوچك ديده مى شود كه جهت اصلاح روش در كتب بعدى يادآورى مى گردد: نخست آنكه در مقدمه در بحث تبيين شيوه تحقيق در واقع شيوه تحقيق تبيين نشده است و بيشتر افراد گروهها معرّفى گرديده اند. روا بود در اين بخش اولاً به چرايى نسخ منتخب اشاره مى رفت و شيوه اى كه در گزينش موارد اختلاف در پيش گرفته شده است, تبيين مى گشت كه آيا فى المثل از شيوه اجتهادى بهره گرفته شده است و يا قديمترين نسخه ملاك عمل بود و يا تقدّم با عبارت و يا اصطلاحى است كه در اكثر نسخ ذكر شده است. مسايلى از اين دست در زمينه تخريج احاديث و نصوص, ارجاع به منابع, تنظيم حواشى و غيره لازم بود يادآورى گردد.
در مواردى در ارجاعات و تبيين اصحاب اقوال به منابع متأخر ارجاع داده شده است كه درست نمى نمايد (ص350, 275 و…).
فهرست كتب با اين شكل آن نه لازم بود و نه درست; چون مفيد هيچ فايده اى نيست و بر هيچ اصلى استوار نمى باشد. مثلاً وسائل الشيعه دهها بار در كتاب تكرار شده است, در حالى كه در فهرست كتب تنها يك بار آمده است; همچنين نهج البلاغه, معانى الأخبار, خصال و غير آن. كتاب المكاسب در فهرست ذكر شده است, در حالى كه كتاب نيست بلكه بخشى از اين كتاب است. كتاب (الكافى) در فهرست 22 بار ذكر شده است, در حالى كه در كتاب بسيار بيشتر است و جالب آنكه روضةالكلينى هم يك بار به طور جداگانه آورده شده است. بسيارى از كتب در متن ياد شده, ولى در فهرست نام آنها نيست. به نظر مى رسد محققان و مصححان كتاب در مواردى به يافتن صاحب قول موفّق نشده اند و بدون اشاره از آن گذشته اند (ص298 س13, ص299 ص7, ص304 س7, ص306 س14 و…).
با همه كاستيها بايد از مؤسسه مزبور براى تحقيق و در اختيار گذاشتن اين گنجينه مهم تشكّر و قدردانى كرد و توفيق و دقّت فزونتر را براى دست اندركاران از خداوند قادر خواستار بود. على سرولايتى ابوريحان بيرونى, تأليف پرويز اذكايى, انتشارات: طرح نو, 1374 ص266. از مجموعه: بنيانگذاران فرهنگ امروز.
نام و آوازه ابوريحان محمد بن احمد خوارزمى مشهور به ابوريحان بيرونى بسيار فراگيرتر از شناخت دقيق و درست زندگى وى است. تاريخ زندگى, حوزه دانش, آرا و انديشه هاى تازه, وسعت و ژرفايى انديشه ابوريحان و آثارى كه از خود به يادگار گذاشته و دهها آگاهى و اطلاع ديگر درباره او, براى عموم مردم همچنان مجهول و ناشناخته است. نه تنها عموم مردم از شناخت دقيق انديشه و آراى ابوريحان فاصله دارند كه در جمع خواص نيز آگاهيهاى درست و بدور از پيرايه درباره وى چندان گسترده نيست. شمارى اندك از دانشيان هستند كه از فراگيرى و گوناگونى آثار ابوريحان آگاهى دارند و معمولاً انديشوران ذوفنون همه چهره خود را بر همگان نمى گشايند و هركسى را از ظن خود يار خويش مى سازند. ابوريحان بيرونى از معدود ذوفنونانى است كه هر دانشورى را از زاويه اى در كمند دانش خود دارد و شناخت همه سويه وى معرّفى پژوهنده اى را مى طلبد كه فراتر از يك زاويه به زندگى, آرا و افكار و آثار به جاى مانده ابوريحان بنگرد و آقاى پرويز اذكايى با توجه به بيست و اندى سال همنشينى با آرا و افكار ابوريحان بحقّ سزاوارِ نگاشتن در شأن او را داشت. حاصل تلاش وى كتابى جامع, بى درازنويسى كسالت زا و كوتاه نگارى كم گذار, گشته است كه در ذيل نگاهى به فصول آن خواهيم داشت:
فصل اول: زيست نگارى, در اين فصل عصر بيرونى از جمله سلسله هاى حاكم, درگيريهاى آنان, امراى علم دوست و عالمپرور و حاكمان انديشه كش و كتاب سوز, جنگ قدرت با سرپوش مذهب, شرح حال ابوريحان و اساتيد وى, فهرست كامل آثار و نوشته هاى ابوريحان بحث و بررسى شده است. نويسنده در اين فهرست از 185 اثر بيرونى نام مى برد كه 138 عدد از آن را خود بيرونى در آثارش نام برده است و بقيه بازيافته هاى پسين است.
فصل دوم: معرفت شناسى, در اين فصل ابوريحان نخست در حديث ديگران چهره مى نمايد و از روحيه علم دوستى و علم را براى علم خواستن وى سخن به ميان مى آيد و عنوان زيباى (سلطان علم) بر ابوريحان اطلاق مى شود. اين عنوان از سخن پرمايه و گوياى سلطان محمود غزنويِ دانش ستيز كه بحق گوياترين تلاقى جهان بينى عالمان و حاكمان است برگرفته شده است. سلطان محمود خطاب به ابوريحان مى گويد:
(اگر خواهى كه از من برخوردار باشى سخن بر مراد من گوى نه بر سلطنت علم خويش).
آنگاه از ذوفنونى ابوريحان ياد مى شود, شخصيّت وى به تجلّى گذاشته مى شود و شجاعت اخلاقى, مناعت طبع, عزم آهنين و صراحت بيان وى در ذيل عنوان سيماى اخلاقى به نمايش مى آيد.
فصل سوم: روش شناسى, در اين فصل روش علمى بيرونى در تحقيق و پژوهش تبيين شده است و سه مشخصه تجربه گرايى نقد و اجتهاد و حقيقت جويى از مهمترين روش تحقيقى وى به شمار آمده است.
پس از اين فصل, دانشهايى كه بيرونى در آن تبحّر داشته است و درباره آنها تأليفى به يادگار گذاشته است, مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. دانش رياضى فصل چهارم آن را تشكيل مى دهد كه در آن تأليفات وى در زمينه حساب و جبر و مجموعاً هفت اثر مورد اشاره قرار گرفته است و تأكيد شده كه رياضى بيرونى بيشتر نمود (جبرى) دارد و حتى هندسه وى نيز هندسه اى جبرى است و در آن به حلّ معادلات جبرى توجّه بيشترى شده است. دانش بيرونى در مثلثات و هندسه نيز در همين فصل مورد بحث قرار گرفته است.
در فصل پنجم (هشتاد و پنج اثر بيرونى در هيئت, نجوم, رصد, تقويم, آثار علومى, ابزار و احكام نجوم) كه در فهارس و مراجع ياد شده است, مورد اشاره قرار مى گيرد و آرا و تلاشهاى بيرونى در زمينه رصد و ابزار رصدگيرى, هيئت ارض و احكام نجوم بررسى مى گردد.
در فصل ششم جغرافيا و زمين سنجى مورد توجّه بيرونى قرار گرفته است. در اين فصل از كتاب به كارهايى كه وى در حوزه علم مزبور انجام داده است, اشاره شده است و بعضى از پيش بينيهاى علمى وى نظير وجود قاره جديد (ـ آمريكا) ياد شده است.
فصل هفتم به دانشهاى طبيعى اختصاص دارد. در اين فصل نويسنده به معرفى كارهاى بيرونى در زمينه دانشهاى طبيعى نظير فيزيك, اندازه گيرى وزن مخصوص, كانى شناسى, گياه شناسى, زمين شناسى و نگره تكاملى پرداخته است و وجه غالب و ظاهر بر نظريات او [را] عقيده به (تكامل تدريجى, قوانين طبيعى و حركت) دانسته است.
در فصل هشتم افزون بر تبيين آراى بيرونى در مبحث خلق و توحيد به گرايش مذهبى وى نيز اشاره رفته است. و بيرونى فردى شيعى و بدور از تعصّب معرفى شده است و نظرات چندى در همين مورد نقل شده است.
فصل نهم درباره آراى فلسفى اوست. اين فصل كه يكى از فصول مهم كتاب است, آراى بيرونى در زمينه فلسفه علمى, فلسفه انتقادى, فلسفه طبيعى, مبحث زمان, علّت اولى, حكمت زروانى و جهان بينى بررسى شده است.
در فصل دهم ديدگاه نقّادانه بيرونى در زمينه اخبار و گزارشها بيان شده است و كارهايى كه در زمينه تاريخ ملل و هند شناسى از وى بجا مانده است, مورد اشاره قرار گرفته است.
و در فصل يازدهم, ديدگاه بيرونى درباره جامعه شناسى و دين شناسى تبيين شده و وى به عنوان بنيانگذار مطالعه تطبيقى در فرهنگ بشرى معرفى گشته است. آنگاه نظر (آرتور جفرى) در زمينه (مساهمت بيرونى در دين شناسى تطبيقى) از نوشته اى به همان عنوان ياد شده است.
فصل دوازدهم به زباندانى و ادب اختصاص دارد. در اين فصل زبانهايى كه بيرونى از آن آگاه بوده, ياد گرديده و نقل قولهاى وى از متون اصلى در زمينه اديان گواه بر زباندانى وى گرفته شده است.
افزون بر آنكه وى چندين كتاب از زبانى به زبان ديگر ترجمه كرده است علاقه وى به نثر علمى عربى به عنوان زبان بين المللى اسلامى مورد تأكيد قرار گرفته است.
فصل سيزدهم و چهاردهم به اضافاتى و مستدركات اختصاص دارد و در فصل پانزدهم كتابشناسى بيرونى انجام گرفته است كه بسيار مفيد است.
در پايان توفيق نويسنده را در ارائه آثار ژرفى از اين دست از خداوند بزرگ خواستاريم. محمّد على سلطانى عين القضاة و استادانِ او, نصراللّه پورجوادى. (تهران, اساطير, 1374). 195ص.
كتاب عين القضاة و استادانِ او اشارت و نگرشى است نو در چگونگى شناخت شهيد همدانى. نوآورى خاصِ آقاى نصراللّه پورجوادى, خاصه در طرح مسائل مهم, و از جمله پرداختن به اتهامات و فلسفه مذاهب از ديدگاه قاضى و استادان قاضى القضاة, اين نكته را به خواننده القا مى كند كه كتاب ظاهرى دارد و باطنى, عبارتى دارد و اشارتى. چرا كه نويسنده در طرحِ اساسى كتاب از پرداختن به نقاط مبهم و تاريك زندگانى و انديشه هاى شهيد همدانى غافل نبوده است و شهادت قاضى را با تكيه بر آثار و نگاه و نظرى به حوادث اجتماعى و سياسى زمان او بررسى كرده است.
نويسنده مقاله نخست كتاب را با حياتِ جاودانى يا به تعبيرى با شهادت قاضى القضاة مى آغازد. عنوان اين مقاله (دفاعيات و شهادت عين القضاة) است. اين جستار به شعر بلندى مى ماند كه در آن فكر و مضمون يا انديشه و درد در عين به هم آميختگى به موازات يكديگر حركت مى كند. نويسنده بتفصيل درباره اتهاماتى بحث مى كند كه قاضى در كتابِ شكوى الغريب به آنها مو به مو اشاره مى كند و به تك تك آنها پاسخ مى دهد. فى الواقع در اين مقاله عين القضاة از ديدگاه عين القضاة به تصوير كشيده مى شود. مؤلف كارنامه فكرى شهيد همدانى را جز به جزء و در افقى گسترده مطرح مى كند و نيز نبوغ و احاطه قاضى به علوم زمان, بخصوص فقه و حديث و تقسير و فلسفه و تسلط وى بر آراى مشائيان را آشكار مى كند.
مقاله دوم به (فلسفه مذاهب از نظر عين القضاة) اختصاص يافته است. مؤلف براى بحث و گفتگو خطوطى كلى از انديشه هاى قاضى القضاة را ارائه مى دهد كه (همه مذاهب را اغلب اصل راست بوده است و به روزگار منحرف گشته است.) و براساس همين داده, مؤلف انديشه شهيد همدانى را در اصل و منشأ مذاهبِ فلسفى, دينى, كلامى و سير و تحول آنها در طول تاريخ و عللِ منسوخ شدن آنها تشريح مى كند.
مقاله سوم درباره محمد معشوقِ طوسى است كه حدود يك قرن پيش از عين القضاة مى زيسته است. نويسنده تصريح مى كند كه مقاله, ارتباط مستقيمى به خود عين القضاة ندارد, ولى بنا به ارادتِ خاصى كه عين القضاة در آثار خود به او ابراز كرده, و نيز از آنجا كه آثار عين القضاة از مهمترين منابع درباره شيخ طوسى است, به بحث درباره وى پرداخته است.
(بركه همدانى استاد امّى عين القضاة), عنوانِ مقاله چهارم است. در اين مقاله جايگاه علم و منزلت اشخاص امّى, زندگى و شخصيت و تعاليم بركه محور اصلى گفتار است. آقاى پورجوادى نشان مى دهد كه انتقالِ علوم و اسرار نزد مشايخِ صوفيه, صرفاً از طريق مكاتبه و نوشتنِ كتابها و رسائل انجام نگرفته است; بلكه (اشارت و صرف حضور در القاى معانى در شرايط خاصى كه خدمت مريد به وجود مى آورده است, تحقق مى يافته است.) مؤلف با طرح شخصيت بركه همدانى به يك نكته مهم اشاره مى كند و آن اينكه شناخت اقوال و آثار و تعاليم مشايخ اُمّى مى تواند بخش چشمگيرى در تاريخ تصوف و عرفان ايرانى را به خود اختصاص دهد.
آخرين مقاله كتاب (عين القضاة و امام محمد غزالى) است. اين مقاله ادامه منطقى مقالاتِ قبلى است و در واقع مى توانيم گفت كه يكى از مهمترين مقالاتِ كتاب حاضر است. از سويى امام محمد غزالى (از معدود متفكرانى است كه در عالم اسلام تأثيرش در فرهنگ اسلامى از زمان حيات وى آغاز مى شود) و از سوى ديگر يكى از شخصيتهايى است كه بيشترين تأثير را بر عين القضاة همدانى داشته و قاضى عميقاً با آرا و افكار و احوال او آشنايى داشت. چرا كه به قولِ مؤلف يكى از بهترين شاگردان و تربيت شدگانِ مكتب ابوحامد در همه اعصار, قاضى همدانى است. هاشم بناءپور رسائل مشروطيت,به كوشش غلامحسين زرگرنژاد. چاپ اوّل تهران, انتشارات كوير, 1374. 716ص, وزيرى. تصوير.
مشروطيت از جمله حوادث مهم تاريخ ايران است. چگونگى شكل گيرى جريان مشروطيت و جريانهاى مؤثر در پديد آمدن آن و نيز نتايج آن, از جمله مسائلى است كه گو اينكه بسيار درباره آن سخن رفته است, امّا هنوز هم زواياى تاريك بسيارى دارد. در جريان مشروطيت دو جريان بايد بدقت و بدون يكسونگرى كاويده شود: 1. تحول فكرى و ديگرسانيهاى انديشگى; 2. تحوّل سياسى و ديگرگونيهاى سياسى و ساختارى در حكومت. در اين بررسى و تحقيق بن مايه هاى پژوهش بايد بدرستى شناخته شود و در رسيدن به تحليلى و نتيجه اى استوار بدقت ارزيابى شود. در جريان فكرى مشروطيت روشن است كه از يكسوى عالمان دين نقش مهمى داشتند و از سوى ديگر, به اصطلاح روشنفكران و منوّرالفكرها. اكنون سخن از چگونگى اين انديشه ها و چه سانى حضور آنها ميسور نيست; اما گفتنى است كه رساله ها, لايحه ها و نگاشته هاى عالمان دين در تحليل جريان فكرى مشروطيت, آن چنانكه شايسته و بايسته است, مورد توجه قرار نگرفته است. (ر.ك: آينه پژوهش, شماره 5/34; ميراث اسلامى ايران, دفتر اوّل, ص176). روانشاد دكتر حميد عنايت به اهميت اين رساله ها توجه كرده و در ضمن تحليلى استوار در اين زمينه نوشته اند: (برخلاف نظر كسانى كه گمان دارند بيشتر علما در برابر هجوم انديشه هاى نو تنها كارى كه كردند يا مخالفت مطلق بود يا تسليم مصلحتى و ظاهرى, از آگاهيهاى جسته گريخته اى كه درباره فكر سياسى و دينى دوره مشروطيت در دست داريم, بخوبى پيداست كه در ميان مراجع دينى, بازار بحث و مناقشه صميمانه و جدى بر سر اصول و مفاهيم سياست و مملكتدارى و حكومت ملى گرم بوده است و اهل نظر مى كوشيدند تا همه جوانب آراى موافق و مخالف را بسنجند و بر محك نقد بزنند. جاى تأسف است كه از آن همه گفتگوها و محاجه ها گزارش و سندى هنوز منتشر نشده است; بجز آنچه در گوشه و كنار برخى كتابهاى موجود پيداست, ولى مى دانيم كه اين سندها موجود است و رواست كه دارندگان در نشر آنها شتاب كنند. (يادنامه استاد شهيد مرتضى مطهرى, ج2, ص156).)
بدين سان شناسايى و شناساندن رساله هايى از آن گونه كه ياد شد, گامى است ارجمند در شناخت و شناساندن مشروطيت و تأثير و تأثرهاى جريانهاى گوناگون در شكل گيرى آن. بدين جهت تلاش جناب دكتر زرگرنژاد در شناسايى, تصحيح و نشر اين رساله ستودنى است و گامى است ارجمند در جهت موضوع يادشده.
مجموعه رسائل مشروطيت مشتمل است بر هيجده رساله و لايحه درباره مشروطيت از نگاههاى مختلف. آقاى زرگرنژاد پس از مقدمه اى كوتاه درباره مشروطيت و اهميت رساله هايى از اين دست, درباره شناخت آن, بحثى پى افكنده اند درازدامن با عنوان (مدخل) و در آن از مشروطيت و مبانى مشروعيت آن, انديشه مخالفت با مشروطيت و معايب آن كه مشروطه ستيزان در مشروطيت مى ديدند و مبانى فكرى آنان و چگونگى اين رساله سخن گفته است. آنگاه متن تصحيح شده رساله هاست با مقدمه هايى تحليلى در آغاز تمام رساله ها.
رساله اوّل با عنوان (كشف المراد من المشروطة والأستبداد) را محمد حسين بن على اكبر تبريزى نگاشته است, كه از مخالفان با مشروطيت بوده و در اين رساله ديدگاههاى انتقادى درباره مشروطيت را آورده و از چگونگى آن بتفصيل سخن رانده است.
آقاى زرگرنژاد در مقدمه رساله محتواى آن را تحليل كرده و اصول فكرى نويسنده را باز گفته است (ص112ـ103). رساله (حرمت مشروطيت) پاسخ شيخ شهيد است به چرايى همسويى آغازين با مشروطيت و مخالفت و ستيز واپسين با آن, كه براى نشان دادن پايه هاى فكرى آن بزرگوار در موضع گيريهايش عليه مشروطه خواهان سودمند تواند بود (ص167ـ150). رساله (تذكرةالغافل), كه از مهمترين رسائل مشروطه خواهان است و در صفحات آن نقدها و ردهاى مشروعه خواهان عليه مشروطيت و مشروطه طلبان گزارش شده و هم چگونگى مشروطه خواهى تبيين گرديده است. يكى ديگر از رساله هاى اين مجموعه است. بسيارى اين رساله را از آنِ شيخ فضل الله نورى(ره) دانسته اند و برخى در اين انتساب ترديد كرده اند و يا يكسرى آن را نفى كرده اند. در مقدمه رساله به اين ديدگاهها اشاره شده است. (ص173ـ171).
(دلائل براهين الفرقان فى بطلان قوانين نواسخ محكمات القرآن), رساله ديگرى است كه با دوازده برهان (برخى مستقيم و برخى غيرمستقيم) به نقد مشروطيت و مبانى آن پرداخته است (ص255ـ195). مقاله (سؤال و جواب در فوايد مجلس), به خامه سيد نصرالله تقوى, از عالمان مشهور دوره مشروطيت و نماينده دوره اوّل مجلس, به نمايندگى از واعظان و ذاكران, رساله اى است كوتاه كه گويا قديمترين رساله دفاع از مشروطيت و اثبات مشروعيت آن است (ص272ـ261).
رساله (احياء المله) نيز تلاشى است در جهت اثبات مشروعيت مشروطيت كه به سال 1325 و به روزگار استبداد صغير نگاشته شده است. مؤلف ابتدا آن را به عربى نگاشته و آنگاه براى نشر در روزنامه مظفرى بوشهر به فارسى ترجمه كرده است (ص293ـ273). (بيان سلطنت مشروطه و فوائدها), به خامه عماد العلماء خلخالى نيز در دفاع از مشروطه نوشته شده است. آقاى زرگر در مقدمه اى مبسوط محتواى كلى رساله را نشان داده اند. توصيه هاى پايانى اين رساله پس از بحث در مبادى و مبانى موضوع شايان توجه است (ص334ـ293).
رساله (سئوالهايى دائر به مشروطيت), كه مؤلفش ناشناخته است, در تبريز نگاشته شده و پاسخهايى است به چهار سؤال. نويسنده حكومت صدر اسلام را (مشروطه سلطنت اسلاميه) دانسته و چگونگى مجلس شورا و جايگاه آن را تبيين كرده و به موضع و انگيزه عالمان در مشروطيت و دفاع از آن پرداخته است (ص348ـ335). رساله (كلمة حق يراد بها الباطل) كه در تبريز نگاشته شده است, در دفاع از مشروطيت و ستيز با مشروعه خواهان است. مؤلف تأكيد مى كند كه مشروطه دقيقاً نظامى منطبق با نظام حكومتى آرمانى شيعه نيست, امّا نظامى است كه از استبداد مطلق مطلوبتر و به عدالت نزديكتر است (ص352ـ361).
رساله هاى (قانون مشروطه مشروعه) و (قانون در اتحاد دولت و ملّت) به خامه آيت الله سيد عبدالحسين لارى, در حقيقت دفاعى است از مشروطيت و در شمار رساله هاى دفاع از مشروطيت, به لحاظ دفاع از كليت آن. امّا با توجه به ويژگيهاى فكرى آن بزرگوار و محتواى رساله ها دفاعى است از مشروطه مشروعه اى كه خود بدان باور داشت. به ديگر سخن او در اين رساله ها در پى دفاع از مشروطه اى است كه خود رقم مى زند و انتظارات خود را در آن مى يابد و نه مشروطيت موجود. از اين روى سبك و سياق دفاع وى با مدافعان مشروطيت تفاوت دارد, امّا از سوى ديگر با جريان مشروطه مشروعه نيز همسو نيست از آنها انتقاد مى كند. آقاى زرگر به اين تفاوت ديدگاهها در مقدمه هر دو رساله, ضمن تحليل محتواى رساله ها اشاره كرده است (ص613 ـ663).
رساله (مقيم و مسافر) نيز تلاشى است در اثبات مشروعيت مشروطيت, با سبكى متفاوت با ديگر رساله ها. مؤلف كه گويا عالم جليل حاج آقا روح الله اصفهانى است, كوشيده است تا استدلالهاى محكم خود را در مشروعيت مشروطه در قالب گفتگوى دو نفر در نهايت سهولت عرضه كند و بدين سان نفع آن عام شود. مؤلف ظاهراً قصد داشته است مجلدى ديگر بدان بيفزايد, كه گويا استقرار مشروطيت وى را از ادامه نگارش آن باز داشته است. مقدمه اين رساله نيز بحثى است سودمند در محتواى رساله (ص468 ـ 415).
عالم جليل عتبات, شيخ محمد اسماعيل محلاّتى غروى از روحانيان آگاه و سختكوش در مسائل اجتماعى و سياسى رساله اى پرداخت با عنوان (اللئالى المربوطة فى وجوب المشروطة). اين رساله يكى از مهمترين متون فكرى و سياسى مشروطيت است كه آن را تا حدودى همبر و هموزن تنبيه الملّه دانسته اند. مرحوم محلاّتى نگاشته كوتاهى نيز در چگونگى مشروطيت رقم زده اند با عنوان (مراد از مشروطيت) كه تقريباً تلخيص رساله فوق است. اين نگاشته كوتاه به تأييد دو تن از عالمان و فقيهان بزرگ آن روزگار, يعنى آيت الله شيخ محمد كاظم خراسانى و آيت الله عبدالله مازندرانى, رسيده است. در اين مجموعه ابتدا لايحه كوتاه (مراد از سلطنت مشروطه) آمده است و آنگاه تأييد عالمان يادشده از آن و سپس (اللئالى المربوطه….) تدوين كننده اين مجموعه در مقدماتى كه بدانها نگاشته است چگونگى محتوا و سمت و سوى رساله ها را نشان داده است (ص549ـ 468).
(رساله انصافيه) به خامه عالم بيدار و بيگانه ستيز, ملاّ عبدالرسول كاشانى است در دفاع از مشروطيت و در جهت اثبات عدم مبانيت مشروطيت با شريعت اسلامى. آقاى زرگر در مقدمه اى تحليلى درباره مؤلف نوشته اند: (نويسنده, در سراسر رساله و در قالب مباحث متنوع و دفاعيه هاى عديده نشان مى دهد كه, روحانى آگاه, زمان شناس, ضد استبداد و ستيزه گر و حساس نسبت به استعمار است. شناخت او از دسايس استعمارى و حساسيّت وى نسبت به حمايت از اقتصاد ملّى, به خوبى گوياى روشن انديشى اين عالم بزرگ و احساس وظيفه اش در مقابله با استبداد و استعمار است) (ص553).
(كلمه جامعه شمس كاشمرى) آخرين رساله اين مجموعه است به خامه فاضل خراسانى ترشيزى و در تبيين و توضيح معناى شورا, مشروطه, مجلس شوراى ملّى و توافق مشروطيت با قانون اسلامى. او تأكيد مى كند كه هدفش از نگاشتن اين رساله پيشتر و بيشتر از آنكه دفاع از مشروعيت مشروطه باشد آشنا ساختن مشروطه خواهان به وظايف و رسالتشان و جلوگيرى از برخى حركتهاى ناشايسته آنهاست.
مجموعه رسائل مشروطيت, مجموعه اى است سودمند, و در شناخت تاريخ مشروطيت و چگونگى شكل گيرى آن و شناخت و انديشه ها و آراى مختلف در آن روزگار, ارجمند و كارآمد. آقاى زرگرنژاد افزون بر تصحيح و نقدهاى تحليلى در آغاز رساله ها, در پانوشتها منابع بسيارى از احاديث را ثبت و ضبط كرده اند و توضيحاتى در تبيين مطالب متن افزوده اند. بى گمان وى با تدوين و نشر اين مجموعه گامى شايسته در شناخت تاريخ مشروطيت برگرفته است سعيش مشكور باد. محمّد على غلامى ديوان حافظ. تصحيح و تنقيح سيد محمّد راستگو. چاپ اوّل: قم, نشر خرّم, 1375. 551ص, وزيرى.
(ديوان حافظ, حافظه مكتوب ما, عصاره فكر و فرهنگ ما و آيينه ذهن و ضمير ماست. جام جمى است كه هركس نقش خويش را از خطوط آن مى خواند و گذشته و آينده خويش را در آن بر تماشا مى نشيند. از حرف حرف آن صداى آشنا مى شنود و در واژه واژه آن درد و داغها و اميد نويدها و عشق و خشمها و قهر و مهرهاى خويش را جلوه گر مى يابد. و از اينجاست كه در همه اين ششصد سال كه از روزگار او مى گذرد, شعر او بيش از شعر هر شاعر ديگرى خوانده شده, نوشته شده و نشر شده است.) آنچه آمد, بخشى است از مقدمه فاضل سختكوش و حافظ پژوه ارجمند معاصر, حضرت سيّد محمّد راستگو. بر چاپ جديدى از ديوان حافظ.
تصحيح و تنقيح وى از ديوان لسان الغيب از آخرين تصحيح هاى نشر يافته است. از كهنترين چاپ ديوان حافظ در غير ايران كه به سال 1206 نشر يافته و از كهنترين چاپ آن در ايران كه به سال 1253 منتشر شده است و ديرينه ترين تصحيح آن كه به سال 1361 به زيور طبع آراسته شده است تا به امروز ديوان حافظ بارهاى بار با قطع هاى مختلف و تصحيح هاى گونه گون چاپ و نشر يافته است.
گو اينكه از سالها پيش برخى بر اين باور بودند كه اينهمه تصحيح و چاپ زياده روى درباره حافظ و اينهمه كششى و كوششى در آستانه اين ديوان بيهوده است. و عالم جليل و اديب و شاعر بزرگ معاصر روانشاد اميرى فيروزكوهى با نگارش مقاله خواندنى (حافظ بس) به اين نكته تأكيد ورزيد, امّا گويا حضور حافظ در ذهن و زبان مردم ما ژرفتر و فراتر از آن است كه اين اعلان خطرها آنها را به توقف وادارد.
بهر حال تصحيح و تنقيح آقاى راستگو از آخرين آنها, امّا گويا با شيوه اى ديگر و از لونى ديگر. وى بر اين باور است كه ديوان حافظ براساس نسخه هاى خطى و دستنوشته هاى كهن به اندازه كافى تصحيح شده است و ديگر نيازى به تصحيح مجدد نيست. از سوى ديگر نسخه بدلها و ديگرسانيها, بويژه ديگرگونيهاى مصرع و گاه بيت, امروزه حافظ پژوهان را به اين باور درست رسانده است كه حافظ همواره شعر خويش را پس از انتشار و دست به دست شدن دستكارى و بازبينى مى كرده و ديگرسانيهايى در آنها روا داشته است. از اين روى اينك در تصحيح ديوان حافظ و براى دست يافتن به متنى استوار و نزديك به ذهن و زبان حافظ, بايد راهى ديگر پيش گرفت: راهى كه مصحّح محترم در اين تصحيح پيموده است; يعنى سنجش و مقايسه نسخه بدلهاى گوناگون و گزينش استدلالى يكى از آنها.
مصحّح چگونگى اين شيوه و چرايى و اهميت آن را در مقدمه توضيح داده و در نهايت نوشته اند (اينجاست كه براى تصحيح ديوان او راهى جز اين نمى ماند كه نسخه هاى گوناگون ديوان او, بويژه نسخه هاى كهن قرن نهم, با هم سنجيده شود و از ميان آنها آنچه با سبك و سياق و ذهن و زبان او همخوانى بيشترى دارد به گزين گردد) (ص17).
آقاى راستگو بر اين باورند كه مصحّح بايد با درنگريستن به ديوانهاى موجود و تأمل و تدبّر در آنها به مهمترين و بنيادى ترين هنجارها و معيارهايى كه حافظ بدانها توجه داشته است, دست يابد و گزينش و يا بهگزينى خود را بر آنها استوار كند. او خود هنجارها و معيارهاى ذيل را براى اين جهت رقم زده است:
1. ايهام پردازى (افزون سازى بار معنايى سخن از راه به كارگيرى گونه هاى مختلف ايهام).
2. واج آرايى (افزون سازى بار موزيكى سخن از راه تكرار حرف. هجا و واژه, نيز از راه جناس و هم نمايى.
3. طنزآورى بويژه از راه به كارگيرى استعار تهكميّه.
4. عادت ستيزى و شگفت آورى از راه برساختن مفاهيم و تركيبهاى خلاف آمد و پارادوكس (متناقض نما).
5. رعايت تناسبهاى پيدا و پنهان لفظى و معنوى ميان واژه ها.
6. ايجاز و فشرده گويى.
7. عفت و ادب بيان.
8. روانى و هموارى سخن.
مصحح محترم تصحيح را نه بر اصل نسخه هاى خطّى, كه بر نسخه هاى چاپى معتبر چاپ شده براساس نسخه هاى قرن نهم بنا نهاده و اين نسخه ها را با هم سنجيده و بر پايه معيارهايى كه ياد كرديم, هر آنچه را حافظانه تر پنداشته برگزيده و تا حدّى كه پانوشتها اجازه مى داده, دليل گزينش را برنموده است. ايشان چگونگى گزينش خويش را در براى انتخابهاى قزوينى, خانلرى, نيسارى و سايه بازگفته است. نمونه هايى را بياوريم:
خون شد دلم به ياد تو هر دم كه در چمن
بند قباى غنچه گل برگشاد باد
(دم) و (برگشاد) را مصحّح به ترتيب به جاى (گه) و (مى گشاد) نشانده است و در چرايى گزينش خود نوشته است: (دم) از اين روى كه هم با بافت حروفى مصرع همخوانتر است و هم با (خون) ايهام ترادف و با (باد) ايهام تناسب دارد, از (گه) (نسخه قزوينى, خانلرى, نيسارى و سايه) بهتر مى نمايد. (برگشاد) چون با (خون شد) همخوانى دارد, از (مى گشاد) (نسخه هاى ياد شده) شيواتر و استوارتر است. (مى گشاد) كه ماضى استمرارى است با (خون شد) مصرع نخست همخوانى ندارد, مگر اينكه نسخه بدل (دل خود شدي…) را به جاى آن بنشانيم (غزل97/117).
بر اين فقير قصّه آن محتشم بخوان
با اين گدا حكايت آن پادشا بگو
در تعليل گزينش خود نوشته اند: (قصّه) چون هم در بافت موزيكى مصرع خوشتر مى نشيند و هم با (حكايت) تناسب بيشترى دارد, از (نامه) (گزينش قزوينى, نيسارى, سايه) بهتر است (غزل 408/428).
زآن روز بر دلم در دولت گشوده شد
كز ساكنان درگه پير مغان شدم
نوشته اند: (زآن) با (آن) تفاوتى ندارد, جز اينكه تداوم و استمرار را بهتر مى نمايد. (دولت) چون با بافت موزيكى مصرع همخوانتر است, معنى گسترده تر نيز دارد از (معنى) (قزوينى, خانلرى, نيسارى, سايه) بهتر مى نمايد.
فرشته عشق نداند كه چيست قصّه مخوان
بخوان جام و گلابى به خاك آدم ريز
در توضيح انتخاب خود نوشته اند: (قصّه مخوان) از (اى ساقى) حشو گونه (قزوينى, خانلرى, سايه) شيواتر و معنى دارتر است. اين مصرع در برخى نسخه هاى كهن, پيش سروده اى چنين دارد (به شكر آنكه به حسن از ملك ببردى گوى). (غزل 261/281).
دوران همى نويسد بر عار منش خطى خوش
يارب نوشته بد از يار ما بگردان
در تعليل گزينش خود نوشته اند: (همى نويسد) چون مصرع دوم را ابهام پذير مى سازد و زمينه مى شود تا بتوان آن را عطف بيان و تفسيرى بر (خطّى خوش) نيز شمرد (خط خوش كه دوران بر عارض او مى نويسد, اين است كه يارب…) گويا از (چو مى نويسد) (گزينه خانلرى, نيسارى) بهتر باشد. اين معنى ابهامى را, ديگر سروده اى از اين مصرع تأييد مى كند: (دوران به خط عنبر بر عارضت نويسد) (غزل 378/398).
به هر حال مهمترين امتياز اين تصحيح همين مستدل ساختن يك گزينش بر ديگر نسخه بدلهاست.
هرچند تنگناى پانوشتها به مصحح اجازه نداده است تا درباره همه انتخابها سخن بگويد و يا درباره آنچه گفته بازتر و آشكارتر بنويسد, در عين حال همين پانوشتهاى كوتاه و فشرده توانسته دريچه هايى را به روى خواننده بگشايد و نكته هاى ناب و نغزى را ارائه دهد.
پانوشتها غالباً در توضيح برترى يك نسخه بر ديگر نسخه هاست; امّا گاه نكته هاى ديگرى نيز در آنها آمده است. مثلاً اشاره اى به پاره اى از ايهامها, غلط خوانيها, غلط فهميها و… در همين پانوشتها اشعار عربى نيز ترجمه شده است.
خوب است حافظ پژوهان نقّادانه و نكته يابانه اين توضيحها و پانوشتها را به محك نقد بسپارند و بدين وسيله حافظ دوستان را در دست يافتن به درستترين و استوارترين و حافظانه ترين سروده هاى اين شاعر بلند آوازه يارى كنند.
امتياز ديگر اين چاپ سنجش متن گزينش شده با چهار نسخه قزوينى, خانلرى, نيسارى و سايه است و به دست دادن تفاوتهاى متن با اين چهار نسخه, به گونه اى كه دارنده اين متن افزون بر اينكه متنى منقح از حافظ را همراه پانوشتهايى كارگشا در دست دارد, عملاً آن چهار نسخه را نيز در اختيار دارد.
چاپ, صفحه آرايى و تجليد كتاب نيز زيبا و چشمنواز است. براى مصحح ارجمند و ناشر كتاب توفيق آرزو مى كنم. على محمّد علوى باباطاهرنامه. پرويز اذكايى. (چاپ اول: تهران, انتشارات طوس, 1375). 322ص, وزيرى.
داستان باباطاهر, داستانى سر به مهر است; مردى اسرارآميز در هاله اى از اسرار. هنوز كسى با اطمينان خاطر نمى تواند از بودن, كى بودن و كه بودن او سخن بگويد. مردى كه بى هيچ گذشته روشن تاريخى, آوازه اى بلند مى يابد و همه چيز را در باره خويش در ورطه ابهام مى نهد و جويندگان اين رمز ابدى را در تلاشى ناروشن فرجام قرار مى دهد, تا گروهى در پى يافتن سر نخى به اشعار فراوان منسوب به وى بپردازند و جمعى ديگر تفسير آن را با رازى ديگر عجين كنند و (امسيت كرديّاً و اصبحت عربيّاً) را چاره ساز دانند.
نه تنها شخصيت باباطاهر, كه اشعار وى نيز در دنيايى از افزودنيها و كاستيها, تغييرها و تبديلها گرفتار است; چنانكه بندرت مى توان بيتى را در همه نسخ و گزارشها همگون يافت.
با همه اين ناروشنيها, اشعار باباطاهر در جاى جاى كشور اسلامى ايران خوانده مى شود, بدانها تفنّى مى گردد و سوز درونى شيفتگان و عاشقان بيان لطيف و ظريف خود را در اشعار باباطاهر مى يابد. اين حضور مداوم و زنده باباطاهر همواره جويندگان حقيقت را در پى خود خواهد كشيد و جان و خرد دلسوختگان را به نسيم سحرگاهى سامان به سامان به دنبال بوى گلى كه بر دامن الوند كاشته و به آب ديده صبحگاهان و شامگاهان پروريده, خواهد برد. ولى همچنان لب به مهر خواهد بود و جمال خويش را از پرده
معرفيهاى گزارشى
كليات
ره توشه راهيان نور
جمعى از نويسندگان (چاپ اوّل: قم, دفتر تبليغات اسلامى, 1375) 224ص, وزيرى
اين كتاب مجموعه چند مقاله درباره عاشورا و موضوعات مرتبط با آن از قبيل آداب سخنورى, عزّت و ذلّت, تربيت فرزندان بر پايه محبت اهل بيت, موضوعهاى مناسب براى سخنرانى در ايام محرّم است كه معاونت آموزشى دفتر تبليغات براى مبلغان طرح هجرت تدوين كرده است
فرهنگ عاشورا
جواد محدثى (چاپ اوّل: قم, نشر معروف, 1374) 512ص, وزيرى
(عاشورا) واژه هيجانبارى است كه هماره آزادى, رادى, بزرگى و بزرگوارى, عزت و ستيز و فرازمندى و قله سانى را تداعى مى كند عاشورا در متن زندگى شيعه و در عمق باورهاى او جارى است و اكنون سده ها از پس سده ها مردم آن را پاس داشته اند و عالمان در چگونگى آن بسيار نوشته اند و مردم در فرهنگ خود جاى والايى بدان داده اند
اين فرهنگنامه آهنگ آن دارد كه اين همه را برنمايد و ابعاد عظيم اين حضور را در فرهنگ و ذهن و زبان مردم بازگويد و لازمترين موضوعات مرتبط با آن نهضت جاويد را در پيشديدها نهد و… كتاب به گونه فرهنگنامه ها و براساس حروف الفبا تنظيم يافته كه با مدخل (آب) آغاز مى شود و با مدخل (يوم اللّه) پايان مى پذيرد
در پايان كتاب تمام مدخلها براساس موضوع نيز فهرست شده است; بدين سان: اشخاص, موضوعات و مفاهيم, جاها و شهرها, ابزار و وسايل, حادثه ها, اشياء و پديده ها, اصطلاحات, كتابها و گروهها
فرهنگ عاشورا كتابى است خواندنى, سودمند و كارآمد چاپ, حروفچينى تصوير روى جلد زيبا و چشمنواز است و نشانى است از انتخاب درست ناشر آن
كتابشناسى حزين لاهيجى
معصومه سالك (چاپ اوّل: , نشر سايه, 1374) 112ص, رقعى
محمد على حزين لاهيجى اصفهانى, از شاعران نامدار قرن دوازدهم هجرى قمرى, داراى آثار فراوانى است كه تنها تعداد اندكى از آن باقى مانده است نويسنده كتاب با تلاش گسترده توانسته است 265 اثر وى را اثبات كند وى در بخش اوّل اين كتاب منبع شناسى زندگى و انديشه لاهيجى را انجام داده است و در بخش دوم كتابش به كتابشناسى آثار لاهيجى پرداخته است
اصول تحقيق التراث
عبدالهادى فضلى (چاپ اوّل: قم, مؤسسة ام القرى للتحقيق والنشر, 1416) 260ص, وزيرى
تحقيق متون كهن و احياى ميراث برجاى مانده از عالمان سده هاى پيشين اكنون سالهاست كه به گونه اى شايسته مورد توجه است گسترش تصحيح و نشر متون كهن زمينه بحثهاى كلى و روشمند را در اين جهت و عالمانى, شيوه هاى كارآمد آن را به بحث نهاده اند كتاب آقاى فضلى, جمع, تدوين و تلخيص ارجمندى است از هر آنچه تاكنون در اين زمينه نگاشته شده است: آغاز تحقيق نصوص و تطوّر آن, تعريف تحقيق و شرايط آن, مقدَمات تحقيق, مراحل و گامهاى تحقيق, مسائل و تلاشهايى كه تحقيق را به كمال مى رساند
چگونگى نگارش مقدمه و تدوين كتابشناسى و منابع پژوهش از جمله بحثهاى اين كتاب است
معجم المصطلحات والألقاب التاريخية
مصطفى عبدالكريم الخطيب (چاپ اوّل: بيروت, مؤسسة الرساله, 1416) 458ص, وزيرى
فرهنگى است سودمند در توضيح و تبيين اصطلاحها و القاب تاريخى و واژه هايى كه در مطالعات و پژوهشهاى تاريخى به كار مى آيد
مؤلف آن را براساس حروف الفبا تنظيم كرده و ذيل مدخلها توضيحات روشنگرى آورده و منابع بحثها را نيز به دقت نشان داده است
فهرست كتابخانه مجلس شوراى اسلامى
عبدالحسين حائرى (چاپ اوّل: تهران, كتابخانه و موزه و مركز اسناد مجلس, 1374) 516ص, وزيرى
بالاخره پس از سالها انتظار مجلّدى ديگر از فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى نشر يافت
اين مجلد نخستين جلد از فهرست مجموعه اهدايى سيد محمد طباطبايى به مجلس است در اين جلد 145 مجموعه, شامل 940 رساله و گفتار معرفى شده است فهرست مجلس, بويژه مجلداتى كه به خامه كتابشناس محقق و عالم جليل حضرت حائرى تدوين يافته است, از فوايد و نكات كتابشناختى و رجالى و شرح حالنگارى شايان توجهى برخوردار است اميدواريم مجلدات ديگر اين مجموعه نيز بزودى نشر يابد قرآن و حديث
القرآن والمسيحية فى الميزان
احمد عمران (چاپ اوّل: لبنان ـ بيروت, الدار الأسلاميه, 1416) 620ص, وزيرى
يوسف حدّاد از نويسندگان مسيحى لبنانى تبار است كه آثار متعدّدى درباره قرآن نوشته است وى در اين نگاشته كوشيده است به گونه اى از آيات قرآنى در جهت استوارسازى باورهاى دينى مسيحى خود يارى جويد, و روشن است كه گاه به تكلف و تحريف در تفسير و تبيين آيات دچار شده است آقاى احمد عمران در اين نوشته كتاب (القرآن والمسيحيه) او را به ميزان نقد نهاده و كاستيها و سستيهاى آن را بازگفته و تفسيرها و توضيحهاى تحريفگرانه وى از آيات الهى را نشان داده است كتاب آقاى عمران خواندنى است; بويژه آنكه وى ادب علمى را مراعات كرده و در بحث و مناقشه هرگز از وادى انصاف دور نشده است
اصول الحديث
عبدالعلى فضلى (چاپ اوّل: قم مؤسسة ام القرى للتحقيق والنشر, 1416) 243ص, وزيرى
كتاب حاضر موضوعاتى را به بحث نهاده است كه در آنها از چگونگى سند, متن و نقل و گزارش حديث بحث مى شود و از اصطلاحاتى كه در اين جهات به كار گرفته مى شود اين موضوع را پيشينيان به (دراية الحديث) تعبير مى كردند و اكنون بيشتر از آن با عنوان (مصطلح الحديث) و يا (علم اصول الحديث) ياد مى كنند
مؤلف در اين كتاب از پيشينه اين گونه پژوهشها سخن گفته و مهمترين كتابها در اين زمينه را معرفى كرده است تدوين حديث در فريقين, عناصر شكل دهنده حديث و اقسام حديث از ديگر بحثهاى اين كتاب است آنگاه اصطلاحات حديثى آمده است و توضيحات آن; مانند: صحيح, حسن, قول, ضعيف و…
اقسام ضعيف در حديث و در پى آن بحث وضع و جعل و عوامل آن يكى از بحثهاى جالب اين كتاب است
پژوهشى در تاريخ حديث شيعه
مجيد معارف (چاپ اوّل: تهران, مؤسسه فرهنگى و هنرى ضريح, 1374) 562ص, وزيرى
تدوين حديث و چگونگى انتقال آن از نسلهاى پيشين به نسلهاى واپسين و فرازها و فرودهايى كه اين انتقال داشته, از مباحث مهم تاريخ اسلام است و آگاهى بر چندى و چونى آن در فهم مصادر تشريع اسلامى از اهميت ويژه اى برخوردار است اين كتاب گامى است در اين جهت كه تدوين حديث در تشيع را از آغاز تا قرن پنجم به بحث نهاده است
مؤلف تدوين حديث را در قرنهاى ياد شده به چهار دوره تقسيم كرده است: 1) دوران على(ع) تا امام سجاد(ع) 2) عصر صادقين(ع) 3) عصر شكل گيرى فقه و حديث 4) پيدايش جوامع حديثى
در دوره اوّل پس از بررسى وضع سياسى, اجتماعى و فرهنگى شيعه در قرن اوّل به مواريث حديثى ائمه پرداخته و در ضمن آنها از نهج البلاغه, كتاب على(ع), صحيفه على(ع), صحيفه سجاديه و برخى ديگر از كتب حديثى آن روزگار بحث كرده است در دوره دوم از چگونگى نشر و تعليم و تعلم در حديث, سير تاريخى كتابت اصول از اربعمائه, اصالت حديث شيعه, مواجهه صادقين(ع) با جريانهاى انحرافى بحث شده است در دوره سوم از چگونگى شكل گيرى فقه و حديث سخن به ميان آمده در ادامه بحث به خاندانهاى شيعى و پايگاههاى حديثى تشيع اشاره شده است در دوره چهارم به تفصيل كتب اربعه بحث شده است
موسوعة احاديث امام اميرالمؤمنين(ع)
مؤسسة نهج البلاغه (چاپ اوّل: تهران, روابط عمومى مؤسسه, 1416) 373ص, وزيرى
بنياد نهج البلاغه ـ كه اكنون سالهاى سال است به تبيين و تبليغ معارف علوى و حقايق عظيم نهفته در نهج البلاغه همت ورزيده است ـ اينك از پس سالها كوشش در شناسايى, تدوين و تحقيق احاديث روايت شده از على(ع), جلد اوّل آن را كه روايات آن بزرگوار درباره حضرت مهدى(ع) است, نشر داده است اين كتاب در نُه باب سامان يافته است كه هر كدام از بابها داراى فصولى است و در اين ابواب و فصول احاديث مرتبط با نام و صفات حضرت مهدى(ع), قيام آن امام بزرگوار, مهدى(ع) در قرآن, نهج البلاغه و شعر امام على(ع), ياران مهدى, علائم ظهور آن بزرگوار و… گزارش شده است
مؤلفان روايات را از منابع كهن برگرفته اند و گاه توضيحهاى لازم و سودمندى در پانوشتها افزوده اند اميدواريم ديگر مجلدات اين مجموعه ارجمند نيز بزودى نشر يابد
اصول علم الرجال بين النظرية والتطبيق
محمد على على صالح (چاپ اوّل: قم, ناشر, مؤلف, 1416) 706ص, وزيرى
اين كتاب تقرير درس آيت الله حاج شيخ مسلم داورى است كه آقاى على صالح به تدوين آن همت گماشته است مباحث كلى دانش رجال به گونه گسترده در اين كتاب به بحث نهاده شده است نياز به دانش رجال, كتب اربعه و چگونگى اسناد آنها كتابهاى مهم كهن و چگونگى روايات آنها, مانند تفسير على بن ابراهيم قمى, كامل الزيارات, مقنع, نوادر الحكمه, مستطرفات, سرائر و… راههاى فراگيرى روايات, توضيح اصطلاحاتى چون كتاب, اصل نسخه, رساله, مسائل و… مصادر وسائل الشيعه, توثيقات عامّه و تحقيق و پژوهشى درباره چهارده تن از راويان شيعه
جلوه هاى حكمت
سيد اصغر ناظم زاده قمى (چاپ اوّل: قم, دفتر تبليغات اسلامى, 1375) 672ص, وزيرى
نويسنده, كلمات امام(ع) را در شكل موضوعى تنظيم و ترجمه كرده است و بر پايه الفبا براساس عنوان عربى مرتب ساخته است كه مجموع آن 225 عنوان است منبع عمده تنظيم كننده, نامه ها و خطبه هاى امام(ع) است و در پايان كتاب منابع احاديث را ارائه داده است تنظيمى است مفيد, ولى به دور از كاستى نيست بويژه در ترجمه ها
اصول علم الرجال
عبدالهادى فضلى (چاپ اوّل: قم, مؤسسة ام القرى للتحقيق والنشر, 1416)
مؤلف, اين كتاب را به آهنگ تدوين كتابى درسى در دانش رجال تدوين كرده است از اين روى كوشيده است بحثهاى اصلى اين دانش را به اختصار با بيانى گويا و بدون بحثهاى استطرادى عرضه كند وى در اين كتاب از علم رجال, موضوع و فايده آن سخن گفته و آنگاه چگونگى سير تاريخى اين دانش را گزارش كرده است سپس اصول و قواعد و اصطلاحات عمومى در دانش رجال را تبيين كرده و توضيح داده است بحث از كتابهاى مهم دانش رجال و ارزيابى آنها و نيز چگونگى اسناد كتب اربعه از ديگر بحثهاى اين مجموعه است فقه
تفسير جامع آيات الأحكام
زين العابدين قربانى لاهيجى (چاپ اوّل: قم, نشر سايه, 1375) ج2, 352ص, وزيرى
پژوهشى است جامع و تفسيرى است گسترده از آيات احكام پيشتر و به هنگام نشر جلد اوّل آن درباره اين مجموعه به اختصار سخن گفته ايم اين مجلد مشتمل است بر بقيه مباحث كتاب (صلاة) تا نماز جمعه نثر روان, تتبع گسترده و بهره گيرى از تفاسير مختلف و توجه به اقوال فقيهان و مفسّران و بهره گيريهاى اجتماعى و تربيتى از آيات قرآن, و به ديگر سخن به دست دادن تفسيرى روزآمد از آيات احكام, از جمله ويژگيهاى اين مجموعه است براى مؤلف در به فرجام رساندن اين مجموعه توفيق آرزو مى كنيم
ادوار فقه و كيفيت بيان آن
محمّد ابراهيم جنّاتى (چاپ اوّل: تهران, انتشارات كيهان, 1374) 512ص, وزيرى
مجموعه اى است از مقالات علمى و تحقيقى مقاله آغازين آن به ادوار فقه پرداخته است و چگونگى تبيين و بيان مسائل فقهى در دوره هاى مختلف در اين بخش, جايگاه و مواضع اجتهاد در مبانى فقهى, تكامل و ركود فقه اجتهادى اهل سنت به بحث نهاده شده و بحث طهارت ذاتى انسان به عنوان نمونه اى از اجتهاد در مبانى فقهى به تفصيل پژوهش شده است كه بحثى است مهم و سودمند
شيخ مفيد در عرصه فقاهت و اجتهاد, بعد فقهى و اجتهادى طبرى, وقف از ديدگاه مبانى فقه اسلامى, فقه اجتهادى و اصلاح حوزه ها از ديدگاه امام, عناوين ديگر مقالات اين مجموعه ارجمند است
احكام خانواده
عبدالرحيم موگهى (چاپ ششم: قم, دفتر تبليغات اسلامى, 1374) 359ص, وزيرى
نويسنده احكام فقهى مربوط به خانواده را, از قبيل تقليد, زناشويى, توليد نسل, وظايف خانواده, اخلاق خانواده, اقتصاد خانواده, تغذيه و طهارت, مسائل عبادى, احكام اجتماعى, مرگ اعضاى خانواده را براساس فتاوى مرحوم حضرت امام(ره) آورده است فلسفه و كلام و عرفان
الامام اميرالمؤمنين على(ع) از ديدگاه خلفاء
مهدى فقيه ايمانى (چاپ اوّل: مشهد, مجمع الغدير, 1375) 258ص, وزيرى
على(ع) سرچشمه فضيلتهاست و حقايق و دانشها از كوهسار فرازمند وجودش سرازير مى شود ستيغ شخصيت والاى او در دشتستان تاريخ بشريت بدان سان فرازمند است كه جز كوردلان و آتش نهادان نخواهند توانست از ديدن آن روى برتابند اين جايگاه شگرف در همان روزگاران حضور رسول الله(ص) و حيات على(ع) بر همگان روشن بود و اين كتاب مجموعه اى است زيبا از اعترافها, ثناگستريها, و خستوگشتنهاى كسانى كه روزگارى كبّاده خلافت به تن داشتند درباره آن بزرگوار
اعترافهاى گزارش شده از خلفاى سه گانه, معاويه, عمر بن عبدالعزيز و… در اين مجموعه با استناد به منابع مهم اهل سنت آمده است
اين اثر, كتابى است شيرين, خواندنى و تنبه آفرين توفيق سرسودن به آستان علوى بر مؤلف مبارك باد
آشنايى با مسائل كلى اسلام
ابراهيم امينى (چاپ اوّل: قم, انتشارات انصاريان, 1374) 464ص, وزيرى
مؤلف ارجمند كتاب, حضرت آيت الله ابراهيم امينى, اين كتاب را با درك استوار از ضرورت گسترش معارف دين با زبانى روشن و بيانى گويا در سطوح مختلف, براى سطح متوسط و قشر جوان تدوين كرده, و مسائل مهم و گوناگون اسلامى را به طور فشرده مورد بررسى قرار داده است
كتاب در هشت بخش تدوين شده است: پيامبر اسلام و ادله نبوت او, خاتميّت پيامبر اسلام, بعثت پيامبر و نزول قرآن, اسلام و ايمان و برخى خصايص آن, انسان و مسئوليتهاى او, تكاليف و احكام و منابع آنها, اصول و فروع دين, حقوق زن در اسلام
مؤلف كوشيده است مطالب مستدل باشد; مطالب سست و بى پايه بدان راه نيابد و مسائلى عرضه شود كه دانستن آن براى مسلمان ضرورى باشد, و مطالب به گونه اى عرضه شود كه بهره گيرى از آن سهل باشد براى مؤلف محترم آرزوى توفيق داريم
ترجمه و شرح نهاية الحكمة
على شيروانى (چاپ سوم: قم, دفتر تبليغات اسلامى, 1374) 358ص, وزيرى
اين جلد به شرح و ترجمه مرحله هشتم, علت و معلول مرحله نهم, قوه و فعل و مرحله دهم: سبق و لحوق نهايةالحكمه مى پردازد كتاب شرح و ترجمه مزجى است كه متن عربى را در بالاى صفحه و ترجمه و شرح آن را به گونه مزجى در ذيل آورده است اين شرح و ترجمه نيازمند نقد علمى است
تصوّف اسلامى و رابطه انسان و خدا
نيكلسون ترجمه محمد رضا شفيعى كدكنى (چاپ سوم: تهران, انتشارات سخن) 207ص, رقعى
اين كتاب يكى از معروفترين تحقيقات نيكلسون, خاورشناس بلند آوازه و مولوى شناس برجسته است كه با عنوان تصوّف اسلامى عرضه شده است محتواى كتاب را بر روى هم سه سخنرانى تشكيل مى دهد كه به گفته مؤلف, غرض اصلى آن بوده است كه نشان داده شود تصوف ضرورتاً اعتقاد به وحدت وجود نيست, بلكه دربر دارنده نشانه هايى از مذهبى اصيل فردى است و…
در سخنرانى اوّل حدود مفهوم شخصيت, تشبيه و تنزيه در كلام اسلامى, سابقه كلمه صوفيه در قرون اوّليه, سابقه خوف در زهد اسلامى و… به بحث نهاده شده است و در سخنرانى دوم از حلاّج, وحدت وجود و انديشه هاى حلاج سخن رفته است سخنرانى سوم ويژه جلال الدين رومى است و مقايسه او با ديگر متفكران زمان و بحث انسان كامل و…
يادداشتهاى مترجم كه بخش عظيمى از كتاب را تشكيل داده و بر سودمندى آن افزوده است, بحثهايى است ارجمند درباره چهره هايى از عرفان و تصوّف, مانند رابعه, ابن فارض, عبدالكريم جيلى و… و موضوعات و مفاهيم مهمى از تصوف, مانند نظريه انسان كامل در تصوّف, حقيقت محمديّه و…
استاد كه اين اثر ارجمند خاورشناس معروف را ترجمه و عرضه كرده است, هوشمندانه نگاشته اند كه: (علاقه نيكلسون به تصوف اسلامى و تبحّر او در اين باب به هيچ وجه به معناى آن نيست كه او, احتمالاً حرفهاى خلاف واقع در باب اسلام و يا تصوّف نگفته باشد) و با اشاره به اينكه چندى و چونى پژوهشهاى خاورشناسان را در باب اسلام در فرصتى ديگر به تفصيل خواهند گفت, با لطافت نوشته اند: اگر مستشرقى گفت (ماست, سفيد است), هميشه جاى اين احتمال را در ذهن خود نگاه داريد كه يا ماست اصلاً سفيد نيست, يا اثبات سفيدى ماست مقدمه اى است براى نفى سياهى از زغال
پژوهشى درباره صابئين
يعقوب جعفرى (چاپ اوّل: قم, هجرت, 1374) 152ص, رقعى
اين كتاب در پى شناسايى صابئين است نخست كليّاتى درباره آنان مى آورد و سپس به گذشته تاريخى صابئين مى پردازد بحثى در خصوص صابئين حران دارد و سپس بحث تفصيلى درباره صابئين مندائى ارائه مى كند كه در آن افزون بر ارائه ديدگاههاى گوناگون در مورد وحدت يا عدم دينى صابئين حرّان و مندائى, به كتب مقدس, زبان, مراسم و مقامات روحانى صابئين مندائى مى پردازد و در پايان گزارش شمس الدين دمشقى درباره هيكلهاى صابئين و مناظره ميان صابئين و حنفا را به روايت شهرستانى مى آورد
كلمه عليا در توقيفيت اسماء
حسن حسن زاده آملى (چاپ اوّل: قم, دفتر تبليغات اسلامى, 1374)69ص, وزيرى
كتاب سلسله درسهاى استاد در زمينه توقيفى بودن اسماء الهى است كه در هشت باب تنظيم يافته است در باب اوّل محل بحث را روشن مى كند باب دوم انواع اسماى الهى بيان مى شود باب سوم علّت توقيفى بودن آنها از ديدگاه متكلمان بيان شده و در باب چهارم استدلال به قرآن براى مدعا آمده است در باب پنجم عدد اسماى الهى بحث شده و در باب ششم بحث از ديدگاه عارفان و حكيمان آمده است در باب هفتم بحث در خصوص سميع و عليم است و باب هشتم در خصوص لزوم مراعات در استعمال اسماى الهى است
حوارات حول المنقذ
ابراهيم امينى ترجمه كمال السيّد (چاپ اوّل: قم, انتشارات انصاريان, 1416) 316ص, وزيرى
ترجمه گويايى است از كتاب ارجمند (دادگستر جهان), درباره حضرت مهدى(عج) و مسائل مرتبط با غيبت و ظهور آن حضرت
دادگستر جهان كه با شيوه اى جالب به قلم آمده است و مسائل مرتبط با امام زمان(عج) را با بيانى روشن و نثرى روان و دلايلى متين عرضه كرده است, بارهاى بار به چاپ رسيده و شيفتگان مهدى موعود را سيراب كرده است
اكنون (دادگستر جهان) را آقاى كمال سيد با عنوان زيباى (حوارات حول المنقذ) به زبان عربى بازگردانده و با هيئتى زيبا و چشمنواز منتشر شده است
راه دشوار از مذهب به مذهب
ادريس حسينى مراكشى ترجمه مالك محمودى (چاپ اوّل: قم, دارالقرآن الكريم, 1374) 535ص, وزيرى
اين كتاب را مى توان نوعى زندگينامه فكرى و علمى نويسنده دانست مؤلف چگونگى تحوّل فكرى و انتقال از تسنن به تشيع را بازگفته و با نگاهى تحليلى مسائل تاريخى و باورهاى بنيادى تفكر سنى را به نقد كشيده است كتاب در شش فصل سامان يافته است مؤلف ابتدا چرايى مراجعه اش به تاريخ را بازمى گويد و آنگاه تصور پيشين خود از تاريخ را به تصوير مى كشد سپس با عنوان (آغاز دگرگونى و رهيابى) نقش تحوّل آفرين انقلاب اسلامى ايران, جنگ تمام عيار استكبار عليه ايران, پيوند آن با حادثه كربلا, چرايى به وجود آمدن كربلا و… را بازمى گويد و چگونگى ديگرسانيهاى به وجود آمده در ذهن و انديشه اش را از اين تأملها و درنگريستنها برمى شمارد و تحليل مى كند, كه بسيار خواندنى و جالب است
رسوايى متهم كنندگان شيعه, از بدبختى تاريخ تا تاريخ بدبختى, موضوعهايى كه پرده از روى آن برداشته شده است و اعتقادات شيعه, عناوين فصول ديگر كتاب است نويسنده نثرى شكوهمند و زيبا و هيجانبار دارد و ترجمه آن نيز روان است عنوان عربى كتاب چنين است (الأنتقال الصعب فى المذهب والمعتقد) كه با عنوان (لقد شيعنّى الحسين) نيز چاپ شده است اخلاق و تعليم و تربيت
آموزش و پرورش تطبيقى
لوتان كوى ترجمه محمد يمنى دوزى سرخابى (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1375) 453ص, وزيرى
كتاب داراى يك مقدمه و دو بخش است در مقدمه مفهوم آموزش و پرورش تطبيقى و سير آن بررسى شده است در بخش اوّل موضوع آموزش و پرورش تطبيقى ضمن پنج فصل تحقيق شده است و در بخش دوم روش و فنون مورد كاربرد در آموزش تطبيقى طى سه فصل بررسى گشته است
اخلاق و جوان
حسين مظاهرى (چاپ اوّل: قم, انتشارات شفق, 1374) 224ص, وزيرى
اين كتاب متن تحرير شده سلسله بحثهاى اخلاقى حضرت آيت الله مظاهرى است كه در ماه رمضان سالهاى (1415ـ1412) براى جمعى از جوانان ايراد گرديده است
كتاب در چهار فصل سامان يافته است با اين عناوين: جوان و نيروهاى كنترل كننده, كه در آن از عقل, وجدان اخلاقى, احترام به قانون, انعطاف پذيرى, ايمان عقلى و ايمان قلبى سخن رفته است فصل دوم مسؤوليت جوان است با عناوينى مانند مسؤوليت جسمانى, و مسؤوليت روحى و… فصل سوم ازدواج است با عناوين خريدهاى بيجا و مبادله هدايا, مهريه هاى سنگين, رفت و آمد دوران نامزدى و… و بالاخره فصل چهارم با عنوان كار و كوشش و با عناوينى چون عبادت, كار فرهنگى, كار توليدى و…
كتاب با بيانى گويا و نثرى روان و بحثهاى مورد نياز, اثرى است خواندنى و سودمند
جوانان و انتخاب همسر
على اكبر مظاهرى (چاپ چهارم: قم, دفتر تبليغات اسلامى, 1374) 16«260ص, وزيرى
كتاب در هفت فصل مسائل مربوط به انتخاب همسر را بيان كرده است در فصل اوّل فضيلت ازدواج, در فصل دوم زمان ازدواج, در فصل سوم فوايد ازدواج سريع و زيان ازدواجهاى دير, در فصل چهارم مشكلات و موانع ازدواج, در فصل پنجم معيارهاى انتخاب همسر, در فصل ششم راههاى گزينش همسر و در فصل هفتم دوران نامزدى مورد بحث قرار گرفته است
اخلاق
سيد عبداللّه شبّر ترجمه محمد رضا جبّاران (چاپ اوّل: قم, انتشارات هجرت, 1374) 448ص, وزيرى
مفسّر, فقيه, محدّث و عالم جليل سيد عبداللّه شبر, از عالمان سختكوش قرن سيزدهم است, كه زندگانى پربرگ و بارى دارد تفسيرها, آثار حديثى, كلامى و اخلاقى او به لحاظ بيان روان و استوار و دريافت درست از مسائل دين, از بهترين آثار مكتوب شيعى است كتاب الأخلاق وى كتابى است مختصر و مفيد در دانش اخلاق كه در چهار ركن 1) عبادات 2) حقوق 3) مهلكات 4) منجيات (عوامل رشد) سامان يافته است هر كدام از اركان داراى ابواب و فصولى است ترجمه كتاب روان و بدون تعقيد است مترجم گاه توضيحاتى در پانوشتها افزوده و منابع برخى روايات را نشان داده و گاه توضيحاتى درباره رجال متن آورده است
برنامه آموزش و پرورش در دوره پيش دبستانى
ونيتاكول ترجمه فرخنده مفيدى (چاپ اوّل: قم, تهران, سمت, 1374) 6«290ص, وزيرى
نويسنده در دو بخش مسائل مربوط به آموزش و پرورش پيش از دبستان را بررسى كرده است در بخش اوّل سيماى كل بحث را مطرح كرده و در بخش دوم اهداف برنامه را در پنج فصل تبيين كرده است مباحثى از قبيل رشد عاطفى ـ اجتماعى, رشد جسمى ـ حركتى, رشد زبان, رشد شناختى و رشد بيان خلاق و درك زيباييها مورد بحث قرار گرفته است ادبيات
شعر انگليسى
عباسعلى رضايى (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1996) 220ص, وزيرى
كتاب در پنج بخش, مجموعه اى از اشعار شاعران انگليسى زبان را براى مقطع كارشناسى به عنوان منبع اصلى درس شعر انگليسى به ارزش دو واحد گردآورى كرده است
كتاب ضمن آورده قطعه اى از شعر هر شاعر مجموعه اى سؤالات در ذيل آن مطرح مى كند كه به گونه اى به توضيح ابيات و فهم محتواى شعر برمى گردند
دستور تاريخى زبان فارسى
محسن ابوالقاسمى (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1375) 425ص, وزيرى
اين كتاب براى مقطع كارشناسى ارشد و دكتراى دانشجويان رشته ادبيات فارسى به عنوان منبع اصلى درسهاى (دستور تاريخى و تطبيقى زبان فارسى) و (تحقيق در دستور زبان فارسى) به ارزش دو واحد تنظيم شده است و داراى دوازده فصل است و مسائل مربوط به زبان فارسى را در سه دوره فارسى باستان, فارسى ميانه و فارسى درى و روابط آن دوره ها در كتاب تبيين شده است
الدرة الغراء فى شعر شيخ البطحا
تحقيق باقر قربانى زرين (چاپ اوّل: تهران, وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى, 1416) 208ص, رقعى
كتاب در دو بخش تدوين يافته است بخش نخست آن شرح حال ابوطالب, پدر امام على(ع) است از نكات برجسته اين بخش اثبات اسلام و ايمان ابوطالب مى باشد در بخش دوم اشعار ابوطالب از منابع گوناگون استخراج و براساس حروف الفباى قافيه تنظيم شده است در هر مورد زمينه سراييدن اشعار تبيين گشته و لغات مشكل آن در پاورقى شرح داده شده است
ديوان حزين لاهيجى
تصحيح ذبيح الله صاحبكار (چاپ اوّل: تهران, سايه, 1374) 872ص, وزيرى
اين ديوان شامل غزليات, متفرقات, رباعيات, قصيده ها, قطعات, اشعار عربى و مثنويهاى حزين لاهيجى است به همت يكى از شاعران و اديبان برجسته خراسان نشر مى يابد مصحّح در مقدمه آن ضمن آوردن شرح حال حزين به بررسى انديشه و تفكر حزين و شرايط زمانى و مكانى عصر حزين مى پردازد و در پايان مجموعه اى از فهرستها, از قبيل فهرست آيات, روايات, نامها و عناوين, لغات و تركيبات و ابيات ارائه مى دهد
هنر در قلمرو مكتب
جواد محدثى (چاپ اوّل: قم, دفتر تبليغات اسلامى, 1374) 375ص, رقعى
كتاب مباحثى از قبيل هنر و زيبايى, هنر و بيان, هنر و نگاه, هنر و انسان, هنر و عقيده, روح هنر مكتبى قلم و شعر, سرود, نمايش, داستان و معمارى اسلامى را دربر دارد و در هر فصل با بهره گيرى از قرآن و متون حديثى و كلام بزرگان به تبيين موضوعات پرداخته شده است
تاريخ ادبيات زبان عربى
حنا الفاخورى ترجمه عبدالمحمّد آيتى (چاپ سوم: قم, انتشارات توس) 839ص, وزيرى
تاريخ ادبيات فاخورى به لحاظ گزيده گويى, تحليل و نشان دادن چگونگى تطوّر ادبيات زبان عربى در ميان همگنانش از برجستگى ويژه اى برخوردار است مؤلف در اين كتاب پس از ذكر مقدماتى, سراسر تاريخ ادبى را به شش دوره تقسيم كرده است: عصر جاهلى, عصر خلفاى راشدين و اموى, عصر عباسى در شرق, عصر عباسى در غرب, عصر مغول و ترك و عصر نهضت
مؤلف هر دوره را به چند باب و هر باب را به چند فصل بخش نموده است و با دقت در عوامل تحوّل ادبيات و چگونگى نگارشها در درازناى سده ها سخن گفته است, ترجمه كتاب روان و خواندنى است آقاى آيتى در مقدمه اى كوتاه اهميت و امتياز كتاب فاخورى را در ميان تاريخهاى ادبيات عرب بازگفته و به برخى از كمبودها و كفايتهاى آن اشاره كرده است مختارنامه
فريدالدين عطّار نيشابورى تصحيح و تعليق محمّدرضا شفيعى كدكنى (چاپ دوم: تهران, انتشارات سخن, 1374)
مختارنامه مجموعه رباعيات فريدالدين عطّار, عارف بلند آوازه شهر ديرپاى نيشابور است كه خود, آنها را در اين كتاب گرد آورده و به همين نام در پنجاه باب سامان داده است
استاد محمدرضا شفيعى كدكنى, از استادان بنام ادب پارسى, به سال 1357 چاپى منقّح از اين مجموعه منتشر كردند, و اكنون چاپ دوم آن را با نسخه ديگرى مقابله كرده كه مقدار قابل ملاحظه اى رباعى بر چاپ پيشين افزونى دارد
چگونگى مختارنامه, جايگاه عطار در قلمرو شعر عرفانى فارسى, زندگانى عطار, آثار عطار و شيوه تصحيح مختارنامه, در مقدمه اى تحليلى و ارجمند آماده است پس از آن, متن مختارنامه و در پايان آن اختلاف نسخه ها ياد شده و آنگاه توضيحاتى بر متن و سپس فرهنگ لغات و تعبيرات, امثال و فهرست الفبايى رباعيات, براساس قافيه و رديف
تاريخ ادبيات فارسى
يى ا بوتلس ترجمه سيروس ايزدى (چاپ اوّل: تهران, انتشارات هيرمند, 1374) 400ص, وزيرى
تاريخ ادبيات فارسى است از دوران باستان تا عصر فردوسى يادگارهاى ادبى روزگاران كهن, ادبيات تيره هاى مردم ايران خاورى, شكوفايى اديبات در سده دهم ميلادى, و يادى از فارابى, ابن سينا, ابوريحان بيرونى, رابعه, كسائى مروزى, دقيقى و فردوسى, از جمله بحثهاى اين كتاب است
مترجم بر اين باور است كه در اين كتاب, تازه هايى است كه در هيچ كتابى نيست; بويژه براى پژوهندگان درباره ادب پارسى از ايران و افغانستان و تاجيكستان كار آمد خواهد بود
مقدمه درازدامن مترجم در چگونگى محتواى كتاب, تاجيكستان و ادب پارسى در آن ديار, آذربايجان و مسائل مرتبط با آن از نگاه مسائل زبانى و فرهنگى پژوهشى است سودمند و پرنكته
تاريخ ادبيات فارسى
يى ا بوتلس ترجمه سيروس ايزدى (چاپ اوّل: تهران, انتشارات هيرمند, 1374) 364ص, وزيرى
اين كتاب ادامه كتاب پيشين است و مشتمل بر تاريخ تحليلى ادبيات فارسى از دوران فردوسى تا پايان عهد سلجوقى
سرنوشت داستان پهلوانى پس از فردوسى, ادبيات نيمه نخست سده يازدهم, ادبيات نيمه دوم سده يازدهم, ادبيات در متصرفات قره خانيان و ادبيات سالهاى سيادتِ سلجوقيان, عناوين فصول كتاب است
اين دو مجلد بر روى هم ترجمه يك جلد از مجموعه پژوهش درازدامن برتلس است در ادبيات فارسى
شرح مثنوى (جزو اول از دفتر دوم)
سيد جعفر شهيدى (چاپ اوّل: تهران, شركت انتشارات علمى و فرهنگى) 260ص, وزيرى
(مثنوى) مولوى اثر جاودانه ادب و عرفان فارسى است اقبال بدان اگر در ميان آثار و متون عرفانى بى نظير نباشد, بى گمان كم نظير است استادان بزرگى بدان شرح نوشته و در گشودن ابعاد گونه گون آن بسى كوشيده اند از آن جمله است شرح ارجمند استاد مفيد بديع الزمان فروزانفر كه متأسفانه ناتمام مانده است
استاد فرزانه حضرت آقاى دكتر سيد جعفر شهيدى ـ دامت معاليه ـ كه خود از مولوى شناسان و مثنوى پژوهان معاصر هستند, دنباله شرح استاد را پى گرفته و در سال 1373 جزء چهارم از دفتر اول مثنوى را به عنوان جلد چهارم از اين شرح منتشر نمودند كه بيشتر درباره چگونگى آن به اجمال سخن گفته ايم (رك: آينه پژوهش, سال پنجم, شماره سوم, مرداد و شهريور 73, ص86)
اينك, و پس از مدّتى تأخير, به حمد خداى سبحان, جزو اوّل از دفتر سوم نيز به عنوان جلد پنجم به طبع رسيده و در منظر دوستداران حضرت مولانا قرار گرفته است
بنابر آنچه استاد محترم در پيشگفتار اين جلد آورده اند, جلد ششم كه در آينده منتشر خواهد شد, به شرح جزو سوم از دفتر سوم اختصاص خواهد داشت و از آن پس دفاتر سوم تا ششم مثنوى هريك در يك مجلّد شرح و تفسير خواهد شد
چنانكه پيشتر نيز آورده ايم, شيوه تأليفى استاد دكتر شهيدى در ادامه شرح مثنوى شريف, تفصيلها و تطويلهاى غيرلازم مرحوم استاد فروزانفر را دربر نداشته و مزايايى را كه براى جزو چهارم از دفتر اول شمرده ايم, در اين جزو نيز وجود دارد تاريخ و شرح حال
يادنامه آيت الله حاج سيد محيى الدين فال اسيرى
سيد فخرالدين فال اسيرى (چاپ اوّل: قم, مؤلف, 1374) 336ص, وزيرى
اين كتاب گزارشى است مفصل از زندگانى, مبارزات و تلاشهاى اجتماعى, فرهنگى و دينى مرحوم آيت الله فال اسيرى چگونگى تحصيل و فراگيرى دانش, مهاجرت به ديار مشكان (نى ريز) براى تبليغ و رويارويى با فرقه ضالّه بهائيت كه آنجا را براى تبليغ و گسترش خود در آن منطقه مركزى گرفته بودند, سخن رفته است در صفحات ديگر كتاب تلاشهاى فرهنگى, تبليغى, عمرانى و مبارزات وى در ابعاد گسترده گزارش شده است
اعلام هجر
هاشم محمد الشخص (چاپ: اوّل, قم, ام القرى للتحقيق والنشر, 1416) 577ص, وزيرى
(هَجَر) نام كهن (أحساء) است و ديارى است ديرپاى و تشيع در آن ديار نيز ديرپاى و درازآهنگ اين كتاب گزارش پيشينه تاريخى آن ديار است و شرح حال و آثار عالمان, فقيهان, شاعران و سخنوران و مبلغان آن ديار مؤلف ابتدا از هَجَر, (أحساء), قطيف و اطراف اين شهرها و چگونگى معيشت در آنها و وضع فرهنگى و سياسى آنها سخن گفته است و آنگاه شرح حال عالمان را گزارش كرده است براساس حروف الفبا در شرح حالها, از زندگانى, سوانح, آثار آنان سخن گفته و منابع شرح حال آنها را نيز گزارش كرده است
آنچه اكنون نشر يافته, جلد اوّل آن است; ويژه شرح حال عالمان, و تا حرف (حاء)
فروغ ابديت
جعفر سبحانى (چاپ دهم: قم, دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم, 1375) 2ج, 536ص, وزيرى
فروغ ابديت شرحى است گويا و مستند از زندگانى, مجاهدتها, فداكاريها, تلاشها و كوششهاى بى دريغ رسول الله(ص) در جهت حق و دعوت انسان به پاكى و انسانيت و ايجاد جامعه (اعلون) اين چاپ, دهمين چاپ آن است كه نشر مى يابد كتابى است ارجمند كه در آشنايى نسل معاصر با رسول الله(ص) نقش والا و شايسته اى داشته است براى مؤلف ارجمند آرزوى توفيق داريم
باستانشناسى و هنر ايران در
هزاره اوّل قبل از ميلاد
حسن طلائى (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1374) 162ص, وزيرى
اين كتاب پژوهشى است درباره باستانشناسى قرن پانزدهم تا هشتم قبل از ميلاد, فرهنگهاى ايران بين سالهاى 2000ـ1500ق ـ م وضعيت فرهنگى ايران در عصر آهن, تجزيه و تحليل داده هاى باستانشناسى عصر آهن
تاريخ اساطير ايران
ژاله آموزگار (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1374) 97ص, وزيرى
اين كتاب در پنج فصل سامان يافته است در فصل اوّل با عنوان كليات واژه اسطوره و ماهيت آن تبيين شده و فايده اسطوره شناسى بازگفته شده است آنگاه در فصول بعدى اسطوره كهن در تاريخ ايران در بخشهاى جدا از هم, سه هزار سال نخستين, سه هزار سال دوم, سه هزار سال سوم پيشداديان, كيانيان و سه هزار سال چهارم, گزارش و تحليل شده است
تذكرة المعاصرين
حزين لاهيجى تصحيح معصومه سالك (چاپ اوّل: تهران, نشر سايه, با همكارى دفتر نشر ميراث مكتوب, 1375) 428ص, وزيرى
تذكرة المعاصرين, تذكره اى است سودمند كه مؤلف در آن شرح حال و نمونه اى از اشعار معاصران خود را آورده است حزين شاعرى بزرگ و متكلمى زبردست و متفكرى است ارجمند از سده دوازدهم هجرى او اين نگاشته را در نه روز و به يارى حافظه شگفت خود سامان داده است از اين روى با همه اهميّت و سودمندى كه دارد, پيراسته از اشتباهات تاريخى نيست
خانم معصومه سالك در تصحيح و تحقيق و افزودن تعليقها رنج گرانى را متحمل شده است و براستى كتابى شسته رفته و شايسته حزين عرضه كرده است وى افزون بر مقابله نسخه هاى مختلف و تصحيح متن و توضيحات كوتاه در پانوشتها و ضبط نسخه بدلها, مقدمه اى نگاشته اند درازدامن و در آن از اهميت كتاب, زندگانى حزين, كفايتها و كمبودها, كتاب و چگونگى تصحيح آن سخن گفته اند تعليقهاى كتاب در معرفى رجال, كتابها و توضيح نكات مبهم متن گزارش منابع گسترده شرح حالها براستى خود كتابى مفرد و سودمند است خانم سالك با پژوهش گسترده در اين كتاب بهره دهى آن را بسى افزون ساخته است
تجلّى امامت
سيد اصغر ناظم زاده قمى (چاپ سوم: قم, دفتر تبليغات اسلامى, 1374) 83ص, وزيرى
تحليلى است از حكومت اسلامى بر پايه دستورالعملهاى حكومتى امام على(ع) و رفتار و سياست آن بزرگوار در مدت حكومتش و در سيزده فصل تنظيم شده است و در آن عدالت امام, سياست وى, قضاوت, برخورد با كارگزاران, رفتار وى در امر به معروف و نهى از منكر, رعايت حقوق اهل كتاب, مسائل اقتصادى, جنگهاى مولى و چند بحث در خصوص زندگى وى مطرح شده است
آثار و بركات سيد الشهدا
سيد هاشم ناجى موسوى جزائرى (چاپ اوّل: قم, مؤلف, 1416) 176ص, وزيرى
مجموعه روايات درباره امام حسين(ع) است كه در شش عنوان تنظيم يافته است و آثار و بركات آن حضرت از ولادت تا شهادت, بعد از شهادت, بركات حرم, بركات تربت مقدس, كربلاى مقدس و آثار و بركات زيارت آن بزرگوار را بر پايه روايات نشان داده است
احوال و آثار بهاءالدين محمد اصفهانى
رسول جعفريان (چاپ اوّل: قم, انتشارات انصاريان, 1416) 248ص, وزيرى
بهاءالدين محمد بن حسن اصفهانى, مشهور به فاضل هندى, از فقيهان, عالمان و چهره هاى برجسته علمى واپسين دوره صفوى است كتاب عظيم فقهى وى با عنوان كشف اللثام از آثار كم نظير و گرانسنگ ميراث مكتوب فقهى شيعى است در اين كتاب از زندگانى, آثار, افكار و منزلت علمى وى بتفصيل سخن رفته و در پايان دو رساله آمده است: 1) (صور منطبعه) كه آن را ملاّ عبدالكريم فرزند ملاّ محمد طاهر قمى در داورى بين رساله اى از فاضل هندى و محب على اصفهانى نگاشته است 2) بينش غرض آفرينش كه رساله اى است اعتقادى به خامه فاضل هندى كه در آن درباره توحيد, نبوت و امامت سخن رفته است هر دو رساله را آقاى جعفريان تصحيح كرده اند و در مقدمه رساله ها درباره چگونگى محتواى آنها سخن گفته اند اقتصاد
سرمايه و توسعه
محمد ستارى فر (چاپ اوّل: تهران, دانشگاه علامه طباطبايى, 1374) 425ص, وزيرى
مؤلف در اين كتاب در ضمن شش بخش سرمايه و توسعه را از ابعاد مختلف مورد بررسى قرار داده است عناوين بخشها چنين است: مسأله شناسى توسعه يافتگى و توسعه نيافتگى, سير تاريخى توسعه يافتگى و توسعه نيافتگى, بررسى نقش كلان سرمايه فيزيكى بر توسعه, بررسى كلان نقش متغيّرهاى سرمايه انسانى بر توسعه, بررسى كلان نقش متغير تكنولوژى بر توسعه, جمع بندى و نتيجه گيرى
اقتصاد خرد
ترجمه حميدرضا ارباب (چاپ اوّل: تهران, دانشگاه علامه طباطبايى, 1374)514ص, وزيرى
اين كتاب در هفت بخش, شامل بيست وچهار فصل, موضوع اقتصاد خرد و ابعاد آن را به بحث نهاده است در سيزده فصل اوّل درباره ماهيت اقتصاد خرد, نظريه هاى تقاضا, عرضه, رفتار مصرف كننده, تئورى هزينه ها, نظريه پويا, كاربردهاى نظريه رقابت, انحصار چند جانبه و رقابت ناقص و… بحث شده است و از فصل چهارده تا پايان, قلمرو اقتصاد خرد, نظريه تقاضاى مشتق, اتحاديّه صنفى, انحصار دوجانبه و توزيع نابرابر درآمد, نظر به شهر, منابع, آلودگى و نظريه منابع طبيعى بررسى شده است
جامعه شناسى كار و شغل
غلامعباس توسّلى (چاپ اوّل: تهران, سمت, 1375) 291ص, وزيرى
اين كتاب به عنوان منبع اصلى درس (جامعه شناسى كار و شغل) براى دانشجويان رشته جامعه شناسى تدوين شده است و در سه بخش با عناوين كار چيست؟ ويژگيها و ابعاد مختلف كار صنعتى و فعاليت و اشتغال, اين موضوع را به بررسى و پژوهش نهاده است مجموعه ها
مجموعه مقالات بزرگداشت حكيم سبزوارى
معاونت آموزشى و پرورشى تربيت معلم سبزوار (چاپ اوّل: سبزوار, انتشارات دانشگاه تربيت معلم سبزوار, 1374) 18«475ص, وزيرى
دانشكده تربيت معلم سبزوار در سال 1372 اقدام به برگزارى كنگره بزرگداشت دويستمين سالگرد تولد حاج ملاهادى سبزوارى كرد كه حاصل آن مجموعه مقالاتى شد كه در سال 1374 نشر يافت
در اين مجموعه بيست وپنج مقاله از انديشوران كشور درباره حكيم سبزوارى و يا مباحث مربوط به فلسفه و عرفان چاپ شده است مقاله آخرى كتابشناسى آثار حكيم سبزوارى است كه توسط مرتضى ذكائى ساوجى تهيه شده است
گلشن جلوه
به اهتمام غلامرضا گلى زواره (چاپ اوّل: قم, انتشارات قيام, 1375) 318ص, وزيرى
مجموعه اى است از مقالات و پژوهشهاى عالمان در تجليل از مقام جلوه حكمت و تبلور زهد و فضيلت, حكيم سيد ابوالحسن جلوه
اين مجموعه در چهار بخش شكل گرفته است در بخش اول, مقالاتِ آفتاب معرفت, مكتب تفكيك, جايگاه خرد در منابع استنباطى, بازنگرى در حركت جوهرى و… آمده است و نيز آثارى از آن حكيم بزرگ: رساله بيان الاستجابة الدعا, رسالة القضيّة المهملة هى القضية الطبيعية
بخش دوم شرح حال جلوه است به خامه او و مقاله هاى جلوه شعرهاى حكيم جلوه, سيد حكيمان, دانشورى مبارز و…
در بخش سوم مقالات رفيع الدين طباطبايى متكلم عصر صفوى, جدّ جلوه, مشعلدار حكمت زواره, موطن حكيم جلوه و… آمده است و بخش چهارم با عنوان ضمائم, گفته ها و نكته هايى است كوتاه درباره جلوه
مجله هاى پـژوهشى
ارغنون
سال دوم, شماره 7و8, پاييز و زمستان 74
زبان حقيقت و حقيقت زبان; برهان عالم خارج; انديشه; توصيفها, دو حكم جزمى تجربه گرايى, پيرامون اشاره; گوتلوب فوگه و تحليل منطقى زبان; كارنپ و فلسفه تحليلى, فيزيكاليسم; فلسفه تحليلى و فلسفه زبان; تأملاتى در باب فرهنگ و هنر و ادبيات; جايگاه راوى در رمان معاصر; كادامر و هابرماس و….
با معارف اسلامى آشنا شويم
سال پانزدهم, شماره 35, بهار و تابستان75
تهاجم فرهنگى; حقوق متقابل والدين و فرزندان; امامان و دفاع از مسأله اختيار; نقش معنويت در زندگى انسان; فرازهايى از زندگى بزرگان; ممتازين و….
برنامه و بودجه
سال اول, شماره 1, ارديبهشت75
ويژگيهاى بودجه سال 1375 كل كشور; نقش مراكز اطلاع رسانى در ارتقاى برنامه ريزى; رشد اقتصادى, توزيع درآمد و رفاه اجتماعى در سالهاى 1361ـ1372; آينده نگرى در مورد كارآيى داخلى و تقاضاى آموزش و پرورش در ايران; مصوبات شوراى اقتصاد; جهان نما و….
بصائر
سال سوم, شماره 19, خرداد و تير75
استفتائات; فرهنگ عاشورا; تهاجم فرهنگى و رسالت ما; انقلاب اسلامى و نهضت حسينى; فلسفه عاشورا و مراسم سوگوارى از ديدگاه امام خمينى(ره); حادثه كربلا از نظر اهل سنت; سوگوارى و جايگاه آن در فرهنگ اسلامى; سيماى على اكبر در مضامين شبيه خوانى و….
بيّنات
سال سوم, شماره 1 (پياپى9), بهار75
تفسير قرآن كريم, امام خمينى(ره); استدلال در قرآن كريم; علامه سيّد محمد فرزان, قرآن پژوهى از ياد رفته; علم محورى در تفسير قرآن كريم; نوشت افزار قرآن در عصر نزول; اعجاز رياضى زوج و فرد در قرآن كريم; گفت وگو با حجت الاسلام والمسلمين قرائتى; قرآن پژوهى در مسيحيت; معرفى تفسير ابن عطا; نقد و بررسى ترجمه قرآن كريم آيت الله مكارم شيرازى; فعاليت هاى قرآن پژوهى بنياد پژوهشهاى آستان قدس; نكته اى بر نكات; تازه هاى نگارش و نشر و….
پاسدار اسلام
شماره 173, ارديبهشت75
مسأله زن و راهكارهاى كهنه; غدير, عيد ولايت و رهبرى; بوستان تشيع در سرزمين حجاز; روشهاى رفع اندوه و اضطراب; الگو بودن اهل بيت(ع) و….
پاسدار اسلام
شماره 174, خرداد75
تحليلى از فضاى شكل گيرى عاشورا; امام حسين(ع) از نگاه ديگران; فلسفه نهضت امام حسين(ع); شفاعت در شبيه نامه هاى عاشورا; خاطراتى از ياران امام حسين(ع); محرم در ادب فارسى و….
پاسدار اسلام
شماره 175, تير75
تأملى گذرا در آموزش مديريت; دستاورد انتخابات مجلس پنجم; وصيت رسول خدا(ص) به على(ع); آرامش با حيات طيبه; نگاهى به زندگانى سياسى امام كاظم(ع) و….
پژوهشهاى قرآنى
سال اول, شماره 4, زمستان74
فقه شيعى و رويكرد به قرآن; پويايى فقه قرآنى(2); گستره مباحث فقهى قرآن, حوزه هاى مشترك دانش فقه و تفسير; روش شناسى آيات الاحكام در تفسير اهل بيت(ع); اصحاب ائمه و فقه قرآنى; فقه قرآنى, در منظر فقيهان اهل سنت; نقش علوم قرآنى در فقه القرآن; روابط حقوقى مسلمانان با كفار از نگاه قرآن; نقش باورها و اطلاعات بيرونى در برداشت از آيات قرآن; مفهوم تقوا و كاربرد آن در قرآن كريم; بررسى تفسيرهاى تك نگارى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى; نامه ها و ديدگاهها.
پيام زن
سال پنجم, شماره سوم (پياپى51), خرداد75
در محضر حضرت آيت الله حاج شيخ يوسف صانعى; معمارى سنّتى و مدرن در گفتگو با بانوان معمار; هنر, زندگى و مشكلات زنان نقاش; زنان و انتخابات مجلس; از شرم الشيخ تا قانا…; زنان در سودان و….
پيام زن
سال پنجم, شماره چهارم (پياپى52), تير75
نگاهى به دو نامه امام و مولوى به عروسان خود; اسلام و نقش اجتماعى زنان; امام خمينى در جمع خانواده و نزديكان; گفتگو با دكتر حميرا هوشمند; نمايندگان مجلس پنجم و خواسته هاى زنان و….
پيام صادق
شماره4, فروردين و ارديبهشت75
تاريخ برگزارى آزمون ورودى; مراسم تقدير از دانشجويان ممتاز; پيام صادق در سومين جشنواره مطبوعات و….
پيام يونسكو
شماره 299, اسفند74
منشأ نوشتار; از تصويرنگارى تا پين يين; زبانهاى سرشار از رنگ; هنر خوشنويسى; خط تركيبى ژاپنى; قدرت قلم; فضاى سبز و….
پيام يونسكو
شماره 300, بهمن74
زيارت و زيارتگاهها; راز تخت جمشيد; بيگرانى دل; زيارت در آيين يهود; زيارت در هندوستان; راه سانتياگو دكومپوستلا و….
تبيان
سال چهارم, شماره 15ـ14, بهمن, اسفند, فروردين و ارديبهشت75
سخن تبيان (نماز عبادى, سياسى جمعه و اهميت آن در نظام اسلامى); رهنمودهاى مقام معظم رهبرى; گفتگو; رابطه انسان با طبيعت; پژوهشى پيرامون واژه تفسير; تحقيقى پيرامون مكتب اشعرى; اصول و روش تاريخ نگارى در عصر جديد و….
تراثنا
العددان الثالث والرابع (43ـ44), السنة الحادية عشر, رجب ـ ذوالحجة 1416هـ
تطبيق المعايير العلمية لنقد الحديث على احاديث المهدي(ع) بكتب الفريقين; نقض رسالة (الحبل الوثيق فى نصرة الصديق) للحاظ جلال الدين سيوطى; تشييد المراجعات و تفنيد المكابرات(5); من التراث الأدبى المنسى فى الأحساء(16); مصطلحات نحوية(4); من ذخائر التراث: مكتبة العلامة الكراجكي; جهة القبلة ـ للشيخ بهاءالدين العاملى و….
حضور
شماره 15, بهار75
مرورى بر كنگره بررسى مبانى فقهى امام خمينى و نقش زمان و مكان در اجتهاد; امام خمينى منادى حكومت مطلوب و سياستمدار مطلوب; از حافظ حافظان تا امام عارفان; امام خمينى و هنر دينى; عزيز شرقى; كتابهاى تازه مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى; ديدگاهها و خاطرات.
حوزه
شماره 72, بهمن و اسفند74
صحيفه حوزويان; مصاحبه با آيت الله شيخ برقى اهرى, قدس سره; وصيت نامه اخلاقى عالم ربانى ملا محمد تقى مجلسى, قدس سره; بايستگى ترميم حوزه; علم كلام و بايستهاى بالندگى; استقلال حوزه; مدرسه كربلا, از آغاز تا آل بويه; نقدى بر مقاله تولد و زندگى حضرت مهدى(عج); نقدى بر مقاله (اهل حق) در دايرةالمعارف تشيّع; فهرست دو ساله مجله حوزه.
رهيافت
شماره يازدهم, زمستان74
علم و ارزش در تجربه آدمى; علم به عنوان يك نوع فعاليت و رابطه آن با ارزش; اسلامى كردن معرفت; ايدئولوژى و هنجارهاى اجتماعى در علم; آينده علم, تحقيق و تكنولوژى و….
شاهد
شماره 252, ارديبهشت75
مناجات الشاهدين; تركيه و پيمان با صهيونيستها; قربانى, سنتى به قدمت تاريخ; مردى از افلاك و….
فرهنگ جهاد
سال اول, شماره سوم, بهار75
آيين سلوك; پژوهشى در واژه (فرقان); احكام حكومتى; خود شناسى در نگاه معصومان; جهاد كبير; حج جهادى ديگر; گياهان در قرآن; درختكارى در روايات; حلال و حرام بودن حيوانات در دو نگاه و….
فصلنامه مصباح
سال چهارم, شماره 16, زمستان74
نقدى بر سكولاريزم; تلازم احياى دين با تأسيس حكومت اسلامى; ارتباط بين ايمان و معرفت دينى با احياى دين; جلوه هايى از شخصيت امام حسين(ع); دين دنيوى شده; حسين بن على(ع) در دو نگاه; ميزگرد علمى; معرفى كتاب; و….
فقه
شماره ششم, زمستان74
ناتوانى اجتهاد مصطلح از ديدگاه امام; اجتهاد و نوانديشى; فقيهان و مسأله تجدد; گسترش در متعلقات احكام; شرط اسلام در ذبح كننده: آيات قرآن و شرط اسلام در ذبح كننده, روايات و شرط اسلام در ذبح كننده, اجماع و شرط اسلام در ذبح كننده; باز هم نكاتى و….
كلام اسلامى
سال پنجم, شماره 17, بهار75
سخنى در آغاز; علم و اختيار انسان; حق دينى يا دين حق; حجيّت و اعتبار عقل در علم و دين; پيدايش شيعه اسماعيليه; سير مسائل جديد كلامى; اسلام و نيازهاى زمان; پرسش و پاسخ; حكيم ابوالقاسم فردوسى(4); ريشه هاى علوم ولوى(5).
كيهان انديشه
شماره 65, فروردين و ارديبهشت75
وحى مسيحى و پيوند آن با مسيح شناسى; فلسفه اسلامى و برخى آراء مربوط به آن; ابوالفضل ميبدى و تفسير كشف الاسرار; روابط متقابل معرفتهاى بشرى; نظريه حليّت ذبايح اهل كتاب; پژوهشى در تفسير علمى قرآن كريم; ملاصدرا و شناخت فراعقلانى; شيخ اشراق از نگاهى ديگر; ملافتحعلى سلطان آبادى; جنبش ذاتى طبيعت; تلقى عرفا از مرگ; رساله جبر و اختيار و….
كيهان فرهنگى
سال سيزدهم, شماره126, فروردين و ارديبهشت75
ايمان, وحى و عقل; رد پاى عبور در ادب معاصر; سير آفاق و انفس در سفر پرندگان; بازيافت غزلى غوغايى از سعدى; حقوق بشر و مناسبات جهانى; تكنولوژى و ارزشهايى انسانى; يوجين اونيل و ادب عهد نوزايى; سيد جمال الدين اسد آبادى و جامع الازهر مصر; تحريف شناسى عاشورا در پرتو انسان شناسى; لكنهو در تاريخ هند مسلمان; معبرى به يقين و….
مجلس و پژوهش
سال چهارم, شماره نوزدهم, فروردين و ارديبهشت75
چالشهاى امروز, چشم انداز فردا; امريكا, سراب رهبرى جهان و آثار رفتارى آن; انتخابات مجلس در منظر قانون اساسى; مجلس و حكومتهاى جهان امروز; بازشناسى مفهوم تكنوكراسى; شبكه خانه ملت در يك نگاه; اخبار مجلس شوراى اسلامى; اخبار مجالس دنيا; تازه هاى نشر درباره موضوعات حكومتى و….
معرفت
سال چهارم, شماره چهارم (پياپى16), بهار75
اخلاق در قرآن; ميزگرد هويت فلسفه اسلامى; نظام احسن در انديشه حكماى اسلامى و لايپ نيتس; وجود كامل مطلق; مقايسه علم النفس ارسطو با علم النفس ابن سينا; برهان امكان در الهيات اسلامى; قضاياى شرطى در منطق قديم و جديد; كتابشناسى توصيفى فلسفه اسلامى; معرفت شناسى; مبانى معرفت شناسى باورهاى دينى; ساختار چند مرتبه اى صورتهاى ذهنى; مفوضه چه كسانى هستند; پايان فضيلت يا نقد تفكر اخلاق جوامع نوين و….
مشكوة
شماره 49, زمستان74
كنفرانس (ايمان و كفر) در آنكارا; معانى و مفاهيم صبغةالله; مطالعه اسلام در چين: چند تحقيق تازه; قيام براى خدا; شيعيان, پيشگام در نگارش تاريخ; نگاهى گذرا به ازبكستان; نقش امام جعفر صادق(ع) در تقريب بين مسلمانان و جلوگيرى از تفرقه و انشعاب; شيعه اى متعهد و اديبى پارسى گوى از سده هاى گذشته; هارونيه طوسى; نگاهى به زندگى آقا نجفى قوچانى و مزارش; دهان پر از عربى, زبان چرا خاموش؟!; بر آستان مصحف شريف و….
مديريت دولتى
شماره 29 و 30
ويژه نامه نظام ادارى و بهره ورى.
ميقات الحج
العدد الرابع, 1416هـ
ابراهيم الخليل مؤسس ام القرى; الحج فى نهج البلاغة; الحج فى السنة; المنسك الكبير; مختصر معجم معالم مكة التاريخيه; الحج فى موكب التاريخ; معجم, كتب فى الحج والزيارة…; المساجد والأماكن الأثرية…; المقداد بن الأسود الكندي; الحرمان الشريفان… تاريخ الارهاب!.
نامه مفيد
سال دوم, شماره اول (پياپى5), بهار75
تفسير قرآن (سوره مدّثّر); بحثى درباره قصص قرآن; نقش قرآن و حديث در گسترش زبان و ادبيات فارسى; تاريخ حديث; نهاية الكلام فى حل شبهة (كل كلامى كاذب); ضرورت بازنگرى در قانون مجازات اسلامى; نگاهى ديگر به تاريخ; پوپر, اقتصاد اثباتى و منطق كشف علمى ـ اجتماعى; اصول حاكم در اقتصاد اسلامى; ادب دعا در شيعه و….
نقد و نظر
سال دوم, شماره دوم, بهار75
اقتراح درباره انتظار بشر از دين; الحياة, دين و زندگى; در جستجوى ريشه ها; فروغ دين در فراق عقل;شيوه هاى تبيين انتظار از دين; درآمدى بر قلمرو فقه; سرشت اخلاقى دين; دشمن فضيلت; تجديد بناهاى طبيعت گرايانه; تبيين اجتهاد و جايگاه موضوع شناسى در آن; معرفت دينى در بستر زمان و مكان; بنيان استوار فطرت;راه يافتن باورها و ارزشها به حوزه كنشها و هنجارها;كتابشناسى سكولازيزم و…
نمايه
سال ششم, شماره 1 (پياپى51), ارديبهشت75
سال ششم, شماره 2 (پياپى52), خرداد75
نمايه نشريات علمى و فرهنگى و كتابهاى روز.
منظومه هاى فقهى
محسني سيد صادق
يكى از كارهايى كه در قلمرو ادبيات علوم اسلامى انجام يافته, به نظم درآوردن علوم است. اين منظومه ها به صورت قصيده, قطعه و ارجوزه سروده شده است. در علمهاى صرف, نحو, لغت, معانى, بيان, بديع, خط, فقه, اصول, فرائض, تاريخ, جغرافيا, تعبير رؤيا, علم البحر (درياشناسى), درايه, رجال, طب, نجوم, احكام, رمل, جفر, علم اسماء, تجويد, قرائت, منطق, كلام, فلسفه, تفسير و….
پيداست كه ساختن منظومه هاى علمى كارى لطيف است و در آن موارد كه استادانه ساخته شده, هم بسى دلكش است و هم براى ازبر كردنِ قواعد كمك بسزايى است. منظومه هاى علمى بسيار است و حتى فهرست آنها به مجلدى بزرگ برمى آيد, فهرستى كه با تتبع در آثار مسلمين, چه خطى و چه چاپى, و با گشتن در فهرستها و كتابها تهيه شود.1
مى توان ادعا كرد يكى از كارآمدترين شيوه هاى آموزشى, آموزش با شعر است; زيرا به ذهن سپردن مطالب منظوم زودتر حاصل مى شود, ديرتر فراموش مى شود و هيچگاه تازگى و طراوت خود را از دست نمى دهد.
به عنوان مثال حفظ كردن سهام ارث كار آسانى نيست و در صورت موفقيت, به زودى فراموش خواهد شد, ليكن اگر در قالب نظم درآيد هم شخص زودتر حفظ مى شود و هم ديرتر از يادش مى رود:
من السهام فى الكتاب فُرضا
ستّ سهام سُميّت فرائضا
نصف و ربع اوّل و ثانى
ثُمن وسدس ثُلُث ثلثان
فالنصف وهو فرض زوج الخالية
عن ولد كذا ابنة ذا حاوية
وكان ايضاً فرضَ اخت واحدة
لوالد قط اوله و والدة
لزوج ذات الولد الربع ثَبَت
زوجة خالٍ عنه ذا ايضاً حَوَت
والثُمن للزوجة فرض سُبَد
ان كان للميّت زوجاً ولد
سدس لكل من عمودى ذى ولد
كذا كلالة لامّ ماانفرد
والثلث فرض الام لولا مَن حجب
كذا لِوُلدها الكثيرِ منتخب
فوق ابنة وفوق اخت للاب
او ابوين ثلثَى المال هب2
تا چند دهه قبل محصلين علوم دينى توجه زيادى به متون علمى منظوم داشتند و حتى آنها را حفظ مى كردند, اما اكنون اين شيوه رو به فراموشى است و يا بكلّى فراموش شده است. حتى گاه براى تعليم به كودكان نيز از چنين شيوه اى بهره مى جستند. چنانچه اكنون نيز متخصصين مسائل آموزشى معتقد به لزوم تعليم بعضى مطالب به كودكان در قالب نظم مى باشند.
گذشتگان آنقدر به منظومه هاى علمى اهميت مى دادند و آثار فراوانى در اين زمينه به جاى گذاشتند كه در علم بلاغت, اصطلاح (شعر تعليمى) بر آن نهاده شد.
اشعار تعليمى از اواخر حكومت امويان و آغاز حكومت عباسيان در عربى رواج يافت.3
وزن اغلب منظومه هاى علمى بحر (رَجَز) است. زيرا اين وزن به آسانى به ذهن سپرده مى شود و آسانتر مى توان مطالب را در قالب اين وزن درآورد و جوازات در آن فراوان است. با اين توضيح كه وزن تام و سالم بحر رجز چنين است:
مستفعلن مستفعلن مستفعلن
مستفعلن مستفعلن مستفعلن
اما مى توان به جاى (مستفعلن) اوزان (مفاعلن), (مفتعلن) و (فَعِلتن) را نيز به كار برد. به خاطر همين جوازات و نزديكى آن به نثر, برخى اين بحر را (حمار الشعر) ناميده اند; اما سليمان بستانى در اين زمينه مى گويد:
مناسبتر بود آن را (عالم الشعر) مى ناميدند. زيرا نظم آن آسان است و تمام علمايى كه متون علمى مانند نحو, فقه, منطق و طب را به نظم درآورده اند, اين بحر را اختيار نموده اند.4
به خاطر ويژگيهاى نظم, علما و نويسندگان علم فقه را بيشتر به نظم درمى آوردند. در ميان دارندگان منظومه هاى فقهى بزرگانى چون سيد بحرالعلوم, ملا هادى سبزوارى, شيخ فضل الله نورى, شيخ حر عاملى, فيض كاشانى و سيد محمد جواد عاملى ـ صاحب مفتاح الكرامه ـ به چشم مى خورند.
لازم دانستيم مشخصات منظومه هاى فقهى را گردآورى كنيم تا علاوه بر نشان دادن سختكوشى گذشتگان, گامى باشد براى استفاده بيشتر از اين متون ارزشمند: طهارت
1. ارجوزة فى احكام الاموات, سيد هاشم بن حمد حسينى حلى (م:1341), ذريعه ج1/ 451.
2. ارجوزة فى الطهارة, سيد هاشم بن احمد موسوى احسائى مبرزى (م:1309), ذريعه ج1/ 485.
3. ارجوزة فى الطهارة, مهدى بن على ساعدى (ت:1296), 1367 بيت, ذريعه ج1/ 485.
4. ارجوزة فى الطهارة, سيد كلب باقر نقوى (م:1329), شرح منظوم (الدرة النجفية), ذريعه ج1/ 485.
5. اللئالى المنظومة, مهدى صحين بن على ساعدى (ت:1296), ذريعه ج18/ 265.
6. مخلاّت الزاد, سيد هاشم بن حمد حسينى, ذريعه ج20/ 233.
7. منظومه, حدود 920 بيت, خطى, كتابخانه ٌآيت الله العظمى گلپايگانى.
8. منظومة فى منزوحات البئر, محمد بن حسن حرّ عاملى, ذريعه ج23/137 . صلوة
9. ارجوزة فى الاذان والاقامة, عبدالرحيم بن محمد على تسترى (م:1313), ذريعه ج1/ 452.
10. ارجوزة فى الشك والسهو والخلل والجبر فى الصلوة, اسماعيل, تاريخ سرودن: 1245, ذريعه ج1/ 481.
11. ارجوزة فى الشكوك, محمد جواد بن على عاملى نجفى (م:1322), ذريعه ج1/ 481.
12. ارجوزة فى الصلوة, جواد بن حسن نجفى (ت:1308), ذريعه ج1/ 482.
13. ارجوزة فى صلوة المسافر, عبدالهادى بن جواد همدانى بغدادى (م:1333), در ادامه (الدرة النجفية), ذريعه ج1/ 483.
14. ارجوزة فى صلوة المسافر, مشكور بن محمد جواد حولاوى نجفى (م:1353), ذريعه ج1/ 483.
15. ارجوزة فى صلوة المسافر والجماعة ومسائل الشكوك, على خوئى قزوينى حائرى (م:1318), در ادامه (الدرة النجفية), ذريعه ج1/ 483.
16. خلاصة الاحكام, صبا كاشانى, فارسى, ذريعه ج19/ 170.
17. شمس الهدى فيمن شك اوسها, عبدالرحيم بن محمد على تسترى (م:1313), ذريعه ج1/481 و ج14/228 و ج23/ 116.
18. اللمعة فى فقه الصلوة, تقى الدين حسن بن على حلى (ت:647), امل الآمل, تحقيق: سيد احمد حسينى, ج2/72.
19. منظومه بى الف در رد قائلين به وجوب عينى نماز جمعه, سيد محمود بن عبدالعظيم موسوى, مقدمه مناهج المعارف, مقدمه از سيد احمد روضاتى, ص142.
20. منظومه در احكام نماز, فارسى, خطى, كتابخانه آيت الله العظمى نجفى.
21. منظومة الشك والسهو والخلل والجبران, محمد اسماعيل, ذريعه ج23/116.
22. منظومة فى الشكوك فى الصلوة, احمد بن صالح طعان بحرانى (م:1315), ذريعه ج1/ 481 و ج23/116.
23. منظومة فى الصلوات المندوبة, محمد كاظم بن محمد صادق كاشانى اصفهانى (م:1273) ذريعه ج1/483 و ج23/119.
24. منظومة فى صلوة الجماعة, عبدالهادى بن جواد همدانى, ذريعه ج23/119.
25. منظومة فى صلوة المسافر, عبدالهادى بغدادى نجفى همدانى, ذريعه ج23/ 119.
26. منظومة فى النجاسات المعفوة فى الصلوة, ابن عماد, خطى, كتابخانه آيت الله العظمى نجفى.
27. منظومه واجبات نماز, خطى, كتابخانه مسجد اعظم. زكات
28. ارجوزة فى الزكاة, محمد بن حسن حر عاملى (م:1104), ذريعه ج1/ 476 , ج23/113.
29. زكيات المسئلات, حسن نائنى, 2000 بيت, ذريعه ج12/ 45.
30. الغرر الغروية فى الاحكام الزكوية, مرتضى بن عباس كاشف الغطاء, ذريعه ج1/477 و ج16/41.
31. منظومة فى الزكاة, سيد محمد جواد عاملى صاحب (مفتاح الكرامة) (م: 1226), ذريعه ج1/ 476 و ج23/111. خمس
32. منظومة فى الخمس, سيد محمد جواد عاملى صاحب (مفتاح الكرامة) (م:1226), ذريعه ج1/ 472 و ج23/ 106. صوم
33. ارجوزة فى الصوم, محمد حسين بن محمد حسن اصفهانى (ت:1296), ذريعه ج1/ 484.
34. ارجوزة فى الصوم والاعتكاف, عباس بن حسن كاظمى, ذريعه ج1/ 484 , ج23/120.
35. منظومة فى الصوم, محمد تقى, تاريخ سرودن: 1280, ذريعه ج23/120. حج
36. مزيح الاحتياج فى حكم منسك المحاج, سيد على نقى بن حسن طباطبايى (م:1282), ذريعه ج1/470 و ج20/329 و ج23/103.
37. منظومة السامية فى الحجة الحسامية, باقر بن اسماعيل واعظ (م:1313), 1500 بيت, ذريعه ج23/ 113.
38. منظومة فى الحج, عباس بن حسن بن جعفر كاشف الغطاء (م:1321), بيش از 1000 بيت, ذريعه ج1/470 و ج23/103.
39. منظومة فى الحج, سيد زين العابدين بن محمد كاشانى حائرى (م:1375) ذريعه ج23/103. وقف
40. ارجوزة فى الوقف, سيد محمد على بن صدرالدين موسوى عاملى اصفهانى (م:1274), ذريعه ج1/ 505 و ج23/147. متاجر
41. منظومة فى الغناء وحرمتها, محمد هادى, ذريعه ج23/125. وصايا
42. اللؤلؤ المنثور, على اصغر بن على اكبر بروجردى (ت:1231), ذريعه ج18/386. نكاح
43. ارجوزة فى الرضاع, سيد محمد جواد عاملى, صاحب (مفتاح الكرامة) (م:1226), ذريعه ج1/ 475 و ج23/110.
44. ارجوزة فى الرضاع, سيد صدرالدين محمد بن صالح موسوى عاملى, (م:1263), ذريعه ج1/ 476.
45. ارجوزة فى الرضاع, محمد على بن محمد اعسم, (م:1233), ذريعه ج1/ 476.
46. ارجوزة فى النكاح والطلاق, سيد حسين بن محمد كاشانى حائرى, تاريخ سرودن:1339, ذريعه ج1/ 505.
47. تقريط الاسماع فى نظم مسائل الرضاع, سيد محمد صادق بن محمد باقر طباطبايى (م 1337), ذريعه ج4/387.
48. رسالة فى العقد للمحرمية, ابوالقاسم قمى, اتمام: 1217, ذريعه ج15/296.
49. عقد اللقاح فى آداب عقد النكاح, راضى بن محمد حسن تبريزى, تاريخ سرودن: 1358, ذريعه ج15/296.
50. كاشفة القناع, سيد محسن بن عبدالكريم امين عاملى, تاريخ سرودن: 1328, ذريعه ج17/243.
51. منظومة رضاعية, صدرالدين عاملى, خطى, كتابخانه مسجد اعظم.
52. منظومة فى الرضاع, سيد حسن محمود امين عاملى, ذريعه ج23/111. طلاق
53. احسن العدد فى مسائل العِدد, سيد محمد صادق بن سيد محمد باقر طباطبايى (م1337), ذريعه ج1/287.
54. ارجوزة فى العِدد, محمد على بن محمد اعسم نجفى, (م:1233), ذريعه ج1/ 486.
55. ارجوزة فى النكاح والطلاق, سيد حسين بن محمد كاشانى حائرى, تاريخ سرودن: 1339, ذريعه ج1/ 505. صيد و ذباحه
56. ارجوزة فى الصيد والذباحة, مشكور بن محمد جواد نجفى, (م1353), ذريعه ج1/ 484. اطعمه واشربه
57. ارجوزة فى الاطعمة والاشربة, محمد على بن محمد اعسم نجفى (م:1233), ذريعه ج1/ 462 و ج23/85.
58. ارجوزة فى الموائد, سيد كلب باقر هندى, تاريخ سرودن: 1326, ذريعه ج23/138.
59. منظومة فى الاطعمة والاشربة, سيد محمد باقر بن ابى القاسم (م1331), ذريعه ج23/85. ارث
60. ارجوزة فى الارث, سيد ابومحمد حسن بن على حسينى, ذريعه ج1/ 453 و ج23/139.
61. ارجوزة فى الارث, ابراهيم بن على عاملى, ذريعه ج1/ 452.
62. ارجوزة فى الارث, سيد محمد بن معزالدين حسينى قزوينى حلى, (م:1335), ذريعه ج1/ 455.
63. ارجوزة فى الارث, موسى بن امين شراره عاملى, (م:1304), ذريعه ج1/ 455.
64. ارجوزة فى الارث, محمد على بن محمد اعسم نجفى, (م:1233), ذريعه ج1/ 454.
65. ارجوزة فى الارث, سيد محمد على بن صدرالدين موسوى عاملى, (م:1274), ذريعه ج1/ 454.
66. ارجوزة فى الارث, سيد هاشم بن احمد موسوى احسائى, (م:1309), ذريعه ج1/ 455 و ج23/139.
67. ارجوزة فى الارث, ذريعه ج1/ 453.
68. ارجوزة فى الارث, عبدالهادى بن جواد بغدادى نجفى, (م:1333), ذريعه ج1/ 453.
69. ارجوزة فى الارث, سيد على بحرانى, (م حدود 1300), ذريعه ج1/ 454 و ج23/139.
70. ارجوزة فى الارث, عسكرى بن هداية الله مشهدى (م:1280), ذريعه ج1/ 454 و ج23/138.
71. ارجوزة فى ارث الزوجة من ثمن العقار بعد الاخذ بالخيار, سيد محمد باقر بن ابى القاسم طباطبايى (م:1331), ذريعه ج1/ 455 و ج23/71.
72. ارجوزة فى الفرائض, يحيى بن ابى بكر حنفى, كتابخانه آيت الله العظمى نجفى.
73. جناح الناهض الى تعلّم الفرائض, سيد محسن امين عاملى, ذريعه ج5/ 152.
74. خلاصة الابحاث فى مسائل الميراث, شيخ حر عاملى (م1104), ذريعه ج7/209.
75. الدّرّ الحيدرية, ذريعه ج8/97.
76. ذريعة الناهض الى تعلّم الفرائض, سيد ابوبكر بن عبدالرحمن حسينى حضرمى (م1341), ذريعه ج10/32.
77. الرائض فى الفرائض, تقى الدين حسن بن على حلّى (ت:647), امل الآمل, تحقيق: سيد احمد حسينى, ج2/72.
78. كاشفة الغوامض, احمد بن رجب بغدادى, اتمام: 1141, ذريعه ج17/242.
79. مثنوى فى الارث, فارسى, ذريعه ج19/112.
80. مثنوى فى الفرائض, ابن حسام, تاريخ سرودن 735, فارسى, ذريعه ج19/256.
81. منظومة فى الارث, محمد محمدى خوئى, 1122 بيت, تاريخ سرودن 1347, تاريخ نشر:1388.
82. منظومة فى الحبوة, سيد محمد صادق طباطبايى, ذريعه ج23/102.
83. منظومة فى حرمان الزوجة عن عين العقار, سيد محمد صادق طباطبايى, ذريعه ج23/103.
84. منظومة فى الفرائض, محسن بن شريف جواهرى (م1355), ذريعه ج23/125.
منظومة فى الفرائض, ابو اسحق ابراهيم بن ابى بكر, كشف الظنون ج2/582.
85. نظم اللئالى, جعفر على صاحب كسمندرى هندى, فارسى, ذريعه ج24/224.
86. منظومة فى المواريث, طبق مذهب زيديه, ذريعه ج23/139.
87. منظومة فى الميراث, اعظم نجفى, خطى, كتابخانه مسجد اعظم.
88. نبذة الفرائض, ملا على قزوينى خوينى (م حدود 1318), ذريعه ج24/36. ديات
89. ارجوزة فى الديات, محمد على بن محمد اعسم نجفى (م1233), ذريعه ج1/473.
90. ارجوزة فى الديات, احمد بن مصطفى خوئى قزوينى (م1307), ذريعه ج1/472 و ج23/107. ابواب مختلف5
91. ارجوزة فى شرح الدّرّة, سيد حسين بن رضا بن بحرالعلوم (م1306), شرح منظوم (الدرة النجفية), ذريعه ج1/479.
92. ارجوزة فى شرح الدّرّة, رضا گاپايگانى, شرح منظوم (الدرة النجفية) ذريعه ج1/479.
93. ارجوزة فى شرح الدّرّة, عباس بن حسن نجفى (م1322), شرح منظوم (الدرة النجفية) ذريعه ج1/480.
94. ارجوزة فى الصوم والخمس والزكاة والحج, عباس بن حسن كاشف الغطاء, ذريعه ج1/484.
95. ارجوزة فى العبادات, سيد معزالدين محمد مهدى بن حسن حسينى قزوينى حلى (م1300), بيش از 15000 بيت, ذريعه ج1/485 و ج23/122.
96. ارجوزة فى الفقه, عبدالحسين بن ابراهيم عاملى خيامى نباطى (ت:1279) 4000 بيت, ذريعه ج1/489 و ج23/128.
97. ارجوزة فى الفقه, حسين بن محمد بحرانى (م1216), ذريعه ج1/489 و ج23/127.
98. ارجوزة فى الفقه, على بن زين العابدين بارجينى يزدى حائرى (م حدود1324), ذريعه ج1/489 و ج23/128.
99. ارجوزة فى الفقه, على بن محمد موسوى بحرانى بلادى نجفى (م1302), ذريعه ج1/489.
100. ارجوزة فى الفقه, محمد تقى بن مير مؤمن قزوينى (م1270), ذريعه ج1/488.
101. ارجوزة فى الفقه, محمد تقى مدرس بن عبدالله سبزوارى مشهدى (م1280), ذريعه ج1/488.
102. ارجوزة فى الفقه والاصولين والموازين الشرعية, قطب الدين محمد ذهبى شيرازى, ذريعه ج1/490.
103. ارجوزة فى النكاح والطلاق والحج والزكاة, سيد محمد باقر بن ابى القاسم طباطبايى (م1331), ذريعه ج1/505.
104. بهجة الحاوى, ابوحفص عمر بن وردى, مصر, دار احياء التراث العربية, 1351, فقه عامه.
105. تتميم الدرّة المنظومة, سيد محمد باقر بن ابى القاسم طباطبايى حائرى (م1331), در ادامه (الدرة النجفيه), ذريعه ج3/341.
106. تقليد و طهارت, على بن حسين يزدى (ت: حدود 1295) فارسى, ذريعه ج4/389.
107. جنة المأوى, سيد محمد بن عبدالصمد حسينى اصفهانى (م1287), نزديك صد هزار بيت, ذريعه ج1/490, ج5/160, ج23/129.
108. الدرّة النجفية, سيد محمد مهدى بحرالعلوم (م1212).
در ميان منظومه هاى فقهى, معروفترين و پرشرح ترين آنها (الدرّة النجفية) است. لذا لازم دانستيم توضيح مختصرى درباره آن بياوريم.
اين كتاب به نامهاى ديگر نيز شهرت دارد: الدرّة البهية, الدرة المنظومة, الدرّة الغالية فى المسائل العالية و منظومة بحرالعلوم.
محمد على اعسم, شاگرد سيد بحرالعلوم, آن را در منظومه اى توصيف نموده كه آغاز آن اين گونه است:
درّة علم هى ما بين الدرر
فاتحة الكتاب ما بين السور
منظومه بحرالعلوم شامل بيش از دوهزار بيت در موضوع طهارت و نماز تا نماز طواف است. اگر چه محتواى آن فقه استدلالى نيست, ليكن گاه به دليل بعضى احكام نيز اشاره شده است.
چنانچه ناظم در مقدمه گويد آن را در سال 1205ق ـ هفت سال قبل از وفات ـ شروع به سرودن به بحر رجز نمود. با توجه به اينكه وى در اواخر عمر اقدام به سروده اش نمود, بعيد نيست تصميم به تكميل ابيات در ابواب بيشتر داشته, ليكن عمر او اجازه تكميل نداده است; خصوصاً با توجه به اينكه سيد موفق به اتمام كتاب صلوة نشد.
سيد بحرالعلوم جهت تدوين (الدرة النجفية) دقتهاى فراوان به كار بست و ابيات را پس از سرودن به شاگردانش جهت اصلاح و رفع لغزشهاى احتمالى مى داد. از جمله كسانى كه جهت اطمينان, اشعار را از نظر وى مى گذراند سيد صدرالدين (ت1193) است6 كه شايد تا آن زمان هنوز به سن بلوغ نرسيده بود.
ابعاد علمى, معنوى و دقت سيد سبب شد منظومه اش از همان آغاز مورد توجه علما, انديشمندان و محصلين حوزه هاى علميه قرار گرفته و تاكنون دهها شرح به نظم و نثر بر آن نگاشته شود: شروح منظوم:
* ارجوزة فى شرح الدرة, رضا گلپايگانى.
* ارجوزة فى شرح الدرة, عباس بن حسن نجفى.
* ارجوزة فى شرح الدرة, سيد حسين بن رضا بن بحرالعلوم.
* ارجوزة فى شرح الطهارة, سيد كلب باقر نقوى. شروح نثر:
* شرح الدرة النجفية, زين الدين گلپايگانى (م1289), خطى, كتابخانه آيت الله العظمى نجفى.
* شرح الدرة النجفية, سيد جمال الدين بن على موسوى (قرن13), خطى, كتابخانه آيت الله العظمى نجفى.
* فصوص فيروزجات خفية خاتم نكات شرح الدرة النجفية, على بن محمد جعفر شريعتمدار استرآبادى (م1315), خطى, كتابخانه آيت الله العظمى نجفى.
علاوه بر شروح فوق, شرحهاى ديگرى نيز بر (الدرة النجفية) نگاشته شده كه در ذريعه ج8 ص109 به بعد آمده است:
* خزائن الاحكام, آغا دربندى (م1285).
* شرح الدرّة, ابوتراب, معروف به ميرزا آقا قزوينى حائرى.
* كشف الاسرار الخفية, سيد ابوالقاسم بن احمد كاشانى نجفى.
* شرح محمد اسماعيل عقدايى يزدى (م1240).
* شرح محمد باقر بن محمد كرهرودى سلطان آبادى (م1315).
* شرح جواد طارمى زنجانى (م:1325).
* شرح يكى از معاصرين شيخ انصارى ره.
* شرح جواد بن على سبيتى عاملى.
* شرح ميرزا حسن يزدى.
* شرح راضى بن محمد خضر نجفى.
* شرح رضا گلپايگانى (م1280).
* شرح زين العابدين گلپايگانى.
* شرح محمد صادق بن محمد يزدى.
* مفاتيح الكلام يا مفتاح المفاتيح, صبغة الله كاظمى.
* شرح عبدالحسين بن جواد بغدادى (م1365).
* كشف الاسرار و رفع الاستار, عبدالرحيم كرمانشاهى (م1305).
* شرح سيد على بن ابراهيم عاملى (م1260).
* شرح سيد على بن محمد امين عاملى (م1249).
* كشف السترة, على خوينى.
* شرح سيد على خوانسارى (م1238).
* شرح محمد على بن محمد حسن اردكانى.
* شرح محمد على بن غانم.
* شرح محمد على بن نصير مدرس چهاردهى رشتى.
* شرح سيد محمد عصار.
* الفيروزجة الطوسية, محمد مشهدى (م1257). (خطى آن در كتابخانه آيت الله نجفى موجود است.)
* المواهب السنية فى شرح الدرة الغروية, سيد محمود بروجردى (م1300).
* ارشاد الانظار فى تتميم كشف الاسرار, هادى بن عبدالرحيم كرمانشاهى.
* شرح هادى بن عباس (م1361).
گذشته از شرحهاى فراوان بر (الدرة النجفية), شاعرانى اقدام به سرودن ابياتى در تكميل منظومه سيد نموده اند كه نشانه توجه فراوان به آن است:
ـ ارجوزة فى صلاة المسافر, عبدالهادى بن جواد همدانى.
ـ ارجوزة فى صلاة الجماعة, عبدالهادى بن جواد همدانى.
ـ ارجوزة فى صلاة المسافر والجماعة و مسائل الشكوك, على خوئى قزوينى.
ـ تتميم الدرّة المنظومة, سيد محمد باقر طباطبايى.
ـ فريدة اللئالى, عبدالغنى اهرى.
ــ منظومة فى تتميم الدّرّة البحر العلومية, منيرالدين بروجردى.
مرحوم بحرالعلوم در لابه لاى بيان احكام فقهى به مناسبت به بيان مطالب اخلاقى نيز گريز زده است. به عنوان نمونه تحت عنوان (القول فى الجنائز) مى گويد:
لاتنس ذكر هادم اللذات
ان لم تجئه فهو جاءٍ آت
مُت قبل موت فهو الحيوة
مااهون الموت على من ماتوا
واحسن الظن بربّ ذى المنن
فانه فى ظن عبده الحسن
109. الدرر البهية فى النظائر الفقهيه, محسن بن محمد سميع (قرن13), ذريعه ج1/489 و ج8/121.
110. الدرر التنظم, شيخ فضل الله نورى, (م1327ق) روزنامه جمهورى اسلامى, 1/11/1370.
111. الدرر المنضودة, محمد حسن مامقانى نجفى (م1351) 1000 بيت, ذريعه ج1/489 و ج8/137.
112. ضوء المرشد فى احكام النبى الامجد, سيد حسين حايرى كاشانى, اتمام: 1342.
113. عدّة الناسك فى قضاء المناسك, تقى الدين حسن بن على حلى (ت:647) امل الآمل, تحقيق: سيد احمد حسينى, ج2/72.
114. عقد الجواهر فى الاشباه والنظائر, تقى الدين حسن بن على حلى (ت:647) حدود 1200 بيت, امل الآمل, تحقيق: سيد احمد حسينى, ج2/72.
115. عقد الدرر فى قاعدة لاضرر, سيد محمد صادق بن محمد باقر طباطبايى (م1337) ذريعه, ج15/289.
116. فريدة الاحكام, فخرالدين نراقى كاشانى (م1325), تهران, مركز نشر كتاب, 1388.
117. فريدة اللئالى, عبدالغنى بن رضا اهرى تبريزى, در ادامه (الدرة النجفية), ذريعه ج16/223.
118. فقه منظوم, مير عبدالله, فارسى, فهرست نسخه هاى خطى فارسى, احمد منزوى, ج4/3031.
119. فقه منظوم, سيد محمد, فارسى, فهرست نسخه هاى خطى فارسى, احمد منزوى, ج4/3031.
120. فقه منظوم, خان بهادر محمد عبدالكريم, اردو, هند: حيدرآباد دكن, فقه عامه.
121. الفقهية المستطرفة, سيد محسن اعرجى كاظمى (م1227 يا 1240), با شرح و تعليقات از سيد عبدالحجه بلاغى (چاپ سنگى)
اين كتاب به نامهاى ديگر نيز شهرت دارد: الدرر البهية فى فقه الامامية, المستطرفة, منظومه فقهيه مستطرفه و الفيه فقهيه.
خود ناظم در مقدمه تصريح مى كند كه نام آن,(الفقهية المستطرفة) است:
سميتها الفقهية المستطرفة
توجب ضبطها مزيد المعرفة
ناظم از شاگردان برجسته مرحوم سيد بحرالعلوم و از مجتهدين و زهاد طراز اول عصر خود محسوب مى شد. گويا وى از سى سالگى به فكر تحصيل علم برآمد و تحصيل دانش را از آن سن آغاز نمود.7
اين منظومه شامل هزار و سه بيت و تمام ابواب فقه را دربر گرفته است.
شيوه طرح مباحث به گونه اشباه و نظائر است; بدين معنى كه مسائل ابواب مختلف در صورتى كه شباهتى ميان آنها باشد در يك جا جمع مى گردند و نويسنده يا ناظم خود را ملزم به آوردن مباحث يك باب نمى كند. اگرچه در فقه در عمل كمتر پيش مى آيد نويسنده از يك باب خارج شود.
اين منظومه شباهت فراوانى به (نزهة الناظر فى الجمع بين الاشتباه والنظائر), تأليف شيخ نجيب الدين يحيى بن سعيد حلى دارد; به گونه اى كه برخى تصور كرده اند مرحوم سيد محسن اعرجى همان (نزهة الناظر) را به نظم درآورده است, ليكن مقايسه بيشتر ميان آنها نشان مى دهد چنين پندارى درست نيست. مثلاً در (نزهة الناظر) موارد ثبوت خيار 11 مورد, زنانى كه ازدواج با آنان مكروه است 26 مورد و عبدهايى كه بدون اجراى صيغه آزاد مى شوند 24 مورد ذكر كرده است, اما در كتاب (الفقهية المستطرفة) آنها را به ترتيب 14, 20 و 18 مورد شمرده است.
122. القصيدة المزدوجة, ابو محمد عبدالرحمن بن حسن قاسانى (معاصر شيخ مفيد ـ ره ـ) ذريعه ج17/129.
123. قواعد الشرع فى نظم كتاب الوضع, سعيد بن خلف خروصى, اتمام: 1401, وزارة التراث القومى والثقافة, 1403, فقه عامه.
124. لئالى الفقهاء, عبدالحسين وكيلى قمى, اتمام: 1362ق. قم, 1372ق.
125. اللئالى الناظمة فى الاحكام اللازمة, سيد محمد بن هاشم هندى (م1323) ذريعه ج1/490 و ج18/266.
126. لؤلؤ الاحكام, على استرآبادى, اتمام: 1268. ذريعه ج23/128.
127. مثنوى فى آداب الصلوة, احتمالاً از فريدالدين عطار نيشابورى, فارسى, ذريعه ج19/105 و فهرست نسخه هاى خطى فارسى, ج4/3029.
128. مغنى الفقيه فى الفقه البنيه, سيد محمد حسين رضوى كاشانى (ت: 1291), كاشان, 1373ق.
129. المقياس, ملاهادى سبزوارى (م1289), ذريعه ج22/126.
130. المنظومة الفريدة, سيد هاشم بن احمد حسينى حلّى (م1341), ذريعه ج23/121.
131. منظومه فقهيه, سيد محمد علوى بروجردى (م1362ق), مجله نور علم ش54 ص32.
132. منظومه فقهيه, محمد على بن حسين اعسم, نجف, 1349.
133. منظومة فى آداب الشريعة والحكم المرعية فى الشريعة, سيد جعفر بن حسين موسوى خوانسارى معروف به مير ابوالقاسم (م1158), ذريعه ج23/58.
اين منظومه شامل فقه و بعضى مباحث ديگر است كه حرف الف در آن به كار نرفته و آن از شاهكارهاى ادبى محسوب مى شود.
مرحوم آقا بزرگ در ذريعه تعداد ابيات آن را نزديك به سه هزار بيت ثبت كرده است, ليكن اين منظومه همراه با كتاب مبانى الاصول تأليف ميرزا هاشم چهارسوقى در سال 1317ق به چاپ رسيده كه 890 بيت دارد و نسخه خطى آن در كتابخانه آيت الله العظمى نجفى تحت عنوان (القصيدة الميمية الخالية من الالف) داراى حدود 650 بيت است. نسخه خطى ديگر آن در كتابخانه آيت الله العظمى گلپايگانى به نام (منظومه بى الف) موجود است كه موفق به شمارش ابيات آن نشدم.
مرحوم آيت الله سيد محمد حسن خوانسارى كه از نوادگان ناظم است با چند بيت بى الف, منظومه فوق را اين گونه توصيف كرده است:
حبيبى لو لم تصطبر عند شدة
عليك بخوض فى مقول كمنعم
وكن عند خوض فى وصيفى بصيرة
بحق عظيم حق جد مكرّم
فقد جدّ جدى فى خلوّ مقوله
ومنظومه من كل حرف مقدّم
فخلّده ربى رضى فى نعيمه
وحصّنه من شرّ يوم عرمرم8
جمعى از نوادگان مرحوم مير ابوالقاسم روش جد خود را دنبال كرده اند از جمله:
الف ـ محمد باقر خوانسارى اصفهانى (م1313) صاحب (روضات الجنات), در آغاز كتابش به نام (درر النظيم فى رسم تحية وتسليم) خطبه اى خالى از نقطه و ديباچه اى بدون الف نگاشته است.9
ب ـ آقا سيد ابوالقاسم رياضى خوانسارى منظومه اى فارسى بى الف سروده است.10
ج ـ سيد محمد حسن خوانسارى برادر بزرگتر مرحوم آيت الله سيد احمد خوانسارى داراى منظومه هاى بى الف است.
د ـ ميرزا زين العابدين خوانسارى, خطبه هاى بى الف و نقطه دارد.
هـ ـ سيد محمود موسوى در رد قائلين به وجوب عينى نماز جمعه منظومه اى بدون الف به عربى نگاشته است.11
134. منظومة فى تتميم الدّرّة البحر العلومية, منيرالدين بروجردى, ذريعه ج23/91.
135. منظومة فى حرز النجاة فى نظم الواجبات, ذريعه ج23/104.
136. منظومة فى العبادات, محمود كرمانشاهى, ذريعه ج23/122.
منظومة فى العبادات, محمد صالح جزائرى, كشف الظنون ج2/582
137. منظومة فى الفقه, عبدالغنى قراچه داغى, ذريعه ج23/128.
138. منظومة فى الفقه, على مظفر نجفى, ذريعه ج23/128.
139. منظومة فى الفقه, محمد تقى قزوينى, ذريعه ج23/126.
140. منظومة فى الفقه, سيد محمد تقى قزوينى, ذريعه ج23/126.
141. منظومة فى الفقه, محسن بن سميع, ذريعه ج23/128.
142. منظومة فى الفقه, محمد تقى مدرس مشهدى (م1280), ذريعه ج23/126.
143. منظومة فى الفقه, سيد محمد جواد حسينى عاملى, صاحب (مفتاح الكرامة) (م1226), ذريعه ج23/127.
144. منظومة فى الفقه, محمدرضا واعظ همدانى, ذريعه ج23/128.
145. منظومة فى الفقه, طحان, كشف الظنون ج2/583.
146. منظومة فى الفقه, مفيد بن محمد نبى شيرازى, فارسى, كشف الظنون ج2/583.
147. منظومة فى الفقه, صالح بن محمد غزى تمرتاشى (م1055), كشف الظنون ج2/583.
148. منظومة فى الفقه, محمد بن حسن كواكبى حلبى (م1096), كشف الظنون ج2/583.
149. منظومة فى الفقه والاصول والموازين الشرعية, سيد على بن محمد قطب, ذريعه ج23/129.
150. منظومة الواجبات يا درّ غلطان از براى مؤمنان, محمد جواد دارابى شيرازى (ت:1309) چاپ: 1351ش.
ناظم, اين منظومه را براى تعليم واجبات به كودكى هشت ساله به زبان فارسى و ساده سروده است.
151. منظومه كلامى و فقهى, حافظى, فارسى, خطى, فهرست كتابخانه مركزى دانشگاه تهران, شماره 1927.
152. نبراس الهدى, ملا هادى سبزوارى, بيش از 1000 بيت, ذريعه ج24/39.
153. النخبة فى الحكمة العملية والاحكام الشرعية, فيض كاشانى, 3000 بيت, اتمام:1050, ذريعه ج24/97.
154. نظم اللئالى, محمد بن احمد لاهيجانى گيلانى حسينى, اتمام 1103, فارسى, ذريعه ج24/226. نظم متون نثر
155. ارجوزة الاثنى عشرية فى الصلوة, عبدالله بن صالح سماهيجى (م1135) نظم (الاثنى عشرية الصلاتية) تأليف شيخ بهايى ذريعه ج1/451 و ج23/144.
156. ارجوزة فى الارث, جعفر شرف الدين بن محمد باقر تسترى (م1335), نظم (المختصر النافع), ذريعه ج1/453 و ج23/71.
157. ارجوزة فى الوضوء, ابوالمعالى بن محمد ابراهيم كلباسى (م1315), نظم (شرح الكفاية) ذريعه ج1/505 و ج23/146.
158. التدريب نظم غاية التدريب, عمر يطى, فقه عامه, مصر, دار احياء التراث العربى, 1351.
159. التحفة القوامية فى فقه الامامية, قوام الدين محمد بن محمد مهدى حسينى (م حدود 1150) 4793 بيت, نظم (اللمعة الدمشقية) ذريعه ج3/462, خطى, كتابخانه آيت الله نجفى.
160. التيسير نظم متن التحرير, عمريطى, فقه عامه, مصر: دار احياء الكتب العربية, 1351.
161. الجمانة البهية فى نظم الالفية الشهيدية, تاج الدين حسن بن راشد حلى, تاريخ سرودن: 825 ذريعه ج5/132.
162. الجوهرة فى نظم التبصرة, تقى الدين حسن بن على حلى (ت:647), نظم تبصره علامه, ذريعه ج1/488 و ج5/292.
163. الدرة الصفية فى نظم الالفية الشهيدية, نورالدين على بن عبدالصمد حارثى همدانى, ذريعه ج8/100.
164. درر الاقوال فى فقه سيدنا محمد وآله الاطهار, محسن بن محمد رفيع رشتى, اتمام: 1278. نظم شرح لمعه شهيد ثانى, خطى, كتابخانه آيت الله العظمى نجفى.
165. السرائر المستبصرة فى نظم التبصرة, سيد حسن بن مرتضى طباطبايى يزدى (م بعد 1310) بيش از ده هزار بيت, ذريعه ج1/488 و ج12/155.
166. فتح الاكمام عن الورد البسّام فى رياض الاحكام, سيف بن حمد اغبرى, اتمام: 1364ق. فقه عامه, نظم (ورد البسام) تأليف عبدالعزيز مغربى.
167. لوح القلم, چاپ: 1382, نظم مسائل مهم (العروة الوثقى).
168. مثنوى شرايع الاسلام, فارسى, ذريعه ج19/223.
169. منتخب الاحكام, قوام الدين سيفى قزوينى, نظم (اللمعة الدمشقية), ذريعه ج22/369.
170. نخبة الاحكام, على شريعتمدار استرآبادى, نظم (اللمعة الدمشقية), ج24/92.
171. نظم الفية الشهيد, محمد بن سليمان تنكابنى (م قبل از 1320), ذريعه ج1/483 و ج24/199.
172. نظم الفية الشهيد, حسن بن راشد حلى, اتمام: 825, ذريعه ج24/198.
173. نظم الفية الشهيد, على بن احمد آل عبدالجبار قطيفى, ذريعه ج24/198.
174. نظم الفيه شهيد, محمد بن حسن طباطبايى, فارسى, ذريعه ج24/199.
175. نظم تبصرة المتعلمين, عباسعلى زنجانى (م1344) 3000 بيت, خطى, كتابخانه آيت الله العظمى نجفى.پاورقي: 1. ر.ك: دانش مسلمين, محمد رضا حكيمى, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, ص185. 2. منظومة فى الارث, احمد محمدى خويى, 1388, ص18. 3. المعجم المفصل فى علم العروض والقافية وفنون الشعر, اميل بديع يعقوب, بيروت, دارالكتب العلمية, 1411, ص87. 4. المعجم المفصل فى اللغة والادب, ميشال عاصى واميل بديع يعقوب, بيروت, دارالعلم للملايين, چاپ اول, 1987م, ص297. 5. برخى از كتابهايى كه در اين قسمت معرفى مى شوند درباره تمام ابواب فقه مى باشند و برخى تنها مربوط به دو يا چند باب. اما نويسنده به بيشتر موارد معرفى شده دسترسى نداشتم و چه بسا تنها يك باب در آنها به نظم كشيده شده باشد. 6. تاريخ بروجرد, غلامرضا مولانا, ج2, ص213. 7. همان, ص216. 8. مقدمه مناهج المعارف, مير ابوالقاسم جعفر موسوى خوانسارى, مقدمه از مير سيد احمد روضاتى, ص142. 9. متن كامل خطبه و ديباچه مزيور در مقدمه كتاب (النهرية), تأليف محمد باقر خوانسارى, چاپ سال 1337ش صفحه 12و13 آمده است. مقدمه از سيد احمد روضاتى. 10. قسمتى از ابيات آن در مقدمه كتاب مناهج المعارف, ص 139 آمده است. 11. ر.ك: مقدمه كتاب مناهج المعارف, ص105 و142.
توضيحى بر مقاله
(نقدى بر ترجمه و راهنماى مبادى العربيه) سردبير محترم مجلّه وزين آينه پژوهش
با عرض سلام و با كمال احترام
در شماره اوّل سال هفتم آن مجلّه, صفحه 51, آقاى سيّد حسن فاطمى ـ سلّمه الله تعالى ـ نقدى بر جلد سوم مبادئ العربيّه, ترجمه اين جانب (قسمت پاسخ به تمرينات) مرقوم فرموده بودند كه از ايشان بسيار سپاسگزارم; زيرا اصولاً طرحِ وجودِ يك كتاب در مجلّه اى همچون مجلّه آينه پژوهش, خود جاى سپاسگزارى دارد. امّا ناقد محترم اگر كمى توجّه مى فرمودند و تفحّص مى نمودند, پى مى بردند كه معلّم رشيد الشّرتونى, مؤلف كتاب, براى هريك از مجلّدات كتاب مبادى العربيّه خود كتاب معلّمى نوشته است و بنده تنها ترجمانِ اين كتاب بوده ام و از خود اختيارى نداشته ام و همه ايرادهايى كه ناقد محترم در ضمن مقاله مفصّل خود به اين بنده گرفته اند, متوجّه مؤلّف كتاب است. براى اينكه سردبير محترم مجلّه آينه پژوهش و ناقد محترم به اين حقيقت واقف شوند و خوانندگان مجلّه را نيز مستحضر دارند, زيراكس كامل كتاب معلّم (جلد سوم) را به پيوست خدمتتان ارسال مى دارم.
امّا در اينجا متوجه نكته اى شدم كه خالى از ظرافت نيست; و آن اين است كه بنده شنيده بودم كه (بعضى از) عربها زبان نفهم هستند, ولى تا اين حد نمى دانستم كه عربى خودش صاحبِ تأليفى مانند مبادئ العربيّه باشد (كه محاسن آن را ناقد محترم خود تذكّر داده اند) و خودش هم سؤالاتى را مطرح كرده باشد (بر مبناى قواعدى كه خود طرح كرده است), آنگاه خودش جوابهاى غلط داده باشد! يعنى زبان نفهمى تا اين حد هم مى شود؟! آن هم در مورد زبان خودش! جَلّ الخالِق. شايد هم عربيِ آنها با ما فرق داشته باشد! در هر حال پاسخهايى كه بنده به اين سؤالات داده ام, ترجمه پاسخهايى است كه مؤلّف داده است و در اين ميان بنده ترجمانى بيش نبوده ام. وَاللّهُ يَعصِمُنا مِن الخطأِ والزَّلَل, بمنّه وكَرَمِه. با تقديم احترام و ارادت
محمّد جواد شريعت
اخبار
درگذشتگاندرگذشت دانشمند معظم سيد رضا برقعى
دانشمند معظم سيد رضا برقعى در اول محرم 1346 هجرى قمرى مطابق با 1303 هجرى شمسى در قم چشم به جهان گشود. نَسب وى به حضرت موسى مبرقَعَ از فرزندانِ امام جواد هفتمين امام شيعيان برمى گردد. مرحوم برقعى پس از دوره ابتدايى در سال 1320 براى ادامه دروس حوزوى وارد مدرسه فيضيه شد و از محضر حضرت آيت الله العظمى بروجردى و امام خمينى(ره) استفاده كرد. وى تفسير قرآن را از مرحوم آيت الله حاج ميرزا ابوالفضل زاهدى فراگرفت و علاقه عجيبى به مرحوم حضرت آيت الله سيد صدرالدين صدر داشت.
پس از آن براى تكميل دروس حوزوى به نجف اشرف رفت و مدت پنج سال در آنجا به تحصيل پرداخته و از اساتيد معظمى چون حضرات آيات عظام سيد يحيى يزدى و سيد احمد يزدى بهره هاى فراوان برد. او سپس به ايران بازگشت. در آن زمان مهمترين مسأله اجتماعى مطرح, آينده جوانان و نوجوانان ايران بود. رژيم پهلوى پس از كودتاى آمريكايى 28 مرداد ديگر مانعى بر سر راه خود براى گسترش فرهنگ بى بند و بارى و لااباليگرى نمى ديد و از طرف ديگر دريافته بود كه مى بايد مانند زمانِ رضاخان با مذهب و ظواهر آن مبارزه كند. از سال 1340 و با روى كار آمدن دمكراتها در آمريكا سياستهاى استعمارى در ايران حالت جديد و عميقى به خود گرفت كه همكارى آنان در تهيه كتب درسى براى نونهالان و نوجوانان ايرانى از سياستهاى استعمار نو در ايران بود. در آن زمان بتدريج نفوذ فرقه هاى ضاله, همچون بهائيت, در دستگاه آموزش و پرورش كشور نُضج مى گرفت و نقش اسلام و تشيع در كتابهاى تعليمات دينى و تاريخ و جغرافيا و ادب فارسى كمرنگ مى شد. براى مقابله با چنين توطئه هايى دو كار لازم بود: مقابله علنى و مستقيم علما و دلسوزان جامعه كه در سخنرانيها و موضع گيريهاى حضرت امام امت(ره) و ديگر مراجع و روحانيون با سابقه منعكس گرديده است; و كار دوم نفوذ در مجامع و جلسات تدوين و تأليف كتب درسى بود كه از اين طريق بتوان تا آنجا كه ميسور است در معرفى اسلام ناب محمدى و تعاليم حيات بخش آن كوشيد.
مرحوم سيد رضا برقعى براى تحقق اهداف اسلامى خود راه دوم را برگزيد و آگاهانه به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد و با تلاش بسيار به همراهى و پايمردى رفيق شفيق خويش, مرحوم شهيد استاد دكتر محمد جواد باهنر, توانست به سازمان تدوين و تأليف كتب درسى راه يافته و تأليف كتب تعليمات دينى دوره دبستان, راهنمايى و دبيرستان را مطابق با روشهاى جديد تعليم و تربيت و همراه با محتوايى كاملاً اسلامى و اصيل به عهده بگيرد. وى در اين راه مرارتها و زحمات بسيارى را متقبل شده; اما نتيجه كار درخشان بود. بدون شك يكى از عواملى كه مردم مسلمانِ ايران را نسبت به اسلام حقيقى رهنمون گشته و ظلم و فجايع رژيم وابسته را روشن مى ساخت, مجموعه اى از كتب تعليمات دينى مدارس در آن زمان بود كه نقش عظيمى در بيدارسازى وجدان كودكان و نوجوانان اين كشور داشت. آنانى كه در آستانه انقلاب تحت رهبرى امام بزرگوار و روحانيت معظم توانستند اساسِ ظلم دوهزار وپانصد ساله شاهنشاهى را برافكنند و نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران را به پا دارند, همان دانش آموزانى بودند كه در سالهاى قبل اينچنين با اسلام و ارزشهاى آن آشنا گشته بودند.
در كنار خدمات مرحوم برقعى در تأليف كتب درسى, وى به همراهى شهيد دكتر باهنر و استاد دكتر على گلزاده غفورى براى جبران كمبود كتب اسلامى به زبان ساده و براى استفاده عموم در آن دوران اقدام به تأسيس دفتر نشر فرهنگ اسلامى نمودند. اين مركز مقدس به لحاظ نيت خالص و پاك مؤسسان آن از زمان تأسيس در سال 1352 تاكنون توانسته است در اشاعه و گسترش علوم اسلامى, مانند اصول, فقه, حديث, علوم قرآنى, تاريخ اسلام, زندگينامه امامان بزرگوار, داستانهاى قرآن و دهها رشته ديگر اسلامى در ميان طبقات مختلف و اقشار متفاوت جامعه سهم بسزايى داشته باشد.
دفتر نشر فرهنگ اسلامى از بدو پيدايش تاكنون با چاپ بيش از هفتصد عنوان كتاب بدون ترديد بزرگترين ناشر كشور از لحاظ چاپ كتب اسلامى است. به همت مرحوم برقعى انتشار كتاب براى كودكان و گروههاى سنى متفاوت در اين مركز از ابتدا با اهميت تلقى شد و كتب متعدد راجع به آموزش قرآن براى خردسالان, آشنايى با زندگانى حضرت رسول اكرم, ائمه بزرگوار, بزرگان دين, تاريخ ايران, داستانهايِ علمى و سودمند و… در اين مركز با تيراژهاى ميليونى چاپ و در اختيار نونهالان قرار گرفته است.
وى داراى تأليفات متعددى است. علاوه بر كتب درسى, او روش جديدى براى آموزش قرآن به كودكان ابداع نمود كه تحت عنوان (خودآموز قرآن مجيد) تاكنون تعداد 000/690/4 نسخه از آن چاپ شده است. اين كتاب و راهنماى تعليم آن تاكنون به زبانهاى مختلف از جمله عربى, انگليسى, روسى و اردو چاپ شده است. كتب ديگر آن مرحوم عبارتند از: تعاليم قرآن مجيد (به زبانهاى فارسى, انگليسى, اردو, فرانسه), اسلام مذهب رسميِ ما, اصول دين و احكام براى خانواده, احكام دين, خداشناسى, راهنماى معلم براى تعليم قرآن مجيد (انگليسى, فارسى و عربى).
فعاليتهاى اجتماعى آن مرحوم فراگير و گسترده بود. در تأسيس بنياد ارشاد و رفاه حضرت امام صادق كه پيگير برخى از فعاليتهايِ خداپسندانه, از جمله احداث زائرسرا براى زائرين حرم مطهر حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ مى باشد, نقش عمده اى را ايفا نمود. براى خودكفايى در امور پزشكى اقدام به تأسيس دهكده تندرستى حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ در نزديكى تنكابن نمود و در هيئت امناء مجموعه فرهنگى اسلامى حضرت رضا(ع) در شميرانات عضويت داشت.
وى در اوائل ارديبهشت 1375 بدرود حيات گفت. خدايش رحمت كند او را و با اجداد طاهرينش محشور.فرهنگىبرگزارى سمينار كلام جديد
نخستين نشست بررسى ماهيت كلام جديد و فلسفه دين با شركت جمعى از علماى حوزه علميه قم و استادان دانشگاه در نيمه دوم ارديبهشت ماه در دارالشفاء قم برگزار شد. در اين نشست اساتيد حوزه, حضرات آيات: مشكينى, جوادى آملى, امينى و استادى و جمع كثيرى از علما و فضلاى حوزه و دانشگاه شركت كردند.
آيت اللّه رضا استادى مدير اجرايى حوزه علميه قم در آغاز اين نشست طى سخنانى اظهار داشت: يكى از دلايل برجستگى حوزه در گذشته, توجه اعاظم آن زمان در پاسخگويى به شبهات است كه هر كدام به تناسب زمان خود به شبهات دشمنان پاسخ داده اند و همواره در كنار فقه و مبانى آن, مسائل كلامى نيز مطرح بوده است.
وى گفت: اگر حوزه بخواهد اين عقب ماندگى را جبران كند و حداقل همپاى زمان جلو برود, اولين كار جمع آورى و منتقل كردن كليه شبهاتى است كه به طور كلى مطرح است و يك عده متشكل از 50 نفر از علما و فضلاى سرشناس فلسفه كه مورد قبول حوزه و دانشگاه باشند, با توصيه مراجع و مقام معظم رهبرى, روى آن به طور جدى كار كنند و به جوابهاى منطقى و علمى به مفهومى برسند تا مديريت بتواند اين جوابها را در سطوح مختلف در كتب درسى درج نمايد. آيت اللّه استادى افزود: سالهاست كه مى شنويم شبهاتى وجود دارد, ولى اينها به حوزه منتقل نشده است و كمتر كسى از آنها اطلاع دارد, لذا تا ما جوابهاى پخته, معقول و علمى نداشته باشيم. كارى از مديريت ساخته نيست و برگزارى هر از چندگاه اين جلسات نيز براى رسيدن به هدف, توفيقى ندارد. وى در پايان سخنان خود خاطرنشان كرد كه حوزه بايد كلامى بشود و هر روز داراى جلسه باشد.
آيت اللّه جوادى آملى نيز در پايان نشست طى سخنانى به تشريح علم كلام, معيار جديد بودن, قلمرو وظيفه كلام و رسالت حوزه در اين خصوص پرداخت. روز جهانى كتاب
پطروس غالى دبير كل سازمان ملل متحد به مناسبت روز جهانى كتاب (چهارم ارديبهشت) طى پيامى گفت: اين روز نشانه حمايت سازمان ملل از آزادى تفكر و نشر اطلاعات است. پطروس غالى افزود: همان گونه كه ما اهميت كتاب را براى پيشرفت جوامع ارج مى نهيم, به همان نسبت بايد به تلاش براى احترام به قوانين حق تأليف نيز ادامه دهيم. غالى خاطرنشان كرد كه جامعه اى كه براى كتاب ارزش قائل است و به راستى به آزادى عقيده بها مى دهد, نبايد خود را درگير سانسور كند. وزارت ارشاد و ناشران
مهندس برازش, معاون امور فرهنگى وزارت ارشاد, گفت: در سال جارى يك وام 20 ميليارد ريالى از سوى بانك رفاه كارگران در نظر گرفته شده كه به ناشرين و دست اندركاران نشر كتاب پرداخت خواهد شد.
مهندس برازش افزود: اين ميزان وام علاوه بر وام تبصره 3 است كه همه ساله به ناشرين پرداخت مى شود و كارمزد آن 18درصد است كه 10درصد آن را وزارت ارشاد به عنوان يارانه و 8درصد بقيه را ناشر پرداخت خواهد كرد.
وى در ادامه از كليه ناشرين و حتى ناشرينى كه حواله وام سال گذشته را دارند و كتابشان از گردونه انتشار خارج نشده است, خواست تا نسبت به دريافت وام جديد اقدام كنند.
معاون فرهنگى وزارت ارشاد با اعلام اين مطلب كه امسال, از نظر تسهيلات و خدمات چاپ و نشر, وضع خوبى خواهيم داشت, افزود: مواد اوليه (زينگ و كاغذ) در حد وفور موجود است و ناشرين مى توانند در مدت كمتر از 24 ساعت با مراجعه به ادارات كل, حواله اقلام مورد نياز خود را بگيرند.
وى همچنين خاطرنشان ساخت: در حال حاضر مجوز قبل از چاپ كتاب 15 روزه و اعلام وصول كتابهايى كه مجوز قبل از چاپ دارند 48 ساعته داده مى شود.
برازش در پايان گفت: در صورت تصويب هيات دولت ناشرين از قانون داشتن يك مكان تجارى براى فعاليت انتشاراتى مستثنى مى شوند. گزارشى از نهمين نمايشگاه بين المللى كتاب تهران
نهمين نمايشگاه بين المللى كتاب تهران از 19 تا 28 ارديبهشت ماه, ميزبان علاقه مندان كتاب بود. در اين نمايشگاه 1340 ناشر داخلى با 30 هزار عنوان كتاب و 370 ناشر خارجى با 42 هزار عنوان شركت داشتند.
آنچه در نمايشگاه امسال جلب توجه مى كرد, ارائه تعداد اندكى از عناوين كتابهاى تازه از سوى ناشران داخلى بود كه معمولاً به عنوان كتابهاى تازه انتشار يافته در نمايشگاه عرضه مى شد. ناشران در اين زمينه علاوه بر ركود كلى بازار نشر كتاب و بهاى كاغذ و غيره, به معضل بزرگ مميزى كتاب اشاره داشتند. بسيارى از ناشران پركار و معتبر عناوينى از كتابهاى تازه خود را متذكر مى شدند كه مى توانست در نمايشگاه امسال عرضه شود, اما يا در انتظار مجوز مميزى در وزارت ارشاد مانده اند و يا به دليل بهانه هاى شگفت انگيزى كه در خصوص حذف و تعديل بخشهايى از كتابهاى چاپ شده صادر شده, در چاپخانه خاك مى خورند.
معضل ديگر نمايشگاه امسال, رونق نه چندان خريد كتاب در بخش داخلى بود. بى ترديد فقدان عناوين تازه, گرانى كتاب و ناتوانى خريداران از جمله عوامل اين وضعيت بود, اما ناشران علاوه بر اين, عدم توزيع به موقع بن هاى كتاب را از دلايل عدم رونق بازار كتاب امسال برمى شمردند. به قول ناشران, توزيع بن كتاب در موقع مناسب ميان دانشجويان و اعضاى هيأت علمى, يك گشايش اعتبار از سوى دولت بود كه هم تا حدودى به نياز دانشجويان به كتاب پاسخ مى داد و هم سبب رونق گرفتن نسبى بازار كتاب مى شد.
نمايشگاه كتاب امسال نيز همچون سالهاى گذشته, يك اجتماع كم نظير پديدآورندگان و خوانندگان كتاب در كشور بود. حركت از مقابل غرفه هاى مختلف فروش كتاب, تصوير نمادينى از همزيستى گرايشات فكرى متنوع و سليقه هاى مختلف را به ذهن متبادر مى كرد. احساس دل انگيز شرايطى كه تنازع و مناقشه, حداقل در حيطه اهل كتاب, جز با زبان منطق و استدلال جريان نمى يابد. اما البته چنين تصويرى, گاه از سوى دولت و گاه از سوى گروههاى فشار مخدوش مى گرديد. از موارد نوع اول مى توان به اعمال فشار به پاره اى از ناشران براى جمع آورى عناوينى از كتابهاى خود كه قبلاً مجوز چاپ و توزيع دريافت كرده بودند اشاره كرد و از موارد نوع دوم, حضور افرادى در محوطه نمايشگاه بود كه با سردادن شعارهاى تند, فضاى پرجنب وجوش نمايشگاه را تحت تأثير قرار مى داد. معرّفى كتابداران نمونه روستايى
به مناسبت هفته جهاد سازندگى, كتابداران نمونه روستايى كشور طى مراسمى معرفى و مورد تشويق قرار گرفتند.
به گزارش روابط عمومى كتابخانه هاى عمومى كشور در اين مراسم آقاى معين فر, از كتابدارانى كه از روستاهاى استانهاى خراسان, زنجان, لرستان, فارس و قزوين معرفى گرديدند, گفت: كتابخانه هاى روستايى به عنوان تنها مراكز فرهنگى روستايى مى باشند و بايد مورد توجه خاص قرار گيرند. وى از اين مراكز به عنوان يك مركز اطلاع رسانى روستايى ياد كرد.
وى در رابطه با برنامه هاى در دست اقدام دبيرخانه هيات امناى كتابخانه هاى عمومى كشور جهت كتابخانه هاى روستايى به ارسال 200 هزار جلد كتاب بر اساس نياز روستاييان در آينده نزديك و تصميم اخير هيات امناى كتابخانه هاى عمومى كشور مبنى بر تصويب 500 ميليون ريال اعتبار جهت تجهيز كتابخانه هاى روستايى اشاره نمود و در پايان افزود: با هماهنگى وزارت جهاد سازندگى نسبت به ترميم و مرمت كتابخانه هاى روستايى در سال جارى اقدام لازم صورت خواهد گرفت.
در ادامه اين مراسم آقاى محمد تقى شكرى مدير كتابخانه هاى روستايى كشور ضمن ارائه آمارى از وضعيت كتابخانه هاى روستايى اظهار داشت: در حال حاضر 2000 واحد كتابخانه هاى روستايى وجود دارد. تعداد مراجعين روزانه به اين كتابخانه ها 53000 نفر است كه تعداد كتب موجود اين كتابخانه ها نيز دو ميليون و سيصد هزار جلد است.
مرآة التحقيق
منهج كتابة التأريخ عند المسعودي
أبوالفضل الشكوري
لقد تناولت المقالة التى بين يديك ـ وبعد عرض مختصر عن حياة أبى الحسن بن مسعود, مؤلّف كتاب مروج الذهب ـ اُسلوبه فى كتابة التأريخ, وبيّنت مايمتازبه من خصائص. وهذه المقالة عبارة عن ترجمة وتلخيص لكتاب منهج المسعودى فى كتابة التأريخ, تأليف الدكتور سليمان مديد سوبكت.
وقف الكتاب فى الفترة الصفوية
محمّدباقر سجادى
فى المقالة التالية بعد أن تم استعراض ماعليه وقف الكتاب من وضع فى فترة الصفويين تطرّق الكاتب إلى مدرسة الجنائن الأربع [ةهار باغ] فى إصفهان ومكتبتها ووثيقة وقف مكتبة تلك المدرسة التى رتّبها الملك حسين الصفوي.
الشعوبية وضدّها فى المؤلّفات الاسلامية
رسول جعفريان
اختصت المقالة التالية ببلوغرافيا ما ألّف حول الشعوبية, فقد تم التعريف الاجمالى للكتب المدافعة عن الشعوبية أو المضادة لها.
أربعة وثمانون كتاباً و رسالة حول الشعوبية قام المؤلّف بتعريفها فى هذا الكتاب, وبعض هذه الكتب غير موجود وبعضها متوفّر; ولذا فقد تطرّق إليها الكاتب باختصار.
جولة فى مقدمة الاستاذ الآشتيانى لترجمة وشرح المثنوى لنيكلسون
على رضا ذكاوتى قراگزلو
لأول مرة وبعد عدّة سنين تمّت ترجمة كتاب شرح المثنوى لنيكلسون ـ والتى كانت بقلم السيد حسن اللاهوتى ـ الى الفارسية.
وهذه الترجمة التى قام بها السيد اللاهوتى قدّم لها السيد جلال الدين الآشتيانى مقدّمة نافعة.
وقد اختصت هذه المقالة بتحقيق هذه المقدمة مشيرة إلى نكاتها الفلسفية والعرفانية ومؤكدة على أن المولوى لم يكن متأثراً بابن عربى قطعاً.
شعر اللاهيجى الحزين فى ميزان نقد صاحب كتاب تنبيه الغافلين
محمد مهدى الناصح
تم التعريف فى هذه المقالة بكتاب تنبيه الغافلين (تأليف الشيخ سراج الدين على خان) وهو عبارة عن الامنية, والذى ألّف لنقد وبحث أشعار اللاهيجى الحزينة.
وقد استعرض الكاتب فى هذه المقالة خلاصة عن الكتاب المزبور, وأثناء بيان انتقادات الشيخ سراج الدين للامنية أوضح أن بعضها ليس صحيحاً.
حاشية على كتاب مسلمى افريقيا
محمّدعلى سلطانى
لقد تكفّلت هذه المقالة بنقد وتعريف كتاب مسلمى أفريقيا (تأليف جوزيف. ام. كوك), والذى تمت طباعته فى قسم النشر فى الروضة الرضوية المقدسة.
وفى هذه النقد من خلال التعريف بالكتاب اُشير الى بعض من نواقصه.
تحقيق فى الجهات الاجتماعية والثقافية لرحلات ابن فضلان
السيد محمد الثقفي
ابن فضلان أحد العلماء الذى سافر الى بلاد الروس ويوغسلافيا والبلغار عام 259 على رأس وفد من قبل المقتدر العباسي, وقد جمع نتائج سفره فى كتاب. وتناولت هذه المقالة التعريف به بالإضافة الى خلاصة عن محتوياته.
نظرة فى مكارم الآثار
على المختاري
اختصت المقالة التالية بالتعريف بكتاب مكارم الآثار (تأليف المعلّم حبيب الآبادي) والذى يعدّ من الكتب الفارسية المهمة فى السيرة.
وفى البدء تناول كاتب هذه المقالة أنواع كتب السير, ثم قام ببحث كتاب مكارم الآثار من نواح مختلفة وقد اعتبره كتاباً جيداً ومهماً.
تأمّلات فى قاموس صحيفة العذراء
نجف جوكار
تناولت المقالة الحاضرة تعريف كتاب صحيفة العذراء, والذى هو قاموس من اللغة العربية الى الفارسية, ألّف فى القرن السابع الهجري, ومؤلّفه هو محمد بن عمر النسفي.
وقد اشير فى هذه المقالة الى منهج وتبويب الكتاب والى النسخة الخطية له وما يتمتّع به من خصائص وامتيازات.
فى رحاب التحقيق والنشر
تضمنت هذه المقالة تقريراً حول الكتب التى هى قيد التحقيق أو التى تم تحقيقها ومعدّة للطباعة. وبعض هذه الكتب عبارة عن: الآثار الباقية ـ جواهر التفسير ـ ذخيرة القيامة ـ رسائل المرحوم دهدار ـ نور العيون و….
وقد أعدّ هذه الكتب للطباعة مكتبه نشر التراث المكتوب.
التعريف الإجمالي
تحت هذا العنوان قام بعض الكتّاب بتعريف مختصر لقسم من الكتب التى طبعت أخيراً. وكان من جملة التى المعرّفة مايلي: سيده دم اندلس ـ الرسائل الاصولية ـ عين القضاة و استادان او ـ أبوريحان بيرونى ـ ميراث اسلامى ايران ـ رسائل مشروطيت ـ ديوان حافظ ـ باباطاهر نامه.
ببلوغرافيا المنظومات الفقهية
السيد صادق المحسنى
فى هذا الباب من المجلة تم التعريف بأكثر من 170 منظومة فقهية فى أبواب شتى, وقد عرّفت منظومات بعض الأعاظم من قبيل الشيخ فضل الله نورى والمولى هادى السبزوارى والسيد بحرالعلوم والشيخ الحرّ العاملى و….
AYENEH-E-PAZHOOHESH
بسم الله الرحمن الرحيم
methed of Masoodee in chrnology
Abul-Fazl SHakoory
In this essay after givimg a brief about Abul-Hassan Ali-Ebn- Masoodee the auther of "Morojj-ul-zahab paied to his chronolgy methed and its particularities are described. This article is a summay translation of the book named manhaj -ul- Masoodee Fee- Ketabat -El- Tareekh - written by saleman Nadid Sueken.
book endowment in the time of safavi
Mohammad Bagher Sajjady
This article at first reports the conditions of book endowment in the period of safvid. And then explain about the school زchahar Bagh of Isfahanس and its liberary. And the endowment text of library of that school which was prepared by shah-Hussain- Safavee is broughtin.
SHaoobigary (degradation of Arabs) And Anty Shaoobigary in islamic works
Rasool-Jafarian
This essay is a bibliography of shaoobigary which bnifly introduces the books which are written in vindication or against shaoobigary. Auther in this book tries to introduce eiglty four books and pamphlets about shaoobigary. Some of these books are not existing and some existe. for that writer has introduced them briefly.
An exeursion in the preamble of ostad Ashtiani in Nichlool; stranslation and describtion of mathnavi
Ali Reza Zakawati Qaraguzlu
After years eventually, translation and describtion of mathnavi has been interpreted to persian by MR Hassan Lahooty. And ostad Hassen Ashtiani has prepard a useful preamble for it.
In this article this preamble has been explained. And the philosephic and mystical points are expressed and described that Moulvi was never infuenced by ibn -e- Arabi
Poetry of Hazeen Lahigee in the judgement of Tanbeeh -ul- ghafaleen(Awakening the heedless)
Mohammad Mehdi Naseh
in this writting the book Tanbeeh-ul-ghafaleen authered by shaikh -seraj -ul- deen Ali Khan pen named "Arezoo" - has been introduced. This book is written in judgement and criticism of the poetry of Hazeen Laheejee. Writter of this article gave a brief of this book. And while explaining the critiques of shaikh -seraj -ul- deen to Laheegee He expresead some of them as fault.
A Hem on the book musalmanan -e- AfriQa
Mohammad Ali Soltany
This essay is to introduce and cniticise the book named "musalman AfriQa". written by Jozif Mkocb published by Aatan Quds Razavi
In this criticism while introducing the book some of its shortages expressed.
Judgement of Social and cultural problem of ibn -e- Fazl traval account
syed Mohammad saghfi
Ibn- fazl is a scholar that had headed a team in 250 (Hij) ordered by Al-moQtadir- Abbasi to travel to Russia Oslavia - Bulgaria- He detailed the out comes of this tour in a book. in this article that book is introduced and brought in parts of it briefly.
A look at (The book) Makarim -ul- Aasar.
Ali Mukhtari
Present writting introduces the book makarim ul Asar - compiled by Moallim Habeeb Abadi
This is an important persian work in biography. At first writter in this essay tells about the different books of biography then chechs up makarim -ul- Aasar in several aspect and calls it a magnificent and important work.
An account of saheefat -ul- Azra dictionary
Najaf Joukar
This article explains about the book -saheefat -ul- Azra
That is a dictionary of Ariebic-persian of 7th century (Hij) authered by Mohammad-ibn- -e- omar -Nasfee
This essay states the methed of orgnising and chapterising of the book; its manuscripts, its privileges and its particularities.
On the eve of research and publication
This column details the books under research or those completed their research and ready to be pressed. Some of these books are as comming.
Aasar -ul- Baghia; Jawahir -ul- Tafseer, Zakheerat -ul- qiamat; Rasile of marhoom Dehdar, Norr-ul- oyoon
These books are prepared for publication by the office of Nashre -meeras -e- maktoob.
Brife introductions
under this lable some writters hame explain about some newly printed books. some of them are as commig: sapeedeh dam; ondlus; Baba- Tahir nameh; Al-Rasile -ul- osoolia; mosalmanan -e- Afriqa; Abo-Raihan. Bairoon.
Bibliography of fiqh-poemes
In this section of magazine more then 170 poems in different chalfteres of fiqh - are told about. And poems from some dignitaries; like shaihh Fazlullah Noori; Mulla Hadi sabzevari; syed Bahr -ul- oloom; shaikh- Hur. Amoliة are introduceed.